1
00:00:56,787 --> 00:01:00,577
مامان، بررسی کن
در تاریکی می درخشد.

2
00:01:00,994 --> 00:01:03,141
بازی با چراغ ها را متوقف کنید.

3
00:01:03,141 --> 00:01:06,018
سلام. آیا
بازی با چراغ ها را متوقف می کنید ؟

4
00:01:06,018 --> 00:01:07,468
سلام. منم.

5
00:01:07,468 --> 00:01:11,429
ظرف کاسه بزرگ را کجا نگه دارم؟
هیچ جا نمی تونم پیداش کنم.

6
00:01:11,429 --> 00:01:13,475
سمت راست سینک،
کابینت وسط بالایی.

7
00:01:13,475 --> 00:01:17,021
سمت راست سینک؟
وسط بالایی.

8
00:01:17,172 --> 00:01:20,617
نه. نه. پاپ کورن
ساز آنجاست.

9
00:01:20,617 --> 00:01:23,335
نگاه کن می توانید
پیام های مخفی بنویسید .

10
00:01:23,335 --> 00:01:25,725
همه اینها را خواهی ریخت
ببرش بیرون

11
00:01:25,725 --> 00:01:29,021
- چیست؟
- پاپ کورن ساز.

12
00:01:29,021 --> 00:01:33,089
- تو پاپ کورن ساز نداری.
- فکر کنم دارم. من دقیقا به آن نگاه می کنم

13
00:01:33,089 --> 00:01:36,802
آدریان شما در
خانه اشتباهی هستید

14
00:01:38,843 --> 00:01:41,230
- مطمئنی؟
- بله من مطمئن هستم.

15
00:01:41,230 --> 00:01:43,279
من به شناسه تماس گیرنده خود نگاه می کنم

16
00:01:43,607 --> 00:01:46,486
آدریان، از خانه برو بیرون!

17
00:01:47,052 --> 00:01:48,957
آیا
آن گوشی را کنار می گذارید قربان؟

18
00:02:04,438 --> 00:02:05,712
چه کارا می کنی'؟

19
00:02:05,712 --> 00:02:07,357
تو واضح هستی برو جلو.

20
00:02:10,765 --> 00:02:13,620
نگران نباش
همه چی درست میشه

21
00:02:20,057 --> 00:02:24,967
[توقف] موسسه روانپزشکی مدفورد

22
00:03:19,517 --> 00:03:21,139
تو خوب میشی

23
00:03:21,139 --> 00:03:26,195
آنها فقط می خواهند 48 ساعت را
برای مشاهده و ارزیابی با شما بگذرانند .

24
00:03:26,550 --> 00:03:30,489
هی، اون "ب"... خرابه.
شبیه "R" است.

25
00:03:30,489 --> 00:03:32,403
- این همه...
- آدریان؟

26
00:03:33,884 --> 00:03:36,025
آدریان

27
00:03:36,025 --> 00:03:37,570
شما باید
این موضوع را جدی بگیرید

28
00:03:37,570 --> 00:03:41,268
قاضی هکمن می گوید شما خوش شانس هستید
که آن افراد اتهامی را مطرح نکردند...

29
00:03:41,268 --> 00:03:42,869
یا بهت شلیک کن

30
00:03:42,869 --> 00:03:46,041
در حال حاضر،
نام کارگردان موریس لنکستر است.

31
00:03:46,041 --> 00:03:49,393
او یکی از برترین
روانپزشکان کشور است.

32
00:03:49,393 --> 00:03:52,638
موریس لنکستر؟
آره او خوب است.

33
00:03:52,638 --> 00:03:54,583
من او را در CNN دیدم.

34
00:03:54,583 --> 00:03:57,808
- دکتر ارجاع دهنده کیست؟
- من من دکتر کروگر هستم.

35
00:03:57,808 --> 00:04:00,664
باید
اینجا و اینجا امضا کنید.

36
00:04:01,055 --> 00:04:03,072
آدریان، او خیلی خوب است.
او دکتر بسیار خوبی است.

37
00:04:03,072 --> 00:04:05,366
آقای راهب. چطور هستید؟

38
00:04:05,366 --> 00:04:07,952
من نمی دانم. به من بگو.

39
00:04:09,156 --> 00:04:12,454
اسم من الیور است. من
شما را نزد دکتر لنکستر می برم .

40
00:04:12,454 --> 00:04:14,500
او مشتاق دیدار شما است.

41
00:04:14,500 --> 00:04:17,752
الیور، گوش کن،
چیزهایی هست که باید بدانی.

42
00:04:17,752 --> 00:04:20,661
من
چهار سال است که از این مرد مراقبت می کنم.

43
00:04:21,947 --> 00:04:25,421
اینها حوله های مرطوب او هستند... برای میکروب ها.

44
00:04:25,421 --> 00:04:29,056
او هر روز سه بار دوش می گیرد
با این نازل ستاره ای شکل.

45
00:04:29,056 --> 00:04:30,778
این نازل است.

46
00:04:30,778 --> 00:04:33,874
و
برای خوابیدن به یک چراغ شب پنج وات نیاز دارد .

47
00:04:33,874 --> 00:04:36,932
هر چه بیشتر، او نمی خوابد.
و روبالشی تیره رنگ.

48
00:04:36,932 --> 00:04:38,492
- شارونا؟
- هیچی سبک نیست، باشه؟

49
00:04:38,492 --> 00:04:40,354
- شارونا؟
- چی؟

50
00:04:40,354 --> 00:04:42,282
تو داری مرد رو می ترسونی

51
00:04:42,282 --> 00:04:43,866
- نه من نیستم.
-خب داری منو می ترسونی

52
00:04:43,866 --> 00:04:48,190
خانم، دوست شما در دستان خوبی است.
من شخصاً از او مراقبت خواهم کرد.

53
00:04:48,190 --> 00:04:50,289
تو میتوانی به من اعتماد کنی.

54
00:04:51,293 --> 00:04:53,621
دیدن؟ حالم خوب میشه
شما بیشتر از من نگران هستید

55
00:04:53,621 --> 00:04:55,992
ببین، من نمی توانم
اینجا از تو محافظت کنم، آدریان.

56
00:04:55,992 --> 00:04:58,337
چه اتفاقی می تواند بیفتد؟
این یک بیمارستان است

57
00:04:58,337 --> 00:05:01,557
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
قبل از اینکه شما متوجه شوید همه چیز تمام می شود .

58
00:05:19,055 --> 00:05:22,576
نوروتریپتیلین، آقای راهب.

59
00:05:22,576 --> 00:05:25,511
این یک آرام بخش بسیار ملایم است.

60
00:05:25,511 --> 00:05:27,737
کمی شبیه شیر گرم است.

61
00:05:27,802 --> 00:05:29,317
تو شیر میخوری، نه؟

62
00:05:29,317 --> 00:05:32,716
- هرگز.
- فقط باید حرف من را قبول کنی.

63
00:05:32,896 --> 00:05:36,063
من ترجیح می دهم تا
زمانی که اینجا هستم هیچ دارویی مصرف نکنم.

64
00:05:36,063 --> 00:05:39,362
- چرا اینطوری میگی؟
- چون بهش نیاز ندارم.

65
00:05:39,362 --> 00:05:40,977
من حتی نباید اینجا باشم

66
00:05:40,977 --> 00:05:43,816
من شما را می شناسم ... احتمالاً
قبلاً این را شنیده اید.

67
00:05:43,816 --> 00:05:47,666
چرا یک صندلی نگیرید،
و ما در مورد آن صحبت خواهیم کرد.

68
00:05:53,619 --> 00:05:56,076
این یک آزمایش است، اینطور نیست؟

69
00:05:56,076 --> 00:05:57,385
منظورت چیه؟

70
00:05:57,385 --> 00:05:59,898
می خواهید ببینید
کدام صندلی را انتخاب می کنم.

71
00:05:59,898 --> 00:06:02,734
نه، آدریان، این یک آزمایش نیست.
فقط یک صندلی بگیر

72
00:06:06,101 --> 00:06:09,135
صندلی سمت چپ. بسیار جالب.

73
00:06:09,135 --> 00:06:11,623
شوخی کردم.
آروم باش. این فقط یک شوخی است.

74
00:06:13,315 --> 00:06:15,996
این یک مارلین است، اینطور نیست؟

75
00:06:15,996 --> 00:06:20,422
درست است. این یکی از دو چیزی است
که در سال 97 در مکزیک موفق به گرفتن آن شدم.

76
00:06:20,422 --> 00:06:22,692
- اون دیگه چی بود؟
- اسهال خونی

77
00:06:22,692 --> 00:06:24,861
هفته گذشته چطور؟
چیزی گرفتی؟

78
00:06:24,861 --> 00:06:29,620
ببخشید؟ / تازه
از یک سفر ماهیگیری دیگر برگشتی.

