1
00:00:01,655 --> 00:00:04,654
بنابراین فروشنده می‌گوید: «کلفت‌ها را امتحان کنید».

2
00:00:04,689 --> 00:00:07,890
گفتم گیره چه نیازی دارم، برای رضای خدا در باجه عوارضی کار می کنم.

3
00:00:07,925 --> 00:00:10,219
- آنها فقط کمیسیون را می خواهند. - دقیقا.

4
00:00:10,254 --> 00:00:16,272
- همه چیز برای آنها مربوط به حجم است. - جانت همه کفش هایش را از طریق پست می خرد.

5
00:00:16,307 --> 00:00:19,105
میدونی من اینو نمیفهمم چگونه از طریق پست کفش می خرید؟

6
00:00:19,140 --> 00:00:22,054
من باید در آنها قدم بزنم من باید در اطراف بلوک قدم بزنم.

7
00:00:22,089 --> 00:00:24,784
حال شما چطور است؟ از 10.

8
00:00:24,819 --> 00:00:26,950
شما پولاسکی هستید؟ - آره

9
00:00:26,985 --> 00:00:29,054
فرانک پولاسکی؟

10
00:00:29,089 --> 00:00:32,399
- درست است. ایا من شما رو میشناسم؟ - فقط پولم را بده.

11
00:00:33,564 --> 00:00:35,957
- هی! این دیگه چه کوفتیه؟ - چی... کی

12
00:00:35,992 --> 00:00:37,699
- چی شد؟ - هی!

13
00:00:37,734 --> 00:00:40,833
کمک کن تامی! آن مرد! من نمی توانم آن را برداریم! کاری بکنید!

14
00:00:40,868 --> 00:00:44,465
- اینجا دارم تلاش می کنم! - تامی! نه!

15
00:00:44,500 --> 00:00:46,745
- نه! - ای وای...

16
00:00:48,457 --> 00:00:50,908
MONK فصل 2 Epi. 09 آقای راهب و مرد دوازدهم

17
00:01:57,023 --> 00:01:58,698
اوه خدای من!

18
00:01:58,733 --> 00:02:01,498
اوه خدای من. به این نگاه کن این را در صفحه 10 نگاه کنید.

19
00:02:01,533 --> 00:02:05,359
این من و کنی هستیم در جمع آوری کمک مالی که او مرا به آنجا برد.

20
00:02:05,394 --> 00:02:07,181
خانم لینگ؟

21
00:02:07,216 --> 00:02:11,167
- سلام، ساعت 10:00 است. - آدریان؟ آدریان؟ اون کراوات رو میبینی؟

22
00:02:11,202 --> 00:02:12,962
من آن را برای او انتخاب کردم. - مممم

23
00:02:12,997 --> 00:02:16,004
گفت به سلیقه من اعتماد دارم.

24
00:02:17,466 --> 00:02:20,508
تصور کنید با مردی وقت می گذرانید که واقعاً به فکر من اهمیت می دهد.

25
00:02:20,543 --> 00:02:22,086
اوهوم.

26
00:02:22,121 --> 00:02:23,997
خانم لینگ؟

27
00:02:24,032 --> 00:02:26,449
- ساعت 10:00! سلام؟ - آدریان، آدریان، به این گوش کن.

28
00:02:26,484 --> 00:02:27,767
گوش کن، گوش کن

29
00:02:27,802 --> 00:02:31,608
«کنی شیل معاون شهردار با یک دوست ناشناس...» این من هستم.

30
00:02:31,643 --> 00:02:34,825
«جمعه‌شب در جشن مزایای صندوق کودکان دیده شد.

31
00:02:34,860 --> 00:02:37,075
«آقای شیل توسط بسیاری از کارشناسان تبلیغ می شود

32
00:02:37,110 --> 00:02:42,305
به عنوان کاندیدای احتمالی... در انتخابات شهرداری سال آینده."

33
00:02:42,340 --> 00:02:44,184
میدونی یعنی چی؟ - نه

34
00:02:44,219 --> 00:02:46,715
من ممکن است با شهردار بعدی سانفرانسیسکو قرار ملاقات بگذارم.

35
00:02:46,750 --> 00:02:49,108
فکر کردم از کنی خوشت نمیاد

36
00:02:49,143 --> 00:02:51,372
من نمی دانم. نظرم عوض شد.

37
00:02:51,407 --> 00:02:54,565
اوه خدای من. باید کپی های بیشتری بگیرم

38
00:02:55,667 --> 00:03:00,140
آقای راهب، قبلاً به شما می گویم. زنگ را نزن.

39
00:03:00,848 --> 00:03:03,871
- بس کن! - ساعت 10:00 است، خانم لینگ.

40
00:03:03,906 --> 00:03:07,721
- بلیط می گوید: "سه شنبه، 10 صبح" - تقریبی است آقای مونک.

41
00:03:07,756 --> 00:03:11,534
این به معنای "حدود 10:00" است. نه ساعت 10، ای مرد دیوانه.

42
00:03:11,569 --> 00:03:14,819
چه بلایی سرت اومده؟ باشه، بلیطت رو به من بده

43
00:03:16,149 --> 00:03:19,571
اوه، آقای راهب، قبلاً به شما گفتم، کپی نیست.

44
00:03:19,606 --> 00:03:23,709
- بلیط اصلی کجاست؟ - در پرونده من در خانه امن است.

45
00:03:23,744 --> 00:03:27,636
برای چه چیزی به فایل نیاز دارید؟ این بلیط خشک شویی است!

46
00:03:27,671 --> 00:03:29,588
بس کن

47
00:03:30,905 --> 00:03:32,653
چرا بهش اجازه زیروکس دادی؟

48
00:03:32,688 --> 00:03:36,070
- من هر دقیقه با او نیستم. - اوه، باشه بفرمایید.

49
00:03:36,105 --> 00:03:38,082
چهار پیراهن، باشه؟

50
00:03:38,117 --> 00:03:41,003
این 24 دلار است.

51
00:03:41,038 --> 00:03:44,285
- چرا پول بیشتری می دهم؟ - چون خیلی مشکل داری، باشه.

52
00:03:44,320 --> 00:03:46,930
من باید همه چیز را دو بار تمیز کنم. بعد باید اینجا بایستم

53
00:03:46,965 --> 00:03:51,617
و حدود نیم ساعت با شما صحبت کنم. باشه خوبه متشکرم. فعلا خداحافظ.

54
00:03:51,652 --> 00:03:54,558
ممنون خانم لینگ. متشکرم. - صبر کن.

55
00:03:54,593 --> 00:03:58,321
-حالا چیه؟ - خوب، این همه چروک است.

56
00:03:58,356 --> 00:04:00,492
خب سلفون است داره چروک میشه

57
00:04:00,527 --> 00:04:02,922
- اون سلفونه دیوونه! - بیا دیگه.

58
00:04:02,957 --> 00:04:06,229
- چی... این چیه؟ - اوه اون؟ ث-این چیزی نیست.

59
00:04:06,264 --> 00:04:08,417
- باشه، خداحافظ، حالا. خداحافظ. - برو بیا بریم.

60
00:04:08,452 --> 00:04:11,642
این دکمه من نیست

61
00:04:11,677 --> 00:04:14,765
دکمه شما می افتد اما من یک جدید پیدا کردم.

62
00:04:14,800 --> 00:04:19,437
- یکسان است، تفاوتی ندارد. - به نظر منم همینطوره

63
00:04:21,018 --> 00:04:24,428
دکمه مطابقت دارد، اما دوخت متفاوت است.

64
00:04:24,463 --> 00:04:29,160
دیدن؟ O-روی بقیه، نخ متقاطع شده است.

65
00:04:29,195 --> 00:04:33,078
- اما اینجا، نگاه کن. موازی است! - اینطوری می دوزم.

66
00:04:33,113 --> 00:04:37,336
- موازی! این سبک من است. - اما مطابقت ندارد.

67
00:04:37,371 --> 00:04:40,377
- من باید در این شهر زندگی کنم! - باشه خوبه ما همانجا خواهیم بود.

68
00:04:40,412 --> 00:04:43,083
هی یه کار دیگه

69
00:04:43,118 --> 00:04:45,505
من ذهن خوبی دارم که کسب و کارم را به جای دیگری ببرم.

70
00:04:45,540 --> 00:04:48,944
اوه، لطفا، انجام دهید، باشه. من را رها کن، باشه خداحافظ!

71
00:04:48,979 --> 00:04:53,280
نه نه. آسوده باش، خانم لینگ. من بودم... شوخی کردم.

72
00:04:53,315 --> 00:04:55,630
شوخی کردم شما بهترین خشکشویی شهر هستید.

73
00:04:55,665 --> 00:04:59,284
- من هیچ جا نمیروم. - آدرین بس کن...

74
00:04:59,319 --> 00:05:00,408
دستبند؟

75
00:05:00,443 --> 00:05:03,064
به یک مچ دستبند و به 70 فوت طناب بسته شده است.

76
00:05:03,099 --> 00:05:06,783
- اوه خدا! - و سپس او را به غرب کشاندند

77
00:05:06,818 --> 00:05:10,120
هفت دهم مایل. من فقط جسد یا آنچه از آن باقی مانده را دیدم.

78
00:05:10,155 --> 00:05:12,434
- اوه خدا - من گفت که او هرگز

79
00:05:12,469 --> 00:05:14,606
هر چیزی شبیه آن را دیده است

80
00:05:14,641 --> 00:05:16,582
- پایانی ندارد. - منظورت چیه؟

81
00:05:16,617 --> 00:05:19,142
منظورم این است که این شماره نه است. نه قتل عجیب

82
00:05:19,177 --> 00:05:21,610
در دو هفته گذشته هر بار که بیپر من خاموش می شود،

83
00:05:21,645 --> 00:05:23,770
- قلب من یک تپش می زند. - آیا آنها متصل هستند؟

84
00:05:23,805 --> 00:05:27,286
نه اصلاً ارتباطی وجود ندارد. منظورم این است که چهار نفر مرد بوده اند،

85
00:05:27,321 --> 00:05:31,196
پنج زن، در سنین مختلف. لاتین، سفید، سیاه.

