1
00:00:13,430 --> 00:00:15,513
این البته یک کلیپ از کلاسیک است

2
00:00:15,548 --> 00:00:17,817
فیلم سانی چاو به نام. افسانه کبرا.

3
00:00:17,852 --> 00:00:19,307
باید یکی از مورد علاقه های من باشد

4
00:00:19,342 --> 00:00:20,900
ما با جان ریکا صحبت می کنیم.

5
00:00:20,935 --> 00:00:24,113
او نویسنده یک کتاب جدید و هیجان انگیز در مورد آن مرحوم است.

6
00:00:24,148 --> 00:00:27,818
سوپراستار بزرگ هنرهای رزمی به نام Paper Cobra.

7
00:00:27,853 --> 00:00:30,262
من معتقدم وقتی این را می گویید قرار است کتاب را بالا نگه دارید.

8
00:00:30,297 --> 00:00:32,370
اوه ببخشید متاسف. میدونی جان

9
00:00:32,405 --> 00:00:34,867
- این کتاب بسیار بحث برانگیز است. - امیدوارم.

10
00:00:34,902 --> 00:00:38,194
و، در کتاب، شما ادعا می کنید که بسیاری از شیرین کاری های سانی چاو،

11
00:00:38,229 --> 00:00:39,990
از جمله مواردی که ما به شما نشان می دادیم،

12
00:00:40,025 --> 00:00:41,986
در واقع توسط دوبلورهای بدلکاری انجام شد.

13
00:00:42,021 --> 00:00:43,594
من فقط ادعا نمی کنم. من آن را ثابت می کنم.

14
00:00:43,629 --> 00:00:45,713
و شما می گویید که در بیشتر دوران کاری او،

15
00:00:45,748 --> 00:00:47,234
سانی چاو به مورفین معتاد بود.

16
00:00:47,269 --> 00:00:48,660
درست است. این چیزی است که او را کشته است.

17
00:00:48,695 --> 00:00:50,592
همانطور که استودیو گفت خونریزی مغزی نبود.

18
00:00:50,627 --> 00:00:54,545
همه ما این شایعات را شنیده ایم، این تصور که سانی چاو واقعا نمرده است.

19
00:00:54,580 --> 00:00:58,196
داستان از این قرار است که یک کارتل مواد مخدر هنگ کنگ روی سر او قیمت گذاشته است...

20
00:00:58,231 --> 00:01:00,344
باور کن کارن، سانی چاو مرده.

21
00:01:00,379 --> 00:01:02,222
با پزشک پزشکی که این کار را انجام داد صحبت کردم

22
00:01:02,253 --> 00:01:04,167
کالبد شکافی، و من گواهی فوت را دیدم.

23
00:01:04,202 --> 00:01:06,251
خوب، بر اساس نحوه صحبت شما در مورد سانی

24
00:01:06,252 --> 00:01:08,394
چاو در این کتاب، بهتر است امیدوار باشید که او مرده باشد.

25
00:01:08,429 --> 00:01:11,552
ادم سفیه و احمق. این آخرین باری است که نمایش شما را اجرا می کنم.

26
00:01:25,033 --> 00:01:25,915
سلام؟

27
00:01:33,214 --> 00:01:36,256
خدای من! شما کی هستید؟ چه چیزی می خواهید؟

28
00:01:36,291 --> 00:01:37,400
چه چیزی می خواهید؟

29
00:01:37,435 --> 00:01:39,565
نه نه نه!

30
00:01:43,304 --> 00:01:46,193
نه، این غیر ممکن است. چاو، تو هستی؟

31
00:01:48,900 --> 00:01:50,394
خیر

32
00:02:02,363 --> 00:02:04,033
MONK فصل 3 Epi. 11 آقای راهب در مقابل کبرا

33
00:03:16,550 --> 00:03:18,903
آه - نه، صبر کن، اون یکی چه مشکلی داره؟

34
00:03:18,938 --> 00:03:20,318
"K" به زیر خط رفت.

35
00:03:20,353 --> 00:03:23,151
نه، آن را دور نریزید! آقای راهب خواهش می کنم التماس می کنم.

36
00:03:23,186 --> 00:03:26,309
ما سه ساعت اینجا بودیم ما دو قبض پرداخت کرده ایم.

37
00:03:26,616 --> 00:03:28,714
من فکر نمی کنم بانک این را قبول کند.

38
00:03:28,749 --> 00:03:30,848
T-آن را نقد می کنند. من... قول می دهم.

39
00:03:30,883 --> 00:03:33,916
اگر اشتباه می کنم، قبض آب شما را خودم پرداخت می کنم.

40
00:03:33,951 --> 00:03:37,271
اما، اجازه دهید از نو شروع کنم. من... من... فقط یک دقیقه طول می کشد.

41
00:03:39,664 --> 00:03:40,843
- حالا چیکار میکنی؟ - شما برو.

42
00:03:40,878 --> 00:03:44,517
- نکن، نکن، نکن، نکن! - خیلی دیر. قبلاً آن را مهر و موم کرده است.

43
00:03:45,707 --> 00:03:47,644
تو این را می خواهی؟

44
00:03:47,679 --> 00:03:50,238
شما باید پاکت را باز کنید.

45
00:03:53,282 --> 00:03:56,917
خوب خیلی خب، مورد بعدی، اوم...

46
00:03:58,486 --> 00:04:00,828
- بفرمایید. - چی؟ -این چیه؟

47
00:04:00,863 --> 00:04:04,255
اینها هزینه های من است. آنها به 310 دلار می رسند.

48
00:04:04,290 --> 00:04:07,018
اوه، من به آنها پرداخت نمی کنم.

49
00:04:07,904 --> 00:04:10,292
اوه، آقای راهب، همه آنها به تجارت مرتبط هستند.

50
00:04:10,633 --> 00:04:13,203
اینجا، ببین، اوم...

51
00:04:15,057 --> 00:04:18,469
این قبض بنزین من است، از اینکه شما را در تمام طول روز در این اطراف می رانم.

52
00:04:19,016 --> 00:04:22,135
- اوهوم. - این قبض تلفن همراه من است.

53
00:04:22,842 --> 00:04:25,358
همه این تماس ها از طرف شماست.

54
00:04:26,890 --> 00:04:29,900
و این از داروخانه است.

55
00:04:30,322 --> 00:04:32,682
من هفته ای بیش از 200 دستمال مرطوب می خرم.

56
00:04:32,717 --> 00:04:34,241
موضوع اینجاست.

57
00:04:34,576 --> 00:04:37,382
من دقیقا همان چیزی را که به شارونا پرداخت کردم به شما پرداخت می کنم.

58
00:04:37,672 --> 00:04:40,779
من خرجش را ندادم

59
00:04:41,111 --> 00:04:44,729
موضوع اینجاست. من شارونا نیستم

60
00:04:44,764 --> 00:04:47,712
من یک فرد هستم. من تکم.

61
00:04:47,747 --> 00:04:50,613
هیچوقت منو با هیچ کس مقایسه نکن

62
00:04:51,997 --> 00:04:54,495
شارونا هم دقیقا همین را می گفت.

63
00:04:54,530 --> 00:04:58,306
کلمه به کلمه. خنده دار نیست؟

64
00:04:58,341 --> 00:05:00,754
جناب راهب میخوای برام جبران کنی یا نه؟

65
00:05:00,789 --> 00:05:04,425
اگه میتونستم این کارو میکردم. اما من توان پرداخت آن را ندارم.

66
00:05:11,332 --> 00:05:14,959
اوه، ببین، این کاپیتان است. احتمالاً در مورد یک شغل است.

67
00:05:26,962 --> 00:05:28,342
اینو جواب نمیدی؟

68
00:05:28,377 --> 00:05:30,885
نه، نمی‌خواهم از حداکثر دقایق خود عبور کنم.

69
00:05:49,007 --> 00:05:51,221
تو باید ارزان ترین مردی باشی که من تا به حال دیدم.

70
00:05:51,256 --> 00:05:54,009
سلام؟ بله قربان، او همین جاست.

71
00:05:55,973 --> 00:05:57,966
خوب، به نظر می رسد جذاب است.

72
00:05:58,649 --> 00:05:59,854
واقعا؟

73
00:06:00,566 --> 00:06:02,938
خوب، امیدوارم صحنه جنایت در فاصله چند قدمی باشد،

74
00:06:02,973 --> 00:06:05,023
چون من او را رانندگی نمی کنم.

75
00:06:10,723 --> 00:06:13,207
لیست مستاجران را دریافت کنید. شروع کن به در زدن

76
00:06:14,081 --> 00:06:16,328
ستوان، من فکر کردم که شما محیط را دارید.

77
00:06:16,363 --> 00:06:18,652
مشت کبرا. 1975.

78
00:06:18,687 --> 00:06:20,542
من همان پوستر را در اتاقم دارم.

79
00:06:22,145 --> 00:06:23,127
اوه اینو ببین

80
00:06:23,758 --> 00:06:25,602
این از ده انگشت عذاب است.

81
00:06:25,637 --> 00:06:27,317
با انجام آن شیرین کاری دستش شکست.

82
00:06:27,352 --> 00:06:29,007
اگرچه او هنوز صحنه را تمام کرده است.

83
00:06:32,385 --> 00:06:34,780
- اوه خدای من! - چی؟

84
00:06:36,488 --> 00:06:38,573
او یک نسخه بوتلگ از Enter the Cobra دارد.

