1
00:00:02,900 --> 00:00:05,061
هنری، تو همین جا بنشین...

2
00:00:05,135 --> 00:00:07,126
و آن نمرات بیسبال را بخوانید.

3
00:00:07,204 --> 00:00:09,138
نذار اذیتت کنم، ها؟

4
00:00:09,206 --> 00:00:11,436
اون دختر کجاست...

5
00:00:11,508 --> 00:00:14,568
او قرار بود یک ساعت پیش با مواد غذایی به اینجا برگردد.

6
00:00:14,645 --> 00:00:16,738
شام دیر میشه

7
00:00:16,813 --> 00:00:19,373
فکر می کند دنیا دور او می چرخد.

8
00:00:19,449 --> 00:00:21,883
تو دوباره تو خواب حرف میزدی هنری.

9
00:00:21,952 --> 00:00:25,444
-تا الان چی فکر میکنی؟ -جای پا نیست.

10
00:00:25,522 --> 00:00:28,650
- خیلی شلوغه - خب قراره شلوغ باشه.

11
00:00:28,725 --> 00:00:30,750
تمام شده است.

12
00:00:30,827 --> 00:00:33,352
می دانید، این نمایشنامه به نیویورک می رود.

13
00:00:33,430 --> 00:00:36,866
می تونی باور کنی؟ خواهرم در یک نمایش خارج از برادوی؟

14
00:00:36,934 --> 00:00:38,424
پس او کجاست؟

15
00:00:38,459 --> 00:00:41,181
او در صحنه بعدی است. او یک پسر را می کشد.

16
00:00:41,216 --> 00:00:44,139
امیدوارم این مرد باشد که این صندلی ها را طراحی کرده است.

17
00:00:50,113 --> 00:00:52,104
او آنجاست.

18
00:00:56,586 --> 00:01:00,215
هی، کوز دلت برام تنگ شده؟

19
00:01:02,192 --> 00:01:04,820
امیدوارم مشکلی نداشته باشی... به خودم اجازه دادم وارد بشم.

20
00:01:04,895 --> 00:01:07,955
ولی قراره تو زندان باشی

21
00:01:08,031 --> 00:01:11,000
خنده دار است، این عبارت، "قرار است باشد."

22
00:01:12,235 --> 00:01:17,298
من قرار است در زندان باشم. تو باید منتظر من باشی

23
00:01:17,374 --> 00:01:21,310
یک مرد نمی تواند روی "قرار است" آنطور که قبلاً بود حساب کند.

24
00:01:21,378 --> 00:01:24,541
You know, my husband's upstairs. If he hears you he'll come down...

25
00:01:24,614 --> 00:01:29,950
Your husband's downtown drowning himself in scotch and soda.

26
00:01:30,020 --> 00:01:31,885
I saw him leave about an hour ago.

27
00:01:31,955 --> 00:01:34,822
I've got some money in my purse. Why don't you just take it and go?

28
00:01:34,891 --> 00:01:36,666
You think I want your pocket change?

29
00:01:36,701 --> 00:01:38,759
You think that's why I came back?

30
00:01:42,332 --> 00:01:45,597
Who ordered the tossed salad?

31
00:01:49,539 --> 00:01:51,700
I came back for what's mine.

32
00:01:51,775 --> 00:01:54,175
- You know, if you don't leave, I'll... - You'll what? Huh?

33
00:01:54,244 --> 00:01:56,576
You'll do nothin'!

34
00:02:00,684 --> 00:02:04,051
Like I said, I'm here for what's mine.

35
00:02:10,060 --> 00:02:13,791
Hal, are you okay?

36
00:02:13,864 --> 00:02:15,855
Hal? Hal?

37
00:02:15,932 --> 00:02:19,800
- Is she supposed to say "Hal"? - Hal, are you all right?

38
00:02:19,870 --> 00:02:21,895
Oh, my God.

39
00:02:25,108 --> 00:02:27,042
Is there a doctor in the house? Anyone!

40
00:02:27,110 --> 00:02:29,578
I'm a doctor.

41
00:02:39,189 --> 00:02:41,391
فکر کردم چاقو را گرفتم. قرار بود ...

42
00:02:41,416 --> 00:02:42,818
قرار بود این چاقوی پایه باشد.

43
00:02:44,828 --> 00:02:46,921
- او مرده. - اوه خدای من.

44
00:02:47,898 --> 00:02:50,662
او چاقو خورده است!

45
00:02:58,970 --> 00:03:01,587
MONK فصل 2 Epi. 06 آقای راهب به تئاتر می رود

46
00:03:56,600 --> 00:03:59,068
به ما توهین نکنید.

47
00:03:59,136 --> 00:04:01,570
300 نفر در آن تئاتر حضور داشتند.

48
00:04:01,638 --> 00:04:03,683
همه آنها آن را دیدند، گیل.

49
00:04:03,718 --> 00:04:06,518
من نمی توانم به شما بگویم آنها چه دیدند. فقط میتونم بگم چیکار کردم

50
00:04:06,553 --> 00:04:08,278
می توانم به شما بگویم که آنها چه دیدند.

51
00:04:08,313 --> 00:04:10,542
دیدند که یک چاقوی آشپزخانه پنج اینچی برداشتی...

52
00:04:10,614 --> 00:04:12,479
و آن را در سینه هال دانکن فرو کن.

53
00:04:12,549 --> 00:04:14,540
بعد او را دیدند که مرده افتاد.

54
00:04:14,618 --> 00:04:17,212
من این کار را نکردم. بیا، رندی. تو منو میشناسی

55
00:04:17,287 --> 00:04:19,346
شما دوتا دوست هستید؟ - آره

56
00:04:19,422 --> 00:04:22,186
خب نه. نه دقیقا. ما پارسال با هم آشنا شدیم

57
00:04:22,259 --> 00:04:24,659
- گیل، من اینجا نمی توانم کمکت کنم. - باشه، گیل. چرا نریم...

58
00:04:24,728 --> 00:04:27,003
او تا حد مرگ می ترسد. من باید برم اونجا

59
00:04:27,038 --> 00:04:30,098
شارونا، تو نمیتونی

60
00:04:30,167 --> 00:04:34,536
باشه. دو چاقو روی صحنه وجود دارد. یکی از آنها واقعی است.

61
00:04:34,604 --> 00:04:38,165
من از آن برای بریدن گوجه فرنگی در مرحله دوم استفاده می کنم. دیگری جمع شدنی است،

62
00:04:38,241 --> 00:04:40,141
- پس انگار داره چاقو خورده. - درست.

63
00:04:40,210 --> 00:04:44,044
دو چاقو روی صحنه وجود دارد. چاقوی شماره یک روی پیشخوان است.

64
00:04:44,114 --> 00:04:47,379
چاقوی شماره دو در سینه مرد چسبیده است.

65
00:04:47,450 --> 00:04:51,250
ببین، مشکل اینجاست، گیل... هر دو چاقو واقعی بودند.

66
00:04:51,321 --> 00:04:52,983
اصلا امکان نداره. دارم بهت میگم.

67
00:04:53,018 --> 00:04:55,382
این یک چاقوی پایه بود. من می توانم تفاوت را بگویم.

68
00:04:55,458 --> 00:04:58,222
- ببین، گیل، من تو را دوست دارم. - ما هر دو شما را دوست داریم.

69
00:04:58,295 --> 00:05:00,388
پس لطفا از توهین به ما دست بردارید.

70
00:05:00,463 --> 00:05:02,887
چرا باید جلوی همه او را بکشم؟

71
00:05:02,922 --> 00:05:03,955
مردم هر روز این کار را انجام می دهند.

72
00:05:04,034 --> 00:05:07,367
با مقتول رابطه داشتی

73
00:05:07,437 --> 00:05:09,735
شما نزدیک به یک سال است که او را می بینید.

74
00:05:09,806 --> 00:05:12,587
- فقط هفت ماه بود. - او آن را قطع کرد. ناراحت شدی

75
00:05:12,622 --> 00:05:14,611
چندتا ایمیل بهش فرستادی

76
00:05:14,646 --> 00:05:16,909
آنها بسیار احساساتی بودند. Th-این چیزی است که من شنیدم.

77
00:05:16,980 --> 00:05:18,734
با کی صحبت می کردی رندی؟ خدمه؟

78
00:05:18,769 --> 00:05:20,814
میخواستی به دوست پسرت درس بدی

79
00:05:20,884 --> 00:05:23,751
تو عصبانی بودی شما این کار را در ملاء عام انجام دادید. تو اهمیتی ندادی،

80
00:05:23,820 --> 00:05:25,754
پس چاقو از خانه برداشتی،

81
00:05:25,822 --> 00:05:27,560
روی صحنه با چاقو عوضش کردی

82
00:05:27,595 --> 00:05:29,417
و سپس او را در سینه فرو کردی.

83
00:05:29,492 --> 00:05:32,461
- همه تو را دیدند. - او دوست پسر من نیست.

84
00:05:32,529 --> 00:05:34,463
نه! دیگر نه.

85
00:05:34,531 --> 00:05:38,467
- حالا گیل، من... - خیلی احساس ناتوانی می کنم.

86
00:05:38,535 --> 00:05:41,095
کاری نمیتونی بکنی؟

87
00:05:42,973 --> 00:05:45,498
اوه خدا

88
00:05:45,575 --> 00:05:50,274
خوب، من خمیر دندان، مسواک، مجله گرفتم.

89
00:05:50,347 --> 00:05:53,839
من اجازه دارم برایش حوله بیاورم، درست است؟ - من نمی دانم.

90
00:05:53,917 --> 00:05:56,215
تا کی می توانند او را نگه دارند؟

91
00:05:56,286 --> 00:05:59,483
قتل درجه دو؟ DA سعی می کند وثیقه او را رد کند...

92
00:05:59,556 --> 00:06:02,491
تا اینکه اعتراف کرد

93
00:06:02,559 --> 00:06:04,566
چرا او باید اعتراف کند؟

94
00:06:05,895 --> 00:06:07,920
چی؟ فکر می کنی او این کار را کرد؟

95
00:06:07,998 --> 00:06:10,694
شارونا، من نمی دانم به شما چه بگویم.

96
00:06:10,767 --> 00:06:12,894
من آنجا بودم. تو هم همینطور بودی

97
00:06:12,969 --> 00:06:16,166
میدونی من اینو قبول ندارم او گفت بی گناه است.

98
00:06:16,239 --> 00:06:19,504
همه چیز همیشه آنطور که به نظر می رسد نیست. این چیزی نیست که به من یاد دادی؟

99
00:06:19,576 --> 00:06:24,172
شارونا، او پسر را جلوی 300 نفر چاقو زد.

