‫﻿۱
00:00:23,250 --> 00:00:24,250
‫خدایا

2
00:00:30,708 --> 00:00:32,916
‫،نه، نمی‌ره پایین
‫یکی دیگه بهم بده

3
00:00:33,000 --> 00:00:34,833
‫- لطفاً، لطفاً
‫- یکی دیگه

4
00:00:34,916 --> 00:00:36,000
‫یه تزریقِ دیگه

5
00:00:47,416 --> 00:00:49,458
‫یالا، یالا، یالا

6
00:00:49,541 --> 00:00:50,541
‫چه خبر شده؟

7
00:00:56,500 --> 00:00:58,125
‫خیلی‌خب، بهتره، بهتره

8
00:00:59,250 --> 00:01:00,458
‫بهتره

9
00:02:04,250 --> 00:02:05,416
‫چقدر زمان باقی مونده؟

10
00:02:06,583 --> 00:02:07,583
‫پنج ثانیه

11
00:02:16,458 --> 00:02:19,041
‫،درها باز شدن
‫،همه آماده بشید، یالا

12
00:02:20,083 --> 00:02:24,125
‫آماده بشید! ماسک‌ها رو بذارید

13
00:02:42,583 --> 00:02:44,875
‫نارنجک دودزا، همین الان

14
00:03:06,250 --> 00:03:07,250
‫ساکت

15
00:03:07,458 --> 00:03:08,500
‫لعنتی، آروم باش

16
00:03:09,083 --> 00:03:10,083
‫این فقط دوده

17
00:03:14,375 --> 00:03:16,041
‫هنوز نه. صبر کنید

18
00:03:18,333 --> 00:03:21,083
‫هلیکوپترها، تا سی ثانیه میان پایین

19
00:03:29,833 --> 00:03:32,375
‫حالا! میریم بیرون. یالا

20
00:03:32,458 --> 00:03:35,375
‫حالا. سریع. همه برید بیرون

21
00:03:35,458 --> 00:03:37,708
‫یالا. داریم میریم بیرون

22
00:03:38,750 --> 00:03:41,333
‫همه برید بیرون.
‫سریع، سریع، سریع

23
00:03:42,916 --> 00:03:44,000
‫یالا! بیرون!

24
00:03:44,083 --> 00:03:45,333
‫یالا، یالا! بیرون!

25
00:03:45,666 --> 00:03:46,666
‫سریع

26
00:04:04,291 --> 00:04:05,541
‫یعنی چی؟

27
00:04:05,625 --> 00:04:06,958
‫نمی‌تونیم از اونجا وارد بشیم

28
00:04:07,041 --> 00:04:08,166
‫باید عملیات رو لغو کنیم

29
00:04:09,041 --> 00:04:11,666
‫من به بالکن‌ها اهمیتی نمیدم.
‫،اگه گروگانی اونجا دارن

30
00:04:11,750 --> 00:04:13,125
‫از درِ اصلی می‌ریم

31
00:04:13,208 --> 00:04:16,041
‫نیروهای زرهی، برید جلو

32
00:04:47,708 --> 00:04:50,375
‫یالا، یالا! آدم بدا پشت اون درن

33
00:04:50,458 --> 00:04:53,500
‫در رو باز می‌کنم و میری بیرون، در حالی
‫که دستات بالاست و این جعبه‌ها رو گرفتی

34
00:04:53,625 --> 00:04:55,125
‫این چیزی‌ـه که فکر می‌کنی، یتیم؟

35
00:04:57,083 --> 00:04:58,333
‫لعنتی

36
00:05:04,333 --> 00:05:05,875
‫دارن درها رو باز می‌کنن

37
00:05:05,958 --> 00:05:09,083
‫بهتر. بیاید با تمام قدرتی
‫که داریم وارد بشیم. الان

38
00:05:14,625 --> 00:05:16,416
‫دارم میگم که بری اون بیرون

39
00:05:16,500 --> 00:05:17,958
‫کسی حرکت نکنه

40
00:05:18,041 --> 00:05:19,625
‫برو بیرون، همین الان

41
00:05:19,708 --> 00:05:23,208
‫نیروهای ویژه دارن می‌رسن.
‫کسی حرکت نکنه

42
00:05:38,125 --> 00:05:39,500
‫می‌خوای چیکار کنی؟

43
00:05:40,208 --> 00:05:42,541
‫،می‌خوای بهمون شلیک کنی
‫جوری که به بابات شلیک شده؟

44
00:05:46,875 --> 00:05:47,708
‫کسی حرکت نکنه

45
00:05:47,791 --> 00:05:50,250
‫دنور، داری چیکار می‌کنی؟

46
00:05:52,208 --> 00:05:53,208
‫دنور

47
00:05:53,333 --> 00:05:54,708
‫داری چیکار می‌کنی، دنور؟

48
00:05:55,500 --> 00:05:59,666
‫،و برادر، اون همون سورپرایز بزرگ‌ـه
‫همونی که داری بهش فکر می‌کنی

49
00:06:00,916 --> 00:06:02,666
‫پرچم سفید

50
00:06:02,750 --> 00:06:04,125
‫پرچم سفید

51
00:06:04,625 --> 00:06:06,333
‫پرچم سفید

52
00:06:08,416 --> 00:06:09,583
‫داره چیکار می‌کنه؟

53
00:06:10,583 --> 00:06:11,833
‫داره چیکار می‌کنه؟

54
00:06:12,250 --> 00:06:13,500
‫پرچم سفید

55
00:06:14,125 --> 00:06:15,375
‫پرچم سفید

56
00:06:17,375 --> 00:06:18,875
‫هدف تأیید شد

57
00:06:21,000 --> 00:06:22,875
‫دنور

58
00:06:35,500 --> 00:06:38,333
‫،من هدف رو تو دید دارم
‫تو تیررس‌ منه

59
00:06:38,416 --> 00:06:40,125
‫درخواست اجازه‌ برای شلیک

60
00:06:41,500 --> 00:06:44,380
‫،درخواست اجازه برای شلیک
‫تکرار می‌کنم، درخواست اجازه برای شلیک

61
00:06:45,916 --> 00:06:49,666
‫یه دولت می‌تونه قبول کنه که مجبور
‫شده ارتش رو به خیابونا بکشه

62
00:06:50,250 --> 00:06:54,333
‫یه دولت می‌تونه بهت اجازه بده که وارد
‫،ذخیره‌ی ملی‌ـش بشی و طلاش رو بدزدی

63
00:06:54,416 --> 00:06:57,916
‫ولی یه چیزی هست که نمی‌تونن
‫اجازه بدن اتفاق بی‌افته

64
00:07:00,083 --> 00:07:02,666
‫یه دولت نمی‌تونه تحمل کنه که
‫به رازهاش دسترسی پیدا کنید

65
00:07:03,500 --> 00:07:07,166
‫اگه این جعبه‌های قرمز رو ببریم
‫،بیرون، و اونا این رو ببینن

66
00:07:07,791 --> 00:07:10,625
‫فقط چند ثانیه زمان می‌بره تا
‫بفهمن ما چی تو دست‌مون داریم

67
00:07:10,708 --> 00:07:11,791
‫و متعلق به ما میشن

68
00:07:11,875 --> 00:07:13,291
‫اون حرومزاده‌ها

69
00:07:13,375 --> 00:07:16,333
‫،چون تو اون ۲۴ تا جعبه

70
00:07:16,708 --> 00:07:19,708
‫،رازهایی از وزارت‌ کشور

71
00:07:20,666 --> 00:07:25,833
‫وزارت امور خارجه، سازمان اطلاعات و اینکه
‫چطور وجوه ذخیره رو خرج می‌کنن وجود داره

72
00:07:25,916 --> 00:07:27,633
‫فاضلاب‌های دولت

73
00:07:27,791 --> 00:07:31,166
‫تمام چیزایی که سیستم
‫،نمی‌تونه بذاره که علنی بشن

74
00:07:31,458 --> 00:07:35,958
‫یا در غیراینصورت اونا هم درست میرن تو
‫همون فاضلابی که رازهاشون تو اون بود

75
00:07:38,208 --> 00:07:39,666
‫حرومزاده‌ها

76
00:07:43,750 --> 00:07:45,041
‫حمله رو متوقف کنید

77
00:07:45,125 --> 00:07:48,791
‫،تکرار می‌کنم، متوقفش کنید
‫به پرچم سفید احترام بذارید و عقب بکشید

78
00:07:50,666 --> 00:07:53,541
‫برای این حرومزاده‌ها ممکنه که
‫بتونن به اتاق دسترسی پیدا کنن؟

79
00:07:53,625 --> 00:07:54,791
‫نمی‌دونم، سرهنگ

80
00:07:56,333 --> 00:07:57,791
‫- نمی‌دونم
‫- محض رضای خدا

81
00:08:21,875 --> 00:08:22,958
‫آره

82
00:08:26,375 --> 00:08:27,375
‫آره

83
00:09:59,025 --> 00:10:05,025
‫<font color="#bdd۲df">«:: :مــتـرجـم ::»</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">|^| Caped crusader |^|</font>

84
00:10:50,541 --> 00:10:53,500
‫،سکس گی بهترین سکس دنیاست
‫و می‌دونی چرا؟

85
00:10:53,583 --> 00:10:54,500
‫مشخصه

86
00:10:54,583 --> 00:10:56,291
‫چون زنی توش نیست

87
00:10:57,125 --> 00:10:59,083
‫،تو همجنس‌گرا نیستی
‫تو زن گریزی

88
00:10:59,166 --> 00:11:02,416
‫- چطوری تو یه پاتیل به دنیا نیومدی؟
‫- نه خانوم

