‫﻿۱
00:00:25,750 --> 00:00:26,750
‫ظاهرم چطوره؟

2
00:00:31,833 --> 00:00:34,333
‫قدرتمند

3
00:00:34,416 --> 00:00:35,416
‫زیبا

4
00:00:39,333 --> 00:00:40,333
‫مارتین...

5
00:00:40,875 --> 00:00:42,250
‫سال‌هاست که این قضیه رو...

6
00:00:42,958 --> 00:00:44,208
‫تو خودت ریختی...

7
00:00:46,041 --> 00:00:47,291
‫و به روت نیاوردی

8
00:00:50,083 --> 00:00:52,625
‫به‌نظرم وقتشه سفرۀ دلت رو باز کنی

9
00:00:53,416 --> 00:00:55,666
‫اگه بخوای می‌تونم
‫یه شیشۀ مشروب باز کنم. نظرت؟

10
00:00:56,583 --> 00:00:58,250
‫- یه کم مشروب بزنیم؟
‫- نه

11
00:00:58,333 --> 00:01:00,458
‫نه، با تو مشروب نمی‌زنم

12
00:01:01,875 --> 00:01:04,000
‫واسه شام با تاتیانا میرم بیرون

13
00:01:04,500 --> 00:01:06,625
‫- آره
‫- تو به من فکر می‌کنی...

14
00:01:07,916 --> 00:01:08,916
‫ولی...

15
00:01:09,916 --> 00:01:11,375
‫من نه

16
00:01:16,083 --> 00:01:19,083
‫کافیه. می‌فهمم

17
00:01:19,166 --> 00:01:20,791
‫بیخیال!

18
00:01:21,208 --> 00:01:25,000
‫به خیالت من دوستت ندارم؟ منم حسش می‌کنم.
‫یه حسی بین ما هست، یه چیزِ...

19
00:01:25,083 --> 00:01:27,791
‫فوق‌العاده و بی‌نظیر و شگفت‌انگیز

20
00:01:28,916 --> 00:01:31,166
‫منم عشق سرم میشه.
‫تا حالا ۵ بار ازدواج کردم

21
00:01:31,666 --> 00:01:33,875
‫- خب...
‫- تا حالا بهت نگفته بودم، ولی...

22
00:01:35,125 --> 00:01:38,041
‫هیچ‌کدوم از زن‌هام حتی نتونستن
‫۱٪ از حسی که بین من و تو هست رو

23
00:01:38,583 --> 00:01:40,750
‫در من به‌وجود بیارن

24
00:01:42,208 --> 00:01:43,208
‫حتی شبیه‌ش رو

25
00:01:45,375 --> 00:01:47,125
‫ما دوست‌‌های جون‌ جونى‌ هستیم

26
00:01:49,208 --> 00:01:52,000
‫ولی فقط ۹۹٪. خب؟

27
00:01:52,083 --> 00:01:53,083
‫می‌دونی،

28
00:01:53,750 --> 00:01:55,833
‫من از زن‌ها خیلی خوشم میاد

29
00:01:59,250 --> 00:02:00,833
‫تو هم خیلی از من خوشت میاد

30
00:02:02,875 --> 00:02:06,250
‫اون ۱٪ ـه چیه؟

31
00:02:08,708 --> 00:02:10,625
‫فقط ممکنه دل و جیگرشو نداشته باشی

32
00:02:10,708 --> 00:02:13,791
‫اون ۱٪ یه میتوکندری کوچولوئه،
‫(بخشی از سلول)

33
00:02:15,458 --> 00:02:16,916
‫ولی تمایل جنسیم رو مشخص می‌کنه

34
00:02:17,916 --> 00:02:19,541
‫میتوکندری

35
00:02:25,791 --> 00:02:27,000
‫تمایلت کجاست؟

36
00:02:28,541 --> 00:02:29,541
‫ها؟

37
00:02:33,333 --> 00:02:34,333
‫اینجا؟

38
00:02:38,333 --> 00:02:39,333
‫کجا؟

39
00:02:41,583 --> 00:02:42,750
‫نگران نباش

40
00:02:42,833 --> 00:02:43,833
‫آروم باش

41
00:02:44,958 --> 00:02:45,958
‫نترس

42
00:02:55,541 --> 00:02:57,750
‫تو ترسویی، آره؟

43
00:02:59,166 --> 00:03:00,166
‫کجاست؟

44
00:03:00,791 --> 00:03:01,791
‫ها؟

45
00:03:24,375 --> 00:03:25,458
‫مارتین...

46
00:03:27,250 --> 00:03:29,083
‫گوش کن... هممم

47
00:03:31,541 --> 00:03:35,208
‫حاضر همه چیزمو بدم
‫تا بتونم حسش کنم، منتها...

48
00:03:41,375 --> 00:03:42,416
‫شدنی نیست

49
00:03:43,791 --> 00:03:44,833
‫امکانش نیست

50
00:03:54,125 --> 00:03:55,250
‫عاشقتم، مارتین

51
00:03:56,583 --> 00:03:59,125
‫ولی برادرم راست میگه.
‫باید راهمونو جدا کنیم

52
00:04:01,583 --> 00:04:03,250
‫باید بیخیال نقشه بشیم

53
00:04:04,041 --> 00:04:08,500
‫همین برادر حرومزاد‌ت، عشق منو
‫به تو نفهمید و ما رو از هم جدا کرد

54
00:04:09,166 --> 00:04:12,125
‫می‌خوای تو اون ضرابخونۀ بی‌صاحاب سکه بزنی

55
00:04:13,000 --> 00:04:14,791
‫من پیشنهاد دادم
‫باهام طلا ذوب کنی

56
00:04:14,875 --> 00:04:17,458
‫چیزی که سفت چسبیدیش
‫هیچ‌وقت وجود نداشته و نداره!

57
00:04:24,750 --> 00:04:26,833
‫باید ترکت کنم...

58
00:04:27,750 --> 00:04:28,750
‫به‌خاطر عشق

59
00:04:31,916 --> 00:04:33,333
‫و همین‌طور به‌خاطر دوستی‌مون

60
00:04:34,875 --> 00:04:36,541
‫و به‌خاطر رابطه‌ای که باهات دارم

61
00:04:39,708 --> 00:04:40,750
‫حالا برو...

62
00:04:41,708 --> 00:04:43,083
‫و مرحمی برای زخم‌هات پیدا کن

63
00:04:44,166 --> 00:04:46,666
‫گاهی وقت‌ها دوری
‫تنها راه به آرامش رسیدنه

64
00:04:50,041 --> 00:04:51,208
‫خداحافظ، دوست من

65
00:04:52,291 --> 00:04:53,916
‫مطمئنم که

66
00:04:54,000 --> 00:04:56,750
‫دست روزگار هر طور که شده
‫بازم ما رو بهم می‌رسونه

67
00:05:21,583 --> 00:05:24,333
‫ آلیسیا سریا به سمت
‫ کشتارگاه رفت،

68
00:05:26,041 --> 00:05:28,708
‫ و هیچکس متوجۀ لبخند مرموزش نشد

69
00:05:31,250 --> 00:05:32,250
‫ کسی که می‌خواد...

70
00:05:32,916 --> 00:05:35,125
‫ تسلیم بشه، همچین لبخندی بر لب نداره

71
00:05:40,791 --> 00:05:42,958
‫واقعیت داره که شما
‫از دختر دختر آگاتا خیمنز،

72
00:05:43,041 --> 00:05:44,833
‫آلیاس نایروبی، استفاده کردین

73
00:05:44,916 --> 00:05:47,416
‫تا وادارش کنین به پنجره نزدیک بشه
‫و بتونین بهش شلیک کنین؟

74
00:05:47,958 --> 00:05:50,916
‫ - اون در اثر شلیک گلوله جان داد؟
‫ - این دروغ محضه

75
00:05:53,791 --> 00:05:57,458
‫دخترش نبود. پسرش بود. ۹ سالش بود

76
00:05:57,541 --> 00:05:59,333
‫و بله، ازش استفاده کردم

77
00:05:59,416 --> 00:06:02,791
‫ البته، مافوق‌هام در جریان بودن
‫ و اجازه‌ش رو بهم دادن

78
00:06:02,875 --> 00:06:05,541
‫- داری چیکار می‌کنی، آلیسیا؟
‫ - به سینه‌ش شلیک کردیم

79
00:06:06,583 --> 00:06:09,000
‫بعد دکتر خواستن،
‫ولی هیچ دکتری رو نفرستادم داخل

80
00:06:09,083 --> 00:06:10,666
‫آنتونیانزاس، صداشو زیاد کن!

81
00:06:11,416 --> 00:06:14,125
‫ دوست‌هاش نجاتش دادن،
‫ اما اهمیتی نداشت

82
00:06:14,500 --> 00:06:18,083
‫رئیس تیم امنیتی بانک مرکزی، گاندیا،

83
00:06:18,166 --> 00:06:21,041
‫با حمایت کاملِ سرهنگ تامایو اعدامش کرد

84
00:06:21,125 --> 00:06:23,500
‫- آلیسیا، زنیکۀ جنده!
‫ - ماجرا همینه

85
00:06:24,541 --> 00:06:25,875
‫سؤال بعد

86
00:06:25,958 --> 00:06:29,041
‫ نمی‌دونم عثمان رو
‫ می‌شناسید یا نه، ولی

87
00:06:29,125 --> 00:06:31,833
‫درسته که همین طرف،
‫کورتِس رو زنده‌به‌گور کرد؟

88
00:06:31,916 --> 00:06:34,291
‫بله، ما زنده زنده دفنش کردیم

89
00:06:34,375 --> 00:06:35,559
‫ توی تیمیمون...
‫(واقع در الجزایر)

90
00:06:35,583 --> 00:06:37,791
‫ دنیای تامایو داشت از هم می‌پاشید

91
00:06:37,875 --> 00:06:40,375
‫ و البته که عثمان رو
‫ می‌شناسم. یه حرفه‌ایه

92
00:06:41,666 --> 00:06:43,625
‫ می‌تونه مردم رو زنده‌به‌گور کنه...

93
00:06:44,458 --> 00:06:46,875
‫و بدون اینکه بکشدشون،
‫کاری می‌کرد مثل سگ بترسن و بلرزن

94
00:06:47,375 --> 00:06:49,916
‫ جلوی انظار ملت داشت آبروشون می‌رفت،

95
00:06:50,000 --> 00:06:51,916
‫ و اون از یه چیز بدتر اطلاع نداشت

96
00:06:52,000 --> 00:06:52,916
‫ توی بانک،

97
00:06:53,000 --> 00:06:55,291
‫ بزرگترین امیدش
‫ بی‌هوش افتاده بود...

98
00:06:55,375 --> 00:06:56,375
‫پالرمو

99
00:06:56,750 --> 00:06:58,750
‫ - در چه حاله؟
‫- مشغولیم

100
00:06:59,208 --> 00:07:01,791
‫روی برانکارد، و خرده‌ شیشه‌ها...
‫ رفته بودن توی پشتش

101
00:07:04,000 --> 00:07:05,875
‫باید نجاتش بدین

102
00:07:09,791 --> 00:07:12,416
‫مواد؟ بهش مواد دادیم

103
00:07:12,500 --> 00:07:13,708
‫در واقع استنشاق کرد

104
00:07:13,791 --> 00:07:14,791
‫ بعد حلق‌آویزش کردیم،

105
00:07:14,875 --> 00:07:17,458
‫ چند سطل آب سر ریختیم روش،
‫ و طرف رید به خودش

106
00:07:17,541 --> 00:07:19,041
‫ تمام حرف‌های اون بچه

107
00:07:19,125 --> 00:07:21,125
‫صد درصد درسته

108
00:07:21,208 --> 00:07:22,351
‫و از اونجایی که دارم صادقانه حرف می‌زنم،

109
00:07:22,375 --> 00:07:24,535
‫به‌نظرم یه سری چیزها رو هم یادش رفته

110
00:07:24,583 --> 00:07:26,541
‫حکومت در جریان این قضیه بود؟

111
00:07:27,541 --> 00:07:28,541
‫در جریان؟

112
00:07:30,291 --> 00:07:32,041
‫حکومت دستورها رو می‌داد

113
00:07:34,041 --> 00:07:35,961
‫یه روز صبح که از خواب پا نشدم بگم:

114
00:07:36,000 --> 00:07:39,375
‫«می‌خوام این بچه رو شکنجه کنم»
‫موافقت همه رو داشتم

115
00:07:39,458 --> 00:07:41,541
‫موافقت سازمان اطلاعات ملی،

116
00:07:41,625 --> 00:07:44,875
‫ رئیس پلیس و وزارت‌ کشور. موافقت همه!

