‫﻿۱
00:00:11,920 --> 00:00:13,280
‫- بله؟
‫- بازرس

2
00:00:13,720 --> 00:00:17,480
‫سوآرز" هستم . یه چیزی رو تونستیم"
‫از دوربین امنیتی موزه پیدا کنیم

3
00:00:18,160 --> 00:00:19,920
‫- مهمه
‫- دارم راه میفتم

4
00:00:23,000 --> 00:00:25,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" یکشنبه - ساعت ۸:۳۵ "</font>

5
00:00:35,400 --> 00:00:36,800
‫- بیا بگیر
‫- "ممنون "آنخل

6
00:00:37,240 --> 00:00:39,800
‫حافظه‌ی دوربین‌های نظارتی رو
‫بررسی کردیم...

7
00:00:39,880 --> 00:00:41,520
‫"گوش کن . گوش کن "راکِل

8
00:00:42,480 --> 00:00:44,560
‫می‌خواستم بابت دیشب عذرخواهی کنم

9
00:00:45,040 --> 00:00:48,360
‫حدوداً ۴۸ ساعتی می‌شد که نخوابیده بودم
‫یه‌کمی هم بیش از حد مشروب خورده بودم

10
00:00:48,440 --> 00:00:51,400
‫- نمی‌خوام فکر کنی که...
‫- آنخل" ، نگران نباش"

11
00:00:51,920 --> 00:00:53,040
‫مشکلی نیست ، خب؟

12
00:00:53,300 --> 00:00:55,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۴۶ساعت بعد از سرقت "</font>

13
00:00:56,640 --> 00:00:59,040
‫ببین ، "سوآرز" یه سرنخ خفن پیدا کرده

14
00:00:59,720 --> 00:01:02,560
‫این فیلم نظارتی روزی‌ـه که
‫"اَنیبال کورتِس" با "سیلِن اولیویرا"

15
00:01:02,720 --> 00:01:03,900
‫رفته بودن موزه رو ببینن

16
00:01:04,400 --> 00:01:07,240
‫با دقت به چیزهایی که دارن داخل اون سینی
‫حین ورود میذارن نگاه کن

17
00:01:11,480 --> 00:01:12,960
‫تا جایی که می‌تونی بزرگش کن

18
00:01:16,960 --> 00:01:18,600
‫همینجا نگه‌دار . بزرگترش کن

19
00:01:19,840 --> 00:01:20,880
‫اونا کلید ماشینن

20
00:01:22,040 --> 00:01:25,320
‫مالِ یه "سیات"ـه قدیمی‌ـه
‫که اینا هم کلیدهای اصلی‌ مالکش هستن

21
00:01:26,680 --> 00:01:29,400
‫مدلش هم یه چیزی بین ۱۹۸۹ و ۱۹۹۶ـه

22
00:01:29,720 --> 00:01:31,640
‫تاریخ و ساعت ورودشون رو که داریم

23
00:01:31,760 --> 00:01:33,800
‫مدل ماشینی که تا اونجا باهاش
‫رفتن رو هم داریم

24
00:01:34,760 --> 00:01:36,960
‫منطقه رو مورد بررسی قرار میدیم
‫دوربین‌های امنیتی

25
00:01:37,040 --> 00:01:39,200
‫پارکینگ‌های ماشین ، مغازه‌ها ، بانک‌ها

26
00:01:39,280 --> 00:01:41,900
‫قبض پارکینگ ماشینایی که همه چیزشون
‫سازماندهی شده‌ست . خلاصه همه چیز

27
00:01:41,960 --> 00:01:42,840
‫این رو رد کن

28
00:01:43,400 --> 00:01:45,040
‫اون یکی فایل برو بالاتر

29
00:01:45,120 --> 00:01:47,080
‫اون ماشین رو هر جور شده
‫باید پیداش کنیم

30
00:01:47,640 --> 00:01:49,960
‫بگرد بین‌شون . خوبه . پیداش کردیم

31
00:01:52,920 --> 00:01:54,280
‫یه "ایبیزا"ـه مدل ۱۹۹۲ـه

32
00:01:57,040 --> 00:01:58,040
‫عالیه

33
00:01:59,120 --> 00:02:02,240
‫اون کلیدها و اون ماشین ما رو به جایی می‌برن
‫که اصل ماجرا شروع شده

34
00:02:05,760 --> 00:02:07,760
‫- خفه بابا
‫- این کلیدهای ماشین

35
00:02:08,480 --> 00:02:10,880
‫نایروبی" و "ریو" ، لباس‌هاتون رو عوض کنید"
‫و برید موزه

36
00:02:11,200 --> 00:02:13,320
‫من؟ واقعاً؟

37
00:02:13,480 --> 00:02:14,880
‫- خودت
‫- برم شهر؟

38
00:02:16,280 --> 00:02:19,400
‫ولی من رو با اون بچه نفرست
‫من رو با یه مرد واقعی بفرست

39
00:02:19,560 --> 00:02:22,360
‫"مثلاً با "هلسینکی
‫چرا من رو با "هلسینکی" نمی‌فرستی؟

40
00:02:22,800 --> 00:02:25,340
‫آره چون "هلسینکی" دنبال آدمایی‌ـه
‫که سینه‌شون پُر از مو باشه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(منظورش اینه که "هلسینکی" همجنسگراست)</font>

41
00:02:29,880 --> 00:02:31,400
‫مگه قرار نبود من و تو باهم بریم؟

42
00:02:31,480 --> 00:02:34,580
‫دوربین‌های نظارتی رو بررسی کن و ببین
‫تفاوت‌شون با آخرین بازدیدی که من داشتم چیه

43
00:02:34,660 --> 00:02:38,460
‫باید از موقعیت دوربین‌ها ، زاویه‌شون
‫و هدف دوربین‌ها مطمئن بشیم

44
00:02:42,960 --> 00:02:44,760
‫زود باشین . لباس‌هاتون رو عوض کنین

45
00:02:49,320 --> 00:02:50,840
‫هلسینکی" همجنس‌بازـه"

46
00:02:55,880 --> 00:02:58,880
‫یا خدا ، یعنی تو از مردها خوشت میاد؟

47
00:02:59,200 --> 00:03:01,400
‫جنگ ، حبس

48
00:03:02,080 --> 00:03:03,440
‫می‌فهمم . آره . زن‌ها رو نمی‌خوای؟

49
00:03:04,880 --> 00:03:06,160
‫ازشون خوشت نمیاد ، نه؟

50
00:03:06,280 --> 00:03:08,840
‫- مگه قرار نبود من با "ریو" برم؟
‫- تصمیمم عوض شد

51
00:03:08,920 --> 00:03:10,240
‫عوض شد؟ چی شد که عوض شد؟

52
00:03:11,120 --> 00:03:13,120
‫هیچی . تصمیمم رو عوض کردم و تموم

53
00:03:16,600 --> 00:03:17,640
‫خب ، چی شد؟

54
00:03:18,400 --> 00:03:20,060
‫یعنی بهم اعتماد نداری یا چیز دیگه‌ای‌ـه؟

55
00:03:20,520 --> 00:03:23,600
‫کاری کردم؟ مگه چکار کردم؟

56
00:03:30,120 --> 00:03:31,440
‫هیچ‌کاری نکردم . غیر اینه؟

57
00:03:33,680 --> 00:03:34,560
‫قضیه این نیست

58
00:03:37,520 --> 00:03:38,400
‫نه

59
00:03:39,240 --> 00:03:40,520
‫اتفاقی افتاده؟

60
00:03:48,360 --> 00:03:49,240
‫در مورد مادرم‌ـه؟

61
00:03:55,440 --> 00:03:57,080
‫سکته‌ی قلبی کرده . واقعاً متأسفم

62
00:03:59,680 --> 00:04:01,680
‫- کِی؟
‫- دیروز

63
00:04:03,000 --> 00:04:05,080
‫تصمیم گرفتم نفرستمت موزه

64
00:04:05,160 --> 00:04:08,200
‫تا یه موقع نخوای بری آخرین
‫خداحافظی‌ـت رو باهاش داشته باشی

