﻿1
00:00:04,375 --> 00:00:05,705
مامان من دارم از گرسنگي ميميرم

2
00:00:05,705 --> 00:00:07,857
يك دقيقه ديگه پيتزا مياد

3
00:00:08,187 --> 00:00:10,087
شايد، شايد بايد دوباره به او زنگ بزنيم.

4
00:00:10,087 --> 00:00:11,878
مستقيم نيست.

5
00:00:17,267 --> 00:00:20,487
حباب درست وسط است

6
00:00:20,487 --> 00:00:21,731
سطح شكسته است

7
00:00:21,731 --> 00:00:23,787
سطح شكسته نيست، آقاي راهب.

8
00:00:23,787 --> 00:00:27,514
نمي توان آن را شكست. حباب روي چوب است.

9
00:00:31,685 --> 00:00:33,239
شما دو سطح داريد؟

10
00:00:33,239 --> 00:00:36,330
من از اين سطح براي بررسي سطوح ديگر استفاده مي كنم.

11
00:00:36,330 --> 00:00:38,672
اين سطح بررسي سطح من است.

12
00:00:38,672 --> 00:00:41,419
از كجا مي دانيد كه يك نفر شكسته نيست؟

13
00:00:41,593 --> 00:00:43,301
اين سوال خوبي است.

14
00:00:43,301 --> 00:00:48,398
من سطح بررسي سطح خود را دو بار در سال به فروشگاه سخت افزار مي برم تا دوباره كاليبره شود.

15
00:00:55,062 --> 00:00:57,694
- هي داشتيم نگران مي شديم. - متاسف. شب شلوغي است.

16
00:00:57,694 --> 00:00:59,855
اين 12.50 دلار است.

17
00:01:04,519 --> 00:01:05,555
بسيار خوب، شما برويد.

18
00:01:05,555 --> 00:01:07,059
متشكرم. / متشكرم.

19
00:01:08,278 --> 00:01:09,620
خيلي خوب.

20
00:01:10,057 --> 00:01:11,515
بيا و بگيرش.

21
00:01:13,114 --> 00:01:15,074
قاطي نكن يادمان باشد كجا هستيم.

22
00:01:15,074 --> 00:01:16,583
سرده.

23
00:01:16,583 --> 00:01:18,126
من آن را مي دانستم.

24
00:01:18,425 --> 00:01:20,072
نمي توانم مطمئن باشم.

25
00:01:20,072 --> 00:01:21,717
ممكن است به سطح ديگري نياز داشته باشيم.

26
00:01:21,717 --> 00:01:24,695
اوه خداي من، اون پول رو اشتباه به من داد. به من 50 داد!

27
00:01:24,695 --> 00:01:26,940
- سرد. - نه عزيزم، نه عزيزم.

28
00:01:26,940 --> 00:01:30,524
اين از جيبش بيرون مي آيد اين پول زيادي است.

29
00:01:31,296 --> 00:01:32,891
من بلافاصله برمي گردم

30
00:01:35,274 --> 00:01:37,384
من نمي دانم. / نه

31
00:01:37,745 --> 00:01:39,242
اوه، صبر كن، صبر كن، صبر كن!

32
00:01:39,242 --> 00:01:41,401
سلام! بهانه...

33
00:02:04,418 --> 00:02:05,748
سلام.

34
00:02:11,903 --> 00:02:13,240
سلام؟

35
00:02:14,479 --> 00:02:15,874
ببخشيد.

36
00:02:16,082 --> 00:02:17,925
در اينجا، شما تغيير را اشتباه به من داديد.

37
00:02:17,925 --> 00:02:19,767
اينجا تو به من اشتباه دادي...

38
00:03:25,138 --> 00:03:27,173
هي بيا

39
00:03:28,255 --> 00:03:30,501
آيا مي توانم چيزي براي شما بياورم؟

40
00:03:30,501 --> 00:03:31,645
خير

41
00:03:32,173 --> 00:03:34,135
خوب، اين فقط يك دقيقه طول مي كشد.

