1
00:00:00,400 --> 00:00:03,267
دواین، زنجیر من را نبند.

2
00:00:03,336 --> 00:00:06,032
ببین بهت گفتم من او را ندیده ام.

3
00:00:06,106 --> 00:00:07,657
او پسر عموی شماست او بهترین دوست شماست

4
00:00:07,692 --> 00:00:08,842
بله، و من نمی دانم او کجاست.

5
00:00:08,877 --> 00:00:12,539
- دواین، من از نظر تو احمق به نظر می رسم؟ - آره، حتما

6
00:00:12,612 --> 00:00:15,172
اوه، این یک اشتباه است. شما نمی خواهید او را عصبانی کنید.

7
00:00:15,248 --> 00:00:17,944
یه بار عصبانیش کردم شما نمی خواهید این کار را انجام دهید. - دواین...

8
00:00:34,300 --> 00:00:36,894
هی! پلیس الاغم را ببوس!

9
00:00:40,473 --> 00:00:42,907
حرکت نکن

10
00:00:45,378 --> 00:00:48,472
-آقا می توانم با شما صادق باشم؟ - همه واحدها، هوا را پاک کنید.

11
00:00:48,548 --> 00:00:51,278
ما به دنبال یک ضربه و فرار هستیم. او در یونیون به شرق می رود.

12
00:00:51,351 --> 00:00:54,081
این اولین تعقیب و گریز من با ماشین است. من تمام عمرم منتظر این بودم

13
00:01:02,529 --> 00:01:06,295
تعقیب و گریز چی فکر کردی؟

14
00:01:08,801 --> 00:01:11,601
MONK فصل 2 Epi. 07 آقای راهب و مظنون خواب

15
00:02:06,800 --> 00:02:10,201
بسیار خوب، در مورد یک کارت شارژ خودکار چطور؟

16
00:02:10,270 --> 00:02:12,295
می گوید: "سرگرمی برای همه سنین".

17
00:02:12,372 --> 00:02:14,340
می دانم که از تفریح ​​لذت می برد.

18
00:02:14,408 --> 00:02:16,569
او یک بار اشاره کرد.

19
00:02:16,643 --> 00:02:19,703
آدریان، می بینم که تو نگران این موضوع هستی، اما...

20
00:02:19,780 --> 00:02:23,113
نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که بنجی شما را دوست دارد،

21
00:02:23,183 --> 00:02:27,051
بنابراین هر آنچه برای او بدست آورید، بنجی دوست خواهد داشت.

22
00:02:27,120 --> 00:02:29,554
او لباس خوابی را که سال گذشته برایش خریدم دوست نداشت.

23
00:02:29,623 --> 00:02:34,253
روی صورتش دیدم. ناامیدی.

24
00:02:34,328 --> 00:02:38,662
من از این نگاه متنفرم LI هرگز نمی خواهم آن نگاه را دوباره ببینم.

25
00:02:38,732 --> 00:02:43,499
آدریان، چرا فقط از شارونا نمی‌پرسی چه چیزی دوست دارد؟

26
00:02:43,570 --> 00:02:48,997
او گفت که هدیه را خودم انتخاب کنم، بنابراین واقعاً از من خواهد آمد.

27
00:02:50,944 --> 00:02:53,913
باشه. متاسفم، اما، اوه...

28
00:02:53,981 --> 00:02:58,617
- زمان ما تمام شده است. - باشه، خب...پنجشنبه میبینمت.

29
00:02:58,685 --> 00:03:01,950
نه! نه، یادت نیست؟

30
00:03:02,022 --> 00:03:04,650
- من در کاستاریکا خواهم بود. - کاستاریکا؟

31
00:03:04,725 --> 00:03:07,660
آره برای سه هفته. تعطیلات من است.

32
00:03:07,728 --> 00:03:09,662
من هرگز به کاستاریکا نرفته ام.

33
00:03:09,730 --> 00:03:12,358
اوه، نه، آدریان. تو نمی آیی

34
00:03:12,432 --> 00:03:14,832
این یک تعطیلات است. اما اگر دوست دارید،

35
00:03:14,901 --> 00:03:17,131
من می توانم شما را به دکتر دیگری معرفی کنم. - اوه...

36
00:03:17,204 --> 00:03:20,037
- یا نه! یا نه. - چرا به من نگفتی؟

37
00:03:20,107 --> 00:03:23,377
من کردم. در ماه گذشته هر هفته به شما گفتم

38
00:03:23,412 --> 00:03:26,574
اما من حدس می‌زنم شما فقط، اوم، آن را مسدود کردید.

39
00:03:26,647 --> 00:03:29,780
آیا این امکان پذیر است؟ - ظاهرا

40
00:03:29,883 --> 00:03:32,078
حدس می زنم انجام دادم. من آن را مسدود کردم.

41
00:03:33,620 --> 00:03:35,645
مشکلی نیست پنجشنبه در موردش صحبت می کنیم.

42
00:03:59,379 --> 00:04:02,371
کری، بیا شما نمی توانید یک کلمه که برادرم بگوید را باور کنید.

43
00:04:02,449 --> 00:04:03,830
من آنجا بودم.

44
00:04:03,865 --> 00:04:07,284
پدرم وقتی آن وصیت نامه دوم را نوشت، عقلش درست نبود.

45
00:04:07,354 --> 00:04:10,016
اگر اصلا نوشته باشد. خب میدونی چیه؟

46
00:04:10,090 --> 00:04:13,025
اگر قاضی بخواهد علیه ما حکم صادر کند، حدس می‌زنم که فقط باید استیناف کنیم.

47
00:04:14,061 --> 00:04:17,690
هوم کتاب های بی بریج؟ یادم نمیاد اینو سفارش بدم

48
00:04:17,764 --> 00:04:20,096
آره خوب میدونی چیه؟ دو سال گذشت.

49
00:04:20,167 --> 00:04:22,727
من احتمالا قبل از اینکه یک سکه ببینم میمیرم.

50
00:04:24,171 --> 00:04:25,439
گوش کن کری، من باید بروم. من باید بسته را باز کنم

51
00:04:25,474 --> 00:04:28,752
من شش هفته اینجا هستم، و وسایلم هنوز در جعبه هستند. خدا حافظ.

52
00:04:34,381 --> 00:04:36,372
زیگموند فروید هرگز به تعطیلات نرفت.

53
00:04:36,450 --> 00:04:38,384
خوب، زیگموند فروید هرگز شما را ندید.

54
00:04:38,452 --> 00:04:40,545
من به کسی نیاز دارم که با او صحبت کنم

55
00:04:40,620 --> 00:04:43,612
او به زودی برمی گردد. نگرانش نباش

56
00:04:43,690 --> 00:04:45,851
منظورم این است که همه به مدتی استراحت نیاز دارند.

57
00:04:45,926 --> 00:04:48,394
به جز، ظاهراً من

58
00:04:48,462 --> 00:04:50,280
چرا برای چند هفته پزشک دیگری را امتحان نمی کنید؟

59
00:04:50,315 --> 00:04:53,659
نه نه نه نه. هشت ماه طول می کشد تا به یک درمانگر جدید برسم.

60
00:04:53,734 --> 00:04:55,793
اکثر آنها موفق نمی شوند.

61
00:04:55,869 --> 00:04:57,996
دو نفر بازنشسته شدند.

62
00:04:58,071 --> 00:05:01,302
آیا هنوز برای بنجی هدیه گرفتی؟ - نه

63
00:05:01,374 --> 00:05:05,105
خوب، شما زمان زیادی ندارید. فردا تولدش است

64
00:05:05,178 --> 00:05:07,442
-نمیدونم بتونم یا نه - بهتره درستش کنی

65
00:05:07,514 --> 00:05:09,539
تو بهش قول دادی او واقعاً تو را در مهمانی اش می خواهد.

66
00:05:09,616 --> 00:05:12,585
چرا؟ - چون خیلی جوان است.

67
00:05:12,652 --> 00:05:15,120
پدرش بهتر است برایش چیزی بفرستد. این تنها چیزی است که می توانم بگویم.

68
00:05:15,188 --> 00:05:18,521
ستوان. - شارونا، راهب.

69
00:05:18,592 --> 00:05:22,824
- آیا این یک کراوات جدید است؟ - آره این هدیه دوست دخترم است.

70
00:05:22,896 --> 00:05:25,865
او سلیقه بسیار خوبی دارد. در کراوات، نه در مردان.

71
00:05:25,932 --> 00:05:27,830
اوه، آیا می توانم نشانه ای از حسادت را تشخیص دهم؟

72
00:05:27,865 --> 00:05:30,699
اگر انجام دهید، این تنها تشخیصی است که تا به حال انجام داده اید.

73
00:05:30,771 --> 00:05:33,934
آدریان راهب، رفیق قدیمی، دوست قدیمی، دوست قدیمی.

74
00:05:34,007 --> 00:05:36,874
"رفیق قدیمی"؟ با کاپیتان استوتل مایر واقعی چه کردی؟

75
00:05:38,345 --> 00:05:40,247
ما چه داریم؟ - بمب پستی

76
00:05:40,282 --> 00:05:43,478
یک و نیم اونس پلاستیک با شارژ منیزیم.

77
00:05:43,550 --> 00:05:46,747
دو محرک وجود داشت: یک چاشنی شیمیایی متصل به بسته بندی،

78
00:05:46,820 --> 00:05:49,550
و یک ردیاب حرکت... پس وقتی آن را باز کردید و حرکت دادید، بوم!

