‫﻿۱
00:00:06,000 --> 00:00:08,750
‫‏سریالی اختصاصی از نت‌فلیکس

2
00:00:16,041 --> 00:00:22,875
‫« ‏« مادرید
‫« ‏« روز موعود

3
00:00:58,333 --> 00:00:59,958
‫‏«نقشه‌ی چرنوبیل» رو یادتونه؟

4
00:01:00,333 --> 00:01:02,500
‫‏یه نقشه‌ی ناامیدانه از کار قبلی

5
00:01:03,041 --> 00:01:05,666
‫‏اگه مشکلی پیش می‌اومد ‏یه بارون
‫اسکناس رو مادرید درست می‌کردیم

6
00:01:05,750 --> 00:01:08,125
‫‏تا بتونیم توی غوغای
‫به‌‌پاشده فرار کنیم

7
00:01:08,416 --> 00:01:10,166
‫‏هدف نقشه این بود که
‫هرج و مرج ایجاد کنه

8
00:01:12,250 --> 00:01:15,125
‫‏و این چیزی بود که الان
‫دقیقاً احتیاج داشتیم

9
00:01:15,916 --> 00:01:16,916
‫‏هرج و مرج

10
00:01:19,250 --> 00:01:20,416
‫‏می‌خوای جوابش رو بدی؟

11
00:01:26,500 --> 00:01:27,500
‫‏الو؟

12
00:01:33,166 --> 00:01:34,166
‫‏وایسا ببینم، کشتی هوایی؟

13
00:01:55,541 --> 00:01:57,166
‫‏تا هشت‌ دقیقه‌ی دیگه اونجام

14
00:01:59,916 --> 00:02:03,291
‫‏کشتی‌های هوایی طوری برنامه‌نویسی
‫،‏شدن که در مختصات معینی پرواز کنن

15
00:02:03,375 --> 00:02:07,250
‫‏و فقط وقتی برسن دریچه‌هاشون رو باز می‌کنن

16
00:02:07,333 --> 00:02:11,250
‫‏بعد از اون، به‌صورت دوّار حول دایره‌ای
‫‏به شعاع ۲۵۰ متر پرواز می‌کنن

17
00:02:11,333 --> 00:02:14,250
‫‏و در طول ۵۰ دقیقه‏ هر ۴۰ ثانیه

18
00:02:14,333 --> 00:02:16,033
‫‏کیسه‌‌های پول رو پایین می‌اندازن

19
00:02:16,708 --> 00:02:17,708
‫‏این...

20
00:02:18,291 --> 00:02:21,541
‫،‏در ارتفاع ۳۰۰ متری رخ می‌ده
‫‏مثل مائده‌ی بهشتی‌ـه که داره از آسمون می‌افته

21
00:02:23,125 --> 00:02:26,250
‫‏در مجموع، ما ۱۴۰ میلیون یورو می‌اندازیم

22
00:02:29,333 --> 00:02:31,958
‫‏رفتن تو دهن شیر ‏برامون
‫گرون تموم می‌شه، هان؟

23
00:02:34,125 --> 00:02:35,125
‫‏شما...

24
00:02:35,958 --> 00:02:37,958
‫‏همه‌ی ما رو به اسم
‫رابین هود می‌شناسن

25
00:02:40,000 --> 00:02:42,625
‫‏منطقی به‌نظر می‌آد که ‏قسمتی
‫از غنائم نصیب مردم بشه

26
00:03:23,458 --> 00:03:24,458
‫‏این پیام...

27
00:03:26,250 --> 00:03:30,000
‫‏تقدیم می‌شه به همه‌ی اونایی که
‫‏باور دارن این نقاب نمادی از مقاومت‌ـه

28
00:03:31,583 --> 00:03:32,916
‫‏به شما احتیاج داریم

29
00:03:33,958 --> 00:03:35,875
‫‏کشور باهامون اعلام جنگ کرده

30
00:03:36,291 --> 00:03:37,375
‫‏یه جنگ کثیف

31
00:03:38,291 --> 00:03:39,958
‫‏ما تصمیم گرفتیم جلوشون بایستیم

32
00:03:53,500 --> 00:03:56,416
‫‏پلیس یکی از ما رو در یه
‫‏کشور خارجی دستگیر کرده

33
00:03:59,125 --> 00:04:00,125
‫‏آنیبال

34
00:04:01,458 --> 00:04:02,458
‫‏خوابت نمی‌بره؟

35
00:04:03,041 --> 00:04:04,041
‫‏آنیبال کورتز

36
00:04:07,833 --> 00:04:08,833
‫‏باهام بیا

37
00:04:09,083 --> 00:04:10,500
‫‏بیا یه‌کم دیگه قهوه بخوریم

38
00:04:10,583 --> 00:04:12,708
‫‏دو ماه از دستگیریش می‌گذره

39
00:04:14,208 --> 00:04:16,416
‫‏هیچ اقدام قانونی‌ای شروع نشده

40
00:04:18,333 --> 00:04:20,041
‫‏هیچ استردادی درخواست نشده

41
00:04:21,833 --> 00:04:23,750
‫‏هیچ وکیل مدافعی فراهم نشده

42
00:04:23,958 --> 00:04:25,166
‫‏تو یه جای ناشناخته...

43
00:04:26,333 --> 00:04:28,916
‫‏به اسارت گرفته شده.
‫‏و به احتمال زیاد...

44
00:04:29,666 --> 00:04:30,916
‫‏شکنجه شده

45
00:04:35,625 --> 00:04:37,000
‫‏ما تقاضا داریم...

46
00:04:38,625 --> 00:04:42,000
‫‏به این بازداشت غیرقانونی
‫‏فوراً خاتمه داده بشه

47
00:04:42,333 --> 00:04:45,500
‫‏و به شیوه‌ای محاکمه بشه که
‫‏از هیچ قانونی تخطی نشه

48
00:04:47,083 --> 00:04:48,791
‫‏کشور این جنگ رو شروع کرده

49
00:04:49,625 --> 00:04:50,916
‫‏و ما پنهان نخواهیم شد

50
00:04:53,291 --> 00:04:54,741
‫،‏ما می‌جنگیم

51
00:04:56,583 --> 00:04:57,583
‫‏انفجار...

52
00:04:58,916 --> 00:04:59,916
‫‏به ازای انفجار

53
00:05:01,333 --> 00:05:02,333
‫‏ و این‌دفعه...

54
00:05:03,750 --> 00:05:05,375
‫« ‏« سینمای کالائو

55
00:05:05,458 --> 00:05:06,958
‫‏قراره دزدی بزرگی بکنیم

56
00:05:24,000 --> 00:05:25,000
‫،‏گذشته از این

57
00:05:27,541 --> 00:05:29,833
‫‏این یه بازی شطرنج‌ـه

58
00:05:31,333 --> 00:05:35,250
‫‏ما داریم مهره‌هایی رو ‏حرکت می‌دیم که
‫آژانس اطلاعات رو هم مجبور می‌کنه...

59
00:05:35,666 --> 00:05:37,500
‫‏تا مهره‌هاشو حرکت بده

60
00:05:37,583 --> 00:05:40,000
‫‏و پریتو ناگزیر به انجامِ
‫‏تنها یه کار می‌شه...

61
00:05:43,041 --> 00:05:44,666
‫‏می‌خوام ارتش بیاد خیابون‌ها!

62
00:05:44,750 --> 00:05:47,625
‫‏اونا ازمون انتظار دارن
‫،‏دنبال اون بالون‌ها بدوئیم

63
00:05:47,708 --> 00:05:51,583
‫‏ولی این بزرگ‌ترین تاکنیکِ
‫‏پرت‌کردن حواس‌ـه که تاحالا دیدیم

64
00:05:51,666 --> 00:05:53,125
‫‏آماده‌باش رو تا سطح ۵ بالا ببرید

65
00:05:53,208 --> 00:05:56,083
‫‏حالا که جرأت پیدا کردن اعلام کنن
‫،‏می‌خوان دوباره دزدی کنن

66
00:05:56,166 --> 00:05:59,000
‫‏از همه‌چی باید محافظت بشه. لعنتی!