42
00:03:34,135 --> 00:03:36,788
- اوه، پس چيزي نديدي؟ - نه

43
00:03:36,788 --> 00:03:40,595
چيزي شنيدي؟ منظورم اين است كه كسي براي كمك فرياد مي زند يا فرياد مي زند؟

44
00:03:40,595 --> 00:03:42,168
آره من

45
00:03:42,972 --> 00:03:44,653
آيا تا به حال به شما مي رسد؟

46
00:03:44,653 --> 00:03:46,172
مرده ها را مي بينيد؟

47
00:03:46,172 --> 00:03:47,505
بله، براي مدتي انجام شد.

48
00:03:47,505 --> 00:03:48,837
اما من عادت كردم.

49
00:03:48,837 --> 00:03:50,753
اين بايد وحشتناك باشد.

50
00:03:50,753 --> 00:03:52,394
عادت كردن.

51
00:03:52,394 --> 00:03:54,563
ميدوني خيلي افتضاح بود

52
00:03:55,066 --> 00:03:57,088
اما من عادت كردم.

53
00:03:58,217 --> 00:04:00,251
اين بدترين قسمت است، مي دانيد.

54
00:04:00,251 --> 00:04:02,651
عادت كردن.

55
00:04:03,158 --> 00:04:05,774
چيزي كه واقعا هرگز به آن عادت نمي كنيد.

56
00:04:09,417 --> 00:04:12,858
نام او خوليو آلوارز بود. 25 ساله.

57
00:04:12,858 --> 00:04:17,075
او با يك لوله يا سيلندر به ضرب گلوله كشته شد.

58
00:04:17,075 --> 00:04:18,180
شايد چوب بيسبال

59
00:04:18,180 --> 00:04:20,773
هر چه بود قاتل آن را با خود برد.

60
00:04:20,773 --> 00:04:22,448
او به كجا مي رفت؟

61
00:04:22,448 --> 00:04:24,923
او يك زايمان ديگر در خيابان وينتون داشت.

62
00:04:24,923 --> 00:04:26,914
چگونه قاتل او را مجبور به توقف كرد؟

63
00:04:26,914 --> 00:04:29,458
اينجا هيچ خانه اي وجود ندارد. اينجا جلوي مغازه نيست

64
00:04:29,458 --> 00:04:31,534
آره منم همين تعجب داشتم

65
00:04:31,534 --> 00:04:34,696
اوه، شايد او دستش را پايين انداخت؟

66
00:04:34,696 --> 00:04:36,996
يا شايد او در وسيله نقليه مخفي شده است.

67
00:04:36,996 --> 00:04:38,960
يادت مياد اونجا بود، اوم،

68
00:04:38,960 --> 00:04:41,650
ماشين دزدي در مندو سي...

69
00:04:41,650 --> 00:04:42,916
چي؟

70
00:04:44,362 --> 00:04:45,838
چي؟

71
00:04:48,983 --> 00:04:50,289
پاك كن

72
00:04:50,476 --> 00:04:52,397
پاك كن، كه!

73
00:04:52,397 --> 00:04:54,535
- هي، تازه اومدم بيرون. - پاك كن...

74
00:04:54,535 --> 00:04:56,776
راهب، من دستمال مرطوب ندارم. من براي شما كار نمي كنم

75
00:04:56,776 --> 00:05:01,180
اوه خدا دارم سرما ميخورم

76
00:05:01,568 --> 00:05:03,144
يك عطسه بود اين چيزي نيست.

77
00:05:03,144 --> 00:05:05,547
نه نه نه نه. سرماخوردگي است.

78
00:05:05,547 --> 00:05:07,486
سرماخوردگي است. من مي توانم آن را احساس كنم.

79
00:05:07,486 --> 00:05:09,484
- خب نترس. - دارم، وحشت ندارم.

80
00:05:09,484 --> 00:05:11,688
آمبولانس كجاست؟

81
00:05:11,688 --> 00:05:13,020
اوه، آره

82
00:05:13,290 --> 00:05:15,477
اوه، آره در حال گسترش است.