65
00:04:08,680 --> 00:04:10,920
‫من باهاش می‌مونم . یکی دیگه می‌تونه بره

66
00:04:13,920 --> 00:04:15,400
‫لازم نیست با کسی خداحافظی کنم

67
00:04:16,960 --> 00:04:17,960
‫قبلاً خداحافظی‌ـم رو کردم

68
00:04:21,120 --> 00:04:24,120
‫آخرین‌باری که صحبت کردم
‫می‌خواست من رو تحویل پلیسا بده

69
00:04:24,600 --> 00:04:27,480
‫از همون لحظه بود که دیگه اون
‫زن رو به عنوان مادرم حساب نمی‌کردم

70
00:05:39,000 --> 00:05:44,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۷</font>

71
00:05:45,800 --> 00:05:46,800
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

72
00:05:47,400 --> 00:05:48,400
‫«پروفسور»

73
00:05:50,280 --> 00:05:52,200
‫بگید باید با "برلین" چکار کنم

74
00:05:52,400 --> 00:05:55,320
‫بندازمش جلوی سَگا؟
‫یا با یه شلیک از پا دَرِش‌بیارم؟

75
00:05:55,400 --> 00:05:56,280
‫شما رئیس هستین

76
00:05:56,360 --> 00:05:58,840
‫خودم این قضیه رو حل می‌کنم
‫"گوشی رو بده به "هلسینکی

77
00:06:03,960 --> 00:06:06,280
‫- پلیس که نیست؟
‫- بیخیال . بیا بگیر دیگه بابا

78
00:06:09,280 --> 00:06:11,160
‫- "هلسینکی"
‫- بله؟

79
00:06:11,440 --> 00:06:15,520
‫اون عکسی که بهم از یه ماشین اوراق‌شده
‫داده بودی همون "ایبیزا" بود دیگه ، نه؟

80
00:06:16,280 --> 00:06:18,720
‫واسه این دارم این رو بهت میگم
‫چون از نزدیک که دارم

81
00:06:18,920 --> 00:06:23,160
‫بهش نگاه می‌کنم انگار رنگش با
‫رنگ ماشینم یه‌کمی فرق داره

82
00:06:24,040 --> 00:06:26,120
‫من ماشین رو توی اون اسقاطی گذاشتمش
‫<font color="#ff۸۰۰۰">هلسینکی» چون اهل اسپانیا نیست»)
‫نه می‌تونه درست اسپانیایی بفهمه
‫(نه حرف بزنه</font>

83
00:06:27,160 --> 00:06:30,400
‫هلسینکی" ، عکسی که بهم دادی"
‫عکسِ "ایبیزا"ـه یا نه؟

84
00:06:32,160 --> 00:06:33,040
‫نه

85
00:06:34,000 --> 00:06:35,120
‫مالِ یه ماشین‌ دیگه‌ست

86
00:06:35,360 --> 00:06:37,080
‫ولی اونا گفتن

87
00:06:38,360 --> 00:06:41,240
‫- با "ایبیزا" فرق نمی‌کنه
‫- من بهت ۱۰۰۰ یورو دادم

88
00:06:41,760 --> 00:06:43,440
‫۱۰۰۰ یورو دادم که بهشون بدی

89
00:06:43,960 --> 00:06:46,360
‫تا اونا هم ماشین رو
‫جلوی چشمات اوراق کنن

90
00:06:46,440 --> 00:06:49,040
‫چکار کردی تو؟
‫نکنه اون ۱۰۰۰ یوروی وامونده رو نگه داشتی

91
00:06:49,120 --> 00:06:51,520
‫اونم وقتی که ما می‌خواستیم بریم
‫۲۰۰۰ میلیون یورو سرقت کنیم؟

92
00:06:51,680 --> 00:06:54,360
‫اون ۲۰۰۰ میلیون رو هوا بود

93
00:06:56,160 --> 00:06:59,000
‫ولی ۱۰۰۰ یورو توی جیبم بود

94
00:06:59,480 --> 00:07:02,480
‫منم حبس بودم . کارم نداشتم
‫۵ماه توی "تولِدو" بودم

95
00:07:03,320 --> 00:07:04,200
‫و خانواده‌ـم...

96
00:07:04,600 --> 00:07:06,560
‫تموم پول رو واسه خانواده‌ـم فرستادم

97
00:07:06,880 --> 00:07:12,520
‫اگه واسه تو ۱۰۰۰ یورو مهم نیست
‫واسه من خیلی مهم‌ـه

98
00:07:12,680 --> 00:07:15,280
‫"چه اهمیتی "هلسینکی
‫اون ماشین یه مدرک‌ـه

99
00:07:16,040 --> 00:07:18,560
‫از طریق اون سرنخ می‌تونن
‫به یه چیزهایی برسن که قرار نبوده برسن

100
00:07:18,720 --> 00:07:21,120
‫ما اینجا همه‌مون سرنخ و مدرک هستیم

101
00:07:21,280 --> 00:07:22,760
‫اون بیرون فقط یه سرنخ هست

102
00:07:24,120 --> 00:07:25,040
‫خیلی‌خب

103
00:07:25,640 --> 00:07:29,080
‫حداقل بهم بگو اگه جلوی چشمات
‫ماشین رو اوراق نکردن

104
00:07:29,200 --> 00:07:30,720
‫دیگه اثرانگشت‌ها رو پاک کردی دیگه

105
00:07:32,480 --> 00:07:34,320
‫بله . بله

106
00:07:34,840 --> 00:07:39,520
‫- هلسینکی" ، میدونی اثرانگشت چیه؟"
‫- اثرانگشت؟ بله «پروفسور» . بله

107
00:07:39,760 --> 00:07:43,560
‫- خب ، اثرانگشت یعنی چی؟
‫- نه . نمیدونم

108
00:07:44,040 --> 00:07:47,120
‫دنده ، فرمون ، پنجره‌ها ، داشبورد
‫کل ماشین لعنتی رو

109
00:07:47,200 --> 00:07:49,600
‫با آمونیاک پاک کردی یا نه؟

110
00:07:49,920 --> 00:07:50,800
‫بله

111
00:07:52,400 --> 00:07:54,800
‫نه . نکردم

112
00:08:06,680 --> 00:08:08,080
‫من رو به گروگانگیر وصلم کنید

113
00:08:08,160 --> 00:08:11,200
‫خواب حسابی بهت ساخته
‫صبح اول صبحی سریع داری میری سراغ کارها

114
00:08:11,560 --> 00:08:14,920
‫دزدها رو اگه بیفتی دنبال‌شون می‌تونی بگیری‌شون
‫ما هم زیادی یه گوشه نشستیم

115
00:08:20,720 --> 00:08:21,760
‫مدادم کجاست؟

116
00:08:25,480 --> 00:08:27,400
‫بیا یه‌کمی تحت فشار بذاریم‌شون

117
00:08:52,640 --> 00:08:53,760
‫"صبح‌بخیر "پروفسور

118
00:08:54,920 --> 00:08:57,160
‫حال آقای "رومن" بعد از اینکه
‫عمل شدن چطوره؟

119
00:08:57,920 --> 00:08:58,800
‫خوبه

120
00:08:59,440 --> 00:09:01,800
‫استراحت می‌کنن . از همه‌مون هم سالم‌ترن
‫تَب هم دیگه ندارن

121
00:09:01,960 --> 00:09:04,640
‫فکر می‌کردم دیگه ما رو از یاد بُردین بازرس

122
00:09:05,160 --> 00:09:08,360
‫اتفاقاً برعکس
‫تموم وقت بهتون فکر می‌کنم

123
00:09:08,800 --> 00:09:10,680
‫پس شدیم جزئی از خیالات‌تون
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به لحاظ جنسی داره میگه)</font>

124
00:09:11,560 --> 00:09:13,880
‫باید به همین شکل ادامه بدیم فکر کنم

125
00:09:14,040 --> 00:09:16,480
‫اگه می‌خوای ازم بپرسی که
‫صبحونه چی خوردم

126
00:09:16,560 --> 00:09:18,240
‫یا اینکه صبح ارضاء شدم یا نه

127
00:09:18,400 --> 00:09:21,920
‫یا از عشق‌بازی خوشم میاد یا نه
‫بذار بهت بگم قضیه قرار نیست اینطوری باشه

