‫﻿۱
00:00:35,875 --> 00:00:38,333
‫باز دیشب تا دیروقت
‫مطالعه می‌کردی؟

2
00:00:41,583 --> 00:00:42,583
‫پاشو بریم پایین

3
00:00:43,666 --> 00:00:45,500
‫منتظرت هستیم باهم
‫صبحونه بخوریم

4
00:00:47,333 --> 00:00:48,833
‫تاتیانا اومده

5
00:01:04,958 --> 00:01:06,041
‫‏صبح به‌خیر

6
00:01:10,041 --> 00:01:11,708
‫شاهزاده هملت

7
00:01:17,625 --> 00:01:19,375
‫‏بذار تاتیانا رو
‫بهت معرفی کنم

8
00:01:19,750 --> 00:01:20,750
‫‏سلام...

9
00:01:21,041 --> 00:01:22,166
‫‏از آشنایی‌ـت خوش‌وقتم

10
00:01:23,166 --> 00:01:25,666
‫جدی خوشگل‌ترین
‫زن دنیا نیست؟

11
00:01:26,666 --> 00:01:28,250
‫‏واقعاً؟ خبر نداشتم!

12
00:01:28,333 --> 00:01:30,416
‫شغلت چیه؟

13
00:01:30,500 --> 00:01:32,458
‫‏من پیانیست کنسرت هستم

14
00:01:32,541 --> 00:01:35,125
‫‏پیانوی کلاسیک می‌نوازی؟

15
00:01:35,208 --> 00:01:37,958
‫‏آره، شومان، شوپن، باخ

16
00:01:38,041 --> 00:01:40,333
‫‏- انگشت‌هاش آسمونی‌ان
‫‏- برای پیانو...

17
00:01:41,000 --> 00:01:42,000
‫‏و همین‌طور سرقت

18
00:01:44,208 --> 00:01:45,041
‫‏جانم؟

19
00:01:45,125 --> 00:01:47,166
‫‏دزده و ظاهراً
‫از اون خوب‌هاشه

20
00:01:47,250 --> 00:01:50,125
‫‏پیانو و جواهرات
‫تخصص‌هام هستم

21
00:01:50,208 --> 00:01:53,250
‫‏راستی، عاشق ایده‌ی ‏دزدی
‫از بانک مرکزی شده

22
00:01:56,750 --> 00:01:57,791
‫‏ماجرا رو بهش گفتم

23
00:02:00,083 --> 00:02:01,750
‫‏- بهش گفتی؟
‫‏- آره

24
00:02:01,833 --> 00:02:03,708
‫‏ما دوتا هیچی رو
‫از هم پنهان نمی‌کنیم

25
00:02:03,791 --> 00:02:08,458
‫‏اتفاقاً، این کار رو بیشتر از کارِ تو در
‫‏ضرابخونه‌ی سلطنتی دوست داره

26
00:02:12,416 --> 00:02:14,916
‫‏می‌شه یه دقیقه...
‫‏خصوصی حرف بزنیم؟

27
00:02:15,708 --> 00:02:16,750
‫‏عقلت پاره‌سنگ برداشته؟

28
00:02:16,833 --> 00:02:17,833
‫‏ممکنه

29
00:02:17,916 --> 00:02:19,375
‫‏آندرس، اگه برای
‫هرگونه اطلاعاتی

30
00:02:19,458 --> 00:02:22,833
‫‏یه میلیون جایزه بذارن، چی؟

31
00:02:22,916 --> 00:02:25,125
‫،‏چون تو کارهایی مثل این
‫مطمئناً ‏همچین جایزه‌ای می‌ذارن

32
00:02:25,208 --> 00:02:27,041
‫‏- این‌ کار رو نکن
‫‏- کدوم کار؟

33
00:02:27,125 --> 00:02:29,750
‫‏داری بهم تلقین می‌کنی که
‫‏عشقِ زندگی‌ـم قراره بهم خیانت کنه

34
00:02:29,833 --> 00:02:32,333
‫،‏ببین من تلقین نمی‌کنم
‫‏فقط دارم بهت می‌گم

35
00:02:33,916 --> 00:02:36,500
‫‏ولی، باشه، بیا عشق حقیقی
‫‏رو باور داشته باشیم...

36
00:02:36,625 --> 00:02:38,291
‫‏- گُه توش!
‫‏- بیا بریم داخل

37
00:02:38,375 --> 00:02:41,708
‫‏داشتی می‌گفتی: «بیا عشق حقیقی رو
‫«.‏باور داشته باشیم،» و من گفتم: «البته

38
00:02:41,791 --> 00:02:43,708
‫‏آره، بیا فرض کنیم
‫تاتیانا تو رو ‏نمی‌فروشه

39
00:02:43,791 --> 00:02:45,041
‫‏گوش بگیر!

40
00:02:45,125 --> 00:02:46,416
‫‏اون یه دزده

41
00:02:48,125 --> 00:02:50,765
‫‏اگه بین لو دادن تو و زندان‌ رفتن
‫‏سر دو راهی قراره بگیره چی؟

42
00:02:50,833 --> 00:02:53,416
‫،‏وقتی تاحالا عاشق نبودی
‫‏این حرف‌ها رو زدن آسونه

43
00:02:53,500 --> 00:02:56,375
‫‏دارم بی‌طرفانه می‌گم، نظرِ من ‏با
‫غلو کردن در احساسات عوض نمی‌شه

44
00:02:56,458 --> 00:02:58,583
‫‏بذار یه چیزی رو درباره‌ی
‫‏تاتیانا بهت بگم

45
00:02:58,666 --> 00:03:01,041
‫‏دور تا دور اروپا رو باهاش سفر کردم
‫‏و گاوصندوق‌ها رو باهاش باز می‌کردم

46
00:03:01,125 --> 00:03:04,083
‫‏و می‌دونی که همیشه موقع دزدی ‏چه‌قدر
‫پرتنشه. همیشه یه گیری تو کار هست

47
00:03:04,166 --> 00:03:05,766
‫«‏مثلاً: «موادمنفجره رو غلط کاشتی

48
00:03:05,833 --> 00:03:09,583
‫‏«تیکه‌های الماس کجان؟» طبیعی‌ـه که ‏با
‫کوچک‌ترین اشتباه طرف رو سرزنش کنی

49
00:03:09,666 --> 00:03:11,750
‫‏ولی، بین ما دوتا
‫از این خبرها نیست

50
00:03:11,833 --> 00:03:13,958
‫‏از این خبرها نیست.
‫‏مثل راه رفتن روی ابرها می‌مونه

51
00:03:14,041 --> 00:03:17,541
‫‏تو یه زیرزمین بدبو ۱۴ ساعت
‫‏داشتیم تو یه دیوار سوراخ می‌کّندیم

52
00:03:17,625 --> 00:03:20,166
‫‏و طوری با هم عشق‌بازی کردیم
‫‏که گویی فردایی وجود نداشت

53
00:03:20,250 --> 00:03:23,625
‫‏زوج‌ها وقتی تعطیلات می‌رن
‫،‏"ماربلا" با هم جروبحث می‌کنن
‫[ ‏[ شهری ساحلی در اسپانیا

54
00:03:23,708 --> 00:03:27,541
‫‏ما دوتا طوری "کردیت آگریکُل" رو دستبرد
‫‏زدیم انگار که توی ماه‌ عسل هستیم
‫[ ‏[ مؤسسه مالی-اعتباری

55
00:03:27,625 --> 00:03:30,208
‫‏تو چهارتا ازدواج قبلیت
‫هم ‏همین حس رو داشتی

56
00:03:31,208 --> 00:03:32,666
‫‏این حرفت نامردی بود

57
00:03:32,750 --> 00:03:36,125
‫‏نامردی و نفرت‌انگیز، و اصلاً ‏به
‫تو که مثل برادرم هستی نمی‌خورد

58
00:03:42,458 --> 00:03:44,058
‫‏- صبح به‌خیر، جیووانی
‫‏- صبح به‌خیر

59
00:03:44,416 --> 00:03:45,458
‫‏صبح به‌خیر

60
00:03:47,041 --> 00:03:50,101
‫‏تو حتی می‌ذاری این دوتا راهب برن توی
‫‏آشپزخونه‌ت که همه‌ی نقشه‌ها رو زدی دیوار!

61
00:03:50,125 --> 00:03:53,000
‫«‏بی‌خیال بابا، بهم می‌گن «آقای مهندس

62
00:03:53,083 --> 00:03:55,763
‫‏فکر می‌کنن ما تحصیل‌کرده
‫هستیم نه دزد. ‏چرا این‌قدر بدبینی؟

63
00:03:58,583 --> 00:04:01,125
‫‏چند وقته تاتیانا رو می‌شناسی؟
‫‏چند وقته؟

64
00:04:01,208 --> 00:04:03,291
‫‏مگه مهمه؟ عشق به زمان نیست!