89
00:11:02,500 --> 00:11:06,333
‫زن گریزی رو با زیست‌شناسی اشتباه نگیر.
‫اونا حقایق هستن. خیلی ساده‌ست

90
00:11:06,416 --> 00:11:10,250
‫ما مردها باید از شر
‫سم‌مون راحت بشیم

91
00:11:10,333 --> 00:11:12,125
‫،هر چند ساعت یکبار
‫باید بریم رو کار

92
00:11:12,208 --> 00:11:16,416
‫و بعدش اون بدنی که ما سم‌مون
‫رو توش ریختیم رو پس می‌زنیم

93
00:11:16,500 --> 00:11:18,892
‫،اهمیتی نداره چه بدنی باشه
‫ما فقط ردش می‌کنیم

94
00:11:18,916 --> 00:11:20,166
‫بعدش میگیم بای بای

95
00:11:20,875 --> 00:11:21,958
‫بوم بوم، بای بای

96
00:11:22,041 --> 00:11:23,666
‫- زیباست
‫- سکس همجنسگرایانه

97
00:11:23,750 --> 00:11:25,666
‫سکس بین زنا هم همجنس‌گرایانه‌ست

98
00:11:25,750 --> 00:11:30,666
‫بوم بوم، بای بای، دو تا مرد
‫هم رو می‌بینن و به هم کمک می‌کنن

99
00:11:30,750 --> 00:11:33,541
‫بوم بوم، بای بای، اونا حتی اسم
‫همدیگه رو هم نمی‌دونن، فوق‌العاده‌ست

100
00:11:33,958 --> 00:11:35,208
‫می‌دونی چی فوق‌العاده‌ست؟

101
00:11:35,541 --> 00:11:38,000
‫سکس‌های فوق‌العاده‌ای که
‫زن‌ها می‌تونن ازشون لذت ببرن

102
00:11:38,083 --> 00:11:40,125
‫و می‌تونیم ده بار با
‫موفقیت انجامش بدیم...

103
00:11:40,500 --> 00:11:42,375
‫- یا بیشتر
‫- و اورگاسم‌های چندگانه‌مون

104
00:11:42,458 --> 00:11:45,250
‫ما می‌تونم برای ساعت‌ها
‫ارضا بشیم، نه فقط چند ثانیه

105
00:11:47,500 --> 00:11:50,476
‫من نمیگم که خدا استعداد
‫لذت بردن رو بهتون نداده

106
00:11:50,500 --> 00:11:51,916
‫گفتن این زن گریزانه‌ست

107
00:11:52,000 --> 00:11:54,625
‫فقط به سادگی دارم میگم
‫که بهش نیازی ندارید

108
00:11:54,708 --> 00:11:56,833
‫- در این صورت...
‫- ،جوری که برای مردها یه نیاز اصلی‌ـه

109
00:11:56,916 --> 00:11:58,958
‫،برای زن‌ها نیست
‫بذارید توضیح بدم

110
00:11:59,750 --> 00:12:03,583
‫جهان پر از سوناهایی که مردها همدیگه
‫رو می‌بینن و به هم کمک می‌کنن

111
00:12:03,666 --> 00:12:07,375
‫،پارک‌های عمومی، توالت‌های عمومی
‫جایی که هم رو پیدا می‌کنیم و میریم رو کار

112
00:12:07,458 --> 00:12:08,875
‫یه بشر دوستی نطفه‌ای‌ـه

113
00:12:08,958 --> 00:12:10,416
‫اون سوناها برای زنا کجاست؟

114
00:12:10,500 --> 00:12:12,416
‫- ما بهشون احتیاجی نداریم
‫- ندارید؟

115
00:12:12,500 --> 00:12:14,000
‫- البته که نه
‫- اونا وجود ندارن

116
00:12:14,083 --> 00:12:19,291
‫توالت‌تای عمومی که توش سینه‌هات
‫رو می‌مالونی کجاست؟ وجود ندارن

117
00:12:19,958 --> 00:12:21,918
‫،بهتون میگم چرا
‫و دلیلش مشاجره‌ انگیز‌ـه

118
00:12:22,583 --> 00:12:27,125
‫چون سکس جنس مؤنث با
‫تولیدمثل شرط گذاری شده

119
00:12:27,833 --> 00:12:34,291
‫در نحوی، شما دارید به یه مرد
‫برای تبادل ژن‌هاش نگاه می‌کنید

120
00:12:34,375 --> 00:12:37,916
‫،تا یه خانواده بسازید
‫که منقلب‌کننده‌ست

121
00:12:38,000 --> 00:12:40,541
‫شما خیلی چیزا تو ذهن‌تون دارید

122
00:12:40,625 --> 00:12:42,958
‫ما فقط یکی داریم. انزال کردن

123
00:12:43,041 --> 00:12:45,041
‫،بخاطر همین ما این‌کارو می‌کنیم
‫بوم بوم، بای بای

124
00:12:45,125 --> 00:12:47,458
‫،بوم بوم، بای بای
‫بوم بوم، بای بای

125
00:12:47,541 --> 00:12:48,958
‫سکس همجنسگرایانه

126
00:12:49,041 --> 00:12:50,458
‫بوم بوم، بای بای

127
00:12:50,541 --> 00:12:53,666
‫،ببین، تئوری‌ـت مزخرف‌ـه
‫ولی ریتمت تو ذهن می‌مونه

128
00:12:53,750 --> 00:12:54,583
‫نه

129
00:12:54,666 --> 00:12:56,625
‫- بوم بوم، بای بای
‫- من می‌رم بیرون

130
00:12:56,708 --> 00:12:58,500
‫بوم بوم، بای بای

131
00:12:58,583 --> 00:13:00,125
‫- پروفسور
‫- بوم بوم، بای بای

132
00:13:00,208 --> 00:13:01,767
‫- بی‌خیال پروفسور
‫- بوم بوم، بای بای

133
00:13:01,791 --> 00:13:02,958
‫پروفسور

134
00:13:03,041 --> 00:13:04,375
‫بوم بوم، بای بای

135
00:13:04,458 --> 00:13:05,458
‫بوم بوم، بای بای

136
00:13:05,541 --> 00:13:08,125
‫- بوم بوم، بای بای
‫- موهات رو بهم بزن، پروفسور

137
00:13:08,208 --> 00:13:11,208
‫- موهات رو بهم بزن، پروفسور
‫- بوم بوم، بای بای

138
00:13:11,291 --> 00:13:12,500
‫بوم بوم، بای بای

139
00:13:12,583 --> 00:13:13,958
‫بوم بوم، بای بای

140
00:13:26,333 --> 00:13:27,500
‫شب بخیر

141
00:13:31,375 --> 00:13:33,416
‫اگه بخوای، می‌تونم برم.
‫مشکلی نیست

142
00:13:39,666 --> 00:13:40,666
‫باشه

143
00:13:43,458 --> 00:13:45,666
‫باید خوش‌فکر باشیم، هلسینکی

144
00:13:46,458 --> 00:13:49,750
‫تو خوب بودی. تو یه مرد غول‌پیکری.
‫حقیقت داره، می‌تونم اینو بگم

145
00:13:51,416 --> 00:13:52,875
‫ولی ما حرفه‌ای هستیم

146
00:13:54,041 --> 00:13:56,625
‫مثل بقیه‌ی این احمقا تو
‫این گروه نیستیم، درسته؟

147
00:13:57,708 --> 00:13:58,708
‫درسته

148
00:13:59,000 --> 00:14:01,583
‫می‌تونی تصور کنی بریم اونجا و این بار
‫احساسی رو با خودمون داشته باشیم؟

149
00:14:01,666 --> 00:14:04,125
‫خیلی پوچه، اینطور فکر نمی‌کنی؟
‫ما از شر سم‌مون راحت شدیم

150
00:14:04,208 --> 00:14:05,875
‫ما بوم بوم رو انجام
‫دادیم و حالا هم...

151
00:14:05,958 --> 00:14:06,958
‫بای بای

152
00:14:08,375 --> 00:14:09,375
‫بدون هیچ بار احساسی‌ای

153
00:14:11,791 --> 00:14:13,625
‫خب، الان ما برادرای خونی هستیم

154
00:14:13,708 --> 00:14:17,250
‫برادر، رفیق، یه چیزی
‫تو این مایه‌ها. نه؟

155
00:14:23,250 --> 00:14:24,916
‫آره، برادر

156
00:14:47,625 --> 00:14:48,625
‫مشکل چیه؟

157
00:14:49,083 --> 00:14:50,416
‫بهتره که اینجا بخوابم

158
00:14:51,958 --> 00:14:53,666
‫فردا روز بزرگی‌ـه

159
00:14:54,750 --> 00:14:56,070
‫اون گائیدت و انداختت بیرون

160
00:14:58,458 --> 00:14:59,708
‫چه عوضی حال بهم زنی

161
00:15:00,166 --> 00:15:02,708
‫- بین مردها، این اتفاق می‌افته
‫- تو اینجوری نیستی

162
00:15:04,208 --> 00:15:08,166
‫،من کل دنیا رو با تو گشتم
‫و تو یه خرس بغلی مهربونی

163
00:15:08,875 --> 00:15:12,750
‫و اگه بتونی دوازده ساعت بعد
‫رو بغلش باشی، همین‌کارو می‌کنی

164
00:15:14,750 --> 00:15:17,333
‫ما همکاریم. ما برادریم

165
00:15:17,416 --> 00:15:18,541
‫تو برادر اون نیستی

166
00:15:20,291 --> 00:15:21,541
‫هلسینکی

167
00:15:23,125 --> 00:15:24,416
‫باید بیشتر از خودت خوشت بیاد

168
00:15:25,375 --> 00:15:27,583
‫و بی‌خیال این عوضی بشی

169
00:15:30,583 --> 00:15:35,166
‫دفعه‌ی بعدی که بهت گفت
‫بوم بوم، تو بگو بای بای