128
00:09:22,080 --> 00:09:25,440
‫ولی آره . توی خیالاتمی
‫خیالاتی که شامل دستبند هم میشه
‫<font color="#ff۸۰۰۰">اشاره به رابطه‌ی جنسی سلطه‌گر و سلطه‌پذیر)
‫(ارباب و برده</font>

129
00:09:26,200 --> 00:09:28,960
‫دستبندهایی که قراره بهت بزنم
‫و سوار ون پلیس کنم‌ـت

130
00:09:29,200 --> 00:09:31,120
‫خب ، حداقل خیالات‌ـه دیگه

131
00:09:32,120 --> 00:09:36,240
‫آره . بعداً اگه خواستی حین بازدید زناشویی
‫توی زندان می‌تونی تو هم فانتزی‌هات رو بهم بگی

132
00:09:37,080 --> 00:09:39,800
‫: خیلی با دقت به حرفام گوش کن
‫کلی خبر داغ دارم برات

133
00:09:40,480 --> 00:09:43,600
‫اولاً اون کَشتی که خواسته بودی
‫اسمش "مَلَیکا" بود

134
00:09:43,680 --> 00:09:48,040
‫فعلاً توی بندر منتظر حکم دادگاهه
‫پس همچنان در اختیار مالک کَشتی‌ـه

135
00:09:49,000 --> 00:09:52,440
‫اینکه نشد بهونه بازرس
‫پلیس می‌تونه از قاضی درخواست کنه

136
00:09:52,520 --> 00:09:56,120
‫که از اون کَشتی برای مقاصدی مثل
‫حل کردن یه جرم استفاده کنه

137
00:09:56,280 --> 00:09:59,880
‫البته تا وقتی که حکمی صادر نشده باشه

138
00:10:00,560 --> 00:10:03,120
‫واسه همین می‌تونید مجوزی درخواست کنید
‫که بتونید ازش استفاده کنید

139
00:10:03,200 --> 00:10:05,280
‫اونم برای یه همچین موضوع مهم و مرتبطی

140
00:10:05,880 --> 00:10:07,400
‫بهم نگید که تا حالا از این‌کارها نکردین

141
00:10:08,360 --> 00:10:10,320
‫می‌بینم که حسابی از قوانین آگاهی داری

142
00:10:10,480 --> 00:10:12,360
‫نه بابا . مبتدی بیش نیستم

143
00:10:13,400 --> 00:10:15,960
‫ولی از خوندن حکم قاضی‌ها لذت می‌برم

144
00:10:16,600 --> 00:10:18,920
‫باورتون نمیشه چقدر بعضی اوقات
‫یه چنین چیزهایی برام جالب میشن

145
00:10:19,280 --> 00:10:22,560
‫خیلی‌خب ، حالا که دیگه وقتش رو دارم
‫بخاطر می‌سپرمش

146
00:10:23,760 --> 00:10:25,540
‫خیلی زود مسئولیت این پرونده رو ازم می‌گیرن

147
00:10:27,800 --> 00:10:29,240
‫به بن‌بست خوردیم

148
00:10:29,480 --> 00:10:32,480
‫کلی وقت هدر دادیم و همونطور
‫که میدونم درک می‌کنی

149
00:10:33,160 --> 00:10:35,400
‫مقامات ارشدم نمی‌تونن
‫بیشتر از این وقت‌شون رو تلف کنن

150
00:10:36,040 --> 00:10:39,720
‫اگه واقعاً می‌خوای با من مذاکره کنی
‫باید ۸تا از گروگان‌ها رو آزاد کنی

151
00:10:43,320 --> 00:10:45,880
‫۸تا گروگان
‫همه‌شون هم باید کم‌سن و سال باشن

152
00:10:49,000 --> 00:10:50,240
‫چرا باید یه همچین کاری بکنم؟

153
00:10:55,640 --> 00:10:58,280
‫چون نوبت توئه که بهم
‫حُسن‌نیت‌ـت رو نشون بدی

154
00:10:58,360 --> 00:11:01,280
‫اگه می‌خوای اعتباری پیشم داشته باشی
‫اون گروگان‌ها رو آزاد کن

155
00:11:02,000 --> 00:11:04,080
‫اگه نکنی یه بازرس دیگه رو
‫مسئول پرونده می‌کنن

156
00:11:04,160 --> 00:11:06,720
‫یکی که روش‌ـش متفاوت باشه
‫و اهداف متفاوتی رو هم مدنظر داشته باشه

157
00:11:06,780 --> 00:11:09,540
‫بهت ۱ ساعت وقت میدم که در موردش
‫فکر کنی . یه دقیقه بیشتر هم نه

158
00:11:21,760 --> 00:11:23,840
‫این یارو که "مَلَیکا" رو نمی‌خواد

159
00:11:24,200 --> 00:11:25,360
‫از کجا میدونی؟

160
00:11:25,520 --> 00:11:28,360
‫چرا دنبال کَشتی هست که گرفتنش
‫۵روز طول می‌کشه

161
00:11:28,440 --> 00:11:31,640
‫- درحالی‌که می‌تونه یه کشتی دیگه بخواد؟
‫- خب ، می‌خواد نشون بده حرفش برو داره دیگه

162
00:11:32,120 --> 00:11:35,560
‫بازرس ، نمیدونم چرا ولی اون کشتی
‫رو بهشون بده و از اونجا بِکِش‌شون بیرون

163
00:11:40,560 --> 00:11:42,560
‫اون دنبال اینه که از یه جای دیگه فرار کنه

164
00:11:42,880 --> 00:11:44,320
‫- "آنخل"
‫- بگو

165
00:11:44,720 --> 00:11:47,280
‫به واحد زیرزمینی بگو که سیستم
‫فاضلاب شعاع ۵۰۰ متری اینجا رو

166
00:11:47,360 --> 00:11:49,000
‫مورد بررسی قرار بدن

167
00:11:49,400 --> 00:11:51,920
‫تونل‌های قدیمی ، کانال آب
‫یا هر سوراخی رو بررسی کنن

168
00:11:52,240 --> 00:11:54,400
‫- باشه
‫- زودباش . بیا کار رو شروع کنیم

169
00:13:19,160 --> 00:13:21,040
‫هی تو

170
00:13:22,800 --> 00:13:24,680
‫- ببین
‫- بالاخره پیدات کردم

171
00:13:24,840 --> 00:13:27,040
‫می‌خواستم برم سمت در ورودی

172
00:14:47,960 --> 00:14:48,880
‫ولم کن

173
00:14:54,160 --> 00:14:57,000
‫خواهش می‌کنم . بذارم زمین . لطفاً

174
00:14:59,320 --> 00:15:01,880
‫نه ، نه . خواهش می‌کنم

175
00:15:02,400 --> 00:15:03,800
‫لطفاً بذارم زمین

176
00:15:04,240 --> 00:15:05,400
‫من توی صندوقم

177
00:15:13,720 --> 00:15:14,600
‫"سالوا"

178
00:15:15,720 --> 00:15:18,360
‫- سالوا"؟"
‫- بله . سلام

179
00:15:18,520 --> 00:15:22,720
‫سالوا" ، "راکِل" هستم"
‫"چیزی نشده . اومده بودم "هانوی

180
00:15:22,880 --> 00:15:26,520
‫مشروب بزنم و خب ، نتونستم
‫این اطراف ببینمت

181
00:15:26,680 --> 00:15:29,880
‫یه‌جورایی دیگه عادی شده که
‫همدیگر رو هی اینجا ببینیم

182
00:15:30,040 --> 00:15:33,520
‫فکر کردم شاید بخوای یه قهوه‌ای بزنی

183
00:15:33,960 --> 00:15:36,040
‫- یا استراحت کنی
‫- خب ، من

184
00:15:36,200 --> 00:15:39,520
‫از خُدامه ولی مسئله اینه که
‫الان مادرید نیستم

185
00:15:41,520 --> 00:15:44,400
‫- سالوا" ، حال‌ـت خوبه؟"
‫- نه . ببخشید . مشکل اینه که

186
00:15:44,560 --> 00:15:47,360
‫چون حواسم به رانندگی‌ـم نبود
‫یه کامیون داشت میزد بهم

187
00:15:47,520 --> 00:15:49,960
‫در هر صورت ببخشید
‫بیشتر از این مزاحمت نمیشم

188
00:15:50,120 --> 00:15:51,760
‫نه . مشکلی نیست . می‌بینمت

189
00:15:52,880 --> 00:15:55,880
‫اگه زود برگشتی و خواستی چیزی
‫باهم بخوریم...