83
00:05:15,477 --> 00:05:18,085
در حال گسترش است. اينجا مي آيد.

84
00:05:18,085 --> 00:05:20,700
مي توانم آن را حس كنم، مي توانم احساس كنم... مي توانم آن را حس كنم.

85
00:05:20,700 --> 00:05:25,081
اوه، من فكر نمي كردم ممكن است شما مريض شويد.

86
00:05:25,261 --> 00:05:27,325
خب، اين يك ميكروب كوچك زبردست است.

87
00:05:27,325 --> 00:05:29,898
بله، براي يك ميكروب، شما بايد مثلاً از قله اورست بالا برويد.

88
00:05:29,898 --> 00:05:31,488
اين خنده دار نيست.

89
00:05:34,537 --> 00:05:36,507
هي، ببين كي اينجاست معاون كميسر.

90
00:05:36,507 --> 00:05:37,830
قضيه چيه كاپيتان؟

91
00:05:37,830 --> 00:05:41,294
- براي پاسخ دادن به تلفن شما خيلي مشغول هستيد؟ - خب، در واقع، من هستم.

92
00:05:41,294 --> 00:05:43,561
اين همان چيزي است كه ما به آن تحقيق قتل مي گوييم.

93
00:05:43,561 --> 00:05:45,722
خوب، تازه يك چيز مهم پيش آمد.

94
00:05:45,722 --> 00:05:48,213
قاضي دادگاه مافوق غايب است.

95
00:05:48,213 --> 00:05:50,333
او قرار بود ساعت 6:30 در جمع آوري كمك مالي حضور داشته باشد.

96
00:05:50,333 --> 00:05:52,156
او هرگز ظاهر نشد.

97
00:05:52,156 --> 00:05:54,445
6:30؟ اين دو ساعت است، ماروين.

98
00:05:54,445 --> 00:05:56,719
اين است، كه گم نشده است. براي شام دير است.

99
00:05:56,719 --> 00:05:58,503
ما كل بخش را بسيج مي كنيم.

100
00:05:58,503 --> 00:06:00,888
ما شما و هر افسر ارشد را مي كشيم.

101
00:06:00,888 --> 00:06:03,745
صبر كن، من بايد با او چه كار كنم، او را زير يك پل بياندازم؟

102
00:06:03,745 --> 00:06:05,605
دستش بده من واقعا اهميتي نمي دهم.

103
00:06:05,605 --> 00:06:06,840
ناتالي!

104
00:06:06,840 --> 00:06:10,334
شهردار شما را 20 دقيقه ديگر در شهرداري مي خواهد.

105
00:06:10,564 --> 00:06:13,306
- صبر كن، شهردار مرا خواست؟ - او همه را مي خواهد.

106
00:06:13,306 --> 00:06:19,177
اين قاضي، جيليان گار، يك دوست شخصي نزديك است.

107
00:06:20,037 --> 00:06:23,147
- منو سوار ماشينت مي كني؟ - ببخشيد دكتر.

108
00:06:23,147 --> 00:06:24,629
- ميتوانم با شما صحبت كنم؟ - ميشه صبر كرد؟

109
00:06:24,629 --> 00:06:26,770
من تازه يك مژه پيدا كردم. ممكن است متعلق به قاتل باشد.

110
00:06:26,770 --> 00:06:29,775
- خواهش مي كنم، خيلي مهم است. - من با شما هستم.

111
00:06:29,775 --> 00:06:32,170
آقا واقعا نميشه صبر كرد

112
00:06:35,674 --> 00:06:39,030
- چيه؟ - آيا من با شما گرم مي شوم؟

113
00:06:47,653 --> 00:06:48,914
چگونه هستم من؟

114
00:06:48,914 --> 00:06:50,507
متعجب! 99.9.

115
00:06:50,507 --> 00:06:51,736
واي نه.

116
00:06:52,254 --> 00:06:53,822
واي نه.

117
00:06:55,126 --> 00:06:58,644
شما برويد. حتي 100. خوشحالي؟

118
00:07:02,815 --> 00:07:06,039
جولي، نگاه نكن بچرخ.

