‫﻿۱
00:00:05,920 --> 00:00:08,320
‫- منتظر دستورم
‫- گروگانگیر در تیررس‌ـه

2
00:00:08,400 --> 00:00:11,160
‫- چه غلطی داری می‌کنی تو؟
‫- اونطرف کلی تک‌تیرانداز وایساده

3
00:00:11,320 --> 00:00:13,000
‫- زانو بزنین
‫- دارن هدف‌گیری می‌کنن

4
00:00:13,000 --> 00:00:15,000
‫- بهم اجازه‌ی شلیک بدین
‫- می‌خوان بُکُشن‌شون

5
00:00:15,760 --> 00:00:17,680
‫- می‌خوان شلیک کنن
‫- بهم اجازه بدین شلیک کنم

6
00:00:17,760 --> 00:00:18,600
‫تفنگ رو بذار زمین

7
00:00:19,560 --> 00:00:20,720
‫اونا می‌خوان بُکُشن‌شون

8
00:00:21,240 --> 00:00:22,080
‫اجازه‌ی شلیک رو بدین

9
00:00:22,840 --> 00:00:25,080
‫- "کرکس ۳" ، می‌تونی شلیک کنی
‫- پشت سرت

10
00:00:46,900 --> 00:00:49,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شنبه - ساعت ۱۸:۰۰ "</font>

11
00:01:52,600 --> 00:01:55,320
‫"خوبه . خوبه آقای "تورِس
‫خوبه . خیلی خوبه

12
00:01:55,720 --> 00:01:57,680
‫ولی حالا بیا سریال‌ها رو عوض کنیم . باشه؟

13
00:01:57,960 --> 00:01:59,920
‫بیا حرف رو عوض کنیم ، خب؟

14
00:02:00,080 --> 00:02:02,080
‫یه کشور دیگه ، خب؟
‫غُر نزن . بدو برو

15
00:02:07,480 --> 00:02:09,800
‫"هلسینکی" ، بیا پایین . زودباش

16
00:02:09,880 --> 00:02:12,440
‫- ببین پایین چی داریم
‫- بدجور تیر خورده . زودباش

17
00:02:12,760 --> 00:02:15,600
‫شماها کُشتینش حرومزاده‌ها

18
00:02:58,800 --> 00:02:59,640
‫زودباشین

19
00:03:11,880 --> 00:03:13,720
‫آب . می‌خوام آب بدین لطفاً

20
00:03:19,560 --> 00:03:21,480
‫آب لطفاً...آب

21
00:03:24,200 --> 00:03:26,240
‫ممنون . "آرتورو" ، تحمل کن
‫"ریو" ، "ریو"

22
00:03:26,440 --> 00:03:27,680
‫الکل ، الکل

23
00:03:28,000 --> 00:03:29,680
‫ازت می‌خوام که دست‌ـت رو برداری

24
00:03:31,720 --> 00:03:32,560
‫"راکِل"

25
00:03:32,640 --> 00:03:34,760
‫کارمندان سابق «ضراب‌خونه‌ی ملی پول و تمبر»

26
00:03:34,840 --> 00:03:38,120
‫تونستن هویت شخصی که توسط پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت رو شناسایی کنن

27
00:03:38,280 --> 00:03:41,120
‫اون شخص "آرتورو رومن" بوده
‫که مدیریت کل ضراب‌خونه رو به‌عهده داشته

28
00:03:41,200 --> 00:03:44,480
‫اون درحالی‌که همراه با بقیه‌ی سارق‌ها
‫روی سقف بود

29
00:03:44,560 --> 00:03:47,360
‫ توسط نیروهای پلیس
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت

30
00:03:47,920 --> 00:03:51,600
‫این اتفاقات بعد از ۳۲ ساعت از شروع
‫گروگانگیری رخ دادند

31
00:03:52,500 --> 00:03:55,200
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۳۲ساعت بعد از سرقت "</font>

32
00:03:57,200 --> 00:03:59,200
‫خواهش می‌کنم . باید با زنم حرف بزنم

33
00:03:59,640 --> 00:04:01,480
‫باید با همسرم صحبت کنم

34
00:04:01,760 --> 00:04:05,280
‫میگن که وقتی دَمِ مرگ هستیم

35
00:04:05,720 --> 00:04:08,280
‫بالاخره می‌تونیم کل زندگی‌مون رو
‫در لحظه‌ای به وضوح ببینیم

36
00:04:08,880 --> 00:04:12,000
‫و "آرتورو رومن" وقتی داشت
‫روی اون میز خون از دست میداد

37
00:04:12,240 --> 00:04:16,080
‫منتظر یه چنین چیزی بود :
‫"بصیرت مرگ"

38
00:04:16,160 --> 00:04:19,520
‫اینکه یک‌بار واسه همیشه بفهمه
‫بالاخره عشق زندگی‌ـش کی بوده؟

39
00:04:21,680 --> 00:04:24,320
‫"لورا" زنی که باهاش ۱۴ سال
‫از زندگی‌ـش رو سپری کرده

40
00:04:24,480 --> 00:04:26,320
‫و باهاش پیوندی مقدس مثل ازدواج داشته؟

41
00:04:27,280 --> 00:04:29,800
‫یا "مونیکا" منشی و معشوقه‌ـش؟

42
00:04:29,880 --> 00:04:32,240
‫"مونیکا"ـی که "آرتورو" باهاش احساس
‫جوون بودن می‌کرد؟

43
00:04:32,880 --> 00:04:35,640
‫متأسفانه تنها اطمینانی که "آرتورو"
‫در اون لحظه داشت

44
00:04:35,720 --> 00:04:37,760
‫این بود که اگه اونا نتونن گلوله رو
‫از بدنش خارج کنن

45
00:04:38,200 --> 00:04:40,520
‫تا بیاد این معما رو برای خودش
‫حل کنه مُرده

46
00:04:41,440 --> 00:04:44,014
‫و صادقانه بگم اون تمریناتی که
‫ما واسه‌ی کمک‌های اولیه داشتیم

47
00:04:44,039 --> 00:04:45,824
‫اطمینانی واسه زنده نگه
‫داشتن یه نفر نبودن

48
00:04:46,840 --> 00:04:48,080
‫سیاهرگ پایینی

49
00:04:49,240 --> 00:04:52,320
‫کلیه‌ی راست ، چپ

50
00:04:53,040 --> 00:04:54,160
‫روده‌بند

51
00:04:54,840 --> 00:04:57,800
‫ریه‌ی سمت راست ، چپ

52
00:04:58,280 --> 00:04:59,480
‫این قلب‌ـه

53
00:04:59,760 --> 00:05:00,600
‫سیاهرگ

54
00:05:01,160 --> 00:05:05,080
‫زیر ترقوه راست و چپ

55
00:05:05,960 --> 00:05:06,840
‫بازو

56
00:05:08,160 --> 00:05:09,080
‫استخوان بازو

57
00:05:11,120 --> 00:05:12,680
‫وداج داخلی

58
00:05:13,320 --> 00:05:14,680
‫وداج خارجی

59
00:05:15,840 --> 00:05:17,360
‫و این قرمزها هم سرخرگ‌های اصلی هستن

60
00:05:17,680 --> 00:05:20,680
‫هی ، وایسا . صبر کن . بذار ببینم

61
00:05:21,320 --> 00:05:24,040
‫تو می‌خوای ما اینطوری پزشکی یاد بگیریم؟
‫با ۲تا ماژیک؟

62
00:05:24,240 --> 00:05:26,480
‫اگه یکی تیر بخوره
‫نمی‌تونه که بره بیمارستان

63
00:05:26,840 --> 00:05:28,460
‫خودتون باید اون داخل قضیه رو
‫مدیریت کنید

64
00:05:28,640 --> 00:05:30,680
‫- عملاً مثله خوکشی کردن می‌مونه دیگه
‫- خفه پسرم

65
00:05:30,760 --> 00:05:33,060
‫اینکه خودمون رو توی اون لونه‌موش
‫حبس کنیم یه مسئله‌ست

66
00:05:33,080 --> 00:05:34,860
‫- اینکه بمیریم هم یه مسئله‌ی دیگه‌ست
‫- "دِنوِر"

67
00:05:35,400 --> 00:05:37,920
‫ما می‌خوایم یاد بگیریم که
‫چطوری یه گلوله رو از بدن خارج کنیم

68
00:05:38,520 --> 00:05:41,640
‫- قرار نیست که موشک هوا کنیم
‫- اونقدرها هم کار سختی نیست

69
00:05:41,720 --> 00:05:44,620
‫انبردستی رو برمیداری . بدون اینکه
‫گندی بالا بیاری گلوله رو می‌کِشی بیرون