190
00:16:00,360 --> 00:16:02,040
‫ببخشید "سالوا" . چی...

191
00:16:02,120 --> 00:16:05,640
‫قضیه اینه که دیروز در موردت
‫با مادرم صحبت می‌کردم و...

192
00:16:06,440 --> 00:16:08,920
‫اون زن هم حسابی عجیب و غریب
‫رفتار می‌کنه

193
00:16:09,000 --> 00:16:11,680
‫و میدونی؟ میاد یهویی بهم میگه که

194
00:16:11,760 --> 00:16:14,480
‫شاید بهتر باشه یه‌کمی به
‫زندگی‌ـم برسم

195
00:16:14,560 --> 00:16:18,240
‫و اینکه کم‌کم یه مقداری بیشتر با تو آشنا بشم
‫سوءتفاهم نشه

196
00:16:18,720 --> 00:16:21,800
‫منظورش از آشنایی این بود که
‫یه‌کمی به زندگی اجتماعی‌ـم برسم

197
00:16:21,880 --> 00:16:25,000
‫- واسه همین بهت گفتم ناهار رو باهم بخوریم
‫- باشه

198
00:16:25,200 --> 00:16:28,160
‫چی؟ چی باشه؟ اینطوری
‫که خیلی عالی میشه

199
00:16:28,800 --> 00:16:30,600
‫- بهتر نیست شام باشه؟
‫- فوق‌العاده میشه

200
00:16:31,120 --> 00:16:33,320
‫- عالیه
‫- باشه . خیلی هم خوب

201
00:16:33,920 --> 00:16:36,320
‫- پس بعداً می‌بینمت
‫- خداحافظ

202
00:16:36,480 --> 00:16:37,680
‫خداحافظ . بعداً می‌بینمت

203
00:16:44,240 --> 00:16:45,240
‫خواهش می‌کنم

204
00:16:46,120 --> 00:16:47,120
‫بذارم زمین

205
00:16:48,760 --> 00:16:50,640
‫بذارم زمین

206
00:17:17,720 --> 00:17:18,800
‫سیگار نمی‌کشین؟

207
00:17:23,080 --> 00:17:24,640
‫باشه . باشه

208
00:17:25,920 --> 00:17:28,280
‫منم نمی‌خوام به سلامتی‌تون
‫ضرری برسونم

209
00:17:36,360 --> 00:17:37,760
‫اینجا راحتین دیگه ، نه؟

210
00:17:40,240 --> 00:17:41,240
‫همه‌تون باهم هستین

211
00:17:43,600 --> 00:17:45,320
‫ترس رو حس نمی‌کنین

212
00:17:48,400 --> 00:17:50,980
‫در جریان تیراندازی ، خون...

213
00:17:51,880 --> 00:17:54,440
‫یا جراحی نیستین

214
00:17:56,880 --> 00:17:58,320
‫باید بیشتر بیام بهتون سر بزنم

215
00:18:00,560 --> 00:18:02,480
‫اون بیرون خیلی سختی می‌کشیم

216
00:18:08,040 --> 00:18:09,040
‫دیشب...

217
00:18:11,600 --> 00:18:12,840
‫به یکی از دوستام زنگ زده بودم

218
00:18:16,840 --> 00:18:20,720
‫بهش گفتم چقدر اینجا برقرار کردن
‫نظم و هماهنگی سخته

219
00:18:22,880 --> 00:18:25,840
‫بهش گفتم که مجبور شدم یکی رو بُکُشم

220
00:18:29,920 --> 00:18:31,520
‫یعنی دستور کُشتن یه نفر رو دادم

221
00:18:33,160 --> 00:18:34,160
‫یه خانم رو

222
00:18:36,640 --> 00:18:40,720
‫اگه نشون ندی گزینه‌ی مُردن هم روی میزه
‫اون بیرون اعتبار و احترام‌ـت رو از دست میدی

223
00:18:42,320 --> 00:18:43,480
‫و میدونین ، من...

224
00:18:46,960 --> 00:18:50,320
‫می‌تونستم احساسات دوستم رو
‫کاملاً درک کنم

225
00:18:53,920 --> 00:18:55,560
‫اون حس پریشونی‌ـش

226
00:18:57,200 --> 00:18:58,440
‫نفس‌هاش

227
00:18:59,720 --> 00:19:01,000
‫ضربان قلبش

228
00:19:03,120 --> 00:19:04,800
‫و البته غم و اندوهش رو کاملاً می‌فهمیدم

229
00:19:06,920 --> 00:19:07,920
‫اون...

230
00:19:11,320 --> 00:19:15,600
‫اصلاً اینجا نبود
‫حتی اون زن رو هم تا حالا ندیده بود

231
00:19:16,240 --> 00:19:17,720
‫"مونیکا گَتَمبید"

232
00:19:20,640 --> 00:19:22,080
‫و برای یه لحظه...

233
00:19:30,440 --> 00:19:36,360
‫فقط یه لحظه به خودم گفتم بد نیست که
‫بتونم حسی که دوستم داره رو داشته باشم

234
00:19:40,400 --> 00:19:44,880
‫بتونم اون احساسات رو بروز بدم
‫اون غم و اندوه رو

235
00:19:47,240 --> 00:19:49,640
‫اون پشیمونی رو ولی نه

236
00:19:52,360 --> 00:19:53,760
‫حتی یه ذره هم روم تأثیرگذار نبود

237
00:19:56,200 --> 00:19:57,680
‫خیلی وحشتناک‌ـه ، مگه نه؟

238
00:20:06,160 --> 00:20:09,440
‫دارم با مزخرفاتم اذیت‌تون می‌کنم
‫باید من رو ببخشید

239
00:20:09,520 --> 00:20:10,520
‫"سیلویا"

240
00:20:13,800 --> 00:20:14,800
‫"سیلویا"

241
00:20:17,360 --> 00:20:19,400
‫حمله عصبی بهت دست داده ، نه؟

242
00:20:21,160 --> 00:20:25,200
‫یه مقداری دستپاچه شده
‫زود خوب میشه

243
00:20:33,000 --> 00:20:34,000
‫حتماً

244
00:20:35,400 --> 00:20:36,720
‫مطمئنم زود خوب میشه

245
00:20:37,520 --> 00:20:38,520
‫باهام بیا ببینم

246
00:20:40,000 --> 00:20:42,120
‫سیلویا" ، دست‌ـت رو بهم بده"

247
00:20:45,960 --> 00:20:46,960
‫آفرین

248
00:20:50,160 --> 00:20:52,520
‫نه ، نه

249
00:21:22,080 --> 00:21:25,720
‫ممنونم . به‌خاطر ماشینم اومده بودم اینجا

250
00:21:25,840 --> 00:21:29,800
‫یه چیز خیلی مهمی رو صندوق عقب
‫ماشینم جا گذاشته بودم . خیلی مهم بود

251
00:21:29,920 --> 00:21:31,960
‫خیلی مهم ، خیلی مهم

252
00:21:32,120 --> 00:21:35,280
‫از حصار اومدی بالا
‫حالا هم باید به پلیس جواب پس بدی

253
00:21:37,280 --> 00:21:39,400
‫اگه بخواید می‌تونم قضیه رو
‫با پول حلش کنم

254
00:21:39,560 --> 00:21:43,680
‫- چقدر پول؟
‫- خیلی زیاد . ببین

255
00:21:43,840 --> 00:21:47,040
‫- خیلی پول دارم
‫- اینکه خیلی پول نیست

256
00:21:47,120 --> 00:21:49,720
‫خدای من...خب ، بیشتر از اینکه ندارم
‫خودت توی کیف پولم رو ببین

