‫﻿۱
00:00:09,120 --> 00:00:10,640
‫بعدشم تو رو می‌کُشن

2
00:00:11,760 --> 00:00:13,320
‫در هر صورت مُردی دیگه

3
00:00:16,160 --> 00:00:17,400
‫عجب گیر افتادیم

4
00:00:18,680 --> 00:00:20,400
‫چکار کنم پسر؟

5
00:00:21,400 --> 00:00:22,520
‫زودباش پسر

6
00:00:30,080 --> 00:00:31,480
‫- زانو بزن
‫- نه

7
00:00:33,080 --> 00:00:34,280
‫خواهش می‌کنم من رو نکُش

8
00:00:34,500 --> 00:00:37,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شنبه - ساعت ۱۲:۳۰ "</font>

9
00:00:38,160 --> 00:00:39,320
‫بهم نگاه نکن

10
00:00:42,000 --> 00:00:42,880
‫بهم نگاه نکن

11
00:00:43,480 --> 00:00:45,320
‫- لطفاً من رو نکُش
‫- میگم بهم نگاه نکن

12
00:00:45,400 --> 00:00:47,120
‫بهم نگاه نکن لعنتی

13
00:01:02,400 --> 00:01:03,600
‫این دیگه چی بود؟

14
00:01:03,700 --> 00:01:06,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۲۶ساعت بعد از سرقت "</font>

15
00:01:06,200 --> 00:01:08,680
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- آروم باشین . خدای من

16
00:01:08,760 --> 00:01:11,040
‫آروم باشین . یه‌کمی قوی باشین بابا

17
00:01:11,120 --> 00:01:14,720
‫وگرنه نمی‌تونیم از اینجا زنده خارج بشیم ، خب؟
‫یه‌کمی جسارت داشته باشین

18
00:01:34,920 --> 00:01:37,400
‫- ممنون
‫- صدات رو ببر . خفه‌شو

19
00:01:37,480 --> 00:01:38,360
‫- ممنون
‫- میگم صدات رو ببر

20
00:01:38,720 --> 00:01:41,680
‫ممنون . بگو من کُشتی و از شَرّ
‫جنازه‌ام خلاص شدی

21
00:01:41,760 --> 00:01:43,640
‫- من قایم میشم
‫- کجا می‌خوای قایم بشی؟

22
00:01:43,800 --> 00:01:44,920
‫توی گاوصندوق شماره‌ی ۲

23
00:01:45,320 --> 00:01:48,840
‫فقط با اثرانگشت من باز میشه . هیچکی نمی‌تونه
‫بیاد داخل . قایم میشم . بهشون بگو من رو کُشتی

24
00:01:48,900 --> 00:01:51,220
‫- بهشون بگو
‫- یه قطره خون هم اینجا نریخته

25
00:01:51,280 --> 00:01:54,000
‫- حتی یه قطره خون هم اینجا نریخته
‫- به اینجام شلیک کن . زودباش

26
00:01:54,080 --> 00:01:55,920
‫- به دستم شلیک کن
‫- چرت‌وپرت نگو

27
00:01:56,000 --> 00:01:57,600
‫- بهم شلیک کن
‫- بیخیال بابا

28
00:01:57,680 --> 00:01:58,880
‫- به شونه‌ام شلیک کن
‫- شونه‌ـت؟

29
00:01:58,960 --> 00:02:00,060
‫به شونه‌ام شلیک کن

30
00:02:00,140 --> 00:02:02,820
‫شونه‌ـت به ریه‌هات خیلی نزدیکه
‫نمی‌تونم یه همچین کاری کنم

31
00:02:02,840 --> 00:02:05,040
‫به رون‌ـم شلیک کن . خونریزیش هم زیاده
‫قبلاً دیدم

32
00:02:05,120 --> 00:02:08,280
‫داداشم با یه تیکه آهن زخمی شده بود و کلی
‫خونریزی کرده بود . زودباش . بیا

33
00:02:11,960 --> 00:02:13,480
‫اگه خواستی دستم رو گاز بگیر

34
00:02:30,000 --> 00:02:31,800
‫آروم باش . آروم باش

35
00:02:32,400 --> 00:02:33,360
‫خیلی‌خب

36
00:02:33,440 --> 00:02:36,080
‫- خیلی‌خب ، باشه
‫- نه

37
00:03:03,800 --> 00:03:05,120
‫۲تا شلیک

38
00:03:07,120 --> 00:03:10,560
‫هدف‌گیری‌ـت بد شده یا
‫مو بلوندها دستپاچه‌ـت می‌کنن؟

39
00:03:11,400 --> 00:03:13,760
‫اگه زانوت رو بگیره و اصرار کنه
‫که نکُشیش

40
00:03:13,840 --> 00:03:14,920
‫دیگه کارِ راحتی نیست

41
00:03:16,640 --> 00:03:18,040
‫چرا خودت نکشتیش؟

42
00:03:21,400 --> 00:03:22,960
‫خیلی حرومزاده‌ای

43
00:03:23,200 --> 00:03:26,080
‫نمی‌خوای دستات رو به خون آلوده کنی
‫به جاش دستای من رو به خون آلوده می‌کنی

44
00:03:27,360 --> 00:03:30,120
‫اگه ۱بار دیگه بهم دست بزنی مُردی

45
00:03:33,960 --> 00:03:37,960
‫توی زیرزمین یه مخزن زغال‌سنگ هست
‫بذارش داخل اونجا

46
00:03:40,520 --> 00:03:43,240
‫بعدشم اینجا رو تمیز می‌کنی

47
00:04:43,600 --> 00:04:47,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۴</font>

48
00:04:48,700 --> 00:04:49,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

49
00:05:14,480 --> 00:05:15,440
‫"پائولا"؟

50
00:05:17,320 --> 00:05:19,520
‫"پائولا" عزیزم ، کجایی؟

51
00:05:19,680 --> 00:05:21,400
‫کجایی "پائولا"؟

52
00:05:22,080 --> 00:05:23,400
‫"پائولا" عزیزم

53
00:05:25,320 --> 00:05:26,360
‫"پائولا"

54
00:05:32,080 --> 00:05:34,440
‫الان دیگه توی "آلماسان" زندگی نمی‌کنم
‫الان مادرید هستم

55
00:05:35,360 --> 00:05:38,440
‫اتوبوسی که میره پایین‌شهر شماره‌ی ۲۱ـه

56
00:05:39,480 --> 00:05:42,080
‫۲تا دختر دارم
‫کلیدها توی کشویِ داخلِ سالن‌ـه

57
00:05:42,240 --> 00:05:44,400
‫من با "راکِل" و "پائولا" زندگی می‌کنم
‫برادرم مریضه

58
00:05:44,560 --> 00:05:47,000
‫کلیدها توی...
‫من ۲تا دختر دارم "راکِل"

59
00:05:47,160 --> 00:05:48,760
‫"پائولا" لوس و خودخواه‌ـه

60
00:05:48,920 --> 00:05:51,600
‫پدر ، "پائولا" قرارِ منع گرفته

61
00:05:52,120 --> 00:05:55,120
‫هیچ‌موقع نذار "پائولا" با پدرش
‫جایی بره

62
00:06:16,080 --> 00:06:17,040
‫الو؟

63
00:06:17,920 --> 00:06:21,240
‫"پروفسور" ، اون یک ساعتی که
‫بهتون وقت داده بودم به سر رسیده

64
00:06:21,800 --> 00:06:23,680
‫باید بدونم می‌خواید تسلیم بشید یا نه

65
00:06:24,640 --> 00:06:27,240
‫وقتی که بچه بودین
‫چه بازی‌هایی توی زمین بازی می‌کردین؟

66
00:06:31,960 --> 00:06:33,680
‫طناب میزدم

67
00:06:34,320 --> 00:06:36,680
‫پرتاب قوطی با چوب ، بازی الاغ و...

68
00:06:38,400 --> 00:06:40,840
‫کفش‌دوزک هم بازی می‌کردم
‫اتفاقاً بازیم خیلی خوب بود

69
00:06:41,120 --> 00:06:42,880
‫منم دزد و پلیس بازی می‌کردم

70
00:06:43,360 --> 00:06:44,540
‫بازیش براتون آشنا نیست؟

71
00:06:44,640 --> 00:06:47,000
‫بعضی‌هامون مجبور بودیم پلیس باشیم
‫و بقیه رو بگیریم

72
00:06:47,080 --> 00:06:50,560
‫و وقتی هم دزد رو می‌گرفتیم دیگه گرفته بودیمش
‫ولی هیچ‌موقع یادم نمیاد که حتی یه بچه

73
00:06:50,640 --> 00:06:54,520
‫توی اون زمین بازی قبل از اینکه گرفته بشه
‫خودش رو تسلیم کنه

74
00:06:55,160 --> 00:06:58,760
‫خب ، قرار نیست اون بچه‌ای که توی زمین مدرسه
‫بازی می‌کنه این خطر رو بکنه که

75
00:06:58,840 --> 00:07:00,080
‫بین ۸ تا ۱۶ سال بره زندان

76
00:07:00,680 --> 00:07:03,200
‫درست میگید
‫شما دقیقاً درست می‌فرمایید

77
00:07:03,280 --> 00:07:05,440
‫برای همینم من از دوستام پرسیدم

78
00:07:06,160 --> 00:07:08,100
‫رأی‌گیری هم کردیم و میدونید
‫نتیجه‌ـش چی شد؟

79
00:07:09,200 --> 00:07:10,720
‫ما آدمای بلندپرواز و خیالبافی هستیم

80
00:07:10,800 --> 00:07:13,760
‫نهایتاً تصمیم‌مون این بود که
‫اصلاً زندان نریم

81
00:07:19,680 --> 00:07:22,200
‫سلام ، "راکِل" هستم
‫الان نمی‌تونم جواب‌تون رو بدم

82
00:07:22,280 --> 00:07:24,920
‫اگه کار ضروری دارید
‫بعد از شنیدن بوق پیام بذارین

83
00:07:26,320 --> 00:07:29,240
‫کلی آدم دارن زجر می‌کشن
‫می‌خواین چکار کنین؟

84
00:07:29,720 --> 00:07:31,080
‫یه کاغذ و خودکار بردار

85
00:07:32,880 --> 00:07:34,120
‫به یه کامیون نیاز دارم

86
00:07:34,280 --> 00:07:36,840
‫می‌خوام ۱۰ چرخ باشه
‫یه تریلر ۱۸ تُنی هم همراهش باشه

87
00:07:36,920 --> 00:07:40,000
‫۲تا تانکر هم همراهش باشه
‫که داخل‌شون گاز پروپان باشه که اسکورتش کنن

88
00:07:40,080 --> 00:07:43,000
‫و یه کَشتی "مالایکا" با
‫پرچم "سِینت وینسنت و گرنادین‌ها" هم می‌خوام
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(کشوری جزیره‌ای در دریای کارائیب)</font>

89
00:07:43,080 --> 00:07:46,180
‫کَشتی که خواستم واسه‌تون آشنا نبود؟
‫همونیه که ۹ ماه پیش با ۲۸۰۰ کیلو

90
00:07:46,260 --> 00:07:47,340
‫کوکائین مصادره شده بود

91
00:07:47,520 --> 00:07:49,560
‫توی بندر نظامی "فِرول" لنگر انداخته

92
00:07:49,920 --> 00:07:52,560
‫سخته که درخواست‌هاتون
‫رو بتونیم عملی کنیم

93
00:07:53,240 --> 00:07:56,280
‫هم به‌خاطر مسائل منطقه‌ای
‫هم به‌خاطر مسائل امنیتی

94
00:07:57,600 --> 00:07:58,840
‫تصور کن که...

