‫﻿۱
00:00:13,300 --> 00:00:16,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" یکشنبه - ساعت ۱۵:۱۵ "</font>

2
00:00:59,400 --> 00:01:01,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">" ۵۳ساعت بعد از سرقت "</font>

3
00:02:09,160 --> 00:02:13,400
‫آندرس دِ فونولوسا" که مرتکب چندین سرقت"
‫از جواهرفروشی‌ها و مغازه‌های لوکس شده

4
00:02:13,480 --> 00:02:17,560
‫عهده‌دار یک سری جرایم جنسی هم هست

5
00:02:17,640 --> 00:02:19,480
‫چه رزومه‌ای

6
00:02:20,360 --> 00:02:22,200
‫"آندرس دِ فونولوسا"

7
00:02:23,200 --> 00:02:24,480
‫کی فکرش رو می‌کرد؟

8
00:02:24,960 --> 00:02:30,120
‫اون آدم پاک و مُنَزَّه که
‫خودش رو بهتر از بقیه میدونست

9
00:02:30,280 --> 00:02:32,640
‫آخرش معلوم شد به فاحشه‌ها علاقه‌منده

10
00:02:33,720 --> 00:02:37,040
‫به‌طور مشخص وی جزئی از اعضای
‫گروهی بوده که به کارقاچاق‌زن‌ها

11
00:02:37,200 --> 00:02:39,400
‫از کشورهای اروپای شرقی از جمله
‫"آلبانی" و "بلغارستان"

12
00:02:39,760 --> 00:02:41,440
‫مشغول بوده تا بعداً آن‌ها را
‫به فروش برساند

13
00:02:41,520 --> 00:02:45,880
‫خودتم با زنای "بلغارستانی" قبل از اینکه
‫بفروشی‌شون حال می‌کردی ، نه؟

14
00:02:45,960 --> 00:02:49,040
‫خرید و اخاذی کودکان

15
00:02:49,120 --> 00:02:50,760
‫- حبس آن‌ها
‫- بچه‌ها رو؟

16
00:02:50,840 --> 00:02:53,160
‫- و مواردی که قبلاً به آن‌ها اشاره شده بود
‫- بچه‌ها رو؟

17
00:02:53,320 --> 00:02:54,720
‫- سرقت مسلحانه
‫- بچه

18
00:02:54,800 --> 00:02:57,240
‫که بین اون‌ها میشه به سرقت از
‫از یکی جواهرفروشی‌های معروفِ

19
00:02:57,320 --> 00:02:58,240
‫میدان "وندُم" اشاره کرد
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(شهری در فرانسه)</font>

20
00:02:58,440 --> 00:02:59,920
‫عجب آدم خوک‌صفتی هستی

21
00:03:00,400 --> 00:03:04,000
‫میشه بهم بگی اون دختره واسه چی
‫توی دفترت اونطوری بسته شده؟

22
00:03:06,040 --> 00:03:09,240
‫می‌خوای باهاش چکار کنی
‫آشغالِ بی‌سروپا؟

23
00:03:09,360 --> 00:03:12,480
‫باتوجه به آخرین اخباری که به دستِ
‫ما رسیده "فونولوسا" با پلیس همکاری داشته

24
00:03:12,560 --> 00:03:15,540
‫و تونسته با فاش کردن جزئیات آخرین عملیاتی
‫که در اون حضور داشته آزاد بشه

25
00:03:15,600 --> 00:03:19,080
‫خبرچین هم که هستی

26
00:03:19,160 --> 00:03:21,920
‫"این شخص به همراه "سیلِن اولیویرا
‫توسط پلیس شناسایی شده

27
00:03:30,680 --> 00:03:34,440
‫من هرگز هیچ زنی رو نمی‌فروشم
‫از سگ پست‌ترم که بخوام جاکشی کنم

28
00:03:34,520 --> 00:03:37,100
‫انقدر بی‌شرف و بی‌اخلاق نیستم
‫که دست به چنین کارهایی بزنم

29
00:03:37,160 --> 00:03:39,320
‫همون شرف و اخلاقم نمیذاره
‫که همکار خودم رو به کسی لو بدم

30
00:03:39,400 --> 00:03:40,960
‫خودم میدونم آدمِ پاک و مُنَزَّهی نیستم

31
00:03:43,520 --> 00:03:46,840
‫ولی علایقم و چیزهایی که دوست دارم
‫"اصلاً این شکلی نیستن "نایروبی

32
00:03:49,320 --> 00:03:51,040
‫اگه اینطور میگی که حتماً همینطوره

33
00:03:57,320 --> 00:04:02,280
‫کسی که از طرف سارق‌ها صحبت می‌کنه
‫اثرانگشتی از "آندرس دِ فونولوسا" پیدا شده

34
00:04:02,360 --> 00:04:07,000
‫که روی یه دکمه بوده و اون دکمه رو هم نیروهای پلیس
‫داخل "سیات ایبیزا"ـی که به تحقیقات مرتبط بوده پیدا کردند

35
00:04:08,600 --> 00:04:11,960
‫- واحدهای تخصصی نیروی پلیس
‫- من که هیچ‌موقع توی اون ماشین نبودم

36
00:04:12,040 --> 00:04:16,040
‫در حال جستجوی ردهای بیشتری از اون دی‌ان‌اِی هستن
‫تا بتونن به سرنخ‌های بیشتری دست پیدا کنن

37
00:04:16,400 --> 00:04:18,320
‫ولی میدونم کی توی اون ماشین بود

38
00:04:51,440 --> 00:04:52,480
‫چیه؟

39
00:04:54,440 --> 00:04:57,040
‫آشغال ، با کُت من چکار می‌کنی توی ماشین؟

40
00:04:57,120 --> 00:04:58,440
‫گم‌شو ببینم حرومزاده

41
00:05:00,680 --> 00:05:01,840
‫کثافتِ خر

42
00:05:03,160 --> 00:05:05,400
‫نایروبی" ، بگو ببینم"
‫میدونی "دِنوِر" کجاست؟

43
00:05:06,800 --> 00:05:07,720
‫نه

44
00:06:07,700 --> 00:06:13,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"La Casa De Papel"
‫فصل ۱ : قسمت ۹</font>

45
00:06:14,500 --> 00:06:15,500
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

46
00:06:24,120 --> 00:06:27,040
‫یه‌کمی آروم داریم پیش میریم ، نه؟
‫هنوزم آروم داریم پیش میریم؟

47
00:06:29,080 --> 00:06:29,960
‫می‌خوای کمکت کنم؟

48
00:06:31,120 --> 00:06:33,880
‫هر چه زودتر این سوراخ رو بکنیم
‫زودتر از اینجا خارج میشیم

49
00:06:36,280 --> 00:06:37,920
‫حوصله‌ـت سر رفته از بس اینجا بودی؟

50
00:06:40,960 --> 00:06:41,840
‫خب دیگه

51
00:06:45,520 --> 00:06:49,760
‫- خب ، یه جایی زیاد بمونی حوصله‌ـت سر میره دیگه
‫- یعنی با وجود ۶۷تا گروگان

52
00:06:50,640 --> 00:06:56,120
‫و تیراندازی با ام۱۶ـت و پلیسایی که اون بیرون
‫محاصره‌مون کردن حوصله‌ـت سر رفته؟ واقعاً؟

53
00:06:59,360 --> 00:07:02,560
‫واسه اینکه حوصله‌ـت سر رفته می‌خواستی
‫گردن اون بره‌ی کوچولوی بیچاره رو گاز بگیری؟

54
00:07:02,600 --> 00:07:05,240
‫بعدشم شروع کردی به بوسیدنش
‫اونم وقتی که طرف داشت از ترس می‌مُرد

55
00:07:06,840 --> 00:07:08,200
‫واسه چی یه همچین کاری کردی؟

56
00:07:09,080 --> 00:07:10,440
‫تا تو رو از اونجا بِکِشم بیرون

57
00:07:10,800 --> 00:07:12,920
‫خب ، وقتی میری توالت حسابی ساکت میشی‌

58
00:07:18,160 --> 00:07:19,040
‫حالا چی؟

59
00:07:21,560 --> 00:07:23,160
‫الانم از دست "ریو" حوصله‌ـت سر رفته؟

60
00:07:28,680 --> 00:07:31,680
‫- واسه چی یه همچین حرفی میزنی؟
‫- چون تو از اون دسته آدمایی دیگه