100
00:06:24,247 --> 00:06:27,182
- ببین من جادوگر نیستم. - بله، شما هستید.

101
00:06:27,250 --> 00:06:29,275
شما همیشه همه چیز را برعکس می کنید.

102
00:06:29,352 --> 00:06:31,343
شما هر روز این کار را برای غریبه ها انجام می دهید.

103
00:06:31,421 --> 00:06:33,616
پس چطور ممکن است که نمی توانید این کار را برای خواهر من انجام دهید؟

104
00:06:37,961 --> 00:06:39,826
- اوه خدای من. - چی؟

105
00:06:39,896 --> 00:06:42,956
وای نه. - "اوه، نه" چی؟ شارونا، چه کسی آنجاست؟

106
00:06:43,033 --> 00:06:45,024
مادرم! اصلا یادم رفته بود داره میاد

107
00:06:45,101 --> 00:06:47,865
او برای دیدن نمایشنامه از فلوریدا پرواز کرد. این او را می کشد!

108
00:06:47,937 --> 00:06:49,871
وای نه.

109
00:06:51,174 --> 00:06:55,474
ببین... ببین، شاید چیزهایی به او گفته بودم که دقیقاً درست نبود.

110
00:06:55,545 --> 00:06:57,911
- مانند آنچه که؟ - مثل اینکه، بنجی در فهرست افتخار است.

111
00:06:57,981 --> 00:07:00,711
- اوه، باشه مشکلی نیست - باشه ممنونم.

112
00:07:00,784 --> 00:07:02,536
اوه اوه اوه اوه. و...

113
00:07:02,571 --> 00:07:05,187
و همچنین به او گفتم که اجاره من فقط 900 دلار در ماه است.

114
00:07:05,255 --> 00:07:08,850
And-And-And-And من از استیو، گلفروشی که با او قرار ملاقات داشتم، جدا شدم.

115
00:07:08,925 --> 00:07:10,916
او از من جدا نشد. اوه اوه.! اوه، اوه

116
00:07:10,994 --> 00:07:14,395
و همچنین اینکه من یک پسر بسیار خوب را می بینم، رونی، که یک دلال سهام است،

117
00:07:14,464 --> 00:07:16,762
اما او این آخر هفته خارج از شهر است.

118
00:07:16,833 --> 00:07:20,263
اوه، اوه! اوه، اوه و شما... شما یک برنامه پزشکی کامل دارید،

119
00:07:20,298 --> 00:07:22,425
از جمله دندانپزشکی

120
00:07:24,541 --> 00:07:27,066
و اوه، من دستیار شما نیستم.

121
00:07:27,143 --> 00:07:31,011
من ... شریک زندگی شما هستم. خوبه؟

122
00:07:31,081 --> 00:07:35,381
آره وای! تبریک می گویم.

123
00:07:35,452 --> 00:07:37,386
متشکرم.

124
00:07:40,256 --> 00:07:42,190
- هی.! - سلام مامان!

125
00:07:42,258 --> 00:07:45,625
سلام. اوه، فکر کردم زنگ شکسته است.

126
00:07:45,695 --> 00:07:48,095
اوه متاسفم. تو آشپزخونه بودیم

127
00:07:48,164 --> 00:07:50,734
چطور... چطور به من زنگ نزدی؟ من تو را بلند می کردم

128
00:07:50,769 --> 00:07:52,725
اوه من معلول نیستم تاکسی گرفتم

129
00:07:52,802 --> 00:07:56,533
تو فوقالعاده به نظر میرسی. بیا اینجا. - اوه مامان

130
00:07:56,606 --> 00:08:01,270
آه.! از شنیدن در مورد استیو بسیار متاسف شدم، اما می گویم، رهایی آور.

131
00:08:01,344 --> 00:08:04,575
تو برای مدرسه خیلی خوب هستی اوه

132
00:08:04,647 --> 00:08:07,115
آیا این کارگزار بورس ماست؟ - اوه، نه

133
00:08:07,183 --> 00:08:09,447
من دلال سهام شما نیستم او خارج از شهر است.

134
00:08:09,519 --> 00:08:13,922
نام او رونی است. همین.

135
00:08:13,990 --> 00:08:15,827
اوم، اوم، این آدریان است، یادت هست؟

136
00:08:15,862 --> 00:08:18,654
اوه شریک شریک جنایت.

137
00:08:18,728 --> 00:08:20,662
- خانم فلمینگ. - وای نه. منو شریل صدا کن

138
00:08:20,730 --> 00:08:24,131
- پاک کنم؟ - الان نه.

139
00:08:24,200 --> 00:08:26,065
بنجی کجاست؟ یک دستکش بیسبال جدید برایش آوردم.

140
00:08:26,136 --> 00:08:28,331
اوه او اینجا نیست او در خانه یکی از دوستانش می خوابد.

141
00:08:28,405 --> 00:08:31,340
فراموش کردی که من دارم میام، نه؟ نه، همه چیز درست است. من میفهمم.

142
00:08:31,408 --> 00:08:33,332
احتمالاً در مورد نمایش بسیار هیجان زده هستید.

143
00:08:33,367 --> 00:08:34,544
خب دیشب چطور بود؟

144
00:08:34,579 --> 00:08:36,091
همه چیز را به من بگو. گیل چطور بود؟

145
00:08:36,126 --> 00:08:37,658
آیا بررسی هایی وجود داشت؟

146
00:08:37,693 --> 00:08:40,180
هی مامان میدونی چیه؟ چیزی وجود دارد که باید به شما بگویم.

147
00:08:40,250 --> 00:08:44,243
- چی؟ بررسی بد؟ - اوه، شاید بخواهی بشینی، شریل.

148
00:08:44,320 --> 00:08:46,254
اوه، نه، من خوبم. من تمام روز را نشسته ام

149
00:08:46,322 --> 00:08:48,586
مامان، میدونی چیه؟ به نظر من بهتر است که بنشینیم. - اوه

150
00:08:48,658 --> 00:08:50,990
دیشب در نمایشگاه اتفاقی افتاد.

151
00:08:51,060 --> 00:08:53,995
باشه - یه چاقو زد.

152
00:08:54,063 --> 00:08:57,089
اوه یعنی در مخاطب؟

153
00:08:57,167 --> 00:09:01,763
نه. اوه، نه. روی صحنه، در طول نمایش

154
00:09:01,838 --> 00:09:05,672
بازیگر نقش برت کشته شد.

155
00:09:05,742 --> 00:09:08,973
گیل... او را با چاقو زد.

156
00:09:09,045 --> 00:09:11,946
- آه من می دانم. فیلمنامه را خواندم. - نه نه. شریل،

157
00:09:12,015 --> 00:09:13,880
او درگذشت

158
00:09:13,950 --> 00:09:16,714
اوه، من نمی فهمم.

159
00:09:16,786 --> 00:09:19,550
ما هم همینطور. اوه...

160
00:09:19,622 --> 00:09:22,523
پلیس فکر می کند که او ممکن است این کار را عمدی انجام داده باشد.

161
00:09:22,592 --> 00:09:25,789
او به جرم قتل درجه دو دستگیر شده است.

162
00:09:25,862 --> 00:09:28,126
فردا جلسه وثیقه است

163
00:09:28,198 --> 00:09:31,190
گیل؟ خیر

164
00:09:31,267 --> 00:09:33,735
من آن را باور نمی کنم. این یک اشتباه است، درست است؟

165
00:09:33,803 --> 00:09:36,897
- پلیس اینطور فکر نمی کند. - خب، اشتباه می کنند.

166
00:09:36,973 --> 00:09:38,907
خوب، تو به او کمک می کنی، درست است؟

167
00:09:38,975 --> 00:09:42,138
منظورم این است که شما این کار را انجام می دهید. شما چند کارآگاه هستید، درست است؟

168
00:09:43,613 --> 00:09:46,673
البته ما به او کمک خواهیم کرد.

169
00:09:46,749 --> 00:09:50,583
بالاخره ما... ما چند تا کارآگاه هستیم.

170
00:09:50,653 --> 00:09:52,780
- درست؟ - درست.

171
00:09:52,856 --> 00:09:54,483
درست.

172
00:09:54,557 --> 00:09:57,492
چی؟ چی؟ چی؟ فراموشش کن. فراموشش کن.

173
00:09:57,560 --> 00:10:00,529
ببخشید. ما به دنبال رختکن گیل فلمینگ هستیم.

174
00:10:00,597 --> 00:10:04,294
- و شما هستی؟ -ما مادرش هستیم

175
00:10:04,367 --> 00:10:06,301
پشت صحنه، سپس از پله ها پایین.

176
00:10:06,369 --> 00:10:08,963
ما بلافاصله برمی گردیم ما فقط وسایلش را می گیریم.

177
00:10:14,644 --> 00:10:17,442
هی، هی، هی. آنها را نخورید آنها لوازم هستند.

178
00:10:17,514 --> 00:10:21,541
- و شما هستی؟ - من اودل هستم. من استاد پروپوزال هستم

179
00:10:21,618 --> 00:10:25,315
- خب، مزه وحشتناکی دارند. - اما آنها به نظر خوشمزه می رسند.

180
00:10:25,388 --> 00:10:27,379
و این نکته است.

181
00:10:30,026 --> 00:10:32,221
این فقط یک سیب است.

182
00:10:32,295 --> 00:10:34,229
درد داره مامان

183
00:10:34,297 --> 00:10:37,198
بدتر از هر چیز دیگری که تا به حال احساس کرده ام درد دارد.

184
00:10:39,202 --> 00:10:41,100
میتونم کمکتون کنم؟

185
00:10:41,430 --> 00:10:44,071
اوم، آره من... من شارونا هستم، خواهر گیل.

186
00:10:44,140 --> 00:10:46,608
و من مادرش هستم تو کی هستی عزیزم

187
00:10:46,676 --> 00:10:48,803
- جنا رایان - اوه، سلام عزیزم.

188
00:10:48,878 --> 00:10:51,438
لی فکر کرد این اتاق رختکن اوست.

189
00:10:51,514 --> 00:10:54,244
این است. بود. من شاگردش هستم

190
00:10:54,317 --> 00:10:55,312
میتونم کمکتون کنم؟

191
00:10:55,347 --> 00:10:56,911
بله، ما اینجا هستیم تا وسایل او را برداریم.

192
00:10:56,986 --> 00:11:00,080
آه البته. اوه، من آنها را اینجا قرار دادم.

193
00:11:00,156 --> 00:11:02,147
بفرمایید.