85
00:06:40,940 --> 00:06:42,146
امکان دارد من این را داشته باشم؟

86
00:06:42,181 --> 00:06:44,893
نه، شما نمی توانید آن را داشته باشید، کارآگاه. این صحنه جنایت است.

87
00:06:47,795 --> 00:06:49,269
بیایید آن را تماشا کنیم.

88
00:06:53,311 --> 00:06:55,038
خوب، آن را پس می گیرم.

89
00:06:59,158 --> 00:07:02,567
آقا من در این مورد تئوری دارم.

90
00:07:03,126 --> 00:07:04,672
این مرد جان ریکا،

91
00:07:04,707 --> 00:07:06,583
او کتابی درباره سانی چاو منتشر کرده است، درست است؟

92
00:07:06,618 --> 00:07:08,356
درست. - خب، این یک کار هچری واقعی است.

93
00:07:08,391 --> 00:07:10,331
منظورم این است که باعث شد کبرا وحشتناک به نظر برسد.

94
00:07:10,366 --> 00:07:12,237
- "کبرا"؟ - سانی چاو.

95
00:07:12,272 --> 00:07:14,975
منظورم این است که شاید باید به دنبال یک طرفدار سونی چاو باشیم.

96
00:07:15,010 --> 00:07:16,390
یعنی همه از کتاب متنفر بودند.

97
00:07:16,425 --> 00:07:18,029
و بیشتر آنها آجیل زیبا هستند.

98
00:07:18,064 --> 00:07:20,971
منظورم این است که من آنها را همیشه در کنفرانس ها می بینم و آنها متعصب واقعی هستند.

99
00:07:22,314 --> 00:07:23,772
کاپیتان؟

100
00:07:23,807 --> 00:07:26,977
راهب، ممنون که آمدی. خانم تیگر

101
00:07:27,012 --> 00:07:29,005
من فرض می کنم که آنها شما را در طبقه پایین پر کرده اند.

102
00:07:29,040 --> 00:07:31,090
کم و بیش، تقریبا. چگونه وارد ساختمان شد؟

103
00:07:31,125 --> 00:07:34,273
او حوالی ساعت 4 صبح از دری روی پشت بام وارد شد

104
00:07:34,308 --> 00:07:37,409
اما وقتی او بعد از قتل رفت، این را دریافت کنید،

105
00:07:37,444 --> 00:07:39,679
از آسانسور پایین آمد و دوید بیرون.

106
00:07:39,714 --> 00:07:41,203
او بدش نمی آمد که دیده شود. - اوه اوه

107
00:07:41,238 --> 00:07:43,714
آیا او واقعا با نانچاکو کشته شد؟ - آره

108
00:07:43,749 --> 00:07:45,870
هوم، این را بررسی کنید

109
00:07:46,349 --> 00:07:47,427
روکش طلا.

110
00:07:47,939 --> 00:07:49,010
به آن نشان ها نگاه کن

111
00:07:49,045 --> 00:07:51,650
سانی در بازی Ninja Fury از یک جفت استفاده کرد.

112
00:07:51,685 --> 00:07:53,511
قاتل اینها را پشت سر گذاشت؟

113
00:07:53,546 --> 00:07:55,639
خوب، آنها یا مال قاتل هستند یا مقتول.

114
00:07:55,674 --> 00:07:57,763
منظورم این است که او کتابی در مورد همه این مزخرفات می نوشت.

115
00:07:57,798 --> 00:07:59,766
کاپیتان اینم نوار ویدئویی که می خواستید.

116
00:07:59,801 --> 00:08:01,801
آه، ممنون

117
00:08:01,836 --> 00:08:07,538
آسانسور B در ساعت 4:07. بیایید نگاهی بیندازیم.

118
00:08:11,046 --> 00:08:13,086
- حتی صورتش را نمی بینم. - او شبیه کبرا است.

119
00:08:13,603 --> 00:08:16,109
و سانی یونیفورمی شبیه آن را در بازی Assassins کونگ فو می پوشید.

120
00:08:16,144 --> 00:08:18,373
سانی چاو مرده است.

121
00:08:20,051 --> 00:08:23,299
- دکتر خبر خوب بده. - داشت چند تا مو چنگ می زد.

122
00:08:23,334 --> 00:08:25,443
او باید آن را از روی سر قاتل برداشته باشد.

123
00:08:25,478 --> 00:08:28,090
این به این معنی است که ما در برخی از DNA شات خوبی داریم.

124
00:08:28,125 --> 00:08:29,744
چگونه می توانست موهایی را چنگ بزند؟

125
00:08:29,779 --> 00:08:32,310
ما فقط نوار را دیدیم. متجاوز کاپوت به سر داشت.

126
00:08:32,345 --> 00:08:33,968
خوب، ممکن است در حین دعوا بیفتد.

127
00:08:34,003 --> 00:08:35,646
عجیب تر می شود.

128
00:08:35,681 --> 00:08:37,614
مقتول برایت یادداشتی نوشت.

129
00:08:42,948 --> 00:08:43,877
"اوه."

130
00:08:44,893 --> 00:08:48,332
چرا کسی باید بنویسد "اوو"؟ معمولاً این چیزی است که شما می گویید.

131
00:08:51,393 --> 00:08:54,321
اوه خدای من. چو. او زنده است.

132
00:08:55,774 --> 00:08:58,538
آقا شایعات درسته

133
00:08:58,573 --> 00:09:00,001
او در خارج از کشور مخفی شده است،

134
00:09:00,036 --> 00:09:02,363
فقط منتظر زمان مناسب برای بازگشت هستید.

135
00:09:02,398 --> 00:09:06,075
- کاپیتان، او زنده است. - نه

136
00:09:07,140 --> 00:09:10,612
نه، باید توضیح دیگری وجود داشته باشد، درست است؟

137
00:09:13,368 --> 00:09:14,464
پاک کن

138
00:09:17,939 --> 00:09:20,679
اوه، می دانید چیست، اینها مال من هستند.

139
00:09:20,714 --> 00:09:21,963
من برای آنها هزینه کردم.

140
00:09:35,247 --> 00:09:36,102
کاپیتان

141
00:09:36,137 --> 00:09:38,574
- هی، یک دقیقه فرصت دارید؟ - مطمئن.

142
00:09:41,572 --> 00:09:42,784
چه کار میکنی'؟

143
00:09:42,819 --> 00:09:47,749
خوب، هیچی، من فقط لامپ ها را پولیش می کردم.

144
00:09:48,309 --> 00:09:49,800
چه خبر است؟

145
00:09:49,835 --> 00:09:55,282
اوه، آن همایشی را که حدود سه سال پیش در آتلانتا رفتم، به خاطر می آورید؟

146
00:09:55,317 --> 00:09:56,283
اوه...

147
00:09:56,318 --> 00:09:59,213
خوب، اتفاقی در آنجا افتاد که من به شما نگفتم.

148
00:09:59,248 --> 00:10:04,728
فرود آمدم، تاکسی گرفتم و راننده تاکسی را شناختم.

149
00:10:04,763 --> 00:10:06,167
هارولد برنشاو بود.

150
00:10:06,725 --> 00:10:09,225
- برنشاو؟ - برنشاو او قبلاً فدرال رزرو بود.

151
00:10:09,260 --> 00:10:10,679
او یک بازیکن واقعی بود.

152
00:10:10,714 --> 00:10:16,358
او تا زمان بازی های المپیک 1996 ریاست دفتر FBI در آتلانتا را بر عهده داشت.

153
00:10:16,393 --> 00:10:19,139
- بمباران میدان؟ - دقیقا.

154
00:10:19,174 --> 00:10:21,243
آنها شخص اشتباهی را متهم کردند.

155
00:10:21,278 --> 00:10:23,967
Burnshaw آن را به مدت طولانی در تلویزیون شبکه راه اندازی کرد.

156
00:10:24,002 --> 00:10:26,836
قاتل شغلی فوری حالا او در حال رانندگی با تاکسی است.

157
00:10:26,871 --> 00:10:29,303
راهب، باید صورتش را می دیدی. من هرگز آن را فراموش نمی کنم.

158
00:10:29,338 --> 00:10:32,346
خوب، اوه، این چه ربطی به ... - بیست سال پیش،

159
00:10:32,381 --> 00:10:36,666
سانی چاو در صورتی که نیاز به جراحی داشت مقداری از خون خود را منجمد کرد.

160
00:10:36,701 --> 00:10:40,188
بنابراین آنها DNA ضد گلوله برای مقایسه دارند.

161
00:10:40,223 --> 00:10:43,852
و این مقدمه ای بر موهایی است که در صحنه جرم پیدا کردیم.

162
00:10:47,361 --> 00:10:49,885
- این یک مسابقه است. - این موهای سانی چاو است.

163
00:10:50,723 --> 00:10:52,474
سوالی در موردش نیست

164
00:10:53,307 --> 00:10:57,913
او شش سال است که مرده است و مظنون اصلی من است. - آره

165
00:10:57,948 --> 00:10:59,839
حالا اگر این را علنی کنم و اشتباه کنم

166
00:10:59,874 --> 00:11:01,987
من می روم در فرودگاه،

167
00:11:02,022 --> 00:11:05,145
گرفتن پلیس هایی که هنوز شغل دارند

168
00:11:05,180 --> 00:11:07,233
میتونی در این مورد کمکم کنی؟ یعنی باید بدونم

169
00:11:07,268 --> 00:11:10,803
من باید مطمئن باشم: این مرد زنده است یا مرده؟

170
00:11:16,074 --> 00:11:18,015
فکر می کردم سانی چاو در هالیوود زندگی می کند.

