‫﻿۱
00:00:00,550 --> 00:00:10,440
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">محمد غنی پور</font>
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">ویرایش مجدد</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Amirhasan Gh</font>

2
00:00:10,440 --> 00:00:11,760
‫همه واحدها توجه کنن

3
00:00:17,040 --> 00:00:18,720
‫قسمت پذیرایی رو بازرسی کنید

4
00:00:39,760 --> 00:00:41,240
‫طبقه بالا رو بازرسی کنید

5
00:00:43,080 --> 00:00:45,360
‫اتاق سمتِ غرب خونه شبیه کلاس درسه

6
00:00:46,120 --> 00:00:47,920
‫اینجا نیمکت و تخته سیاه هم هست

7
00:00:48,800 --> 00:00:50,280
‫کسی اینجا نیست

8
00:01:08,480 --> 00:01:09,400
‫بازرس

9
00:01:09,480 --> 00:01:10,720
‫یه چیز دیگه پیدا کردیم

10
00:01:11,040 --> 00:01:13,200
‫کسی غیر از تیم انگشت نگاری وارد نشه

11
00:01:13,280 --> 00:01:14,320
‫شیر فهم شد

12
00:01:14,600 --> 00:01:15,520
‫بازرس

13
00:01:17,440 --> 00:01:19,720
‫ـه DNA آشپزخونه و دستشویی پر از آثار

14
00:01:19,920 --> 00:01:21,000
‫همراهم بیایید

15
00:01:41,560 --> 00:01:42,520
‫این چیه؟

16
00:01:43,440 --> 00:01:44,600
‫شبیه ماهیه

17
00:01:46,640 --> 00:01:47,680
‫ماهی آنچویزه
‫(نوعی ماهی)

18
00:01:49,840 --> 00:01:53,480
‫بازرس، دفتره ثبت فروش که
‫از داروخانه "پالومه کیو" دزدیده شده بود اینجاست

19
00:01:55,440 --> 00:01:56,520
‫توی کِشوی دِراورـه

20
00:01:56,760 --> 00:01:57,760
‫لعنت

21
00:01:59,600 --> 00:02:01,800
‫کسی که از بیرون کمکشون میکنه اینجا بوده

22
00:02:02,120 --> 00:02:03,960
‫تو کمتر از سی ساعت گذشته

23
00:02:04,880 --> 00:02:07,480
‫تو تمام جاده های اطراف گشت بذارین

24
00:02:10,280 --> 00:02:13,200
‫تمام جاده های اطراف خونه
‫به شعاع ده کیلومتری از خونه گشت زنی شوند

25
00:02:13,600 --> 00:02:16,800
‫احتمال حضور مظنون در همین نزدیکی ها، تکرار میکنم
‫در همین نزدیکی ها

26
00:02:16,880 --> 00:02:19,360
‫دریافت شد، تمامی واحدها حرکت کردند
‫به پلیس جاده ها هم اطلاع داده میشه

27
00:02:22,800 --> 00:02:25,880
‫بدن بازرس شروع به ترشح هورمنهای آدرنالین و کورتیزول کرد

28
00:02:26,080 --> 00:02:28,160
‫تپش قلب و فشار خونش بالا رفت

29
00:02:28,400 --> 00:02:31,280
‫مثل یه ماده شیر در ثانیه های قبل از شکار غزال

30
00:02:31,560 --> 00:02:35,320
‫هیجان زده بود
‫و میتونست نفسهای شکارشو در نزدیکی خودش حس کنه

31
00:02:52,400 --> 00:02:54,520
‫تا هشت نوع اثر انگشت مختلف داریم

32
00:02:54,600 --> 00:02:56,000
‫یکیشونو تا حالا آنالیز کردیم

33
00:02:56,560 --> 00:02:59,400
‫متعلق به سیلینه اولیورا، با اسم مستعار توکیو ست

34
00:03:03,800 --> 00:03:05,920
‫راکل دائم از خودش میپرسید

35
00:03:08,000 --> 00:03:10,280
‫آزمایشها سرنخ واقعی رو نشون میدادن یا

36
00:03:12,400 --> 00:03:14,360
‫یه بن بست دیگست

37
00:03:20,440 --> 00:03:22,120
‫اصلا با عقل جور در نمیاد

38
00:03:51,720 --> 00:03:53,280
‫حق با راکل بود

39
00:03:58,480 --> 00:04:00,720
‫چون پروفسور همه چیزو با دقت برنامه ریزی کرده بود

40
00:04:00,800 --> 00:04:02,320
‫تا پای پلیس رو به "تولدو" بکشه

41
00:04:02,560 --> 00:04:06,040
‫این بود که یه صحنه جرم خیالی ، شایسته اسکار درست کرد

42
00:04:06,800 --> 00:04:09,880
‫ـه آدم های مختلف DNA پر از
‫که ربط به دزدی هم نداشتن

43
00:04:11,000 --> 00:04:13,240
‫اما چیزی که پروفسور توی نقشه اش پیش بینی نکرده بود این بود که

44
00:04:13,320 --> 00:04:16,600
‫مجبور بشه برگرده به جایی که صحنه جرم رو درست کرده زمانی که پلیس در حال
‫بررسی دی ان ای مظنون های شناسایی شده ست

45
00:04:16,680 --> 00:04:18,320
‫برلین، ریو...

46
00:04:19,400 --> 00:04:20,320
‫و من

47
00:04:20,880 --> 00:04:24,720
‫و همچنیین ماهی انچوویز و دفترثبت داروخونه که انداخته اونجا

48
00:04:26,000 --> 00:04:28,880
‫فقط میخواست موریلو رو به یه بن بست هدایت کنه

49
00:04:28,960 --> 00:04:30,640
‫تا برای ما سه روز دیگه وقت بخره

50
00:04:41,400 --> 00:04:43,560
‫سه روز واقعا پر ثمر برای ما

51
00:04:44,200 --> 00:04:47,200
‫هشت میلیون در ساعت پول چاپ میکردیم

52
00:04:47,280 --> 00:04:49,600
‫البته به لطف کمک گروگانها

53
00:04:49,680 --> 00:04:52,480
‫سریعتر دخترها
‫میخوام اینو نیم ساعته برام بشمارید

54
00:04:52,560 --> 00:04:54,160
‫تو چته؟ چشمات رو باز کن

55
00:04:54,240 --> 00:04:56,080
‫ببین بقیه چطور با لبخند کار میکنن

56
00:04:56,160 --> 00:04:59,800
‫بیایید به کارمون برسیم کاره شرافتمندانه!

57
00:05:01,200 --> 00:05:05,000
‫شریک جرم شدن به امید یک میلیون یوروئی که

58
00:05:05,280 --> 00:05:06,760
‫یه روزی با پست قراره به دستشون برسه

59
00:05:07,000 --> 00:05:08,520
‫نایروبی : تو با من میای!

