1
00:00:23,888 --> 00:00:25,678
باشه همه

2
00:00:25,713 --> 00:00:27,997
ما در اینجا تعداد زیادی جوایز بزرگ داریم.

3
00:00:28,032 --> 00:00:32,591
قیمت بلیط فقط چهار دلار است. بیا دیگه. قدم بردارید و وارد مرحله اجرا شوید.

4
00:00:32,626 --> 00:00:33,952
شما می توانید یک سبد هدیه برنده شوید،

5
00:00:33,987 --> 00:00:38,244
یک شام استیک برنده شوید، یا می توانید یک پای گیلاس برای خود ببرید.

6
00:00:38,279 --> 00:00:42,329
اوه.! شما واقعا آن پای را می خواهید، ها؟

7
00:00:44,321 --> 00:00:49,151
- ممم که بوی خوش می دهد - بله خانم. پای خوبی است. پای خوب

8
00:00:49,186 --> 00:00:51,364
شما می توانید این سبد هدیه دوست داشتنی را برنده شوید،

9
00:00:51,399 --> 00:00:54,364
شما را زیبا می کند، بوی خوبی می دهد... یا یک شام استیک.

10
00:00:54,991 --> 00:00:57,991
ببخشید.

11
00:00:59,111 --> 00:01:03,067
اوه اوه! به نظر می رسد شما یک رقابت دارید.

12
00:01:06,847 --> 00:01:13,360
و در آخر یک پای آلبالو خانگی بهشتی داریم.

13
00:01:13,395 --> 00:01:20,093
و برنده... 5263.

14
00:01:20,128 --> 00:01:23,093
- اوه! منم! - خب بیا اینجا بالا خانم جوان.

15
00:01:23,990 --> 00:01:26,802
شما بروید. یک پای گیلاس خانگی.

16
00:01:26,837 --> 00:01:29,983
گوش کنید، اگر برای تکمیل این به کمک نیاز دارید،

17
00:01:30,018 --> 00:01:33,287
به من خبر دادی

18
00:01:33,322 --> 00:01:37,767
مردم، همین. خودشه.

19
00:01:46,598 --> 00:01:48,138
- آن پای را به من بده. - چه کار می کنی؟

20
00:01:48,183 --> 00:01:50,210
کاری نکن بهت صدمه بزنم فقط آن پای را به من بده!

21
00:01:50,245 --> 00:01:53,210
شما خوبی؟

22
00:02:08,590 --> 00:02:10,975
Monk 2x11. Mr. Monk and the Three Pies

23
00:03:09,111 --> 00:03:10,997
Her wallet was still full of cash.

24
00:03:11,032 --> 00:03:12,983
These guys just wanted this car.

25
00:03:13,018 --> 00:03:15,983
- Is that mace? - Yeah. We just found an empty canister.

26
00:03:16,773 --> 00:03:20,014
She must have put up a hell of a fight. Good for her.

27
00:03:23,597 --> 00:03:24,763
Who called Monk?

28
00:03:24,798 --> 00:03:27,842
Oh, they're not here for a job. They're just here to pick up a check.

29
00:03:27,877 --> 00:03:31,582
The Hazelwood case.

30
00:03:31,617 --> 00:03:34,367
- Lookin' for this? - Thanks.

31
00:03:37,739 --> 00:03:40,203
- What happened here? - Just a carjacking, Monk.

32
00:03:40,238 --> 00:03:41,987
A woman was killed. We can handle it.

33
00:03:42,022 --> 00:03:43,805
They didn't take her purse?

34
00:03:43,840 --> 00:03:46,620
Just a punk kid out for a joyride.

35
00:03:46,655 --> 00:03:48,924
Look, Monk, we're gonna try to crack this one ourselves,

36
00:03:48,959 --> 00:03:50,560
just for the novelty of it, okay?

37
00:03:50,595 --> 00:03:52,147
It doesn't make any sense.

38
00:03:52,182 --> 00:03:55,036
Why this car? It doesn't even have a tape player.

39
00:03:55,071 --> 00:03:57,406
It runs. It's a convertible.

40
00:03:57,441 --> 00:04:00,406
That's all the reason they need.

41
00:04:00,678 --> 00:04:02,017
Oh, no.

42
00:04:02,052 --> 00:04:03,640
- What? - Oh, it's nothing.

43
00:04:03,675 --> 00:04:05,501
چیست؟

44
00:04:05,536 --> 00:04:08,501
اوه، فقط سنگرها به هم ریخته اند. آنها ناهموار هستند.

45
00:04:09,216 --> 00:04:12,545
-تو سعی میکنی از شر من خلاص بشی. - نه من نیستم.

46
00:04:13,494 --> 00:04:15,240
به یکی از سمت راست نگاه کنید. در خندق است.

47
00:04:15,275 --> 00:04:19,122
میدونم داری چیکار میکنی این ... این کار نمی کند.

48
00:04:20,462 --> 00:04:23,405
اونی که وسطش هست همش "فاکاچا" هست.

49
00:04:25,501 --> 00:04:28,136
ببخشید.

50
00:04:28,171 --> 00:04:29,532
سلام.

51
00:04:29,567 --> 00:04:32,532
اوه، نه، من شارونا هستم، دستیار او. این چه کسی است؟

52
00:04:34,081 --> 00:04:36,863
اوه، اوه، صبر کن

53
00:04:36,898 --> 00:04:40,941
آدریان آدریان، برادر داری؟

54
00:04:49,193 --> 00:04:51,875
خیر

55
00:04:53,383 --> 00:04:56,624
متاسفم. شما باید آدریان مونک اشتباهی داشته باشید.

56
00:04:57,724 --> 00:05:00,833
- او چند سالش بود؟ - شصت و پنج.

57
00:05:01,620 --> 00:05:03,345
جوابش را نده نکن...

58
00:05:03,380 --> 00:05:06,011
فقط جوابش را نده

59
00:05:06,046 --> 00:05:09,011
من ... ممکن است یک برادر داشته باشم.

60
00:05:09,660 --> 00:05:11,394
به من گفتی که تک فرزندی

61
00:05:11,429 --> 00:05:14,292
من خودم را تک فرزند می دانم.

62
00:05:14,327 --> 00:05:17,719
ما نزدیک نیستیم او... او مسائلی دارد.

63
00:05:17,754 --> 00:05:19,203
برادر شما مشکلی دارد؟

64
00:05:19,238 --> 00:05:20,997
شما مردم کار ندارید؟

65
00:05:21,032 --> 00:05:24,471
اونجا یه زن مرده هست

66
00:05:28,549 --> 00:05:31,061
بیخیالش. فقط آن را نادیده بگیرید.

67
00:05:31,096 --> 00:05:33,931
او متوقف خواهد شد ... در نهایت.

68
00:05:33,966 --> 00:05:36,931
او باید بخوابد.

69
00:05:37,816 --> 00:05:40,924
- اسم او چیست؟ - آمبروز.

70
00:05:42,707 --> 00:05:43,876
او چه کار می کند؟

71
00:05:43,911 --> 00:05:49,126
او دفترچه راهنمای... برای مخلوط کن و توستر فر می نویسد.

72
00:05:49,161 --> 00:05:50,953
او در Tewkesbury زندگی می کند.

73
00:05:50,988 --> 00:05:53,039
- او 10 دقیقه دورتر زندگی می کند؟ - مممم

74
00:05:53,074 --> 00:05:55,132
خوب، اگر تلفن را بر نداری، او فقط می آید.

75
00:05:55,167 --> 00:05:57,965
نه. او نمی تواند. او هرگز از خانه بیرون نمی رود.

76
00:05:58,000 --> 00:06:00,965
او آگورافوبیا دارد. بهت گفتم او هست...

77
00:06:02,917 --> 00:06:04,814
آخرین باری که با او صحبت کردید کی بود؟

78
00:06:04,849 --> 00:06:07,814
حدود چهار سال پیش. شاید پنج.

79
00:06:10,485 --> 00:06:13,485
- چهار یا پنج بود؟ - شش

80
00:06:14,788 --> 00:06:17,524
هفت. نگاه کن...

81
00:06:17,559 --> 00:06:20,004
او به مراسم تشییع جنازه ترودی نیامد.

82
00:06:20,039 --> 00:06:21,963
اما شما فقط گفتید که او نمی تواند از خانه خارج شود.