95
00:08:00,320 --> 00:08:05,080
‫یه ساختمونی فرو میریزه
‫و ۶۷ نفر هم داخل اون ساختمونن

96
00:08:06,920 --> 00:08:09,480
‫تا چه حد می‌تونن مقدماتی رو فراهم کنن
‫که بتونن جون اون افراد

97
00:08:09,560 --> 00:08:12,840
‫بی‌گناه رو نجات بدن؟
‫بازرس ، بذار واضح بگم

98
00:08:13,680 --> 00:08:17,800
‫شما فقط ۲تا گزینه دارید
‫یک : ما رو مجازات کنید
‫دو : زندگی افراد رو نجات بدین

99
00:08:17,880 --> 00:08:20,160
‫و متأسفانه نمی‌تونید هر ۲تا گزینه رو
‫با همدیگه انتخاب کنید

100
00:08:21,000 --> 00:08:22,960
‫شما یک پیام جدید دارید

101
00:08:23,040 --> 00:08:24,840
‫مامان ، تازه کارم تموم شده
‫دارم میام خونه

102
00:08:25,320 --> 00:08:27,680
‫برای تماس عدد ۱ را وارد کنید

103
00:08:30,240 --> 00:08:31,720
‫یه چیزی رو بهتون قول میدم...

104
00:08:37,960 --> 00:08:39,560
‫اگه تصمیم بگیرید که
‫ما رو مجازات نکنید

105
00:08:39,640 --> 00:08:42,320
‫اون ۶۷ گروگان رو در بهترین شرایط
‫سلامتی تقدیم‌تون می‌کنم

106
00:08:42,400 --> 00:08:44,640
‫البته وقتی که ما روانه‌ی آب‌های آزاد
‫بین‌المللی شده باشیم

107
00:08:44,720 --> 00:08:46,840
‫و بهتون اطمینان میدم
‫انتخاب اولم یه چنین چیزی نبوده

108
00:08:46,920 --> 00:08:49,400
‫از دریا ، ماهی و ماسه‌ی روی ساحل متنفرم

109
00:08:50,080 --> 00:08:52,760
‫ولی زندگی همیشه راه آسونی برای
‫انتخاب کردن واست نمیذاره . اینطور نیست؟

110
00:08:59,280 --> 00:09:02,680
‫امروز صبح یه پیامی رو از طرف دخترم
‫از اون گوشی گرفته بودم

111
00:09:02,760 --> 00:09:07,400
‫من...من مادر "راکِل موریو" هستم
‫و هیچ‌جوری نمی‌تونم پیداش کنم

112
00:09:07,680 --> 00:09:10,600
‫خواهش می‌کنم . میدونید کجاست؟
‫خیلی ضروری‌ـه

113
00:09:14,120 --> 00:09:17,200
‫اون کامیونی که می‌خوان رو واسه‌شون میاریم
‫که از اون تله‌موش بِکِشیم‌شون بیرون

114
00:09:17,280 --> 00:09:19,820
‫اگه بهشون میدون بدیم مقابله کردن باهاشون
‫واسه‌مون راحت‌تر میشه

115
00:09:19,840 --> 00:09:21,600
‫بیاین ماشینا رو با گاز مخدر
‫آماده‌شون کنیم

116
00:09:21,680 --> 00:09:24,040
‫- اونا نمی‌خوان بیان بیرون
‫- از کجا میدونی؟

117
00:09:24,080 --> 00:09:27,080
‫اونا اون گاوصندوق رو باز کردن
‫ولی پول‌هاش رو نمی‌خواستن

118
00:09:28,480 --> 00:09:30,000
‫منتظر پلیس موندن

119
00:09:32,200 --> 00:09:33,080
‫شلیک کردن

120
00:09:34,080 --> 00:09:36,500
‫۲تا کیف رو انداختن روی زمین
‫که خیلی اتفاقی کیف‌ها باز بودن

121
00:09:36,580 --> 00:09:38,820
‫طوری که اسکناس‌ها توی
‫خیابون پخش می‌شدن

122
00:09:40,080 --> 00:09:42,040
‫- خب؟
‫- می‌خواستن اینطور نشون بدن که گیر افتادن

123
00:09:42,120 --> 00:09:43,960
‫تا بتونن ۲ روز واسه
‫مذاکره کردن وقت بگیرن

124
00:09:44,120 --> 00:09:45,880
‫ولی از عمد داخل هستن

125
00:09:45,960 --> 00:09:49,320
‫با یه مسلسل "براونینگ"
‫لباس قرمز ، ماسک و همه چیز

126
00:09:51,600 --> 00:09:54,400
‫اونا خودشون آژیر رو ۲ ساعت بعد از اینکه
‫وارد شدن به کار انداختن

127
00:09:54,560 --> 00:09:56,720
‫بعد از اینکه گاوصندوق رو باز کردن
‫این‌کار رو انجام دادن

128
00:09:56,800 --> 00:10:00,360
‫اونا از پول یه‌جوری استفاده کردن که انگار می‌خوان
‫یه دزدی انجام بدن ولی قضیه عادی نبود

129
00:10:00,440 --> 00:10:02,120
‫وقتی وارد شدن که دختر سفیر داخل بوده

130
00:10:02,200 --> 00:10:04,300
‫واسه همینه این مَرده بدون
‫تردید و تأمل حرفاش رو میزنه

131
00:10:04,360 --> 00:10:07,240
‫همه چیز رو تحت کنترل داره چون میدونه
‫همه چیز طبق برنامه داره پیش میره

132
00:10:07,240 --> 00:10:10,360
‫چه برنامه‌ای می‌تونه بهتر از دزدیدن
‫۸ میلیون از گاوصندوق و فرار کردن باشه؟

133
00:10:13,920 --> 00:10:16,160
‫دارن پول بدون علامت خودشون رو چاپ می‌کنن

134
00:10:20,920 --> 00:10:23,160
‫- همینجاست دیگه . درسته؟
‫- آره . وایسا

135
00:10:23,240 --> 00:10:24,360
‫مواظب باش

136
00:10:29,960 --> 00:10:32,360
‫- چرا کار نمی‌کنه پس؟
‫- انگشتم تمیز نیست

137
00:10:33,040 --> 00:10:35,800
‫- الان اینم مثل اون یکی باز شدنش
‫تأخیر می‌خوره؟
‫- نه

138
00:10:41,120 --> 00:10:42,640
‫- حله
‫- بیا

139
00:11:09,000 --> 00:11:10,880
‫- نمی‌تونی وارد بشی
‫- یه تماس تلفنی برای بازرس

140
00:11:10,960 --> 00:11:12,760
‫"موریو" دارم . "راکِل موریو"

141
00:11:13,360 --> 00:11:15,680
‫- باشه
‫- ضروری‌ـه و شخصی‌ـه

142
00:11:17,640 --> 00:11:19,880
‫- فوری‌ـه
‫- برو جلو

143
00:11:22,520 --> 00:11:24,360
‫- ممنون
‫- دستات رو باز کن

144
00:11:33,320 --> 00:11:34,680
‫باهام بیا

145
00:11:38,560 --> 00:11:41,920
‫- یه تماس دریافتی روی تکرارگر داریم
‫- ضبطش کن . همین الان

146
00:11:43,480 --> 00:11:44,560
‫داره ضبط میشه

147
00:11:44,640 --> 00:11:46,960
‫یه شهروند داره سمت محل فرماندهی میره
‫با "آلمانسا" هست

148
00:11:47,120 --> 00:11:49,680
‫می‌خواد بازرس رو ببینه
‫یه مسئله‌ی شخصی و فوری هست

149
00:11:52,240 --> 00:11:55,680
‫معذرت می‌خوام بازرس ولی مادرتون
‫پشت خط تلفنِ من هستن

150
00:11:56,240 --> 00:11:59,000
‫فکر کنم با گوشیِ من باهاشون
‫تماس گرفته بودین . عذر می‌خوام

151
00:11:59,600 --> 00:12:01,800
‫ولی فکر می‌کنم به دخترتون مربوط بشه

152
00:12:15,960 --> 00:12:17,480
‫- الو؟
‫- عزیزم

153
00:12:17,640 --> 00:12:19,120
‫- مامان ، چی شده؟
‫- ضبط نکنین

154
00:12:19,200 --> 00:12:21,040
‫- "پائولا" با باباش رفت
‫- چی؟

155
00:12:21,120 --> 00:12:23,720
‫- بهم گفت فقط چند لحظه می‌برتش
‫- مامان ، چکار کردی؟

156
00:12:23,800 --> 00:12:26,680
‫- هنوز برنگشتن
‫- "آلبرتو" که قرارِ منع داره

157
00:12:26,760 --> 00:12:29,760
‫هر ۱۵ روز فقط یک‌بار می‌تونه "پائولا"
‫رو ببینه و نبایدم وارد خونه بشه

158
00:12:29,920 --> 00:12:31,800
‫- میدونم عزیزم
‫- ضبط نکن دیگه

159
00:12:32,080 --> 00:12:33,920
‫- نمی‌تونیم
‫- خب ، صداش رو کم کن حداقل

160
00:12:34,000 --> 00:12:34,920
‫من نتونستم

161
00:12:35,520 --> 00:12:36,640
‫مامان ، مامان

162
00:12:36,720 --> 00:12:39,040
‫- چقدر وقت پیش رفتن؟
‫- ۲ساعت پیش فکر کنم

163
00:12:39,120 --> 00:12:40,880
‫باشه . همونجا منتظرم بمون

164
00:12:52,440 --> 00:12:57,400
‫- چه ریخت‌و‌پاشی‌ـه اینجا دیگه ، نه؟
‫- "آلمانسا" ، ببرش بیرون لطفاً

165
00:13:08,440 --> 00:13:12,440
‫شلیک‌هایی که شنیدین به‌خاطر
‫یکی از گروگان‌ها بود که...

166
00:13:14,000 --> 00:13:17,800
‫موضع ما رو در مقابل پلیس ضعیف‌تر کرده بود
‫و از قوانینی که بهتون گفته بودم پیروی نکرده بود

167
00:13:18,240 --> 00:13:22,680
‫و می‌خواست با استفاده از
‫این تلفن ارتباط برقرار کنه

168
00:13:39,880 --> 00:13:41,200
‫و برام سواله

169
00:13:42,600 --> 00:13:46,040
‫اگه گوشی‌ـه خانم "گَتَمبید" دستِ من‌ـه...