117
00:07:44,958 --> 00:07:46,958
‫تک‌تکشون اطلاع داشتن

118
00:07:47,041 --> 00:07:49,416
‫الان هم شماها درجریانید. خیلی ممنون

119
00:07:51,625 --> 00:07:54,250
‫ آلیسیا سریا، مذاکر‌کنندۀ
‫ پروندۀ بانک مرکزی اسپانیا،

120
00:07:54,333 --> 00:07:57,041
‫ اخراج شده و بقیه رو هم
‫ با خودش پایین کِشیده

121
00:07:57,125 --> 00:08:01,250
‫ سریا علاوه بر شکنجه، به
‫ دست‌داشتنِ حکومت هم اعتراف کرد

122
00:08:01,333 --> 00:08:05,125
‫ دستورها رو مافوق‌هاش دادن،
‫ که یعنی همگی در جریان بودن

123
00:08:05,208 --> 00:08:08,041
‫باید اون جنده رو دفن کنیم

124
00:09:06,625 --> 00:09:14,625
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »
‫« <font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Cardinal</font> »

125
00:09:14,649 --> 00:09:20,649
‫▷ Instagram: @Aliakbar.۱۹۹۹
‫▶ Telegram: @IST_Subs

126
00:09:31,875 --> 00:09:34,625
‫ در حالی که تمام اسپانیایی‌ها
‫ پای تلویزیون میخکوب شده بودند،

127
00:09:35,791 --> 00:09:38,666
‫ بنجامین و تیمش توی
‫ یه رستورانِ سابقاً چینی

128
00:09:39,083 --> 00:09:40,666
‫ در قلب مادرید، داشتن...

129
00:09:41,625 --> 00:09:43,459
‫ برای به پا کردن یه بلوای دیگه آماده میشدن

130
00:09:45,916 --> 00:09:48,833
‫- مارسی؟
‫- دارم به محل استخراج می‌رسم

131
00:09:49,333 --> 00:09:50,333
‫دریافت شد

132
00:09:56,958 --> 00:09:58,333
‫یک، دو، سه

133
00:10:10,500 --> 00:10:11,750
‫ چند متره؟

134
00:10:19,375 --> 00:10:20,625
‫۴ متر

135
00:10:25,166 --> 00:10:26,666
‫باید دست بجنبونیم

136
00:10:30,000 --> 00:10:35,166
‫۲۶ تا افسر جمعاً توی ۷ خودرو
‫از لیسبون محافظت می‌کنن

137
00:10:37,458 --> 00:10:38,458
‫۳ تا ماشین پشتشن

138
00:10:39,375 --> 00:10:40,750
‫و ۳ تا هم جلوش

139
00:10:42,500 --> 00:10:44,666
‫و خودشم اون وسط توی یه وَنِه

140
00:10:45,208 --> 00:10:48,708
‫ اول میرن دادگاه عالی.
‫ از اونجا می‌برنش زندان

141
00:10:49,125 --> 00:10:51,750
‫به‌نظرتون کجا آسیب‌پذیرتره؟

142
00:10:51,833 --> 00:10:54,625
‫توی مسیر، بین نقاط الف و ب

143
00:10:54,708 --> 00:10:57,333
‫- نه
‫- توی دادگاه عالی پیش قاضی

144
00:10:57,916 --> 00:10:58,750
‫نه

145
00:10:58,833 --> 00:11:00,625
‫نمی‌خوای که بگی قراره
‫تو زندان تونل بزنیم؟

146
00:11:00,708 --> 00:11:05,000
‫نه، ولی یه جا هست که آسیب‌پذیره

147
00:11:05,083 --> 00:11:07,083
‫در واقع، همگی قبلاً هم دیدیمش

148
00:11:07,791 --> 00:11:08,791
‫ توی تلویزیون

149
00:11:10,750 --> 00:11:13,309
‫ وقتی که خبرنگارها جلوی
‫ درِ دادگاه عالی جمع شدن،

150
00:11:13,333 --> 00:11:15,000
‫ پلیس‌ها چیکار می‌کنن؟

151
00:11:15,500 --> 00:11:17,750
‫زندانی رو از طریق...

152
00:11:19,291 --> 00:11:20,791
‫پارکینگ می‌برن داخل دادگاه

153
00:11:25,791 --> 00:11:27,666
‫ فقط وَنه وارد پارکینگ میشه

154
00:11:29,458 --> 00:11:33,916
‫ ظرف ۳۰ ثانیه، از ۲۶ مأمورِ ستون مسلح،

155
00:11:34,416 --> 00:11:37,166
‫ فقط ۶ نفر می‌مونن، و از ۷ تا خودرو، فقط...

156
00:11:40,916 --> 00:11:41,916
‫یک وَن

157
00:11:45,708 --> 00:11:47,416
‫« نیروی پلیس »

158
00:11:47,500 --> 00:11:51,291
‫ولی پارکینگ کجا و پناهگاه
‫یا زندان با کلی مأمور کجا

159
00:11:51,375 --> 00:11:53,166
‫- پارکینگ...
‫- جای پارک ماشین‌هاست

160
00:11:53,250 --> 00:11:54,458
‫دقیقاً

161
00:12:05,333 --> 00:12:07,166
‫ بین پارکینگ دادگاه عالی،

162
00:12:07,250 --> 00:12:09,958
‫ و زیرزمین رستوران چینی خودمون،

163
00:12:10,583 --> 00:12:11,791
‫دقیقاً...

164
00:12:12,541 --> 00:12:16,625
‫۱۱/۶۸ متر ماسه‌سنگه

165
00:12:17,083 --> 00:12:19,166
‫ماسه‌سنگ. شما هم که
‫معدنچى‌‌های استوریاسی هستین

166
00:12:19,250 --> 00:12:20,125
‫بهترین‌شون

167
00:12:20,208 --> 00:12:23,042
‫- چقدر براتون زحمت داره؟
‫- هیچی. یه کم بیل و کلنگ و سنگ‌زنی می‌خواد

168
00:12:27,958 --> 00:12:30,583
‫ کمترین سروصدا،
‫ بیشترین کارایی

169
00:12:30,666 --> 00:12:33,333
‫ ۱۰ ساعت وقت هست تا
‫ همه چیزو حاضر کنیم، بنجامین

170
00:12:33,416 --> 00:12:34,416
‫استخراج چی پس؟

171
00:12:34,458 --> 00:12:36,500
‫با دستگاه‌های صنعتی کار کنین،
‫ولی بدون سروصدا

172
00:12:39,625 --> 00:12:42,250
‫ قلوه‌سنگ‌ها رو می‌بریم آشپزخونه

173
00:12:44,000 --> 00:12:47,041
‫ سریع و تر و تمیز انجامش میدیم

174
00:12:56,416 --> 00:12:57,500
‫ بنجامین؟

175
00:12:58,875 --> 00:12:59,875
‫۵ متر

176
00:13:03,125 --> 00:13:04,125
‫پالرمو

177
00:13:05,500 --> 00:13:07,125
‫صداتون رو دارم، پروفسور

178
00:13:07,666 --> 00:13:09,250
‫ پالرمو، اون در چه حاله؟

179
00:13:13,125 --> 00:13:14,291
‫به‌هوشه

180
00:13:14,958 --> 00:13:16,638
‫ وضعیت جسمیش چطوره؟

181
00:13:18,750 --> 00:13:20,875
‫یکی از دست‌هاش تکون نمی‌خوره

182
00:13:20,958 --> 00:13:22,250
‫کلی خون از دست داده

183
00:13:22,333 --> 00:13:24,708
‫نفسش به زور بالا میاد

184
00:13:24,791 --> 00:13:26,250
‫بهتر میشه؟

185
00:13:26,333 --> 00:13:28,875
‫اگه مادرش بودم، براش
‫شمع روشن می‌کردم، قربان

186
00:13:29,666 --> 00:13:31,708
‫خوب میشه. نگران نباش

187
00:13:31,791 --> 00:13:33,833
‫شخصاً بهش رسیدگی می‌کنم،

188
00:13:33,916 --> 00:13:36,876
‫ حتی اگه مجبور بشم ببرمش
‫ بیمارستان و ۶ ماه کنارش بشینم

189
00:13:37,375 --> 00:13:39,125
‫مطمئن میشم حالت خوب میشه

190
00:13:41,041 --> 00:13:42,625
‫با قاشق بهت سوپ میدم

191
00:13:43,958 --> 00:13:45,333
‫حسابی ازت مراقبت می‌کنم

192
00:13:46,166 --> 00:13:49,166
‫می‌دونی وقتی سر و مُر و گنده شدی چی میشه؟

193
00:13:50,791 --> 00:13:52,125
‫می‌کُشمت

194
00:13:52,791 --> 00:13:55,250
‫با همین دست‌هام می‌کُشمت

195
00:13:55,833 --> 00:13:59,541
‫چه خبره؟ مگه کسمون خله که داریم
‫جون این ننه‌جنده رو نجات میدیم؟

196
00:13:59,625 --> 00:14:02,416
‫ - می‌تونه حرف بزنه؟
‫- نمی‌خواد حرف بزنه

197
00:14:03,250 --> 00:14:05,708
‫من استکهلمم. منو یادته؟

198
00:14:06,958 --> 00:14:08,875
‫منو ول کن، زنیکۀ جنده

199
00:14:08,958 --> 00:14:10,833
‫کیر تو کُست. ولم بکن!

200
00:14:15,708 --> 00:14:17,625
‫پروفسور، می‌تونه حرف بزنه

201
00:14:18,125 --> 00:14:19,500
‫اون نایروبی رو کُشت

202
00:14:19,583 --> 00:14:21,500
‫الان داریم چه گوهی می‌خوریم؟

203
00:14:21,583 --> 00:14:23,000
‫ باید دخلش رو بیاریم!

204
00:14:23,083 --> 00:14:24,500
‫تصمیمش با خودشه، ریو

205
00:14:25,833 --> 00:14:27,916
‫اگه بخواد، زنده می‌مونه

206
00:14:28,875 --> 00:14:30,041
‫اگر نخواد،

207
00:14:30,875 --> 00:14:32,000
‫ می‌میره

208
00:14:33,416 --> 00:14:34,791
‫چرا تصمیمش با خودشه؟

209
00:14:36,541 --> 00:14:37,958
‫حق نداری اینو بگی

210
00:14:38,041 --> 00:14:40,833
‫ چون اصلاً نمی‌دونی ما
‫ اینجا چه حالی داریم

211
00:14:41,250 --> 00:14:43,833
‫نمی‌دونی وقتی به چشم‌هاش
‫نگاه می‌کنیم چه حالی میشیم

212
00:14:43,916 --> 00:14:45,083
‫توکیو...

213
00:14:45,166 --> 00:14:46,875
‫ عین پدرم باهام حرف نزن

214
00:14:47,416 --> 00:14:49,208
‫هیچ می‌دونی چه احساسی دارم؟

215
00:14:51,208 --> 00:14:53,458
‫اصلاً می‌دونی هلسینگی چه حالی داره؟

216
00:14:54,250 --> 00:14:55,250
‫هلسینکی...

217
00:14:56,666 --> 00:14:57,708
‫داشت زخم‌هاشو می‌دوخت

218
00:14:58,500 --> 00:14:59,750
‫ داره درمانش می‌کنه

219
00:15:00,791 --> 00:15:02,958
‫اصلاً می‌دونی هلسینکی قبلاً
‫کیو مداوا کرد بود؟ نـه!

220
00:15:03,041 --> 00:15:05,291
‫نه، نمی‌دونی. معلومه که نمی‌دونی

221
00:15:05,375 --> 00:15:08,833
‫تو هیچی نمی‌‌دونی چون
‫توی یه سوراخ موش قایم شدی

222
00:15:08,916 --> 00:15:11,958
‫برای همین نایروبی رو کُشتن،
‫و تو هم بدون یه قطره اشک

223
00:15:12,041 --> 00:15:14,226
‫داری دستور میدی
‫چون هیچ احساسی نداری!