79
00:06:29,620 --> 00:06:34,691
شما در آمریکای جنوبی بودید،
مگر اینکه من اشتباه کنم، که، می دانید، من اشتباه نمی کنم.

80
00:06:34,691 --> 00:06:37,715
من در آرژانتین بودم،
اما شما از کجا همه اینها را می دانستید؟

81
00:06:37,715 --> 00:06:41,074
روی بازوی خود جای سوزن دارید.
واضح است که این یک تلقیح است.

82
00:06:41,074 --> 00:06:44,047
و صندوق ورودی شما کاملاً پر است.

83
00:06:44,047 --> 00:06:45,875
و آمریکای جنوبی؟

84
00:06:45,875 --> 00:06:50,044
مهر گمرکی روی جعبه سیگار.
تاریخ آن هفته گذشته است.

85
00:06:50,044 --> 00:06:52,007
اما از کجا می دانستید که این
به طور خاص یک سفر ماهیگیری بوده است؟

86
00:06:52,007 --> 00:06:54,172
تاول داری...

87
00:06:54,172 --> 00:06:58,029
روی انگشت اشاره
دست راست درست بالای بند انگشت.

88
00:06:58,339 --> 00:07:00,784
روی بیشتر میله های ماهیگیری،

89
00:07:00,784 --> 00:07:05,067
این خط انگشت اشاره
درست بالای بند انگشت را خراب می کند.

90
00:07:05,067 --> 00:07:06,637
خوب، این بسیار چشمگیر است.

91
00:07:06,637 --> 00:07:08,255
هر دوی ما مشاغل مشابهی داریم.

92
00:07:08,255 --> 00:07:11,751
هم سرنخ ها را تحلیل می کنیم و هم
مشکلات را حل می کنیم.

93
00:07:11,751 --> 00:07:13,904
فقط تو به بیرون نگاه می کنی
و من به درون.

94
00:07:13,904 --> 00:07:16,284
خب حالا نوبت منه پس بشین

95
00:07:18,830 --> 00:07:24,468
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
دیروز تو خونه قدیمی ترودی چیکار میکردی؟

96
00:07:24,468 --> 00:07:28,866
- همسر مرحومت برای...
- آره، نمی دانم چرا به آنجا می روم.

97
00:07:28,866 --> 00:07:30,610
خب، من یک حدس را به خطر می اندازم.

98
00:07:30,610 --> 00:07:34,967
فکر کنم دیروز رفتی اونجا
شام ترودی درست کنی .

99
00:07:34,967 --> 00:07:36,973
برای پختن تر...

100
00:07:36,973 --> 00:07:38,713
خوب، این پوچ است.

101
00:07:38,713 --> 00:07:40,971
پرونده شما می گوید که شما
به گوجه فرنگی حساسیت دارید .

102
00:07:40,971 --> 00:07:44,059
پس کاکیاتور مرغ
برای او بود، اینطور نیست؟

103
00:07:44,059 --> 00:07:46,375
و شرط می بندم که این
غذای مورد علاقه او بوده است.

104
00:07:48,187 --> 00:07:49,812
درست است.

105
00:07:50,833 --> 00:07:52,443
درست است.

106
00:07:53,185 --> 00:07:57,010
پس... خب، اوم،
دیروز چه چیزی اینقدر مهم بود؟

107
00:07:57,010 --> 00:07:59,962
- نه هیچ چیز. نه چیزی نیست.
- 12 آگوست.

108
00:08:00,893 --> 00:08:04,069
مگر اینکه اشتباه کنم...
که میدونی من نیستم...

109
00:08:04,069 --> 00:08:06,537
تاریخ اهمیت خاصی دارد.

110
00:08:06,998 --> 00:08:11,194
سالگردمان.
نه سالگرد ازدواجمون

111
00:08:11,194 --> 00:08:14,892
روزی بود که با هم آشنا شدیم.
روزی بود که با هم آشنا شدیم.

112
00:08:15,249 --> 00:08:20,111
می دانید،
برگزاری یک سالگرد ناسالم یا اشتباه نیست،

113
00:08:20,111 --> 00:08:23,534
اما ما راهی
برای شما پیدا خواهیم کرد تا آن را به صورت خصوصی انجام دهید.

114
00:08:23,534 --> 00:08:25,647
آیا این خوب است؟

115
00:08:25,647 --> 00:08:28,426
بله لطفا.

116
00:08:28,426 --> 00:08:32,120
من فکر می کنم که قدرت تحلیل شما،
آنها خیره کننده هستند.

117
00:08:32,120 --> 00:08:34,431
اما من فکر می کنم شما از
آنها به عنوان تکیه گاه استفاده می کنید .

118
00:08:34,431 --> 00:08:37,958
یک تکیه گاه؟ / به عنوان راهی برای جلوگیری از
برخورد با مشکلات واقعی خود.

119
00:08:37,958 --> 00:08:41,220
پس تا زمانی که اینجا هستی
به من لطفی کن...

120
00:08:41,220 --> 00:08:43,474
کارآگاه نباش

121
00:08:43,474 --> 00:08:46,420
بگذار کارآگاه باشم باشه؟

122
00:08:52,324 --> 00:08:54,028
بله قربان.

123
00:08:55,978 --> 00:08:58,084
اینجا حمام است.

124
00:08:59,314 --> 00:09:01,860
یعنی
حمام مشترک است؟

125
00:09:02,223 --> 00:09:04,444
همه - همه از آن استفاده می کنند؟

126
00:09:04,444 --> 00:09:06,619
با آن مشکل داشتید؟

127
00:09:07,669 --> 00:09:09,443
نرد

128
00:09:14,681 --> 00:09:16,293
این تویی.

129
00:09:23,072 --> 00:09:24,559
این برنامه شماست.

130
00:09:24,559 --> 00:09:26,546
رویدادهایی که زیر
آنها خط کشیده شده اند اختیاری نیستند.

131
00:09:26,546 --> 00:09:29,496
آنها اجباری هستند
یعنی باید بری

132
00:09:29,496 --> 00:09:31,586
من می دانم "اجباری" یعنی چه.

133
00:09:31,586 --> 00:09:34,030
ساعت 9:00 چراغ خاموش می شود.
هر سوالی دارید؟

134
00:09:34,030 --> 00:09:35,542
آیا می توانم یک تماس تلفنی برقرار کنم؟

135
00:09:35,542 --> 00:09:38,365
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
هر روز یک تماس تلفنی خروجی مجاز هستید .

136
00:09:38,365 --> 00:09:40,400
ساعت شما از 11:25 صبح شروع می شود

137
00:09:40,400 --> 00:09:42,628
اگر دیر کردی
باید تا فردا صبر کنی

138
00:09:43,019 --> 00:09:45,165
آیا می خواهید
در باز شود یا بسته؟

139
00:09:45,165 --> 00:09:46,372
ببند

140
00:09:48,450 --> 00:09:50,105
اوه، باز کن

141
00:09:50,105 --> 00:09:51,978
نه صبر کن

142
00:09:51,978 --> 00:09:54,600
شو... ببند. ببند

143
00:09:54,695 --> 00:09:56,506
نه بالا - بالا ... بالا - بالا ...

144
00:09:56,506 --> 00:09:58,498
قطعا باز است. فقط باز کن

145
00:09:58,498 --> 00:10:01,217
قطعا باز است. باز کن.

146
00:10:10,212 --> 00:10:12,206
اوه تو. چه کارا می کنی'؟

147
00:10:12,206 --> 00:10:13,510
من جان هستم

148
00:10:13,510 --> 00:10:16,647
- آدریان مونک
- پس حدس بزن ما هم اتاقی هستیم.

149
00:10:17,933 --> 00:10:19,627
برای چی هستی؟

150
00:10:20,521 --> 00:10:21,969
فقط...

151
00:10:21,969 --> 00:10:23,406
فقط مشاهده واقعا

152
00:10:23,406 --> 00:10:25,381
به همین ترتیب.
مشاهده و ارزیابی.

153
00:10:25,381 --> 00:10:27,946
قدیمی O و E.
هفتاد و دو ساعت؟

154
00:10:27,946 --> 00:10:29,671
- چهل و هشت.
- آره من هم همینطور.

155
00:10:29,671 --> 00:10:32,004
همین
دیروز صبح به اینجا رسیدم

156
00:10:32,004 --> 00:10:34,150
پس
آقای راهب برای امرار معاش چه کار می کنید ؟

157
00:10:34,150 --> 00:10:36,144
من یک ... من یک کارآگاه هستم.

158
00:10:38,077 --> 00:10:40,747
- شوخی می کنی، درسته؟
- چی؟

159
00:10:40,747 --> 00:10:42,560
این همون چیزیه که من انجام می دم.
من یک کارآگاه هستم

160
00:10:42,560 --> 00:10:44,830
- واقعا؟
- هفت سال، شهرستان سونوما.

161
00:10:44,830 --> 00:10:47,285
ستوان، درجه دوم. قتل.