86
00:05:31,231 --> 00:05:33,392
- و MO's؟ - همه متفاوت

87
00:05:33,427 --> 00:05:36,226
چند تیراندازی، سلاح های مختلف، یک ضربه و فرار،

88
00:05:36,261 --> 00:05:39,325
غرق شدن، برق گرفتگی منظورم این است که اینطور است

89
00:05:39,360 --> 00:05:42,721
- هر شب یک ماه کامل -- و شما مطمئن هستید که موارد

90
00:05:42,756 --> 00:05:45,023
مطلقا هیچ چیز مشترکی ندارید؟

91
00:05:45,058 --> 00:05:46,553
خوب، آنها یک چیز مشترک دارند، مونک.

92
00:05:46,588 --> 00:05:50,126
ما نمی توانیم آنها را حل کنیم. قسم می خورم، چیزی در آب است.

93
00:05:50,161 --> 00:05:52,396
عکس شما و دوست پسر جدیدتان را دیدم.

94
00:05:52,431 --> 00:05:55,263
او دوست پسر من نیست. - هوم

95
00:05:55,298 --> 00:05:58,462
داشتم به او رای می دادم، اما حالا نگران قضاوتش هستم.

96
00:05:58,497 --> 00:06:01,754
منظورم این است که اگر او با شما بیرون می رود، نمی توان گفت که چه کار دیگری ممکن است انجام دهد.

97
00:06:01,789 --> 00:06:05,483
- شروع یک جنگ هسته ای یا چیزی دیگر. - من به او می گویم که این را گفتی.

98
00:06:05,518 --> 00:06:10,463
- نه، نکن. فقط... شوخی کردم. -پس بهش میگم شوخی کردی.

99
00:06:10,498 --> 00:06:14,093
نه، این را نگو. فقط چیزی نگو

100
00:06:14,128 --> 00:06:16,888
- برات قهوه آوردم. - متشکرم. من از آن قدردانی می کنم.

101
00:06:16,923 --> 00:06:21,336
- در واقع، برای شارونا است. - آه، ممنون.

102
00:06:21,371 --> 00:06:24,345
به کنی بگو "سلام". - من خواهم.

103
00:06:26,378 --> 00:06:28,349
تا جایی که می توانست روی پاهایش می ماند.

104
00:06:28,384 --> 00:06:34,403
سپس او افتاد، کشیده دور. صدای جیغ و التماسش را می شنیدم.

105
00:06:34,438 --> 00:06:37,979
ممکن بود من باشم باید من بودم

106
00:06:38,014 --> 00:06:40,381
- منظورت چیه؟ - من کاملا باز بودم.

107
00:06:40,416 --> 00:06:44,538
- فرانکی سه ماشین در صف داشت. - صبر کن. شما کاملا باز بودید؟

108
00:06:44,573 --> 00:06:50,247
اما قاتل به غرفه آقای پولاسکی رفت و در صف ایستاد؟ - آره

109
00:06:50,282 --> 00:06:54,634
- چرا او این کار را می کند مگر اینکه... - او دنبال آن پسر خاص بود.

110
00:06:56,259 --> 00:07:00,533
بنابراین، شما راننده را ندیدید، و مارک ماشین را نگرفتید؟

111
00:07:00,568 --> 00:07:03,506
متاسف. شاید یک کرایسلر بوده است. مطمئن نیستم.

112
00:07:03,541 --> 00:07:07,964
- کاپیتان، این چیست؟ - قاتل با آن هزینه خود را پرداخت.

113
00:07:07,999 --> 00:07:11,875
قرار است در آزمایشگاه باشد. ستوان؟

114
00:07:11,910 --> 00:07:15,679
هی! سلام بچه ها. این چه رقص دبیرستانی است؟

115
00:07:15,714 --> 00:07:17,685
به دختر کمی اتاق بدهید. بگذار نفس بکشد بیا اینجا.

116
00:07:17,720 --> 00:07:19,772
من می خواهم با شما صحبت کنم.

117
00:07:19,807 --> 00:07:23,915
می فهمم که کنی شیل را می بینی.

118
00:07:23,950 --> 00:07:26,914
- اوه، چیز جدی نیست. - بله همینطور است.

119
00:07:26,949 --> 00:07:31,244
میخوام یه چیزی بهت بگم شارونا زندگی شما به زودی تغییر خواهد کرد.

120
00:07:31,279 --> 00:07:35,101
هرکسی که میشناسید یک تکه از شما را میخواهد.

121
00:07:35,136 --> 00:07:39,217
قرار نیست بدانید به چه کسی اعتماد کنید. راهب نمی تواند در این مورد به شما کمک کند، خوب؟

122
00:07:39,252 --> 00:07:42,654
- مممم - او ... او درخشان است، اما او مونک است.

123
00:07:42,689 --> 00:07:45,046
- او در Monkland گم شده است. - مممم

124
00:07:45,081 --> 00:07:48,531
حالا، من همان جایی بودم که شما هستید. من در کانون توجه بوده ام

125
00:07:48,566 --> 00:07:53,500
و... خب، اینجا. من می خواهم شما آن را بگیرید.

126
00:07:53,535 --> 00:07:55,266
- چیه؟ - این شماره تلفن همراه من است،

127
00:07:55,301 --> 00:07:59,545
باشه؟ اگر چیزی نیاز دارید با من تماس بگیرید 24-7.

128
00:07:59,580 --> 00:08:01,764
آره من فقط نمی خواهم ببینم که شما صدمه می بینید.

129
00:08:01,799 --> 00:08:05,244
اوه خیلی ممنون. با تشکر. - آره

130
00:08:05,279 --> 00:08:11,084
اوه، داشتم فکر می کردم، اوم، شاید بتوانیم دور هم جمع شویم،

131
00:08:11,119 --> 00:08:14,517
یک قرار ملاقات دوگانه انجام دهید من و کارن، تو و کنی؟

132
00:08:14,552 --> 00:08:17,268
من همیشه کنی را دوست داشتم. کنی، او... او پسر خوبی است.

133
00:08:17,303 --> 00:08:20,611
- او مردم خوبی است. -بهش میگفتی راسو.

134
00:08:20,646 --> 00:08:23,181
- نه، نداشتم. - آره، سه هفته پیش انجام دادی.

135
00:08:23,216 --> 00:08:27,340
نه، هرگز نگفتم راسو. گفتم او یک ... یک ...

136
00:08:27,375 --> 00:08:31,712
اوه، آره، گفتم راسو. بهش میگفتم راسو.

137
00:08:31,747 --> 00:08:34,090
اما بعد، می بینید، من... این چیز بدی نیست.

138
00:08:34,125 --> 00:08:38,056
من یک راسو داشتم. راسو حیوان نجیبی است، بسیار خوب.

139
00:08:38,091 --> 00:08:41,935
این یک اصطلاح دوست داشتنی است. جری! هی، چطوری، ای راسو؟

140
00:08:41,970 --> 00:08:44,144
از دیدنت خوشحالم. ببینید، من به همه می گویم راسو.

141
00:08:44,179 --> 00:08:45,468
کاپیتان

142
00:08:45,503 --> 00:08:47,201
کاپیتان اینو ببین

143
00:08:48,250 --> 00:08:52,638
سینی سکه اش تقریبا خالی بود. تازه داشت شیفتش را شروع می کرد؟

144
00:08:52,673 --> 00:08:56,248
- درست است. او بود. - پس قاتل باید منتظر می بود

145
00:08:56,283 --> 00:09:01,278
- برای اینکه پولاسکی سر کار بیاید. - درست است. یادم می آید.

146
00:09:01,313 --> 00:09:03,706
آن مرد آنجا کنار جعبه تماس پارک شده بود

147
00:09:03,741 --> 00:09:06,001
برای حدود 20 دقیقه - هوم

148
00:09:07,083 --> 00:09:11,773
پس منتظر بود؟ نظرت چیه شارونا؟

149
00:09:13,941 --> 00:09:17,066
من؟ - آره

150
00:09:18,831 --> 00:09:22,222
او با کنی شیل، که نامزد شهرداری است، قرار می گیرد.

151
00:09:22,257 --> 00:09:25,317
آره میدونم ل... من در مورد او خوانده ام.

152
00:09:25,352 --> 00:09:31,092
من فکر نمی کنم که او واقعا او را دوست داشته باشد. من فکر می کنم او فقط از این همه توجه خوشش می آید.

153
00:09:31,127 --> 00:09:35,532
همه در بخش به او خنثی می کنند،

154
00:09:35,567 --> 00:09:42,886
خندیدن به شوخی های او، گرفتن قهوه برای او. -شاید باید براش خوشحال باشی.

155
00:09:42,921 --> 00:09:47,676
-میشه یه چیزی بهت بگم؟ - آره، به همین دلیل اینجا هستیم.

156
00:09:47,711 --> 00:09:50,195
این چند روزه دارم فکر میکنم...

157
00:09:50,230 --> 00:09:55,803
که اگر کنی شیل انتخاب شود و شارونا همچنان با او باشد،

158
00:09:56,368 --> 00:09:59,157
شاید... او می توانست...

159
00:09:59,192 --> 00:10:05,421
او می تواند کمک کند تا شما را به بخش بازگردانید.

160
00:10:06,369 --> 00:10:09,845
- من هم مثل همه آنها بد هستم. - اوه، آدریان، نه، نه، نه.

161
00:10:09,880 --> 00:10:12,352
می بینید، جاه طلب بودن ایرادی ندارد.

162
00:10:12,387 --> 00:10:14,926
این فقط به این معنی است که شما انسان هستید.

163
00:10:14,961 --> 00:10:16,873
انسان.

164
00:10:17,981 --> 00:10:21,571
خیلی وقت است که کسی مرا اینطور صدا نکرده است.

165
00:10:23,265 --> 00:10:26,425
- چه مشکلی با پیراهن تو دارد؟ - هیچ چیزی.

166
00:10:26,460 --> 00:10:31,570
- WW-چرا اینطوری نگهش میداری؟ - من پیراهن اشتباهی پوشیدم.

167
00:10:31,605 --> 00:10:35,032
چی؟ لکه ای هست؟ چون، ببین، من نمی بینم... من چیزی نمی بینم.

168
00:10:35,067 --> 00:10:38,205
این دکمه است. خانم لینگ آن را دوباره دوخت.

169
00:10:38,240 --> 00:10:41,357
- دوخت همه متفاوت است. - The-The... دوخت؟

170
00:10:41,392 --> 00:10:43,806
متقاطع نیست.! موازی است.