119
00:07:06,569 --> 00:07:10,677
من قبلاً ديده بودم كه مردم بيني خود را باد مي كنند، آقاي مونك.

120
00:07:37,135 --> 00:07:38,763
- باشه، مي اندازمش دور. - خارج از.

121
00:07:38,763 --> 00:07:40,732
بيرون، مي دانم، مي دانم.

122
00:07:43,013 --> 00:07:46,962
آقاي راهب، من اين را براي شما خريدم. بازش كن

123
00:07:53,613 --> 00:07:56,246
اين يك تراشه موسيقي در آن است.

124
00:07:57,399 --> 00:07:59,299
با تشكر.

125
00:07:59,299 --> 00:08:03,971
اما، اوه، من واقعا موسيقي راك اند رول را دوست ندارم.

126
00:08:03,971 --> 00:08:07,626
آقاي مونك، راك اند رول نيست. اين ابله پولي وولي است.

127
00:08:07,626 --> 00:08:10,956
باتري 10 ساله دارد.

128
00:08:14,828 --> 00:08:18,568
چطور است كه آن را اينجا بگذارم، تا بتوانيد آن را ببينيد؟

129
00:08:23,716 --> 00:08:28,066
من ميرم ببينم مامانم به من نياز داره يا نه

130
00:09:45,718 --> 00:09:46,708
چه كار مي كني؟

131
00:09:46,708 --> 00:09:48,250
اوه، هيچي.

132
00:09:49,174 --> 00:09:50,407
هيچ چيزي.

133
00:09:50,407 --> 00:09:51,966
چه چيزي را پنهان ميكني؟

134
00:09:52,339 --> 00:09:54,305
من چيزي را پنهان نمي كنم.

135
00:09:55,862 --> 00:09:58,866
- سعي داشتي اينو خفه كني؟ - سعي كردم بكشمش.

136
00:09:58,866 --> 00:10:00,869
آقاي مونك، جولي اين هزينه را با پول خودش پرداخت.

137
00:10:00,869 --> 00:10:02,923
اون خيلي بهش افتخار ميكنه

138
00:10:06,667 --> 00:10:08,459
آنجا، شما به سختي مي توانيد آن را بشنويد.

139
00:10:08,459 --> 00:10:11,079
باشه، ميخوام كمي استراحت كني، باشه؟

140
00:10:11,079 --> 00:10:13,866
استراحت بهترين دارو است.

141
00:10:13,866 --> 00:10:16,241
اوه، باشه ممنون عزيزم الان بر ميگردم.

142
00:10:16,241 --> 00:10:16,950
نه، نه، صبر كن، صبر كن، صبر كن.

143
00:10:16,950 --> 00:10:18,519
چيكار ميكني كجا ميري؟

144
00:10:18,519 --> 00:10:20,167
من فقط مي روم به مقر پليس.

145
00:10:20,167 --> 00:10:22,345
مي خواهم با كاپيتان در مورد مردي كه كشته شده صحبت كنم.

146
00:10:22,345 --> 00:10:25,895
ناتالي، ناتالي، اين تقصير تو نبود.

147
00:10:25,895 --> 00:10:27,496
مي دانم آقاي راهب.

148
00:10:27,496 --> 00:10:30,633
اما من آخرين كسي بودم كه او را زنده ديدم.

149
00:10:30,939 --> 00:10:33,714
من واقعاً هرگز به معناي آن فكر نكردم.

150
00:10:33,714 --> 00:10:36,170
ميدوني؟ ولي معنيش يه چيزيه

151
00:10:36,170 --> 00:10:39,188
عجيب است، من احساس مسئوليت مي كنم.

152
00:10:39,188 --> 00:10:42,281
نه، تو، نمي‌تواني من را اينجا بگذاري.

153
00:10:42,281 --> 00:10:44,167
نه، تو خوب ميشي جولي اينجا خواهد بود.