162
00:10:47,589 --> 00:10:48,764
واقعا؟

163
00:10:48,764 --> 00:10:51,171
این باور نکردنی است.

164
00:10:51,171 --> 00:10:55,197
برای مردی
که همین دیروز به اینجا رسید ، این مقدار زیادی لباسشویی است .

165
00:10:56,773 --> 00:10:58,368
با تشکر.
خیلی ممنون.

166
00:10:58,368 --> 00:11:00,371
بیا دیگه.
بگذارید یک تور بزرگ به شما ارائه دهم.

167
00:11:04,036 --> 00:11:06,238
کافه تریا ساعت 7:00 بسته می شود.

168
00:11:06,238 --> 00:11:08,167
به سبک بوفه است.

169
00:11:08,889 --> 00:11:10,950
این اتاق موسیقی است.

170
00:11:11,737 --> 00:11:13,409
و اگر از
این درها عبور کنید، پایین راهرو،

171
00:11:13,409 --> 00:11:15,040
که شما را به درمانگاه می برد

172
00:11:17,915 --> 00:11:19,318
این اتاق میمون است.

173
00:11:19,318 --> 00:11:21,223
داستان خنده دار در مورد
چگونگی نامگذاری آن.

174
00:11:21,223 --> 00:11:22,229
چیست؟

175
00:11:22,229 --> 00:11:25,266
ما نمی دانیم.
ما فقط می دانیم که یک داستان خنده دار وجود دارد.

176
00:11:27,350 --> 00:11:29,057
این همه چیه؟

177
00:11:29,057 --> 00:11:31,444
دارند دیوارهای قدیمی را خراب می کنند.
آنها آن را به کد می آورند.

178
00:11:31,444 --> 00:11:34,640
این یک پروژه بسیار بزرگ است.
من خودم قبلا در ساخت و ساز بودم.

179
00:11:34,640 --> 00:11:37,282
- قبل از اینکه پلیس بشی
- دقیقا.

180
00:11:37,282 --> 00:11:39,045
آره

181
00:11:39,475 --> 00:11:41,409
این کیه؟

182
00:11:41,928 --> 00:11:45,004
این دوریس مدفورد است.
او اولین کارگردان اینجا بود.

183
00:11:45,004 --> 00:11:47,107
اینها همه کارگردان های دیگر هستند.

184
00:11:47,107 --> 00:11:48,241
مرده.

185
00:11:48,773 --> 00:11:49,964
مرده.

186
00:11:49,964 --> 00:11:51,070
مرده.

187
00:11:51,070 --> 00:11:53,007
نمرده... هنوز

188
00:11:53,268 --> 00:11:55,699
- سلام، ورستر.
- مشعل.

189
00:11:55,699 --> 00:11:57,933
او
خانه دوست پسرش را به آتش کشید.

190
00:12:03,185 --> 00:12:04,815
این اتاق ساکت است.

191
00:12:04,815 --> 00:12:06,986
به اینجا فرستاده نشو

192
00:12:14,559 --> 00:12:16,604
اوه پسر.

193
00:12:16,975 --> 00:12:18,604
این چیه؟

194
00:12:18,780 --> 00:12:20,993
این اتاق تجهیزات پزشکی است.

195
00:12:20,993 --> 00:12:23,043
خزش ها را به من می دهد.

196
00:12:23,043 --> 00:12:24,811
چرا؟

197
00:12:24,811 --> 00:12:26,710
اینجا قتلی رخ داد.

198
00:12:26,847 --> 00:12:29,241
اوه، واقعا؟ یک قتل؟

199
00:12:29,241 --> 00:12:31,358
یک قتل حل نشده

200
00:12:31,358 --> 00:12:33,462
کنراد گولد،
دستیار کارگردان،

201
00:12:33,462 --> 00:12:37,800
خوب، او
چهار سال پیش همین جا کشته شد.

202
00:12:39,384 --> 00:12:42,498
. او مردی بسیار خوب بود
به من مجلات داد

203
00:12:42,498 --> 00:12:44,499
Playboys.

204
00:12:44,901 --> 00:12:46,224
- درست.
- هی

205
00:12:46,224 --> 00:12:48,837
هی، شاید بتوانیم
با هم حلش کنیم، ها؟

206
00:12:48,837 --> 00:12:51,561
اره حتما. عالی.

207
00:12:52,425 --> 00:12:55,435
چی... دقیقا چی شد؟

208
00:12:55,732 --> 00:12:59,321
خب، دکتر گولد داشت موجودی می‌گرفت،
مثل هر شب.

209
00:12:59,321 --> 00:13:02,536
بیماری به نام بیل
لافرانکی منتظر او بود.

210
00:13:02,536 --> 00:13:04,158
هی

211
00:13:05,849 --> 00:13:09,599
روی سینه اش بست.
سپس او از SOC فرار کرد

212
00:13:09,641 --> 00:13:11,214
"SOC"؟

213
00:13:11,214 --> 00:13:13,868
آره "صحنه جرم."
صحبت پلیسه

214
00:13:15,718 --> 00:13:18,015
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
صبح روز بعد او را در جنگل پیدا کردند .

215
00:13:18,015 --> 00:13:20,997
او مرده بود.
او با دمرول به خود شلیک کرد.

216
00:13:20,997 --> 00:13:23,119
اوه، من کمی گیج هستم.

217
00:13:23,119 --> 00:13:26,387
چرا
آن را قتل حل نشده می نامید؟

218
00:13:26,387 --> 00:13:30,054
خب من 100% از
نسخه رسمی راضی نبودم .

219
00:13:30,054 --> 00:13:31,316
- تو نبودی؟
- نه آقا.

220
00:13:31,316 --> 00:13:33,031
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
اول از همه هرگز اسلحه را پیدا نکردند .

221
00:13:33,031 --> 00:13:35,277
بعلاوه، بیل لافرانکی
هم اتاقی من بود.

222
00:13:35,277 --> 00:13:37,676
او یک بودایی مؤمن بود.
او به عنکبوت آسیب نمی رساند.

223
00:13:37,676 --> 00:13:40,630
وقتی صحبت از عنکبوت شد، یک پسر اینجا بود
به نام جیم روبرتلو

224
00:13:40,630 --> 00:13:42,616
حدود دو... دو سال پیش.

225
00:13:42,616 --> 00:13:45,181
نه. حدود سه سال پیش.

226
00:13:45,181 --> 00:13:46,613
نه نه نه. دو سال...

227
00:13:46,613 --> 00:13:48,580
دو سه...
حدود دو سال و نیم پیش شاید.

228
00:13:48,580 --> 00:13:51,300
واقعاً مهم نیست. / واقعاً
مهم نیست چند سال پیش بود.

229
00:13:51,300 --> 00:13:53,712
اما او یک عنکبوت داشت به نام
جسی... جسی عنکبوت.

230
00:13:53,712 --> 00:13:56,629
و جسی... هر بار که آهنگ ویلی
نلسون را می نواختی، او شروع به رقصیدن می کرد.

231
00:13:56,629 --> 00:13:58,502
او وارد آن می شود. رقصنده افسانه ای
چا-چا... او تمام دست هایش را می گرفت...

232
00:13:58,502 --> 00:14:00,438
چه اتفاقی دارد میوفتد؟

233
00:14:00,517 --> 00:14:04,184
اوه هی، الیور / این یک
منطقه ممنوعه است، Wurster. تو می دانی که.

234
00:14:04,184 --> 00:14:06,149
من فقط به
آقای مونک درباره دکتر گولد می گفتم .

235
00:14:06,149 --> 00:14:10,402
این تاریخ باستانی است.
آقای مونک به اندازه کافی مشکل دارد.

236
00:14:10,402 --> 00:14:12,753
دیر اومدی
زمان هنر درمانی است

237
00:14:16,555 --> 00:14:18,317
هی، بچه ها ادامه دادن.

238
00:14:19,231 --> 00:14:21,303
به یاد داشته باشید، این قرار
است یک سلف پرتره باشد.

239
00:14:21,303 --> 00:14:24,273
در مورد خودت چه احساسی داری؟

240
00:14:24,273 --> 00:14:26,381
به عمق درون نگاه کن
هیچ درست یا غلطی وجود ندارد

241
00:14:27,526 --> 00:14:28,880
کمی اروژن است.
خیلی خوب. من آن چشم ها را دوست دارم

242
00:14:28,880 --> 00:14:32,012
ببخشید دکتر
آیا سینک در این نزدیکی هست؟

243
00:14:32,012 --> 00:14:34,169
من باید بشورم.

244
00:14:34,169 --> 00:14:35,484
ساکتش می کنی!

245
00:14:35,484 --> 00:14:38,034
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
از زمانی که وارد اینجا شده است ناله می کند.

246
00:14:38,034 --> 00:14:40,943
"خیلی گرمه. خیلی سرده.
دستام زغال داره!"