70
00:05:44,700 --> 00:05:46,740
‫- تموم شد رفت
‫- گلوله گند رو بالا آورده دیگه

71
00:05:46,820 --> 00:05:48,620
‫اگه تیر خوردم من رو ببرین بیمارستان

72
00:05:48,700 --> 00:05:49,860
‫پاسخ منفی‌ـه

73
00:05:49,880 --> 00:05:51,760
‫خب ، من یکی که ترجیح میدم
‫چلاق باشم و آزاد باشم

74
00:05:51,840 --> 00:05:54,040
‫ولی حالم خوب باشه
‫و توی سلول یه زندان بپوسم

75
00:05:54,200 --> 00:05:55,160
‫هیچکی از اونجا خارج نمیشه

76
00:05:56,240 --> 00:05:58,400
‫هر کدوم‌تون سرنخی هستین
‫که میشه ازتون استفاده کرد

77
00:05:58,480 --> 00:06:00,280
‫اگه کسی می‌خواد از کار کنار بکشه
‫الان وقتشه

78
00:06:01,040 --> 00:06:03,240
‫حین دزدی همینجا می‌مونه
‫و بعدشم میره پِیِ زندگی‌ـش

79
00:06:06,480 --> 00:06:07,900
‫این درس‌مون قراره تا کِی طول بکشه؟

80
00:06:08,560 --> 00:06:10,680
‫کیرم مثل کیر "هلسینکی" هی داره
‫کوچیک و کوچیکتر میشه

81
00:06:10,760 --> 00:06:12,760
‫هی ، در مورد کیر من چی گفتی تو؟

82
00:06:14,920 --> 00:06:17,640
‫- بسه بابا . کافی‌ـه
‫- می‌خوای کیرم رو ببینی؟

83
00:06:17,720 --> 00:06:18,760
‫خواهش می‌کنم

84
00:06:19,600 --> 00:06:22,240
‫بلند شو لباسات رو بپوش
‫یکی دیگه بیاد اینجا بخوابه لطفاً

85
00:06:22,320 --> 00:06:23,500
‫- آقای «ویلی»
‫- زودباش

86
00:06:23,580 --> 00:06:24,480
‫برو دیگه

87
00:06:24,560 --> 00:06:27,320
‫- نه؟ نمیری؟ هیچکی نمیره
‫- خب ، خودم میرم

88
00:06:27,400 --> 00:06:29,640
‫- خب...
‫- زودباش "نایروبی"

89
00:06:29,720 --> 00:06:32,480
‫- مشکلی نیست دیگه ، نه؟
‫- زودباش "نایروبی"

90
00:06:32,560 --> 00:06:33,960
‫چه تیکه‌ای‌ـه

91
00:06:34,600 --> 00:06:36,760
‫- سیاه‌ـه
‫- سکسی و جذاب‌ـه

92
00:06:37,240 --> 00:06:38,600
‫- تو انجام بده
‫- باشه

93
00:06:38,680 --> 00:06:39,680
‫بذار ببینیم چی یاد گرفتی

94
00:06:40,040 --> 00:06:41,960
‫اینکه "کاروتید"ـه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(خواب رگ یا سبات)</font>

95
00:06:42,240 --> 00:06:44,960
‫و خب ، حین دکتر بازی کردن

96
00:06:45,280 --> 00:06:48,000
‫فهمیدم "نایروبی" از اون چیزی که
‫نشون میداد آدم تودارتری‌ـه

97
00:06:48,320 --> 00:06:49,160
‫قلب

98
00:06:51,080 --> 00:06:52,160
‫سرخرگ بزرگ

99
00:06:52,560 --> 00:06:54,740
‫و با اینکه هیچکی در مورد هیچ‌کس
‫دیگه اطلاعاتی نداشت....

100
00:06:54,820 --> 00:06:55,740
‫بزرگ‌سرخرگ شکمی

101
00:06:55,820 --> 00:06:58,380
‫چیزی که حتی فکرشم نمی‌کردم
‫این بود که "نایروبی" یه پسر داشته

102
00:06:58,800 --> 00:06:59,800
‫یا یه دختر

103
00:07:00,240 --> 00:07:03,200
‫از زخمای سزارین کردنش پیدا بود

104
00:07:03,280 --> 00:07:05,240
‫- چکار داری می‌کنی؟ چکار داری می‌کنی؟
‫- هی ، هی

105
00:07:05,320 --> 00:07:06,520
‫- کجا داری میری؟
‫- چی شده؟

106
00:07:06,600 --> 00:07:07,600
‫داری به چی نگاه می‌کنی؟

107
00:07:07,680 --> 00:07:08,520
‫- چی شده؟
‫- آروم باش

108
00:07:08,600 --> 00:07:10,200
‫نه . الان اون ماژیک رو می‌کنم
‫توی حلق‌ـت

109
00:07:10,280 --> 00:07:11,880
‫- چی شده؟
‫- زنیکه لزبین‌ـه انگاری

110
00:07:11,960 --> 00:07:13,960
‫نمیدونه داره به چی نگاه می‌کنه

111
00:07:14,040 --> 00:07:16,920
‫خودت لزبین‌ـی . نوک پستون‌ـت
‫اندازه‌ی حبه‌ی قند سفت شده بود

112
00:07:17,000 --> 00:07:18,440
‫اندازه حبه‌ی قند؟ الان بهت میگم

113
00:07:19,480 --> 00:07:20,320
‫بس کنین

114
00:07:20,520 --> 00:07:22,960
‫و اینجوری بود که رفاقت‌مون شکل گرفت

115
00:08:18,700 --> 00:08:23,300
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۵</font>

116
00:08:24,300 --> 00:08:25,300
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

117
00:08:39,640 --> 00:08:40,880
‫"راکِل" وزیر پشت خطه

118
00:08:40,960 --> 00:08:42,960
‫چی بهش بگم؟
‫"راکِل"؟ چی بگم؟

119
00:08:43,040 --> 00:08:45,160
‫- "راکِل" ، چی بهش بگم؟
‫- چی؟

120
00:08:45,360 --> 00:08:48,360
‫- میگن دستور رو کی صادر کرده؟
‫- من دستور رو دادم

121
00:08:50,160 --> 00:08:52,440
‫بهشون بگو مرد زخمی‌شده
‫یه گروگان بوده

122
00:08:52,520 --> 00:08:55,400
‫- بعدشم تلفن لامصب رو قطع کن
‫- طرف شبیه سارق‌ها بود دیگه

123
00:08:55,560 --> 00:08:57,560
‫من درخواست کردم که اجازه‌ی شلیک بدین
‫اصرار از من بود

124
00:08:57,580 --> 00:09:00,100
‫بازرس ، مسئولیت این قضیه رو
‫من به همراه‌تون به‌عهده می‌گیرم

125
00:09:01,080 --> 00:09:02,800
‫"بازرس" ، آمبولانس آماده‌ست

126
00:09:03,520 --> 00:09:05,040
‫بیاین با گروگانگیر صحبت کنیم

127
00:09:06,480 --> 00:09:08,960
‫داریم ارتباط رو باهاشون برقرار می‌کنیم

128
00:09:11,480 --> 00:09:13,640
‫باید یه تصمیمی می‌گرفتیم
‫اونا داشتن...

129
00:09:13,720 --> 00:09:16,760
‫یه‌جوری بود که انگار داشتن می‌کُشتن‌شون
‫باید تصمیم می‌گرفتیم . وقت نداشتیم

130
00:09:16,840 --> 00:09:18,120
‫ساکت باشین لطفاً

131
00:09:45,840 --> 00:09:46,680
‫"پروفسور"؟

132
00:09:47,320 --> 00:09:49,040
‫به سمت گروگان‌ها شلیک کردین

133
00:09:49,280 --> 00:09:52,400
‫یکی‌شون بین مرگ و زندگی‌ـه
‫فکر کنم واسه همین زنگ زدین

134
00:09:52,480 --> 00:09:54,280
‫یه آمبولانس می‌فرستم که
‫مجروح رو خارج کنه

135
00:09:54,720 --> 00:09:55,880
‫هیچکی از اینجا خارج نمیشه

136
00:09:56,640 --> 00:09:59,880
‫- اون مرد داره خونریزی می‌کنه
‫- به‌خاطر شلیکی که شما کردید

137
00:10:00,520 --> 00:10:01,800
‫یعنی می‌خوای بذاری بمیره؟

138
00:10:04,360 --> 00:10:06,200
‫بذار یه تیم پزشکی بفرستم اونجا

139
00:10:10,720 --> 00:10:14,960
‫پروفسور» ، گوش کن»
‫میدونم اشتباهِ من بوده

140
00:10:16,480 --> 00:10:20,400
‫ولی اگه یه گروگان بمیره همونقدر که
‫واسه من بد میشه واسه تو هم بد میشه