60
00:05:20,000 --> 00:05:21,320
‫ولی یه چیز طبق برنامه پیش نرفت با اینکه

61
00:05:21,520 --> 00:05:24,600
‫در حالی که اونا نمیدونستن بین اون دیوارها هیچی نیست

62
00:05:24,680 --> 00:05:27,560
‫پروفسور فکر میکرد بررسی ها سه روز وقت بگیره

63
00:05:27,720 --> 00:05:29,920
‫اما فقط پنجاه دقیقه از وقت بازرس رو گرفت

64
00:05:30,040 --> 00:05:30,920
‫سوارز

65
00:05:31,480 --> 00:05:33,640
‫سوارز، به آلبرتو بگو سریعا بیاد اینجا

66
00:05:33,720 --> 00:05:36,160
‫آلبرتو شوهر سابقتون؟

67
00:05:36,600 --> 00:05:39,120
‫اون بهترین بازرسمون توی پزشک قانونی نیست مگه ؟
‫باهاش تماس بگیر

68
00:05:43,600 --> 00:05:47,400
‫توجه، از منطقه "تولدو" با واحد مرکزی ۳۱۵

69
00:05:47,560 --> 00:05:51,120
‫بازرس موریلو تقاضای حضور بازرس "ویکیونا" از تیم پزشک قانونی رو دارند

70
00:05:51,120 --> 00:07:22,120


71
00:07:25,360 --> 00:07:27,680
‫راکل، جولیا هستم، معلم پائولا

72
00:07:27,760 --> 00:07:32,280
‫فقط خواستم اطلاع بدم پدر پائولا اینجا بود و اونو برای خوردن غذا با خودش برد

73
00:07:32,520 --> 00:07:34,440
‫گفت یه مناسبت خانوادگیه

74
00:07:38,760 --> 00:07:41,360
‫میخوام یه ملاقات و صحبتی با هم داشته باشیم

75
00:07:41,520 --> 00:07:43,840
‫بخاطر پائولا نیست، اون مشکلی نداره

76
00:07:43,920 --> 00:07:47,160
‫اما پدرش میخواد منو به قهوه بعد از کلاس دعوت کنه...

77
00:07:47,520 --> 00:07:50,280
‫نمیدونم چطور با این موضوع برخورد کنم

78
00:08:10,440 --> 00:08:12,640
‫ـ نمیشه رد بشید، متاسفم
‫ـ من بازرسو میشناسم

79
00:08:12,720 --> 00:08:14,280
‫ـ کیو ؟
‫ـ راکل

80
00:08:14,640 --> 00:08:17,640
‫ـ سلوا
‫ـ ببخشید فقط میخواستم خداحافظی کنم

81
00:08:18,280 --> 00:08:21,600
‫ـ بابت این وضعیت در هم برهم عذر میخوام
‫ـ نه نه تو مشغول کاری، نگران نباش

82
00:08:21,800 --> 00:08:24,320
‫نگران چیزی نباش
‫من اون جاده رو میگیرم، میرم

83
00:08:24,400 --> 00:08:26,240
‫تا به روستا برسم
‫از اونجام یه اتوبوس برای مادرید پیدا میکنم

84
00:08:26,320 --> 00:08:27,960
‫یه لحظه وایسا، سوارز

85
00:08:29,000 --> 00:08:30,720
‫ماشینی که به سمتِ مادرید بره داریم؟

86
00:08:30,800 --> 00:08:33,640
‫تا نیم ساعت دیگه شواهد و مدارک رو برای "کانیلاس" میفرستیم

87
00:08:34,400 --> 00:08:37,160
‫نمیخوام مزاحم بشم، یه اتوبوس سوار میشم

88
00:08:37,240 --> 00:08:40,160
‫میتونی جاده رو مستقیم بری پایین و بعد هم بری به سمت راست

89
00:08:40,240 --> 00:08:42,120
‫ـ اونجا یه ایستگاه اتوبوس دیدم
‫ـ آره اونجا یه ایستگاه اتوبوس هست

90
00:08:42,200 --> 00:08:44,800
‫سلوا مشکلی نیست ما میرسونیمت

91
00:08:46,480 --> 00:08:47,320
‫باشه

92
00:09:19,560 --> 00:09:21,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">۸۰ساعت بعد از سرقت</font>

93
00:09:21,480 --> 00:09:22,360
‫وقتشه

94
00:09:23,520 --> 00:09:26,240
‫هنوز یه دقیقه به شش مونده

95
00:09:26,880 --> 00:09:28,440
‫خب در این شرایط

96
00:09:29,280 --> 00:09:32,680
‫تو بهتره ادب رو رعایت کنی و بزاری ببینیم چطور پیش میره

97
00:10:04,360 --> 00:10:06,240
‫سه بار تماس بی پاسخ

98
00:10:07,000 --> 00:10:09,480
‫که میشه ۱۸ ساعت بی خبری از پروفسور

99
00:10:11,480 --> 00:10:13,440
‫همه میدونیم معنیش چیه

100
00:10:14,200 --> 00:10:15,640
‫CHECK-UPS
‫CYCLES - PROTOCOL

101
00:10:15,720 --> 00:10:18,160
‫ما هر شش ساعت یه تماس میگیریم

102
00:10:18,520 --> 00:10:20,160
‫اگر تو باهامون تماس نگیری چی؟

103
00:10:20,360 --> 00:10:22,320
‫یا اگه گوشیو جواب ندی؟

104
00:10:23,400 --> 00:10:26,120
‫خب اگر همچین اتفاقی پیش بیاد

105
00:10:26,760 --> 00:10:30,200
‫باید منتظر تماس بعدی بمونید
‫تا چرخه ۴ تا تماس کامل بشه

106
00:10:30,280 --> 00:10:31,600
‫یعنی یک چرخه ۲۴ ساعته تکمیل شه

107
00:10:32,280 --> 00:10:35,520
‫و اگه ۲۴ ساعت تماسمون با تو قطع موند چی؟

108
00:10:37,400 --> 00:10:39,880
‫اونوقت مطمئن باشید که

109
00:10:40,480 --> 00:10:42,920
‫من بازداشت شدم و در حال بازجوئی شدنم

110
00:10:52,800 --> 00:10:55,120
‫ما در مورد پلیس هم چیزی نمیدونیم

111
00:10:55,720 --> 00:10:58,400
‫مطمئنم بیرون یه اتفاقاتی داره میفته
‫حالا باید چیکار کنیم؟

112
00:11:00,760 --> 00:11:01,680
‫خب...

