1
00:00:02,805 --> 00:00:05,795
آیا می خواهید اینجا منتظر بمانید یا ... در داخل با من ملاقات کنید؟

2
00:00:05,830 --> 00:00:08,203
اوه ... اوم ...

3
00:00:08,238 --> 00:00:11,123
من... می گویم نه.

4
00:00:11,158 --> 00:00:16,270
-چرا با من نمیای؟ - نه.. اوه.. اون پایین؟

5
00:00:16,305 --> 00:00:22,215
من خوب نیستم، با گاراژ خوب نیستم. اینطور است، مانند گاراژ.

6
00:00:22,250 --> 00:00:25,935
چرا باید بری بانک؟ چرا نمی توانید فقط از یکی از آن ماشین ها استفاده کنید؟

7
00:00:25,970 --> 00:00:29,279
- چون کارت خودپرداز را گم کردم. - من فکر می کردم که شما فقط دسته چک خود را گم کرده اید.

8
00:00:29,314 --> 00:00:32,683
آره. و همچنین دفترچه آدرس را گم کردم.

9
00:00:34,608 --> 00:00:37,919
تو اینجا می مانی، من تا 5 دقیقه دیگر برمی گردم، باشه؟

10
00:01:47,840 --> 00:01:49,203
شارونا

11
00:01:51,897 --> 00:01:55,279
- داگلاس نگران توست. - اوه خدای من!

12
00:02:04,961 --> 00:02:07,231
به یک امدادگر نیازمندیم ضربات چاقو متعددی داشت.

13
00:02:08,205 --> 00:02:10,514
پارکینگ 10 و ون نس.

14
00:02:10,549 --> 00:02:12,963
- او چاقو خورده است؟ - آره فکر کنم مرده!

15
00:02:12,998 --> 00:02:15,460
و اسمم را گفت. او همینجاست

16
00:02:18,081 --> 00:02:19,708
چی؟

17
00:02:27,937 --> 00:02:30,593
من به شما می گویم، او همین جا بود!

18
00:02:34,315 --> 00:02:36,728
MONK فصل 3 Epi. 06 آقای راهب و دختری که گریه کرد گرگ

19
00:03:44,976 --> 00:03:48,131
- هر چیزی؟ - کاپیتان، من دانشمند موشکی نیستم،

20
00:03:48,166 --> 00:03:51,036
اما فکر می کنم می دانم که آیا جسدی در اتاق هست یا نه.

21
00:03:56,571 --> 00:04:00,127
- هی برو - با تشکر.

22
00:04:01,121 --> 00:04:05,229
پس گوش کن، من باید گزارشی را اینجا ثبت کنم. می فهمی، درسته؟

23
00:04:07,448 --> 00:04:09,612
این مردی که دیدی...

24
00:04:09,647 --> 00:04:12,861
او چه قد متوسطی داشت، حدود 30 سال سن داشت؟

25
00:04:12,896 --> 00:04:14,990
شاید 35

26
00:04:15,025 --> 00:04:18,670
و چکمه و پیراهن کابوی پوشیده بود.

27
00:04:18,705 --> 00:04:21,213
و او، اوه، یک چاقو در سینه اش داشت.

28
00:04:21,248 --> 00:04:24,413
بله، و یک پیچ گوشتی در گوشش.

29
00:04:24,448 --> 00:04:27,454
سر صاف یا سر فیلیپس؟

30
00:04:27,489 --> 00:04:29,315
متاسف.

31
00:04:32,638 --> 00:04:37,438
و این مرد، او شما را به نام شما صدا کرد. - بله

32
00:04:37,473 --> 00:04:39,649
یعنی چیز دیگه ای گفت؟

33
00:04:39,684 --> 00:04:43,321
- "داگلاس نگران توست." - "داگلاس نگران توست."

34
00:04:43,356 --> 00:04:44,933
داگلاس کیه؟

35
00:04:46,154 --> 00:04:48,500
داگلاس نام پدرم بود.

36
00:04:49,034 --> 00:04:51,053
خب الان کجاست؟

37
00:04:51,088 --> 00:04:53,500
او 20 سال است که مرده است.

38
00:04:56,917 --> 00:05:00,093
تست لومینول منفی است. هیچ نشانی از خون نیست.

39
00:05:00,128 --> 00:05:02,621
خب، شاید هر کس آن مرد را کشته، پاکسازی کرده است.

40
00:05:03,579 --> 00:05:06,304
چه چیزی، در دو دقیقه، و از شر یک بدن خلاص شد؟

41
00:05:06,339 --> 00:05:08,044
حتی شما هم نمی توانستید این کار را انجام دهید.

42
00:05:08,079 --> 00:05:10,017
به شیشه جلو نگاه کن

43
00:05:12,237 --> 00:05:14,478
خوب، در مورد آن چطور؟

44
00:05:14,513 --> 00:05:19,160
چهار حشره مرده روی آن شیشه جلو به شکل ذوزنقه وجود داشت.

45
00:05:19,195 --> 00:05:22,647
- ذوزنقه. - آره آنها تمام روز آنجا بوده اند.

46
00:05:22,682 --> 00:05:24,433
یکی پاکش کرد

47
00:05:24,468 --> 00:05:26,095
خوب، شاید او آن را پاک کرده است.

48
00:05:26,130 --> 00:05:28,746
- چرا او این کار را می کند؟ - به من بگو.

49
00:05:29,654 --> 00:05:31,873
ببین، راهب، تو بهترین کارآگاهی هستی که من می شناسم.

50
00:05:31,908 --> 00:05:33,475
اینجا چیزی میبینی

51
00:05:33,510 --> 00:05:37,523
به غیر از اشکال ذوزنقه ای گم شده...

52
00:05:37,558 --> 00:05:39,749
برای تایید داستان او؟

53
00:05:43,459 --> 00:05:47,228
در گاراژهای پارکینگ در بهترین حالتم نیستم.

54
00:05:49,042 --> 00:05:51,513
اوه تردی. متاسفم.

55
00:05:56,563 --> 00:05:58,393
ببین من نمیدونم چی فکر کنم

56
00:05:58,428 --> 00:06:01,481
شارونا تحت استرس زیادی بوده است.

57
00:06:01,516 --> 00:06:05,578
او چیزهایی را از دست داده است. او قرار ملاقات ها را فراموش کرده است.

58
00:06:05,613 --> 00:06:07,515
شاید او نیاز به استراحت دارد.

59
00:06:07,550 --> 00:06:09,873
- از چی؟ - از تو

60
00:06:11,209 --> 00:06:14,244
راهب، آن خانم پر استرس ترین شغل را در آمریکای شمالی دارد.

61
00:06:14,279 --> 00:06:17,731
من آدم‌هایی را می‌شناسم که در تیم بمب‌گذاری هستند، مثل میخ‌ها، اعصاب پولادین،

62
00:06:17,766 --> 00:06:21,677
که نمی تواند برای شما کار کند. آنها چهار سال پیش کرک می کردند.

63
00:06:21,712 --> 00:06:23,703
من می گویم به او استراحت دهید.

64
00:06:23,738 --> 00:06:26,165
یک هفته مرخصی با حقوق او را به خانه بفرست

65
00:06:26,200 --> 00:06:28,478
آنجا، پرونده بسته شد.

66
00:06:33,529 --> 00:06:35,970
خب، من نمی توانم باور کنم که شما قبلاً هرگز دومینو بازی نکرده اید.

67
00:06:36,005 --> 00:06:37,389
من هم نه.

68
00:06:39,611 --> 00:06:41,760
این آخرین مورد است. ما آن را انجام دادیم.

69
00:06:41,795 --> 00:06:43,130
نگهش دار

70
00:06:45,384 --> 00:06:48,038
- باشه. - خیلی خوب. - آفرین.

71
00:06:50,305 --> 00:06:52,736
- حالا بهترین قسمت. - میدانم. میدانم.

72
00:06:52,771 --> 00:06:55,952
من منتظر این بودم باشه، در حد خودت...

73
00:06:56,462 --> 00:06:59,783
آماده شو... برو!

74
00:07:01,055 --> 00:07:03,130
اووووووووووووووو چیکار میکنی

75
00:07:03,165 --> 00:07:04,921
کنار گذاشتن آنها هی اینو تماشا کن

76
00:07:04,956 --> 00:07:06,243
دو در یک زمان.