171
00:11:18,050 --> 00:11:21,421
نه، او قبل از معروف شدن در این خانه زندگی می کرد.

172
00:11:21,456 --> 00:11:23,253
بعد وقتی مریض بود به اینجا برگشت.

173
00:11:23,288 --> 00:11:25,991
طبق پرونده وی، او در این محل فوت کرده است.

174
00:11:26,026 --> 00:11:28,273
یا او؟ اووو

175
00:11:28,308 --> 00:11:30,871
نه، نکن، نکن... این کار را نکن.

176
00:11:30,906 --> 00:11:34,114
- اسم این یارو چیه؟ - زی تای ون.

177
00:11:34,149 --> 00:11:36,146
به او می گفتند استاد زی.

178
00:11:36,181 --> 00:11:38,484
او مربی سانی چاو بود.

179
00:11:38,519 --> 00:11:40,554
اگر چاو هنوز زنده است،

180
00:11:40,589 --> 00:11:42,640
استاد زی آن را می دانست.

181
00:11:42,675 --> 00:11:45,320
ببینید آقای راهب، لطفاً می‌توانیم در مورد بازپرداخت من صحبت کنیم؟

182
00:11:45,355 --> 00:11:46,163
الان نه.

183
00:11:47,922 --> 00:11:49,459
سلام.

184
00:11:49,494 --> 00:11:51,455
زودتر زنگ زدیم من آدریان مونک هستم.

185
00:11:51,490 --> 00:11:53,073
این ناتالی تیگر است.

186
00:11:53,108 --> 00:11:56,505
ما در مورد یک موضوع بسیار مهم به پلیس کمک می کنیم.

187
00:11:57,346 --> 00:11:59,880
- چطور هستید؟ - من خوبم.

188
00:12:00,761 --> 00:12:04,132
سلام. چطور هستید؟

189
00:12:04,167 --> 00:12:07,629
-خب چطوری؟ - توهین نکنید.

190
00:12:07,664 --> 00:12:10,549
وی لینگ نه سال است که صحبت نکرده است.

191
00:12:10,584 --> 00:12:12,485
نذر سکوت

192
00:12:12,520 --> 00:12:14,449
روحش را پاک می کند.

193
00:12:14,484 --> 00:12:16,449
شما باید به آن ضربه بزنید.

194
00:12:17,646 --> 00:12:19,525
امیدوار بودیم با استاد زی صحبت کنیم.

195
00:12:20,599 --> 00:12:23,027
لطفا داخل شوید.

196
00:12:23,062 --> 00:12:26,338
استاد همیشه برای یک غریبه نیازمند وقت دارد.

197
00:12:29,984 --> 00:12:32,957
لطفا کفش های خود را بردارید.

198
00:12:32,992 --> 00:12:34,710
اوه

199
00:12:35,678 --> 00:12:38,101
اوه موضوع اینجاست.

200
00:12:39,505 --> 00:12:41,756
ترجیح می دهم نه، اگر اشکالی ندارد؟

201
00:12:41,791 --> 00:12:43,924
هیچ استثنایی وجود ندارد، آقای راهب.

202
00:12:43,959 --> 00:12:46,291
حتی پای استاد هم برهنه است.

203
00:12:46,772 --> 00:12:49,700
من میفهمم. موضوع اینجاست.

204
00:12:49,735 --> 00:12:53,479
من کمی خجالتی هستم.

205
00:12:53,514 --> 00:12:55,885
من هرگز... من هرگز پابرهنه نمی روم.

206
00:12:55,920 --> 00:12:57,800
درست است، من هرگز پاهای او را ندیده ام.

207
00:12:57,835 --> 00:12:59,266
من هرگز پاهایم را ندیده ام

208
00:12:59,301 --> 00:13:02,070
با تمام آنچه می دانم، می توانم 18 انگشت پا داشته باشم.

209
00:13:05,116 --> 00:13:08,018
- اون خوبه - پس داری امتناع می کنی.

210
00:13:08,053 --> 00:13:11,677
نه فقط این. اوه،

211
00:13:11,712 --> 00:13:15,987
من از همه شما به عنوان یک لطف و به عنوان یک لطف شخصی می خواهم

212
00:13:16,022 --> 00:13:18,595
تا کفش هایت را دوباره بپوشی

213
00:13:18,630 --> 00:13:20,743
در صورتی که مشکل زیادی نیست.

214
00:13:20,778 --> 00:13:22,460
متاسفم آقای راهب

215
00:13:22,495 --> 00:13:25,204
اما من باید از هر دوی شما بخواهم که بروید.

216
00:13:33,226 --> 00:13:35,511
کجا میری؟ کجا... آنقدرها هم مهم نیست.

217
00:13:35,546 --> 00:13:37,283
فقط کفش ها را در بیاورید.

218
00:13:37,318 --> 00:13:39,051
- آنها را بردارید. - باشه.

219
00:13:49,121 --> 00:13:53,066
اوم، فرش ها را داشته باش

220
00:13:53,101 --> 00:13:55,878
اخیرا تمیز شده است؟ و شامپو زده؟

221
00:13:55,913 --> 00:13:57,587
من نمی دانم.

222
00:13:57,622 --> 00:14:01,340
آیا استاد در مورد پای ورزشکار چیزی شنیده است؟

223
00:14:01,375 --> 00:14:03,953
زیرا قارچ و باکتری،

224
00:14:03,988 --> 00:14:05,767
می تواند بین انگشتان پا بلند شود ...

225
00:14:05,802 --> 00:14:07,966
اوه، به خاطر مسیح، فقط آنها را بردارید!

226
00:14:10,851 --> 00:14:14,736
وی لینگ، شما صحبت کرده اید. باید دوباره شروع کنی

227
00:14:14,771 --> 00:14:16,378
اوه فراموشش کن

228
00:14:18,865 --> 00:14:20,740
نه سال، نه؟

229
00:14:21,525 --> 00:14:23,842
- لطفا نگاه نکن - پاهای خوبی داری

230
00:14:23,877 --> 00:14:25,406
نباید خجالت بکشی

231
00:14:25,441 --> 00:14:26,987
اوه، آره

232
00:14:27,022 --> 00:14:29,871
دانش‌آموزان از سراسر جهان برای مطالعه به پای استاد زی می‌آیند.

233
00:14:29,906 --> 00:14:32,411
پاهای برهنه اش؟

234
00:14:32,446 --> 00:14:33,885
این صحیح است.

235
00:14:33,920 --> 00:14:37,117
اینجا جایی بود که سانی چاو هنر بو یو چوان را آموخت.

236
00:14:37,152 --> 00:14:39,171
اینجا بود که او کبری شد.

237
00:14:39,206 --> 00:14:40,845
آیا او را می شناختی؟

238
00:14:40,880 --> 00:14:43,340
آیا یک مرد واقعاً می تواند مرد دیگری را بشناسد؟

239
00:14:43,375 --> 00:14:46,209
خوب، اما آیا تا به حال او را ملاقات کردید؟

240
00:14:46,244 --> 00:14:48,702
آره. یک بار، نزدیک به پایان.

241
00:14:48,737 --> 00:14:51,093
او خیلی مریض بود، نمی توانست صحبت کند.

242
00:14:51,128 --> 00:14:52,891
اما روحیه اش قوی بود.

243
00:14:52,926 --> 00:14:54,020
او مرد بزرگی بود.

244
00:14:54,055 --> 00:14:57,980
خب، وجود دارد ... شایعه ای وجود دارد که او هنوز زنده است.

245
00:14:58,015 --> 00:14:59,905
سانی چاو در همه ما زنده است.

246
00:14:59,940 --> 00:15:01,069
درست. درست. درست.

247
00:15:01,104 --> 00:15:04,648
اما آیا... آیا او اینجاست؟ همینجا همین الان؟

248
00:15:04,683 --> 00:15:07,179
شما مرد بسیار کنجکاویی هستید، آقای مونک.

249
00:15:07,214 --> 00:15:09,287
او قطعا همینطور است.

250
00:15:09,322 --> 00:15:10,741
بذار...بذار ازت بپرسم

251
00:15:10,776 --> 00:15:13,042
آیا هزینه های مربوط به کسب و کارتان بازپرداخت می شود؟

252
00:15:13,077 --> 00:15:15,998
ناتالی... - مثل لباس‌های شست‌وشو، و این تخته‌هایی که همه دارند می‌شکنند؟

253
00:15:16,033 --> 00:15:17,807
چه کسی برای آن چیزها پول می دهد؟ - ناتالی

254
00:15:17,842 --> 00:15:18,886
لطفا اینجا بمان.

255
00:15:18,921 --> 00:15:21,254
ببینم استاد زی برای شما آماده است یا نه.

256
00:15:21,762 --> 00:15:24,947
من به شما گفتم که توان پرداخت هزینه های شما را ندارم.

257
00:15:24,982 --> 00:15:26,704
خوب، پس در مورد این چه؟

258
00:15:26,739 --> 00:15:28,180
من قبض هایت را با تو انجام می دهم، یادت هست؟

259
00:15:28,215 --> 00:15:29,992
این رسید اجاره است.

260
00:15:30,027 --> 00:15:32,775
آیا یک دفتر در مرکز شهر با 600 دلار در ماه اجاره می کنید؟

261
00:15:32,810 --> 00:15:33,583
درست است.

262
00:15:33,618 --> 00:15:34,902
آخرین باری که آنجا بودی کی بود؟

263
00:15:34,937 --> 00:15:36,352
من... من هرگز از آن استفاده نمی کنم.