113
00:11:02,880 --> 00:11:06,040
‫هنوز یه تماس دیگه تا کامل شدنه چرخه داریم

114
00:11:06,240 --> 00:11:07,120
‫تا ساعت ۱۲:۰۰ ظهر

115
00:11:07,720 --> 00:11:08,640
‫کدوم چرخه؟

116
00:11:09,080 --> 00:11:11,840
‫ـ چرخه تخمیه سرکاری؟
‫ـ آروم باش دنور

117
00:11:14,520 --> 00:11:16,880
‫پروفسور باید بعضی از کارها رو راست و ریست کنه

118
00:11:17,240 --> 00:11:19,960
‫فعلا جای نگرانی نیست

119
00:11:21,080 --> 00:11:25,040
‫فعلا باید روی چاپ اسکناس و زیر نظر داشتن گروگان ها تمرکز کنیم

120
00:11:25,120 --> 00:11:27,880
‫ـ میرم یه کم استراحت کنم
‫ـ شوخیت گرفته؟

121
00:11:34,800 --> 00:11:37,240
‫ما توی این وضعیته داغونیم و تو میری و میزاری بگا بریم؟

122
00:11:37,760 --> 00:11:39,080
‫توکیو، لطفا

123
00:11:39,800 --> 00:11:43,120
‫ـ چی؟
‫ـ لازم نیست حرف زشت بزنی

124
00:11:43,360 --> 00:11:46,200
‫اولا اینکه برات مناسب نیست

125
00:11:47,760 --> 00:11:52,400
‫دوما اینکه اگر من تو این جمع برای خوشگذرونی دنبال یه نفر بودم

126
00:11:53,640 --> 00:11:54,760
‫اول میومدم سراغ تو

127
00:11:55,680 --> 00:11:57,240
‫در زمان حال زندگی کن و به آینده کمتر فکر کن

128
00:11:59,400 --> 00:12:02,800
‫اتفاقی که افتاده اینه که نقشه لعنتی بهم ریخته و

129
00:12:04,040 --> 00:12:05,600
‫شاید واسه تو مهم نباشه

130
00:12:05,880 --> 00:12:08,760
‫چون بیماری لا علاج داری ولی برای من مهمه

131
00:12:11,160 --> 00:12:12,000
‫من میرم

132
00:12:12,400 --> 00:12:14,440
‫تو یه حرومزاده ای

133
00:12:15,440 --> 00:12:17,880
‫ـ یکی دیگه
‫ـ در واقع میخوای بری که با یه گروگان بخوابی

134
00:12:18,480 --> 00:12:20,080
‫کدوم؟ همون دختره بدبختی که

135
00:12:20,400 --> 00:12:23,040
‫مثل خدمتکارها اینور و اونور میدوئه؟

136
00:12:23,120 --> 00:12:26,000
‫بدبخت نه، اسمش آریانداس ، نایروبی

137
00:12:26,640 --> 00:12:28,200
‫ضمنا ما علائق مشترک داریم

138
00:12:30,120 --> 00:12:33,000
‫روزی که ما وارد اینجا شدیم
‫اونطوری که آریاندا از ترس میلرزید

139
00:12:34,000 --> 00:12:35,840
‫برای من خیلی آشنا بود

140
00:12:36,320 --> 00:12:38,800
‫اون آسیب پذیری و شکنندگی ، چیزیو در من بیدار کرد

141
00:12:38,920 --> 00:12:41,080
‫چه کسشعری!

142
00:12:41,320 --> 00:12:44,400
‫از گاییدن گروگان چیزی نفرت انگیزتر داریم واقعا؟

143
00:12:45,760 --> 00:12:48,880
‫بودن با یه گروگان اونقدرام بد نیست ، هست؟

144
00:12:51,800 --> 00:12:52,680
‫چیه؟

145
00:12:53,040 --> 00:12:55,520
‫میتونید بهم ایراد بگیرید که خوب میگام یا بد میگام

146
00:12:55,600 --> 00:12:57,320
‫ولی به زور اسلحه نه

147
00:12:59,720 --> 00:13:00,640
‫دنور

148
00:13:01,680 --> 00:13:02,560
‫نه

149
00:13:03,200 --> 00:13:06,040
‫خب چی میشه مگه؟ آره، من با یکی رابطه دارم

150
00:13:06,880 --> 00:13:07,960
‫با مونیکا گازتامبیده

151
00:13:10,400 --> 00:13:13,080
‫ـ چی داری میگی پسرم؟
‫ـ من جونشو نجات دادم

152
00:13:13,600 --> 00:13:15,240
‫اونم منو بغل کرد و بوسید

153
00:13:15,400 --> 00:13:17,560
‫من مجبورش نکردم کاری کنه، از روی عشق بود

154
00:13:18,000 --> 00:13:20,400
‫منظورت چیه ؟ عشق آخه ابله؟

155
00:13:21,480 --> 00:13:25,720
‫ـ تا حالا چیزی راجع به "سندروم استکهلم" نشنیدی؟
‫ـ نه نایروبی نشنیدم
‫<font color="#ff۰۰۸۰">پدیده ای است روانی که در آن گروگان حس یکدلی و همدردی نسبت به
‫<font color="#ff۰۰۸۰">گروگان گیر پیدا میکند تا حدی که از کسی که جان و مال و آزادیش را
‫<font color="#ff۰۰۸۰">تهدید میکند دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را
‫<font color="#ff۰۰۸۰">تسلیمش میکند

156
00:13:25,800 --> 00:13:29,080
‫ولی هر سندرومو مرضی که داشته باشه
‫ما با هم از پسش برمیاییم

157
00:13:29,160 --> 00:13:32,800
‫با هم از پسش بر نمیایید ، چون عامل مرضش تویی

158
00:13:33,240 --> 00:13:38,000
‫سندروم استکهلم زمانی اتفاق میفته که گروگان نسبت به گروگانگیر احساسات پیدا میکنه

159
00:13:38,800 --> 00:13:41,120
‫دختره ترسیده

160
00:13:41,800 --> 00:13:44,960
‫اونوقت توی احمق فکر میکنی عاشقت شده

161
00:13:45,040 --> 00:13:46,600
‫معلومه اصلا چه مرگته؟

162
00:13:46,680 --> 00:13:48,720
‫ـ شما همتون چه مرگتونه ؟
‫ـ کافیه

163
00:13:50,800 --> 00:13:52,760
‫درسته ما جایزه نوبل نبردیم

164
00:13:53,840 --> 00:13:57,360
‫ولی تحقیر کافیه

165
00:13:58,000 --> 00:13:59,600
‫شرایط بحرانیه

166
00:13:59,680 --> 00:14:03,920
‫نه شرایط بحرانی نیست
‫اگر پروفسور تا شش ساعت دیگه تماس نگیره اونوقت بحرانی میشه

167
00:14:07,000 --> 00:14:09,280
‫اونوقت نقشه "چرنوبیلو" اجرا میکنیم

168
00:14:14,000 --> 00:14:16,640
‫پروفسور چیزی راجع به اون نقشه نگفت

169
00:14:17,120 --> 00:14:18,200
‫نقشه چرنوبیل دیگه چیه؟

170
00:14:19,520 --> 00:14:21,920
‫اگر همه چی خوب پیش بره لازم نمیشه راجعش بدونی

171
00:14:23,440 --> 00:14:26,200
‫پس لطفا کمی صبور باشید

172
00:14:27,640 --> 00:14:28,480
‫خیلی خب؟

173
00:14:29,120 --> 00:14:32,600
‫حالا اگر به من اجازه بدید برم که ذهنمو کمی تخلیه کنم