77
00:07:06,278 --> 00:07:08,480
نه نه نه. شما قرار است آنها را زمین گیر کنید.

78
00:07:08,515 --> 00:07:09,969
چی؟ - قرار است آنها را از پا در بیاوری.

79
00:07:10,004 --> 00:07:13,595
نه، نه، صبر کن، صبر کن، صبر کن، بنجی، بنجی، بنیامین.

80
00:07:13,630 --> 00:07:17,600
نه، نه، ببین، اگر آن یکی را به زمین بزنی،

81
00:07:17,635 --> 00:07:20,564
سپس همه آنها می روند.

82
00:07:20,599 --> 00:07:23,295
و پس از آن، شما یک آشفتگی غول پیکر دارید.

83
00:07:23,330 --> 00:07:24,884
خداروشکر اینجا بودم

84
00:07:24,919 --> 00:07:28,485
بیایید آنها را کنار بگذاریم. این جالبه. - اما میدونی...

85
00:07:28,520 --> 00:07:31,487
هی، هی بیایید آنها را به ترتیب کنار بگذاریم.

86
00:07:31,522 --> 00:07:34,126
- اینجا. اینجا یک 2 نقطه است. - خوب.

87
00:07:34,161 --> 00:07:35,904
به دنبال همه 2 نقطه.

88
00:07:35,939 --> 00:07:37,838
هی، بنجی، گوش کن، من دو ساعت دیگر برمی گردم،

89
00:07:37,873 --> 00:07:40,584
و تا زمانی که تکالیف خود را انجام ندهی تلویزیون وجود ندارد، باشه؟

90
00:07:40,619 --> 00:07:43,150
باشه حالا من...

91
00:07:43,185 --> 00:07:45,134
کیف پول من...

92
00:07:45,169 --> 00:07:47,962
کلیدهای ...

93
00:07:47,997 --> 00:07:50,130
پنجره.

94
00:07:53,175 --> 00:07:54,301
آدریان، می تونی این پنجره رو برای من بگیری؟

95
00:07:54,336 --> 00:07:56,567
-چون دارم دیر میام. - مطمئن.

96
00:07:57,128 --> 00:07:59,604
- کلاست چطوره؟ - عالی.

97
00:07:59,639 --> 00:08:01,135
من همیشه در دبیرستان می نوشتم،

98
00:08:01,170 --> 00:08:06,134
اما من فکر می کنم خیلی مهم است که من یک خروجی خلاقانه داشته باشم، می دانید؟

99
00:08:06,169 --> 00:08:09,224
چیزی برای بیان خودم

100
00:08:09,259 --> 00:08:12,285
خب، اوه، کی برمیگردی سر کار؟

101
00:08:13,054 --> 00:08:16,280
اوم... فردا.

102
00:08:16,315 --> 00:08:18,832
- فردا. واقعا؟ - آره

103
00:08:22,829 --> 00:08:25,841
آدریان، من واقعاً از وقت مرخصی قدردانی می کنم.

104
00:08:27,321 --> 00:08:30,491
و اوه، گوش کن...

105
00:08:30,526 --> 00:08:34,746
میدونم که نگران من بودی ولی خیلی واقعی بود.

106
00:08:34,781 --> 00:08:38,427
صورتش، خون...

107
00:08:38,462 --> 00:08:40,807
قرار نیست دوباره اتفاق بیفتد

108
00:08:41,220 --> 00:08:42,640
خیلی خوب.

109
00:08:42,675 --> 00:08:47,149
بنجی خوب باش به او گوش کن، باشه؟ - باشه.

110
00:08:55,612 --> 00:08:58,952
من نمی توانم باور کنم که او واقعا دوست دارد به مدرسه برود.

111
00:08:58,987 --> 00:09:02,330
او تمام شب را بیدار می ماند و داستان هایش را می نویسد. - چه نوع داستان هایی؟

112
00:09:02,365 --> 00:09:04,577
من نمی دانم. او به من اجازه نمی دهد آنها را بخوانم.

113
00:09:04,612 --> 00:09:07,087
هر چند اسم یکی رو دیدم

114
00:09:07,122 --> 00:09:08,913
- "دستورالعمل مرگبار." - آره

115
00:09:08,948 --> 00:09:10,848
من فکر می کنم این یک راز است.

116
00:09:14,585 --> 00:09:16,670
متوقف کردن! متوقف کردن!

117
00:09:16,705 --> 00:09:18,806
بنجی، بس کن، بس کن. متوقفش کن

118
00:09:19,003 --> 00:09:21,003
متوقف کردن!

119
00:09:24,603 --> 00:09:25,871
اوه...

120
00:09:28,148 --> 00:09:29,649
متوقف کردن!

121
00:09:33,657 --> 00:09:35,603
ما چه کرده ایم؟

122
00:09:37,586 --> 00:09:41,840
گاندورو نظاره گر ورود زائران ذنلهف به دره پایین بود.

123
00:09:41,875 --> 00:09:45,372
او با دست راست روباتیک خود به آنها سلام کرد.

124
00:09:45,407 --> 00:09:48,998
در بازوی چپش ردای نامرئی را گرفته بود،

125
00:09:49,033 --> 00:09:53,236
در حالی که بازوی میانی خود را پشت سرش لغزید

126
00:09:53,271 --> 00:09:58,206
تا تیر آخر را از کتک خود بیرون بکشد.

127
00:09:58,241 --> 00:09:59,772
پایان.

128
00:09:59,807 --> 00:10:02,775
ممنون بیلی خیلی واضح بود

129
00:10:02,810 --> 00:10:05,564
- هر سوال یا نظری دارید؟ -آره یه سوال داشتم

130
00:10:05,599 --> 00:10:09,473
چه کسی را در مورد بازگرداندن 15 دقیقه آخر عمرم می بینم؟

131
00:10:09,508 --> 00:10:13,551
برای اطلاع شما، وارلا، داستان فانتزی الان خیلی داغ است، باشه؟

132
00:10:13,586 --> 00:10:16,036
برای اطلاع شما، شما دچار توهم هستید.

133
00:10:16,071 --> 00:10:18,923
میدونی من تمام روز چیکار میکنم؟ من یک پرستارم. وقتی میبینمش مریض میدونم

134
00:10:18,958 --> 00:10:21,465
و این یک توله سگ غمگین، بیمار و گیکی است.

135
00:10:21,500 --> 00:10:23,866
وارلا، لطفا، منفی نیست.

136
00:10:23,901 --> 00:10:28,180
ما اینجا هستیم تا از یکدیگر حمایت کنیم و به یکدیگر احترام بگذاریم.

137
00:10:28,215 --> 00:10:29,575
باشه.

138
00:10:29,610 --> 00:10:31,936
در اینجا مقالات شما از هفته گذشته است.

139
00:10:31,971 --> 00:10:34,539
ادی خیلی خوبه

140
00:10:34,574 --> 00:10:36,881
ریتا، استعاره را دوست دارم.

141
00:10:36,916 --> 00:10:40,081
جورج، بد نیست

142
00:10:40,116 --> 00:10:42,483
وارلا...

143
00:10:42,518 --> 00:10:46,607
ب-؟ اوه، ما باید در مورد این صحبت کنیم.

144
00:10:47,740 --> 00:10:49,543
باشه ام

145
00:10:49,578 --> 00:10:52,438
به کار روی مقالات خود ادامه دهید

146
00:10:52,473 --> 00:10:55,991
به یاد داشته باشید که اولین پیش نویس خود را با دست بنویسید.

147
00:10:56,026 --> 00:10:59,221
فقط بگذارید جریان پیدا کند. من تمام چهارشنبه شما را می بینم.

148
00:11:03,079 --> 00:11:04,744
- اوم، خانم پرمینگر؟ - آره؟

149
00:11:04,779 --> 00:11:08,531
- من کاغذم را نگرفتم. - شارونا، تو یکی رو تحویل ندادی.

150
00:11:09,924 --> 00:11:12,789
چی؟ بله، انجام دادم. من، چهارشنبه به شما دادم.

151
00:11:12,824 --> 00:11:14,411
من قصد داشتم به این موضوع اشاره کنم که در واقع،

152
00:11:14,446 --> 00:11:17,342
اما من فقط فرض کردم که شما کار را تمام نکرده اید و بعدا آن را تحویل می دهید.