61
00:07:33,080 --> 00:07:34,120
‫من از اون دسته آدمام؟

62
00:07:36,720 --> 00:07:37,920
‫مگه چجور آدمی هستم؟

63
00:07:42,720 --> 00:07:45,080
‫از همونایی هستی که آدم نمی‌خواد
‫دور و بَرِ پسرش باشه

64
00:07:46,000 --> 00:07:48,660
‫"یادته اون روز که داشتیم توی "تولِدو
‫پائیا" می‌خوردیم چی شد؟"
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(پائیا : یکی از غذاهای ملی و اصیل اسپانیا)</font>

65
00:07:48,720 --> 00:07:52,360
‫شب "سَن خوان" بود و تو بدون اجازه رفتی
‫به یه مهمونیِ خیابونی
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(سن خوان» : جشن شروع تابستان»)</font>

66
00:07:53,720 --> 00:07:54,600
‫آره خب

67
00:08:09,120 --> 00:08:10,200
‫چیه؟

68
00:08:10,280 --> 00:08:11,400
‫- چی شده؟
‫- بگو

69
00:08:26,320 --> 00:08:27,200
‫چیه؟

70
00:08:27,720 --> 00:08:31,800
‫میدونستی بیشتر از ۲ میلیون تریلیون
‫ستاره توی آسمون‌ـه؟

71
00:08:33,920 --> 00:08:36,160
‫- یعنی همه‌شون رو شُمُردی؟
‫- آره که شُمُردم

72
00:08:43,480 --> 00:08:47,040
‫من باید یه‌کم دیگه واسه
‫خودم خوش بگذرونم

73
00:08:47,400 --> 00:08:51,440
‫اینم میدونم "توکیو" جان . میدونم که
‫یه چیزی شبیه به این توی اتاق‌ـت نگه میداری

74
00:08:51,560 --> 00:08:54,440
‫- فقط یه‌کمی
‫- آره . بریم تمومش کنیم؟

75
00:08:54,520 --> 00:08:59,480
‫- ریو" رو بگو . "ریو" رو بگو . بدبخت"...
‫- ریو" تا حالا انقدر مست نکرده بود"

76
00:08:59,560 --> 00:09:00,800
‫- خیلی مست بود
‫- چقدر مست

77
00:09:14,680 --> 00:09:15,960
‫به منم میدی یه پُک بکشم؟

78
00:09:21,000 --> 00:09:21,880
‫ببین

79
00:09:24,600 --> 00:09:26,920
‫چرا اون‌موقع در مورد ستاره‌ها
‫اون حرف رو بهم زدی؟

80
00:09:28,560 --> 00:09:30,880
‫چه میدونم رفیق
‫فکر کنم چون حرف قشنگی بود

81
00:09:30,960 --> 00:09:33,320
‫همه‌ی ستاره‌های اون بالا مثله...
‫نمیدونم والا

82
00:09:33,800 --> 00:09:37,000
‫اونجا توی کوه‌ها هستن خداییش
‫نمیدونم واسه چی یه همچین چیزی گفتم رفیق

83
00:09:37,720 --> 00:09:38,680
‫یعنی همینطوری گفتی؟

84
00:09:40,880 --> 00:09:43,560
‫- همینطوری چی گفتم؟
‫- نمیدونم

85
00:09:43,880 --> 00:09:46,160
‫یعنی منظور دیگه‌ای نداشتی مثلاً؟

86
00:09:48,120 --> 00:09:51,440
‫مثلاً اینکه ازت بخوام باهام بخوابی
‫یا یه چیزی توی همین مایه‌ها؟

87
00:09:53,760 --> 00:09:56,680
‫خب ، دوست داری که باهات بخوابم؟

88
00:09:57,320 --> 00:09:59,640
‫- جمع کن بینیم رفیق
‫- چی؟ گم‌شو بینم

89
00:09:59,720 --> 00:10:01,120
‫گم‌شو بینم

90
00:10:01,560 --> 00:10:02,440
‫بابا

91
00:10:03,560 --> 00:10:05,200
‫بابا ، اونجا چکار می‌کنی؟

92
00:10:05,280 --> 00:10:08,640
‫نه . هیچی کاری نمی‌کنم
‫توی اتاقم بودم و تو اونجا نبودی

93
00:10:09,800 --> 00:10:11,920
‫با این وضع این ساعتِ شب
‫کجا بودی تو؟

94
00:10:14,480 --> 00:10:16,500
‫- داریم از مهونیِ خیابونی برمی‌گردیم
‫- تو روح‌ـت

95
00:10:17,440 --> 00:10:19,760
‫- مهمونی خیابونی
‫- پس شماها پا شُدین از اینجا رفتین...

96
00:10:19,920 --> 00:10:22,160
‫- اصلاًم نرفتیم مهمونی خیابونی
‫- دروغ نگو

97
00:10:22,240 --> 00:10:24,640
‫همینجا داشتیم مشروب میزدیم
‫بعدشم رفتیم بخوابیم

98
00:10:24,800 --> 00:10:25,680
‫من که دیگه الان نمی‌تونم بخوابم

99
00:10:26,080 --> 00:10:29,160
‫نمی‌تونم بخوابم واسه همین منم
‫یه‌کمی مشروب میزنم . باشه؟

100
00:10:29,960 --> 00:10:32,040
‫بابا ، تو که تا سَرِت رو بذاری
‫روی بالش خواب‌ـت می‌بره

101
00:10:32,920 --> 00:10:35,480
‫بابا ، من رو ببین . من رو ببین
‫برو بخواب

102
00:10:35,880 --> 00:10:37,800
‫برو بخواب دیگه. من رو ببین

103
00:10:37,880 --> 00:10:39,840
‫- یه نخ سیگار داری بهم بدی؟
‫- از دستِ تو بابا

104
00:10:39,920 --> 00:10:42,040
‫- آره . بیا بگیر . یه نخ بکش
‫- آره که می‌کِشم

105
00:10:42,120 --> 00:10:43,480
‫- این رو بگیر
‫- دمت گرم

106
00:10:43,560 --> 00:10:46,600
‫من میرم دستشویی ولی وقتی برگشتم
‫دیگه هر کی رفته باشه تو اتاق خودش

107
00:10:46,680 --> 00:10:47,600
‫باشه

108
00:10:47,680 --> 00:10:50,280
‫- ببین ، اگه تونستی یه‌کمی بخواب
‫- می‌بینمت عزیزم

109
00:10:50,440 --> 00:10:51,840
‫از دستِ تو

110
00:10:52,160 --> 00:10:56,000
‫مگه نمیدیدی با چشمام داشتم بهت
‫علامت میدادم که بری بیرون؟

111
00:10:56,080 --> 00:10:56,800
‫چرا خب؟

112
00:10:57,040 --> 00:10:59,280
‫همه چیز رو به‌هم ریختی بابا . لعنتی

113
00:11:00,160 --> 00:11:04,040
‫- توکیو" و تو می‌خواستین"...
‫- آره بابا . آره

114
00:11:04,120 --> 00:11:06,000
‫- آره . دختره جذاب‌ـه دیگه
‫- جذاب‌ـه؟

115
00:11:06,080 --> 00:11:08,200
‫خوشگله باباجون . خیلی خوشگله

116
00:11:08,280 --> 00:11:11,520
‫کلی وقت واسه این‌کارها هست
‫فعلاً باید تمرکزت رو جای دیگه‌ای بذاری

117
00:11:11,600 --> 00:11:13,720
‫تمرکز؟ تو زندگی‌ـم تا حالا
‫انقدر تمرکز نداشتم

118
00:11:13,800 --> 00:11:16,360
‫اون چیزی‌ که باید روش تمرکز کنی
‫فرق می‌کنه . بیا بریم بخوابیم

119
00:11:16,440 --> 00:11:19,480
‫خاک بر سرم کنن با این بابام . من توی
‫تختی که تو بخوابی نمی‌خوابم