83
00:06:21,998 --> 00:06:25,813
او هرگز زنگ نزد و ننوشت. نه یک کلمه

84
00:06:25,848 --> 00:06:28,669
-بهش زنگ زدی؟ - آره! صد بار

85
00:06:28,704 --> 00:06:31,366
هرگز گوشی را بر نگرفت.

86
00:06:31,401 --> 00:06:35,477
- شاید داره زنگ میزنه که عذرخواهی کنه. - خیلی دیر شده. من به او نیازی ندارم

87
00:06:35,512 --> 00:06:38,477
- خوب، فکر می کنم شما این کار را می کنید. - نکن! نکن...

88
00:06:41,165 --> 00:06:44,165
سلام؟ این آمبروز است؟

89
00:06:45,563 --> 00:06:48,563
سلام. سلام. من خیلی چیزها در مورد شما شنیده ام.

90
00:06:48,897 --> 00:06:54,278
آره اوه اوه، باشه هول... فقط یک ثانیه نگه دارید.

91
00:06:54,313 --> 00:06:56,676
او از شما می خواهد که بیایید میگه خیلی مهمه

92
00:06:56,711 --> 00:07:01,848
- برام مهم نیست! - می گوید زندگی یا مرگ است.

93
00:07:06,000 --> 00:07:07,689
وای. اینجا جایی بزرگ شدی؟

94
00:07:07,724 --> 00:07:09,604
تعجب کردی؟

95
00:07:09,639 --> 00:07:12,604
نه، من همیشه چیز متفاوتی را تصور می کردم.

96
00:07:12,792 --> 00:07:15,273
مانند آنچه که؟

97
00:07:15,308 --> 00:07:19,250
من نمی دانم. مثل آزمایشگاه

98
00:07:23,872 --> 00:07:25,873
این ست تاب شما بود؟

99
00:07:25,908 --> 00:07:28,873
پدرم آن را در هشت سالگی گذاشت.

100
00:07:29,447 --> 00:07:32,347
شاید شادترین روز زندگی من باشد.

101
00:07:32,382 --> 00:07:35,347
- جالب به نظر می رسید. - من نمی دانم.

102
00:07:35,853 --> 00:07:37,775
هیچوقت استفاده نکردی؟

103
00:07:37,810 --> 00:07:40,775
منظورم اینه که نگاهش کن. این یک تله مرگ است.

104
00:07:41,328 --> 00:07:44,328
اما تماشای او که آن را گذاشت لذت بخش بود.

105
00:07:45,105 --> 00:07:46,899
او باید ناامید شده باشد.

106
00:07:46,934 --> 00:07:49,463
خب تا اون موقع عادت کرده بود

107
00:07:49,498 --> 00:07:54,345
دو ماه بعد، او برای برداشتن مقداری غذای چینی بیرون رفت، دیگر برنگشت.

108
00:07:57,061 --> 00:08:00,442
متاسف.

109
00:08:03,383 --> 00:08:06,506
اوست؟

110
00:08:11,295 --> 00:08:14,295
- باشه. بیا بریم. - چی؟

111
00:08:15,239 --> 00:08:16,786
برایش دست تکان دادم. برایم دست تکان داد.

112
00:08:16,821 --> 00:08:22,497
- برای یک دهه کافی است. - آدریان، نمی تونی بری. او برادر شماست

113
00:08:22,532 --> 00:08:25,262
بیا دیگه.

114
00:08:42,229 --> 00:08:48,359
- سلام آدریان. - آمبروز.

115
00:08:58,392 --> 00:09:01,392
اوه... این دستیار من، شارونا است.

116
00:09:01,780 --> 00:09:04,385
- اوه سلام - سلام. تلفنی صحبت کردیم.

117
00:09:04,420 --> 00:09:07,385
اوه، بنابراین، شما می توانید یک تلفن را شماره گیری کنید. من نگران بودم.

118
00:09:08,403 --> 00:09:10,035
فکر کردم ممکنه فلج شده باشی یا همچین چیزی

119
00:09:10,070 --> 00:09:12,328
- من فلج نبودم. - داشتم طعنه می زدم.

120
00:09:12,363 --> 00:09:15,777
داشتی طعنه می زدی طعنه بیانی تحقیرآمیز و کنایه آمیز است.

121
00:09:15,812 --> 00:09:19,957
مسخره می کردی این طعنه آمیز است.

122
00:09:21,380 --> 00:09:24,877
لطفا داخل شوید.

123
00:09:29,438 --> 00:09:32,438
اوه خدا تو مجبور نبودی فقط به خاطر ما تمیز کنی.

124
00:09:35,281 --> 00:09:38,281
- هی اینو نوشتی؟ - آره.

125
00:09:38,612 --> 00:09:41,533
من این منشی تلفنی را دارم. این کتابچه راهنمای بسیار خوبی است.

126
00:09:41,568 --> 00:09:43,600
تمام مراحل بسیار واضح است.

127
00:09:43,635 --> 00:09:46,600
- مطمئنم متوجه اشتباه تایپی شده اید. - اوه، نه

128
00:09:47,501 --> 00:09:50,455
در صفحه 42 است.

129
00:09:53,351 --> 00:09:55,351
باید خواند...

130
00:09:57,119 --> 00:10:00,889
- قسمت آلمانی را هم نوشتی؟ - آمبروز می تواند به هفت زبان صحبت کند.

131
00:10:00,924 --> 00:10:03,889
هفت و نیم من به خودم ماندارین یاد می دهم.

132
00:10:04,325 --> 00:10:06,920
این به کار خواهد آمد.

133
00:10:06,955 --> 00:10:10,655
- اوم، اینجا من نامه شما را برای شما برداشتم. - متشکرم.

134
00:10:10,690 --> 00:10:13,655
می دانید، من واقعاً، اوه، آن کاتالوگ را دوست دارم.

135
00:10:13,920 --> 00:10:15,764
میتوانم یکی از اینها داشته باشم؟ آنها دو نفر از آنها را برای شما فرستادند.

136
00:10:15,799 --> 00:10:17,974
متاسفم؟ خیر

137
00:10:18,009 --> 00:10:22,827
- خوب، آنها یکسان هستند. - من تمام نامه هایم را ذخیره می کنم.

138
00:10:22,862 --> 00:10:25,616
وقتی پدر برمی گردد، می خواهد نامه اش را ببیند.

139
00:10:25,651 --> 00:10:28,742
- آمبروز. - همه چیز برای او آماده است.

140
00:10:28,777 --> 00:10:30,716
- اون برنمیگرده - تو نمیدونی

141
00:10:30,751 --> 00:10:34,281
- بله، دارم. - تو همه چیز را نمی دانی!

142
00:10:34,316 --> 00:10:36,609
آقای کارآگاه بزرگ.!

143
00:10:37,317 --> 00:10:40,317
چرا اون بیرون دنبالش نمیگردی؟

144
00:10:41,014 --> 00:10:44,665
چون می ترسم پیداش کنم.

145
00:10:49,702 --> 00:10:54,896
اوه، اد... آدریان، آیا این شما در عکس آنجا هستید؟

146
00:10:55,313 --> 00:10:58,313
- اوه منم. - دست نمیزنی

147
00:10:58,357 --> 00:11:01,357
در واقع، این به همان اندازه نزدیک است که ما همیشه به آن نزدیک شده ایم.

148
00:11:01,634 --> 00:11:04,131
- اون مامانت هست؟ - مممم

149
00:11:04,166 --> 00:11:09,526
- او زیباست. - او بود. ما او را در سال 1994 از دست دادیم.

150
00:11:12,406 --> 00:11:16,385
بنابراین، آدریان، آیا شما هنوز در خیابان کاج زندگی می کنید؟

151
00:11:16,420 --> 00:11:18,245
اوه، آره او یک آپارتمان عالی دارد.

152
00:11:18,280 --> 00:11:20,944
یه وقتایی باید بیای

153
00:11:20,979 --> 00:11:23,928
-نمیتونم - امبروز، نگو که نمی توانی.

154
00:11:23,963 --> 00:11:27,472
من نمی توانم. - البته که می توانی. شما انتخاب می کنید که این کار را نکنید.

155
00:11:27,507 --> 00:11:30,853
گفتن آن برای شما آسان است. تو همیشه نترس بودی

156
00:11:30,888 --> 00:11:32,867
- اینجا اومد. - باید می دیدیش.

