‫﻿۱
00:00:18,458 --> 00:00:20,916
‫همیشه روزهای خوش‌تری برای به یاد آوردن هست

2
00:00:21,708 --> 00:00:24,041
‫و هرچی اوضاع داغون‌تر باشه،

3
00:00:24,125 --> 00:00:26,125
‫اون روزها خوش‌تر به نظر میان

4
00:00:27,083 --> 00:00:31,208
‫در حالی که به صدای بوق علائم حیاتیِ نایروبی
‫گوش می‌کردم و منتظرِ معجزه بودم

5
00:00:31,291 --> 00:00:32,916
‫یکی از اون روزها یادم اومد

6
00:00:33,416 --> 00:00:35,291
‫مسابقۀ فوتبال تو صومعه

7
00:00:36,125 --> 00:00:38,416
‫- دفاع کنید! یه دقیقه مونده!
‫- زود باشید!

8
00:00:38,500 --> 00:00:40,416
‫- برو!
‫- هی، نایروبی!

9
00:00:40,500 --> 00:00:41,708
‫من اینجا آزادم! گرفتم!

10
00:00:41,791 --> 00:00:43,000
‫هی! اونجا!

11
00:00:43,083 --> 00:00:46,125
‫هیچوقت تصور نمی‌کردم
‫لحظاتِ قبل از پرتابِ اوت،

12
00:00:46,208 --> 00:00:47,583
‫می‌تونه انقدر با حال باشه

13
00:00:48,250 --> 00:00:49,166
‫هی! وایسا!

14
00:00:49,250 --> 00:00:50,833
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- صبر کن!

15
00:00:50,916 --> 00:00:53,276
‫فکر کردی چون همجنس بازم
‫می‌تونی به تخمام دست بزنی؟

16
00:00:53,333 --> 00:00:56,333
‫محض رضای خدا! خفه شید! یه دقیقه مونده،

17
00:00:56,416 --> 00:00:59,083
‫- و شما دارید بحث می‌کنید؟
‫- اون زد تو کمرم

18
00:00:59,166 --> 00:01:01,375
‫تو دستات رو مالیدی به تخماش!

19
00:01:01,458 --> 00:01:05,416
‫خیلی خب، کافیه! از این به بعد، هیچکس
‫به کسی دست نمی‌زنه. فهمیدید؟

20
00:01:05,500 --> 00:01:07,750
‫- یالا! برو! شروع کنید!
‫- یالا. شروع کن!

21
00:01:08,833 --> 00:01:10,208
‫هی!

22
00:01:10,291 --> 00:01:12,208
‫اوه! خیلی نزدیک بود، مرد

23
00:01:12,291 --> 00:01:13,291
‫پنالتی!

24
00:01:13,333 --> 00:01:14,500
‫هی، کافیه دیگه!

25
00:01:14,583 --> 00:01:17,708
‫الان دعواشون میشه!

26
00:01:18,458 --> 00:01:20,041
‫اوه! ولو شد رو زمین!

27
00:01:20,125 --> 00:01:22,416
‫پاشو بینم. برو بیرون. یالا

28
00:01:22,916 --> 00:01:25,208
‫- موفق باشی
‫- بجنب

29
00:01:25,291 --> 00:01:26,333
‫یالا!

30
00:01:28,583 --> 00:01:30,708
‫علامتِ برگشتی نیست

31
00:01:30,791 --> 00:01:32,809
‫- اونا همه چی رو باز کردن
‫- چیکار کنیم؟

32
00:01:32,833 --> 00:01:35,393
‫- الان از دستش می‌دیم
‫- نه، نه، نه! لعنتی!

33
00:01:59,458 --> 00:02:00,583
‫مراقب باش

34
00:02:01,541 --> 00:02:02,541
‫آروم

35
00:02:03,500 --> 00:02:04,833
‫خیلی خب. پیداش کردم

36
00:02:05,791 --> 00:02:07,375
‫یکم بالاتر

37
00:02:08,500 --> 00:02:09,750
‫کارت خیلی خوبه

38
00:02:10,791 --> 00:02:12,250
‫حالا گلوله رو بکش بیرون

39
00:02:14,875 --> 00:02:16,083
‫شروع کن

40
00:02:18,500 --> 00:02:19,500
‫آره، خودشه

41
00:02:20,291 --> 00:02:21,291
‫خوبه، خوبه

42
00:02:21,333 --> 00:02:22,958
‫مراقب باش. آفرین

43
00:02:23,583 --> 00:02:25,166
‫آره! اوناهاش

44
00:02:50,833 --> 00:02:52,708
‫ولی گمونم این نوستالژیه

45
00:02:52,875 --> 00:02:54,958
‫فهمیدن این که لحظاتِ گذشته،

46
00:02:55,041 --> 00:02:58,916
‫حتی اگه اون موقع متوجهش نبودیم،
‫خوشی‌های حقیقی بودن

47
00:03:08,541 --> 00:03:10,833
‫آخ جون!

48
00:03:15,666 --> 00:03:18,666
‫هنوز به آخرِ نیمۀ اول نرسیده بودیم،

49
00:03:18,750 --> 00:03:21,708
‫و لیسبون تا اون موقع سه کیلومتر
‫از چادر فاصله داشت،

50
00:03:21,791 --> 00:03:23,625
‫مجبور بود پیراهن عوض کنه

51
00:03:23,708 --> 00:03:25,428
‫یه گل توسط سیرا از گوشۀ زمین

52
00:03:28,375 --> 00:03:30,666
‫همزمان، مثل ربات،

53
00:03:30,750 --> 00:03:32,833
‫بخشی از ریۀ نایروبی رو در آوردیم

54
00:03:34,333 --> 00:03:37,875
‫حتی نمی‌دونستیم داریم جونش
‫رو نجات می‌دیم یا می‌کشیمش

55
00:03:38,791 --> 00:03:40,250
‫دومین شکستِ تیم‌مون

56
00:03:41,125 --> 00:03:42,666
‫دومین گلی که خوردیم

57
00:03:45,166 --> 00:03:48,333
‫و گلِ سوم بازی تو راه بود.
‫پالرمو قرار بود گله رو بزنه،

58
00:03:48,416 --> 00:03:49,833
‫و قرار بود گل به خودی باشه

59
00:03:49,916 --> 00:03:52,166
‫♪ روزهایی مثل این از راه می‌رسه ♪

60
00:03:57,541 --> 00:03:59,083
‫اون کاپیتانِ خوبی بود،

61
00:04:01,250 --> 00:04:03,375
‫ولی بازیِ تیمیش خیلی بد بود

62
00:04:26,250 --> 00:04:27,890
‫رسیدنِ پروفسور به مادرید

63
00:04:27,916 --> 00:04:30,416
‫تنها اتفاقی بود که طبق نقشه پیش می‌رفت

64
00:04:30,500 --> 00:04:32,000
‫ولی حتی اونم درست نبود

65
00:04:33,083 --> 00:04:34,500
‫چون یه سوار کم بود

66
00:04:35,791 --> 00:04:38,250
‫پروفسور، باید بریم

67
00:04:51,541 --> 00:04:55,708
‫اونا سوار بر موتور از بین مسیرهای
‫جنگلی، جاده‌های خاکی و مراتع،

68
00:04:55,791 --> 00:04:58,250
‫بدونِ دیده شدن از لامانچا رد شدن

69
00:04:58,333 --> 00:05:01,791
‫شوالیه و نوچه‌ش، شکست بعد از شکست،

70
00:05:01,875 --> 00:05:05,083
‫به سمتِ نبردی دیوانه‌وار در این
‫جنگِ نامعقول پیش می‌رفتن

71
00:05:05,166 --> 00:05:08,666
‫همزمان، همه چی قرار بود منفجر شه

72
00:06:32,083 --> 00:06:33,500
‫باورت میشه؟

73
00:06:35,791 --> 00:06:37,041
‫من و حاملگی؟

74
00:06:38,916 --> 00:06:40,250
‫کی فکرش رو می‌کرد، هان؟

75
00:06:41,458 --> 00:06:42,458
‫چقدر عالی

76
00:06:43,791 --> 00:06:44,791
‫ممنون

77
00:07:38,984 --> 00:07:49,984
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

78
00:07:50,333 --> 00:07:53,000
‫خیلی خب. فقط یه ذره دیگه

79
00:07:54,125 --> 00:07:55,958
‫تو خیلی شجاعی، هان؟

80
00:07:56,666 --> 00:07:58,083
‫فقط کاری رو کردم که لازم بود

81
00:07:58,166 --> 00:08:00,958
‫اگه جلوشون مقاومت نکنیم، مثل
‫زمانِ آشویتس از رومون رد میشن

82
00:08:01,375 --> 00:08:05,083
‫- اگه زیادی سوزوند، بهم بگو، باشه؟
‫- هر چقدر که دلت می‌خواد الکل بزن

83
00:08:05,166 --> 00:08:06,833
‫می‌تونم دردش رو تحمل کنم. چیزی نیست

84
00:08:07,375 --> 00:08:09,041
‫بذار ببینیم

85
00:08:39,708 --> 00:08:41,833
‫عقلت رو از دست داده بودی؟

86
00:08:43,041 --> 00:08:44,333
‫نزدیک بود اون رو بکشی

87
00:08:44,750 --> 00:08:47,333
‫- نمی‌تونی اونجوری قاطی کنی!
‫- چطور نمی‌تونم؟

88
00:08:47,416 --> 00:08:49,250
‫- ما تو یه کابوسیم
‫- دقیقاً!