153
00:11:17,377 --> 00:11:20,172
نه نه نه نه. من، تحویلش دادم

154
00:11:20,207 --> 00:11:22,795
من، تو داشتی بهش نگاه میکردی

155
00:11:22,830 --> 00:11:26,804
ماشینت رو چک کردی؟ شاید بین صندلی ها افتاد؟

156
00:11:28,807 --> 00:11:32,074
نه من...

157
00:11:33,306 --> 00:11:36,474
شارونا، حالت خوبه؟

158
00:12:02,671 --> 00:12:05,187
اوه خدای من!

159
00:12:15,147 --> 00:12:17,117
می دانید، زمان گیج کننده ای است،

160
00:12:17,152 --> 00:12:20,377
نه فقط برای شما، بلکه برای همه

161
00:12:20,412 --> 00:12:22,287
به سختی می توان احساس مرکزیت کرد.

162
00:12:22,322 --> 00:12:25,738
این روزها حتی تشخیص این که مرکز کجاست سخت است.

163
00:12:25,773 --> 00:12:28,071
در حال حاضر چه احساسی دارید؟

164
00:12:31,968 --> 00:12:34,852
خب حس عجیبی دارم اینجا...

165
00:12:34,887 --> 00:12:37,859
مثل اینکه دارم تجاوز میکنم

166
00:12:40,584 --> 00:12:43,857
شرط می بندم که آن بالش ها باید او را دیوانه کنند، ها؟

167
00:12:44,750 --> 00:12:47,271
من آزادی گفتن ندارم

168
00:12:50,720 --> 00:12:54,475
خوب، می بینم که پنجره من از پنجره شما تمیزتر است.

169
00:12:54,510 --> 00:12:56,143
این باید او باشد.

170
00:12:56,178 --> 00:12:58,441
گاهی آرزو می کنم کاش می توانستیم صندلی ها را عوض کنیم،

171
00:12:58,476 --> 00:13:01,014
بنابراین من می توانم این پنجره را کمی دریافت کنم ...

172
00:13:02,447 --> 00:13:04,833
تو اینو گفتی

173
00:13:04,868 --> 00:13:08,064
شما چه چیزهایی را از دست داده اید، درست است؟

174
00:13:09,070 --> 00:13:11,250
علاوه بر عقل من؟

175
00:13:16,581 --> 00:13:19,085
نگاه کن...

176
00:13:19,120 --> 00:13:21,575
فکر کردم در مدرسه یک مقاله تحویل دادم،

177
00:13:21,610 --> 00:13:23,968
و معلوم شد که این کار را نکردم.

178
00:13:24,003 --> 00:13:26,230
پیش می آید.

179
00:13:26,800 --> 00:13:28,402
خوب، خوب، هفته گذشته ...

180
00:13:28,437 --> 00:13:30,891
من یک کنترل از راه دور در فریزر پیدا کردم.

181
00:13:30,926 --> 00:13:33,212
4 روز پیش، کلید ماشین من در زیرزمین است،

182
00:13:33,247 --> 00:13:35,698
و من ماه هاست که آنجا نرفته ام.

183
00:13:41,812 --> 00:13:43,912
آیا شما بعدی هستید؟

184
00:13:43,947 --> 00:13:46,739
من فقط منتظر یک دوست هستم.

185
00:13:46,774 --> 00:13:48,990
من قبلاً سه شنبه اینجا نبودم.

186
00:13:49,981 --> 00:13:51,699
من دوشنبه ها اینجام...

187
00:13:53,130 --> 00:13:55,251
و جمعه ها

188
00:13:56,874 --> 00:14:00,429
و هر چهارشنبه در میان.

189
00:14:13,796 --> 00:14:15,506
نظر شما در مورد دستگاه نویز سفید جدید چیست؟

190
00:14:15,541 --> 00:14:18,983
من آن را دوست ندارم. صدای آن نیم دسی بل بلندتر است.

191
00:14:19,018 --> 00:14:21,932
دقیقا. - آره

192
00:14:28,317 --> 00:14:31,795
وقتی چیزی را از دست می دهید چه احساسی دارید؟

193
00:14:33,339 --> 00:14:37,022
میترسم... اما به خاطر بنجی نمیتونم نشونش بدم.

194
00:14:37,057 --> 00:14:39,676
باشه چی از چی میترسی

195
00:14:40,832 --> 00:14:44,378
که دارم از هم می پاشم...

196
00:14:44,413 --> 00:14:46,053
مثل پدرم

197
00:14:46,088 --> 00:14:48,173
درباره آن به من بگو.

198
00:14:54,748 --> 00:14:59,628
پدرم مرد بسیار فعالی بود.

199
00:14:59,663 --> 00:15:03,850
از آنجا که او یک فروشگاه سخت افزار در جرسی داشت،

200
00:15:03,885 --> 00:15:09,947
و اوم، یک روز صبح، او هرگز پایین آمد.

201
00:15:09,982 --> 00:15:12,443
او از رختخواب بلند نمی شد. او گفت که نمی تواند.

202
00:15:12,478 --> 00:15:15,196
گفت خیلی خسته است.

203
00:15:15,231 --> 00:15:21,000
و هرگز از رختخواب بلند نشد...

204
00:15:21,035 --> 00:15:24,294
و مادرم مغازه را فروخته بود.

205
00:15:26,477 --> 00:15:30,753
- متاسفم. - همه متاسف بودند.

206
00:15:32,766 --> 00:15:35,928
و سپس در بیمارستان بستری شد.

207
00:15:35,963 --> 00:15:41,085
همه آن را خانه استراحت می نامیدند، اما من می دانستم که واقعاً چیست.

208
00:15:41,120 --> 00:15:44,727
بنابراین...

209
00:15:44,762 --> 00:15:48,949
میدونی چیه؟ تمام چیزی که به یاد دارم...

210
00:15:48,984 --> 00:15:52,629
این بود که اتاقش به این رنگ آبی زشت بود،

211
00:15:52,664 --> 00:15:56,951
و اینکه بوی ماهی می داد،

212
00:15:56,986 --> 00:16:02,714
و آنجا بود که در آن اتاق درگذشت.

213
00:16:02,749 --> 00:16:08,270
من در آن زمان 12 سالم بود و ...

214
00:16:08,305 --> 00:16:15,043
اوه، بنجی چند ساله است.

215
00:16:15,078 --> 00:16:19,891
به خدا سوگند اگر ناراحتی داشته باشم هرگز او را نمی بخشم.

216
00:16:20,614 --> 00:16:23,008
پدر شما؟

217
00:16:23,043 --> 00:16:25,185
آدریان

218
00:16:25,980 --> 00:16:28,686
شارونا، هستی، نیستی...

219
00:16:28,721 --> 00:16:31,655
شما نمی گویید که آدریان مسئول این است.

220
00:16:31,690 --> 00:16:35,231
تو پرستار هستی میدونی که مسری نیست

221
00:16:35,266 --> 00:16:38,247
ببین، من تمام روز با او هستم،

222
00:16:38,282 --> 00:16:42,467
و تنها چیزی که می دانم این است که قبل از ملاقات با او خوب بودم.

223
00:17:28,540 --> 00:17:30,139
چه کار می کنی؟

224
00:17:31,003 --> 00:17:32,958
فقط درست کردنشون...

225
00:17:32,993 --> 00:17:37,384
دو، دو... و دو.

226
00:17:38,419 --> 00:17:41,882
- این روشی است که دکتر کروگر آن را دوست دارد. - اون بهت اینو گفته؟

227
00:17:42,637 --> 00:17:45,188
من اینطور فکر نمی کردم.

228
00:17:45,223 --> 00:17:47,132
نه، دکتر کروگر و من یک سیستم داریم.

229
00:17:47,167 --> 00:17:50,490
ما آنها را بر اساس عناوین مرتب می کنیم.

230
00:17:54,702 --> 00:17:56,753
من اینطور فکر نمی کنم.

231
00:17:56,788 --> 00:17:59,363
بنابراین به همین دلیل است که هر بار که وارد می شوم باید آن را تعمیر کنم.

232
00:17:59,398 --> 00:18:01,404
من هم می خواستم که همین را بگویم.

233
00:18:01,439 --> 00:18:03,664
- همین بالا. - حالا مثل بچه ها رفتار نکن.