157
00:11:32,902 --> 00:11:34,663
رفتن به فروشگاه ها و خرید وسایل ...

158
00:11:34,698 --> 00:11:37,350
- وقتی 15 ساله بود به تنهایی. - وای.

159
00:11:37,385 --> 00:11:40,223
رانندگی با ماشین در 24 سالگی.

160
00:11:40,258 --> 00:11:43,223
قرار گذاشتن بیرون رفتن با خانم ها...

161
00:11:43,325 --> 00:11:46,325
در 26 سالگی

162
00:11:46,744 --> 00:11:51,015
- او یک Evel Knievel معمولی است. - به هر حال، امبروز.

163
00:11:51,050 --> 00:11:53,917
من چی هستم... اینجا چیکار می کنم؟

164
00:11:53,952 --> 00:11:55,920
باور کنید یا نه، من به کمک شما نیاز دارم.

165
00:11:55,955 --> 00:11:57,479
دو شب پیش یه اتفاقی افتاد

166
00:11:57,514 --> 00:12:00,479
همسایه همسایه من است. نام او پت ون رنکن است.

167
00:12:01,664 --> 00:12:06,778
- چی شد؟ - 85 تا 90 درصد مطمئنم که همسرش را کشته است.

168
00:12:11,399 --> 00:12:13,740
آنجا خانه اوست. شما می توانید آن را از پنجره ببینید.

169
00:12:13,775 --> 00:12:15,806
همسر او، ریتا، دوست من است.

170
00:12:15,841 --> 00:12:18,254
او می آید و گاهی برایم شام درست می کند.

171
00:12:18,289 --> 00:12:20,741
-این اتاق خواب قدیمی شماست؟ - مممم

172
00:12:20,776 --> 00:12:25,692
- وای. بودن در اینجا چه حسی دارد؟ - ناگوار. ممنون که پرسیدید

173
00:12:25,727 --> 00:12:27,364
- The Who را دوست داری؟ - چه؟

174
00:12:27,399 --> 00:12:30,079
گروه راک The Who. شما آلبوم را دارید.

175
00:12:30,114 --> 00:12:35,857
اوه، آره همه بچه ها از گروه های آواز راک اند رول لذت بردند.

176
00:12:35,892 --> 00:12:38,857
- و 49ها؟ - حالا آنها یک گروه بزرگ بودند.

177
00:12:39,740 --> 00:12:42,342
- آنها یک تیم فوتبال هستند. - میدانم.

178
00:12:42,377 --> 00:12:46,931
تو فقط سعی می کردی خودت را جا بیاندازی، نه؟ - نه

179
00:12:47,634 --> 00:12:51,767
آره. - این شاید غم انگیزترین اتاقی باشد که تا به حال دیده ام.

180
00:12:51,802 --> 00:12:56,325
به هر حال، آدریان، دو شب پیش صدای دعواشون رو شنیدم.

181
00:12:56,360 --> 00:12:58,058
- واقعاً جیغ می زدند. - درست.

182
00:12:58,093 --> 00:13:00,278
- بعد صدای تیراندازی شنیدم. - مطمئنی؟

183
00:13:00,313 --> 00:13:03,154
چهار تیر. صداش شبیه لین و وستینگ نه میلی متری بود.

184
00:13:03,189 --> 00:13:05,430
لین و وستینگ نه میلی متر را نمی سازد.

185
00:13:05,465 --> 00:13:08,466
آنها تا سال 1992 این کار را کردند. من آن اسلحه را می شناسم.

186
00:13:08,501 --> 00:13:12,183
من دفترچه راهنما برای آن نوشتم. سه ساعت بعد،

187
00:13:12,218 --> 00:13:16,378
او با وانت خود دور شد. تمام شب رفته بود. - اوهوم.

188
00:13:16,413 --> 00:13:19,435
روز بعد به خانه زنگ زدم. ریتا آنجا نبود.

189
00:13:19,470 --> 00:13:21,761
- پت گفت او در آرژانتین است، - باشه.

190
00:13:21,796 --> 00:13:24,325
عیادت خواهرش که برای من خبر بود.

191
00:13:24,360 --> 00:13:26,654
وقتی گفتم دیدم او رفت، تکذیب کرد.

192
00:13:26,689 --> 00:13:28,666
- گفت غیر ممکن است. - درست.

193
00:13:28,701 --> 00:13:31,442
کامیونش تمام تابستان خراب است.

194
00:13:31,477 --> 00:13:33,996
او... مرا دیوانه خطاب کرد.

195
00:13:34,031 --> 00:13:36,795
خوب.

196
00:13:36,830 --> 00:13:38,888
به پلیس زنگ زدی؟

197
00:13:38,923 --> 00:13:41,193
وای نه. آنها دیگر به شکایات من پاسخ نمی دهند ...

198
00:13:41,228 --> 00:13:43,377
چون بیشتر از چیزی که باید باهاشون تماس میگیرم.

199
00:13:43,412 --> 00:13:48,090
من می خواهم از آنها شکایت کنم، اما آنها دیگر به شکایات من پاسخ نمی دهند.

200
00:13:48,125 --> 00:13:50,008
آخرین باری که همسر را دیدی کی بود؟

201
00:13:50,043 --> 00:13:52,959
سه روز قبل. کیسه ای آرد قرض گرفت.

202
00:13:52,994 --> 00:13:57,917
داشت برای شهر کیک می پخت. این جشن بزرگ صدمین سالگرد آنهاست.

203
00:13:57,952 --> 00:14:02,691
- نظرت چیه آدریان؟ - آره، ممکنه به یه چیزی فکر کنی.

204
00:14:02,726 --> 00:14:05,691
- واقعا؟ - اوه، آره یه نگاهی داخلش می اندازم.

205
00:14:07,487 --> 00:14:10,487
بیا بریم.

206
00:14:10,555 --> 00:14:15,733
- ما آن را بررسی می کنیم. -بهش نگاه میکنم

207
00:14:21,957 --> 00:14:25,116
چی... چیکار میکنی؟ چی... چی... این واسه چیه؟

208
00:14:25,151 --> 00:14:27,118
برای عادی جلوه دادن خانواده ام

209
00:14:27,153 --> 00:14:29,749
باشه. خوب خوب.

210
00:14:29,784 --> 00:14:33,471
- آیا واقعاً می خواهید آن را بررسی کنید؟ - نه نه. او دچار توهم است

211
00:14:33,506 --> 00:14:36,471
او بدترین شاهد عینی جهان است.

212
00:14:36,847 --> 00:14:41,297
اما صدای تیراندازی شنید. - شارونا، کل شهر تمام هفته را جشن گرفته اند.

213
00:14:41,332 --> 00:14:43,858
احتمالاً بچه ای بود که ترقه می زد.

214
00:14:43,893 --> 00:14:46,943
خوب، حداقل شما دو نفر دوباره صحبت می کردید.

215
00:14:46,978 --> 00:14:49,162
خوشحالم که از آن لذت بردید، زیرا همین است.

216
00:14:49,197 --> 00:14:51,631
دیگر هرگز پا به آن خانه نمی گذارم.

217
00:14:51,666 --> 00:14:53,545
باشه منم مشکلات خودمو دارم

218
00:14:53,580 --> 00:14:55,484
واقعا؟ من هرگز متوجه نشدم.

219
00:14:55,519 --> 00:14:58,362
حالا تو داری طعنه میزنی

220
00:15:03,805 --> 00:15:07,097
چی؟ چیست؟

221
00:15:08,233 --> 00:15:10,333
پیکاپ ون رانکن.

222
00:15:10,368 --> 00:15:12,201
به برادرم گفت همه جا جابجا نشده است

223
00:15:12,302 --> 00:15:14,409
تابستان، اما به چمن های جلوی کامیون نگاه کنید.

224
00:15:16,653 --> 00:15:20,643
قهوه ای است. کامیون جابجا شده است

225
00:15:28,857 --> 00:15:31,275
آینده.

226
00:15:33,951 --> 00:15:37,008
آینده.

227
00:15:37,756 --> 00:15:39,871
- آقای ون رانکن؟ - درست است.

228
00:15:39,906 --> 00:15:42,871
بله سلام من شارونا فلمینگ هستم و این آدریان مونک است.

229
00:15:43,340 --> 00:15:49,868
- راهب؟ از همسایه؟ - نه نه. نه نه. او... او برادر من است.