120
00:11:19,560 --> 00:11:21,600
‫اونم صاف بعد از اینکه قرار بود
‫با اون الهه بخوابم

121
00:11:21,960 --> 00:11:23,640
‫میرم تو ماشین می‌خوابم

122
00:11:23,720 --> 00:11:26,200
‫- مگه میذارم تو ماشین بخوابی؟
‫- حرف نزن بابا

123
00:11:26,840 --> 00:11:29,520
‫همیشه همین کارها رو می‌کنی
‫همه‌ـش کارِت همینه

124
00:11:39,760 --> 00:11:41,880
‫خب ، حالا چی شده مگه؟
‫در حدی نیستم که با پسرت باشم؟

125
00:11:44,240 --> 00:11:45,680
‫به نظر من تو از سَرِش‌ـم زیادی هستی

126
00:11:46,520 --> 00:11:49,100
‫چون تو یه‌جوری زندگی می‌کنی
‫انگار توی یه بازی کامپیوتری هستی

127
00:11:49,440 --> 00:11:54,280
‫این سرقت‌ها ، این تیراندازی‌ها
‫این معشوقه‌ها ، ماجراجویی‌ها

128
00:11:57,120 --> 00:11:59,040
‫- آره . خب ، از زندگی‌ـم لذت می‌برم
‫- نه

129
00:12:00,600 --> 00:12:03,680
‫از اینکه توی یه باتلاق از یه سنگی بپری
‫روی یه سنگِ دیگه لذت می‌بری

130
00:12:04,040 --> 00:12:06,840
‫بعد از اینکه از روی اون سنگ پریدی
‫سنگِ میره تَهِ آب و غرق میشه

131
00:12:07,800 --> 00:12:09,720
‫هر جا میری پشت سر خودت
‫جنازه به‌جا میذاری

132
00:12:10,320 --> 00:12:11,760
‫تو اینطور آدمی هستی

133
00:12:16,200 --> 00:12:19,600
‫فکرِ کی بود که از اون ماشین امنیتی
‫بانکی دزدی کنین؟ فکرِ تو یا دوست‌پسرت؟

134
00:12:22,000 --> 00:12:22,960
‫فکر تو بود ، نه؟

135
00:12:24,680 --> 00:12:26,480
‫حالا هم دوست‌پسرت که مُرده

136
00:12:28,360 --> 00:12:29,520
‫بعدشم که مامانت مُرد

137
00:12:29,960 --> 00:12:33,600
‫مطمئنم خودتم خوب میدونی که چقدر
‫با رفتارت به مادرت ضربه زدی و آسیب رسوندی

138
00:12:34,880 --> 00:12:36,560
‫حالا هم نوبت "ریو"ـه

139
00:12:38,280 --> 00:12:39,740
‫هنوز هیچی نشده
‫حوصله‌ـت سر رفته

140
00:12:41,080 --> 00:12:44,560
‫از همه اینا گذشته روی سر یه دختربچه
‫اسلحه نشونه میری و دستمالی‌ـش می‌کنی

141
00:12:45,840 --> 00:12:47,040
‫خیلی بی‌مسئولیتی

142
00:12:48,320 --> 00:12:50,840
‫یه آدم بی‌ثبات و بی‌وفا
‫سطحی و خودخواهی

143
00:12:52,600 --> 00:12:54,160
‫از خودت چه تعریفی داری پیشِ خودت؟

144
00:12:58,000 --> 00:13:00,960
‫اگه همه‌مون کارمون رو انجام بدیم
‫و کارمون به مشکل بربخوره

145
00:13:02,080 --> 00:13:03,520
‫خب ، مشکل بخشی از کارمون‌ـه

146
00:13:04,440 --> 00:13:07,640
‫ولی اگه کارمون به‌خاطر یه آدمِ
‫بی‌ثبات لوس به‌هم بریزه

147
00:13:08,280 --> 00:13:11,600
‫که بخواد خیلی زود از محلِ کارش خارج بشه
‫یه همچین چیزی رو نمی‌تونم اجازه بدم

148
00:13:11,920 --> 00:13:14,720
‫حالا هم برو به کارِت برس
‫۱۰ روز دیگه بیشتر وقت نداریم

149
00:13:16,160 --> 00:13:19,120
‫ببین می‌تونی یک‌بار تو زندگی‌ـت کاری که
‫شروع کردی رو مثله آدم تموم کنی؟

150
00:13:38,200 --> 00:13:39,880
‫حسابی خسته بودم . کلی خوابیدم

151
00:13:42,280 --> 00:13:45,040
‫- آره . منم دیگه می‌خواستم بیدارت کنم
‫- واقعاً خیلی خوابیدم؟

152
00:13:45,880 --> 00:13:46,760
‫نمیدونم

153
00:13:48,760 --> 00:13:52,640
‫اولین‌باری‌ـه که پیشِ یه دختر می‌خوابم
‫و وقتی بیدار میشم می‌بینم هنوز همونجاست

154
00:13:53,280 --> 00:13:55,200
‫خب ، انتظار داشتی کجا برم؟

155
00:13:55,640 --> 00:13:57,040
‫نمیدونم انتظار داشتی کجا برم؟

156
00:13:57,120 --> 00:14:00,600
‫توی یه سوراخ حبس شدم . پام هم به‌خاطر تیری
‫که خوردم زخم شده . وسط یه گروگانگیری‌ هم هستم

157
00:14:01,120 --> 00:14:03,600
‫- خیلی دستم باز نیست . هست؟
‫- چی شده مگه؟

158
00:14:04,480 --> 00:14:06,840
‫لازم نیست انقدر بداخلاق‌بازی دربیاری
‫زندگی‌ـت رو نجات دادم

159
00:14:06,920 --> 00:14:08,120
‫تو زندگی‌ـم رو نجات دادی؟

160
00:14:08,200 --> 00:14:09,680
‫- آره
‫- چطوری زندگی‌ـم رو نجات دادی؟

161
00:14:09,760 --> 00:14:12,280
‫چطوری؟ همونطوری که زندگی یهودی‌ها
‫توی "آشویتس" نجات داده می‌شد؟

162
00:14:12,360 --> 00:14:15,560
‫وقتی که یه افسر نازی یکی‌شون رو از
‫صف اعدام خارج می‌کرد تا وارد اتاق گاز نشه؟

163
00:14:15,640 --> 00:14:18,160
‫من نازی نیستم . می‌فهمی؟
‫من افسر نازی نیستم

164
00:14:18,360 --> 00:14:20,580
‫بذار بهت یادآوری کنم که تو بودی
‫که اون گوشی رو دزدیدی

165
00:14:20,660 --> 00:14:23,320
‫- و به منم دستور داده شد که تو رو بُکُشم
‫- اون‌موقع تو چی‌کار کردی؟

166
00:14:23,380 --> 00:14:24,400
‫بگو چکار کردی دیگه؟

167
00:14:24,480 --> 00:14:26,800
‫بهش گفتی نه؟ جلوش رو گرفتی؟ نه

168
00:14:27,160 --> 00:14:28,760
‫به جاش با تیر زدی توی پام

169
00:14:29,200 --> 00:14:31,120
‫جلوی همه من رو تحقیرم کردی

170
00:14:31,560 --> 00:14:34,960
‫حالا هم من رو اینجا حبس کردی . نه می‌تونم
‫نفس بکشم و نه می‌تونم برم دستشویی

171
00:14:35,040 --> 00:14:36,680
‫کجا باید دستشویی؟ کنم تو سطل؟

172
00:14:37,920 --> 00:14:39,160
‫واسه همین اشتباه نکن

173
00:14:39,880 --> 00:14:43,960
‫شاید خیلی بهتر از بقیه‌ی نازی‌ها باشی
‫ولی این از نازی بودن‌ـت چیزی کم نمی‌کنه

174
00:14:50,000 --> 00:14:50,880
‫باید ببخشی

175
00:14:52,480 --> 00:14:53,760
‫معذرت می‌خوام . من نمی‌خواستم...