170
00:15:35,750 --> 00:15:38,541
‫و بعد اون می‌تونه بوم بومش
‫رو بکنه تو کونش

171
00:15:40,875 --> 00:15:41,875
‫باشه

172
00:15:46,375 --> 00:15:47,375
‫هلسی

173
00:15:49,000 --> 00:15:50,208
‫تو عاشق شدی؟

174
00:16:02,416 --> 00:16:03,416
‫برادریم

175
00:16:04,500 --> 00:16:05,583
‫لعنتی

176
00:16:14,458 --> 00:16:15,541
‫ما تو روزهای عجیبی هستیم

177
00:16:16,833 --> 00:16:18,750
‫،تو باید تو یه جلسه‌ی مهم باشی

178
00:16:19,333 --> 00:16:22,500
‫از لحاظ پزشکی مُرده بودی
‫و مثل یه غواص لباس پوشیده بودی

179
00:16:23,333 --> 00:16:24,693
‫،هنوزم اون نئوپرین تنته

180
00:16:24,750 --> 00:16:27,291
‫و واقعاً نمی‌دونی
‫که زنده‌ای یا مُردی

181
00:16:34,791 --> 00:16:38,541
‫حس می‌کنی که انگار بزرگ‌ترین خماری
‫دنیا رو داشتی و با خودت فکر می‌کنی...

182
00:16:39,500 --> 00:16:40,791
‫اینجا جهنمه؟

183
00:16:41,708 --> 00:16:44,833
‫من چه کار اشتباهی انجام دادم؟
‫تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی

184
00:16:44,916 --> 00:16:46,625
‫خب، تو هم مثل بقیه‌ای

185
00:16:46,708 --> 00:16:48,208
‫تو بدترین زمان ممکن...

186
00:16:48,833 --> 00:16:50,416
‫تو مکان اشتباه بودی

187
00:16:52,666 --> 00:16:53,875
‫رئیس؟

188
00:16:55,416 --> 00:16:56,416
‫رئیس؟

189
00:16:57,583 --> 00:16:58,791
‫رئیس؟

190
00:17:00,041 --> 00:17:01,041
‫رئیس؟

191
00:17:01,125 --> 00:17:02,750
‫قلبت تقریباً ترکید

192
00:17:02,833 --> 00:17:05,750
‫ما به اندازه‌ی یه خانواده بهت
‫دیازپام زدیم، لطفاًً دراز بکش

193
00:17:06,541 --> 00:17:07,708
‫من کاملاً خوبم

194
00:17:09,041 --> 00:17:10,041
‫آروم، آروم

195
00:17:10,666 --> 00:17:11,666
‫مواظب باش

196
00:17:12,208 --> 00:17:13,208
‫مواظب باش

197
00:17:14,333 --> 00:17:15,916
‫،اگه حالت خوبه

198
00:17:16,666 --> 00:17:19,333
‫باهام بیا. می‌خوام بهت نشون بدم
‫چه چیز زیبایی درست کردیم

199
00:17:19,791 --> 00:17:21,125
‫بیا رئیس، نگاه کن

200
00:17:21,458 --> 00:17:23,583
‫ببین، چه بویی حس می‌کنی؟
‫بو کن

201
00:17:25,583 --> 00:17:26,583
‫اون بوی چیه؟

202
00:17:27,583 --> 00:17:32,291
‫همینه، هیچ بویی وجود نداره.
‫استخراج کننده‌های صنعتی

203
00:17:33,583 --> 00:17:37,458
‫گازها میرن تو این
‫ماشین و بعد مایع میشن

204
00:17:41,125 --> 00:17:43,625
‫بعدش می‌ره سمت گاوصندوق

205
00:17:44,791 --> 00:17:47,125
‫آلودگی جوی، صفر

206
00:17:47,750 --> 00:17:52,666
‫ولی فردا مواظب باش، چون قراره
‫کلی کربن دی اکسید این اطراف باشه

207
00:17:52,750 --> 00:17:54,083
‫اینجا...

208
00:17:54,166 --> 00:17:57,625
‫هر ساعت پنجاه و دو تا
‫شمش طلا ذوب می‌کنیم

209
00:17:58,250 --> 00:18:01,500
‫همین الانشم به سرعت بالایی رسیدیم

210
00:18:02,000 --> 00:18:03,500
‫اونا سرمایه‌های دولتن

211
00:18:03,916 --> 00:18:05,708
‫و هر قطره‌ش اونجاست

212
00:18:06,541 --> 00:18:09,500
‫ما تا الان ۱۶۰۰ کیلو
‫ذوب کردیم، درسته؟

213
00:18:10,375 --> 00:18:12,458
‫من چند روز بیهوش بودم؟

214
00:18:13,166 --> 00:18:14,166
‫چهار ساعت

215
00:18:14,583 --> 00:18:16,750
‫بیا اینجا آقای، ماریو.
‫این بهترین قسمتشه

216
00:18:18,625 --> 00:18:20,208
‫اون رو ببین

217
00:18:21,000 --> 00:18:23,583
‫ببین آقای ماریو.
‫این بهترین قسمتشه

218
00:18:27,666 --> 00:18:28,666
‫بیا، بیا

219
00:18:29,541 --> 00:18:30,916
‫ببین چه جوری بیرون ریخته میشه

220
00:18:31,000 --> 00:18:34,333
‫ببین چه جوری
‫ریخته میشه، زیباست

221
00:18:35,666 --> 00:18:36,750
‫خیلی زیباست

222
00:18:41,791 --> 00:18:44,291
‫عصر بخیر رئیس، چوریزو می‌خورید؟

223
00:18:45,666 --> 00:18:48,791
‫اینجا ما طلای ذوب شده
‫رو تبدیل به دونه می‌کنیم

224
00:18:49,625 --> 00:18:51,458
‫طلاها، مثل دونه‌های برنج

225
00:18:52,250 --> 00:18:53,750
‫ما همه چی رو با
‫حباب‌ها انجام میدیم

226
00:18:56,250 --> 00:18:57,291
‫اعتیاد‌آوره

227
00:18:58,250 --> 00:18:59,416
‫اینا رو ببین

228
00:19:09,333 --> 00:19:11,333
‫دونه‌های طلایی، رئیس

229
00:19:11,791 --> 00:19:16,833
‫خانم، کاری که دارید اینجا
‫می‌کنید عواقب بی‌شماری داره

230
00:19:17,416 --> 00:19:20,166
‫:درستش هم همینه
‫چیزی مجانی نیست

231
00:19:21,125 --> 00:19:23,333
‫هرکاری که ما می‌کنیم عواقبی داره

232
00:19:23,416 --> 00:19:26,291
‫تقریباً یه میلیون نفر بانک مرکزی
‫اسپانیا رو محاصره کرده بودن

233
00:19:26,375 --> 00:19:28,833
‫دولت زیر فشار زیادی‌ـه

234
00:19:28,916 --> 00:19:30,500
‫،و سؤال بزرگ، سارا سولماندو

235
00:19:30,583 --> 00:19:34,541
‫چی تو اون جعبه‌ها بود که باعث شد
‫پلیس حمله رو متوقف کنه

236
00:19:35,083 --> 00:19:38,875
‫فعلاً کریستینا، تمامی سؤال‌های
‫ما با سکوت پاسخ داده شده

237
00:19:38,958 --> 00:19:42,916
‫،از وقتی که حمله متوقف شده
‫،ماشینای مقامات زیادی از بالاترین مقام‌ها

238
00:19:43,000 --> 00:19:44,083
‫به اینجا اومدن

239
00:19:44,166 --> 00:19:47,625
‫،در میان اونا، وزیر کشور
‫معاون امور خارجه

240
00:19:47,708 --> 00:19:49,708
‫و وزیر دفاع

241
00:19:49,791 --> 00:19:52,250
‫و جمعیت از دیدن‌شون
‫خوشحال نبودن

242
00:19:59,541 --> 00:20:01,625
‫عواقب شروع به اتفاق افتادن کردن

243
00:20:03,833 --> 00:20:07,208
‫،وزیر کشور، وزیر دفاع

244
00:20:08,083 --> 00:20:09,791
‫همه‌ی اونا طی چهار ساعتی
‫که رئیس بیهوش بود

245
00:20:09,875 --> 00:20:12,625
‫به مرکز فرماندهی اومدن

246
00:20:13,041 --> 00:20:15,916
‫نخست وزیر می‌خواد که
‫جمعیت سریعاً متفرق بشن

247
00:20:16,000 --> 00:20:19,208
‫بهش بگو اگه جمعیت
‫رو با آب متفرق کنیم

248
00:20:19,291 --> 00:20:21,691
‫،فردا یه میلیون نفر این بیرون نیست
‫بلکه دو میلیون نفر هست

249
00:20:21,750 --> 00:20:24,325
‫اتحادیه‌ی اروپا تقاضای اطلاعات داره

250
00:20:24,708 --> 00:20:27,148
‫می‌خوان بدونن که موجودیات اون
‫جعبه‌ها شامل اونا هم میشه یا نه

251
00:20:27,333 --> 00:20:30,166
‫،معلومه که شامل اونا هم میشه
‫ولی اونا نباید این رو بدونن

252
00:20:30,250 --> 00:20:31,125
‫مفهومه؟

253
00:20:31,208 --> 00:20:34,708
‫کار شما اینه که فشار دیپلماتیک رو
‫کاهش بدید تا من بتونم کارم رو انجام بدم