230
00:15:49,903 --> 00:15:51,511
نزدیک بود به من حمله قلبی کنی

231
00:15:51,546 --> 00:15:56,527
اون پسر 20 سال دیگه از خونه بیرون نرفته؟ - سی و دو.

232
00:15:56,562 --> 00:15:58,248
همسرم او را می شناسد.

233
00:15:58,283 --> 00:16:00,628
او چیست؟ از چیزها می ترسید؟

234
00:16:00,663 --> 00:16:03,628
آره. بله، او از چیزهایی می ترسد.

235
00:16:03,735 --> 00:16:06,735
چیزها و... و چیزها.

236
00:16:06,811 --> 00:16:08,543
چه کاری می توانم برای شما انجام دهم؟

237
00:16:08,578 --> 00:16:11,543
خوب، برادر من یک کیسه آرد به همسرت قرض داده است،

238
00:16:12,840 --> 00:16:16,466
و او ما را به ... فرستاد تا آن را برداریم.

239
00:16:16,501 --> 00:16:20,841
- اره حتما. بیا داخل - ممنون

240
00:16:21,953 --> 00:16:23,922
همسرت اینجاست؟

241
00:16:23,957 --> 00:16:25,870
نه، تو دلت برایش تنگ شده بود.

242
00:16:25,905 --> 00:16:28,870
او در آرژانتین است. خواهرش مریض است - اوه

243
00:16:30,120 --> 00:16:36,099
به این فکر می کردیم که بعداً پیاده روی کنیم. اوم...

244
00:16:36,134 --> 00:16:39,936
آن پارک ایالتی ملوون چگونه است؟ آیا این خوب است؟

245
00:16:39,971 --> 00:16:41,402
زیباست.

246
00:16:41,437 --> 00:16:42,681
از کجا فهمیدی من اون بالا هستم؟

247
00:16:42,716 --> 00:16:45,681
اوه، برای وانت شما مجوز پارک وجود دارد.

248
00:16:45,851 --> 00:16:49,545
درست است؟ - من حدس می زنم که شما نمی توانستید زیاد خوش بگذرانید.

249
00:16:49,580 --> 00:16:54,121
طبق مجوزی که درست قبل از بسته شدن به آنجا رسیدید... ساعت 9:43 شب؟

250
00:16:54,156 --> 00:16:58,834
درست است. رانندگی طولانی تر از آن چیزی بود که فکر می کردم.

251
00:16:58,869 --> 00:17:01,834
- هوم -خب بیا اون آرد رو پیدا کنیم.

252
00:17:02,507 --> 00:17:05,423
ببخشید این آشفتگی تازه داشتم تمیز میکردم

253
00:17:05,458 --> 00:17:08,527
من نمی دانم او آن را کجا گذاشته است.

254
00:17:08,562 --> 00:17:12,237
- اون یه کفشه؟ - آره، مال همسرم است.

255
00:17:12,272 --> 00:17:14,112
حدس بزنید او تصمیم گرفت که آنها را دوست ندارد.

256
00:17:14,147 --> 00:17:16,838
خنده داره فقط یکی هست

257
00:17:16,873 --> 00:17:21,740
آنها ... معمولاً جفت می آیند.

258
00:17:28,518 --> 00:17:30,578
چه کار می کنی؟

259
00:17:30,613 --> 00:17:34,334
من فقط... فقط دنبال آن کفش دیگر بودم.

260
00:17:36,085 --> 00:17:39,085
باید یه جایی همین اطراف باشه

261
00:17:39,971 --> 00:17:42,379
واقعا باید با هم باشند

262
00:17:42,414 --> 00:17:46,172
آنها یک ... آنها یک ... می دانید، یک جفت هستند.

263
00:17:46,207 --> 00:17:47,881
مطمئنم که معلوم میشه

264
00:17:47,916 --> 00:17:50,999
خوب، وقتی این اتفاق افتاد، می توانید با من تماس بگیرید؟

265
00:17:51,034 --> 00:17:54,662
اوه، این برای من بسیار مهم است.

266
00:17:54,697 --> 00:17:57,662
آره این کار را انجام خواهم داد.

267
00:17:59,179 --> 00:18:01,916
آرد هست

268
00:18:01,951 --> 00:18:04,916
از برادرت برای من تشکر کن، نه؟

269
00:18:05,370 --> 00:18:07,204
خوب، حدس می‌زنم همین باشد.

270
00:18:07,239 --> 00:18:12,326
-نمیخوام نگهت دارم - اوه، مطمئنم که نمی کنی.

271
00:18:23,923 --> 00:18:26,518
هر اتفاقی که افتاد در آشپزخانه افتاد.

272
00:18:26,553 --> 00:18:28,209
او در حال سفید کردن زمین است.

273
00:18:28,244 --> 00:18:30,924
و به پارک دولتی رفت... شاید برای دفن چیزی.

274
00:18:30,959 --> 00:18:33,657
آره. کنار در ورودی جنوبی پارک شده بود.

275
00:18:33,692 --> 00:18:38,289
-از کجا میدونی؟ - واضح است. چرا بهش نمیگی آدریان؟

276
00:18:38,324 --> 00:18:42,493
- اوه ... - بلوط های زرد روی کامیونش،

277
00:18:42,528 --> 00:18:47,318
که فقط می تواند به این معنی باشد که او زیر یک درخت بلوط خالدار پارک شده است. - وای.

278
00:18:47,353 --> 00:18:50,318
- کدام یافت می شود؟ - اوه...

279
00:18:50,847 --> 00:18:52,529
- نزدیک آب - وای.

280
00:18:52,564 --> 00:18:56,286
بنابراین در نزدیکی رودخانه در ورودی جنوبی است. - وای.

281
00:18:56,321 --> 00:18:59,286
- لطفا از گفتن "وای" دست بردارید. - این کارآگاهی آسان است.

282
00:18:59,977 --> 00:19:01,412
به نظر می رسد یک شریک جدید پیدا کرده اید.

283
00:19:01,447 --> 00:19:04,385
بله، برای هر جرمی که در 30 فوتی این ملک انجام شود.

284
00:19:04,420 --> 00:19:06,389
خب حالا چیکار کنیم؟

285
00:19:06,424 --> 00:19:09,389
خب، در این مرحله، این فقط حرف شما علیه اوست.

286
00:19:10,776 --> 00:19:13,253
- سلام. - کجا داره میره؟

287
00:19:13,288 --> 00:19:16,714
بیایید دریابیم.

288
00:19:19,531 --> 00:19:22,531
بیا دیگه. او به مرکز شهر می رود.

289
00:19:23,302 --> 00:19:28,459
- امبروز، با ما بیا. - من؟ نه نه نه.

290
00:19:28,494 --> 00:19:31,746
تو فقط تا آخر عمر تو این خونه مخفی میشی؟

291
00:19:31,781 --> 00:19:33,454
این برنامه من است، بله.

292
00:19:33,489 --> 00:19:35,807
بیا دیگه. دست من را بگیر.

293
00:19:35,842 --> 00:19:37,800
فقط تا انتهای مسیر.

294
00:19:37,835 --> 00:19:40,800
شما می توانید آن را انجام دهید. بیا دیگه.

295
00:19:41,415 --> 00:19:44,433
بیا دیگه.

296
00:19:48,786 --> 00:19:54,465
- بیا دیگه. - من... نمی توانم.

297
00:19:55,983 --> 00:19:57,871
آمبروز، میدونی چیه؟

298
00:19:57,906 --> 00:20:00,753
آدریان هم می ترسد... همیشه.

299
00:20:00,788 --> 00:20:02,842
اما او اجازه نمی دهد که او را متوقف کند.

300
00:20:02,877 --> 00:20:08,526
خوب حالا تو بگو او چه دارد که تو نداری؟

301
00:20:08,561 --> 00:20:11,823
او تو را دارد.

302
00:20:18,779 --> 00:20:20,653
او هرگز عذرخواهی نکرد. آیا متوجه آن شدید؟

303
00:20:20,688 --> 00:20:22,773
آدریان، او تمام تلاشش را می کند. مرد درد داره

304
00:20:22,808 --> 00:20:24,820
آره خب کی نیست؟

305
00:20:24,855 --> 00:20:28,540
چطور ممکنه کسی هفت سال زنگ نزنه...