79
00:05:49,623 --> 00:05:52,956
- درست کردنش سخت نیست - در واقع خام و غیر قابل پیش بینی.

80
00:05:53,026 --> 00:05:56,257
- قربانی کیست؟ - آماندا بابیج، 35 ساله.

81
00:05:56,329 --> 00:05:58,695
- او اینجا تنها زندگی می کرد. - خانه زیبا.

82
00:05:58,765 --> 00:06:01,666
- دو ساعت پیش خیلی قشنگتر بود. - فدرال ها اینجا هستند؟

83
00:06:01,735 --> 00:06:05,637
بله، تا wazoo. دفتر الکل، تنباکو و اسلحه گرم.

84
00:06:05,705 --> 00:06:09,197
آنها مسئول هستند و از گفتن این حرف ابایی ندارند.

85
00:06:09,276 --> 00:06:12,336
راهب. اگر بتوانی من را اینجا خوب جلوه بدهی،

86
00:06:12,412 --> 00:06:14,903
واقعا ممنون میشوم.

87
00:06:14,981 --> 00:06:18,473
من دوست دارم این حرامزاده ها را نشان دهم. به شغل ما هم لطمه ای وارد نمی کند.

88
00:06:32,799 --> 00:06:37,668
ببخشید! ببخشید، ببخشید!

89
00:06:37,737 --> 00:06:40,501
میشه لطفا نگهش دارید؟

90
00:06:40,574 --> 00:06:42,565
ما سعی می کنیم فکر کنیم

91
00:06:45,679 --> 00:06:48,546
برو تو اتاق دیگه

92
00:07:00,193 --> 00:07:02,491
اون لعنتی کیه؟ ماریون کتابدار؟

93
00:07:02,562 --> 00:07:04,757
آدریان مونک است. داره با ما مشورت میکنه

94
00:07:04,831 --> 00:07:06,765
اما او با ما مشورت نمی کند.

95
00:07:06,833 --> 00:07:10,633
آقا داماد، شما گفتید که ما را در جریان نگه دارید.

96
00:07:10,704 --> 00:07:12,797
چند دقیقه به مرد من فرصت دهید، باشه؟

97
00:07:17,143 --> 00:07:19,771
- چیه؟ - یک گره.

98
00:07:19,846 --> 00:07:22,974
من تا به حال ندیده بودم که اینجوری گره خورده باشد، شما؟

99
00:07:23,049 --> 00:07:24,983
نه، نمی توانم بگویم که دارم.

100
00:07:26,286 --> 00:07:30,552
- "خیابان"؟ - آره این بخشی از آدرس است.

101
00:07:30,624 --> 00:07:33,957
خوب، اما اینجا خیابان مک کالیستر است، نه خیابان.

102
00:07:34,027 --> 00:07:37,724
- بخشی از آدرس برگشت. - آدرس برگشت اینجاست.

103
00:07:40,667 --> 00:07:44,330
آدرس بمب اشتباه بود.

104
00:08:05,859 --> 00:08:08,453
"لطفا فوروارد کنید."

105
00:08:08,528 --> 00:08:10,689
این تغییر برچسب آدرس است.

106
00:08:12,599 --> 00:08:14,533
آیا او به تازگی نقل مکان کرد؟

107
00:08:14,601 --> 00:08:18,037
درست است. او خانه را دو ماه پیش خرید. با تشکر.

108
00:08:19,239 --> 00:08:21,291
خوشحالم که تونستیم کمک کنیم

109
00:08:21,326 --> 00:08:24,499
- حتما پیداش می کردیم. - شاید.

110
00:08:24,893 --> 00:08:27,338
پسر ما آنجاست برادر بچه آماندا، ریکی.

111
00:08:27,373 --> 00:08:29,906
از زمانی که پیرمرد مرده، استیت تحت تعقیب قرار گرفته است.

112
00:08:29,983 --> 00:08:33,942
آماندا و دو برادرش از آن زمان بر سر املاک با هم دعوا کردند.

113
00:08:34,020 --> 00:08:36,784
پول خیلی زیاد و وکلا زیاد.

114
00:08:36,856 --> 00:08:38,915
میخوای باهاش ​​حرف بزنم؟

115
00:08:38,992 --> 00:08:41,552
نه، متشکرم، کاپیتان. فکر می کنم بتوانیم از پس آن برآییم.

116
00:08:43,463 --> 00:08:46,660
باشه. من فقط تماشا می کنم و یادداشت می کنم. من خیلی مشتاق یادگیری هستم

117
00:08:49,035 --> 00:08:51,194
اون خونه خواهر منه شماره نشان شما چیست، ها؟

118
00:08:51,229 --> 00:08:52,664
اون خواهر من اونجا!

119
00:08:52,739 --> 00:08:55,207
من خانواده ام، نه؟ آیا می فهمی؟

120
00:08:55,275 --> 00:08:57,573
خیلی خوب. دریافت کردم. دریافت کردم. ریچارد بابیج؟

121
00:08:57,644 --> 00:09:02,081
شما مسئول هستید؟ خدا را شکر، زیرا این سرباز طوفان...

122
00:09:02,148 --> 00:09:04,116
به من اجازه عبور نمی دهد من مامور داماد هستم

123
00:09:04,184 --> 00:09:07,119
من با ATF Ricky هستم، می دانم که این زمان بدی برای شماست.

124
00:09:07,187 --> 00:09:10,623
من باید از شما چند سوال بپرسم. آخرین باری که خواهرت را دیدی کی بود؟

125
00:09:10,690 --> 00:09:13,750
من نمی دانم. حدود دو هفته پیش اینجا یک باربیکیو بود.

126
00:09:13,827 --> 00:09:16,591
دعوامون شد

127
00:09:16,663 --> 00:09:20,121
چیزهایی گفتم باورم نمیشه این اتفاق افتاده...

128
00:09:20,200 --> 00:09:23,533
- ببخشید. آیا این تخته موج سواری شماست؟ - آره.

129
00:09:23,603 --> 00:09:28,131
- تو... اینجا گذاشتی؟ - آره. نمی خواستم صندلی عقب را پاره کند،

130
00:09:28,208 --> 00:09:31,769
بنابراین من آن را در آنجا بستم.

131
00:09:31,845 --> 00:09:34,973
- او کیست؟ - هیچ کس. کاپیتان؟

132
00:09:35,048 --> 00:09:37,573
من باید از ریکی چند سوال بپرسم. چرا با "ماریون" اینجا نمی مانی؟

133
00:09:37,650 --> 00:09:40,210
و اوه... از ماشین محافظت کنید.

134
00:09:43,156 --> 00:09:45,147
باشه.

135
00:09:46,659 --> 00:09:48,593
"ماریون" کیست؟ - شما هستید.

136
00:09:48,661 --> 00:09:51,789
- "ماریون کتابدار." - پس مثل یک زمین گذاشتن است.

137
00:09:51,865 --> 00:09:55,323
آره. این یک سخن تحقیر آمیز است، مونک. چی میبینی؟

138
00:09:55,402 --> 00:09:58,565
اوه اون پسر نیست او قطعا می دانست که خواهرش اینجا زندگی می کند.

139
00:09:58,638 --> 00:10:00,572
او دو هفته پیش در یک باربیکیو بود.

140
00:10:00,640 --> 00:10:03,336
اما بسته به آدرس قبلی پست شد. - درست.

141
00:10:03,410 --> 00:10:06,937
و او گفت که تخته موج سواری را خودش به سقف بسته است.

142
00:10:07,013 --> 00:10:09,072
به این گره ها نگاه کنید.

143
00:10:10,116 --> 00:10:12,744
آنها به هم ریخته اند. خام، درهم.

144
00:10:12,819 --> 00:10:16,778
اما گره ای که در داخل، روی بمب دیدیم، یک اثر هنری بود.

145
00:10:16,856 --> 00:10:19,290
- پس فدرال ها... - درخت اشتباهی پارس می کنند.

146
00:10:19,359 --> 00:10:21,657
گفتی برادر دیگری هست؟ - آره برایان

147
00:10:21,728 --> 00:10:25,061
- اما او یک بن بست است. - یا عملا مرده.

148
00:10:25,131 --> 00:10:27,326
- منظورت چیه؟ - آن پسر در کما است.

149
00:10:27,400 --> 00:10:29,527
دیدیم که اتفاق افتاد. چهار ماه پیش،

150
00:10:29,602 --> 00:10:31,570
او توسط یک کامیون وانت استخوان بندی شد.

151
00:10:31,638 --> 00:10:33,663
جمجمه اش ترک خورد واقعا غیر ضروری بود

152
00:10:33,740 --> 00:10:36,641
آن مرد فقط من و رندی را طعمه گرفت و پا روی گاز گذاشت.

153
00:10:36,709 --> 00:10:38,939
- اولین تعقیب و گریز من با ماشین بود. - این به حساب نمی آمد.

154
00:10:39,012 --> 00:10:41,742
آن پسر نیم بلوک نرفت. ماشین رو دنده نگرفتی

155
00:10:41,815 --> 00:10:44,283
- حساب شد. - تعقیب و گریز نبود، رندی.

156
00:10:44,350 --> 00:10:46,284
به سمت ماشین دویدیم.

157
00:10:46,352 --> 00:10:49,321
به هر حال، اوه... چهار ماه پیش.

158
00:10:49,389 --> 00:10:52,017
بنابراین او نمی دانست که خواهرش نقل مکان کرده است.

159
00:10:52,092 --> 00:10:56,153
- حساب شد. - من دوست دارم او را ملاقات کنم.