171
00:10:43,841 --> 00:10:47,966
د-نکن... وانمود نکن که نمی بینی

172
00:11:17,316 --> 00:11:20,045
آرلین؟

173
00:11:20,080 --> 00:11:22,023
آرلین کارنی؟

174
00:11:22,058 --> 00:11:23,467
آره؟

175
00:11:23,502 --> 00:11:27,099
- چطوری آرلین؟ - اون کیه؟

176
00:11:40,223 --> 00:11:44,520
خانم... خب خانم مرده، بلیت خرید...

177
00:11:44,555 --> 00:11:47,630
آیا به نظر می رسید که او منتظر کسی است؟ - نه آقا.

178
00:11:47,665 --> 00:11:51,412
- ترسیده به نظر می رسید؟ - نه آقا.

179
00:11:51,447 --> 00:11:56,592
افتاد... و خشکشویی آن را اشتباه دوخت.

180
00:11:56,627 --> 00:12:00,173
- آقا؟ - به دکمه من خیره نشدی؟

181
00:12:00,208 --> 00:12:03,147
- نه آقا. - هر چه.

182
00:12:03,182 --> 00:12:05,551
- ما ملاقات نکردیم. من چاک اورد هستم. - مدیر تئاتر.

183
00:12:05,586 --> 00:12:09,520
آدریان مونک. شارونا؟ شارون... شارونا؟

184
00:12:09,555 --> 00:12:11,941
اگر به دنبال جکی او هستید، او آنجاست.

185
00:12:11,976 --> 00:12:14,956
می دانی، کنی دیشب مرا به شهرداری برد و شام خوردیم

186
00:12:14,991 --> 00:12:19,816
- در اتاق ناهار خوری خصوصی - وای واقعا؟

187
00:12:19,851 --> 00:12:23,836
شاید دفعه بعد بیارمت کنی ممکن است به یک محافظ نیاز داشته باشد.

188
00:12:26,062 --> 00:12:29,718
سلام؟ سلام کنی

189
00:12:29,753 --> 00:12:32,532
اوه، بچه ها! بچه ها، آن را پایین نگه دارید. اعلیحضرت سلطنتی

190
00:12:32,567 --> 00:12:37,586
با آقای کنی شیل صحبت می کند. برو جلو.

191
00:12:37,621 --> 00:12:39,226
- نه نه نه. چیزی نیست... - برو بچه.

192
00:12:39,261 --> 00:12:42,981
- تو خوب انجام میدهی. - بنابراین، او می رود داخل، و در اطراف

193
00:12:43,016 --> 00:12:46,578
- یک دقیقه بعد، مردی قدم می گذارد. - میشه توصیفش کنی؟

194
00:12:46,613 --> 00:12:49,436
- من واقعا نمی توانستم صورتش را ببینم. - دستمالی به دست داشت

195
00:12:49,471 --> 00:12:53,828
روی دهنش انگار سرما خورده برای همین فیلم بلیت خرید.

196
00:12:53,863 --> 00:12:56,779
و... و از او پرسیدم که آیا این ترکیب خاص را می‌خواهد،

197
00:12:56,814 --> 00:12:59,712
که یک پاپ کورن بزرگ و یک نوشیدنی متوسط ​​است.

198
00:12:59,747 --> 00:13:06,518
قیمت 9 دلار فقط 7.50. ح- گفت نه. و سپس به داخل رفت و او را کشت

199
00:13:06,553 --> 00:13:09,841
کاری که نمی دانستم او قصد انجام آن را دارد.

200
00:13:09,876 --> 00:13:13,350
- و او با این به شما پول داد؟ - بله قربان.

201
00:13:13,385 --> 00:13:16,091
عالیه، خیلی ممنون باید به مرکز شهر بروید و با یک طراح نقاشی صحبت کنید.

202
00:13:16,126 --> 00:13:19,761
جری؟ افسر جانسون شما را سوار می کند.

203
00:13:22,586 --> 00:13:24,542
کاپیتان؟ - چی؟

204
00:13:24,577 --> 00:13:28,249
- یک قاتل زنجیره ای در دستان شماست. - راهب، زن خفه شد.

205
00:13:28,284 --> 00:13:33,264
او هیچ یک از قربانیان دیگر را نمی شناخت. من تا 100% مطمئن نباشم گرگ گریه نمیکنم.

206
00:13:33,299 --> 00:13:37,295
این قطعا همان مردی است که فرانک پولاسکی را در باجه عوارضی کشت.

207
00:13:37,330 --> 00:13:40,272
- بسیاری از مردم با اسکناس های 10 دلاری پرداخت می کنند. - کاملا نو است.

208
00:13:40,307 --> 00:13:42,891
در حال حاضر ده ها با نام تجاری جدید زیادی وجود دارد.

209
00:13:42,926 --> 00:13:45,390
شماره سریال ها به صورت ترتیبی هستند.

210
00:13:46,941 --> 00:13:51,822
- چی؟ شما به یاد داشته باشید که؟ - خوب، من خیلی خوب به آن نگاه کردم.

211
00:13:51,857 --> 00:13:58,565
صورتحساب در باجه عوارض با 6092B به پایان رسید. این 6093B است.

212
00:13:58,600 --> 00:14:01,002
یک قاتل زنجیره ای

213
00:14:06,519 --> 00:14:09,481
کاپیتان

214
00:14:09,516 --> 00:14:13,970
واشنگتن همین الان این را ارسال کرد. این یک پروفایل روانی اولیه است.

215
00:14:14,005 --> 00:14:15,875
بگذار حدس بزنم.

216
00:14:15,910 --> 00:14:21,542
قاتل بین 30 تا 45 ساله، مرد سفید پوست است.

217
00:14:21,577 --> 00:14:24,797
در دفتر کار نمی کند، احتمالاً مدتی را در ارتش گذرانده است ...

218
00:14:24,832 --> 00:14:28,369
و قطعا از مادرش متنفر است.

219
00:14:28,404 --> 00:14:30,028
آره از کجا فهمیدی؟

220
00:14:30,063 --> 00:14:33,446
چون همیشه همین را می گویند. اون کاغذ قراضه

221
00:14:33,481 --> 00:14:35,416
در مورد اسکناس های 10 دلاری چطور؟ چیزی روی آنها وجود دارد؟

222
00:14:35,451 --> 00:14:39,497
آنها از بانکی در سان متئو هستند. ولز فارگو، غیرقابل ردیابی.

223
00:14:39,532 --> 00:14:43,732
البته که هستند. بسیار خوب، همه، گوش کنید!

224
00:14:43,767 --> 00:14:44,768
گوش کن

225
00:14:44,803 --> 00:14:47,551
نخواهیم یافت که او در تاریکی در حال لرزیدن است.

226
00:14:47,586 --> 00:14:50,390
بیایید ارتباط برقرار کنیم، یکدیگر را در جریان قرار دهیم.

227
00:14:50,425 --> 00:14:53,529
ما در حال غواصی در Dumpster هستیم. ما می خواهیم که...

228
00:14:53,564 --> 00:14:55,985
چه کار می کنی؟ اون چیه؟

229
00:14:56,020 --> 00:14:58,419
فضایی برای قربانی بعدی می گذارم.

230
00:14:58,454 --> 00:15:01,766
آن را پایین بیاور آن را پایین بیاورید.

231
00:15:01,801 --> 00:15:03,624
قربانی بعدی وجود ندارد. ما متوقف می شویم

232
00:15:03,659 --> 00:15:05,480
پسر عوضی در 10 سالگی

233
00:15:08,712 --> 00:15:11,350
خب ممنون متشکرم.

234
00:15:11,385 --> 00:15:12,930
شارونا!

235
00:15:12,965 --> 00:15:14,234
سردته؟

236
00:15:14,269 --> 00:15:17,591
- بفرمایید. - اوه، متشکرم، کوین.

237
00:15:17,626 --> 00:15:21,275
- شارونا! به این نگاه کن نگاه کن - شارونا فلمینگ؟ نگاه کن

238
00:15:21,310 --> 00:15:25,610
- اوه، بله، من شارونا فلمینگ هستم. - اینها از کنی شیل هستند.

239
00:15:25,645 --> 00:15:28,565
اوه خدای من. آنها زیبا هستند. متشکرم.

240
00:15:28,600 --> 00:15:30,890
بگذار برای اینها برایت گلدان بیاورم.- باشه.

241
00:15:30,925 --> 00:15:36,572
شارونا! سلام؟ هی... شارون... شارونا، نگاه کن.

242
00:15:36,607 --> 00:15:40,149
خانم فلمینگ؟

243
00:15:40,184 --> 00:15:43,472
ستوان؟ کاپیتان؟ کاپیتان، می توانم چیزی به شما نشان دهم؟

244
00:15:43,507 --> 00:15:46,785
نگاه کن ستوان به این یکی نگاه کن،

245
00:15:46,820 --> 00:15:51,057
- این یکی و اون یکی - آره، تقویم ها.

246
00:15:51,092 --> 00:15:51,868
دقیقا.

247
00:15:51,903 --> 00:15:54,770
این سه نفر تقویم یکسانی روی دیوار خود دارند.

248
00:15:54,805 --> 00:15:58,718
بله، ما دیروز متوجه شدیم، مونک. بیا اینجا. میخواهم چیزی را به شما نشان بدهم.

249
00:16:04,858 --> 00:16:09,333
هر سال یکی از آن ها را برای من می فرستند. احتمالاً یک میلیون از آنها را چاپ کنید.

250
00:16:09,368 --> 00:16:12,246
در واقع 25000 چاپ می کنند. با بیمه صحبت کردم

251
00:16:12,281 --> 00:16:14,285
شرکت دیشب این یک دفتر واحد است،

252
00:16:14,320 --> 00:16:18,706
مامان و عملیات پاپ که هنوز متعلق به آقای هنری اسمالز است.

253
00:16:18,741 --> 00:16:21,925
نمی تواند تصادفی باشد. کاپیتان، سه نفر از آنها،

254
00:16:21,960 --> 00:16:26,144
شاید بیشتر، با همان تقویم.

255
00:16:26,179 --> 00:16:28,008
ما حداقل باید این مرد را بررسی کنیم.

256
00:16:28,043 --> 00:16:30,290
ما قبلا انجام دادیم. ستوان؟

257
00:16:30,325 --> 00:16:33,495
هنری اسمالز، 47 ساله. او برای آخرین بار دور بوده است

258
00:16:33,530 --> 00:16:36,577
دو هفته در یک کنوانسیون بیمه در بالتیمور.

259
00:16:36,612 --> 00:16:39,447
- او امشب باید برگردد. - او خارج از شهر بوده است، مونک.