194
00:11:03,560 --> 00:11:05,892
نتوانستی آنها را تا کنی؟

195
00:11:05,962 --> 00:11:08,192
ببین، من می دانم که شما خانواده گیل هستید،

196
00:11:08,264 --> 00:11:10,960
اما برای من خیلی سخت است که همدردی کنم.

197
00:11:11,034 --> 00:11:14,401
- من تازه بعد از هال دانکن اومدم. - گیل این کار را نکرد.

198
00:11:14,470 --> 00:11:16,904
متاسفم.

199
00:11:16,973 --> 00:11:20,272
حق با شماست. او تا زمانی که گناهش ثابت نشود بی گناه است.

200
00:11:20,343 --> 00:11:22,436
فکر می کنم کمی عصبی هستم.

201
00:11:22,512 --> 00:11:24,776
من جمعه برنامه دارم شب افتتاحیه من است

202
00:11:24,847 --> 00:11:28,214
میخوام بدونی من این قسمت رو میخواستم

203
00:11:28,284 --> 00:11:30,616
اما من هرگز نمی خواستم آن را به این شکل دریافت کنم.

204
00:11:30,687 --> 00:11:34,851
آره ببین رئیس من...

205
00:11:34,924 --> 00:11:37,757
اوه، من و همکارم با پلیس کار می کنیم.

206
00:11:37,827 --> 00:11:40,193
مایلیم از شما چند سوال بپرسیم.

207
00:11:40,263 --> 00:11:44,859
یه جورایی سرم شلوغه اوم، فردا چطور؟

208
00:11:44,934 --> 00:11:46,993
ساعت 2:00 بیا کنار آپارتمان

209
00:11:47,070 --> 00:11:50,005
- 3198 جاده روستای سبز. - خوب. ما آنجا خواهیم بود.

210
00:11:50,073 --> 00:11:52,200
عالی.

211
00:11:55,645 --> 00:11:58,011
اوه... اوه، جنا؟

212
00:11:58,081 --> 00:12:01,482
- آره؟ - پاشو بشکن

213
00:12:07,357 --> 00:12:09,291
ببخشید. چه کار می کنی؟

214
00:12:09,359 --> 00:12:12,123
اوه، من فقط... هیچی. هی، با وسایل کمانچه نگیر.

215
00:12:12,195 --> 00:12:16,845
من باید بدانم اینها کجا هستند، در تاریکی، با لمس، در یک لحظه.

216
00:12:17,100 --> 00:12:20,069
من 44 سال است که با اسباب بازی شعبده بازی می کنم.

217
00:12:20,136 --> 00:12:22,070
از من در مورد اولین وسیله ای که خریدم بپرسید.

218
00:12:22,138 --> 00:12:25,369
- چی بود... - شمشیری که ریچارد برتون در کملوت استفاده کرد.

219
00:12:25,441 --> 00:12:29,343
- برای گرفتن آن باید به اسکاتلند می رفتم. - واقعا؟ وای.

220
00:12:29,412 --> 00:12:31,380
من آدریان مونک هستم و این ش...

221
00:12:33,316 --> 00:12:35,341
او معمولا همین جاست

222
00:12:35,418 --> 00:12:37,818
این یک هفته وحشتناک است، شرط می بندم.

223
00:12:37,887 --> 00:12:41,084
هی تقصیر من نبود پلیس ها تمام شب مرا زیر چراغ ها نگه داشتند.

224
00:12:41,157 --> 00:12:44,024
من به آنها گفتم... چاقو را روی مجموعه گذاشتم.

225
00:12:44,093 --> 00:12:47,927
ما در این نمایش از دو چاقو استفاده می کنیم. یکی واقعی و یکی مثل این.

226
00:12:47,997 --> 00:12:49,658
هی، اوه...

227
00:12:49,732 --> 00:12:52,963
خودت را خیس نکن تیغه به داخل دسته جمع می شود.

228
00:12:53,036 --> 00:12:55,732
گیل باید قبل از نمایش چاقوی واقعی را عوض کرده باشد.

229
00:12:55,805 --> 00:12:58,069
- می تونم من؟ - دیدن؟

230
00:12:58,141 --> 00:13:00,939
اصلا شبیه یک چاقوی واقعی نیست، اینطور است؟

231
00:13:01,010 --> 00:13:04,207
نه - او باید می دانست که یک چاقوی واقعی در دست دارد.

232
00:13:04,280 --> 00:13:07,943
اتفاقی که یکشنبه شب روی صحنه افتاد، تصادفی نبود.

233
00:13:08,017 --> 00:13:12,613
آن زنی بود که مورد تحقیر قرار گرفته بود. "جهنم خشم ندارد" درست است؟

234
00:13:12,689 --> 00:13:16,420
و مطمئن هستید که یک چاقوی تقلبی روی صحنه گذاشته اید؟

235
00:13:16,492 --> 00:13:19,461
قسم می خورم، خودم آن را نیم ساعت قبل از پرده گذاشتم.

236
00:13:19,529 --> 00:13:22,623
- و هیچ کس دیگری اینجا نبود؟ - جواب منفی. به جز جنا

237
00:13:22,699 --> 00:13:26,226
جنا رایان، شاگرد گیل. داشت چک کردن

238
00:13:26,302 --> 00:13:28,793
آنها قبل از نمایش بررسی می کنند، ببینند آیا کسی بیمار است یا خیر.

239
00:13:28,871 --> 00:13:31,999
ما آماده ایم این مرا می کشد که نمی توانیم او را ببینیم.

240
00:13:32,075 --> 00:13:34,703
او تا پس از جلسه وثیقه اجازه بازدید ندارد.

241
00:13:34,777 --> 00:13:36,711
من نمی توانم باور کنم که این اتفاق می افتد.

242
00:13:36,779 --> 00:13:38,956
امروز هیچ کاری نمی توانیم بکنیم

243
00:13:39,096 --> 00:13:42,413
-بیا مانیکور کنیم. - مانیکور - بیا. سرگرم کننده خواهد بود.

244
00:13:42,485 --> 00:13:45,215
اگر فقط به خانه برگردیم، دیوانه خواهیم شد.

245
00:13:45,288 --> 00:13:46,796
یک سالن در گوشه ای وجود دارد ...

246
00:13:46,797 --> 00:13:48,849
آلبرتا همه خانم های حاضر در نمایش به آنجا می روند.

247
00:13:48,925 --> 00:13:50,549
چه می گویید؟

248
00:13:52,211 --> 00:13:55,226
هیچی، هیچی، هیچی... دست نگه دار. صبر کن.

249
00:13:55,298 --> 00:13:57,289
نه هیچ چیز. نه چیزی نیست. شنبه هیچی

250
00:13:57,366 --> 00:14:00,460
آخ. من تا دو هفته دیگه افتتاح ندارم. متاسفم.

251
00:14:00,536 --> 00:14:03,972
- نه حتی برای مانیکور؟ - هیچ کنسلی ندارید؟

252
00:14:04,040 --> 00:14:06,668
خوب، لونا می تواند شما را در لیست انتظار قرار دهد،

253
00:14:06,743 --> 00:14:08,677
اما، اوه، چرا Scissor Wiz را امتحان نمی کنید؟

254
00:14:08,745 --> 00:14:10,231
- هر کی رو میگیرن - ببخشید.

255
00:14:10,266 --> 00:14:13,478
اوه، جنا رایان... آیا او مشتری است؟

256
00:14:13,549 --> 00:14:15,642
آره. - دانش آموز گیل.

257
00:14:15,718 --> 00:14:18,619
درست. او برای فردا قرار دارد.

258
00:14:18,688 --> 00:14:21,179
بنابراین؟ او می خواهد برای اولین بازی خود خوب به نظر برسد.

259
00:14:21,257 --> 00:14:23,191
اما - اما نگاه کن با توجه به این،

260
00:14:23,259 --> 00:14:25,193
او این قرار را دو هفته پیش گذاشت.

261
00:14:25,261 --> 00:14:27,195
او از کجا می دانست که روی صحنه خواهد بود؟

262
00:14:27,263 --> 00:14:30,198
من نمی دانم. اتفاقی؟

263
00:14:30,266 --> 00:14:32,257
- شاید. - خب حالا نظرت چیه؟

264
00:14:32,335 --> 00:14:34,735
میگم شاید حق با شما باشه

265
00:14:34,804 --> 00:14:37,432
خواهر شما ممکن است قاب شده باشد.

266
00:14:37,507 --> 00:14:40,442
و فکر می‌کنم دانش‌آموز می‌توانست با آن ارتباط داشته باشد.

267
00:14:42,245 --> 00:14:44,975
چه کسی اجازه شما را داده است؟ من کاملا آن را دوست دارم.

268
00:14:49,152 --> 00:14:50,498
کاپیتان استوتل مایر،

269
00:14:50,533 --> 00:14:52,849
شما در حال تحقیق در مورد قتل خشن هال دانکن بوده اید؟

270
00:14:52,922 --> 00:14:56,358
- این درست است. - به آن دختر نگاه کن. وزنش کم شده

271
00:14:56,425 --> 00:14:59,451
- از اینجا چطور می توانی تشخیص بدهی؟ - من می تونم بگم.

272
00:14:59,529 --> 00:15:01,394
- و آن مظنون کیست؟ - خانم گیل فلمینگ.

273
00:15:01,464 --> 00:15:05,298
ام... اوه، می توانم چیزی بگویم؟

274
00:15:05,368 --> 00:15:08,826
جناب، به نظر من، خانم فلمینگ خطر پرواز نیست.

275
00:15:08,905 --> 00:15:11,669
ببین من خانواده اش را می شناسم، با خواهرش کار می کنم...

276
00:15:11,741 --> 00:15:15,802
جناب شما، شواهد زیادی علیه خانم فلمینگ وجود دارد.

277
00:15:15,878 --> 00:15:17,488
من به سختی می دانم از کجا شروع کنم.

278
00:15:17,523 --> 00:15:20,515
او انگیزه داشت، او به قربانی وسواس داشت،

279
00:15:20,583 --> 00:15:23,643
300 نفر شاهد این حمله بودند.

280
00:15:23,719 --> 00:15:25,653
ببخشید جناب

281
00:15:25,721 --> 00:15:28,588
ضمناً متذکر می شوم که من یک مشاور دارم که روی پرونده کار می کند.

282
00:15:28,658 --> 00:15:30,819
او یک کارآگاه قتل سابق است.

283
00:15:30,893 --> 00:15:33,657
او کسی است که من خیلی به او احترام می گذارم،

284
00:15:33,729 --> 00:15:37,825
و اوم، او در مورد اتفاقی که افتاده شک جدی دارد.

