‫﻿۱
00:00:06,040 --> 00:00:08,360
‫«کیت ابزار جراحی که «پروفسور
‫بهمون داد کجاست؟

2
00:00:08,440 --> 00:00:10,440
‫- یه‌دونه چاقوی جراحی داخلش‌ـه
‫- دستِ "برلین"‌ـه

3
00:00:11,600 --> 00:00:14,600
‫جراحا...برو وسایل‌شون رو بردار
‫بیا اینجا . زودباش

4
00:00:14,680 --> 00:00:16,520
‫- باشه
‫- صبر کن . وایسا

5
00:00:17,200 --> 00:00:18,520
‫لطفاً این یادداشت رو هم بهش بده

6
00:00:30,800 --> 00:00:33,600
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" شنبه - ساعت ۱۸:۳۱  "</font>

7
00:00:38,100 --> 00:00:40,900
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۳۳ساعت بعد از سرقت "</font>

8
00:01:22,800 --> 00:01:23,720
‫چیه؟

9
00:01:25,600 --> 00:01:27,600
‫بعضی‌وقت‌ها توی تلویزیون
‫آدمایی مثله تو هستن

10
00:01:28,840 --> 00:01:31,560
‫- مثله من؟ مگه من مثله کی هستم؟
‫- دزدها

11
00:01:33,120 --> 00:01:36,520
‫ولی شبیه‌شون نیستی
‫مشخصه که کارِت این نیست

12
00:01:36,920 --> 00:01:37,800
‫چطور مگه؟

13
00:01:39,560 --> 00:01:41,120
‫به‌خاطر شکلی که اسلحه رو دست‌ـت گرفتی

14
00:01:48,520 --> 00:01:51,000
‫فکر می‌کردم دختر سفیر باشی
‫نه دخترِ "رامبو"

15
00:01:51,280 --> 00:01:53,560
‫خب ، بابام همیشه می‌خواست
‫یه پسر داشته باشه

16
00:01:54,480 --> 00:01:57,920
‫و از وقتی ۵ ساله‌ـم شد همیشه
‫من رو می‌بره تیراندازی

17
00:01:58,400 --> 00:02:00,400
‫تیراندازی؟ به چی؟

18
00:02:01,200 --> 00:02:02,560
‫به اون چوب‌های داخل شهربازی؟

19
00:02:04,160 --> 00:02:05,920
‫گرازهای وحشی ، گوزن‌های قرمز

20
00:02:06,360 --> 00:02:07,360
‫بزهای کوهی

21
00:02:08,400 --> 00:02:11,720
‫بابام هم که بیشتر دوست داره
‫بوم‌شناس‌ها رو شکار کنه

22
00:02:18,960 --> 00:02:20,400
‫ولی از اسلحه‌ها خوشم نمیاد

23
00:02:22,040 --> 00:02:23,600
‫"۱بار توی "نورویچ
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شهری در شرق انگلستان)</font>

24
00:02:24,440 --> 00:02:27,960
‫اسلحه‌ی دوست بابام خودبه‌خود شلیک کرد

25
00:02:30,160 --> 00:02:31,200
‫منم همه چیز رو دیدم

26
00:02:34,360 --> 00:02:36,760
‫تیری که به پشتش خورده بود
‫مردمی که جیغ میزدن

27
00:02:37,960 --> 00:02:39,080
‫مثله وقتی می‌مونه که...

28
00:02:40,800 --> 00:02:44,120
‫یه تصادفی رو توی جاده می‌بینی و واسه همیشه
‫توی ذهنت باقی می‌مونه‌ اون

29
00:02:45,240 --> 00:02:46,400
‫رنگ خون

30
00:02:50,920 --> 00:02:51,840
‫به‌هرحال...

31
00:02:57,640 --> 00:02:59,160
‫داخلش تیری نیست . ببین؟

32
00:03:02,040 --> 00:03:03,080
‫نترس

33
00:03:15,960 --> 00:03:17,200
‫نظرت چیه دکتر؟

34
00:03:18,320 --> 00:03:19,320
‫زنده می‌مونم؟

35
00:03:19,960 --> 00:03:24,480
‫گلوله داخلِ قفسه‌ی سینه‌ـت هست

36
00:03:25,600 --> 00:03:27,720
‫به هیچ‌کدوم از اعضای اصلی‌ـت
‫آسیبی نرسونده

37
00:03:28,360 --> 00:03:32,120
‫و منم نمی‌تونم شکستگی
‫استخونی رو ببینم

38
00:03:33,720 --> 00:03:35,320
‫هیچکی از یه همچنین گلوله‌ای نمی‌میره

39
00:03:37,320 --> 00:03:38,320
‫زود باشین آماده‌ی کار بشین

40
00:03:38,920 --> 00:03:41,040
‫دِنوِر» زمانی واسه هدر دادن نداشت»

41
00:03:42,000 --> 00:03:44,120
‫- داروی بیهوشی
‫- "مونیکا" داشت خون از دست میداد

42
00:03:45,840 --> 00:03:47,760
‫اگه خیلی زود چاقوی جراحی رو برنمیداشت

43
00:03:48,400 --> 00:03:50,720
‫دیگه اینکه از جونِ "مونیکا" گذشته بود
‫عملاً بی‌فایده می‌شد

44
00:03:50,960 --> 00:03:52,400
‫چجور داروی بیهوشی استفاده می‌کنی؟

45
00:03:52,480 --> 00:03:55,000
‫در حالت‌هایی مثل این بهتره که
‫بیهوشی به‌صورت کامل انجام بشه

46
00:03:55,240 --> 00:03:56,120
‫نه

47
00:03:57,640 --> 00:03:59,720
‫بهتره همون محل رو بی‌حس کنی

48
00:04:00,360 --> 00:04:04,800
‫که من و رفیقم بتونیم حین جراحی با همدیگه
‫صحبت داشته باشیم ، مگه نه "آرتوریتو"؟

49
00:04:13,840 --> 00:04:14,720
‫آروم باش . آروم باش

50
00:04:23,720 --> 00:04:24,960
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب...همینه

51
00:04:34,120 --> 00:04:35,320
‫اون ساعت واسه چیه اون‌موقع؟

52
00:04:35,480 --> 00:04:39,040
‫تا بتونیم مدت زمان بی‌حسی‌ رو کنترل کنیم
‫۲۵ دقیقه

53
00:04:39,200 --> 00:04:43,080
‫اگه حین جراحی مشکلی پیش بیاد
‫باید یه دُزِ دیگه بهش تزریق کنیم

54
00:04:45,800 --> 00:04:47,500
‫ساعت رو طوری بذار که
‫صفحه نمایش‌ـش رو ببینم

55
00:04:51,520 --> 00:04:53,280
‫اون عمل برنامه‌ریزی شده بود

56
00:04:53,640 --> 00:04:57,600
‫و اونا هم مجبور بودن همونطور که بازرس
‫بهشون دستور داده بود دقیقاً ۲۵ دقیقه طولش بدن

57
00:04:58,040 --> 00:05:00,840
‫اون شمارشگر اجازه میداد که اون ۲تا افسر
‫پلیس که ماسک "دالی" گذاشته بودن

58
00:05:00,920 --> 00:05:02,360
‫بتونن وارد ضراب‌خونه بشن

59
00:05:02,920 --> 00:05:06,760
‫یا اگه برنامه درست پیش نمیرفت ۲تا جسد
‫توی کانال تهویه باقی می‌موندن

60
00:05:07,480 --> 00:05:08,800
‫اسلحه‌ی لعنتی رو بندازش زمین

61
00:05:12,840 --> 00:05:15,240
‫داخلش تیری نیست
‫بذارش زمین قبل از اینکه حسابی عصبی بشم

62
00:05:17,280 --> 00:05:18,880
‫یه گلوله هنوز داخل اسلحه هست

63
00:06:15,000 --> 00:06:19,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۶</font>

64
00:06:20,700 --> 00:06:21,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

65
00:06:26,760 --> 00:06:28,000
‫"سوآرز" ، صدام رو داری؟

66
00:06:28,320 --> 00:06:31,120
‫داخل کانال هستیم
‫داریم به سمت هدف حرکت می‌کنیم

67
00:06:43,880 --> 00:06:45,880
‫برگرد و دست‌هات رو بذار پشت سرت

68
00:06:48,640 --> 00:06:49,520
‫همین الان

69
00:06:53,520 --> 00:06:54,400
‫همین حالا

70
00:06:56,160 --> 00:06:57,040
‫خیلی‌خب

71
00:06:58,240 --> 00:07:00,440
‫حالا چی؟ دیگه گردن‌کلفتی نمی‌کنی ، نه؟

72
00:07:00,920 --> 00:07:02,800
‫یه کاری کن دیگه . بجنب

73
00:07:03,680 --> 00:07:04,560
‫شلیک کن

74
00:07:05,240 --> 00:07:07,080
‫دختره‌ی دیوونه‌ی لعنتی
‫زانو بزن ببینم

75
00:07:09,440 --> 00:07:10,320
‫چاقوی جراحی

76
00:07:10,400 --> 00:07:13,320
‫صبر کن . وایسا ببینم
‫من وسایل رو در اختیارش میذارم

77
00:07:15,080 --> 00:07:16,000
‫چاقوی جراحی

78
00:07:22,200 --> 00:07:24,080
‫تا الان که حرف نداشتی
‫مگه نه "آرتوریتو"؟

79
00:07:24,240 --> 00:07:25,960
‫اسم زن‌ـت رو اشتباهی گفتی

80
00:07:28,720 --> 00:07:29,960
‫البته اینکه عادی‌ـه

81
00:07:31,840 --> 00:07:35,960
‫صبح‌ها با "مونیکا" جون می‌خوابیدی
‫عصرها رو هم با "لورا" می‌گذروندی

82
00:07:36,640 --> 00:07:37,840
‫عادی‌ـه که قاطی کنی

83
00:07:40,000 --> 00:07:41,600
‫ولی من هردوشون رو دوست دارم

84
00:07:43,160 --> 00:07:44,320
‫واقعیت اینه

85
00:07:44,560 --> 00:07:48,320
‫وقتی جای من نیستی
‫خیلی راحت می‌تونی قضاوت کنی . همه...