65
00:04:04,083 --> 00:04:05,250
‫‏عشق رو باید زندگی کرد

66
00:04:05,333 --> 00:04:07,583
‫‏نه. تو نمی‌تونی کل نقشه رو
‫‏به‌خاطر یه زن به خطر بندازی

67
00:04:07,875 --> 00:04:11,583
‫‏این قانون اول‌ـه.
‫:‏آندرس، قانون اول

68
00:04:11,666 --> 00:04:14,666
‫‏«یه نقشه هیچ‌وقت نباید توسط یه رابطه‌ی
‫«.‏عاشقانه زهرآلود بشه. هیچ‌وقت

69
00:04:14,750 --> 00:04:15,750
‫‏هیچ‌وقت

70
00:04:16,541 --> 00:04:18,375
‫‏فهمیدنش سخت نیست

71
00:04:27,875 --> 00:04:29,833
‫‏ساعت ۷ بعدازظهره.
‫‏باید یه زنگ بزنیم

72
00:04:30,875 --> 00:04:32,083
‫می‌شه لطفاً زنگ بزنی، پالرمو؟

73
00:04:36,416 --> 00:04:37,708
‫‏پالرمو. وضعیت؟

74
00:04:37,791 --> 00:04:39,416
‫‏تاحالا ۱۰ تن انجام دادیم

75
00:04:39,500 --> 00:04:41,608
‫‏ این ۱۰.۷۰۰ کیلوگرمه
‫که داره دون‌دون می‌شه

76
00:04:41,691 --> 00:04:43,208
‫‏دو درصد بیشتر از
‫اون‌ که توقع داشتیم

77
00:04:43,291 --> 00:04:44,791
‫‏داریم رکورد می‌شکنیم، پروفسور

78
00:04:44,875 --> 00:04:46,250
‫‏مثل یوسین بولت

79
00:04:46,333 --> 00:04:47,333
‫‏و استحکامات؟

80
00:04:47,916 --> 00:04:50,208
‫‏هنوز داریم جوش می‌دیم.
‫‏تا الان دوتا ساختیم

81
00:04:50,291 --> 00:04:51,791
‫‏دیگه خبری نیست؟

82
00:04:51,875 --> 00:04:53,708
‫‏همه‌چی تحت کنترل‌ـه.
‫‏اونجا چطور؟

83
00:04:54,541 --> 00:04:55,916
‫‏هیچ مسئله‌ای نیست

84
00:04:56,000 --> 00:04:57,000
‫‏تمام و پایان

85
00:04:59,500 --> 00:05:01,333
‫‏برید توی بانک. دودل نشید

86
00:05:03,166 --> 00:05:05,041
‫‏داریم ریسک‌ها رو ارزیابی می‌کنیم

87
00:05:08,916 --> 00:05:09,958
‫‏لوئیس، نگاهم کن

88
00:05:13,083 --> 00:05:16,875
‫‏روی پاتختی‌ـم یه جعبه قرص دارم که
‫‏توش همه رقمه و همه رنگه قرص هست

89
00:05:17,541 --> 00:05:19,625
‫‏هیچ‌وقت نمی‌خوام از
‫رختخوابم بیام بیرون

90
00:05:19,875 --> 00:05:22,458
‫،‏و ‏تو دو سال اخیر
‫‏‏به‌خاطر اون حرومزاده‌ها

91
00:05:22,541 --> 00:05:24,791
‫‏مشکل عدم نعوظ دارم

92
00:05:25,375 --> 00:05:27,250
‫‏استرس پسا-حادثه‌ای

93
00:05:28,208 --> 00:05:30,583
‫‏فکر می‌کنم بهتره دیگه اینجا نیای

94
00:05:30,666 --> 00:05:34,250
‫،‏با مرچه برو شهرِ زادگاهت
‫‏استراحت کن و مراقب خودت باش

95
00:05:35,000 --> 00:05:36,708
‫‏و مبادا تلویزیون لعنتی
‫رو روشن کنی

96
00:05:36,791 --> 00:05:38,833
‫‏لوئیس، اشتباهی که
‫من کردم رو نکن

97
00:05:39,833 --> 00:05:43,083
‫‏اگه مجبوری یه بمب ۲۰ مگاتنی
‫‏بندازی سرشون، بنداز!

98
00:05:43,166 --> 00:05:45,583
‫‏فقط بندازش!
‫‏از عواقبش نترس!

99
00:05:46,208 --> 00:05:47,416
‫‏این ‏خیلی بهتر از اینه

100
00:05:47,500 --> 00:05:50,583
‫‏که هر دو ساعت یه ‏بمب
‫مزخرف کوچولو بندازی

101
00:05:51,583 --> 00:05:52,875
‫،‏چون‌که اون کس‌کش‌ها

102
00:05:52,958 --> 00:05:55,541
‫،‏اگه جلوشون قوی ظاهر نشی
‫‏سر تا پات رو گُه‌مالی می‌کنن

103
00:05:55,625 --> 00:06:00,183
‫‏تا زمانی‌ که رازهای کشور رو افشاء نکنن هر
‫چه‌قدر ‏دل‌شون می‌خواد سر تا پام رو گُه‌مالی کنن

104
00:06:00,250 --> 00:06:02,083
‫،‏ آلفونسو، اگه وارد بانک بشیم

105
00:06:02,375 --> 00:06:04,500
‫‏عاقبت همه‌مون به
‫‏دادگاه نظامی ختم می‌شه

106
00:06:05,083 --> 00:06:06,083
‫‏یا یه چیز بدتر

107
00:06:06,166 --> 00:06:07,166
‫‏پس چه ‌کار کنیم؟

108
00:06:08,875 --> 00:06:11,875
‫،‏همین‌جا وایسیم و تماشا کنیم
‫‏انگار که دست‌مون بسته‌اس؟

109
00:06:12,333 --> 00:06:14,583
‫،‏اگه اونا اون برتری رو دارن
‫‏ما فقط باید خنثیش کنیم

110
00:06:16,458 --> 00:06:19,583
‫‏مردم می‌دونن اون رازها چی هستن؟

111
00:06:20,125 --> 00:06:22,250
‫‏نه! حتی خدا هم نمی‌دونه

112
00:06:22,916 --> 00:06:25,875
‫‏خب، سازمان اطلاعات
‫‏اون رازها رو می‌دونه

113
00:06:26,291 --> 00:06:28,541
‫،‏که چه کاغذی استفاده شده
‫‏چه مهری زده شده‏

114
00:06:28,625 --> 00:06:29,875
‫‏فوق‌العاده‌اس

115
00:06:31,500 --> 00:06:33,291
‫‏بیاید رازهای خودمون رو بسازیم

116
00:06:35,500 --> 00:06:38,791
‫‏خبرها رو در همه‌ی روزنامه‌ها
‫و ‏شبکه‌های تلویزیونی کشور

117
00:06:38,875 --> 00:06:40,583
‫‏پخش می‌کنیم، همون‌طور که
‫‏پروفسور هم همین‌کارو می‌کنه

118
00:06:40,666 --> 00:06:42,208
‫،‏سیرا، خواهش می‌کنم
‫‏چیزی که داری می‌گی...

119
00:06:42,291 --> 00:06:45,166
‫،‏مدیرهایی که توسط موادفروش‌ها خریده شدن
‫،‏وزیرهایی که رشوه قبول می‌کنن

120
00:06:45,250 --> 00:06:46,375
‫‏عیاشی‌هایی که...

121
00:06:46,458 --> 00:06:49,041
‫‏با پول دولت انجام می‌شه.
‫‏کلاً هر چی شد

122
00:06:49,125 --> 00:06:51,250
‫‏چه زری داری می‌زنی؟
‫‏گوش بگیر

123
00:06:51,333 --> 00:06:54,875
‫،‏نمی‌تونیم این‌کارو بکنیم
‫‏ریده می‌شه تو اعتبار کل نظام

124
00:06:54,958 --> 00:06:57,375
‫،‏هم پلیس، هم سیاست‌مداران
‫‏هم نهادها... همه‌چی!

125
00:06:57,458 --> 00:06:59,291
‫‏نمی‌شه! رسانه‌ها...

126
00:06:59,375 --> 00:07:01,541
‫‏شروع می‌کنن درآوردنِ
‫صحت و سقم خبرها

127
00:07:01,625 --> 00:07:04,750
‫‏و همگی یه عذر موجّه دارن.
‫‏فلانی کجا بود؟ تو شهرِ زادگاهش

128
00:07:04,833 --> 00:07:06,125
‫‏سگ خورد! دیگه کجا؟

129
00:07:06,208 --> 00:07:08,000
‫‏وزیر کجا بوده؟
‫‏تو یه جلسه تو بروکسل بوده

130
00:07:08,833 --> 00:07:11,708
‫‏و به‌محض اینکه چوپان
‫،عزیزمون، پروفسور

131
00:07:11,791 --> 00:07:13,791
‫‏رازهای حقیقی کشور
‫رو افشاء می‌کنه...

132
00:07:14,250 --> 00:07:17,500
‫‏دیگه حتی خودِ خدا هم نمی‌تونه ‏فرق
‫بین دروغ و واقعیت رو تشخیص بده

133
00:07:18,083 --> 00:07:20,083
‫‏برگ‌ برنده‌شون رو
‫از دور خارج می‌کنیم

134
00:07:20,166 --> 00:07:21,958
‫‏و می‌دونی بهترین قسمتش چیه؟

135
00:07:22,041 --> 00:07:26,000
‫،‏تا وقتی که دوباره سر پا بشه
‫‏ما وارد بانک شدیم و برگشتیم بیرون

136
00:07:26,083 --> 00:07:27,125
‫و اینو بهت قول می‌دم

137
00:08:26,566 --> 00:08:31,299
‫<b>زیرنویسی از آقای سیَه‌ چُرده</b>
‫<font color="#ff۸۰۰۰">≡</font> r.reza۸۳ <font color="#ff۸۰۰۰">≡</font>

138
00:08:34,333 --> 00:08:35,750
‫« روز دوم »

139
00:08:49,083 --> 00:08:50,166
‫روبه‌راهی؟

140
00:08:50,875 --> 00:08:52,500
‫معده‌ام درد می‌کنه

141
00:08:54,250 --> 00:08:55,333
‫به‌خاطر گلوله خوردن

142
00:08:56,291 --> 00:08:57,291
‫‏اینجا

143
00:08:57,541 --> 00:09:00,000
‫‏به‌خاطر شدت اصابت خیلی سفته

144
00:09:02,708 --> 00:09:03,791
‫‏طفلکی

145
00:09:06,458 --> 00:09:08,208
‫‏و یبوست هم دارم

146
00:09:09,583 --> 00:09:11,791
‫با توجه به شرایط
‫می‌شه تصور کرد

147
00:09:12,791 --> 00:09:13,791
‫‏البته

148
00:09:15,166 --> 00:09:16,750
‫‏می‌تونی لطفاً قهوه رو بدی؟

149
00:09:16,833 --> 00:09:18,000
‫‏بیا اینجا

150
00:09:18,291 --> 00:09:19,291
‫‏من؟

151
00:09:19,541 --> 00:09:22,291
‫آره، معلومه خودت. پس کی؟
‫بلند شو و بیا اینجا

152
00:09:23,125 --> 00:09:24,208
‫‏باهام بیا

153
00:09:30,666 --> 00:09:32,333
‫باورم نمی‌شه

154
00:09:32,416 --> 00:09:34,291
‫‏برو، برو!

155
00:09:34,375 --> 00:09:35,958
‫‏داری چه غلطی می‌کنی؟

156
00:09:36,041 --> 00:09:37,041
‫‏ببخشید!

157
00:09:39,708 --> 00:09:42,041
‫‏با صحبت درباره‌ی عـن سعی می‌کردی
‫‏با اون دختره لاس می‌زدی؟

158
00:09:42,125 --> 00:09:44,958
‫‏فقط سعی داشتم بهش بگم
‫‏به‌خاطر گاز معده دلم درد می‌کنه

159
00:09:45,041 --> 00:09:46,458
‫‏عجب خری هستی!