170
00:13:47,720 --> 00:13:49,240
‫پس این یکی مال کیه؟

171
00:13:51,600 --> 00:13:53,560
‫این زنگِ گوشی واسه‌تون آشنا نیست؟

172
00:13:59,080 --> 00:14:00,120
‫چی شده؟

173
00:14:01,000 --> 00:14:02,080
‫چکار داری می‌کنی؟

174
00:14:02,760 --> 00:14:04,120
‫همه‌مون صدای شلیک‌ها رو شنیدیم

175
00:14:04,400 --> 00:14:06,160
‫ازت پرسیدم چی شده عوضی؟

176
00:14:07,160 --> 00:14:08,040
‫اینجا نه

177
00:14:10,000 --> 00:14:11,320
‫گفتیم هیچ قربانی در کار نباشه

178
00:14:11,640 --> 00:14:14,040
‫خب ، گوشی داشت . چکار باید می‌کردم
‫با شلاق‌زدن ادبش می‌کردم؟

179
00:14:14,120 --> 00:14:17,080
‫بترسونش ، نه اینکه بُکُشیش
‫مثل توی فیلما یه گوش‌ـش رو می‌بُریدی

180
00:14:17,160 --> 00:14:20,160
‫اگه به پلیس اطلاعاتی رو در مورد تعدادمون
‫و اینکه کجا هستیم رو میداد

181
00:14:20,240 --> 00:14:22,240
‫الان شماها بودین که بهتون شلیک می‌شد

182
00:14:23,200 --> 00:14:24,740
‫ولی می‌تونستین گوش‌هاتون رو نگه دارین

183
00:14:25,560 --> 00:14:26,560
‫کی شلیک کرد؟

184
00:14:28,040 --> 00:14:28,960
‫"دِنوِر"

185
00:14:30,880 --> 00:14:32,400
‫زیادی کله‌خر و جوشی‌ـه

186
00:14:33,200 --> 00:14:35,720
‫پروفسور» گفت که خون»
‫از کسی نریزیم

187
00:14:35,800 --> 00:14:38,520
‫- این جزء قوانین‌مون بود
‫- خب ، باید بگم به تازگی تغییراتی در نحوه‌ی

188
00:14:38,840 --> 00:14:40,640
‫کنترل کردن گروگان‌هامون به‌وجود اومده

189
00:14:42,440 --> 00:14:43,360
‫شیرفهم شدین؟

190
00:14:44,600 --> 00:14:48,320
‫آروم باشین . افکار عمومی سمت ماست
‫و این قضیه قرار نیست عوض بشه

191
00:14:48,400 --> 00:14:51,400
‫تا بیان بفهمن که یکی از گروگان‌ها نیستش
‫ما از اینجا رفتیم

192
00:14:52,080 --> 00:14:53,080
‫حسابی هم از اینجا دور شدیم

193
00:14:53,240 --> 00:14:54,920
‫پروفسور» این رو میدونه؟»

194
00:14:55,600 --> 00:14:58,200
‫پروفسور» میدونه که اولین قانون این نقشه»
‫رو زیر پا گذاشتی لعنتی؟

195
00:14:58,360 --> 00:15:00,380
‫یعنی تو می‌خوای در مورد
‫قوانین با من حرف بزنی؟

196
00:15:00,760 --> 00:15:04,880
‫تو که به‌خاطر رابطه‌ـت با این آشغال
‫نزدیک بود یه افسر پلیس رو به کشتن بدی؟

197
00:15:05,240 --> 00:15:07,280
‫باید به «پروفسور» زنگ بزنیم
‫و بهش اطلاع بدیم

198
00:15:08,640 --> 00:15:09,640
‫پسر

199
00:15:17,160 --> 00:15:18,440
‫بهش زنگ بزن "ریو"

200
00:15:30,840 --> 00:15:31,920
‫جواب نمیده

201
00:15:39,960 --> 00:15:42,800
‫نمی‌تونی که ۲۴ ساعت روز هم همه چیز رو
‫زیرنظر بگیری و هم کنترل کنی

202
00:15:42,880 --> 00:15:46,360
‫بالاخره باید غذا بخوری . بخوابی
‫بری دستشویی

203
00:15:46,440 --> 00:15:48,440
‫برای همینه که من اینجا مسئول قضیه‌ـم

204
00:15:49,360 --> 00:15:51,760
‫فقط اگه حرفه‌ای عمل کنیم می‌تونیم
‫از اینجا خارج بشیم

205
00:15:51,960 --> 00:15:54,160
‫می‌تونید بهم بگید اینجا چه خبره؟

206
00:15:54,640 --> 00:15:56,160
‫صداتون تا اونطرف راهرو میاد

207
00:15:57,480 --> 00:15:59,440
‫"برلین" دستور کُشتن یکی از
‫گروگان‌ها رو داده

208
00:16:06,360 --> 00:16:07,560
‫کی کُشت‌ـتش؟

209
00:16:14,640 --> 00:16:15,720
‫پسرت

210
00:16:22,680 --> 00:16:26,560
‫یه دزد به معنی واقعی کلمه
‫طبق عادت خوشبین‌ـه

211
00:16:28,080 --> 00:16:30,000
‫همیشه فکر می‌کنه
‫همه چیز مطابق برنامه پیش میره

212
00:16:31,280 --> 00:16:33,480
‫غیر از "مسکو" که نسبت به همه چیز
‫واقع‌بین‌تر بود

213
00:16:39,360 --> 00:16:41,400
‫از جمله افرادی بود که صادق بود

214
00:16:41,480 --> 00:16:45,440
‫بهمون اعتمادبه‌نفس میداد . هوامون رو داشت
‫و واسه‌مون جوکای بد می‌گفت

215
00:16:46,240 --> 00:16:48,040
‫همیشه نسبت بهش
‫احساس مهر و محبت داشتم

216
00:16:51,400 --> 00:16:52,920
‫داری به چی گوش می‌کنی؟

217
00:16:55,440 --> 00:16:56,320
‫آهنگ خیلی خوبی‌ـه

218
00:16:57,600 --> 00:16:59,720
‫میدونی موسیقی چطوری اختراع شده؟

219
00:17:01,840 --> 00:17:03,960
‫- نه
‫- روی قطار

220
00:17:05,320 --> 00:17:08,640
‫یه پدر و پسری بودن که اسم پسره
‫هم "پتچی" بود

221
00:17:09,040 --> 00:17:11,280
‫پسره خیلی نگران بود که
‫ببینه قطاره ایستگاه روستاشون

222
00:17:11,360 --> 00:17:14,360
‫نگه میداره یا نه
‫بعدشم بچه‌ـه حسابی روی اعصاب بود

223
00:17:14,520 --> 00:17:16,840
‫هی می‌گفت :
‫"بابا ، نگه میداره؟"

224
00:17:16,920 --> 00:17:20,160
‫باباشم می‌گفت : "نگه میداره «پتچی» "
‫"بابا ، نگه میداره؟" "نگه میداره «پتچی» "

225
00:17:26,400 --> 00:17:30,280
‫قضیه‌ی تو و «دِنوِر» چیه؟ فامیلین
‫و ۲ نفری به‌صورت هنری سرقت می‌کنین؟

226
00:17:32,800 --> 00:17:36,120
‫«آره . مثل گروه «مداد و مدادتراش
‫ولی خب ، ما دزدیم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(گروه ۲ نفره‌ی کمدین توی اسپانیا)</font>

227
00:17:37,080 --> 00:17:42,080
‫عصر اون روز "مسکو" بهم گفت که چطوری
‫پسرش رو وارد اون دزدی دیوونه‌وار کرده

228
00:17:42,800 --> 00:17:46,560
‫پسر من نباید یه همچین جایی باشه
‫ولی وقتی «پروفسور» در مورد

229
00:17:46,640 --> 00:17:49,840
‫نقشه‌ـش بهم گفت
‫با خودم آوردمش اینجا

230
00:17:58,400 --> 00:17:59,280
‫هی

231
00:18:06,160 --> 00:18:07,040
‫بذارش اونجا

232
00:18:08,600 --> 00:18:09,920
‫خدایا ، بیا بغلم ببینم

233
00:18:13,240 --> 00:18:16,040
‫حسابی با غذای زندون حال می‌کنی ، نه؟

234
00:18:16,120 --> 00:18:20,000
‫- بهم دست نزن . اینا گازن
‫- باشه . گازن

235
00:18:20,360 --> 00:18:22,520
‫البته چربی اشباع‌شده هم هستن
‫که اونجا به خوردمون میدن

236
00:18:22,600 --> 00:18:24,200
‫- آره
‫- یه سیگار بهم بده ببینم . زودباش

237
00:18:24,280 --> 00:18:25,960
‫آماده کردم برات بیا

238
00:18:28,160 --> 00:18:30,120
‫چطوری؟ زندگی‌ـت در چه وضعی‌ـه؟

239
00:18:30,200 --> 00:18:31,760
‫خوبم . اینجام دیگه

240
00:18:38,040 --> 00:18:40,400
‫- چی شده؟
‫- منظورت چیه؟

241
00:18:40,800 --> 00:18:43,320
‫- از دیدنت ذوق‌مرگ شدم
‫- گولم نزن ببینم

242
00:18:43,880 --> 00:18:47,080
‫۶باره که اومدی دَمِ در زندان که من رو ببری
‫و هیچ‌موقع اینطوری نگام نکردی

243
00:18:47,480 --> 00:18:48,520
‫چه مرگت شده؟

244
00:18:52,200 --> 00:18:53,280
‫همه چیز رو به فنا دادم

245
00:18:55,000 --> 00:18:56,200
‫چه غلطی کردی؟

246
00:18:57,600 --> 00:18:59,720
‫۸۰۰تا قرص رو گم کرده بود

247
00:19:00,120 --> 00:19:03,800
‫که مالِ یه ساقیِ آشغالی
‫به اسم "پُل" از شهر "آلکورکون" بود

248
00:19:05,160 --> 00:19:07,280
‫انگار از ماشینش دزدیده بودن

249
00:19:07,840 --> 00:19:09,340
‫اونم که خودش یه رئیس دیگه داره

250
00:19:10,040 --> 00:19:11,440
‫اون بی‌پدر که دیگه حسابی روانی‌ـه

251
00:19:12,680 --> 00:19:18,080
‫تیغه‌ی بینی‌ـت رو می‌شکنن
‫پاهات رو می‌شکنن

252
00:19:19,000 --> 00:19:21,560
‫تا همه بدونن که
‫از بد آدمی دزدی کردی

253
00:19:25,680 --> 00:19:30,240
‫بابا ، دیگه وقتی برام نمونده و هنوز
‫نتونستم پول رو جور کنم

254
00:19:30,400 --> 00:19:33,200
‫به خدا قسم من قرصا رو ندزدیدم
‫از ماشینم دزدیدن

255
00:19:33,280 --> 00:19:36,600
‫اینطور نبوده که بفروشم‌شون یا مصرف‌شون کنم
‫مواد حالم رو به‌هم میزنه

256
00:19:44,440 --> 00:19:47,760
‫واسه همین چون نمی‌خواستی مینسک زانوهاش
‫رو با چوب بیسبال بشکنن بهش گفتی :

257
00:19:48,880 --> 00:19:50,480
‫"بیا بریم واسه‌ـش پول چاپ کنیم"