86
00:07:49,760 --> 00:07:51,520
‫فکر می‌کنن چه آدم پَستی هستی تو

87
00:07:52,160 --> 00:07:53,920
‫چه آدم حرومزاده‌ای هستی

88
00:07:54,280 --> 00:07:57,240
‫از من به دوره که بخوام قضاوت‌های اخلاقی
‫نسبت به کسی داشته باشم

89
00:08:12,120 --> 00:08:13,760
‫همه‌ی مسائلی که میگی رو می‌تونم درک کنم

90
00:08:15,280 --> 00:08:19,680
‫می‌تونی آزادانه در مورد هر چیزی که
‫خواستی باهام صحبت کنی

91
00:08:20,400 --> 00:08:22,640
‫خب ، واقعیتش اینه که خیلی بدبختم

92
00:08:25,560 --> 00:08:28,160
‫یه آدم بدبخت که عاشق ۲تا زن‌ـه

93
00:08:29,800 --> 00:08:32,840
‫و جسارتش رو هم نداره که
‫یکی‌شون رو انتخاب کنه

94
00:08:34,040 --> 00:08:36,240
‫و بین اون صحبت‌هایی که در مورد
‫خیانت کردن صورت می‌گرفت

95
00:08:36,440 --> 00:08:38,080
‫"دِنوِر" تونست چاقویی که نیاز داره رو بگیره

96
00:08:38,280 --> 00:08:41,800
‫و اون یادداشتی هم که "مونیکا" نوشته بود رو
‫طوری دور انداخت که انگار اصلاً وجود نداشته

97
00:08:42,480 --> 00:08:44,280
‫یا حداقل تلاش‌ـش رو کرد چون "نایروبی"

98
00:08:44,360 --> 00:08:47,520
‫همیشه توجه خیلی زیادی به جزئیات داره
‫و این‌دفعه هم تونست متوجه این قضیه بشه

99
00:08:48,960 --> 00:08:52,200
‫- واسه چی یه همچین کار احمقانه‌ای کردی؟
‫- نمیدونم . ببخشید

100
00:08:58,040 --> 00:08:58,920
‫ببخشید

101
00:08:59,400 --> 00:09:00,280
‫بخواب روی زمین

102
00:09:16,040 --> 00:09:18,880
‫- ۱۱ متر با ورودی فاصله دارین
‫- دریافت شد

103
00:09:19,520 --> 00:09:20,400
‫در حال حرکتیم

104
00:09:25,720 --> 00:09:27,880
‫آشغالِ لوسِ عوضی

105
00:09:28,880 --> 00:09:31,040
‫- معذرت می‌خوام
‫- خفه‌خون بگیر

106
00:09:31,200 --> 00:09:33,440
‫دیگه نمی‌خوام از داستان‌های
‫زندگی‌ـت چیزی بدونم ، خب؟

107
00:09:33,520 --> 00:09:35,920
‫من رفیق وامونده‌ـت نیستم . شیرفهم شدی؟

108
00:09:36,760 --> 00:09:39,160
‫باید خیلی آدم بدبختی باشی که واسه
‫دوستی با گروگانگیرت

109
00:09:39,240 --> 00:09:40,760
‫مجبور باشی اینطوری رو دست و پات بیفتی

110
00:09:57,120 --> 00:09:58,320
‫میدونی چیه؟

111
00:10:00,600 --> 00:10:03,040
‫فقط ۶ هفته‌ست حامله‌ـم و...

112
00:10:03,880 --> 00:10:06,300
‫بیشتر از اینکه نگران جونِ خودم باشم
‫نگران جون این بچه‌ـم

113
00:10:06,840 --> 00:10:12,000
‫حتی عفونت هم جلوی اینکه بچه‌ـت تمومِ
‫زندگی‌ـت میشه رو نمی‌تونه بگیره عزیزم

114
00:10:13,400 --> 00:10:14,560
‫ببین ، اسمت چیه؟

115
00:10:16,400 --> 00:10:18,560
‫"مسکو"...به من میگن "مسکو"

116
00:10:18,840 --> 00:10:19,800
‫ببین "مسکو"...

117
00:10:21,440 --> 00:10:24,400
‫سرپرست یه بچه بودن چطوری‌ـه؟

118
00:10:25,240 --> 00:10:26,520
‫منظورم مادری کردن‌ـه براش

119
00:10:28,760 --> 00:10:30,060
‫اینکه بتونی پدر و مادرش باشی...

120
00:10:33,240 --> 00:10:38,720
‫ببین ، مادر یا پدر بودن
‫یعنی یهو کلی مشکل

121
00:10:39,040 --> 00:10:42,480
‫صاف بریزه رو سرت و این مشکلات
‫تا آخر عمرت باهات باشن

122
00:10:43,640 --> 00:10:47,360
‫خلاصه بگم تا آخر عمرت باید
‫نگران بچه‌ـت باشی

123
00:10:49,120 --> 00:10:51,240
‫اولش سرماخوردگی‌های بچه‌ـت شروع میشه

124
00:10:51,360 --> 00:10:55,880
‫یعنی هر هفته به جای اینکه بری
‫مشروب بزنی باید بری اتاق اورژانس

125
00:10:56,080 --> 00:10:57,920
‫واسم مهم نیست . اهل مشروب نیستم

126
00:10:58,280 --> 00:11:02,120
‫نمیدونی داری چه چیزی رو از دست میدی
‫نمیدونی "پاچاران" چه مزه‌ی خوبی میده

127
00:11:02,280 --> 00:11:05,300
‫وقتی که توی تختش می‌خوابونی‌ـش و از
‫پیش‌ـش می‌خوای بری مثل فرشته‌ها می‌مونه

128
00:11:06,760 --> 00:11:07,960
‫بعدشم که مدرسه‌ـش هست

129
00:11:09,880 --> 00:11:13,080
‫ترسی که همه‌ی پدر و مادرها دارن

130
00:11:13,360 --> 00:11:16,800
‫اینکه بچه‌ـت اون آدم احمق باشه
‫و کتک‌خورِ کل کلاس بشه

131
00:11:16,920 --> 00:11:18,680
‫همین کاری که الان اسمش رو
‫گذاشتن "قلدری" کردن

132
00:11:19,120 --> 00:11:20,720
‫در واقع برای من که این قضیه متفاوت بود

133
00:11:21,680 --> 00:11:24,080
‫بچه‌ی من بود که بقیه رو کتک میزد

134
00:11:25,720 --> 00:11:27,600
‫همه‌ـش اخراج می‌شد

135
00:11:28,040 --> 00:11:30,400
‫خدا میدونه چندبار مدرسه‌ـش رو عوض کرد
‫این قضیه...

136
00:11:31,600 --> 00:11:34,480
‫و بعدشم که مامانش طفلکی
‫عادتای بدش رو داشت...

137
00:11:34,560 --> 00:11:35,880
‫اونقدرها هم که طفلکی نبود

138
00:11:37,680 --> 00:11:41,720
‫من رو به امونِ خدا ولم کرد
‫که بشم نگهبان بچه‌مون

139
00:11:43,000 --> 00:11:44,840
‫چون آخرش تموم چیزی که می‌خوای...

140
00:11:46,640 --> 00:11:48,200
‫اینه که بچه‌ـت عادی باشه

141
00:11:48,800 --> 00:11:54,560
‫اینکه آخرش به جای اینکه بره مدرسه
‫یه گوشه نیفته و مواد مصرف کنه

142
00:11:57,880 --> 00:12:02,120
‫ولی پدر یا مادر بودن
‫واقعاً خوبه . خیلی...