234
00:18:03,699 --> 00:18:06,086
داری مسخره میکنی تو مارپیچ میشی...

235
00:18:06,121 --> 00:18:08,056
نه تنها مشکلات کنترلی جدی دارید،

236
00:18:08,091 --> 00:18:10,248
- تو یک دروغگوی بیمارگونه ای -خب تو احمقی.

237
00:18:10,283 --> 00:18:14,169
چون می دانم، من دکتر کروگر را خیلی بیشتر از شما می شناسم.

238
00:18:14,204 --> 00:18:15,547
آن را روی زمین نیندازید!

239
00:18:15,582 --> 00:18:18,468
خوب، حالا، حالا باید آن را بیرون بریزیم.

240
00:18:18,503 --> 00:18:21,139
داری مسخره میکنی این از اینجا بالا می رود.

241
00:18:21,174 --> 00:18:23,103
- تو خیلی خودخواهی. - هارولد، هارولد...

242
00:18:23,138 --> 00:18:25,522
دکتر کروگر، او مدام سیستم ما را به هم می زند.

243
00:18:25,557 --> 00:18:26,811
باید یکنواخت باشد. ما همیشه آنها را یکسان می کنیم.

244
00:18:26,846 --> 00:18:29,641
- به کمک نیاز داری رفیق. - آدریان! هارولد!

245
00:18:29,676 --> 00:18:32,489
وقتی در خانه خود هستید، می توانید همه چیز را همانطور که دوست دارید ترتیب دهید.

246
00:18:32,524 --> 00:18:34,606
اتفاقاً اینجا دفتر من است.

247
00:18:34,641 --> 00:18:37,850
اگر اوضاع کمی نامرتب است، من آن را دوست دارم.

248
00:18:37,885 --> 00:18:40,274
امیدوارم هر دوی شما به آن احترام بگذارید.

249
00:18:40,309 --> 00:18:42,567
هارولد، آیا می‌خواهی وارد عمل شوی؟ من یک دقیقه دیگر با شما خواهم بود.

250
00:18:42,602 --> 00:18:43,906
آره چرا الان نمیری دفتر؟

251
00:18:43,907 --> 00:18:45,666
آدریان، من از اینجا مراقبت می کنم. متشکرم.

252
00:18:45,701 --> 00:18:48,891
هارولد برو دفتر من یک ثانیه دیگر آنجا خواهم بود.

253
00:18:48,926 --> 00:18:52,877
- ممنون هارولد. - من تو را در جهنم می بینم، هارولد. - آدریان

254
00:18:52,912 --> 00:18:54,208
شارونا، شروع بسیار خوبی بود.

255
00:18:54,243 --> 00:18:58,801
پنج شنبه میبینمت هارولد! متشکرم. آدریان

256
00:18:58,836 --> 00:19:00,497
- ممنونم دکتر. - متشکرم.

257
00:19:04,468 --> 00:19:06,550
اونجا چطور بود؟

258
00:19:06,585 --> 00:19:08,449
نمیخوام در موردش صحبت کنم.

259
00:19:11,270 --> 00:19:13,089
من میرم بشورم

260
00:19:26,996 --> 00:19:31,786
می توانی از پسش بر بیایی. می توانی از پسش بر بیایی.

261
00:19:36,633 --> 00:19:39,120
اوه خدای من.

262
00:19:53,649 --> 00:19:57,029
- بابا بهت نیاز داره - اوه خدای من!

263
00:19:59,931 --> 00:20:02,769
آدریان، من...

264
00:20:09,294 --> 00:20:14,085
او، او همانجا بود. نگاه کن، غرفه را بررسی کن.

265
00:20:14,120 --> 00:20:15,511
- من، ترجیح می دهم غرفه را چک نکنم. - دکه را چک کنید!

266
00:20:15,546 --> 00:20:18,797
خیلی خوب. غرفه را چک می کنم.

267
00:20:30,669 --> 00:20:33,350
اوه خدا

268
00:20:40,450 --> 00:20:44,269
یادم می آید زمانی که دیوارهای حمام برای شماره تلفن و لیمرهای کثیف بود.

269
00:20:44,304 --> 00:20:47,189
و نقاشی های خنده دار از افسر فرمانده شما.

270
00:20:47,224 --> 00:20:49,082
چه نقاشی هایی؟

271
00:20:51,771 --> 00:20:53,650
مثل اون؟

272
00:20:54,102 --> 00:20:55,614
من نمی دانم.

273
00:20:55,649 --> 00:20:58,086
شاید ابروها کمی ضخیم تر بودند.

274
00:20:59,080 --> 00:21:00,998
مم، همینطور.

275
00:21:01,624 --> 00:21:03,783
شاید. من، من نمی دانم.

276
00:21:03,818 --> 00:21:05,880
خب چی فکر می کنی؟

277
00:21:05,915 --> 00:21:08,548
- من می خواهم او را باور کنم. -خب منم میخوام باور کنم

278
00:21:08,583 --> 00:21:10,264
اما این چیزی نیست که از شما پرسیدم

279
00:21:10,299 --> 00:21:11,684
من نمی دانم.

280
00:21:11,719 --> 00:21:14,618
شاید من خیلی به آن نزدیک هستم، مثل پرونده ترودی.

281
00:21:14,653 --> 00:21:18,150
- شواهد فیزیکی وجود ندارد. - قلاب در سقف بود.

282
00:21:18,185 --> 00:21:21,390
ما آن را بررسی کردیم، مونک. همیشه آنجا بود.

283
00:21:37,336 --> 00:21:40,175
ایناهاش. همونجا

284
00:21:40,210 --> 00:21:42,045
این؟

285
00:21:47,144 --> 00:21:49,568
اوه، این یک مسابقه کامل است.

286
00:21:49,603 --> 00:21:51,331
این چیزهای سفید چیست؟

287
00:21:51,366 --> 00:21:53,779
- گچ ... - از دیوار.

288
00:21:53,814 --> 00:21:56,453
خوب، اکنون می دانیم که "کمکم کن" به چه معناست.

289
00:22:18,961 --> 00:22:21,008
شارونا...

290
00:22:23,489 --> 00:22:26,454
آدریان...

291
00:22:26,489 --> 00:22:29,975
من دیگه نمیتونم ازت مراقبت کنم

292
00:22:30,010 --> 00:22:34,385
چی؟ - ببین، من باید کمی مرخصی بگیرم، باشه؟

293
00:22:34,420 --> 00:22:38,020
حالا، من همین الان به یکی از دوستان خیلی خوبم که یک پرستار ثبت نام شده است، زنگ زدم،

294
00:22:38,055 --> 00:22:40,099
و او قرار است جای من را پر کند.

295
00:22:40,134 --> 00:22:42,499
او چگونه است؟

296
00:22:55,037 --> 00:22:57,694
- تو آدام هستی؟ - اوه، نه

297
00:22:57,729 --> 00:23:00,049
صبر کن. صبر کن. آنتونی

298
00:23:00,084 --> 00:23:02,499
- آدریان - نه، این نیست.

299
00:23:02,534 --> 00:23:04,627
شلیک کن، من نمی توانم دستخط خودم را بخوانم.

300
00:23:04,662 --> 00:23:06,889
آدریان است. من کاملا مطمئن هستم.

301
00:23:06,924 --> 00:23:10,499
صبر کن. الف، آدریان.

302
00:23:10,534 --> 00:23:11,678
شما درست می گفتید.

303
00:23:11,713 --> 00:23:14,919
من وارلا هستم، دوست شارونا از کلاس نویسندگی او.

304
00:23:14,954 --> 00:23:19,226
- اون بهت گفت که دارم میام، درسته؟ -خب اوم...

305
00:23:19,261 --> 00:23:21,385
- اوه ... - به چی نگاه می کنی؟

306
00:23:21,420 --> 00:23:23,605
چشمام همین بالاست

307
00:23:23,640 --> 00:23:25,280
من، اوه، نه اوه، نه، من نبودم...

308
00:23:25,315 --> 00:23:27,359
یک راهب که به سینه های من نگاه می کند چه می کند؟

309
00:23:27,394 --> 00:23:30,437
من راهب نیستم اسم من مونک است.

310
00:23:30,472 --> 00:23:32,832
دوست پسر من کیک بوکسینگ تدریس می کند.