89
00:08:49,750 --> 00:08:53,166
‫دقیقاً. نمی‌تونی مثل یه بچه همش دعوا کنی

90
00:08:59,166 --> 00:09:01,375
‫تی‌شرتت خونی شده

91
00:09:01,708 --> 00:09:04,875
‫وانمود کن من اینجا نیستم.
‫با این چشمم هیچی نمی‌بینم.

92
00:09:12,916 --> 00:09:14,166
‫گوش کن، آماندا...

93
00:09:14,833 --> 00:09:18,166
‫به خاطر این ماجرای دزدی
‫دچار حملۀ اضطراب شدی؟

94
00:09:20,416 --> 00:09:22,791
‫خب، آره. فکر کنم

95
00:09:22,875 --> 00:09:23,875
‫البته

96
00:09:24,833 --> 00:09:28,583
‫و همچنین نمی‌تونم یکسره بیشتر
‫از ۳۰ دقیقه بخوابم، می‌دونی؟

97
00:09:28,666 --> 00:09:31,583
‫- نه
‫- دلم بدجوری شور میزنه...

98
00:09:33,291 --> 00:09:34,291
‫این...

99
00:09:34,375 --> 00:09:36,333
‫تو این موارد عادیه

100
00:09:36,416 --> 00:09:38,833
‫چون، می‌دونی، اینجا فشارِ عصبی زیادی هست

101
00:09:38,916 --> 00:09:40,916
‫فشار عصبی خیلی زیاده، ولی نگران نباش

102
00:09:41,000 --> 00:09:42,791
‫یه چیزی برای درمانِ اضطرابت گیر میارم

103
00:09:43,375 --> 00:09:46,333
‫چون نکته اساسی اینه که
‫ما اصلاً نمیخوایم تو دچار...

104
00:09:46,416 --> 00:09:49,500
‫شوکِ استرسی ناشی از ضایعه بشی
‫چون خلاص شدن ازش خیلی سخته

105
00:09:49,583 --> 00:09:51,166
‫و خب، در بعضی موارد،

106
00:09:51,708 --> 00:09:53,083
‫حتی می‌تونه برای همیشه بمونه

107
00:09:54,291 --> 00:09:55,291
‫هی

108
00:09:55,375 --> 00:09:58,041
‫بیا اینجا. بذار کمکت کنم. بدنت خونی شده

109
00:10:00,250 --> 00:10:03,083
‫نگران نباش، عزیزم، چون تا وقتی من کنارتم،

110
00:10:04,166 --> 00:10:05,916
‫مطمئن میشم هرچی لازم داری داشته باشی

111
00:10:08,833 --> 00:10:10,541
‫تو میشی پروژۀ شخصیِ من

112
00:10:13,625 --> 00:10:15,875
‫ما برای سرقت اومدیم تو بانکِ اسپانیا

113
00:10:15,958 --> 00:10:18,083
‫شاید تو یادت رفته باشه روالِ کار چیه،
‫ولی من نه

114
00:10:18,166 --> 00:10:21,250
‫- ما هیچوقت عوضی بازی در نمیاوردیم
‫- شاید من شوکه شدم

115
00:10:21,333 --> 00:10:24,125
‫شاید قضیه همینه. شاید همه‌مون شوکه شدیم

116
00:10:25,125 --> 00:10:27,500
‫چی میگی؟ من چه شوکی شدم؟

117
00:10:28,166 --> 00:10:29,517
‫- شاید نباید بگم
‫- بگو...

118
00:10:29,541 --> 00:10:30,791
‫تو با توکیو به هم زدی

119
00:10:31,250 --> 00:10:34,083
‫کدوم آدمی غیر از تو با توکیو به هم می‌زنه؟

120
00:10:34,541 --> 00:10:36,833
‫هیچکس. هیچکس با اون به هم نمی‌زنه

121
00:10:39,333 --> 00:10:41,083
‫تو چی از توکیو می‌دونی؟

122
00:10:41,166 --> 00:10:44,041
‫توکیو مثلِ یه مازراتی می‌مونه،
‫و همه مازراتی رو می‌خوان

123
00:10:44,125 --> 00:10:46,125
‫و اگه یه مازراتی رو ببری تو خیابون ول کنی،

124
00:10:46,166 --> 00:10:47,791
‫درش رو باز بذاری و سوئیچ رو بذاری روش،

125
00:10:47,875 --> 00:10:49,541
‫حتماً خیلی اوضاعت داغونه

126
00:10:51,833 --> 00:10:53,125
‫ببین، ریو...

127
00:10:53,208 --> 00:10:54,875
‫من خیلی واضح بهت می‌گم

128
00:10:56,000 --> 00:10:58,583
‫شاید شوکه شدی چون با مردونگیت بازی کردن

129
00:11:00,458 --> 00:11:03,250
‫شاید با شکنجه عوضت کردن

130
00:11:04,416 --> 00:11:05,750
‫ولی باید فراموشش کنی

131
00:11:06,166 --> 00:11:08,208
‫برای همین با توکیو بهم زدی، هان؟

132
00:11:08,791 --> 00:11:10,291
‫اگه یه نفر بهت صدمه زده

133
00:11:10,375 --> 00:11:13,416
‫یا یه گروه، شوکش هیچ فرقی نمی‌کنه،
‫پس فراموشش کن!

134
00:11:15,750 --> 00:11:19,583
‫می‌تونی رو من حساب کنی. من اینجام
‫که هر کمکی ازم برمیاد بهت بکنم

135
00:11:21,041 --> 00:11:22,041
‫هر کمکی

136
00:11:38,083 --> 00:11:39,541
‫خب، خانم‌ها و آقایون...

137
00:11:41,208 --> 00:11:44,041
‫متأسفم که باید باهاتون خداحافظی کنم

138
00:11:44,125 --> 00:11:45,125
‫من دارم میرم

139
00:11:45,750 --> 00:11:47,875
‫کارِ خوبتون رو ادامه بدید. کارتون عالیه

140
00:11:48,250 --> 00:11:50,166
‫فکر کردی داری چه غلطی می‌کنی؟

141
00:11:51,333 --> 00:11:52,333
‫ماتیاس...

142
00:11:53,541 --> 00:11:54,541
‫من دارم میرم

143
00:11:56,958 --> 00:11:59,458
‫مثل همیشه از همکاری باهاتون خوشحال شدم

144
00:12:01,416 --> 00:12:02,625
‫و حتی می‌گم...

145
00:12:04,208 --> 00:12:05,791
‫که از صمیم قلب دوسِت دارم، ماتیاس

146
00:12:07,208 --> 00:12:08,291
‫همچنین برای شماها،

147
00:12:08,375 --> 00:12:10,833
‫امیدوارم رهبریِ من زیادی
‫تکان دهنده نبوده باشه

148
00:12:11,458 --> 00:12:13,583
‫ولی حداقل این داستانِ جالبی برای عزیزانتون،

149
00:12:13,666 --> 00:12:16,125
‫بچه‌هاتون و نوه‌هاتون میشه

150
00:12:16,208 --> 00:12:17,666
‫خانم‌ها و آقایون،

151
00:12:18,083 --> 00:12:19,208
‫خوشحال شدم

152
00:12:25,416 --> 00:12:26,416
‫چه مرگته؟

153
00:12:32,875 --> 00:12:34,041
‫آروم باش

154
00:12:35,458 --> 00:12:37,458
‫پالرمو، آروم باش

155
00:12:38,583 --> 00:12:39,750
‫می‌تونیم حرف بزنیم

156
00:12:41,208 --> 00:12:42,208
‫در کمالِ آرامش

157
00:12:43,125 --> 00:12:45,208
‫ولی باید بگم رفتنی در کار نیست

158
00:12:51,166 --> 00:12:52,666
‫مادرجنده!