143
00:12:03,160 --> 00:12:05,760
‫هی ، نه . نه "مونیکا" . طاقت بیار

144
00:12:06,320 --> 00:12:08,720
‫من رو ببین . من رو ببین
‫طاقت بیار عزیزم

145
00:12:08,800 --> 00:12:10,000
‫- زودباش من رو ببین
‫- بابا

146
00:12:10,080 --> 00:12:11,040
‫- آفرین
‫- چی شده؟

147
00:12:11,200 --> 00:12:12,520
‫- چی شده؟
‫- هیچی نشده . همه چیز مرتبه

148
00:12:12,600 --> 00:12:14,400
‫- آره؟
‫- دمای بدنش زیادی بالاست

149
00:12:14,480 --> 00:12:17,080
‫نه . فقط من رو ببین
‫بذار ببینم . من رو ببین . آفرین

150
00:12:18,560 --> 00:12:19,640
‫همه چیز با خودم آوردم

151
00:12:25,480 --> 00:12:27,840
‫۵ دقیقه دیگه مونده تا دکترها خارج بشن

152
00:12:28,760 --> 00:12:29,760
‫دریافت شد

153
00:12:33,920 --> 00:12:34,800
‫گلوله خارج شد

154
00:12:40,360 --> 00:12:41,240
‫ممنون

155
00:12:44,560 --> 00:12:46,100
‫و حالا هم جنابعالی
‫باید بخیه‌ـش بزنی

156
00:12:47,040 --> 00:12:47,920
‫کی؟ من؟

157
00:12:48,840 --> 00:12:50,099
‫بله . تو

158
00:12:50,124 --> 00:12:52,184
‫مگه پرستار نیستی؟

159
00:12:55,240 --> 00:12:57,400
‫- آره . هستم
‫- خب دیگه

160
00:12:59,800 --> 00:13:01,120
‫بی‌حسی موضعی‌ـه

161
00:13:02,080 --> 00:13:04,680
‫میزنیمش روی زخم‌ـت
‫و یه چشم به‌هم بزنی دیگه دردی نداری

162
00:13:05,880 --> 00:13:06,760
‫آره

163
00:13:20,720 --> 00:13:22,240
‫بده به من . بذار خودم انجامش میدم

164
00:13:22,880 --> 00:13:25,240
‫- تو همینطور نبض‌ـش رو کنترل کن
‫- باشه

165
00:13:27,200 --> 00:13:31,440
‫همینه . تموم شد حالا
‫آفرین . همینه

166
00:13:31,680 --> 00:13:34,880
‫میدونی بعد از اینکه از اینجا
‫رفتم بیرون می‌خوام چکار کنم؟

167
00:13:35,400 --> 00:13:37,560
‫می‌خوام از راه دور درس بخونم

168
00:13:38,480 --> 00:13:40,080
‫کل زندگی‌ـت درس نخوندی

169
00:13:40,200 --> 00:13:42,120
‫نمیگم می‌خوام پزشکی بخونم ولی...

170
00:13:43,360 --> 00:13:45,440
‫از همونجایی که ول کردم
‫ادامه میدم . میدونی؟

171
00:13:45,640 --> 00:13:47,760
‫این یه مقداری دردش بیشتره . باشه؟

172
00:13:47,920 --> 00:13:48,840
‫ببین . ببین

173
00:13:49,680 --> 00:13:50,720
‫تموم شد

174
00:13:51,440 --> 00:13:52,480
‫آره . تموم شد

175
00:13:52,560 --> 00:13:53,800
‫- آماده‌ای؟
‫- آماده‌ـم

176
00:13:53,960 --> 00:13:57,000
‫حالا تا ۵ دقیقه‌ی دیگه
‫بی‌حس میشه و...

177
00:13:58,240 --> 00:13:59,680
‫ما هم می‌تونیم زخم‌ـت رو باز کنیم ، خب؟

178
00:13:59,960 --> 00:14:01,080
‫- خیلی‌خب
‫- آماده

179
00:14:09,080 --> 00:14:12,160
‫- نزدیک ۲ متریِ ورودی هستید
‫- هدف رو می‌تونیم ببینیم

180
00:14:34,640 --> 00:14:35,680
‫بذار ببینم

181
00:14:35,760 --> 00:14:37,960
‫حالم خیلی خوب نیست
‫فکر کنم دارم بالا میارم

182
00:14:38,040 --> 00:14:40,800
‫پرستاری یا رقاص باله‌ای؟
‫چه مرگته آخه تو؟

183
00:14:40,880 --> 00:14:41,960
‫پرستارم

184
00:14:42,440 --> 00:14:44,880
‫ولی عادت ندارم جایی کار کنم
‫که این‌همه اسلحه باشه

185
00:14:44,960 --> 00:14:47,240
‫خیلی‌خب ، کافیه . خودم بخیه‌ـش میزنم

186
00:14:47,560 --> 00:14:50,680
‫ولی از همه‌تون می‌خوام که خواهشاً
‫ساکت بمونین

187
00:14:51,040 --> 00:14:52,360
‫زودباش شروع کن

188
00:14:55,600 --> 00:14:56,480
‫قیچی

189
00:15:03,840 --> 00:15:05,480
‫«پروفسور» می‌خواد باهات صحبت کنه

190
00:15:05,640 --> 00:15:08,200
‫خیلی‌خب ، پرستار رو ببر دستشویی
‫که اونجا بالا بیاره

191
00:15:08,320 --> 00:15:11,080
‫اگه بالا نیاورد سرش رو انقدری
‫داخل مستراح کن که بالاخره بالا بیاره

192
00:15:11,160 --> 00:15:12,760
‫می‌فهمی چی میگم؟ تا بالاخره بالا بیاره

193
00:15:14,000 --> 00:15:14,960
‫خدافظ "آرتورو"

194
00:15:15,720 --> 00:15:16,720
‫یالا

195
00:15:17,400 --> 00:15:19,480
‫راه برو . راه برو

196
00:15:25,720 --> 00:15:28,680
‫یه ارتباط رمزگذاری‌شده روی موج کوتاه
‫برقرار کردن . فکر کنم می‌خوان وارد بشن

197
00:15:28,760 --> 00:15:30,880
‫- ولی نمیدونم از کجا
‫- باشه . میریم سراغ نقشه‌ی دوم

198
00:15:30,960 --> 00:15:33,240
‫باشه . تو هم تیم پزشکی رو همین الان
‫از اونجا خارج‌شون کن

199
00:15:33,640 --> 00:15:34,520
‫همین الان

200
00:15:46,600 --> 00:15:50,560
‫عزیزم ، قوی باش . من حالم خوبه
‫دوست‌ـت دارم . "مونیکا"

201
00:16:12,520 --> 00:16:15,360
‫معاون بازرس "آنخل" میدونست
‫که تا کمتر از یه ثانیه‌ی دیگه

202
00:16:15,440 --> 00:16:17,080
‫یه نبرد دیگه رو قراره ببازن

203
00:16:17,200 --> 00:16:19,560
‫اون ماسک‌های گمراه‌کننده
‫به این معنی بود که قراره

204
00:16:19,640 --> 00:16:21,120
‫۲تا آدم رو بفرستن تو دهن شیر

205
00:16:21,200 --> 00:16:23,600
‫و اینکه می‌فهمیدن اون کسی که
‫نقشه‌ی این سرقت رو کشیده

206
00:16:23,680 --> 00:16:29,280
‫باهوش‌تر و آینده‌نگرتر از پلیس
‫و سرویس اطلاعاتی و واحد مداخله‌ست

207
00:16:29,680 --> 00:16:33,560
‫و وقتی می‌بینید حسابی چند قدمی
‫ازتون جلوترن بهتره فرار کنین

208
00:16:33,840 --> 00:16:35,360
‫همین الان باید بریم

209
00:16:39,320 --> 00:16:42,520
‫خانم ، عذر می‌خوام . ما کارمون
‫اینجا تموم شد . می‌تونیم بریم خواهشاً؟

210
00:16:43,160 --> 00:16:44,280
‫- بله
‫- آره؟

211
00:16:44,360 --> 00:16:45,440
‫خیلی آروم

212
00:16:47,600 --> 00:16:48,800
‫تو بیا دنبالم

213
00:16:54,240 --> 00:16:55,960
‫دکتر ، دکتر

214
00:16:57,280 --> 00:16:58,280
‫یه لحظه صبر کنید

215
00:16:58,520 --> 00:16:59,960
‫۱ دقیقه و ۳۰ ثانیه‌ی دیگه

216
00:17:02,400 --> 00:17:04,320
‫- چی شده؟
‫- دارن روی فرکانس پارازیت میندازن

217
00:17:05,520 --> 00:17:06,840
‫"سوآرز" ، صدام رو داری؟

218
00:17:07,200 --> 00:17:10,720
‫پارازیت‌انداز نصب کردن
‫فکر کنم ارتباط ـمون داره قطع میشه

219
00:17:11,000 --> 00:17:12,760
‫صدام رو داری؟

220
00:17:15,360 --> 00:17:18,000
‫روی فرکانس پارازیت‌ انداختن
‫داریم ارتباط ـمون رو از دست میدیم

221
00:17:18,160 --> 00:17:19,040
‫"سوآرز"

222
00:17:19,600 --> 00:17:21,120
‫جراحی چطور انجام شد؟

223
00:17:21,920 --> 00:17:25,200
‫خوب بود ولی باید تا ۲۴ ساعت
‫دیگه هم دوباره برگردیم