154
00:10:44,167 --> 00:10:46,283
اما اگر مجبور شوم دوباره بيني ام را باد كنم چه؟

155
00:10:46,283 --> 00:10:47,620
من به او نشان دادم كه چگونه كيف ها را درست كند.

156
00:10:47,620 --> 00:10:50,532
من گوشيم رو دارم الان بر ميگردم.

157
00:10:50,532 --> 00:10:52,606
موفق باشيد دوستان.

158
00:10:57,906 --> 00:11:00,406
همين، اوه...

159
00:11:01,249 --> 00:11:06,799
جولي، يك پد در كشوي دوم وجود دارد.

160
00:11:07,258 --> 00:11:11,260
آيا مي توانيد پد و خودكار را تهيه كنيد؟

161
00:11:12,587 --> 00:11:14,614
هر چي ميگم بنويس

162
00:11:14,614 --> 00:11:18,139
- نامه است؟ - نه، دقيقاً يك نامه نيست.

163
00:11:18,139 --> 00:11:22,426
اين چيزي است كه ما بزرگترها آن را اراده زنده مي ناميم.

164
00:11:22,426 --> 00:11:23,930
قرار بود؟

165
00:11:23,930 --> 00:11:26,090
- دوست پسر داره؟ - نه، نه كه ما مي دانيم.

166
00:11:26,090 --> 00:11:27,625
خب حتما بفهم

167
00:11:27,625 --> 00:11:29,927
سوابق تلفن، رسيدهاي كارت اعتباري او را بررسي كنيد.

168
00:11:29,927 --> 00:11:32,122
در مورد همه چيز حداقل 12 ماه به عقب برگرديد.

169
00:11:32,122 --> 00:11:35,202
من بهترين بازي همه را اينجا مي خواهم.

170
00:11:35,396 --> 00:11:37,403
- آن چيست؟ - يك پسر با كينه.

171
00:11:37,403 --> 00:11:40,191
جان دلنسي. او در حال گذراندن يك طلاق نامرتب است.

172
00:11:40,191 --> 00:11:44,473
قاضي گار سه هفته پيش عليه او حكم صادر كرد.

173
00:11:44,473 --> 00:11:46,988
او در دادگاه شروع به فرياد زدن بر سر او كرد. مجبور شدند او را مهار كنند.

174
00:11:46,988 --> 00:11:48,506
چرا، او ماشين او را زد.

175
00:11:48,506 --> 00:11:50,542
شايد. حادثه اي رخ داد.

176
00:11:50,542 --> 00:11:51,999
اوه، وقتي داشت دادگاه را ترك مي كرد،

177
00:11:51,999 --> 00:11:54,220
ماشين هايشان مثل يك گلگير كوچك با هم برخورد كردند.

178
00:11:54,220 --> 00:11:56,456
به ماشينش زد. تصادف بود؟

179
00:11:56,456 --> 00:11:58,327
ما سه شاهد داريم، اما هيچ كس مطمئن نيست.

180
00:11:58,327 --> 00:12:00,450
تنها چيزي كه مي دانيم اين است كه او آن را گزارش نكرده يا اتهاماتي را مطرح نكرده است.

181
00:12:00,450 --> 00:12:03,125
خوب، شما اين مرد را پيدا كنيد. پيدايش كن.

182
00:12:03,125 --> 00:12:04,172
كاپيتان

183
00:12:04,172 --> 00:12:07,558
ناتالي، ببين، الان يك جور ديوانه است.

184
00:12:07,558 --> 00:12:10,140
- بگو مريض ما چطوره؟ - او آنفولانزا دارد.

185
00:12:10,140 --> 00:12:12,824
- او در اين مورد چه مي كند؟ - شكايت كردن ديوانه ام كرد

186
00:12:12,824 --> 00:12:15,823
آيا خبري از پرونده خوليو آلوارز داريد؟

187
00:12:15,823 --> 00:12:19,071
اوم، از ديشر در مورد آن بپرس.

188
00:12:21,918 --> 00:12:24,024
ستوان، كاپيتان گفت شما من را پر مي كنيد.