247
00:14:40,943 --> 00:14:43,940
جین،
دیروز در مورد چی صحبت کردیم؟

248
00:14:44,425 --> 00:14:46,451
کنترل میل به شلاق زدن

249
00:14:46,451 --> 00:14:49,003
آیا چیزی
دارید که می خواهید به آقای مونک بگویید؟

250
00:14:50,030 --> 00:14:51,288
متاسف.

251
00:14:51,288 --> 00:14:53,852
اشکالی ندارد. من کمی
زغال روی دستانم دارم.

252
00:14:53,852 --> 00:14:55,117
دکتر لنکستر،

253
00:14:55,117 --> 00:14:57,115
دکتر لنکستر،
حدس بزنید من چه نقاشی می کنم.

254
00:14:57,115 --> 00:15:00,245
- بابا نوئل!
- باشه، باشه.

255
00:15:01,941 --> 00:15:05,404
خوب، می دانید که این
قرار است یک سلف پرتره باشد.

256
00:15:05,404 --> 00:15:08,703
- منم.
-چرا اینقدر کوچولو؟

257
00:15:09,035 --> 00:15:11,928
همه در
مقایسه با بابانوئل کوچک هستند .

258
00:15:11,928 --> 00:15:15,009
او در واقع هر
شب بیدار می نشیند و منتظر اوست.

259
00:15:15,009 --> 00:15:18,718
من احساس می کنم او در راه است.
قطعا بیرون سردتر می شود.

260
00:15:18,718 --> 00:15:21,500
آگوست است، کار بدی!

261
00:15:28,262 --> 00:15:30,486
مشکلی هست جناب راهب؟

262
00:15:30,486 --> 00:15:33,550
من
برای شروع کمی مشکل دارم.

263
00:15:33,550 --> 00:15:36,000
میدونی چرا؟

264
00:15:37,128 --> 00:15:40,145
شاید به این دلیل است که می
ترسید کامل نباشد.

265
00:15:40,582 --> 00:15:44,109
و حق با شماست. کامل نخواهد بود
قرار نیست همه چیز عالی باشد.

266
00:15:44,109 --> 00:15:46,645
اما، بیا چرا
فقط چیزی نمی کشی؟

267
00:15:46,645 --> 00:15:49,290
من فقط 48 ساعت است که تو را دارم.

268
00:16:04,556 --> 00:16:06,120
خوشم می آید.

269
00:16:06,120 --> 00:16:09,879
چه حسی دارد؟

270
00:16:09,879 --> 00:16:12,346
حس خوبی داره

271
00:16:42,022 --> 00:16:44,377
به اتاق ساکت!
او به داروهای بیشتری نیاز دارد!

272
00:16:45,020 --> 00:16:48,497
با دکتر لنکستر تماس بگیرید و به او بگویید
که جین در حال از دست دادن آن است!

273
00:16:48,497 --> 00:16:50,264
تلفن همراه او را امتحان کنید!

274
00:17:17,569 --> 00:17:19,996
بابا نوئل

275
00:17:28,387 --> 00:17:30,690
به استاپ اند شاپ رفتم،

276
00:17:30,690 --> 00:17:34,634
اما به جای اینکه به
سمت خانه در خیابان Divisadero بروید،

277
00:17:34,634 --> 00:17:37,424
من به چپ پیچیدم...

278
00:17:37,424 --> 00:17:41,461
و من از
خیابان قدیمی ترودی به سمت خانه او رفتم .

279
00:17:41,461 --> 00:17:44,930
در باز بود و
من وارد شدم.

280
00:17:46,360 --> 00:17:49,417
و چه احساسی داشتید
که دوباره در خانه هستید؟

281
00:17:49,660 --> 00:17:52,622
محتوا، نه یک مراقبت در دنیا.

282
00:17:52,622 --> 00:17:55,393
آدریان، این اصرار از چه زمانی
شروع به آشکار شدن کرد؟

283
00:17:55,393 --> 00:17:58,352
جان،
امروز جلسه درمانی را برگزار می کنم، باشه؟

284
00:17:58,352 --> 00:18:00,628
به اندازه کافی منصفانه / و بعداً
من و تو می توانیم خصوصی صحبت کنیم.

285
00:18:00,628 --> 00:18:04,355
درباره مونک؟ / نه. در مورد
تمایل شما به همدلی بیش از حد.

286
00:18:04,478 --> 00:18:06,448
احساس می کنم دوباره
به دانشکده پزشکی برگشتم .

287
00:18:06,448 --> 00:18:08,282
دکتر لنکستر،
آیا می توانم بعد بروم؟

288
00:18:08,282 --> 00:18:09,915
فقط یک دقیقه
فقط یک دقیقه، باشه؟

289
00:18:09,915 --> 00:18:11,538
برو جلو.

290
00:18:11,703 --> 00:18:15,111
من، اوه، واقعا
برای هاسکل ها متاسفم .

291
00:18:15,111 --> 00:18:16,762
هاسکل ها چه کسانی هستند؟

292
00:18:18,033 --> 00:18:19,389
هاسکل ها چه کسانی هستند؟

293
00:18:19,389 --> 00:18:22,306
زوجی که
در خانه زندگی می کنند .

294
00:18:22,306 --> 00:18:25,916
نیک و جوزی
مردم شیرین، و، اوه،

295
00:18:25,916 --> 00:18:28,422
من...

296
00:18:28,607 --> 00:18:32,416
همسر من
دقیقاً یک گردنبند داشت.

297
00:18:32,416 --> 00:18:35,178
خوب، من آن را به شما نمی دهم
اگر این چیزی است که شما به آن دست پیدا می کنید.

298
00:18:35,178 --> 00:18:38,695
دکتر لنکستر،
لطفاً می‌توانم بروم؟

299
00:18:40,401 --> 00:18:43,694
دیشب بابانوئل را دیدم.

300
00:18:44,113 --> 00:18:45,775
خیلی خوب. من مطمئن هستم که همه ما دوست داریم
در مورد آن بشنویم. برو جلو.

301
00:18:45,775 --> 00:18:47,072
باشه.

302
00:18:47,072 --> 00:18:49,216
حوالی ساعت 4:00 بود.

303
00:18:49,216 --> 00:18:51,365
تو اتاقم خواب بودم

304
00:18:51,365 --> 00:18:53,629
صداهایی از بیرون شنیدم.

305
00:18:53,629 --> 00:18:56,125
آنها ردپایی روی پشت بام بودند.

306
00:18:56,125 --> 00:18:59,659
و از روی تخت بلند شدم تا
ببینم قضیه چیست.

307
00:19:01,055 --> 00:19:03,942
او بود،
به بزرگی زندگی.

308
00:19:03,942 --> 00:19:07,414
کنار دودکش بزرگ ایستاده بود
و آماده سر خوردن به پایین بود.

309
00:19:07,414 --> 00:19:09,474
سپس...

310
00:19:09,474 --> 00:19:11,726
تلفن همراهش زنگ خورد

311
00:19:12,083 --> 00:19:15,082
تلفن همراهش؟

312
00:19:15,187 --> 00:19:18,071
او جواب داد و بعد
شروع کرد به صحبت کردن با یکی.

313
00:19:18,071 --> 00:19:21,329
درسته. می تونم ثابتش کنم.
عکسشو گرفتم

314
00:19:21,329 --> 00:19:22,423
تو-چندتا عکس گرفتی؟

315
00:19:22,423 --> 00:19:25,485
آره من همیشه
دوربینم را کنار پنجره نگه می دارم.

316
00:19:25,485 --> 00:19:28,385
من مطمئن هستم که همه ما دوست داریم
وقتی توسعه یافتند آنها را ببینیم.

317
00:19:29,127 --> 00:19:30,868
و نفر بعدی کیست؟

318
00:19:32,130 --> 00:19:33,914
خوب، این یک جفت نیست.

319
00:19:33,914 --> 00:19:38,215
در واقع، این یک جک است
و این یک پادشاه است.

320
00:19:40,821 --> 00:19:42,809
به اندازه کافی نزدیک.

321
00:19:44,348 --> 00:19:47,377
- دنبال چی میگردی؟
- دوربین من.

322
00:19:47,706 --> 00:19:50,902
همونجا گذاشتمش
من می دانم که انجام دادم.

323
00:19:50,902 --> 00:19:56,220
مانی
دیشب ساعت چند دیدی بابا نوئل رو دیدی ؟

324
00:19:56,220 --> 00:19:58,110
ساعت 3:47 صبح دقیقا.

325
00:19:58,110 --> 00:20:00,558
یادداشت کردم

326
00:20:01,145 --> 00:20:03,542
میخوای ببینی
کجا دیدمش؟

327
00:20:05,430 --> 00:20:07,749
همه فکر می کنند این
فقط یک داستان کودکانه است.

328
00:20:07,749 --> 00:20:11,426
البته، پسر رژه میسی و
فروشگاه بزرگ بابانوئل بازیگر هستند.

329
00:20:11,426 --> 00:20:12,620
من احمق نیستم.