160
00:10:58,565 --> 00:11:02,501
آنها می گویند افرادی که در کما هستند همه چیز را می شنوند.

161
00:11:02,569 --> 00:11:05,504
- چرا تعقیبش کردی؟ - چون داشت می دوید.

162
00:11:05,572 --> 00:11:08,632
اگر روزی بیدار شد، حتما از او می پرسیم.

163
00:11:08,708 --> 00:11:12,508
- چه کار می کنی؟ - اوه، من فقط مطمئنم.

164
00:11:14,481 --> 00:11:16,642
اوه خودکار.

165
00:11:21,054 --> 00:11:24,217
صبر کن. فکر کنم حسش کنم اوه خدای من. داره نشت میکنه

166
00:11:24,290 --> 00:11:26,554
چه کار می کنی؟ دست هایت را از آنجا بیرون کن

167
00:11:26,626 --> 00:11:28,924
اوه... دوم، اوه... افتادم...

168
00:11:28,995 --> 00:11:32,158
چیزی افتادم... فهمیدم.

169
00:11:33,166 --> 00:11:36,829
من پرستار خصوصی آقای بابیج هستم. آیا شما مردم خانواده هستید؟

170
00:11:36,903 --> 00:11:40,600
حتی برای خانواده، هیچ بهانه ای وجود ندارد.

171
00:11:40,673 --> 00:11:43,574
قتل سانفرانسیسکو خانم ما برای کارهای رسمی اینجا هستیم.

172
00:11:43,643 --> 00:11:46,373
این در مورد خواهر بود؟ از رادیو شنیدم.

173
00:11:46,446 --> 00:11:49,071
پرستار... پرستار استمپل،

174
00:11:49,106 --> 00:11:52,180
آیا راهی وجود دارد که آقای بابیج بتواند این اتاق را ترک کند؟

175
00:11:52,252 --> 00:11:55,688
نه مگر اینکه او را اجرا کردند. این مرحله نهم کما است.

176
00:11:55,755 --> 00:11:58,219
پاسخ شناختی او نزدیک به صفر است.

177
00:11:58,291 --> 00:12:00,582
آیا او بازدید کننده زیادی داشته است؟ - فقط یکی.

178
00:12:00,660 --> 00:12:03,023
برادرش ریکی با احضاریه به خدمت او آمد.

179
00:12:03,058 --> 00:12:04,790
می تونی باور کنی؟

180
00:12:04,864 --> 00:12:07,526
- مانند خانواده آدامز. - و اوه ...

181
00:12:07,600 --> 00:12:10,433
آیا این کفش های بیمار است؟

182
00:12:10,503 --> 00:12:14,234
-تو که گرهشون رو باز نکردی. - آنها در اورژانس بیرون کشیده شدند

183
00:12:14,307 --> 00:12:16,468
چیز دیگری هست؟ باید برگه ها را عوض کنم.

184
00:12:16,543 --> 00:12:19,137
نه خانم. ما می رویم

185
00:12:19,212 --> 00:12:21,313
بنابراین، همه شما می روید؟ - آره.

186
00:12:21,348 --> 00:12:24,039
- آره. ممنون خانم - متشکرم.

187
00:12:24,117 --> 00:12:26,017
پرستار خصوصی، اتاق خصوصی.

188
00:12:26,085 --> 00:12:28,713
این مرد بلد است چرت بزند.

189
00:12:30,857 --> 00:12:32,950
- اون پسره - اون پسر کیه؟

190
00:12:36,696 --> 00:12:40,792
به او؟ راهب، او یک سبزی است.

191
00:12:40,867 --> 00:12:43,461
او حتی یک سبزی هم نیست. او امیدوار است روزی سبزی شود.

192
00:12:43,536 --> 00:12:46,801
کاپیتان، گوش کن خواهرش دو ماه پیش نقل مکان کرد.

193
00:12:46,873 --> 00:12:51,776
او تنها مردی در جهان است که انگیزه‌ای دارد و نمی‌دانست.

194
00:12:51,844 --> 00:12:53,835
همچنین، نگاه کنید.

195
00:12:56,282 --> 00:12:58,443
به گره نگاه کن این ظریف است.

196
00:12:58,518 --> 00:13:01,419
در زندگی ام فقط یک گره دیگر را دیده ام.

197
00:13:01,487 --> 00:13:05,184
- آره، بمب. - اون پسره

198
00:13:06,259 --> 00:13:08,784
بله، اما مونک، او از ماه می خواب است.

199
00:13:08,861 --> 00:13:11,193
میدانم. - بمب سه روز پیش پست شد.

200
00:13:11,264 --> 00:13:14,756
- یک مهر پست وجود دارد. - نمی دانم چطور این کار را کرد.

201
00:13:14,834 --> 00:13:16,768
اما او این کار را کرد.

202
00:13:22,600 --> 00:13:25,125
من در مورد رقابت خواهر و برادر شنیده ام، ریکی.

203
00:13:25,202 --> 00:13:27,039
اما این مسخره است.

204
00:13:27,074 --> 00:13:30,071
یعنی شما بیشتر از من در دادگاه وقت می گذرانید.

205
00:13:30,140 --> 00:13:33,473
پدرم هر سه هفته یکبار وصیت نامه اش را عوض می کرد.

206
00:13:33,544 --> 00:13:35,842
ما فقط سعی می کنیم بفهمیم چه کسی چه چیزی را دریافت می کند.

207
00:13:35,913 --> 00:13:38,143
خانواده است این پیچیده است.

208
00:13:42,286 --> 00:13:45,585
-اون سیگار خوبیه - کوهیبا روبوستوس.

209
00:13:45,656 --> 00:13:48,853
تو یکی میخواهی؟ من یک دوست در کی وست پیدا کردم.

210
00:13:48,926 --> 00:13:52,362
- هر ماه یک جعبه برای من می فرستد. - نه ممنون

211
00:13:52,429 --> 00:13:54,522
ریکی، تو هرگز یک روز در زندگیت کار نکرده ای؟

212
00:13:54,598 --> 00:13:59,200
یکبار کار کردم من از آن متنفر بودم.

213
00:14:01,998 --> 00:14:03,602
ببین، اگر خوش شانس باشم نمی توانم کمکی بکنم.

214
00:14:03,674 --> 00:14:07,405
فکر کنم شانست تموم شده، ریک. پایین میره

215
00:14:08,746 --> 00:14:09,685
من هیچ کاری نکردم

216
00:14:09,720 --> 00:14:11,806
فقط به یک سوم پای خود راضی نیستید، می توانید؟

217
00:14:11,882 --> 00:14:14,578
- تو باید همه چیز را داشته باشی. -هی من آماده بودم تسویه حساب کنم.

218
00:14:14,652 --> 00:14:17,644
شما از وکیل من بپرسید برادرم برایان کسی بود که خوشحال نبود.

219
00:14:17,721 --> 00:14:21,282
اوه، این با کلاس است. سرزنش کردن برادرت که در کما است.

220
00:14:21,358 --> 00:14:24,987
هی، ریکی

221
00:14:25,062 --> 00:14:28,657
من یه خواهر گرفتم ما همیشه دعوا می کنیم.

222
00:14:28,732 --> 00:14:31,030
مواقعی هست که احساس می کنم دوست دارم او را بکشم.

223
00:14:31,101 --> 00:14:33,194
آیا تا به حال چنین احساسی داشته اید؟

224
00:14:35,205 --> 00:14:38,766
من نمی دانم. من هرگز خواهرت را ندیده ام

225
00:14:43,080 --> 00:14:46,982
کاپیتان، چرا نمیری قهوه بخوری؟

226
00:14:48,385 --> 00:14:51,081
من می خواهم تنها با ریکی صحبت کنم.

227
00:14:56,627 --> 00:14:59,323
من تازه از اتاق بازجویی خودم بیرون شدم.

228
00:14:59,396 --> 00:15:00,515
قربان قهوه میخوای؟

229
00:15:00,550 --> 00:15:04,698
نه رندی چیزی که من می خواهم این است که آن خزش ATF کلاغ را بخورد.

230
00:15:06,203 --> 00:15:09,297
خوب، ما می دانیم که چه کسی این کار را انجام داده است و می دانیم چرا. ما فقط نمی دانیم چگونه.

231
00:15:09,373 --> 00:15:12,171
راهب، دوباره، او در کما است.

232
00:15:12,242 --> 00:15:13,323
اون پسره

233
00:15:13,358 --> 00:15:16,645
بعد از 20 ثانیه، مامور Grooms از آن در عبور می کند،

234
00:15:16,714 --> 00:15:20,514
و او از من خواهد پرسید که من چه فکر می کنم. به عشق خدا چیز دیگری به من بده.

235
00:15:20,584 --> 00:15:22,677
باشه صبر کن. من یک ایده دارم.

236
00:15:22,753 --> 00:15:24,101
شاید همدستی داشت.

237
00:15:24,136 --> 00:15:26,553
آره. شخص دیگری این لعنتی را پست کرد. چرا که نه؟

238
00:15:26,623 --> 00:15:28,853
من قبلاً این ایده را داشتم. به او بگو.

239
00:15:29,960 --> 00:15:32,554
همدستی نداشت. چرا برایان بابیج یکی را استخدام می کند؟

240
00:15:32,629 --> 00:15:34,554
او نمی دانست که قرار است به کما برود.

241
00:15:34,589 --> 00:15:36,395
این دقیقاً چیزی نیست که بتوانید برنامه ریزی کنید.