159
00:12:53,083 --> 00:12:55,625
‫تو یه کودتا ترتیب دادی، زنیکۀ جنده!

160
00:12:55,708 --> 00:12:56,875
‫چی می‌خوای؟

161
00:12:56,958 --> 00:13:00,458
‫من مسئولِ امور نظامیم، تو مسئولِ امور فنی

162
00:13:00,541 --> 00:13:01,958
‫امورِ فنی؟

163
00:13:03,041 --> 00:13:06,583
‫به نظرت من شبیه یه مهندسِ
‫بی‌خاصیت و عینکیم؟

164
00:13:08,208 --> 00:13:11,416
‫اون پایین چجور دستوراتی میدم؟
‫بذار ببینیم...

165
00:13:11,500 --> 00:13:13,500
‫الان طلا رو ذوب کنید! الان نکنید!

166
00:13:13,583 --> 00:13:15,416
‫ژرف‌پیما داخل! ژرف‌پیما خارج!

167
00:13:15,500 --> 00:13:17,000
‫فرو ببرید! بکشید بیرون!

168
00:13:18,666 --> 00:13:20,708
‫فکر کردی من چی هستم؟

169
00:13:21,125 --> 00:13:25,333
‫من برای این مزخرفات نیومدم اینجا!
‫حوصلۀ اینا رو ندارم. دارم میرم

170
00:13:28,208 --> 00:13:29,666
‫من درِ دستی...

171
00:13:29,750 --> 00:13:32,458
‫رو فعال می‌کنم و دارم بهت لطف می‌کنم

172
00:13:33,750 --> 00:13:38,125
‫اگه بمونم، توی جنده و بقیه
‫رو گلوله بارون می‌کنم

173
00:13:40,625 --> 00:13:42,083
‫من دیگه عضوِ گروهت نیستم

174
00:13:51,125 --> 00:13:53,250
‫الان منم که دارم بهت لطف می‌کنم

175
00:13:54,250 --> 00:13:56,625
‫چون، قسم می‌خورم، اولین
‫کاری که بعد این می‌کنم...

176
00:13:57,458 --> 00:13:58,958
‫ترکوندنِ مغزته

177
00:13:59,583 --> 00:14:00,583
‫فکر نکنم

178
00:14:01,791 --> 00:14:02,833
‫من فکر می‌کنم

179
00:14:12,333 --> 00:14:13,708
‫مین‌های کلیمور

180
00:14:15,041 --> 00:14:16,333
‫همونطور که می‌بینی،

181
00:14:17,416 --> 00:14:19,500
‫اونا به سمتِ شما کار گذاشته شدن

182
00:14:19,583 --> 00:14:21,125
‫من اینجا چیزیم نمیشه

183
00:14:22,625 --> 00:14:25,458
‫می‌دونی که اگه مجبور شم شما
‫رو بکشم اصلاً برام مهم نیست

184
00:14:26,208 --> 00:14:27,375
‫آروم باش

185
00:14:27,458 --> 00:14:29,416
‫تو اینجوری بهمون خیانت نمی‌کنی

186
00:14:30,208 --> 00:14:31,333
‫می‌خوای روش شرط ببندی؟

187
00:14:33,500 --> 00:14:34,500
‫پالرمو!

188
00:14:35,625 --> 00:14:36,750
‫آروم باش!

189
00:14:37,250 --> 00:14:38,500
‫آه، آره!

190
00:14:38,583 --> 00:14:42,666
‫شاهزادۀ ریشو از راه رسید تا با معشوقش
‫تو ایستگاه قطار خدافظی کنه

191
00:14:42,750 --> 00:14:45,083
‫محض رضای خدا، یکم متانت داشته باش

192
00:14:45,166 --> 00:14:46,166
‫کجا میری؟

193
00:14:47,083 --> 00:14:48,166
‫زندان؟

194
00:14:49,791 --> 00:14:51,333
‫میری که به پیشونیت شلیک کنن؟

195
00:14:52,250 --> 00:14:53,583
‫که به دوستات خیانت کنی؟

196
00:14:53,666 --> 00:14:55,208
‫من کسی رو لو نمیدم

197
00:14:55,291 --> 00:14:57,583
‫تضمینِ آزادیم اینجاست. اسرارِ دولتی

198
00:14:57,666 --> 00:14:59,291
‫من بهتون خیانت نمی‌کنم

199
00:14:59,375 --> 00:15:00,791
‫رفتن خیانته

200
00:15:01,291 --> 00:15:03,583
‫تنها گذاشتنِ ما خیانته

201
00:15:04,125 --> 00:15:05,245
‫نه!

202
00:15:05,625 --> 00:15:07,708
‫امروز نمی‌خوام بکشمت، چاقالو

203
00:15:09,083 --> 00:15:10,416
‫نمی‌خوای من رو بکشی؟

204
00:15:16,250 --> 00:15:18,000
‫خب، لازم نیست من رو بکشی

205
00:15:18,375 --> 00:15:20,875
‫احمق نباش، هلسینکی

206
00:15:22,833 --> 00:15:24,416
‫چون اگه بری بیرون،

207
00:15:25,791 --> 00:15:26,791
‫قسم می‌خورم،

208
00:15:27,833 --> 00:15:29,750
‫خودم رو منفجر می‌کنم،

209
00:15:30,166 --> 00:15:31,375
‫بوم،

210
00:15:31,458 --> 00:15:32,458
‫خدافظ

211
00:15:35,041 --> 00:15:36,750
‫راست می‌گم، پالرمو

212
00:15:37,500 --> 00:15:38,500
‫این کارو می‌کنم

213
00:15:45,208 --> 00:15:46,291
‫راست می‌گم

214
00:15:50,375 --> 00:15:51,666
‫هوات رو دارم

215
00:16:12,833 --> 00:16:15,291
‫میشه لطفاً بهم بگی چی به ریو گفتی؟

216
00:16:15,375 --> 00:16:17,791
‫- در چه موردی؟
‫- بهش گفتی که شوکه شده؟

217
00:16:17,875 --> 00:16:19,635
‫اسمش رو شوک یا هرچی دلت می‌خواد بذار

218
00:16:19,666 --> 00:16:21,601
‫- اون یه مرگیش هست
‫- یه مرگیشه؟

219
00:16:21,625 --> 00:16:24,375
‫چرا؟ چون توکیو رو ول کرد
‫و اون مثلِ یه مازراتیه؟

220
00:16:24,458 --> 00:16:25,458
‫خیلی خب، صبر کن

221
00:16:26,458 --> 00:16:28,708
‫قضیۀ مازراتی یه طرز حرف زدنِ مردونه بود

222
00:16:28,791 --> 00:16:29,791
‫چیزی که مهمه

223
00:16:29,833 --> 00:16:32,791
‫اینه که بعد از شکنجه،
‫یه اتفاقی براش افتاده

224
00:16:33,250 --> 00:16:34,541
‫فکر کنم اونا عوضش کردن

225
00:16:35,000 --> 00:16:36,041
‫اونا چیکار کردن؟

226
00:16:36,125 --> 00:16:38,666
‫چهل تا مرد گنده از پشت درش گذاشتن

227
00:16:38,750 --> 00:16:40,458
‫از عقب بهش تجاوز کردن

228
00:16:40,541 --> 00:16:44,458
‫ریو داره با شکنجه شدن کنار میاد،
‫و تو این مزخرفات رو به خوردش دادی؟

229
00:16:44,541 --> 00:16:47,309
‫تمام این مزخرفات حقیقت داره.
‫ازش پرسیدم مجبورش کردن کارهایی بکنه.

230
00:16:47,333 --> 00:16:49,083
‫می‌دونی چیکار کرد؟ سکوت کرد

231
00:16:49,166 --> 00:16:51,375
‫سکوتم که علامتِ رضاست. یه مثالِ عینی

232
00:16:54,083 --> 00:16:55,083
‫من نمی‌تونم

233
00:16:56,375 --> 00:16:57,583
‫چی رو نمی‌تونی؟

234
00:16:58,625 --> 00:17:01,041
‫می‌دونی، یهویی، حس می‌کنم یه...