260
00:16:39,482 --> 00:16:43,211
خوب خوب. اما شاید او مخرج مشترک باشد.

261
00:16:43,246 --> 00:16:47,034
شاید حق با شماست اما من نمی توانم این را در بالای شمع خود قرار دهم.

262
00:16:47,069 --> 00:16:49,533
من 700 سرنخ دارم. حداقل نیمی از آنها

263
00:16:49,568 --> 00:16:52,862
قوی تر از این هستند قول می دهم در نهایت به آن خواهم رسید.

264
00:16:52,897 --> 00:16:56,982
-اما اون امشب میاد خونه. - بالاخره گفتم.

265
00:17:01,191 --> 00:17:03,123
-چیزی رو از دست دادم؟ - نه، چیز زیادی نیست.

266
00:17:03,158 --> 00:17:06,218
ما فقط سعی می کنیم یک قاتل زنجیره ای را قبل از اینکه دوباره حمله کند دستگیر کنیم.

267
00:17:06,253 --> 00:17:09,711
واقعا ارزش ذکر کردن را ندارد گوش کن، یک سرنخ احتمالی وجود دارد.

268
00:17:09,746 --> 00:17:12,696
من و تو قرار است بعداً خانه آن پسر را بیرون بیاوریم.

269
00:17:12,731 --> 00:17:14,427
یعنی امشب؟ - آره

270
00:17:14,462 --> 00:17:16,825
من نمی توانم. این تنها شب مرخصی کنی است.

271
00:17:16,860 --> 00:17:20,314
آدریان، سه روز پیش بهت گفتم که امشب باید مرخصی داشته باشم.

272
00:17:20,349 --> 00:17:23,036
شارونا، این پسر امشب به خانه می آید. من باید با او صحبت کنم.

273
00:17:23,071 --> 00:17:25,849
خوب، پس چه کسی شما را متوقف می کند؟ تو به من نیاز نداری

274
00:17:25,884 --> 00:17:28,402
من به تو نیاز ندارم؟ دقت نکردی

275
00:17:28,437 --> 00:17:31,319
- برای سه سال گذشته؟ - یه دختر کلی استخدام کن.

276
00:17:31,354 --> 00:17:32,707
چی؟ - یک دمای

277
00:17:32,742 --> 00:17:36,063
شما ساعتی به آنها پرداخت می کنید. هر کاری خواهند کرد

278
00:17:36,098 --> 00:17:39,615
- من نمی توانم در یک stakeout یک دمای بیاورم! - اوه! تنها چیزی که می دانم این است

279
00:17:39,650 --> 00:17:44,797
- من امشب کنی را می بینم. - و من در آن بازی می روم.

280
00:17:47,976 --> 00:17:52,666
آره اون خونه شماره 782.

281
00:17:52,701 --> 00:17:55,426
- هر لحظه به خانه می آید. -بالاخره سوارت کردم روی صندلی عقب

282
00:17:55,461 --> 00:17:58,196
و تنها پس از سه تاریخ.

283
00:17:58,231 --> 00:18:02,298
اوم، کنی، اوه، تو باید خودت رفتار کنی.

284
00:18:02,333 --> 00:18:04,621
این کار رسمی پلیس است، می دانید منظورم چیست؟

285
00:18:04,656 --> 00:18:06,797
خیلی متاسفم. من فقط خیلی هیجان زده هستم.

286
00:18:06,832 --> 00:18:09,686
این اولین سهمیه من است. درسته.

287
00:18:09,721 --> 00:18:13,596
خب من برات دونات آوردم اوه غذای واقعی.

288
00:18:13,631 --> 00:18:17,537
باشه. و وینو را آوردم. اکنون این شراب 30 ساله است.

289
00:18:17,572 --> 00:18:21,584
بنابراین، اجازه ندهیم یک دقیقه دیگر زنده بماند، باشه؟

290
00:18:21,619 --> 00:18:25,633
دونات و شراب قرمز. شاید این بهترین قراری باشد که تا به حال داشتم.

291
00:18:25,668 --> 00:18:29,307
اینجا عزیزم اینو بگیر هی، آدریان، باز هم از دعوت من متشکرم.

292
00:18:29,342 --> 00:18:33,891
- اونجا قاطی نکن. - ماشین من است.

293
00:18:33,926 --> 00:18:38,699
درست است. اونجا قاطی نکن

294
00:18:38,734 --> 00:18:44,169
سلام؟ بله قربان. پنجشنبه عالیه

295
00:18:44,204 --> 00:18:46,580
بله قربان، من شما را آنجا می بینم.

296
00:18:46,615 --> 00:18:51,182
خب، بله قربان، او همین جاست.

297
00:18:51,217 --> 00:18:53,440
من به او خواهم گفت. بله قربان. متشکرم.

298
00:18:53,475 --> 00:18:55,104
فرماندار می گوید سلام.

299
00:18:55,139 --> 00:18:56,828
-اون استاندار بود؟ - مممم

300
00:18:56,863 --> 00:18:59,001
-به من سلام کرد؟ - بله، او انجام داد.

301
00:18:59,036 --> 00:19:02,819
- آدریان، شنیدی؟ - اتفاقاً از من نام برد؟

302
00:19:02,854 --> 00:19:08,474
- در جریان مبارزات انتخاباتی با او آشنا شدم. - نه، نه. ممم!

303
00:19:08,509 --> 00:19:13,117
جانش را نجات داد، او را انتخاب کرد، همین.

304
00:19:13,152 --> 00:19:16,951
کنی، شارونا در مورد برخی از موارد به شما گفته است

305
00:19:16,986 --> 00:19:21,673
من کار کرده ام؟ میدونی من...

306
00:19:21,708 --> 00:19:27,488
اگر رسماً به کارم بازگردانده می شدم، می توانستم کارهای بیشتری انجام دهم.

307
00:19:27,523 --> 00:19:30,820
- ممم این خوب نیست؟ -نه...اما نه...

308
00:19:30,855 --> 00:19:33,947
کنی، الان نه بهت گفتم یادته؟ الان نه.

309
00:19:33,982 --> 00:19:38,032
- آدریان، چه کار می کنی؟ - کیلومتر شمار 9999.

310
00:19:38,067 --> 00:19:41,792
دارم سعی میکنم به صفر برسونمش - چرا؟

311
00:19:41,827 --> 00:19:43,594
بنابراین...

312
00:19:43,629 --> 00:19:47,171
- سپس آن را در صفر خواهد بود. - اما آیا این کار می کند؟

313
00:19:47,206 --> 00:19:49,667
آیا اگر فقط به عقب و جلو بروید اعداد تغییر می کنند؟

314
00:19:49,702 --> 00:19:52,529
در حال تغییر است. نگاه کن

315
00:19:52,564 --> 00:19:55,139
اینم از این.

316
00:19:55,174 --> 00:19:59,725
- حرکت نمی کند. -آره داره حرکت میکنه در حال حرکت است.

317
00:20:01,008 --> 00:20:05,200
وای نه. خدایا! وای نه! به پشت سرت نگاه کن.!

318
00:20:05,235 --> 00:20:08,163
مراقب باش! مراقب باش! هنری اسمالز!

319
00:20:08,832 --> 00:20:09,800
هنری اسمالز!

320
00:20:09,835 --> 00:20:12,803
- آدریان! چه کار می کنی؟ - من نمی دانم!

321
00:20:36,412 --> 00:20:40,229
این شماره 11 است، لعنتی.

322
00:20:40,264 --> 00:20:43,169
خیلی خب، هیچ کس به خانه نمی رود. میخوام بدونم چندتا

323
00:20:43,204 --> 00:20:45,766
از قربانیان ما آقای هنری اسمالز را می شناختند.

324
00:20:45,801 --> 00:20:48,510
ما هر صحنه جنایت و هر خانه را دوباره مرور خواهیم کرد.

325
00:20:48,545 --> 00:20:53,306
ما اینجا در 0900 جمع می شویم. برو. برو

326
00:20:56,664 --> 00:20:59,431
تو خوبی؟ - آره

327
00:20:59,466 --> 00:21:01,442
دستات چی شد؟ هر دو دستت درد میکنه؟

328
00:21:01,477 --> 00:21:04,578
نه فقط سمت چپ

329
00:21:04,613 --> 00:21:07,129
چرا روی هر دو پانسمان دارید؟

330
00:21:08,283 --> 00:21:09,507
درست.

331
00:21:09,542 --> 00:21:13,190
تقارن. شهردار آینده ما کجاست؟

332
00:21:13,225 --> 00:21:15,703
او به خانه رفت. او خیلی تکان خورده بود.

333
00:21:15,738 --> 00:21:18,015
- شرط می بندم که هست. - فضل تحت فشار.

334
00:21:18,050 --> 00:21:20,505
این چیزی است که من در یک مدیر اجرایی به دنبال آن هستم.

335
00:21:20,540 --> 00:21:22,544
- آیا می توانی این مرد را شناسایی کنی؟ - مطمئن نیستم.

336
00:21:22,579 --> 00:21:25,512
ماسک اسکی زده بود.

337
00:21:25,547 --> 00:21:29,544
- خب، در مورد هنری اسمالز حق با شما بود. - به جز، صادقانه فکر کردم

338
00:21:29,579 --> 00:21:32,506
او ممکن است یک مظنون باشد، نه قربانی بعدی.

339
00:21:32,541 --> 00:21:35,766
آره ولی یه چیزیه این یک چیز واقعی است.

340
00:21:35,801 --> 00:21:38,919
ما پایمان را به در زده ایم. متشکرم.

341
00:21:42,181 --> 00:21:45,645
آه، راهب، اینجا چه خبر است؟

342
00:21:47,177 --> 00:21:49,396
باشه.

343
00:21:49,431 --> 00:21:57,212
یک لوله کش اسپانیایی تبار، یک پلیس سفیدپوست بازنشسته، یک معلم مدرسه آفریقایی-آمریکایی...

344
00:21:57,247 --> 00:22:00,340
- چه چیز مشترکی با هم دارند؟ - مطلقا هیچ چیزی.

345
00:22:00,375 --> 00:22:05,456
دقیقا. آنها هیچ وجه اشتراکی ندارند. سنین مختلف، مشاغل،

346
00:22:05,491 --> 00:22:11,881
برخی ثروتمند و برخی فقیر بودند. کاپیتان، این یک گروه بسیار متنوع است.

347
00:22:11,916 --> 00:22:13,623
آن ها هستند...