67
00:05:59,083 --> 00:06:00,416
‫‏هر کی اول حمله کنه...

68
00:06:02,000 --> 00:06:04,684
‫‏طرف خودش وقت داره، ولی هر کی
‫که باید در مقابل اون حمله دفاع کنه

69
00:06:04,708 --> 00:06:06,541
‫‏زیاد وقت نداره که
‫،درباره‌ش فکر کنه

70
00:06:06,625 --> 00:06:10,958
‫‏پس پریتو مجبوره قوی‌ترین
‫‏دفاعش رو به‌کار بگیره

71
00:06:11,041 --> 00:06:12,666
‫‏نخست وزیر الان
‫بهمون چراغ سبز داد

72
00:06:12,750 --> 00:06:14,666
‫‏می‌خوام مادرید
‫پر از سرباز بشه

73
00:06:14,750 --> 00:06:17,625
‫‏تانک و ماشین‌های
‫زرهی هم می‌خوام...

74
00:06:18,083 --> 00:06:21,125
‫‏ماشین‌های زرهی، لعنت بهت!
‫ماشین‌های زرهی! ‏کاملاً شفاف گفتم

75
00:06:21,583 --> 00:06:23,750
‫حیله‌ی ما تو این قسمت خوابیده

76
00:07:19,636 --> 00:07:27,636
‫<b>زیرنویسی از آقای سیَه‌ چُرده</b>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">≡</font> r.reza۸۳ <font color="#ff۸۰۰۰">≡</font>

77
00:07:32,333 --> 00:07:33,333
‫‏دارم می‌آم!

78
00:07:39,791 --> 00:07:40,958
‫مارتین

79
00:07:46,708 --> 00:07:47,708
‫‏می‌شه؟

80
00:07:55,208 --> 00:08:00,041
‫« ‏« پالرمو، ایتالیا
‫«  ‏« دو ماه تا روز موعود

81
00:08:08,250 --> 00:08:09,250
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

82
00:08:34,041 --> 00:08:35,166
‫اون کار فوق‌العاده بود

83
00:08:38,875 --> 00:08:40,458
‫‏خوشحالم زنده‌ای

84
00:08:41,541 --> 00:08:42,375
‫‏ممنون

85
00:08:42,458 --> 00:08:44,658
‫‏هر چند، معلومه که اگه بیرون وایسی و
‫خودت رو مثل یه موش گم‌وگور نگه داری

86
00:08:44,741 --> 00:08:47,058
‫‏شانسِ زنده ‌موندنت بیشتر می‌شه

87
00:08:50,416 --> 00:08:53,750
‫‏- توی اون کار بیشتر از همه من لو رفتم
‫‏- نه. کس‌شعر تحویلم نده

88
00:08:56,250 --> 00:08:59,333
‫‏کسی که گلوله می‌خوره
‫‏بیشتر از همه لو می‌ره

89
00:08:59,416 --> 00:09:01,791
‫‏- چندبار بهت شلیک شد؟
‫‏- واسه بحث اینجا نیومدم

90
00:09:02,291 --> 00:09:06,166
‫،‏راستش رو بگم
‫‏به تخمم هم نیست چرا اینجایی

91
00:09:07,375 --> 00:09:09,458
‫‏سه سال گذشته...

92
00:09:10,041 --> 00:09:11,041
‫‏و حالا اینجایی

93
00:09:11,916 --> 00:09:14,916
‫‏پس، من بهت می‌گم چرا
‫توی ضرابخونه نرفتی

94
00:09:21,875 --> 00:09:23,125
‫‏چون تو یه بزدلی

95
00:09:25,875 --> 00:09:26,916
‫‏و چون...

96
00:09:28,666 --> 00:09:30,500
‫‏اون رو مجبور کردی
‫‏کثیف‌کاری‌ها رو انجام بده

97
00:09:31,583 --> 00:09:32,583
‫‏برادرت رو

98
00:09:34,625 --> 00:09:36,541
‫‏همیشه تو کار تصادف هم
‫پیش می‌آد. ‏خودت می‌دونی

99
00:09:36,625 --> 00:09:37,833
‫‏تصادف؟

100
00:09:41,708 --> 00:09:42,916
‫‏بذار واقعاً شفاف بگم

101
00:09:46,958 --> 00:09:48,083
‫‏تو اون‌تو نرفتی...

102
00:09:49,416 --> 00:09:52,125
‫‏و یک‌سوم گروه‌‌ـت مُرد، حرومزاده

103
00:09:54,541 --> 00:09:58,250
‫یک‌سوم گروه‌ـت مُرد و
‫تو هیچ گُهی نخوردی

104
00:09:59,791 --> 00:10:01,375
‫‏منم هم‌اندازه‌ی تو متأسفم

105
00:10:02,166 --> 00:10:06,458
‫‏بابت چه متأسفی لعنتی؟
‫‏حرومزاده!

106
00:10:10,333 --> 00:10:12,333
‫‏اگه من اونجا بودم
‫آندرس نمُرده بود

107
00:10:14,750 --> 00:10:16,750
‫‏می‌رفتم دنبالش و
‫بیرون می‌آوردمش

108
00:10:17,583 --> 00:10:19,616
‫‏مهم نبود به چه قیمتی تموم بشه

109
00:10:19,708 --> 00:10:23,250
‫‏حتی اگه مجبور می‌شدم
‫‏کل ساختمون رو منفجر کنم

110
00:10:23,333 --> 00:10:25,708
‫من نمی‌ذاشتم بمیره!
‫ولی تو گذاشتی!

111
00:10:26,625 --> 00:10:28,708
‫‏فکر کردی با کدوم خری
‫‏داری حرف می‌زنی؟

112
00:10:28,791 --> 00:10:30,541
‫‏یکی از اون احمق‌های تو گروهت؟

113
00:10:30,625 --> 00:10:31,958
‫‏تو رو خوب می‌شناسم، سرخیو

114
00:10:32,666 --> 00:10:34,500
‫می‌دونم چه‌جور‌ آدمی هستی

115
00:10:35,500 --> 00:10:36,541
‫‏اون دوستِ من بود

116
00:10:38,541 --> 00:10:40,125
‫‏کسی که برام قابل‌جایگزین‌شدن نبود

117
00:10:40,875 --> 00:10:42,125
‫‏اون نیمه‌ی دومم بود

118
00:10:43,416 --> 00:10:44,625
‫‏به چشم‌هام نگاه کن...

119
00:10:45,958 --> 00:10:47,958
‫‏و بگو که هیچ‌وقت این
‫رو در نظر نگرفتی

120
00:10:48,916 --> 00:10:51,125
‫،‏که، اگه لازم بشه
‫‏اون خودش رو به کُشتن بده

121
00:10:53,125 --> 00:10:55,708
‫‏حرومزاده، بگو که
‫،وقتی نقشه رو چیدی

122
00:10:56,541 --> 00:10:58,791
‫‏هیچ‌وقت مرگ برادرت
‫رو درنظر نگرفتی

123
00:11:08,791 --> 00:11:10,875
‫‏من مرگ برادرم
‫رو درنظر نگرفتم

124
00:11:12,125 --> 00:11:13,291
‫‏نه حتی یه‌بار

125
00:11:26,125 --> 00:11:28,000
‫‏اون زندگیم بود

126
00:11:38,791 --> 00:11:41,291
‫‏معذرت می‌خوام.
‫‏زیاد تقصیر تو نبود

127
00:11:42,500 --> 00:11:43,583
‫‏تقصیر تو نبود

128
00:11:44,125 --> 00:11:45,125
‫‏نبود

129
00:11:49,208 --> 00:11:50,208
‫‏حالت چطوره؟

130
00:11:54,166 --> 00:11:55,166
‫‏خوبم

131
00:11:57,916 --> 00:12:00,225
‫‏با "جانی واکر" می‌گذرونم...
‫[ ‏[ برند ویسکی

132
00:12:00,875 --> 00:12:02,958
‫،‏قرص می‌اندازم بالا
‫‏غذای کنسروی می‌خورم

133
00:12:03,041 --> 00:12:04,041
‫‏ولی خوبم

134
00:12:06,208 --> 00:12:07,541
‫‏فرمولش رو پیدا کردم

135
00:12:09,708 --> 00:12:10,708
‫‏موسیقی

136
00:12:14,083 --> 00:12:18,083
‫‏این‌همه مدت خودت رو حبس کرده بودی
‫‏و داشتی به موسیقی گوش می‌دادی؟

137
00:12:29,916 --> 00:12:32,591
‫‏می‌تونم موسیقی روزگار جوونی‌ـم
‫رو ‏گوش کنم و به اونجا سفر کنم

138
00:12:33,916 --> 00:12:36,416
‫"‏به زهوار در رفته‌ترین بارهای "بوینوس آیرس
‫[ ‏[ پایتخت آرژانتین

139
00:12:39,166 --> 00:12:41,166
‫‏مثل قدیم‌ها می‌رقصم
‫و تاب می‌خورم...