257
00:21:56,240 --> 00:21:58,480
‫تا ۵ می‌شمرم و بعدش
‫سگ رو آزادش می‌کنم

258
00:22:00,760 --> 00:22:01,640
‫می‌فهمی؟

259
00:22:26,240 --> 00:22:28,440
‫- چکار می‌کنی؟
‫- دارم باتری‌ها رو وصل می‌کنم

260
00:22:28,520 --> 00:22:30,800
‫تا مواد منفجره رو روی
‫درهای ورودی نصب کنیم

261
00:22:32,320 --> 00:22:33,800
‫برلین" ازت خواست انجامش بدی؟"

262
00:22:34,800 --> 00:22:39,480
‫پروفسور" خواست . یه‌جور بازدارنده‌ست"
‫که بتونن از چادرشون اینا رو ببینن

263
00:22:40,480 --> 00:22:41,440
‫اون‌موقع اون چیه؟

264
00:22:43,400 --> 00:22:46,360
‫عوضی یه‌کمی "شِری" اینجا گذاشته بود
‫منم دارم تمومش می‌کنم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">شرابی اسپانیایی که تقویت‌شده هست)
‫(و از انگور گرفته میشه</font>

265
00:22:46,520 --> 00:22:47,440
‫تو دهنش

266
00:22:58,640 --> 00:22:59,600
‫رئیس‌جون

267
00:23:02,680 --> 00:23:06,360
‫مدیریت حسابی بهتون میاد

268
00:23:09,920 --> 00:23:11,920
‫"لطفاً بفرمایید بشینید خانم "توکیو

269
00:23:16,280 --> 00:23:19,960
‫می‌بینم که امروز تأخیر داشتید
‫باید گزارش‌تون کنم

270
00:23:21,520 --> 00:23:23,040
‫ببخشید قربان

271
00:23:25,600 --> 00:23:26,520
‫اگه من...

272
00:23:27,600 --> 00:23:31,280
‫اگه اخراجم نکنین بهتون سینه‌ـم
‫رو نشون میدم

273
00:23:32,560 --> 00:23:34,240
‫پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای‌ـه
‫توش حرفی نیست

274
00:23:35,800 --> 00:23:37,840
‫ولی باید یه چیز دیگه‌ای بهم
‫پیشنهاد کنید

275
00:24:04,000 --> 00:24:05,320
‫میدونم چه حسی داری

276
00:24:17,640 --> 00:24:19,000
‫- "ریو"
‫- من اینجام

277
00:24:21,560 --> 00:24:22,880
‫توی این سوراخ‌دونی

278
00:24:24,680 --> 00:24:26,880
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫چطوری پام به اینجا باز شد

279
00:24:30,000 --> 00:24:30,960
‫اون‌‌موقع هیچی یادم نمیاد

280
00:24:33,200 --> 00:24:34,600
‫یادمه یه روزی...

281
00:24:36,200 --> 00:24:38,440
‫ازم خواسته بودن که یه سیستم
‫امنیتی رو هک کنم

282
00:24:38,760 --> 00:24:41,820
‫بعدشم کاشف به عمل اومد که اون سیستم
‫"مربوط میشه به یه عمارتی توی "ژِنِو

283
00:24:41,900 --> 00:24:44,100
‫عمارتی که همه چیزش رو دزدیدن
‫حتی فرش‌هاش رو هم دزدیدن

284
00:24:44,200 --> 00:24:45,520
‫اصلاً من اونجا نبودم

285
00:24:47,680 --> 00:24:50,440
‫ولی لعنت بهش
‫هک کردن یه سیستم امنیتی

286
00:24:50,520 --> 00:24:54,040
‫از اینکه توی بخش آی‌تی یه شرکت
‫کار کنی خیلی باحال‌ترـه

287
00:24:57,080 --> 00:25:00,400
‫واسه همین حتی بهش فکر هم نکردم
‫واسه‌ی من یه‌جور بازی بود

288
00:25:06,520 --> 00:25:08,200
‫حالا هم دیگه پدر و مادرم کنارم نیستن

289
00:25:11,040 --> 00:25:12,360
‫مادر منم پیشم نیست

290
00:25:13,960 --> 00:25:15,720
‫ولی یه‌کمی فرق می‌کنه ، نه؟

291
00:25:17,760 --> 00:25:19,040
‫پدر و مادر من هنوز زنده‌ـن

292
00:25:22,960 --> 00:25:24,440
‫می‌تونستم آدم عادی باشم

293
00:25:27,440 --> 00:25:30,720
‫کارم رو که بلد بودم
‫می‌تونستم خرج زندگی‌ـم رو دربیارم

294
00:25:34,520 --> 00:25:36,160
‫می‌تونستم یه زندگی عادی هم داشته باشم

295
00:25:37,720 --> 00:25:39,080
‫با یه دختر عادی آشنا بشم

296
00:25:40,800 --> 00:25:42,120
‫دوستای عادی داشته باشم

297
00:25:47,800 --> 00:25:49,080
‫مثله تو نبودم

298
00:25:57,440 --> 00:25:59,120
‫نمیدونم چی بهت بگم

299
00:26:02,080 --> 00:26:03,980
‫فکر کنم به اون دری که گفته بودی
‫نیاز دارم

300
00:26:05,560 --> 00:26:07,960
‫- کدوم در؟
‫- همون دری که اون روز

301
00:26:08,040 --> 00:26:10,120
‫رفته بودیم موزه رو ببینیم
‫و بهم گفتی رو میگم

302
00:26:11,720 --> 00:26:13,760
‫همون روزی که فهمیدیم مامانت فوت شده

303
00:26:20,880 --> 00:26:23,000
‫دوربین‌های ۱۲ و ۱۳ لنزهاشون عوض شده

304
00:26:24,240 --> 00:26:26,280
‫این جدیدترها بازه‌ی دیدشون وسیع‌تر شده

305
00:26:42,200 --> 00:26:43,840
‫دوربین ۱۴ همونطوری مثل سابق‌ـه

306
00:26:45,760 --> 00:26:47,560
‫به سمت سالن‌ـه

307
00:26:54,920 --> 00:26:56,040
‫دیگه می‌تونیم الان بریم

308
00:26:59,640 --> 00:27:01,080
‫واسه چی بریم؟

309
00:27:02,840 --> 00:27:05,320
‫نمیشه یه روز یه‌کمی بریم
‫اینور و اونور رو ببینیم؟

310
00:27:06,240 --> 00:27:07,720
‫از همدیگه توی مشروب‌فروشی لب بگیریم

311
00:27:08,800 --> 00:27:11,360
‫- توی خیابون
‫- توی خیابون؟

312
00:27:12,800 --> 00:27:15,320
‫مسخره‌بازی درنیار
‫یه نفر ممکنه بگیرد‌مون

313
00:27:17,200 --> 00:27:18,360
‫باشه . توی خیابون نمیریم

314
00:27:22,400 --> 00:27:23,280
‫بیا دنبالم

315
00:28:04,800 --> 00:28:06,720
‫انگار یه‌جورایی من مامانم رو کُشتم

316
00:28:10,600 --> 00:28:11,960
‫خیلی خوشگل بود

317
00:28:13,640 --> 00:28:18,120
‫دِق کرد و مُرد . واسه اینکه پیش‌ـش نبودم
‫واسه اینکه خودم رو توی دردسر انداخته بودم

318
00:28:19,880 --> 00:28:22,560
‫و زندگی‌ـم رو به تباهی کشونده بودم مُرد

319
00:28:35,320 --> 00:28:36,920
‫اون فقط می‌خواست ازم محافظت کنه

320
00:28:40,280 --> 00:28:41,320
‫اون من رو دوستم داشت

321
00:28:44,280 --> 00:28:45,760
‫با تموم وجودش من رو دوست داشت

322
00:28:50,040 --> 00:28:52,360
‫و اگه هم می‌خواست که من رو
‫به پلیسا لو بده

323
00:28:53,520 --> 00:28:55,640
‫واسه این بود که جنازه‌ـم رو توی اخبار نبینه

324
00:28:59,320 --> 00:29:00,640
‫وقتی یه دختربچه بودم

325
00:29:02,160 --> 00:29:04,720
‫میدونستم پیش‌ـش که باشم
‫هیچ مشکلی واسم پیش نمیاد