174
00:14:47,360 --> 00:14:51,000
‫سلوا، بنظرت این پرونده رو ول کنم؟

175
00:14:51,800 --> 00:14:56,080
‫نمیدونم، مثلا بگم حالم خوش نیست و یه مدت کوتاه نرم سرکار

176
00:14:58,160 --> 00:15:00,000
‫خب، سوالت خیلی شخصیه

177
00:15:00,520 --> 00:15:01,800
‫واسه همینه که از تو میپرسم

178
00:15:02,880 --> 00:15:06,000
‫ما با هم خوابیدیم ... مادرمم که میشناسی، خیلی چیزای دیگه هم که میدونی

179
00:15:08,560 --> 00:15:12,200
‫منظورم اینه که فقط خودت میتونی جواب این سوالو بدی

180
00:15:12,280 --> 00:15:14,040
‫فقط تو میدونی که واقعا چه حسی داری

181
00:15:18,720 --> 00:15:20,880
‫فکر میکنم این پرونده برام خیلی بزرگه

182
00:15:21,400 --> 00:15:23,320
‫اگر کسه دیگه ای رو جای من بذارن...

183
00:15:23,400 --> 00:15:24,560
‫اینکارو نکن راکل

184
00:15:24,840 --> 00:15:27,320
‫نه، اگر تو مامور این پرونده شدی

185
00:15:28,280 --> 00:15:30,960
‫معنیش اینه که کسی بهتر از تو وجود نداره

186
00:15:31,320 --> 00:15:33,120
‫نمیدونم ... توی چادر

187
00:15:34,040 --> 00:15:37,440
‫وقتی با پروفسور حرف میزدم و مذاکره میکردم

188
00:15:38,960 --> 00:15:39,880
‫حس میکردم مفیدم

189
00:15:40,320 --> 00:15:43,760
‫حتی اگه مجبور بودم جواب سوالایی رو مثل اینو بدم که

190
00:15:44,280 --> 00:15:47,240
‫ـ "چی تنته"؟
‫ـ پرسید چی تنته؟

191
00:15:48,960 --> 00:15:52,720
‫نمیدونم، اما اینجا تو این مزرعه و فضای باز

192
00:15:54,200 --> 00:15:56,440
‫حس میکنم اون از من قویتره، نمیتونم از پسش بر بیام

193
00:15:57,640 --> 00:15:58,760
‫نمیدونم، ببین

194
00:15:59,200 --> 00:16:02,400
‫سی نفر از پزشک قانونی هیچکدوم نمیدونن چی به چیه

195
00:16:03,400 --> 00:16:04,920
‫نمیدونم چیکار کنم

196
00:16:06,680 --> 00:16:07,520
‫حس میکنم گم شدم

197
00:16:12,560 --> 00:16:14,960
‫معذرت میخوام سلوا، حتما دیرت شده

198
00:16:16,520 --> 00:16:17,480
‫نه

199
00:16:18,360 --> 00:16:19,320
‫نه، اصلا

200
00:16:22,800 --> 00:16:27,000
‫بازرس "ویکونا" از تیم پزشک قانونی رسیدن

201
00:16:34,000 --> 00:16:35,040
‫همراهم میای؟

202
00:16:37,480 --> 00:16:38,320
‫حتما

203
00:16:56,200 --> 00:16:57,240
‫سلام راکل

204
00:16:57,320 --> 00:17:00,200
‫ممنون که باهام تماس گرفتی، حرفه ای بودن تو رو میرسونه

205
00:17:01,040 --> 00:17:02,000
‫آنخل حالش چطوره؟

206
00:17:03,760 --> 00:17:05,960
‫هنوز تو کماس، وضعیتش تغییری نکرده

207
00:17:09,840 --> 00:17:11,760
‫ایشون سلوا هستن، دوستم

208
00:17:12,960 --> 00:17:15,880
‫همراه و دوست فعلیم

209
00:17:17,440 --> 00:17:18,280
‫سلوا

210
00:17:19,000 --> 00:17:20,680
‫ایشون بازرس "آلبرتو ویکونا" هستن

211
00:17:21,880 --> 00:17:23,120
‫سالوادور...

212
00:17:24,560 --> 00:17:26,000
‫مارتین، سالوادور مارتین

213
00:17:27,600 --> 00:17:29,320
‫ـ خوشبختم
‫ـ همچنین

214
00:17:32,400 --> 00:17:33,880
‫خوشحالم که با راکل هستید

215
00:17:35,000 --> 00:17:37,280
‫مزاحمتون نمیشم، فکر کنید که من اینجا نیستم

216
00:17:37,360 --> 00:17:38,960
‫یا یه جایی تو پس زمینم

217
00:18:15,800 --> 00:18:16,680
‫این چیه دیگه؟

218
00:18:17,800 --> 00:18:19,880
‫چهار هزار و ششصد یورو

219
00:18:22,680 --> 00:18:24,360
‫یکم فقط محض احتیاط در صورتیکه دستگیرمون کردن

220
00:18:24,440 --> 00:18:27,120
‫میتونیم با این پول وقتی زدیم بیرون از نو شروع کنیم

221
00:18:38,000 --> 00:18:40,800
‫اینجا پشت کاشی ها قایمشون میکنم

222
00:18:41,720 --> 00:18:44,080
‫یه سوراخ اینجا میزنم و روشو میپوشونم

223
00:18:44,800 --> 00:18:47,920
‫چند سال دیگه برمیگردیم و برش میداریم
‫و باهاش یه خونه کوچیک تو "لامانگا" میگیریم

224
00:18:53,760 --> 00:18:55,640
‫البته اگه اون زمان هنوز یورو وجود داشته باشه

225
00:18:57,720 --> 00:18:58,880
‫لعنتی، راست میگی

226
00:19:03,880 --> 00:19:04,920
‫گوش کن

227
00:19:05,000 --> 00:19:07,800
‫نه، باز شروع نکن
‫لابد باز میخوای بگی رابطه مون رو تموم کنیم، آره؟

228
00:19:08,320 --> 00:19:11,520
‫هر وقت خواستی بری، جای این حرفا یه نامه ای چیزی بذار

229
00:19:13,080 --> 00:19:13,920
‫گوش کن

230
00:19:16,600 --> 00:19:18,680
‫اوضاع قراره حسابی به هم بریزه

231
00:19:20,400 --> 00:19:21,640
‫منم منتظر نمیمونم هر بلایی سرم بیاد

232
00:19:23,320 --> 00:19:24,920
‫من خودم بلا سر بقیه میارم

233
00:19:25,360 --> 00:19:26,280
‫میدونم

234
00:19:27,640 --> 00:19:28,520
‫نه نمیدونی

235
00:19:31,080 --> 00:19:32,400
‫یه کاری باید برام بکنی

236
00:19:35,600 --> 00:19:36,800
‫وقتی مهمونی شروع شد...