258
00:19:50,560 --> 00:19:52,800
‫هر کار بدی که بگی انجام داده تا الان

259
00:19:54,280 --> 00:19:57,480
‫از خزفروشی
‫از بانک ون‌های بانکی دزدی کرده

260
00:19:58,320 --> 00:20:01,400
‫حالا هم اومده سراغ یه چیز گُنده‌تر

261
00:20:02,240 --> 00:20:05,120
‫اگه همه چیز طبق نقشه پیش بره
‫پسرم رو برمیدارم می‌برم یه کشوری

262
00:20:05,680 --> 00:20:08,000
‫که اسمش رو هم حتی نشه تلفظ کرد

263
00:20:08,080 --> 00:20:11,059
‫بدون اینکه "پُل"ـی در کار باشه
‫بدون اینکه پرونده‌ی باز شده‌ای در کار باشه

264
00:20:11,084 --> 00:20:12,244
‫یه زندگی تازه رو شروع می‌کنیم

265
00:20:12,280 --> 00:20:15,680
‫ولی خب ، با موهیتو کنار ساحل

266
00:20:16,520 --> 00:20:18,520
‫ببخشید . ببخشید

267
00:20:18,680 --> 00:20:22,840
‫- پسر ، مگه نمی‌بینی دارم این کف رو تمیز می‌کنم؟
‫- یادداشت‌هام رو اینجا گذاشته بودم که بخونم

268
00:20:23,320 --> 00:20:27,240
‫- یادداشت‌هات رو جا گذاشته بودی . بیخیال . گم‌شو بیرون
‫- اذیت نکن . بذار پیداش کنم

269
00:20:28,040 --> 00:20:30,400
‫- می‌تونی...
‫- بابا ، باید بخونم

270
00:20:30,480 --> 00:20:33,840
‫- یادداشت‌هام رو جا گذاشتم . دارم میرم
‫- برو بیرون ببینم . زودباش . زودباش

271
00:20:34,600 --> 00:20:37,280
‫زودباش . گم‌شو بیرون . از دست این

272
00:20:41,760 --> 00:20:42,640
‫"مسکو"

273
00:20:45,680 --> 00:20:46,720
‫صبر کن

274
00:20:49,480 --> 00:20:52,520
‫واسه بار آخر بهت میگم
‫برگرد سر موقعیت‌ـت

275
00:21:00,720 --> 00:21:01,960
‫چکار می‌خوای بکنی؟

276
00:21:02,800 --> 00:21:03,760
‫بهم شلیک کنی؟

277
00:21:05,800 --> 00:21:07,200
‫بعدش به کی؟

278
00:21:07,960 --> 00:21:08,960
‫همه؟

279
00:21:10,240 --> 00:21:12,160
‫می‌خوای خودت تنهایی
‫تو این تله‌موش بمونی؟

280
00:21:41,760 --> 00:21:42,720
‫پسرم

281
00:21:48,400 --> 00:21:49,880
‫بگو ببینم اون زن رو تو کشتی؟

282
00:22:02,080 --> 00:22:03,080
‫بابا

283
00:22:10,120 --> 00:22:11,000
‫هیچی

284
00:22:12,240 --> 00:22:13,560
‫- نمی‌تونم نفس بکشم
‫- بابا

285
00:22:13,880 --> 00:22:16,120
‫بابا ، چی شده؟ چی شده؟

286
00:22:16,200 --> 00:22:17,880
‫بابا ، قلب‌ـت گرفته؟

287
00:22:17,960 --> 00:22:21,120
‫نکنه داری سکته می‌کنی؟
‫بابا ، نه . نه

288
00:22:21,200 --> 00:22:24,360
‫حمله عصبی‌ـه
‫بخوابونش . بخوابونش

289
00:22:24,600 --> 00:22:26,960
‫- بابا ، بابا
‫- خوبه

290
00:22:27,360 --> 00:22:31,160
‫وقتی "مسکو" رو روی اون زمین پُر از خون خوابوندنش
‫«میدونست که دیگه خبری از «کایپیرینا
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(مشروب ملی برزیل)</font>

291
00:22:31,880 --> 00:22:34,040
‫یا هیچ کشوری که نتونن تلفظش کنن نیست

292
00:22:35,480 --> 00:22:38,240
‫"دِنوِر" رو برده بود اونجا که
‫از چاله درش‌بیاره

293
00:22:38,560 --> 00:22:41,480
‫به جاش صاف انداختش توی چاهی که واسه
‫بیرون اومدن ازش یا باید دستگیر می‌شد

294
00:22:42,040 --> 00:22:43,980
‫یا یه گلوله توی سینه‌ـش حرومش می‌کردن

295
00:22:48,160 --> 00:22:49,880
‫معذرت می‌خوام . ببخشید

296
00:22:51,200 --> 00:22:54,240
‫صدای اون شلیکی که چند دقیقه پیش شنیدیم
‫کسی آسیبی دیده؟

297
00:22:54,600 --> 00:22:56,200
‫آروم باش . باشه؟

298
00:22:56,600 --> 00:22:58,640
‫کسی آسیبی ندیده ، خب؟

299
00:22:59,080 --> 00:23:02,040
‫فقط به منظور جلوگیری از مداخله‌ی
‫پلیس‌ها شلیک کردیم . فقط همین

300
00:23:04,040 --> 00:23:06,920
‫شنیدید؟ در مورد اون شلیک‌ها
‫افکار عجیب و غریب

301
00:23:07,000 --> 00:23:10,360
‫نداشته باشید ، خب؟
‫اینا سارق هستن

302
00:23:10,440 --> 00:23:13,000
‫گروه جهادی و اینا که نیستن

303
00:23:18,600 --> 00:23:21,320
‫- مامان
‫- عزیزم ، معذرت می‌خوام

304
00:23:26,800 --> 00:23:28,360
‫ترن‌هوایی‌ـه

305
00:23:28,440 --> 00:23:30,640
‫خب ، کدومش کدومه؟
‫کجا خیس میشی؟

306
00:23:30,720 --> 00:23:33,040
‫- قایق چرخون
‫- آره . قایق‌ها

307
00:23:36,080 --> 00:23:37,040
‫مامانت اومد

308
00:23:37,560 --> 00:23:42,080
‫مامان ، رفتیم شهربازی
‫خیلی خوش گذشت

309
00:23:42,400 --> 00:23:43,480
‫البته عزیزم

310
00:23:44,880 --> 00:23:48,840
‫مامان ، می‌تونی بری بالا
‫و خرس‌ـش رو بذاری توی اتاقش؟

311
00:23:49,440 --> 00:23:50,400
‫حتماً عزیزم

312
00:23:52,800 --> 00:23:54,080
‫بیا اینجا ببینم عشقم

313
00:24:03,720 --> 00:24:08,200
‫از یه قرارِ منع تخطی کردی
‫برگرد و به سمت دیوار وایسا

314
00:24:08,360 --> 00:24:10,760
‫"راکِل" ، من باباشم
‫نمی‌تونی که من رو از "پائولا" دور نگه داری

315
00:24:10,880 --> 00:24:14,800
‫تو از یه قرارِ منع تخطی کردی
‫برگرد و به سمت دیوار وایسا

316
00:24:14,880 --> 00:24:16,860
‫به اندازه‌ی کافی زندگی‌ـم رو خراب کردی
‫بس نیست برات؟

317
00:24:16,940 --> 00:24:18,460
‫- گفتم وایسا
‫- داری چکار می‌کنی؟

318
00:24:21,000 --> 00:24:21,880
‫واقعاً؟

319
00:24:22,800 --> 00:24:24,400
‫می‌خوای اسلحه‌ـت رو سمتم نشونه بری؟

320
00:24:54,960 --> 00:24:55,840
‫الو؟

321
00:24:55,920 --> 00:24:58,920
‫"راکِل" ، "سالوا" هستم
‫از کافه‌ دارم بهت زنگ میزنم

322
00:24:59,000 --> 00:25:01,360
‫ببین ، مجبور شدم زنگ بزنم
‫حواست نبود گوشی‌ـم رو بُردی

323
00:25:02,400 --> 00:25:03,320
‫"راکِل"؟

324
00:25:06,400 --> 00:25:08,400
‫بابا ، بابا

325
00:25:09,360 --> 00:25:10,440
‫حال‌ـت چطوره؟

326
00:25:11,320 --> 00:25:12,200
‫سردم‌ـه

327
00:25:12,560 --> 00:25:13,480
‫- سردت‌ـه؟
‫- آره

328
00:25:13,560 --> 00:25:14,640
‫- یه پتو بیار
‫- باشه

329
00:25:14,880 --> 00:25:17,720
‫- یه‌کمی شکر هم بیار یا حالا هر چی
‫- زودباش "هلسینکی" . برو شکر بیار

330
00:25:17,800 --> 00:25:19,000
‫مثله چوب‌لباسی وایسادی اینجا

331
00:25:20,120 --> 00:25:21,560
‫نمیدونم چرا حالم اینطوری شد

332
00:25:23,720 --> 00:25:27,040
‫فکر کنم به‌خاطر این بود که کل صبح
‫مشغول حفاری تونل بودم

333
00:25:27,600 --> 00:25:29,800
‫فقط یکی از اون ساندویچ‌های
‫آشغال رو خوردم

334
00:25:29,880 --> 00:25:32,520
‫حالا استراحت کن بابا . استراحت کن

335
00:25:40,120 --> 00:25:41,800
‫میدونی چی الان حال‌ـت رو خوب می‌کنه؟

336
00:25:42,120 --> 00:25:44,120
‫یه سوپ درست و حسابی
‫یکی از همونایی که دوس داری

337
00:25:44,200 --> 00:25:47,720
‫- با گوشت و نخود
‫- بیا . اینم پتو . بیا

338
00:25:48,880 --> 00:25:51,120
‫- خوبه . آروم باش "مسکو"
‫- ممنون

339
00:25:51,720 --> 00:25:55,960
‫سرم رو می‌گذارم بر زمین ای زمینِ نازنین
‫هیچ‌کس نیاد بالا سرم جز مولا امیرالمؤمنین

340
00:25:56,120 --> 00:25:57,440
‫حالا استراحت کن . باشه؟

341
00:26:16,040 --> 00:26:18,440
‫بابا ، اینجا چکار می‌کنی؟ خدایا

342
00:26:20,520 --> 00:26:23,040
‫ساعت ۴ صبح از خواب پا میشم
‫و می‌بینم توی تخت‌ـت نیستی

343
00:26:23,440 --> 00:26:26,160
‫هیچی نشده پسرم . نتونستم بخوابم

344
00:26:26,520 --> 00:26:28,920
‫اومدم بیرون به آسمون نگاه کنم

345
00:26:29,680 --> 00:26:30,560
‫آسمون

346
00:26:32,800 --> 00:26:34,320
‫آسمون خیلی بزرگه ، مگه نه؟

347
00:26:35,000 --> 00:26:36,520
‫یعنی این عظمت
‫کجا می‌خواد تموم بشه؟

348
00:26:40,200 --> 00:26:41,680
‫- چی شده؟
‫- هیچی

349
00:26:43,960 --> 00:26:46,680
‫- میدونی واسه چی از کار معدن اومدم بیرون؟
‫- آره که میدونم