224
00:15:14,250 --> 00:15:16,916
‫- توکیو...
‫- چون بی‌احساسی!

225
00:15:17,000 --> 00:15:18,416
‫تو هیچ احساسی نداری!

226
00:15:18,500 --> 00:15:20,416
‫- تو بی‌احساسی!
‫- بس کن! بس کن!

227
00:15:20,500 --> 00:15:22,208
‫- نه! بی‌احساس!
‫- بس کن!

228
00:15:26,916 --> 00:15:28,875
‫می‌خوای با قاشق به اونم سوپ بدی؟

229
00:15:30,458 --> 00:15:31,750
‫ببین، توکیو، اگه می‌تونستم،

230
00:15:32,541 --> 00:15:34,500
‫مثل آهن داغ سوراخ سوراخش می‌کردم

231
00:15:36,083 --> 00:15:37,750
‫می‌بردمش تو کارگاه

232
00:15:38,416 --> 00:15:40,833
‫سرشو می‌کردم تو کورۀ وامونده

233
00:15:42,875 --> 00:15:45,333
‫به‌خیالت بلایی که سر
‫نایروبی اومد دردناک نیست؟

234
00:15:45,750 --> 00:15:47,167
‫فکر می‌کنی پروفسور رو عذاب نمیده؟

235
00:15:47,208 --> 00:15:48,416
‫به‌نظر نمیاد بده

236
00:15:49,916 --> 00:15:51,416
‫ گاندیا زندانی‌مونه،

237
00:15:51,500 --> 00:15:53,791
‫ما هم زندانی‌ها رو نمی‌کُشیم

238
00:15:53,875 --> 00:15:57,291
‫حالا هر قدرم که سخت باشه،
‫ما زندانی‌هامونو نمی‌کُشیم

239
00:15:57,375 --> 00:15:59,500
‫ما یه مشت قاتل بی‌رحم نیستیم، توکیو

240
00:15:59,583 --> 00:16:00,875
‫ولی اون هست!

241
00:16:00,958 --> 00:16:05,583
‫این آشغال نایروبی رو کُشت! نایروبی
‫مریض و بدون اسلحه بود. تسلیم شده بود!

242
00:16:06,458 --> 00:16:08,958
‫آخه لعنتی، ما تو آتش‌بس بودیم!

243
00:16:10,583 --> 00:16:13,500
‫حالا همون‌طور که تو رو نجات دادیم،
‫باید جون خودمون رو نجات بدیم

244
00:16:13,916 --> 00:16:17,708
‫ و این کار خسارت‌های جانبی‌ای رو به همراه داره،
‫ از جمله کنار اومدن با این عذاب

245
00:16:17,791 --> 00:16:18,875
‫وقتمون داره تموم میشه

246
00:16:18,958 --> 00:16:22,500
‫اونها آتش‌بس رو نقض کردن، حالا
‫می‌تونیم وضعیت رو به کل عوض کنیم

247
00:16:23,958 --> 00:16:24,958
‫هلسینکی!

248
00:16:25,333 --> 00:16:26,333
‫هلسینکی!

249
00:16:27,541 --> 00:16:28,541
‫هلسینکی، نه!

250
00:16:29,875 --> 00:16:31,833
‫- نه!
‫- آخه، مادرجنده،

251
00:16:31,916 --> 00:16:34,666
‫چرا باید نایروبی رو می‌کُشتی؟

252
00:16:40,250 --> 00:16:42,291
‫چرا باید می‌کُشتیش،

253
00:16:42,375 --> 00:16:43,541
‫ننه‌جنده؟

254
00:16:52,250 --> 00:16:54,750
‫- پالرمو!
‫- هلسینکی، تو چشم‌هام نگاه کن

255
00:16:54,833 --> 00:16:57,458
‫تو چشم‌هام نگاه کن، چاقال.
‫یالا! هلسینکی!

256
00:17:05,708 --> 00:17:06,875
‫داداش

257
00:17:14,083 --> 00:17:16,416
‫ریو، دنور، برگردین سر کارتون

258
00:17:17,000 --> 00:17:18,000
‫برید

259
00:17:20,583 --> 00:17:21,583
‫ پالرمو؟

260
00:17:22,333 --> 00:17:23,666
‫اون زنده‌ست، قربان

261
00:17:28,500 --> 00:17:29,708
‫حرومزاده

262
00:17:48,041 --> 00:17:49,166
‫اومد سراغت، آره؟

263
00:17:51,000 --> 00:17:52,833
‫دچار حملۀ عصبی شدی

264
00:17:53,416 --> 00:17:55,000
‫اونجا خیلی زیر فشار بودم

265
00:17:56,833 --> 00:17:58,041
‫خوب میشم

266
00:18:07,416 --> 00:18:08,416
‫بیا

267
00:18:35,125 --> 00:18:38,750
‫رئیس، خودم می‌دونم به گا فتم.
‫نمی‌خواد بهم یادآوری کنی

268
00:18:42,041 --> 00:18:43,416
‫فقط می‌خوام بدونم چی شده

269
00:18:44,416 --> 00:18:47,291
‫- بهشون زنگ بزن
‫- ۱۵ ساله کارم مذاکره‌ست،

270
00:18:47,375 --> 00:18:49,184
‫می‌فهمم کِی یه نفر یه قراریو
‫قبول کرده، کِی نکرده

271
00:18:49,208 --> 00:18:52,000
‫بهشون زنگ بزن.
‫ظرف ۲۴ ساعت، همه‌تون پیش همید

272
00:18:52,083 --> 00:18:53,458
‫هیچ‌وقتم نمیایم دنبالتون

273
00:18:53,541 --> 00:18:55,166
‫ توی بد شرایطی گیر افتاده بود

274
00:18:55,250 --> 00:18:57,000
‫می‌خواست به پروفسور خیانت کنه

275
00:18:57,416 --> 00:19:00,791
‫ من به حرفش آورده بودم. مقاومتش
‫ داشت تموم میشد. بعدش یه اتفاقی افتاد

276
00:19:03,250 --> 00:19:05,916
‫ولی وقتی یه نفر ارتباطی با
‫خارج نداشته باشه ممکنه چی بشه؟

277
00:19:11,291 --> 00:19:12,916
‫یا شایدم یه ارتباط‌هایی با بیرون داشته

278
00:19:13,000 --> 00:19:14,958
‫آنتونیانزاس، بمون و حواست به موریو باشه

279
00:19:15,583 --> 00:19:16,916
‫نذار کسی بره داخل

280
00:19:32,125 --> 00:19:33,333
‫آنتونیانزاس

281
00:19:35,500 --> 00:19:36,750
‫نظرت چیه؟

282
00:19:38,083 --> 00:19:39,083
‫رئیس؟

283
00:19:39,166 --> 00:19:40,916
‫باید برم دنبال آنتونیانزاس؟

284
00:19:43,083 --> 00:19:44,625
‫پیشیِ باهوش

285
00:19:51,625 --> 00:19:54,083
‫خب، راستش، بیشتر
‫شبیه تعطیلات می‌مونه

286
00:19:55,500 --> 00:19:56,333
‫رئیس،

287
00:19:56,416 --> 00:19:57,666
‫برمی‌گردم دنبالت

288
00:20:01,708 --> 00:20:03,458
‫ قاضی دادگاه عالی مادرید

289
00:20:03,541 --> 00:20:06,333
‫ دادخواهى‌ علیه آلیسیا سریا را شروع،

290
00:20:06,416 --> 00:20:08,416
‫ و حکم بازداشتش را صادر کرده است

291
00:20:08,500 --> 00:20:11,208
‫ مذاکرکنندۀ پلیس که
‫ در صدد دستگیری دالی‌ها بود،

292
00:20:11,291 --> 00:20:12,833
‫ اولین بازداشتی خواهد بود

293
00:20:12,916 --> 00:20:17,041
‫ اون به‌جرم بازداشت‌ غیرقانونی،
‫ شکنجه و سوء قصد به جان

294
00:20:17,125 --> 00:20:20,500
‫ آگاتا خیمنز، ملقب به نایروبی،
‫ تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد

295
00:20:20,583 --> 00:20:24,750
‫ فقط همین نیست. وزیر، سرپرستِ
‫ مرکز ملی ارتباطات و رئیس پلیس‌ها

296
00:20:24,833 --> 00:20:28,041
‫ هم دارن از بازرس بابتِ
‫ تهمت‌ها و افترائاتش شکایت

297
00:20:28,125 --> 00:20:29,167
‫ و اعادۀ حیثیت می‌کنن

298
00:20:29,250 --> 00:20:32,291
‫ تأییدش کردیم، سرهنگ.
‫ وزارت دستور بازداشتش رو داده

299
00:20:35,916 --> 00:20:37,166
‫برین بگیرینش!

300
00:20:50,375 --> 00:20:51,375
‫متأسفم

301
00:20:56,791 --> 00:20:59,583
‫من شخصاً مسئول تمام این ماجرا هستم

302
00:21:01,708 --> 00:21:04,958
‫نمی‌دونستم چقدر باعث عذابِ
‫بقیه میشم. واقعاً متأسفم

303
00:21:05,666 --> 00:21:07,791
‫تو از عذاب چی می‌دونی، پالرمو؟

304
00:21:14,041 --> 00:21:15,375
‫عذاب مثل قرضه

305
00:21:19,625 --> 00:21:22,541
‫هر کاری که کنی آخر سر
‫نمی‌تونی قرضت رو پس بدی

306
00:21:24,291 --> 00:21:25,708
‫من تحمل عذاب رو دارم

307
00:21:26,500 --> 00:21:27,541
‫تحمل کلی عذاب رو

308
00:21:29,166 --> 00:21:30,166
‫جدی؟

309
00:21:32,583 --> 00:21:34,583
‫حتی کوله‌بار عذابی
‫که الان روی دوشته؟

310
00:21:36,041 --> 00:21:37,458
‫این با بقیه‌شون فرق داره، مگه نه؟

311
00:21:38,500 --> 00:21:39,958
‫توی چشم‌هات دیدمش

312
00:21:42,500 --> 00:21:45,208
‫وقتی دیدمش یاد خودم افتادم

313
00:21:46,916 --> 00:21:48,750
‫ رفیق، روحت هم خبر نداره...

314
00:21:50,541 --> 00:21:52,708
‫ این کوله‌بار عذاب
‫ به کجا می‌رسوندت

315
00:21:53,625 --> 00:21:55,166
‫تا دیر نشده بذارش زمین

316
00:22:00,000 --> 00:22:01,708
‫واِلا تهش میشی

317
00:22:01,791 --> 00:22:03,750
‫یه آدم آشغال مثل من

318
00:22:04,708 --> 00:22:06,250
‫ میشی یه هیولای اسف‌بار

319
00:22:07,291 --> 00:22:09,416
‫یه نفر که به هر چیزی
‫دست می‌زنه، نابودش می‌کنه

320
00:22:11,333 --> 00:22:13,416
‫یکی که سال‌هاست فکر مرگ تو سرشه

321
00:22:17,625 --> 00:22:20,583
‫همچین آدمی که بشی،
‫دیگه هیچ راه برگشتی نداری

322
00:22:22,041 --> 00:22:23,041
‫ببین، داداش...