160
00:09:47,250 --> 00:09:49,291
‫‏خیلی‌خب، خیلی‌خب. گوش کن

161
00:09:49,375 --> 00:09:50,916
‫‏از اون دختر خوشت می‌آد یا نه؟

162
00:09:53,541 --> 00:09:54,541
‫‏بله

163
00:09:54,958 --> 00:09:56,875
‫‏- خیلی خوشم می‌آد
‫‏- خیلی

164
00:09:56,958 --> 00:09:58,833
‫‏خیلی. و پیش خودت فکر کردی...

165
00:09:58,916 --> 00:10:00,708
‫،‏حرف‌زدن درباره‌ی یبوست

166
00:10:00,791 --> 00:10:02,416
‫،‏درباره‌ی گرفتگی روده‌های وامونده‌ت

167
00:10:02,500 --> 00:10:04,625
‫‏راه خوبی برای اغوا کردنش بود؟

168
00:10:04,708 --> 00:10:06,125
‫‏گوش کن بهم. مِن‌بعد...

169
00:10:06,208 --> 00:10:08,291
‫‏باید مثل یه قهرمان لعنتی‌ باشی

170
00:10:08,375 --> 00:10:11,000
‫‏یه قهرمان لعنتی.
‫‏هیچی نمی‌تونه بهت آسیب بزنه

171
00:10:11,083 --> 00:10:13,142
‫‏هر روز یه مقدار از جیره‌ی
‫‏غذایی‌ـت رو بهش می‌دی

172
00:10:13,166 --> 00:10:14,625
‫‏هر روز

173
00:10:14,833 --> 00:10:17,500
‫‏و اگه من بی‌شرف‌بازی
‫درآوردم، ‏جلوم وایمیسی

174
00:10:17,583 --> 00:10:19,250
‫‏از الان شروع می‌کنیم.
‫‏جلوم وایسا

175
00:10:19,750 --> 00:10:21,291
‫‏جلوم وایسا، کس‌کش!

176
00:10:21,375 --> 00:10:22,375
‫‏بله، قربان!

177
00:10:31,125 --> 00:10:32,125
‫‏معذرت می‌خوام

178
00:10:35,041 --> 00:10:36,041
‫‏بابت کاری که کردم

179
00:10:36,375 --> 00:10:39,791
‫‏بابت شلیک ‌کردن به جلیقه‌ت.
‫‏خُلقم سر جاش نبود

180
00:10:46,416 --> 00:10:48,208
‫‏نگران نباش، آقای دنور

181
00:10:48,500 --> 00:10:50,101
‫‏می‌دونم موقع دزدی
‫‏از این چیزها پیش می‌آد

182
00:10:50,125 --> 00:10:51,916
‫آسون نیست، میگل.
‫آسون نیست

183
00:10:54,666 --> 00:10:55,866
‫ولی بذار یه چیزی بهت بگم

184
00:10:56,875 --> 00:10:57,875
‫‏می‌دونم...

185
00:10:59,000 --> 00:11:00,583
‫‏که با هوش من

186
00:11:02,291 --> 00:11:06,250
‫،‏و اون لبخند رندانه‌ای که داری
‫،‏اون عطوفت‌ـت

187
00:11:07,041 --> 00:11:08,791
‫‏قلب آماندا رو به چنگ می‌آری

188
00:11:09,125 --> 00:11:11,250
‫‏چطوره؟ فکر می‌کنی
‫‏می‌تونی امتحان کنی؟

189
00:11:11,333 --> 00:11:13,666
‫‏خب، نهایت تلاشم
‫رو می‌کنم، آقای دنور

190
00:11:13,750 --> 00:11:14,750
‫‏البته که می‌کنی

191
00:11:16,583 --> 00:11:17,750
‫‏حالا، برو توی توالت

192
00:11:17,833 --> 00:11:20,583
‫و تا وقتی نریدی بیرون نیا. برو

193
00:11:32,541 --> 00:11:33,541
‫‏آقای دنور

194
00:11:34,375 --> 00:11:35,375
‫‏چیه؟

195
00:11:35,458 --> 00:11:37,833
‫،‏اگه شما اینجا باشی
‫‏نمی‌تونم تمرکز کنم

196
00:11:43,625 --> 00:11:47,000
‫‏در برنامه وقفه ایجاد کردیم
‫‏تا بزرگ‌ترین افشاسازی رازی

197
00:11:47,083 --> 00:11:48,963
‫‏که در تاریخ کشورمون اتفاق
‫‏افتاده رو به اطلاع‌تون برسونیم

198
00:11:49,000 --> 00:11:52,791
‫‏این ‏روزنامه به بیش از ۱۰۰
‫‏سند و مدرک محرمانه دسترسی داشته

199
00:11:52,875 --> 00:11:54,416
‫‏اسپانیا دقیقاً شش ماه قبل از

200
00:11:54,500 --> 00:11:57,708
‫‏جنگ عراق به صدام حسین
‫‏بمب خوشه‌ای فروخته

201
00:11:57,791 --> 00:12:00,291
‫‏این تازه یکی از پرونده‌های سی‌اِن‌آی‌ـه

202
00:12:00,375 --> 00:12:04,500
‫‏توده‌ی عظیمی از اطلاعات محرمانه که در
‫‏بانک مرکزی نگه‌داری می‌شدند، افشا شدند

203
00:12:04,583 --> 00:12:06,666
‫‏- توی رسانه‌های دیجیتال هم هست
‫‏- این اطلاعات حقیقت ندارن

204
00:12:06,750 --> 00:12:09,875
‫‏دارن بهترین برگ برنده‌ای که باهاش می‌تونستیم
‫‏برای ریو مذاکره کنیم رو خنثی می‌کنن

205
00:12:09,958 --> 00:12:10,958
‫‏این نیست

206
00:12:12,791 --> 00:12:15,191
‫‏دارن سپرمون رو از کار
‫می‌اندازن. ‏می‌خوان برن داخل

207
00:12:15,333 --> 00:12:16,666
‫‏البته، جناب وزیر

208
00:12:17,583 --> 00:12:20,250
‫‏آقایون، از جناب نخست‌ وزیر
‫‏چراغ سبز گرفتیم

209
00:12:20,333 --> 00:12:21,333
‫‏آرایش بگیرید!

210
00:12:21,375 --> 00:12:24,041
‫‏می‌خوایم گاز فشار قوی تزریق کنیم

211
00:12:24,125 --> 00:12:26,708
‫‏هالوتان، به‌شدت مخدر

212
00:12:26,791 --> 00:12:29,041
‫‏یعنی باید تا نیم‌ساعت دیگه
‫‏کاملاً بی‌هوش باشن

213
00:12:29,125 --> 00:12:32,000
‫‏ولی آمادگی هرگونه
‫‏غافلگیری‌ای رو داشته باشید

214
00:12:32,083 --> 00:12:33,416
‫‏پالرمو، صدام رو داری؟

215
00:12:33,500 --> 00:12:34,791
‫‏صداتون می‌شنوم، پروفسور

216
00:12:34,875 --> 00:12:38,416
‫‏دارن می‌آن داخل. ازت می‌خوام
‫همه رو جمع کنی. قراره حمله کنن

217
00:12:38,500 --> 00:12:39,750
‫‏کِی؟ چه نوع حمله‌ای؟

218
00:12:39,833 --> 00:12:41,541
‫‏نمی‌دونم. در تماس باش

219
00:12:41,625 --> 00:12:42,541
‫‏مارسِی

220
00:12:42,625 --> 00:12:44,750
‫‏می‌خوان بیان داخل.
‫‏باید بدونیم از کجا

221
00:12:44,833 --> 00:12:46,833
‫‏هر حرکتی رو گزارش بده

222
00:12:46,916 --> 00:12:49,166
‫‏باید از بزرگراه بریم.
‫‏یه مسیر دیگه پیدا کن

223
00:12:51,833 --> 00:12:53,291
‫‏۳۰۰ متر جلوتر بپیچ چپ

224
00:12:53,958 --> 00:12:54,791
‫‏توی جاده خاکی

225
00:12:54,875 --> 00:12:55,875
‫‏جریان چیه؟

226
00:12:55,916 --> 00:12:58,125
‫‏دیروز ۹۰ کیلومتر پیش
‫از اون ماشین رد شدیم

227
00:13:03,166 --> 00:13:04,267
‫‏مطمئنی همونه؟

228
00:13:04,291 --> 00:13:06,791
‫‏اِم ۵۳۵۴ ایکس ‌ایکس. همونه!

229
00:13:06,875 --> 00:13:08,041
‫‏با اون لحن باهام حرف نزن!

230
00:13:08,125 --> 00:13:10,000
‫‏- الان نه خواهشاً
‫‏- هرگز!

231
00:13:17,875 --> 00:13:18,875
‫آنتن، گندش بزنن!

232
00:13:19,375 --> 00:13:22,333
‫‏پالرمو! پالرمو، صدام رو داری؟

233
00:13:30,250 --> 00:13:31,958
‫گیر کرده. باید درش بیاریم

234
00:13:36,291 --> 00:13:37,750
‫‏ماشین رو روشن کن!

235
00:13:43,708 --> 00:13:44,875
‫نه!

236
00:13:45,916 --> 00:13:47,875
‫نگاه کن، بابا!

237
00:13:47,958 --> 00:13:49,083
‫‏پروفسوره!

238
00:13:53,666 --> 00:13:57,541
‫بابا... پروفسوره! پروفسور!

239
00:14:06,916 --> 00:14:08,583
‫و بازرس!

240
00:14:16,500 --> 00:14:18,166
‫‏بله، درسته، من...

241
00:14:18,958 --> 00:14:21,125
‫‏پروفسورم، و ایشون...

242
00:14:21,541 --> 00:14:22,708
‫‏بازرس

243
00:14:22,791 --> 00:14:23,791
‫‏لیسبون

244
00:14:30,750 --> 00:14:32,458
‫‏هیچ کشتی هوایی‌ای اینجا نیومد

245
00:14:32,541 --> 00:14:33,458
‫‏نه

246
00:14:33,541 --> 00:14:37,250
‫خب، یه کمکی می‌خواید
‫از گِل بیاید بیرون یا نه؟

247
00:14:38,000 --> 00:14:39,000
‫‏بجنبید!