176
00:14:54,560 --> 00:14:56,040
‫قصد نداشتم تحقیرت کنم

177
00:14:57,440 --> 00:15:00,080
‫واقعاً نمیدونستم باید چکار کنم
‫توی یه همچین موقعیتی

178
00:15:03,720 --> 00:15:06,560
‫الانم می‌برمت دستشویی . باشه؟
‫قبول‌ـه؟

179
00:15:07,960 --> 00:15:08,840
‫باشه

180
00:15:09,960 --> 00:15:11,320
‫پس بیا بریم

181
00:16:49,520 --> 00:16:52,640
‫"دِنوِر"

182
00:16:56,960 --> 00:16:58,160
‫دوست عزیزم

183
00:16:59,200 --> 00:17:00,440
‫بیا اینجا ببینم

184
00:17:02,360 --> 00:17:03,360
‫تو روح‌ـت

185
00:17:03,800 --> 00:17:05,120
‫برلین" ، صبر کن"

186
00:17:06,360 --> 00:17:07,720
‫برلین" ، وایسا"

187
00:17:08,320 --> 00:17:09,920
‫برلینِ" لعنتی ، وایسا"

188
00:17:10,560 --> 00:17:13,680
‫ببین من رو . صبر کن
‫وایسا . وایسا . وایسا
‫حق با توئه

189
00:17:14,520 --> 00:17:15,680
‫تو درست میگی

190
00:17:16,680 --> 00:17:19,840
‫ممکنه "دِنوِر" واقعاً دکمه‌ی
‫کُت‌ـت رو توی ماشین جا گذاشته باشه

191
00:17:19,920 --> 00:17:22,400
‫چون اون‌موقع کُت‌ـت رو پوشیده بود
‫ولی حالا که چی؟

192
00:17:22,480 --> 00:17:25,480
‫- دیگه که نمی‌تونی چیزی رو عوض کنی
‫- ولی می‌تونم ادبش کنم که

193
00:17:27,080 --> 00:17:27,960
‫"برلین"

194
00:17:30,440 --> 00:17:32,960
‫نه وقتِ استراحت‌ـشه
‫نه توی موزه‌ست

195
00:17:34,120 --> 00:17:37,360
‫توی تونل هم نیست
‫توی چاپ‌خونه هم نبود

196
00:17:37,440 --> 00:17:39,200
‫نکنه دوباره رفته باشه
‫به اون مهمونی خیابونی؟

197
00:17:41,320 --> 00:17:43,200
‫بیخیال بچه‌ها . خودم پیداش می‌کنم

198
00:17:43,880 --> 00:17:47,280
‫برلین" ، خواهش می‌کنم یه‌کمی منطقی باش"
‫منطقی باش . باشه؟

199
00:17:47,360 --> 00:17:50,280
‫نمی‌تونی چون کُت‌ـت رو دزدیده
‫بهش شلیک کنی

200
00:17:50,360 --> 00:17:53,480
‫کار به کتک‌کاری می‌کشه . تو هم یه آدم متشخصی
‫اهل کتک و دعوا نیستی

201
00:17:53,560 --> 00:17:55,320
‫عزت و احترامم چی؟

202
00:17:58,880 --> 00:18:01,000
‫اعتبارم عملاً به فنا رفت

203
00:18:02,320 --> 00:18:06,920
‫رفقام توی "کُستا اَزول" دیگه تا الان فهمیدن
‫که اسمم به این دروغا ربط داده شده
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(روستایی در اروگوئه)</font>

204
00:18:07,040 --> 00:18:09,640
‫دِنوِر" شرافت و نجابتم رو به باد داده"

205
00:18:10,000 --> 00:18:13,520
‫و اگه کسی شرافتم رو به باد بده
‫نابودش می‌کنم

206
00:18:16,240 --> 00:18:18,400
‫می‌فهمی چی میگم؟ بحث اخلاقی‌ـه

207
00:18:21,440 --> 00:18:26,080
‫"اخلاقیات مهم‌ـه "نایروبی
‫همونطور که اصول و مرام اهمیت دارن

208
00:18:27,600 --> 00:18:29,140
‫به دست و پات میفتم . خواهش می‌کنم

209
00:18:29,320 --> 00:18:32,840
‫"لطفاً برنامه‌مون رو به گَند نکش "برلین

210
00:18:34,800 --> 00:18:38,080
‫- احمقِ عوضی
‫- همینجا بمون ببینم

211
00:18:41,120 --> 00:18:42,000
‫"نایروبی"

212
00:18:42,760 --> 00:18:44,520
‫- همینجا وایسا
‫- "هلسینکی"

213
00:18:45,360 --> 00:18:46,920
‫چکار می‌خوای بکنی؟ بهم شلیک می‌کنی؟

214
00:18:51,080 --> 00:18:52,880
‫همینجا وایسا

215
00:18:54,080 --> 00:18:56,080
‫بابا کل قضیه جوک بود اصلاً
‫کل قضیه‌ی کُت و اینا رو میگم

216
00:18:56,160 --> 00:18:59,200
‫اون قضیه‌ی کُت‌ـه
‫فقط یه چیز خنده‌دار بود

217
00:19:01,200 --> 00:19:02,480
‫مسخره بود بابا

218
00:19:05,200 --> 00:19:08,120
‫نمیدونم . به نظرت یه‌کمی
‫زیادی رُژ لب نزدم؟

219
00:19:08,200 --> 00:19:10,800
‫ممکنه شبیه فاحشه‌ها شده باشم
‫چی فکر می‌کنی؟

220
00:19:10,880 --> 00:19:15,040
‫- برعکس من که ظاهر خیلی ساده‌ای دارم
‫- منم واسه همین دارم میگم

221
00:19:15,480 --> 00:19:18,000
‫- بذار ببینم . کجا قرار بود بریم؟
‫- مهمونی خیابونی دیگه

222
00:19:18,520 --> 00:19:21,840
‫به همین خاطر باید خودت رو شبیه
‫یه جنده‌ی خیابونی کنی

223
00:19:23,200 --> 00:19:25,040
‫- چه خبر؟
‫- داریم میریم مهمونی

224
00:19:26,480 --> 00:19:28,600
‫- کلیدهای ماشین «پروفسور» کو؟
‫- دارم‌شون

225
00:19:28,680 --> 00:19:29,880
‫ایول ماشین

226
00:19:32,160 --> 00:19:33,360
‫تو روح‌ـت

227
00:19:37,560 --> 00:19:38,520
‫حله

228
00:19:38,920 --> 00:19:40,840
‫- دِنوِر" کجاست؟"
‫- عمراً بدونم

229
00:19:40,920 --> 00:19:42,360
‫یعنی چی عمراً بدونم؟

230
00:19:42,440 --> 00:19:45,080
‫آره . حالا می‌تونیم بریم

231
00:19:45,760 --> 00:19:46,880
‫ساکت باش

232
00:19:47,920 --> 00:19:50,360
‫- این رو از کجا آوردی؟
‫- ذره ذره‌ـش زیبایی‌ـه

233
00:19:50,440 --> 00:19:52,280
‫- کُتِ "برلین"‌ـه؟
‫- آره . خودشه

234
00:19:52,360 --> 00:19:54,160
‫- می‌کُشت‌ـت
‫- نه . نمی‌کُشَتَم

235
00:19:54,240 --> 00:19:55,680
‫زود بریم . بیاین بریم

236
00:19:57,400 --> 00:20:01,000
‫آروم . آروم . آروم . آروم باشین
‫یه چیزهایی داره توی ذهنم وحی میشه

237
00:20:01,080 --> 00:20:02,560
‫چی داری واسه خودت میگی؟

238
00:20:04,320 --> 00:20:06,600
‫تا حالا در مورد ۵تا زنم بهتون گفته بودم؟

239
00:20:10,880 --> 00:20:13,080
‫اونا فقط از ما می‌خوان که حامله‌شون کنیم
‫ولی بعدش

240
00:20:13,400 --> 00:20:18,560
‫چیزی که از اون تو درمیاد
‫یه کلاهک هسته‌ای‌ـه

241
00:20:18,640 --> 00:20:21,600
‫بس کن دیگه . استرس میدی

242
00:20:28,680 --> 00:20:29,840
‫خیلی خوشگل شدی

243
00:20:29,920 --> 00:20:32,440
‫- خودم رو شبیه انیمه‌ها کردم برات
‫- انیمه‌ها رو دوست دارم

244
00:20:58,920 --> 00:21:02,040
‫چی شده؟ داشتی گریه می‌کردی؟

245
00:21:04,000 --> 00:21:05,320
‫فکر کردی من کی‌ هستم؟

246
00:21:06,480 --> 00:21:07,440
‫بهترین زن دنیایی

247
00:21:10,120 --> 00:21:12,940
‫خودم که فکر می‌کنم یه آدم بی‌وفایِ
‫بی‌ثباتم که همه رو به فنا میده

248
00:21:13,680 --> 00:21:16,240
‫مثله این می‌مونه که خودم رو توی یه
‫فیلم دیده باشم ولی...