237
00:19:39,440 --> 00:19:40,680
‫باید تسلیم شی

238
00:19:42,000 --> 00:19:44,320
‫یه پرچم سفید پیدا کن و خودتو تسلیم کن

239
00:19:44,880 --> 00:19:47,640
‫اینطوری وقتی اوضاع بهم بریزه

240
00:19:48,320 --> 00:19:50,240
‫کمتر آسیب میبینی

241
00:19:51,520 --> 00:19:52,520
‫وقتی اوضاع بهم بریزه ...من کنار تو میمونم

242
00:19:55,680 --> 00:19:56,920
‫وقتی مهمونی شروع شد...

243
00:19:59,360 --> 00:20:00,360
‫من کنار تو میمونم

244
00:20:02,160 --> 00:20:03,360
‫مهم نیست چی بشه

245
00:20:05,800 --> 00:20:06,920
‫یه چیز دیگه

246
00:20:08,080 --> 00:20:10,440
‫من فقط زمانی پرچم سفید تکون میدم که رئال مادرید برنده بشه

247
00:20:19,000 --> 00:20:19,880
‫باشه

248
00:20:23,560 --> 00:20:26,240
‫خب، حالا یکم حال بکنیم؟

249
00:20:29,800 --> 00:20:30,680
‫باشه

250
00:20:30,840 --> 00:20:31,880
‫زمان مناسبی نیست

251
00:20:37,000 --> 00:20:38,120
‫وقته مهمونیه پس

252
00:20:42,040 --> 00:20:42,960
‫وقته مهمونیه

253
00:20:54,040 --> 00:20:54,960
‫هی، حواست به کار باشه

254
00:20:59,000 --> 00:21:00,920
‫تو در مورد سندروم چیزی میدونستی؟

255
00:21:02,600 --> 00:21:05,640
‫سندروم استکهلم؟ آره یه چیزایی شنیده بودم

256
00:21:07,800 --> 00:21:09,760
‫قسم میخورم بابا، من به کاری مجبورش نکردم

257
00:21:10,480 --> 00:21:12,280
‫من فقط براش غذا بردم و

258
00:21:12,800 --> 00:21:14,560
‫اون دستاشو انداخت دور گردنم

259
00:21:14,640 --> 00:21:16,840
‫میخواست منو ببوسه و نمیذاشت برم

260
00:21:17,320 --> 00:21:21,160
‫قسم میخورم همش واقعی بود
‫حتی براش رقصیدم

261
00:21:24,000 --> 00:21:24,960
‫نگاش کن

262
00:21:29,000 --> 00:21:31,120
‫تو کی دوست دختر اینطوری داشتی ؟

263
00:21:32,480 --> 00:21:33,400
‫خب، "لاوانه" چی؟

264
00:21:33,880 --> 00:21:35,560
‫ـ لاوانه؟
‫ـ لاوانه خوشگل بود

265
00:21:35,760 --> 00:21:39,200
‫لاوانه نه خوشگل بود نه باهوش نه خوب

266
00:21:39,960 --> 00:21:42,720
‫ولی اون از دنیای تو بود و تو باهاش اشتراکاتی داشتی

267
00:21:42,800 --> 00:21:44,160
‫منظورت چیه دنیای من؟

268
00:21:45,120 --> 00:21:46,360
‫یعنی دنیای داغون، نه؟

269
00:21:50,000 --> 00:21:51,240
‫خوب نگاش کن

270
00:21:51,840 --> 00:21:52,680
‫نگاش کن

271
00:21:54,560 --> 00:21:57,200
‫اولا اینکه طرف شغل رسمی داره اینجا

272
00:21:57,280 --> 00:21:58,920
‫یعنی اینکه تحصیل کردست و کلی درس خونده

273
00:21:59,320 --> 00:22:03,360
‫دوما اینکه آخرین دوست پسرش یه مدیر عامل شیک و پیک بوده

274
00:22:03,440 --> 00:22:06,680
‫سوما اینکه به شدت خوشگل و با اصالته

275
00:22:09,080 --> 00:22:10,560
‫این زن از یه لیگ دیگست پسرم

276
00:22:10,640 --> 00:22:12,560
‫نمیدونم، احتمالا از لیگ برتره

277
00:22:12,640 --> 00:22:17,640
‫ـ ماها از جاده خاکی هستیم
‫ـ باشه کافیه، کافیه

278
00:22:21,320 --> 00:22:22,440
‫منظورتو فهمیدم

279
00:22:24,160 --> 00:22:25,480
‫یعنی من یه بازنده ام و

280
00:22:26,120 --> 00:22:27,880
‫باید مثل یه بازنده فکر کنم و

281
00:22:28,560 --> 00:22:29,920
‫رویاهام مثل یه بازنده باشه

282
00:22:30,000 --> 00:22:30,840
‫متوجه شدم

283
00:22:42,160 --> 00:22:43,000
‫تکون نخور

284
00:22:43,640 --> 00:22:45,160
‫گفت تکون نخور، لعنتی

285
00:22:45,640 --> 00:22:46,760
‫دستا روی سر

286
00:22:58,280 --> 00:23:01,080
‫هی ؟ چه خبره ؟

287
00:23:01,800 --> 00:23:03,160
‫مشکل اینه که خبری نیست و

288
00:23:03,640 --> 00:23:04,960
‫کسیم زنگ نمیزنه

289
00:23:05,280 --> 00:23:07,680
‫پس اگه قراره شلیک کنند و مارو بفرستن جهنم

290
00:23:07,760 --> 00:23:09,320
‫حداقل با تلویزیون میتونیم خبردار شیم

291
00:23:09,760 --> 00:23:10,640
‫درسته؟

292
00:23:26,400 --> 00:23:27,360
‫چیزی نیست

293
00:23:28,840 --> 00:23:31,080
‫مونیکا گازتامبیده، وقت درمانه

294
00:23:51,240 --> 00:23:54,360
‫تو اولین بررسی آثار هشت نفر پیدا شد

295
00:23:55,080 --> 00:23:59,160
‫روی ته سیگار و آدامس و خلال دندون و
‫پیدا کردیم DNA حتی ماست آثار

296
00:24:00,000 --> 00:24:03,240
‫تا حالا بیشتر از صد نوع تست انجام دادیم

297
00:24:03,960 --> 00:24:06,600
‫اینطور بنظر میاد که نقشه شونو روی تخته سیاه هم نوشته باشن

298
00:24:06,720 --> 00:24:08,480
‫داریم سعی میکنیم بازسازیش کنیم

299
00:24:09,440 --> 00:24:11,120
‫نقشه نوشته شده از خودشون جا گذاشتن؟

300
00:24:12,320 --> 00:24:13,440
‫بله، خب

301
00:24:14,320 --> 00:24:15,600
‫سوال اینجاست که

302
00:24:16,520 --> 00:24:18,840
‫اینا برای رد گم کردنن یا

303
00:24:18,920 --> 00:24:21,240
‫یا از روی تنبلی و بی عرضگی آثار و شواهد رو از بین نبردن