248
00:14:39,041 --> 00:14:41,541
‫بجنبید، یه دقیقه‌ای از پسش برمی‌آیم

249
00:14:41,625 --> 00:14:42,833
‫‏بجنبید! بجنبید!

250
00:14:42,916 --> 00:14:45,416
‫‏بجنبید. ‏صبر کنید
‫سوار ون بشه. صبر کنید

251
00:14:45,500 --> 00:14:47,375
‫بجنبید، آماده بشید

252
00:14:47,458 --> 00:14:48,583
‫‏بجنبید!

253
00:14:48,666 --> 00:14:49,875
‫‏هل بدید! ‏هل بدید!

254
00:14:49,958 --> 00:14:50,791
‫‏بجنبید!

255
00:14:50,875 --> 00:14:52,166
‫‏چیزی نمونده!

256
00:14:56,083 --> 00:14:58,500
‫‏بجنبید! هل بدید!

257
00:15:00,750 --> 00:15:02,041
‫‏بجنبید!

258
00:15:06,750 --> 00:15:08,041
‫یه جای کار می‌لنگه

259
00:15:08,125 --> 00:15:09,750
‫‏فکر می‌کردم اونا گروگان هستن

260
00:15:10,083 --> 00:15:11,083
‫هی، پسر!

261
00:15:12,166 --> 00:15:13,666
‫تو مگه گروگان نبودی؟

262
00:15:14,958 --> 00:15:17,041
‫منو استخدام کردن، باشه؟

263
00:15:18,250 --> 00:15:20,291
‫حالا همگی خفه‌خون بگیرید!

264
00:15:22,166 --> 00:15:24,041
‫‏خانم‌ها و آقایون، اونا دارن می‌آن داخل

265
00:15:24,875 --> 00:15:26,916
‫‏و همه‌مون می‌دونیم این یعنی چی

266
00:15:27,000 --> 00:15:30,666
‫از خدامه اطلاعات بیشتری
‫بهتون بدم. ولی متأسفانه، ندارم

267
00:15:30,750 --> 00:15:32,416
‫:‏پس فقط یه کار می‌مونه

268
00:15:32,500 --> 00:15:35,125
‫‏از خشونت به‌عنوان یه
‫‏شیوه‌ی بازدارنده استفاده کنیم

269
00:15:35,625 --> 00:15:36,625
‫‏چی؟

270
00:15:38,166 --> 00:15:41,708
‫‏اولین ماشین زرهی که ‏دیدیم
‫رو گلوله بارون می‌کنیم

271
00:15:41,791 --> 00:15:43,541
‫‏این‌طوری عقب می‌رونیم‌شون

272
00:15:45,208 --> 00:15:46,500
‫‏این دستورِ پروفسوره؟

273
00:15:46,583 --> 00:15:48,333
‫‏ارتباط‌مون با پروفسور
‫رو از دست دادیم

274
00:15:48,416 --> 00:15:51,375
‫‏نمی‌دونم یه مشکل فنی‌ـه
‫‏یا یه چیزی بدتره

275
00:15:51,458 --> 00:15:53,500
‫‏واقعیت اینه که ما تنهائیم

276
00:15:54,916 --> 00:15:56,666
‫‏پس دیگه من مسئولم

277
00:15:58,750 --> 00:16:00,958
‫‏وایسا، وایسا، وایسا یه دقیقه

278
00:16:02,500 --> 00:16:04,358
‫‏نه می‌دونیم چطوری
‫می‌خوان وارد بشن...

279
00:16:04,375 --> 00:16:06,166
‫‏نه می‌دونیم ماشین زرهی دارن یا نه

280
00:16:06,250 --> 00:16:09,416
‫‏خبر داریم از سقف می‌خوان
‫‏بیان پایین یا از فاضلاب می‌آن بالا؟

281
00:16:11,208 --> 00:16:12,208
‫‏بگو دِ

282
00:16:12,500 --> 00:16:14,666
‫‏اون خمپاره‌ها رو کجا
‫می‌خوای در کنی؟

283
00:16:15,500 --> 00:16:17,041
‫‏همه‌تون دیوانه‌ شدید یا چی؟

284
00:16:23,375 --> 00:16:24,833
‫‏بچه‌ها، گندتون بزنن، نه

285
00:16:26,500 --> 00:16:28,083
‫‏اونا آدم‌های مائن که اون بیرونن

286
00:16:28,750 --> 00:16:30,916
‫‏با پول پرت کردن بهشون
‫‏تونستیم اینجا بیایم

287
00:16:31,583 --> 00:16:32,666
‫‏نه بمب

288
00:16:33,208 --> 00:16:35,375
‫‏عمراً پروفسور همچین نقشه‌ای بکِشه

289
00:16:35,458 --> 00:16:37,666
‫‏سعی می‌کرد زمان بخره

290
00:16:39,250 --> 00:16:43,041
‫‏حالا خانمی که خودش دم به دقیقه می‌خواد
‫‏شلیک کنه، پیشنهاد می‌ده زمان بخریم. جالبه

291
00:16:44,458 --> 00:16:45,916
‫‏می‌دونی چی فکر می‌کنم، توکیو؟

292
00:16:46,000 --> 00:16:47,208
‫‏چی فکر می‌کنی؟

293
00:16:47,291 --> 00:16:51,166
‫‏می‌دونی که از خمپاره استفاده کنیم
‫‏دیگه ریو رو بهت برنمی‌گردونن

294
00:16:53,708 --> 00:16:55,500
‫‏اونا ما رو با بمب آش‌زا می‌سوزونن

295
00:16:56,166 --> 00:16:57,875
‫‏آخه چه مرگ‌تونه؟

296
00:16:57,958 --> 00:17:00,166
‫‏بجنبید. سر جدّتون
‫از خواب بیدار شید!

297
00:17:03,125 --> 00:17:04,416
‫‏- خیلی متأسفم
‫‏- نه

298
00:17:04,500 --> 00:17:05,500
‫‏متأسفم

299
00:17:07,208 --> 00:17:08,708
‫‏قبلاً درباره‌اش حرف
‫زده بودیم، توکیو

300
00:17:08,791 --> 00:17:09,791
‫‏نازنینم

301
00:17:11,041 --> 00:17:13,166
‫،‏بابت دلسوزی‌ـت متأسفم

302
00:17:14,833 --> 00:17:16,416
‫‏ولی وقتشه از خودمون دفاع کنیم

303
00:17:18,333 --> 00:17:19,333
‫‏بوگوتا

304
00:17:20,500 --> 00:17:21,750
‫‏اینو بگیر

305
00:17:22,500 --> 00:17:24,625
‫‏وقت تنگه! زود باشید!

306
00:17:24,708 --> 00:17:25,791
‫‏- بجنبید
‫‏- آره

307
00:17:31,125 --> 00:17:35,000
‫‏مهملات رو تموم کن، دختر.
‫‏الان تنها دوستی که داری اینه

308
00:17:54,416 --> 00:17:56,958
‫‏- بقیه کجان؟
‫‏- فکر کنم...

309
00:17:57,041 --> 00:17:59,875
‫‏یه خرده روغن دیگه می‌خواد

310
00:18:01,291 --> 00:18:02,958
‫‏نه، شلیک نکن. خواهش می‌کنم!

311
00:18:03,625 --> 00:18:05,375
‫اونم جزو بانده، آره! ایول

312
00:18:05,458 --> 00:18:07,666
‫سین‌سیناتی عضو بانده

313
00:18:07,750 --> 00:18:08,625
‫‏منو نکُشته!

314
00:18:08,708 --> 00:18:09,750
‫‏بابا رو نکُش!

315
00:18:09,833 --> 00:18:11,250
‫‏- پلیس رو بکُش
‫‏- نه!

316
00:18:11,333 --> 00:18:13,458
‫این گیتاره. چطوری گیتار می‌زنی؟

317
00:18:13,541 --> 00:18:14,625
‫‏گیتار!

318
00:18:15,166 --> 00:18:16,166
‫آره

319
00:18:21,666 --> 00:18:22,666
‫‏آره. گیتاره

320
00:18:22,750 --> 00:18:24,125
‫‏نه

321
00:18:25,041 --> 00:18:26,166
‫گوش کن

322
00:18:26,250 --> 00:18:28,875
‫‏به هر چی الان داری فکر
‫‏می‌کنی، فراموشش کن

323
00:18:31,750 --> 00:18:34,208
‫چی؟ حالا دیگه ذهن‌خونی هم می‌کنی؟

324
00:18:34,750 --> 00:18:36,708
‫نازنینم، لازم نیست ذهن‌خون باشم

325
00:18:37,458 --> 00:18:39,291
‫،‏از وقتی برگشتیم با هم

326
00:18:39,375 --> 00:18:43,166
‫‏تو فقط فرو رفتی تو احساس گناه

327
00:18:44,125 --> 00:18:45,125
‫‏بس کن همین‌ حالا

328
00:18:46,583 --> 00:18:48,958
‫‏همه‌تـون خیلی خوشحال بودید

329
00:18:49,041 --> 00:18:51,333
‫،‏پول پارو می‌زدید
‫و حالا وضع‌تون اینه

330
00:18:51,416 --> 00:18:53,958
‫‏عادی‌ـه که یه وقت‌هایی
‫‏احساس گناه بکنم، مگه نه؟

331
00:18:54,041 --> 00:18:56,291
‫:‏فقط یه چیز بهت می‌گم

332
00:18:56,916 --> 00:19:00,708
‫‏و آویزه‌ی اون گوشِ قشنگت می‌کنی

333
00:19:01,458 --> 00:19:03,833
‫‏تو یه زن آزادی

334
00:19:05,083 --> 00:19:08,166
‫،‏آزادی که بری پارتی
‫،‏آزادی که از جزیره بری

335
00:19:08,250 --> 00:19:10,916
‫‏اگه بخوای حتی آزادی
‫که ‏از این سیاره بری

336
00:19:11,875 --> 00:19:12,916
‫‏مفهومه؟

337
00:19:14,250 --> 00:19:16,000
‫‏می‌دونی اول از همه
‫‏کی گند زد؟

338
00:19:16,625 --> 00:19:17,708
‫‏پروفسور

339
00:19:17,916 --> 00:19:19,750
‫‏آره. باید می‌دونست که
‫‏توی اون جزیره‌ی کویری

340
00:19:19,833 --> 00:19:22,041
‫‏که موندی هیچ‌وقت خوشحال نیستی

341
00:19:22,125 --> 00:19:24,000
‫‏مگه بن لادن هستی؟

342
00:19:24,083 --> 00:19:26,583
‫‏اونی؟ نه، تو توکیو هستی

343
00:19:26,666 --> 00:19:28,541
‫‏و دومین نفری که گند زد ریو بود

344
00:19:29,125 --> 00:19:32,166
‫‏اون موبایل‌ها رو خرید. نتونست
‫‏خودش رو کنترل کنه و بهت زنگ زد

345
00:19:33,125 --> 00:19:35,083
‫‏ولی می‌دونی مهم‌ترین چیز چیه؟

346
00:19:36,166 --> 00:19:39,666
‫‏ما اینجا نیومدیم که فقط
‫‏در حقت یه لطف بکنیم

347
00:19:41,166 --> 00:19:43,833
‫‏این کیک تولد گُنده رو ببین

348
00:19:43,916 --> 00:19:46,125
‫‏ما اینجائیم چون معتادِ آدرنالین‌ هستیم

349
00:19:46,208 --> 00:19:48,666
‫‏ما معتادِ آدرنالین هستیم!