285
00:15:37,900 --> 00:15:41,199
اسمش چیه؟

286
00:15:41,270 --> 00:15:44,899
آدریان مونک، افتخار شما. او در دادگاه است،

287
00:15:44,974 --> 00:15:47,909
اوه، و او آماده و مایل به شهادت است.

288
00:15:47,977 --> 00:15:51,071
آه بله. من آقای مونک را می شناسم.

289
00:15:51,147 --> 00:15:55,049
- سلام آدریان. - افتخار شما.

290
00:15:56,519 --> 00:16:00,785
من ریاست آخرین جلسه صلاحیت او را بر عهده داشتم.

291
00:16:00,857 --> 00:16:03,587
تا زمانی که ردای خود را تنظیم نکردم نتوانست شهادت دهد.

292
00:16:03,659 --> 00:16:05,854
- یادمه درست. - می بینید، باید یکنواخت می شد.

293
00:16:05,928 --> 00:16:08,453
- کاملاً یکنواخت. - اوه، نگاه کن جناب...

294
00:16:08,531 --> 00:16:11,762
من می دانم که او کمی غیر متعارف است، اما او یک پلیس بزرگ است.

295
00:16:11,834 --> 00:16:16,032
من این دادخواست را رد می کنم وثیقه رد می شود.

296
00:16:16,105 --> 00:16:18,733
- متشکرم جناب عالی. - دادگاه در تعطیلات است.

297
00:16:18,808 --> 00:16:21,174
گیل عزیزم...

298
00:16:21,244 --> 00:16:23,644
وای نه. من مادرش هستم نمیتونم فقط باهاش ​​حرف بزنم؟

299
00:16:23,713 --> 00:16:25,874
یک دقیقه بهت فرصت بده

300
00:16:25,948 --> 00:16:29,816
- مامان من کار بدی نکردم. - می دونم که نکردی عزیزم.

301
00:16:29,886 --> 00:16:31,055
گیل، یادت هست کلاس دومی بودی؟

302
00:16:31,090 --> 00:16:32,548
و پوگو مریض شد؟

303
00:16:32,622 --> 00:16:35,557
- یادت هست چی گفتم؟ -گفتی بهترش میکنی

304
00:16:35,625 --> 00:16:38,719
بهت قول دادم گفتم حالش بهتر میشه و چی شد؟

305
00:16:38,794 --> 00:16:40,386
- او بهتر شد. - درست است.

306
00:16:40,463 --> 00:16:43,330
- تا اینکه سه هفته بعد اتوبوس به او برخورد کرد. - نه نه. اتوبوس را فراموش کن

307
00:16:43,399 --> 00:16:46,732
نکته این است که او بیمار نبود. حالا به من گوش کن کدو تنبل

308
00:16:46,802 --> 00:16:51,330
من به شما قول دیگری می دهم و این را انجام خواهم داد.

309
00:16:51,407 --> 00:16:53,807
ما باید برویم.

310
00:16:53,876 --> 00:16:55,903
خوب میشه

311
00:17:02,018 --> 00:17:03,952
من به تو وابسته ام

312
00:17:04,020 --> 00:17:06,488
من هر کاری که لازم باشد انجام خواهم داد.

313
00:17:07,490 --> 00:17:09,583
من هم به تو وابسته ام

314
00:17:21,203 --> 00:17:23,066
- میتونم کمکتون کنم؟ - اوه، آره، ما اینجا هستیم،

315
00:17:23,101 --> 00:17:25,356
برای جنا رایان او منتظر ماست

316
00:17:25,391 --> 00:17:28,269
خانم رایان همین 10 دقیقه پیش رفت.

317
00:17:28,344 --> 00:17:30,972
- مطمئنی؟ - من خودم او را داخل تاکسی گذاشتم.

318
00:17:32,281 --> 00:17:35,307
باشه فراموش نکرد دیدم که یادداشتش کرد او از ما دوری می کند

319
00:17:35,384 --> 00:17:37,545
شنیدی کجا رفت؟

320
00:17:38,216 --> 00:17:40,356
ممکن است.

321
00:17:40,391 --> 00:17:42,381
خوب، او کجا رفت؟ خیلی مهمه

322
00:17:42,458 --> 00:17:45,894
خنده دار نیست؟ من کاملاً یادم نمی آید.

323
00:17:45,962 --> 00:17:48,726
من آن را دریافت می کنم. من آن را دریافت می کنم. من آن را دریافت می کنم.

324
00:17:48,798 --> 00:17:51,699
خاطرات چیزهای خنده‌داری هستند.

325
00:17:51,767 --> 00:17:55,168
اوه، شاید این کمک کند.

326
00:17:56,374 --> 00:17:58,798
سه دلار؟ هی رفیق

327
00:17:58,874 --> 00:18:02,037
من برای باز نگه داشتن در سه دلار می گیرم.

328
00:18:02,111 --> 00:18:04,705
او بیشتر می خواهد. بیشتر بهش بده

329
00:18:04,780 --> 00:18:08,546
او هیچ کاری نکرد. من فکر می کنم سه دلار بیش از حد مناسب است.

330
00:18:08,617 --> 00:18:11,347
بیشتر بهش بده

331
00:18:13,122 --> 00:18:16,114
- اوه، پس الان به چهار دلار رسیدیم. - برای 20 ثانیه از وقت خود.

332
00:18:16,192 --> 00:18:20,993
- من فکر می کنم که خیلی هم کهنه نیست. - تو ارزان ترین مردی هستی که من می شناسم.

333
00:18:21,063 --> 00:18:23,156
اینجا. کجا رفت؟

334
00:18:23,232 --> 00:18:25,723
- چه کار می کنی؟ چهل دلار؟ - خواهرم محکوم به اعدام است.

335
00:18:25,801 --> 00:18:28,531
من فکر می کنم او 40 دلار می ارزد. کجا رفت؟

336
00:18:28,604 --> 00:18:32,438
- هتل بلترام در ریجدیل. - باشه. بسیار از شما متشکرم.

337
00:18:35,411 --> 00:18:37,879
ببخشید. آیا می توانم چهار دلارم را پس بگیرم؟

338
00:18:37,947 --> 00:18:40,814
چی؟ - ما به شما 44 دلار دادیم.

339
00:18:40,883 --> 00:18:43,716
آره؟ - رشوه فقط 40 بود پس میدونی...

340
00:18:43,786 --> 00:18:46,482
- آیا تو واقعی هستی؟ - میای؟

341
00:18:46,555 --> 00:18:50,013
اوکی بسیار خوب، اما ما برای هر رشوه آینده چهار دلار اعتبار داریم.

342
00:18:50,092 --> 00:18:53,789
من فراموش نمی کنم. دارم مینویسمش

343
00:18:57,767 --> 00:18:59,598
او آنجاست.

344
00:19:03,873 --> 00:19:06,933
اوه ببخشید آیا ثبت نام کرده ایم؟ - اوه، برای چی؟

345
00:19:07,009 --> 00:19:08,747
خرماهای سریع ما ماهی یک بار اینجا انجام می دهیم

346
00:19:08,782 --> 00:19:10,694
اوه، آره، آره، آره مقاله ای در این مورد خواندم.

347
00:19:10,729 --> 00:19:12,644
برای مجردهاست به جای اینکه تمام شب را با یک آدم تند بگذرانید،

348
00:19:12,679 --> 00:19:14,350
شما می توانید به طور همزمان با 15 حریف روبرو شوید.

349
00:19:14,385 --> 00:19:16,511
بله، دقیقاً اینطور نیست که ما آن را توصیف کنیم.

350
00:19:16,585 --> 00:19:18,050
با هر نفر چهار دقیقه وقت می گذارید.

351
00:19:18,085 --> 00:19:21,579
سپس وقتی زنگ عشق به صدا درآمد، به سراغ نفر بعدی می روید.

352
00:19:21,657 --> 00:19:23,852
- مثل رقص مربع است. - او این کار را می کند.

353
00:19:23,926 --> 00:19:26,019
وارد شوید. - چی؟

354
00:19:26,095 --> 00:19:30,054
وارد شوید. عالی است. به این ترتیب، جنا باید با شما صحبت کند.

355
00:19:30,132 --> 00:19:32,532
"قرارهای سریع"؟ نه نه نه نه.

356
00:19:32,601 --> 00:19:34,967
این مانند حلقه هفتم جهنم دانته است.

357
00:19:35,037 --> 00:19:38,438
آدریان، "هر چه که لازم باشد."

358
00:19:38,507 --> 00:19:40,498
این چیزی نیست که شما گفتید؟

359
00:19:46,816 --> 00:19:48,613
از چشمان تو خوشم میاد.

360
00:19:48,684 --> 00:19:51,812
خب ممنون با صورت آمدند.

361
00:19:51,887 --> 00:19:55,254
- و تو پلیسی؟ - اوه، قبلا بود.

362
00:19:55,324 --> 00:19:57,258
هنوز دستبندت رو داری؟

363
00:19:57,326 --> 00:19:59,590
آره. آنها در دفتر من هستند.

364
00:20:00,963 --> 00:20:03,329
شاید بخواهی زمانی آنها را به من نشان بدهی.

365
00:20:03,399 --> 00:20:05,333
چرا؟

366
00:20:05,401 --> 00:20:08,427
آنها هستند - آنها فقط دستبند هستند.

367
00:20:09,738 --> 00:20:13,772
و من و ترودی برای ...

368
00:20:13,925 --> 00:20:16,598
- هفت سال. - خیلی متاسفم.

369
00:20:16,633 --> 00:20:18,481
ماشین بمب گذاری شده بود.

370
00:20:18,516 --> 00:20:22,178
سه پوند مواد منفجره پلاستیکی زیر صندلی راننده.

371
00:20:22,251 --> 00:20:26,153
من... احساس مسئولیت کردم. فکر می کنم برای من در نظر گرفته شده بود.

372
00:20:26,222 --> 00:20:30,556
و شما چطور؟ آیا تا به حال ازدواج کرده اید؟

373
00:20:32,194 --> 00:20:35,994
برای زنان هم سن و سال من ملاقات با مردان بسیار سخت است. من 38 سالمه

374
00:20:36,065 --> 00:20:39,831
اوه، نه، شما نیستید. ببخشید؟

375
00:20:39,902 --> 00:20:42,666
من پشتت ایستاده بودم که تو داشتی از جلو ثبت نام میکردی.

376
00:20:42,738 --> 00:20:46,538
متوجه شدم که کارت اعتباری شما عبارت "عضو از سال 1979" را نوشته است.

377
00:20:46,609 --> 00:20:49,908
برای دریافت آن کارت باید 18 سال داشته باشید.

378
00:20:49,979 --> 00:20:53,005
به این معنی که، اوه، شما حداقل 42 سال دارید.