141
00:10:20,720 --> 00:10:25,080
‫باور کن توی کمتر از ۵ دقیقه
‫افکار عمومی متوجه میشن

142
00:10:25,240 --> 00:10:26,320
‫که اون مرد به‌خاطر اینکه

143
00:10:26,400 --> 00:10:29,000
‫شما بهمون اجازه ندادین
‫وارد بشیم و نجاتش بدیم مُرده

144
00:10:41,440 --> 00:10:44,120
‫۲تا جراح و یه‌دونه پرستار
‫با تجهیزات جراحی

145
00:10:44,400 --> 00:10:46,560
‫- وقتی رسیدن بهم اطلاع بدین
‫- ممنون

146
00:10:46,960 --> 00:10:48,760
‫یه درخواستی هم ازتون داشتم

147
00:10:50,120 --> 00:10:51,920
‫شخصی که مجروح شده می‌خواد
‫با همسرش صحبت کنه

148
00:10:52,400 --> 00:10:53,240
‫البته

149
00:10:54,640 --> 00:10:55,560
‫یا خدا

150
00:10:56,480 --> 00:10:58,160
‫همسر آقای "رومن" رو پیدا کنین

151
00:10:58,760 --> 00:11:01,040
‫تیم پزشکی کِی می‌تونن
‫خودشون رو برسونن اینجا؟

152
00:11:01,120 --> 00:11:03,680
‫اگه از "لاپاز" با هلیکوپتر بیان
‫۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول می‌کشه

153
00:11:03,960 --> 00:11:05,880
‫- همین الان بیارشون اینجا
‫- باشه

154
00:11:39,400 --> 00:11:41,040
‫همه توی موقعیت‌تون قرار بگیرین . زود باشین

155
00:11:44,200 --> 00:11:46,560
‫لطفاً توی موقعیت‌تون قرار بگیرید

156
00:12:09,920 --> 00:12:12,720
‫ببخشید . می‌تونی رانندگی کنی؟

157
00:12:13,400 --> 00:12:14,240
‫بله . بله

158
00:12:14,320 --> 00:12:16,200
‫باید از اینجا برم بیرون
‫بریم یه دوری بزنیم

159
00:12:16,280 --> 00:12:17,600
‫- باشه
‫- ممنون

160
00:12:22,800 --> 00:12:23,800
‫هی "راکِل"

161
00:12:25,240 --> 00:12:26,240
‫چی شده؟

162
00:12:26,760 --> 00:12:28,000
‫باید فکر کنم

163
00:12:40,120 --> 00:12:41,000
‫برو

164
00:12:50,560 --> 00:12:52,760
‫اینطوری بهم نگاه نکن . تنهات نمیذارم

165
00:13:14,280 --> 00:13:15,600
‫کدوم گوری رفته پس؟

166
00:13:17,080 --> 00:13:18,400
‫عوضی فرار کرده

167
00:13:27,000 --> 00:13:28,160
‫بذار ببینم

168
00:13:31,160 --> 00:13:32,160
‫یه لحظه

169
00:13:33,120 --> 00:13:34,520
‫اینم از این

170
00:13:39,360 --> 00:13:42,280
‫بگو دخترم
‫امشب رو می‌تونی بیای خونه؟

171
00:13:42,360 --> 00:13:45,440
‫- نمیدونم مامان
‫- چرا؟ چی شده مگه؟

172
00:13:47,800 --> 00:13:49,200
‫مامان ، من...

173
00:13:50,320 --> 00:13:51,200
‫من...

174
00:13:52,360 --> 00:13:54,840
‫من با یه مشکل خیلی
‫بزرگی سر کار مواجه شدم

175
00:13:54,920 --> 00:13:57,760
‫دخترم ، کارِت سخته دیگه

176
00:13:58,600 --> 00:14:00,680
‫زودباش بهم بگو . خودت رو خالی کن

177
00:14:00,840 --> 00:14:03,440
‫هر مشکلی رو اگه به زبون بیاری
‫آروم‌تر میشی

178
00:14:04,640 --> 00:14:09,320
‫- یه‌کمی مشروب خورده بودم با...
‫- ایول . با کی؟

179
00:14:09,760 --> 00:14:10,600
‫می‌شناسمش؟

180
00:14:10,760 --> 00:14:13,560
‫نه مامان . خودمم نمی‌شناسمش

181
00:14:14,400 --> 00:14:17,480
‫مسئله اینه که
‫وقتی برگشتم توی چادر

182
00:14:17,560 --> 00:14:19,160
‫یه موقعیت خیلی جدی پیش اومد

183
00:14:20,040 --> 00:14:23,200
‫یه موقعیت خطرناک
‫روی سقف ضراب‌خونه و...

184
00:14:23,760 --> 00:14:25,800
‫منم فکر کردم یکی از گروگان‌ها
‫توی خطره

185
00:14:25,880 --> 00:14:27,240
‫واسه همین...

186
00:14:27,640 --> 00:14:29,040
‫دستور شلیک دادم و...

187
00:14:30,160 --> 00:14:32,240
‫یه مرد بی‌گناه تیر خورد

188
00:14:32,400 --> 00:14:36,280
‫- آره . توی تلویزیون دیدم دخترم
‫- الانم نمیدونم چکار کنم

189
00:14:37,240 --> 00:14:39,800
‫نمیدونم به زنش زنگ بزنم

190
00:14:40,160 --> 00:14:44,360
‫کنفرانس خبری برگزار کنم . استعفا بدم
‫نمیدونم چکار کنم مامان

191
00:14:44,680 --> 00:14:47,920
‫خب ، اولاً آروم باش
‫و خودتم سرزنش نکن

192
00:14:48,400 --> 00:14:51,600
‫اونا اونجا با ماسک و اسلحه وایسادن

193
00:14:51,920 --> 00:14:53,720
‫حبس شدن و همه چیز رو
‫دارن به‌هم میریزن

194
00:14:54,360 --> 00:14:57,280
‫تو فقط می‌خواستی که از گروگان‌ها
‫محافظت کنی . غیر از اینه؟

195
00:14:58,240 --> 00:15:00,760
‫عزیزم ، اگه جون یه نفر رو نجات
‫داده بودی چی؟

196
00:15:00,960 --> 00:15:04,440
‫دیگه به من که زنگ نمیزدی ، مگه نه؟

197
00:15:04,640 --> 00:15:05,520
‫خب...

198
00:15:06,040 --> 00:15:07,640
‫و حالا هم من

199
00:15:07,920 --> 00:15:10,600
‫نمی‌تونستم بفهمم که جدیداً
‫داری با غریبه‌ها می‌پری

200
00:15:11,080 --> 00:15:12,400
‫و باهاشون مشروب میزنی

201
00:15:13,280 --> 00:15:16,320
‫خدایا ، من که با غریبه‌ها نمی‌پرم

202
00:15:17,440 --> 00:15:20,320
‫دخترم ، دنیا ۲ روزه

203
00:15:21,720 --> 00:15:24,040
‫باشه مامان
‫ولی الان مسئله این نیست که

204
00:15:24,120 --> 00:15:26,720
‫مسئله اینه که من توی یه وضعیت
‫بحرانی سر کار هستم

205
00:15:26,880 --> 00:15:29,040
‫عزیزم ، گور بابای اون شغلت

206
00:15:29,200 --> 00:15:32,220
‫چرا به جاش ازشون نمی‌خوای که بذارنت
‫توی یه سِمَتی که پاسپورت‌ها رو مُهر کنی؟

207
00:15:32,300 --> 00:15:34,260
‫اینطوری شاید یه‌کمی بتونی وقت واسه
‫خوشگذرونی هم داشته باشی

208
00:15:34,340 --> 00:15:37,340
‫فکر می‌کنی وقتی بعدها رفتی خونه‌ی سالمندان
‫گروگانگیرها میان دست‌ـت رو می‌گیرن

209
00:15:37,420 --> 00:15:39,560
‫و میان بهت سر میزنن؟ نه دخترم

210
00:15:39,640 --> 00:15:42,600
‫ولی شاید اون غریبه‌...

211
00:15:44,480 --> 00:15:48,480
‫نخند . میدونم چی دارم بهت میگم
‫من خودم

212
00:15:48,640 --> 00:15:50,120
‫۲۰ سال بیوه بودم و...