350
00:19:48,750 --> 00:19:51,833
‫‏پس به سین‌سیناتی طوری
‫‏نگاه نکن که انگار از الان یتیم شده

351
00:19:51,916 --> 00:19:54,166
‫،‏نه، بی‌خیالش
‫‏و بیا یه‌کم خوش بگذرونیم!

352
00:19:54,250 --> 00:19:57,000
‫‏چون این یه پارتی‌ـه

353
00:20:04,166 --> 00:20:05,166
‫‏وقت پارتی‌ـه، خواهری

354
00:20:13,000 --> 00:20:14,208
‫‏آفرین!

355
00:20:14,291 --> 00:20:15,375
‫‏همه سر میز!

356
00:20:21,291 --> 00:20:23,458
‫‏این چه کوفتی‌ـه؟

357
00:20:23,541 --> 00:20:25,250
‫‏- انگنار
‫‏- انگنار؟

358
00:20:25,666 --> 00:20:27,416
‫‏یونجه نمونده بود؟

359
00:20:27,500 --> 00:20:30,583
‫‏بی‌خیال، راهب‌ها یه عالمه سبزیجات
‫‏بهمون دادن، و من کبابش کردم!

360
00:20:30,666 --> 00:20:34,166
‫‏و اگه دقت کرده باشی، من گیاهخوارم.
‫‏پس امروز که تولدمه گیاه می‌خوریم

361
00:20:34,875 --> 00:20:38,000
‫‏دقت نمی‌کنم چون گیاهخوارها
‫‏طالبان جدید هستن

362
00:20:38,083 --> 00:20:39,250
‫‏- بی‌خیال!
‫‏- تروریست‌ان!

363
00:20:39,333 --> 00:20:42,500
‫‏- چی؟ - تا وقتی از سر رفتن حوصله
‫‏نمیریم دست‌بردار نیستید!

364
00:20:42,583 --> 00:20:43,791
‫‏منظورت چیه از سر رفتن حوصله؟

365
00:20:43,875 --> 00:20:46,000
‫‏چون همه‌ی چیزهای
‫سالم حوصله سربرن

366
00:20:46,083 --> 00:20:50,291
‫‏هیچ‌کس دوست‌هاش رو خونه‌ش ‏دعوت
‫نمی‌کنه تا بیان انگنار پخته بخورن

367
00:20:50,375 --> 00:20:52,333
‫‏چون انگنار خوردن...

368
00:20:52,416 --> 00:20:54,541
‫‏خوش‌گذرونی نیست

369
00:20:55,125 --> 00:20:57,916
‫‏خوش‌گذرونی یعنی با دوست‌هات

370
00:20:58,000 --> 00:20:59,375
‫‏برّه یا خوکچه‌ کبابی بخوری

371
00:20:59,458 --> 00:21:02,833
‫‏یا تو یه خونه‌ی روستایی ۵۰ تا دوست
‫‏کنار هم جمع شن و یه گاو بخورن

372
00:21:02,916 --> 00:21:04,958
‫‏اون یعنی خوش‌گذرونی

373
00:21:05,041 --> 00:21:09,625
‫‏بابت گاوه متأسفم، ‏ولی آدم‌ها
‫رو دورِ هم جمع می‌کنه

374
00:21:09,708 --> 00:21:12,916
‫،‏گوشت پیونددهنده‌اس
‫‏گاو پیونددهنده‌اس و انگنار...

375
00:21:13,000 --> 00:21:13,916
‫‏تفرقه‌افکن‌ـه

376
00:21:14,000 --> 00:21:17,583
‫:‏خب، شنیدی که به قول معروف
‫«.‏«الان گیاه بخور، بعداً کُس گیاهخوار بخور

377
00:21:19,500 --> 00:21:21,500
‫‏به‌خاطر تو حاضرم
‫گیاهخوار بشم، نازنینم

378
00:21:21,583 --> 00:21:23,333
‫مگر از نعشم رد شی، عزیزم

379
00:21:26,666 --> 00:21:27,875
‫‏پروفسور

380
00:21:29,916 --> 00:21:32,166
‫‏احتمال اینکه زنده از بانک
‫‏بیرون بیایم چه‌قدره؟

381
00:21:38,875 --> 00:21:40,958
‫الان بخوام بگم...

382
00:21:43,083 --> 00:21:44,958
‫‏کمتر از ۵۰ درصده

383
00:21:51,333 --> 00:21:53,166
‫،‏پس در این‌صورت
‫‏می‌خوام چند کلومی حرف بزنم

384
00:21:53,250 --> 00:21:55,958
‫،خب، حرف‌های خودم نیستن
‫ولی بیاید وانمود کنیم حرف‌های خودمه

385
00:22:11,500 --> 00:22:13,333
‫♪ ‏♪ ‏وقتی نداشتن لب‌هایت را

386
00:22:13,416 --> 00:22:15,333
‫♪ ‏♪ ‏برای اولین‌بار لمس کردم

387
00:22:15,416 --> 00:22:17,666
‫♪ ‏♪ ‏بر روز آشنایی‌مان لعنت فرستادم

388
00:22:17,750 --> 00:22:21,916
‫♪ ‏♪ ‏زیرا نمی‌توانم از دوست‌داشتنت دست بکِشم

389
00:22:25,458 --> 00:22:28,000
‫♪ ‏♪ ‏می‌خواستم تو را به همسری خود دربیاوردم

390
00:22:28,083 --> 00:22:30,208
‫♪ ‏♪ ‏بدون عشق در جستجوی شانس بودم

391
00:22:30,291 --> 00:22:32,583
‫♪ ‏♪ ‏شروع به استفاده از تفنگ کردم

392
00:22:32,666 --> 00:22:35,375
‫♪ ‏♪ ‏و سرنوشت مرگ را برایم آورد

393
00:22:37,791 --> 00:22:41,208
‫♪ ‏♪ ‏ماریا، جانِ من، عشقِ من

394
00:22:41,666 --> 00:22:43,416
‫♪ ‏♪ ‏هیچ‌گاه از دوست‌داشتنت

395
00:22:43,500 --> 00:22:45,666
‫♪ ‏♪ ‏دست نمی‌کِشم

396
00:22:45,750 --> 00:22:49,000
‫♪ ‏♪ ‏به ضرب گلوله تو را از دست دادم

397
00:22:49,708 --> 00:22:53,083
‫♪ ‏♪ ‏هیچ‌گاه مرا دوباره نخواهی دید

398
00:22:54,375 --> 00:22:57,833
‫♪ ‏♪ ‏ماریا، جانِ من، عشقِ من

399
00:22:57,916 --> 00:22:59,916
‫♪ ‏♪ ‏هیچ‌گاه از دوست‌داشتنت

400
00:23:00,000 --> 00:23:02,916
‫♪ ‏♪ ‏دست نمی‌کِشم

401
00:23:12,250 --> 00:23:13,958
‫چه خبره، مانلو؟

402
00:23:15,250 --> 00:23:17,708
‫،همون‌طور که می‌بینی
‫ون تو گِل گیر کرده

403
00:23:20,541 --> 00:23:21,958
‫‏این ون از کجا اومده؟

404
00:23:22,041 --> 00:23:24,001
‫"‏از پسرخاله‌ام "آنتیتو
‫‏قرضش گرفتم، اهل مادریده

405
00:23:24,083 --> 00:23:25,375
‫‏مالِ...

406
00:23:25,583 --> 00:23:26,750
‫‏پروفسوره

407
00:23:29,916 --> 00:23:31,083
‫‏چی داری می‌گی، پریکو؟

408
00:23:31,166 --> 00:23:33,375
‫‏پسرخاله‌ام "آنتیتو" توی
‫‏مادرید استاد دانشگاه‌ست
‫[ در انگلیسی پروفسور= استاد دانشگاه ]

409
00:23:34,625 --> 00:23:35,833
‫‏اِ جدی؟

410
00:23:37,958 --> 00:23:41,125
‫من و خوآنی با این ون
‫می‌خوایم بریم پرتغال

411
00:23:41,208 --> 00:23:42,291
‫‏هفت روز می‌مونیم

412
00:23:42,375 --> 00:23:43,375
‫‏خواهشاً خفه شو!

413
00:23:43,458 --> 00:23:45,750
‫‏و اونجا قراره ماهی
‫نمک‌سود بخوریم

414
00:23:48,000 --> 00:23:49,875
‫‏عجب ماشین بزرگی‌ـه

415
00:23:50,875 --> 00:23:53,041
‫‏توش شبیه یه خونه‌اس، نه؟

416
00:23:53,125 --> 00:23:54,166
‫‏آره، مثل یه آپارتمان کوچولو

417
00:23:56,125 --> 00:23:57,250
‫‏- می‌تونم برم تو؟
‫‏- نه!

418
00:23:59,375 --> 00:24:03,333
‫‏آخه کفش‌هات رو ببین!
‫‏از کون گاو کثیف‌تره!

419
00:24:05,791 --> 00:24:08,916
‫‏منظورم اینه فرش‌مرش
‫رو ‏خاکی می‌کنی بابا

420
00:24:11,916 --> 00:24:13,208
‫‏نگران نباش بابا

421
00:24:14,000 --> 00:24:15,000
‫اینم از این

422
00:24:27,166 --> 00:24:29,250
‫‏آشپزخونه و تشکیلاتش

423
00:24:37,416 --> 00:24:39,083
‫‏یخچال

424
00:24:43,583 --> 00:24:45,000
‫‏عجب جایی‌ـه!