304
00:24:22,480 --> 00:24:24,680
‫اونا الان داخل کارخونه چاپ اسکناس و تمبرن

305
00:24:24,760 --> 00:24:27,320
‫فکر نکنم از روی بی عرضگی یا حماقت بوده

306
00:24:29,520 --> 00:24:31,160
‫اینا هیچکدوم بدرد توالتم نمیخورن

307
00:24:32,520 --> 00:24:35,320
‫آنخل تو آثار بدست اومده از تو جلوتر بود

308
00:24:35,640 --> 00:24:37,480
‫ـ چه آثاری؟
‫ـ به تو چیزی نگفت؟

309
00:24:37,720 --> 00:24:39,960
‫یه وسیله شخصی پیدا کرده بود، یه قاشق چایخوری

310
00:24:43,080 --> 00:24:45,680
‫مشابه آثاری که تو ماشین پلیس پیدا کرده بودیم

311
00:24:49,400 --> 00:24:52,240
‫آنخل تونسته بود یکیشونو پیدا کنه یا حداقل کم مونده بود که پیدا کنه

312
00:24:53,000 --> 00:24:55,680
‫اگه چیز بدرد بخوری اینجا باشه من میدونم کجاست، همراهم بیا

313
00:24:59,720 --> 00:25:01,640
‫اگر خواسته باشن چیزیو واقعا از بین ببرن

314
00:25:01,880 --> 00:25:03,640
‫باید اینجا سوزونده باشنش

315
00:25:04,720 --> 00:25:06,720
‫این مطمئن ترین راه برای از بین بردن چیزیه

316
00:25:06,920 --> 00:25:08,440
‫هر کسی باشه همین کارو میکنه

317
00:25:08,760 --> 00:25:11,040
‫ولی اینجا جز خاکستر چیزی نیست

318
00:25:11,520 --> 00:25:14,080
‫خاکسترها یه زمانی چوب و هیزم بودن

319
00:25:15,000 --> 00:25:17,320
‫همینطور مدارک و عکس

320
00:25:17,800 --> 00:25:20,920
‫یه تیکه کاغذ وقتی میسوزه وزنشو از دست میده

321
00:25:21,600 --> 00:25:24,040
‫آتیش دود داغ ایجاد میکنه

322
00:25:24,400 --> 00:25:27,600
‫که اون تیکه های کاغذرو داخل دودکش به هوا بلند میکنه

323
00:25:27,720 --> 00:25:31,480
‫گاهی تیکه های باقی مونده به سطح آجر میچسبن

324
00:25:32,640 --> 00:25:34,720
‫اگر چیز با ارزشی وجود داشته باشه این توئه

325
00:25:35,480 --> 00:25:36,600
‫بذار به کارمون برسیم

326
00:25:37,400 --> 00:25:40,360
‫گراندیا، عینک ایمنی و دوربین مادون قرمز رو بیار

327
00:25:50,760 --> 00:25:53,000
‫بجنب دختر، عجله دارم، تکون بخور

328
00:25:55,080 --> 00:25:55,960
‫تکون بخور

329
00:25:56,800 --> 00:25:57,680
‫بریم سر کار

330
00:26:09,680 --> 00:26:10,640
‫برگرد

331
00:26:13,840 --> 00:26:15,720
‫ـ امروز جدی هستی
‫ـ نه

332
00:26:23,600 --> 00:26:25,640
‫میشه تکون نخوری؟ باعث میشه بریزه

333
00:26:26,240 --> 00:26:27,760
‫آهان درسته، باعث میشه بریزه

334
00:26:34,080 --> 00:26:35,360
‫مونیکا، جدی میگم

335
00:26:39,000 --> 00:26:40,080
‫چی شده؟

336
00:26:41,120 --> 00:26:44,080
‫عشق شصت ساعتمون تموم شد؟

337
00:26:44,160 --> 00:26:46,720
‫فعلا تو گروگانی و منم گروگانگیر

338
00:26:46,800 --> 00:26:49,280
‫پس هر وقت این ماجرا تموم شد و از اینجا رفتیم بیرون مشخص میشه

339
00:26:49,720 --> 00:26:50,560
‫چی؟

340
00:26:51,600 --> 00:26:52,760
‫چی شده؟

341
00:26:53,720 --> 00:26:54,600
‫پاشو

342
00:26:57,640 --> 00:26:59,080
‫چیزی شده که من ازش خبر ندارم؟

343
00:27:02,080 --> 00:27:05,160
‫شاید متوجه نیستی
‫چون به میل و اختیار خودت اینجا نیستی مونیکا

344
00:27:06,800 --> 00:27:08,200
‫ولی تو سندروم داری

345
00:27:10,640 --> 00:27:12,760
‫ـ چی؟ چه سندرومی؟
‫ـ سندروم استکهلم

346
00:27:13,400 --> 00:27:14,680
‫همونی که باعث میشه عاشقه

347
00:27:15,000 --> 00:27:16,960
‫گروگانگیر حرومزادت بشی

348
00:27:17,280 --> 00:27:20,480
‫عقلت رو از دست دادی اینه که باعث میشه با من مثل دوست پسرت رفتار کنی

349
00:27:20,680 --> 00:27:23,360
‫ـ این یه مشکل روحیه، دکترها درمانش میکنن
‫ـ گوش کن

350
00:27:24,560 --> 00:27:27,000
‫اگه بگم این مزخرفترین چیزیه که تو عمرم شنیدم چی؟

351
00:27:27,080 --> 00:27:28,240
‫معلومه که اینو میگی

352
00:27:28,480 --> 00:27:29,680
‫تو سندروم داری

353
00:27:29,760 --> 00:27:32,960
‫ـ نه دنور، گوش کن، اینجوری نیست
‫ـ اگه توی خیابون منو دیده بودی چی؟

354
00:27:33,560 --> 00:27:36,880
‫یا اگه تو بار ازت پول خورد برای "ماشین اسلات" خواسته بودم چی؟
‫<font color="#ff۰۰۸۰"><ماشینی که پول در سوراخ آن می اندازند تا کالای مطلوب تحویل بگیرند>

355
00:27:37,000 --> 00:27:38,880
‫اونوقتم بهم توجه میکردی؟

356
00:27:40,920 --> 00:27:41,760
‫روراست باش

357
00:27:42,400 --> 00:27:43,360
‫فکر نکنم

358
00:27:52,680 --> 00:27:53,600
‫همینه پس

359
00:27:56,240 --> 00:27:57,320
‫تو راه خودتو برو...

360
00:27:58,640 --> 00:27:59,640
‫منم راه خودمو

361
00:28:01,240 --> 00:28:02,240
‫همین

362
00:28:03,240 --> 00:28:04,240
‫نه صبر کن

363
00:28:06,200 --> 00:28:10,080
‫تو حسی نسبت به من داری؟

364
00:28:11,120 --> 00:28:13,440
‫ـ من سندروم ندارم مونیکا
‫ـ دنور

365
00:28:15,800 --> 00:28:17,920
‫نسبت به من احساسی داری؟

366
00:28:20,000 --> 00:28:20,880
‫آره

367
00:28:21,600 --> 00:28:24,120
‫ولی برای من واقعیه، استکهلم نیست

368
00:28:24,680 --> 00:28:25,560
‫ولی تو...