189
00:12:24,024 --> 00:12:26,102
بله، ما چيز زيادي نمي دانيم.

190
00:12:26,102 --> 00:12:27,663
او صاحب يك خانه ساحلي است.

191
00:12:27,663 --> 00:12:30,277
ما اكنون يك تيم پزشكي قانوني ديگر را به آنجا مي فرستيم.

192
00:12:30,277 --> 00:12:32,113
نه قاضي، مورد ديگر. آلوارز

193
00:12:32,113 --> 00:12:34,141
- ملكه؟ جوليوس آلوارز.

194
00:12:34,141 --> 00:12:36,775
نگذاشتي تمام كنم كي-ليو آلوارز؟

195
00:12:36,775 --> 00:12:38,727
- تحويل دهنده - بله درسته.

196
00:12:38,727 --> 00:12:40,823
جنكينز، چه كسي پيتزا را گرفت؟

197
00:12:40,823 --> 00:12:43,221
موضوع پيتزا؟ او يك نام داشت، رندي.

198
00:12:43,221 --> 00:12:45,342
شايد قاضي نبود اما اسم داشت.

199
00:12:45,342 --> 00:12:47,502
هي، من از آن ناراحتم. من حتما انجام ميدم.

200
00:12:47,502 --> 00:12:50,224
هر موردي در اينجا مهم است. ما علاقه مندي ها را بازي نمي كنيم.

201
00:12:50,224 --> 00:12:51,105
باشه.

202
00:12:51,105 --> 00:12:53,663
- من فايل را همينجا دارم. - مشكلي نيست.

203
00:12:55,627 --> 00:12:56,978
يه جايي

204
00:12:57,524 --> 00:12:59,370
گروهبان فايل آلوارز را ديدي؟

205
00:12:59,370 --> 00:13:01,588
آره تازه ديدمش

206
00:13:08,702 --> 00:13:09,923
اين كيه؟

207
00:13:09,923 --> 00:13:12,238
قرباني همين است. خوليو آلوارز.

208
00:13:12,238 --> 00:13:13,365
خير

209
00:13:13,365 --> 00:13:15,061
نه، اين پسر نيست.

210
00:13:15,061 --> 00:13:16,744
ناتالي، آن پسر است.

211
00:13:16,744 --> 00:13:18,286
شناسه كارمندش هست

212
00:13:18,286 --> 00:13:19,716
او مرده. او در سردخانه است.

213
00:13:19,716 --> 00:13:21,388
اين مردي نيست كه به در آمد.

214
00:13:21,388 --> 00:13:23,581
خوب، ببين، گفتي كه فقط ديشب يك نگاه اجمالي به او داشتي.

215
00:13:23,581 --> 00:13:25,309
منظورم اين است كه آن پسر است. آيا آن از خانه قاضي است؟

216
00:13:25,309 --> 00:13:26,482
- آره - دفتر كاپيتان

217
00:13:26,482 --> 00:13:28,189
من بايد برم.

218
00:13:29,204 --> 00:13:31,839
اون پسر نيست

219
00:13:45,490 --> 00:13:48,151
ببين من قبلا با پليس صحبت كردم من به سختي بچه را مي شناختم.

220
00:13:48,151 --> 00:13:50,359
او دو سه هفته پيش شروع كرد.

221
00:13:50,359 --> 00:13:52,691
عكسشو نذاشتي يا گل؟

222
00:13:52,691 --> 00:13:54,505
رئيس از ما مي خواست كه همه چيز را كم اهميت جلوه دهيم.

223
00:13:54,505 --> 00:13:56,349
- گفت براي تجارت بد است. - ببين آقاي گورمن،

224
00:13:56,349 --> 00:13:59,675
مطمئن نيستم مردي كه ديشب به خانه من آمد خوليو آلوارز بود.

225
00:13:59,675 --> 00:14:01,845
مطمئنا اينطور بود. چه كس ديگري مي تواند باشد؟

226
00:14:01,845 --> 00:14:03,480
- ناتالي تيجر؟ - نوجوان

227
00:14:03,480 --> 00:14:06,031
پپروني، پنير اضافي؟ خودتي؟ / آره

228
00:14:06,031 --> 00:14:08,553
گذاشتمش تو ماشين، بچه رفت.