348
00:22:13,658 --> 00:22:15,594
- بسیار متنوع - خیلی متنوع؟

349
00:22:15,629 --> 00:22:19,361
من دارم آمار را می گویم. باید سخت کار کنی،

350
00:22:19,396 --> 00:22:25,367
واقعا سخت است، پیدا کردن گروهی به این متفاوت. به علاوه، به این نگاه کنید.

351
00:22:26,169 --> 00:22:29,371
پین های آبی نشان می دهد که آنها کجا زندگی می کردند، درست است؟ - بله

352
00:22:29,406 --> 00:22:32,274
این قتل ها در سراسر منطقه خلیج اتفاق افتاد،

353
00:22:32,309 --> 00:22:35,498
اما قربانیان همگی در شهرستان مارین زندگی می کردند.

354
00:22:35,533 --> 00:22:39,023
- احتمال وقوع آن چقدر است؟ - ادامه دادن. برو برو برو برو برو

355
00:22:39,058 --> 00:22:43,851
یک گروه متنوع، همه برای رای دادن ثبت نام کردند.

356
00:22:45,158 --> 00:22:48,258
آیا می دانید کجا چنین گروهی را پیدا می کنید؟

357
00:22:48,293 --> 00:22:49,940
بله بله. در هیئت منصفه.!

358
00:22:49,975 --> 00:22:52,404
آره آره آره. صبر کن. صبر کن.

359
00:22:54,644 --> 00:22:59,221
راست میگه همه آنها شش سال پیش در یک هیئت منصفه حضور داشتند.

360
00:22:59,256 --> 00:23:02,242
- یک هیئت منصفه - در هیئت منصفه!

361
00:23:07,000 --> 00:23:09,716
یازده قربانی چه وجه اشتراکی داشتند؟

362
00:23:09,751 --> 00:23:11,670
همه آنها با هم در یک هیئت منصفه خدمت کردند

363
00:23:11,705 --> 00:23:15,457
شش سال پیش در شهرستان مارین. این دعوای آسیب شخصی بود.

364
00:23:15,492 --> 00:23:18,843
مردی به نام ایان اگنیو... از پشت بام افتاد و او روی آن فرود آمد

365
00:23:18,878 --> 00:23:20,532
یک لوله فلزی که چسبیده بود

366
00:23:20,567 --> 00:23:23,309
خارج از زمین حالا از صاحب خانه شکایت کرد

367
00:23:23,344 --> 00:23:26,253
استوارت و لیزا بابکوک، به دلیل سهل انگاری.

368
00:23:26,288 --> 00:23:29,215
ظاهراً بخشی از لوله هنوز در سر آن مرد است.

369
00:23:29,250 --> 00:23:32,565
- او در سرش لوله دارد؟ - بله او سه ربع اینچ دارد ...

370
00:23:32,600 --> 00:23:35,612
لوله فلزی گالوانیزه در سر او. آنها نتوانستند همه آن را حذف کنند.

371
00:23:35,647 --> 00:23:39,945
- او در سرش لوله دارد؟ 700000 دلار به او جایزه داده شد.

372
00:23:39,980 --> 00:23:42,492
بیمه صاحب خانه تمام هزینه را پرداخت کرده است.

373
00:23:42,527 --> 00:23:44,944
این یک آزمایش معمولی بود.

374
00:23:44,979 --> 00:23:50,054
به جز شش سال بعد، هیئت منصفه یکی یکی کشته می شوند.

375
00:23:50,089 --> 00:23:53,549
ببخشید کاپیتان چه اتفاقی برای هیئت منصفه دوازدهم افتاد؟

376
00:23:53,584 --> 00:23:57,256
این سوال خوبی است، کنی. میدونی من میتونم از یه پسر استفاده کنم

377
00:23:57,291 --> 00:24:00,958
مثل تو روی نیرو دوازدهمین و تنها بازمانده هیئت منصفه

378
00:24:00,993 --> 00:24:03,780
کسی به نام کسیدی است. والاس جی. کسیدی.

379
00:24:03,815 --> 00:24:05,812
- ما الان دنبالش می گردیم. - کار غیرعادی انجام داد

380
00:24:05,847 --> 00:24:08,462
- در طول دادگاه اتفاق می افتد؟ - خوب، نه طبق این.

381
00:24:08,497 --> 00:24:12,789
یک روز و نیم با هم مشورت کردند. رفتند و از صحنه بازدید کردند

382
00:24:12,824 --> 00:24:14,841
از تصادف سپس توقیف شدند

383
00:24:14,876 --> 00:24:18,235
یک شب در یک متل، و آنها حکم خود را صادر کردند.

384
00:24:18,270 --> 00:24:21,813
- همه چیز خیلی سرراست است. - کاپیتان! برای این آماده ای؟

385
00:24:25,129 --> 00:24:27,651
رندی، شما می توانید در نیمه راه اولین جمله خود را در حال حاضر.

386
00:24:27,686 --> 00:24:29,642
ما همین الان هیئت منصفه شماره 12 را انتخاب کردیم

387
00:24:29,677 --> 00:24:33,036
در یک کازینو در Wallenpaupack. او زیاد قمار می کند.

388
00:24:33,071 --> 00:24:36,236
او همیشه بدهکار است. او این کار را کرد.

389
00:24:36,271 --> 00:24:38,484
- چی؟ او اعتراف کرد؟ - نه، او وکیل داد.

390
00:24:38,519 --> 00:24:40,805
- او چیزی نمی گوید. - اما تو فکر می کنی اون پسره؟

391
00:24:40,840 --> 00:24:43,589
وقتی او را گرفتیم، سعی کرد پیچ ​​کند. آن پسر دعوای جهنمی به راه انداخت.

392
00:24:43,624 --> 00:24:46,037
و ... آیا برای این آماده اید؟

393
00:24:47,606 --> 00:24:49,924
بله، رندی، ما آماده ایم! لازم نیست بپرسی

394
00:24:49,959 --> 00:24:52,525
- هرگز لازم نیست بپرسید. - تازه از خونه اش اومدیم.

395
00:24:52,560 --> 00:24:55,571
قسمتی از بدن در فریزر بود. انگشت انسان

396
00:24:55,606 --> 00:24:57,450
واقعا؟

397
00:24:57,485 --> 00:25:00,784
اوه، DA آن را دوست خواهد داشت. آنها اعضای بدن در فریزر را دوست دارند.

398
00:25:00,819 --> 00:25:03,906
اما هیچ یک از قربانیان انگشت خود را از دست ندادند.

399
00:25:03,941 --> 00:25:06,262
آره، خب، او یکی دیگه رو کشت.

400
00:25:06,297 --> 00:25:08,609
منظورم این است که به آنها می گویند «روان پریش».

401
00:25:08,644 --> 00:25:13,895
چرا او باید شش سال صبر کند و بعد همه اعضای هیئت منصفه را بکشد؟

402
00:25:13,930 --> 00:25:17,100
نمیدونم و برام مهم نیست تبریک میگم کاپیتان

403
00:25:17,135 --> 00:25:19,040
من مطمئناً در بیانیه خود به شما اشاره خواهم کرد.

404
00:25:19,075 --> 00:25:20,661
وای، اوه هی صبر کن کنی،

405
00:25:20,696 --> 00:25:23,916
اوه، فکر می کنم باید با تو بروم آنها سوالات زیادی خواهند داشت

406
00:25:23,951 --> 00:25:26,221
و، اوه، من این مورد را در داخل و خارج می شناسم.

407
00:25:26,222 --> 00:25:28,934
اوه درسته. من، اوه... چند کلمه می گویم

408
00:25:28,969 --> 00:25:31,270
- و بعد من شما را معرفی می کنم، باشه؟ - معامله خوبه

409
00:25:31,305 --> 00:25:33,311
- اوه، اوه، کنی؟ - اره نفسم؟

410
00:25:33,346 --> 00:25:35,614
صبر کن.

411
00:25:35,649 --> 00:25:38,286
کج. - ممنون عزیزم.

412
00:25:38,321 --> 00:25:43,044
کاپیتان!

413
00:25:43,079 --> 00:25:44,011
ممنون عزیزم

414
00:25:44,046 --> 00:25:45,149
آیا ما؟ - آره

415
00:25:45,184 --> 00:25:47,449
صبر کن! سرپوش... کاپیتان؟

416
00:25:47,484 --> 00:25:52,756
چرا اینجا سرعتمان را کم نمی کنیم؟ منظورم این است که اگر بتوانم این مرد را شناسایی کنم چه می شود؟

417
00:25:52,791 --> 00:25:57,651
من می خواهم آن را امتحان کنم. می خواهید در این مورد مطمئن باشید، درست است؟

418
00:26:01,133 --> 00:26:06,480
شماره 5، می توانید کمی به سمت راست خود بلغزانید.

419
00:26:09,306 --> 00:26:13,131
کمی بیشتر.

420
00:26:13,166 --> 00:26:14,595
متشکرم.

421
00:26:17,729 --> 00:26:19,483
شماره 1،

422
00:26:21,106 --> 00:26:25,637
شما مقداری پرز روی لباس تان دارید

423
00:26:25,672 --> 00:26:29,942
شماره 2، می توانید به شماره یک کمک کنید؟

424
00:26:29,977 --> 00:26:34,732
آدریان مرد دیشب را می بینی؟

425
00:26:38,276 --> 00:26:42,689
شماره 3، آیا می توانید مکان ها را با شماره 2 مبادله کنید؟

426
00:26:42,724 --> 00:26:46,257
شماره 3، همان جایی که هستید بمانید. راهب، آن پسر را می بینی یا نه؟

427
00:26:46,292 --> 00:26:50,541
به من گوش کن این برای شما بسیار مهم است.

428
00:26:50,576 --> 00:26:55,105
برای همه خیلی مهمه بنابراین، برای ثبت،

429
00:26:55,140 --> 00:27:00,586
قبل از اینکه چیزی بگویی لطفا تا عدد چهار بشمار.

430
00:27:04,336 --> 00:27:10,687
شماره 4، آیا می توانید جلو بروید؟

431
00:27:14,332 --> 00:27:17,457
آیا می توانید آن عدد را صاف کنید؟

432
00:27:18,752 --> 00:27:20,833
- اون اون پسر نیست. - اون اون پسر نیست؟

433
00:27:20,868 --> 00:27:23,351
- ناخن هایش خیلی بلند است. - ناخن هایش؟

434
00:27:23,386 --> 00:27:25,568
مردی که دیشب با او دعوا کردم ناخن نداشت.