330
00:20:12,620 --> 00:20:17,281
اما بیش از 400
مشاهده مستند از سنت نیکلاس وجود دارد ...

331
00:20:17,281 --> 00:20:19,881
مستند علمی

332
00:20:19,881 --> 00:20:22,921
این در اینترنت است،
بنابراین شما می دانید که درست است.

333
00:20:24,289 --> 00:20:26,395
نگاه کن

334
00:20:26,422 --> 00:20:28,590
این یک عکس واقعی است.

335
00:20:28,590 --> 00:20:31,628
خوب، مانی،
این می تواند هر چیزی باشد.

336
00:20:31,628 --> 00:20:33,992
بابا نوئل است.

337
00:20:36,035 --> 00:20:39,169
- اینجا چی شد؟
- آقای ریشتر.

338
00:20:39,169 --> 00:20:40,780
او نمی خواست حرکت کند.

339
00:20:40,780 --> 00:20:43,646
او این اتاق را قبل از من داشت.
دعوای بزرگی به راه انداخت.

340
00:20:43,646 --> 00:20:46,389
- این اخیرا اتفاق افتاده است؟
- هفته گذشته

341
00:20:46,389 --> 00:20:49,751
من
11 سال در لیست انتظار این اتاق بودم .

342
00:20:49,751 --> 00:20:52,679
هفته گذشته، دکتر لنکستر
گفت من می توانم آن را داشته باشم.

343
00:20:54,266 --> 00:20:56,405
ای کاش دوربینم را داشتم

344
00:20:56,405 --> 00:20:58,965
من مدرک واقعی داشتم

345
00:20:59,101 --> 00:21:02,175
این... این جایی است که
او را دیدی، ها؟

346
00:21:03,425 --> 00:21:05,609
ایستاده بود...

347
00:21:05,609 --> 00:21:08,111
درست اونجا

348
00:21:08,320 --> 00:21:10,602
و بعد تلفن همراهش زنگ خورد.

349
00:21:10,602 --> 00:21:13,325
او جواب داد و سپس از آنجا
دور شد.

350
00:21:13,325 --> 00:21:14,538
آن چیست؟

351
00:21:14,538 --> 00:21:16,374
- جایی که؟
- روی دودکش

352
00:21:16,374 --> 00:21:20,064
شبیه یک پارچه
یا پارچه است.

353
00:21:22,093 --> 00:21:23,890
مانی، فقط زمین نخور

354
00:21:23,890 --> 00:21:26,209
افتادن بد است
شما این را می دانید، درست است؟

355
00:21:27,296 --> 00:21:28,732
مراقب باش.

356
00:21:28,732 --> 00:21:32,170
می دانید،
جاذبه زیادی وجود دارد.

357
00:21:33,575 --> 00:21:34,983
آیا می توانید به آن برسید؟

358
00:21:34,983 --> 00:21:36,918
من هم اینچنین فکر میکنم.

359
00:21:38,437 --> 00:21:41,591
باشه مانی
به اطراف نگاه کن

360
00:21:41,591 --> 00:21:44,412
آیا ردپایی وجود دارد؟

361
00:21:45,114 --> 00:21:48,346
- من مال خودم را می بینم.
- غیر از مال تو

362
00:21:49,252 --> 00:21:52,340
آره! همه آنها تمام شده اند.

363
00:21:52,340 --> 00:21:54,595
او اینجا بود!

364
00:21:57,175 --> 00:21:59,953
این یک مدرک است، اینطور نیست؟
این مدرک است.

365
00:21:59,953 --> 00:22:03,209
اوه، من نمی توانم تا جلسه بعدی خود صبر کنم.
این آنها را خاموش می کند

366
00:22:03,209 --> 00:22:07,156
در واقع، مانی، من فکر می کنم ما باید
این را فقط بین من و تو نگه داریم.

367
00:22:07,156 --> 00:22:08,379
نه. چرا؟

368
00:22:08,379 --> 00:22:11,166
خب، شاید شواهد بیشتری پیدا کنیم.

369
00:22:11,166 --> 00:22:14,517
و سپس آنها باید ما را باور کنند.

370
00:22:14,517 --> 00:22:16,863
- خوب.
- خوب

371
00:22:16,942 --> 00:22:19,162
و به هر حال، مانی،

372
00:22:19,162 --> 00:22:22,428
زمانی که
دکتر گولد به قتل رسید ، شما اینجا بودید؟

373
00:22:22,428 --> 00:22:23,529
اوه، آره

374
00:22:23,529 --> 00:22:25,748
آنها از من
در روزنامه نقل قول کردند.

375
00:22:25,748 --> 00:22:27,326
بهت نشون میدم.

376
00:22:31,749 --> 00:22:34,148
همه مقالات را ذخیره کردم.

377
00:22:34,886 --> 00:22:39,274
"یک بیمار ناشناس اظهار داشت
که دکتر گولد بسیار محبوب بود...

378
00:22:39,274 --> 00:22:41,305
و به شدت از دست خواهد رفت."

379
00:22:41,487 --> 00:22:45,321
اوهوم. این منم...
«بیمار ناشناس».

380
00:22:50,256 --> 00:22:55,369
این جدول باید به
اینجا حرکت کند ، از مسیر خارج شود.

381
00:22:55,872 --> 00:22:57,348
کامل.

382
00:22:57,348 --> 00:23:01,554
- باشه، این کمد پزشکی است.
- این کمد هنر و صنایع دستی است.

383
00:23:01,554 --> 00:23:05,309
من می دانم، اما ما وانمود می
کنیم که این نزدیکترین پزشکی است.

384
00:23:05,309 --> 00:23:07,405
این کمد هنر و صنایع دستی است.

385
00:23:07,405 --> 00:23:10,022
باشه، مانی،
تو دکتر گولد هستی.

386
00:23:10,022 --> 00:23:14,740
شما در حال دور زدن خود هستید.
داری میای پایین سالن

387
00:23:17,366 --> 00:23:19,540
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
گوشش را تمیز می کرد، یادته؟

388
00:23:19,826 --> 00:23:22,398
وارد اتاق عرضه می شوید.

389
00:23:22,398 --> 00:23:24,431
کابینه آنجاست

390
00:23:24,431 --> 00:23:26,080
شما آن را باز کنید.

391
00:23:28,476 --> 00:23:30,575
باشه جانی،
تو بیل لافرانکی هستی. / آره

392
00:23:30,575 --> 00:23:32,990
شما به دنبال
سرقت مواد مخدر هستید. / آره

393
00:23:32,990 --> 00:23:35,322
یواشکی به دکتر میری

394
00:23:37,022 --> 00:23:39,010
و...

395
00:23:39,010 --> 00:23:40,031
انفجار. / انفجار.

396
00:23:40,031 --> 00:23:41,949
انفجار.

397
00:23:42,251 --> 00:23:44,355
و دکتر گولد مرده است.

398
00:23:46,931 --> 00:23:50,495
لافرانکی می رود تا مواد مخدر را بدزدد.

399
00:23:52,226 --> 00:23:53,980
و تو فرار می کنی

400
00:23:53,980 --> 00:23:55,802
فرار کن.

401
00:24:01,683 --> 00:24:03,961
باشه.

402
00:24:03,961 --> 00:24:06,282
بگذار فکر کنم.

403
00:24:16,994 --> 00:24:19,163
کلیدها.

404
00:24:20,318 --> 00:24:23,909
مانی کلیدهای
در را گذاشت...

405
00:24:23,951 --> 00:24:28,044
کاری که
هر کسی انجام می دهد.

406
00:24:28,347 --> 00:24:30,482
اما به تصویر نگاه کنید.

407
00:24:32,534 --> 00:24:35,520
ببینید کلیدها کجا هستند.

408
00:24:35,520 --> 00:24:39,768
کلیدها هنوز
در جیب دکتر است.

409
00:24:40,637 --> 00:24:44,237
من فکر نمی کنم که او هرگز
در قفسه را باز نکرده باشد.

410
00:24:44,410 --> 00:24:46,258
شاید...

411
00:24:46,258 --> 00:24:49,022
لافرانکی به او شلیک کرد،

412
00:24:49,480 --> 00:24:53,847
کلیدهایش را گرفت
و بعد باز کرد.

413
00:24:54,775 --> 00:24:57,496
چرا یک معتاد
مستاصل مواد مخدر است...

414
00:24:57,496 --> 00:25:00,857
کلیدها را به
جیب دکتر برگردانید ؟

415
00:25:00,857 --> 00:25:03,442
فکر نمی کنم لافرانکی این کار را کرده باشد.

416
00:25:03,675 --> 00:25:06,517
فکر می کنم قاتل کلیدهای خودش را داشت.

417
00:25:06,517 --> 00:25:08,729
یعنی اینجا کار می کرد؟

418
00:25:09,722 --> 00:25:11,542
چه خبر است؟

419
00:25:13,092 --> 00:25:15,692
آنها دکتر گولد را می کشند.