326
00:29:07,840 --> 00:29:09,920
‫مشکل وقتی پیش میومد
‫که بعضی اوقات پیشم نبود

327
00:29:11,720 --> 00:29:12,720
‫بابات چی؟

328
00:29:14,480 --> 00:29:15,480
‫بابا نداشتم

329
00:29:19,400 --> 00:29:21,640
‫مامانم توی یه کارخونه‌ی
‫چمدون‌سازی کار می‌کرد

330
00:29:25,640 --> 00:29:27,440
‫و وقتی دیدیم نمی‌تونیم خرج
‫زندگی‌مون رو بدیم

331
00:29:29,360 --> 00:29:30,640
‫مجبور می‌شد شیفت شب هم کار کنه

332
00:29:36,320 --> 00:29:38,840
‫و چون کسی رو نداشت که من رو
‫پیش‌ـش بذاره

333
00:29:41,400 --> 00:29:42,720
‫من رو تنها میذاشت

334
00:29:44,840 --> 00:29:46,040
‫منم خیلی می‌ترسیدم

335
00:29:47,240 --> 00:29:48,520
‫چند سالت بود؟

336
00:29:51,680 --> 00:29:53,400
‫۸-۹سال

337
00:29:54,600 --> 00:29:56,280
‫یه‌کمی کوچیک‌تر از تو بودم

338
00:30:07,200 --> 00:30:10,160
‫واسه همین مامانم یه کاری کرد

339
00:30:11,560 --> 00:30:12,800
‫اومد یه در روی...

340
00:30:15,440 --> 00:30:17,160
‫دیوار اتاقم کِشید

341
00:30:18,680 --> 00:30:20,160
‫یه درِ جادویی بود

342
00:30:21,880 --> 00:30:23,280
‫اگه می‌ترسیدم...

343
00:30:25,080 --> 00:30:27,200
‫می‌تونستم بازش کنم
‫و پشت اون در مامانم رو ببینم

344
00:30:30,680 --> 00:30:32,360
‫وقتی میرفت در رو باز می‌کردی؟

345
00:30:37,000 --> 00:30:39,120
‫بهم گفته بود فقط
‫۱بار می‌تونم این در رو باز کنم

346
00:30:40,880 --> 00:30:43,200
‫فقط ۱بار توی زندگی‌ـم

347
00:30:45,320 --> 00:30:46,640
‫هر موقع که نیاز داشتم

348
00:30:50,640 --> 00:30:51,520
‫ولی فقط ۱بار

349
00:30:56,640 --> 00:31:01,720
‫واسه همین وقتی می‌ترسیدم
‫: به خودم می‌گفتم

350
00:31:03,280 --> 00:31:05,520
‫شاید بتونی یه‌کمی بیشتر تحمل کنی

351
00:31:07,600 --> 00:31:08,680
‫یه‌کمی بیشتر

352
00:31:12,920 --> 00:31:15,680
‫اینطوری فکر می‌کردم که ممکنه
‫فردا بیشتر از امروز بترسم

353
00:31:18,920 --> 00:31:20,120
‫بیشتر احساس تنهایی کنم

354
00:31:23,040 --> 00:31:24,400
‫و به اون در احتیاج بیشتری داشته باشم

355
00:31:33,040 --> 00:31:34,960
‫اگه من بودم که همون روزِ اول بازش می‌کردم

356
00:31:40,280 --> 00:31:41,760
‫من هیچ‌موقع بازش نکردم

357
00:31:48,040 --> 00:31:49,840
‫تو قوی‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم

358
00:31:52,640 --> 00:31:53,960
‫فوق‌العاده‌ترین آدمی

359
00:31:55,480 --> 00:31:56,480
‫و...

360
00:31:59,320 --> 00:32:00,200
‫و چی؟

361
00:32:03,640 --> 00:32:05,120
‫- و چی؟
‫- و...

362
00:32:06,720 --> 00:32:07,600
‫لعنتی

363
00:32:08,960 --> 00:32:11,120
‫ماشین رو پارک کردیم

364
00:32:12,320 --> 00:32:13,680
‫قبض پارکینگ‌ـه؟ این چیه؟

365
00:32:13,760 --> 00:32:16,920
‫آره قبض پارک یه "ایبیزا"ـی
‫مدل ۱۹۹۲ توی یه پارکینگ‌ـه

366
00:32:17,080 --> 00:32:19,300
‫۲تا خیابون با اینجا فاصله داره
‫تاریخ و ساعتش رو بررسی کن

367
00:32:21,080 --> 00:32:23,880
‫همون روزی‌ـه که سارق‌ها
‫رفته بودن موزه

368
00:32:24,840 --> 00:32:25,960
‫"کارِت خوب بود "آنخل

369
00:32:27,280 --> 00:32:29,080
‫شماره پلاکش رو بگرد
‫ببین پیدا می‌کنی

370
00:32:29,240 --> 00:32:31,240
‫گرون‌ترین قبضی میشه که تا الان صادر شده

371
00:32:31,400 --> 00:32:33,360
‫قراره میلیون‌ها یورو بابتش پرداخت کنن

372
00:32:33,440 --> 00:32:34,960
‫با سارق تماس بگیر و وصلم کن بهشون

373
00:32:47,000 --> 00:32:48,520
‫- بازرس
‫- «پروفسور»

374
00:32:50,120 --> 00:32:53,880
‫ازتون جواب می‌خوام اون ۸تا گروگان
‫کم‌سن و سال رو می‌خوام

375
00:32:54,960 --> 00:32:57,280
‫اسم کسایی که قراره بفرستیم بیرون
‫رو بهتون میگم که بنویسید

376
00:32:59,000 --> 00:33:01,840
‫"پابلو هولگادو" ، "سیلویا مورِنو"

377
00:33:02,280 --> 00:33:03,520
‫"آبراهام سلمرون"

378
00:33:04,280 --> 00:33:07,160
‫"ایگناسی کستل" ، "مگدالنا ریبوت"

379
00:33:07,880 --> 00:33:11,000
‫"روسیو هُرتاس" ، "جسیکا سانچز"

380
00:33:11,520 --> 00:33:14,160
‫- "و "آلیسیا ویلانوئِوا
‫- پس "الیسون پارکر" چی؟

381
00:33:15,200 --> 00:33:16,920
‫اونم یکی از بچه‌های "برایتون"‌ـه

382
00:33:17,400 --> 00:33:18,960
‫ازتون می‌خوام اون رو هم بفرستید بیرون

383
00:33:19,200 --> 00:33:23,000
‫می‌بینم که در جریان هستید بازرس

384
00:33:23,320 --> 00:33:26,320
‫هم شما میدونید و هم بنده
‫"توی این بازیِ «خونه‌ی پوشالی» "الیسون

385
00:33:26,480 --> 00:33:30,280
‫- بی‌بیِ قلبِ ماست . نمی‌تونم همچین کاری کنم
‫- خارج شدن "الیسون" ضرورت بالایی داره برامون

386
00:33:32,600 --> 00:33:33,840
‫: به جاش یه پیشنهادی بهتون میدم

387
00:33:36,200 --> 00:33:38,320
‫می‌تونم به جای اون ۸ نفر
‫فقط "الیسون" رو خارج کنم

388
00:33:38,400 --> 00:33:39,440
‫ببخشید . چی گفتی؟

389
00:33:39,920 --> 00:33:41,840
‫فقط "الیسون پارکر" رو می‌فرستم بیرون

390
00:33:42,920 --> 00:33:43,800
‫ولاغیر

391
00:33:45,000 --> 00:33:48,040
‫جفت‌مون میدونیم که این دختر برای
‫هر کدوم‌مون از اهمیت بالایی برخوردارـه

392
00:33:48,560 --> 00:33:51,840
‫"واسه همین اگه خواسته‌تون اینه که "الیسون
‫رو خارج کنیم تنهایی میاد بیرون

393
00:33:54,280 --> 00:33:56,880
‫- باید مشورت کنم
‫- یک دقیقه وقت دارین

394
00:34:00,040 --> 00:34:02,240
‫باهاش تماس بگیر و بهش بگو
‫پارکر" رو خارج کنه"

395
00:34:02,320 --> 00:34:03,800
‫مایل نیستم یه چنین تصمیمی بگیرم

396
00:34:03,880 --> 00:34:06,280
‫اینطور با زندگی گروگان‌ها
‫بازی کردن غیراخلاقی‌ـه