435
00:27:25,603 --> 00:27:28,530
- فکر می کنم او آنها را جویده است. - راهب، این پسر تنها است

436
00:27:28,565 --> 00:27:31,493
- عضو بازمانده از آن هیئت منصفه. - اوه، ما یک انگشت در جعبه یخ او پیدا کردیم.

437
00:27:31,528 --> 00:27:36,489
اون اون پسر نیست من می خواهم در مورد آن آزمایش بیشتر بدانم.

438
00:27:36,524 --> 00:27:39,511
فکر می کنم باید با دستکاری که از پشت بام افتاد صحبت کنم.

439
00:27:39,546 --> 00:27:44,060
کاپیتان، مطبوعات همه چیز را درگیر این موضوع کرده اند. ما نمی‌توانیم روی آن سرپوش بگذاریم.

440
00:27:46,592 --> 00:27:48,815
باشه، راهب، نگاه کن. تو برو... تو برو و حرف بزن

441
00:27:48,850 --> 00:27:50,947
به دستکار، باشه؟ اما شما آن را سریع انجام می دهید زیرا

442
00:27:50,982 --> 00:27:54,707
من باید امشب بروم عمومی برو

443
00:27:59,457 --> 00:28:02,338
- ممنون که ما رو دیدی - اوه، من مشکلی ندارم.

444
00:28:02,373 --> 00:28:05,406
من بازدید کننده زیادی ندارم. خوب، چه کاری می توانم برای شما انجام دهم؟

445
00:28:05,441 --> 00:28:09,096
آقای اگنیو، ما در مورد تصادف شما تعجب می کردیم.

446
00:28:09,131 --> 00:28:12,447
لطفا بنشینید.

447
00:28:18,059 --> 00:28:19,760
اوه،

448
00:28:19,795 --> 00:28:23,358
ایان، من قبلا یک پرستار بودم. آیا می توانم کاری انجام دهم؟

449
00:28:23,393 --> 00:28:27,671
نه، ممنون می آید و می رود.

450
00:28:27,706 --> 00:28:31,823
این لوله است. من یک تکه لوله در سرم دارم.

451
00:28:31,858 --> 00:28:34,061
اوه - بازدیدکننده زیادی ندارم.

452
00:28:34,096 --> 00:28:36,957
خواهش می کنم بشین... بشین، بشین، بشین، بشین، بشین

453
00:28:36,992 --> 00:28:43,891
- بنشین، بنشین، بنشین، بنشین، بنشین. - آقا؟ در مورد تصادفت؟

454
00:28:43,926 --> 00:28:47,769
اوه تصادف واقعا چیز زیادی ازش یادم نیست

455
00:28:47,804 --> 00:28:52,710
من، اوه... ما داشتیم یک کابانای نزدیک استخر برای بابکوکس می ساختیم،

456
00:28:52,745 --> 00:28:57,813
و اوه، روی پشت بام کار می کردم. و یک کاشی شل بود.

457
00:28:57,848 --> 00:29:02,411
و چیز بعدی که می دانستم این بود که از خواب بیدار شدم و من یک دودکش انسان بودم.

458
00:29:02,446 --> 00:29:06,235
من آن را دریافت می کنم! سلام؟ سلام؟ عدد اشتباهی است

459
00:29:06,270 --> 00:29:08,117
من همیشه آنها را دریافت می کنم. اون قهوه چطوره؟

460
00:29:08,152 --> 00:29:11,777
سگ بد.! به هر حال من...

461
00:29:11,812 --> 00:29:15,252
از آن زمان دیگر کار نکردم - متعجب.

462
00:29:16,880 --> 00:29:20,911
- چطور به این کار دست پیدا کردی؟ - خانم بابکاک مرا استخدام کرد،

463
00:29:20,946 --> 00:29:24,590
اگرچه زمانی که من شروع کردم، او دیگر آنجا نبود.

464
00:29:24,625 --> 00:29:27,863
آنها از هم جدا شدند. او فرار کرد. من هرگز کل داستان را نفهمیدم.

465
00:29:27,898 --> 00:29:29,864
من بیشتر با شوهرش خورش سروکار داشتم.

466
00:29:29,899 --> 00:29:32,056
من آن را دریافت می کنم!

467
00:29:34,207 --> 00:29:35,924
میدونی من همین الان شماره تلفنمو عوض کردم

468
00:29:35,959 --> 00:29:40,922
و به نظر نمی رسد کمک کند. من بازدید کننده زیادی ندارم.

469
00:29:40,957 --> 00:29:43,628
-تو دادگاه رفتی؟ - شهادت دادم

470
00:29:43,663 --> 00:29:47,828
- آیا زمانی را با هیئت منصفه گذراندید؟ - نه خانم. کاش داشتم. اوه...

471
00:29:47,863 --> 00:29:50,509
خواستم از آنها تشکر کنم. آنها بسیار سخاوتمند بودند.

472
00:29:50,544 --> 00:29:55,521
من بازدید کننده زیادی ندارم. پاسخت را درست بگو

473
00:29:55,556 --> 00:29:57,101
سگ بد!

474
00:29:59,364 --> 00:30:06,374
میدونی فکر می کنم بیشتر از همه دلم برای چی تنگ شده؟ این لوله در سر من نیست.

475
00:30:06,409 --> 00:30:09,621
من باید اینو بگیرم سلام؟ سلام؟

476
00:30:09,656 --> 00:30:11,863
من نمی توانم باور کنم که تو دیوانه ترین مرد اتاق نیستی.

477
00:30:11,898 --> 00:30:15,592
- این شماره را چطور به دست آوردید؟ - ما ... خودمان را رها می کنیم.

478
00:30:15,627 --> 00:30:19,172
-شما بگید الان این کیه.! - برو برو برو برو برو.

479
00:30:19,207 --> 00:30:20,879
یک دقیقه هم این را باور نمی کنم.

480
00:30:21,755 --> 00:30:25,349
آه، قبل از زمان من بود. من حتی استوارت را ملاقات نکردم

481
00:30:25,384 --> 00:30:28,396
تا بعد از محاکمه آیا کمی لیموناد می خواهید؟

482
00:30:28,431 --> 00:30:30,747
ام... - نه، ممنون.

483
00:30:30,782 --> 00:30:35,481
خورش، اینها می خواهند در مورد دستفروش صحبت کنند.

484
00:30:35,516 --> 00:30:39,162
- کدوم دستکار؟ - اونی که ازت شکایت کرد.

485
00:30:39,197 --> 00:30:43,693
- چرا؟ این تاریخ باستانی است. - اونجا افتاد؟

486
00:30:43,728 --> 00:30:47,164
- اوه، بله، بود. - آقای بابکاک، شما در خانه بودید؟

487
00:30:47,199 --> 00:30:51,989
- چه زمانی تصادف رخ داد؟ - نه، من با همسرم در تعطیلات بودم.

488
00:30:52,024 --> 00:30:57,415
- همسر اولم بانوی اژدها. - آیا در دادگاه شرکت کردید؟

489
00:30:57,450 --> 00:31:00,827
خب دلیلی نداشت این سردرد شرکت بیمه من بود.

490
00:31:00,862 --> 00:31:03,648
این ها برای چیست؟ یعنی حل شد

491
00:31:03,683 --> 00:31:06,606
- مثل شش سال پیش. - اینه...

492
00:31:06,641 --> 00:31:11,733
- احتمالا چیزی نیست. - متوقفش می کنی؟ لطفا؟

493
00:31:11,768 --> 00:31:15,913
خب، یک مورد دیگر وجود دارد...

494
00:31:15,948 --> 00:31:18,842
- چند نفر از اعضای هیئت منصفه - هیئت منصفه؟

495
00:31:18,877 --> 00:31:22,156
اوه، آره آیا هیچکدام از آنها سعی کردند با شما تماس بگیرند؟

496
00:31:22,191 --> 00:31:25,705
هیئت منصفه؟ نه. چرا آنها می خواهند؟

497
00:31:29,544 --> 00:31:32,458
- متشکرم. - سطل زباله داری؟

498
00:31:32,493 --> 00:31:37,491
- فقط آن را هر جا پرت کن. - خیس است.

499
00:31:37,526 --> 00:31:39,546
- این یک برگ است. - چرا نمیکنی

500
00:31:39,581 --> 00:31:44,609
- پرتش کنم روی زمین؟ - می اندازمش بیرون.

501
00:31:44,644 --> 00:31:49,599
- بعداً از من تشکر می کنی. - اوه، گوشه آشپزخانه.

502
00:31:51,021 --> 00:31:53,644
متشکرم.

503
00:31:58,366 --> 00:32:01,448
دیشب خیلی خوش گذشت آیا تو؟ آره

504
00:32:01,483 --> 00:32:04,569
باید دوباره این کار را انجام دهیم. میدانم.

505
00:32:04,604 --> 00:32:07,572
اوه تو خیلی بدی اوه، صبر کن صبر کن.

506
00:32:07,607 --> 00:32:10,023
اوه، کنی می‌خواهد بداند که در چه وضعیتی هستیم.

507
00:32:10,058 --> 00:32:14,284
به او بگو من هنوز نمی دانم. به اصطلاح، هیئت منصفه هنوز بیرون است.

508
00:32:14,319 --> 00:32:17,304
اوه، کنی، میدونی چیه؟ او-در حال حاضر کمی حواسش پرت است.

509
00:32:17,339 --> 00:32:21,341
چرا بعدا بهت زنگ نمیزنم؟

510
00:32:21,376 --> 00:32:25,905
باشه. Y-تو انجام دادی؟ اوه خدای من. متشکرم.

511
00:32:25,940 --> 00:32:31,211
تو یه فرشته هستی یک فرشته. باشه بعدا باهات صحبت میکنم خدا حافظ.

512
00:32:31,246 --> 00:32:33,599
آدریان، میدونی کنی همین الان چیکار کرد؟

513
00:32:33,634 --> 00:32:36,726
او مراقب تمام بلیط های پارکینگ من بود.

514
00:32:36,761 --> 00:32:42,064
او شبیه سوپرمن است. این عجیبه. - چی؟

515
00:32:42,099 --> 00:32:45,052
لیزا بابکاک گفت که شوهرش را ملاقات نکرده است

516
00:32:45,087 --> 00:32:50,519
تا بعد از محاکمه اما نگاه کن.

517
00:32:50,554 --> 00:32:53,814
این عکس بیش از شش سال پیش گرفته شده است.