264
00:15:36,387 --> 00:15:38,157
فقط اونجا نشسته، خالیه؟

265
00:15:38,192 --> 00:15:40,127
من واقعاً می توانستم از آن پول استفاده کنم، آقای مونک.

266
00:15:40,162 --> 00:15:42,717
- من نمی خواهم در مورد آن صحبت کنم. -تو نمیخوای درموردش حرف بزنی

267
00:15:42,752 --> 00:15:44,716
بسیار خوب، پس بیایید این کار را انجام دهیم.

268
00:15:44,751 --> 00:15:47,193
از جادوگر می پرسیم که چه فکری می کند

269
00:15:47,228 --> 00:15:50,005
و سپس هر دو موافقت می کنیم که هر کاری که او می گوید انجام دهیم.

270
00:15:50,040 --> 00:15:52,689
اول از همه، او یک جادوگر نیست. ما بالای رنگین کمان نیستیم.

271
00:15:52,724 --> 00:15:55,251
ما در میانه تحقیقات قتل هستیم.

272
00:15:55,286 --> 00:15:57,071
این یک موضوع جدی است.

273
00:15:57,106 --> 00:15:59,097
- میرم ازش بپرسم - نه، از او نپرس.

274
00:15:59,132 --> 00:16:00,927
من از او می پرسم.

275
00:16:14,718 --> 00:16:17,503
- چه کار کردین؟ - متاسف.

276
00:16:17,538 --> 00:16:22,474
او کمی دور از مرکز بود. می دانید، هماهنگ نبود.

277
00:16:24,565 --> 00:16:26,233
استاد اکنون شما را خواهد دید.

278
00:16:46,709 --> 00:16:50,098
غم بزرگی وارد این اتاق شده است.

279
00:16:50,797 --> 00:16:52,168
آن من خواهم بود.

280
00:16:54,937 --> 00:16:57,598
و یک زن با شما است.

281
00:16:58,093 --> 00:17:01,299
او خیلی زیباست.

282
00:17:01,801 --> 00:17:03,025
چطور میتوانی بگویی؟

283
00:17:03,060 --> 00:17:07,496
صدای تندتر ضربان قلب آقای هوانگ را می شنیدم.

284
00:17:09,105 --> 00:17:11,357
حالا که تو را می بینم،

285
00:17:11,392 --> 00:17:14,036
واضح است که چرا

286
00:17:16,291 --> 00:17:17,587
استاد زی،

287
00:17:18,632 --> 00:17:20,860
نام من آدریان مونک است.

288
00:17:21,661 --> 00:17:23,612
این ناتالی تیگر است.

289
00:17:23,647 --> 00:17:27,173
مایلیم چند سوال در مورد سانی چاو از شما بپرسیم.

290
00:17:27,208 --> 00:17:28,627
شما معلم او بودید؟

291
00:17:29,161 --> 00:17:31,245
این درست است.

292
00:17:31,280 --> 00:17:33,499
اما من هم از او یاد گرفتم.

293
00:17:34,436 --> 00:17:36,551
دو شب پیش مردی به قتل رسید

294
00:17:36,586 --> 00:17:40,304
و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد سانی چاو مسئول بوده است.

295
00:17:41,052 --> 00:17:43,815
کبرا مرده آقای راهب.

296
00:17:45,142 --> 00:17:46,864
در موردش مطمئنی؟

297
00:17:47,774 --> 00:17:51,994
او شش سال پیش در آغوش من مرد.

298
00:17:52,029 --> 00:17:56,116
احساس کردم روحش از بدنش خارج شد.

299
00:17:57,621 --> 00:18:00,078
اگر هنوز زنده بود

300
00:18:00,113 --> 00:18:02,561
و تو او را پنهان می کردی

301
00:18:03,339 --> 00:18:05,697
این یک جنایت بسیار جدی خواهد بود.

302
00:18:08,797 --> 00:18:11,764
بدتر از جنایت خواهد بود.

303
00:18:11,799 --> 00:18:14,018
این یک دروغ خواهد بود.

304
00:18:14,053 --> 00:18:16,626
مردی که فقط راست می گوید

305
00:18:16,661 --> 00:18:18,716
چیزی برای ترس ندارد

306
00:18:18,751 --> 00:18:20,546
موافق نیستی؟

307
00:18:23,142 --> 00:18:25,018
بله، من انجام می دهم.

308
00:18:25,962 --> 00:18:29,179
متاسفم. ناامیدت کردم

309
00:18:29,214 --> 00:18:33,410
اما من حس دیگری دارم.

310
00:18:43,199 --> 00:18:47,456
ای وای. یک روح پریشان

311
00:18:47,491 --> 00:18:50,142
شما در تلاش هستید، آقای راهب.

312
00:18:51,085 --> 00:18:53,340
درست است.

313
00:18:53,375 --> 00:18:57,590
شما در یک مکان بسیار تاریک زندگی می کنید.

314
00:18:58,162 --> 00:19:01,000
تاریکی ترس شماست

315
00:19:05,983 --> 00:19:09,517
این را به عنوان هدیه بگیرید.

316
00:19:09,552 --> 00:19:12,897
نور سلاح شماست آقای راهب.

317
00:19:13,603 --> 00:19:16,732
راهنما باشید.

318
00:19:18,151 --> 00:19:21,380
متشکرم. متشکرم.

319
00:19:26,661 --> 00:19:28,996
ببخشید آقای استاد.

320
00:19:29,031 --> 00:19:30,873
من هم مشکل دارم

321
00:19:30,908 --> 00:19:32,462
او آنچه را که قول داده بود به من نمی دهد.

322
00:19:32,497 --> 00:19:34,761
- که درست نیست. - میشه لطفا باهاش ​​حرف بزنی؟

323
00:19:34,796 --> 00:19:36,497
به هیچ وجه نمی توانم هزینه هایم را تامین کنم.

324
00:19:36,532 --> 00:19:39,285
آقای زی، من دقیقاً همان چیزی را که به دستیار دیگرم پرداخت کردم، به او پرداخت می کنم.

325
00:19:39,320 --> 00:19:40,916
دقیقاً به همین دلیل است که او مجبور به ترک کار شد.

326
00:19:40,951 --> 00:19:43,270
- واقعا دلیلش این نیست. - این یک عامل بود.

327
00:19:43,305 --> 00:19:48,993
- فکر نکنم واقعا متوجه بشی... - ببخشید. خانم تیگر،

328
00:19:49,028 --> 00:19:53,955
این مرد کارفرمای شماست او استاد شماست.

329
00:19:53,990 --> 00:19:57,802
این وظیفه شماست که بی چون و چرا به او خدمت کنید.

330
00:19:59,611 --> 00:20:04,692
آقای راهب، دیگر نباید به او پول بدهید. - باشه.

331
00:20:04,727 --> 00:20:10,799
او باید یاد بگیرد که ثروت واقعی در قلب است. در بانک نیست.

332
00:20:11,339 --> 00:20:14,498
- این ... در بانک نیست. - خیلی خوب.

333
00:20:15,455 --> 00:20:19,008
تو... تو مرد عاقل و عالمی.

334
00:20:19,327 --> 00:20:20,965
همانطور که شما هستید.

335
00:20:21,000 --> 00:20:25,611
داشتن چنین خردی باید بار عظیمی باشد.

336
00:20:26,072 --> 00:20:29,300
یک هدیه است. و یک نفرین

337
00:20:29,335 --> 00:20:32,305
دقیقا. - باشه، باشه، اوه، خدای من، واقعاً یک اتاق بگیر.

338
00:20:32,340 --> 00:20:34,697
من می خواهم. فقط تمومش کن

339
00:20:37,534 --> 00:20:38,773
سلام؟

340
00:20:40,973 --> 00:20:42,243
چیست؟

341
00:20:42,278 --> 00:20:45,106
او زنده است. سانی چاو زنده است.

342
00:20:45,141 --> 00:20:47,051
او یک الویس را کشید و مرگ خودش را جعل کرد.

343
00:20:47,086 --> 00:20:48,539
- او الویس را کشید؟ - آره.

344
00:20:48,574 --> 00:20:51,797
اینو ببین. شش سال پیش مردی به نام جوزف لی

345
00:20:51,832 --> 00:20:54,608
از پناهگاه بی خانمان ها در Presidio ناپدید شد

346
00:20:54,643 --> 00:20:57,478
یک روز قبل از مرگ سانی چاو.

347
00:20:57,513 --> 00:20:59,185
هم قد و هم وزن بودند.

348
00:20:59,220 --> 00:21:02,102
- ممکن است تصادفی باشد. -خب، قراره بفهمیم.

349
00:21:02,137 --> 00:21:04,166
ما همین الان حکم دادگاه برای نبش قبر جسد گرفتیم.

350
00:21:04,201 --> 00:21:05,275
آنها در حال حفاری آن هستند.

351
00:21:05,310 --> 00:21:07,360
ستوان، می فهمی که آیا سانی چاو زنده است،

352
00:21:07,395 --> 00:21:09,540
او حداقل دو نفر را به قتل رسانده است.

353
00:21:09,575 --> 00:21:11,531
اوهوم. - باید دستگیرش کنی.

354
00:21:11,566 --> 00:21:12,562
من می خواهم او را ملاقات کنم.

355
00:21:12,597 --> 00:21:14,272
او ممکن است سعی کند شما را بکشد.