249
00:21:16,920 --> 00:21:18,200
‫نتونم خودم رو بشناسم

250
00:21:20,880 --> 00:21:24,160
‫چون فکر می‌کردم که من فرق می‌کنم

251
00:21:25,760 --> 00:21:28,800
‫ولی در واقعیت من فقط یه زن لعنتی دیوونه‌ـم
‫که فقط درد و بدبختی به‌جا میذاره

252
00:21:29,720 --> 00:21:30,920
‫و حوصله‌ـش از هر چیزی سر میره

253
00:21:33,960 --> 00:21:35,440
‫و فقط بقیه رو ناراحت می‌کنه

254
00:21:39,920 --> 00:21:41,600
‫اینطوری که هستم رو دوست ندارم

255
00:21:44,680 --> 00:21:48,440
‫این کتاب لعنتی که اینجا توی دفتر مدیریت
‫دیدم رو هم دوست نداشتم

256
00:21:49,040 --> 00:21:50,640
‫میگه من یه زنِ زهرآگین‌ـم

257
00:21:54,280 --> 00:21:58,120
‫بذار بهت بگم اگه می‌خوای باهام به‌هم بزنی
‫یا مجبورم کنی که از پیشت برم و از این حرفا

258
00:21:59,160 --> 00:22:00,360
‫حق نداری همچین کاری کنی

259
00:22:03,480 --> 00:22:04,560
‫ریو" ، رفیق"

260
00:22:07,800 --> 00:22:09,040
‫من مثله خاکستر می‌مونم

261
00:22:11,160 --> 00:22:12,120
‫بدتر از اون

262
00:22:13,000 --> 00:22:15,600
‫مثله یه بشکه‌ی بنزین و کبریت می‌مونم

263
00:22:16,840 --> 00:22:18,200
‫منم عاشق آتیش‌بازی‌ـم خب

264
00:22:19,400 --> 00:22:21,200
‫اگه هم زهرآگین باشی
‫روش مواد میزنم

265
00:22:22,120 --> 00:22:24,440
‫که گیج و سرمست بشم و ازش لذت ببرم

266
00:22:25,840 --> 00:22:26,720
‫گوش کن

267
00:22:29,840 --> 00:22:31,600
‫وقتی اونطرف موزه می‌بینمت

268
00:22:32,160 --> 00:22:34,240
‫یه‌جوری میشم که انگار
‫می‌خوام بزنم زیر گریه

269
00:22:34,800 --> 00:22:36,600
‫چون فقط می‌خوام پیشِ تو باشم

270
00:22:38,800 --> 00:22:40,920
‫وقتی باهات می‌خوابم
‫یه‌جورایی توی اون اتاق شناور میشم

271
00:22:50,320 --> 00:22:51,840
‫میدونم بالاخره تَرکَم می‌کنی

272
00:22:53,680 --> 00:22:56,200
‫ولی چرا یه‌کمی بیشتر
‫همدیگر رو تحمل نکنیم؟

273
00:22:56,480 --> 00:22:58,360
‫حالا لازمه که همین الان ولم کنی بری؟

274
00:23:03,880 --> 00:23:05,520
‫نه . لازم نیست الان ولت کنم برم

275
00:23:13,080 --> 00:23:14,080
‫شروع کنین به ضبط کردن

276
00:24:04,080 --> 00:24:05,800
‫- اینم موهاش بود
‫- عالیه

277
00:24:20,160 --> 00:24:21,360
‫از Z-۷۵ به تمامی واحدها

278
00:24:21,440 --> 00:24:24,840
‫یه سرقت مسلحانه توی "آلکانترا" ۳۳ داره
‫انجام میشه . سرقت از یه آهن‌آلاتی‌ـه

279
00:24:24,960 --> 00:24:26,360
‫واحدی اون نزدیک هست؟

280
00:24:26,440 --> 00:24:29,600
‫واحد Z-۳۲ هستم . ما دقیقاً جلوی در
‫آهن‌آلاتی هستیم . میریم سراغش

281
00:24:38,680 --> 00:24:39,560
‫خودشه

282
00:24:41,760 --> 00:24:43,720
‫آره . مطمئنم

283
00:24:48,120 --> 00:24:49,800
‫پس چرا تلفن رو برنمیداره . کجاست مگه؟

284
00:25:00,160 --> 00:25:04,240
‫جلوی مدرسه‌ی "کارینا" هستم
‫دخترت رو میگم

285
00:25:06,320 --> 00:25:09,200
‫"و افراد منم توی "کروستوما
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یکی از شهرهای روسیه)</font>

286
00:25:09,680 --> 00:25:14,560
‫حواس‌شون به همسرته
‫که داره از سوپرمارکت خارج میشه

287
00:25:15,040 --> 00:25:20,760
‫اگه اون طرحی که داره
‫کِشیده میشه شبیهِ من باشه

288
00:25:21,080 --> 00:25:25,640
‫هیچ‌کدوم‌شون رو دیگه نمی‌بینی

289
00:25:25,720 --> 00:25:27,840
‫این کیه روی کانال ۸؟

290
00:25:27,920 --> 00:25:32,200
‫"پلیس نمی‌تونه ازت محافظت کنه "نیکولای
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(به زبان روسی)</font>

291
00:25:34,640 --> 00:25:36,920
‫دست نزن ببینم . دست نزن . ولش کن دیگه

292
00:25:37,680 --> 00:25:39,240
‫- لعنتی
‫- دست نزن ببینم

293
00:25:39,560 --> 00:25:42,960
‫یا خدا ، چی داشت می‌گفت؟
‫چی داشت می‌گفت؟

294
00:25:43,400 --> 00:25:44,200
‫هیچی نشنیدم

295
00:25:45,360 --> 00:25:46,640
‫چی بهت گفت؟

296
00:25:47,600 --> 00:25:50,840
‫از مرکز به H-۵۰ ، اون پیام روسی
‫از کجا فرستاده شده بود؟

297
00:25:51,440 --> 00:25:53,480
‫از واحد Z-۳۲

298
00:25:55,880 --> 00:25:57,880
‫واحد Z-۳۲ ، صدام رو داری؟

299
00:25:57,960 --> 00:26:01,640
‫واحد Z-۳۲ هستم و دارم از آهن‌آلاتی
‫خارج میشم . خبری از سرقت نبود

300
00:26:01,720 --> 00:26:04,680
‫یه نفر توی ماشین‌تون‌ـه
‫سریع برید سراغ ماشین گشت‌تون

301
00:26:08,320 --> 00:26:11,240
‫مرکز ، همینطوره . یه نفر وارد شده
‫ولی الان کسی داخل ماشین نیست

302
00:26:11,320 --> 00:26:14,560
‫باید همون نزدیکا باشه . بگردید ببینید کسی رو
‫پیدا می‌کنید . یه مظنون که

303
00:26:14,720 --> 00:26:16,680
‫مرد باشه . ۴۰ سال‌ـش باشه
‫ریش هم داشته باشه

304
00:26:20,800 --> 00:26:23,320
‫هیچکی این نزدیکا نیست
‫داریم راه میفتیم بریم

305
00:26:28,320 --> 00:26:29,680
‫"دِنوِر"

306
00:26:33,280 --> 00:26:34,360
‫دِنوِر"؟"

307
00:26:37,760 --> 00:26:38,800
‫"دِنوِر"

308
00:26:40,640 --> 00:26:43,320
‫- دنبالت می‌گشتم
‫- پیدام کردی

309
00:26:49,000 --> 00:26:53,760
‫مسئله اینه که صورتم همه‌ـش داره
‫توی شبکه‌های خبری پخش میشه