140
00:12:43,041 --> 00:12:45,008
‫‏اون‌موقع‌ها که دردی وجود نداشت

141
00:12:47,291 --> 00:12:49,083
‫‏باهام برقص

142
00:12:49,166 --> 00:12:50,750
‫‏بجنب، لاشی‌بازی درنیار

143
00:12:50,833 --> 00:12:52,125
‫‏برقص

144
00:12:54,541 --> 00:12:55,625
‫‏بفرما

145
00:12:56,541 --> 00:12:57,541
‫‏اینو امتحان کن

146
00:13:04,625 --> 00:13:05,916
‫‏چرا اینجایی؟

147
00:13:12,875 --> 00:13:14,083
‫‏تا ازت اجازه بگیرم

148
00:13:18,625 --> 00:13:20,208
‫‏می‌خوام طلا رو بدزدم

149
00:13:22,458 --> 00:13:24,958
‫‏بهت می‌گفتم به یاد برادرمه، ولی...

150
00:13:25,750 --> 00:13:26,875
‫‏حقیقتش اینه که...

151
00:13:29,333 --> 00:13:30,916
‫‏احتیاج دارم که انجامش بدم

152
00:13:33,833 --> 00:13:35,375
‫‏و بدون تو انجامش نمی‌دم

153
00:14:20,500 --> 00:14:21,333
‫‏مونیکا

154
00:14:21,416 --> 00:14:23,166
‫‏- دنور، الان نه
‫‏- نه، وقتش الانه

155
00:14:23,250 --> 00:14:25,083
‫‏چون اگه حل‌وفصلش نکنیم
‫‏من اون ‌تو نمی‌رم

156
00:14:26,966 --> 00:14:28,733
‫‏اِم‌شونزدهت رو بردار
‫‏و کاری که لازمه رو انجام بده

157
00:14:28,916 --> 00:14:30,333
‫‏از حرفم منظوری نداشتم

158
00:14:30,666 --> 00:14:33,583
‫‏ساعت ۳:۰۰ صبح بود.
‫‏من یه دهن‌گشادم، منو ببخش

159
00:14:34,250 --> 00:14:36,666
‫‏ولی سه روزه که
‫‏باهام حرف نزدی...

160
00:14:49,541 --> 00:14:50,833
‫‏ماجرا کم‌کم داره شروع می‌شه

161
00:15:01,666 --> 00:15:02,666
‫‏صدام رو داری؟

162
00:15:02,708 --> 00:15:03,708
‫‏دریافت شد

163
00:15:04,208 --> 00:15:05,416
‫‏- تو چی؟
‫‏- صبر کن

164
00:15:06,041 --> 00:15:07,333
‫‏الان. دوباره امتحان کن

165
00:15:08,833 --> 00:15:10,416
‫‏چی تنته، بازرس؟

166
00:15:15,250 --> 00:15:16,250
‫‏بریم تو کارش

167
00:15:31,041 --> 00:15:34,916
‫،‏وقتی برای سرمایه‌گذاری در تحقیق پول داری
‫‏می‌تونی دستاوردهای فوق‌العاده‌ای داشته باشی

168
00:15:36,458 --> 00:15:38,291
‫،‏سه هفته قبل از کار

169
00:15:38,375 --> 00:15:40,735
‫‏هم به سی‌اِن‌آی و ‏
‫هم به گوشی پلیس‌ها

170
00:15:40,791 --> 00:15:42,958
‫‏با اپیکیشن‌هایی مثل
‫واتساپ نفوذ کردیم

171
00:15:44,708 --> 00:15:46,458
‫،‏می‌تونستیم میکروفن‌هاشون

172
00:15:46,541 --> 00:15:48,541
‫‏دوربین‌هاشون و چی‌پی‌اِس‌
‫اونا رو فعال کنیم

173
00:15:48,625 --> 00:15:50,416
‫« ‏« اسلام‌آباد
‫« ‏« پاکستان

174
00:15:50,541 --> 00:15:55,000
‫‏کمتر از یه ساعت زمان برد تا بر تمام
‫‏دستگاه‌های ارتباطیِ کارکنان دفاعی مسلط بشیم

175
00:15:55,958 --> 00:15:57,583
‫‏کارِ ریو...

176
00:15:58,291 --> 00:16:00,625
‫‏حالا توسط ۶۵ پاکستانی انجام می‌شد

177
00:16:05,666 --> 00:16:08,500
‫"‏به‌نظر نمی‌اومد توی "سیلیکون ولی
‫،مهمونی رفته باشن

178
00:16:08,583 --> 00:16:09,833
‫‏ولی نابغه بودن

179
00:16:09,916 --> 00:16:12,708
‫،‏به لطف اونا
‫‏به همه‌چی دسترسی داشتیم

180
00:16:15,458 --> 00:16:16,458
‫‏هفتاد و شش

181
00:16:23,833 --> 00:16:25,000
‫‏سه

182
00:16:27,250 --> 00:16:28,583
‫‏سیصد و دوازده

183
00:16:31,958 --> 00:16:33,750
‫‏بالاترین اولویت
‫‏در خطوط جلودار

184
00:16:33,833 --> 00:16:37,333
‫:‏جوخه‌ی دوم، گروه اول برونت
‫‏مجلس نمایندگان

185
00:16:37,416 --> 00:16:40,916
‫:‏جوخه‌ی اول، گروه دوم کوتوره وینتوس
‫‏کاخ سلطنتی

186
00:16:41,000 --> 00:16:43,708
‫:‏جوخه‌ی سوم، گروه اول پاراکوئوس
‫مجلس سنا

187
00:16:43,791 --> 00:16:47,250
‫:‏جوخه‌ی اول، گروه هفتم اِل گولوسو
‫‏کاخ مانکولا

188
00:16:47,333 --> 00:16:49,708
‫:‏جوخه‌ی اول، گروه ششم بریپاک

189
00:16:49,791 --> 00:16:50,708
‫‏بانک مرکزی

190
00:16:50,791 --> 00:16:51,833
‫« ‏« بانک مرکزی
‫« ‏« بریپاک

191
00:16:53,291 --> 00:16:54,375
‫‏توجه کنید

192
00:16:54,958 --> 00:16:57,458
‫،مال شما جوخه‌ی اول
‫گروه ششم بریپاک‌ـه

193
00:16:58,541 --> 00:16:59,875
‫،‏خانم‌ها و آقایان

194
00:17:00,250 --> 00:17:03,250
‫،مال ما جوخه‌ی اول
‫گروه ششم بریپاک‌ـه

195
00:17:03,708 --> 00:17:05,541
‫‏یک-شش، بریپاک

196
00:17:08,625 --> 00:17:10,083
‫‏۱۷دقیقه وقت دارید

197
00:17:10,166 --> 00:17:13,000
‫‏۱۶دقیقه و ۴۵ ثانیه وقت داریم!

198
00:17:13,583 --> 00:17:16,916
‫آرامش خودتون رو حفظ کنید. بجنبید!

199
00:17:21,125 --> 00:17:22,166
‫‏بریپاک!

200
00:17:30,625 --> 00:17:31,958
‫‏گروه ششم!