379
00:20:53,082 --> 00:20:57,327
خیلی خوب. من 43 سالمه. الان خوشحالی؟

380
00:20:57,586 --> 00:20:59,781
تو نگاهش نمیکنی

381
00:21:01,957 --> 00:21:05,984
- من از دوستیابی متنفرم، نه؟ - من نمی دانم. من هرگز قرار ملاقات نمی گذارم.

382
00:21:06,061 --> 00:21:08,325
بعد اینجا چیکار میکنی؟

383
00:21:08,397 --> 00:21:11,924
من... من اینجا هستم تا او را ملاقات کنم.

384
00:21:12,001 --> 00:21:14,060
اوه می فهمم.

385
00:21:14,136 --> 00:21:16,661
ببخشید وقتتون رو تلف کردم مشکلی نیست.

386
00:21:18,107 --> 00:21:21,338
سلام آدریان من جنا هستم

387
00:21:21,410 --> 00:21:23,674
جنا، سلام. آیا این اولین بار است؟

388
00:21:23,746 --> 00:21:26,340
بله همینطور است. بله همینطور است. در مورد شما چطور؟

389
00:21:26,415 --> 00:21:28,349
سوم. دیوانه است، اینطور نیست؟

390
00:21:28,417 --> 00:21:30,510
اما من نمی دانم چگونه می توانم با کسی ملاقات کنم.

391
00:21:30,586 --> 00:21:32,577
تنها مردانی که در محل کار ملاقات می کنم بازیگر هستند.

392
00:21:32,655 --> 00:21:34,589
اوه، شما یک بازیگر هستید؟

393
00:21:34,657 --> 00:21:36,784
- گناهکار. - آیا شما معروف هستید؟

394
00:21:36,859 --> 00:21:40,727
نه. هنوز نه. اهل تئاتر هستی؟

395
00:21:40,796 --> 00:21:42,256
من واقعا زیاد بیرون نمی روم

396
00:21:42,291 --> 00:21:45,290
من در یک نمایشنامه در ال پورتال هستم، اگر علاقه دارید.

397
00:21:45,367 --> 00:21:49,269
- به آن خون روی ماه می گویند. - اوه، من در مورد آن شنیدم.

398
00:21:49,338 --> 00:21:51,806
آیا یک پسر در طول نمایش کشته نشد؟

399
00:21:51,874 --> 00:21:55,332
این دقیقاً آن نوع تبلیغاتی نیست که ما می خواستیم.

400
00:21:55,411 --> 00:21:58,608
در واقع، من شاگرد دختری هستم که این کار را انجام داد.

401
00:21:58,681 --> 00:22:01,479
- واقعا؟ - بابام همیشه می گفت

402
00:22:01,550 --> 00:22:04,781
"وقتی فرصت در می زند، در لعنتی را لگد کنید.

403
00:22:04,853 --> 00:22:08,289
- هیچ سوالی نپرس. - آیا پدرت هم بازیگر است؟

404
00:22:08,357 --> 00:22:11,793
او می خواست باشد. توسط یک بازیگر ناامید بزرگ شده است.

405
00:22:11,860 --> 00:22:13,953
این همه چیز را توضیح می دهد، درست است؟

406
00:22:14,029 --> 00:22:18,125
اما او عالی است. او واقعا عالی است. پدرم برای من هر کاری می کرد.

407
00:22:18,200 --> 00:22:21,658
وقتی آقای دانکن را چاقو زدند، آنجا بودید؟

408
00:22:21,737 --> 00:22:25,070
نه. من، اوم... قبلاً ثبت نام کرده بودم.

409
00:22:25,140 --> 00:22:27,594
من در یک مهمانی در سراسر شهر بودم.

410
00:22:28,670 --> 00:22:30,008
اسمش رو از کجا میدونستی؟

411
00:22:31,513 --> 00:22:34,505
- در اخبار است. - اوهوم.

412
00:22:34,583 --> 00:22:37,177
پس واقعاً حمله را ندیدید؟

413
00:22:37,253 --> 00:22:40,745
نه، من در یک مهمانی در سراسر شهر بودم. بهت گفتم

414
00:22:41,991 --> 00:22:44,585
خیلی سوال میپرسی

415
00:22:44,660 --> 00:22:46,651
تو هرگز به من نگفتی برای امرار معاش چه کار می کنی.

416
00:22:46,729 --> 00:22:50,324
اوه، سریع بود. میتونم دوباره ببینمت؟

417
00:22:50,399 --> 00:22:53,527
من اینطور فکر نمی کنم.

418
00:22:59,008 --> 00:23:01,374
- پس چطور شد گل میخ؟ - او انجامش داد.

419
00:23:01,443 --> 00:23:03,934
نمی دانم چگونه این کار را کرد، اما او این کار را کرد.

420
00:23:04,013 --> 00:23:07,290
بیایید به تئاتر برگردیم و به اطراف نگاه کنیم. - باشه.

421
00:23:08,111 --> 00:23:09,832
- پس آشنایی چطور پیش رفت؟ - اوه، وحشتناک بود.

422
00:23:09,867 --> 00:23:14,320
- خدا را شکر مجرد نیستم. - شما مجرد هستی.

423
00:23:14,390 --> 00:23:16,324
اوه، آره

424
00:23:20,429 --> 00:23:23,398
باشه. فکر می کنم دقیقاً چیزی را که دیدم به یاد دارم.

425
00:23:23,465 --> 00:23:26,298
صحنه دوم است تو گیل هستی، من آن پسر هستم.

426
00:23:26,368 --> 00:23:30,395
دو چاقو روی پیشخوان است. این خیلی اهمیت دارد.

427
00:23:30,472 --> 00:23:33,168
این چاقوی واقعی است. این چاقوی پایه است.

428
00:23:33,242 --> 00:23:36,336
پس وقتی به من چاقو زدی، لطفا از چاقوی نگهدارنده استفاده کن.

429
00:23:36,412 --> 00:23:40,473
-سعی میکنم یادم بیاد - باشه. خوب، در حال حاضر، بنابراین.

430
00:23:40,549 --> 00:23:44,576
- تو... از سمت راست وارد می شوی. - منظورت چپه. این مرحله باقی مانده است.

431
00:23:44,653 --> 00:23:48,555
- اما در سمت راست است. - اما این مرحله باقی مانده است. این چیزی است که به آن می گویند.

432
00:23:48,624 --> 00:23:49,723
خواهرم بازیگر است

433
00:23:49,758 --> 00:23:53,118
اما - اما برای اهداف این تفریح،

434
00:23:53,195 --> 00:23:55,527
بیایید آن را همانطور که در سیاره زمین می نامند نامگذاری کنیم.

435
00:23:55,597 --> 00:23:58,395
- مثل اینکه میدونی - خیلی خوب. فقط از آنجا وارد شوید

436
00:23:58,467 --> 00:24:02,767
خیلی خوب؟ اونجا، و بعد از اینکه میگم "برو" بیا سمت میز.

437
00:24:02,838 --> 00:24:04,772
و برو.

438
00:24:13,082 --> 00:24:16,745
هی، کوز دلت برام تنگ شده بود؟

439
00:24:16,819 --> 00:24:19,151
امیدوارم مشکلی نداشته باشی

440
00:24:19,221 --> 00:24:21,212
به خودم اجازه دادم داخل

441
00:24:23,994 --> 00:24:26,918
- تو خیلی خوبی. - اوه من لحظاتم را دارم

442
00:24:26,995 --> 00:24:29,225
پس حالا می گویی: "برت، تو قرار است در زندان باشی."

443
00:24:29,298 --> 00:24:30,765
بیا دیگه. بگو.

444
00:24:30,833 --> 00:24:34,132
- برت، تو قراره تو زندان باشی. - آره، این جمله خنده دار است،

445
00:24:34,203 --> 00:24:36,330
"قرار است."

446
00:24:36,405 --> 00:24:39,636
قرار است من در زندان باشم. قراره منتظر من باشی

447
00:24:39,708 --> 00:24:44,145
یک مرد نمی تواند روی "قرار است" آنطور که قبلاً بود حساب کند.

448
00:24:46,782 --> 00:24:50,980
شوهرت در مرکز شهر است، خودش را در اسکاچ و نوشابه غرق کرده است.

449
00:24:51,053 --> 00:24:55,217
حدود یک ساعت پیش دیدم که از اینجا رفت.

450
00:24:55,290 --> 00:24:57,485
چه کار می کنی؟

451
00:24:59,134 --> 00:25:01,928
آفرین. بسیار خوب.

452
00:25:01,997 --> 00:25:05,455
- متاسف. فکر می کردیم تنها هستیم. - من در سایه بودم،

453
00:25:05,534 --> 00:25:07,468
جایی که کارگردان به آن تعلق دارد.

454
00:25:07,536 --> 00:25:09,470
من کارل سباستین هستم.

455
00:25:09,538 --> 00:25:12,769
من شارونا فلمینگ هستم و این آدریان مونک است.

456
00:25:12,841 --> 00:25:16,106
- تو خواهر گیل هستی، نه؟ - آره

457
00:25:16,178 --> 00:25:18,442
آیا به او می گویید که ما همه برایش دعا می کنیم؟

458
00:25:18,514 --> 00:25:22,143
من سال‌هاست که گیل را می‌شناسم، و هنوز نمی‌توانم آنچه را که اتفاق افتاده، باور کنم.

459
00:25:22,217 --> 00:25:24,481
مثل یک خواب بد است. - حتما هست.

460
00:25:24,553 --> 00:25:27,545
جناب راهب نمایشنامه را از کجا می شناسید؟ کاملا نو است هرگز منتشر نشده است

461
00:25:27,623 --> 00:25:29,487
هفته پیش دیدمش و اوه

462
00:25:29,522 --> 00:25:32,458
حتماً تصادفی آن را حفظ کرده است. متاسف.

463
00:25:32,528 --> 00:25:35,292
بعد از یک بار دیدن آن را حفظ کردید؟

464
00:25:35,364 --> 00:25:37,832
خیلی متاسفم.

465
00:25:37,900 --> 00:25:40,095
من می دانم که همه اینها آخرین لحظه است.

466
00:25:40,169 --> 00:25:42,103
من نمی دانم برنامه شما چیست، اما، اوه،

467
00:25:42,171 --> 00:25:44,571
ما به تازگی یک بازیگر از نیویورک برای بازی در نقش برت استخدام کرده ایم.

468
00:25:44,640 --> 00:25:48,132
اما او نمی تواند تا دوشنبه اینجا باشد. آیا به پر کردن آن فکر می کنید؟

469
00:25:48,210 --> 00:25:51,509
این فقط دو نمایش است. - من؟ نه نه.