310
00:26:54,920 --> 00:26:56,760
‫میدونی دارن در موردم چی میگن؟

311
00:26:57,440 --> 00:26:59,440
‫- نه
‫- اینکه دزدم

312
00:27:01,680 --> 00:27:05,360
‫این برام قابل درک‌ـه
‫ولی همه‌ـش میگن از فاحشه‌ها خوشم میاد

313
00:27:06,040 --> 00:27:11,040
‫که من یه جاکشم . از بچه‌ها سوءاستفاده می‌کنم
‫همه‌ـش هم به‌خاطر یه دکمه‌ست

314
00:27:12,480 --> 00:27:16,720
‫یه دکمه از کُت‌ـم . یادته؟
‫همون کُتی که پوشیده بودی

315
00:27:17,920 --> 00:27:21,400
‫ظاهراً دکمه‌ـش رو توی اون ماشینی که
‫توی "تولِدو" داشتیم جا گذاشتی

316
00:27:21,480 --> 00:27:27,688
‫ماشینی که من کاملاً مطمئنم
‫که هیچ‌موقع داخلش نبودم

317
00:27:27,713 --> 00:27:30,640
‫- میدونی یعنی چی؟
‫- نمیدونم

318
00:27:30,800 --> 00:27:32,320
‫- چرا ، میدونی
‫- نه . نمیدونم

319
00:27:32,400 --> 00:27:35,240
‫- زدی زندگیم رو عملاً به فنا دادی
‫- برو بابا

320
00:27:36,520 --> 00:27:38,640
‫- باید باهات چکار کنم؟
‫- "برلین"

321
00:27:40,760 --> 00:27:42,920
‫رفیق ، معذرت می‌خوام
‫ندیدم دکمه‌ـت رو جا گذاشته باشم

322
00:27:43,560 --> 00:27:46,940
‫از سهم خودم ۱۰ تا ۱۵ میلیون یورو بابتِ
‫جبران این قضیه بهت میدم . تو هم بیخیال شو

323
00:27:47,020 --> 00:27:48,280
‫- بی‌حسابیم؟
‫- ۱۵ میلیون میده

324
00:27:48,280 --> 00:27:49,760
‫باشه . ۱۵ میلیون میدم

325
00:27:49,840 --> 00:27:52,520
‫میریم عشق و حال می‌کنیم با ۱۵ میلیون

326
00:27:52,600 --> 00:27:55,280
‫- ۱۵ میلیون یورو
‫- اگه بخوای برات روی کاغذ امضاء هم میدم

327
00:27:56,680 --> 00:27:58,360
‫- واسه یه دکمه؟
‫- آره . واسه همون دکمه

328
00:27:59,480 --> 00:28:01,280
‫- برلین" ، ولش کن"
‫- اینجا چه خبره؟

329
00:28:01,440 --> 00:28:02,960
‫خبری نیست

330
00:28:04,840 --> 00:28:05,760
‫چه جالب

331
00:28:06,080 --> 00:28:08,360
‫بیشتر با این فکر اومده بودم اینجا

332
00:28:08,440 --> 00:28:12,040
‫که نمیدونم مثلاً توی پاهات
‫تیر بزنم و اینطوری بی‌حساب بشیم

333
00:28:12,120 --> 00:28:15,200
‫ولی حالا دارم کم‌کم به این فکر میفتم
‫که باید یه تیر توی کَله‌ـت خالی کنم

334
00:28:15,280 --> 00:28:17,220
‫اون‌موقع خودمم نمیدونم واسه چی

335
00:28:25,840 --> 00:28:29,200
‫- "برلین"
‫- بله

336
00:28:40,760 --> 00:28:41,640
‫ممنونم

337
00:28:56,080 --> 00:28:59,200
‫رتروکسیل" داروی کمیابی‌ـه"
‫برای ساختش باید سفارش بدن

338
00:29:00,040 --> 00:29:01,720
‫در واقع لرزش اعضای بدن رو تسکین میده

339
00:29:01,800 --> 00:29:04,860
‫که این لرزش هم معمولاً به‌خاطر
‫یه بیماری عصبیِ غیرعادی فلج‌کننده رخ میده

340
00:29:05,440 --> 00:29:06,320
‫چی؟

341
00:29:07,000 --> 00:29:09,140
‫میوپاتیِ هِلمِر»‌ـه»
‫<font color="#ff۸۰۰۰">در این بیماری عضلات)
‫(عملکردشون رو از دست میدن</font>

342
00:29:09,560 --> 00:29:12,200
‫روس‌ها ۴ سال پیش این دارو
‫رو شروع کردن به ساختن

343
00:29:12,280 --> 00:29:13,520
‫و ظاهراً داروی موفقی هم بوده

344
00:29:13,600 --> 00:29:15,720
‫"تونستن نتیجه‌ای که بیماری "فونولوسا
‫داشته رو عوض کنن

345
00:29:15,800 --> 00:29:19,880
‫از یه بیماری کاملاً کُشنده تبدیل شده
‫به فقط ۹ کُشته از ۱۰ نفر

346
00:29:20,840 --> 00:29:24,920
‫"واسه همین اگه آقای "فونولوسا
‫اون یه نفر نباشه

347
00:29:25,560 --> 00:29:27,720
‫تا کمتر از ۲۴ ماه دیگه می‌میره

348
00:29:34,280 --> 00:29:36,000
‫اون مرد هیچی واسه باختن نداره

349
00:30:01,600 --> 00:30:02,920
‫برلین" ، لازم نیست"...

350
00:30:15,760 --> 00:30:16,680
‫"دِنوِر"

351
00:30:19,400 --> 00:30:20,680
‫دِنوِر" ، خودتی؟"

352
00:30:51,120 --> 00:30:52,920
‫جمعه بود که بهت گفتم بُکُشی‌ـش

353
00:30:54,240 --> 00:30:55,520
‫امروزم یکشنبه‌ست

354
00:31:00,520 --> 00:31:02,760
‫یکشنبه‌ای که در اون رستاخیز
‫صورت گرفت

355
00:31:06,080 --> 00:31:08,200
‫الله‌اکبر

356
00:31:08,840 --> 00:31:11,720
‫باید ببخشی . میذارم راحت
‫به کارِت برسی

357
00:31:13,080 --> 00:31:15,120
‫نمی‌خوام مزاحم حریم خصوصی‌ـت بشم

358
00:31:36,440 --> 00:31:38,280
‫"باید اعتراف کنم "دِنوِر

359
00:31:39,920 --> 00:31:42,280
‫اون‌موقع که دیدمش اونطوری
‫روی زمین دراز کشیده و مُرده

360
00:31:43,920 --> 00:31:45,280
‫دلم بهم می‌گفت که یه چیزی درست نیست

361
00:31:46,960 --> 00:31:48,480
‫بعضی اوقات توی یه سری کارها عجله می‌کنم

362
00:31:51,120 --> 00:31:52,400
‫ذات‌ـم اینطوری‌ـه

363
00:31:55,760 --> 00:31:59,000
‫اگرچه مشخصه که این وضعیت
‫همچنان ناراحت‌کننده‌ست

364
00:31:59,080 --> 00:32:01,720
‫و باید یه کاریش بکنیم ولی چه کاری؟

365
00:32:02,720 --> 00:32:05,720
‫"از یه طرف "دِنوِر
‫یه سری اتفاقات بدی افتاده

366
00:32:09,400 --> 00:32:10,680
‫از دستوراتم پیروی نکردی

367
00:32:18,680 --> 00:32:20,200
‫ازت خواستم بُکُشی‌ـش

368
00:32:21,360 --> 00:32:23,960
‫چون اون زن نقشه‌مون
‫رو در معرض خطر قرار داده بود

369
00:32:24,560 --> 00:32:28,080
‫نقشه‌ی ما...اون‌موقع تو از جونش گذشتی
‫بذار دیگه قضیه‌ی دکمه رو پیش نَکِشم

370
00:32:29,040 --> 00:32:33,040
‫اون قضیه هم که به‌خاطر بی‌عرضگی‌ـت
‫باعث شد صورتم بیفته توی شبکه‌های خبری