254
00:20:34,791 --> 00:20:37,166
‫اونا الانم فکر می‌کنن
‫که چیز بزرگی‌ـه

255
00:20:37,333 --> 00:20:40,916
‫دیدن که چه جوری ارتش اسپانیا حمله‌ش
‫رو جلوی هفت تا بی سر و پا متوقف کرد

256
00:20:41,500 --> 00:20:43,208
‫،سرهنگ تامایو سعیش رو کرد

257
00:20:44,291 --> 00:20:45,958
‫،ولی درست مثل بازی شطرنج

258
00:20:46,458 --> 00:20:49,166
‫نقشه‌ی پروفسور و برلین
‫همه چیز رو تغییر داد

259
00:20:50,541 --> 00:20:51,541
‫یه حرکت

260
00:20:52,250 --> 00:20:54,791
‫و حالا اونان که الان کیش و
‫مات شدن تهدیدشون می‌کنه

261
00:20:56,041 --> 00:20:59,541
‫پادشاه و بقیه‌ی سازمان‌های دولتی

262
00:21:04,833 --> 00:21:08,541
‫محتویات اون بیست و چهار تا جعبه
‫در کمتر از یه ساعت به پاکستان رسید

263
00:21:09,791 --> 00:21:13,250
‫سپاه هکری ما یه ایمیل
‫امن و غیرقابل‌ ردیابی

264
00:21:13,583 --> 00:21:15,508
‫از طریق ماهواره‌ی
‫اوپاکو ایجاد کردن

265
00:21:15,916 --> 00:21:18,916
‫اگه اون اطلاعات رو پخش
‫می‌کردیم، کارشون ساخته بود

266
00:21:20,375 --> 00:21:21,375
‫و اونا این رو می‌دونستن

267
00:21:22,750 --> 00:21:24,666
‫این رخنه در چه حدی‌ـه؟

268
00:21:29,500 --> 00:21:30,500
‫سرهنگ؟

269
00:21:32,666 --> 00:21:33,666
‫وزیر

270
00:21:40,541 --> 00:21:41,875
‫این رخنه در چه حدی‌ـه...

271
00:21:44,750 --> 00:21:48,083
‫اینکه اروپا بخاطر منافع خودش
‫تو لیبی جنگ راه انداخته

272
00:21:48,291 --> 00:21:51,708
‫پرداخت پول به مراکش در قبال
‫تنها گذاشتن مهاجرا تو صحرا

273
00:21:51,791 --> 00:21:54,583
‫توافق محرمانه برای چشم‌پوشی
‫از دریای مدیترانه

274
00:21:54,666 --> 00:21:58,208
‫و هفتاد و چهارتا کشتی‌ای که میشد از
‫غرق‌شون جلوگیری کرد صدها نفر غرق شدن

275
00:21:58,291 --> 00:22:00,641
‫،حتی اگه قدیمی بنظر برسه
‫تمامی جزئیات ساخت یه گروه تروریستی

276
00:22:00,725 --> 00:22:02,733
‫تو جنوب فرانسه، بازم می‌خواید؟

277
00:22:04,416 --> 00:22:07,833
‫محتویات اون جعبه‌ها این دولت
‫و دولت‌های قبلی رو محکوم می‌کنه

278
00:22:07,916 --> 00:22:11,125
‫،این لعنتی قراره واسه اسپانیا
‫اتحادیه اروپا و "ناتو" رخ بده

279
00:22:11,208 --> 00:22:12,333
‫و چیزی که بدتره...

280
00:22:12,583 --> 00:22:15,750
‫اینه که ما باعث سرنگونی
‫خودمون میشیم، تو، تو، تو و من

281
00:22:17,541 --> 00:22:21,458
‫می‌خوایم سر از دادگاه در بیاریم؟
‫این چیزیه که نخست وزیر می‌خواد؟

282
00:22:21,958 --> 00:22:25,291
‫نخست وزیری هم تو اروپا
‫هست که بخواد بره زندان؟

283
00:22:31,125 --> 00:22:33,166
‫این رخنه در این حدـه

284
00:22:33,791 --> 00:22:35,291
‫ما نمی‌تونیم با اون مرد مذاکره کنیم

285
00:22:36,875 --> 00:22:39,291
‫،اگه اون رازها رو داشته باشه
‫همیشه یه خطر باقی می‌مونه

286
00:22:40,958 --> 00:22:42,125
‫خب؟

287
00:22:44,708 --> 00:22:46,000
‫چه پیشنهادی می‌دید؟

288
00:22:47,041 --> 00:22:48,291
‫ما فقط می‌تونیم یه کاری بکنیم

289
00:22:49,500 --> 00:22:51,191
‫خودتون این رو خوب می‌دونید

290
00:23:11,041 --> 00:23:15,583
‫،عصر بخیر، من آلیسیا سیرا هستم
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن

291
00:23:16,083 --> 00:23:18,583
‫من قراره مسئول مذاکرات دزدی باشم

292
00:23:18,958 --> 00:23:20,166
‫بذارید مهمونی شروع بشه

293
00:23:20,875 --> 00:23:24,958
‫،من سه تا چیز کوچیک می‌خوام
‫می‌دونم که می‌تونید انجامش بدید

294
00:23:25,291 --> 00:23:31,500
‫می‌خوام بدونم که چقدر بنزین دارن که به
‫ژنراتورهای اضطراری سوخت برسونن

295
00:23:31,583 --> 00:23:33,083
‫،ًدوما

296
00:23:34,416 --> 00:23:36,416
‫تیم‌های زیر زمینی رو بیارید پیشم

297
00:23:36,500 --> 00:23:38,340
‫تا دقیقاً بهم بگن چی اون زیره

298
00:23:38,416 --> 00:23:41,208
‫تونل‌ها، گذرگاه‌ها، فاضلاب‌ها

299
00:23:41,625 --> 00:23:43,125
‫باشه؟ و سوماً!

300
00:23:44,541 --> 00:23:45,541
‫آنتونیانزاس

301
00:23:47,041 --> 00:23:48,041
‫آنتونیانزاس؟

302
00:23:48,083 --> 00:23:49,083
‫بازرس؟

303
00:23:49,875 --> 00:23:55,958
‫خب، دونات، آبنبات شیرین بیان، آبنبات
‫چوبی و اون آدامس‌های هندوانه شکل

304
00:23:56,500 --> 00:23:57,875
‫هورمونام کلاً بهم ریخته

305
00:23:57,958 --> 00:23:59,878
‫و باید وقتی می‌خوام با
‫پروفسور حرف می‌زنم

306
00:23:59,958 --> 00:24:02,708
‫شبیه یه زن خوب مهربون
‫بنظر بیام، اوضاع چطوره؟

307
00:24:03,083 --> 00:24:05,208
‫،همه چیز مرتبه. من شما رو مسئول می‌کنم

308
00:24:07,166 --> 00:24:08,541
‫باشه. یالا

309
00:24:13,791 --> 00:24:14,833
‫مارتینز

310
00:24:14,916 --> 00:24:17,708
‫بازرس، ما داریم سعی می‌کنیم
‫موقعیت تماس‌ها رو پیدا کنیم

311
00:24:17,791 --> 00:24:18,958
‫بازرس

312
00:24:19,041 --> 00:24:23,375
‫تو چه کشوری بازداشت شده؟
‫چرا با یه هواپیمای مخفی آوردنش؟

313
00:24:23,458 --> 00:24:24,791
‫زن حامله‌ای که شکنجه میده

314
00:24:24,875 --> 00:24:27,708
‫حتی میمون‌های ماداگاسکار
‫هم قراره راجع بهم بدونن

315
00:24:27,791 --> 00:24:29,416
‫مثل یه عروسک خیمه شب‌بازی افتاد

316
00:24:32,333 --> 00:24:34,041
‫برو و برام آدامس بیار

317
00:24:34,125 --> 00:24:36,500
‫بازجویی غیرقانونی ادعا شده

318
00:24:37,833 --> 00:24:38,833
‫چاق بنظر میام

319
00:24:41,291 --> 00:24:42,291
‫چاق بنظر میام

320
00:24:44,291 --> 00:24:48,750
‫دیروز، داشتیم حرف می‌زدیم که اگه اینجا
‫تو اسپانیا بازداشت بشیم، چطوری وقت بخریم

321
00:24:48,833 --> 00:24:52,416
‫ولی اگه بتونیم از ضرابخانه‌ی
‫سلطنتی دزدی کنیم

322
00:24:52,500 --> 00:24:55,083
‫با پولا فرار کنیم و بعد یه مدت

323
00:24:55,166 --> 00:24:57,666
‫اینترپل تو یه کشور
‫خارجی دستگیرمون کنه؟

324
00:24:58,166 --> 00:25:02,125
‫به احتمال زیاد، تو اون
‫کشور نگه‌مون می‌دارن تا...

325
00:25:02,916 --> 00:25:07,041
‫خب، تا از چیزایی که بهش روش‌های
‫بازجویی بهبودیافته میگن استفاده کنن

326
00:25:09,500 --> 00:25:10,500
‫شکنجه

327
00:25:11,000 --> 00:25:12,958
‫تنها خبر خوب اینه که

328
00:25:13,041 --> 00:25:15,750
‫تو یه زمان مشخص، می‌تونیم از
‫این به نفع خودمون استفاده کنیم

329
00:25:15,833 --> 00:25:18,791
‫از شکنجه به نفع‌مون استفاده کنیم؟
‫حتماً. چرا به فکر من نرسیده بود

330
00:25:18,875 --> 00:25:20,333
‫،حتی اگه از قانون طفره برن

331
00:25:20,416 --> 00:25:23,256
‫حتی اگه از قوانینی که حقوق ما رو
‫تضمین می‌کنن، سر خالی کنن، دیر یا زود

332
00:25:23,333 --> 00:25:28,166
‫،باید برمون گردونن به اسپانیا
‫و این یعنی ون‌های انتقال

333
00:25:28,416 --> 00:25:32,083
‫اونجا لحظه‌ای‌ـه که باید
‫کاملاً داغون بنظر بیاید

334
00:25:32,166 --> 00:25:33,726
‫چون همیشه یکی
‫حواسش بهتون هست

335
00:25:33,791 --> 00:25:37,291
‫و اگه آدما اون وحشیگری رو ببینن...