470
00:25:51,580 --> 00:25:54,572
- اوه، نه متاسف. نمی تواند. - او این کار را می کند. او عالی خواهد شد.

471
00:25:54,650 --> 00:25:59,213
فقط باید یک دقیقه با نماینده ام صحبت کنم.

472
00:26:00,022 --> 00:26:01,979
شما دیوانه؟ من نمی توانم عمل کنم!

473
00:26:02,014 --> 00:26:05,090
ببین خواهرم مشکل داره شما گفتید که دانش آموخته این کار را انجام داده است.

474
00:26:05,125 --> 00:26:08,018
او در نمایش است. اون جاییه که باید باشی

475
00:26:08,096 --> 00:26:10,690
این دو نمایش است. بیا دیگه.

476
00:26:12,968 --> 00:26:15,061
- او این کار را می کند. - اوه، عالی. من هیجان زده هستم.

477
00:26:15,137 --> 00:26:19,096
خوش آمدید. فردا ساعت 10 صبح می بینمت.

478
00:26:19,174 --> 00:26:23,745
- شما در برنامه جمعه شب هستید. - در نمایش من در نمایش هستم.

479
00:26:23,812 --> 00:26:25,746
این فوق العاده است.

480
00:26:28,777 --> 00:26:31,405
خوب، از بالای صحنه دو.

481
00:26:32,000 --> 00:26:35,367
آدریان، تو تازه از زندان فرار کردی.

482
00:26:35,800 --> 00:26:39,566
پشت در پنهان شده ای

483
00:26:39,637 --> 00:26:42,606
تو بیرون می آیی و...

484
00:26:42,674 --> 00:26:44,767
در هر زمان، آقای راهب.

485
00:26:54,000 --> 00:26:57,231
هی، کوز دلت برام تنگ شده بود؟

486
00:26:57,303 --> 00:26:59,931
امیدوارم مشکلی نداشته باشی به خودم اجازه دادم داخل

487
00:27:00,006 --> 00:27:04,568
خوب خوب. ام، آدریان، از دیروز شروع کردی به آن.

488
00:27:04,644 --> 00:27:08,102
یادت باشه از زندان فرار کردی - درست. من... آره.

489
00:27:08,181 --> 00:27:11,275
پر از خشم. تو فحاشی میکنی

490
00:27:11,351 --> 00:27:13,683
من اینطور فکر نمی کنم.

491
00:27:13,753 --> 00:27:16,586
سلام.! متاسفم.! ببخشید دیر کردم.

492
00:27:16,656 --> 00:27:18,783
نتونستم تاکسی بگیرم

493
00:27:20,226 --> 00:27:23,195
- تو... - جنا رایان، این آدریان مونک است.

494
00:27:23,263 --> 00:27:26,460
- او در حال پر کردن چند نمایش است. - تو بازیگری؟

495
00:27:26,533 --> 00:27:30,731
بله، او یک بازیگر است و در حال انجام کار فوق العاده ای است.

496
00:27:30,803 --> 00:27:34,068
اما ما تمام روز فرصت نداریم، پس، اوم، از خط شما می رویم،

497
00:27:34,140 --> 00:27:36,074
"در کیف من پول است."

498
00:27:36,142 --> 00:27:38,804
جنا، تو سر میز هستی آدریان، تو داری فحاشی می کنی.

499
00:27:42,415 --> 00:27:46,249
اینجا. من مقداری پول در کیفم دارم.

500
00:27:46,319 --> 00:27:49,652
بگیر. - فکر میکنی من پول جیبتتو میخوام؟

501
00:27:49,722 --> 00:27:51,690
فکر می کنی به خاطر همین برگشتم؟

502
00:27:51,758 --> 00:27:54,852
خوب، حالا، شما میز را فشار دهید.

503
00:27:58,831 --> 00:28:01,632
تو یک حیوان هستی فقط-فقط فشارش بده

504
00:28:04,404 --> 00:28:08,204
شاید کاراکتر من نمی‌خواهد در اینجا آشفتگی زیادی ایجاد کند.

505
00:28:08,274 --> 00:28:10,834
او تو را به زندان فرستاد. تو... تو پر از خشم.!

506
00:28:10,910 --> 00:28:15,244
یه فکری دارم چه می شود اگر شخصیت من عصبانیت خود را نشان دهد ...

507
00:28:15,315 --> 00:28:19,649
با کنار گذاشتن مواد غذایی ...

508
00:28:19,719 --> 00:28:21,414
تقریبا؟

509
00:28:23,790 --> 00:28:26,486
اوه، باشه اوه، باشه بیا بریم ادامه بدیم...

510
00:28:26,559 --> 00:28:30,996
به خط بعدی شما، "چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟"

511
00:28:33,900 --> 00:28:36,095
چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟

512
00:28:38,438 --> 00:28:41,407
متاسفم. اینطوری میخندی؟

513
00:28:43,343 --> 00:28:46,506
- من ... نه خنده بزرگ. - خوب، یک خنده واقعی را امتحان کنید.

514
00:28:46,579 --> 00:28:48,799
برو.

515
00:28:49,949 --> 00:28:52,440
چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟

516
00:28:56,689 --> 00:29:00,125
وای نه. باشه صبر کن. بگذار بار دیگر بکوشم.

517
00:29:01,461 --> 00:29:04,089
چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟

518
00:29:06,799 --> 00:29:09,131
سباستین؟

519
00:29:09,202 --> 00:29:11,693
- چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟ - او غیر ممکن است.

520
00:29:11,771 --> 00:29:13,636
فقط ولش کن یکی دیگه رو پیدا میکنیم

521
00:29:13,706 --> 00:29:19,042
این ایده شما بود که هال را استخدام کنید، و او وحشتناک بود، خدا روحش را حفظ کند.

522
00:29:21,547 --> 00:29:23,619
چه کسی دستور پرتاب را داد ...

523
00:29:23,654 --> 00:29:26,575
اوم... باشه، اوه، روی خنده کار می کنیم.

524
00:29:28,087 --> 00:29:31,079
همه 10 تا بگیر

525
00:29:32,792 --> 00:29:36,558
اوه، نه کاملا. صبر کن.

526
00:29:36,629 --> 00:29:39,894
کاتلین، منظور کارگردان چه بود که گفت...

527
00:29:39,966 --> 00:29:42,161
جنا آنها را مجبور کرد هال دانکن را استخدام کنند؟

528
00:29:42,235 --> 00:29:45,727
این راز نبود... جنا می خواست آنها هال را استخدام کنند.

529
00:29:45,805 --> 00:29:46,658
آنچه را که شنیدم به شما می گویم:

530
00:29:46,693 --> 00:29:49,605
او با تهیه کننده خوابید، سپس تهدید کرد که اگر این کار را نکنند به همسرش خواهد گفت.

531
00:29:49,676 --> 00:29:53,235
- چرا؟ آیا آنها قرار ملاقات داشتند؟ - نه. هیچ کس نتوانست آن را بفهمد.

532
00:29:53,270 --> 00:29:54,443
جنا حتی آن پسر را دوست نداشت.

533
00:29:56,149 --> 00:29:59,243
او نه بازیگر بزرگی بود و نه حتی بازیگر خوبی.

534
00:29:59,319 --> 00:30:01,075
او یک شخصیت بود.

535
00:30:01,110 --> 00:30:04,222
همیشه عینک آفتابی می زد، حتی داخل.

536
00:30:04,290 --> 00:30:08,386
اوه، و او به همه چیز حساسیت داشت: تخم مرغ، بادام زمینی و صدف.

537
00:30:08,461 --> 00:30:11,624
هیچ چیزی نمی خورد مگر اینکه خودش درست کند. آه

538
00:30:13,299 --> 00:30:16,132
این ممکن است کار کند، نه؟ شما چی فکر میکنید؟

539
00:30:16,202 --> 00:30:19,433
آیا نمی توانم فقط لباس های خودم را بپوشم؟ ترجیح می دهم لباس های خودم را بپوشم.

540
00:30:19,505 --> 00:30:22,269
اوه، چه چیزی در خانه دارید؟

541
00:30:23,776 --> 00:30:27,177
اوه، خوب، او فقط از این بیشتر دارد.

542
00:30:27,246 --> 00:30:29,237
اساسا این

543
00:30:30,249 --> 00:30:33,548
بنابراین، چه زمانی می توانم با رونی گریزان ملاقات کنم؟

544
00:30:33,619 --> 00:30:38,352
- که؟ - دلال بورس من در مورد او به شما گفتم.

545
00:30:38,424 --> 00:30:40,688
او در یک کنوانسیون... در بلژیک است.

546
00:30:41,760 --> 00:30:43,991
کدام دلال سهام؟

547
00:30:44,063 --> 00:30:46,896
من دوست ندارم بنجی با هیچ یک از پسرهایی که با آنها قرار ملاقات می گذارم ملاقات کند تا زمانی که مطمئن نباشم، می دانید؟

548
00:30:46,966 --> 00:30:49,400
اما تو گفتی او بنجی را به بازی بسکتبال برد.

549
00:30:49,469 --> 00:30:51,232
نه، نداشتم. - بله شما بودید.

550
00:30:51,304 --> 00:30:54,102
خب پس شما اشتباه متوجه شدید یا فقط قاطی کردید.

551
00:30:54,173 --> 00:30:55,376
ببین مامان، می تونیم موضوع رو عوض کنیم، ها؟

552
00:30:55,411 --> 00:30:57,276
مجبور نیستی بکوبی عزیزم

553
00:30:57,311 --> 00:31:00,439
این روزگار برای همه ما سخت است.

554
00:31:00,513 --> 00:31:02,481
می دانید، من همیشه فکر می کردم که آیا کسی در این مورد است

555
00:31:02,482 --> 00:31:04,711
خانواده همیشه به زندان می‌افتند، این شما هستید.

556
00:31:04,784 --> 00:31:08,345
میدونی چیه؟ عالیه. عالیه. درست روبروی بنجی؟

557
00:31:08,421 --> 00:31:11,584
- برام مهم نیست - نه، میدونی چی میگم.

558
00:31:11,657 --> 00:31:15,718
- یادت هست که ماشین را دزدیدی؟ - مامان، 11 سالشه. او می تواند املا کند.

559
00:31:15,795 --> 00:31:19,697
- STO... - باشه، میدونی چیه؟ میدونی چیه؟

560
00:31:19,766 --> 00:31:21,666
به اتاق خود بروید و تکالیف خود را انجام دهید.

561
00:31:21,734 --> 00:31:23,702
هر چه.

562
00:31:26,072 --> 00:31:28,905
با مسئولیت محدود

563
00:31:28,975 --> 00:31:33,002
متاسفم شارونا من-خیلی میترسم

564
00:31:36,500 --> 00:31:39,469
من هم می ترسم.