235
00:17:02,000 --> 00:17:03,208
‫یه بادکنکی هست که ترکید

236
00:17:03,291 --> 00:17:05,041
‫چه بادکنکی؟

237
00:17:05,125 --> 00:17:06,125
‫چه بادکنکی؟

238
00:17:07,041 --> 00:17:08,561
‫مونیکا، نه! می‌خوام بدونم چه بادکنکی

239
00:17:08,625 --> 00:17:10,375
‫از چه بادکنکی حرف می‌زنی؟

240
00:17:10,458 --> 00:17:11,583
‫چه بادکنکی؟

241
00:17:14,291 --> 00:17:16,916
‫مثل این می‌مونه که ناگهان
‫چشم بندم باز شده، دنور

242
00:17:18,125 --> 00:17:20,208
‫نگاهت می‌کنم و نمی‌شناسمت

243
00:17:21,041 --> 00:17:23,708
‫نمی‌دونم من و تو داریم باهم چیکار می‌کنیم

244
00:17:23,791 --> 00:17:25,250
‫دیگه نمی‌شناسمت

245
00:17:25,666 --> 00:17:27,875
‫مونیکا، اشتباه برداشت نکن

246
00:17:27,958 --> 00:17:31,166
‫من گفتم توکیو یه مازراتیه، معنیش این نیست
‫که تو یه ماشینِ دست دومی

247
00:17:36,458 --> 00:17:37,625
‫شرمنده، دنور

248
00:17:38,708 --> 00:17:39,833
‫من نمی‌تونم با تو باشم

249
00:17:56,500 --> 00:17:57,500
‫ببین...

250
00:17:59,291 --> 00:18:03,416
‫وقتی می‌بینی با خشمِ هایدرا میاد سمتت،
‫خب، باید دهنت رو ببندی

251
00:18:05,083 --> 00:18:06,333
‫یه هایدرا

252
00:18:06,416 --> 00:18:09,083
‫نه؟ خب، فراموشش کن. فقط دهنت رو ببند

253
00:18:09,166 --> 00:18:11,166
‫- و از خودم دفاع نکنم؟
‫- نه

254
00:18:11,250 --> 00:18:14,166
‫چون اصلاً نمی‌دونی از چی عصبانیه

255
00:18:14,250 --> 00:18:15,791
‫دهنت رو ببند،

256
00:18:15,875 --> 00:18:18,208
‫و هرچی کمتر بدونی از چی حرف می‌زنه،

257
00:18:18,291 --> 00:18:19,291
‫بیشتر شرمنده به نظر میای

258
00:18:19,958 --> 00:18:20,958
‫تنها چیزی که میگی اینه،

259
00:18:21,000 --> 00:18:23,708
‫"بله" و "معذرت می‌خوام، عشقم"

260
00:18:23,791 --> 00:18:25,375
‫خب، این درسیه که باید بلد باشی

261
00:18:25,458 --> 00:18:28,958
‫- این شبیه درسی برای ترسوهاست
‫- درسی برای نجات یافته ها

262
00:18:29,041 --> 00:18:30,791
‫منتظر میشی توفان تموم شه،

263
00:18:30,875 --> 00:18:33,875
‫و بعدش، وقتی فهمیدی باد از کدوم طرف میاد،

264
00:18:33,958 --> 00:18:36,583
‫و وقتی به نظر میاد آروم شده،

265
00:18:37,166 --> 00:18:40,041
‫خب، فقط اون موقع...

266
00:18:41,500 --> 00:18:42,666
‫یه حرکتی می‌زنی

267
00:18:45,041 --> 00:18:46,541
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

268
00:18:46,958 --> 00:18:49,375
‫اون بعد از صومعه از دستم عصبانی بوده

269
00:18:49,458 --> 00:18:50,625
‫برای همین دعوامون شد

270
00:18:50,708 --> 00:18:52,000
‫- خب...
‫- آره

271
00:18:52,083 --> 00:18:53,416
‫دلخوریامون رو آوردیم اینجا

272
00:18:54,125 --> 00:18:57,500
‫و به خاطر فشار سرقت، همه چی بهم ریخت

273
00:18:58,708 --> 00:18:59,958
‫قضیه از این قراره

274
00:19:17,708 --> 00:19:18,708
‫پروفسور

275
00:19:20,500 --> 00:19:21,500
‫توکیو هستم

276
00:19:26,125 --> 00:19:29,416
‫- توکیو، تو یه کودتا ترتیب دادی
‫- پالرمو دیوونه شده

277
00:19:29,500 --> 00:19:32,000
‫نزدیک بود اتاق اصلی عملیات رو منفجر کنه

278
00:19:32,458 --> 00:19:35,166
‫- ولی اوضاع رو تحت کنترل دارم
‫- نه، هیچی تحتِ کنترلت نیست

279
00:19:35,250 --> 00:19:37,416
‫نمی‌تونی پالرمو رو کنترل کنی
‫چون اون قابل پیشبینی نیست

280
00:19:37,500 --> 00:19:39,666
‫دست و پاش بسته‌ست و ۲۴ ساعت تحتِ نظره

281
00:19:39,750 --> 00:19:42,083
‫توکیو، کل نقشه داره به هم می‌ریزه!

282
00:19:43,291 --> 00:19:45,416
‫من هنوز اینجام... پروفسور

283
00:19:45,500 --> 00:19:47,125
‫خب که چی که هنوز اونجایی، توکیو؟

284
00:19:47,583 --> 00:19:50,166
‫بدونِ پالرمو، نمی‌تونیم طلا رو بیاریم بیرون،

285
00:19:50,250 --> 00:19:51,570
‫یا خودت بلدی بیاریش بیرون، هان؟

286
00:19:52,000 --> 00:19:53,041
‫و بدونِ نایروبی!

287
00:19:53,958 --> 00:19:55,125
‫و بدونِ لیسبون!

288
00:20:13,291 --> 00:20:16,583
‫پالرمو داشت فرار می‌کرد چون
‫این تنها حرکتِ هوشمندانه‌ست

289
00:20:18,375 --> 00:20:19,375
‫پروفسور...

290
00:20:19,958 --> 00:20:21,833
‫تو همیشه فرشتۀ محافظ من بودی

291
00:20:23,500 --> 00:20:24,583
‫حالا نوبتِ منه

292
00:20:28,666 --> 00:20:29,666
‫چطور این اتفاق افتاد؟

293
00:20:31,916 --> 00:20:33,625
‫اون برای محافظت از من کشته شد

294
00:20:34,416 --> 00:20:35,666
‫واقعاً متأسفم

295
00:20:36,291 --> 00:20:37,291
‫من...

296
00:20:38,583 --> 00:20:41,333
‫تو یه درخت مخفی شده بودم،
‫و اونجا...

297
00:20:42,833 --> 00:20:45,375
‫پر از سرباز بود و پلیس‌ها همه جا بودن

298
00:20:47,416 --> 00:20:49,916
‫و اون تو یه مزرعه بود.
‫اونجا بود که پیداش کردن.

299
00:20:51,000 --> 00:20:54,333
‫مجبورش کردن زانو بزنه، غیرمسلح بود،
‫و ازش در مورد من سؤال پرسیدن

300
00:20:55,500 --> 00:20:57,291
‫و من فرار کردم و فرار کردم و...

301
00:20:57,750 --> 00:20:59,750
‫ازش پرسیدن: "پروفسور کجاست؟"

302
00:21:02,125 --> 00:21:03,541
‫من گفتم: "بهشون بگو، راکل

303
00:21:05,166 --> 00:21:06,625
‫بهشون بگو من کجام

304
00:21:06,708 --> 00:21:08,583
‫خواهش می‌کنم بهشون بگو تسلیم میشم"

305
00:21:10,083 --> 00:21:11,250
‫"نمی‌دونم"

306
00:21:12,583 --> 00:21:14,041
‫اون تکرار کرد: "نمی‌دونم"

307
00:21:16,625 --> 00:21:18,208
‫و اونا دو بار بهش شلیک کردن

308
00:21:21,000 --> 00:21:23,208
‫اون غیرمسلح بود و دو بار بهش شلیک کردن

309
00:21:27,125 --> 00:21:28,500
‫نمی‌تونستم به موقع برسم

310
00:21:40,916 --> 00:21:41,916
‫ولی اون صحنه رو دیدی؟

311
00:21:42,708 --> 00:21:43,541
‫نه

312
00:21:43,625 --> 00:21:44,833
‫فقط صداش رو شنیدی؟

313
00:21:46,333 --> 00:21:49,791
‫پروفسور، جابجا کردنِ جسدش رو دیدی؟

314
00:21:50,208 --> 00:21:51,208
‫مجبور بودم فرار کنم

315
00:21:52,125 --> 00:21:53,291
‫به من گوش بده

316
00:21:53,958 --> 00:21:56,583
‫منم شنیدم که مادرم بهم می‌گفت بیا خونه،

317
00:21:56,666 --> 00:22:01,000
‫که اونجا در امان می‌مونم، ولی ۲۰
‫تا پلیس تو آشپزخونه منتظرم بودن

318
00:22:01,666 --> 00:22:02,666
‫و اونا هم تو چادر...