336
00:25:38,333 --> 00:25:40,916
‫اون موقع فرصت مذاکره داریم

337
00:25:41,000 --> 00:25:42,458
‫از دستشویی اومدی؟

338
00:25:46,458 --> 00:25:47,458
‫آره

339
00:25:48,125 --> 00:25:52,250
‫ساعت دوازده ظهر رفتی تا فضولاتت
‫رو تو دستشویی مشترک خالی کنی؟

340
00:25:52,333 --> 00:25:55,750
‫- تا برینی؟
‫- آره، مشکلی هست؟

341
00:25:55,833 --> 00:25:59,125
‫اون دستشویی‌ای‌ـه که همه‌مون
‫استفاده می‌کنیم، الان باید کجا برم؟

342
00:25:59,208 --> 00:26:01,458
‫پس یه کبریت روشن کن

343
00:26:02,166 --> 00:26:05,541
‫یا دماغت رو با اون انگشتت
‫که همه‌ش تو کونته بگیر

344
00:26:05,625 --> 00:26:07,791
‫و اینجوری آدم نچسبی میشی.
‫تو انتخابایی داری

345
00:26:09,458 --> 00:26:12,083
‫می‌دونی بو چیه؟
‫بو یعنی همون ذرات

346
00:26:12,166 --> 00:26:15,583
‫ذراتی که تو کثافت روده‌هات بودن

347
00:26:15,666 --> 00:26:18,083
‫الان بیرون اومدن
‫و تو هوا شناورن...

348
00:26:18,500 --> 00:26:22,625
‫اونم از کونت و دارن
‫به همه چی گند می‌زنن

349
00:26:22,708 --> 00:26:25,500
‫و حالا باید اینکه وارد
‫دماغم می‌شن رو قبول کنم؟

350
00:26:25,583 --> 00:26:27,041
‫پس دماغ لعنتی‌ـت رو بپوشون

351
00:26:27,125 --> 00:26:28,375
‫چیه، تو نمی‌رینی؟

352
00:26:28,458 --> 00:26:32,458
‫،هر روز، دقیق یه موقع، مثل ساعت
‫ولی در نخستین ساعات صبح

353
00:26:32,541 --> 00:26:35,875
‫،اولاً، بخاطر خلوتش
‫ولی مخصوصاً بخاطر احترام...

354
00:26:35,958 --> 00:26:38,375
‫- گفتی احترام؟
‫- برای احترام گذاشتن

355
00:26:38,458 --> 00:26:41,916
‫فکر نکنم کسی لازم باشه
‫ذرات گُه من رو استشمام کنه

356
00:26:42,000 --> 00:26:43,250
‫بیاید زیاد منزه نشیم

357
00:26:43,333 --> 00:26:45,253
‫اگه ریدن رو حروم بدونیم

358
00:26:45,333 --> 00:26:47,166
‫اون موقع باید همدیگه
‫رو آقا هم صدا بزنیم

359
00:26:47,250 --> 00:26:49,291
‫- من دوست دارم که منو آقا صدا کنن
‫- چه سورپرایزی

360
00:26:49,375 --> 00:26:50,375
‫ببین

361
00:26:52,250 --> 00:26:56,750
‫من می‌دونم که مثل شما
‫آدم برازنده‌ای نیستم، آقا

362
00:26:56,833 --> 00:27:00,333
‫می‌دونم به اندازه‌ی تو
‫کاری انجام نمیدم، آقا

363
00:27:01,083 --> 00:27:05,958
‫و من فقط می‌دونم جایی بگوزم
‫که خدا هم نمی‌دونه

364
00:27:06,541 --> 00:27:07,666
‫،ولی مهمتر از همه

365
00:27:08,333 --> 00:27:12,083
‫اگه لازم باشه من جونم
‫رو واسه رفقام میدم

366
00:27:15,000 --> 00:27:16,333
‫و سؤال اینه که...

367
00:27:17,291 --> 00:27:20,375
‫تو قسمتی از تیم من هستی یا نه؟

368
00:27:20,750 --> 00:27:22,708
‫سؤال اینه که جونم رو برات
‫بخطر میندازم یا نه

369
00:27:22,791 --> 00:27:24,000
‫سؤال اینه

370
00:27:26,125 --> 00:27:31,333
‫جواب اینه که، علیرغم عادت‌هایی که تو یه
‫مدرسه‌ی شبانه‌روزی مزخرف یاد گرفتی

371
00:27:31,833 --> 00:27:34,583
‫،و علاقه‌ت به حل کردن جدول‌ها
‫اگه باهم بریم به اون ضرابخونه...

372
00:27:37,000 --> 00:27:38,125
‫باهم هم میایم بیرون

373
00:27:54,375 --> 00:27:57,291
‫خب، پس دوباره همه‌مون دوستیم؟ آره؟

374
00:28:00,250 --> 00:28:01,166
‫عالی‌ـه

375
00:28:01,250 --> 00:28:03,958
‫چیزی که داشتیم راجع بهش
‫حرف می‌زدیم خیلی مهمه

376
00:28:05,958 --> 00:28:08,666
‫ما همه‌ی ریسک دستگیری
‫رو به جون می‌خریم

377
00:28:12,333 --> 00:28:13,333
‫بذار ببینم

378
00:28:18,458 --> 00:28:21,541
‫پالرمو؟ می‌تونی چیزی
‫رو با چشمات ببینی؟

379
00:28:23,000 --> 00:28:25,791
‫ریش روسی ارتدوکسی‌ـت رو
‫می‌بینم، صربستانی لعنتی

380
00:28:26,125 --> 00:28:27,916
‫یا ریش جرمایا جانسون‌ـه؟

381
00:28:29,000 --> 00:28:31,400
‫چیزی که نمی‌بینم اون قاطره‌‌ست.
‫کجا ولش کردین؟

382
00:28:32,250 --> 00:28:33,458
‫من چشام خوب می‌بینه، چاقالو

383
00:28:33,541 --> 00:28:35,083
‫بذار اون یکی چشمت رو ببینیم

384
00:28:46,375 --> 00:28:50,083
‫نگران نباش، چشمت باید التیام
‫پیدا کنه، فردا بهتر میشه

385
00:28:51,458 --> 00:28:52,708
‫بذار این چشم بند رو بذارم روش

386
00:29:00,291 --> 00:29:01,666
‫می‌رم یه عصا بیارم

387
00:29:10,833 --> 00:29:12,041
‫پالرمو، اونجایی؟

388
00:29:20,500 --> 00:29:21,940
‫چشم عقاب! من دارم گوش میدم، پروفسور

389
00:29:22,000 --> 00:29:23,200
‫توکیو اونجاست؟

390
00:29:26,125 --> 00:29:27,325
‫بله، اینجاست

391
00:29:40,500 --> 00:29:41,500
‫پروفسور

392
00:29:42,125 --> 00:29:43,125
‫توکیو...

393
00:29:46,250 --> 00:29:47,500
‫ریو تو اسپانیاست

394
00:29:59,083 --> 00:30:00,083
‫ممنون

395
00:30:01,875 --> 00:30:03,541
‫امیدوارم به زودی بتونم ببینمت...

396
00:30:04,250 --> 00:30:06,125
‫و شخصاً بغلت کنم

397
00:30:07,208 --> 00:30:08,208
‫معلومه که همینطوره

398
00:30:13,541 --> 00:30:17,000
‫توکیو، ما هنوزم باید سخت‌ترین بخش
‫نقشه رو انجام بدیم، ولی ما انجامش میدیم

399
00:30:18,666 --> 00:30:19,916
‫ما انجامش میدیم

400
00:30:32,875 --> 00:30:33,958
‫،همه‌ی کارها

401
00:30:35,000 --> 00:30:35,916
‫،همه‌شون

402
00:30:36,000 --> 00:30:37,250
‫عواقبی دارن

403
00:30:37,875 --> 00:30:39,041
‫و پلیس...