201
00:17:35,541 --> 00:17:37,625
‫‏وی-آی؟
‫[ عدد ۶ یونانی ]

202
00:17:39,333 --> 00:17:41,208
‫« ‏« بریپاک ششم

203
00:17:47,500 --> 00:17:51,291
‫لازمه یه بار دیگه بگم
‫وقت نداریم؟ تکون بخورید!

204
00:17:55,250 --> 00:17:56,833
‫همگی تا ۷ دقیقه‌ی دیگه آماده باشید!

205
00:17:57,208 --> 00:17:58,416
‫بجنبید!

206
00:18:43,333 --> 00:18:46,333
‫« ‏« سه روز تا روز موعود

207
00:18:54,833 --> 00:18:57,291
‫،‏انقدر پات رو نلرزون
‫‏سین‌سیناتی رو بیدار می‌کنی

208
00:18:57,666 --> 00:18:59,166
‫‏سین‌سیناتی خیلی آرومه

209
00:19:00,208 --> 00:19:01,458
‫‏ولی من نیستم

210
00:19:03,166 --> 00:19:06,375
‫:‏پس رُک و پوست‌کَنده بهت می‌گم
‫‏من نمی‌خوام بری بانک

211
00:19:06,583 --> 00:19:08,333
‫‏ناسلامتی یه بچه‌ی لعنتی داریم

212
00:19:08,416 --> 00:19:10,375
‫‏- آروم باش قبل از اینکه...
‫‏- آروم نمی‌شم

213
00:19:10,458 --> 00:19:13,458
‫‏آروم نمی‌شم چون‌
‫‏سه هفته‌اس نخوابیدم

214
00:19:13,675 --> 00:19:15,616
‫‏ما "بانی و کلاید" نیستیم، مونیکا
‫[ ‏[ زوج خلافکار آمریکایی

215
00:19:15,700 --> 00:19:18,450
‫‏تو منشی مدیری، نه رمبو

216
00:19:18,625 --> 00:19:19,625
‫‏لعنتی!

217
00:19:21,000 --> 00:19:22,208
‫‏- دنور...
‫‏- چیه؟

218
00:19:23,208 --> 00:19:25,666
‫‏من آماده‌ام واردش بشم و می‌شم

219
00:19:25,750 --> 00:19:26,583
‫‏آماده‌ی چی‌ای؟

220
00:19:26,666 --> 00:19:28,625
‫‏که اینجا باشی، با پروفسور اردو بزنی؟

221
00:19:28,708 --> 00:19:30,208
‫‏توی اردوگاه تابستانی جرم و جنایت!

222
00:19:30,291 --> 00:19:32,833
‫‏- گوش کن بهم!
‫‏- نه، تو بهم گوش کن، مونیکا!

223
00:19:33,208 --> 00:19:36,041
‫‏من از وقتی بچه‌ بودم
‫دارم آماده می‌شم

224
00:19:36,500 --> 00:19:39,291
‫‏از وقتی با یه توپ می‌رفتم
‫‏خیابون و ازم می‌گرفتش

225
00:19:39,375 --> 00:19:42,541
‫‏و من چی‌کار می‌کردم؟ دعـوا.
‫‏و روز بعدش، دوباره همینطور

226
00:19:42,625 --> 00:19:44,541
‫‏و روز بعدش، و روز بعدش...

227
00:19:44,625 --> 00:19:46,808
‫‏تا وقتی ۹ سالم شده بود، هیچ‌کس
‫‏جرأت نداشت جلوم ابرو خم کنه

228
00:19:46,891 --> 00:19:50,141
‫‏همچین چیزی رو نمی‌شه یه روزه یاد گرفت.
‫‏و نمی‌تونی بچه رو اینجا ول کنی...

229
00:19:53,541 --> 00:19:55,208
‫‏پیش چندتا راهب

230
00:19:55,500 --> 00:19:56,875
‫‏من بچه‌ام رو ول نمی‌کنم

231
00:19:57,291 --> 00:19:59,541
‫،‏فقط قراره سه روز باشه
‫‏نه تا ابد

232
00:19:59,625 --> 00:20:00,916
‫‏شیر دادنش چی می‌شه؟

233
00:20:01,000 --> 00:20:02,900
‫‏شیر دادنش؟ اون بچه از
‫الان داره استیک می‌خوره!

234
00:20:02,975 --> 00:20:04,958
‫‏- داری از شیر مادر می‌گیری‌ـش
‫‏- نه!

235
00:20:05,041 --> 00:20:06,458
‫‏هلسی، بیداری؟

236
00:20:07,708 --> 00:20:09,291
‫‏بله، بیدارم

237
00:20:09,375 --> 00:20:11,333
‫‏تو مادرش هستی، خیر سرت!

238
00:20:11,416 --> 00:20:13,250
‫‏با عیسی مسیح که داره نگاهم
‫‏می‌کنه خوابم نمی‌ره...

239
00:20:13,333 --> 00:20:15,193
‫‏مسیح داره اون دوتا
‫رو نگاه می‌کنه

240
00:20:15,208 --> 00:20:18,166
‫‏حرف‌های دنور رو گوش کن...
‫‏من یکی کارم باهاش تمومه

241
00:20:18,250 --> 00:20:19,250
‫‏خفه شو!

242
00:20:19,916 --> 00:20:21,166
‫‏و گوش کن بهم

243
00:20:21,250 --> 00:20:24,000
‫‏من یه مادرم. ولی همین‌طور
‫‏همسرت هم هستم

244
00:20:24,875 --> 00:20:26,666
‫‏- و یه دزد هم هستم
‫‏- نه‌خیر، نیستی

245
00:20:26,750 --> 00:20:29,791
‫‏بچه داشتن دلیل نمی‌شه
‫‏اون دوتای دیگه رو انکار کنم

246
00:20:29,875 --> 00:20:32,636
‫‏تو هم همین‌طور. تو یه پدری، ولی اصلاً
‫‏کنار کِشیدن به ذهنت هم خطور نمی‌کنه

247
00:20:32,916 --> 00:20:35,458
‫،‏ممکنه ما "بانی و کلاید" نباشیم
‫ولی من سریع یاد می‌گیرم

248
00:20:36,208 --> 00:20:37,333
‫‏و شونه خالی نمی‌کنم

249
00:20:37,416 --> 00:20:40,000
‫‏من تو شش هفته آماده شدم و امتحانم
‫‏برای «ضرابخونه‌ی سلطنتی» رو قبول شدم

250
00:20:40,083 --> 00:20:42,708
‫‏اون چه ربطی به این داره؟
‫‏برای دزدی هیچ امتحانی نیست!

251
00:20:43,125 --> 00:20:44,583
‫‏اون دخترک دفترنشین دیگه رفته

252
00:20:46,041 --> 00:20:48,458
‫‏مونیکا گازتامبیده دیگه رفته، دنور

253
00:20:48,833 --> 00:20:51,333
‫‏اون توی «ضرابخونه‌ی سلطنتی» جا موند

254
00:20:51,416 --> 00:20:54,916
‫‏به پلیس شلیک کردم تا
‫‏تو، توکیو و ریو رو نجات بدم

255
00:20:55,000 --> 00:20:57,750
‫‏پس بهم نگو که عقب بشینم
‫،‏و شیشه شیر بچه رو گرم کنم

256
00:20:57,833 --> 00:21:00,416
‫‏چون من از هر حرومزاده‌ای دزدترم

257
00:21:00,833 --> 00:21:02,500
‫‏عوضیِ تبعیض‌گرِ جنسی

258
00:21:08,041 --> 00:21:09,041
‫‏نایروبی

259
00:21:09,333 --> 00:21:11,125
‫‏- منو تنها نذار!
‫‏- هی!