350
00:26:47,160 --> 00:26:48,960
‫چون اون کثافت داشت
‫ریه‌ـت رو نابود می‌کرد

351
00:26:49,080 --> 00:26:51,560
‫- همون "سیفیلیس"
‫- "سیفیلیس" دیگه ، نه؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(بیماری مقاربت جنسی)</font>

352
00:26:51,640 --> 00:26:53,280
‫- مگه چیه؟
‫- خیلی بی‌شعوری

353
00:26:53,360 --> 00:26:55,160
‫- "سیلیکوزیس" بود
‫- منم همین رو گفتم دیگه

354
00:26:55,800 --> 00:26:57,840
‫ولی به‌خاطر این قضیه
‫از کار معدن نیومدم بیرون

355
00:26:58,640 --> 00:27:00,560
‫چون از فضاهای تنگ و تاریک می‌ترسیدم
‫کارم رو ول کردم

356
00:27:00,960 --> 00:27:01,840
‫- تو؟
‫- آره

357
00:27:02,520 --> 00:27:05,920
‫نمی‌تونستم بودنِ توی اون
‫سوراخ رو تحمل کنم

358
00:27:10,240 --> 00:27:14,160
‫واسه همین مجبور شدم این دزدی‌هام رو
‫شروع کنم که یه پولی دربیارم

359
00:27:15,280 --> 00:27:18,480
‫آخرشم کارم کشید به زندون
‫به بن‌بست خوردم مثله کل زندگی لعنتی‌ـم

360
00:27:20,200 --> 00:27:22,560
‫حال‌ـت خوبه بابا؟
‫حرفای عجیب میزنی

361
00:27:23,840 --> 00:27:24,720
‫عجیب نیست

362
00:27:26,440 --> 00:27:29,880
‫حالم خیلی هم خوبه
‫اینجا باشم . بیرونِ شهر

363
00:27:30,640 --> 00:27:31,760
‫توی هوای آزاد

364
00:27:33,600 --> 00:27:36,280
‫به دنیا نیومدم که همیشه بدبخت باشم

365
00:27:36,360 --> 00:27:38,080
‫- حرف نداریم ما بابا
‫- آره

366
00:27:38,160 --> 00:27:39,960
‫تازه قضیه وقتی بهتر میشه
‫که از اینجا بریم

367
00:27:40,120 --> 00:27:41,000
‫یه چیزی رو میدونی؟

368
00:27:42,200 --> 00:27:44,320
‫گور بابای «مازراتی» و جواهرات

369
00:27:44,520 --> 00:27:46,520
‫میدونی با پولامون چکار می‌کنیم؟

370
00:27:47,960 --> 00:27:49,560
‫میریم یه جزیره میخریم

371
00:27:50,320 --> 00:27:53,320
‫تا بتونی راحت و لخت
‫بین درختای خرما بخوابی

372
00:27:53,800 --> 00:27:56,360
‫توی یه کلبه البته
‫یه کلبه واسه تو و یه کلبه واسه من

373
00:27:56,440 --> 00:27:58,080
‫- آره
‫- نه مثله الان که پیش هم بخوابیم

374
00:27:58,160 --> 00:28:01,200
‫- چون تو خیلی خُروپُف می‌کنی
‫- چی میگی واسه خودت؟ خُروپُف نمی‌کنم بچه‌جون

375
00:28:01,280 --> 00:28:03,760
‫بابا ، باور کن مثله چی خُروپُف می‌کنی

376
00:28:03,840 --> 00:28:06,360
‫- خداییش خُروپُف می‌کنم؟
‫- خیلی زیاد خُروپُف می‌کنی

377
00:28:06,440 --> 00:28:09,200
‫- اصلاً هم خُروپُف نمی‌کنم
‫- صدات شبیه این شیپورها می‌مونه بابا

378
00:28:10,160 --> 00:28:11,280
‫دست‌ـت رو بذار داخل

379
00:28:14,200 --> 00:28:15,400
‫یه لحظه اجازه بده؟

380
00:28:16,760 --> 00:28:17,440
‫عالی شد

381
00:28:21,280 --> 00:28:22,520
‫بذار استراحت بکنه

382
00:28:25,160 --> 00:28:26,600
‫دستشویی رو تمیز کن

383
00:28:28,200 --> 00:28:31,000
‫بعدشم جات رو با "هلسینکی" عوض کن
‫و مراقب گروگان‌ها باش

384
00:28:58,440 --> 00:28:59,320
‫سلام

385
00:29:00,680 --> 00:29:02,040
‫ببخشید . حسابی به‌هم‌ریخته‌ام

386
00:29:02,120 --> 00:29:04,880
‫نه . مهم نیست واقعاً
‫فکر نکنم کسی بهم زنگی زده باشه

387
00:29:04,960 --> 00:29:08,320
‫بذار ببینم . ببین . حتی واتس‌آپ
‫هم کسی پیام نداده . نگاه کن

388
00:29:08,640 --> 00:29:09,520
‫من...

389
00:29:12,720 --> 00:29:15,520
‫عذر می‌خوام
‫به من اصلاً مربوط نمیشه ولی...

390
00:29:16,400 --> 00:29:17,800
‫همه چیز با دخترتون مرتبه؟

391
00:29:21,200 --> 00:29:24,400
‫من گوشی‌ـت رو دزدیدم
‫تفتیش‌ـت کردم . داشتم دستگیرت می‌کردم

392
00:29:24,480 --> 00:29:26,360
‫اون‌موقع تو هنوز نگران منی؟

393
00:29:27,480 --> 00:29:31,400
‫خب ، گوشیم رو که اتفاقی بردین

394
00:29:31,880 --> 00:29:33,960
‫که اونم به‌خاطر این بود که
‫اعصاب‌تون به‌هم ریخته بود

395
00:29:34,440 --> 00:29:37,640
‫و قضیه‌ی تفتیش هم خب ، بامزه بود

396
00:29:37,720 --> 00:29:39,680
‫چی می‌تونم بگم؟ هیجان‌انگیز بود

397
00:29:39,760 --> 00:29:41,400
‫"دستگاه ضبط...دستگاه ضبط کجاست؟"

398
00:29:41,480 --> 00:29:43,800
‫- دستم اینجام بود و...
‫- باید ببخشی

399
00:29:43,960 --> 00:29:45,840
‫- معذرت می‌خوام
‫- "آنتونیو" کلی ترسیده بود

400
00:29:45,920 --> 00:29:49,280
‫به‌هرحال بعدش مهمونم کرد
‫واسه همین الان باهم مشکلی نداریم

401
00:29:51,360 --> 00:29:53,400
‫- همه چیز مرتبه . ممنون
‫- خوبه

402
00:29:53,560 --> 00:29:55,480
‫- خوبه
‫- خب ، خوشحال شدم

403
00:29:55,560 --> 00:29:57,520
‫نهایتاً نگران خیلی چیزها هستیم

404
00:29:57,600 --> 00:30:00,040
‫و نهایتاً نباید انقدر همه چیز
‫رو انقدر بزرگ کنیم

405
00:30:00,120 --> 00:30:02,800
‫خب ، در واقع نمیشه گفت
‫همه چیز کاملاً مرتبه

406
00:30:04,440 --> 00:30:06,560
‫همه چیز معمولاً خیلی هم بده

407
00:30:07,160 --> 00:30:08,080
‫مزخرفه

408
00:30:08,720 --> 00:30:10,480
‫یعنی واقعاً مزخرفه

409
00:30:12,880 --> 00:30:13,760
‫خدای من

410
00:30:14,080 --> 00:30:16,720
‫معذرت می‌خوام ولی من...

411
00:30:17,480 --> 00:30:20,040
‫نه . قضیه‌ی اورژانسی این بود که...

412
00:30:21,480 --> 00:30:24,080
‫شوهر سابقم دخترم رو برده بود

413
00:30:24,760 --> 00:30:27,440
‫خب ، به‌خاطر سوءرفتاری که با من داشته
‫قرارِ منع واسه‌ـش صادر شده

414
00:30:29,560 --> 00:30:30,440
‫ممنون

415
00:30:34,800 --> 00:30:35,720
‫ممنون

416
00:31:00,040 --> 00:31:02,040
‫برات یه چیزهایی آوردم که
‫باهاشون بهت رسیدگی کنم

417
00:31:03,040 --> 00:31:04,880
‫- خیلی درد می‌کنه؟
‫- یه‌کمی

418
00:31:04,960 --> 00:31:07,040
‫بذار تا شریان‌بند رو ببندم
‫تا بهتر بشی . باشه؟

419
00:31:07,560 --> 00:31:09,280
‫- باشه
‫- بذار ببینیم

420
00:31:10,040 --> 00:31:10,960
‫بذار ببینیم

421
00:31:15,520 --> 00:31:17,200
‫فکر کنم باید این رو...

422
00:31:18,440 --> 00:31:20,040
‫- آره
‫- باشه

423
00:31:21,920 --> 00:31:22,800
‫می‌خوای کمکت کنم؟

424
00:31:30,840 --> 00:31:31,720
‫آروم

425
00:31:35,080 --> 00:31:36,320
‫آروم باش . تقریباً تمومه

426
00:31:37,800 --> 00:31:38,960
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب

427
00:31:43,440 --> 00:31:44,320
‫یا خدا

428
00:31:47,960 --> 00:31:49,080
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب

429
00:31:53,960 --> 00:31:55,200
‫مراقب باش . مراقب باش

430
00:31:55,520 --> 00:31:56,760
‫خیلی‌خب ، آفرین

431
00:31:59,680 --> 00:32:00,760
‫یا خدا

432
00:32:06,040 --> 00:32:06,920
‫وایسا

433
00:32:09,120 --> 00:32:11,240
‫فکر کنم باید گلوله رو خارج کنیم

434
00:32:12,320 --> 00:32:15,960
‫نه ، نه ، نه
‫کلی عضله ، استخون و اینا هست

435
00:32:16,040 --> 00:32:18,540
‫- حسابی خون‌و‌خونریزی میشه
‫- حواسم رو جمع می‌کنم و انجامش میدم

436
00:32:18,600 --> 00:32:20,640
‫- چطوری می‌خوای درش‌بیاری؟
‫- درش‌میارم و...