311
00:23:32,867 --> 00:23:34,668
تو نمیخوای با من سر و کله بزنی

312
00:23:34,703 --> 00:23:38,495
- اوه، تو پرستار هستی یا... - من فقط یک پرستار نیستم.

313
00:23:38,530 --> 00:23:40,335
عزیزم من پرستارت هستم

314
00:23:40,370 --> 00:23:42,129
و مجبور شدم ادرار کنم یادداشت من را نگه دارید

315
00:23:42,164 --> 00:23:44,000
باید بروم مثانه ام را مثانه کنم.

316
00:23:44,035 --> 00:23:46,420
نه، نه، نه، نه. نه، لطفا، نکن.

317
00:23:46,455 --> 00:23:50,556
آن، واقعاً یک دستشویی عمومی نیست.

318
00:24:20,639 --> 00:24:21,960
تو از من چی میخوای؟

319
00:24:21,995 --> 00:24:23,240
من یک چاقو دارم!

320
00:24:23,275 --> 00:24:24,972
هی

321
00:24:25,007 --> 00:24:27,183
شما شوهر سابق خود را نمی شناسید؟

322
00:24:28,475 --> 00:24:29,834
ترور

323
00:24:29,869 --> 00:24:32,887
تو منو تا حد مرگ ترسوندی چطور توانستید به اینجا وارد شوید؟

324
00:24:32,922 --> 00:24:35,388
شما هنوز کلیدهای یدکی خود را بالای در پنهان می کنید.

325
00:24:36,777 --> 00:24:40,903
خب، نمی تونی اینجوری وارد خونه من بشی، باشه؟

326
00:24:40,938 --> 00:24:42,847
من منتظر بنجی هستم.

327
00:24:42,882 --> 00:24:46,467
- او مرا صدا زد. - بنجی بهت زنگ زد؟

328
00:24:46,502 --> 00:24:48,520
گفت نگران توست.

329
00:24:50,809 --> 00:24:54,576
خب داری وقتتو تلف میکنی باید به جرسی برگردی

330
00:24:54,611 --> 00:24:56,358
ما خوب هستیم

331
00:24:57,158 --> 00:24:59,278
شما هستید؟

332
00:25:01,951 --> 00:25:04,868
من به لیستی از داروهای شما و دوزهای مناسب نیاز دارم.

333
00:25:04,903 --> 00:25:07,620
- هیچ دارویی مصرف نکنید. - پس من اینجا چیکار می کنم؟

334
00:25:07,655 --> 00:25:09,883
دارم فقط به یه کمک کوچولو نیاز دارم

335
00:25:09,918 --> 00:25:12,925
- چیکار میکنی؟ - همه چیز.

336
00:25:12,960 --> 00:25:14,780
من گرسنه ام

337
00:25:19,706 --> 00:25:20,986
اینجا چه خبر است؟

338
00:25:21,021 --> 00:25:23,654
- کفش؟ - نه، این غذای من است.

339
00:25:23,689 --> 00:25:25,810
من آن را در ظروف بدون هوا نگه می دارم.

340
00:25:25,845 --> 00:25:28,691
به ترتیب خاصی است. کد رنگی داره

341
00:25:28,726 --> 00:25:30,988
یک نمودار در داخل در اینجا وجود دارد.

342
00:25:31,023 --> 00:25:33,021
در این یکی چیست؟

343
00:25:33,056 --> 00:25:35,707
- بوقلمون؟ - آن برای توست.

344
00:25:35,742 --> 00:25:37,987
برای من؟ تو حتی نمیدونستی که دارم میام

345
00:25:38,022 --> 00:25:41,193
میدونم ولی الان مال توست

346
00:25:41,228 --> 00:25:42,622
بدون دارو، ها؟

347
00:25:42,657 --> 00:25:46,919
شارونا از من خواست که این را به تو بدهم.

348
00:25:49,795 --> 00:25:51,929
چه خبر؟

349
00:25:51,964 --> 00:25:55,964
راهب آدریان، مراقبت و تغذیه. رژیم غذایی خاص، او فوبیا دارد.

350
00:25:55,999 --> 00:25:58,432
ارتفاعات، میکروب ها، مارها، جمعیت، شیر...

351
00:25:58,467 --> 00:26:00,014
از شیر می ترسی؟

352
00:26:00,049 --> 00:26:01,887
چند سالته مرد

353
00:26:01,922 --> 00:26:04,777
من یک برادرزاده 2 ساله دارم که از شیر نمی ترسد.

354
00:26:04,812 --> 00:26:08,451
- باید خیلی بهش افتخار کنی. - برای چی، نترسیدن از شیر؟

355
00:26:08,486 --> 00:26:09,864
این فقط به این معنی است که او عادی است.

356
00:26:09,899 --> 00:26:12,111
شما به این نیاز ندارید

357
00:26:12,146 --> 00:26:14,147
شارونا پرستار خوبی است،

358
00:26:14,182 --> 00:26:17,410
اما او با شما مانند یک کودک رفتار می کند.

359
00:26:17,445 --> 00:26:19,685
مهمانی تمام شد، آدریان راهب،

360
00:26:19,720 --> 00:26:22,775
چون قراره مثل یه مرد باهات رفتار کنم

361
00:26:22,810 --> 00:26:25,154
این کار را نکن

362
00:26:25,189 --> 00:26:26,986
و چون قراره دو هفته با هم باشیم

363
00:26:27,021 --> 00:26:29,134
چند چیز وجود دارد که باید بدانید، - نه، نه، نه.

364
00:26:29,169 --> 00:26:33,507
خیلی خوب؟ من یک ساعت برای ناهار تنها با تلویزیون وقت دارم.

365
00:26:33,542 --> 00:26:35,723
باشه، تا ساعت 5:30، چی؟

366
00:26:35,758 --> 00:26:38,589
در ماشین من در حال دور شدن با دست خداحافظی.

367
00:26:38,624 --> 00:26:40,003
آخر هفته ها تعطیلم

368
00:26:40,038 --> 00:26:41,962
در خانه با من تماس نگیرید مگر اینکه اورژانسی باشد،

369
00:26:41,997 --> 00:26:45,842
که نخواهد بود، پس هرگز با من تماس نگیرید.

370
00:26:45,877 --> 00:26:47,406
- آره - دوباره برو،

371
00:26:47,441 --> 00:26:49,938
- به سینه ام نگاه می کند. - نه، نه، من...

372
00:26:49,973 --> 00:26:53,764
دوباره به من دست بزن و آنقدر به تو ضربه می زنم که حتی بچه هایت هم آن را احساس خواهند کرد.

373
00:26:53,799 --> 00:26:58,776
- حالا چیپس ها رو کجا نگه میداری؟ - ندارم، بچه ندارم.

374
00:26:58,811 --> 00:27:03,161
اوم، ترودی و من در مورد آن صحبت کردیم، اما، اوه...

375
00:27:03,196 --> 00:27:05,467
اوه، شلیک کن، یک خرده وجود دارد.

376
00:27:06,201 --> 00:27:08,120
حال شارونا چطور است؟

377
00:27:08,155 --> 00:27:11,129
من، من نمی دانم. اوه...

378
00:27:11,164 --> 00:27:15,959
- من فقط قرار بود بهش زنگ بزنم. - من نگران اون دخترم.

379
00:27:15,994 --> 00:27:18,546
من تا به حال ندیده بودم کسی به این سرعت از هم بپاشد.

380
00:27:18,581 --> 00:27:21,440
واقعا؟ - قبلاً در بخش های روانی کار می کردم.

381
00:27:21,475 --> 00:27:24,178
هیچ کس یک شبه شروع به توهم نمی کند،

382
00:27:24,213 --> 00:27:26,033
مگر اینکه قارچ ها را بجوند.

383
00:27:26,068 --> 00:27:28,253
اما در مورد شارونا، هیچ علامت هشدار دهنده ای وجود نداشت.

384
00:27:28,288 --> 00:27:30,670
این فقط منطقی نیست.

385
00:27:30,705 --> 00:27:33,025
- حق با شماست. - میدونم درست میگم

386
00:27:33,060 --> 00:27:35,361
من نیازی ندارم که به من بگویی حق با من است.

387
00:27:35,396 --> 00:27:38,725
- چه کار می کنی؟ - من می خواهم چیزی را بررسی کنم.