260
00:21:11,208 --> 00:21:12,708
‫‏روبه‌راهی؟

261
00:21:12,791 --> 00:21:14,041
‫‏نه، روبه‌راه نیستم

262
00:21:14,125 --> 00:21:16,375
‫‏صداتون رو شنیدم.
‫‏تو مقصر نیستی

263
00:21:16,458 --> 00:21:18,666
‫‏اون بی‌شرف داشت درباره‌ی
‫‏شیر دادن و اینا حرف می‌زد

264
00:21:19,083 --> 00:21:22,000
‫‏- تو جزئی از این گروهی
‫‏- مونیکا، منظورم رو متوجه نشدی

265
00:21:22,083 --> 00:21:24,716
‫‏منظور تک‌تک حرف‌هات رو فهمید.
‫‏تو یه غازنشین واقعی هستی

266
00:21:24,800 --> 00:21:26,480
‫‏- برگرد رختخوابت!
‫‏- من با تو حرف نمی‌زنم!

267
00:21:26,541 --> 00:21:28,851
‫‏- برو تو غارت!
‫‏- شما دخترها خوبید؟ چی شده؟

268
00:21:28,875 --> 00:21:30,833
‫‏این مرتیکه‌ی مردسالار غیر‌قابل‌تحمل

269
00:21:31,583 --> 00:21:32,416
‫‏مردسالار؟

270
00:21:32,500 --> 00:21:35,375
‫‏مردسالار، اون مدل قدیمی
‫‏با تعصبات مرد برتر پنداری...

271
00:21:35,458 --> 00:21:36,583
‫‏حالا که حرفش شد

272
00:21:36,666 --> 00:21:38,791
‫‏می‌دونی مردسالاری واقعی چیه؟

273
00:21:38,875 --> 00:21:39,708
‫‏چیه؟

274
00:21:39,791 --> 00:21:40,791
‫‏از اینجا آویزونه!

275
00:21:40,875 --> 00:21:42,750
‫‏آخه چه مرگتونه!
‫‏ساعت ۳ نصف شبه

276
00:21:42,833 --> 00:21:44,083
‫‏آروم باشید!

277
00:21:44,166 --> 00:21:45,000
‫‏برید ظرف‌ها رو بشورید!

278
00:21:45,083 --> 00:21:47,458
‫،‏تو تبعیض‌گر جنسی نیستی
‫‏فقط یه لاشی‌ای!

279
00:21:47,541 --> 00:21:50,375
‫‏برو اتاقت!
‫‏برو پشم‌هات رو بشمار!

280
00:21:50,458 --> 00:21:51,833
‫‏من و کیرم و کیرم...

281
00:21:56,833 --> 00:21:58,250
‫‏می‌دونید ساعت چنده؟

282
00:21:59,833 --> 00:22:00,833
‫‏سه نصف شبه

283
00:22:00,916 --> 00:22:03,750
‫‏فردا صبح باید کار با ‏سرشیلنگ
‫،حرارتی رو تمرین کنیم

284
00:22:03,833 --> 00:22:07,541
‫‏اونم تو دمای ۳۵۸۰ درجه‌ی
‫سانتی‌گراد، ‏فکر کنم...

285
00:22:08,583 --> 00:22:10,500
‫‏باید استراحت کنید

286
00:22:14,708 --> 00:22:15,708
‫‏برید تو رختخواب

287
00:22:18,000 --> 00:22:20,375
‫‏مونیکا، خواهش می‌کنم، باهام بیا

288
00:22:21,750 --> 00:22:25,416
‫‏ببخشید، پرفسور. دعوامون شد...

289
00:22:27,875 --> 00:22:29,708
‫‏داشتم می‌رفتم با توکیو بخوابم

290
00:22:48,541 --> 00:22:52,083
‫« ‏« ۴۲ دقیقه از ساعت موعود گذشته

291
00:23:02,250 --> 00:23:03,250
‫‏روبه‌راهی؟

292
00:23:03,875 --> 00:23:04,875
‫‏مضطربم

293
00:23:05,166 --> 00:23:07,333
‫‏خب، آروم باش چون این مثل...

294
00:23:08,125 --> 00:23:09,791
‫‏شطرنج بازی‌ کردن‌ـه

295
00:23:10,375 --> 00:23:12,875
‫‏بیشتر شبیه مسابقه‌ی
‫‏قهرمانی جهانی شطرنج، پس...

296
00:23:13,875 --> 00:23:15,416
‫‏قراره مسابقه‌ی طولانی‌ای داشته باشیم

297
00:23:16,458 --> 00:23:18,125
‫‏حرکت‌های نخستین طرفین...

298
00:23:18,750 --> 00:23:19,750
‫‏یک مسابقه و...

299
00:23:21,333 --> 00:23:23,083
‫‏دو استراتژی مبارزه

300
00:23:26,083 --> 00:23:27,583
‫‏و بعد کیش و مات

301
00:23:40,500 --> 00:23:41,500
‫‏ببین

302
00:23:42,041 --> 00:23:43,041
‫‏اینجا، این سمت

303
00:23:43,458 --> 00:23:44,666
‫‏ببین می‌تونی حسش کنی

304
00:23:46,958 --> 00:23:47,958
‫‏یه‌بار دیگه

305
00:23:48,541 --> 00:23:49,750
‫‏آره

306
00:23:50,916 --> 00:23:52,125
‫‏مثل یه لگد کوچولو

307
00:23:55,708 --> 00:23:58,708
‫،‏هر دفعه که قهوه می‌خوردم
‫‏این‌تو دیوانه‌بازار می‌شه

308
00:23:59,833 --> 00:24:02,250
‫‏حالا، از قاصد برام بگو

309
00:24:05,375 --> 00:24:07,541
‫‏من هیچ مددکاری نمی‌شناسم

310
00:24:07,625 --> 00:24:08,625
‫‏جدی؟

311
00:24:10,125 --> 00:24:11,125
‫‏چرا، می‌شناسی

312
00:24:20,833 --> 00:24:21,833
‫نقاب رو بذار

313
00:24:27,833 --> 00:24:28,833
‫نمی‌خوام

314
00:24:30,333 --> 00:24:33,125
‫یا خودت می‌ذاریش یا
‫به عثمان می‌گم بذاره

315
00:24:41,791 --> 00:24:42,791
‫‏بجنب

316
00:24:44,583 --> 00:24:46,958
‫‏یه چرخ‌وفلک‌سواری دیگه

317
00:24:50,416 --> 00:24:52,041
‫‏بذار ببینیم یادت می‌آد یا نه

318
00:24:53,541 --> 00:24:55,208
‫‏قوزک‌هام خیلی باد کردن

319
00:25:02,500 --> 00:25:03,500
‫‏اوناهاشن

320
00:25:04,416 --> 00:25:05,416
‫‏مادر به‌خطاها!

321
00:25:17,208 --> 00:25:20,166
‫با وجود اون‌همه آدم که بهمون
‫توهین می‌کردن دست‌پاچه شده بودم

322
00:25:26,875 --> 00:25:29,958
‫‏دوست داشتم سرم رو از
‫:‏پنجره بکنم بیرون و داد بزنم

323
00:25:30,708 --> 00:25:33,541
‫‏«من توکیوئم. یکی از شما.