213
00:15:53,080 --> 00:15:54,760
‫زمان رو نمیشه متوقف کرد دخترم

214
00:15:55,800 --> 00:15:57,640
‫به عقب هم نمیشه برگردوندش . می‌فهمی؟

215
00:15:58,080 --> 00:16:01,240
‫- داریم وارد منقطه میشیم
‫- در موردش فکر می‌کنم مامان

216
00:16:01,800 --> 00:16:04,160
‫اگه دیدی دیروقت شد و نیومدم
‫برو بخواب . باشه؟

217
00:16:04,320 --> 00:16:05,200
‫باشه

218
00:16:05,760 --> 00:16:08,360
‫گوش کن . تو هم با یه نفر دیگه
‫برو توی تخت‌ـت بخواب

219
00:16:16,800 --> 00:16:20,000
‫"راکِل" از یه غربیه خوش‌ـش میاد

220
00:16:32,720 --> 00:16:35,800
‫- تو دیگه چی می‌خوای؟
‫- نمیدونم . اون‌موقع یه چیزی رو دیدم و...

221
00:16:37,280 --> 00:16:38,600
‫توجهم رو جلب کرد

222
00:16:39,840 --> 00:16:41,040
‫نمیدونستم چیه

223
00:16:41,680 --> 00:16:44,720
‫- معذرت می‌خوام
‫- باشه . می‌بخشمت

224
00:16:45,200 --> 00:16:46,920
‫خیلی‌خب ، بعداً می‌بینمت

225
00:16:53,240 --> 00:16:54,200
‫چکار داری می‌کنی؟

226
00:16:54,520 --> 00:16:56,320
‫برو دیگه . نمیری؟
‫حوصله حرف زدن ندارم

227
00:17:07,520 --> 00:17:08,680
‫چند سالشه؟

228
00:17:10,080 --> 00:17:10,920
‫پسرت رو میگم

229
00:17:15,640 --> 00:17:16,600
‫۷سالشه

230
00:17:17,960 --> 00:17:18,920
‫۷سالشه الان

231
00:17:19,720 --> 00:17:21,920
‫کجاست؟ با باباشه؟

232
00:17:22,440 --> 00:17:25,120
‫باباش؟ نه بابا . با اون نیست
‫هیچ‌موقع با باباش نبوده

233
00:17:25,520 --> 00:17:27,000
‫نمیدونیم باباش کیه اصلاً

234
00:17:33,600 --> 00:17:34,440
‫اسمش چیه؟

235
00:17:37,520 --> 00:17:38,520
‫"اَکسل"

236
00:17:39,560 --> 00:17:44,160
‫اسمش "اَکسل"‌ـه
‫معنی‌ـش میشه "تبر"

237
00:17:44,840 --> 00:17:46,080
‫- تبر
‫- آره

238
00:17:47,280 --> 00:17:49,040
‫- پسر تکی‌ـه
‫- خوبه

239
00:17:50,240 --> 00:17:51,280
‫درست مثل مامانش

240
00:17:55,200 --> 00:17:57,240
‫بچه‌ی جون‌سختی‌ـه . میدونی؟

241
00:17:57,840 --> 00:17:59,120
‫از همه چیز جونِ سالم به در برده

242
00:18:00,040 --> 00:18:04,320
‫مثل چوب‌پنبه وسط دریا می‌مونه
‫غرق نمیشه

243
00:18:06,120 --> 00:18:07,120
‫از اولشم همینطوری بود

244
00:18:09,040 --> 00:18:10,040
‫وقتی ۳ سالش بود

245
00:18:10,880 --> 00:18:12,880
‫مجبور شدم از خونه‌ی مادرم
‫ببرمش بیرون

246
00:18:13,520 --> 00:18:14,680
‫چون شوهر مادرم

247
00:18:15,640 --> 00:18:19,320
‫وقتی اونجا نبودم بهش عرق میداد
‫چون نمی‌تونست گریه‌هاش رو تحمل کنه

248
00:18:20,720 --> 00:18:21,880
‫واسه همین از اونجا بردمش

249
00:18:22,360 --> 00:18:24,520
‫فقط خودمون ۲تایی
‫بدون نیاز به خونواده‌ای

250
00:18:25,880 --> 00:18:26,760
‫من و اون

251
00:18:28,360 --> 00:18:30,240
‫همه چیز عالی بود

252
00:18:36,040 --> 00:18:37,200
‫ولی من همه چیز رو خراب کردم

253
00:18:43,960 --> 00:18:44,800
‫یه روز...

254
00:18:47,160 --> 00:18:49,480
‫باید میرفتم یه‌کمی قرص
‫می‌گرفتم که بفروشم

255
00:18:51,040 --> 00:18:51,960
‫و...

256
00:18:53,960 --> 00:18:55,120
‫تنها گذاشتمش

257
00:18:58,240 --> 00:18:59,240
‫فقط ۵ دقیقه

258
00:18:59,840 --> 00:19:01,520
‫فقط ۵ دقیقه ولش کردم ، خب؟

259
00:19:02,360 --> 00:19:06,320
‫اونم مسخره‌بازی‌ـش رو با اون
‫مرد عنکبوتی»بازی‌هاش شروع کرده بود»

260
00:19:06,400 --> 00:19:07,680
‫«شاشیدم به «مرد عنکبوتی

261
00:19:10,160 --> 00:19:12,160
‫چون می‌خواست اَبَرقهرمان باشه

262
00:19:13,280 --> 00:19:16,160
‫از همه‌جا میرفت بالا
‫اتفاقاً از همه‌جا خیلی خوب میرفت بالا

263
00:19:20,160 --> 00:19:22,000
‫۱بار هم از پنجره تونست وارد تِراس بشه

264
00:19:27,560 --> 00:19:30,360
‫از اونجا یه صندلی برداشت
‫رفت روی صندلی

265
00:19:30,720 --> 00:19:32,240
‫اون‌موقع داد زد : "مامانی"

266
00:19:32,600 --> 00:19:33,840
‫"مامانی"

267
00:19:35,440 --> 00:19:37,040
‫۳.۵سال بود

268
00:19:39,480 --> 00:19:46,400
‫خب ، ۵ دقیقه بعدشم به گشت
‫پلیس زنگ زدیم . آتش‌نشان و...

269
00:19:47,680 --> 00:19:48,680
‫همه رو خبر کردیم

270
00:19:50,840 --> 00:19:53,080
‫اونا دیدن که من قرص دارم

271
00:19:54,880 --> 00:19:57,400
‫سابقه هم دارم . کار هم ندارم

272
00:19:58,680 --> 00:19:59,680
‫فرستادنم زندون

273
00:20:00,920 --> 00:20:04,680
‫بچه‌ـم رو هم شروع کردن از یه خونواده
‫به یه خونواده‌ی دیگه می‌فرستادن

274
00:20:04,960 --> 00:20:05,960
‫همینطوری دست به دست می‌شد

275
00:20:07,440 --> 00:20:08,800
‫اون‌موقع واسه من هیچ‌کاری نکردن

276
00:20:09,240 --> 00:20:10,080
‫هیچی . می‌فهمی؟

277
00:20:10,520 --> 00:20:13,880
‫حتی اجازه نداشتم ۱بار ببینمش
‫یه زنگ بزنم بهش

278
00:20:14,080 --> 00:20:15,000
‫هیچی

279
00:20:15,400 --> 00:20:16,720
‫بعدش از زندان آزاد شدم

280
00:20:17,560 --> 00:20:18,440
‫بازم هیچ اتفاقی نیفتاد

281
00:20:19,240 --> 00:20:20,440
‫نذاشتن پس‌ـش بگیرم

282
00:20:23,200 --> 00:20:25,600
‫- دیگه از اون‌موقع ندیدی‌ـش؟
‫- نمیذارن ببینمش

283
00:20:27,240 --> 00:20:28,120
‫ولی...