242
00:15:36,467 --> 00:15:39,800
خیلی خوب. به هر حال. چرا یک همدست به خود زحمت می دهد تا با آن کنار بیاید؟

243
00:15:39,870 --> 00:15:42,236
دلیلی نداشت. مردی که او را استخدام کرد در کما بود.

244
00:15:42,306 --> 00:15:45,764
بسیار خوب، پس، برایان بمب را ساخت.

245
00:15:45,843 --> 00:15:50,712
و سپس، برایان بمب را پست کرد. توسط خودش. - درست است.

246
00:15:50,781 --> 00:15:54,945
- در حالی که در کما بود. - باید اعتراف کنی این یک حقایق خوب است.

247
00:15:55,019 --> 00:15:56,914
- این سنگ جامد است. - راهب، من می دانستم ...

248
00:15:56,949 --> 00:15:59,512
15000 جنایتکار در طول زندگی من.

249
00:15:59,590 --> 00:16:02,753
وجه مشترک همه آنها این است: آنها هوشیار هستند!

250
00:16:02,826 --> 00:16:06,023
- با این وجود. - آیا شرینک شما به زودی برمی گردد؟

251
00:16:06,096 --> 00:16:09,259
کاپیتان

252
00:16:12,002 --> 00:16:15,961
با عرض پوزش در آنجا، من، اوه، یک به یک بهتر کار می کنم - بسیار خوب.

253
00:16:17,241 --> 00:16:20,642
- خب، چطور به نظر می رسد؟ - او خم می شود، اما نمی شکند.

254
00:16:20,711 --> 00:16:24,044
او را خواهم گرفت. در شرف نوشتن گزارش پرونده ام، اوه،

255
00:16:24,114 --> 00:16:26,378
من او را به عنوان اصلی خود لیست می کنم. من باید آن را امضا کنید.

256
00:16:27,818 --> 00:16:32,278
درست؟ اگر همه ما در یک صفحه باشیم، گرفتن کیفرخواست آسان تر است.

257
00:16:36,860 --> 00:16:39,351
دارم فکر می کنم...

258
00:16:42,633 --> 00:16:44,624
شاید اون برادر دیگه باشه

259
00:16:46,103 --> 00:16:50,335
خوب، فقط یک برادر دیگر است، و او در کما است.

260
00:16:50,407 --> 00:16:52,841
این یکی است.

261
00:16:52,910 --> 00:16:56,505
من فکر می کنم، اوه، فکر می کنم باید او را بررسی کنیم.

262
00:16:57,548 --> 00:17:01,382
او یک سبزی است، کاپیتان.

263
00:17:01,452 --> 00:17:05,479
میدانم. - فکر نمی کنی که او را به عنوان یک مظنون حذف می کند؟

264
00:17:06,690 --> 00:17:09,454
یعنی من فقط... کنجکاوم.

265
00:17:09,526 --> 00:17:11,687
به نظر شما او چگونه این کار را کرد؟

266
00:17:14,731 --> 00:17:18,030
ما هنوز روی آن کار می کنیم - بله.

267
00:17:19,169 --> 00:17:23,128
خوب، موفق باشید، کاپیتان. اوه، من را در جریان بگذارید.

268
00:17:26,343 --> 00:17:28,607
بانجی، بانجی، بانجی. آدریان کجاست؟

269
00:17:28,679 --> 00:17:31,113
مام، من نمی دانم.

270
00:17:31,181 --> 00:17:33,911
وای، اوه تماشاش کن

271
00:17:33,984 --> 00:17:37,044
هی، شما بچه ها نه در آشپزخانه می خواهی آن را از اتاق بیرون بیاوری؟

272
00:17:38,956 --> 00:17:41,948
آیا آنها رفته اند؟

273
00:17:42,025 --> 00:17:45,483
- نه! چه کار می کنی؟ - بازی کردن

274
00:17:45,562 --> 00:17:47,661
چه بازی؟ - نامیده می شود...

275
00:17:47,696 --> 00:17:51,860
به آن می گویند "آیا آنها رفته اند؟" آیا آنها رفته اند؟ - - نه

276
00:17:51,935 --> 00:17:53,459
سپس بازی تمام نشده است.

277
00:17:54,505 --> 00:17:57,872
- این یک پازل است. - راست میگه؟

278
00:17:58,876 --> 00:18:02,403
چند قطعه؟ - 700؟

279
00:18:02,479 --> 00:18:05,471
مگه بهت نگفتم؟

280
00:18:05,549 --> 00:18:09,679
- اما بنجی، آقای مونک اسباب بازی نیست. - مطمئنا او هست.

281
00:18:09,753 --> 00:18:12,313
باشه بعد من میدونم این یکی چیه!

282
00:18:12,389 --> 00:18:14,721
چون از من است

283
00:18:14,791 --> 00:18:18,921
این یک کیت پرداخت سنگ است.

284
00:18:23,800 --> 00:18:27,327
برای تمیز کردن سنگ ها! تولدت مبارک.

285
00:18:28,639 --> 00:18:31,767
- چه می گویید؟ - متشکرم.

286
00:18:31,842 --> 00:18:35,278
من در 12 سالگی یکی داشتم.

287
00:18:35,345 --> 00:18:40,214
خیلی بود... میدونی... سرگرم کننده بود.

288
00:18:40,284 --> 00:18:42,912
هی! بیایید از آن استفاده کنیم.

289
00:18:42,986 --> 00:18:45,853
من چند صخره بزرگ را دیدم. بیا بریم اونا رو بگیریم

290
00:18:45,923 --> 00:18:49,017
شاید بعداً آقای راهب.

291
00:18:53,964 --> 00:18:56,626
- این نگاه وجود دارد. - اوه، اشکالی نداره.

292
00:19:06,109 --> 00:19:10,409
- تروور، اینجا چیکار میکنی؟ - تقویم من می گوید 14 آگوست.

293
00:19:11,481 --> 00:19:13,711
مامان کیه؟ - پدر شما.

294
00:19:15,385 --> 00:19:18,445
نام او ترور است. ترور هاو.

295
00:19:18,522 --> 00:19:22,515
او فقط بعد از شش سال ظاهر می شود، بدون شک.

296
00:19:22,593 --> 00:19:26,324
در جشن تولد بچه می تونی باور کنی؟

297
00:19:26,396 --> 00:19:28,956
البته بنجی او را دوست دارد.

298
00:19:29,032 --> 00:19:32,729
LI واقعا ممنونم که به من اجازه دادید اینطور صحبت کنم.

299
00:19:32,803 --> 00:19:35,931
دکتر معمولی من...خارج از شهر.

300
00:19:36,006 --> 00:19:39,635
خوشحالم که تونستی به من فشار بیاری

301
00:19:40,644 --> 00:19:43,078
به هر حال، در مورد این مرد ترور،

302
00:19:43,146 --> 00:19:45,910
شارونا از دیدن او بسیار خوشحال است، من نمی توانم آن را بفهمم.

303
00:19:45,983 --> 00:19:48,713
خیلی بد با او رفتار کرد. او هرگز وفادار نبود.

304
00:19:48,785 --> 00:19:50,173
نوشید، قمار کرد.

305
00:19:50,208 --> 00:19:53,813
حدس می‌زنم هرگز قدردان تنهایی شارونا نبودم.

306
00:19:55,359 --> 00:19:58,487
او می خواهد او را ببخشد.

307
00:19:58,562 --> 00:20:01,895
او می خواهد به او ایمان داشته باشد.

308
00:20:03,133 --> 00:20:06,694
آیا من حسود هستم؟ آیا به نظر شما همین است؟

309
00:20:06,770 --> 00:20:10,672
یا شاید-شاید میترسم...

310
00:20:10,741 --> 00:20:12,868
او را می برد

311
00:20:15,445 --> 00:20:17,743
شما چی فکر میکنید؟

312
00:20:21,018 --> 00:20:25,387
یا...شاید من...فقط احساس بدی دارم درمورد...

313
00:20:25,455 --> 00:20:28,322
تولد بانجی

314
00:20:29,326 --> 00:20:32,090
آه، او از هدیه من متنفر بود. می توانستم بگویم.

315
00:20:33,463 --> 00:20:36,330
سنگ زنی چی فکر میکردم؟

316
00:20:37,334 --> 00:20:40,303
چرا نتونستم براش یه اسباب بازی معمولی بخرم؟

317
00:20:42,105 --> 00:20:44,596
من خیلی خسته ام...

318
00:20:44,675 --> 00:20:47,075
متفاوت بودن.

319
00:20:47,144 --> 00:20:49,237
من خسته ام

320
00:20:50,380 --> 00:20:53,247
من خسته ام، من ...

321
00:20:53,317 --> 00:20:55,911
من مجبور نیستم از خستگی به شما بگویم.

322
00:20:59,389 --> 00:21:01,380
نمیدونی چقدر خوش شانسی

323
00:21:02,492 --> 00:21:04,483
خوابیدن

324
00:21:05,529 --> 00:21:07,520
خواب از طریق آن همه.

325
00:21:10,801 --> 00:21:13,702
بدون حتی یک توجه در کل دنیا.

326
00:21:20,444 --> 00:21:23,311
نصیحت من را گوش کن.

327
00:21:24,314 --> 00:21:26,305
از این لحظات لذت ببر

328
00:21:28,318 --> 00:21:31,719
عجب خونه خوبیه برایان خیلی خوب کار کرد.