397
00:34:06,440 --> 00:34:08,460
‫اونم وقتی که می‌تونی
‫جونِ ۸ نفرشون رو نجات بدی

398
00:34:08,540 --> 00:34:11,160
‫میدونم که تو با اون باورهای اخلاقی‌ـت
‫مخالف یه چنین چیزی هستی

399
00:34:11,220 --> 00:34:12,780
‫ولی این قضیه ملی هست

400
00:34:13,920 --> 00:34:16,880
‫و اولین اولویت ما اینه که دختر
‫سفیر رو از اونجا خارج کنیم

401
00:34:19,560 --> 00:34:21,320
‫من تمومِ مسئولیتش رو به‌عهده می‌گیرم

402
00:34:27,600 --> 00:34:29,520
‫من رو دوباره به سارق وصلم کن

403
00:34:37,240 --> 00:34:38,120
‫چی شد؟

404
00:34:40,760 --> 00:34:41,960
‫الیسون پارکر" رو می‌خوایم"

405
00:34:46,360 --> 00:34:47,360
‫مطمئنید؟

406
00:34:48,280 --> 00:34:51,200
‫ترجیح میدین جونِ "الیسون پارکر" رو
‫جای ۸ نفر دیگه نجات بدین؟

407
00:34:51,720 --> 00:34:54,160
‫- بله . مطمئنم
‫- متوجه‌ام

408
00:34:55,280 --> 00:34:58,800
‫باید به این قضیه بیشتر فکر کنم
‫انتظار نداشتم یه همچین جوابی ازتون بگیرم

409
00:34:59,720 --> 00:35:01,440
‫یک ساعت بهم وقت بدین که
‫در موردش فکر کنم

410
00:35:02,560 --> 00:35:05,000
‫خیلی‌خب ، منتظر تلفن‌ـت هستم

411
00:35:05,280 --> 00:35:06,440
‫اگه باهاتون تماس نگرفتم...

412
00:35:08,320 --> 00:35:10,360
‫خودتون دیگه متوجه میشید
‫تصمیمی که گرفتم چی بوده

413
00:35:16,000 --> 00:35:18,800
‫- منظورش چی بود؟
‫- نمیدونم ولی ببین

414
00:35:19,160 --> 00:35:21,500
‫اون "ایبیزا"ـه ۱۰ سالی میشه
‫که اطلاعاتش نیست و نابود شده

415
00:35:21,580 --> 00:35:23,820
‫نه بیمه‌ای داره . نه مالکی داره
‫و نه مالیاتی پرداخت کرده

416
00:35:23,880 --> 00:35:27,220
‫- هیچ نشونی ازش نیست
‫- همه توجه کنید . لطفاً بیاین جلوتر

417
00:35:27,280 --> 00:35:28,360
‫بیاین جلوتر

418
00:35:30,120 --> 00:35:33,640
‫اگه می‌خواستید یه ماشین رو بدون
‫هیچ ردی ناپدید کنید چکار می‌کردید؟

419
00:35:33,800 --> 00:35:36,120
‫- آتیش‌ـش میزدم
‫- خیلی‌خب

420
00:35:36,560 --> 00:35:40,520
‫بین گزارش‌های شهری و ملیِ ماشین‌هایی
‫که آتیش گرفتن یه جستجو بزن

421
00:35:40,800 --> 00:35:41,680
‫غرق‌ـش می‌کردم

422
00:35:43,040 --> 00:35:47,360
‫ببین می‌تونی خبری از پیدا شدن ماشینی توی باتلاق‌ها
‫رودخونه‌‌ها یا هر چیز دیگه‌ای پیدا کنی؟

423
00:35:47,520 --> 00:35:49,840
‫- دیگه چی؟
‫- اوراقش کنم و قطعاتش رو بفروشم

424
00:35:50,720 --> 00:35:53,120
‫- خاکش کنم
‫- ببخشید؟

425
00:35:53,240 --> 00:35:56,080
‫یه چاله می‌کَنی و ماشین رو خاکش می‌کنی

426
00:35:58,120 --> 00:36:00,040
‫توی یه فیلمی دیدم همین کار رو کردن
‫جوابم داده بود

427
00:36:01,280 --> 00:36:02,280
‫ایده‌ی دیگه‌ای نبود؟

428
00:36:03,680 --> 00:36:04,920
‫راه قانونیِ اینکه

429
00:36:05,000 --> 00:36:08,040
‫یه ماشین رو ناپدید کنی
‫و تموم رَدهاش رو هم از بین ببری چیه؟

430
00:36:10,320 --> 00:36:13,380
‫اینکه بری جایی که اسقاط می‌کنن
‫ماشین رو پِرِس‌ـش کنی و بعدشم اوراقش کنی

431
00:36:14,200 --> 00:36:17,760
‫پس این اولویت‌تون باشه . بین محل‌های اسقاط
‫و مکان‌های مشابه یه جستجو بزنید

432
00:36:17,920 --> 00:36:19,600
‫راکِل" ، امروز یکشنبه‌ست"
‫همه بستن

433
00:36:19,680 --> 00:36:22,760
‫واسم مهم نیست . اگه لازم شد
‫مالکش رو هم از خونه‌ـش می‌کشید بیرون

434
00:36:24,240 --> 00:36:25,120
‫زود باشین

435
00:36:57,440 --> 00:36:58,320
‫آروم باش

436
00:37:01,880 --> 00:37:03,360
‫قرار نیست اتفاقی برات بیفته که

437
00:37:06,400 --> 00:37:10,080
‫اینجا جات امن‌ترـه
‫جُدات کردم که راحت‌تر باشی

438
00:37:11,400 --> 00:37:14,040
‫دیگه از چیزهایی که باعث ناراحتی‌ـت میشن
‫باخبر نمیشی

439
00:37:14,120 --> 00:37:16,440
‫الان فکر می‌کنم راحت‌ترم
‫می‌تونم برم پیش بقیه؟

440
00:37:16,680 --> 00:37:20,160
‫گوش نمی‌کنی چی دارم بهت میگم؟
‫به نفع‌ـته که همینجا بمونی

441
00:37:34,200 --> 00:37:35,840
‫فقط باید دست‌هات رو ببندم

442
00:37:37,400 --> 00:37:40,880
‫چون تنها میشی
‫ولی به نفع‌ـته که همینجا بمونی

443
00:37:41,120 --> 00:37:44,080
‫نمی‌خوام بهت آسیبی برسونم
‫فقط همین

444
00:37:46,240 --> 00:37:48,880
‫بیا بریم بشینیم . نمی‌خوای که وایسی؟

445
00:37:52,360 --> 00:37:55,440
‫ببین چقدر کثیف شدی
‫کجا رفته بودی مگه؟

446
00:38:00,040 --> 00:38:02,800
‫- لطفاً بذار برم پیش بقیه
‫- آروم باش

447
00:38:10,360 --> 00:38:11,480
‫نمی‌فهمی؟

448
00:38:15,120 --> 00:38:16,840
‫الان اونا هستن که ترسیدن

449
00:38:18,560 --> 00:38:19,680
‫اونا ترسیدن

450
00:38:26,160 --> 00:38:29,600
‫دخترها ، اون برمیگرده . برمیگرده

451
00:38:30,760 --> 00:38:32,640
‫مطمئنم الان برش‌میگردونه

452
00:38:32,840 --> 00:38:34,960
‫فقط یه دختر بچه‌ست
‫کاری باهاش ندارن

453
00:38:49,280 --> 00:38:50,400
‫استراحت کن

454
00:40:29,200 --> 00:40:32,360
‫- با این‌همه پول قراره چکار کنیم؟
‫- من که میدونم می‌خوام چکار کنم

455
00:40:32,440 --> 00:40:37,040
‫می‌خوام برم یه‌دونه «مازراتی» به رنگ
‫آبی آسمونی واسه خودم بخرم

456
00:41:44,000 --> 00:41:47,160
‫- همین ماشین قرمز رنگ‌ـه
‫- چقدر وقته اینجا بوده؟