425
00:24:45,083 --> 00:24:46,291
‫‏واقعاً راحته

426
00:24:54,625 --> 00:24:57,208
‫‏استاد دانشگاه‌ها
‫‏نون‌شون سکه‌اس، مگه نه

427
00:25:00,125 --> 00:25:02,458
‫‏منم قراره وقتی بازنشسته
‫‏شدم یکی از اینا بخرم

428
00:25:02,541 --> 00:25:03,625
‫‏- جدی؟
‫‏- آره

429
00:25:04,083 --> 00:25:06,208
‫‏می‌رم ماشین رو بیارم
‫تا ‏بکِشیمش بیرون

430
00:25:06,291 --> 00:25:07,708
‫‏ممنون، پاکو

431
00:25:07,791 --> 00:25:08,791
‫‏چاکرتم

432
00:25:16,083 --> 00:25:17,083
‫‏هل بدید!

433
00:25:46,041 --> 00:25:48,500
‫‏وای! بیا بغلم، پروفسور!

434
00:26:01,750 --> 00:26:02,583
‫‏اوضاع چطوره، ‏مارسِی

435
00:26:02,666 --> 00:26:03,875
‫‏یه کامیون مخزن‌دار دارن

436
00:26:03,958 --> 00:26:06,916
‫‏دارن توی بادگیر
‫‏چندتا شلنگ کار می‌ذارن

437
00:26:07,000 --> 00:26:08,000
‫‏چیز دیگه‌ای نیست؟

438
00:26:08,583 --> 00:26:09,500
‫‏همین

439
00:26:09,583 --> 00:26:10,625
‫‏ممنون

440
00:26:12,541 --> 00:26:15,416
‫‏گاز سست‌کننده.
‫‏احتمالاً هالوتان‌ـه

441
00:26:15,500 --> 00:26:19,208
‫‏من سیرّا رو می‌شناسم. می‌خواد همون ‏کاری رو
‫بکنه که پوتین توی سالن تئاتر دوبروفکا انجام داد

442
00:26:19,291 --> 00:26:21,011
‫‏به مکان تعویض چه‌قدر مونده؟

443
00:26:22,666 --> 00:26:23,958
‫‏۱۲ کیلومتر

444
00:26:43,958 --> 00:26:46,333
‫‏آهای. کسی هست؟

445
00:26:49,833 --> 00:26:50,833
‫‏صداش رو زیاد کن

446
00:26:50,875 --> 00:26:52,000
‫‏...برای جلوگیری از مرگ

447
00:26:52,083 --> 00:26:55,208
‫‏به‌عنوان مثال، باید از
‫تکنیک‌های ‏خشن‌تر بازجویی

448
00:26:55,291 --> 00:26:57,291
‫‏علیه تروریست‌ها استفاده کنیم؟
‫‏شما چی فکر می‌کنید؟

449
00:26:57,375 --> 00:26:59,041
‫‏آیا به حقوق اونا تجاوز می‌شه؟

450
00:26:59,125 --> 00:27:02,208
‫‏جون یه آدم بی‌گناه نباید از جون
‫‏یه تروریست باارزش‌تر باشه؟

451
00:27:02,291 --> 00:27:05,875
‫‏پس آیا دارید اذعان می‌کنید که
‫‏پلیس برای شکنجه‌دادن تمرین می‌کنه؟

452
00:27:05,958 --> 00:27:08,000
‫‏- نه، نه. من فقط دارم می‌گم...
‫‏- حرومزاده

453
00:27:12,750 --> 00:27:13,916
‫‏دیگه می‌تونم برم خونه؟

454
00:27:15,708 --> 00:27:17,208
‫‏نه، نمی‌تونی خونه بری

455
00:27:17,708 --> 00:27:20,666
‫‏بیانیه‌هات امنیت همه رو
‫‏داره به خطر می‌اندازه

456
00:27:20,750 --> 00:27:24,041
‫‏تا وقتی یاد بگیری گاله‌ت
‫‏رو ببندی همین‌جا می‌مونی

457
00:27:26,250 --> 00:27:28,291
‫‏تو سرقت قبلی
‫‏خودت کجا بودی؟

458
00:27:28,666 --> 00:27:29,791
‫‏جان؟

459
00:27:29,875 --> 00:27:31,416
‫‏چون‌که من اونجا بودم

460
00:27:31,916 --> 00:27:35,958
‫‏جلوی تروریست‌ها وایساده بودم، داشتم
‫‏جون ‍۱۹ تا گروگان رو نجات می‌دادم

461
00:27:37,416 --> 00:27:39,291
‫‏منو به‌عنوان یه متخصص اینجا آوردی

462
00:27:40,791 --> 00:27:41,916
‫،‏شاید اشتباه می‌کنم

463
00:27:42,000 --> 00:27:45,375
‫‏ولی فکر کنم متوجه شدی که
‫‏از این‌کارها هیچی بارت نیست...

464
00:27:45,458 --> 00:27:47,466
‫‏و این‌ ماجرا لقمه‌ی
‫‏گُنده‌تر از دهنته

465
00:27:48,250 --> 00:27:50,166
‫‏می‌دونی مشکلت چیه؟

466
00:27:53,208 --> 00:27:54,791
‫‏زندگی‌ـت ریدمان‌ـه

467
00:27:55,875 --> 00:27:58,583
‫‏می‌ری این‌ور اون‌ور با طرفدارهات
‫،‏حرف می‌زنی، برات دست می‌زنن

468
00:27:58,666 --> 00:28:00,875
‫‏و از همه‌ی این توجه‌ها
‫‏ارضا می‌شی، نه؟

469
00:28:01,958 --> 00:28:04,291
‫‏ولی وقتی هر شب می‌ری
‫خونه، ‏هیچ‌کس نیست

470
00:28:05,125 --> 00:28:07,416
‫‏زنت ولت کرده

471
00:28:07,500 --> 00:28:09,916
‫‏تو یه آپارتمانِ پر از
‫‏جعبه زندگی می‌کنی

472
00:28:10,000 --> 00:28:12,333
‫‏کنسرو تن می‌خوری ‏‏و
‫بچه‌هات هم نمی‌خوان تو رو ببین

473
00:28:12,416 --> 00:28:14,708
‫‏به‌خاطر همین فکر
‫و ذکرت گروگان‌گیری‌ـه

474
00:28:14,791 --> 00:28:18,875
‫‏چون‌که تنها لحظه‌ی مهم
‫زندگیته ‏و دلت براش تنگ شده

475
00:28:18,958 --> 00:28:22,625
‫‏به‌خاطر همینه وقتی یه دوربین می‌بینی به مثابه‌ی
‫‏یه نوزاد که ممه می‌بینه، می‌چسبی بهش

476
00:28:24,375 --> 00:28:26,458
‫‏از این رقت‌انگیزتر نمی‌تونی باشی

477
00:28:29,875 --> 00:28:31,375
‫‏گفتی کنسرو تن؟

478
00:28:35,083 --> 00:28:36,083
‫‏به همین خیال باش

479
00:28:37,458 --> 00:28:39,875
‫‏اتفاقاً زندگیم کاملاً بر وفق مراده

480
00:28:39,958 --> 00:28:42,750
‫‏از تئاتری به تئاتر دیگه می‌رم
‫که ‏تک‌تک صندلی‌هاش پره

481
00:28:42,833 --> 00:28:45,833
‫‏بهشون کمک می‌کنن زندگی‌هاشون رو
‫بهبود بدن. ‏کتابم تو کل جهان پرفروش‌ترین‌ـه

482
00:28:45,916 --> 00:28:47,333
‫‏و همه...

483
00:28:47,416 --> 00:28:49,166
‫‏قطعاً همه

484
00:28:49,250 --> 00:28:51,625
‫‏منو به چشم یه قهرمان
‫‏برای این کشور می‌بینن

485
00:28:52,583 --> 00:28:53,875
‫‏کنسرو تن؟

486
00:28:55,375 --> 00:28:57,083
‫‏الحق که ابلهی

487
00:28:59,500 --> 00:29:01,250
‫‏حالا، اگه منو ببخشی

488
00:29:03,000 --> 00:29:04,416
‫‏نه، دوست من

489
00:29:06,375 --> 00:29:08,375
‫‏تو هیچ‌جا نمی‌ری

490
00:29:40,958 --> 00:29:42,916
‫« اورژانس »

491
00:29:50,125 --> 00:29:51,125
‫‏وصل شد

492
00:29:52,000 --> 00:29:53,000
‫‏پالرمو

493
00:29:54,166 --> 00:29:55,458
‫پالرمو، صدام رو داری؟

494
00:30:04,500 --> 00:30:06,000
‫‏لوله‌های بادگیر توالت

495
00:30:06,083 --> 00:30:09,250
‫‏ممکنه تنها ورودی‌ای باشه
‫که ‏توش بمب نیست

496
00:30:10,250 --> 00:30:13,041
‫‏اونا ۱۷ ماه پیش نصب شدن
‫‏و گسترش پیدا کردن

497
00:30:14,291 --> 00:30:16,083
‫‏بااین‌حال، خیلی فضای باریکی‌ـه

498
00:30:17,583 --> 00:30:19,708
‫‏ابعادش ۴۵ در ۸۰ سانتی‌متره

499
00:30:20,666 --> 00:30:22,750
‫‏چک می‌کنیم که گاز داره
‫‏اثر می‌کنه یا نه

500
00:30:24,833 --> 00:30:27,083
‫‏غلظت هالوتان ۶۷ درصد

501
00:30:28,291 --> 00:30:30,750
‫‏آقایون، وارد می‌شیم

502
00:30:38,333 --> 00:30:40,416
‫‏این یه مأموریت پرریسک‌ـه

503
00:30:40,500 --> 00:30:41,791
‫،‏اگه حواس‌شون به اون لوله باشه

504
00:30:41,875 --> 00:30:44,083
‫‏اونجا سلاخ‌خونه می‌شه

505
00:30:44,166 --> 00:30:46,500
‫‏هالوتان یه گاز مخدره

506
00:30:46,583 --> 00:30:48,184
‫‏که ‏وقتی غلظتش در
‫‏هوا بالاتر از ۵۰ درصد باشه

507
00:30:48,208 --> 00:30:50,458
‫‏باعث می‌شه آدم رو
‫‏ده ثانیه‌ای به خواب فرو ببره

508
00:30:50,541 --> 00:30:52,125
‫‏سرهنگ، به حفاظ رسیدیم

509
00:30:52,833 --> 00:30:54,273
‫‏انگار یه نفر اونجاست

510
00:30:55,000 --> 00:30:56,000
‫‏تکون نمی‌خوره

511
00:31:04,041 --> 00:31:06,761
‫‏پلیس طوری وارد بانک می‌شه که
‫‏انگار وارد یه مهدکودک شده

512
00:31:08,000 --> 00:31:09,666
‫‏پنج‌تا مأمور گلچین بودن

513
00:31:09,750 --> 00:31:12,875
‫‏و ۳۰تا خشابِ پر از گلوله داشتن
‫:‏تا به یه هدف ساده برسن

514
00:31:13,500 --> 00:31:15,166
‫‏ما رو مثل برّه سلاخی کنن

515
00:31:16,583 --> 00:31:17,666
‫‏و حقیقتش

516
00:31:18,000 --> 00:31:19,750
‫‏حق‌مون هم بود

517
00:31:21,833 --> 00:31:23,875
‫‏کاری رو می‌کنیم که اگه
‫‏پوتین هم جامون بود می‌کرد

518
00:31:23,958 --> 00:31:25,625
‫‏اول شلیک می‌کنیم...