369
00:28:27,000 --> 00:28:28,720
‫نمیتونم بذارم عقلت رو از دست بدی

370
00:28:30,200 --> 00:28:31,160
‫نمیتونم

371
00:28:32,000 --> 00:28:33,120
‫نمیتونم همچین کاری باهات بکنم

372
00:29:04,280 --> 00:29:06,320
‫چی تو سرته، چشم سبز؟

373
00:29:24,880 --> 00:29:26,920
‫میخوام همه چیزو در موردت بدونم

374
00:29:32,640 --> 00:29:34,040
‫همه روزهایی رو که زندگی کردی

375
00:29:35,960 --> 00:29:38,600
‫همه لبخندها، همه اشکها

376
00:29:40,880 --> 00:29:42,520
‫تمام لحظه های خوشی

377
00:29:45,800 --> 00:29:48,320
‫آریادنا، تو برای من یه راز شگفت انگیزی

378
00:29:52,040 --> 00:29:52,960
‫برای مثال...

379
00:29:54,520 --> 00:29:56,120
‫بذار ببینم، اولین بوسه ات

380
00:30:01,720 --> 00:30:03,320
‫یادته از طرف کی بود؟

381
00:30:05,800 --> 00:30:06,960
‫اسمش چی بود؟

382
00:30:09,440 --> 00:30:10,800
‫رائول

383
00:30:11,600 --> 00:30:12,480
‫رائول

384
00:30:14,720 --> 00:30:18,560
‫رائول باید واقعا مرد خوش شانسی بوده باشه

385
00:30:19,560 --> 00:30:22,880
‫مثل نیل آرمسترانگ که برای اولین بار روی ماه قدم گذاشت

386
00:30:28,480 --> 00:30:30,720
‫اولین بارها خیلی خاصند

387
00:30:33,560 --> 00:30:34,480
‫منحصر بفرد

388
00:30:38,400 --> 00:30:42,200
‫با آخرین بار ها قابل مقایسه نیستند، آخرین بارها بی ارزشند

389
00:30:49,800 --> 00:30:50,920
‫اما مردم...

390
00:30:52,760 --> 00:30:54,320
‫معمولا اینو نمیدونن

391
00:30:58,960 --> 00:31:01,440
‫راستش من شش ماه بیشتر از عمرم نمونده

392
00:31:04,880 --> 00:31:05,880
‫شایدم چهار ماه

393
00:31:08,520 --> 00:31:09,760
‫شایدم حتی کمتر

394
00:31:11,880 --> 00:31:13,880
‫و یکی از معدود چیزایی که

395
00:31:14,800 --> 00:31:16,880
‫الان برام مهمه...

396
00:31:17,720 --> 00:31:18,880
‫میدونی چیه؟

397
00:31:20,680 --> 00:31:21,560
‫میدونی...

398
00:31:22,920 --> 00:31:24,440
‫من قراره اینجا زندگی کنم

399
00:31:26,880 --> 00:31:27,920
‫اینجا ، توی ذهنت

400
00:31:31,520 --> 00:31:32,480
‫برای همیشه

401
00:31:36,800 --> 00:31:38,480
‫پشت این صورت زیبا

402
00:31:42,120 --> 00:31:42,960
‫برلین

403
00:31:44,640 --> 00:31:46,880
‫یه اتفاقی افتاده . یه اتفاقه مهم

404
00:31:58,200 --> 00:32:00,960
‫معذرت میخوام، مامورهایی که قرار بود برن مادرید چی شدن؟

405
00:32:01,200 --> 00:32:02,880
‫به نظر میاد کسی الان قرار نیست بره

406
00:32:04,080 --> 00:32:06,880
‫میفهمم، پس پیاده بسمت جاده اصلی میرم

407
00:32:07,080 --> 00:32:09,440
‫میتونم یه لحظه با بازرس خداحافظی کنم؟

408
00:32:09,640 --> 00:32:10,640
‫همراهم بیا

409
00:33:02,000 --> 00:33:03,880
‫مطمئنی میخوای این کارو بکنی؟

410
00:33:05,960 --> 00:33:07,920
‫بهتره همه چیزو همراه خودت ببری

411
00:33:09,680 --> 00:33:10,560
‫نه

412
00:33:13,280 --> 00:33:16,200
‫از فردا اینا دیگه خاطره نیستن، فقط...

413
00:33:18,000 --> 00:33:20,600
‫مدرکن برای گیر انداختن من

414
00:33:34,320 --> 00:33:36,160
‫ازطرفی، نوستالژی ها میتونن اغوا کننده باشن

415
00:33:37,440 --> 00:33:40,800
‫خیلی سخته بیخیاله خاطرات بشی چون فکر میکنیم...

416
00:33:41,920 --> 00:33:46,440
‫خاطره ها اون لحظه های شادن ولی...

417
00:33:50,760 --> 00:33:51,880
‫اینطور نیست

418
00:33:55,400 --> 00:33:58,920
‫و کاریکه فردا قراره انجام بدیم زندگی در حال رو میطلبه

419
00:34:06,880 --> 00:34:08,160
‫نه در گذشته

420
00:34:11,400 --> 00:34:12,600
‫اون پدرته

421
00:34:12,720 --> 00:34:14,760
‫BANK ROBBER JESUS MARQUINA DIES IN A SHOOTOUT
‫<font color="#ff۰۰۸۰">سارق بانک "جیزز مارکوینا" در تیراندازی کشته شد

422
00:34:16,160 --> 00:34:17,600
‫تنها چیزی که مهمه همینه

423
00:34:26,680 --> 00:34:28,080
‫بخاطر پدرت هم که شده موفق میشیم

424
00:34:59,840 --> 00:35:03,040
‫تا به این لحظه حدود پنجاه نفر در حال انجام تحقیقات در منطقه "تولیدو" میباشند

425
00:35:03,120 --> 00:35:06,920
‫که شامل بازرس کل، رییس افسران و ماموران ویژه

426
00:35:07,000 --> 00:35:09,560
‫و تیم پزشک قانونی هستند

427
00:35:09,640 --> 00:35:13,440
‫که همگی در حال ادامه تحقیقات در این خانه میباشند

428
00:35:13,520 --> 00:35:17,000
‫که احتمالا محل اصلی استقرار و هماهنگی سارقان بوده

429
00:35:17,080 --> 00:35:18,520
‫پروفسورو دستگیر کردن

430
00:35:18,600 --> 00:35:20,840
‫انگار دارن همونجا ازش بازجویی میکنن

431
00:35:20,920 --> 00:35:22,880
‫با وجود دستور قاضی مبنی بر محرمانه بودن اطلاعات پرونده

432
00:35:22,960 --> 00:35:25,400
‫بنظر میرسد پلیس پزشک قانونی موفق به یافتن شواهدی در مورد

433
00:35:25,480 --> 00:35:29,080
‫حضور حداقل سه نفر...