457
00:41:48,560 --> 00:41:49,480
‫نمیدونم

458
00:41:54,840 --> 00:41:57,680
‫دقیق نمیدونم . امروز رئیس نیستش

459
00:41:57,920 --> 00:41:58,800
‫واقعاً؟

460
00:42:01,120 --> 00:42:04,920
‫رئیس‌ـت که به من گفت تموم ماشینایی
‫که اینجا آورده میشه رو می‌شناسی

461
00:42:07,840 --> 00:42:09,080
‫چقدر وقت پیش؟

462
00:42:14,200 --> 00:42:15,560
‫حدوداً ۲۰ روز پیش

463
00:42:17,480 --> 00:42:20,160
‫- کی آوردش اینجا؟
‫- یه خارجی

464
00:42:21,920 --> 00:42:23,340
‫اهل اروپای شرقی بود
‫ولی روسی نبود

465
00:42:25,040 --> 00:42:28,480
‫برو دستکش‌ها رو بیار و با واحد سی‌اس‌آی هم
‫تماس بگیر . بهشون بگو ماشین رو پیدا کردیم
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سی‌اس‌آی : تحقیقات صحنه‌ی جرم)</font>

466
00:42:31,680 --> 00:42:35,280
‫حتماً اون شخصی که این ماشین رو گذاشته اینجا
‫کارت شناسایی‌ـش رو هم بهت نشون داده دیگه؟

467
00:42:40,360 --> 00:42:43,320
‫فاکتور خرید واسه‌ی این ماشین
‫صادر کردی دیگه ، نه؟

468
00:42:46,840 --> 00:42:51,360
‫- قبض
‫- بله ، بله . شاید

469
00:42:51,520 --> 00:42:53,120
‫- شاید دیگه چه صیغه‌ای‌ـه؟
‫- "آنخل"

470
00:42:53,520 --> 00:42:56,080
‫برو توی دفترش ببین می‌تونی
‫چیزی پیدا کنی یا نه؟

471
00:42:56,480 --> 00:42:57,760
‫آره . راه بیفت

472
00:43:15,920 --> 00:43:19,000
‫کسی که این رو فاش کرده
‫در موردش حرفی نزده

473
00:43:19,080 --> 00:43:21,800
‫مکالمه‌ای که فاش شده
‫"شامل صحبتی بین بازرس "راکِل موریو

474
00:43:21,880 --> 00:43:25,160
‫با یکی از گروگانگیرها میشه
‫که احتمال میره سردسته‌شون باشه

475
00:43:31,680 --> 00:43:32,760
‫بازرس

476
00:43:52,200 --> 00:43:53,080
‫هی تو

477
00:43:53,600 --> 00:43:54,480
‫تو

478
00:43:55,440 --> 00:43:57,560
‫ببین اون یارو کیه
‫و اینجا چکار می‌کرده

479
00:43:58,360 --> 00:44:01,680
‫بازرس دیگه عملاً توی این بازی
‫کیش و مات شده بود

480
00:44:01,880 --> 00:44:06,320
‫ولی حتی توی اون لحظات دشوار هم
‫پروفسور» بازم چند قدمی جلوتر بود»

481
00:44:06,640 --> 00:44:09,080
‫یکی از شِگِردهاش هم همون‌موقع
‫داشت توی تموم رادیوها پخش می‌شد

482
00:44:09,160 --> 00:44:11,920
‫سخنگوی دولت سایه این قضیه رو
‫<font color="#ff۸۰۰۰">دولت سایه : هیئت دولتی که هنوز روی کار نیومده)
‫(و مخالف دولت فعلیِ روی کاره</font>

483
00:44:12,000 --> 00:44:14,400
‫در ارتباطات دیپلماتیکی
‫اسفناک و شرم‌آور تلقی کرده

484
00:44:14,480 --> 00:44:18,360
‫اینکه نجاتِ ۱ نفر نسبت به نجات جونِ ۸تا
‫نوجوون اسپانیایی ارجحیت داده میشه

485
00:44:18,640 --> 00:44:20,960
‫هم‌اکنون در جریان محتوای
‫ضبط شده قرارتون میدیم

486
00:44:23,520 --> 00:44:25,880
‫- الو؟
‫- توکیو" ، گوش کن ببین چی میگم"

487
00:44:25,960 --> 00:44:29,400
‫پروفسور» ازم خواسته بود که مکالمه‌ی بین»
‫خودش و بازرس رو فاش کنم

488
00:44:30,240 --> 00:44:33,520
‫مکالمه‌ای که دولت اسپانیا
‫و حتی بازرس رو هم توی موقعیت

489
00:44:33,600 --> 00:44:34,720
‫خیلی ناجوری قرار داده بود

490
00:44:34,880 --> 00:44:36,840
‫- خیلی‌خب
‫- "الیسون پارکر"

491
00:44:36,920 --> 00:44:37,880
‫مطمئنید؟

492
00:44:37,960 --> 00:44:41,320
‫یعنی نجات جونِ "الیسون پارکر" رو به
‫نجاتِ جون ۸ دانش‌آموز دیگه ترجیح میدین؟

493
00:44:41,400 --> 00:44:42,640
‫بله . مطمئنم

494
00:44:42,720 --> 00:44:44,880
‫شاید چون "برلین" بهش گفته بود
‫که آدم بی‌جُربُزه‌ای‌ـه

495
00:44:44,960 --> 00:44:47,380
‫اونم می‌خواست یه‌جورایی
‫به "برلین" نشون بده که قدرت دست کی‌ـه

496
00:44:47,460 --> 00:44:49,120
‫و اونایی که علیه‌ـش هستن رو مجازات کنه

497
00:44:49,200 --> 00:44:51,600
‫"تصمیم آزادی "الیسون پارکر

498
00:44:51,680 --> 00:44:54,480
‫دختر سفیر بریتانیا به جای نجات جانِ
‫۸تا نوجوان اسپانیایی

499
00:44:54,560 --> 00:44:56,720
‫بدون تردید تصمیم بحث‌برانگیزی بوده

500
00:44:56,800 --> 00:45:00,920
‫اون چیزی که فاش کردیم هم
‫خیلی ساده داشت ما رو به چشم

501
00:45:01,080 --> 00:45:02,840
‫افکار عمومی قهرمان نشون میداد

502
00:45:03,720 --> 00:45:05,360
‫ولی "راکِل" مثله یه سگ شکاری بود

503
00:45:05,440 --> 00:45:08,400
‫"دختر سفیر بریتانیا "الیسون پارکر...

504
00:45:08,720 --> 00:45:10,480
‫بوی یه چیزی به مشامش میرسید

505
00:45:11,360 --> 00:45:13,640
‫بویی که نمی‌تونست نادیده‌ـش بگیره
‫چون اون بو بویِ

506
00:45:13,800 --> 00:45:16,120
‫- رئیس عملیات‌مون بود
‫- وایسا . پلیس

507
00:45:18,720 --> 00:45:20,320
‫"بوی خود آقای "پروفسور

508
00:45:21,960 --> 00:45:22,840
‫هیچی نیست

509
00:45:41,240 --> 00:45:44,440
‫- اینجا چکار می‌کنی؟
‫- چیزی ندزدیدم

510
00:45:47,320 --> 00:45:48,200
‫من...

511
00:45:48,760 --> 00:45:51,160
‫- این بو مالِ چیه؟
‫- آمونیاک‌ـه

512
00:45:52,360 --> 00:45:53,960
‫چیزی نمیدزدیدم

513
00:46:01,520 --> 00:46:04,680
‫پروفسور" حسابی خودش رو آش و لاش"
‫کرده بود تا بتونه فرار کنه

514
00:46:04,760 --> 00:46:07,160
‫ولی هنوز کارش تموم نشده بود
‫و بازم شِگِرد تو آستینش بود

515
00:46:07,240 --> 00:46:10,000
‫تا بتونه همچنان همه رو کیش و مات کنه
‫و کارِش رو هم خوب بلد بود

516
00:46:18,000 --> 00:46:18,880
‫می‌تونی بری

517
00:47:00,040 --> 00:47:00,920
‫همین یارو بود

518
00:47:02,600 --> 00:47:03,600
‫خودش بود

519
00:47:12,700 --> 00:47:13,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