519
00:31:25,708 --> 00:31:27,875
‫‏و بعداً سؤال می‌کنیم

520
00:31:27,958 --> 00:31:29,666
‫‏سعی داریم ازش دوری کنیم

521
00:31:29,750 --> 00:31:31,208
‫‏مفهومه؟

522
00:31:31,291 --> 00:31:34,208
‫‏ولی باید انتظارِ تلفاتِ
‫‏غیرنظامی هم داشته باشیم

523
00:31:34,833 --> 00:31:35,708
‫‏مفهومه؟

524
00:31:35,791 --> 00:31:37,166
‫‏بله، قربان

525
00:31:37,250 --> 00:31:38,250
‫‏مفهومه؟

526
00:31:38,291 --> 00:31:39,833
‫‏بله، قربان!

527
00:31:40,541 --> 00:31:41,625
‫‏کسی نیست

528
00:31:42,583 --> 00:31:43,583
‫‏کسی نیست

529
00:31:44,750 --> 00:31:45,791
‫‏کسی نیست

530
00:31:47,291 --> 00:31:48,291
‫‏گروگان

531
00:32:03,333 --> 00:32:04,375
‫‏گروگان

532
00:32:04,666 --> 00:32:05,666
‫گروگان

533
00:32:22,000 --> 00:32:23,000
‫بخوابید زمین!

534
00:32:28,208 --> 00:32:29,208
‫چه وضعشه؟!

535
00:32:31,208 --> 00:32:33,083
‫‏روی زمین! پناه بگیرید! پناه بگیرید!

536
00:32:35,666 --> 00:32:37,375
‫‏از چپ خارج بشید، حالا!

537
00:32:39,291 --> 00:32:40,458
‫‏بریم!

538
00:32:48,333 --> 00:32:50,083
‫‏سنگرگیری!

539
00:32:52,458 --> 00:32:55,041
‫‏زنده موندن از همچین
‫،عملیاتی غیرممکنه

540
00:32:55,666 --> 00:32:57,583
‫،‏ولی ‏تا اینجای زندگی‌مون

541
00:32:57,666 --> 00:33:01,625
‫‏مختصص شده بودیم که
‫‏ثابت کنیم هیچی غیرممکن نیست

542
00:33:06,500 --> 00:33:07,333
‫‏پالرمو

543
00:33:07,416 --> 00:33:09,208
‫« ‏« ۱۰ دقیقه قبل

544
00:33:09,291 --> 00:33:10,458
‫‏پالرمو، صدام رو داری؟

545
00:33:10,791 --> 00:33:12,666
‫‏می‌خوان از گاز مخدر استفاده کنن

546
00:33:13,208 --> 00:33:14,916
‫‏پروفسور. توکیوئم

547
00:33:21,791 --> 00:33:24,875
‫‏پروفسور، همه‌ی ورودی‌ها مسدودن

548
00:33:24,958 --> 00:33:26,708
‫‏بیاید از مسیر ورودی‌شون مطمئن بشیم

549
00:33:28,291 --> 00:33:31,171
‫‏منتظر می‌مونن تا ساختمون پر از
‫‏گاز بشه. ده دقیقه فرصت داریم

550
00:33:34,791 --> 00:33:35,791
‫‏نقشه عوض می‌شه

551
00:33:40,166 --> 00:33:41,666
‫‏عقب‌نشینی!

552
00:33:44,458 --> 00:33:46,833
‫‏برای روبه‌رو شدن باهاشون تنها چیزی
‫که ‏احتیاج داشتیم اکسیژن بود

553
00:33:48,708 --> 00:33:50,000
‫،‏و برای خنثی‌سازی‌شون

554
00:33:50,583 --> 00:33:53,583
‫‏فقط می‌بایستی مسیرشون رو مسدود
‫‏می‌کردیم طوری که هیچ راه خروجی نباشه

555
00:33:56,625 --> 00:33:57,916
‫‏دودزا!

556
00:34:09,791 --> 00:34:11,666
‫‏حالت چطوره، سوآرز؟

557
00:34:14,208 --> 00:34:16,333
‫‏میله‌ها رو می‌بینید؟
‫‏خیلی قشنگن، نه؟

558
00:34:17,166 --> 00:34:19,041
‫‏موادمنفجره‌ی پلاستیک آر‌دی‌ایکس‌ـه!

559
00:34:19,125 --> 00:34:20,916
‫‏دقیقاً

560
00:34:21,250 --> 00:34:25,041
‫‏بیش از ۴۰ کیلوگرمه که
‫در ‏۷ تا بمب توزیع شدن

561
00:34:26,208 --> 00:34:28,708
‫‏تصور نمی‌کنم لازم باشه
‫‏بهتون توضیح بدم که

562
00:34:28,791 --> 00:34:32,375
‫‏اگه جرأت کنید به یه ستون نور
‫‏دست بزنید، چی می‌شه، نه؟

563
00:34:33,625 --> 00:34:35,583
‫،‏روال کار از این قراره

564
00:34:36,250 --> 00:34:40,791
‫،‏چاشنی به یه سلول فتوالکتریک وصله

565
00:34:40,875 --> 00:34:43,000
‫،‏و اگه یه بمب منفجر بشه

566
00:34:43,083 --> 00:34:44,708
‫‏بقیه‌شون هم خودبه‌خود...

567
00:34:44,791 --> 00:34:46,291
‫‏به نوبت منفجر می‌شن

568
00:34:47,875 --> 00:34:49,208
‫‏متخصص بمب‌تون اینجاست؟

569
00:34:51,791 --> 00:34:52,625
‫‏گندش بزنن!

570
00:34:52,708 --> 00:34:54,583
‫‏پس بهتون توصیه می‌کنم

571
00:34:54,666 --> 00:34:56,500
‫‏آروم باشید

572
00:34:56,583 --> 00:34:59,416
‫‏چون اکسیژن‌تون
‫،داره تموم می‌شه

573
00:34:59,500 --> 00:35:02,208
‫‏و کم‌کم باید هالوتان استنشاق کنید

574
00:35:02,291 --> 00:35:03,458
‫،‏پس

575
00:35:03,541 --> 00:35:05,458
‫،‏دراز بکِشید

576
00:35:05,541 --> 00:35:07,625
‫‏جمع بشید

577
00:35:07,708 --> 00:35:10,625
‫‏و به همدیگه یه ‏بوس
‫شب به‌خیر بدید، رفقا

578
00:35:13,666 --> 00:35:15,666
‫‏۳۵ دقیقه‌اس تماسی نداشتن

579
00:35:16,625 --> 00:35:18,458
‫‏ما درحال آماده‌سازی
‫‏یه مأموریت نجات هستیم

580
00:35:18,541 --> 00:35:21,767
‫‏ژنرال، نمی‌تونیم این‌کارو بکنیم.
‫از همون ‏راه قبلی بهشون رکب می‌زنن

581
00:35:21,791 --> 00:35:23,416
‫‏ما نمی‌دونیم اون‌تو چی شده

582
00:35:23,500 --> 00:35:27,166
‫"می‌دونیم که صدای مسلسل "برونینگ
‫شنیدیم ‏و در جوابش شلیک شد

583
00:35:27,250 --> 00:35:28,291
‫‏بعدش هیچی

584
00:35:32,208 --> 00:35:33,208
‫خودشه

585
00:35:48,208 --> 00:35:49,208
‫مارتینز

586
00:35:54,208 --> 00:35:55,208
‫‏پروفسور؟

587
00:35:59,291 --> 00:36:03,166
‫‏تصور می‌کنم در عجب‌اید سرِ ‏بازرس
‫سوآرز و چهار نفر افرادش چی اومد

588
00:36:03,250 --> 00:36:04,875
‫‏چطوره که بهم بگی؟

589
00:36:06,416 --> 00:36:08,875
‫‏می‌گم که رفتارش ستودنی‌ بود

590
00:36:08,958 --> 00:36:10,791
‫‏عملیات رو خیلی...

591
00:36:11,916 --> 00:36:12,916
‫‏شایان تقدیر می‌دونم

592
00:36:14,583 --> 00:36:16,750
‫‏ولی... چطوری بگمش؟

593
00:36:18,000 --> 00:36:19,250
‫‏یه سری پیچیدگی پیش اومد

594
00:36:20,291 --> 00:36:24,416
‫‏نگران نباشید، وضعیتِ
‫‏سلامت‌شون کاملاً خوبه

595
00:36:24,500 --> 00:36:28,291
‫‏اتفاقاً، الان یه ویدیو براتون
‫‏می‌فرستیم که بتونید مطمئن بشید

596
00:36:28,375 --> 00:36:29,708
‫‏مارتینز!