329
00:21:31,788 --> 00:21:33,779
بنابراین، اوضاع با ترور چگونه است؟

330
00:21:33,857 --> 00:21:36,553
عالی! او واقعاً زندگی خود را تغییر داده است.

331
00:21:36,626 --> 00:21:39,151
- فکر می کنی؟ - چی، تو بهش اعتماد نداری؟

332
00:21:40,597 --> 00:21:43,498
- مم تو به هیچکس اعتماد نداری - درست است.

333
00:21:43,567 --> 00:21:45,535
اگرچه، من هرگز اشتباه نمی کنم.

334
00:21:45,602 --> 00:21:47,729
دارم بهت میگم. او یک مرد متفاوت است،

335
00:21:47,804 --> 00:21:50,432
او مشروب نمی خورد. اون یه کار پیدا کرده

336
00:21:50,507 --> 00:21:54,500
منظورم این است که مردم تغییر می کنند. نه شما، بلکه افراد دیگر.

337
00:21:54,578 --> 00:21:57,308
خوب من خوشحالم.

338
00:21:57,381 --> 00:22:01,681
- نمی تونی برای من خوشحال باشی؟ - من هستم. من خوشحالم. این منم که خوشحالم

339
00:22:02,953 --> 00:22:06,445
فقط داشتم به برایان می گفتم که بنجی چقدر خوشحال به نظر می رسد.

340
00:22:07,724 --> 00:22:09,658
برایان کی؟

341
00:22:09,726 --> 00:22:12,661
برایان بابیج

342
00:22:12,729 --> 00:22:14,720
مرد کما؟ - آره

343
00:22:14,798 --> 00:22:17,494
او بیدار شد؟ - نه... نه.

344
00:22:18,969 --> 00:22:21,938
- ولی تو داشتی باهاش ​​حرف می زدی. - او شنونده خوبی است.

345
00:22:22,005 --> 00:22:26,601
اوه، سلام. من شارونا فلمینگ هستم و این آدریان مونک است.

346
00:22:26,676 --> 00:22:29,338
ما به پلیس کمک می کنیم تا تحقیق کند... او بیدار نشد، درست است؟

347
00:22:29,413 --> 00:22:33,349
- نه - اوه! خدا را شکر!

348
00:22:33,417 --> 00:22:35,408
بیا تو.

349
00:22:37,287 --> 00:22:41,314
- اشکالی نداره که به اطرافمون نگاه کنیم؟ - بفرما. من فقط خدمتکار هستم

350
00:22:49,299 --> 00:22:52,200
این همه چیز عجیب چیست؟

351
00:23:03,680 --> 00:23:06,148
دنبال وکیل می گشت.

352
00:23:07,250 --> 00:23:10,686
این تعجبی ندارد. از تمام خانواده اش شکایت می کرد.

353
00:23:12,722 --> 00:23:15,282
نه نه نه. اینها وکلای جنایی هستند.

354
00:23:15,358 --> 00:23:18,953
به نامی که دور او حلقه زد نگاه کنید: «اسکات باترورث».

355
00:23:19,029 --> 00:23:22,988
- من این اسم را می شناسم. - دو بار تعلیق شد. او یک هک بود.

356
00:23:23,066 --> 00:23:26,502
برایان بابیج می‌توانست هر وکیلی در شهر داشته باشد.

357
00:23:26,570 --> 00:23:31,371
چرا... چرا کسی می خواهد یک وکیل بد استخدام کند؟

358
00:23:31,441 --> 00:23:33,568
اون خونه؟

359
00:23:38,448 --> 00:23:40,848
نه. این فقط سس گوجه فرنگی است.

360
00:23:42,552 --> 00:23:45,077
اوه

361
00:23:45,155 --> 00:23:47,385
اوه

362
00:23:53,163 --> 00:23:55,825
چیزی هست که هر روز نمی بینی

363
00:23:55,899 --> 00:23:59,562
ببخشید. ما متوجه بطری های سس کچاپ شدیم.

364
00:23:59,636 --> 00:24:02,662
- در کمد؟ - چرا او باید این کار را بکند؟

365
00:24:02,739 --> 00:24:05,037
ترسیدیم بپرسیم.

366
00:24:05,108 --> 00:24:07,599
آقای بابیج از سوال متنفر است.

367
00:24:07,677 --> 00:24:11,238
- چه کار می کنی؟ - من همیشه نامه را برای پرداخت قبوض باز می کنم.

368
00:24:11,314 --> 00:24:13,179
- اوه خدای من! - اون رو باز نکن!

369
00:24:13,250 --> 00:24:16,777
هی!

370
00:24:24,461 --> 00:24:27,191
باشه. آن‌ها به اندازه‌ای از بسته را کنار هم گذاشتند تا یک مهر پست دریافت کنند.

371
00:24:27,264 --> 00:24:29,630
از ارتفاعات اقیانوس آرام، دو روز پیش پست شد.

372
00:24:29,699 --> 00:24:31,860
اداره پست مختلف، همان نوع مواد منفجره.

373
00:24:31,935 --> 00:24:35,564
خوب، از آن حمام استفاده نکنید! این یک آشفتگی است!

374
00:24:35,639 --> 00:24:38,904
- لازم نیست فریاد بزنی! - چرا زمزمه می کنی؟

375
00:24:39,910 --> 00:24:43,869
ترومای شنوایی باقی مانده از انفجار. تا چند ساعت دیگه روشن میشه

376
00:24:43,947 --> 00:24:45,880
راهب. راهب، صدای من را می شنوی؟

377
00:24:45,915 --> 00:24:47,576
آیا ایده ای دارید که چه کسی ممکن است این کار را انجام داده باشد؟

378
00:24:47,651 --> 00:24:49,289
برایان بابیج!

379
00:24:49,324 --> 00:24:51,739
نه! بمب برای برایان بابیج پست شد.

380
00:24:51,774 --> 00:24:53,384
یک نفر فقط سعی کرد او را بکشد.

381
00:24:53,456 --> 00:24:57,517
او بمب را برای خودش فرستاد تا کسی به او مشکوک نشود!

382
00:24:57,594 --> 00:25:00,654
- بطری های سس کچاپ را دیدی؟ - آره، انجام دادم.

383
00:25:00,730 --> 00:25:04,359
خیلی عجیبه، نه؟

384
00:25:04,434 --> 00:25:06,459
کاپیتان ATF، 3:00.

385
00:25:07,871 --> 00:25:11,034
راهب، چیز دیگری بده. هر چیزی.

386
00:25:11,107 --> 00:25:13,132
هر نظریه ای به جز مرد کما.

387
00:25:13,209 --> 00:25:15,507
اگر بخواهید به من بگویید که هودی دودی پشت این ماجرا بوده است،

388
00:25:15,579 --> 00:25:18,707
- منطقی تر خواهد بود. - سلام دودی؟

389
00:25:18,782 --> 00:25:22,954
چرا هادی دودی برای مردم بمب های پستی می فرستد؟

390
00:25:22,989 --> 00:25:24,154
او یک عروسک خیمه شب بازی نبود؟

391
00:25:24,189 --> 00:25:28,181
او فقط از آن به عنوان مثال استفاده می کرد.

392
00:25:28,258 --> 00:25:31,125
یا شاید او فقط از آن به عنوان مثال استفاده می کرد!

393
00:25:31,194 --> 00:25:33,458
کاپیتان!

394
00:25:34,531 --> 00:25:36,756
DA ریکی بابیج را نگه نمی دارد.

395
00:25:36,791 --> 00:25:39,127
من امیدوار بودم که این ممکن است نظر شما را تغییر دهد.

396
00:25:42,138 --> 00:25:45,403
اوه نمیتونی جدی باشی هنوز فکر می کنید ریپ ون وینکل پشت این ماجراست؟

397
00:25:45,475 --> 00:25:50,003
ما معتقدیم که برایان بابیج در این ماجرا نقش دارد، بله. ما فقط نمی دانیم چگونه.

398
00:25:50,080 --> 00:25:53,140
و منظور شما از «ما» شما و مشاورتان است.

399
00:25:53,216 --> 00:25:56,777
بله، من کاملا مطمئن هستم که هادی دودی یک عروسک خیمه شب بازی بود.

400
00:25:56,853 --> 00:25:59,651
شغلت چطور بود، کاپیتان؟

401
00:26:00,824 --> 00:26:02,815
آیا لذت بردی؟

402
00:26:05,762 --> 00:26:08,162
خب اصلا منو یادت هست؟

403
00:26:08,231 --> 00:26:11,689
یادم می آید که کمپینگ می رفتم.

404
00:26:11,768 --> 00:26:15,135
درست است. آره چهار ساله بودی

405
00:26:15,205 --> 00:26:17,765
ما به ویسکانسین دلز رفتیم.

406
00:26:17,841 --> 00:26:19,775
و تو از صخره افتادی آیا آن را به یاد دارید؟

407
00:26:19,843 --> 00:26:22,812
تقریباً ما را تا حد مرگ ترساندی؟ متعجب؟ شرط می بندم هنوز جای زخم داری

408
00:26:22,879 --> 00:26:25,211
آیا تو؟ کجاست؟ ایناهاش.

409
00:26:25,281 --> 00:26:28,182
وای! خب بهت میگم با افتخار بپوشش بچه

410
00:26:28,251 --> 00:26:31,778
سقوط جهنمی بود. تو را دو مایل برد.