224
00:17:26,880 --> 00:17:28,820
‫ممنونیم ولی برای موارد بعد از عمل

225
00:17:28,900 --> 00:17:30,980
‫به اندازه‌ی کافی افرادی رو داریم
‫که بتونن رسیدگی کنن

226
00:17:32,640 --> 00:17:36,240
‫دوست خوبم پرستار
‫الان حال‌ـت بهتر شده یا نه؟

227
00:17:36,400 --> 00:17:38,280
‫- بله ، بله . ممنونم
‫- از شنیدنش خوشحال شدم

228
00:17:38,400 --> 00:17:41,520
‫معذرت می‌خوام که نمی‌تونم بدرقه‌تون کنم
‫ولی به دست آدمای خوبی می‌سپارم‌تون

229
00:17:41,960 --> 00:17:42,840
‫خداحافظ

230
00:17:43,120 --> 00:17:44,360
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

231
00:17:56,520 --> 00:17:58,720
‫سلام‌مون رو به بیرونی‌ها هم برسونین

232
00:18:06,000 --> 00:18:08,480
‫- به "آرتورو" گفتی حالم خوبه؟
‫- چی؟

233
00:18:08,880 --> 00:18:10,960
‫به "آرتورو" گفتی که زنده‌ـم؟

234
00:18:12,080 --> 00:18:15,400
‫- آره ، نه . بهش نگفتم
‫- گفتی یا نگفتی؟

235
00:18:15,480 --> 00:18:16,800
‫بهش یادداشت رو دادم دیگه

236
00:18:22,800 --> 00:18:23,960
‫اون چی گفت؟

237
00:18:24,960 --> 00:18:28,520
‫حسابی ذوق کرده بود . ذوق کرده بود
‫دیگه چی می‌تونست بگه؟

238
00:18:28,600 --> 00:18:29,480
‫- اینکه...
‫- ادامه بده

239
00:18:29,560 --> 00:18:30,440
‫اینکه...

240
00:18:31,280 --> 00:18:33,640
‫- خیلی دوست‌ـت داره
‫- دیگه چی؟

241
00:18:34,240 --> 00:18:35,400
‫گفت که...

242
00:18:36,040 --> 00:18:39,480
‫وقتی هر ۲ از اینجا خارج بشین
‫می‌خواد ببرت‌ـت استرالیا

243
00:18:42,280 --> 00:18:44,520
‫- استرالیا؟
‫- آره

244
00:18:45,200 --> 00:18:46,080
‫نمی‌تونم گلوله رو پیداش کنم

245
00:18:47,000 --> 00:18:50,200
‫اینم بهم گفت که نمیدونه چی توی
‫وجودش دیدی که ازش خوشت اومده

246
00:18:51,000 --> 00:18:52,640
‫- گفت استرالیا؟
‫- آره . استرالیا

247
00:18:53,800 --> 00:18:55,640
‫مقصد رویایی زنش‌ـه

248
00:18:57,920 --> 00:19:00,080
‫بعدشم "آرتورو" میدونه
‫که از پرواز می‌ترسم

249
00:19:02,320 --> 00:19:05,760
‫چی شد؟
‫زنش هم همراه دکترا وارد شد؟

250
00:19:07,320 --> 00:19:09,160
‫- "لورا" اومد اینجا؟
‫- نه

251
00:19:09,640 --> 00:19:11,720
‫- آره که اومده
‫- باهاش پشت تلفن صحبت کرد

252
00:19:28,080 --> 00:19:30,400
‫- "سوآرز"
‫- مرکز ، صدام رو دارین؟

253
00:19:31,480 --> 00:19:33,200
‫مرکز ، صدام رو دارین؟

254
00:19:35,360 --> 00:19:36,240
‫لعنتی

255
00:19:39,280 --> 00:19:41,920
‫بازرس ، جراح‌ها دارن خارج میشن

256
00:19:52,000 --> 00:19:55,600
‫حرکت کنین . راه برین

257
00:20:01,200 --> 00:20:05,560
‫بدویین . الان بدویین . زود بدویین
‫بدویین . زود باشین

258
00:20:06,840 --> 00:20:08,080
‫زود باشین بریم

259
00:20:08,520 --> 00:20:10,500
‫"آنخل" داره با سرعت میاد اینجا
‫یه مشکلی پیش اومده

260
00:20:13,400 --> 00:20:15,440
‫لغو کنید . ماسک صورت‌شون رو عوض کردن

261
00:20:15,520 --> 00:20:18,320
‫اونا ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن
‫مأمورهامون صاف دارن وارد کشتارگاه میشن

262
00:20:18,340 --> 00:20:19,220
‫چی؟

263
00:20:21,480 --> 00:20:23,760
‫گوش کنین . وارد نشید

264
00:20:24,160 --> 00:20:25,520
‫"سوآرز" ، صدام رو داری؟

265
00:20:30,920 --> 00:20:32,360
‫به هدف رسیدیم

266
00:20:32,920 --> 00:20:35,200
‫داریم دریچه رو برمیداریم
‫که بتونیم وارد بشیم

267
00:20:41,200 --> 00:20:42,240
‫چکار دارین می‌کنین؟

268
00:20:42,800 --> 00:20:45,480
‫یه گلوله‌ست . زخم گلوله‌ست

269
00:20:55,960 --> 00:20:59,840
‫خدایا ، خدایا ، خدایا "مسکو"
‫ببین چه حمام خونی راه انداختی

270
00:20:59,920 --> 00:21:03,040
‫- برو اونور . بذار خودم انجامش بدم
‫- بعدش یه اتفاق عجیبی افتاد

271
00:21:03,560 --> 00:21:07,800
‫به جای اینکه "نایروبی" بره قضیه رو لو بده
‫تموم تلاش‌ـش رو کرد که دقت عملش رو

272
00:21:08,800 --> 00:21:12,080
‫صرف یه کار بهتری کنه . اینکه به "مسکو"
‫کمک کنه که جونِ "مونیکا" رو نجات بده

273
00:21:12,160 --> 00:21:13,640
‫من میرم بیرون یه‌کمی هوا تازه کنم

274
00:21:13,760 --> 00:21:16,480
‫- یا حداقل پاش رو نجات بده
‫- تو رو خدا ببین

275
00:21:16,560 --> 00:21:18,600
‫واقعاً نیومده بود که کسی رو بکشه

276
00:21:18,680 --> 00:21:20,880
‫- خدایا ، یالا
‫- و همونطور که قبلاً هم گفته بودم

277
00:21:21,400 --> 00:21:24,720
‫«نمیذاشت چیزی نقشه‌ی «پروفسور
‫رو به‌هم بریزه

278
00:21:27,040 --> 00:21:28,440
‫"سوآرز" ، صدام رو داری؟

279
00:21:29,680 --> 00:21:30,960
‫ماسک‌هاشون رو عوض کردن

280
00:21:32,360 --> 00:21:35,320
‫ارتباط ـمون تداخل داره . مرکز ، صدام رو داری؟
‫من صداتون رو ندارم

281
00:21:35,600 --> 00:21:38,280
‫ماسک‌های "دالی" رو نپوشیدن
‫دارین میرین عملاً خودکشی کنین

282
00:21:41,800 --> 00:21:43,760
‫وارد نشین . تکرار می‌کنم
‫وارد نشین

283
00:21:45,000 --> 00:21:46,120
‫این یه دستوره

284
00:21:46,240 --> 00:21:49,240
‫اونا ماسک‌هاشون رو عوض کردن
‫دیگه اون ماسک‌های "دالی" روی صورت‌شون نیست

285
00:21:49,760 --> 00:21:53,120
‫توجه کنید . صدام رو دارین؟
‫وارد نشید

286
00:21:53,680 --> 00:21:55,400
‫- عملیات رو لغو می‌کنیم
‫- لعنتی

287
00:21:56,120 --> 00:21:57,320
‫عملیات رو لغو می‌کنیم

288
00:22:10,680 --> 00:22:12,880
‫"برلین" ، همه دیگه می‌تونن آروم باشن

289
00:22:13,240 --> 00:22:16,080
‫نقشه‌ی دوم مطابق برنامه پیش رفت
‫دارن عقب‌نشینی می‌کنن

290
00:22:18,760 --> 00:22:21,760
‫پشت یه صدای ماشینی با دوربین‌هاش
‫و استراتژی‌هاش قایم شده بود

291
00:22:21,840 --> 00:22:25,320
‫درحالی‌که در مورد یه سرقت مذاکره می‌کرد
‫«پروفسور» کاملاً میدونست داره چکار می‌کنه

292
00:22:25,440 --> 00:22:28,480
‫ولی توی بقیه‌ی چیزهای زندگی
‫کاملاً بی‌فایده بود

293
00:22:29,080 --> 00:22:32,440
‫۲تا شخصیت کاملاً متفاوت داشت
‫مثل "کلارک کِنت" و "سوپرمن"

294
00:22:33,240 --> 00:22:35,920
‫شاید واسه اینکه تموم دوران بچگی
‫و جوونی‌ـش رو توی یه تخت

295
00:22:36,000 --> 00:22:38,800
‫توی بیمارستان "سَن خوان دِ دیوس"
‫در شهر "سَن سباستین" سپری کرده بود

296
00:22:39,480 --> 00:22:43,120
‫فقط با پرستارهای پیر هم‌صحبت شده بود
‫و به کتاب خوندن مشغول بود

297
00:22:45,800 --> 00:22:48,360
‫نه چندان آدم عادی بود
‫و نه چندان آدم اجتماعی بود

298
00:22:49,040 --> 00:22:50,720
‫و قطعاً آدم دخترباز یا اغواگری هم نبود

299
00:22:51,080 --> 00:22:52,160
‫می‌تونم بشینم؟

300
00:22:54,360 --> 00:22:55,240
‫بله . حتماً

301
00:22:55,600 --> 00:22:57,760
‫واسه همین منم دوست داشتم
‫دستپاچه‌ـش کنم

302
00:23:00,880 --> 00:23:03,160
‫خب ، وقتی دنبال کشیدنِ نقشه‌ی یه دزدی نیستی
‫چکار می‌کنی؟

303
00:23:05,160 --> 00:23:07,160
‫منظورت وقت آزادم یا یه همچین چیزی‌ـه؟

304
00:23:07,720 --> 00:23:08,800
‫مثلاً میری میرقصی یا...