306
00:20:28,575 --> 00:20:31,540
و بعد فقط طوری رفتار کن که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده؟

307
00:20:31,935 --> 00:20:34,310
آیا برای همیشه از دست او عصبانی می شوید؟

308
00:20:34,345 --> 00:20:37,310
نه، نه برای همیشه. فقط تا زمانی که بمیرم

309
00:20:38,211 --> 00:20:41,211
اوه! آنجا می رود.

310
00:20:41,448 --> 00:20:43,946
- مسابقه گونی سیب زمینی؟ - ببخشید، همه چیز پر شده است.

311
00:20:43,981 --> 00:20:46,718
چی؟ نه، شما نمی توانید باشید.

312
00:20:46,753 --> 00:20:48,175
من باید در این مسابقه باشم.

313
00:20:48,210 --> 00:20:50,059
موضوع اینجاست. گونی همه ما تمام شده است.

314
00:20:50,094 --> 00:20:51,628
- اون یکی چی؟ - اون یکی پاره شده

315
00:20:51,663 --> 00:20:54,628
برام مهم نیست من برش میدارم.

316
00:20:55,987 --> 00:20:58,987
مسابقه دهندگان، کیسه سیب زمینی خود را بردارید.

317
00:20:59,112 --> 00:21:02,112
در علامت خود، آماده شوید، بروید.

318
00:21:16,269 --> 00:21:18,931
هی!

319
00:21:18,966 --> 00:21:20,612
داره چیکار میکنه؟

320
00:21:20,647 --> 00:21:24,660
او در تلاش برای بردن آن رادیو است.

321
00:21:59,122 --> 00:22:06,055
جایزه اول این جعبه بوم استریو کاملاً جدید است. برو عزیزم

322
00:22:09,411 --> 00:22:12,411
اوه، ما یک مورد جدید برای شما می آوریم.

323
00:22:13,092 --> 00:22:18,466
اوه، و جایزه دوم... این پای آلبالو خانگی خوشمزه است.

324
00:22:18,501 --> 00:22:20,858
- چه کسی دوم شد؟ - درست همین جا.

325
00:22:20,893 --> 00:22:23,924
اینجا برو آقا نوش جان.

326
00:22:45,970 --> 00:22:49,958
- داره چیکار میکنه؟ - دنبال چیزی می گردد.

327
00:22:49,993 --> 00:22:53,093
به همین دلیل زمین خورد. او نمی خواست در مسابقه برنده شود.

328
00:22:53,128 --> 00:22:55,569
او سعی می کرد در جایگاه دوم قرار بگیرد. او پای را می خواست.

329
00:22:55,604 --> 00:22:58,569
- چرا؟ - خب معلومه که اون...

330
00:23:02,452 --> 00:23:05,452
می بینی شارونا، اتفاقی که افتاد...

331
00:23:09,864 --> 00:23:15,306
هیچ نظری ندارم.

332
00:23:19,111 --> 00:23:21,119
من حدس می زنم که او پای را دوست نداشت.

333
00:23:21,154 --> 00:23:27,050
- دنبال چیزی می گشت. - چیزی داخل پای؟

334
00:23:27,085 --> 00:23:30,835
- یک دقیقه صبر کن. پای آلبالو. - بله، پای آلبالو.

335
00:23:30,870 --> 00:23:33,735
- پای آلبالو پای آلبالو. - گیلاس. گیلاس است! می بینید که گیلاس است!

336
00:23:33,770 --> 00:23:39,714
چیزی در مورد پای آلبالو در کاغذ بود... سه روز پیش.

337
00:23:47,623 --> 00:23:51,051
- این چیه؟ - هر روزنامه از سال 1972.

338
00:23:51,086 --> 00:23:54,051
- اوه - من همانی هستم که خدا مرا آفریده است.

339
00:23:55,027 --> 00:23:57,059
همین سه روز پیش است.

340
00:23:57,094 --> 00:24:00,185
- آیا آن را نزدیک به بالا نیست؟ - من سیستم خودم را دارم.

341
00:24:00,220 --> 00:24:03,185
- اون چه سیستمیه؟ -تو نمیفهمی

342
00:24:04,559 --> 00:24:09,687
آه! آه! ایناهاش. ایناهاش.

343
00:24:09,722 --> 00:24:12,687
درست همین جا. اینجا.

344
00:24:13,896 --> 00:24:16,896
- ماشین دزدی؟ - اوه خدای من. ما آنجا بودیم، یادت هست؟

345
00:24:16,997 --> 00:24:20,577
-آره میدونم - آیا روی آن برچسب "پای آلبالو" نوشته نشده است؟

346
00:24:20,612 --> 00:24:25,075
بله، این کار را می کند. می گوید "پای گیلاس". چگونه آن را به یاد آوردی؟

347
00:24:25,110 --> 00:24:28,075
این یک هدیه است و یک نفرین.

348
00:24:28,390 --> 00:24:31,390
- اوه خدای من. آدریان، این... - یک لحظه صبر کن. یک دقیقه صبر کن. یک دقیقه صبر کن.

349
00:24:32,285 --> 00:24:35,285
یک دقیقه صبر کن.

350
00:24:37,127 --> 00:24:40,127
من فکر می کنم او برای یک پای کشته شده است.

351
00:24:40,360 --> 00:24:46,911
- پس بچه ها اینجا بزرگ شدی، ها؟ - درست است.

352
00:24:46,946 --> 00:24:49,896
- کمدهای بایگانی چه خبر؟ - نامه

353
00:24:49,931 --> 00:24:52,801
- نامه؟ - پست سی ساله

354
00:24:52,836 --> 00:24:55,894
باشه. این منطقی است.

355
00:24:55,929 --> 00:24:57,491
- نه به من، اما... - پس کاپیتان،

356
00:24:57,526 --> 00:24:59,234
- آره؟ - تو چی... نظرت چیه؟

357
00:24:59,269 --> 00:25:02,974
- در مورد تئوری پای شما؟ - درست. زن سه تا پای پخت...

358
00:25:03,009 --> 00:25:07,140
پای آلبالو... برای خیریه. آنها آنها را در تمام آخر هفته داده اند. - مممم

359
00:25:07,175 --> 00:25:10,618
آره چیزی در آنها، یا چیزی در درون یکی از آنها وجود دارد.

360
00:25:10,653 --> 00:25:15,796
- چیزی که ارزش کشتن را داشته باشد. - کاپیتان من... من قهوه شما را می خورم، کاپیتان.

361
00:25:15,831 --> 00:25:18,796
متشکرم. چرا شماره گذاری شده است؟

362
00:25:19,171 --> 00:25:23,078
- مادر تمام لیوان ها را شماره گذاری کرد. - پس ما همیشه آنها را به ترتیب درست برگردانیم.

363
00:25:23,113 --> 00:25:25,228
البته او این کار را کرد.

364
00:25:25,263 --> 00:25:28,228
-اگر لیوان شکسته شد چه کرد؟ - چی؟

365
00:25:28,753 --> 00:25:30,059
اگر لیوان شکسته شود چه اتفاقی می افتد؟

366
00:25:30,160 --> 00:25:31,825
شماره نه. لیز خورد. نمیتونستم کمکش کنم

367
00:25:31,860 --> 00:25:34,117
- امبروز، الان نه. - تقصیر من نبود.

368
00:25:34,152 --> 00:25:36,385
- متاسفم. - تقصیر من نبود.

369
00:25:36,420 --> 00:25:38,523
- به عکس های صحنه جرم نگاه کردی؟ - بله، انجام دادم.

370
00:25:38,558 --> 00:25:41,570
و - و حق با شماست. پایی وجود نداشت. اما من...

371
00:25:41,605 --> 00:25:44,996
من دوست دارم وقتی به هیئت منصفه می روم بیشتر از کمبود پای داشته باشم.

372
00:25:45,031 --> 00:25:47,126
- آیا او اسلحه دارد؟ - بله، او انجام می دهد.

373
00:25:47,161 --> 00:25:49,012
- نه میلی متر؟ - بله همینطور است.

374
00:25:49,047 --> 00:25:53,694
اما او یک گروهبان بازنشسته ارتش است و بیشتر کهنه سربازان اسلحه دارند.

375
00:25:53,729 --> 00:25:56,012
به علاوه او در مورد وانت خود دروغ گفت.

376
00:25:56,047 --> 00:25:58,888
- و یک کفش در زباله. - همسرش گم شده است.