434
00:35:31,120 --> 00:35:32,080
‫لعنتی

435
00:35:35,920 --> 00:35:36,760
‫گندش بزنن

436
00:35:37,640 --> 00:35:39,280
‫امواج دیجیتال زمینی رو قطع کردن

437
00:35:39,360 --> 00:35:40,360
‫به باد رفتیم

438
00:35:40,440 --> 00:35:42,120
‫نمیخوان ما خبر دار شیم

439
00:35:42,520 --> 00:35:44,400
‫و اگر نمیخوان ما از اوضاع بیرون خبر داشته باشیم پس حتما میخوان داخل شن

440
00:35:45,280 --> 00:35:47,320
‫میتونیم پنج ساعت بشینیم اینجا و کاری نکنیم

441
00:35:47,400 --> 00:35:49,320
‫یا اینکه نقشه "چرنوبیلو" شروع کنیم

442
00:35:49,640 --> 00:35:50,920
‫که بنظر من فکر بهتریه

443
00:35:51,000 --> 00:35:53,120
‫نقشه چرنوبیل برای زمان ناچاریه

444
00:35:53,200 --> 00:35:56,640
‫من که مطمئن نیستم هنوز به بدترین شرایط رسیده باشیم

445
00:35:57,840 --> 00:35:59,840
‫هشدار میدم، با اجرای نقشه "چرنوبیل" تمام پول های دزدی از بین میره

446
00:36:05,000 --> 00:36:07,480
‫من شخصا علاقه ای به این کار ندارم، تو چی؟

447
00:36:08,560 --> 00:36:11,520
‫میخوای هر چی که براش تا این لحظه این همه جنگیدیم از بین بره توکیو؟

448
00:36:13,600 --> 00:36:15,440
‫اونا پروفسورو دستگیر کردن

449
00:36:16,000 --> 00:36:17,800
‫تونل بی تونل دیگه

450
00:36:17,880 --> 00:36:20,040
‫چون الان پلیس ها منتظرمونن

451
00:36:20,120 --> 00:36:21,200
‫ما توی تله ایم

452
00:36:21,280 --> 00:36:24,400
‫تا پنج ساعت دیگه پروفسور تماس میگیره
‫من هنوز بهش اعتقاد دارم

453
00:36:25,280 --> 00:36:28,200
‫ضمنا با اینکه به دموکراسی علاقه ای ندارم
‫بدم نمیاد در این مورد ، رای هم بگیریم

454
00:36:28,280 --> 00:36:29,960
‫کی هنوز به پروفسور اعتقاد داره

455
00:36:35,480 --> 00:36:36,360
‫هلسینکی؟

456
00:36:39,960 --> 00:36:41,880
‫من پروفسورو قبولش دارم

457
00:36:48,760 --> 00:36:49,640
‫ریو

458
00:36:55,000 --> 00:36:56,200
‫من به اون چه که میبینم اعتقاد دارم

459
00:36:57,200 --> 00:36:59,400
‫و چیزی که میبینم اینه که دیگه به پروفسور امیدی نیست

460
00:37:00,840 --> 00:37:01,920
‫پس با توکیو هم نظرم

461
00:37:06,320 --> 00:37:07,240
‫موسکو؟

462
00:37:10,040 --> 00:37:11,840
‫من یه سری قوانین گروهو قبول کردم

463
00:37:13,560 --> 00:37:15,240
‫تا بحال که اون قوانین شکسته نشدن

464
00:37:17,160 --> 00:37:19,000
‫پس هنوز به پروفسور اعتماد دارم

465
00:37:26,360 --> 00:37:27,400
‫دنور؟

466
00:37:32,840 --> 00:37:34,560
‫من به خارج شدن از اینجا رای میدم

467
00:37:35,120 --> 00:37:38,080
‫میلیاردر شدن مناسب من نیست

468
00:37:39,520 --> 00:37:40,920
‫بسیار خب، دنور

469
00:37:41,000 --> 00:37:41,960
‫سه به سه شدیم

470
00:37:45,280 --> 00:37:46,400
‫نایروبی، تصمیم با توئه

471
00:37:48,600 --> 00:37:49,960
‫تساوی شکن

472
00:37:54,880 --> 00:37:58,520
‫من دلیل خیلی خوبی دارم که با پروفسور بمونم

473
00:37:58,600 --> 00:38:02,200
‫و تا وقتی که زنده است، تا آخرش با پروفسور میمونم

474
00:38:04,560 --> 00:38:05,600
‫من طرف برلینم

475
00:38:24,160 --> 00:38:25,040
‫راکل

476
00:38:30,320 --> 00:38:32,640
‫راکل، معذرت میخوام، نمیخواستم مزاحم کارت بشم ولی...

477
00:38:32,800 --> 00:38:34,440
‫یکم داره دیرم میشه

478
00:38:34,520 --> 00:38:36,240
‫من اینو میبرم کانیلاس

479
00:38:36,520 --> 00:38:39,520
‫همین الان منم میخواستم برم مادرید، البته با اتوبوس

480
00:38:42,000 --> 00:38:43,320
‫من میتونم برسونمش

481
00:38:43,720 --> 00:38:44,600
‫چی ؟

482
00:38:46,120 --> 00:38:48,000
‫خب، در واقع من مشکلی ندارم

483
00:38:54,000 --> 00:38:54,840
‫پس بریم

484
00:41:06,760 --> 00:41:07,880
‫در موردش قضاوت نکنید

485
00:41:10,000 --> 00:41:11,720
‫هلسینکی کاری رو کرد که باید میکرد

486
00:41:12,600 --> 00:41:14,120
‫سربازها موقع جنگ چیکار میکنن

487
00:41:14,960 --> 00:41:17,400
‫ما با حیوونا چیکار میکنیم وقتی که نمیخواییم زجر بکشن

488
00:41:18,200 --> 00:41:19,080
‫بدون نفرت و...

489
00:41:19,640 --> 00:41:21,040
‫در کمال انسانیت

490
00:41:26,040 --> 00:41:27,120
‫اسلحتو بذار زمین

491
00:41:53,360 --> 00:41:55,320
‫منم کاری و کردم که باید میکردم

492
00:41:59,240 --> 00:42:00,320
‫نه از روی نفرت

493
00:42:02,120 --> 00:42:03,560
‫از روی انسانیت

494
00:42:04,800 --> 00:42:05,680
‫از طرفی

495
00:42:06,400 --> 00:42:08,880
‫چه چیزی انسانی تر از تلاش برای بقاء هست؟

496
00:42:08,950 --> 00:42:55,700
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">مترجم</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">محمد غنی پور</font>
‫<font color="#۸۰۸۰۴۰">ویرایش مجدد</font>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">Amirhasan Gh</font>