323
00:22:24,791 --> 00:22:27,041
‫سر اون قضیۀ بوم بوم خداحافظ

324
00:22:27,500 --> 00:22:29,208
‫باهات بدرفتاری کردم

325
00:22:30,041 --> 00:22:32,375
‫من شجاع نبودم. نمی‌تونستم باشم.
‫قدرتش رو نداشتم

326
00:22:33,500 --> 00:22:36,333
‫ولی الان اینجا کنارتم. تنها نیستی

327
00:22:36,875 --> 00:22:37,875
‫می‌دونم

328
00:22:38,708 --> 00:22:40,458
‫از اولش هم می‌دونستم

329
00:22:41,500 --> 00:22:42,833
‫می‌شناسمت

330
00:22:46,625 --> 00:22:48,458
‫اسم من مارتین بروتیه

331
00:22:50,541 --> 00:22:52,208
‫توی بوینس آیرس به‌دنیا اومدم،

332
00:22:53,666 --> 00:22:55,416
‫منتها ساکن سیسیلی پالرمو ام

333
00:22:55,500 --> 00:22:57,916
‫من زنده از این مهلکه می‌برمت بیرون،

334
00:22:58,000 --> 00:22:59,666
‫حتی اگه به قیمت جون خودم تموم بشه

335
00:23:00,916 --> 00:23:02,750
‫اسم من میرکو درگیچه

336
00:23:03,416 --> 00:23:05,291
‫اهل بلگرادم

337
00:23:05,375 --> 00:23:08,125
‫اُسلو رو توی ضرابخانۀ سلطنتی اسپانیا از دست دادم

338
00:23:08,541 --> 00:23:09,791
‫نایروبی رو هم از دست دادم

339
00:23:11,125 --> 00:23:13,291
‫ولی دیگه هیچ‌کسیو از دست نمیدم

340
00:23:14,333 --> 00:23:17,250
‫حتی تو، مارتین بروتی

341
00:23:29,791 --> 00:23:31,583
‫« دادگاه ملی - ساعت ۹:۴۳ »

342
00:23:31,666 --> 00:23:34,625
‫ لیسبون قراره توی
‫ دادگاه عالی شهادت بده

343
00:23:34,708 --> 00:23:37,041
‫ اون با مشارکت و دادن اطلاعات موثق،

344
00:23:37,125 --> 00:23:39,000
‫ اعتماد قاضی رو جلب می‌کنه

345
00:23:39,083 --> 00:23:41,916
‫ اون ریز به ریز جزئیات سرقت رو
‫ به قاضی میگه، چون کل این قضیه...

346
00:23:43,125 --> 00:23:44,541
‫بخشی از نقشۀ پاریس بوده

347
00:23:45,833 --> 00:23:47,000
‫نقشۀ پاریس چیه؟

348
00:23:50,791 --> 00:23:53,166
‫یه نقشۀ نجاته، برای وقتی که
‫یکی‌مون دستگیر بشیم

349
00:23:58,375 --> 00:23:59,625
‫حالا چرا پاریس؟

350
00:24:03,666 --> 00:24:05,000
‫خب، آخه...

351
00:24:05,541 --> 00:24:06,916
‫شهر آزادی...

352
00:24:11,875 --> 00:24:13,291
‫و عشقه

353
00:24:15,125 --> 00:24:18,166
‫همه با عشق توی پاریس
‫پاریس قدم زدن، مگه نه، بچه‌ها؟

354
00:24:20,208 --> 00:24:22,458
‫لیسبون به قاضی چه میگه؟

355
00:24:23,125 --> 00:24:25,333
‫تمام واقعیت رو، بدون هیچ دروغی

356
00:24:25,416 --> 00:24:27,916
‫درواقع، با عشق شروع می‌کنه

357
00:24:28,333 --> 00:24:31,791
‫بعد از سرقت اول چطور دوباره
‫با سرخیو مارکینا ارتباط برقرار کردی؟

358
00:24:31,875 --> 00:24:32,875
‫چطور ترتیب داده شد؟

359
00:24:33,875 --> 00:24:36,041
‫یک سال بعد از فرارشون،
‫توی پالاوانِ فیلیپین

360
00:24:36,125 --> 00:24:37,833
‫ پروفسور رو دیدم

361
00:24:38,333 --> 00:24:39,833
‫ یه معما با مختصات برام گذاشته بود

362
00:24:40,458 --> 00:24:42,666
‫بهش نمی‌خوره، ولی آدم عاشق‌پیشه‌‌ایه

363
00:24:42,750 --> 00:24:44,708
‫همه چیزو بهشون میگه

364
00:24:44,791 --> 00:24:48,416
‫همه چیزو! محل زندگی‌مون، اینکه چطور و
‫هر چند وقت یک بار بالاجبار جابجا میشیم

365
00:24:48,500 --> 00:24:50,208
‫بعد از یک یا یک و نیم ساعت،

366
00:24:50,291 --> 00:24:51,916
‫نقشه رو براشون تعریف می‌کنه

367
00:24:52,000 --> 00:24:53,083
‫نقشه رو؟

368
00:24:53,166 --> 00:24:54,926
‫- نباید بگه
‫- اتفاقاً چرا

369
00:24:54,958 --> 00:24:58,291
‫واقعیت پایه و اساس هر رابطه‌‌ایه،
‫و این‌طوری باهاشون ارتباط برقرار می‌کنه

370
00:24:58,375 --> 00:25:01,625
‫نقشه‌شون سرقت ۹۰ تُن طلا از خزانۀ ملیه،

371
00:25:01,708 --> 00:25:03,958
‫الان داریم ذوبشون می‌کنیم

372
00:25:04,500 --> 00:25:06,583
‫توی بانک دارین طلاها رو ذوب می‌کنین؟

373
00:25:06,666 --> 00:25:09,791
‫تا الان، کم و بیش ۵۰ تُنش رو ذوب کردن

374
00:25:09,875 --> 00:25:13,041
‫طلاها رو توی یه کورۀ صنعتی که
‫ساخت شرکت هورمونده ذوب می‌کنیم

375
00:25:13,125 --> 00:25:14,125
‫هورموند

376
00:25:14,208 --> 00:25:15,833
‫یه شرکت آلمانیه. رو دست ندارن

377
00:25:16,875 --> 00:25:18,458
‫بنجامین، به کجا رسیدیم؟

378
00:25:18,541 --> 00:25:20,125
‫۷/۵ متر!

379
00:25:20,208 --> 00:25:21,333
‫باید دست بجنبونیم

380
00:25:21,416 --> 00:25:22,625
‫سریع‌تر! دست بجنبونید!

381
00:25:23,958 --> 00:25:25,958
‫زیر جزئیات رو بهشون میگیم

382
00:25:26,583 --> 00:25:28,250
‫طلاها رو تا ۲۳۰۰ درجه ذوب می‌کنن

383
00:25:28,333 --> 00:25:31,250
‫- نقطۀ ذوب طلا ۱۰۶۴ درجه‌ست
‫ - اونقدر جزئیات فنی

384
00:25:31,333 --> 00:25:34,166
‫تحویلشون میدیم که
‫کلۀ پوک‌شون از پسِ

385
00:25:34,250 --> 00:25:36,291
‫تجزیۀ و تحلیل اون همه اطلاعات بر نیاد

386
00:25:36,375 --> 00:25:38,083
‫می‌دونستیم اگه هر دقیقه
‫۷۵۰۰ لیتر آب

387
00:25:38,166 --> 00:25:41,166
‫وارد خزانه بشه، اونجا رو آب برمی‌داره

388
00:25:41,250 --> 00:25:43,125
‫اطلاعاتت پُر از جزئیاته

389
00:25:43,208 --> 00:25:44,875
‫و این کارو می‌کنیم تا...

390
00:25:45,333 --> 00:25:47,291
‫- خسته بشن؟
‫- دقیقاً

391
00:25:47,375 --> 00:25:49,583
‫سخت‌ترین بخش کار
‫محفظۀ اتصال بود

392
00:25:49,666 --> 00:25:51,500
‫یه خودکار و کاغذ بهم میدین؟

393
00:25:51,916 --> 00:25:54,291
‫بیا اول رُسِ خودتو بکِشیم

394
00:25:57,916 --> 00:25:59,833
‫- چند متر؟
‫- ۹ متر!

395
00:25:59,916 --> 00:26:00,750
‫سریع‌تر

396
00:26:00,833 --> 00:26:02,541
‫ در منتهی به خزانه رو،

397
00:26:02,625 --> 00:26:03,875
‫از ۱۴ تُن فولاد ساختن

398
00:26:03,958 --> 00:26:07,416
‫ظرف چند دقیقه با دریل داخلش
‫یه سوراخ درست و حسابی به شعاعِ...

399
00:26:07,500 --> 00:26:09,500
‫شناور پُر میشه...
‫و اینطوری غواص‌ها...

400
00:26:09,583 --> 00:26:11,250
‫محفظۀ اتصال رو جوش میدیم...

401
00:26:11,333 --> 00:26:12,809
‫توازن فشار...
‫برای جبرانِ...

402
00:26:12,833 --> 00:26:14,583
‫۲۳۰۰ درجۀ سانتی‌گراد...

403
00:26:14,666 --> 00:26:16,291
‫و به اون طرف ختم میشه

404
00:26:21,583 --> 00:26:23,916
‫لطفاً غذا بیارید اینجا

405
00:26:27,291 --> 00:26:30,500
‫ میگن مشام زن حامله تیز میشه

406
00:26:31,458 --> 00:26:35,083
‫ پروفسور انتظار نداشت
‫ سریا همچین قدرتی داشته باشه

407
00:26:35,166 --> 00:26:37,958
‫ اولین بار بود که یه نفر داشت
‫ بو می‌کِشید و دنبالش می‌گشت

408
00:26:38,041 --> 00:26:39,291
‫ و پروفسور هم ازش غافل بود

409
00:26:42,958 --> 00:26:45,375
‫ زن آنتونیانزاس هنوز اخبار رو ندیده بود

410
00:26:47,541 --> 00:26:49,875
‫- ماریسا؟
‫ - سریا تمام اطلاعات لازم رو

411
00:26:49,958 --> 00:26:51,708
‫ تو کمتر از ۳ دقیقه به‌دست آورد

412
00:26:51,791 --> 00:26:53,767
‫نمی‌دونم منو می‌شناسید یا نه،
‫ولی من همکار بنیتو ام

413
00:26:53,791 --> 00:26:54,791
‫می‌شناسمت

414
00:26:56,166 --> 00:26:57,666
‫خب، چطور بگم... ؟

415
00:26:57,750 --> 00:27:00,625
‫حس می‌کنم این روزا بنیتو...

416
00:27:01,041 --> 00:27:02,375
‫اون آدم همیشگی نیست...

417
00:27:02,458 --> 00:27:04,708
‫ آنتونیانزاس توی خونه مضطرب بود،

418
00:27:04,791 --> 00:27:09,000
‫ بعدشم نصف شب همراه دو نفر از
‫ دوست‌هاش توی استخر دیدنش

419
00:27:10,333 --> 00:27:11,458
‫ بدتر از همه اینکه،

420
00:27:12,125 --> 00:27:13,125
‫ مست بود

421
00:27:16,666 --> 00:27:20,458
‫ سرهنگ، ظاهراً آلیسیا سریا
‫ خونه نیست. نمی‌تونیم پیداش کنیم

422
00:27:20,791 --> 00:27:21,958
‫جندۀ کثافت!

423
00:27:23,125 --> 00:27:26,416
‫تمام واحدها، توجه کنین. دستور اینه:
‫دنبال آلیسیا سریا بگردید و بازداشتش کنین

424
00:27:28,500 --> 00:27:31,166
‫هر کی می‌خوای باش.
‫نمی‌تونم ویدیو رو بهت بدم

425
00:27:31,750 --> 00:27:33,250
‫اجازۀ قاضی، یا حداقل

426
00:27:33,958 --> 00:27:36,125
‫اجازۀ رئیس بخش خودمختار رو لازم دارم

427
00:27:36,208 --> 00:27:39,000
‫یه لحظه وایسا. یه نفر
‫داره بهم زنگ می‌زنه

428
00:27:40,208 --> 00:27:42,708
‫نگاه کن. رئیس بخش خودمختاره

429
00:27:43,625 --> 00:27:45,291
‫چطورید، آقای رئیس؟

430
00:27:49,125 --> 00:27:50,500
‫عالیه. خیلی ممنون

431
00:27:52,625 --> 00:27:53,625
‫موافقه

432
00:27:54,708 --> 00:27:58,000
‫میگه نوار فیلم دوربین‌های ورودی،

433
00:27:58,083 --> 00:28:00,291
‫استخر، پارکینگ و خیابون رو بهم بدی

434
00:28:00,750 --> 00:28:01,750
‫یالا

435
00:28:17,500 --> 00:28:18,875
‫آماندا، گوش کن

436
00:28:19,291 --> 00:28:21,291
‫لعنتی. حرف‌هایی که قبل‌تر زدی...