377
00:25:58,923 --> 00:26:01,305
می خواهید در مورد حقایق صحبت کنید؟ در اینجا یک واقعیت برای شما وجود دارد.

378
00:26:01,340 --> 00:26:05,822
پنجشنبه شب همسر ون رانکن به بوئنوس آیرس پرواز کرد.

379
00:26:05,857 --> 00:26:07,167
با شرکت هواپیمایی چک کردم

380
00:26:07,202 --> 00:26:10,273
بلیت را شخصاً خرید و سوار هواپیما شد.

381
00:26:10,308 --> 00:26:15,492
خب ممکنه دوست دختر باشه... با شناسنامه جعلی

382
00:26:15,527 --> 00:26:18,858
بله او... قطعاً داشت گول می زد.

383
00:26:18,893 --> 00:26:22,356
من... او را در حیاط پشتی دیدم که با تلفن همراهش تماس تلفنی داشت.

384
00:26:22,391 --> 00:26:24,880
- شما برو. - همینه؟

385
00:26:24,915 --> 00:26:27,388
این است؟

386
00:26:27,423 --> 00:26:30,230
داری میری؟ - آره باید برم. ببین، من اطراف را بو می کشم.

387
00:26:30,265 --> 00:26:32,625
این تنها کاری است که می توانم بدون مدرک واقعی انجام دهم. - کاپیتان ...

388
00:26:32,660 --> 00:26:35,287
ببین... امبروز، از دیدارت لذت بردم. - آره.

389
00:26:35,322 --> 00:26:38,866
مطمئناً به چند سؤال پاسخ داد، اما صدها سؤال دیگر را مطرح کرد.

390
00:26:38,901 --> 00:26:42,289
اینجا. یعنی بین پنج تا هفت. من خودم را بیرون خواهم دید.

391
00:26:42,324 --> 00:26:43,650
- به من گوش کن - راهب.

392
00:26:43,685 --> 00:26:45,427
- یک لحظه صبر کن. - دیر اومدم واسه شام

393
00:26:45,462 --> 00:26:46,404
- فردا با من تماس بگیر. - صبر کن.

394
00:26:46,439 --> 00:26:49,404
- خداحافظ کاپیتان. - خداحافظ.!

395
00:26:49,963 --> 00:26:51,043
اوه خدای من.! اوه خدای من.!

396
00:26:51,078 --> 00:26:53,203
شما بچه ها، به این نگاه کنید. به این نگاه کن

397
00:26:53,238 --> 00:26:56,381
در اینجا برنامه همه رویدادهای خیریه با لیستی از جوایز آمده است.

398
00:26:56,416 --> 00:26:58,510
سه عدد پای خانگی اهدا می شود.

399
00:26:58,545 --> 00:27:00,765
در قرعه کشی مسابقه گونی سیب زمینی...

400
00:27:00,800 --> 00:27:03,995
- و شماره سه؟ - فردا می دهند.

401
00:27:04,030 --> 00:27:06,995
- شما یکنوع بازی شبیه لوتو بازی می کنید؟ - نه

402
00:27:07,002 --> 00:27:09,686
- سرگرم کننده است؟ - خیلی سرگرم کننده است.

403
00:27:09,721 --> 00:27:12,439
ازش متنفر میشی

404
00:27:14,447 --> 00:27:17,447
و شماره بعدی ما...

405
00:27:18,822 --> 00:27:20,808
- G-47. - اوه.!

406
00:27:20,843 --> 00:27:23,808
G-47.

407
00:27:24,244 --> 00:27:26,516
شارونا، ببین کی اینجاست.

408
00:27:26,551 --> 00:27:29,516
چه دنیای کوچکی بیا اینجا بشینیم

409
00:27:30,096 --> 00:27:34,832
N-39. N-39.

410
00:27:37,633 --> 00:27:43,006
B-7. B-7.

411
00:27:43,041 --> 00:27:46,006
می خواهی ترول خوش شانس من را بمالی؟ این خوش شانسی است.

412
00:27:46,317 --> 00:27:49,797
- اوه، نه، ممنون - N-39.

413
00:27:49,832 --> 00:27:52,662
- برو جلو ترول را بمالید. - N-39.

414
00:27:52,697 --> 00:27:56,873
نه، ممنون اوه، من تمام روز در حال مالش ترول ها هستم.

415
00:27:56,908 --> 00:28:01,263
اگر ترول را مالش ندهید، کارمای بدی است.

416
00:28:01,298 --> 00:28:03,718
- آدریان، فقط ترول مرد را بمال. - من نمی خواهم ترول را بمالم.

417
00:28:03,753 --> 00:28:06,217
او هرگز ساکت نخواهد شد اگر شما ترول او را نمالید.

418
00:28:06,252 --> 00:28:10,289
O-73. O-73.

419
00:28:10,324 --> 00:28:12,694
چه کار می کنی؟ خیلی سخت نیست

420
00:28:12,729 --> 00:28:14,376
چه غلطی داری میکنی؟

421
00:28:14,411 --> 00:28:19,282
و عدد بعدی ما G-56 است.

422
00:28:19,317 --> 00:28:22,282
- جی پنج و شش. -چیزی نداری.

423
00:28:22,515 --> 00:28:25,892
من اوضاع ام خوبه. من فقط دو نفر با این یکی فاصله دارم

424
00:28:25,927 --> 00:28:28,624
نشانگر شما کجاست؟ من به آنها نیازی ندارم

425
00:28:28,659 --> 00:28:31,624
و شماره بعدی ما...

426
00:28:32,815 --> 00:28:37,210
O-68. O-68.

427
00:28:39,331 --> 00:28:41,737
I-21.

428
00:28:41,772 --> 00:28:42,730
- یکی بیشتر. - باشه.

429
00:28:42,765 --> 00:28:45,730
I-21.

430
00:29:02,139 --> 00:29:07,321
O-72.

431
00:29:10,206 --> 00:29:12,927
...

432
00:29:12,962 --> 00:29:15,927
هفت...

433
00:29:16,221 --> 00:29:19,221
- دو - بینگو!

434
00:29:21,166 --> 00:29:24,166
- بینگو! - ما یک برنده دیگر داریم.

435
00:29:24,786 --> 00:29:27,786
من یک تکه برایت ذخیره می کنم.

436
00:29:33,996 --> 00:29:36,786
شارونا مطمئنی به کاپیتان زنگ زدی؟

437
00:29:36,821 --> 00:29:39,101
آره

438
00:29:39,136 --> 00:29:41,435
من می دانم که ون رانکن به دنبال چه چیزی بوده است.

439
00:29:41,470 --> 00:29:44,435
من می دانم که در آن کیک چیست.

440
00:29:48,684 --> 00:29:50,643
کاپیتان.! کاپیتان.! کاپیتان، اینجا.!

441
00:29:50,678 --> 00:29:54,220
او تلاش می کند ... او ... او سعی می کند از شر شواهد خلاص شود!

442
00:29:54,255 --> 00:29:55,735
این در پای است!

443
00:29:55,770 --> 00:29:58,253
افسر، من می خواهم شکایت کنم.

444
00:29:58,288 --> 00:30:00,340
این دو تا آخر هفته منو اذیت کردن

445
00:30:00,375 --> 00:30:02,796
آقا، می توانید پای را روی کامیون بگذارید؟

446
00:30:02,831 --> 00:30:04,261
- چی؟ - صدایم را شنیدی.

447
00:30:04,296 --> 00:30:07,363
پای را بگذارید و دور شوید. از پای فاصله بگیرید.

448
00:30:07,398 --> 00:30:09,837
ببین من همسایه برادرش هستم. آنها هر دو آجیل هستند.

449
00:30:09,872 --> 00:30:13,028
میدونم که هستن قربان لطفا، پای را روی کامیون بگذارید.

450
00:30:13,063 --> 00:30:16,028
لطفا.

451
00:30:19,280 --> 00:30:23,734
- راهب. - باشه، این چیزی است که فکر می کنم اتفاق افتاده است.

452
00:30:23,769 --> 00:30:26,734
پنجشنبه گذشته، ریتا در حال پختن سه پای برای صدمین سالگرد شهر بود.

453
00:30:27,680 --> 00:30:31,461
- احتمالاً آنها را روی پیشخوان گذاشته تا خنک شوند. - دست از سرت برداری...

454
00:30:31,496 --> 00:30:34,275
شوهرش اومد خونه آنها دعوا کردند.