437
00:32:20,720 --> 00:32:23,720
‫- نمی‌تونی که با اون درش‌بیاری
‫- اگه بیرون باشه بهتر از اینه که داخل باشه

438
00:32:23,800 --> 00:32:26,120
‫نه . بعضیا گلوله توی بدن‌شون می‌مونه
‫و مشکلی هم ندارن

439
00:32:26,200 --> 00:32:29,240
‫توی تلویزیون دیدم
‫حتی تکه‌ی شیشه هم مشکلی نداره . مشکلی نیست

440
00:32:29,320 --> 00:32:31,480
‫- باشه . باشه
‫- میذاریمش همونجا بمونه

441
00:32:31,680 --> 00:32:34,920
‫جلوی خونریزی رو می‌گیریم تا ببینیم
‫حال‌ـت بهتر میشه یا نه . باشه؟

442
00:32:35,360 --> 00:32:36,240
‫- باشه
‫- آروم باش

443
00:32:42,160 --> 00:32:43,040
‫باشه

444
00:32:45,480 --> 00:32:46,720
‫خیلی‌خب ، باشه

445
00:32:48,000 --> 00:32:49,760
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب

446
00:32:50,120 --> 00:32:51,000
‫خیلی‌خب

447
00:33:00,800 --> 00:33:01,840
‫خوبه

448
00:33:02,160 --> 00:33:07,040
‫دقیقاً مثله وقتی که بچه بودیم
‫و دکتر بازی می‌کردیم

449
00:33:13,160 --> 00:33:14,040
‫خیلی‌خب

450
00:34:11,800 --> 00:34:15,080
‫کلی آنتی‌بیوتیک و مُسَکن و...

451
00:34:15,760 --> 00:34:18,240
‫آرام‌بخش عضلانی آوردم
‫همه چیز آوردم

452
00:34:18,320 --> 00:34:19,280
‫اینطوری بد نمیشه؟

453
00:34:20,280 --> 00:34:22,400
‫امیدوارم مصرف کردنش
‫منعی نداشته باشه

454
00:34:23,520 --> 00:34:26,920
‫خب ، دیگه هیچی بیشتر از گلوله
‫که مصرف کردنش منع نداره

455
00:34:31,000 --> 00:34:32,240
‫داشتم به بچه فکر می‌کردم

456
00:34:34,360 --> 00:34:35,400
‫راست میگی

457
00:34:36,040 --> 00:34:37,840
‫باشه . خیلی‌خب

458
00:34:38,560 --> 00:34:41,920
‫راهنماش رو می‌خونم که ببینم
‫چکار باید انجام بدیم . باشه؟

459
00:34:48,720 --> 00:34:49,600
‫بذار ببینم

460
00:34:49,760 --> 00:34:53,320
‫"این دستورات رو قبل از اینکه
‫این دارو را مصرف کنید بخوانید

461
00:34:53,720 --> 00:34:56,800
‫دستورات را نگه دارید زیرا ممکن است
‫"...مجدداً نیاز به مطالعه‌ی آن داشته باشید

462
00:35:00,840 --> 00:35:03,120
‫اگر در مصرف تردیدی دارید"
‫از دکتر یا پزشک متخصص سوال کنید

463
00:35:03,200 --> 00:35:05,360
‫"...این دارو می‌بایست نسخه شود و

464
00:35:50,840 --> 00:35:51,720
‫خیلی‌خب

465
00:36:21,880 --> 00:36:22,760
‫نمی‌خوام

466
00:36:30,720 --> 00:36:32,760
‫هی ، رشته‌فرنگی داری؟

467
00:36:38,480 --> 00:36:40,480
‫رشته‌فرنگی ندارم ولی یه‌کمی برنج دارم

468
00:36:42,360 --> 00:36:43,400
‫همونم خوبه

469
00:36:50,880 --> 00:36:51,760
‫"مسکو"

470
00:36:57,360 --> 00:36:59,880
‫"مسکو" ، چکار می‌کنی؟ هی

471
00:37:01,080 --> 00:37:02,520
‫چه غلطی می‌کنی؟

472
00:37:04,040 --> 00:37:05,320
‫"توکیو" ، چی شده؟

473
00:37:05,400 --> 00:37:07,560
‫- نمیدونم
‫- درها رو باز نکن

474
00:37:07,640 --> 00:37:08,520
‫"مسکو"

475
00:37:11,560 --> 00:37:14,120
‫- دارن درها رو باز می‌کنن
‫- آماده باشین

476
00:37:14,200 --> 00:37:16,760
‫- زود باشین . زود باشین
‫- توی موقعیت قرار بگیرین

477
00:37:19,480 --> 00:37:20,520
‫تکون نخور

478
00:37:21,400 --> 00:37:22,280
‫تک‌تیراندازها

479
00:37:22,360 --> 00:37:24,480
‫- آلفا ۱ در موقعیت
‫- آلفا ۲ در موقعیت

480
00:37:24,560 --> 00:37:26,040
‫آلفا ۳ در موقعیت

481
00:37:27,400 --> 00:37:30,280
‫همه‌تون روی زمین بخوابین
‫روی زمین بخوابین . همین الان

482
00:37:32,600 --> 00:37:33,920
‫هدف در تیررس‌ـه

483
00:37:34,000 --> 00:37:35,440
‫- با شمارش من ۳ ، ۲ ، ۱
‫- بابا

484
00:37:35,560 --> 00:37:38,120
‫- صورت‌ـت رو بپوشون . صورت‌ـت رو مخفی کن
‫- بذار برم بیرون

485
00:37:38,280 --> 00:37:40,080
‫- اونا ماسک نپوشیدن
‫- دارن باهم کُشتی می‌گیرن

486
00:37:40,160 --> 00:37:42,120
‫- نه بابا
‫- باید برم بیرون

487
00:37:42,280 --> 00:37:44,320
‫- ضبطش کن
‫- نمی‌تونم صورت‌هاشون رو ببینم

488
00:37:44,480 --> 00:37:46,320
‫- باید برم بیرون
‫- بیرون؟ واسه چی؟

489
00:37:46,400 --> 00:37:47,920
‫قربان ، هدف در تیررس‌ـه

490
00:37:49,120 --> 00:37:52,520
‫تقصیر منه . تو نباید اینجا باشی
‫تو نباید کسی رو می‌کُشتی

491
00:37:52,760 --> 00:37:54,920
‫- منتظر دستورتون هستیم
‫- اجازه هست قربان؟

492
00:37:57,680 --> 00:37:59,520
‫- بذار برم بیرون
‫- می‌خوای خودت رو تسلیم کنی؟

493
00:37:59,600 --> 00:38:02,760
‫- تا خودت رو فریب‌خورده نشون بدی؟
‫- نمیدونیم که سارق هستن یا نه

494
00:38:02,920 --> 00:38:04,440
‫اجازه بهم میدین قربان؟

495
00:38:05,680 --> 00:38:07,720
‫- بذار برم بیرون
‫- من نکشتمش

496
00:38:09,400 --> 00:38:11,160
‫- بذار برم بیرون
‫- میگم نکشتمش

497
00:38:11,560 --> 00:38:13,200
‫مخفی‌ـش کردم

498
00:38:17,320 --> 00:38:19,600
‫درها دارن بسته میشن قربان
‫۳ثانیه فرصت داریم

499
00:38:19,680 --> 00:38:21,760
‫- درها بسته شدند
‫- شلیک نکنید

500
00:38:25,680 --> 00:38:26,680
‫لامصب

501
00:38:29,120 --> 00:38:31,320
‫- بذارین برم بیرون
‫- باشه . میریم بیرون بابا

502
00:38:31,480 --> 00:38:33,640
‫میریم بیرون که هوای تازه بخوری

503
00:38:33,720 --> 00:38:35,240
‫- می‌خوام نفس بکشم
‫- باشه

504
00:38:43,280 --> 00:38:45,160
‫خیلی متأسفم که توی یه چنین موقعیتی...

505
00:38:48,080 --> 00:38:51,080
‫یعنی یه چنین تجربه‌ای رو پشت سر گذاشتین

506
00:38:52,240 --> 00:38:56,840
‫خب ، اگه کمکی خواستید هر جور کمکی
‫من در خدمت‌تون هستم

507
00:38:57,760 --> 00:39:00,600
‫یه گوشی که همیشه می‌تونه در اختیارتون باشه
‫یه محافظ با عینک

508
00:39:03,000 --> 00:39:04,960
‫ببخشید . نباید در مورد یه
‫همچین چیزی جوک می‌گفتم

509
00:39:05,040 --> 00:39:06,680
‫- حواسم نبود
‫- نه . مشکلی نیست

510
00:39:06,760 --> 00:39:10,040
‫معذرت می‌خوام ولی اینطور که
‫من شما رو می‌بینم جور درنمیاد

511
00:39:10,120 --> 00:39:13,360
‫وقتی بهش فکر می‌کنم
‫نمی‌تونم تصور کنم که شما...

512
00:39:13,520 --> 00:39:16,720
‫چی رو تصور کنی؟
‫اینکه یه زن آسیب‌دیده باشم؟

513
00:39:19,960 --> 00:39:21,400
‫چون تفنگ دارم این رو میگی ، نه؟

514
00:39:23,520 --> 00:39:24,520
‫گوش کن

515
00:39:25,680 --> 00:39:29,360
‫واقعیت اینه که
‫هیچ‌موقع با کتک زدن شروع نمیشه

516
00:39:30,600 --> 00:39:34,040
‫اگه اینطور بود هیچ‌کس با یه
‫مرد خشن رابطه برقرار نمی‌کرد

517
00:39:36,280 --> 00:39:37,640
‫قضیه دقیقاً برعکسه

518
00:39:38,840 --> 00:39:39,720
‫شما...

519
00:39:40,440 --> 00:39:44,120
‫شما عاشق یه فرد
‫جذاب و باهوش میشین

520
00:39:45,040 --> 00:39:47,400
‫که باعث میشه احساس کنید
‫تموم دنیا دارن دورتون می‌چرخن

521
00:39:48,320 --> 00:39:52,240
‫و وقتی ازت می‌خواد که عکس
‫حساب‌کاربری‌ـت رو عوض کنی

522
00:39:52,320 --> 00:39:55,320
‫و به جاش از عکس دخترت استفاده کنی
‫فکر می‌کنی به‌خاطر حساسیت‌ـشه

523
00:39:56,920 --> 00:40:00,360
‫و وقتی بهت میگه که سر کار
‫دامن کوتاه نپوشی

524
00:40:00,840 --> 00:40:04,280
‫به خودت میگی : "من یه زنی هستم
‫که دارم توی

525
00:40:04,360 --> 00:40:08,560
‫دنیای مردها کار می‌کنم
‫اون در واقع داره ازم محافظت می‌کنه"

526
00:40:11,120 --> 00:40:15,280
‫و بعدش یه روز صداش رو می‌بره بالا

527
00:40:15,880 --> 00:40:19,840
‫- لازم نیست بهم بگی
‫- آره ، آره . باید بگم

528
00:40:21,000 --> 00:40:22,120
‫ببین ، مثل این می‌مونه که...

529
00:40:23,200 --> 00:40:25,360
‫مثل این می‌مونه که بخوای پله‌ها رو
‫یکی‌یکی بری پایین

530
00:40:25,480 --> 00:40:29,160
‫مثل اون فیلمای ترسناک هست که
‫یه نفر می‌خواد وارد زیرزمین بشه

531
00:40:29,240 --> 00:40:33,240
‫و همه با خودشون فکر می‌کنن :
‫"نرو پایین . نکن این‌کار رو"

532
00:40:34,720 --> 00:40:35,780
‫ولی تو انجامش میدی

533
00:40:38,120 --> 00:40:39,560
‫اینطوری شد که اولین سیلی رو خوردم

534
00:40:41,600 --> 00:40:43,960
‫بعدشم دومی و بعدش سومی

535
00:40:46,120 --> 00:40:47,600
‫و آخرشم دیگه طلاق گرفتم

536
00:40:52,280 --> 00:40:53,400
‫کارهاش رو گزارش نمی‌کردی؟

537
00:40:55,600 --> 00:40:58,000
‫نه . خب ، خودش پلیس بود دیگه

538
00:40:58,560 --> 00:41:03,800
‫محبوب‌ترین آدم پاسگاه بود
‫منم دیگه نمی‌خواستم باهاش چشم تو چشم بشم

539
00:41:06,280 --> 00:41:11,200
‫فکر کنم خجالت می‌کشیدم که
‫جلوی رئیسم بشینم و...