319
00:22:04,041 --> 00:22:06,541
‫صدای فرار کردنِ ما از بانک رو شنیدن

320
00:22:07,708 --> 00:22:08,916
‫ولی ما هنوز اینجاییم

321
00:22:09,416 --> 00:22:12,333
‫تنها کسی که اومد بیرون
‫راسو کوچولو با روپوش بود

322
00:22:15,083 --> 00:22:16,416
‫اونا چیزی چاپ کردن؟

323
00:22:17,375 --> 00:22:18,375
‫هیچی

324
00:22:21,625 --> 00:22:22,666
‫درست مثلِ ریو

325
00:22:26,458 --> 00:22:28,333
‫اگه واقعاً کشته بودنش، می‌فهمیدیم

326
00:22:33,208 --> 00:22:34,458
‫دارن ازش بازجویی می‌کنن

327
00:22:37,375 --> 00:22:40,000
‫- کجا میری، پروفسور؟
‫- به بانک اسپانیا

328
00:22:40,083 --> 00:22:42,666
‫نه، نه، نه. فکرِ خوبی نیست. خیلی خطرناکه

329
00:22:43,166 --> 00:22:46,083
‫بابتِ نگرانیت ممنونم، ولی اونجا تنها جاییه

330
00:22:46,166 --> 00:22:48,791
‫که می‌تونم بفهمم زنم هنوز زنده‌ست. برو کنار

331
00:22:48,875 --> 00:22:50,375
‫- نه!
‫- با زبونِ خوش ازت می‌خوام

332
00:22:50,458 --> 00:22:51,750
‫- نه!
‫- برو کنار، مارسی...

333
00:22:51,833 --> 00:22:55,000
‫بهت اجازه نمیدم سوارِ موتور بشی

334
00:23:05,541 --> 00:23:06,541
‫هفتاد

335
00:23:09,875 --> 00:23:11,708
‫با مدارکی که تو اون پرونده‌ها داریم،

336
00:23:12,208 --> 00:23:14,088
‫وقتی از زندان آزاد میشی که هفتاد سالته

337
00:23:15,333 --> 00:23:16,375
‫و پائولا چهل سالشه

338
00:23:17,083 --> 00:23:19,333
‫و اونقدری از مرگِ مادرت گذشته که

339
00:23:19,416 --> 00:23:21,708
‫- حتی نمی‌تونی قبرش رو پیدا کنی
‫- بس کن

340
00:23:22,125 --> 00:23:23,541
‫لازم نیست این کارو بکنی

341
00:23:24,541 --> 00:23:26,875
‫تعیینِ سال‌ها دستِ دادستانه، نه تو،

342
00:23:27,291 --> 00:23:29,291
‫و قاضیه که حکم رو صادر می‌کنه

343
00:23:31,541 --> 00:23:32,875
‫خودت خیلی خوب می‌دونی

344
00:23:33,291 --> 00:23:36,833
‫که دادستان و قاضی قراره بر اساس...

345
00:23:38,166 --> 00:23:40,291
‫چیزی که من تو این گزارش‌ها می‌نویسم عمل کنن

346
00:23:41,458 --> 00:23:43,458
‫و من می‌تونم هرچی دلم می‌خواد بنویسم

347
00:23:45,083 --> 00:23:46,708
‫دوست داری چی بنویسم؟

348
00:23:48,166 --> 00:23:50,541
‫می‌خوای مجبورم کنی متوسل به خشونت شم؟

349
00:23:50,625 --> 00:23:53,416
‫- من فقط دارم از نقشه محافظت می‌کنم
‫- منم که نقشه رو تعیین می‌کنم!

350
00:23:53,500 --> 00:23:56,125
‫این نقشه نیست. این بداهه کاریه

351
00:23:56,208 --> 00:23:59,208
‫و همونطور که خودت همیشه گفتی،
‫بداهه کاری ممنوعه

352
00:23:59,291 --> 00:24:01,041
‫من تسلیم نمیشم

353
00:24:01,833 --> 00:24:04,541
‫می‌خوام بفهمی که من باید اونجا باشم

354
00:24:04,625 --> 00:24:07,333
‫تنها جایی که می‌تونم جوابِ سؤالم
‫رو بگیرم بانک اسپانیاست

355
00:24:10,750 --> 00:24:12,125
‫خیلی خب

356
00:24:13,333 --> 00:24:15,833
‫جداً، پروفسور؟ هان؟

357
00:24:16,375 --> 00:24:19,708
‫نمی‌دونم پروفسور کجاست، یا چیکار می‌کنه

358
00:24:21,250 --> 00:24:22,333
‫چیزی به ذهنت نمی‌رسه؟

359
00:24:23,541 --> 00:24:25,458
‫عشق خرت کرده یا چی؟

360
00:24:26,208 --> 00:24:28,333
‫تدابیر مختلفی برای لو نرفتن نقشه دیده شده

361
00:24:29,750 --> 00:24:31,750
‫این هیچ ربطی به عشق نداره

362
00:24:31,833 --> 00:24:34,083
‫معلومه که ربط داره. بهش فکر کن

363
00:24:34,750 --> 00:24:37,166
‫تو زندان، عشق مثل آبِ فاضلاب تخلیه میشه

364
00:24:37,250 --> 00:24:39,041
‫خیلی سریع اتفاق میوفته

365
00:24:39,125 --> 00:24:40,875
‫در عرض دو ماه، کاملاً از بین میره

366
00:24:41,375 --> 00:24:43,415
‫دو ماه عذاب کشیدن یا کل عمرت تو زندان؟

367
00:24:45,791 --> 00:24:48,083
‫اگه هفت بارم بمیری و زنده شی،

368
00:24:48,916 --> 00:24:51,333
‫بازم هرگز ماهیتِ عشق ما رو درک نمی‌کنی

369
00:24:51,416 --> 00:24:52,708
‫برای محافظت از نقشه،

370
00:24:52,791 --> 00:24:55,500
‫باید بدونیم دارن ازش بازجویی می‌کنن یا نه

371
00:24:55,583 --> 00:24:58,625
‫چون اگه اینطور باشه، معنیش اینه که
‫الیسیا سیرا داره زنم رو بازجویی می‌کنه،

372
00:24:58,708 --> 00:25:01,000
‫و این اتفاق داره تو بانکِ اسپانیا میوفته!

373
00:25:01,958 --> 00:25:02,958
‫ولی نمی‌تونی بری!

374
00:25:04,125 --> 00:25:07,541
‫بذار از ماهیتِ واقعی عشق‌تون برات بگم

375
00:25:07,625 --> 00:25:09,916
‫یکی تو سوتو دل‌رئال و اون یکی تو کادیس،

376
00:25:10,000 --> 00:25:12,500
‫که منتظر یه ملاقاتِ زناشویی سالانه هستن

377
00:25:12,583 --> 00:25:15,708
‫و این در صورتیه که شانس بیاری
‫چون اگه عزیز دلت رو نگیریم،

378
00:25:15,791 --> 00:25:18,666
‫اون موقع دیگه تا آخر عمرت نمی‌تونی ببینیش

379
00:25:18,750 --> 00:25:19,750
‫انتخاب با خودته

380
00:25:20,458 --> 00:25:23,333
‫یا این یا فرصتِ واقعی برای بزرگ کردن دخترت

381
00:25:23,416 --> 00:25:26,250
‫تو که سعی نداری با احساساتم بازی کنی، الیسیا

382
00:25:26,333 --> 00:25:27,916
‫فقط دارم حقیقت رو بهت می‌گم

383
00:25:28,958 --> 00:25:30,083
‫درست مثلِ همیشه

384
00:25:31,625 --> 00:25:33,416
‫باید بریم بانکِ اسپانیا

385
00:25:33,500 --> 00:25:37,375
‫و وقتی عکست رو تو اخبار نشون میدن چطور
‫می‌خوای خودت رو به چادر برسونی، هان؟

386
00:25:38,958 --> 00:25:40,416
‫درست مثل بقیه

387
00:25:41,916 --> 00:25:43,666
‫با لباسِ قرمز و نقاب دالی

388
00:25:44,333 --> 00:25:46,000
‫خوبه. خوبه

389
00:25:47,125 --> 00:25:49,541
‫اون... اون بهمون خیانت نمی‌کنه

390
00:25:49,625 --> 00:25:50,750
‫دستت رو بده به من

391
00:25:54,708 --> 00:25:56,000
‫دستت رو بده به من

392
00:25:59,166 --> 00:26:02,291
‫چندتا از روابط سابقت الان
‫کاملاً برات بی‌معنی شدن؟

393
00:26:06,625 --> 00:26:08,833
‫همون اتفاق برای اینم میوفته،

394
00:26:09,375 --> 00:26:10,375
‫و خودتم می‌دونی

395
00:26:17,208 --> 00:26:20,208
‫همه می‌تونن بهم خیانت کنن، مارسی. همه

396
00:26:20,291 --> 00:26:22,131
‫فقط بستگی به این داره که...