455
00:30:34,310 --> 00:30:36,643
شاید پت تهدید به رفتن کرده بود. چه کسی می داند؟

456
00:30:36,678 --> 00:30:38,403
اما یک مبارزه وجود داشت.

457
00:30:38,438 --> 00:30:41,403
برادرم گفت که چهار تیر از یک تپانچه نه میلی متری شنیده است.

458
00:30:41,963 --> 00:30:47,051
اگر این درست باشد، هنگام شلیک او، گلوله ها از اسلحه بیرون ریخته شده است.

459
00:30:47,086 --> 00:30:49,609
آنها باید در تمام آشپزخانه پرواز کرده باشند.

460
00:30:49,644 --> 00:30:52,609
در مقطعی حرفش قطع شد.

461
00:30:53,147 --> 00:30:56,501
شخصی از شهر بود که برای جمع آوری کیک ها می آمد.

462
00:30:56,536 --> 00:30:58,651
سلام. پای ها، درست است؟

463
00:30:58,686 --> 00:31:02,508
باشه فقط یک ثانیه صبر کن من آنها را می گیرم همینجا صبر کن.

464
00:31:07,700 --> 00:31:10,700
خدا حافظ.

465
00:31:11,356 --> 00:31:14,356
بعداً وقتی شروع به تمیز کردن آشپزخانه کرد،

466
00:31:14,996 --> 00:31:17,996
او شوک زندگی خود را دریافت کرد.

467
00:31:18,227 --> 00:31:21,227
یک پوسته گم شده بود.

468
00:31:29,422 --> 00:31:32,923
اسلحه ثبت شده است، بنابراین اگر کسی آن بدنه را پیدا کرده بود،

469
00:31:32,958 --> 00:31:34,848
به راحتی قابل ردیابی بود.

470
00:31:34,883 --> 00:31:38,774
در پای شماره یک یا پای شماره دو نبود.

471
00:31:38,809 --> 00:31:41,125
باید اینجا باشه

472
00:31:41,160 --> 00:31:44,523
آقای ون رانکن، ما اجازه می‌خواهیم پای شما را جستجو کنیم.

473
00:31:44,558 --> 00:31:45,702
چی؟

474
00:31:45,737 --> 00:31:47,834
لطفا مجبورم نکن دوباره اینو بگم

475
00:31:47,869 --> 00:31:50,825
-اگه نه بگم چی؟ - پس ما تو را به عنوان شاهد مادی اینجا نگه می داریم...

476
00:31:50,860 --> 00:31:53,387
تا زمانی که حکم بازرسی دریافت کنیم.

477
00:31:53,422 --> 00:31:56,387
- برای یک پای؟ - برای یک پای

478
00:32:02,405 --> 00:32:05,405
شارونا، آیا افتخارات را انجام می دهی؟

479
00:32:17,830 --> 00:32:20,342
در واقع این یکی از فانتزی های من است.

480
00:32:20,377 --> 00:32:23,342
جز اینکه پای نیست و شما در آن نیستید.

481
00:32:23,931 --> 00:32:26,931
ساکت میشی؟

482
00:32:32,670 --> 00:32:35,454
خوب؟

483
00:32:35,489 --> 00:32:37,331
- این... اینجا نیست. من... - چی؟

484
00:32:37,366 --> 00:32:40,669
درست است... درست است... همانجا، درست است؟ شارونا؟

485
00:32:40,704 --> 00:32:47,451
- آدریان، اینجا نیست. - اما... اما شارونا...

486
00:32:47,486 --> 00:32:51,451
آقای ون رانکن، دپارتمان مایل است...

487
00:32:53,131 --> 00:32:56,081
ما می خواهیم برای شما یک پای جدید بخریم.

488
00:32:56,116 --> 00:32:57,895
من نمی فهمم

489
00:32:57,930 --> 00:33:01,984
معمولاً وقتی کل کار جمع بندی را انجام می دهد، همه چیز تمام می شود، درست است؟

490
00:33:02,019 --> 00:33:04,420
باید بریم خونه

491
00:33:04,455 --> 00:33:07,000
با شما و این کیک های آلبالو چه خبر است؟

492
00:33:07,035 --> 00:33:08,471
اوه، کاپیتان، ببین، من به شما می گویم ...

493
00:33:08,506 --> 00:33:11,846
راهب، این چیست؟ نوعی رقابت خواهر و برادری بین تو و برادرت؟

494
00:33:11,881 --> 00:33:13,885
نه نه نه نه. نه نه نه. نگاه کن

495
00:33:13,920 --> 00:33:15,951
با ما تماس نگیرید با شما تماس می گیریم

496
00:33:15,986 --> 00:33:18,951
ستوان، سوار ماشین شوید.

497
00:33:32,161 --> 00:33:36,161
- پس پای خالی بود؟ - درست است.

498
00:33:40,390 --> 00:33:45,390
این است؟ فقط میخوای تسلیم بشی؟

499
00:33:45,803 --> 00:33:48,803
هیچ کار دیگه ای نمیتونم بکنم

500
00:33:50,932 --> 00:33:53,631
خب ممنون که باورم کردی

501
00:33:53,666 --> 00:33:56,631
یا حداقل تظاهر به.

502
00:33:57,455 --> 00:34:00,455
- می خواهی بمانی؟ - نه، نمی توانم. اوه...

503
00:34:02,401 --> 00:34:06,514
درست کردم... ماکارونی مورد علاقه بابا رو درست کردم... اوه، پاستا پریماورا.

504
00:34:06,549 --> 00:34:08,796
- امبروز، من... من... باید برم. - صبر کن.

505
00:34:08,831 --> 00:34:13,457
شارونا منتظره

506
00:34:19,728 --> 00:34:22,206
اون بر نمیگرده

507
00:34:22,241 --> 00:34:26,206
احتمالاً حق با شماست، اما در هر صورت.

508
00:34:27,865 --> 00:34:29,585
شاید هفته آینده ببینمت.

509
00:34:29,620 --> 00:34:33,328
من اینطور فکر نمی کنم. مراقب خودت باش.

510
00:34:33,363 --> 00:34:36,328
دوستت دارم.

511
00:34:36,702 --> 00:34:41,667
اینو نگو

512
00:34:41,702 --> 00:34:44,667
اینو نگو

513
00:34:45,407 --> 00:34:47,818
من متخصص نیستم، اما می دانم افرادی که همدیگر را دوست دارند...

514
00:34:47,853 --> 00:34:51,558
که به همدیگر اهمیت می دهند... هفت سال بدون زنگ نزنید.

515
00:34:51,593 --> 00:34:56,157
مخصوصاً وقتی که بعد از ترودی بیشتر به تو نیاز داشتم.

516
00:34:56,192 --> 00:35:01,550
- فکر میکنی من زنگ نزدم چون برام مهم نبود؟ - پس چرا؟

517
00:35:01,585 --> 00:35:04,550
چه اتفاقی برای شما افتاده است؟

518
00:35:04,598 --> 00:35:07,138
آیا می دانید چرا ترودی در آن نقش داشت...

519
00:35:07,173 --> 00:35:10,138
پارکینگ در روز مرگ او؟

520
00:35:10,961 --> 00:35:13,961
چی میگی؟

521
00:35:14,642 --> 00:35:17,642
به خاطر من بود

522
00:35:18,668 --> 00:35:25,042
- شما؟ - داشت به من... لطفی می کرد.

523
00:35:25,077 --> 00:35:27,809
به داروی سرفه نیاز داشتم بهش زنگ زدم

524
00:35:27,844 --> 00:35:29,690
-ازش خواستم بره... -اوه خدای من.

525
00:35:29,725 --> 00:35:32,189
- برای من به داروخانه. - این کارو نکن

526
00:35:32,224 --> 00:35:36,136
اگر من نبودم او در آن گاراژ نبود. - اوه، امبروز.

527
00:35:36,171 --> 00:35:39,062
من بودم، آدریان! من بودم. تقصیر من بود!

528
00:35:39,097 --> 00:35:40,263
نرد نه نه نه.

529
00:35:40,298 --> 00:35:43,955
- آدریان، تقصیر من بود! - نه تقصیر تو نبود.

530
00:35:43,990 --> 00:35:46,145
- آدریان، من... - نه، تو نمیتونستی...

531
00:35:46,180 --> 00:35:48,500
- متاسفم آدریان. - تقصیر تو نبود.