388
00:27:38,760 --> 00:27:40,792
این همون چیزیه که من انجام می دم. تو با من بیا.

389
00:27:40,827 --> 00:27:42,919
- چی؟ - این بخشی از کار است.

390
00:27:42,954 --> 00:27:45,552
من یک کارآگاه هستم و شما یاور من هستید.

391
00:27:45,587 --> 00:27:47,903
من تو چی هستم؟

392
00:27:49,946 --> 00:27:53,879
- خانم پرمینگر. - اوه، شارونا.

393
00:27:53,914 --> 00:27:57,473
ممنون که تشریف اوردین. می خواستم حضوری با شما صحبت کنم.

394
00:27:57,508 --> 00:27:59,316
آیا واقعاً کلاس من را رها می کنید؟

395
00:27:59,351 --> 00:28:02,134
آره متاسفم.

396
00:28:02,169 --> 00:28:04,253
آیا این کاری بود که من انجام دادم یا گفتم؟

397
00:28:04,288 --> 00:28:07,974
اوه، نه، نه، نه، نه. تو عالی بودی من...

398
00:28:08,009 --> 00:28:10,223
من فقط یه سری مسائل شخصی دارم

399
00:28:10,258 --> 00:28:14,604
شارونا قول بده به نوشتن ادامه بدی.

400
00:28:14,639 --> 00:28:18,485
تو صدای بی نظیری داری و این را به همه نمی گویم.

401
00:28:18,520 --> 00:28:21,278
آن انشا که در مورد پدرت نوشتی...

402
00:28:21,313 --> 00:28:26,175
- وقتی اینو خوندم گریه کردم - با تشکر.

403
00:28:26,210 --> 00:28:28,332
خوب، اگر به اداره ثبت مراجعه کنید، ممکن است

404
00:28:28,333 --> 00:28:30,293
قادر به بازپرداخت جزئی شهریه خود باشید.

405
00:28:32,085 --> 00:28:34,420
شارونا؟

406
00:28:34,455 --> 00:28:36,697
شارونا، حالت خوبه؟

407
00:28:36,732 --> 00:28:41,913
یک نفر بیرون از پنجره است

408
00:28:45,179 --> 00:28:47,185
جایی که؟

409
00:29:00,224 --> 00:29:04,570
میدونی من...خیلی خسته ام.

410
00:29:04,605 --> 00:29:10,254
خانم، اوم، برای همه چیز متشکرم.

411
00:29:27,437 --> 00:29:29,727
برای مدت کوتاهی باید مراقب بنجی باشید.

412
00:29:30,819 --> 00:29:34,013
- از کی تا حالا؟ - از همین حالا.

413
00:29:37,895 --> 00:29:40,159
هی، این نگاه را به من نده.

414
00:29:40,194 --> 00:29:43,235
تو چیزی برنده نشدی این در مورد حضانت نیست

415
00:29:43,270 --> 00:29:45,811
این در مورد کاری است که در حال حاضر برای بنجی بهترین کار را انجام می دهد،

416
00:29:45,846 --> 00:29:48,654
و وقتی بیشتر به آن احساس می کنم،

417
00:29:48,689 --> 00:29:50,620
او قرار است با من برگردد

418
00:29:50,655 --> 00:29:52,744
درست؟

419
00:29:54,700 --> 00:29:58,203
او ماشین را اینجا پارک می کند.

420
00:29:58,238 --> 00:30:01,542
او بیرون می آید، بیا. تو او باش

421
00:30:02,755 --> 00:30:06,383
مرد پیچ ​​گوشتی ظاهر می شود.

422
00:30:09,091 --> 00:30:12,449
به سمت او می رود.

423
00:30:44,246 --> 00:30:45,863
چیست؟

424
00:30:47,432 --> 00:30:49,527
آیا این یک سرنخ است؟

425
00:30:55,391 --> 00:30:58,809
این یک نوک نقره ای از یک چکمه کابوی است.

426
00:31:00,938 --> 00:31:04,370
شارونا گفت که چکمه های کابویی پوشیده بود.

427
00:31:04,405 --> 00:31:07,087
اوه، گارث بروکس بود.

428
00:31:07,122 --> 00:31:11,627
آنجا. من قضیه رو حل کردم

429
00:31:11,662 --> 00:31:13,287
چی؟

430
00:31:13,322 --> 00:31:15,733
آیا در مورد گارث بروکس درست می گویم؟

431
00:31:18,606 --> 00:31:21,950
او توهم نداشت

432
00:31:21,985 --> 00:31:24,203
او اینجا بود.

433
00:31:24,870 --> 00:31:29,212
- پاک کن - چی رو پاک کنم؟

434
00:31:30,350 --> 00:31:33,206
وقتی می گویم "پاک کن"، تو به من دستمال می دهی.

435
00:31:33,241 --> 00:31:34,474
اینطوری کار می کند.

436
00:31:34,509 --> 00:31:38,895
این چگونه کار می کند؟ - آی تی.

437
00:31:38,930 --> 00:31:43,554
بهتره خیلی سریع از پسش بر بیای

438
00:31:55,580 --> 00:31:57,266
آیا این خانه ساخته شده است؟

439
00:32:08,802 --> 00:32:11,940
- مگه کلاس نداری؟ - دارم شب رو تعطیل میکنم

440
00:32:11,975 --> 00:32:15,822
- این اولی است. -از کجا میدونی؟

441
00:32:15,857 --> 00:32:19,281
برای دانستن چنین چیزی باید توجه داشته باشید.

442
00:32:22,359 --> 00:32:24,322
مردیث...

443
00:32:24,357 --> 00:32:26,556
شروع نکنیم

444
00:32:30,108 --> 00:32:31,950
آیا شما مریض هستید؟

445
00:32:31,985 --> 00:32:34,163
نه. اما تو هستی.

446
00:32:34,198 --> 00:32:36,958
در حقیقت...

447
00:32:36,993 --> 00:32:41,829
من حدود 2 و نیم تا 3 دقیقه دیگر با امدادگران تماس خواهم گرفت.

448
00:32:47,743 --> 00:32:50,122
برای چی؟

449
00:32:50,157 --> 00:32:54,338
ماکسول، تو سکته قلبی میکنی.

450
00:33:03,580 --> 00:33:07,718
به موقع... مثل همیشه.

451
00:33:15,587 --> 00:33:17,006
اوه اون مرده

452
00:33:17,793 --> 00:33:21,151
او مدت زیادی است که مرده است. او فقط آن را نمی دانست.

453
00:33:21,186 --> 00:33:24,219
- این شراب خوبه؟ - وای نه. شراب خوبه

454
00:33:24,254 --> 00:33:26,114
فقط در سوپ بود.

455
00:33:26,149 --> 00:33:29,517
به شریک ما، شارونا فلمینگ.

456
00:33:29,552 --> 00:33:32,264
ما بدون او نمی توانستیم این کار را انجام دهیم.

457
00:33:52,316 --> 00:33:55,255
شارونا! خبر عالی!

458
00:33:55,290 --> 00:33:56,571
هی، باور نمی کنی

459
00:33:56,606 --> 00:33:58,283
چی شد اینجا چی شد

460
00:33:58,318 --> 00:34:00,129
هیچ چیزی. افتاد. چیست؟

461
00:34:00,164 --> 00:34:01,313
اوه، بذار کمکت کنم

462
00:34:01,348 --> 00:34:03,636
- چیه، چیه؟ - یک ثانیه.

463
00:34:03,671 --> 00:34:05,707
هی نارگیل

464
00:34:05,742 --> 00:34:08,458
داشتی با خانم صحبت میکردی حرفت را تمام کن

465
00:34:09,598 --> 00:34:11,970
- تو دیوونه نیستی -چی؟

466
00:34:12,005 --> 00:34:13,573
تو دیوانه نیستی

467
00:34:13,608 --> 00:34:15,575
ممکن است نظر دومی بخواهید.

468
00:34:15,610 --> 00:34:18,640
این مرد دقیقاً در مورد دیوانه نبودن متخصص نیست.

469
00:34:18,675 --> 00:34:20,606
چرا به من نگفتی که فکر می کند کوجک است؟

470
00:34:20,641 --> 00:34:25,008
یک دوست موظف است وقتی کسی فکر می کند که او کوجک است به دوست دیگری بگوید.