420
00:25:27,616 --> 00:25:29,783
حالا به من گوش کن آقای راهب.

421
00:25:29,783 --> 00:25:33,223
نه تنها دکتر گولد همکار من بود،

422
00:25:33,223 --> 00:25:35,518
او بهترین دوست من بود.

423
00:25:35,518 --> 00:25:38,037
و من از
شوخی شما در مورد آن قدردانی نمی کنم .

424
00:25:38,037 --> 00:25:40,427
شوخی نکردم

425
00:25:40,427 --> 00:25:42,384
میدونی توهم چیه؟

426
00:25:42,384 --> 00:25:47,861
این یک باور نادرست است که علیرغم
شواهد واضح خلاف آن، حفظ شده است.

427
00:25:47,861 --> 00:25:49,825
خط ماهیگیری

428
00:25:49,825 --> 00:25:51,402
ببخشید؟ چی؟

429
00:25:52,439 --> 00:25:55,387
در این چوب ماهیگیری وجود داشت.

430
00:25:55,387 --> 00:25:57,828
- کجا رفت؟
- فکر می کنی چه اتفاقی برایش افتاده؟

431
00:25:57,828 --> 00:25:59,992
فکر می کنی من از آن برای خفه کردن
کسی در بخش استفاده کردم؟

432
00:25:59,992 --> 00:26:01,181
دکتر لنکستر!

433
00:26:01,181 --> 00:26:03,797
متاسفم که حرفم را قطع می کنم،
اما شنیدم که او اینجاست.

434
00:26:03,797 --> 00:26:05,377
کجاست؟

435
00:26:05,377 --> 00:26:09,497
چی؟ / میدونی چیه. گردنبند من همونی
که گفتی تو رو یاد همسرت انداخت.

436
00:26:09,497 --> 00:26:12,045
- او آن را دزدید. من می دانم که او انجام داد.
- این مسخرست.

437
00:26:12,045 --> 00:26:14,718
آن را در بهداری برداشتم.
این آخرین باری بود که آن را داشتم.

438
00:26:14,718 --> 00:26:17,650
- تو اونجا بودی!
- یک راه ساده برای حل این مشکل وجود دارد.

439
00:26:17,650 --> 00:26:19,619
آدریان جیبتو خالی کن

440
00:26:28,440 --> 00:26:30,235
اوه خدای من.

441
00:26:30,235 --> 00:26:32,836
بسیار از شما متشکرم!

442
00:26:33,315 --> 00:26:35,325
چطور رفته اونجا؟

443
00:26:36,257 --> 00:26:40,901
قسم می خورم که...
یادم نمی آید که گرفته باشم.

444
00:26:40,901 --> 00:26:43,243
من می دانم که شما نمی دانید. میدانم.

445
00:26:46,194 --> 00:26:48,731
متاسفم که سرت داد زدم

446
00:26:48,888 --> 00:26:51,591
من هم مثل شما
بودم که به اینجا رسیدم.

447
00:26:52,141 --> 00:26:55,113
من چیزهایی را می دیدم
که آنجا نبودند.

448
00:26:55,816 --> 00:27:01,901
شبی که دکتر گولد به قتل رسید،
بیل لافرانکی را دیدم که با تفنگ می دوید.

449
00:27:03,166 --> 00:27:05,119
شما انجام دادید؟

450
00:27:05,419 --> 00:27:07,754
داشتم سعی می کردم
به یک تلفن پولی برسم .

451
00:27:07,754 --> 00:27:10,333
اما در ذهن من،

452
00:27:10,333 --> 00:27:14,058
من دکتر لنکستر را با اسلحه دیدم،

453
00:27:16,327 --> 00:27:19,129
مثل من...

454
00:27:19,319 --> 00:27:25,023
خشم خود را نسبت به
دکتر لنکستر بر روی بیل لافرانکی فرافکنی کردم.

455
00:27:25,191 --> 00:27:27,328
می بینم.

456
00:27:27,716 --> 00:27:31,592
دکتر لنکستر سعی داشت
به من کمک کند. من از او دلخور شدم.

457
00:27:33,619 --> 00:27:35,466
من هم همینطور.

458
00:27:35,466 --> 00:27:37,585
به دنیای من خوش آمدید.

459
00:27:41,567 --> 00:27:44,951
وقت داروی شماست آقای راهب.
دستورات دکتر لنکستر

460
00:27:50,820 --> 00:27:53,386
من دارم دور میشم

461
00:27:53,386 --> 00:27:55,677
مشکل من چیست؟

462
00:27:55,677 --> 00:27:58,550
صبر کن، راهب.
صبر کن.

463
00:28:02,132 --> 00:28:04,752
اگر هم هست رفتارش
بدتر شده است.

464
00:28:04,752 --> 00:28:06,783
ممکن است مجبور
شویم او را بیشتر از آنچه فکر می کردیم اینجا نگه داریم.

465
00:28:06,783 --> 00:28:09,601
-خب، چند وقت دیگه؟
- گفتنش سخته ممکن است یک ماه باشد.

466
00:28:09,601 --> 00:28:12,680
یک ماه؟ / می تواند
به اندازه یک سال باشد.

467
00:28:12,680 --> 00:28:16,990
آدریان دوقطبی است،
او دچار توهم و پارانوئید است.

468
00:28:16,990 --> 00:28:20,557
او به
هر کجا که برگردد اسرار قتل را می بیند .

469
00:28:20,557 --> 00:28:22,164
در واقع، او با
بیمار دیگری دوست شده است ،

470
00:28:22,164 --> 00:28:25,952
و آن دو در تلاشند تا ثابت کنند
که بابا نوئل واقعا وجود دارد.

471
00:28:25,952 --> 00:28:26,962
بابا نوئل؟

472
00:28:26,962 --> 00:28:29,051
آنها برای
جمع آوری مدارک روی پشت بام رفتند .

473
00:28:29,051 --> 00:28:31,828
خنده دار بود اگر خیلی...
ناکارآمد نبود.

474
00:28:31,828 --> 00:28:34,067
آدریان، ببین کی اینجاست

475
00:28:35,671 --> 00:28:38,269
هی، رئیس

476
00:28:38,910 --> 00:28:42,208
- چه حسی داری؟
- آه، من احساس خوبی دارم.

477
00:28:42,208 --> 00:28:45,624
من نمی توانم ...
من نمی توانم برای رسیدن به خانه صبر کنم.

478
00:28:45,778 --> 00:28:48,510
خوب، ما فقط
در مورد آن صحبت می کردیم.

479
00:28:48,510 --> 00:28:50,146
آدریان،
اگه به ​​دوستت نشون بدم بدت نمیاد؟

480
00:28:50,146 --> 00:28:53,033
برخی از آثار هنری
که دیروز ساختید؟

481
00:28:56,054 --> 00:28:57,245
اوه، اینجاست.

482
00:28:57,245 --> 00:28:58,567
یک دقیقه صبر کن.

483
00:29:03,958 --> 00:29:05,688
من آن را کشیدم؟

484
00:29:05,688 --> 00:29:08,053
یادت نمیاد؟

485
00:29:08,208 --> 00:29:11,220
این قبر ترودی نیست؟

486
00:29:12,605 --> 00:29:17,080
دکتر لنکستر گفت
بابا نوئل را دیدی.

487
00:29:18,158 --> 00:29:22,150
نه، ما او را در واقع ندیدیم.

488
00:29:22,150 --> 00:29:25,015
مانی عکس گرفت
اما دوربین را گم کرد.

489
00:29:25,015 --> 00:29:27,604
اما ما یک تکه از یک ...

490
00:29:27,604 --> 00:29:30,001
کت و شلوار قرمز

491
00:29:30,001 --> 00:29:32,208
ما دوست داریم آن را ببینیم، آدریان.

492
00:29:33,293 --> 00:29:35,623
اینجا بود

493
00:29:36,499 --> 00:29:39,781
اینجا بود
اینجا بود

494
00:29:39,781 --> 00:29:43,416
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
می دانید، یک تکه پارچه کوچک از بابانوئل...

495
00:29:43,416 --> 00:29:45,536
کت و شلوار بابانوئل.

496
00:29:45,536 --> 00:29:47,602
باشه. نه نه.

497
00:29:47,815 --> 00:29:51,883
یک تکه پارچه بود و...

498
00:29:52,550 --> 00:29:54,062
دکتر؟

499
00:29:54,062 --> 00:29:57,923
-میتونم خصوصی باهات صحبت کنم؟ / -مطمئن.
- مثل... کت و شلوار بابانوئل.

500
00:30:00,464 --> 00:30:03,589
اون خودش نیست
او به من نیاز دارد.

501
00:30:03,589 --> 00:30:06,284
ببین، من میتونم
هفته ای دو، سه بار اینجا باشم ، باشه؟

502
00:30:06,284 --> 00:30:08,656
من هنوز گواهینامه ام را دارم.
شاید اینجا به من کاری بدهند.