411
00:26:31,855 --> 00:26:34,824
مامان میگه من رو حمل کرده

412
00:26:34,891 --> 00:26:37,052
آره خب نوبت گرفتیم

413
00:26:37,127 --> 00:26:40,426
سلام دوربینی که برات فرستادم گرفتی؟ - آره

414
00:26:40,497 --> 00:26:43,864
اوم، مامان میگه هیچوقت چک نمیفرستی.

415
00:26:45,402 --> 00:26:47,370
آره، خب... خب، بنجی،

416
00:26:47,437 --> 00:26:50,133
مهم این است که من الان اینجا هستم، درست است؟

417
00:26:51,141 --> 00:26:52,553
هی، مامانت بهت گفت من کار پیدا کردم؟

418
00:26:52,588 --> 00:26:54,693
مدیریت یک رستوران... آیا همبرگر دوست دارید؟ - آره

419
00:26:54,728 --> 00:26:57,413
خوب است. من تمام همبرگرهای رایگانی را که می خواهید برایتان می آورم.

420
00:26:57,480 --> 00:26:59,505
اوه، که من را به یاد چیزی می اندازد.

421
00:27:00,583 --> 00:27:04,679
یک نفر کمک هزینه برگشت دریافت کرده است ...

422
00:27:06,923 --> 00:27:09,483
صد دلار؟

423
00:27:10,593 --> 00:27:14,085
- با تشکر. - هی، بنج، گوش کن.

424
00:27:14,164 --> 00:27:18,123
اشتباه کردم ولی دیگه تکرار نمیشه

425
00:27:19,135 --> 00:27:21,899
باشه؟ - باشه بابا

426
00:27:21,971 --> 00:27:24,030
خیلی خوب. فراموش کردم. کدام یک... من کدامم؟

427
00:27:24,107 --> 00:27:26,701
قرمز. آره - من قرمز هستم.

428
00:27:26,776 --> 00:27:29,870
اوه.! اوه اوه.!

429
00:27:29,946 --> 00:27:33,780
-تو منو گرفتی - مشکلی نیست. شما سه زندگی دارید

430
00:27:33,850 --> 00:27:36,512
اوه، درست است؟ خوب، به بازی ادامه بده، باشه؟

431
00:27:36,586 --> 00:27:38,713
باشه من با مامانت حرف میزنم

432
00:27:40,323 --> 00:27:44,020
شنیدی که؟ من سه جان دارم

433
00:27:44,094 --> 00:27:47,120
تو به آنها نیاز خواهی داشت شما قبلاً دو مورد را مصرف کرده اید.

434
00:27:49,466 --> 00:27:52,333
شما یک آبجو می خواهید؟ - اوه...

435
00:27:52,402 --> 00:27:54,700
چی، منو وسوسه میکنی؟

436
00:27:58,775 --> 00:28:02,575
- AA تراشه 60 روزه من. - دو ماه؟

437
00:28:04,848 --> 00:28:06,839
این یک شروع است.

438
00:28:08,318 --> 00:28:12,846
شارونا، اگر من سه زندگی داشتم، یکی از آنها را صرف عذرخواهی از تو می کردم.

439
00:28:12,922 --> 00:28:17,291
- و بنجی. - و بنجی. و بنجی

440
00:28:17,360 --> 00:28:19,988
گوش کن. ی-میدونی، دوشنبه کنسرت جدید رستوران رو شروع میکنم.

441
00:28:20,063 --> 00:28:21,997
و داشتم فکر میکردم

442
00:28:22,065 --> 00:28:24,829
چقدر خوب می شد اگر هر روز به خانه می آمدم و تو و بنجی را آنجا پیدا می کردم.

443
00:28:24,901 --> 00:28:27,927
- و تو و بنجی را آنجا پیدا کردم. - در نیوجرسی؟

444
00:28:28,004 --> 00:28:30,905
خب، این ایالت گاردن است.

445
00:28:30,974 --> 00:28:34,102
نگو-نه نگو نه نگو

446
00:28:34,177 --> 00:28:36,372
J-فقط در مورد آن فکر کنید.

447
00:28:36,446 --> 00:28:39,938
خب، من، اوه... در مورد شغل من چطور؟

448
00:28:40,016 --> 00:28:42,416
من فقط نمی توانم آدریان را ترک کنم.

449
00:28:42,485 --> 00:28:45,010
او یک بزرگسال است.

450
00:28:45,088 --> 00:28:49,582
فقط کسی که او را نمی شناخت اینطور صداش می کرد.

451
00:28:49,659 --> 00:28:53,186
به من اعتماد کن. دارم بهت میگم.

452
00:28:53,263 --> 00:28:56,926
او می گوید که در مورد آن فکر می کند، اما می توانم بگویم که او می رود.

453
00:28:57,000 --> 00:29:00,595
چرا او باید متفاوت باشد؟ همه مرا ترک می کنند.

454
00:29:00,670 --> 00:29:03,264
تردی. دکتر کروگر.

455
00:29:04,808 --> 00:29:08,141
و حالا، شارونا. مثل یک تفریح ​​ملی است.

456
00:29:08,211 --> 00:29:11,112
نظرات؟

457
00:29:11,181 --> 00:29:13,945
هر سوالی دارید؟

458
00:29:38,808 --> 00:29:40,901
این ساعت شماست؟

459
00:29:42,545 --> 00:29:44,877
شما دو دقیقه سریع هستید

460
00:29:46,616 --> 00:29:49,915
فقط آرام باش. درستش میکنم

461
00:29:53,089 --> 00:29:55,080
آن چیست؟

462
00:29:56,993 --> 00:29:59,120
اون چسبه؟

463
00:30:00,763 --> 00:30:04,324
چی می چسبوندی؟

464
00:30:04,400 --> 00:30:06,595
آه.! اوه.!

465
00:30:09,806 --> 00:30:11,831
اوه، ببخشید!

466
00:30:13,176 --> 00:30:16,009
سلام؟ اوه، ببخشید؟

467
00:30:55,077 --> 00:30:56,918
باشه! باشه برایان

468
00:30:56,986 --> 00:30:59,477
بیا برایان بیا دیگه.

469
00:30:59,555 --> 00:31:01,819
بیا دیگه. برگرد! بیا با... اوه خدا.

470
00:31:01,891 --> 00:31:04,553
آه! بیا دیگه. تو می توانی...

471
00:31:04,627 --> 00:31:07,528
برایان؟ بیا دیگه! بیا من و تو

472
00:31:07,597 --> 00:31:10,327
تو و من. من و تو، تمام راه.

473
00:31:10,400 --> 00:31:13,096
بیا، تقریبا! تقریبا! تقریبا!

474
00:31:13,169 --> 00:31:15,603
فهمیدم! درست است.

475
00:31:15,672 --> 00:31:18,266
آره آهان

476
00:31:28,518 --> 00:31:30,850
او... او خوب است.

477
00:31:30,920 --> 00:31:33,218
منظورم این است که او عالی است. منظور من این است که...

478
00:31:34,223 --> 00:31:37,624
او... حالش خوب است. الان خوبه

479
00:31:39,696 --> 00:31:43,655
آدریان، من همیشه به شما سر می زنم.

480
00:31:43,733 --> 00:31:46,634
- کی میری؟ - جمعه.

481
00:31:46,703 --> 00:31:49,866
جمعه؟ این جمعه؟ همینطور.

482
00:31:49,939 --> 00:31:52,305
- تو فقط من را در بیراهه رها می کنی. - تو در گیر نیستی.

483
00:31:52,375 --> 00:31:55,242
من در بیراهه ام! این هول است!

484
00:31:55,311 --> 00:31:58,974
من می توانم آن را احساس کنم! -خواهرم بهت نگاه میکنه

485
00:32:00,450 --> 00:32:01,457
هی این بهترین راهه

486
00:32:01,492 --> 00:32:03,010
اگر سه هفته به شما اخطار می دادم،

487
00:32:03,086 --> 00:32:05,850
من و تو هر دو می دانیم که دیوانه می شدی.

488
00:32:05,922 --> 00:32:07,913
خودت میدونی!

489
00:32:12,362 --> 00:32:14,990
اوه، خدا، آدریان!

490
00:32:18,201 --> 00:32:20,601
متاسفم.

491
00:32:22,238 --> 00:32:24,263
ببین، این مربوط به من نیست. درباره بنجی است.

492
00:32:24,340 --> 00:32:26,865
او به پدرش نیاز دارد.

493
00:32:26,943 --> 00:32:28,503
اگر این کار درست نشد، من برمی گردم.

494
00:32:28,538 --> 00:32:32,170
اگر به نتیجه برسد چه؟ اگه خوشحال باشی چی؟ - خوب نیست؟

495
00:32:32,248 --> 00:32:36,378
یعنی... یعنی هیچ وقت فکر نکردی که... روزی ممکن است بروم؟

496
00:32:36,452 --> 00:32:40,616
نه، من می ترسیدم.

497
00:32:41,758 --> 00:32:43,692
متاسفم. - آقای راهب.!

498
00:32:43,760 --> 00:32:49,289
شارونا! ببخشید دیر اومدم برای دیدن یکی از دوستان خانم توقف کردم.

499
00:32:49,365 --> 00:32:51,731
بعد توقف کردم تا خواهرش را ببینم.

500
00:32:51,801 --> 00:32:54,827
ببینید، وکیل من گفت که شما بچه ها خیلی کمک کردید.

501
00:32:54,904 --> 00:32:59,341
و بسیار قابل تقدیر است. در بیمارستان چه اتفاقی افتاد؟

502
00:33:00,343 --> 00:33:02,777
شنیدم برادرم را به دوش کشیدی. - متاسفم.