471
00:34:25,043 --> 00:34:27,620
- متاسفم. - این همه کاغذ چیست؟

472
00:34:27,655 --> 00:34:29,547
کاغذ قراضه است من از آن برای بسته بندی استفاده می کنم.

473
00:34:29,582 --> 00:34:33,457
-خب الان همه چی مچاله شده. - قراره مچاله بشه.

474
00:34:33,492 --> 00:34:36,627
او دارو نمی خورد؟ عزیزم، او برای داروها ساخته شده است.

475
00:34:36,662 --> 00:34:40,094
هی، بذار این کارو بکنم تو باهاش ​​حرف بزن

476
00:34:42,316 --> 00:34:45,987
به گاراژ برگشتم. من یک نوک چکمه پیدا کردم.

477
00:34:46,022 --> 00:34:49,219
من و کوجک در مورد آن نوک چکمه بسیار هیجان زده بودیم.

478
00:34:49,254 --> 00:34:51,747
یک تعمیرگاه کفش در خیابان لارک وجود دارد

479
00:34:51,782 --> 00:34:55,324
که روز دوشنبه گذشته جایگزین یک چکمه کابویی شد.

480
00:34:55,359 --> 00:34:59,595
نام مشتری دنی گراف بود.

481
00:34:59,630 --> 00:35:03,191
آیا برای شما معنایی دارد؟ - نه

482
00:35:03,226 --> 00:35:06,903
خب، او یک نگهبان در کالج اجتماعی است.

483
00:35:06,938 --> 00:35:08,419
دانشگاه من؟

484
00:35:08,454 --> 00:35:10,239
آن داستان معمایی که نوشتی،

485
00:35:10,274 --> 00:35:13,984
"دستورالعمل مرگبار"، طرح چه بود؟

486
00:35:14,019 --> 00:35:15,792
خب، این در مورد زنی است که او را می کشد

487
00:35:15,793 --> 00:35:18,031
شوهر و آن را شبیه حمله قلبی می کند.

488
00:35:18,784 --> 00:35:21,630
خانم پرمینگر دیشب کلاسش رو کنسل کرد...

489
00:35:21,665 --> 00:35:26,079
چون شوهرش مکس بر اثر سکته قلبی درگذشت.

490
00:35:26,114 --> 00:35:30,827
- درست بعد از خوردن سوپ گوجه فرنگی. - اوه خدای من.

491
00:35:30,862 --> 00:35:32,240
اوه خدای من. این داستان من است.

492
00:35:32,275 --> 00:35:36,126
این، بر اساس یک مورد واقعی در زمانی است که من یک کارآموز بودم.

493
00:35:36,161 --> 00:35:39,158
اسید تکولیک موجود در سوپ گوجه فرنگی سم را فعال می کند.

494
00:35:39,193 --> 00:35:41,921
این عملا غیر قابل ردیابی است.

495
00:35:41,956 --> 00:35:44,877
داستان مرا دزدیدند! این سرقت ادبی است!

496
00:35:44,912 --> 00:35:47,033
آره، خب، در واقع، این قتل است.

497
00:35:47,068 --> 00:35:49,892
آیا نسخه ای از داستان را نگه داشته اید؟

498
00:35:54,328 --> 00:35:56,448
وای مامان حالت خوبه؟

499
00:35:56,483 --> 00:35:59,236
آره، من عالی هستم، و تو به جرسی نمی روی.

500
00:35:59,936 --> 00:36:01,691
تروور، اگر می‌خواهی اینجا بنشینی، خوب است،

501
00:36:01,726 --> 00:36:04,248
اما، اوه، بنجی با من می ماند.

502
00:36:04,283 --> 00:36:06,646
او نمی رود.

503
00:36:06,681 --> 00:36:09,042
من بلافاصله برمی گردم

504
00:36:18,213 --> 00:36:19,407
چه خبر است؟

505
00:36:20,022 --> 00:36:21,885
- حالت خوبه؟ - آره

506
00:36:21,920 --> 00:36:24,662
این وارلا دیویس است. او یک چیز جدید من است.

507
00:36:24,697 --> 00:36:28,312
حال شما چطور است؟ آیا شما هم تظاهر به افسران پلیس هستید؟

508
00:36:28,347 --> 00:36:30,942
نه خانم. ما پلیس واقعی هستیم

509
00:36:30,977 --> 00:36:32,927
-چی خیلی مهمه؟ - من دیوانه نیستم.

510
00:36:32,962 --> 00:36:35,149
درسته.

511
00:36:35,184 --> 00:36:38,525
زنی به نام مردیث پرمینگر همان جا زندگی می کند.

512
00:36:38,983 --> 00:36:41,612
او معلم نویسندگی خلاق شارونا و وارلا است،

513
00:36:41,647 --> 00:36:45,281
و دیشب شوهرش را کشت.

514
00:36:45,316 --> 00:36:48,410
- و این ایده شارونا بود. - نه، اینطور نبود.

515
00:36:50,738 --> 00:36:52,943
خب به نوعی من ...

516
00:36:52,978 --> 00:36:54,067
این چیزی است که اتفاق افتاده است.

517
00:36:54,102 --> 00:36:56,424
یک ماه پیش، شارونا یک معمای قتل نوشت

518
00:36:56,459 --> 00:37:00,560
درباره زنی که شوهرش را با استفاده از سمی غیرقابل ردیابی می کشد.

519
00:37:00,595 --> 00:37:03,262
داستان طرحی بود برای یک قتل کامل،

520
00:37:03,297 --> 00:37:06,263
دقیقا همان چیزی که مردیث و معشوقش به دنبالش بودند.

521
00:37:06,298 --> 00:37:07,769
اما آنها یک مشکل داشتند.

522
00:37:07,804 --> 00:37:09,941
اگر ایده او را پس از مرگ او دزدیدند،

523
00:37:09,976 --> 00:37:11,866
شارونا ممکن است مشکوک شود.

524
00:37:11,901 --> 00:37:16,315
به نوعی قبل از قتل باید او را بی اعتبار می کردند.

525
00:37:16,350 --> 00:37:18,862
- پس هیچ کس او را باور نمی کند. - دقیقا.

526
00:37:18,897 --> 00:37:20,855
بنابراین شارونا شروع به دیدن چیزها کرد.

527
00:37:20,890 --> 00:37:22,664
- مثل مرده ها - و از دست دادن چیزها.

528
00:37:22,699 --> 00:37:25,859
بله، آنها باید کلیدهای کیف من را دزدیده باشند و از آنها کپی کرده باشند،

529
00:37:25,894 --> 00:37:28,532
و به این ترتیب آنها وارد خانه من شدند و همه چیز را جابجا کردند.

530
00:37:28,567 --> 00:37:30,660
نگاه کن، ساعت 5:30، من ساعت خاموش هستم.

531
00:37:30,695 --> 00:37:32,497
برای من مهم نیست که آیا شما هنوز هم به دنبال والدو هستید.

532
00:37:32,532 --> 00:37:34,713
من از اینجا خارج شده ام

533
00:37:36,796 --> 00:37:39,015
- پس اون پرستار جدیده. - آره

534
00:37:39,050 --> 00:37:42,316
- چطوره؟ - اوه، من او را دوست دارم.

535
00:37:42,351 --> 00:37:45,301
بهتر از این نمی شد کمکم کنید.

536
00:37:47,488 --> 00:37:50,589
- خانم پرمینگر؟ - درست است.

537
00:37:50,624 --> 00:37:53,257
ببخشید متاسفم می دانم که این زمان بدی است.

538
00:37:53,292 --> 00:37:57,300
من کاپیتان استتل مایر هستم. این آدریان راهب، ستوان دیشر است،

539
00:37:57,335 --> 00:38:00,770
و من فکر می کنم شما وارلا دیویس و شارونا فلمینگ را می شناسید.

540
00:38:01,381 --> 00:38:02,817
چه خبر است؟

541
00:38:02,852 --> 00:38:08,024
خب خانم، چند سوال در مورد فوت شوهرتان مطرح شده است.

542
00:38:08,059 --> 00:38:09,874
توسط او؟

543
00:38:11,450 --> 00:38:16,390
کاپیتان، او دچار توهم است. می توانید از هر کسی بپرسید.