229
00:14:08,553 --> 00:14:10,285
- تنها بود؟ - حتما تنها بود.

230
00:14:10,285 --> 00:14:12,734
هي، تامي! نه زياد سير روي كالزون!

231
00:14:12,734 --> 00:14:14,254
خوب خوب!

232
00:14:14,254 --> 00:14:15,791
- هي، مي توانم آنها را ببينم؟ - چرا؟

233
00:14:15,791 --> 00:14:18,236
مي خواهم ببينم قبل از اينكه به خانه من برسد كجا رفته است.

234
00:14:18,236 --> 00:14:19,839
- تو پليسي؟ - نه

235
00:14:19,839 --> 00:14:21,468
چون كار دارم

236
00:14:21,468 --> 00:14:23,672
خب، من پليس نيستم، اما براي يك كارآگاه كار مي كنم.

237
00:14:23,672 --> 00:14:25,948
- آدريان مونك - سازمان بهداشت جهاني؟

238
00:14:25,948 --> 00:14:27,486
آدريان مونك.

239
00:14:27,486 --> 00:14:30,141
او يك كارآگاه بزرگ است. او يك نابغه است.

240
00:14:30,141 --> 00:14:32,133
شما مي توانيد از هر كسي بپرسيد.

241
00:14:32,813 --> 00:14:33,930
صبر كن.

242
00:14:34,204 --> 00:14:37,211
آه، اين او است. اين جا بمان. من مي خواهم او با شما صحبت كند.

243
00:14:37,211 --> 00:14:39,252
- سلام. - ناتالي...

244
00:14:39,252 --> 00:14:42,104
ناتالي، من هستم، آدريان مونك.

245
00:14:42,104 --> 00:14:44,869
بله آقاي راهب. ما فقط در مورد شما صحبت مي كرديم.

246
00:14:45,801 --> 00:14:48,787
ناتالي، تو بايد برگردي.

247
00:14:48,787 --> 00:14:49,987
آقاي راهب، فعلا نمي توانم.

248
00:14:49,987 --> 00:14:51,725
من در پيتزا فروشي هستم و با مدير صحبت مي كنم.

249
00:14:51,725 --> 00:14:53,507
ابولا است

250
00:14:53,507 --> 00:14:55,096
ببخشيد؟

251
00:14:55,096 --> 00:14:57,507
من ويروس ابولا دارم

252
00:14:57,507 --> 00:14:59,962
آقاي مونك، شما ويروس ابولا نداريد.

253
00:14:59,962 --> 00:15:01,892
اوه، من كاملا مطمئن هستم كه انجام مي دهم.

254
00:15:01,892 --> 00:15:04,073
همه علائم رو دارم

255
00:15:04,073 --> 00:15:09,222
من تب و سردرد و خونريزي داخلي شديد دارم.

256
00:15:09,222 --> 00:15:12,059
شما خونريزي داخلي شديد داريد؟

257
00:15:12,766 --> 00:15:14,534
من معتقدم كه دارم.

258
00:15:14,534 --> 00:15:16,024
اين نظر من است.

259
00:15:16,024 --> 00:15:18,105
نه، آقاي راهب، شما آنفولانزا داريد.

260
00:15:18,105 --> 00:15:19,216
اما خوشحالم كه زنگ زدي

261
00:15:19,216 --> 00:15:21,373
من با آقاي گورمن صحبت مي كنم. او مدير است.

262
00:15:21,373 --> 00:15:22,346
صبر كن.

263
00:15:24,040 --> 00:15:25,488
سلام.

264
00:15:26,278 --> 00:15:28,076
من نمي دانم.

265
00:15:28,076 --> 00:15:30,403
- فكر مي كنم آنها در آتلانتا هستند. - او در مورد چه چيزي صحبت مي كند؟

266
00:15:30,403 --> 00:15:33,778
او در مورد مركز كنترل بيماري مي پرسد.