305
00:23:08,880 --> 00:23:11,640
‫نه ، نه ، نه . اصلاً هیچی از آهنگ
‫و حرکات موزون حالیم نمیشه

306
00:23:13,520 --> 00:23:16,800
‫دوست‌دختر داری؟ ازدواج کردی؟

307
00:23:18,400 --> 00:23:20,640
‫توافق کردیم که اطلاعات شخصی‌مون
‫رو به هم نگیم

308
00:23:22,480 --> 00:23:23,760
‫باکره که نیستی ، نه؟

309
00:23:26,280 --> 00:23:30,600
‫یه ارتباطاتی داشتم
‫به واقع چندتایی

310
00:23:32,200 --> 00:23:35,000
‫نه خیلی زیاد . اونقدرها هم طول نکشیدن
‫ولی چندتایی داشتم

311
00:23:35,080 --> 00:23:36,640
‫منظورم رابطه‌ست

312
00:23:37,440 --> 00:23:38,640
‫روابطم پراکنده بودن

313
00:23:39,160 --> 00:23:42,020
‫منظورم از پراکنده این نیست که با
‫زنای خیابونی رابطه داشتم . اشتباه نکن

314
00:23:44,000 --> 00:23:45,640
‫والا نمیدونم . شایدم گِی باشی

315
00:23:45,800 --> 00:23:47,160
‫خدایا ، نه

316
00:23:48,080 --> 00:23:49,160
‫نه . تا الان که همچین چیزی نبوده

317
00:23:49,240 --> 00:23:51,400
‫اینطور نیست که از بیان کردن گرایشم
‫خجالت بکشم و اینا

318
00:24:03,520 --> 00:24:05,560
‫آدما چیزهای زیادی رو جذاب تلقی می‌کنن

319
00:24:06,160 --> 00:24:10,960
‫رقصیدن ، عضلات ، موهای قشنگ
‫یه لهجه‌ی فرانسوی رو حتی

320
00:24:13,160 --> 00:24:14,840
‫میدونی از نظر من چی جذابه؟

321
00:24:19,360 --> 00:24:20,440
‫هوش و ذکاوت

322
00:24:22,600 --> 00:24:24,960
‫مردهایی که باهات حرف میزنن
‫و نمی‌تونی متحیرشون نشی

323
00:24:25,040 --> 00:24:27,440
‫مهم نیست که دیگه قد بلند باشن یا قد کوتاه
‫زشت باشن یا خوشگل

324
00:24:27,520 --> 00:24:30,320
‫وقتی در مورد چیزهایی که نمیدونم باهام
‫حرف میزنن حسابی حشریم می‌کنن

325
00:24:35,520 --> 00:24:38,240
‫خب ، یه ویژگی بخصوص‌ـه
‫که توی دیکشنری‌ها هم در موردش نوشته شده

326
00:24:38,320 --> 00:24:39,840
‫بهش میگن "سافیوفیل"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(میل جنسی به افراد باهوش)</font>

327
00:24:48,120 --> 00:24:49,360
‫همه چیز رو میدونی ، مگه نه؟

328
00:24:50,960 --> 00:24:53,320
‫خب ، دیگه اگه ایرادی نداشته باشه
‫از خدمت‌تون مرخص میشم

329
00:24:55,160 --> 00:24:56,040
‫فقط یه چیزی

330
00:25:01,400 --> 00:25:03,600
‫چطوری یه همچین سرقتی
‫به فکرت رسید؟

331
00:25:04,680 --> 00:25:06,080
‫این قضیه ایده‌ی من نبوده

332
00:25:07,600 --> 00:25:10,400
‫- پس ایده‌ی کی بوده؟
‫- ایده‌ی من نبوده

333
00:25:13,040 --> 00:25:16,040
‫اون "سافیوفیل"‌ـی که گفتی هم
‫بیشتر معنی "به‌گا دادن یه وزغ" رو میداد

334
00:25:41,440 --> 00:25:44,280
‫- اون ماسک‌ها مالِ قیافه‌ی کی بودن دیگه؟
‫- نمیدونم

335
00:25:44,880 --> 00:25:47,760
‫دهن‌ ماسک‌ها یه‌جورایی باز بود
‫یه حالت پریشونی داشت

336
00:25:48,120 --> 00:25:51,680
‫یه‌جوری که نمی‌تونم بگم
‫مثل تابلوی "جیغ" «مونک» . مثله اون

337
00:25:52,280 --> 00:25:55,440
‫مونک»...نقاش سبک هیجان‌نمایی دیگه»

338
00:26:06,520 --> 00:26:09,600
‫"دالی" ، "مونک"
‫بعدیش قراره چی باشه؟

339
00:26:09,960 --> 00:26:13,080
‫نمیدونی چقدر از سوالی که
‫پرسیدی خوشحال شدم بازرس

340
00:26:14,760 --> 00:26:17,400
‫اگه بازم می‌خواستی عوض‌ـش کنی
‫میرفتی سراغ کدوم نقاش؟

341
00:26:17,560 --> 00:26:20,080
‫ببخشید . نمیدونم . شاید «پیکاسو» مثلاً؟

342
00:26:20,840 --> 00:26:22,680
‫- "گویا"
‫- "گویا"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(فرانسیسکو گویا» : نقاش اسپانیایی»)</font>

343
00:26:26,080 --> 00:26:27,400
‫"ولاسکوئز"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">دیئِگو ولاسکوئز» : نقاش اسپانیایی»)
‫(«محبوب دربار «فیلیپ چهارم</font>

344
00:26:27,400 --> 00:26:28,280
‫«ولاسکوئز»

345
00:26:32,800 --> 00:26:34,920
‫"داوینچی"...آره . با ریش‌هاش

346
00:26:35,000 --> 00:26:38,120
‫- از ریش بدم نمیاد
‫- "اندی وارهول"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(هنرمند آمریکایی)</font>

347
00:26:39,440 --> 00:26:42,520
‫- همون یارو که قوطی سوپ می‌کشید؟
‫- "اندی وارهول" رو میگی "آنخل"؟
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(«اشاره به «قوطی‌های سوپ کمپبل» اثر «وارهول)</font>

348
00:26:43,160 --> 00:26:46,000
‫آره . "اندی وارهول"
‫همون که نقاشی "مرلین" رو کشیده بود
‫<font color="#ff۸۰۰۰">«اشاره به اثر "مرلین مونرو" که «وارهول)
‫(روی یه نوع چوب نقاشی کرد</font>

349
00:26:47,160 --> 00:26:48,120
‫طرف نقاش‌ـه دیگه

350
00:26:49,480 --> 00:26:51,960
‫نقاش خیلی شناخته شده
‫و نمادینی هم هست

351
00:26:53,640 --> 00:26:55,320
‫موهاش و عینک‌هاش رو میگم

352
00:26:55,640 --> 00:26:58,120
‫"آنخل" ، گوله‌ی غافلگیری هستی تو

353
00:26:58,280 --> 00:27:00,960
‫گوله‌ی غافلگیری با یه میکروفن
‫توی عینک‌هاش

354
00:27:01,760 --> 00:27:04,020
‫می‌تونن هر روز تا یه ماه دیگه
‫چهره‌ی ماسک‌شون رو تغییر بدن

355
00:27:04,040 --> 00:27:06,200
‫و اینطوری هیچ‌موقع نمی‌تونیم
‫ازشون جلو بیفتیم

356
00:27:06,280 --> 00:27:10,040
‫ولی معمای این مسئله که این نیست بازرس
‫خودتونم میدونید

357
00:27:10,240 --> 00:27:12,240
‫ولی این مسئله مهم نیست . مهم اینه که

358
00:27:12,400 --> 00:27:14,560
‫لعنتیا چطوری میدونستن که
‫ما داخل اونجاییم؟

359
00:27:15,360 --> 00:27:19,280
‫چقدر طول کشیده که هر لحظه از قدم‌های
‫بعدی‌مون رو تحقیق و بررسی کنن؟