371
00:32:33,120 --> 00:32:35,800
‫فرودگاه‌ها ، پاسگاه‌ها

372
00:32:36,360 --> 00:32:40,040
‫و الان دیگه به‌طور قطع و یقین هر جور آینده‌ای که
‫می‌تونستم داشته باشم رو خراب کردی برام

373
00:32:40,120 --> 00:32:45,600
‫و از یه طرف دیگه مسئله اینه
‫که این خانم هنوز زنده‌ست

374
00:32:46,800 --> 00:32:51,720
‫و حالا سوال اینه : کدوم طرف مسئله
‫فکر می‌کنی بیشتر سنگینی کنه؟

375
00:32:54,200 --> 00:32:57,440
‫برلین" ، عوضی‌بازی درنیار . آخه مگه داریم"
‫توی فیلم "تارانتینو" بازی می‌کنیم؟

376
00:32:57,640 --> 00:32:58,760
‫تفنگ رو بذار زمین

377
00:33:01,600 --> 00:33:02,680
‫تفنگ رو بذار زمین

378
00:33:07,240 --> 00:33:08,880
‫نایروبی" ، تو اسلحه‌ـت رو بیار پایین"

379
00:33:09,600 --> 00:33:11,320
‫- چی؟
‫- اسلحه‌ـت رو بگیر پایین

380
00:33:12,680 --> 00:33:14,700
‫بذار در موردش صحبت می‌کنیم
‫اسلحه‌ـت رو بیار پایین

381
00:33:15,040 --> 00:33:16,040
‫اسلحه‌ـت رو بیار پایین

382
00:33:30,680 --> 00:33:33,560
‫حالا می‌خوای کَله‌ی کی رو بترکونی روانی؟

383
00:33:34,840 --> 00:33:37,920
‫بیاین همه‌مون آروم بگیریم
‫و اسلحه‌هامون رو بیاریم پایین

384
00:33:38,560 --> 00:33:40,640
‫برلین" و "دِنوِر"...همه‌تون"
‫تو هم همینطور

385
00:33:40,720 --> 00:33:41,880
‫به پسرعموتم بگو دیگه . یالا

386
00:33:45,960 --> 00:33:49,240
‫از دست دستورات‌ـت و سخنرانی‌هات خسته شدم

387
00:33:49,320 --> 00:33:52,520
‫می‌خوای بهت بگم کدوم طرف قضیه بیشتر
‫سنگینی می‌کنه؟ می‌خوای بهت بگم؟

388
00:33:57,840 --> 00:33:59,480
‫صبر کن "دِنوِر" . آروم باش

389
00:34:00,880 --> 00:34:03,080
‫بهت میگم تکون نخور

390
00:34:07,200 --> 00:34:09,040
‫- حواست باشه
‫- نه . گوش کن ببین چی میگم

391
00:34:12,080 --> 00:34:13,480
‫میدونی چی بیشتر سنگینی می‌کنه؟

392
00:34:18,920 --> 00:34:20,760
‫"مطمئناً زندگی "دِنوِر

393
00:34:22,520 --> 00:34:29,160
‫آره . فقط همین ۱بار آقایون بیاین
‫اسلحه‌هامون رو بیاریم پایین

394
00:34:32,120 --> 00:34:38,320
‫چون یه وقتایی هست که زندگی
‫تبدیل میشه به معجزه‌ای...

395
00:34:40,960 --> 00:34:42,400
‫که ارزش جشن گرفتن رو داره

396
00:34:45,840 --> 00:34:46,720
‫چکار داری می‌کنی؟

397
00:34:49,600 --> 00:34:53,600
‫- خداییش زنده‌ست؟
‫- "آره . زنده‌ست "توکیو

398
00:34:55,440 --> 00:34:56,600
‫دِنوِر" ، ببینش"

399
00:34:57,360 --> 00:35:00,280
‫مثله همون گل‌هایی که توی تَرَک
‫پیاده‌روها رشد می‌کنن شده

400
00:35:01,800 --> 00:35:02,680
‫بسه دیگه

401
00:35:03,480 --> 00:35:05,360
‫- آره . کافیه
‫- کافیه

402
00:35:06,240 --> 00:35:07,280
‫بسه

403
00:35:13,320 --> 00:35:16,520
‫برلین" ، ببخشید حرفات رو قطع می‌کنم"
‫ولی باید باهام بیای

404
00:35:17,360 --> 00:35:18,760
‫پروفسور» پشت تلفن‌ـه»

405
00:35:31,760 --> 00:35:33,800
‫- هستی؟
‫- کجا بودی تو؟

406
00:35:34,440 --> 00:35:38,280
‫بذار اینطور بگم که توی
‫یه سفر معنوی بودم

407
00:35:39,400 --> 00:35:41,280
‫و الان تبدیل شدم به یه آدم دیگه

408
00:35:41,440 --> 00:35:42,320
‫خوشحالم

409
00:35:44,000 --> 00:35:46,360
‫چون یه چیز مهمی هست که
‫باید بهت بگم بدونی

410
00:35:51,840 --> 00:35:54,440
‫من اون دکمه‌ی کُت‌ـت رو روی
‫صندلی "سیات ایبیزا" گذاشتم

411
00:35:56,880 --> 00:36:00,160
‫تو یه گروگان رو کُشتی
‫یه خط قرمز رو رد کردی

412
00:36:00,240 --> 00:36:01,760
‫اینم مجازات‌ـته

413
00:36:02,200 --> 00:36:05,560
‫واقعاً از شنیدنش ناراحت شدم
‫شدیداً ناراحت شدم

414
00:36:06,640 --> 00:36:09,840
‫و صادقانه بخوام بگم معتقدم
‫تدبیرت چندان منصفانه نبوده

415
00:36:10,960 --> 00:36:13,800
‫میدونی ، می‌خوام به یه چیزی گوش بدی

416
00:36:24,720 --> 00:36:25,680
‫اسمت چیه؟

417
00:36:27,000 --> 00:36:28,640
‫اسمم "مونیکا گَتَمبید"ـه

418
00:36:30,040 --> 00:36:31,680
‫- حال‌ـت چطوره؟
‫- خوبم

419
00:36:32,400 --> 00:36:34,400
‫- زنده هم هستی دیگه
‫- آره . زنده‌ـم

420
00:36:35,720 --> 00:36:37,240
‫خیلی هم خوشگله . ممنون

421
00:36:43,040 --> 00:36:45,580
‫حالا فهمیدی واسه چی فکر می‌کنم
‫تدبیرت یه مقداری منصفانه نبوده؟

422
00:36:45,660 --> 00:36:47,720
‫واسه کاری مجازاتم کردی
‫که هنوز اتفاق نیفتاده

423
00:36:47,800 --> 00:36:49,040
‫بدبینی‌ـت رو تحسین می‌کنم

424
00:36:49,080 --> 00:36:52,440
‫این رو هم می‌تونم بفهمم که اگه اون
‫زن هنوز زنده‌ست به‌خاطر تو نیست

425
00:36:52,880 --> 00:36:54,640
‫متأسفانه دیگه نمیشه به عقب برگشت

426
00:36:55,040 --> 00:36:58,320
‫خبر خوب برای همه اینه که
‫باتوجه به این وقایعِ

427
00:36:58,480 --> 00:37:01,560
‫میمون و مبارک می‌تونیم بریم
‫"سراغ نقشه‌ی "والنسیا

428
00:37:05,480 --> 00:37:08,440
‫آقایون ، بریم "والنسیا" رو به اجرا دربیاریم

429
00:37:09,280 --> 00:37:10,360
‫همین الان

430
00:37:16,480 --> 00:37:18,200
‫شلیک کنید

431
00:37:26,720 --> 00:37:27,600
‫اون چیه دیگه؟

432
00:37:28,640 --> 00:37:30,120
‫سروصدای شلیک ام۱۶ـه

433
00:37:31,960 --> 00:37:33,980
‫چندتا اسلحه همزمان دارن
‫با همدیگه شلیک می‌کنن

434
00:37:34,060 --> 00:37:36,320
‫صدای پذیرش رو ببر بالاتر
‫ملت دارن جیغ و داد می‌کنن