404
00:30:39,125 --> 00:30:39,958
‫سرهنگ

405
00:30:40,041 --> 00:30:41,541
‫،تو تاریکترین زمان‌ها

406
00:30:42,041 --> 00:30:43,291
‫ما نوری می‌بینیم

407
00:30:43,375 --> 00:30:46,416
‫- ما داریم سیگنال رو ردیابی می‌کنیم
‫- مثل یه گوشی تلفن؟

408
00:30:46,500 --> 00:30:48,166
‫احتمالش خیلی کمه، دقیق باشه

409
00:30:48,250 --> 00:30:50,166
‫واحد فناوری همه جای
‫اسپانیا گیرنده داره

410
00:30:51,000 --> 00:30:54,250
‫،اون سیگنال تو گالیسیا
‫آلیسانته و حتی بقیه اروپا پیداش شده

411
00:30:54,333 --> 00:30:57,083
‫ولی از جنوب پنینسؤالا
‫قوی‌تر ساطع میشه

412
00:30:57,916 --> 00:31:00,791
‫- فکر کنم دارن از اونجا مخابره‌ش می‌کنن
‫- چقدر دقیق‌ـه؟

413
00:31:02,833 --> 00:31:04,041
‫بردش اینه

414
00:31:06,458 --> 00:31:09,916
‫اون داره این دزدی رو از ساحل رهبری می‌کنه؟
‫تو تعطیلات با برادر زاده‌ش روزیتا؟

415
00:31:10,000 --> 00:31:10,833
‫بی‌خیال

416
00:31:10,916 --> 00:31:14,583
‫،منطقی نیست که نزدیک محل دزدی باشه قربان
‫اون این‌کارو تو دزدی قبلیش انجام داده

417
00:31:14,666 --> 00:31:17,500
‫اون مطمئناً می‌دونه که ما اونجوری تک تک
‫ساختمون‌های اون ناحیه رو می‌گردیم

418
00:31:17,583 --> 00:31:20,500
‫پس رفتن به پرتغال، آندلس و مراکش؟

419
00:31:20,583 --> 00:31:22,208
‫هرجایی امن‌تر از مادریدـه

420
00:31:22,916 --> 00:31:24,666
‫اون فقط به یه تلفن و یه بی‌سیم نیاز داره

421
00:31:26,625 --> 00:31:28,291
‫سرهنگ، اون پروتکل‌های ما رو می‌دونه

422
00:31:29,166 --> 00:31:32,286
‫و پروتکلی راجع به بررسی یه
‫دزدی با گروگان تو ۶۵۰ کیلومتری

423
00:31:32,625 --> 00:31:33,750
‫صحنه‌ی جرم وجود نداره

424
00:31:35,208 --> 00:31:36,708
‫اگه بری اونجا چه اتفاقی می‌افته؟

425
00:31:37,541 --> 00:31:40,375
‫- خب، اون منطقه هنوزم خیلی بزرگه
‫- گندش بزنن، آنخل

426
00:31:40,458 --> 00:31:43,208
‫- ما باید کوچیک‌ترش کنیم
‫- همین الان برو اونجا

427
00:31:44,791 --> 00:31:46,375
‫و کاملاًً احتیاط کن

428
00:31:46,958 --> 00:31:48,500
‫من ترجیح میدم تو اونجا باشی

429
00:31:48,583 --> 00:31:50,425
‫تا چندتا مأمور از یه شهر کوچیک

430
00:31:50,508 --> 00:31:52,125
‫که فقط باعث میشن
‫اونا بترسن و فرار کن

431
00:31:52,208 --> 00:31:53,333
‫مارتینز، بیا اینجا

432
00:31:53,416 --> 00:31:54,416
‫بله

433
00:31:56,625 --> 00:31:58,125
‫تو قراره باهاش کار کنی

434
00:31:58,833 --> 00:32:01,250
‫این سیگنال رو اختصاصی
‫بررسی کن. فقط این سیگنال رو

435
00:32:01,583 --> 00:32:02,583
‫باشه

436
00:32:02,666 --> 00:32:05,041
‫و این بین ما می‌مونه.
‫به کسی نگید

437
00:32:25,291 --> 00:32:28,250
‫من دوست دارم که یه آخر هفته
‫یه همچین سفری با تو برم

438
00:32:29,666 --> 00:32:31,708
‫منظورم اینه که بدون اینکه
‫مجبور بشیم چیزی رو بدزدیم

439
00:32:31,791 --> 00:32:33,333
‫آره، می‌تونه ماه عسل‌مون باشه

440
00:32:33,416 --> 00:32:34,625
‫آره

441
00:32:36,416 --> 00:32:38,958
‫خب، برای اون اول
‫باید ازدواج کنیم

442
00:32:39,416 --> 00:32:42,541
‫خب من همین الانشم دارم با مامانت
‫زندگی می‌کنم، ازدواج باهات مشکلی نداره

443
00:32:42,625 --> 00:32:43,625
‫ببخشید؟

444
00:32:45,041 --> 00:32:47,208
‫- اون دیگه چه کوفتی بود؟
‫- ببخشید؟

445
00:32:47,291 --> 00:32:51,958
‫ازدواج با تو مشکلی نیست؟
‫داری شوخی می‌کنی؟

446
00:32:52,041 --> 00:32:54,666
‫فقط می‌خوای همین رو بگی
‫و بعد بی‌خیالش بشی؟

447
00:32:54,750 --> 00:32:56,250
‫- این فقط یه نظر بود
‫- فراموشش کن

448
00:32:56,333 --> 00:32:58,208
‫فراموشش کن، چون بدترش می‌کنی

449
00:32:59,166 --> 00:33:00,291
‫به مارسِی زنگ بزن

450
00:33:01,708 --> 00:33:02,541
‫بله

451
00:33:02,625 --> 00:33:03,625
‫هی...

452
00:33:04,458 --> 00:33:05,916
‫،اگه می‌خوای باهام ازدواج کنی

453
00:33:07,333 --> 00:33:09,041
‫بصورت درست تقاضا کن

454
00:33:12,333 --> 00:33:13,916
‫دنبال یه جایی بگرد
‫که بزنی کنار

455
00:33:39,458 --> 00:33:40,458
‫پریتو

456
00:33:49,666 --> 00:33:51,208
‫بازرس. اونه

457
00:34:03,958 --> 00:34:04,958
‫پروفسور

458
00:34:07,333 --> 00:34:10,583
‫،بازرس سیرا؟ چه خوشبختی‌ای
‫مشتاق مکالمه باهاتون بودم

459
00:34:11,958 --> 00:34:14,791
‫بله، می‌دونم که دوست دارید
‫با پلیسِ زن مذاکره کنید

460
00:34:15,666 --> 00:34:17,750
‫قرار نیست ازم بپرسید چی پوشیدم؟

461
00:34:18,416 --> 00:34:19,791
‫فکر کنم لباسای حاملگی

462
00:34:19,875 --> 00:34:22,208
‫اوه، تو چقدر دِمُده‌ای

463
00:34:23,000 --> 00:34:25,400
‫تو یکی از همون مردایی هستی
‫که زیرپیرهنی می‌پوشن؟

464
00:34:25,500 --> 00:34:27,458
‫درواقع، همینطوره، ولی...

465
00:34:29,250 --> 00:34:31,833
‫بازرس، چیزای کلاسیک هیچوقت
‫از بین نمیرن، اینطور فکر نمی‌کنید؟

466
00:34:32,500 --> 00:34:36,125
‫بالاخره با زیرپیرهنی می‌تونی
‫شبیه پابلو اسکوبار بشی

467
00:34:36,791 --> 00:34:39,258
‫یا مثل مارلون براندو تو فیلم
‫"اتوبوسی به نام هوس"

468
00:34:40,583 --> 00:34:41,416
‫درسته

469
00:34:41,500 --> 00:34:42,875
‫پس بهم بگو

470
00:34:43,291 --> 00:34:45,250
‫تا حالا موقع سکس از
‫خودت فیلم گرفتی؟

471
00:34:47,083 --> 00:34:48,166
‫بذار فکر کنم...

472
00:34:51,000 --> 00:34:52,666
‫نه، حقیقتش اینه که نگرفتم

473
00:34:54,083 --> 00:34:57,416
‫،فکر کنم همیشه راجع بهش مردد بودم
‫چون من یه مرد خجالتی هستم

474
00:34:57,500 --> 00:34:59,125
‫در اینصورت، من می‌تونم بهت کمک کنم

475
00:35:00,000 --> 00:35:01,166
‫راکل

476
00:35:03,750 --> 00:35:04,950
‫تو داری گوش میدی، نه؟

477
00:35:05,750 --> 00:35:06,833
‫راکل؟

478
00:35:09,208 --> 00:35:11,541
‫سلام آلیسیا.
‫خیلی وقته ندیدمت

479
00:35:11,625 --> 00:35:12,875
‫آره، خیلی وقته

480
00:35:12,958 --> 00:35:15,875
‫واسم باعث تعجبه که
‫پروفسورت اونقدری خجالتی‌ـه

481
00:35:15,958 --> 00:35:17,966
‫که نمی‌تونه ازت بخواد موقع
‫سکس فیلم‌تون رو ضبط کنید

482
00:35:18,050 --> 00:35:20,091
‫تو توی سال دوم
‫آکادمی این‌کارو کردی

483
00:35:20,175 --> 00:35:22,866
‫با هورتیگوزا، لعنتی

484
00:35:23,958 --> 00:35:25,541
‫آلیسیا، تو نااُمیدم می‌کنی

485
00:35:25,625 --> 00:35:26,958
‫گوش کن

486
00:35:27,041 --> 00:35:28,641
‫من قراره بهت بگم چیکار می‌کنی

487
00:35:32,500 --> 00:35:35,208
‫تو داری سعی می‌کنی کنترل
‫مکالمه رو به دست بگیری

488
00:35:35,291 --> 00:35:39,583
‫با یه حالت دوستی و بعد یه بمب احساسی
‫میندازی و سعی می‌کنی بین‌مون تفرقه بندازی

489
00:35:40,250 --> 00:35:41,750
‫قوانین مذاکره‌ی پایه

490
00:35:41,833 --> 00:35:44,941
‫اصلاً اینطور نیست، فقط داشتم
‫خودم رو سرگرم می‌کردم

491
00:35:46,541 --> 00:35:48,458
‫الان اون بمب رو میندازم

492
00:35:50,458 --> 00:35:54,250
‫،شما به عنوان تروریست شناخته شدید
‫،پس سی‌آی‌اِی، اینترپل

493
00:35:54,333 --> 00:35:57,291
‫و همه دارن دنبال
‫مادر و دخترت می‌گردن

494
00:35:58,250 --> 00:35:59,500
‫،من نمی‌دونم اونا کجان

495
00:36:00,375 --> 00:36:03,958
‫ولی فکر می‌کنم به
‫،نروژ فرار نکردید

496
00:36:05,208 --> 00:36:08,833
‫ولی به یه کشور ساده با نیروی
‫پلیس ضعیف و ناکارآمد رفتید

497
00:36:10,208 --> 00:36:11,958
‫تو جنوب آسیا مثلاً

498
00:36:13,833 --> 00:36:15,900
‫این کاری‌ـه که من تو
‫موقعیت شما می‌کردم

499
00:36:16,291 --> 00:36:18,958
‫می‌دونی چیه اون کشورها بده، راکل؟

500
00:36:19,625 --> 00:36:20,958
‫تو بهم بگو آلیسیا

501
00:36:24,833 --> 00:36:26,000
‫زنداناشون

502
00:36:29,166 --> 00:36:30,208
‫اونا حال بهم زنن

503
00:36:30,508 --> 00:36:32,425
‫بیشتر از ظرفیت‌شون آدم
‫توش هست و عفونت...