540
00:41:12,120 --> 00:41:15,760
‫بهش در مورد ۱.۵ سال تحقیر
‫و کتک‌کاری‌ها بگم

541
00:41:18,080 --> 00:41:20,520
‫اینجا یه‌دونه اسلحه‌ی
‫«هکلر» ۹ میلیمتری دارم

542
00:41:20,600 --> 00:41:24,760
‫ولی واقعاً نمیدونم چطوری باید باهاش
‫از خودم محافظت کنم

543
00:41:26,480 --> 00:41:27,440
‫اینطوری نگو

544
00:41:28,600 --> 00:41:33,480
‫ولی قضیه‌ی اصلی چند
‫ماه بعدش اتفاق افتاد

545
00:41:35,280 --> 00:41:38,000
‫چون خواهرم عاشقش شد

546
00:41:43,160 --> 00:41:46,720
‫شروع کردن با همدیگه بیرون رفتن
‫مسافرت کردن

547
00:41:48,240 --> 00:41:49,640
‫بعدش مجبور شدم گزارش‌ـش رو بدم

548
00:41:51,080 --> 00:41:52,440
‫که دیر بود و دیگه مدرکی هم نبود

549
00:41:57,320 --> 00:41:59,960
‫چون نمی‌خواستم خواهرم وارد همون
‫چاهی بشه که من شده بودم

550
00:42:01,000 --> 00:42:01,920
‫می‌فهمی؟

551
00:42:03,920 --> 00:42:07,960
‫ولی خب ، اینطوری فقط به عنوان یه زن
‫حسودِ آسیب‌دیده جلوه می‌کردم

552
00:42:08,040 --> 00:42:09,600
‫که داره الکی شکایت می‌کنه

553
00:42:11,760 --> 00:42:14,040
‫"دیدی؟ بازرس اون‌موقع که باید
‫گزارش‌ـشُ می‌کرد این‌کار رو نکرد

554
00:42:14,560 --> 00:42:16,800
‫ولی حالا که طرف با خواهرش‌ـه
‫اومده گزارش‌ـش می‌کنه"

555
00:42:17,080 --> 00:42:21,160
‫ولی "راکِل" ، پلیس یا قاضی‌ها

556
00:42:21,240 --> 00:42:23,720
‫باید حرفت رو باور کنن
‫امکان نداره که باورت نکنن

557
00:42:24,840 --> 00:42:27,420
‫"راکِل" ، الان من احساست رو درک کردم
‫و متوجه ناتوانی‌ـت هم شدم

558
00:42:27,500 --> 00:42:30,000
‫حتماً یه نفر دیگه هم پیدا میشه که
‫بتونه درکت کنه و کمکت کنه

559
00:42:30,060 --> 00:42:32,340
‫- یکی؟ کی می‌خواد به من کمک کنه؟
‫- من

560
00:42:34,240 --> 00:42:37,800
‫ببخشید . نمیدونم چطوری
‫می‌تونم کمک‌تون کنم ولی...

561
00:42:41,960 --> 00:42:42,840
‫ممنون

562
00:42:46,640 --> 00:42:47,520
‫"راکِل"

563
00:42:49,840 --> 00:42:51,120
‫- "راکِل"
‫- "آنخل"

564
00:42:51,440 --> 00:42:52,880
‫یه حرکتایی توی ساختمون شده

565
00:42:52,960 --> 00:42:55,640
‫چند ثانیه‌ای در رو باز کردن
‫و یه دعوایی هم شده بود

566
00:42:55,720 --> 00:42:57,940
‫- فکر می‌کنیم با یکی از گروگان‌ها بوده باشه
‫- بیا بریم

567
00:43:12,920 --> 00:43:15,680
‫گوش کنید . می‌خوام بدونید که این
‫قضیه به هیچ عنوان تهدید نیست

568
00:43:16,280 --> 00:43:19,200
‫فقط یه درخواست شخصی‌ـه
‫این رو ازتون به عنوان یه سارق درخواست نمی‌کنم

569
00:43:19,800 --> 00:43:22,340
‫ازتون می‌خوام که ماسک‌هاتون رو بزنید
‫کلاه‌هاتون رو هم بپوشید

570
00:43:22,440 --> 00:43:25,300
‫و از در پشت‌بوم بدون اینکه کار احمقانه‌ای
‫کنید یا به کسی نشونه‌ای بدین

571
00:43:25,440 --> 00:43:27,280
‫واسه ۱۰ دقیقه برین بیرون . باشه؟

572
00:43:27,560 --> 00:43:30,680
‫میرید بیرون . یه‌کمی هوا تازه می‌کنید
‫و برمیگردید داخل ، خب؟

573
00:43:33,200 --> 00:43:36,320
‫چکار می‌خوای بکنی؟
‫حواس پلیس رو پرت کنی؟

574
00:43:36,440 --> 00:43:37,840
‫پلیس همینطوری‌ـش حواسش پرته

575
00:43:37,920 --> 00:43:40,480
‫با اونا کاری نداشته باشین
‫و الکی اذیت نکنید

576
00:43:41,360 --> 00:43:44,800
‫ما طعمه‌ایم . دارن ازمون
‫به عنوان طعمه استفاده می‌کنن

577
00:43:44,880 --> 00:43:46,800
‫- یعنی چی؟
‫- دارن ما رو میندازن جلوی گرگ‌ها

578
00:43:46,880 --> 00:43:48,900
‫و حین این قضیه هم
‫خودشون از یه در دیگه فرار می‌کنن

579
00:43:48,980 --> 00:43:50,980
‫داریم به‌خاطر انسانیت میریم بیرون

580
00:43:52,160 --> 00:43:56,280
‫چون یکی از دوستامون نیاز داره نفس بکشه
‫دوباره تکرار نمی‌کنم برات

581
00:43:59,000 --> 00:44:00,000
‫تکون نخور

582
00:44:04,000 --> 00:44:06,040
‫توی چجور دنیای مسخره‌ای
‫داریم زندگی می‌کنیم؟

583
00:44:06,480 --> 00:44:08,840
‫هیچکی حاضر نیست واسه یه نفر دیگه
‫کاری بکنه ، نه؟

584
00:44:09,240 --> 00:44:13,520
‫یکی از ماها حمله‌ی عصبی بهش دست داده
‫و اون‌موقع شما فکر می‌کنین قراره طعمه باشید

585
00:44:14,560 --> 00:44:15,960
‫هیچ اتفاقی قرار نیست بیفته

586
00:44:16,320 --> 00:44:19,200
‫هیچ اتفاقی نمیفته
‫چون منم باهاتون میام بیرون

587
00:44:19,840 --> 00:44:21,680
‫واسه چی حمله‌ی عصبی بهش دست داده؟

588
00:44:22,400 --> 00:44:24,480
‫به‌خاطر شلیک‌ها
‫به‌خاطر شلیک‌ها بوده دیگه ، نه؟

589
00:44:24,560 --> 00:44:27,920
‫به‌خاطر شلیک‌ها بوده . کی رو کُشتی؟
‫کی رو کُشتی؟

590
00:44:29,680 --> 00:44:31,120
‫دهنت رو باز کن "آرتوریتو"

591
00:44:33,920 --> 00:44:35,760
‫دهن وامونده‌ـت رو باز کن "آرتوریتو"

592
00:44:36,280 --> 00:44:37,560
‫دهنت رو وا کن

593
00:44:39,080 --> 00:44:42,440
‫حالا اگه قصد داری همچنان عوضی‌بازی
‫دربیاری دست چپ‌ـت رو ببر بالا

594
00:44:43,000 --> 00:44:46,120
‫اگه قصد داری دهنت رو بسته نگه داری
‫دست راست‌ـت رو ببر بالا

595
00:44:51,400 --> 00:44:52,280
‫خوبه

596
00:44:53,120 --> 00:44:55,040
‫"دِنوِر" ، بس کن دیگه . همین حالا

597
00:44:55,760 --> 00:44:56,640
‫بس کن

598
00:45:00,960 --> 00:45:03,040
‫لطفاً انقدر کج‌خلقی نکن دیگه

599
00:45:04,760 --> 00:45:07,080
‫- طرف گروگان نبوده
‫- از کجا این رو میگی؟

600
00:45:08,240 --> 00:45:10,080
‫چون هیچ‌موقع نمیذارن یه گروگان

601
00:45:10,160 --> 00:45:12,160
‫تا این حد جلو بره اونم بدون
‫اینکه بهش شلیکی بکنن

602
00:45:12,220 --> 00:45:15,620
‫مگر اینکه شاگردهای «گاندی» باشن
‫یکی‌‌شون می‌خواسته خودش رو تسلیم کنه

603
00:45:19,600 --> 00:45:20,840
‫حالا بابا

604
00:45:22,000 --> 00:45:23,200
‫یه‌کمی نفس بکش

605
00:45:26,280 --> 00:45:28,080
‫لازم نیست یه همچین کاری واسم انجام بدی

606
00:45:30,200 --> 00:45:31,920
‫یادمه وقتی مامان رفته بود

607
00:45:33,120 --> 00:45:34,980
‫توی نفس کشیدنت
‫واست مشکل پیش اومده بود

608
00:45:35,560 --> 00:45:38,120
‫هر شب میرفتی توی بالکن
‫تا نفس بکشی

609
00:45:38,360 --> 00:45:40,760
‫واسه همین اصلاً مهم نیست
‫تو میری بیرون

610
00:45:40,840 --> 00:45:43,800
‫تا یه‌کم هوا تازه کنی
‫و وقتی آروم شدی برمیگردیم داخل

611
00:45:43,880 --> 00:45:47,800
‫همه‌تون کلاه و ماسک‌تون رو بپوشید
‫آرتوریتو" ، نزدیک من راه بیفت"

612
00:45:59,880 --> 00:46:02,680
‫از "کرکس ۳" به مرکز فرماندهی
‫یه حرکاتی روی سقف مشاهده شد

613
00:46:03,760 --> 00:46:06,640
‫"سوآرز" ، تک‌تیراندازها باید آماده باشن

614
00:46:06,720 --> 00:46:08,960
‫- گروه بزرگی‌ـن
‫- همه توی موقعیت قرار بگیرید

615
00:46:09,120 --> 00:46:11,480
‫توجه . داریم می‌بینیم‌شون
‫دارن حرکت می‌کنن

616
00:46:14,760 --> 00:46:16,600
‫- بابا ، آروم باش
‫- باشه

617
00:46:16,760 --> 00:46:19,160
‫ببین چه روز خفن و خوبی‌ـه

618
00:46:19,240 --> 00:46:21,320
‫- آره
‫- خیلی آفتابی‌ـه

619
00:46:21,400 --> 00:46:23,040
‫نفس بکش و آروم باش

620
00:46:23,200 --> 00:46:25,600
‫گروه بزرگی هستن
‫همینطوری دارن روی سقف راه میرن