437
00:28:22,041 --> 00:28:24,875
‫تمام اون اتهامات بی‌اساس
‫و دروغت علیه من، می‌دونی؟

438
00:28:24,958 --> 00:28:27,017
‫نمی‌خوام صدات رو بشنوم.
‫نمی‌خوام دور و بر من باشی

439
00:28:27,041 --> 00:28:28,500
‫- بیخیال...
‫- نشنیدی چی گفت؟

440
00:28:28,583 --> 00:28:30,041
‫دست از سرش بردار، آقای آرتورو

441
00:28:30,125 --> 00:28:32,166
‫وادارم نکن ترتیبت رو بدم، چون میدم

442
00:28:32,250 --> 00:28:33,416
‫داری چیکار می‌کنی؟

443
00:28:33,500 --> 00:28:35,833
‫همگی، دهن‌تون رو ببندین!

444
00:28:40,333 --> 00:28:41,875
‫گوش کن، آشغال

445
00:28:42,541 --> 00:28:44,791
‫- حالم ازت بهم می‌خوره
‫- به من میگی آشغال؟

446
00:28:44,875 --> 00:28:45,958
‫اونم تو؟

447
00:28:46,625 --> 00:28:50,291
‫یه بانکدار.
‫یه بازیچۀ نظام سرمایه‌داری.

448
00:28:50,708 --> 00:28:53,250
‫می‌خوای دربارۀ اصول اخلاقی باهام بحث کنی؟

449
00:28:53,333 --> 00:28:57,083
‫تو حتی خایه نداشتی از کارمندات
‫حمایت کنی. آشغال!

450
00:28:57,166 --> 00:28:58,708
‫گفتم خفه شو!

451
00:29:00,500 --> 00:29:01,500
‫بخواب زمین!

452
00:29:01,958 --> 00:29:03,791
‫دستات رو بذار جایی که ببینم‌شون، پشت سرت!

453
00:29:03,875 --> 00:29:05,500
‫یالا! چیکار می‌خوای بکنی؟

454
00:29:05,583 --> 00:29:06,666
‫برو اونجا!

455
00:29:07,583 --> 00:29:09,083
‫یالا. همه پاشید

456
00:29:09,166 --> 00:29:10,926
‫همتون رو از اینجا می‌برم، قول میدم

457
00:29:11,000 --> 00:29:12,208
‫همه!

458
00:29:12,666 --> 00:29:14,851
‫ببین، فرق بین من و تو اینه، رئیس

459
00:29:14,875 --> 00:29:18,250
‫من اومدم اینجا تا این آدما رو نجات بدم.
‫تا یه قهرمان باشم!

460
00:29:18,833 --> 00:29:22,875
‫این وسط، تو هم می‌تونی همونجا وایسی و
‫،از ترس شلوارت رو خیس کنی

461
00:29:22,958 --> 00:29:25,250
‫- آقای رئیس
‫- آرتورو

462
00:29:26,458 --> 00:29:31,541
‫،تا سه ثانیۀ دیگه اون ژ۳۶ رو می‌ذاری زمین

463
00:29:31,625 --> 00:29:33,375
‫چون اگه نذاری، کارت تمومـه

464
00:29:35,750 --> 00:29:38,541
‫،اگه مشکلی نیست باید بپرسم
‫پیش خودت فکر کردی کی هستی؟

465
00:29:38,958 --> 00:29:41,625
‫منیلا. مأمور مخفیِ گروه

466
00:29:42,041 --> 00:29:44,583
‫خب، گوش کن، منیلا

467
00:29:44,666 --> 00:29:46,416
‫این مزخرفات رو باور نمی‌کنم

468
00:29:46,500 --> 00:29:49,000
‫،تازه اون تفنگ الکیـه
‫درست مثل اونایی که قبلاً بهمون دادن

469
00:29:49,083 --> 00:29:50,166
‫نمی‌تونی گولم بزنی

470
00:29:51,375 --> 00:29:54,041
‫دو ثانیه برات مونده.
‫اون تفنگ رو بذار زمین و

471
00:29:54,541 --> 00:29:56,583
‫خدا خدا کن واقعاً به آماندا تجاوز نکرده باشی

472
00:29:56,666 --> 00:29:59,746
‫داری میری رو اعصابم، عزیزم.
‫صبرم داره تموم میشه.

473
00:29:59,791 --> 00:30:01,791
‫یک!

474
00:30:06,500 --> 00:30:08,500
‫من بهش تجاوز نکردم!

475
00:30:08,583 --> 00:30:11,000
‫فقط به خاطر اضطرابش چندتا قرص بهش دادم

476
00:30:11,625 --> 00:30:12,958
‫خونریزی دارم!

477
00:30:13,041 --> 00:30:14,625
‫قراره بمیرم!

478
00:30:14,708 --> 00:30:17,041
‫قراره نیست بمیری.
‫فقط یه زخم سطحیـه.

479
00:30:17,125 --> 00:30:18,625
‫به هیچ شریان یا

480
00:30:18,708 --> 00:30:20,541
‫عضو مهمی نخورده

481
00:30:20,625 --> 00:30:24,666
‫آرتورو، الان فرض کن بازداشت و
‫متهم به تجاوز هستی

482
00:30:25,083 --> 00:30:26,083
‫و...

483
00:30:27,916 --> 00:30:29,125
‫تازه یادم اومد

484
00:30:29,916 --> 00:30:33,708
‫به من هم می‌خواستی قرص بدی، مگه نه؟
‫مرتیکۀ آشغال

485
00:30:36,000 --> 00:30:38,541
‫اون شب توی بانک هیچکس نخوابید

486
00:30:39,500 --> 00:30:41,125
‫،در عین حال، بیرون

487
00:30:42,125 --> 00:30:44,375
‫بزرگترین دشمن‌مون کاملاً بیدار بود

488
00:30:47,625 --> 00:30:51,958
‫اول سیِرا دید که آرتونیانزاس پرواز کرد و
‫افتاد روی سکوی شیرجه

489
00:30:54,500 --> 00:30:57,375
‫چند ثانیه بعد، پروفسور و مارسی پیداشون شد

490
00:30:59,666 --> 00:31:01,250
‫ساعت ۳:۱۱ صبح بود

491
00:31:09,625 --> 00:31:10,625
‫،چند دقیقه بعد

492
00:31:11,916 --> 00:31:13,250
‫پلاک‌شون رو گیر آورد

493
00:31:18,708 --> 00:31:20,375
‫سلام. چی خبر، عزیزم؟

494
00:31:20,458 --> 00:31:23,083
‫محض رضای خدا، آلیسیا.
‫چی شده؟

495
00:31:23,166 --> 00:31:24,166
‫آروم باش

496
00:31:24,541 --> 00:31:27,333
‫پلاک ماشینی رو دارم که ساعت سۀ

497
00:31:27,416 --> 00:31:29,250
‫صبح هفتم آوریل توی بزرگراه اِم-۳۰ بوده

498
00:31:29,333 --> 00:31:30,791
‫باید بدونم کجا رفته

499
00:31:30,875 --> 00:31:33,541
‫آلیسیا، پلیس دنبالتـه.
‫نمی‌تونم اینکارو بکنم. خیلی خطرناکـه.

500
00:31:33,625 --> 00:31:36,041
‫چند بار من به خاطر تو خطر کردم، رائول؟

501
00:31:37,083 --> 00:31:38,416
‫آخرین دفعه رو یادتـه؟

502
00:31:39,500 --> 00:31:40,583
‫مزخرفاتت رو تموم کن

503
00:31:47,875 --> 00:31:48,708
‫چند متر؟

504
00:31:48,791 --> 00:31:50,000
‫نُه و نیم!

505
00:31:51,000 --> 00:31:52,416
‫مأموریت لیسبون...

506
00:31:53,291 --> 00:31:56,083
‫اینـه که زمانی که نیاز داریم رو
‫برامون فراهم کنه

507
00:31:56,166 --> 00:31:57,166
‫ببینید...

508
00:31:58,166 --> 00:32:00,708
‫یه فرد عادی می‌تونه حدود ۵۰ دقیقه تمرکز کنه

509
00:32:00,791 --> 00:32:03,583
‫،ولی اطلاعات هر قدر هم که مهم باشه

510
00:32:03,666 --> 00:32:06,375
‫یه وقتی می‌رسه که
‫مغز زیادی خسته میشه

511
00:32:07,291 --> 00:32:10,250
‫و تنها کاری که میشه کرد اینه که
‫روز بعد برگشت

512
00:32:10,666 --> 00:32:13,000
‫با تنها راه بریدن فلز زیر آب آشنایید؟

513
00:32:13,333 --> 00:32:15,541
‫تابحال دربارۀ جوشکاری زیر آب شنیدید؟

514
00:32:16,166 --> 00:32:18,375
‫،چون اون زیر
‫ما فلز رو با آتیش می‌بُریم

515
00:32:18,458 --> 00:32:20,000
‫آتیش؟ زیر آب؟

516
00:32:20,083 --> 00:32:22,833
‫- بنجامین، در چه حالی؟
‫- ده متر

517
00:32:22,916 --> 00:32:24,333
‫باید سریع‌تر پیش بریم!

518
00:32:24,416 --> 00:32:25,708
‫سریع‌تر! سریع‌تر!

519
00:32:25,791 --> 00:32:28,708
‫آتیش زیر آب برای به دست آوردنِ
‫اسناد محرمانۀ دولتی که

520
00:32:28,791 --> 00:32:31,208
‫کلید مذاکره هستن، ولی جواب نداد

521
00:32:31,708 --> 00:32:34,541
‫- پس باید از دلفین استفاده می‌کردیم
‫- صبرکن. یه دلفین؟

522
00:32:34,958 --> 00:32:36,083
‫ده و نیم

523
00:32:37,583 --> 00:32:41,625
‫فلیپر اسم رمزی‌ایـه که روی
‫رئیس بانک اسپانیا گذاشتیم

524
00:32:41,708 --> 00:32:44,916
‫سریع‌ترین راه برای گیر آوردن
‫اسناد برای مذاکره بود

525
00:32:45,333 --> 00:32:46,916
‫این یه جرم در حالت اجباره

526
00:32:47,000 --> 00:32:49,583
‫- می‌دونم
‫- بعلاوه افشای اسناد محرمانه هم هست

527
00:32:49,666 --> 00:32:51,708
‫ما تمام اسناد محرمانه رو
‫به یه سرور خارجی فرستادیم

528
00:32:52,041 --> 00:32:53,321
‫،اگه دوباره مداد رو بهم بدید

529
00:32:53,375 --> 00:32:55,625
‫یه نمودار از نحوۀ کار
‫ساختار کامپیوتر براتون می‌کِشم

530
00:32:57,083 --> 00:32:58,875
‫ساعت تقریباً یکِ صبحـه

531
00:32:59,291 --> 00:33:01,666
‫،شاید بهتر باشه یکم استراحت کنیم

532
00:33:01,750 --> 00:33:05,416
‫اگه شاکی و مدعی‌علیه موافق باشن

533
00:33:09,291 --> 00:33:10,916
‫،اون برمی‌گرده زندان

534
00:33:12,208 --> 00:33:13,750
‫و ما بازم می‌کَنیم و...

535
00:33:14,708 --> 00:33:17,000
‫می‌کَنیم و می‌کَنیم

536
00:33:17,875 --> 00:33:22,083
‫و بین ۴ و ۴ و نیم صبح، می‌رسیم به انتهای

537
00:33:22,166 --> 00:33:24,916
‫،یازده متر و ۶۸ سانتِ تونل‌مون

538
00:33:25,000 --> 00:33:26,708
‫که یعنی بالاخره...

539
00:33:28,291 --> 00:33:30,000
‫می‌رسیم به پارکینگ

540
00:33:32,125 --> 00:33:34,666
‫- سؤالی داری؟
‫- ،چطوری بدون دیده شدن

541
00:33:34,750 --> 00:33:36,166
‫وارد پارکینگ بشیم؟

542
00:33:36,833 --> 00:33:38,333
‫خوبـه! خوبـه!