356
00:21:14,307 --> 00:21:15,496
شما اینطور فکر می کنید؟

357
00:21:15,531 --> 00:21:18,276
وای، خیلی باحال خواهد بود سانی چاو.

358
00:21:26,381 --> 00:21:29,310
کاپیتان، چه حسی داری؟

359
00:21:29,345 --> 00:21:31,196
من اعصابم خرابه

360
00:21:31,925 --> 00:21:33,749
اوضاع با استاد ذن چطور پیش رفت؟

361
00:21:33,784 --> 00:21:37,833
او گفت که سانی چاو در آغوشش مرد. من او را باور دارم.

362
00:21:38,725 --> 00:21:41,180
خوب حداقل مطبوعات هنوز از این موضوع مطلع نشده اند.

363
00:21:41,215 --> 00:21:44,665
هنگامی که آنها این کار را انجام دهند، برای آن کرکس ها مانند صبح کریسمس خواهد بود.

364
00:21:44,700 --> 00:21:46,760
- به اون چیز نگاه کن - اوه، آره

365
00:21:46,795 --> 00:21:48,709
کلوپ هواداران او از فیلیپین هزینه آن را پرداخت کرد.

366
00:21:49,477 --> 00:21:51,072
مواظب اون باش...

367
00:21:51,107 --> 00:21:54,196
-بهش بگو مواظب اون باشه. - چی گفتی؟

368
00:21:54,231 --> 00:21:55,484
خوب، شما می خواهید با آن مراقب باشید.

369
00:21:55,519 --> 00:21:57,854
من از 18 سالگی این کار را انجام می دهم.

370
00:21:57,889 --> 00:21:59,308
فکر می کنم می دانم دارم چه کار می کنم، خوب؟

371
00:21:59,343 --> 00:22:01,119
من به خانه ایستگاه شما نمی آیم و نمی گویم

372
00:22:01,120 --> 00:22:02,975
شما چگونه می توانید یک اعتراف را از یک بچه شکست دهید.

373
00:22:03,654 --> 00:22:05,236
ایا من شما رو میشناسم؟

374
00:22:05,789 --> 00:22:07,072
شاید شما انجام دهید.

375
00:22:08,447 --> 00:22:09,652
تو کریس داونی هستی

376
00:22:10,148 --> 00:22:11,627
اجازه دادند بیرون؟

377
00:22:11,962 --> 00:22:15,040
وقتم را انجام دادم الان دارم کارم رو انجام میدم یا حداقل من سعی می کنم.

378
00:22:15,075 --> 00:22:18,365
من این زندگی ضعیف را برای حمله و سرقت مسلحانه شکستم.

379
00:22:18,400 --> 00:22:20,269
به من حمله کرد دزدی نبود.

380
00:22:20,304 --> 00:22:22,269
درست است، ما هرگز جواهراتی را که شما دزدیده اید بازیابی نکردیم.

381
00:22:22,304 --> 00:22:24,650
گویا دزدی کرده است. گفته می شود.

382
00:22:24,685 --> 00:22:26,058
من عاشق این کلمه هستم

383
00:22:29,842 --> 00:22:30,934
همه درسته

384
00:22:30,969 --> 00:22:32,556
شما چی فکر میکنید؟

385
00:22:32,591 --> 00:22:33,843
من فکر می کنم او آنجا است.

386
00:22:33,878 --> 00:22:35,169
برای چقدر؟

387
00:22:46,512 --> 00:22:48,895
آقای مونک این در شرح وظایف من نبود.

388
00:22:49,443 --> 00:22:50,458
بیا از اینجا برویم

389
00:22:50,493 --> 00:22:53,994
اوه، من خوبم. چه لوزالمعده زیبایی

390
00:22:55,234 --> 00:22:56,941
خوب، ما می رویم.

391
00:22:56,976 --> 00:22:59,165
- سلام. - اوه خدای من.

392
00:22:59,200 --> 00:23:01,991
خیلی متاسفیم که مزاحم شما شدیم

393
00:23:09,110 --> 00:23:11,757
هی، تو کارشناس هستی او هست یا نه؟

394
00:23:11,792 --> 00:23:13,886
فقط گفتنش سخته

395
00:23:13,921 --> 00:23:17,640
سانی موهای خیلی بیشتری داشت. و پوست.

396
00:23:17,675 --> 00:23:19,295
به زودی خواهیم فهمید

397
00:23:19,675 --> 00:23:24,209
دو دقیقه طول می کشد تا آنها را با سوابق دندانپزشکی قدیمی او مقایسه کنید.

398
00:23:24,621 --> 00:23:26,679
- با هم می رویم. - من هم همینطور.

399
00:23:28,414 --> 00:23:31,032
نگاه کن من دیوانه طحال هستم.

400
00:23:31,067 --> 00:23:32,630
چرا از آنها نپرس، شاید به شما بدهند.

401
00:23:32,665 --> 00:23:34,090
آیا می توانید آن را در دفتر خود در مرکز شهر نگه دارید؟

402
00:23:34,125 --> 00:23:35,783
دفتر من نیست

403
00:23:36,264 --> 00:23:38,116
منظورت چیه دفتر شما نیست؟

404
00:23:38,151 --> 00:23:39,667
این دفتر ترودی است.

405
00:23:40,487 --> 00:23:43,118
بله، همه چیزهای او آنجا هستند:

406
00:23:43,153 --> 00:23:46,114
کتاب ها و عکس هایش، فایل هایش.

407
00:23:46,613 --> 00:23:48,843
- من نمی توانم آن را رها کنم. - این دفتر ترودی است؟

408
00:23:49,307 --> 00:23:50,930
سانی، اینجا پژواک هست؟

409
00:23:50,965 --> 00:23:53,078
- او نه سال پیش مرد، درست است؟ - درست است.

410
00:23:53,113 --> 00:23:56,003
شما نه سال است که در مرکز شهر دفتر دارید.

411
00:23:56,038 --> 00:23:58,747
در همین حال، من در Safeway سکه می شمارم؟

412
00:23:58,782 --> 00:24:00,698
از دفتر خلاص شوید!

413
00:24:00,733 --> 00:24:02,321
وسایل او را در انبار یا اتاق زیر شیروانی قرار دهید.

414
00:24:02,356 --> 00:24:03,640
من آن را برای شما انجام می دهم.

415
00:24:03,675 --> 00:24:04,998
من نمی توانم. -نمیتونی یا نمیخوای؟

416
00:24:05,033 --> 00:24:07,224
من نمی توانم و نمی توانم.

417
00:24:07,793 --> 00:24:10,141
بنابراین، شما فقط باید با آن مقابله کنید.

418
00:24:10,176 --> 00:24:12,824
- من به خاطر این کارم را ترک کردم! - اوه! که صدمه دیده!

419
00:24:12,859 --> 00:24:14,405
اوه، این فقط یک بالش است.

420
00:24:14,873 --> 00:24:15,899
خوب درد داشت

421
00:24:18,513 --> 00:24:20,318
که از تابوت آمد؟

422
00:24:20,353 --> 00:24:21,754
اون بالش مرگه

423
00:24:21,789 --> 00:24:23,714
با بالش مرگ به من زدی؟

424
00:24:23,749 --> 00:24:25,330
یه دستمال پاک کن

425
00:24:25,709 --> 00:24:26,837
- اینجا. - پاک کن!

426
00:24:26,872 --> 00:24:29,105
متاسفم. متاسفم. متاسفم که با بالش مرگ به تو زدم.

427
00:24:30,422 --> 00:24:32,418
آقای راهب من شوهرم را از دست دادم.

428
00:24:32,453 --> 00:24:36,236
من می دانم که شما از چه چیزی عبور می کنید. اما من یک دختر دارم که باید به آن فکر کنم.

429
00:24:36,271 --> 00:24:39,725
اگر شما این هزینه ها را تامین نکنید، من نمی توانم برای شما کار کنم.

430
00:24:39,760 --> 00:24:42,010
اما دفتر ترودی است.

431
00:24:42,692 --> 00:24:46,845
رسمی است. سانی چاو مرده است.

432
00:24:46,880 --> 00:24:50,786
- پس اوست. - آره، شناسنامه مثبته.

433
00:24:50,821 --> 00:24:52,701
همه اشعه ایکس مطابقت دارند.

434
00:24:53,034 --> 00:24:55,459
خب این برعکس سرگرمی بود.

435
00:24:56,331 --> 00:24:58,113
بنابراین، من حدس می زنم که ما به نقطه اول بازگشتیم.

436
00:24:58,148 --> 00:25:01,114
ستوان، ببین آقای چاو به قبرستان برمی گردد.

437
00:25:01,149 --> 00:25:03,278
و به دوست قدیمی من، کریس داونی، بگو،

438
00:25:03,313 --> 00:25:05,891
- دوباره او را در سوراخش بچسبانند. - بله قربان.

439
00:25:05,926 --> 00:25:08,155
خوب، من حدس می زنم که من از قلاب خارج شده ام. - آره

440
00:25:08,634 --> 00:25:10,045
اما، اینجا چه خبر است، راهب؟

441
00:25:10,080 --> 00:25:13,498
خوب، یک نفر، به نحوی چند تار را در دست گرفت

442
00:25:13,533 --> 00:25:16,173
از موهای سانی چاو و آنها را در صحنه جرم رها کرد.

443
00:25:16,208 --> 00:25:20,390
بله، اما چرا کسی بخواهد مردی را که شش سال است مرده است، قاب بگیرد؟

444
00:25:20,425 --> 00:25:22,014
من نمی دانم.