504
00:36:32,500 --> 00:36:34,041
‫و مواد و قتل‌های توش

505
00:36:35,083 --> 00:36:37,333
‫،همه‌ی اون چیزا
‫و مادرت هم اونجاست

506
00:36:37,416 --> 00:36:39,791
‫با سن اون و اینکه
‫چقدر گیجه. و پائولا؟

507
00:36:40,416 --> 00:36:41,625
‫پائولا کوچولو؟

508
00:36:42,291 --> 00:36:44,591
‫می‌تونم به مدت طولانی‌ای اصل
‫استرداد مجرمین رو به تعویق بندازم

509
00:36:44,675 --> 00:36:47,750
‫،نمی‌تونم بودنش اونجا رو تصور کنم
‫که هر شب گریه می‌کنه

510
00:36:47,833 --> 00:36:51,000
‫،تو یه یتیم خونه تو جاکارتا
‫لعنتی، دختر بیچاره

511
00:36:51,083 --> 00:36:54,666
‫تبریک میگم راکل، آفرین.
‫تو صاحب یه اسکل شدی

512
00:36:54,750 --> 00:36:58,250
‫،مطمئنم یکی از اوناست که ماهی یه بار سکس می‌خواد
‫و در ازاش یه خانواده رو از دست دادی

513
00:37:00,375 --> 00:37:03,458
‫،اگه پروفسور رو تحویل بدی
‫من کاری به کارشون نخواهم داشت

514
00:37:12,708 --> 00:37:14,083
‫چرا اینو بهش گفتی؟

515
00:37:14,166 --> 00:37:17,041
‫،چون این یه بازی ورق‌ـه
‫و من هرچیزی داشتم شرط بستم

516
00:37:18,041 --> 00:37:21,083
‫،و حالا یکمی سردرگم میشن
‫و این بازی در این مورده

517
00:37:21,875 --> 00:37:22,875
‫گند زدن به یکی

518
00:37:47,833 --> 00:37:49,000
‫آروم باش

519
00:37:50,416 --> 00:37:53,041
‫- اون یه بلوف بود
‫- تو زنگ زدی و کنترلت رو از دست دادی

520
00:37:53,125 --> 00:37:54,500
‫تو کنترلم رو ازم گرفتی

521
00:37:54,583 --> 00:37:56,750
‫،اون داشت بازی‌ـت می‌داد
‫اون فریب‌ـت داده

522
00:37:56,833 --> 00:37:57,666
‫من رو؟

523
00:37:57,750 --> 00:38:00,416
‫- و مثل یه عروسک خیمه شب‌بازی
‫لبخند می‌زدی   - اون فریب‌ـت داد

524
00:38:01,250 --> 00:38:03,875
‫اون قطع کرد و ما حتی
‫کارت‌هامون رو بازی نکردیم

525
00:38:07,833 --> 00:38:10,208
‫اون تو رو هدف قرار داد چون
‫تو عضو ضعیف گروهی

526
00:38:41,833 --> 00:38:42,833
‫هی، اسکل

527
00:38:43,833 --> 00:38:44,708
‫برام آب بیار

528
00:38:44,791 --> 00:38:45,791
‫چی صدام کردی؟

529
00:38:47,583 --> 00:38:48,625
‫اسکل

530
00:38:49,166 --> 00:38:54,500
‫،ولی همینطور می‌تونم کباب دونر
‫کولی یا هندونه‌فروش صدات کنم

531
00:38:56,958 --> 00:38:59,666
‫می‌خوای سر به سرم
‫بذاری و عصبانیم کنی؟

532
00:38:59,750 --> 00:39:00,750
‫نه، نمی‌خوام

533
00:39:00,833 --> 00:39:04,708
‫من حتی نمی‌خوام به تعداد کونایی
‫که اون سر توشون بوده فکر کنم

534
00:39:09,666 --> 00:39:11,250
‫تو گاندیایی، نه؟

535
00:39:20,291 --> 00:39:23,458
‫من فقط این حس رو دارم یا
‫کلی انرژی منفی تو هواست؟

536
00:39:23,541 --> 00:39:25,208
‫خیلی فضای بدی‌ـه

537
00:39:25,791 --> 00:39:27,708
‫،منو ببر پیشش
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم

538
00:39:29,750 --> 00:39:31,083
‫تنهامون بذار

539
00:39:33,541 --> 00:39:35,208
‫اون جلوت نشسته

540
00:39:44,000 --> 00:39:45,333
‫من بوی سولفور رو حس می‌کنم

541
00:39:50,708 --> 00:39:52,166
‫من خیلی خوب نمی‌بینم ولی...

542
00:39:54,875 --> 00:39:56,750
‫بقیه‌ی حس‌هام
‫دارن قوی‌تر میشن

543
00:39:59,666 --> 00:40:02,375
‫و درکم میگه که تو
‫بهمون احترام نمیذاری

544
00:40:03,375 --> 00:40:05,583
‫این چیزی‌ـه که عوضی‌های
‫ماسک‌پوشی مثل شما لایقش هستید

545
00:40:06,666 --> 00:40:08,208
‫شما لایق احترام نیستید

546
00:40:11,625 --> 00:40:14,625
‫یه فکر منطقی از آدمی تو موقعیت تو

547
00:40:14,708 --> 00:40:16,541
‫ولی تو درمورد من اشتباه می‌کنی

548
00:40:17,958 --> 00:40:20,333
‫،تو خیلی تلویزیون دیدی
‫فکر کردی ما رابین هودیم؟

549
00:40:20,916 --> 00:40:23,458
‫که ما تدی برهای مهربون
‫با ماسک‌های دالی هستیم؟

550
00:40:26,333 --> 00:40:32,166
‫چیزی که فکر می‌کنم اینه که تو یه اسپانیایی
‫آمریکایی یه چشمه عوضی کونی حرومزاده‌ای

551
00:40:35,416 --> 00:40:36,416
‫اسپانیایی آمریکایی

552
00:40:39,250 --> 00:40:41,166
‫آره، من یه اسپانیایی آمریکایی هستم، درسته

553
00:40:43,166 --> 00:40:45,500
‫ولی من از یه مدرسه‌ی آلمانی‌ام. تو برلین

554
00:40:47,750 --> 00:40:48,833
‫حرکت نکنید

555
00:40:49,166 --> 00:40:50,791
‫من عاشق پینیاتاها هستم

556
00:40:51,958 --> 00:40:52,958
‫حرکت نکنید

557
00:40:53,208 --> 00:40:54,208
‫حرومزاده

558
00:40:55,208 --> 00:40:56,958
‫- پالرمو
‫- حرکت نکنید، حرکت نکنید

559
00:40:57,625 --> 00:41:01,500
‫اسپانیایی آمریکایی‌ای هستم که قراره طلایی که
‫غارت کردید رو به کشورم برگردونم عوضی

560
00:41:01,583 --> 00:41:03,166
‫دنور، جلوش رو بگیر

561
00:41:05,333 --> 00:41:06,750
‫پالرمو، دنور، جلوش رو بگیرید

562
00:41:06,833 --> 00:41:10,833
‫،طلایی که غرق در خون آمریکایی شده
‫شیطانی، تشریفاتی‌ـه

563
00:41:11,416 --> 00:41:13,666
‫- خزنده‌ی عوضی
‫- تمومش کن

564
00:41:13,750 --> 00:41:16,750
‫،بهتره بکشیم. در غیر اینصورت
‫روده‌هات رو از کونت می‌کشم بیرون

565
00:41:16,833 --> 00:41:19,250
‫- اونم با یه انبردست
‫- من می‌کشمش

566
00:41:19,333 --> 00:41:21,041
‫حرومزاده! بیا اینجا!

567
00:41:21,125 --> 00:41:22,125
‫من می‌کشمت

568
00:41:22,166 --> 00:41:23,583
‫کسی حرکت نکنه

569
00:41:23,666 --> 00:41:27,000
‫،بیا اینجا و محکم‌تر بزنم
‫محکم‌تر بزنم حرومزاده

570
00:41:27,916 --> 00:41:30,625
‫حرومزاده، بیا اینجا

571
00:41:31,541 --> 00:41:35,083
‫تو ما رو هم سطح با طالبان کردی

572
00:41:35,750 --> 00:41:37,291
‫می‌خواستی چی رو اثبات کنی؟

573
00:41:37,750 --> 00:41:38,750
‫اقتدارت رو؟

574
00:41:39,250 --> 00:41:41,583
‫زدن یه آدمی که
‫غل و زنجیر شده؟

575
00:41:41,666 --> 00:41:43,625
‫تو فقط ثابت کردی که یه عوضی‌ای

576
00:41:43,708 --> 00:41:48,583
‫پس بازش کن و فقط با یه دست
‫می‌زنمش! اون عوضی رو، بیارش!