284
00:20:29,480 --> 00:20:30,760
‫میدونم کجاست

285
00:20:31,360 --> 00:20:33,120
‫- جدی؟
‫- توی «جزایر قناری»‌ـه

286
00:20:33,760 --> 00:20:35,520
‫با یه خونواده‌ای‌ـه که صاحب یه هتل هستن

287
00:20:36,920 --> 00:20:37,760
‫حالش خوبه

288
00:20:39,960 --> 00:20:41,560
‫می‌خوای بری و بگیریش؟

289
00:20:41,960 --> 00:20:43,400
‫می‌گیرمش

290
00:20:44,720 --> 00:20:45,920
‫حرفی توش نیست

291
00:20:46,760 --> 00:20:48,160
‫از اونجا هم می‌برمش اونور دنیا

292
00:20:48,600 --> 00:20:50,280
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

293
00:20:51,000 --> 00:20:52,080
‫توی این سرقت

294
00:20:52,600 --> 00:20:55,160
‫هیچکی نباید برنامه رو به‌هم بریزه
‫نه من و نه هیچ‌کس دیگه

295
00:20:56,120 --> 00:20:59,880
‫اگه کسی بخواد برنامه رو به‌هم بریزه
‫زندگی‌ـش رو خراب می‌کنم

296
00:21:06,840 --> 00:21:08,960
‫از تموم این برنامه‌هایی که ماها داریم

297
00:21:09,520 --> 00:21:12,040
‫برنامه‌ی تو بهترین‌ـشه

298
00:21:15,960 --> 00:21:17,400
‫بذار یه چیز دیگه رو هم بهت بگم

299
00:21:21,880 --> 00:21:22,880
‫"تکیلا" دوست داری؟

300
00:22:34,960 --> 00:22:37,600
‫ساعت ۳:۰۴ دقیقه‌ی صبح‌ـه

301
00:22:39,760 --> 00:22:41,360
‫فردا صبح زود کلاس داریم

302
00:22:44,120 --> 00:22:45,240
‫در مورد مواد منفجره

303
00:22:45,880 --> 00:22:46,720
‫ببخشید

304
00:22:47,800 --> 00:22:50,200
‫خیلی خوب می‌شد اگه استراحت می‌کردین
‫که سَرِ کلاس سرحال باشین

305
00:22:50,920 --> 00:22:52,640
‫- نتونستیم بخوابیم
‫- برین بخوابین

306
00:22:52,840 --> 00:22:55,000
‫- ۳تامون باهم؟
‫- هر کی توی تخت خودش

307
00:22:55,160 --> 00:22:57,240
‫با پیژامه‌هات عجب چیزی شدی «پروفسور»

308
00:22:57,560 --> 00:22:58,440
‫همین الان

309
00:23:00,640 --> 00:23:01,480
‫برین بخوابین

310
00:23:07,680 --> 00:23:09,960
‫خودت رو ببین با این چراغا

311
00:23:10,200 --> 00:23:12,880
‫این یارو حسابی حشریم می‌کنه
‫واقعاً حشریم می‌کنه

312
00:23:12,960 --> 00:23:15,800
‫- خیلی حشریم می‌کنه
‫- جدی؟ من که نفهمیدم اصلاً

313
00:23:16,040 --> 00:23:16,920
‫جدی نفهمیدی؟

314
00:23:17,000 --> 00:23:18,400
‫- اصلاً
‫- بذار بهش بفهمونم

315
00:23:19,520 --> 00:23:20,640
‫چه سروصدایی به‌پا کردیم

316
00:23:39,680 --> 00:23:40,640
‫یا خدا

317
00:23:43,040 --> 00:23:44,600
‫"مونیکا"...هی ، هی

318
00:23:46,520 --> 00:23:49,680
‫- اینجا چکار می‌کنی تو؟ دیوونه شدی؟
‫- حالم خیلی خوب نبود

319
00:23:51,720 --> 00:23:53,960
‫فکر کنم به‌خاطر داروها بوده
‫حالم رو بد کرده

320
00:23:54,800 --> 00:23:55,920
‫داروها

321
00:23:56,720 --> 00:23:59,200
‫به‌خاطر همون داروهاست
‫آره . بچه‌ست . واسه اونه

322
00:24:03,480 --> 00:24:08,360
‫- داری از تَب می‌سوزی
‫- باید از اینجا بره بیرون

323
00:24:08,680 --> 00:24:10,400
‫- بذار کمکت کنم
‫- صبر کن . وایسا

324
00:24:11,400 --> 00:24:13,600
‫- می‌تونی چند لحظه تنهام بذاری؟
‫- باشه

325
00:24:14,080 --> 00:24:14,960
‫خواهش می‌کنم

326
00:24:28,320 --> 00:24:29,400
‫چی فکر می‌کنی؟

327
00:24:33,720 --> 00:24:36,280
‫حالش که خیلی خوب نیست
‫حالش خیلی بده

328
00:24:37,680 --> 00:24:41,000
‫اگه اون گلوله رو خارج نکنیم
‫کارش تمومه

329
00:24:41,200 --> 00:24:44,280
‫بابا ، آروم باش . باشه؟
‫حالش خوب میشه

330
00:24:46,560 --> 00:24:48,160
‫واسه چی اصلاً بهش شلیک کردی؟

331
00:24:51,880 --> 00:24:55,360
‫چون "برلین" می‌خواست بُکُشتش
‫راه دیگه‌ای نداشتم

332
00:24:58,360 --> 00:24:59,440
‫اون حرومزاده

333
00:25:00,480 --> 00:25:03,200
‫اگه می‌خواد کسی رو بکشه
‫خودش باید ماشه رو بچکونه ، نه تو

334
00:25:04,560 --> 00:25:05,960
‫ما واسه دزدی اومدیم

335
00:25:06,200 --> 00:25:08,560
‫نه اینکه ملت رو بُکُشیم
‫یا کسی رو نجات بدیم

336
00:25:08,680 --> 00:25:10,240
‫عجب بدبختایی هستیم ما

337
00:25:10,320 --> 00:25:12,800
‫- بین همه‌ی این آدما
‫- بابا ، آروم باش

338
00:25:12,920 --> 00:25:14,000
‫آروم باش

339
00:25:20,880 --> 00:25:23,000
‫"مونیکا" ، کارِت هنوز تموم نشده؟

340
00:25:23,680 --> 00:25:24,520
‫تموم شد

341
00:25:36,920 --> 00:25:39,200
‫- بیا بریم
‫- "راکِل" ، یه لحظه صبر کن

342
00:25:41,120 --> 00:25:42,360
‫یه صحبتی باهات دارم

343
00:25:42,760 --> 00:25:44,320
‫می‌خوام وارد تیم پزشکی بشم

344
00:25:45,200 --> 00:25:47,440
‫نه . یه نفر وارد میشه ولی تو
‫اون یه نفر نیستی

345
00:25:48,000 --> 00:25:51,120
‫حتماً . همیشه یه نفر بهتر از من
‫واسه هر کاری وجود داره

346
00:25:59,560 --> 00:26:01,720
‫"راکِل" ، من اسلحه‌ها رو خیلی خوب می‌شناسم

347
00:26:02,240 --> 00:26:05,240
‫می‌تونم وارد اونجا بشم و توی یه
‫نگاه بفهمم چندتا اسحله دارن

348
00:26:05,320 --> 00:26:06,920
‫اسلحه‌شون از چه نوعی‌ـه . قلابی‌ـه یا نه

349
00:26:08,560 --> 00:26:10,480
‫شاید بتونم بفهمم دزدها کی هستن

350
00:26:13,440 --> 00:26:14,280
‫درست میگی

351
00:26:15,720 --> 00:26:17,760
‫باهاشون برو و مراقب تیم پزشکی هم باش

352
00:26:18,640 --> 00:26:20,400
‫حالا بهت میگم که چکار قراره انجام بدیم

353
00:26:21,560 --> 00:26:23,000
‫صدای یه شلیکی رو شنیدم

354
00:26:23,560 --> 00:26:26,040
‫پلیس بود . به یکی از گروگان‌ها شلیک کردن

355
00:26:27,440 --> 00:26:28,920
‫- به یه گروگان؟
‫- آره

356
00:26:30,360 --> 00:26:31,320
‫کی؟

357
00:26:34,240 --> 00:26:35,080
‫کی؟

358
00:26:37,240 --> 00:26:38,920
‫پلیس به کی شلیک کرد؟

359
00:26:41,080 --> 00:26:42,320
‫به رئیس ضراب‌خونه

360
00:26:43,680 --> 00:26:44,600
‫"آرتورو"؟

361
00:26:46,520 --> 00:26:47,800
‫یعنی پلیس "آرتورو" رو کُشت؟

362
00:26:48,600 --> 00:26:50,160
‫نه . نکشتنش

363
00:26:50,840 --> 00:26:52,440
‫- حالش خوبه؟
‫- آره

364
00:26:52,560 --> 00:26:53,440
‫زنده‌ست؟

365
00:26:54,760 --> 00:26:56,280
‫- حال "آرتورو" خوبه؟
‫- آره . خوبه

366
00:26:56,440 --> 00:26:57,640
‫- مطمئنی؟
‫- مطمئنم

367
00:26:58,800 --> 00:27:01,440
‫- خوبه؟
‫- یه جراح با تیمش داره میاد اینجا

368
00:27:01,840 --> 00:27:03,480
‫یه جراحی روش انجام میدن
‫و نجاتش میدن

369
00:27:03,640 --> 00:27:04,880
‫- قراره روش جراحی انجام بدن؟
‫- آره

370
00:27:07,760 --> 00:27:11,440
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم
‫باید به "آرتورو" بگین

371
00:27:12,000 --> 00:27:15,280
‫- می‌فهمین چی میگم؟
‫- هیچکی به هیچکی هیچی نمیگه