445
00:25:29,514 --> 00:25:30,642
متاسفم ستوان.

446
00:25:30,677 --> 00:25:34,493
آره، خوب، حداقل باید عکسم را با سانی چاو بگیرم.

447
00:25:34,528 --> 00:25:35,825
عکس گرفتی؟

448
00:25:35,860 --> 00:25:38,818
- آره شاید آن را اهدا کنم. - چی؟

449
00:25:38,853 --> 00:25:41,036
یک موزه سانی چاو در شهر دالی وجود دارد.

450
00:25:41,071 --> 00:25:43,171
احتمالاً برای این کار به من یک پاس عمر بده.

451
00:25:43,206 --> 00:25:44,921
موزه هست؟

452
00:25:49,425 --> 00:25:51,043
سلام؟

453
00:25:51,549 --> 00:25:53,823
انگار دلمان برای جمعیت تنگ شده بود.

454
00:25:57,874 --> 00:26:01,482
- می گوید 5 دلار. - اهدای پیشنهادی

455
00:26:01,517 --> 00:26:05,561
پیشنهاد آنها را در نظر گرفتم. من از پیشنهاد آنها قدردانی می کنم.

456
00:26:05,596 --> 00:26:09,158
- تصمیم گرفتم کمتر بدم. - من یک پیشنهاد به شما دارم.

457
00:26:09,193 --> 00:26:12,246
اوه تو! من نشنیدم وارد شدی. به لانه کبرا خوش آمدی.

458
00:26:12,281 --> 00:26:15,318
من ادی فرانکل هستم، مالک. شما می توانید هر چیزی در مورد سانی چاو از من بپرسید.

459
00:26:15,353 --> 00:26:18,793
من از زمانی که برای اولین بار Fist of the Cobra را در 12 سالگی دیدم، یک سر کبرا بودم.

460
00:26:18,828 --> 00:26:20,172
شما بچه ها طرفداران بزرگ سانی چاو؟

461
00:26:20,207 --> 00:26:22,252
- تو هستی یا نخواهی بود. - خوب، ما دقیقا نیستیم.

462
00:26:22,287 --> 00:26:24,836
خب، ما دومین مجموعه بزرگ از یادگاری های او را در کشور داریم.

463
00:26:24,871 --> 00:26:27,588
اوه، این یک واقعیت جالب است: اکثر مردم فکر می کنند که جکی چان

464
00:26:27,623 --> 00:26:30,877
سبک هنرهای رزمی به نام وینگ فو دو را اختراع کرد.

465
00:26:30,912 --> 00:26:33,842
اما سانی در اوایل سال 1968 ضربات سه گانه را انجام می داد.

466
00:26:33,877 --> 00:26:35,940
اگر باور نمی کنید صحنه آغازین شب کبرا را تماشا کنید.

467
00:26:35,975 --> 00:26:36,777
ما شما را باور داریم. ما شما را باور داریم.

468
00:26:36,812 --> 00:26:39,611
ام، من آدریان مونک هستم و این ناتالی تیگر است.

469
00:26:39,646 --> 00:26:42,598
اوه، اینجا در اینجا یک جزوه است که در مورد رویدادهای آینده به شما می گوید.

470
00:26:42,633 --> 00:26:44,865
یک پلان از موزه در داخل. ما یک تور خودراهنما داشتیم

471
00:26:44,900 --> 00:26:47,509
اما پسر عموی احمقم هدفون مرا قرض گرفت و هرگز آن را پس نداد.

472
00:26:47,544 --> 00:26:50,701
آه، هی، تقریباً فراموش کردم، باید پشت دستت را مهر بزنم

473
00:26:50,736 --> 00:26:53,778
- در صورتی که می خواهید برگردید. - هی، حالا واقعاً لازم نیست.

474
00:26:55,070 --> 00:26:57,506
اوه، اینجا، اینجا، اینجا، می توانید مهر من را بزنید.

475
00:27:02,075 --> 00:27:04,236
خوب، خب، اوم، اکثر مردم از اینجا شروع می کنند.

476
00:27:04,271 --> 00:27:05,825
و آنها راه خود را در خلاف جهت عقربه های ساعت کار می کنند.

477
00:27:05,860 --> 00:27:07,665
همانطور که می بینید همه چیز به ترتیب زمانی مرتب شده است،

478
00:27:07,700 --> 00:27:09,038
از تولد کبرا

479
00:27:09,073 --> 00:27:11,230
تا شش سال پیش که مرگ خودش را جعل کرد و به مخفی کاری رفت. اینجا،

480
00:27:11,265 --> 00:27:13,867
اوه، اینجا، این گواهی تولد واقعی سانی چاو است.

481
00:27:13,902 --> 00:27:15,839
اسم واقعیش چی بود؟ هر شخصی؟

482
00:27:15,874 --> 00:27:16,797
هر شخصی؟ - اوه...

483
00:27:16,832 --> 00:27:18,591
درست است! چاو چیانگ وو.

484
00:27:18,626 --> 00:27:20,654
او در اینجا در سانفرانسیسکو به دنیا آمد، اما در هنگ کنگ بزرگ شد.

485
00:27:20,689 --> 00:27:24,392
ما واقعاً امروز برای دیدن موزه اینجا نیستیم.

486
00:27:24,427 --> 00:27:26,749
اوم، ما در حال کار با پلیس برای تحقیقات قتل هستیم.

487
00:27:26,784 --> 00:27:28,402
قتل؟ یعنی قتل؟

488
00:27:28,437 --> 00:27:30,664
ادی، سه شنبه شب حوالی نیمه شب کجا بودی؟

489
00:27:30,699 --> 00:27:34,509
من در خانه بودم و Blood Rage Two را تماشا می کردم. نه، سه.

490
00:27:34,544 --> 00:27:35,875
اوه، حدس می زنم هر دو.

491
00:27:35,910 --> 00:27:37,727
- تنها بودی؟ - نه

492
00:27:37,762 --> 00:27:40,153
- با دوست دخترم داشتم تماشا می کردم. - و اسمش چیه؟

493
00:27:45,956 --> 00:27:48,116
- ناتالی - ادی

494
00:27:48,151 --> 00:27:51,638
ادی، آیا چیزی از موزه کم شده است؟ - مانند آنچه که؟

495
00:27:51,673 --> 00:27:55,002
مانند یک آیتم شخصی از سانی چاو، اوه،

496
00:27:55,037 --> 00:27:58,202
یک... تکه لباس یا... یا... یا کلاه.

497
00:27:58,237 --> 00:28:00,992
چیزی که شاید موهایش روی آن بود.

498
00:28:01,027 --> 00:28:03,015
نه. هفته گذشته یک سرقت رخ داد.

499
00:28:03,050 --> 00:28:05,859
یک نفر با تعجب در پشتی را باز کرد اما چیزی نگرفتند.

500
00:28:06,143 --> 00:28:08,614
اوه، ببخشید، یادتان هست، قرار است خلاف جهت عقربه های ساعت بروید؟

501
00:28:08,968 --> 00:28:12,072
- این برس موی اوست؟ - اوه، درست است.

502
00:28:12,107 --> 00:28:15,114
سانی در سال 1985 هنگام فیلمبرداری Death and the Darkness از آن برس استفاده کرد.

503
00:28:15,149 --> 00:28:16,823
از آرایشگر شخصی اش خریدم.

504
00:28:16,858 --> 00:28:21,445
بنابراین موهای واقعی او در موهایش است. آیا می توانم آن را ببینم؟ - مطمئن.

505
00:28:31,036 --> 00:28:34,551
"ساخت کرواسی." - بنابراین؟

506
00:28:34,586 --> 00:28:37,667
کرواسی یک کشور جدید است. تا سال 1992 وجود نداشت.

507
00:28:37,702 --> 00:28:41,706
اوه خدای من. من کلافه شده ام! او به من یک برس موی ساختگی فروخت!

508
00:28:41,741 --> 00:28:45,847
من اینطور فکر نمی کنم. یکی این قفل را انتخاب کرد

509
00:28:46,433 --> 00:28:48,961
کسی وارد اینجا شد،

510
00:28:48,996 --> 00:28:52,782
برس واقعی را برداشت و با این یکی جایگزین کرد.

511
00:29:00,774 --> 00:29:03,061
- اوه خدای من. - چی؟

512
00:29:04,454 --> 00:29:07,537
فهمیدم. حداقل، من فکر می کنم که دارم.

513
00:29:08,258 --> 00:29:10,366
باید سریع به قبرستان Fair Lawn برگردیم.

514
00:29:10,401 --> 00:29:12,945
W-صبر کن، صبر کن، صبر کن! گفتی قبرستان عادلانه چمن؟

515
00:29:13,950 --> 00:29:16,549
آنجاست که تابوت خالی سانی چاو دفن شده است.

516
00:29:16,584 --> 00:29:19,244
ببینید، کارتل مواد مخدر هنگ کنگ، آنها مالک 20 درصد هستند...

517
00:29:19,279 --> 00:29:20,563
ادی، ادی. سانی چاو مرده است.

518
00:29:20,598 --> 00:29:22,679
سه ساعت پیش او را بیرون آوردیم، او مرده است.

519
00:29:23,760 --> 00:29:26,402
- نمی تواند درست باشد. - ببخشید ادی.

520
00:29:37,017 --> 00:29:38,194
این یکی را حس کن

521
00:29:38,766 --> 00:29:41,482
من نمی خواهم بالش را احساس کنم، آقای راهب. ساعت بعد از 5:00 است.