397
00:26:24,958 --> 00:26:27,791
‫چه مرگته؟ من رو زدی! مگه تموم نکرده بودیم؟

398
00:26:28,333 --> 00:26:29,333
‫تموم کرده بودیم؟

399
00:26:30,125 --> 00:26:31,125
‫نمی‌دونستم

400
00:27:15,791 --> 00:27:17,166
‫سرخیو، یالا

401
00:27:17,250 --> 00:27:19,708
‫- یه ذره دیگه بخور
‫- تا الان دوتا خوردم

402
00:27:21,416 --> 00:27:24,125
‫- این عروسیه عجیبیه، آندرس
‫- این خیلی عالیه!

403
00:27:24,208 --> 00:27:25,601
‫- فکر نکنم
‫- داداش کوچولو!

404
00:27:25,625 --> 00:27:27,934
‫دلم براش می‌سوزه چون جَوون و عاشقه،

405
00:27:27,958 --> 00:27:29,833
‫و اگه یادت باشه، تو مریضی

406
00:27:29,916 --> 00:27:31,833
‫نشنیدی کشیش چی گفت؟

407
00:27:31,916 --> 00:27:33,833
‫"تا مرگ جدامون کنه"

408
00:27:35,708 --> 00:27:38,309
‫آندرس، باشه. شاید این برای تو یه
‫پایانِ شکوهمنده، ولی برای اون،

409
00:27:38,333 --> 00:27:41,708
‫تازه شروعشه، و این شروع منصفانه نیست.
‫اصلاً منصفانه نیست.

410
00:27:42,375 --> 00:27:44,541
‫خدای من! اون از مریضیم خبر داره!

411
00:27:44,625 --> 00:27:46,458
‫همه از مریضی من خبر دارن

412
00:27:46,541 --> 00:27:48,791
‫داری به احساساتش خیانت می‌کنی

413
00:27:50,750 --> 00:27:54,125
‫من بهترین دو سه سالِ کل عمرش رو بهش میدم

414
00:27:54,208 --> 00:27:55,583
‫آره، آره، و بعدش...

415
00:27:56,125 --> 00:27:58,166
‫آره، گمونم یه جورایی بهش خیانت می‌کنم

416
00:27:59,791 --> 00:28:00,833
‫به هر حال،

417
00:28:00,916 --> 00:28:03,000
‫خیانت بخشِ جدانشدنیِ عشقه

418
00:28:03,666 --> 00:28:06,041
‫حالا داریم حرفش رو می‌زنیم، نگاهش کن!

419
00:28:06,125 --> 00:28:08,291
‫مارتین

420
00:28:08,375 --> 00:28:11,625
‫خیلی وفادار! بهترین دوستِ من. سرخوش

421
00:28:11,708 --> 00:28:12,833
‫اون بهم خیانت می‌کنه؟

422
00:28:15,083 --> 00:28:16,708
‫البته که خیانت می‌کنه

423
00:28:16,791 --> 00:28:19,375
‫فقط کافیه شرایط مناسبش فراهم شه.
‫تاتیانا؟

424
00:28:21,333 --> 00:28:22,583
‫تاتیانا هم همینطور

425
00:28:22,666 --> 00:28:27,250
‫نه. تو بیش از همه میگی زندگیت سرشار از عشق
‫و احساساته، ولی همه رو خائن می‌بینی

426
00:28:27,333 --> 00:28:28,791
‫- نه، نه، نه، نه!
‫- همه جا

427
00:28:28,875 --> 00:28:29,955
‫من همچین حرفی نمی‌زنم

428
00:28:30,750 --> 00:28:32,791
‫نه. چیزی که من می‌گم اینه که

429
00:28:32,875 --> 00:28:36,125
‫خیانت به این بستگی نداره که چقدر
‫از ته دل یه نفر رو دوست داری

430
00:28:36,208 --> 00:28:39,458
‫بستگی به اهمیتِ دوراهی‌ای
‫داره که سرش قرار می‌گیری

431
00:28:39,541 --> 00:28:42,708
‫تو... به عشقت خیانت می‌کنی؟ اولش، نه

432
00:28:42,791 --> 00:28:45,375
‫ولی اگه یکی بهت بگه اگه بهش خیانت کنی

433
00:28:45,458 --> 00:28:48,750
‫بهت دارویی میده که می‌تونه
‫برادرِ عزیزت رو درمان کنه چی؟

434
00:28:50,916 --> 00:28:52,875
‫حالا، این دوراهیِ خوبیه

435
00:28:52,958 --> 00:28:53,958
‫بیا! بیا!

436
00:29:19,500 --> 00:29:22,583
‫سرخیو مارکینا. سرد و بی‌عاطفه

437
00:29:22,666 --> 00:29:24,333
‫به شدت خودشیفته

438
00:29:24,958 --> 00:29:26,708
‫فاقد مهارت‌های اجتماعی

439
00:29:27,125 --> 00:29:28,708
‫رفتارهای جنون آمیز

440
00:29:31,125 --> 00:29:32,765
‫- خلاصه نوبریه واسه خودش
‫- خب...

441
00:29:33,666 --> 00:29:37,083
‫گزارشی که سگ‌های بی‌عقلت
‫بدونِ مصاحبه با طرف تهیه کردن

442
00:29:37,958 --> 00:29:41,125
‫بهت اطمینان میدم اون
‫خیلی باحال‌تر از ایناست

443
00:29:42,291 --> 00:29:43,291
‫جالبه

444
00:29:44,291 --> 00:29:46,375
‫می‌دونم. یه روانی می‌تونه خیلی باحال باشه

445
00:29:48,125 --> 00:29:49,458
‫بعدش شرح حالِ خودت هست

446
00:29:49,916 --> 00:29:50,833
‫هان؟

447
00:29:50,916 --> 00:29:52,208
‫چی تو شرحِ حال منه؟

448
00:29:52,291 --> 00:29:55,708
‫این‌که تو با همچین حروم زاده هایی حال می‌کنی

449
00:29:57,125 --> 00:29:58,291
‫اونا رو ایده‌آل می‌دونی

450
00:29:59,125 --> 00:30:02,458
‫و ذره به ذره، کنارشون کوچیک و کوچیک‌تر میشی

451
00:30:02,541 --> 00:30:04,375
‫بعدش ازت استفاده می‌کنن. گولت می‌زنن

452
00:30:05,541 --> 00:30:07,375
‫کِی شمّت رو از دست دادی،

453
00:30:07,458 --> 00:30:08,583
‫بازرس؟

454
00:30:09,791 --> 00:30:12,291
‫قبل از این بود که پروفسور وارد زندگیت بشه؟

455
00:30:13,208 --> 00:30:15,041
‫چون آلبرتو یه زمانی کتکت می‌زد

456
00:30:16,375 --> 00:30:18,000
‫این یکی چطوری تحقیرت می‌کنه؟

457
00:30:19,750 --> 00:30:23,750
‫اولش، از آلزایمرِ مادرم استفاده می‌کنی،
‫حالا از خشونتِ خانگی

458
00:30:23,833 --> 00:30:25,708
‫بگو که اینجا یه الگو نمی‌بینی

459
00:30:26,583 --> 00:30:28,583
‫بهم بگو که تا حالا به ذهنت خطور نکرده

460
00:30:28,666 --> 00:30:32,208
‫و فکر نکردی: "مراقب باش. این یارو
‫می‌تونه یه کثافتِ واقعی باشه"

461
00:30:33,500 --> 00:30:34,625
‫بگو که حقیقت نداره

462
00:30:35,750 --> 00:30:38,430
‫تو پروتکل‌ها و نحوۀ مذاکره کردن‌شون
‫رو می‌دونی، ولی منم می‌دونم

463
00:30:38,458 --> 00:30:40,083
‫دفعۀ قبل مچت رو گرفتم، راکل

464
00:30:40,166 --> 00:30:41,291
‫باید احمق باشم...

465
00:30:42,166 --> 00:30:44,166
‫چون فکر می‌کردم ما عاشقِ هم شدیم

466
00:30:44,250 --> 00:30:47,375
‫من هیچوقت ازت نخواستم باهام بیای.
‫اون داره بلوف می‌زنه.

467
00:30:47,458 --> 00:30:49,375
‫اون قطع کرد و ما دستِ
‫خودمون رو بازی نکردیم!