360
00:27:19,760 --> 00:27:21,720
‫صادقانه بخوام بگم نصف زندگیم

361
00:27:22,000 --> 00:27:24,080
‫می‌خوان تا کِی اون داخل بمونن؟

362
00:27:24,240 --> 00:27:27,080
‫خیلی زیاد طول نمی‌کشه . فقط ۹ روز دیگه
‫حداکثر دیگه ۱۰ یا ۱۱ روز

363
00:27:27,160 --> 00:27:30,880
‫داریم باهاشون شطرنج بازی می‌کنیم
‫و اونا هم دارن شکست‌‌مون میدن

364
00:27:30,960 --> 00:27:34,560
‫ولی من یه اسب «تروجان» دارم بازرس
‫شانس‌ـت واسه شکست دادن من خیلی کم‌ـه

365
00:27:34,720 --> 00:27:36,680
‫وقتشه که با دقت بیشتری فکر کنیم

366
00:27:37,840 --> 00:27:38,960
‫به عقب برگردیم

367
00:27:40,240 --> 00:27:41,440
‫برگردیم به شروع ماجرا

368
00:27:49,360 --> 00:27:51,240
‫همه‌مون میدونیم که قضیه خیلی وقت
‫پیش شروع شده

369
00:27:51,520 --> 00:27:54,160
‫میدونیم اونایی که الان داخل ضراب‌خونه هستن
‫قبلاً هم اونجا بودن

370
00:27:54,240 --> 00:27:57,280
‫یه فیلمایی رو تونستیم حین وارد شدن
‫"کورتِس" و "اولیویرا" به موزه پیدا کنیم

371
00:27:57,720 --> 00:27:59,080
‫ولی آیا تنهایی وارد شدن؟

372
00:27:59,600 --> 00:28:01,920
‫بار اول‌شون بوده یا بار آخرشون؟

373
00:28:02,760 --> 00:28:04,360
‫چندبار دیگه به اونجا سر زدن؟

374
00:28:04,720 --> 00:28:07,320
‫با کسی صحبت کردن؟
‫یه نشونه‌ای ، یه نگاهی

375
00:28:07,840 --> 00:28:11,160
‫و مهم‌تر از همه سرنخی به‌جا گذاشتن
‫که بشه ازش استفاده کرد یا نه؟

376
00:28:12,600 --> 00:28:15,760
‫ازتون می‌خوام که دوباره برید
‫سراغ دوربین‌های امنیتی

377
00:28:15,840 --> 00:28:18,200
‫و لحظه به لحظه‌شون رو بررسی کنید

378
00:28:18,360 --> 00:28:20,440
‫بقیه‌مون سعی می‌کنیم یه مقداری
‫استراحت کنیم

379
00:28:20,760 --> 00:28:23,200
‫بعضی از شماها هم بیشتر از
‫۳۰ ساعته که نخوابیدین

380
00:28:23,440 --> 00:28:26,160
‫"سوآرز" ، اگه اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن

381
00:28:26,240 --> 00:28:27,320
‫مسئول اینجا تویی الان

382
00:28:28,560 --> 00:28:31,080
‫"افرا" هستم . داخل "مارسلو یوسرا"
‫واحدی نزدیک اینجا هست؟

383
00:28:31,160 --> 00:28:32,120
‫خواهش می‌کنم

384
00:28:32,520 --> 00:28:35,360
‫کانال ۸ رو واسه‌ی قضیه‌ی
‫گروگان‌ها آزاد بذارید دیگه

385
00:28:36,680 --> 00:28:38,920
‫هیچکی دیگه از کانال ۸
‫استفاده نکنه لطفاً

386
00:28:39,520 --> 00:28:42,600
‫گوش کن "راکِل" . دوست داری قبل از
‫اینکه بری خونه یه چیزی بخوریم؟

387
00:28:42,960 --> 00:28:46,040
‫بین خوردن و خوابیدن همیشه
‫خوردن رو انتخاب می‌کنم ولی...

388
00:28:46,320 --> 00:28:47,480
‫حسابی خسته‌ـم "آنخل"

389
00:28:47,800 --> 00:28:49,200
‫معذرت می‌خوام ولی ممنون

390
00:28:51,600 --> 00:28:54,760
‫تا حالا به این فکر کردین که اگه
‫می‌تونستین زمان رو به عقب برگردونین

391
00:28:54,840 --> 00:28:56,880
‫احتمالاً اون تصمیماتی که گرفتین
‫رو دیگه نمی‌گیرین؟

392
00:28:57,120 --> 00:29:00,760
‫اینکه با تصمیمات اشتباهی که می‌گیریم
‫کلی مشکلات دیگه واسه خودمون درست می‌کنیم

393
00:29:01,240 --> 00:29:05,200
‫مشکلاتی که بزرگتر و بزرگتر میشن تا مثله
‫اون سنگ‌ـه بزرگ توی "ایندیانا جونز" بشن

394
00:29:05,800 --> 00:29:08,680
‫و از اون بالا قِل بخوره بیاد پایین دنبالت
‫تا لِه‌ـت کنه

395
00:29:28,080 --> 00:29:33,560
‫تموم تصمیماتی که در گذشته گرفته بودیم
‫بی‌وقفه ما رو تا آینده هدایت‌‌مون کردن

396
00:29:34,400 --> 00:29:37,720
‫"ریو" می‌خواست هر چه زودتر
‫یه‌دونه تلویزیونی

397
00:29:37,800 --> 00:29:40,320
‫که توی ضراب‌خونه مونده بود
‫رو روشن کنه

398
00:29:41,440 --> 00:29:44,480
‫تا اگه یه موقعی ارتباط ـمون رو با «پروفسور»
‫از دست دادیم بفهمیم چی شده

399
00:29:45,680 --> 00:29:48,240
‫روشنش کن بچه‌جون
‫روشنش کن ببینیم چی در موردمون میگن

400
00:29:48,320 --> 00:29:50,080
‫این سرقتِ ما که از سرقت بزرگ
‫گلاسگو» هم بزرگترـه»
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سرقت بزرگی که از یه قطار انجام شد)</font>

401
00:29:50,160 --> 00:29:53,520
‫تعداد نامشخصی از سارقان تونستن به...

402
00:29:53,600 --> 00:29:55,760
‫خواسته‌ی این سارق‌ها چیه؟

403
00:29:55,880 --> 00:29:57,520
‫این یکی خفن‌شون‌ـه

404
00:29:58,120 --> 00:30:00,680
‫آیا می‌خوان به نظام ضربه بزنن؟

405
00:30:03,240 --> 00:30:05,760
‫خدایِ من ، آمریکایی‌ها هم نمی‌تونستن
‫همچین کاری بکنن

406
00:30:05,840 --> 00:30:08,840
‫این‌کار ساخت اسپانیاست فقط
‫این‌دفعه با ام۱۶ . روتون کم شد؟

407
00:30:09,640 --> 00:30:10,680
‫یا خدا ، بابا و مامانم

408
00:30:11,040 --> 00:30:13,760
‫یه نوجوون که یخورده عجیب بود

409
00:30:14,680 --> 00:30:16,160
‫- خجالتی بود
‫- خجالتی بود

410
00:30:17,160 --> 00:30:19,560
‫بچه‌مون همیشه توی اتاقش بود

411
00:30:20,240 --> 00:30:22,320
‫فکر می‌کردیم داره با کامپیوترش
‫بازی می‌کنه یا...

412
00:30:22,840 --> 00:30:25,140
‫ولی هیچ‌موقع نمی‌تونستیم فکرش
‫رو بکنیم که یه جنایتکارـه

413
00:30:26,600 --> 00:30:29,900
‫بعدش روی آنتن تلویزیون می‌بینی‌ـش که
‫با یه اسلحه توی دستش داره تیراندازی می‌کنه

414
00:30:30,120 --> 00:30:31,840
‫اونم درحالی‌که ۶۰ نفر آدم رو گروگان گرفته

415
00:30:33,800 --> 00:30:36,960
‫- می‌بینی که شبیه جهادی‌ها شده
‫- "پاکو"

416
00:30:37,920 --> 00:30:39,720
‫اون دیگه پسر ما نیست

417
00:30:40,400 --> 00:30:42,000
‫نزن این حرفا رو لطفاً

418
00:30:42,360 --> 00:30:45,280
‫واسه من...واسه من مثله
‫این می‌مونه که مُرده باشه

419
00:30:45,600 --> 00:30:46,800
‫ولی "پاکو"...