522
00:29:41,517 --> 00:29:45,236
- نرم است، ها؟ همشون خیلی نرمن - مطمئنم که هستن.

523
00:29:45,271 --> 00:29:47,634
ولی من گفتم تا آخر امروز باید جواب بدم.

524
00:29:47,669 --> 00:29:51,369
ناتالی ناتالی، آن بالشی را که از تابوت به طرف من پرتاب کردی، به خاطر می آوری؟

525
00:29:51,404 --> 00:29:53,342
فکر می کنم چیزی در آن وجود داشت.

526
00:29:53,377 --> 00:29:55,276
برای همین درد داشت. این چیزی است که اتفاق افتاده است.

527
00:29:55,311 --> 00:29:58,116
آن گورکن، کریس داونی، کسی که سروان استوتل مایر...

528
00:29:58,151 --> 00:30:00,213
من به قضیه کاری ندارم آقای راهب.

529
00:30:00,248 --> 00:30:02,212
جولی در خانه منتظر من است.

530
00:30:02,247 --> 00:30:03,439
پس قضیه چیه؟

531
00:30:03,474 --> 00:30:07,046
خرج من رو میدی یا نه؟

532
00:30:11,396 --> 00:30:13,012
متاسفم.

533
00:30:13,047 --> 00:30:15,795
پس همین است. خب من هم متاسفم آقای راهب.

534
00:30:16,472 --> 00:30:20,184
من حدس می زنم این خداحافظی است. کار با شما خوب بود

535
00:30:23,527 --> 00:30:24,931
ناتالی

536
00:30:25,625 --> 00:30:28,824
من... من... قضیه را حل کردم!

537
00:30:28,859 --> 00:30:31,658
- علاقه ای نداری؟ - من علاقه دارم.

538
00:31:15,620 --> 00:31:16,798
آقای راهب؟

539
00:31:18,189 --> 00:31:19,471
سلام؟

540
00:31:22,373 --> 00:31:25,182
گوش کن، من واقعا متاسفم که اینطور تمام شدم، من ...

541
00:31:32,720 --> 00:31:34,369
آقای راهب؟

542
00:31:35,582 --> 00:31:36,988
آقای راهب؟

543
00:31:40,097 --> 00:31:42,055
تردی.

544
00:31:42,090 --> 00:31:43,619
سلام آدریان

545
00:31:44,938 --> 00:31:48,961
- ما کجا هستیم؟ - ما نزدیک باغ گیاه شناسی هستیم.

546
00:31:49,738 --> 00:31:55,066
یادت هست آن یکشنبه را که فقط راه می رفتیم و راه می رفتیم؟

547
00:31:55,101 --> 00:31:56,734
آن روز را دوست داشتم.

548
00:31:57,833 --> 00:32:02,223
آن روز بهترین روز زندگی من بود.

549
00:32:02,258 --> 00:32:04,536
عزیزم فکر کنم باید شمع رو خاموش کنی

550
00:32:04,571 --> 00:32:08,583
- تمام اکسیژن مصرف می کند. - نه. برام مهم نیست.

551
00:32:10,676 --> 00:32:13,050
نمی دانم، نمی دانم چه اتفاقی افتاده است.

552
00:32:13,085 --> 00:32:15,507
او چیزی در مورد آن گورکن، داونی ذکر کرد.

553
00:32:15,542 --> 00:32:19,219
شاید 30 دقیقه رفتم. وقتی برگشتم او رفته بود.

554
00:32:19,949 --> 00:32:21,689
خب چیکار کنم...

555
00:32:24,324 --> 00:32:26,146
شما چی فکر میکنید؟

556
00:32:26,741 --> 00:32:30,731
خب من... من...

557
00:32:31,322 --> 00:32:34,577
من نمی توانم آن را انجام دهم. من ... من ... نمی توانم این کار را انجام دهم. - آدریان

558
00:32:35,162 --> 00:32:38,700
من دیگر 25 ساله نیستم. ما باید یک بار در مورد این صحبت کنیم.

559
00:32:38,735 --> 00:32:40,910
من چه پدری خواهم بود؟

560
00:32:41,249 --> 00:32:43,748
میدونی خانواده من چطوری بودند

561
00:32:44,552 --> 00:32:48,666
من قول می دهم فرزندان ما بسیار خوشحال تر از شما خواهند بود.

562
00:33:09,889 --> 00:33:11,851
باید می گفتم بله.

563
00:33:15,710 --> 00:33:18,838
باید می گفتم بله.

564
00:33:33,001 --> 00:33:35,549
موتور را خاموش کنید و کلیدهای خود را از پنجره بیرون بیاندازید!

565
00:33:35,584 --> 00:33:37,567
دستانت را به من نشان بده، داونی! دستانت را به من نشان بده

566
00:33:37,602 --> 00:33:39,439
از ماشین پیاده شو! از ماشین پیاده شو!

567
00:33:39,975 --> 00:33:41,770
ناتالی، برگرد عقب بمون

568
00:33:43,898 --> 00:33:45,397
مونک کجاست؟ با او چه کردی؟

569
00:33:45,432 --> 00:33:48,445
راحت باش کاپیتان او هنوز زنده است. در حال حاضر.

570
00:33:48,480 --> 00:33:50,960
او کجاست؟ چه کار کردین؟ شما زندگی هر دوی خود را نجات خواهید داد

571
00:33:50,995 --> 00:33:54,579
میخوای دوستت رو پیدا کنی منم یه چیزی میخوام

572
00:33:54,614 --> 00:33:56,394
من ماشین میخوام برم فرودگاه

573
00:33:56,429 --> 00:33:58,311
من قبلا بسته ام

574
00:33:58,346 --> 00:34:01,954
من جتی می خواهم که بتواند 2000 مایل بدون سوخت گیری پرواز کند.

575
00:34:01,989 --> 00:34:03,927
وقتی در هوا باشم بهت میگم

576
00:34:03,962 --> 00:34:07,937
الف: جایی که من می روم، و ب: جایی که می توانید حفاری کنید...

577
00:34:07,972 --> 00:34:11,849
آره، "حفاری". میتونی حفاری کنی...

578
00:34:13,409 --> 00:34:15,206
وای خدای من فکر کنم داره سکته قلبی میکنه!

579
00:34:15,241 --> 00:34:17,428
- داونی! - او نبض ندارد. - داونی!

580
00:34:17,876 --> 00:34:19,795
بر سر ما نمیری! بر سر ما نمیری!

581
00:34:19,830 --> 00:34:21,708
مونک کجاست؟ داونی!

582
00:34:21,743 --> 00:34:24,513
مونک کجاست؟ مونک کجاست؟

583
00:34:25,943 --> 00:34:28,238
هر دوی ما می دانیم اینجا چه خبر است، آدریان.

584
00:34:28,737 --> 00:34:31,103
شما چیزی را تجربه می کنید که دکتر کروگر آن را یک استراحت روانی می نامد.

585
00:34:31,138 --> 00:34:32,825
این یک مکانیسم دفاعی است.

586
00:34:34,482 --> 00:34:36,705
چقدر وقت دارید؟

587
00:34:36,740 --> 00:34:38,490
اوه، وجود دارد

588
00:34:38,525 --> 00:34:42,254
50 فوت مکعب هوا در تابوت.

589
00:34:42,289 --> 00:34:45,707
35 دقیقه، شاید 40.

590
00:34:48,214 --> 00:34:50,416
بیایید در مورد چیز دیگری صحبت کنیم.

591
00:34:52,042 --> 00:34:54,337
از کجا فهمیدی که گورکن است؟

592
00:34:54,372 --> 00:34:58,635
متوجه مهر پشت دستش شدم.

593
00:34:58,676 --> 00:35:01,130
در آن زمان به هیچ چیز فکر نمی کردم.

594
00:35:01,165 --> 00:35:06,195
اما بعداً دقیقاً همان مهر را روی دست ناتالی دیدم.

595
00:35:06,760 --> 00:35:09,476
بنابراین می دانستید که کریس داونی به موزه رفته بود.

596
00:35:09,511 --> 00:35:13,999
درست است. او برس موی سانی چاو را دزدید.

597
00:35:14,272 --> 00:35:17,739
چون او به DNA چاو نیاز داشت تا بتواند او را متهم به قتل کند.

598
00:35:17,774 --> 00:35:21,379
- اما چرا سانی چاو؟ - پس پلیس جسد او را نبش قبر می کند.

599
00:35:21,414 --> 00:35:23,862
همه چیز از شش سال پیش شروع شد.

600
00:35:24,185 --> 00:35:26,080
قضیه رو یادمه

601
00:35:26,115 --> 00:35:29,542
داونی 500000 دلار جواهرات از یک پیک دزدیده بود.

602
00:35:29,577 --> 00:35:33,415
در طول فرار، او به یک پلیس خارج از وظیفه حمله کرد.

603
00:35:33,450 --> 00:35:36,989
او در این حمله مجرم شناخته شد، اما آنها نتوانستند او را به سرقت ببرند.

604
00:35:37,024 --> 00:35:39,423
- آنها هرگز الماس را پیدا نکردند. - دقیقا.

605
00:35:39,458 --> 00:35:42,106
او اینجا در قبرستان کار می کرد.

606
00:35:42,141 --> 00:35:45,757
قبل از اینکه به خانه برود، حتماً اینجا توقف کرده و جواهرات را پنهان کرده است.

607
00:35:45,792 --> 00:35:49,536
جایی که؟ - در تابوت سانی چاو. عالی بود.