324
00:25:34,708 --> 00:25:36,041
‫«...‏ما دالی هستیم

325
00:25:38,875 --> 00:25:40,708
‫‏این نقاب به یه نماد تبدیل شده

326
00:25:42,000 --> 00:25:43,208
‫‏در سراسر جهان

327
00:25:44,625 --> 00:25:46,000
‫،‏چه برای مقاومت

328
00:25:47,000 --> 00:25:49,000
‫‏چه برآشفته‌ها یا شکاک‌ها...
‫‏مهم نیست

329
00:25:50,000 --> 00:25:52,200
‫‏چیزی که مهمه اینه که ‏به
‫خیلی از مردم الهام بخشیده

330
00:25:53,375 --> 00:25:54,375
‫‏نگاهش کنید

331
00:25:55,375 --> 00:25:58,208
‫‏این یه تظاهرات در برابر
‫‏فساد در "ریو دو ژانیرو"ـه

332
00:26:01,625 --> 00:26:03,416
‫‏بوینوس آیرس، آرژانتین

333
00:26:03,750 --> 00:26:06,000
‫‏چندین راه‌پیمایی حقوق زنان

334
00:26:09,708 --> 00:26:10,708
‫‏کلمبیا

335
00:26:13,666 --> 00:26:14,666
‫‏رم

336
00:26:15,875 --> 00:26:16,875
‫‏پاریس

337
00:26:20,166 --> 00:26:22,166
‫‏اجلاس سران گروه ۲۰ در هامبورگ

338
00:26:23,166 --> 00:26:24,750
‫،‏« آزادی، مساوات
‫« ‏مقاومت

339
00:26:24,833 --> 00:26:27,583
‫‏کل استادیوم رو پر کردن

340
00:26:27,666 --> 00:26:28,875
‫‏این فرانسه‌اس

341
00:26:32,041 --> 00:26:33,208
‫‏عربستان سعودی

342
00:26:33,875 --> 00:26:35,750
‫‏چیزی که سعی دارم
‫‏بهتون توضیح بدم اینه که

343
00:26:35,833 --> 00:26:38,291
‫‏ما به خیلی‌ها الهام بخشیدیم
‫‏که همراهمون بجنگن

344
00:26:40,250 --> 00:26:42,666
‫‏همه‌ی اون آدم‌ها حالا
‫‏یکی ما از ما هستن

345
00:26:48,916 --> 00:26:50,416
‫‏هیچ‌وقت اینو فراموش نکنید

346
00:26:54,333 --> 00:26:55,333
‫‏و اوناهاشن

347
00:26:56,041 --> 00:26:58,083
‫‏پرفسور نقابش رو
‫،بر صورت گذاشت

348
00:26:58,333 --> 00:27:00,416
‫‏و همه‌ی دالی‌ها رو به بیرون فراخوند

349
00:27:00,500 --> 00:27:01,916
‫‏و دالی‌ها پاسخ دادن

350
00:27:03,750 --> 00:27:07,208
‫‏تمام اینا رو در شبکه‌های اجتماعی
‫‏و گروه‌های واتساپ برنامه‌ریزی کردن

351
00:27:07,291 --> 00:27:08,541
‫‏و چیزی که

352
00:27:08,625 --> 00:27:11,541
‫‏از همه بیشتر احتیاج
‫‏داشتیم بشنویم رو فریاد زدن

353
00:27:12,250 --> 00:27:14,250
‫«.‏«هیچ‌وقت تنها نیستید

354
00:27:15,583 --> 00:27:17,291
‫« ‏« کافی‌ـه

355
00:27:20,708 --> 00:27:22,791
‫‏ولی این شعر خالی بود

356
00:27:22,875 --> 00:27:25,875
‫‏اصل ماجرا تازه
‫داشت شروع می‌شد

357
00:27:26,416 --> 00:27:28,333
‫« ‏« خائن‌ها

358
00:27:30,625 --> 00:27:33,166
‫« ‏« بانک مرکزی
‫« ‏« ۴۷ دقیقه از ساعت موعود گذشته

359
00:27:37,083 --> 00:27:38,500
‫‏بجنبید! حرکت کنید، حرکت کنید!

360
00:27:45,416 --> 00:27:48,500
‫‏- همگی برید عقب!
‫‏- بیاید همگی آرامش‌مون رو حفظ کنیم

361
00:27:48,583 --> 00:27:49,958
‫‏بجنبید، بجنبید!

362
00:27:50,041 --> 00:27:52,166
‫‏حرکت نکنید!
‫‏هیچ‌کس حرکت نکنه!

363
00:27:59,625 --> 00:28:01,458
‫‏کاروان واقعی تو راهه

364
00:28:12,291 --> 00:28:13,583
‫‏هشت کیلومتر دورتره

365
00:28:16,750 --> 00:28:18,583
‫‏هشت کیلومتر فقط ۶ دقیقه زمان می‌بره

366
00:28:18,666 --> 00:28:20,750
‫‏فقط ۶ دقیقه فرصت
‫دارن تا انجامش بدن

367
00:28:25,333 --> 00:28:26,458
‫‏درود مریم بر تو باد

368
00:28:27,208 --> 00:28:28,208
‫‏گمشو

369
00:28:35,666 --> 00:28:39,375
‫«.‏باید جواب بدی: «پر برکت
‫‏تو یه جای مقدس هستیم ها

370
00:28:39,458 --> 00:28:41,283
‫‏عجب عوضی‌ای هستی...

371
00:28:43,875 --> 00:28:45,083
‫‏عصر به‌خیر، ممکنه؟

372
00:28:45,166 --> 00:28:46,833
‫‏البته، سرخیو، البته

373
00:28:47,250 --> 00:28:48,250
‫‏ممنون

374
00:28:50,458 --> 00:28:52,625
‫‏جفت نقشه‌ها رو با
‫جزئیات مطالعه کردم

375
00:28:53,708 --> 00:28:56,083
‫‏جفتش رو مقایسه کردم.
‫‏و باید بگم که...

376
00:28:56,166 --> 00:28:59,166
‫،‏«ضرابخونه‌ی سلطنتی» سخته
‫‏واقعاً سخته، ولی ممکنه

377
00:28:59,250 --> 00:29:00,250
‫‏حتی معقول‌ـه

378
00:29:00,916 --> 00:29:02,708
‫‏اما ورود به بانک مرکزی...

379
00:29:04,208 --> 00:29:06,083
‫‏دیوانه‌واره...

380
00:29:06,666 --> 00:29:09,291
‫‏و از همه مهم‌تر، غیرممکنه

381
00:29:11,000 --> 00:29:12,708
‫‏- ممکنه غیرممکن به‌نظر بیاد...
‫‏- غیرممکنه

382
00:29:12,791 --> 00:29:14,625
‫‏و این غیرممکن‌ به‌نظر رسیدنش...

383
00:29:15,291 --> 00:29:16,958
‫‏خیلی خوشگلش کرده

384
00:29:20,000 --> 00:29:21,375
‫‏غیرممکن به‌نظر می‌آد، ولی...

385
00:29:22,541 --> 00:29:24,083
‫‏پالرمو، ما رو در جریان بذار

386
00:29:24,500 --> 00:29:27,708
‫،‏خانم‌ها و آقایان
‫‏به بانک مرکزی خوش اومدید

387
00:29:28,166 --> 00:29:31,375
‫‏ما ۱۰ متر می‌ریم
‫زیر کف، ۲۰ متر...

388
00:29:31,708 --> 00:29:32,708
‫‏۳۰ متر...

389
00:29:33,250 --> 00:29:34,250
‫‏۴۰ متر...

390
00:29:34,541 --> 00:29:35,750
‫‏و ایناهاشش

391
00:29:37,583 --> 00:29:39,125
‫‏سردابه

392
00:29:39,208 --> 00:29:42,000
‫‏۴۸ متر زیر زمین

393
00:29:42,083 --> 00:29:45,750
‫‏سردابه کاملاً غیرقابل‌نفوذه

394
00:29:45,833 --> 00:29:46,833
‫‏چرا؟

395
00:29:47,916 --> 00:29:50,083
‫،‏چون‌ ممکنه غرق بشه
‫‏خانم‌ها و آقایان

396
00:29:50,166 --> 00:29:51,875
‫‏لعنت به اسپانیولی‌های باهوش

397
00:29:51,958 --> 00:29:54,375
‫‏واقعاً آدم باید یه حرومزاده‌ی منحرف
‫‏باشه تا همچین چیزی به ذهنش برسه!

398
00:29:54,458 --> 00:29:56,750
‫‏- یه‌کم احترام بذار بابا
‫‏- تعریف بود

399
00:29:56,833 --> 00:29:59,541
‫‏عالی‌ـه. شاهکاره

400
00:29:59,625 --> 00:30:00,625
‫‏تو دنیا بی‌همتاست

401
00:30:00,708 --> 00:30:04,208
‫‏دوتا نهر رو توی
‫محفظه‌ی طلا کانال زدن

402
00:30:04,291 --> 00:30:06,916
‫‏۴۵ کیلومتر لوله‌ی
‫فولادی زیر زمین

403
00:30:07,583 --> 00:30:09,583
‫‏- چرا؟
‫‏- تا اگه کسی مبادا

404
00:30:09,666 --> 00:30:11,375
‫‏به در دست زد...