543
00:33:38,416 --> 00:33:40,333
‫سؤال خوبیـه. سؤال خیلی خوبیـه

544
00:33:40,416 --> 00:33:42,791
‫در دو مرحله.
‫مرحلۀ اول: پاکستان

545
00:33:42,875 --> 00:33:45,833
‫- پاکستان
‫- درسته. و تو دستورش رو میدی

546
00:33:55,625 --> 00:33:57,125
‫نفوذی رفته قدم بزنه

547
00:33:58,875 --> 00:33:59,875
‫شکیر

548
00:34:00,416 --> 00:34:02,500
‫- شکیر، الان
‫- عالیـه، پروفسور

549
00:34:02,916 --> 00:34:05,750
‫بچه‌های پاکستان سیگنال ویدیوییِ

550
00:34:05,833 --> 00:34:07,416
‫کامپیوترهای نگهبانا رو عوض می‌کنن و

551
00:34:07,500 --> 00:34:10,916
‫،از اونجا به بعد
‫نگهبانا فقط یه تصویر ضبط شده می‌بینن

552
00:34:14,291 --> 00:34:15,375
‫:مرحلۀ دوم

553
00:34:16,000 --> 00:34:17,000
‫مارسی

554
00:34:17,916 --> 00:34:20,625
‫،مارسی قراره در اوج عشق و حال باشه

555
00:34:20,708 --> 00:34:23,583
‫وقتی تمام بارهای مادرید بستن، ولی...

556
00:34:24,583 --> 00:34:28,000
‫،صد درصد می‌خواد همچینان با دختر جدیدش برقصه

557
00:34:28,541 --> 00:34:29,541
‫شیلا

558
00:34:31,125 --> 00:34:32,125
‫مارسی

559
00:34:32,750 --> 00:34:33,750
‫اینجام

560
00:34:34,458 --> 00:34:36,250
‫- بنجامین؟
‫- به گوشم

561
00:34:36,333 --> 00:34:38,708
‫اینکار پوشش صوتی‌ای که
‫،نیاز داریم رو فراهم می‌کنه

562
00:34:38,791 --> 00:34:40,250
‫تا صدای دستگاه‌های حفاری رو نشنون

563
00:34:40,875 --> 00:34:41,875
‫کرنومترها

564
00:34:46,208 --> 00:34:49,250
‫سه...دو...یک

565
00:34:50,166 --> 00:34:51,166
‫حالا

566
00:34:53,375 --> 00:34:54,750
‫حالا

567
00:35:18,875 --> 00:35:19,875
‫شب بخیر

568
00:35:20,125 --> 00:35:21,250
‫مشکلی هست؟

569
00:35:21,666 --> 00:35:23,208
‫چه غلطی می‌کنید؟

570
00:35:23,291 --> 00:35:24,541
‫عشق و حال می‌کنیم!

571
00:35:24,625 --> 00:35:26,208
‫،تمام بارها بستن

572
00:35:26,291 --> 00:35:29,708
‫پس توی ماشینم یه مهمونیِ
‫کوچیک گرفتیم، قربان

573
00:35:30,416 --> 00:35:32,708
‫مارسی، همینطوری معطلش کن

574
00:35:32,791 --> 00:35:34,083
‫لفتش بده، مارسی

575
00:35:35,708 --> 00:35:36,791
‫یه دقیقه!

576
00:35:38,625 --> 00:35:42,000
‫چجور مهمونی‌ایـه که توش
‫آبجوی بدون الکل می‌خورید؟

577
00:35:42,583 --> 00:35:44,833
‫مسئله اینه که می‌خوام امشب عشق بازی کنم و

578
00:35:44,916 --> 00:35:47,291
‫با الکل، اوه...

579
00:35:47,375 --> 00:35:50,625
‫ولی بدون الکل، همم!

580
00:35:50,708 --> 00:35:51,750
‫آهنگ رو قطع کن

581
00:35:54,250 --> 00:35:55,250
‫بنجامین!

582
00:35:55,291 --> 00:35:56,375
‫سی ثانیه!

583
00:35:56,916 --> 00:35:58,750
‫خاموشش نکن، مارسی

584
00:35:58,833 --> 00:36:00,750
‫- چی؟
‫- آهنگ رو قطع کن!

585
00:36:03,541 --> 00:36:04,875
‫بیست ثانیه!

586
00:36:05,375 --> 00:36:08,875
‫- آهنگ رو قطع کن!
‫- لفتش بده. لفتش بده

587
00:36:11,333 --> 00:36:13,083
‫- پیاده شو
‫- صبرکن

588
00:36:13,500 --> 00:36:14,500
‫ده!

589
00:36:15,500 --> 00:36:17,333
‫- از ماشین پیاده شو
‫- پنج!

590
00:36:23,291 --> 00:36:25,125
‫لونۀ خرگوش باز شده

591
00:36:25,208 --> 00:36:26,250
‫وارد شدیم

592
00:36:26,333 --> 00:36:29,208
‫باشه! باشه! باشه، باشه، باشه!

593
00:36:30,875 --> 00:36:32,083
‫از اینجا برید

594
00:36:55,916 --> 00:36:57,208
‫وارد شدیم

595
00:36:57,791 --> 00:36:58,791
‫بنجامین...

596
00:37:00,041 --> 00:37:01,041
‫مرحلۀ سه

597
00:37:01,333 --> 00:37:02,333
‫دریافت شد

598
00:37:12,333 --> 00:37:13,458
‫بگو

599
00:37:13,541 --> 00:37:14,750
‫جادۀ اِم-۶۰۷

600
00:37:14,833 --> 00:37:17,791
‫توی کیلومتر ۲۹ و خروجیِ کولمنار ویگو

601
00:37:17,875 --> 00:37:19,583
‫ردشون گم میشه

602
00:37:32,500 --> 00:37:34,250
‫ساعت ۸ صبح روز دوم...

603
00:37:37,250 --> 00:37:38,459
‫مرحلۀ نهایی رو شروع می‌کنیم

604
00:37:39,208 --> 00:37:42,541
‫ساعت ۸، لیسبون از زندان
‫سوتو دل ریال میاد بیرون و

605
00:37:42,625 --> 00:37:45,291
‫با همون کاروان دیروزی منتقل میشه

606
00:37:50,375 --> 00:37:51,875
‫لیسبون از زندان خارج شده

607
00:37:52,583 --> 00:37:53,583
‫آماده بشید

608
00:37:54,625 --> 00:37:55,625
‫،توکیو

609
00:37:56,375 --> 00:37:57,375
‫گاندیا رو آماده کن

610
00:37:57,583 --> 00:38:00,416
‫ساعت ۸:۳۵ می‌رسه به دیوان عالی و

611
00:38:00,500 --> 00:38:03,208
‫،جلوی ورودی بازم پر میشه از خبرنگارها

612
00:38:03,291 --> 00:38:05,583
‫پس مجبور میشن همون کار قبلی رو بکنن

613
00:38:06,708 --> 00:38:09,458
‫از طریق پارکینگ وارد میشن

614
00:38:10,375 --> 00:38:12,208
‫ولی این دفعه، یه تفاوتی هست

615
00:38:13,000 --> 00:38:15,125
‫،شما قراره از قبل اونجا باشید

616
00:38:15,708 --> 00:38:17,458
‫،ولی هیچکس نمی‌تونه شما رو ببینه

617
00:38:18,500 --> 00:38:20,583
‫چون کاری که قراره در طول شب بکنید...

618
00:38:21,208 --> 00:38:23,208
‫ساخت یه دیوار الکیِ کاملـه

619
00:38:23,291 --> 00:38:24,875
‫وای خدای من! این دیوونگیـه

620
00:38:24,958 --> 00:38:28,458
‫،بعد اینکه سوراخ رو باز کردید
‫،سه ساعت وقت دارید تا دیوار رو بسازید

621
00:38:28,541 --> 00:38:30,583
‫قبل اینکه اولین کارکنان دیوان عالی

622
00:38:30,666 --> 00:38:32,333
‫ساعت ۷ صبح برسن

623
00:38:34,625 --> 00:38:35,750
‫خیلی خب. اون دیوار

624
00:38:35,833 --> 00:38:39,666
‫باید به قدری کوچیک باشه که
‫،کسی متوجه وجودش نشه

625
00:38:40,583 --> 00:38:43,250
‫ولی انقدر بزرگ باشه که
‫پنج‌تاتون بتونید پشتش قایم بشید

626
00:38:55,250 --> 00:38:56,250
‫عالیـه

627
00:39:04,375 --> 00:39:07,083
‫و حالا لحظۀ دیوید کاپرفیلد فرا می‌رسه

628
00:39:07,833 --> 00:39:09,791
‫چطوری باید

629
00:39:09,875 --> 00:39:11,875
‫یه نفر که از یه ون خارج میشه و

630
00:39:11,958 --> 00:39:16,416
‫شیش‌تا ماشین و مأمورای پلیس
‫،اطرافشن رو خارج کرد

631
00:39:16,500 --> 00:39:17,583
‫بدون اینکه...

632
00:39:18,208 --> 00:39:19,208
‫هیچکس...

633
00:39:19,833 --> 00:39:21,000
‫متوجه بشه؟

634
00:39:21,750 --> 00:39:24,166
‫بعد این کار همه چی باید طبق روال پیش بره...

635
00:39:25,500 --> 00:39:27,541
‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

636
00:39:30,541 --> 00:39:33,750
‫،باید مهرۀ بعدی رو روی تخته حرکت بدیم

637
00:39:36,458 --> 00:39:38,875
‫و مهرۀ بعدی خیلی مهمـه

638
00:39:47,583 --> 00:39:48,916
‫لحظه‌ات فرا رسیده

639
00:39:49,916 --> 00:39:51,416
‫حالا می‌تونی سرنوشت خودتو انتخاب کنی

640
00:39:52,416 --> 00:39:54,541
‫زندگی...یا مرگ؟

641
00:39:55,666 --> 00:39:57,708
‫،ما دم و دستگاه‌هات رو دوباره وصل کردیم

642
00:39:57,791 --> 00:40:00,875
‫،پس قراره زنگ بزنی به چادر
‫با تامایو حرف می‌زنی و

643
00:40:01,333 --> 00:40:03,500
‫بهش میگی که نایروبی رو کُشتی

644
00:40:05,083 --> 00:40:06,625
‫حرومزادۀ لعنتی

645
00:40:09,583 --> 00:40:11,208
‫و اینکه منو هم کُشتی

646
00:40:13,083 --> 00:40:16,625
‫،و اینکه هنوز پناهگاه رو پیدا نکردیم
‫ولی چیزی نمونده بکنیم

647
00:40:17,750 --> 00:40:20,291
‫میگی داری میری بیرون و یه بی‌سیم داری

648
00:40:21,458 --> 00:40:22,458
‫مشکل چیه؟

649
00:40:24,500 --> 00:40:27,791
‫هنوزم مثل وقتی اون ترکشِ
‫نارنجک رو کردم توت، حشریت می‌کنم؟

650
00:40:30,083 --> 00:40:31,083
‫بریم

651
00:40:44,625 --> 00:40:46,291
‫مرکز فرماندهی صحبت می‌کنه

652
00:40:48,833 --> 00:40:50,291
‫،سزار گاندیا هستم

653
00:40:51,208 --> 00:40:54,125
‫مسئول امنیتیِ رئیس بانک اسپانیا

654
00:40:56,250 --> 00:40:58,809
‫منو گرفتن! می‌خوان ازم استفاده کنن تا گول‌تون بزنم!

655
00:40:58,833 --> 00:40:59,958
‫یه تله‌ست!

656
00:41:00,625 --> 00:41:01,625
‫گاندیا...

657
00:41:02,875 --> 00:41:03,875
‫پروفسور هستم

658
00:41:05,416 --> 00:41:07,056
‫،ما خوب می‌دونستیم اینکارو می‌کنی

659
00:41:07,083 --> 00:41:10,083
‫ولی یادت باشه، این تنها فرصتت
‫برای این اشتباه بود

660
00:41:10,791 --> 00:41:12,666
‫،تماس بعدیت مستقیم با تامایو هستش

661
00:41:12,750 --> 00:41:15,541
‫- و اگه دوباره همین اشتباه رو بکنی...
‫- به پسرت خوانیتو فکر کن

662
00:41:16,875 --> 00:41:18,208
‫توکیو تو رو می‌کُشه...