468
00:30:49,458 --> 00:30:52,041
‫اون اومد سراغِ تو چون تو
‫ضعیف‌ترین حلقۀ زنجیری

469
00:30:54,166 --> 00:30:55,541
‫اون برات چیکار می‌کنه؟

470
00:30:55,625 --> 00:30:58,208
‫با مادر و دخترش دنبالت میاد تو یه جزیره؟

471
00:30:59,500 --> 00:31:01,375
‫به یکی از نقشه‌هات عمل می‌کنه؟

472
00:31:02,750 --> 00:31:05,333
‫چند دفعه به ایده‌های تو گوش کرده؟

473
00:31:05,958 --> 00:31:06,958
‫یه بار

474
00:31:08,125 --> 00:31:10,666
‫یا همیشه مثلِ یه توله سگ دنبالش میری؟

475
00:31:11,208 --> 00:31:14,375
‫در مورد آلبرتو بهت هشدار دادم.
‫یه مادرجندۀ تمام عیار بود.

476
00:31:15,208 --> 00:31:16,666
‫و در مورد این یکی هم بهت هشدار میدم

477
00:31:17,708 --> 00:31:20,166
‫یه سؤال خیلی ساده ازت می‌پرسم، راکل

478
00:31:22,166 --> 00:31:27,208
‫واقعاً حقته که به خاطر اون عوضی نقابدار
‫‏۳۰ سال از عمرت رو تو زندان بگذرونی؟

479
00:31:33,416 --> 00:31:34,416
‫سرهنگ

480
00:31:35,791 --> 00:31:38,125
‫من یه نگاهی به گزارشات بازداشت انداختم،

481
00:31:38,208 --> 00:31:42,416
‫و ممکنه اشتباه من باشه، ولی نمی‌تونم
‫سوابقی از بازداشت موریو پیدا کنم

482
00:31:43,041 --> 00:31:44,291
‫چی رو نگاه می‌کردی؟

483
00:31:44,375 --> 00:31:47,375
‫نمی‌خوام یه مشکل فنی مثل این...
‫اوه، می‌دونید که...

484
00:31:47,875 --> 00:31:50,351
‫- بحثِ رعایت حقوقِ بشره
‫- تو چه مرگت شده؟

485
00:31:50,375 --> 00:31:53,083
‫داوطلب‌های بیرون سوپرمارکت وادارت کردن
‫عضو سازمانِ مردم‌نهاد بشی؟

486
00:31:53,166 --> 00:31:55,250
‫عضو سازمانِ عفو بین‌الملل شدی؟
‫گمشو بیرون.

487
00:31:55,333 --> 00:31:57,041
‫اگه مجبور بودید از قانون پیروی کنید...

488
00:31:57,125 --> 00:32:00,291
‫ببین، آنتونیانتاس. می‌دونی اینجا کِی
‫کامل از قانون پیروی می‌کنیم؟

489
00:32:01,250 --> 00:32:02,958
‫می‌تونی حدس بزنی دیگه؟ آره؟

490
00:32:03,500 --> 00:32:04,750
‫یالا. جواب بده

491
00:32:06,166 --> 00:32:08,166
‫- خب، هر وقت...
‫- من حس کنم لازمه

492
00:32:08,250 --> 00:32:11,666
‫و حسش معمولاً از قسمتِ عقب
‫تخمام میاد، سمتِ تاریکش،

493
00:32:11,750 --> 00:32:14,670
‫و معمولاً گزارشاتِ بازداشت و ضمانت‌های
‫اجرایی قانون به اونجا نمی‌رسن

494
00:32:16,458 --> 00:32:18,625
‫حالیت میشه چی دارم بهت می‌گم؟

495
00:32:19,666 --> 00:32:21,791
‫بله، بله، بله

496
00:32:24,458 --> 00:32:25,916
‫پس تا اون موقع...

497
00:32:27,625 --> 00:32:30,291
‫تا اون موقع، اون جنده اونجا می‌شینه

498
00:32:30,375 --> 00:32:32,916
‫رو یه صندلی، بدونِ خوابیدن
‫و تو یه سطل می‌شاشه

499
00:32:33,625 --> 00:32:34,750
‫مشکلی داریم؟

500
00:32:35,375 --> 00:32:37,750
‫نه، نه، نه. نه قربان

501
00:32:37,833 --> 00:32:40,125
‫خوبه، آنتونیانتاس. خوبه

502
00:32:44,583 --> 00:32:46,166
‫« شفافیت »

503
00:32:51,416 --> 00:32:53,041
‫« افزایش حقوق »

504
00:32:56,333 --> 00:32:58,750
‫‌

505
00:33:02,000 --> 00:33:04,291
‫پروفسور آرزو می‌کرد چشمِ لیزری داشته باشه

506
00:33:04,375 --> 00:33:06,250
‫تا بببینه لیسبون تو چادره یا نه

507
00:33:06,916 --> 00:33:08,583
‫ولی اون سوپرمن نبود،

508
00:33:08,666 --> 00:33:11,541
‫پس مجبور بود به شرلوک هولمز بودنش اکتفا کنه

509
00:33:12,000 --> 00:33:15,375
‫اون به دنبال سرنخی برای پیگیری
‫خودش رو به بیرون بانک رسوند،

510
00:33:15,458 --> 00:33:16,708
‫و سه تا سرنخ پیدا کرد

511
00:33:17,708 --> 00:33:19,958
‫وَن. اونجا چیکار می‌کرد؟

512
00:33:21,416 --> 00:33:22,916
‫و چرا گل آلود بود؟

513
00:33:24,333 --> 00:33:26,166
‫پلاک:
‫CNP۸۵۶۰۰N

514
00:33:26,250 --> 00:33:28,375
‫پاکستان به اون سؤالات جواب داد

515
00:33:28,458 --> 00:33:30,791
‫ماشین مالِ پلیس ملی اوئلوا بود،

516
00:33:30,875 --> 00:33:33,875
‫نزدیک به جایی که ظاهراً لیسبون
‫توش کشته شده بود

517
00:33:37,291 --> 00:33:38,291
‫آنخل

518
00:33:40,000 --> 00:33:44,083
‫اگه یه نفر بود که باید رد نقشۀ
‫هاملین رو دنبال می‌کرد، اون بود

519
00:33:44,708 --> 00:33:46,916
‫مگر این‌که کارِ مهم‌تری برای انجام داشت

520
00:33:47,541 --> 00:33:49,541
‫مثل انتقالِ لیسبون به مادرید

521
00:33:50,083 --> 00:33:52,791
‫و اگه یه نفر بود که باید به خاطر
‫مرگِ یه دوست گریه می‌کرد،

522
00:33:52,875 --> 00:33:54,041
‫بازم اون بود

523
00:33:58,333 --> 00:33:59,875
‫و الیسیا سیرا

524
00:34:00,333 --> 00:34:03,375
‫چند ساعت از آتش بس گذشته بود،
‫ولی اون اونجا بود

525
00:34:03,458 --> 00:34:05,416
‫اون هرقدرم که معتاد به کارش باشه،

526
00:34:05,500 --> 00:34:08,833
‫بازم باید می‌رفت خونه، استراحت می‌کرد
‫و به پاهای متورمش رسیدگی می‌کرد

527
00:34:10,041 --> 00:34:14,583
‫مگر این‌که خیلی دلش می‌خواست یکی از تحتِ
‫تعقیب‌ترین تبهکارهای کشور رو بازجویی کنه

528
00:34:16,708 --> 00:34:18,125
‫شاید لیسبون زنده باشه،

529
00:34:18,791 --> 00:34:20,541
‫ولی اون باید مطمئن می‌شد

530
00:34:20,625 --> 00:34:23,708
‫و یه جوری بهش خبر می‌داد که ناامیدش نمی‌کنه

531
00:34:41,875 --> 00:34:44,875
‫الان آمبولانسی که ازش به عنوان مرکزِ
‫ارتباط استفاده می‌کردید رو برامون آوردن

532
00:34:48,708 --> 00:34:50,125
‫می‌دونی کی بررسیش می‌کنه؟

533
00:34:55,750 --> 00:34:57,791
‫آلبرتو، شوهرِ سابقت

534
00:34:59,166 --> 00:35:02,208
‫نه تنها تو کاری که می‌کنه بهترینه
‫بلکه خیلی دلش می‌خواد

535
00:35:02,291 --> 00:35:04,041
‫یه ذره دیگه زندگیت رو خراب کنه

536
00:35:05,333 --> 00:35:06,666
‫ولی یه گزینه دیگه هم هست

537
00:35:14,708 --> 00:35:17,333
‫من می‌تونم قبل از اون برم تو آمبولانس،

538
00:35:18,208 --> 00:35:20,248
‫قبل از هرکس دیگه،
‫و تمام مدارک رو از بین ببرم

539
00:35:28,666 --> 00:35:30,333
‫هیچی پیدا نمی‌کنی

540
00:35:35,833 --> 00:35:36,958
‫لعنت بهت راکل

541
00:35:38,333 --> 00:35:39,791
‫مثلِ تازه‌کارها حرف می‌زنی

542
00:35:41,583 --> 00:35:42,958
‫همیشه یه چیزی هست

543
00:35:44,750 --> 00:35:48,125
‫می‌بینی. یه چیزی اونجا ما رو
‫به مادر و خواهرت می‌رسونه

544
00:35:48,958 --> 00:35:50,000
‫می‌بینی

545
00:36:44,666 --> 00:36:47,875
‫پنج نفرِ بعدی، آماده شید که
‫با همکارم برید دستشویی

546
00:36:59,041 --> 00:37:01,166
‫هی گاندیا، حالا که هردو یه طرفیم،

547
00:37:01,250 --> 00:37:03,458
‫می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟
‫یه ذره گیج شدم

548
00:37:03,541 --> 00:37:04,541
‫ما...