405
00:30:15,208 --> 00:30:18,708
‫‏محفظه در عرض کمتر
‫از ۲۰ دقیقه ‏غرق بشه

406
00:30:19,625 --> 00:30:21,458
‫،‏اگه به طلا دست بزنید

407
00:30:21,958 --> 00:30:25,583
‫،‏مثل یه وزغ منفجر می‌شید
‫‏و غرق می‌شید... شگفت‌انگیزه

408
00:30:27,666 --> 00:30:31,666
‫‏همه‌چیز اون‌قدر دلسردکننده‌اس که هیچ‌کس
‫‏انتظار نداره کسی امتحانش کنه و موفق بشه

409
00:30:33,958 --> 00:30:35,625
‫‏به‌خاطر همینه که راستِ کاره

410
00:30:35,708 --> 00:30:37,208
‫‏راستش، خیلی ساده‌اس

411
00:30:38,166 --> 00:30:39,833
‫‏اگه از استعداد

412
00:30:40,375 --> 00:30:41,208
‫‏و علم استفاده کنیم

413
00:30:41,291 --> 00:30:43,916
‫‏بهترین‌ ذهن‌ها در مهندسی...

414
00:30:45,041 --> 00:30:46,125
‫،‏در فیزیک

415
00:30:46,666 --> 00:30:49,666
‫‏در مکانیک سیالات... می‌تونی تصور کنی
‫اونا برای یه کار برنامه‌ریزی کنن؟

416
00:30:49,750 --> 00:30:51,458
‫‏عالیجناب برای کار درخواست داده

417
00:30:51,541 --> 00:30:53,791
‫‏ولی چطور امکان داره برید توش؟

418
00:30:54,500 --> 00:30:58,125
‫،‏یه یگان گارد کشوری هست
‫‏۲۰ نگهبان امنیتی خصوصی هست

419
00:30:58,208 --> 00:31:01,208
‫‏محافظین شخصی رئیس هم هستن.
‫‏و اونجا از نظر استراتژی هم مهمه

420
00:31:01,666 --> 00:31:03,333
‫‏ارتش در عرض چند
‫دقیقه سرمون می‌ریزه

421
00:31:03,916 --> 00:31:06,625
‫‏با لباس دزد توش
‫وارد شدن سخته، آره

422
00:31:07,041 --> 00:31:08,375
‫،‏ولی، سرخیو

423
00:31:08,458 --> 00:31:09,916
‫،‏تصور کن هرج و مرج باشه

424
00:31:10,208 --> 00:31:13,416
‫‏و تو اونی هستی که همه انتظار
‫‏دارن بیاد همه‌چی رو نجات بده

425
00:31:16,333 --> 00:31:19,333
‫‏و هرج و مرج ایجاد کردن خیلی
‫راحته، برادر. ‏بذار بهت بگم...

426
00:31:20,041 --> 00:31:22,250
‫‏با آغوش باز ازمون استقبال می‌کنن

427
00:31:24,041 --> 00:31:26,041
‫« ‏«گارد کشوری

428
00:31:27,083 --> 00:31:28,625
‫،‏سروان گاریدو

429
00:31:28,708 --> 00:31:31,083
‫‏جوخه‌ی اول، گروه ششم بریپاک

430
00:31:31,166 --> 00:31:32,291
‫‏ستوان آلکازار

431
00:31:32,375 --> 00:31:33,975
‫‏دستور داریم ساختمون
‫رو امن نگه داریم

432
00:31:34,000 --> 00:31:35,750
‫‏می‌خوام تموم اون
‫مردم برن بیرون

433
00:31:39,458 --> 00:31:42,791
‫‏می‌خوام محدوده‌ی نگهبانی رو
‫‏تا ۱۵۰ متر جلوتر از سر در عریض‌تر کنم

434
00:31:42,875 --> 00:31:45,875
‫‏و درهای بانک رو باز کنید.
‫‏یه کاروان تو راهه

435
00:31:48,500 --> 00:31:50,500
‫‏خانم‌ها، داریم وارد می‌شیم

436
00:31:50,875 --> 00:31:52,900
‫‏ما دستورانی مبنی بر
‫هماهنگ‌کردن دریافت کردیم

437
00:31:52,925 --> 00:31:54,916
‫‏ولی اجازه نداریم یه
‫کاروان رو به داخل راه بدیم

438
00:31:55,000 --> 00:31:56,875
‫‏قربان، کاروان
‫داره نزدیک می‌شه

439
00:31:58,083 --> 00:32:00,375
‫‏من چنین دستوری به افرادم نمی‌دم

440
00:32:10,416 --> 00:32:12,375
‫‏کاروان رو متوقف کنید

441
00:32:17,458 --> 00:32:19,166
‫‏دارن ما رو نگه
‫می‌دارن، دخترها

442
00:32:21,416 --> 00:32:22,416
‫‏قربان

443
00:32:23,208 --> 00:32:24,875
‫‏من درخواست ورود فوری دارم

444
00:32:26,916 --> 00:32:27,916
‫‏خیمنز

445
00:32:29,625 --> 00:32:30,625
‫‏بی‌سیمت رو بده بهم

446
00:32:36,000 --> 00:32:37,625
‫‏کارکنان مرکز

447
00:32:37,708 --> 00:32:41,041
‫،‏ستوان آلکازار صحبت می‌کنه
‫یگان گارد کشوری

448
00:32:41,125 --> 00:32:43,833
‫‏من فوراً تقاضای تأیید ورود
‫‏جوخه‌ی بریپاک به داخل

449
00:32:43,916 --> 00:32:45,500
‫‏بانک مرکزی رو دارم

450
00:32:48,000 --> 00:32:49,791
‫‏جریان چیه؟

451
00:32:54,291 --> 00:32:58,000
‫‏سرهنگ کاسترو هستم.
‫‏به‌تازگی آماده‌باش سطح ۵ اعلام شده

452
00:32:58,083 --> 00:33:00,000
‫‏تکرار می‌کنم، آماده‌باش سطح ۵.
‫،از حالا به بعد

453
00:33:00,083 --> 00:33:03,833
‫‏ارتش مسئول دفاع از
‫بانک و پیرامونش هست

454
00:33:04,250 --> 00:33:07,083
‫‏پس شروع به هماهنگ ‌کردن افرادت
‫بکن ‏و تا رسیدن سرهنگ سِرسِدا

455
00:33:07,166 --> 00:33:09,208
‫‏از دستورات سروان گاریدو
‫پیروی کن، ‏دریافت شد؟

456
00:33:15,000 --> 00:33:16,750
‫‏بله، قربان. مفهومه

457
00:33:35,750 --> 00:33:37,416
‫‏بیاید محدوده‌ی نگهبانی
‫رو عریض‌تر کنیم

458
00:33:38,041 --> 00:33:40,666
‫‏می‌خوام تمام اون بی‌سروپاها
‫اون‌ور خیابون باشن

459
00:33:49,625 --> 00:33:51,875
‫‏بیاید تا رسیدن جوخه
‫جمعیت رو پراکنده کنیم

460
00:33:52,833 --> 00:33:54,375
‫‏گاز اشک‌آور رو آماده کنید!

461
00:33:55,333 --> 00:33:57,416
‫‏و گاز اشک‌آور رو آماده کنید!

462
00:34:03,625 --> 00:34:05,458
‫‏بذارید وارد بشن.
‫‏اجازه صادر شد

463
00:34:23,041 --> 00:34:25,625
‫بألاخره وارد شدیم

464
00:34:45,166 --> 00:34:46,791
‫‏می‌دونید آیکیدو چیه؟

465
00:34:46,875 --> 00:34:48,333
‫‏بله، دستگاه تهویه‌اس

466
00:34:48,416 --> 00:34:52,666
‫:‏نه، از اون شکلات چوبی‌های آشغاله
‫‏نه تنقلات هستن نه پیش‌غذا

467
00:34:52,750 --> 00:34:55,333
‫‏آیـ-کیـ-ـدو

468
00:34:55,416 --> 00:34:57,916
‫‏از نیروی دشمن به نفع
‫خودتون استفاده کنید

469
00:34:58,000 --> 00:35:00,250
‫‏ما تنهایی نمی‌تونیم
‫‏وارد بانک مرکزی بشیم

470
00:35:00,333 --> 00:35:02,666
‫‏نیروی دشمن خیلی
‫از ما بزرگ‌تره

471
00:35:02,750 --> 00:35:03,750
‫‏پس...