503
00:33:02,845 --> 00:33:05,643
این یک تصادف بود.

504
00:33:05,715 --> 00:33:08,548
عذرخواهی نکن من همین الان با دکترش تماس گرفتم.

505
00:33:08,618 --> 00:33:10,711
معلوم شد تو به حرامزاده لطف کردی

506
00:33:10,787 --> 00:33:14,553
اوه... نوترون هایش را به راه انداخت یا چیزی؟

507
00:33:14,624 --> 00:33:18,185
به هر حال، او برای اولین بار در چند ماه اخیر به تنهایی نفس می کشد.

508
00:33:18,261 --> 00:33:21,992
- همه از شما ممنونم. -خب خوبه خوشحالم که کمک کردم

509
00:33:22,065 --> 00:33:25,193
خواه آنقدر متواضع، خودتان را در خانه بسازید.

510
00:33:25,268 --> 00:33:28,260
عزیزم، به این همه نامه نگاه کن.

511
00:33:30,273 --> 00:33:34,676
- اوه، هیچ بسته ای را باز نکن. - آره، ممنون من احمق نیستم.

512
00:33:35,912 --> 00:33:39,279
صورتحساب ها... پستی.. خسته نباشید.

513
00:33:39,348 --> 00:33:41,873
نمی چسبد هر چهار هفته یکبار لایه برداری می شود.

514
00:33:44,954 --> 00:33:46,979
خدای من.

515
00:33:47,056 --> 00:33:50,116
شارونا فهمیدم! - چی؟

516
00:33:50,193 --> 00:33:52,889
بمب های پستی من می دانم که او چگونه این کار را کرد!

517
00:33:54,497 --> 00:33:57,330
چه کار می کنی؟ - آروم باش.

518
00:33:57,400 --> 00:34:00,392
آنها سیگارهای من هستند؟ از پسر من در کی وست؟

519
00:34:00,470 --> 00:34:02,404
هیچ کس نمی داند که من اینها را دارم.

520
00:34:02,472 --> 00:34:05,771
- برادرت می داند؟ - آره برایان می داند که من اینها را دریافت می کنم.

521
00:34:05,842 --> 00:34:08,936
این یک بمب است! بازش نکن!

522
00:34:12,648 --> 00:34:15,742
اوه خدای من. حرکت نکن.

523
00:34:17,620 --> 00:34:20,851
مشکلی نیست. مشکلی نیست.

524
00:34:20,923 --> 00:34:24,484
فقط حرکت نکن اکنون به حرکت حساس است.

525
00:34:24,560 --> 00:34:26,494
حرکت نکن مشکلی نیست.

526
00:34:26,562 --> 00:34:29,326
مشکلی نیست. مشکلی نیست.

527
00:34:29,398 --> 00:34:32,492
از گفتن "خوب" دست بردارید و کاری انجام دهید!

528
00:34:32,568 --> 00:34:36,026
باشه. باشه. باشه، دارم با گروه بمب گذاری صحبت می کنم.

529
00:34:36,105 --> 00:34:39,939
- و آنها در راه هستند. - در این کابینت سیم بری وجود ندارد.

530
00:34:40,009 --> 00:34:42,170
آنها همانجا در سطل حلبی هستند!

531
00:34:44,580 --> 00:34:48,016
عجله خواهی کرد؟ نمیدونم تا کی میتونستم اینجوری بایستم -شس!

532
00:34:51,587 --> 00:34:54,283
خوب، او می خواهد بداند شما چند سیم می بینید.

533
00:34:54,357 --> 00:34:58,293
- چهار سیم هنوز می خواهید ترک کنید؟ - چهار سیم

534
00:34:58,361 --> 00:35:00,522
هرگز در نیوجرسی به این اندازه سرگرم نخواهید شد.

535
00:35:00,596 --> 00:35:02,621
میگه سیم رو قطع کن...

536
00:35:02,698 --> 00:35:05,895
از چاشنی به باتری منتهی می شود.

537
00:35:05,968 --> 00:35:09,028
دو تا هستند. یک آبی و یک قرمز.

538
00:35:09,105 --> 00:35:11,073
- اون چیه؟ - نور سبز شد

539
00:35:11,140 --> 00:35:14,337
نور سبز شد می گوید 10 ثانیه فرصت دارید. یکی از سیم ها را قطع کنید!

540
00:35:14,410 --> 00:35:16,674
کدام یک؟ هر کدام. مهم نیست!

541
00:35:16,746 --> 00:35:18,737
- باشه آبی. نه نه قرمز - اوه خدا!

542
00:35:18,814 --> 00:35:20,645
- نه قرمز نه، آبی - اوه خدا!

543
00:35:20,716 --> 00:35:23,048
- یکی را قطع کن! آبی را قطع کن! - پنج ثانیه!

544
00:35:23,119 --> 00:35:25,417
- چرا آبی؟ - خداوند! خوب، قرمز را برش دهید!

545
00:35:25,488 --> 00:35:27,012
- گفتی آبی! - سه ثانیه

546
00:35:27,089 --> 00:35:29,683
- آدریان، یکی را قطع کن! - من هر دو را قطع می کنم!

547
00:35:39,902 --> 00:35:42,462
تو خوبی؟ - آره، این فقط بمب پستی اصلی شما بود. چیز مهمی نیست.

548
00:35:42,538 --> 00:35:44,802
پس شنیدم که داری میری نیوجرسی.

549
00:35:44,874 --> 00:35:47,365
دلت برام تنگ میشه؟ - جواب منفی.

550
00:35:47,443 --> 00:35:50,003
خوب، شاید کمی.

551
00:35:50,777 --> 00:35:55,646
یه لطفی بکن و یه وقتایی با من تماس بگیر تا بهم یادآوری کنه که چرا رفتم. - این کار را انجام خواهم داد.

552
00:35:55,715 --> 00:35:59,135
- همه می توانند ببینند؟ - آره، می بینیم که فقط یک صندوق پستی است.

553
00:35:59,170 --> 00:35:59,886
ما اینجا چیکار میکنیم لعنتی؟

554
00:35:59,921 --> 00:36:03,652
خب، ابتدا می‌خواهم از کارمند پست ایالات متحده تشکر کنم...

555
00:36:03,723 --> 00:36:06,328
تامیل سوارما برای کمک به ما امروز در اینجا.

556
00:36:06,363 --> 00:36:10,994
ما خوشحالیم که به برادران و خواهران خود در جامعه مجری قانون کمک می کنیم.

557
00:36:11,064 --> 00:36:13,301
ما فقط یک سایه متفاوت از آبی می پوشیم، همین.

558
00:36:13,336 --> 00:36:15,728
آره آره

559
00:36:18,672 --> 00:36:22,039
برایان بابیج می خواست برادر و خواهرش را بکشد.

560
00:36:22,108 --> 00:36:25,077
او راهی برای ارسال یک بمب در ماه مه پیدا کرد...

561
00:36:25,145 --> 00:36:27,409
اما نباید تا اوت تحویل داده شود.

562
00:36:27,480 --> 00:36:29,778
خیلی عالی بود، واقعا.

563
00:36:29,849 --> 00:36:33,683
آره اینجوری بود. اگرچه با این کار، او دو قانون فدرال را نقض کرد،

564
00:36:33,753 --> 00:36:36,813
و یک امتیاز از مقررات پستی.

565
00:36:37,991 --> 00:36:40,084
ادامه دادن.

566
00:36:40,160 --> 00:36:43,493
وقتی اخیراً دیدم که کاغذ دیواری از دیوار جدا می شود...

567
00:36:43,563 --> 00:36:47,829
من را به یاد بطری های سس کچاپ در کمد برایان بابیج انداخت.

568
00:36:47,901 --> 00:36:50,802
آنها را به سقف چسبانده بودند. چسب کلید بود.

569
00:36:50,870 --> 00:36:52,335
هیچ چسبی در بمب نبود.

570
00:36:52,370 --> 00:36:55,671
بخشی از بمب نبود. این بخشی از مکانیسم تحویل بود.

571
00:36:55,742 --> 00:36:57,710
دقیقا! - سابق...

572
00:36:57,777 --> 00:37:00,302
این یک آزمایش بود. تست استرس

573
00:37:00,380 --> 00:37:03,440
بطری های سس کچاپ تقریباً به وزن بمب های پستی بود.

574
00:37:04,451 --> 00:37:06,385
سعی می کرد بفهمد...

575
00:37:06,453 --> 00:37:09,513
چقدر قبل از افتادن می چسبند.

576
00:37:09,589 --> 00:37:12,114
- متوجه نمیشم - تامیل.

577
00:37:13,226 --> 00:37:18,186
چهار ماه پیش، برایان بابیج اواخر شب در شهر رفت و آمد کرد.

578
00:37:18,264 --> 00:37:21,165
پانل چند تا از این صندوق‌های پستی شکسته شد...

579
00:37:21,234 --> 00:37:22,184
انتخاب این قفل ها بسیار ساده است

580
00:37:22,219 --> 00:37:24,795
من با سرپرستانم صحبت کرده ام، اما آنها گوش نمی دهند.

581
00:37:24,871 --> 00:37:26,702
- تامیل. تامیل. - میدونی موج نزن؟

582
00:37:26,773 --> 00:37:29,298
همه فقط می خواهند 20 را بزنند و بیرون بیایند.