549
00:37:05,208 --> 00:37:07,125
‫آدم خوب‌هاییم یا آدم بدها؟

550
00:37:09,583 --> 00:37:13,000
‫من کیسۀ خایه‌هات رو می‌برم،
‫تخمات رو بیرون می‌کشم،

551
00:37:13,083 --> 00:37:15,291
‫و بعدش هر دوتاشون رو فرو می‌کنم تو دهنت

552
00:37:15,708 --> 00:37:17,000
‫به نظر باحال میاد

553
00:37:17,708 --> 00:37:19,666
‫ولی دستات هنوز بسته هستن، چه

554
00:37:30,250 --> 00:37:32,541
‫می‌دونستی که اعتبارِ دستبند

555
00:37:32,625 --> 00:37:35,000
‫بر اساس یه مفهوم آناتومیکه؟

556
00:37:36,375 --> 00:37:38,375
‫استخونِ کف دست نمی‌ذاره رد بشه

557
00:37:39,791 --> 00:37:44,166
‫ولی در واقع یه مَفصله که
‫خیلی راحت از جا در میاد

558
00:37:44,250 --> 00:37:45,541
‫راست میگی؟

559
00:37:45,625 --> 00:37:49,291
‫خب، فقط یه فکرهایی برای آزادی

560
00:37:50,666 --> 00:37:52,333
‫♪ آزاد ♪

561
00:37:53,333 --> 00:37:55,791
‫♪ مثل خورشیدی که زمانِ طلوع آزاده ♪

562
00:37:55,875 --> 00:37:58,125
‫♪ آزادم ♪

563
00:37:58,458 --> 00:38:01,250
‫♪ مثل دریا ♪

564
00:38:01,708 --> 00:38:03,666
‫♪ آزاد ♪

565
00:38:03,750 --> 00:38:07,541
‫♪ مثل پرنده‌ای که از قفسِ ساکتش رها شده ♪

566
00:38:08,000 --> 00:38:10,958
‫♪ و بالأخره می‌تونه پرواز کنه ♪

567
00:38:11,041 --> 00:38:12,875
‫♪ من آزادم ♪

568
00:38:12,958 --> 00:38:19,375
‫♪ مثل بادی که تمام ناله‌ها
‫و دردم رو با خودش می‌بره ♪

569
00:38:19,458 --> 00:38:21,458
‫♪ مسیرها و جاده‌های بی‌پایان ♪

570
00:38:21,916 --> 00:38:25,833
‫♪ در جستجوی بی‌پایانِ حقیقت
‫و بالأخره می‌فهمم ♪

571
00:38:25,916 --> 00:38:29,500
‫♪ آزادی چیه ♪

572
00:38:33,666 --> 00:38:34,666
‫وقتِ خوابه

573
00:38:37,958 --> 00:38:39,718
‫تختِ خوابم چهار گوشۀ کوچولو داره

574
00:38:40,875 --> 00:38:43,250
‫چهارتا فرشته کوچولو دور سرم

575
00:38:43,333 --> 00:38:46,041
‫،لوقا، متی و یوحنا

576
00:38:46,125 --> 00:38:48,291
‫و خانمِ عزیزمون مریم مقدس

577
00:39:06,000 --> 00:39:08,291
‫آنتونیانتاس

578
00:39:10,041 --> 00:39:12,541
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

579
00:39:12,625 --> 00:39:14,833
‫تو...

580
00:39:15,541 --> 00:39:16,833
‫تو بازداشتی

581
00:39:21,541 --> 00:39:22,708
‫زانو بزن

582
00:39:24,166 --> 00:39:25,666
‫فقط داشتم شانسم رو امتحان می‌کردم

583
00:39:27,625 --> 00:39:29,250
‫زانو بزن

584
00:39:36,750 --> 00:39:39,250
‫خواهش می‌کنم! زنم و دخترهام خوابیدن

585
00:39:40,333 --> 00:39:41,791
‫هیچ اتفاقی براشون نمیوفته

586
00:39:43,750 --> 00:39:47,333
‫فقط کافیه به دستورام عمل
‫کنی و به سؤالام جواب بدی

587
00:39:48,291 --> 00:39:51,083
‫تا یه تفنگ به سرم گرفته شده هیچی نمی‌گم

588
00:39:53,125 --> 00:39:54,375
‫حرف می‌زنی

589
00:39:57,750 --> 00:39:59,708
‫اینا رو داریم... یک:

590
00:40:01,666 --> 00:40:02,958
‫آمبولانس

591
00:40:07,333 --> 00:40:08,333
‫دو:

592
00:40:10,208 --> 00:40:11,500
‫مادربزرگِ دیوانه

593
00:40:12,458 --> 00:40:13,875
‫"من کجام؟

594
00:40:13,958 --> 00:40:17,166
‫من کجام؟ وای، کمرم! نمی‌تونم"

595
00:40:17,250 --> 00:40:18,250
‫سه:

596
00:40:19,250 --> 00:40:20,666
‫بچۀ بی‌مادر

597
00:40:21,125 --> 00:40:22,125
‫"مامان!

598
00:40:22,791 --> 00:40:24,958
‫مامان! مامان!"

599
00:40:26,125 --> 00:40:27,125
‫چهار:

600
00:40:32,625 --> 00:40:34,958
‫عشق جنابِ پروفسور...

601
00:40:36,333 --> 00:40:39,375
‫که بعد از دومین ملاقاتِ زناشویی
‫تو زندان دوام نمیاره

602
00:40:42,166 --> 00:40:43,166
‫و حالا...

603
00:40:43,791 --> 00:40:44,833
‫آخرین سناریو

604
00:40:49,958 --> 00:40:51,833
‫شما به یه مأمور قانون حمله کردید

605
00:40:51,916 --> 00:40:53,916
‫نمی‌دونید خودتون رو تو چه دردسری می‌ندازید

606
00:40:54,000 --> 00:40:55,083
‫ما آتش‌بس اعلام کردیم

607
00:40:56,083 --> 00:40:59,041
‫گاهی اوقات آتش‌بس مهم‌ترین بخشِ جنگه

608
00:41:05,500 --> 00:41:06,583
‫نمی‌تونم

609
00:41:07,416 --> 00:41:08,541
‫نمی‌تونم نفس بکشم...

610
00:41:12,833 --> 00:41:14,458
‫خودت رو کنترل کن، آنتونیانتاس

611
00:41:15,666 --> 00:41:16,708
‫خودت رو کنترل کن

612
00:41:19,625 --> 00:41:21,125
‫نمی‌تونم نفس بکشم

613
00:41:23,375 --> 00:41:24,375
‫مارسی

614
00:41:44,875 --> 00:41:45,875
‫بهتری؟

615
00:42:05,500 --> 00:42:06,500
‫اگه همکاری کنی،

616
00:42:07,333 --> 00:42:11,291
‫دادستان تقاضای ۱۲ سال زندان می‌کنه،
‫که تبدیل به ده سال میشه

617
00:42:11,875 --> 00:42:13,000
‫در عرض پنج سال آزاد میشی

618
00:42:13,750 --> 00:42:15,625
‫زندگیت می‌تونه این شکلی باشه

619
00:42:16,791 --> 00:42:19,541
‫اگه همکاری نکنی، ۳۰ سال

620
00:42:20,500 --> 00:42:22,083
‫زندگیت این شکلی میشه

621
00:42:24,291 --> 00:42:26,583
‫خودت تصمیم بگیر، بازرس

622
00:42:28,104 --> 00:42:37,104
‫« زیرنویس از سینا صداقت »
‫<font color="#۱E۹۰FF">.: SinCities :.</font>