621
00:46:25,680 --> 00:46:27,520
‫دارن به سمت لبه‌ی سقف
‫حرکت می‌کنن

622
00:46:31,120 --> 00:46:32,960
‫- الو؟
‫- چی شده؟

623
00:46:33,040 --> 00:46:35,920
‫- چرا اینا روی سقفن؟
‫- "مسکو" رفت بیرون یه‌کمی هوا بخوره

624
00:46:36,000 --> 00:46:38,080
‫اطرافش هم گروگان‌ها با
‫اسلحه‌های قلابی‌‌شون وایسادن

625
00:46:38,120 --> 00:46:41,800
‫همینطور که به خوبی میدونید اگه دستِ من بود
‫اجازه‌ی یه چنین دیوونه‌بازی‌هایی رو نمیدادم

626
00:46:41,880 --> 00:46:44,920
‫ولی در حال حاضر دوستامون
‫تونستن قانع‌ـم کنن

627
00:46:45,000 --> 00:46:48,640
‫- که باهاشون راه بیام
‫- دیگه نمی‌خوام از این خودسربازی‌ها ببینم

628
00:46:49,320 --> 00:46:50,960
‫در جریان همه چیز قرارم بده

629
00:46:51,040 --> 00:46:53,720
‫همینطوری دارن راه میرن
‫دارن به لبه نزدیک میشن

630
00:46:53,800 --> 00:46:57,360
‫اگه آروم نگیرین باید بیخیالِ پول‌ها
‫و شهر «آکوپولکو» و یه باغ پر از بچه

631
00:46:57,440 --> 00:47:00,000
‫و این چیزها بشید
‫چون همه چیز رو خراب می‌کنین

632
00:47:01,400 --> 00:47:04,720
‫فقط یه کار باید انجام بدین :
‫اینکه حرفه‌ای باقی بمونین

633
00:47:07,680 --> 00:47:09,560
‫یعنی از نظرت این‌کارـمون حرفه‌ای نیست؟

634
00:47:12,000 --> 00:47:14,120
‫- باارزش‌ـه
‫- نه . ارزشی نداره

635
00:47:14,720 --> 00:47:17,680
‫یه اسکناس لعنتی‌ـه که از اونایی
‫که توی بانک هستن بهتره

636
00:47:18,120 --> 00:47:22,160
‫حتی نمی‌تونن ردّش رو بگیرن
‫کار هنری‌ـه عملاً

637
00:47:23,800 --> 00:47:26,640
‫- میدونی چرا؟
‫- روشنم کن "نایروبی"

638
00:47:31,160 --> 00:47:33,800
‫چون با عشق و علاقه ساخته شده

639
00:47:35,920 --> 00:47:37,520
‫من حرفه‌ای‌ـم

640
00:47:38,280 --> 00:47:39,680
‫ولی نمیدونم وقتی بابام وسط این

641
00:47:39,760 --> 00:47:42,440
‫آشفتگی خوف و اضطراب به جونش بیفته
‫باید چکار کنم

642
00:47:43,080 --> 00:47:45,080
‫یعنی دزد بودن نسبت به پسر بودن
‫برات ارجیحت داره؟

643
00:47:45,760 --> 00:47:46,720
‫آره "برلین"؟

644
00:47:47,640 --> 00:47:49,680
‫دزد بودن نسبت به انسان بودن
‫برای ارجیحت داره؟

645
00:47:52,920 --> 00:47:55,240
‫واسه یه کله‌خری مثله تو شاید آره

646
00:47:56,160 --> 00:47:58,240
‫ولی واسه خودم رو نمیدونم

647
00:48:05,480 --> 00:48:07,640
‫- تو اون دختر رو نکُشتی؟
‫- نه

648
00:48:08,160 --> 00:48:09,600
‫- بهم راستش رو بگو
‫- میگم نکُشتمش

649
00:48:12,480 --> 00:48:14,040
‫"برلین" با یه گوشی پیداش کرد

650
00:48:14,680 --> 00:48:16,880
‫بهم گفت برو بکش‌ـش
‫منم مجبور بودم بهش شلیک کنم

651
00:48:16,960 --> 00:48:19,280
‫- راه دیگه‌ای نداشتم
‫- داری در مورد "مونیکا" حرف میزنی

652
00:48:19,800 --> 00:48:20,960
‫داری در مورد "مونیکا" حرف میزنی

653
00:48:21,040 --> 00:48:23,040
‫- داری چکار می‌کنی؟
‫- با "مونیکا" چکار کردی؟

654
00:48:23,120 --> 00:48:24,160
‫برگرد سرجات

655
00:48:24,240 --> 00:48:26,120
‫"پروفسور" ، این تماس از روی
‫حسن‌نُیت نیست

656
00:48:26,200 --> 00:48:28,880
‫اگه می‌خوای باهات صادق باشم
‫و اطلاعاتی رو ازت مخفی نکنم

657
00:48:28,960 --> 00:48:30,480
‫تو هم باید همین کار رو
‫واسم انجام بدی

658
00:48:31,000 --> 00:48:33,320
‫به‌هرحال هر کسی حق داره
‫یه‌کمی توی فضای آزاد استراحت کنه

659
00:48:34,000 --> 00:48:37,560
‫فکر نمی‌کنید احساس مسئولیت کردم که به
‫گروگان‌ها اجازه دادم برن نفسی تازه کنن؟

660
00:48:38,640 --> 00:48:41,520
‫بهتون اطمینان میدم که قصد من
‫ترسوندن یا عذاب دادن‌شون نیست

661
00:48:42,320 --> 00:48:44,800
‫فقط می‌خوام سالم و سلامت
‫برشون‌گردونم پیش شما

662
00:48:45,600 --> 00:48:47,820
‫البته به محض اینکه چیزهایی که
‫ازتون خواستم رو بهم بدین

663
00:48:50,680 --> 00:48:51,600
‫فقط همین

664
00:48:51,960 --> 00:48:54,560
‫تکرار می‌کنم مسلح هستن
‫حین عملیات پناه بگیرید

665
00:48:54,720 --> 00:48:56,120
‫در انتظار دستورم

666
00:48:56,320 --> 00:48:58,400
‫- تو چکار کردی؟
‫- برگرد سرجات

667
00:48:58,480 --> 00:49:00,040
‫- بهم بگو "مونیکا" کجاست؟
‫- برگرد عقب

668
00:49:00,640 --> 00:49:03,760
‫- یه اتفاقی افتاده
‫- بهم بگید باید چکار کنم

669
00:49:03,960 --> 00:49:07,120
‫پس تو "مونیکا" رو کُشتی
‫یا خدا ، اون بی‌گناه بود

670
00:49:07,280 --> 00:49:10,040
‫- "کرکس ۱" هستم . هدف در تیررس‌ـه
‫- اجازه‌ی تیراندازی دارم؟

671
00:49:10,200 --> 00:49:11,560
‫- روی زانوهاتون
‫- چی؟

672
00:49:11,720 --> 00:49:14,000
‫- اون حامله بود
‫- اونطرف تک‌تیراندازه

673
00:49:14,080 --> 00:49:17,000
‫بذار فکر کنن گروگان هستیم
‫دستاتون رو بذارید روی سرتون

674
00:49:17,080 --> 00:49:19,480
‫بازی برام درنیار . بلند شو
‫دارم باهات حرف میزنم

675
00:49:19,640 --> 00:49:22,000
‫- یه اتفاقی افتاده
‫- همه‌شون زانو زدن

676
00:49:22,160 --> 00:49:25,400
‫- مجبورشون کردن زانو بزنن که بُکُشن‌شون
‫- منتظر دستورم

677
00:49:25,560 --> 00:49:26,640
‫اونطرف تک‌تیراندازـه

678
00:49:26,720 --> 00:49:29,240
‫زانو بزنید . اونطرف تک‌تیراندازها هستن

679
00:49:29,320 --> 00:49:30,800
‫همه‌تون بخوابین روی زمین

680
00:49:31,160 --> 00:49:32,520
‫برگرد سرجات

681
00:49:33,120 --> 00:49:35,240
‫- حرکت‌ها روی سقف خیلی زیاده
‫- "کرکس ۳" هستم

682
00:49:35,400 --> 00:49:37,600
‫یکی از اونایی که ماسک زده تفنگش رو
‫به سمت بقیه گرفته

683
00:49:37,680 --> 00:49:40,880
‫- می‌تونم به‌طور واضح این قضیه رو ببینم
‫- قربان ، منتظر دستورتون هستم

684
00:49:41,240 --> 00:49:43,920
‫- ازتون اجازه می‌خوام
‫- همچنان روی زانوهاشون هستن قربان

685
00:49:44,080 --> 00:49:45,880
‫- منتظر دستورم
‫- بهم اجازه بدین

686
00:49:46,000 --> 00:49:48,640
‫- دارن فرار می‌کنن
‫- گروگانگیر در تیر‌رسم‌ـه

687
00:49:48,800 --> 00:49:51,960
‫- چه گُهی داری می‌خوری؟
‫- اونطرف تک‌تیراندازها وایسادن . خدایا

688
00:49:52,120 --> 00:49:53,800
‫- زانو بزنین
‫- دارن هدف‌گیری می‌کنن

689
00:49:53,960 --> 00:49:56,040
‫- بهم اجازه بدین
‫- می‌خوان بُکُشن‌شون

690
00:49:56,200 --> 00:49:58,080
‫- می‌خوان شلیک کنن
‫- بهم اجازه بدین شلیک کنم

691
00:49:58,240 --> 00:49:59,920
‫تفنگ رو بذار زمین

692
00:50:00,360 --> 00:50:01,600
‫می‌خوان بُکُشن‌شون

693
00:50:02,040 --> 00:50:03,040
‫بهشون اجازه بدین

694
00:50:03,360 --> 00:50:05,240
‫"کرکس ۳" ، می‌تونی شلیک کنی

695
00:50:19,680 --> 00:50:22,460
‫- مظنون مورد هدف گلوله قرار گرفت قربان
‫- مظنون مورد هدف قرار گرفت

696
00:50:22,500 --> 00:50:24,700
‫- هدف از بین رفت
‫- هدف در دیدرس‌ـه

697
00:50:24,780 --> 00:50:27,060
‫اینکه مدیر کارخونه "آرتورو رومن"ـه

698
00:50:27,240 --> 00:50:29,800
‫- شلیک نکنید
‫- "کرکس ۳" ، دیگه شلیک نکنید

699
00:50:29,880 --> 00:50:31,800
‫تمامی واحدها جلوی تیراندازی رو بگیرید

700
00:50:35,240 --> 00:50:36,640
‫یه گروگان رو کُشتیم

701
00:50:37,700 --> 00:50:38,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