608
00:35:49,571 --> 00:35:52,123
قرار شد روز بعد چاو دفن شود.

609
00:35:52,158 --> 00:35:55,162
داونی فهمید که همیشه می تواند برگردد و آن را کند.

610
00:35:55,197 --> 00:35:57,973
حتی پنج یا شش سال بعد.

611
00:35:58,008 --> 00:36:00,364
آنها را در بالش احساس کردی.

612
00:36:00,399 --> 00:36:03,876
وقتی ناتالی به پشتت زد، آنها را حس کردی. - درست است.

613
00:36:03,911 --> 00:36:05,457
من آن بیل بکهو را می خواهم که بدود.

614
00:36:05,492 --> 00:36:07,708
آماده و در حال اجرا! آن را در حال اجرا نگه دارید!

615
00:36:07,743 --> 00:36:09,113
باشه، گوش کن!

616
00:36:09,148 --> 00:36:13,590
ما تصور می کنیم که او حدود 40 دقیقه هوا دارد اگر وحشت زده نشود.

617
00:36:13,969 --> 00:36:16,033
15 دقیقه را در نظر بگیرید.

618
00:36:16,068 --> 00:36:18,604
این مونک است. من بهترین چیزی را که دارید می خواهم

619
00:36:18,639 --> 00:36:21,272
بنابراین، ما گسترش می‌دهیم و شبکه را کار می‌کنیم، درست است؟

620
00:36:21,307 --> 00:36:25,529
ما به دنبال خاک تازه، رد تایر، چاپ چکمه، هر چیزی هستیم!

621
00:36:25,564 --> 00:36:26,439
- کاپیتان... - برو برو!

622
00:36:26,474 --> 00:36:28,321
کاپیتان، یک مشکل وجود دارد.

623
00:36:28,356 --> 00:36:32,615
قبرستان به تازگی گسترش یافته است. آنها فقط یک رستوران را در آنجا خراب کردند.

624
00:36:32,650 --> 00:36:34,453
همه اش کنده شده است. مثل یک هکتار و نیم است.

625
00:36:34,488 --> 00:36:35,772
راهب می تواند هر جایی باشد.

626
00:36:35,807 --> 00:36:37,106
کاپیتان، 20 دقیقه گذشته است.

627
00:36:37,141 --> 00:36:39,688
حتی اگر او را پیدا کنیم، او یک جعبه سبد خواهد بود.

628
00:36:39,723 --> 00:36:43,306
سر بالا، همه! بدین ترتیب! بیا بریم!

629
00:36:44,707 --> 00:36:48,303
بنابراین کریس داونی به مدت شش سال به زندان رفت.

630
00:36:48,867 --> 00:36:52,472
او سه هفته پیش آزاد شد.

631
00:36:52,507 --> 00:36:54,789
وقتی برگشت تا جواهرات را کند،

632
00:36:55,305 --> 00:36:58,328
او باید شوک زندگی خود را داشته باشد.

633
00:36:58,363 --> 00:37:00,763
- بنای یادبود؟ - دقیقا.

634
00:37:01,091 --> 00:37:06,715
در حالی که او رفته بود، برخی از هواداران یک بنای یادبود نصب کردند.

635
00:37:06,750 --> 00:37:12,344
گرانیت جامد. وزن، 3 تن.

636
00:37:12,379 --> 00:37:14,314
او متوجه شد

637
00:37:14,349 --> 00:37:15,694
او نمی توانست

638
00:37:15,729 --> 00:37:18,759
تابوت را حفر کنید حداقل، نه بی سر و صدا. - اوهوم.

639
00:37:18,794 --> 00:37:20,988
یا توسط خودش

640
00:37:21,656 --> 00:37:23,729
بنابراین او شغل قدیمی خود را پیدا کرد

641
00:37:23,764 --> 00:37:25,140
بازگشت

642
00:37:25,175 --> 00:37:28,384
در قبرستان

643
00:37:28,419 --> 00:37:32,211
و سپس سانی چاو را متهم به قتل کرد

644
00:37:32,246 --> 00:37:34,925
و پلیس را گرفت

645
00:37:35,459 --> 00:37:36,958
برای کندن جواهرات

646
00:37:38,289 --> 00:37:41,483
- برای او. - تبریک میگم کارآگاه.

647
00:37:43,248 --> 00:37:45,267
اینجا برای من خوب است.

648
00:37:45,302 --> 00:37:47,016
باشه عزیزم خس همه چیز درست است.

649
00:37:47,051 --> 00:37:48,768
-نمیتونم نفس بکشم - همه چیز درست است.

650
00:37:49,732 --> 00:37:51,859
- آدریان، آدریان. -نمیتونم...

651
00:37:51,894 --> 00:37:54,439
- باشه، نفست را حفظ کن. - ...نفس کشیدن.

652
00:37:54,474 --> 00:37:57,033
نفس خود را حفظ کنید. همه چیز درست است.

653
00:38:01,611 --> 00:38:03,937
آیا باید سگ های جسد را بیاوریم؟

654
00:38:04,778 --> 00:38:06,816
نه هنوز.

655
00:38:12,701 --> 00:38:15,208
- چراغ راهنمایی خاموش است. - چی؟

656
00:38:15,649 --> 00:38:17,610
اون چراغ راهنمایی خاموشه

657
00:38:18,013 --> 00:38:20,404
سه ساعت پیش بود که به اینجا رسیدم.

658
00:38:21,975 --> 00:38:24,593
- پسر عوضی! - چی؟ چی؟

659
00:38:30,810 --> 00:38:33,366
فکر کنم وقتی داشت چاله رو میکرد سیم برق رو قطع کرد!

660
00:38:33,693 --> 00:38:35,782
- اینجا را حفاری کن! - اینجا! اینجا!

661
00:38:36,237 --> 00:38:37,719
کابل را قطع کرد، همه!

662
00:38:37,754 --> 00:38:39,038
از آنجا شروع کنید! آنجا، آنجا!

663
00:38:39,482 --> 00:38:42,239
در امتداد این خط حفاری کنید. کابل برق را پیدا کنید

664
00:38:44,804 --> 00:38:48,746
- شما خیلی زیبا هستین. من... - هه.

665
00:38:48,781 --> 00:38:52,291
باید بیشتر عکس می گرفتم

666
00:38:52,326 --> 00:38:55,456
عزیزم حرف نزن

667
00:38:55,491 --> 00:38:57,127
حرف نزن

668
00:39:07,850 --> 00:39:10,289
- هر چیزی؟ - مطمئن نیستم.

669
00:39:13,127 --> 00:39:14,215
کاپیتان!

670
00:39:17,258 --> 00:39:18,939
داره حرف میزنه

671
00:39:18,974 --> 00:39:20,994
داره حرف میزنه؟

672
00:39:21,240 --> 00:39:22,781
او می گوید:

673
00:39:24,226 --> 00:39:26,234
"دوستت دارم."

674
00:39:26,269 --> 00:39:27,905
اینجا! اینجا!

675
00:39:27,940 --> 00:39:29,395
آن بیل بكهو را همین الان اینجا بیاور!

676
00:39:29,430 --> 00:39:30,800
اینجا! اینجا!

677
00:39:35,654 --> 00:39:36,569
آدریان

678
00:39:37,452 --> 00:39:41,201
آدریان، گوش کن گوش کن، دارند حفاری می کنند.

679
00:39:41,236 --> 00:39:43,961
آنها برای شما می آیند. ناتالی باید به دنبال تو آمده باشد.

680
00:39:43,996 --> 00:39:45,907
اینطوری می دانستند که شما گم شده اید. - آره

681
00:39:46,902 --> 00:39:49,673
آدریان به من گوش کن ازت میخوام یه کاری برام بکنی

682
00:39:49,708 --> 00:39:53,180
من از شما می خواهم که دفتر من را ببندید و آنچه را که نیاز دارد به او بپردازید.

683
00:39:53,215 --> 00:39:54,442
نمیتونم... نمیتونم ببندمش.

684
00:39:54,477 --> 00:39:58,200
فقط چهار دیوار و یک در است. معنی نداره - نه

685
00:39:58,235 --> 00:40:00,436
- آدریان، الان باید بری. - نه نه.

686
00:40:00,471 --> 00:40:01,943
- آدریان، باید بری. - وای نه.

687
00:40:01,978 --> 00:40:03,516
باید بروی.

688
00:40:04,674 --> 00:40:06,699
- نه من عاشق تو هستم.

689
00:40:08,951 --> 00:40:10,992
دوستت دارم.

690
00:40:18,954 --> 00:40:20,596
داره نفس میکشه برایش اکسیژن بیاور

691
00:40:20,631 --> 00:40:23,638
با دکتر چارلز کروگر تماس بگیرید. به او بگویید در بیمارستان با ما ملاقات کند.

692
00:40:24,581 --> 00:40:26,506
او لبخند می زند.

693
00:40:27,046 --> 00:40:30,024
من هرگز او را خوشحال تر از این ندیده بودم.

694
00:40:36,924 --> 00:40:37,942
خوب، حدس می‌زنم همین باشد.

695
00:40:39,338 --> 00:40:40,943
اوه، آقا، آقا، آقا.

696
00:40:41,770 --> 00:40:44,741
- انگشت شست؟ - آره، همه چیز را می گیریم.

697
00:40:53,735 --> 00:40:55,247
باشه؟

698
00:40:57,215 --> 00:40:58,280
بیا بریم.

699
00:40:58,330 --> 00:41:02,880
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0