372
00:27:15,360 --> 00:27:17,880
‫چون هم تو حال‌ـت خوب میشه
‫هم اون ، خب؟

373
00:27:18,040 --> 00:27:20,000
‫زودباش . بیا یه نگاه به زخم بندازیم

374
00:27:20,720 --> 00:27:21,680
‫آروم باش

375
00:27:22,120 --> 00:27:25,960
‫الان داره خودش رو سرزنش می‌کنه
‫اون بهم گفت که من گوشی رو بردارم

376
00:27:26,120 --> 00:27:27,920
‫و حالا هم فکر می‌کنه به‌خاطر
‫این قضیه من مُردم

377
00:27:29,640 --> 00:27:31,760
‫باید بهش بگین که من زنده‌ـم . باشه؟

378
00:27:34,440 --> 00:27:35,720
‫بهش بگین پسرشم سالمه

379
00:27:40,440 --> 00:27:41,560
‫حامله‌ای تو؟

380
00:27:47,520 --> 00:27:48,440
‫خیلی‌خب

381
00:27:49,760 --> 00:27:51,040
‫مبارک باشه

382
00:27:52,640 --> 00:27:54,720
‫- میشه یه خودکار بهم بدی؟
‫- باشه

383
00:28:00,200 --> 00:28:01,040
‫کِی؟

384
00:28:03,280 --> 00:28:04,120
‫ممنون

385
00:28:05,960 --> 00:28:06,800
‫"آنخل"

386
00:28:15,800 --> 00:28:17,960
‫تصمیم گرفتم یکی از نیروهامون رو
‫وارد ساختمون کنم

387
00:28:18,200 --> 00:28:20,500
‫می‌خوام این‌کار رو وقتی انجام بدم که
‫تیم پزشکی رو می‌فرستیم داخل

388
00:28:20,560 --> 00:28:23,440
‫از اینکه این تصمیمات رو حین سوار شدن
‫آمبولانس می‌گیری تحسین‌ـت می‌کنم

389
00:28:24,240 --> 00:28:27,400
‫ولی حضور من اینجا فقط به‌خاطر
‫دولت هست که می‌خواد

390
00:28:27,560 --> 00:28:29,040
‫هیچ خروجی خشونت‌باری رخ نده

391
00:28:30,880 --> 00:28:33,400
‫افسر سرویس اطلاعاتی‌مون یهویی
‫صلح‌طلب شده

392
00:28:33,760 --> 00:28:36,240
‫مگه تو نبودی که می‌خواستی
‫با تانک وارد اونجا بشی؟

393
00:28:36,400 --> 00:28:39,340
‫من می‌خواستم غافلگیرشون کنم و بگیرم‌شون
‫این قضیه رو هم زودتر تمومش کنم

394
00:28:39,440 --> 00:28:41,520
‫ولی الان اولویت اینه که هیچ
‫قربانی در کار نباشه

395
00:28:41,600 --> 00:28:44,440
‫بنابراین پیشنهاد می‌کنم صرفاً مذاکره کنید
‫و صبر کنید

396
00:28:45,760 --> 00:28:48,120
‫چقدر بده که کل روز رو اینجا باشی

397
00:28:48,200 --> 00:28:51,000
‫فکر کنی بهترینی در عین حال
‫مجبورم نباشی هیچ تصمیمی بگیری ، نه؟

398
00:28:52,160 --> 00:28:54,620
‫مثله این می‌مونه که توی نمایش تلویزیونی
‫بحران گروگانگیری هستیم

399
00:28:54,700 --> 00:28:56,420
‫بازرس ، نمی‌خوام نیش و کنایه بزنم

400
00:28:56,440 --> 00:29:00,760
‫چون توی یه مقطع سنی خاص هورمون‌ها
‫دیگه کنترل کل بدن رو می‌گیرن

401
00:29:01,560 --> 00:29:04,480
‫- مامانمم همین شکلی بود
‫- کجا داری میری؟

402
00:29:05,080 --> 00:29:07,800
‫همونطوری که میدونی
‫باید همه‌ی این قضایا رو اطلاع بدم

403
00:29:08,280 --> 00:29:09,120
‫البته

404
00:29:13,360 --> 00:29:16,560
‫تا الان گروگان‌ها همیشه چند قدم
‫از ما جلوتر بودن

405
00:29:16,720 --> 00:29:19,280
‫همه چیزشون برنامه‌ریزی شده بود
‫غیر از این تیراندازی

406
00:29:19,720 --> 00:29:21,520
‫اولین چیزی‌ـه که مطابق
‫برنامه پیش نرفته

407
00:29:21,600 --> 00:29:23,000
‫ما هم باید از این قضیه استفاده کنیم

408
00:29:24,800 --> 00:29:27,520
‫تنها راهی که بتونیم وارد بشیم
‫بدون اینکه دوربین‌هاشون متوجه‌مون بشن

409
00:29:27,680 --> 00:29:30,120
‫اینه که از طریق این لوله‌ها که زیر خاک
‫هستن پیش بریم

410
00:29:30,200 --> 00:29:32,320
‫اینطوری مستقیم وارد زیرزمین میشیم

411
00:29:32,480 --> 00:29:34,040
‫اینجا هم دریچه‌ی تهویه هست

412
00:29:34,160 --> 00:29:37,020
‫۷ماه پیش این رو گذاشتنش که بتونن
‫گرمای چاپ‌خونه رو از اینجا خارج کنن

413
00:29:37,100 --> 00:29:38,100
‫ولی هنوز کامل نشده

414
00:29:38,140 --> 00:29:42,940
‫- احتمالاً اصلاً از وجودش باخبر نیستن
‫- ازت می‌خوام ۲تا نیروهات رو از اینجا بفرستی داخل

415
00:29:43,040 --> 00:29:46,000
‫من خودم با افسر "گارسیا لوبو" که اینجائه
‫می‌تونیم بریم

416
00:29:46,160 --> 00:29:48,120
‫باشه . معاون بازرس "روبیو" هم

417
00:29:48,280 --> 00:29:51,160
‫همراهِ ۲تا جراح میره و به عنوان
‫پرستار وارد میشه

418
00:29:51,480 --> 00:29:53,960
‫الان ساعت ۶:۰۹ عصره
‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید

419
00:29:54,040 --> 00:29:56,640
‫رأس ۶:۱۵ عصر تیم پزشکی وارد میشن

420
00:29:56,800 --> 00:30:00,680
‫باتوجه به گفته‌های رئیس داخلی تیم پزشکی
‫جراحی حداکثر ۳۰ دقیقه زمان می‌بره

421
00:30:01,320 --> 00:30:04,320
‫ولی می‌تونن تا ساعت ۷ عصر طولش بدن

422
00:30:04,880 --> 00:30:06,160
‫وقتی دکترها خارج میشن

423
00:30:06,240 --> 00:30:08,960
‫اکثر گروگانگیرها مجبورن که
‫حواس‌شون بهشون باشه

424
00:30:09,040 --> 00:30:12,280
‫اینجاست که "سوآرز" و "لوبو" از
‫زیر خاک رد شدن و وارد میشن

425
00:30:13,640 --> 00:30:17,000
‫اونا با لباس قرمز و ماسک "دالی"
‫وارد کانال تهویه میشن

426
00:30:17,160 --> 00:30:18,760
‫بین گروگان‌ها نفوذ پیدا می‌کنن

427
00:30:19,160 --> 00:30:22,160
‫این نقشه زمانی جواب میده که
‫مطابق زمان برنامه‌ریزی‌شده پیش بریم

428
00:30:22,480 --> 00:30:23,640
‫بازرس

429
00:30:23,920 --> 00:30:26,920
‫- همسر "آرتورو رومن" اینجاست
‫- یه لحظه صبر کنید لطفاً

430
00:30:27,680 --> 00:30:28,960
‫"سوآرز" ، زودباش کار رو شروع کن

431
00:30:30,440 --> 00:30:32,400
‫حواست به دکترها باشه
‫مراقب خودتم باش

432
00:30:32,680 --> 00:30:34,160
‫عملیات رو شروع کنین

433
00:30:35,280 --> 00:30:37,360
‫چی شده؟ شوهرم حالش خوبه؟

434
00:30:38,000 --> 00:30:41,200
‫شوهرت به‌هوش‌ـه و حالشم خوبه
‫اشتباهاً سمتش شلیک شده

435
00:30:41,560 --> 00:30:44,840
‫- شلیک شده؟ منظورتون چیه؟
‫- زخمی شده ولی زنده‌ست

436
00:30:45,560 --> 00:30:47,320
‫آروم باش . آروم باش

437
00:30:48,080 --> 00:30:50,720
‫گروگانگیرها بهمون اجازه دادن که
‫یه تیم جراحی رو وارد اونجا کنیم