663
00:41:19,375 --> 00:41:20,375
‫شنیدی، توکیو؟

664
00:41:20,875 --> 00:41:23,500
‫- بلند و واضح
‫- گوش کن، توکیو

665
00:41:24,333 --> 00:41:25,416
‫تماس رو قطع می‌کنی...

666
00:41:27,750 --> 00:41:28,750
‫و می‌کُشیش

667
00:41:30,000 --> 00:41:32,250
‫پس می‌خوام یه چیز رو متوجه بشی، گاندیا

668
00:41:32,333 --> 00:41:35,750
‫دیگه نمی‌تونی برنده بشی.
‫دیگه باختی. متوجه‌ای؟

669
00:41:35,833 --> 00:41:39,208
‫تنها کار قهرمانه‌ای که می‌تونی بکنی
‫اینه که دوباره همسر و پسرت رو ببینی

670
00:41:40,333 --> 00:41:41,750
‫در غیر این صورت، اونا از دستت میدن

671
00:41:43,375 --> 00:41:44,375
‫از دستت میدن

672
00:41:45,916 --> 00:41:47,083
‫فهمیدی، توکیو؟

673
00:41:48,500 --> 00:41:49,500
‫بریم

674
00:42:04,750 --> 00:42:05,750
‫سوارز

675
00:42:07,125 --> 00:42:08,291
‫مارتینز!

676
00:42:09,958 --> 00:42:10,791
‫سرهنگ!

677
00:42:10,875 --> 00:42:11,917
‫گاندیا باهامون تماس گرفته

678
00:42:13,166 --> 00:42:14,458
‫گاندیا، باهام حرف بزن

679
00:42:15,041 --> 00:42:17,041
‫سرهنگ، من توی پناهگاه هستم

680
00:42:17,916 --> 00:42:19,833
‫چیزی نمونده پیداش کنن

681
00:42:19,916 --> 00:42:22,083
‫من نایروبی و توکیو رو کُشتم

682
00:42:22,833 --> 00:42:24,750
‫می‌خوام یه حملۀ دیگه انجام بدم

683
00:42:24,833 --> 00:42:27,333
‫یه بی‌سیم با خودم می‌برم.
‫فرکانسش رو بهتون میدم.

684
00:42:29,083 --> 00:42:30,750
‫سوارز، می‌خوام تمام واحدها آماده باشن

685
00:42:30,833 --> 00:42:32,625
‫واحدهای آلفا و بتا، برید داخل موقعیت

686
00:42:32,708 --> 00:42:34,125
‫می‌خوام همه گوش به زنگ باشید

687
00:42:39,000 --> 00:42:43,083
‫۴۶۲.۶۶۲

688
00:42:47,708 --> 00:42:48,708
‫وقت رفتنـه

689
00:42:50,916 --> 00:42:53,750
‫،اگه نتونیم وقتی لیسبون می‌رسه اونجا بدزدیمش
‫چیکار باید بکنیم؟

690
00:42:53,833 --> 00:42:55,593
‫تا وقتی شهادت میده پشت دیوار منتظر بمونیم؟

691
00:42:55,666 --> 00:42:58,666
‫این بار کمتر از ۲۰ دقیقه بعدش

692
00:42:58,750 --> 00:43:00,458
‫لیسبون برمی‌گرده به پارکینگ

693
00:43:01,500 --> 00:43:05,333
‫،اونا اعتراض می‌کنن. البته که اعتراض می‌کنن
‫ولی اون چارچوب حقوقش اقدام می‌کنه

694
00:43:07,916 --> 00:43:09,916
‫من تصمیم گرفتم که شهادت ندم

695
00:43:10,333 --> 00:43:13,666
‫خانم موریلو، شما دیروز خودتون رو
‫متهم جلوه دادید

696
00:43:13,750 --> 00:43:15,791
‫توصیه می‌کنم باز هم همکاری کنید

697
00:43:16,333 --> 00:43:18,708
‫اگه اینکارو بکنید ممکنه مزایایی براتون داشته باشه

698
00:43:19,541 --> 00:43:22,581
‫پس قاضی مجبور میشه زود حکم بده و
‫بفرستتش به زندان و

699
00:43:22,625 --> 00:43:24,416
‫،همون کسایی که آوردنش

700
00:43:24,500 --> 00:43:26,625
‫باهاش برمی‌گردن به پارکینگ

701
00:43:27,541 --> 00:43:29,458
‫،ولی این دفعه، کسی حواسش نیست

702
00:43:29,541 --> 00:43:31,083
‫چون نگهبان‌ها قراره

703
00:43:31,166 --> 00:43:33,875
‫به فیلم ضبط شدۀ شب قبلی نگاه کنن

704
00:43:37,833 --> 00:43:41,166
‫،اونا اولین باری که لیسبون اومده رو می‌بینن
‫و بعدش...

705
00:43:41,583 --> 00:43:43,041
‫یه قاضی رو...

706
00:43:44,041 --> 00:43:45,041
‫می‌بینن و...

707
00:43:46,500 --> 00:43:47,625
‫یه شاکی...

708
00:43:49,666 --> 00:43:51,208
‫یه مأمور پلیس...

709
00:43:51,791 --> 00:43:53,291
‫و دوتا وکیل

710
00:43:55,916 --> 00:43:58,125
‫خیلی خب، شاید بهتر باشه
‫تو زندانی باشی

711
00:44:01,250 --> 00:44:02,250
‫بنجامین

712
00:44:03,083 --> 00:44:05,125
‫- همه حاضرن؟
‫- آماده‌ایم

713
00:44:09,208 --> 00:44:10,416
‫الان

714
00:44:20,833 --> 00:44:23,000
‫- بنجامین
‫- می‌بینمش

715
00:44:28,750 --> 00:44:30,208
‫بیست و پنج متر

716
00:44:35,833 --> 00:44:37,083
‫ده متر

717
00:44:41,583 --> 00:44:42,791
‫علامت اینـه...

718
00:44:45,833 --> 00:44:46,833
‫«صبح بخیر»

719
00:44:46,916 --> 00:44:47,916
‫سه متر

720
00:44:49,958 --> 00:44:51,000
‫صبح بخیر

721
00:45:06,708 --> 00:45:07,958
‫صبح بخیر، خانم لیسبون

722
00:45:08,500 --> 00:45:09,500
‫سلام

723
00:45:10,333 --> 00:45:11,333
‫بریم

724
00:45:11,666 --> 00:45:15,083
‫،یکم زندگی‌هاشون رو پیچیده می‌کنیم چون ظرف ۴۵ ثانیه

725
00:45:15,166 --> 00:45:17,684
‫،مجبورشون می‌کنیم کمربندهایی تن‌شون کنن
‫با مواد منفجره دور سینه شون

726
00:45:17,708 --> 00:45:21,500
‫بعد ۵۵ ثانیه، دوتا دوربین و دوتا میکروفون
‫،روشون کار می‌ذاریم

727
00:45:21,583 --> 00:45:22,583
‫تا اگه...

728
00:45:25,333 --> 00:45:27,416
‫تصمیم بگین مسیر عوض کنن...

729
00:45:27,500 --> 00:45:28,500
‫بوم!

730
00:45:29,333 --> 00:45:31,708
‫اگه کوچیک‌ترین نشونه‌ای مبنی بر
‫وجود خطر به کار ببرن...

731
00:45:32,291 --> 00:45:33,291
‫بوم!

732
00:45:33,333 --> 00:45:36,500
‫اگه زندانی رو نبرید به زندان...

733
00:45:36,583 --> 00:45:37,583
‫بوم!

734
00:45:39,791 --> 00:45:42,041
‫صبر کنید، ما باید زندانی رو ببریم، نه؟

735
00:45:42,541 --> 00:45:44,541
‫ما یه لیسبون دیگه بهشون می‌دیم

736
00:45:59,125 --> 00:46:00,125
‫واحد کاروان

737
00:46:01,791 --> 00:46:03,291
‫اونجا همه چی مرتبـه؟

738
00:46:03,375 --> 00:46:04,583
‫خیلی دارید لفتش می‌دید

739
00:46:07,041 --> 00:46:08,916
‫آره، آره. همه چیز مرتبـه

740
00:46:09,333 --> 00:46:11,750
‫- داریم میایم
‫- باشه، باشه. فهمیدم

741
00:46:13,875 --> 00:46:14,958
‫و اونموقع‌ست که...

742
00:46:16,000 --> 00:46:20,333
‫بزرگترین حیله‌مون رو پیاده می‌کنیم.
‫لحظۀ دیوید کاپرفیلدمون.

743
00:46:20,416 --> 00:46:22,851
‫- این یارو کاپرفیلد کیه؟
‫- (یه جادوگر (شعبده‌باز

744
00:46:22,875 --> 00:46:24,041
‫جادوگر؟ مثل هری پاتر؟

745
00:46:24,125 --> 00:46:26,208
‫به نظر میاد هیچی عوض نشده

746
00:46:32,666 --> 00:46:34,041
‫ولی اینطور نیست

747
00:46:38,541 --> 00:46:39,541
‫،چون در اون لحظه

748
00:46:39,583 --> 00:46:42,458
‫لیسبون با تمام سرعت
‫از تونلی که کَندیم خارج میشه

749
00:47:01,208 --> 00:47:02,208
‫یالا

750
00:47:08,041 --> 00:47:09,041
‫یالا

751
00:48:17,291 --> 00:48:18,291
‫برو که رفتیم

752
00:48:24,541 --> 00:48:25,541
‫توکیو...

753
00:48:26,291 --> 00:48:27,291
‫لیسبون تو راهـه

754
00:48:27,875 --> 00:48:29,875
‫شمارش معکوس رو شروع کن...الان

755
00:48:32,083 --> 00:48:33,083
‫بدو!

756
00:48:34,916 --> 00:48:36,541
‫سرهنگ، شروع کردن به تیراندازی!

757
00:48:37,958 --> 00:48:38,958
‫گاندیا!

758
00:48:39,000 --> 00:48:41,208
‫- گاندیا، جواب بده!
‫- بگو من اینجام

759
00:48:41,291 --> 00:48:42,583
‫من اینجام!

760
00:48:43,208 --> 00:48:45,851
‫- «دارن بهم نزدیک میشن»
‫- دارن بهم نزدیک میشن، قربان

761
00:48:45,875 --> 00:48:48,750
‫- وسط تیراندازی گیر افتادم!
‫- خوبـه

762
00:48:49,708 --> 00:48:50,708
‫میریم بالا

763
00:48:53,041 --> 00:48:54,921
‫کجایی؟ می‌تونیم پوششت بدیم؟

764
00:48:55,000 --> 00:48:56,125
‫«منفیـه»

765
00:48:56,208 --> 00:48:57,541
‫منفیـه، سرهنگ

766
00:48:57,625 --> 00:49:00,041
‫- «میرم سمت پشتِ بوم»
‫- میرم سمت پشت بوم، قربان

767
00:49:00,541 --> 00:49:03,333
‫- «تقاضای تخلیۀ فوری دارم»
‫- تقاضای تخلیۀ فوری دارم

768
00:49:03,416 --> 00:49:05,750
‫،سوارز، محض رضای خدا
‫همین الان یه هلیکوپتر بفرست

769
00:49:05,833 --> 00:49:07,875
‫- بریم!
‫- دلتا ۱، آمادۀ پرواز شو

770
00:49:07,958 --> 00:49:10,000
‫همین الان برای عملیات نجات
‫به بانک اسپانیا بیا

771
00:49:11,875 --> 00:49:13,208
‫طاقت بیار، گاندیا

772
00:49:13,291 --> 00:49:15,166
‫یه ام۱۶ دارم و سه‌تا تیر

773
00:49:15,250 --> 00:49:17,625
‫نمی‌دونم چقدر دیگه می‌تونم دووم بیارم!

774
00:49:18,791 --> 00:49:19,958
‫آتش. الان

775
00:49:29,250 --> 00:49:31,333
‫- «یه آتیش راه انداختن»
‫- یه آتیش راه انداختن

776
00:49:31,416 --> 00:49:32,958
‫هیچی نمی‌بینم!