583
00:37:29,376 --> 00:37:32,004
میتونم از اینجا بگیرم

584
00:37:33,179 --> 00:37:36,671
برایان بمب ها را در صندوق های پست گذاشت،

585
00:37:36,750 --> 00:37:39,275
اما او آنها را با بقیه نامه ها در پایین قرار نداد.

586
00:37:39,352 --> 00:37:41,320
آنها را به بالا چسباند.

587
00:37:42,589 --> 00:37:45,820
ببینید، این یک نقطه کور است.

588
00:37:46,826 --> 00:37:49,317
هیچ کس هرگز آنجا را نگاه نمی کند. چرا آنها؟

589
00:37:50,563 --> 00:37:53,031
چهار ماه بعد، چسب خشک می شود،

590
00:37:53,099 --> 00:37:55,158
بمب می افتد،

591
00:37:55,235 --> 00:37:58,227
و روز بعد، پستچی آن را با بقیه نامه تحویل می گیرد.

592
00:37:58,304 --> 00:38:00,363
مثل یک بمب پستی منتشر شده در زمان بود.

593
00:38:00,440 --> 00:38:04,843
اداره پست ایالات متحده ناخواسته پیام آور شر شد.

594
00:38:04,911 --> 00:38:06,879
چه کسی آن را می اندیشید؟ - خوب بگو، تامیل.

595
00:38:06,946 --> 00:38:10,074
زمانی که آنها تحویل داده شدند، برایان یک حق الناس کامل داشت.

596
00:38:10,150 --> 00:38:12,948
خودش را به کما رساند؟ این عذر اوست؟

597
00:38:13,019 --> 00:38:16,614
این احمقانه ترین نقشه ای است که تا به حال شنیده ام. او اینقدر نزدیک بود که خودش را بکشد.

598
00:38:16,689 --> 00:38:20,716
من هم گیج شدم اما بعد متوجه شدم که اصلاً برنامه او این نبود.

599
00:38:20,794 --> 00:38:24,389
- هیچ کس قصد ندارد در کما باشد. - فکرش این بود که خودش را دستگیر کند...

600
00:38:24,464 --> 00:38:26,398
بنابراین او در زمان تحویل بمب در زندان خواهد بود.

601
00:38:26,466 --> 00:38:29,196
به همین دلیل سعی کرد ما را به تعقیب و گریز ماشین هدایت کند.

602
00:38:29,269 --> 00:38:31,794
او فکر می کرد که هفت یا هشت ماه در زندان خواهد ماند.

603
00:38:31,871 --> 00:38:35,898
او حتی یک وکیل وحشتناک انتخاب کرد تا مطمئن شود که پیاده نمی شود.

604
00:38:35,975 --> 00:38:39,809
- اما او خراب شد و او به یک کامیون برخورد کرد. - و یک ماشین. بعد یه ماشین دیگه

605
00:38:39,879 --> 00:38:42,677
برایان بابیج تصادفاً تصادف کرد...

606
00:38:42,749 --> 00:38:45,582
به بهترین حقه در تاریخ جنایت.

607
00:38:45,652 --> 00:38:49,850
- ببین مدرکت کجاست؟ - برایان بابیج امروز صبح از خواب بیدار شد.

608
00:38:49,923 --> 00:38:52,858
من قرار گذاشتم که همه ما کمی او را ملاقات کنیم.

609
00:38:52,926 --> 00:38:55,417
دارد جالب می شود. - تو نه.

610
00:38:56,563 --> 00:38:58,997
آقای بابیج؟ - ماریا

611
00:38:59,065 --> 00:39:01,863
اوه! شما بیدارید! این یک معجزه است.

612
00:39:01,935 --> 00:39:04,335
به محض شنیدن آمدم.

613
00:39:04,404 --> 00:39:06,447
برای خواهرت و برادرت متاسفم.

614
00:39:06,482 --> 00:39:08,541
ممنون ماریا

615
00:39:08,576 --> 00:39:11,237
دکتر فقط در مورد آنها به من گفت. من نمیتونم...

616
00:39:11,311 --> 00:39:13,472
من نمی توانم آن را باور کنم.

617
00:39:13,546 --> 00:39:16,674
من زیاد نمی مونم من فقط می خواستم به شما خوش آمد بگویم.

618
00:39:16,749 --> 00:39:19,616
و ... من نامه شما را آوردم.

619
00:39:19,686 --> 00:39:22,621
- چیه - اون چیه؟ -ببخشید شروع کردم به باز کردن...

620
00:39:22,689 --> 00:39:25,624
این یک بمب است. این یک بمب است! بیا پایین!

621
00:39:25,692 --> 00:39:27,751
بیا پایین.

622
00:39:34,267 --> 00:39:38,465
من نمی‌توانم فکر نکنم چه چیزی باعث شد فکر کنید که این یک بمب است، آقای بابیج.

623
00:39:41,074 --> 00:39:43,843
برایان بابیج؟ صبح بخیر.

624
00:39:43,878 --> 00:39:46,971
تو به خاطر قتل خواهرت آماندا دستگیر شدی.

625
00:39:47,046 --> 00:39:50,209
شارونا؟ بنجی! تاکسی اینجاست

626
00:39:54,687 --> 00:39:58,054
آه زود باشید بچه ها. ما هواپیما را از دست می دهیم

627
00:40:01,761 --> 00:40:04,229
شارونا هر چی هست ولش کن متحرکان فردا آن را دریافت خواهند کرد.

628
00:40:04,297 --> 00:40:07,994
- چی... بنجی کجاست؟ - او پیش خواهر من است.

629
00:40:08,067 --> 00:40:10,399
چی؟ ما باید بریم

630
00:40:12,372 --> 00:40:14,306
- ما نمی رویم. -در مورد چی حرف میزنی؟

631
00:40:16,042 --> 00:40:19,375
دیشب بلیط هواپیما رو پیدا کردم دیترویت؟ - شارونا...

632
00:40:19,445 --> 00:40:22,073
- نه. شارونا، گوش کن. - مسیح، من باید می دانستم.

633
00:40:22,148 --> 00:40:24,480
من فقط فکر می کردم می توانیم متوقف شویم ...

634
00:40:24,551 --> 00:40:27,577
فقط فکر می کردم می توانیم در راه خانه توقف کنیم...

635
00:40:27,654 --> 00:40:31,146
و عمو جک من را ببینید، همین. تو نمی خواهی عمو جک را ببینی.

636
00:40:31,224 --> 00:40:33,351
می خواهی عمو جک من و بنجی را ببیند.

637
00:40:33,426 --> 00:40:37,590
بعد از اینکه ما از هم جدا شدیم حرفت رو قطع کرد و حالا تو سعی میکنی برگردی تو جیبش.

638
00:40:37,664 --> 00:40:40,497
نگاه کن تاکسی بیرون است متر در حال اجراست

639
00:40:40,567 --> 00:40:42,558
بیا... تو راه با هم حرف میزنیم، باشه؟

640
00:40:47,507 --> 00:40:49,805
شارونا عسل؟

641
00:40:49,876 --> 00:40:53,175
پول برای بو...

642
00:40:53,246 --> 00:40:55,840
برای همه ماست. منظورم این است که او از خدا ثروتمندتر است.

643
00:40:55,915 --> 00:40:57,849
چرا از آن استفاده نمی کنید؟

644
00:40:57,917 --> 00:41:00,852
این تمام چیزی است که تو در آن مهارت داری، تروور. استفاده از فرصت.

645
00:41:02,789 --> 00:41:04,945
چرا به بنجی زنگ نمیزنی و بهش نمیگی که

646
00:41:04,946 --> 00:41:07,055
تنها دلیلی که چرا به زندگی او برگشتی...

647
00:41:07,126 --> 00:41:09,356
برای این است که دایی پولدار شما را قطع نکند.

648
00:41:13,366 --> 00:41:15,527
اینطور فکر نمی کردم.

649
00:41:16,536 --> 00:41:20,404
- از بنجی چطور؟ او به پدر نیاز دارد. - آره، درسته. او انجام می دهد.

650
00:41:20,473 --> 00:41:23,237
پس چرا وقتی برای تبدیل شدن به آن آماده هستید برنمیگردید؟

651
00:41:23,309 --> 00:41:25,300
هی...

652
00:41:49,322 --> 00:41:51,984
اوه، آنجاست. خانه سمت چپ آنجا؟

653
00:42:01,567 --> 00:42:04,468
KK-ادامه بده! ج- فقط برو

654
00:42:04,537 --> 00:42:07,335
به کجا؟ - مهم نیست. فقط برو. برو برو

655
00:42:23,122 --> 00:42:25,613
هی!

656
00:42:25,691 --> 00:42:27,921
فکر کردم شاید اینجا باشی چطوری؟

657
00:42:27,994 --> 00:42:32,328
من خوبم. من عالی هستم من دارم رویایی زندگی میکنم

658
00:42:38,404 --> 00:42:40,838
ترور کجاست؟

659
00:42:40,907 --> 00:42:42,898
رفت خانه.

660
00:42:46,179 --> 00:42:48,511
متاسفم.

661
00:42:51,150 --> 00:42:53,311
من دلم برای شما تنگ شده.

662
00:42:54,320 --> 00:42:56,413
منم دلم برات تنگ شده.

663
00:42:58,624 --> 00:43:01,684
خدایا واقعا این کار را کردم.

664
00:43:01,761 --> 00:43:03,856
شاید من هم باید کوچک شدن را ببینم.

665
00:43:03,891 --> 00:43:07,488
بچسبید. دکتر کروگر هر لحظه اینجا خواهد بود.

666
00:43:07,538 --> 00:43:12,088
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0