577
00:41:48,666 --> 00:41:51,958
‫این روانی کسی‌ـه که
‫پروفسور مسئولش کرده؟

578
00:41:52,041 --> 00:41:55,916
‫،نه، نه، نه، گوش کن پالرمو
‫اینجا ما نقشه و قوانینی داریم

579
00:41:56,000 --> 00:41:57,791
‫قوانین پروفسور

580
00:41:58,166 --> 00:41:59,541
‫و اون مسئول‌ـه

581
00:41:59,625 --> 00:42:04,791
‫پروفسور کدوم گوری‌ـه؟
‫آقای پروفسور کجاست؟ اون هیچوقت اینجا نیست

582
00:42:05,750 --> 00:42:08,083
‫اگه عصای فرماندهی رو دارید
‫دست‌تون رو ببرید بالا

583
00:42:08,166 --> 00:42:10,500
‫،من اون عصا رو دارم
‫من مسئولم

584
00:42:10,583 --> 00:42:11,708
‫آروم باش، آروم باش

585
00:42:22,333 --> 00:42:25,208
‫می‌خوام یه چیزی رو بهت
‫راجع به قوانین توضیح بدم

586
00:42:27,500 --> 00:42:29,791
‫اون حرومزاده‌‌ای که جرأت کنه

587
00:42:30,875 --> 00:42:35,000
‫،به اعضای تیم من توهین کنه
‫جمجمه‌ش رو می‌شکونم

588
00:42:36,833 --> 00:42:39,208
‫و تو اسکل، ساکت می‌مونی. فهمیدی؟

589
00:42:40,625 --> 00:42:44,458
‫مگه اینکه بخوای دهنت رو
‫برای تشکر از من باز کنی

590
00:42:45,375 --> 00:42:48,125
‫چون ازت دفاع کردم، چی میگی؟

591
00:42:49,166 --> 00:42:53,625
‫من به کثافتی مثل تو
‫برای دفاع ازم نیاز ندارم

592
00:42:53,708 --> 00:42:57,625
‫نمی‌فهمی درست همونجوری که
‫،تو یه آدم بی‌دفاع رو زدی

593
00:42:57,708 --> 00:43:01,250
‫من می‌تونستم تفنگم رو بردارم، یکی
‫بزنم تو جمجمه‌ـت، و ولت کنم...

594
00:43:02,333 --> 00:43:03,833
‫و مسئولیت رو به عهده بگیرم

595
00:43:05,208 --> 00:43:06,208
‫واقعاًً؟

596
00:43:08,458 --> 00:43:09,541
‫هلسینکی، ببندش

597
00:43:11,625 --> 00:43:15,500
‫دست و پاش رو ببند و ببرش
‫به کوره آهنگری، همین الان

598
00:43:18,250 --> 00:43:20,625
‫حتی بهش فکرم نکن.
‫هلسی، هلسی

599
00:43:21,291 --> 00:43:22,125
‫- نایروبی
‫- هلسی

600
00:43:22,208 --> 00:43:23,208
‫هلسی؟

601
00:43:24,750 --> 00:43:27,541
‫اوه هلسی. متأسفم

602
00:43:28,375 --> 00:43:33,083
‫فکر کنم داری از بار احساسیت
‫بهش اشاره می‌کنی، درسته؟

603
00:43:36,333 --> 00:43:39,083
‫تو واقعاً فکر می‌کنی
‫می‌تونی زن هلسینکی باشی؟

604
00:43:42,791 --> 00:43:47,208
‫چیه نایروبی؟ دنبال کردن
‫یه عشق ناممکن؟ چرا؟

605
00:43:48,291 --> 00:43:52,958
‫داری به خودت دروغ میگی؟
‫یا می‌خوای نقش مامان‌ها رو بازی کنی

606
00:43:56,375 --> 00:44:01,458
‫متأسفانه باید بگم الان تنها نقشی که
‫می‌تونی قبول کنی دوسته بچه‌کونی‌ـه

607
00:44:02,250 --> 00:44:06,291
‫،تو کونی عوضی
‫متأسفم، هلسی عاشق منه

608
00:44:06,375 --> 00:44:07,625
‫متأسفم

609
00:44:07,708 --> 00:44:11,458
‫،بذار یه چیزی بهت بگم که باید بدونی
‫چون به حد کافی بزرگ شدی

610
00:44:11,750 --> 00:44:15,583
‫،تو روابط عاشقانه
‫ما عاشق و معشوق داریم

611
00:44:16,083 --> 00:44:21,875
‫،عاشق اون رابطه رو با اشتیاق
‫وقف و کارای رمانتیک جلو می‌بره

612
00:44:22,291 --> 00:44:23,291
‫معشوق...

613
00:44:24,916 --> 00:44:26,791
‫از اینکه ستایش میشه لذت می‌بره

614
00:44:27,500 --> 00:44:29,220
‫من نمیگم که عاشق بودن چیز بدی‌ـه

615
00:44:29,250 --> 00:44:30,875
‫منظورم رو بد برداشت نکن، لطفاًً

616
00:44:30,958 --> 00:44:32,125
‫ولی می‌دونی چیه؟

617
00:44:33,625 --> 00:44:35,750
‫عاشق خیلی زجر می‌کشه، عزیزم

618
00:44:37,541 --> 00:44:38,875
‫در حالی که من لذت می‌برم

619
00:44:39,458 --> 00:44:42,708
‫تنها کاری که من باید بکنم سکس‌ـه

620
00:44:43,125 --> 00:44:45,845
‫،این قانون عشقه نایروبی
‫متأسفم که اینجوری‌ـه

621
00:44:51,625 --> 00:44:56,166
‫تنها آدم بدبخت تو این داستان...

622
00:44:57,500 --> 00:44:58,500
‫تویی

623
00:44:59,166 --> 00:45:03,250
‫،با سخنرانی‌ـت راجع به عشق
‫و بوم بوم بای بای. وای

624
00:45:05,083 --> 00:45:08,583
‫این بخاطر اینه که... تو ترسوتر از
‫اینی که حقیقت رو اعتراف کنی

625
00:45:10,875 --> 00:45:12,875
‫تنها حقیقت واقعیت‌ـه

626
00:45:13,458 --> 00:45:17,458
‫و من قراره بهت توضیحش بدم.
‫ببین. تو عاشق چاقالویی

627
00:45:18,500 --> 00:45:19,583
‫چاقالو هم عاشق منه

628
00:45:20,500 --> 00:45:23,541
‫و من عاشق کسی نیستم.
‫و این دقیقاً دلیلی‌ـه...

629
00:45:25,458 --> 00:45:26,458
‫که تو ازم متنفری

630
00:45:27,458 --> 00:45:29,333
‫تو عاشق کسی نیستی؟

631
00:45:31,291 --> 00:45:33,166
‫معلومه که نیستی، عزیزم

632
00:45:35,208 --> 00:45:36,833
‫تو تخم این‌کارو نداری

633
00:45:38,375 --> 00:45:39,833
‫عاشق بودن نیاز به جرأت داره

634
00:45:41,500 --> 00:45:43,041
‫من جرأت دارم. ببین

635
00:45:44,625 --> 00:45:45,625
‫هلسی

636
00:45:48,041 --> 00:45:50,583
‫دوست دارم، خیلی دوست دارم...

637
00:45:53,000 --> 00:45:55,350
‫اونقدری که می‌خوام باهات
‫یه خانواده داشته باشم

638
00:45:57,250 --> 00:45:59,583
‫دیدی؟ این شجاعت‌ـه

639
00:46:01,000 --> 00:46:02,666
‫من احساسش می‌کنم
‫و به زبونش میارم

640
00:46:05,708 --> 00:46:06,708
‫و این رو...

641
00:46:07,291 --> 00:46:09,200
‫تو نمی‌دونی چه جوری این‌کارو بکنی

642
00:46:10,208 --> 00:46:11,291
‫چقدر زمان گذشته؟

643
00:46:12,208 --> 00:46:15,208
‫ده سال؟ تو ده سال عاشق برلین بودی؟

644
00:46:15,750 --> 00:46:17,750
‫و تو هیچوقت جرأت نکردی بهش بگی

645
00:46:20,750 --> 00:46:25,208
‫البته ستایشش کردی و مثل
‫یه سگ افتادی دنبالش

646
00:46:26,666 --> 00:46:27,666
‫ولی فقط همین

647
00:46:29,875 --> 00:46:30,875
‫حالا چی؟

648
00:46:31,666 --> 00:46:32,875
‫هیچی الان ممکن نیست

649
00:46:34,541 --> 00:46:35,541
‫اون مُرده

650
00:46:38,375 --> 00:46:39,800
‫و تو پوچی

651
00:46:42,416 --> 00:46:46,166
‫تنها کاری که می‌کنی اینه که پشت اون
‫سخنرانی بوم بوم بای بای‌ـت قایم بشی

652
00:46:49,333 --> 00:46:50,333
‫چون تو می‌دونی

653
00:46:51,666 --> 00:46:53,958
‫برای همیشه تو موقعیت
‫بدی قرار گرفتی، رفیق

654
00:47:05,375 --> 00:47:06,791
‫بیاید برگردیم سرکار

655
00:47:26,000 --> 00:47:32,000
‫<font color="#bdd۲df">«:: :مــتـرجـم ::»</font>
‫<font color="#۰۰۸۰ff">|^| Caped crusader |^|</font>