777
00:49:33,041 --> 00:49:34,333
‫سرهنگ. سرهنگ!

778
00:49:34,416 --> 00:49:36,096
‫از پشت بوم دود بلند میشه

779
00:49:36,166 --> 00:49:38,333
‫طاقت بیار، گاندیا.
‫هلیکوپتر تو راهـه.

780
00:49:53,666 --> 00:49:55,291
‫- لیسبون
‫- مارسی

781
00:49:55,375 --> 00:49:56,500
‫مارسی

782
00:49:57,125 --> 00:49:58,625
‫پروفسور، لیسبون رسید

783
00:49:59,291 --> 00:50:00,333
‫خشاب‌های گلولۀ آبی

784
00:50:12,666 --> 00:50:13,666
‫بریم!

785
00:50:27,208 --> 00:50:29,833
‫هلیکوپتر نظامی رو از کجا گیر بیاریم؟

786
00:50:30,791 --> 00:50:32,125
‫از همونجایی که

787
00:50:32,208 --> 00:50:34,848
‫ماشین‌هایی که باهاشون
‫وارد بانک شدیم رو گرفتیم: بازار سیاه

788
00:50:35,208 --> 00:50:38,500
‫،و فقط این نیست
‫،ما جلوی ارتباطات‌شون رو می‌گیریم

789
00:50:38,583 --> 00:50:40,666
‫،تا وقتی می‌خوان با هلیکوپتر خودشون حرف بزنن

790
00:50:41,125 --> 00:50:43,166
‫ما جواب‌شون رو بدیم

791
00:50:44,500 --> 00:50:46,166
‫اون هلیکوپتر کجاست؟

792
00:50:46,250 --> 00:50:47,500
‫واحد دلتا، کجایی؟

793
00:50:48,083 --> 00:50:48,916
‫زمان؟

794
00:50:49,000 --> 00:50:50,750
‫دو دقیقه و پنجاه ثانیه

795
00:50:50,833 --> 00:50:52,583
‫دو دقیقه و پنجاه ثانیه دیگه می‌رسیم، قربان

796
00:50:52,625 --> 00:50:54,500
‫برید روی اون پشت بوم.
‫ما پوشش‌تون می‌دیم.

797
00:50:54,583 --> 00:50:57,416
‫نمیشه! روی در مواد منفجره هست

798
00:50:57,500 --> 00:51:00,750
‫- لعنتی! متخصص بمب کجاست؟
‫- یه متخصص بمب می‌خوایم!

799
00:51:02,458 --> 00:51:03,875
‫گاندیا، بمب رو توصیف کن

800
00:51:03,958 --> 00:51:05,333
‫«سیم آبی وصلـه به چاشنی»

801
00:51:05,416 --> 00:51:08,666
‫یه سنسور حرکتی هست و
‫یه سیم آبی وصلـه به چاشنی

802
00:51:14,500 --> 00:51:16,291
‫ببُرش. اون یه بُمب ساده‌ست

803
00:51:16,375 --> 00:51:17,375
‫- مطمئنی؟
‫- آره

804
00:51:17,416 --> 00:51:18,656
‫- نه!
‫- ببُرش

805
00:51:18,708 --> 00:51:20,041
‫نه، سرهنگ. سرهنگ!

806
00:51:22,958 --> 00:51:24,333
‫«سیم رو بُریدم»

807
00:51:24,416 --> 00:51:26,041
‫سیم رو بُریدم

808
00:51:26,125 --> 00:51:27,375
‫دنور، الان

809
00:51:28,000 --> 00:51:30,400
‫- برو، برو، برو!
‫- «من لباس سیاه دارم. شلیک نکنید»

810
00:51:30,458 --> 00:51:31,666
‫الان دارم میام بیرون

811
00:51:31,750 --> 00:51:34,208
‫نقاب دارم و لباس سیاه تنمـه.
‫شلیک نکنید!

812
00:51:36,625 --> 00:51:38,305
‫آدم ما سیاه پوشیده.
‫بهش پوشش بدید.

813
00:51:38,333 --> 00:51:40,958
‫- آمادۀ تیراندازی باشید
‫- دریافت شد

814
00:51:45,250 --> 00:51:46,458
‫خشاب‌های تیر آبی

815
00:51:46,958 --> 00:51:47,958
‫حالا!

816
00:51:48,791 --> 00:51:50,166
‫برو، برو، برو، برو!

817
00:51:53,833 --> 00:51:55,753
‫روی پُشت بومن.
‫دارن شلیک می‌کنن!

818
00:51:59,666 --> 00:52:01,583
‫پوشش می‌خوایم!

819
00:52:01,666 --> 00:52:03,506
‫نمی‌تونم اونا رو ببینم.
‫دود خیلی زیاده.

820
00:52:05,791 --> 00:52:07,541
‫- توکیو، الان
‫- پالرمو...

821
00:52:09,833 --> 00:52:10,833
‫بازش کن

822
00:52:28,500 --> 00:52:30,392
‫- دنبال هدف می‌گردم
‫- دید دارم

823
00:52:30,416 --> 00:52:31,583
‫می‌بینم‌شون!

824
00:52:33,250 --> 00:52:34,709
‫تکرار می‌کنم، می‌تونم اونا رو ببینم

825
00:52:37,291 --> 00:52:38,500
‫اجازۀ شلیک می‌خوام، قربان

826
00:52:39,291 --> 00:52:40,500
‫اجازۀ شلیک می‌خوام، قربان

827
00:52:41,791 --> 00:52:43,875
‫- شلیک نکنید!
‫- مادرسگای عوضی

828
00:52:44,416 --> 00:52:45,250
‫ما در معرض دیدیم

829
00:52:45,333 --> 00:52:47,333
‫- کاملاً جلوی دیدن!
‫- پناه می‌گیریم!

830
00:52:47,416 --> 00:52:49,166
‫پناه می‌گیریم، قربان!

831
00:52:49,250 --> 00:52:53,333
‫واحد دلتا، به هدف‌مون نزدیک شو.
‫پروتکل نجات.

832
00:52:53,416 --> 00:52:55,416
‫می‌خوام استخراج سریع و بی‌تلفات باشه

833
00:53:04,541 --> 00:53:05,416
‫مارسی

834
00:53:05,500 --> 00:53:07,916
‫دارم می‌رسم. هلیکوپتر در موقعیتـه، قربان

835
00:53:08,000 --> 00:53:09,791
‫از اونجا ببریدشون بیرون دیگه!

836
00:53:09,875 --> 00:53:11,708
‫خیلی خب، دلتا ۱. وارد شو

837
00:53:21,541 --> 00:53:24,041
‫- اجازۀ فرود می‌خوام، قربان!
‫- فرود بیا

838
00:53:32,666 --> 00:53:34,458
‫همین الان برو سمت هلیکوپتر!

839
00:53:44,250 --> 00:53:45,250
‫لیسبون!

840
00:53:45,291 --> 00:53:46,166
‫دنور!

841
00:53:46,250 --> 00:53:47,916
‫به بانک اسپانیا خوش اومدی!

842
00:53:49,750 --> 00:53:50,958
‫حرومزاده!

843
00:53:56,750 --> 00:53:58,333
‫محموله رو گرفتم، پروفسور

844
00:53:59,000 --> 00:54:00,375
‫دو دقیقه دیگه خارج میشم

845
00:54:02,875 --> 00:54:04,750
‫هلیکوپتر داره کجا میره؟

846
00:54:05,833 --> 00:54:07,000
‫دلتا ۱، چی شده؟

847
00:54:07,083 --> 00:54:09,041
‫دلتا ۱، برگرد به موقعیتت!

848
00:54:09,125 --> 00:54:10,708
‫- دلتا ۱، جواب بده!
‫- لعنتی

849
00:54:19,541 --> 00:54:22,875
‫هلیکوپتر یه مشکلی داره.
‫داریم فرود میایم!

850
00:54:26,875 --> 00:54:29,083
‫اون مأموره از کجا اومده؟
‫دیوونه‌ست!

851
00:54:39,708 --> 00:54:41,541
‫سرهنگ، دارن عقب‌نشینی می‌کنن!

852
00:54:49,500 --> 00:54:50,500
‫حالت خوبـه؟

853
00:54:54,833 --> 00:54:55,833
‫بله؟

854
00:54:56,333 --> 00:54:57,541
‫چی؟

855
00:54:58,750 --> 00:55:01,790
‫از سولو دل ریال تماس گرفتن.
‫کاروانیـه که موریلو رو منتقل کرد.

856
00:55:02,166 --> 00:55:04,625
‫سرهنگ تامایو؟ یه خانمی هست که
‫مدعیـه وقتی از آرایشگاه

857
00:55:04,708 --> 00:55:05,828
‫میومده بیرون، دزدیدنش

858
00:55:05,875 --> 00:55:09,416
‫به من چه، احمق؟
‫اینجا مرکز فرماندهیِ سرقتـه!

859
00:55:09,500 --> 00:55:10,750
‫بگیرش، احمق

860
00:55:11,541 --> 00:55:13,083
‫گاندیا، طاقت بیار!

861
00:55:13,166 --> 00:55:15,791
‫پایین پله‌ها بمون تا هلیکوپتر برگرده

862
00:55:15,875 --> 00:55:17,833
‫سوارز، هلیکوپتر لعنتی کجاست؟

863
00:55:20,875 --> 00:55:21,875
‫سرهنگ...

864
00:55:22,500 --> 00:55:23,541
‫- چیه؟
‫- سرهنگ

865
00:55:26,166 --> 00:55:29,291
‫به نظر میاد ما...فریب خوردیم

866
00:55:45,750 --> 00:55:46,583
‫ایول!

867
00:55:46,666 --> 00:55:48,166
‫بیا اینجا!

868
00:55:56,791 --> 00:55:57,666
‫آره!

869
00:55:57,750 --> 00:55:59,125
‫،پروفسور

870
00:55:59,208 --> 00:56:00,583
‫لیسبون اینجاست

871
00:56:00,666 --> 00:56:03,708
‫تکرار می‌کنم، لیسبون...لیسبون رو گرفتیم!

872
00:56:22,291 --> 00:56:23,541
‫گوش کنید

873
00:56:27,166 --> 00:56:28,250
‫ما توی...

874
00:56:30,583 --> 00:56:31,708
‫این جنگ پیروز میشیم

875
00:56:34,375 --> 00:56:35,375
‫به خاطر نایروبی

876
00:56:36,583 --> 00:56:37,583
‫به خاطر نایروبی

877
00:56:39,625 --> 00:56:40,625
‫به خاطر نایروبی

878
00:56:42,750 --> 00:56:43,625
‫به خاطر نایروبی

879
00:56:43,708 --> 00:56:44,875
‫به خاطر نایروبی

880
00:56:45,833 --> 00:56:47,208
‫به خاطر نایروبی

881
00:56:48,208 --> 00:56:49,250
‫به خاطر نایروبی

882
00:56:51,583 --> 00:56:53,458
‫به خاطر نایروبی!

883
00:56:54,083 --> 00:56:55,583
‫به خاطر نایروبی!

884
00:56:56,458 --> 00:56:57,875
‫به خاطر نایروبی!

885
00:56:57,958 --> 00:56:59,791
‫به خاطر نایروبی!

886
00:56:59,875 --> 00:57:02,958
‫به خاطر نایروبی!
‫به خاطر نایروبی!

887
00:57:03,041 --> 00:57:05,708
‫به خاطر نایروبی!
‫به خاطر نایروبی!

888
00:57:05,791 --> 00:57:07,166
‫به خاطر نایروبی!

889
00:57:07,250 --> 00:57:08,500
‫به خاطر نایروبی!

890
00:57:13,250 --> 00:57:15,333
‫به خاطر نایروبی!

891
00:57:19,500 --> 00:57:20,500
‫تکون نخور

892
00:57:51,958 --> 00:57:53,583
‫کیش و مات، حرومزاده

893
00:57:56,000 --> 00:58:04,000
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »
‫« <font color="#۰۰۰۰ff">Ali۹۹</font> & <font color="#ff۰۰۰۰">Cardinal</font> »

894
00:58:04,024 --> 00:58:10,024
‫▷ Instagram: @Aliakbar.۱۹۹۹
‫▶ Telegram: @IST_Subs