518
00:32:53,849 --> 00:32:57,017
- از کجا می دانی؟ - من آن رستوران را می شناسم.

519
00:32:57,052 --> 00:33:00,117
اومالیز در ریچموند است. آنها اجازه سیگار کشیدن را نداده اند

520
00:33:00,152 --> 00:33:07,784
در آنجا از سال 1995. و... و داشت ناخن هایش را می جوید.

521
00:33:07,819 --> 00:33:10,291
- کی، بابکاک؟ - همین الان.

522
00:33:10,326 --> 00:33:15,152
- در استخر. - خوب این به چه معنی است؟

523
00:33:15,187 --> 00:33:21,347
-یعنی دوتا دروغگو هستند. - یا شاید بدتر.

524
00:33:21,382 --> 00:33:24,472
شاید خیلی بدتر

525
00:33:31,402 --> 00:33:34,093
کنی، بیا اینجا کنی، بیا اینجا!

526
00:33:34,128 --> 00:33:36,169
چه غلطی داری میکنی؟ من این اجازه را ندادم

527
00:33:36,204 --> 00:33:39,671
من کردم. کاپیتان، مردم سانفرانسیسکو ترسیده اند.

528
00:33:39,706 --> 00:33:42,126
آنها باید بدانند که ما یک مظنون در بازداشت داریم.

529
00:33:42,161 --> 00:33:46,504
این یک توقف کمپین نیست، کنی. راهب نتوانست آن مرد را شناسایی کند.

530
00:33:46,539 --> 00:33:49,712
کاپیتان، راهب نتوانست ناخن های پسر را شناسایی کند.

531
00:33:49,747 --> 00:33:52,439
این فقط به اندازه کافی خوب نیست. اکنون می خواهم به شهروندان اطمینان دهم ...

532
00:33:52,474 --> 00:33:55,055
که ما در این مورد پیشرفت چشمگیری داشته ایم.

533
00:33:55,090 --> 00:33:57,790
- ولی ما درست نکردیم... - کاپیتان.!

534
00:33:57,825 --> 00:34:00,638
ما همین الان این عکس را در خانه والاس کسیدی پیدا کردیم.

535
00:34:00,673 --> 00:34:02,980
- اوه این کیه؟ - نمی دونم، اما، اوه،

536
00:34:03,015 --> 00:34:05,125
- او قطعا یک زن است. - انگار یخ زده.

537
00:34:05,160 --> 00:34:09,145
آره، کاپیتان، این عکس، به اضافه انگشت در فریزر،

538
00:34:09,180 --> 00:34:11,249
به علاوه او سعی کرد بدود، به علاوه او تنها بازمانده است

539
00:34:11,284 --> 00:34:14,677
- عضو آن هیئت منصفه - چه چیز دیگری نیاز دارید؟

540
00:34:17,090 --> 00:34:19,908
باشه.

541
00:34:19,943 --> 00:34:23,467
- باشه برو جلو - عصر بخیر. در چند دقیقه،

542
00:34:23,502 --> 00:34:25,481
معاون شهردار کنی شیل... توضیحات خود را ارائه خواهد کرد

543
00:34:25,516 --> 00:34:28,266
بیانیه قتل های اخیر در...

544
00:34:28,301 --> 00:34:31,317
راهب، خیلی دیر آمدی. آنها می خواهند والاس کسیدی را نام ببرند

545
00:34:31,352 --> 00:34:34,141
- به عنوان مظنون اصلی - اوه! نه، آنها اشتباه می کنند.

546
00:34:34,176 --> 00:34:36,518
ستوان، اینجا چیز دیگری در جریان است.

547
00:34:36,553 --> 00:34:40,703
استوارت و لیزا بابکاک در همه اینها نقش دارند. من آن را می دانم.

548
00:34:40,738 --> 00:34:43,078
صاحب خانه که در آن مرد از پشت بام سقوط کرد. چگونه؟

549
00:34:43,113 --> 00:34:45,226
- ما هنوز روی آن کار می کنیم. -خب میتونی ثابت کنی؟

550
00:34:45,261 --> 00:34:48,254
- نه هنوز. - چی... این چیه؟

551
00:34:48,289 --> 00:34:51,611
پزشکی قانونی آن را پیدا کرد. این یک آستین یا بخشی از آن است.

552
00:34:51,646 --> 00:34:54,863
هنری اسمالز، هیئت منصفه شماره 12... او آن را در آغوش گرفته بود که مرد.

553
00:34:54,898 --> 00:35:00,932
او باید آن را از دست قاتل دریده باشد. راهب، فراموشش کن این یک بن بست است.

554
00:35:00,967 --> 00:35:02,880
قبلاً از طریق آزمایشگاه رفته است. غیر قابل ردیابی است

555
00:35:02,915 --> 00:35:06,465
... بعداً زمان "س" و "الف" است، اما رسماً به یاد داشته باشید،

556
00:35:06,500 --> 00:35:09,116
این هنوز یک پرونده باز است، بنابراین ما نمی توانیم ...

557
00:35:09,151 --> 00:35:12,792
کاپیتان! کاپیتان!

558
00:35:12,827 --> 00:35:14,913
چی داری؟ چه خبر؟

559
00:35:14,948 --> 00:35:18,556
ل... فکر می کنم می دانم اینجا چه خبر است.

560
00:35:18,591 --> 00:35:22,827
این هیئت منصفه شماره 12 نبود. استوارت و لیزا بابکوک بودند.

561
00:35:22,862 --> 00:35:25,756
چی؟ زوجی که تحت شکایت هستند؟ مطمئنی؟

562
00:35:25,791 --> 00:35:28,498
-یعنی مطمئنم؟ - آره. آره. این چیزی است که

563
00:35:28,533 --> 00:35:31,742
- منظورم از "مطمئنی؟" - نه هنوز. ل...

564
00:35:31,777 --> 00:35:35,591
من یک ساعت نیاز دارم فقط یک ساعت و سپس ما می دانیم.

565
00:35:35,626 --> 00:35:38,985
-مشکلی هست؟ - کاپیتان؟ آیا در حال آماده شدن هستیم؟

566
00:35:39,020 --> 00:35:43,076
فقط یک ثانیه صبر کن کنی، مونک به یک ساعت زمان نیاز دارد.

567
00:35:43,111 --> 00:35:45,362
-من بهش میدم. - مطبوعات چطور؟

568
00:35:45,397 --> 00:35:47,273
مطبوعات می توانند صبر کنند. این چیزی است که آنها برای آن پول می گیرند.

569
00:35:47,308 --> 00:35:50,076
من نمی توانم. اگر الان شروع نکنیم، موفق نمی شویم

570
00:35:50,111 --> 00:35:52,310
اخبار ساعت 6:00، باشه؟ من می روم جلو

571
00:35:52,345 --> 00:35:55,236
با یا بدون تو، کاپیتان به آن "رهبری" می گویند.

572
00:35:55,271 --> 00:35:59,669
نه.

573
00:35:59,704 --> 00:36:02,707
- بیا بریم. - کنی! کنی! کنی!

574
00:36:02,742 --> 00:36:06,013
اوه، هی، عزیزم، خوشحالم که ماندی. این را نگاه کن. ستاره ای متولد می شود.

575
00:36:06,048 --> 00:36:08,290
نه نه صبر کن کنی، کنی. به من گوش کن

576
00:36:08,325 --> 00:36:10,975
اشتباه بزرگی میکنی این همان اشتباهی است که ...

577
00:36:11,010 --> 00:36:13,826
- که مردم فراموش نخواهند کرد - خب شارونا، عزیزم، تو اینطور نیست

578
00:36:13,861 --> 00:36:17,883
- درک کنید که این بازی چگونه انجام می شود. - اما تو گفتی که به من اعتماد داری.

579
00:36:17,918 --> 00:36:24,486
خوب، من به تو اعتماد کردم که کراوات من را انتخاب کنی، عزیزم. نه با چیزهای بزرگ

580
00:36:24,521 --> 00:36:27,402
عصر بخیر، خانم ها و آقایان. ممنون از تشریف فرمایی شما.

581
00:36:27,437 --> 00:36:29,265
مایلم بدانید که ما کار مهمی انجام داده ایم

582
00:36:29,300 --> 00:36:29,731
پیشرفت در این مورد

583
00:36:36,080 --> 00:36:39,933
آقا و خانم بابکاک؟ سانفرانسیسکو PD

584
00:36:39,968 --> 00:36:44,263
من کاپیتان استوتل مایر هستم. آیا شما مردمی جایی می رفتید؟

585
00:36:44,298 --> 00:36:47,883
- ما فقط برای آخر هفته فرار می کنیم. - بله، ما یک خانه در ساحل داریم.

586
00:36:47,918 --> 00:36:50,147
-خب خوشحالم که گرفتمت. - "من با کراواتم به تو اعتماد دارم."

587
00:36:50,182 --> 00:36:52,805
لعنتی کجا پیاده میشه کجای جهنم...

588
00:36:52,840 --> 00:36:56,496
من نمی دانم. این پاسپورت ها در کیف دستی شما هستند، خانم بابکاک؟

589
00:36:56,531 --> 00:36:58,645
برای آخر هفته نمی روید، نه؟

590
00:36:58,680 --> 00:37:01,415
برای همیشه داری میری... چون شنیدی

591
00:37:01,450 --> 00:37:04,230
- همین الان والاس کسیدی را دستگیر کرد. - که؟

592
00:37:04,265 --> 00:37:07,136
چند بلیط پارکینگ را درست می کند و فکر می کنید او می تواند با من اینطور صحبت کند؟

593
00:37:07,171 --> 00:37:11,008
- هیچ کس با من اینطور صحبت نمی کند. هیچ کس! - والاس کسیدی.

594
00:37:11,043 --> 00:37:13,462
زمانی که شش سال پیش از شما شکایت کردید، او در هیئت منصفه حضور داشت.

595
00:37:13,497 --> 00:37:16,404
چی میگی تو؟ چرا ما به آن اهمیت می دهیم

596
00:37:16,439 --> 00:37:18,918
- کسی در هیئت منصفه؟ که... - شاید چون می دانستی

597
00:37:18,953 --> 00:37:24,705
قرار بود اعتراف کند نه برای قتل، برای باج خواهی.

598
00:37:24,740 --> 00:37:27,862
هیئت منصفه شماره 12 از شما سیاه نمایی می کرد.