532
00:35:48,535 --> 00:35:50,543
- متاسفم. - اوه خدا نه

533
00:35:50,578 --> 00:35:52,611
نکن نه نه نه. نکن آن نبود...

534
00:35:52,646 --> 00:35:55,611
- آدریان، تقصیر من بود. - آن نبود...

535
00:35:56,922 --> 00:35:59,922
- تقصیر تو نبود. - آدیران

536
00:36:01,287 --> 00:36:04,287
- نه نه نه. خس - متاسفم.

537
00:36:04,374 --> 00:36:07,081
-شس - متاسفم.

538
00:36:07,116 --> 00:36:10,081
تقصیر تو نبود

539
00:36:10,721 --> 00:36:13,721
باشه پس من اینجام اون اینجاست

540
00:36:14,272 --> 00:36:16,196
"فکر کردی کجا داری میری؟"

541
00:36:16,231 --> 00:36:19,162
باشه، تو ریتا هستی و سه تا پای درست می کنی.

542
00:36:19,197 --> 00:36:20,639
شما آنها را از فر بیرون می آورید.

543
00:36:20,674 --> 00:36:23,532
او چاقو را می گیرد، درست است؟

544
00:36:23,567 --> 00:36:26,617
"ریتا، احمق نباش، من به تو هشدار می دهم."

545
00:36:26,652 --> 00:36:27,890
نه. نه، آنجا نیست.

546
00:36:27,925 --> 00:36:30,223
آرد را آنجا نگه می داشت، یادت می آید؟

547
00:36:30,258 --> 00:36:33,147
"من را مجبور نکن. مجبورم نکن کاری انجام دهم..."

548
00:36:33,182 --> 00:36:35,613
- "...پشیمون میشم." - بام، بام، بام، بام!

549
00:36:35,648 --> 00:36:39,580
بام، بام، بام، بام.

550
00:37:04,270 --> 00:37:07,270
آمبروز.

551
00:37:13,542 --> 00:37:17,140
سلام. من پت ون رنکن از همسایگی هستم.

552
00:37:17,175 --> 00:37:19,800
به همسرم یک کیسه آرد قرض دادی، یادت هست؟

553
00:37:19,835 --> 00:37:22,033
نمی دانم آیا می توانم آن را پس بگیرم.

554
00:37:22,068 --> 00:37:25,033
- پس قرض بگیری؟ - آره، دارم فلفل دلمه ای درست می کنم.

555
00:37:25,347 --> 00:37:28,131
برای تهیه فلفل قرمز از آرد استفاده نمی کنید.

556
00:37:28,166 --> 00:37:31,833
در را باز کن. در را باز کن.!

557
00:37:31,868 --> 00:37:34,833
در را باز کن.! بازش کن.!

558
00:37:41,635 --> 00:37:44,635
سلام؟

559
00:37:45,091 --> 00:37:48,091
خط مرده

560
00:38:08,347 --> 00:38:11,160
باشه اونجا باهات ملاقات میکنیم کاپیتان در راه است

561
00:38:11,195 --> 00:38:15,897
نمی تونی سریع تر بری؟ - سریع تر؟ اوه خدای من. شما باید واقعا نگران باشید.

562
00:38:44,217 --> 00:38:46,044
اوه خدا نه

563
00:38:46,079 --> 00:38:49,044
تماس بگیرید... با آتش نشانی تماس بگیرید. با 911 تماس بگیرید.

564
00:38:49,764 --> 00:38:52,453
آدریان چیکار میکنی؟ آدریان کجا میری؟

565
00:38:52,488 --> 00:38:53,665
او هنوز آنجاست!

566
00:38:53,700 --> 00:38:56,665
- از کجا می دانی؟ - شارونا نمیتونه بره!

567
00:38:57,647 --> 00:39:00,647
آمبروز!

568
00:39:01,263 --> 00:39:05,036
آمبروز! آمبروز.

569
00:39:05,071 --> 00:39:07,904
- آدریان - آمبروز!

570
00:39:07,939 --> 00:39:11,357
- آدریان - آمبروز، ما باید از اینجا برویم!

571
00:39:11,392 --> 00:39:13,766
-نمیتونم...شماره هشت رو پیدا نمیکنم. - نه. چی؟

572
00:39:13,801 --> 00:39:16,224
من نمی توانم شماره هشت را پیدا کنم. شماره هشت کجاست؟

573
00:39:16,259 --> 00:39:17,692
لیوان ها را فراموش کنید!

574
00:39:17,727 --> 00:39:20,482
دستاتو بالا بگیر.! ون رانکن.!

575
00:39:20,517 --> 00:39:21,857
خدا را شکر که اینجا هستید.

576
00:39:21,892 --> 00:39:23,962
- من دود را دیدم. - دستاتو بذار روی سرت

577
00:39:23,997 --> 00:39:26,357
دست روی سرت!

578
00:39:26,392 --> 00:39:29,139
بچرخ. بچرخ.

579
00:39:29,174 --> 00:39:31,245
شاید برایتان جالب باشد که بدانید ما به تازگی جسد همسرتان را پیدا کردیم

580
00:39:31,280 --> 00:39:33,722
20 دقیقه پیش در پارک ایالتی.

581
00:39:33,757 --> 00:39:34,935
بی صبرانه منتظر دیدار دوست دخترت هستم.

582
00:39:34,970 --> 00:39:38,603
کی برمیگرده از... کجاست؟ آرژانتین؟ بیا دیگه.

583
00:39:38,638 --> 00:39:40,596
- بیا دیگه! - نه

584
00:39:40,631 --> 00:39:42,787
- بیا، امبروز! -نمیتونم

585
00:39:42,822 --> 00:39:45,732
- تو... تو برو. - من به تو نياز دارم. من به تو نياز دارم.

586
00:39:45,767 --> 00:39:48,389
-نمیتونم -نمیتونم از دستت بدم

587
00:39:48,424 --> 00:39:53,389
- تو برو. تو برو. - آمبروز، لطفاً به خاطر ترودی.

588
00:40:06,802 --> 00:40:09,802
اوه خدای من! اوه خدای من! حالت خوبه؟

589
00:40:10,709 --> 00:40:14,709
باورم نمیشه وارد شدی. من... باورم نمیشه اومدی بیرون.

590
00:40:16,449 --> 00:40:19,449
- من بیرونم؟ - بیا بریم.! فشار را بالا ببر.!

591
00:40:19,808 --> 00:40:22,808
تو بیرون

592
00:40:23,486 --> 00:40:26,486
تو بیرون

593
00:40:27,065 --> 00:40:30,065
من بیرونم.

594
00:40:30,319 --> 00:40:33,580
آدریان، من بیرون هستم.

595
00:40:35,367 --> 00:40:38,367
من میدانستم که تو میتوانی این کار را انجام دهی.

596
00:40:39,163 --> 00:40:42,163
برادرم مرا بیرون آورد.

597
00:40:43,108 --> 00:40:46,108
بله، او انجام داد.

598
00:40:49,117 --> 00:40:53,647
من فکر می کنم ... شما به دنبال این بودید.

599
00:40:56,533 --> 00:40:59,771
منو آورد بیرون من بیرونم.

600
00:41:01,214 --> 00:41:04,214
بله، شما هستید.

601
00:41:10,568 --> 00:41:13,568
شما هرگز حدس نمی زنید که چه کسی اینجاست.

602
00:41:15,026 --> 00:41:18,026
برو جلو. سعی کنید حدس بزنید.

603
00:41:21,093 --> 00:41:24,093
دست برداشتن از؟

604
00:41:42,470 --> 00:41:45,470
باشه؟

605
00:41:47,255 --> 00:41:49,303
الان میتونم برم خونه؟

606
00:41:49,338 --> 00:41:52,153
میخوای بایستی و اول یه جایی گاز بگیری؟

607
00:41:52,188 --> 00:41:55,198
فکر می کنم ترجیح می دهم فقط به خانه بروم.

608
00:41:55,233 --> 00:41:58,198
آره فکر کردم ممکنه

609
00:42:02,619 --> 00:42:05,619
آیا می خواهید به من کمک کنید تمیز کنم؟

610
00:42:07,176 --> 00:42:10,176
فکر کردم هیچوقت نپرسی

611
00:42:11,045 --> 00:42:14,045
شاید بتوانیم از اتاق نشیمن شروع کنیم.

612
00:42:14,095 --> 00:42:18,645
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0