420
00:30:47,280 --> 00:30:51,200
‫الان حرفای پدر و مادر یکی از سارق‌ها
‫رو شنیدیم که قلب رو به درد میاورد

421
00:30:53,440 --> 00:30:56,360
‫"پروفسور" گفته از بیرون خبری نگیریم

422
00:30:57,840 --> 00:31:01,920
‫ولی خب ، گفته بود که یه سرقت
‫بدون خشونت هم می‌خواد

423
00:31:02,600 --> 00:31:03,720
‫که هیچ قربانی نداشته باشه

424
00:31:54,680 --> 00:31:55,560
‫"آنخل" ، چیه؟

425
00:31:56,080 --> 00:31:59,160
‫سلام "راکِل" ، خواب بودی؟

426
00:31:59,920 --> 00:32:01,480
‫نه ، نه ، نه . چی شده؟

427
00:32:01,960 --> 00:32:04,840
‫نه ، نه ، نه ، نه
‫هیچی . چیزی نشده

428
00:32:06,760 --> 00:32:10,520
‫ببین ، داشتم فکر می‌کردم
‫یه دقیقه وقت داری؟

429
00:32:10,600 --> 00:32:12,600
‫یه ذره بیخیالش شو دیگه بابا
‫کلی خسته‌ست خب

430
00:32:12,960 --> 00:32:14,120
‫آره . حتماً . آره

431
00:32:14,200 --> 00:32:18,080
‫ببخشید انقدر رُک میگم
‫قضیه‌ی این "اندی وارهول" چی بود؟

432
00:32:19,440 --> 00:32:21,840
‫- چی؟
‫- اینکه هی می‌گفتین پُر از غافلگیری‌ـم و اینا

433
00:32:21,840 --> 00:32:25,800
‫مگه من چِمِه؟ نباید یعنی از موزه
‫و نقاشی‌های مدرن خوشم بیاد؟

434
00:32:26,560 --> 00:32:28,740
‫یعنی نباید از هیچی غیر از
‫"اتلتیکو مادرید" خوشم بیاد؟

435
00:32:28,960 --> 00:32:30,440
‫آره . البته که می‌تونی

436
00:32:30,680 --> 00:32:33,800
‫فقط یه‌جورایی غافلگیرم کردی
‫چون این رو در موردت نمیدونستم

437
00:32:33,960 --> 00:32:36,240
‫همونطور که اینم نمیدونستم
‫که طرفدار "اتلتیکو" هستی

438
00:32:36,320 --> 00:32:38,480
‫- ولی بهم میاد که طرفدارشون باشم ، نه؟
‫- آره . بهت میاد

439
00:32:38,800 --> 00:32:39,680
‫آره . بهت میاد

440
00:32:40,280 --> 00:32:41,120
‫گوش کن "آنخل"

441
00:32:41,145 --> 00:32:43,664
‫من خیلی خسته‌ـم
‫می‌تونیم فردا باهم صحبت کنیم؟

442
00:32:45,000 --> 00:32:47,920
‫اون آقایی که باهات دیده بودم
‫که دستاش رو گرفته بودی

443
00:32:49,920 --> 00:32:51,240
‫باهاش می‌خوای رابطه داشته باشی؟

444
00:32:52,840 --> 00:32:56,480
‫- بهم بگو . می‌خوام بدونم
‫- "آنخل" ، واسه چی این سوالا رو می‌پرسی؟

445
00:32:56,560 --> 00:32:58,640
‫می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی یا نه؟

446
00:32:59,760 --> 00:33:00,760
‫جوابم رو بده

447
00:33:03,280 --> 00:33:05,480
‫خب ، آره . می‌خوام . چرا که نه؟

448
00:33:06,360 --> 00:33:08,240
‫یه زن مجرد ۴۰ ساله‌ـم

449
00:33:08,520 --> 00:33:10,920
‫و واقعیتش اینه که بدمم نمیاد
‫بعد این‌همه وقت یه حالی بکنم

450
00:33:11,720 --> 00:33:14,840
‫تا به یه چیز متفاوت‌تر فکر کنم

451
00:33:15,440 --> 00:33:17,120
‫واسه همین حتماً باهاش
‫رابطه برقرار می‌کنم

452
00:33:18,200 --> 00:33:19,080
‫حالا که چی؟

453
00:33:22,640 --> 00:33:23,640
‫درک می‌کنم

454
00:33:24,840 --> 00:33:27,480
‫به هر کسی یه فرصتی میدی
‫درک می‌کنم

455
00:33:28,840 --> 00:33:29,720
‫"آنخل"

456
00:33:31,000 --> 00:33:34,600
‫اتفاقی که بین من و تو توی "سرسدیلا" افتاد
‫موقتی بود

457
00:33:35,280 --> 00:33:37,640
‫۸سال از اون‌موقع گذشته
‫و الان دیگه ببین

458
00:33:37,840 --> 00:33:39,840
‫قضیه رو کامل کنار گذاشتم
‫چون باهم همکاریم

459
00:33:40,160 --> 00:33:42,800
‫- و دوستیم "راکل"
‫- و دوستیم

460
00:33:43,560 --> 00:33:45,680
‫- و تو هم متأهلی "آنخل"
‫- منم متأهلم

461
00:33:46,400 --> 00:33:49,320
‫چون تو بهم گفتی که یه همچین رابطه‌هایی
‫بین همکارها جواب نمیده

462
00:33:49,480 --> 00:33:51,960
‫بعدشم ازدواج کردی
‫اونم با یکی از همکارهات

463
00:33:52,120 --> 00:33:55,080
‫و از اونجایی که من رو به عنوان یه
‫آدم برنده نمی‌بینی و همیشه من رو به عنوان

464
00:33:55,160 --> 00:33:58,240
‫یه آدم بازنده می‌بینی که قاعدتاً
‫نباید از "اندی وارهول" خوش‌ـش بیاد

465
00:33:58,520 --> 00:34:01,360
‫ولی اگه واسه یه لحظه هم که شده
‫من رو به عنوان یه مرد برای خودت میدیدی

466
00:34:02,480 --> 00:34:05,520
‫بهت قول میدم توی کمتر از ۱۰ دقیقه
‫"کارمِن" رو ولش می‌کنم و میام پیشت

467
00:34:11,760 --> 00:34:16,360
‫ببخشید "راکل" . معذرت می‌خوام . لعنتی
‫دیگه نمیدونم این روزها چی دارم میگم

468
00:34:17,440 --> 00:34:20,200
‫همه‌ـش به‌خاطر این شغله
‫که داره همه‌مون رو دیوونه می‌کنه

469
00:34:22,480 --> 00:34:25,080
‫آره ، آره . درسته . همه‌مون رو

470
00:34:26,080 --> 00:34:30,720
‫"آنخل" ، دیروقت‌ـه . برو بخواب . باشه؟
‫فردا صحبت می‌کنیم

471
00:34:31,800 --> 00:34:34,520
‫- شب‌بخیر "راکل"
‫- شب‌بخیر

472
00:35:02,440 --> 00:35:03,960
‫با کی داشتی حرف میزدی؟

473
00:35:05,000 --> 00:35:08,680
‫- باورم نمیشه داشتی من رو می‌پاییدی
‫- خب ، چکار کنم . صدات رو شنیدم دیگه

474
00:35:08,760 --> 00:35:12,160
‫- برو بخواب . دیروقت‌ـه
‫- دیگه الان دیره . خوابم نمی‌بره که

475
00:35:12,720 --> 00:35:15,240
‫بذار ببینم . بهم بگو باز چی شده؟

476
00:35:15,440 --> 00:35:16,640
‫- چی؟
‫- گیرِ مثلث عشقی افتادی؟

477
00:35:16,720 --> 00:35:19,200
‫مثلث عشقی کدومه
‫"آنخل" بود . همکارم

478
00:35:19,280 --> 00:35:21,680
‫فکر می‌کردم داری یه کاری می‌کنی
‫که حسودیش بشه بهت

479
00:35:21,760 --> 00:35:24,400
‫که با غریبه‌ها میری توی مشروب‌فروشی
‫باهاشون مشروب میزنی

480
00:35:25,120 --> 00:35:27,960
‫مامان ، خواهش می‌کنم
‫نمی‌خواستم حسودیش بشه

481
00:35:28,040 --> 00:35:30,000
‫بعدشم جلوی فرصت‌ها رو نگیر دیگه

482
00:35:30,160 --> 00:35:32,720
‫حالا که دیگه متأهل نیستی
‫می‌تونی وارد بازی عشقی بشی

483
00:35:32,800 --> 00:35:34,640
‫- وارد بازی بشم
‫- آره . وارد بازی شو

484
00:35:34,720 --> 00:35:35,600
‫البته

485
00:35:36,160 --> 00:35:42,400
‫دخترم ، نهایتاً عشق‌ـه که
‫باعث میشه زندگی رو متفاوت ببینیم

486
00:35:44,880 --> 00:35:47,400
‫تو هم اخیراً بخش تاریک
‫همه چیز رو دیدی

487
00:35:51,720 --> 00:35:55,080
‫یعنی شاید بیخیال همه‌ی این
‫قضیه‌ها نشدی

488
00:35:55,160 --> 00:35:58,120
‫بذار ببینیم مامان . بذار ببینیم که
‫از چه چیزهایی نگذشتم

489
00:35:58,600 --> 00:36:01,280
‫تو هم فکر می‌کنی شکایتم الکی بوده

490
00:36:01,920 --> 00:36:05,000
‫و از اینکه شوهر سابقم با خواهرم
‫روی هم ریختن اعصابمُ به‌هم ریخته