438
00:30:50,800 --> 00:30:52,440
‫اونم سریعاً قراره جراحی بشه

439
00:30:53,680 --> 00:30:57,040
‫ببخشید ولی نفهمیدم
‫چی گفتین . ببخشین

440
00:30:57,240 --> 00:31:00,160
‫آروم باش . همه چیز
‫قراره درست بشه

441
00:31:00,840 --> 00:31:02,480
‫- بگیر بشین لطفاً
‫- ممنون

442
00:31:02,960 --> 00:31:04,800
‫- می‌تونی الان باهاش حرف بزنی؟
‫- بله

443
00:31:05,560 --> 00:31:06,680
‫این رو بگیر

444
00:31:08,120 --> 00:31:09,120
‫"آلمانسا" ، ضبطش کن

445
00:31:10,120 --> 00:31:12,160
‫همین الان باید یه‌جوری اون
‫گلوله رو خارجش کنیم

446
00:31:16,680 --> 00:31:17,760
‫تو انجامش بده بابا

447
00:31:18,640 --> 00:31:20,120
‫تو خونسردتر می‌تونی انجامش بدی

448
00:31:24,240 --> 00:31:26,560
‫«کیت جراحی که «پروفسور
‫بهمون داد کجاست؟

449
00:31:26,640 --> 00:31:28,580
‫- یه چاقوی جراحی کوچیک داخلش‌ـه
‫- دست "برلین"‌ـه

450
00:31:29,200 --> 00:31:30,040
‫خدایا

451
00:31:30,120 --> 00:31:32,480
‫فکر نکنم ایده‌ی خوبی باشه که
‫ازش کیت جراحی رو بخوایم

452
00:31:33,280 --> 00:31:35,920
‫جراح‌ها...برو ابزارشون رو بدزد . زودباش

453
00:31:36,080 --> 00:31:38,040
‫- باشه
‫- وایسا . صبر کن

454
00:31:38,760 --> 00:31:40,040
‫لطفاً این یادداشت رو بهش بده

455
00:31:50,720 --> 00:31:52,400
‫الان زخمت رو تمیز می‌کنم . باشه؟

456
00:31:53,280 --> 00:31:55,080
‫آروم باش . حال‌ـت خوب میشه

457
00:31:59,520 --> 00:32:02,440
‫- الو؟
‫- «پروفسور» ، همسر "آرتورو رومن" اینجاست

458
00:32:03,480 --> 00:32:04,320
‫باشه

459
00:32:14,200 --> 00:32:15,120
‫"آرتورو"

460
00:32:16,560 --> 00:32:17,400
‫"آرتورو"

461
00:32:19,960 --> 00:32:21,440
‫اسم زنت چیه؟

462
00:32:23,280 --> 00:32:24,120
‫"لورا"

463
00:32:25,160 --> 00:32:27,680
‫چه اسم قشنگی
‫خب ، الان می‌تونی با "لورا" صحبت کنی

464
00:32:28,600 --> 00:32:30,600
‫همسر واسه یه همچین لحظاتی خوبه دیگه

465
00:32:32,080 --> 00:32:33,240
‫آرام‌بخش‌ـن یه‌جورایی

466
00:32:33,840 --> 00:32:37,080
‫هیچکی وقتی توی دیسکو هست
‫و مثله چی توی فضاست

467
00:32:37,160 --> 00:32:40,000
‫یاد زنش نمیفته که ولی...

468
00:32:40,680 --> 00:32:45,640
‫اگه به یه مشکلی بربخوری
‫یه تصادفی یا مثله سگ می‌ترسی

469
00:32:46,400 --> 00:32:47,520
‫که همه چیز عوض بشه

470
00:32:52,520 --> 00:32:54,840
‫الان داری به منشی‌ـت فکر می‌کنی؟

471
00:32:55,800 --> 00:32:57,000
‫آره؟

472
00:32:59,120 --> 00:32:59,960
‫نه

473
00:33:00,640 --> 00:33:02,760
‫ولی کی میاد به معشوقه‌ـش فکر کنه

474
00:33:03,240 --> 00:33:05,760
‫اونم با بچه‌هایی که می‌شد سقط‌ ـشون کرد

475
00:33:06,280 --> 00:33:08,520
‫- یا اصلاً فکر نکنه؟
‫- میشه بیخیال سخنرانی بشی لطفاً؟

476
00:33:08,600 --> 00:33:09,440
‫گوش کن ببین چی میگم

477
00:33:10,640 --> 00:33:13,200
‫اگه چیز عجیبی بگی
‫یه‌جوری می‌کُشمت که

478
00:33:13,280 --> 00:33:15,320
‫زن‌ـت اونطرف خط به‌صورت زنده
‫قضیه رو بشنوه . فهمیدی؟

479
00:33:26,280 --> 00:33:29,160
‫بازرس ، دارن یه تلفن رو روشن می‌کنن

480
00:33:30,120 --> 00:33:31,640
‫باید اون گوشی رو هک کنیم

481
00:33:31,880 --> 00:33:33,840
‫می‌خوام دوربین سلفی
‫و دوربین اصلی‌ـش رو ببینم

482
00:33:35,400 --> 00:33:36,880
‫بیا عزیزم . بیا

483
00:33:37,240 --> 00:33:38,560
‫سلام عشقم

484
00:33:40,160 --> 00:33:41,800
‫"آرتورو" عزیزم ، حال‌ـت چطوره؟

485
00:33:42,080 --> 00:33:43,480
‫خوبم . خوبم . حالم خوبه

486
00:33:43,800 --> 00:33:45,560
‫- گلوله به جای حیاتی نخورده
‫- تصویری نیست

487
00:33:45,800 --> 00:33:48,560
‫نه از دوربین اصلی و نه از دوربین سلفی
‫روی دوربین‌ها رو پوشوندن

488
00:33:49,000 --> 00:33:50,960
‫اجازه دادن که چندتا جراح وارد بشه

489
00:33:52,960 --> 00:33:53,880
‫میدونم

490
00:33:54,760 --> 00:33:55,800
‫ببین ، من...

491
00:33:56,560 --> 00:33:59,200
‫داشتم بهت فکر می‌کردم و...

492
00:33:59,720 --> 00:34:01,200
‫به تموم اشتباهاتی که کرده بودیم

493
00:34:01,360 --> 00:34:03,240
‫بهش فکر نکن عزیزم . الان وقتش نیست

494
00:34:03,640 --> 00:34:04,600
‫الان وقتش نیست

495
00:34:05,040 --> 00:34:06,640
‫بعدشم همه‌ـش تقصیرِ من‌ـه

496
00:34:08,600 --> 00:34:11,800
‫میدونم که وضعیت‌مون خوب نیست
‫چند وقتی میشه که وضع مناسبی نداریم

497
00:34:12,080 --> 00:34:15,480
‫نسبت به تو و بچه‌هامون غفلت کردم
‫آدم خودخواهی بودم

498
00:34:17,120 --> 00:34:19,420
‫بهت قول میدم که همه‌ی این مسائل
‫عوض میشن . می‌فهمی چی میگم؟

499
00:34:19,840 --> 00:34:21,440
‫قول میدم همه چیز عوض بشه

500
00:34:22,480 --> 00:34:26,040
‫۱۰ سالی میشه که بهم گفته بودی می‌خوای
‫خواهرت رو توی استرالیا ببینی

501
00:34:27,360 --> 00:34:29,760
‫از موقعیت هم استفاده کنی که
‫بچه‌ها هم انگلیسی یاد بگیرن

502
00:34:30,480 --> 00:34:32,240
‫و کانگوروها رو هم ببینن

503
00:34:33,480 --> 00:34:35,920
‫وقتی از اینجا بیام بیرون اولین کاری
‫که انجام میدم همین‌ـه

504
00:34:36,760 --> 00:34:37,800
‫این رو مدیونم بهت

505
00:34:39,400 --> 00:34:42,520
‫واست انجامش میدم
‫چون خیلی زیاد دوسِت دارم

506
00:34:42,760 --> 00:34:46,040
‫همه‌ی این سال‌ها به هدر رفتن . دنبال...

507
00:34:47,560 --> 00:34:50,600
‫فکر می‌کردم پول و منصب‌
‫از هر چیزی بیشتر اهمیت دارن

508
00:34:51,120 --> 00:34:52,960
‫ولی این تو بودی که از همه‌شون
‫برام مهم‌تر بودی

509
00:34:54,080 --> 00:34:55,480
‫همیشه هم خودت بودی

510
00:34:57,240 --> 00:34:58,880
‫از همون روزی که واسه اولین‌بار دیدمت

511
00:35:01,720 --> 00:35:05,600
‫قسم می‌خورم وقتایی بوده که
‫اون روز رو به یاد بیارم و...