435
00:37:41,480 --> 00:37:48,280
‫و بلندتر جیغ بکشید
‫با درد ، با احساس بیشتر

436
00:37:48,720 --> 00:37:50,120
‫بلندتر

437
00:38:09,880 --> 00:38:11,720
‫با آزمایشگاه و گلوله‌شناسی صحبت کردم

438
00:38:11,800 --> 00:38:14,120
‫چیزی که ضبط کردیم رو
‫واسه‌شون فرستادم و اونا هم گفتن که

439
00:38:14,200 --> 00:38:16,240
‫- حداقل ۳تا ام۱۶ دارن
‫- چندتا گلوله زدن؟

440
00:38:16,320 --> 00:38:20,200
‫- حدوداً ۱۵۰تا که میشه ۵ یا ۶ خشاب
‫- کُشت و کشتار به راه انداختن

441
00:38:20,280 --> 00:38:23,120
‫نمی‌کُشن‌شون . دارن می‌ترسونن‌شون
‫من رو به ضراب‌خونه وصلم کن

442
00:38:33,840 --> 00:38:36,160
‫چه غلطی دارین می‌کنین اونجا
‫چکار کردین؟

443
00:38:37,560 --> 00:38:40,720
‫- نمی‌خواین عصربخیر بگین؟
‫- عصربخیر؟

444
00:38:41,960 --> 00:38:44,160
‫اونم وقتی که شما مکالمه‌مون
‫رو توی رسانه‌ها پخش کردین

445
00:38:44,240 --> 00:38:47,040
‫بعد از اینکه من رو توی یه موقعیت خیلی بد
‫جلوی افکار عمومی قرار دادین

446
00:38:47,120 --> 00:38:49,460
‫و بعد از اینکه صدای این
‫شلیک‌ها رو داریم اون داخل می‌شنویم؟

447
00:38:49,520 --> 00:38:52,160
‫- چجور آدم دیوونه‌ای هستی تو؟
‫- بازرس ، واقعیت اینه که

448
00:38:52,240 --> 00:38:54,960
‫من اینطوری شما رو نمی‌شناسم
‫شما زن باهوشی هستید

449
00:38:55,040 --> 00:38:57,520
‫ما این مذاکره رو تا الان
‫با احترام متقابل پیش بردیم

450
00:38:57,600 --> 00:38:59,760
‫هم به‌صورت حرفه‌ای
‫و هم به‌صورت شخصی

451
00:38:59,840 --> 00:39:04,200
‫حتی می‌تونم بگم که از سمت من
‫یه مقداری محبت هم شده خدمت‌تون

452
00:39:04,480 --> 00:39:07,200
‫برای همین گوشی رو قطع می‌کنم
‫که مکالمه‌مون رو دوباره از سر بگیریم

453
00:39:07,280 --> 00:39:08,320
‫چی...

454
00:39:41,840 --> 00:39:42,760
‫تماس بگیر

455
00:39:48,960 --> 00:39:50,120
‫«عصربخیر «پروفسور

456
00:39:51,760 --> 00:39:52,640
‫عصربخیر

457
00:39:53,080 --> 00:39:55,560
‫میدونید ، اینجا نشسته بودم

458
00:39:55,720 --> 00:39:57,720
‫داشتم در مورد یه سری از
‫مسائل فکر می‌کردم و...

459
00:39:58,600 --> 00:40:01,720
‫: یهو یه چیزی به ذهنم رسید

460
00:40:01,960 --> 00:40:06,600
‫این مرد وقتی صبحا میره زیر دوش
‫به چه آهنگی گوش می‌کنه؟

461
00:40:07,360 --> 00:40:10,000
‫خب ، شاید از نظر شما
‫عجیب باشه ولی...

462
00:40:11,240 --> 00:40:15,800
‫چیزی که خیلی بهم انرژی میده
‫یه رقص سیرتکی یونانی‌ـه

463
00:40:16,120 --> 00:40:18,360
‫نمیدونم . یه‌جورایی
‫حالم رو حسابی خوب می‌کنه

464
00:40:19,680 --> 00:40:23,120
‫خیلی عجیبه ، نه؟
‫یعنی شما از نژاد یونانی‌ها هستید؟

465
00:40:23,360 --> 00:40:25,240
‫نه ، نه . واقعیت اینه که نیستم

466
00:40:25,840 --> 00:40:29,120
‫ولی نمیدونم چرا عاشق فیلمایی هستم که
‫آنتونی کوئین» داخل‌شون بازی می‌کنه»

467
00:40:29,960 --> 00:40:31,800
‫واقعیت اینه که موسیقیِ بانشاطی‌ـه

468
00:40:32,520 --> 00:40:35,400
‫ولی اون شلیک‌هایی که از اون
‫داخل شنیدیم چندان بانشاط نبودن

469
00:40:35,480 --> 00:40:36,760
‫نه . البته که نبودن

470
00:40:37,600 --> 00:40:40,320
‫می‌تونی بهم بگی دقیقاً واسه چی بودن؟

471
00:40:40,600 --> 00:40:43,800
‫حتماً . خیلی خوشحال میشم که بگم
‫میدونید ، داشتیم چندتا از اسلحه‌هامون رو

472
00:40:43,880 --> 00:40:46,160
‫که فکر می‌کردیم خیس شدن
‫رو آزمایش می‌کردیم

473
00:40:46,240 --> 00:40:48,960
‫ولی گویا خیلی خوب کار می‌کردن
‫ممنون از اینکه پرسیدین

474
00:40:49,120 --> 00:40:52,240
‫خواهش می‌کنم
‫توضیحی که دادی کاملاً محتمل‌ـه

475
00:40:52,320 --> 00:40:54,720
‫ولی یه احتمال دیگه هم وجود داره

476
00:40:55,280 --> 00:40:57,360
‫اینکه همه‌ی برنامه‌هات به‌هم ریخته
‫و مجبور شدی

477
00:40:57,520 --> 00:40:59,040
‫که به سمت گروگان‌ها تیراندازی کنی

478
00:40:59,200 --> 00:41:01,560
‫بله . اونم یه احتمال‌ـه

479
00:41:02,360 --> 00:41:05,800
‫به نظرم اینکه تا چه حد نسبت به این قضیه می‌تونید
‫خوشبین باشید دیگه دست خودتونه

480
00:41:06,840 --> 00:41:09,000
‫پس از نظرت ایرادی نداره
‫که یه چیزی ازت بخوام

481
00:41:10,560 --> 00:41:11,440
‫بازرس

482
00:41:13,000 --> 00:41:14,080
‫من واقعاً عذرخواهی می‌کنم

483
00:41:15,320 --> 00:41:17,200
‫- ولی اصلاً رقاص خوبی نیستم
‫- ببخشید؟

484
00:41:17,440 --> 00:41:19,880
‫سیرتکی" رو میگم . اگه خواسته‌تون"
‫اینه که باهام برقصید

485
00:41:19,960 --> 00:41:21,640
‫باید ازتون عذرخواهی کنم
‫ولی امکان‌پذیر نیست

486
00:41:22,240 --> 00:41:23,440
‫نه . قضیه این نیست

487
00:41:24,480 --> 00:41:25,360
‫ببین...

488
00:41:27,400 --> 00:41:29,480
‫ازت می‌خوام بهم ثابت کنی که
‫تک تک گروگان‌ها زنده‌ـن

489
00:41:30,080 --> 00:41:31,440
‫باید همین امروز ضبط بشه

490
00:41:32,160 --> 00:41:35,820
‫اونا هم جلوی یه تلویزیونی بشینن که پخش زنده
‫داشته باشه . این قضیه غیرقابل‌مذاکره‌ست

491
00:41:35,860 --> 00:41:38,620
‫من جرأت نمی‌کنم سَرِ یه چنین مسئله‌ی
‫حساسی چونه بزنم بازرس

492
00:41:38,680 --> 00:41:40,360
‫فقط ۱ ساعت وقت دارید
‫که برامون بفرستینش

493
00:41:52,120 --> 00:41:54,480
‫- الو؟
‫- مدارک زنده بودن گروگان‌ها رو آماده کنید

494
00:41:55,400 --> 00:41:56,400
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">: مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Samya</font>