472
00:35:05,833 --> 00:35:07,083
‫‏آیکیدو رو پیاده می‌کنیم

473
00:35:07,166 --> 00:35:09,208
‫‏چطوری آیکیدو رو
‫پیاده کنیم، پرفسور؟

474
00:35:09,291 --> 00:35:11,208
‫‏هر کاری که خودمون نتونیم بکنیم

475
00:35:11,291 --> 00:35:13,541
‫‏گارد کشوری یا

476
00:35:13,625 --> 00:35:16,583
‫‏ارتش اسپانیا یا نگهبان‌های ‏امنیتی
‫خصوصی بانک انجام‌شون می‌دن

477
00:35:18,166 --> 00:35:21,416
‫‏اونا مطمئن می‌شن که هیچ‌کس ‏نزدیک‌تر
‫از ۱۵۰ متری ساختمون نمی‌آد

478
00:35:22,625 --> 00:35:25,416
‫‏تعداد دقیق گروگان‌های
‫‏داخل بانک رو می‌فهمیم

479
00:35:25,875 --> 00:35:27,555
‫‏چند نفر داخل ساختمون هستن؟

480
00:35:27,583 --> 00:35:30,541
‫‏مأمورهای امنیتی تعداد رو می‌گن

481
00:35:31,000 --> 00:35:32,500
‫‏سیصد و شصت و هفت نفر

482
00:35:33,625 --> 00:35:34,458
‫‏آیکیدو

483
00:35:34,541 --> 00:35:37,541
‫‏می‌خوام هر ۳۶۷ نفر
‫‏تا سه دقیقه‌‌ی دیگه اینجا باشن

484
00:35:37,625 --> 00:35:38,833
‫‏مواد منفجره رو

485
00:35:38,916 --> 00:35:42,666
‫‏روی سر در و پنجره‌ها کار می‌ذاریم، اونم ‏تو
‫روز روشن توی خیابون و دیده نمی‌شیم. چطوری؟

486
00:35:42,750 --> 00:35:46,250
‫‏به لطف گاز اشک‌آوری که گارد کشوری
‫‏به جمعیت پرت می‌کنه تا پراکنده‌شون کنه

487
00:35:46,875 --> 00:35:48,166
‫‏آیکیدو

488
00:36:23,791 --> 00:36:25,416
‫‏پروتکل تخلیه

489
00:36:25,500 --> 00:36:27,750
‫‏می‌خوام تا سه دقیقه‌ی
‫‏دیگه همه این پایین باشن

490
00:36:27,833 --> 00:36:29,041
‫‏تکون بخورید!

491
00:36:29,125 --> 00:36:30,958
‫‏- این یه مانور تخلیه نیست
‫‏- همین حالا

492
00:36:31,041 --> 00:36:32,041
‫‏پروتکل تخلیه

493
00:36:32,125 --> 00:36:34,541
‫‏طبق یه پروتکل سختگیرانه
‫‏‏مشتری‌ها و کارمند‌ها رو

494
00:36:34,625 --> 00:36:36,041
‫‏از ساختمون بیرون می‌کنیم

495
00:36:36,708 --> 00:36:37,708
‫‏چطوری؟

496
00:36:38,125 --> 00:36:39,875
‫‏بیاید تخلیه رو شروع کنیم

497
00:36:39,958 --> 00:36:42,375
‫‏می‌خوام همین حالا
‫همگی بیان این پایین!

498
00:36:47,666 --> 00:36:48,875
‫‏پروتکل تخلیه

499
00:36:48,958 --> 00:36:50,250
‫‏با نظم و ترتیب خارج بشید

500
00:36:52,750 --> 00:36:55,226
‫‏گارد کشوری و کارکنان امنیتی
‫،‏به ساختمون یورش می‌برن

501
00:36:55,250 --> 00:36:56,500
‫،‏دفتر به دفتر

502
00:36:56,583 --> 00:36:58,875
‫‏و در عرض کمتر از سه دقیقه
‫‏همه رو تخلیه می‌کنن

503
00:36:58,958 --> 00:36:59,958
‫‏آیکیدو!

504
00:37:00,041 --> 00:37:01,791
‫‏زود باشید! زود باشید!

505
00:37:01,875 --> 00:37:03,458
‫‏زود باشید! زود باشید!

506
00:37:07,541 --> 00:37:09,541
‫‏بجنبید، زود باشید!

507
00:37:09,625 --> 00:37:12,458
‫‏بهمون کمک می‌کنن تمامی وسایلی که
‫‏برای کار می‌خوایم رو داخل بیارن

508
00:37:18,625 --> 00:37:19,625
‫‏بجنبید!

509
00:37:26,833 --> 00:37:27,833
‫‏بجنبید!

510
00:37:28,333 --> 00:37:30,416
‫‏بجنبید! ‏بجنبید!

511
00:37:30,500 --> 00:37:32,750
‫‏لطفاً، از همه‌تون
‫می‌خوام که ساکت باشید

512
00:37:33,208 --> 00:37:35,625
‫‏ساختمون رو در دو
‫:گروه تخلیه می‌کنیم

513
00:37:35,875 --> 00:37:37,166
‫‏گروه ‍۱ و گروه ۲

514
00:37:37,250 --> 00:37:39,125
‫‏و گروگان‌های اضافی
‫رو خارج می‌کنن

515
00:37:39,208 --> 00:37:41,958
‫‏همه‌شون با هم می‌رن و ‏ما رو
‫از شرّ یه مشکل خلاص می‌کنن

516
00:37:42,041 --> 00:37:43,250
‫‏آیکیدو!

517
00:37:43,333 --> 00:37:44,666
‫‏گروه ۱: همین حالا بیرون!

518
00:37:47,500 --> 00:37:49,750
‫‏- تکون نخورید، تکون نخورید
‫‏- عقب بکِشید

519
00:37:49,833 --> 00:37:50,875
‫‏بجنبید

520
00:37:50,958 --> 00:37:54,291
‫‏پیش به جلو، پیش به جلو! برید، برید!

521
00:37:54,375 --> 00:37:55,958
‫‏پیش به جلو، پیش به جلو!

522
00:37:56,041 --> 00:37:56,958
‫‏برید، برید!

523
00:37:57,041 --> 00:37:57,916
‫‏پیش به جلو!

524
00:37:58,000 --> 00:37:59,583
‫‏اونجا وای‌نسید! تکون بخورید!

525
00:37:59,666 --> 00:38:00,875
‫‏همگی بیرون!

526
00:38:02,041 --> 00:38:04,458
‫‏وای‌نسید!
‫‏تا آخر خیابون برید!

527
00:38:04,541 --> 00:38:05,833
‫‏تکون بخورید، تکون بخورید!

528
00:38:05,916 --> 00:38:07,125
‫‏تکون بخورید!

529
00:38:08,041 --> 00:38:09,041
‫‏وای‌نسید!

530
00:38:18,708 --> 00:38:22,166
‫‏پیش به جلو! بجنبید!

531
00:38:22,250 --> 00:38:23,708
‫‏تکون بخور، خانم!

532
00:38:23,791 --> 00:38:25,041
‫،‏بعد

533
00:38:25,125 --> 00:38:26,875
‫،‏وقتی همه سر جاشون هستن

534
00:38:33,541 --> 00:38:35,125
‫‏فقط کافی‌ـه یه دکمه رو فشار بدیم

535
00:38:39,833 --> 00:38:40,833
‫‏و من اون دکمه رو...

536
00:38:41,833 --> 00:38:43,041
‫‏فشارش می‌دم

537
00:39:12,750 --> 00:39:13,958
‫دیگه هیچ راه برگشتی نیست