544
00:38:16,425 --> 00:38:18,741
مردیت، آیا مشکلی وجود دارد؟

545
00:38:18,776 --> 00:38:22,446
خدایا، اوست.

546
00:38:23,354 --> 00:38:26,191
آنها می خواهند در مورد مرگ مکس با من صحبت کنند.

547
00:38:26,226 --> 00:38:29,717
زمان خوبی نیست. شاید بعد از خدمات شنبه.

548
00:38:29,752 --> 00:38:32,057
منظورتان بعد از سوزاندن جسد است؟

549
00:38:32,092 --> 00:38:35,502
تو او را مسموم کردی و از داستانی که نوشتم ایده گرفتی.

550
00:38:35,537 --> 00:38:37,909
- من؟ - آره.

551
00:38:37,944 --> 00:38:41,677
- میتونی ثابت کنی؟ - بله می توانم. درست اینجاست.

552
00:38:41,712 --> 00:38:44,352
این دومین پیش نویس من است.

553
00:38:47,181 --> 00:38:49,446
دستور العمل کشنده

554
00:38:49,481 --> 00:38:53,970
عنوان خوبی است.

555
00:38:54,005 --> 00:38:58,793
کمکم کن کمکم کن یکی کمکم کنه لطفا کمکم کن.

556
00:38:58,828 --> 00:39:02,095
- همین حالا به من کمک کن. - شلیک.

557
00:39:02,130 --> 00:39:04,052
می دانید که این روی نمره ما تأثیر می گذارد.

558
00:39:04,087 --> 00:39:06,048
چیز دیگری هست؟

559
00:39:08,715 --> 00:39:11,169
من اینطور فکر نمی کردم.

560
00:39:20,053 --> 00:39:22,230
آنها باید اوراق واقعی را گرفته باشند

561
00:39:22,265 --> 00:39:25,310
چه زمانی، زمانی که آنها در خانه من بودند. آنها...

562
00:39:25,345 --> 00:39:27,485
اشتباه من. اول باید می خوندمش

563
00:39:27,520 --> 00:39:29,109
خب نمیتونست صدمه ببینه

564
00:39:29,144 --> 00:39:30,878
شارونا، کسی داستان شما را خوانده است؟

565
00:39:30,913 --> 00:39:32,976
نه، او به من گفت که آن را به کسی نشان نده.

566
00:39:33,011 --> 00:39:34,581
آیا سم در کالبد شکافی ظاهر می شود؟

567
00:39:34,616 --> 00:39:37,513
احتمالا، اما هیچ قاضی قرار نیست بدون هیچ مدرکی حکم صادر کند.

568
00:39:37,548 --> 00:39:40,338
گوش کن، باید چیزی وجود داشته باشد. اونجا، اونجا...

569
00:39:40,373 --> 00:39:42,434
اوه، من می دانم که یک کپی وجود دارد،

570
00:39:42,469 --> 00:39:45,670
یک کپی از داستان شما با دست خط خودتان

571
00:39:45,705 --> 00:39:47,866
- غیرممکن است. - اوه، ممکن است،

572
00:39:47,901 --> 00:39:50,233
و من آن را به سه شرط به شما نشان خواهم داد.

573
00:39:50,268 --> 00:39:52,694
شماره یک، من دو هفته منتظر نیستم.

574
00:39:52,729 --> 00:39:54,296
امروز او را پس می گیری

575
00:39:54,331 --> 00:39:57,273
همین الان. مهمانی تمام شد.

576
00:39:57,308 --> 00:39:59,182
دو شرط دیگر چیست؟

577
00:39:59,217 --> 00:40:00,807
شرایط دیگر را فراموش کنید.

578
00:40:00,842 --> 00:40:04,201
من از شما می خواهم که با او بمانید، زیرا شما یک تیم عالی هستید،

579
00:40:04,236 --> 00:40:07,487
- شارونا، مونک، و نه من. - معامله. داستان کجاست؟

580
00:40:07,522 --> 00:40:11,826
خانم پرمینگر همیشه به ما می گفت که اولین پیش نویس خود را با دست بنویسیم.

581
00:40:11,861 --> 00:40:15,245
- چیزی در مورد احساس کلمات. - درسته، ولی پرتش کردم بیرون.

582
00:40:15,280 --> 00:40:17,082
او به ما گفت که اولین پیش نویس هایمان را دور بریزیم.

583
00:40:17,117 --> 00:40:22,493
بله، اما شما این کار را نکردید. شما از آن به عنوان کاغذ قراضه و مواد بسته بندی استفاده کردید.

584
00:40:25,851 --> 00:40:27,690
کنی لبخند یخی زد.

585
00:40:27,725 --> 00:40:29,148
گفت نگران پلیس نباش.

586
00:40:29,183 --> 00:40:32,009
اسید تکولیک موجود در سوپ 100% غیر قابل ردیابی است.

587
00:40:32,805 --> 00:40:36,425
- فقط منو خانم کوجک صدا کن. -خب کجا بودی؟

588
00:40:36,460 --> 00:40:40,357
من، او مرا خیلی عصبی می کند.

589
00:40:40,392 --> 00:40:42,478
خوب، من می روم یک صحبت دیگر با بیوه غمگین.

590
00:40:42,513 --> 00:40:44,297
بله، شما این کار را انجام می دهید.

591
00:40:44,332 --> 00:40:46,953
صبر کن صبر کن صبر کن. صبر کن آب ظرفشویی

592
00:40:46,988 --> 00:40:49,445
باید منو ببری خونه عزیزم ساعت 5:30 است.

593
00:40:49,480 --> 00:40:52,772
- من باید با کاپیتان بروم. - نه، باید منو ببری خونه.

594
00:40:52,807 --> 00:40:54,228
من قرار نیست اینجا بایستم

595
00:40:54,229 --> 00:40:55,898
حالا تماشای شما که حقوق هیچ کس را نمی خوانید.

596
00:40:55,933 --> 00:40:59,623
من آماده رفتنم. گفتم 5:30 می گویم، 5:30 پیاده می شوم.

597
00:40:59,658 --> 00:41:02,051
برو تو ماشین. بیا دیگه.

598
00:41:02,086 --> 00:41:03,919
برو تو ماشین. بیا بریم.

599
00:41:07,880 --> 00:41:09,390
به چی نگاه میکنی؟

600
00:41:09,425 --> 00:41:12,141
چشمانم همین بالاست!

601
00:41:25,236 --> 00:41:28,074
این DA با حکم بازرسی است.

602
00:41:28,109 --> 00:41:31,107
فردا کالبد شکافی هست

603
00:41:31,142 --> 00:41:34,406
- بریم خونه. - ایده خوبی است.

604
00:41:39,366 --> 00:41:41,241
چی؟

605
00:41:41,276 --> 00:41:45,086
- من دلم برای شما تنگ شده. - منم دلم برات تنگ شده.

606
00:41:45,121 --> 00:41:47,548
- برو تو ماشین. - و اوه ...

607
00:41:47,583 --> 00:41:50,876
آیا می توانم دوباره کسی باشم که همه مشکلات را دارد؟

608
00:41:50,911 --> 00:41:52,047
مطمئن.

609
00:41:52,082 --> 00:41:54,302
- برو تو ماشین. - چه آرامشی.

610
00:41:54,337 --> 00:41:56,173
البته مگر اینکه از دستش برود.

611
00:41:56,208 --> 00:41:57,989
می توانستیم نوبت بگیریم.

612
00:41:58,024 --> 00:42:00,424
من می توانم از دوشنبه تا جمعه از ریل خارج شوم،

613
00:42:00,459 --> 00:42:01,983
می توانید آخر هفته ها را داشته باشید

614
00:42:02,018 --> 00:42:03,360
در واقع، می دانید چیست؟ این عالی خواهد بود،

615
00:42:03,395 --> 00:42:06,071
چون حتی اگر آن دو روز تنها باشم،

616
00:42:06,106 --> 00:42:08,020
شما نمی توانید دوباره مرا با وارلا بچسبانید، زیرا او همیشه آخر هفته ها را تعطیل می کند.

617
00:42:08,055 --> 00:42:14,544
البته، در این صورت باید غذای شنبه و یکشنبه من را از قبل آماده کنید.

618
00:42:14,594 --> 00:42:19,144
تعمیر و همگام سازی توسط Easy Subtitles Synchronizer 1.0.0.0