597
00:36:31,583 --> 00:36:33,458
‫‏فکر کنم خودتون ببینید بهتره

598
00:36:39,166 --> 00:36:42,291
‫،‏من بازرس سوآرز هستم
‫‏سرگروه تیم عملیاتی ویژه

599
00:36:43,041 --> 00:36:44,875
‫‏اسیرمون کردن

600
00:36:45,583 --> 00:36:48,083
‫‏ولی می‌تونم تأیید کنم که
‫‏باهامون خوب رفتار کردن

601
00:36:50,958 --> 00:36:52,666
‫‏به مقامات التماس می‌کنم

602
00:36:53,500 --> 00:36:55,583
‫‏که دستور آتش‌بس دائمی بدن

603
00:36:56,208 --> 00:36:58,250
‫‏خیلی خوبه! خیلی خوبه!

604
00:36:59,750 --> 00:37:00,916
‫‏حالا بخش بعدیش؟

605
00:37:02,791 --> 00:37:03,791
‫‏بدو دِ!

606
00:37:05,708 --> 00:37:07,500
‫‏بخش بعدیش؟ بجنب!

607
00:37:10,166 --> 00:37:11,500
‫♪ ...‏♪ ‏یک روز صبح

608
00:37:13,291 --> 00:37:14,833
‫♪ ‏♪ ‏بیدار شدم

609
00:37:15,958 --> 00:37:19,000
‫‏♪ ‏زیبا، خداحافظ
‫♪ ‏زیبا، خداحافظ

610
00:37:19,083 --> 00:37:21,625
‫‏♪ ‏زیبا، خداحافظ
‫♪ ‏‏خداحافظ، خداحافظ

611
00:37:21,708 --> 00:37:24,166
‫♪ ‏♪ ‏یک روز صبح

612
00:37:24,250 --> 00:37:26,208
‫♪ ‏♪ ‏بیدار شدم

613
00:37:26,791 --> 00:37:29,208
‫♪ و یه مهاجم پیدا کردم ♪

614
00:37:29,291 --> 00:37:30,583
‫‏چه‌قدر جالب

615
00:37:31,541 --> 00:37:33,791
‫،‏ولی اون داره اینو به ما می‌فرسته

616
00:37:34,416 --> 00:37:35,541
‫نه به مطبوعات

617
00:37:35,625 --> 00:37:38,708
‫‏نتیجه‌ می‌گیرم که
‫پروفسور می‌خواد

618
00:37:38,791 --> 00:37:40,541
‫مذاکره کنه

619
00:37:41,083 --> 00:37:43,125
‫‏می‌بینم که یه هنرمند واقعی هستی

620
00:37:43,708 --> 00:37:45,708
‫‏می‌تونم یه چیز بهتر پیشنهاد بدم

621
00:37:46,416 --> 00:37:48,083
‫‏یه راه خروج بهتون پیشنهاد می‌دم

622
00:37:50,041 --> 00:37:51,500
‫کمیته‌ی علیه شکنجه‌ی...

623
00:37:51,583 --> 00:37:54,708
‫‏ملل متحد برای پرونده‌ی کورتز
‫‏یه سری تحقیقات رو شروع کرده

624
00:37:54,791 --> 00:37:55,916
‫‏در چند ساعت آینده

625
00:37:56,000 --> 00:37:58,916
‫‏قراره چندتا پزشک قانونی
‫‏بفرستن تا معاینه‌ش کنن

626
00:37:59,000 --> 00:38:01,375
‫‏و نه شما و نه ریاست جمهوری
‫‏همچین چیزی نمی‌خواید

627
00:38:01,875 --> 00:38:03,375
‫حرومزاده

628
00:38:03,833 --> 00:38:05,791
‫‏تنها راه‌حل‌تون اینه که
‫‏ریو رو بهمون برگردونید

629
00:38:06,875 --> 00:38:08,916
‫‏عمراً یه زندانی رو
‫به کسی برگردونم

630
00:38:09,000 --> 00:38:11,625
‫‏پلیس دزدها رو برنمی‌گردونه

631
00:38:11,708 --> 00:38:14,166
‫‏بله، البته، ‏ولی یه
‫دلیل دیگه هم هست

632
00:38:17,375 --> 00:38:21,625
‫‏این عملیات‌تون کاملاً عیان کرد که
‫‏شما از قبل تصمیم گرفتید ما رو بکُشید

633
00:38:23,791 --> 00:38:25,666
‫،‏ولی تحت بازداشت

634
00:38:25,750 --> 00:38:28,458
‫‏شما نمی‌تونید کورتز
‫رو بکُشید. هرچند...

635
00:38:30,291 --> 00:38:32,250
‫،‏داخل بانک، یا درحال فرار

636
00:38:32,333 --> 00:38:33,791
‫‏یا ‏طی تعقیب‌ و گریز...

637
00:38:34,500 --> 00:38:35,500
‫‏می‌تونید بکُشیدش

638
00:38:38,166 --> 00:38:41,458
‫‏من دارم به کشور یه راه‌حل بهتر
‫از ‏راه‌حل فعلی‌تون پیشنهاد می‌دم

639
00:38:43,208 --> 00:38:46,208
‫‏دارم شما از یه تمسخرِ
‫‏بزرگ بین‌المللی نجات می‌دم

640
00:38:46,291 --> 00:38:49,333
‫‏نجات از انتشار یه ویدیو که سرگروه
‫«.‏ویژه‌تون آواز می‌خونه «خداحافظ خوشگل

641
00:38:51,125 --> 00:38:52,291
‫‏تحویلش بده

642
00:38:54,833 --> 00:38:56,583
‫‏بگو معاوضه رو قبول می‌کنیم

643
00:39:00,791 --> 00:39:01,958
‫تحویلش بده

644
00:39:13,208 --> 00:39:16,750
‫‏تمام گروگان‌ها و مأمورین ویژه رو می‌خوام.
‫‏می‌خوام به چشم یه پیروزی به‌نظر بیاد

645
00:39:18,458 --> 00:39:21,083
‫‏۴۰تا گروگان و مأمورین
‫ویژه‌تون رو ‏بهتون می‌دم

646
00:39:21,833 --> 00:39:23,983
‫مطمئنم می‌تونید اینو در حکم
‫یه پیروزی بفروشید

647
00:39:24,458 --> 00:39:25,291
‫‏الان ۸ شب‌ـه

648
00:39:25,375 --> 00:39:26,375
‫‏نه

649
00:39:27,041 --> 00:39:30,625
‫باید تو روز روشن باشه.
‫۸صبح معاوضه رو انجام می‌دیم

650
00:39:31,333 --> 00:39:33,666
‫‏عمراً ۴۰ تا غیرنظامی رو ‏بدون
‫،اون‌که ببینیم اونجا کی به کیه

651
00:39:33,750 --> 00:39:35,458
‫بیرون بیارم

652
00:39:38,583 --> 00:39:39,708
‫‏قبول می‌کنم

653
00:39:48,166 --> 00:39:49,000
‫ترتیبش رو بده

654
00:39:49,083 --> 00:39:49,916
‫‏البته

655
00:39:50,000 --> 00:39:51,250
‫مارتینز!

656
00:39:54,666 --> 00:39:56,125
‫توکیو، قبول کردن

657
00:40:18,166 --> 00:40:19,166
‫سلام

658
00:40:23,666 --> 00:40:25,083
‫خوب خوابیدی؟

659
00:40:29,041 --> 00:40:30,750
‫چند وقته خوابیدم؟

660
00:40:32,000 --> 00:40:33,541
‫‏۱۴ ساعت

661
00:40:34,833 --> 00:40:35,875
‫احساس می‌کنم شناورم

662
00:40:38,375 --> 00:40:40,166
‫‏یه چیز واسه خوابیدن خواستی

663
00:40:40,875 --> 00:40:42,875
‫و اونا هم دوز فیلی بهت دادن

664
00:40:43,208 --> 00:40:44,208
‫‏یادت نیست؟

665
00:40:46,208 --> 00:40:47,208
‫درسته

666
00:40:48,000 --> 00:40:49,000
‫‏بجنب

667
00:40:49,708 --> 00:40:51,948
‫باید برای تلویزیون خوشگلت کنیم

668
00:40:52,375 --> 00:40:53,458
‫‏بریم

669
00:40:54,041 --> 00:40:55,125
‫بدو

670
00:41:16,916 --> 00:41:18,125
‫‏داری منو کجا می‌بری؟

671
00:41:19,041 --> 00:41:20,208
‫می‌برمت مدرسه

672
00:41:21,041 --> 00:41:22,666
‫می‌خوای یه‌کم برات
‫غلات صبحونه درست کنم؟

673
00:41:23,833 --> 00:41:25,500
‫‏واقعاً قراره مادر بشی؟

674
00:41:26,833 --> 00:41:29,291
‫می‌ری مدرسه‌ی پسرهات تا
‫برای یه داستان آماده‌شون کنی؟

675
00:41:29,958 --> 00:41:31,000
‫‏البته

676
00:41:31,083 --> 00:41:34,833
‫و بعدش براشون آبنبات‌چوبی می‌گیرم تا ‏حال
‫همه‌ی اون مامان‌های دچار کمبود جنسی که می‌گن

677
00:41:34,916 --> 00:41:36,875
‫‏آبنبات واسه بچه
‫خوب نیست رو بگیرم

678
00:41:38,708 --> 00:41:39,708
‫‏آلیسیا

679
00:41:42,791 --> 00:41:44,125
‫‏پسرت دوستت نخواهد داشت

680
00:41:49,458 --> 00:41:50,791
‫‏ولی تو دوستم می‌داری

681
00:41:52,833 --> 00:41:53,833
‫‏بریم

682
00:41:55,250 --> 00:41:56,970
‫‏بهم می‌گی کجا می‌ریم؟

683
00:41:57,041 --> 00:41:58,041
‫مدرسه دیگه

684
00:42:53,166 --> 00:42:55,208
‫« معاوضه‌ی گروگانان در بانک مرکزی »

685
00:43:16,000 --> 00:43:17,458
‫‏و ناممکن اونجا بود

686
00:43:19,333 --> 00:43:21,208
‫،‏باید یه موشک می‌ساختیم

687
00:43:22,666 --> 00:43:26,250
‫ولی حالا که ریو رو می‌دیدم از ماشین می‌آد
‫بیرون همه‌چیز به‌نظرم ناچیز می‌اومد

688
00:43:27,750 --> 00:43:29,125
‫زنده بود

689
00:43:30,666 --> 00:43:31,916
‫گیج‌ و ویج بود...

690
00:43:32,250 --> 00:43:33,875
‫‏و هیچی رو تشخیص نمی‌داد

691
00:43:35,708 --> 00:43:37,666
‫ولی خیلی خوشتیپ شده بود