503
00:30:08,656 --> 00:30:14,197
شارونا، می دانم که منظور شما خوب است، اما هر چه
آدریان کمتر با زندگی قدیمی خود ارتباط برقرار کند، بهتر است.

504
00:30:14,197 --> 00:30:16,695
می توانید برای او نامه بنویسید.
می توانید برای او چیزی از خانه بیاورید.

505
00:30:16,695 --> 00:30:19,763
من مطمئن هستم که او آن را دوست دارد،
اما هیچ ملاقاتی وجود ندارد.

506
00:30:26,027 --> 00:30:28,044
ببین آدریان...

507
00:30:28,403 --> 00:30:32,497
l... گوش کن، من نمی توانم تو را فعلا
به خانه ببرم .

508
00:30:32,497 --> 00:30:36,693
شارونا، کفش هایش را نگاه کن.
فقط به کفش های او نگاه کنید.

509
00:30:37,253 --> 00:30:39,775
آنها لک شده اند.

510
00:30:39,775 --> 00:30:41,541
ممکن است دوده باشد

511
00:30:41,541 --> 00:30:43,532
اینها کفشهای قایق هستند.

512
00:30:43,532 --> 00:30:45,995
آنها برای کشش ساخته شده اند.

513
00:30:46,390 --> 00:30:50,143
و من فکر می کنم او
روی پشت بام راه می رفته است.

514
00:30:50,143 --> 00:30:52,223
آدریان،

515
00:30:52,223 --> 00:30:54,945
فقط سعی کن به
دکتر لنکستر گوش کنی، باشه؟

516
00:30:54,945 --> 00:30:56,287
او مرد خوبی است.

517
00:30:56,287 --> 00:30:59,960
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
حدود چهار سال پیش دکتری در اینجا به قتل رسید ... / آدریان،

518
00:30:59,960 --> 00:31:01,902
-آرام میشی؟
- به نام گولد. کنراد گولد

519
00:31:01,902 --> 00:31:04,374
لطفا سعی کنید آرام باشید و بنشینید.

520
00:31:04,374 --> 00:31:06,057
فقط آرام باش.

521
00:31:06,540 --> 00:31:12,418
فکر می‌کنم... فکر می‌کنم لنکستر
ربطی به آن داشت.

522
00:31:12,636 --> 00:31:16,387
آیا من ... عقلم را از دست می دهم؟

523
00:31:49,796 --> 00:31:52,592
کتابخانه پزشکی

524
00:31:54,654 --> 00:31:57,522
- ببخشید.
- یک ثانیه.

525
00:32:00,826 --> 00:32:02,408
سلام.

526
00:32:02,408 --> 00:32:06,414
به من گفته شده که دکتر کنراد گولد
تمام مقالات خود را به کتابخانه شما گذاشته است.

527
00:32:06,414 --> 00:32:09,722
و من باید
مجلات او را از سال 1998 ببینم .

528
00:32:09,722 --> 00:32:11,480
آیا شما شناسنامه دارید؟

529
00:32:12,242 --> 00:32:14,300
نه روی من گذاشتمش تو ماشینم

530
00:32:14,300 --> 00:32:17,071
-میتونم نگاهت کنم
-اوه خب...

531
00:32:17,166 --> 00:32:18,491
موضوع اینجاست.

532
00:32:18,491 --> 00:32:21,515
من
در حال حاضر در اینجا ثبت نام نکرده ام .

533
00:32:21,515 --> 00:32:23,808
خوب، کتابخانه
فقط برای دانش آموزان است.

534
00:32:23,808 --> 00:32:25,251
واقعا؟

535
00:32:33,236 --> 00:32:35,902
آیا Chet وجود دارد که اینجا کار می کند؟

536
00:32:35,902 --> 00:32:39,403
- من چت هستم.
- اوه خدای من. این خیلی خنده دار است

537
00:32:39,403 --> 00:32:41,385
به من گفتند از تو بخواهم.

538
00:32:41,385 --> 00:32:45,900
ببین، من با این پسر در یک مهمانی ملاقات کردم
که گفت تو واقعاً باحالی...

539
00:32:45,900 --> 00:32:50,074
و این که به من اجازه می دهید
در اینجا به عنوان یک لطف کمی تحقیق کنم.

540
00:32:50,074 --> 00:32:52,878
اوه، چه پسری؟

541
00:32:52,878 --> 00:32:55,045
هی چی، اوم...

542
00:32:55,045 --> 00:32:58,380
اوه او قد بلندی
داشت ، عینک می زد.

543
00:32:58,380 --> 00:33:00,211
- راس کلتون؟
- درست است.

544
00:33:00,211 --> 00:33:04,275
- درست است. راس کلتون.
- راس کلتون گفت من باحال بودم؟

545
00:33:04,275 --> 00:33:06,322
آیا او اشتباه می کرد؟

546
00:33:08,135 --> 00:33:10,550
شما
مجلات شخصی گولد را می خواستید ، درست است؟

547
00:33:12,101 --> 00:33:14,686
ذهن اگر بپرسم برای چه؟

548
00:33:14,856 --> 00:33:17,086
راس گفت تو باحالی

549
00:33:17,086 --> 00:33:19,177
اوه، درسته درست. متاسف.

550
00:33:30,510 --> 00:33:33,671
"دکتر مرداک به من اطمینان داد که
من در ردیف بعدی برای مدیریت هستم.

551
00:33:33,671 --> 00:33:37,354
تصمیمی که
با خشم و تمسخر دکتر مواجه خواهد شد.

552
00:33:37,354 --> 00:33:39,301
اوه خدای من.

553
00:33:41,222 --> 00:33:43,450
اگر او
عکسی از ترودی داشته باشد اشکالی ندارد؟

554
00:33:43,450 --> 00:33:45,284
شاید او را آرام کند.

555
00:33:55,465 --> 00:33:57,172
من فکر می کنم او این را دوست خواهد داشت.
بفرمایید.

556
00:33:57,172 --> 00:33:58,385
با تشکر. از دیدن شما خوشحالم.

557
00:33:58,385 --> 00:33:59,978
- بسیار از شما متشکرم.
- شرط می بندی. متشکرم.

558
00:33:59,978 --> 00:34:01,679
- به زودی می بینمت.
- امیدوارم.

559
00:34:04,102 --> 00:34:07,264
گاهی اوقات آرزو می کنم
وقتی از من می پرسند به رولینگ استونز ملحق می شدم.

560
00:34:07,325 --> 00:34:09,092
چراغ خاموش!

561
00:34:17,460 --> 00:34:19,395
هی، آن را بررسی کنید.

562
00:34:22,058 --> 00:34:23,817
راهب، تو دیوانه نیستی.

563
00:34:26,208 --> 00:34:27,963
چی میگه

564
00:34:28,264 --> 00:34:30,686
شما در خطر هستید!
برو بیرون!

565
00:34:31,825 --> 00:34:34,475
میگه من دیوونه نیستم

566
00:34:34,475 --> 00:34:36,560
چیزی در مورد من وجود دارد؟

567
00:35:08,713 --> 00:35:10,880
چه جهنمی؟

568
00:35:11,792 --> 00:35:13,037
شما آنجا هستید.

569
00:35:13,037 --> 00:35:15,646
من به شما هشدار دادم که
در بیمارستان من کارآگاه بازی نکنید .

570
00:35:15,646 --> 00:35:17,017
این فایل بیل لافرانکی است.

571
00:35:17,017 --> 00:35:19,241
هیچ راهی وجود ندارد که این مرد آنطور
که گفته اند خودکشی کند.

572
00:35:19,241 --> 00:35:20,548
او اینجاست!

573
00:35:20,548 --> 00:35:23,989
او از بلون فوبیا رنج می برد.
او یک ترس بیمارگونه از سوزن داشت.

574
00:35:23,989 --> 00:35:25,670
تو مرد باهوشی هستی

575
00:35:25,670 --> 00:35:29,525
بیایید ببینیم
شما با یک I. Q از 17 چه نوع شاهدی هستید.

576
00:35:29,525 --> 00:35:31,672
آقای مونک
برای کشتن من به اینجا آمد . / چی؟ صبر کن.

577
00:35:31,672 --> 00:35:33,835
فکر می کنم او به مدتی
در اتاق ساکت نیاز دارد ، الیور.

578
00:35:33,835 --> 00:35:35,880
- نه. صبر کن!
- به نفع خودته، آدریان.

579
00:36:06,376 --> 00:36:09,299
- چقدر؟
- دو سی سی تورازین.

580
00:36:09,299 --> 00:36:11,928
- چهارتاش کن
- چهار؟

581
00:36:11,928 --> 00:36:15,033
مطمئنی؟ او نمی تواند
بیش از 160 پوند وزن داشته باشد.