491
00:36:05,080 --> 00:36:06,420
‫و می‌خوام رابطه‌شون رو خراب کنم؟

492
00:36:06,480 --> 00:36:08,920
‫شوهرت با خواهرت باهم رابطه دارن؟

493
00:36:11,640 --> 00:36:13,160
‫مامان ، چی داری میگی؟

494
00:36:17,640 --> 00:36:19,840
‫- چی؟
‫- هیچی . آره

495
00:36:20,080 --> 00:36:21,720
‫یه لحظه نفهمیدم چی گفتی

496
00:36:22,720 --> 00:36:25,440
‫آخرشم اون مرد بالاخره تونست
‫با ۲تا خواهر رابطه برقرار کنه

497
00:36:25,600 --> 00:36:28,360
‫مثله توی فیلما . از اون
‫شهوانی‌هاش رو منظورمه

498
00:36:30,320 --> 00:36:32,520
‫مامان...مامان ، حال‌ـت خوبه؟

499
00:36:38,640 --> 00:36:40,680
‫چطوری با این قضیه‌ی
‫سرقت داری کنار میای عزیزم؟

500
00:36:41,560 --> 00:36:44,640
‫ببخشید . خوب نیست
‫خوب نیست . اصلاً خوب نیست

501
00:36:45,400 --> 00:36:47,360
‫اونجا تموم روز رو نشستم

502
00:36:48,440 --> 00:36:50,640
‫درحالی‌که از جام تکون نمی‌خورم و آره

503
00:36:50,800 --> 00:36:52,760
‫یعنی سرجات نشستی تو عزیزم؟

504
00:36:53,080 --> 00:36:55,480
‫تو باید بری دنبال‌شون

505
00:36:55,880 --> 00:36:58,211
‫فقط وقتی می‌تونی آدمای بد
‫رو بگیری‌ که بری دنبال‌شون

506
00:36:58,236 --> 00:36:59,464
‫خودت که میدونی باید چکار کنی

507
00:37:06,080 --> 00:37:07,400
‫شب‌بخیر عزیزم

508
00:37:50,520 --> 00:37:52,000
‫چه سورپرایز قشنگی

509
00:38:04,400 --> 00:38:05,800
‫باید بیشتر بیای اینطرفا

510
00:38:10,280 --> 00:38:12,580
‫می‌بینم یه دفتر کوچولوی خیلی خوشگل
‫واسه خودت آماده کردی

511
00:38:12,680 --> 00:38:15,020
‫- همینطوریش هم که ۲تا داری
‫- دفترها رو خیلی دوست دارم

512
00:38:15,920 --> 00:38:16,920
‫همیشه می‌خواستم که...

513
00:38:18,400 --> 00:38:21,080
‫یه‌دونه میز از چوب "ماهون" داشته باشم

514
00:38:23,360 --> 00:38:26,000
‫ولی مجرم بودن و دفتر داشتن
‫خیلی باهم جور درنمیان

515
00:38:29,000 --> 00:38:30,080
‫گرمه ، نه؟

516
00:38:34,680 --> 00:38:37,560
‫می‌بینم که جلیقه‌ی ضدگلوله‌ـت رو پوشیدی
‫که بیای بهم سر بزنی

517
00:38:40,320 --> 00:38:42,800
‫ترجیح میدادم با کُرسِت میومدی
‫از اون ونیزی‌هاش رو میگم

518
00:38:44,280 --> 00:38:45,160
‫ببین...

519
00:38:46,560 --> 00:38:48,120
‫خیلی برام قابل درک نیستی

520
00:38:48,760 --> 00:38:49,960
‫چرا اومدی اینجا "توکیو"؟

521
00:38:54,680 --> 00:38:55,600
‫تا ازت بخوام...

522
00:38:59,640 --> 00:39:00,640
‫خواهشاً...

523
00:39:03,120 --> 00:39:07,400
‫به «پروفسور» زنگ بزنی
‫و بهش بگی چکار کردی

524
00:39:08,360 --> 00:39:10,360
‫که دستور کُشتن یکی از گروگان‌ها رو دادی

525
00:39:12,560 --> 00:39:13,920
‫شیطونِ بلا

526
00:39:20,240 --> 00:39:21,680
‫میدونی چرا؟

527
00:39:24,240 --> 00:39:26,120
‫چون «پروفسور» فرشته‌ی نجات من‌ـه

528
00:39:27,000 --> 00:39:29,720
‫و اگه تو بهش نگی
‫خودم بهش میگم

529
00:39:29,800 --> 00:39:30,680
‫تو؟

530
00:39:32,560 --> 00:39:34,720
‫اینطوری میشی مثله همونی
‫که می‌گفت "بگم بگم"

531
00:39:34,720 --> 00:39:37,240
‫یه آدم خبرچین ، یه موش کثیف

532
00:39:39,040 --> 00:39:41,520
‫من آدم متشخصی هستم
‫نمیذارم واست یه همچین اتفاقی بیفته

533
00:40:20,960 --> 00:40:21,840
‫بله؟

534
00:40:22,440 --> 00:40:24,120
‫من اولین قانون‌مون رو زیر پا گذاشتم

535
00:40:27,600 --> 00:40:28,920
‫یکی از گروگان‌ها رو کُشتم

536
00:40:30,880 --> 00:40:35,440
‫یعنی خودم که نه . "دِنوِر" کشته
‫ولی اونش مهم نیست

537
00:40:35,840 --> 00:40:38,920
‫بذار اینطوری بگم که اون دقیقاً کاری
‫رو انجام داد که من بهش دستور داده بودم

538
00:40:40,040 --> 00:40:42,160
‫ترجیح دادم خودم بهت اطلاع بدم

539
00:40:54,040 --> 00:40:55,680
‫این تنها خط قرمزمون بود

540
00:40:58,680 --> 00:41:00,080
‫همه چیز رو خراب کردی

541
00:41:02,560 --> 00:41:06,120
‫- می‌فهمم که شوکه شدی
‫- همه چیز رو نابود کردی

542
00:41:06,760 --> 00:41:09,320
‫اون زن بین پاهاش یه‌دونه گوشی
‫گذاشته بود

543
00:41:10,800 --> 00:41:14,600
‫امکانش بود که با گوشی‌ـش به پسرعموش
‫"چلیتو" زنگ بزنه

544
00:41:15,280 --> 00:41:17,440
‫و بهش بگه که داره با
‫مدیرکل‌ـش می‌خوابه

545
00:41:17,520 --> 00:41:20,600
‫ولی من فکر کنم می‌خواسته با گوشی‌ـش
‫به پلیس زنگ بزنه

546
00:41:24,920 --> 00:41:28,600
‫دیگه در آینده گوشی در کار نخواهد بود
‫می‌تونی از این بابت مطمئن باشی

547
00:41:28,680 --> 00:41:29,600
‫طرف کی بود؟

548
00:41:31,280 --> 00:41:32,880
‫"مونیکا گَتَمبید"

549
00:41:44,560 --> 00:41:45,760
‫تنبیه‌ـم می‌کنی؟

550
00:41:47,920 --> 00:41:49,280
‫باید مجازاتم کنی

551
00:41:50,640 --> 00:41:52,360
‫میدونم که آدم آرمان‌گرایی هستی

552
00:41:53,040 --> 00:41:56,240
‫که فکر می‌کنی با خواهش
‫و تمنا بهمون اسکناس میدن

553
00:41:56,400 --> 00:41:59,440
‫اینکه می‌خوای تا آخر کار آدم نجیبی باشی ولی در
‫عین حال تفنگ و مواد منفجره در اختیارمون میذاری

554
00:41:59,520 --> 00:42:02,560
‫تا کل ساختمون رو منفجر کنیم
‫ولی بازی بس‌ـه

555
00:42:03,760 --> 00:42:05,240
‫باید مجازاتم کنی

556
00:42:05,800 --> 00:42:08,360
‫چون اگه جسارت همچین کاری رو
‫نداشته باشی موفق نمیشیم

557
00:42:08,880 --> 00:42:11,480
‫طی چند سال گذشته چندین و چندبار
‫بهت گفتم...

558
00:42:14,200 --> 00:42:17,240
‫اونی که مشکل داره من نیستم . تویی

559
00:42:19,240 --> 00:42:22,720
‫باید مجازاتم کنی چون اینطوری می‌تونم
‫بفهمم که ناخدایِ واقعیِ ما تویی

560
00:42:22,880 --> 00:42:24,880
‫کسی که بدون تردید سُکان‌دارِ این کَشتی‌ـه

561
00:42:25,880 --> 00:42:28,280
‫اینکه قابل اطمینانی

562
00:42:31,240 --> 00:42:33,480
‫فکر کنم نمی‌خوای الان
‫در موردش حرفی بزنی

563
00:42:34,440 --> 00:42:36,960
‫هنوز که فعلاً از اون بیرون کسی
‫خبری از این قربانی نداره

564
00:42:37,040 --> 00:42:38,800
‫برای همین فعلاً طبق
‫برنامه پیش میریم

565
00:42:39,160 --> 00:42:41,800
‫تا ۴۸ ساعت دیگه ازمون می‌خوان
‫که بهشون ثابت کنیم همه زنده‌ان

566
00:42:49,100 --> 00:42:50,100
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