565
00:31:46,000 --> 00:31:49,026
-حالت چطوره؟ - اوه، من دوستان جدید زیادی پیدا می کنم.

566
00:31:49,104 --> 00:31:51,629
من باید قبل از اینکه کار دیگری انجام دهم، مرا بیرون بیاوری.

567
00:31:51,706 --> 00:31:53,434
گوش کن، مادرت و شارونا می خواستند بیایند،

568
00:31:53,469 --> 00:31:55,335
اما شما فقط مجاز به یک بازدید در روز هستید.

569
00:31:55,410 --> 00:31:57,708
آنها می خواستند از شما بپرسم که آیا چیزی لازم دارید؟

570
00:31:57,779 --> 00:31:59,269
بله، توضیحی برای آنچه اتفاق افتاده است.

571
00:31:59,304 --> 00:32:01,613
آدریان، من به کسی چاقو نزدم.

572
00:32:01,683 --> 00:32:03,844
چاقوی پرنده را گرفتم. من از آن مطمئن هستم.

573
00:32:03,918 --> 00:32:06,614
چاقویی که آنها پیدا کردند... اثر من روی آن نبود، درست است؟

574
00:32:06,688 --> 00:32:08,781
نه نه نه. وجود نداشت...

575
00:32:08,857 --> 00:32:12,122
هیچ چاپ قابل استفاده ای وجود نداشت.

576
00:32:12,193 --> 00:32:15,060
اوه... پلیس نشان می دهد که تو، اوه،

577
00:32:15,130 --> 00:32:17,064
که آنها را در این همه سردرگمی پاک کردی.

578
00:32:17,132 --> 00:32:20,533
هیچ کس مرا باور نمی کند. وکیل من فکر می کند من دیوانه هستم.

579
00:32:20,602 --> 00:32:24,561
خوب، شاید من هستم. - نه

580
00:32:24,639 --> 00:32:27,574
- نه، تو دیوانه نیستی. - آیا می خواهید گوشی دیگری را امتحان کنید؟

581
00:32:27,642 --> 00:32:30,270
نه نه نه. من خوبم. من خوبم.

582
00:32:30,345 --> 00:32:34,008
گوش کن، گیل، جنا رایان، در مورد دانش آموزت چه می دانی؟

583
00:32:34,082 --> 00:32:36,573
باورم نمیشه اینو گفتی من به او فکر کرده ام

584
00:32:36,651 --> 00:32:40,747
چرا اینطور است؟ - چون جنا برای آن قسمت هر کاری انجام می دهد.

585
00:32:40,822 --> 00:32:43,848
چهار سال پیش، او این چیز تونیا هاردینگ را روی یک بازیگر دیگر امتحان کرد.

586
00:32:43,925 --> 00:32:47,554
فکر کنم در شیکاگو بود. هر دو برای یک قسمت آماده بودند.

587
00:32:47,629 --> 00:32:52,191
این بازیگر زن با چوب گلف مورد حمله قرار گرفت. کاسه زانویش شکست - واقعا؟

588
00:32:52,267 --> 00:32:53,669
آره جنا این نقش را دریافت کرد.

589
00:32:53,704 --> 00:32:56,067
میدونی همه بهش مشکوک بودن ولی نتونستن چیزی رو ثابت کنن.

590
00:32:56,137 --> 00:32:59,300
اما، می دانید، او نمی توانست این کار را انجام دهد. او حتی نزدیک تئاتر نبود،

591
00:32:59,374 --> 00:33:01,899
و او در یک مهمانی در سراسر شهر بود، بنابراین ...

592
00:33:01,976 --> 00:33:03,876
شاید.

593
00:33:03,945 --> 00:33:06,436
آنجا. آنجا.

594
00:33:06,514 --> 00:33:09,642
وای خدا وقتشه من باید بروم. من یک نمایش دارم

595
00:33:09,717 --> 00:33:13,050
- آیا شما واقعاً در گروه بازیگران هستید؟ - یک ستاره متولد می شود.

596
00:33:13,121 --> 00:33:14,988
خدایا، فکر می‌کردم تو از صحنه وحشت خواهی کرد.

597
00:33:15,023 --> 00:33:17,114
نه، من در تمرینات خوب بودم.

598
00:33:17,192 --> 00:33:19,660
همه در تمرینات خوب هستند. هیچ مخاطبی آنجا نیست

599
00:33:22,130 --> 00:33:24,223
درست است.

600
00:33:24,299 --> 00:33:25,994
درست است.

601
00:33:35,310 --> 00:33:36,700
مامانم ردیف اوله

602
00:33:36,735 --> 00:33:39,007
اما افراد زیادی در آنجا نیستند، درست است؟

603
00:33:39,080 --> 00:33:40,843
نه، افراد زیادی آنجا هستند. - اوه!

604
00:33:40,915 --> 00:33:44,715
تمام شده است. خب نگرانش نباش تو تمرینات خوب بودی

605
00:33:44,786 --> 00:33:49,883
- نگرانش نباش - همین است! همه را جا می دهد. انرژی. انرژی!

606
00:33:49,958 --> 00:33:52,426
شنیده ام که در مورد من می پرسید. - چی؟

607
00:33:52,494 --> 00:33:56,021
شما کی هستید؟ تو بازیگر نیستی همینقدر میدونم

608
00:33:56,097 --> 00:33:58,361
باشه جنا ورودی شما آن طرف است.

609
00:33:58,433 --> 00:34:01,197
- ما هم چند چیز می دانیم. - یعنی چی؟

610
00:34:01,269 --> 00:34:02,861
آن را دریابید.

611
00:34:02,937 --> 00:34:06,395
هنری، تو همین جا بنشین.

612
00:34:06,474 --> 00:34:08,601
شما آن نمرات بیسبال را بخوانید.

613
00:34:08,676 --> 00:34:11,509
نذار اذیتت کنم، ها؟

614
00:34:11,579 --> 00:34:15,140
اون دختر کجاست؟ او قرار بود یک ساعت پیش با مواد غذایی به اینجا برگردد.

615
00:34:15,216 --> 00:34:17,081
- باشه. - شام امشب دیر می شود.

616
00:34:17,151 --> 00:34:20,348
باشه. خوب، من... III نمی توانم این کار را انجام دهم.

617
00:34:20,421 --> 00:34:23,879
- به آنها بگو من خارج از شهر هستم. - این کار نمی کند. همه آنها شما را دیده اند

618
00:34:25,460 --> 00:34:28,190
چی فکر میکردم؟ من بازیگر نیستم

619
00:34:28,263 --> 00:34:30,390
حال شما خوب است؟

620
00:34:31,900 --> 00:34:33,379
چه کار می کنی؟ چیکار میکنی؟

621
00:34:33,414 --> 00:34:35,836
نبضتو گرفتن من یک پرستار هستم، یادت هست؟

622
00:34:39,207 --> 00:34:43,405
اوه خدای من. شارونا، من دارم... فهمیدم.

623
00:34:43,478 --> 00:34:45,969
من می دانم که او چگونه این کار را کرد. - شما انجام می دهید؟

624
00:34:46,047 --> 00:34:48,316
اگر اینطوری نبض کسی را می گیرید،

625
00:34:48,351 --> 00:34:50,546
من می دانم که او چگونه این کار را کرد.

626
00:34:50,618 --> 00:34:53,985
آدریان، بیا بریم. شما در حال هستید! شما. بیا اینجا!

627
00:35:08,269 --> 00:35:11,329
- او چگونه اینکار را کرد؟ - آلرژی

628
00:35:11,406 --> 00:35:12,604
هال دانکن آلرژی های زیادی داشت.

629
00:35:12,639 --> 00:35:15,536
خانم کمد لباس گفت که می ترسد هر چیزی را که خودش درست نمی کند بخورد.

630
00:35:15,610 --> 00:35:19,637
به همین دلیل است که جنا او را در آن قسمت می خواست. او پتسی کامل بود!

631
00:35:19,714 --> 00:35:24,481
استاد پروپوزال به من گفت که جنا قبل از نمایش روی صحنه می‌گذرد.

632
00:35:24,552 --> 00:35:27,681
اما او چاقوها را عوض نمی کرد، بلکه سیب ها را دستکاری می کرد.

633
00:35:27,716 --> 00:35:29,157
سیب ها؟

634
00:35:29,192 --> 00:35:31,682
او باید چیزی روی آنها یا در آنها گذاشته باشد ...

635
00:35:31,759 --> 00:35:34,785
چیزی که هال دانکن به آن حساسیت داشت.

636
00:35:34,862 --> 00:35:37,956
درست است. مامانم گفت مزه خنده دار بودن.

637
00:35:38,032 --> 00:35:39,188
همانطور که گفتم،

638
00:35:41,069 --> 00:35:43,537
من اینجا هستم برای آنچه مال من است!

639
00:35:45,073 --> 00:35:49,339
هال دانکن مورد چاقو قرار نگرفت. او واکنش آلرژیک داشت.

640
00:35:51,813 --> 00:35:54,839
اما او چاقو خورد. یک چاقوی واقعی در سینه اش بود.

641
00:35:54,916 --> 00:35:58,079
میدانم. می دانم، می دانم. نقشه درخشانی بود

642
00:35:58,152 --> 00:36:00,052
- تو هنوز این جایی؟ - چی؟ - شما روشن هستید!

643
00:36:00,121 --> 00:36:02,749
- نه نه نه نه. - آدریان، آدریان، اگر روی صحنه نروی،

644
00:36:02,824 --> 00:36:05,622
او می داند که چیزی در حال رخ دادن است.

645
00:36:05,693 --> 00:36:07,388
شارونا برو پایین، رختکنش را چک کن!

646
00:36:07,462 --> 00:36:08,471
من به دنبال چه هستم؟

647
00:36:08,506 --> 00:36:10,693
شواهد و مدارک! چیزی که هال دانکن به آن حساسیت داشت.

648
00:36:10,765 --> 00:36:12,357
صدف، تخم مرغ، بادام زمینی...

649
00:36:29,517 --> 00:36:31,951
هی، کوز

650
00:36:32,020 --> 00:36:33,988
دلت برام تنگ شده بود؟

651
00:36:57,378 --> 00:36:59,869
امیدوارم مشکلی نداشته باشی

652
00:36:59,947 --> 00:37:02,643
به خودم اجازه دادم داخل

653
00:37:02,717 --> 00:37:05,083
برت، تو باید در زندان باشی.

654
00:37:06,621 --> 00:37:10,751
خنده دار است، آن عبارت، "قرار است باشد."