599
00:37:27,897 --> 00:37:29,599
او می دانست که شما همسر اول خود را به قتل رسانده اید.

600
00:37:31,163 --> 00:37:34,327
پس از اینکه ایان اگنیو شش سال پیش از پشت بام شما افتاد

601
00:37:34,362 --> 00:37:38,067
و از شما به دلیل سهل انگاری شکایت کرد، هیئت منصفه به اینجا آورده شد

602
00:37:38,102 --> 00:37:41,855
برای بازدید از محل حادثه

603
00:37:41,890 --> 00:37:46,010
یکی از آنها، والاس کسیدی، سرگردان شد.

604
00:37:46,045 --> 00:37:48,108
به احتمال زیاد، او به دنبال چیزی برای سرقت بود.

605
00:37:48,143 --> 00:37:50,811
آقای کسیدی مشکل قمار داشت.

606
00:37:50,846 --> 00:37:53,803
- همیشه بدهکار بود. - باورم نمیشه

607
00:37:53,838 --> 00:37:55,963
باهاش ​​رفتم بیرون او حتی نوع من نیست.

608
00:37:55,998 --> 00:37:58,164
برای آن راسوی احمق متاسف شدم.

609
00:37:58,199 --> 00:38:00,501
شارونا؟ - چی!

610
00:38:00,536 --> 00:38:04,158
ما اینجا کار می کنیم

611
00:38:04,193 --> 00:38:07,068
آقای کسیدی هرگز چیزی برای سرقت پیدا نکرد.

612
00:38:07,103 --> 00:38:10,745
او چیزی بسیار ارزشمندتر پیدا کرد.

613
00:38:10,780 --> 00:38:13,302
این اولین خانم بابکوک بود. او بدون ترک نرفت

614
00:38:13,337 --> 00:38:19,481
گرفتن عکس... و یکی از انگشتانش.

615
00:38:19,516 --> 00:38:22,460
ما آن عکس را داریم و انگشت را داریم.

616
00:38:22,495 --> 00:38:25,583
اثبات اینکه متعلق به چه کسی است کار سختی نخواهد بود.

617
00:38:25,618 --> 00:38:28,551
او یک یادداشت ناشناس برای شما ارسال کرد و خواستار پول شد.

618
00:38:28,586 --> 00:38:29,895
می دانستی که از یکی از اعضای هیئت منصفه است،

619
00:38:29,930 --> 00:38:33,210
اما شما نمی دانستید کدام یک در آن زمان شما واقعاً اهمیتی ندادید.

620
00:38:34,172 --> 00:38:37,550
کسیدی کم سن و سال بود و چیز زیادی نمی خواست.

621
00:38:37,585 --> 00:38:43,113
پس به او پول دادی و فکر کردی که این پایان کار است.

622
00:38:43,148 --> 00:38:46,807
اما به همین جا ختم نشد. کسیدی برای چیزهای بیشتر برمی گشت.

623
00:38:46,842 --> 00:38:50,259
پس تصمیم گرفتی باج گیر را بکشی. ولی چون نمیدونستی

624
00:38:50,294 --> 00:38:56,098
کدام یک از 12 هیئت منصفه بود، همه آنها باید یکی یکی می رفتند.

625
00:38:56,133 --> 00:38:58,392
حرامزاده!

626
00:39:00,308 --> 00:39:05,189
- تو نه. - شارونا، قاتلان، باشه؟

627
00:39:05,224 --> 00:39:07,863
راحت باش عزیزم آنها نمی توانند چیزی را ثابت کنند.

628
00:39:07,898 --> 00:39:09,236
اگر می توانستند ما را دستگیر می کردند

629
00:39:09,271 --> 00:39:13,811
به محض اینکه به اینجا رسیدند - درست است. من نتوانستم چیزی را ثابت کنم تا اینکه ...

630
00:39:13,846 --> 00:39:17,321
این را پیدا کردم.

631
00:39:17,356 --> 00:39:20,200
وقتی حمله کردی آستین پیراهنت پاره شد

632
00:39:20,235 --> 00:39:23,834
- هیئت منصفه شماره 11. - می توانید ثابت کنید که پیراهن من است؟

633
00:39:23,869 --> 00:39:28,338
نه آقا من نمیتونم اما من کسی را می شناسم که می تواند.

634
00:39:28,373 --> 00:39:32,690
به محض این که این را دیدم، احساس عجیبی به من دست داد

635
00:39:32,725 --> 00:39:36,426
که ممکن است من و قاتل چیزی مشترک داشته باشیم.

636
00:39:36,461 --> 00:39:41,037
- ما هر دو از یک خشکشویی استفاده می کنیم. - آقای راهب، چرا مرا به اینجا می آورید؟

637
00:39:41,072 --> 00:39:42,959
باید مغازه ام را ببندم من در حال از دست دادن پول هستم.

638
00:39:42,994 --> 00:39:47,896
- تو بدترین مشتری منی. - طولانی ترین ماشین سواری عمرم.

639
00:39:47,931 --> 00:39:50,615
متاسفم، خانم لینگ، اما این خیلی مهم است.

640
00:39:50,650 --> 00:39:55,103
- آیا شما این را تشخیص می دهید؟ - آره آره، من این پیراهن را می شناسم.

641
00:39:55,138 --> 00:39:57,715
من این پیراهن را تمیز می کنم. ابریشم. پیراهن زیبا.

642
00:39:57,750 --> 00:40:01,006
آویز بدون نشاسته با این پیراهن چیکار میکنی؟

643
00:40:01,041 --> 00:40:04,202
خانم لینگ باید هزارتا پیراهن اینجوری تو دنیا باشه.

644
00:40:04,237 --> 00:40:06,850
چگونه می دانید که این مورد خاص را تمیز کرده اید؟

645
00:40:06,885 --> 00:40:09,269
تو میدونی چطوری. دکمه، می افتد.

646
00:40:09,304 --> 00:40:11,640
- دوباره دوختمش. - موضوع موازی است،

647
00:40:11,675 --> 00:40:14,922
متقاطع نشده است. هیچ کس دیگری به این شکل دکمه نمی دوزد.

648
00:40:14,957 --> 00:40:18,598
به شما گفتم آقای راهب. این سبک من است!

649
00:40:18,633 --> 00:40:21,879
همیشه از دکمه شاکی است. هی، آقای بابکاک!

650
00:40:21,914 --> 00:40:25,296
وقتی این پیراهن را برایت درست کردم، تو شکایت نکن، درست است،

651
00:40:25,331 --> 00:40:29,507
چون مشتری خوبی هستی - خانم لینگ، مطمئنی که این پیراهن؟

652
00:40:29,542 --> 00:40:32,026
- متعلق به آقای بابکاک است؟ - آره، مطمئنم.

653
00:40:32,061 --> 00:40:35,499
او مشتری خوبی است شما هر وقت خواستید برگردید، آقای بابکاک.

654
00:40:35,534 --> 00:40:38,426
- خانم، او فقط 11 نفر را کشت. - دوازده.

655
00:40:38,461 --> 00:40:40,614
بیایید اولین خانم بابکاک را فراموش نکنیم،

656
00:40:40,649 --> 00:40:43,701
که شرط می بندم زیر آن ایوان جدید دفن شده است.

657
00:40:44,784 --> 00:40:51,063
خوب، او هنوز هم مشتری خوبی است. مثل اون آقای راهب اونجا دیوانه نیست.

658
00:40:51,098 --> 00:40:53,424
آقا و خانم بابکاک، لطفاً می توانید به داخل برگردید؟

659
00:40:53,459 --> 00:40:56,437
مایلیم چند سوال دیگر از شما بپرسیم.

660
00:40:56,472 --> 00:40:58,155
- درست از این طرف. - این راه لطفا.

661
00:40:58,190 --> 00:41:02,196
- ممنون خانم لینگ. - آره، آره، باشه.

662
00:41:02,231 --> 00:41:06,005
هی، دیشب دوست پسرت را در تلویزیون دیدم.

663
00:41:06,040 --> 00:41:10,140
کنی شیل. او مرد خوبی است. من او را دوست دارم.

664
00:41:10,175 --> 00:41:16,873
- آره؟ خب من آقای مونک را بیشتر دوست دارم. - اوه! آقای مونک یک مرد دیوانه است.

665
00:41:16,908 --> 00:41:19,280
خب من او را بیشتر دوست دارم. - نه

666
00:41:19,315 --> 00:41:22,273
انجام میدهم. - دیگه اینو نگو

667
00:41:26,139 --> 00:41:29,629
برو کنار آقای راهب! نه! دیگر خبری از آقای راهب نیست!

668
00:41:29,664 --> 00:41:33,320
- نه نه نه. برو شما! گمشو! -اوه فراموشش کن

669
00:41:33,355 --> 00:41:35,941
ما پاک کننده دیگری پیدا خواهیم کرد. میدونی...

670
00:41:37,754 --> 00:41:42,372
هی! هی، هی! چه کار می کنی؟

671
00:41:42,407 --> 00:41:46,837
- کنتور تمام شد. - فکر کردم به متر غذا دادی؟

672
00:41:46,872 --> 00:41:51,359
من این را حمل می کردم.

673
00:41:51,394 --> 00:41:54,318
هی، هی آیا کنی شیل را می شناسید؟

674
00:41:54,353 --> 00:41:58,324
- او دوست خوب من است. - منظورتان معاون سابق شهردار است؟

675
00:41:58,359 --> 00:42:00,192
سابق؟ - آره

676
00:42:00,227 --> 00:42:03,397
دوست خوب شما امروز صبح استعفا داد.

677
00:42:03,432 --> 00:42:07,845
در خبرها بود روز خوبی داشته باشید.

678
00:42:07,880 --> 00:42:12,128
- خب، حدس می زنم مهمانی تمام شده است. - دلم براش تنگ نشده

679
00:42:12,163 --> 00:42:15,261
دلم برای توجه تنگ شده، اما نه برای او. اینجا.

680
00:42:15,296 --> 00:42:17,388
- این چیه؟ - من برای آن پول نمی دهم.

681
00:42:17,423 --> 00:42:20,242
- ماشین توست! - پول تو کنتور نذاشتی.

682
00:42:20,277 --> 00:42:26,435
خوب، بیایید سازش کنیم. شما بلیط را می پردازید و من... نمی دهم.

683
00:42:26,470 --> 00:42:31,369
- این چه نوع سازش است؟ - خب، این از نوع اقتصادی است.

684
00:42:31,419 --> 00:42:35,969
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0