512
00:35:06,600 --> 00:35:09,200
‫به خودم بگم تو چی
‫تویِ من دیدی "مونیکا"؟

513
00:35:15,360 --> 00:35:16,200
‫"لورا"

514
00:35:22,800 --> 00:35:24,440
‫تو فقط به فکر این باش
‫که از اونجا خارج بشی

515
00:35:28,120 --> 00:35:31,200
‫فقط به همین فکر کن
‫دوست‌ـت دارم

516
00:35:32,040 --> 00:35:33,160
‫دوست‌ـت دارم عزیزم

517
00:35:41,200 --> 00:35:42,040
‫تو خوبی؟

518
00:35:43,080 --> 00:35:44,000
‫آروم باش

519
00:35:46,200 --> 00:35:48,040
‫چقدر حرفه‌ای هستی تو "آرتورو"

520
00:35:49,440 --> 00:35:52,640
‫منشی‌ـت با اون شکمش

521
00:35:53,840 --> 00:35:57,560
‫"لوریتا" هم که توی یه اتاق ۴ در ۴
‫با بچه‌ها منتظرته

522
00:35:57,840 --> 00:36:00,880
‫تو هم که دور تا دورت رو پول گرفته
‫عملاً افسانه‌ای

523
00:36:02,920 --> 00:36:05,560
‫"برلین" ، دکترها بیرونن

524
00:36:08,280 --> 00:36:09,960
‫باید من رو ببخشی

525
00:36:15,880 --> 00:36:19,480
‫- همه میدونن که باید چکار کنن دیگه؟
‫- میدونن . البته که میدونن

526
00:36:19,640 --> 00:36:20,920
‫آماده‌این؟

527
00:36:22,280 --> 00:36:23,200
‫می‌بینی که آماده‌ـن

528
00:36:23,520 --> 00:36:24,360
‫"مرسدس"

529
00:36:26,440 --> 00:36:27,320
‫آماده‌ای؟

530
00:36:28,520 --> 00:36:30,480
‫- بله قربان
‫- این رو می‌خوام از اینجا ببریش بیرون

531
00:36:30,760 --> 00:36:33,040
‫"ریو" ، این رو ببرش توی یه دفتر

532
00:36:36,280 --> 00:36:37,280
‫"نایروبی"

533
00:36:38,160 --> 00:36:41,000
‫ماسک‌هاتون رو بذارید

534
00:36:42,800 --> 00:36:45,160
‫همه با من به پیش

535
00:36:59,400 --> 00:37:00,240
‫بیاین داخل

536
00:37:10,320 --> 00:37:11,840
‫همه چیز رو بذارین روی زمین

537
00:37:13,280 --> 00:37:14,120
‫در رو ببندین

538
00:37:25,040 --> 00:37:26,160
‫بیاین جلو

539
00:37:34,200 --> 00:37:36,380
‫دست‌هاتون رو بذارید روی سرتون
‫و پاهاتون رو باز کنید

540
00:37:37,080 --> 00:37:38,320
‫می‌خوایم تفتیش‌تون کنیم

541
00:37:47,720 --> 00:37:49,400
‫لطفاً این رو از اینجا ببرش بیرون

542
00:38:06,360 --> 00:38:07,440
‫گوش کن ببین چی میگم

543
00:38:08,400 --> 00:38:10,520
‫یکی از پرستارها یه پلیس مخفی‌ـه

544
00:38:10,680 --> 00:38:12,680
‫- کدوم‌شون؟
‫- اونی که عینک داره

545
00:38:13,120 --> 00:38:14,520
‫میدونی که باید چکار کنی دیگه

546
00:38:14,600 --> 00:38:16,640
‫- تمام و کمال میریم سراغش
‫- "برلین"

547
00:38:17,800 --> 00:38:20,280
‫این‌کار باید با دقت فوق‌العاده
‫بالایی انجام بشه

548
00:38:20,760 --> 00:38:21,760
‫میدونم

549
00:38:24,240 --> 00:38:27,200
‫رفقا ، اونی که عینک داره پلیس‌ـه

550
00:38:29,120 --> 00:38:30,000
‫اونا وارد میشن

551
00:38:31,320 --> 00:38:34,320
‫شاید حین یه حمله باشه
‫یا یه مسئله اورژانسی پیش بیاد

552
00:38:34,400 --> 00:38:36,800
‫ممکنه یکی از هلال احمر بیاد
‫یا یه نفر بیاد که بهتون پیتزا بده

553
00:38:36,960 --> 00:38:41,480
‫ولی مشخصه که سعی می‌کنن
‫یه نفر رو یه‌جوری وارد کنن

554
00:38:42,640 --> 00:38:46,760
‫و اینطوری واسه‌مون موقعیتی پیش میاد
‫که بتونیم بهشون یه اسب «تروجان» بدیم

555
00:38:47,240 --> 00:38:48,440
‫میدونین اسب «تروجان» چیه؟

556
00:38:48,600 --> 00:38:51,120
‫- نمیدونم چیه ولی باهاش میشه قافیه رفت
‫- نه

557
00:38:52,360 --> 00:38:54,400
‫- «اسب «تروجان...
‫- میدهد جولان

558
00:38:54,960 --> 00:38:57,240
‫خفه‌شو و حواست رو جمع کن بی‌شعور

559
00:38:57,520 --> 00:38:58,360
‫ببخشید

560
00:39:00,760 --> 00:39:01,600
‫معذرت می‌خوام

561
00:39:04,280 --> 00:39:06,440
‫یونانی‌ها با "تروجان‌"ـی‌ها توی جنگ بودن

562
00:39:08,200 --> 00:39:11,280
‫یه روز "تروجان"ـی‌ها جلوی شهرشون

563
00:39:11,440 --> 00:39:13,960
‫یه اسب چوبی پیدا کردن
‫یه اسب چوبی خیلی بزرگ

564
00:39:15,360 --> 00:39:16,440
‫و از سَرِ نفهمی و غرورشون

565
00:39:16,520 --> 00:39:19,680
‫فکر کردن یونانی‌ها کادوی تسلیم شدن‌شون
‫رو اینطوری فرستادن

566
00:39:19,760 --> 00:39:23,200
‫واسه همین دروازه‌های شهر رو
‫باز کردن و اسب رو بردن داخل

567
00:39:24,080 --> 00:39:26,320
‫ولی نمیدونستن که اون اسب توخالی نیست

568
00:39:27,400 --> 00:39:29,560
‫و کلی جنگجوی یونانی داخلش‌ـه

569
00:39:32,640 --> 00:39:34,680
‫اون‌شب "تروجان"ـی‌ها جنگ رو باختن

570
00:39:38,680 --> 00:39:41,280
‫و اینم دقیقاً همون کاری‌ـه
‫که ما قراره انجام بدیم

571
00:39:47,120 --> 00:39:48,560
‫وقتی می‌خوان وارد بشن

572
00:39:50,000 --> 00:39:52,120
‫درحالی‌که دارن فکر می‌کنن
‫که قراره برنده‌ی مبارزه بشن...

573
00:40:09,800 --> 00:40:12,360
‫تموم اشیای فلزی‌تون رو بذارید
‫توی اون سینی

574
00:40:13,480 --> 00:40:15,840
‫عینک‌هاتون ، ساعت‌هاتون

575
00:40:16,240 --> 00:40:17,520
‫اگه اسلحه‌ای دارید

576
00:40:17,920 --> 00:40:20,400
‫میکروفونی دارید پیشنهاد می‌کنم اونا رو
‫هم بذارید داخل سینی

577
00:40:20,560 --> 00:40:22,960
‫رَدِ هر جور ارتباط رادیویی رو می‌گیریم

578
00:40:24,120 --> 00:40:26,440
‫کفش‌هاتون رو هم دربیارین لطفاً

579
00:40:30,000 --> 00:40:32,800
‫حالا بخوابید روی زمین

580
00:40:37,080 --> 00:40:37,960
‫خیلی‌خب

581
00:40:38,200 --> 00:40:39,200
‫مثل سوسک‌ها

582
00:41:09,400 --> 00:41:10,280
‫بلند بشین

583
00:41:13,480 --> 00:41:14,680
‫کفش‌هاتون رو بپوشید

584
00:41:20,360 --> 00:41:22,960
‫فقط عینک‌ـت رو بردار
‫بهشون نیاز پیدا می‌کنی

585
00:41:24,480 --> 00:41:28,800
‫و حالا خوش اومدین
‫وسایل‌تون رو بردارید و دنبالم بیاین

586
00:41:29,000 --> 00:41:29,960
‫ممنونم

587
00:41:57,700 --> 00:41:58,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