655
00:37:16,698 --> 00:37:18,632
قراره تو زندان باشی

656
00:37:20,334 --> 00:37:23,326
قرار است من در زندان باشم.

657
00:37:23,404 --> 00:37:26,931
قراره منتظر من باشی

658
00:37:29,711 --> 00:37:33,772
یک مرد نمی تواند روی "قبلا" حساب کند...

659
00:37:33,848 --> 00:37:35,782
راهی که او قرار است

660
00:37:35,850 --> 00:37:38,842
بله بله. ما می توانیم آن را ثابت کنیم. ببین تقریبا اینجایی؟

661
00:37:38,920 --> 00:37:41,150
- عالی. به زودی می بینمت. - بهتره بری

662
00:37:41,222 --> 00:37:43,349
شوهرم طبقه بالاست اگر صدایت را بشنود...

663
00:37:43,424 --> 00:37:46,222
شوهرت مرکز شهر است،

664
00:37:46,294 --> 00:37:49,491
خود را در اسکاچ و نوشابه غرق می کند.

665
00:37:49,564 --> 00:37:54,729
حدود یک ساعت پیش دیدم که از اینجا رفت.

666
00:37:57,739 --> 00:38:01,573
من در کیفم پول دارم اینجا، آن را بگیرید.

667
00:38:01,642 --> 00:38:04,634
- فکر میکنی من پول جیبتتو میخوام؟ - آدریان!

668
00:38:04,712 --> 00:38:07,738
فکر می کنی به خاطر همین برگشتم؟

669
00:38:10,952 --> 00:38:14,683
آدریان آدریان!

670
00:38:16,724 --> 00:38:20,182
نگاه کن.! آدریان.! آدریان

671
00:38:30,271 --> 00:38:34,731
چه کسی سالاد ریخته شده را سفارش داد؟

672
00:38:38,279 --> 00:38:40,474
اوه خدای من.

673
00:38:40,548 --> 00:38:42,379
من برای چیزی که مال من است اینجا هستم.

674
00:38:42,450 --> 00:38:45,544
برت، اگر تو نروی، من...

675
00:38:45,620 --> 00:38:50,126
شما چی؟ متعجب؟ تو هیچ کاری نمی کنی!

676
00:38:51,993 --> 00:38:56,362
- آدریان، مواظب باش! او میداند! - همانطور که گفتم،

677
00:38:56,430 --> 00:38:58,022
- اومدم واسه چی مال منه! - مواظب باش!

678
00:39:00,468 --> 00:39:02,060
اوه خدای من!

679
00:39:18,619 --> 00:39:20,814
حال او خوب است؟

680
00:39:20,888 --> 00:39:22,418
آیا دکتری در خانه هست؟

681
00:39:22,453 --> 00:39:24,654
خانم ها و آقایان همه سر جای خود بمانید.

682
00:39:24,725 --> 00:39:27,437
- من افسر پلیس هستم. همه چیز تحت کنترل است. - حالت خوبه؟ - من حالم خوبه.

683
00:39:27,472 --> 00:39:29,728
همه بشینن

684
00:39:29,797 --> 00:39:31,856
لطفا چراغ های خانه را روشن کنیم؟

685
00:39:31,933 --> 00:39:34,424
او خوب است. با آمبولانس تماس میگیرم

686
00:39:35,536 --> 00:39:38,369
ببخشید. آیا تو...

687
00:39:38,439 --> 00:39:40,750
فقط پرسیدی تو خونه دکتر هست؟

688
00:39:40,785 --> 00:39:41,806
آره. آره. درست.

689
00:39:41,876 --> 00:39:45,903
جالبه. چون هفته پیش تو دکتر خونه بودی.

690
00:39:48,149 --> 00:39:52,245
- چی میگی تو؟ - من اینجا بودم. دیدمت.

691
00:39:52,320 --> 00:39:54,914
آیا دکتری در خانه هست؟ هر کسی؟ - من یک پزشک هستم.

692
00:39:54,989 --> 00:39:56,786
اما تو دکتر نیستی؟

693
00:39:56,858 --> 00:40:00,350
به یاد آوردم که چگونه نبض هال را بعد از سقوط او گرفتی.

694
00:40:00,428 --> 00:40:04,694
شما از انگشت شست خود استفاده کردید، کاری که هیچ پزشک واقعی هرگز انجام نمی دهد.

695
00:40:04,765 --> 00:40:08,724
هال دانکن به روغن بادام زمینی واکنش آلرژیک داشت.

696
00:40:08,803 --> 00:40:11,033
چاقو خورده نبود...

697
00:40:11,105 --> 00:40:13,369
تا اینکه به او چاقو زدی

698
00:40:13,441 --> 00:40:15,988
وقتی خم شدی، چاقوی تقلبی را به جیب زدی،

699
00:40:16,023 --> 00:40:17,345
و بعد او را کشت

700
00:40:17,380 --> 00:40:19,779
او مرده. او چاقو خورده است!

701
00:40:21,916 --> 00:40:24,009
این دیوانه است. چرا من...

702
00:40:24,085 --> 00:40:27,316
شما هر کاری می کنید تا به جنا کمک کنید تا وارد بازی شود.

703
00:40:27,388 --> 00:40:30,255
این یک موفقیت بزرگ است، رفتن به نیویورک،

704
00:40:30,324 --> 00:40:32,485
و یک نقش شغلی برای دخترتان.

705
00:40:33,761 --> 00:40:36,696
- دخترمن؟ - درست است، آقای رایان.

706
00:40:36,764 --> 00:40:39,858
این نام شماست، اینطور نیست؟ شما در حرفه او وسواس داشتید.

707
00:40:41,569 --> 00:40:46,666
جنا همه چیز را به من گفت. ما... قرار گذاشتیم، به طور خلاصه.

708
00:40:46,741 --> 00:40:50,837
تو نمی فهمی جنا تمام چیزی است که من دارم.

709
00:40:50,912 --> 00:40:54,871
اما اگر می‌خواستند گیل از سر راهش برود، چرا دنبالش نرفتند؟

710
00:40:54,949 --> 00:40:55,867
آنها نمی توانند این کار را انجام دهند، کاپیتان.

711
00:40:55,902 --> 00:41:00,012
جنا چهار سال پیش مظنون به حمله به بازیگر دیگری بود.

712
00:41:00,087 --> 00:41:02,021
آنها نتوانستند این حقه را دوباره انجام دهند.

713
00:41:02,089 --> 00:41:04,431
آنها باید راه دیگری برای خلاص شدن از شر گیل پیدا می کردند.

714
00:41:04,466 --> 00:41:08,320
- پس قابش کردند. - یا سعی کردند. متشکرم، آدریان.

715
00:41:08,396 --> 00:41:10,591
حالا شما می توانید هر یک از این ها را ثابت کنید؟

716
00:41:10,665 --> 00:41:12,876
پزشک می تواند.

717
00:41:13,768 --> 00:41:15,702
این در اتاق رختکن او بود.

718
00:41:15,770 --> 00:41:19,103
مطمئنم هنوز هم می توانید ردی از آن را در بدن او پیدا کنید.

719
00:41:19,173 --> 00:41:23,872
- روغن بادام زمینی. - بابا! بابا چیکار کردی

720
00:41:23,945 --> 00:41:27,540
من به این موضوع کاری نداشتم، قسم می خورم! قسم میخورم!

721
00:41:27,615 --> 00:41:29,674
خفه شو عوضی! نمایش تمام شد

722
00:41:29,750 --> 00:41:32,514
اون دخترم کارآگاهه!

723
00:41:37,792 --> 00:41:40,920
براوو!

724
00:42:00,481 --> 00:42:02,972
به این گوش کن. کارگردان گفت:

725
00:42:03,050 --> 00:42:07,316
"همه ما از پیوستن مجدد گیل فلمینگ به نمایش هیجان زده ایم. - بله!

726
00:42:07,388 --> 00:42:10,103
"ما همچنین امیدواریم که جدیدترین بازیگر خود را بیاوریم،

727
00:42:10,138 --> 00:42:12,052
آدریان مونک، با ما به نیویورک می‌رویم.

728
00:42:12,126 --> 00:42:15,156
در تمام سال‌های حضورم در تئاتر هرگز ترس و وحشت ندیده‌ام

729
00:42:15,191 --> 00:42:16,797
بسیار متقاعدکننده به تصویر کشیده شده است."

730
00:42:16,832 --> 00:42:20,961
این یک بررسی پول است. اولین بار بیرون. تبریک می گویم. - با تشکر.

731
00:42:21,035 --> 00:42:23,128
آیا قرار است دیگر بازیگری انجام دهید، آقای مونک؟

732
00:42:23,204 --> 00:42:26,139
هر چیزی ممکن است، بنجی، به جز آن.

733
00:42:26,207 --> 00:42:29,199
اوه، من هواپیمای خود را از دست خواهم داد. بهتره با تاکسی تماس بگیریم.

734
00:42:29,276 --> 00:42:31,540
اوه، نه، من شما را می برم. می دانی، من تمام هفته را درگیر خود کرده ام.

735
00:42:31,612 --> 00:42:33,952
قبل از رفتن، می خواهم یک عکس با من و دخترانم داشته باشم.

736
00:42:33,987 --> 00:42:34,843
اوه، من ... برای شما می گیرم.

737
00:42:34,915 --> 00:42:35,951
اوه، نه، آن را به او نده.

738
00:42:35,986 --> 00:42:37,748
او نیم ساعت را صرف تمیز کردن لنز خواهد کرد. نکن

739
00:42:37,818 --> 00:42:41,549
اوه، خوب، همه ما می توانیم در آن حضور داشته باشیم، زیرا، اوه، یک تایمر داخلی وجود دارد.

740
00:42:41,622 --> 00:42:44,182
اما باید مراقب باشیم. فقط یک عکس مونده

741
00:42:44,258 --> 00:42:46,920
آماده؟ برو لبخند!

742
00:42:52,433 --> 00:42:54,401
اینجا، شریل، با من عوض میشی، باشه؟ - آدریان، نه.

743
00:42:54,468 --> 00:42:57,266
- نه وقت نیست. - مامان باید این وسط باشه.

744
00:42:57,338 --> 00:42:59,568
خوب خوب. صبر کن. لبخند.

745
00:42:59,640 --> 00:43:02,006
- گیل، سوئیچ کن... - اوه، بیا. ما برای این وقت نداریم!

746
00:43:02,076 --> 00:43:05,045
سریع سریع! آره الان بهتره

747
00:43:05,112 --> 00:43:07,740
چون شما قد بلند، کوتاه، بلند، کوتاه دارید.

748
00:43:07,790 --> 00:43:12,340
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0