582
00:36:15,033 --> 00:36:18,254
آیا
در 45 دقیقه گذشته از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شدید ؟

583
00:36:18,254 --> 00:36:20,270
نه آقا. / پس هر
کاری بهت میگن انجام بده.

584
00:36:20,270 --> 00:36:22,806
به این بیمار
چهار سی سی تورازین بدهید.

585
00:36:22,806 --> 00:36:24,941
من باید بروم طبقه بالا
و مقداری دیگر بیاورم.

586
00:36:24,941 --> 00:36:26,676
سریع تمومش کن.

587
00:37:50,749 --> 00:37:52,586
چه جهنمی؟

588
00:37:52,586 --> 00:37:53,899
هی!

589
00:38:02,654 --> 00:38:03,625
سلام؟

590
00:38:03,625 --> 00:38:05,992
می دانم چه کسی این کار را کرد، شارونا.
می تونم ثابتش کنم.

591
00:38:05,992 --> 00:38:08,127
با پلیس تماس بگیرید.

592
00:38:08,339 --> 00:38:10,951
دوربین آقای کاروترز را قرض گرفتم.

593
00:38:10,951 --> 00:38:14,578
هشت تصویر باقی مانده است.
اعداد را ببینید؟

594
00:38:14,767 --> 00:38:16,981
آیا بابانوئل واقعا می آید؟

595
00:38:16,981 --> 00:38:18,973
اوه، آره، او اینجا خواهد بود.

596
00:38:18,973 --> 00:38:21,340
برای کریسمس چی میخوای؟

597
00:38:22,570 --> 00:38:25,996
من فقط می خواهم دو و دو
دوباره چهار شوند.

598
00:38:28,253 --> 00:38:30,908
خودشه! بابا نوئل!

599
00:38:30,908 --> 00:38:33,266
من آن را می دانستم.

600
00:38:34,977 --> 00:38:36,832
خب داره چیکار میکنه

601
00:38:36,832 --> 00:38:39,556
- داره میره ماهیگیری
- برای چی؟

602
00:38:39,839 --> 00:38:41,280
اسلحه، مانی.

603
00:38:41,280 --> 00:38:44,882
او باید قبل از اینکه
خدمه ساخت و ساز به آن برخورد کنند، آن را پیدا کند.

604
00:38:44,882 --> 00:38:47,756
سپس او برای همیشه از شر آن خلاص می شود
و من هرگز نمی توانم هیچ یک از این ها را ثابت کنم.

605
00:38:47,756 --> 00:38:51,297
- دوستت دارم بابانوئل!
- مانی

606
00:38:51,724 --> 00:38:54,061
مانی مانی، نه خیر

607
00:38:54,061 --> 00:38:57,912
نه. نه. همین جا بمان.
نیاز دارم که عکس بگیری

608
00:38:59,991 --> 00:39:02,855
من نمیفهمم
داره چیکار میکنه

609
00:39:08,746 --> 00:39:11,684
به پایین نگاه نکن
به پایین نگاه نکن

610
00:39:15,009 --> 00:39:16,764
ماهیگیری چطوره دکتر؟

611
00:39:16,764 --> 00:39:19,353
راهب. چطوری اینجا بلند شدی؟

612
00:39:19,353 --> 00:39:21,201
بابا نوئل!

613
00:39:22,026 --> 00:39:24,601
به همین دلیل است که شما
مانی را در آن اتاق قرار دادید ،

614
00:39:24,601 --> 00:39:27,843
چون می دانستی می توانی
تمام شب را اینجا بگذرانی...

615
00:39:27,843 --> 00:39:31,204
و هیچ کس هرگز باور نمی کند که
او واقعاً بابانوئل را دیده است.

616
00:39:31,204 --> 00:39:33,432
هیچکس جز تو، راهب،

617
00:39:33,432 --> 00:39:36,467
و چه کسی شما را باور می کند؟
شما از نظر بالینی دیوانه هستید، یادتان هست؟

618
00:39:36,467 --> 00:39:40,367
ما اسلحه را پیدا می کنیم، دکتر، همان
جایی که آن را انداخته اید.

619
00:39:40,367 --> 00:39:42,576
و این تمام مدرکی است که به آن نیاز خواهم داشت.

620
00:39:44,043 --> 00:39:45,692
طاقت نیاوردی

621
00:39:45,692 --> 00:39:49,085
هیئت مدیره
کار شما را به دکتر گولد سپرد.

622
00:39:49,293 --> 00:39:51,290
- تو اونو کشتي
- دکتر گولد

623
00:39:55,043 --> 00:39:58,973
شما مقداری دارو دزدیدید تا به
نظر برسد که یک بیمار این کار را کرده است.

624
00:39:59,321 --> 00:40:03,133
تو به یک پسر پاییزی نیاز داشتی
لافرانکی مناسب این لایحه بود.

625
00:40:03,133 --> 00:40:05,229
احتمالاً شما
لافرانکی را دوپ کرده اید،

626
00:40:05,229 --> 00:40:08,822
سپس او را به داخل جنگل کشاند
که روز بعد پلیس او را پیدا کرد.

627
00:40:08,822 --> 00:40:11,877
فقط یک مشکل داشتی...
سلاح قتل.

628
00:40:11,877 --> 00:40:14,091
به نام شما ثبت شده است.

629
00:40:14,091 --> 00:40:16,625
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
قبل از اینکه پلیس ها ظاهر شوند باید از شر اسلحه خلاص می شد.

630
00:40:16,625 --> 00:40:19,466
و شما
مکان مناسبی برای پنهان کردن آن پیدا کردید.

631
00:40:19,466 --> 00:40:20,394
هی!

632
00:40:20,394 --> 00:40:22,294
شما نمی توانید با
بابانوئل اینطور صحبت کنید .

633
00:40:22,294 --> 00:40:24,393
مانی مانی!

634
00:40:25,821 --> 00:40:28,961
- بابانوئل! کمکم کنید!
- خب خب خب. ما اینجا چی داریم؟

635
00:40:28,961 --> 00:40:32,379
مانی صبر کن
فقط صبر کن

636
00:40:33,056 --> 00:40:34,884
یک دقیقه صبر کن.

637
00:40:34,884 --> 00:40:37,137
تو واقعا بابا نوئل نیستی

638
00:40:37,137 --> 00:40:39,964
راهب، مراقب باش!
او واقعا بابا نوئل نیست.

639
00:40:44,051 --> 00:40:46,703
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
چهار سال است که اسلحه در آن دودکش گذاشته شده است.

640
00:40:48,022 --> 00:40:51,203
من حدس می زنم محفظه
و پین فلزی ...

641
00:40:51,203 --> 00:40:52,873
کاملا اکسید می شوند.

642
00:40:53,097 --> 00:40:54,367
اوه نگاه کن!

643
00:40:54,367 --> 00:40:57,963
اسلحه را ول کن، بابانوئل!
دستها بالا!

644
00:41:03,163 --> 00:41:05,243
آدریان!

645
00:41:08,542 --> 00:41:10,433
راستی،

646
00:41:10,433 --> 00:41:13,688
در صورتی که
بعداً فرصتی برای صحبت پیدا نکنیم ،

647
00:41:13,688 --> 00:41:15,150
فقط میخوام بدونی...

648
00:41:15,150 --> 00:41:18,545
به جز قتل ها
و تلاش تو برای کشتن من...

649
00:41:18,545 --> 00:41:22,251
تو واقعا
بهترین دکتری بودی که من داشتم

650
00:41:22,251 --> 00:41:24,581
صبر کن مانی
می آیند تو را بگیرند

651
00:41:24,581 --> 00:41:27,283
و کریسمس مبارک.

652
00:41:43,386 --> 00:41:44,489
سلام؟

653
00:41:44,489 --> 00:41:45,827
شارونا

654
00:41:45,827 --> 00:41:47,525
نخند، باشه؟

655
00:41:47,525 --> 00:41:49,707
فقط باید مطمئن باشم

656
00:41:49,707 --> 00:41:51,881
<font style="vertical-align: inherit;"></font>
درخت بلوط لاغر کنار پنجره هست؟

657
00:41:51,881 --> 00:41:53,353
آره.

658
00:41:53,353 --> 00:41:56,317
آیا یک اسلحه
در کنار کمد وجود دارد؟

659
00:41:56,744 --> 00:41:59,762
و آیا عکس ترودی
روی میز خواب است؟

660
00:42:01,108 --> 00:42:02,183
بله

661
00:42:02,183 --> 00:42:03,772
آدریان

662
00:42:03,772 --> 00:42:06,815
تو خونه خودت هستی
حالا برو بخواب

663
00:42:06,815 --> 00:42:07,934
با تشکر.

664
00:42:07,934 --> 00:42:09,393
خبر خوب.

665
00:42:09,393 --> 00:42:13,063
من به طور جدی
شما را به عنوان کارمند ماه در نظر می گیرم .

666
00:42:13,683 --> 00:42:17,057
ممنون رئیس.
فردا میبینمت