267
00:15:39,701 --> 00:15:43,031
هي، جوليو پسر خوبي بود.

268
00:15:45,242 --> 00:15:46,510
موفق باشيد.

269
00:15:47,362 --> 00:15:48,649
متشكرم.

270
00:15:53,342 --> 00:15:55,477
دلنسي. جان دلنسي.

271
00:15:55,477 --> 00:15:57,928
ما مي دانيم كه او آنجاست. همين الان با دستيارش صحبت كرديم.

272
00:15:57,928 --> 00:16:00,169
مي فهميد كه اينجا يك باشگاه خصوصي است.

273
00:16:00,169 --> 00:16:01,871
مگر اينكه حكمي داشته باشي...

274
00:16:01,871 --> 00:16:03,585
خوب، در مورد اين چطور؟

275
00:16:03,585 --> 00:16:06,551
ما اينجا منتظر مي مانيم، و شما به آنجا برويد و او را بياوريد.

276
00:16:06,726 --> 00:16:07,965
من نمي توانم اين كار را انجام دهم.

277
00:16:07,965 --> 00:16:09,835
نميشه يا نميشه؟

278
00:16:09,835 --> 00:16:12,042
كمي از هر كدام.

279
00:16:22,214 --> 00:16:23,903
دلنسي، جدول شش.

280
00:16:23,903 --> 00:16:26,082
جدول صندلي، جدول شش.

281
00:16:26,082 --> 00:16:27,571
در آنجا.

282
00:16:34,478 --> 00:16:35,697
بلند نشو

283
00:16:35,697 --> 00:16:38,965
من Leland Stottlemeyer هستم، قتل. اين ستوان ديشر است.

284
00:16:38,965 --> 00:16:42,467
مي خواهيم در مورد جيليان گار با شما صحبت كنيم. / سازمان بهداشت جهاني؟

285
00:16:46,332 --> 00:16:47,957
قاضي جيليان گار

286
00:16:47,957 --> 00:16:49,400
تو دادگاه تهديدش كردي

287
00:16:49,400 --> 00:16:51,484
و بعد ماشينش را در يك پاركينگ كوبيد.

288
00:16:51,484 --> 00:16:53,143
و حالا او گم شده است.

289
00:16:53,143 --> 00:16:55,457
چي ميگي تو؟

290
00:16:55,673 --> 00:16:56,637
كاپيتان

291
00:16:56,637 --> 00:16:58,485
صبر كن رندي

292
00:16:59,111 --> 00:17:01,291
هي، غذاي كراوات دوست داري؟

293
00:17:02,636 --> 00:17:04,194
متعجب؟

294
00:17:04,194 --> 00:17:06,898
الان حافظه ات چطوره؟

295
00:17:06,898 --> 00:17:09,639
كاپيتان، اين ميز شش نيست.

296
00:17:10,318 --> 00:17:12,579
نمودار وارونه بود.

297
00:17:18,570 --> 00:17:20,025
يكي...

298
00:17:25,780 --> 00:17:27,692
من، اوه...

299
00:17:27,897 --> 00:17:29,410
متاسفم.

300
00:17:29,410 --> 00:17:31,844
من، اوم، اشتباه كردم

301
00:17:31,844 --> 00:17:34,000
من فكر كردم تو كس ديگري هستي

302
00:17:34,000 --> 00:17:35,331
اوه، هي، نگاه كن

303
00:17:35,331 --> 00:17:37,295
اوه، اينجا

304
00:17:37,295 --> 00:17:39,553
كراوات من را بگير

305
00:17:39,713 --> 00:17:41,353
اين يك ...

306
00:17:41,353 --> 00:17:42,760
اين يك كراوات 100 دلاري است.

307
00:17:42,760 --> 00:17:46,321
هديه كريسمس بود، باشه؟

308
00:17:49,252 --> 00:17:50,629
آنجا.

309
00:17:54,316 --> 00:17:56,612
از اينجا برو بيرون.

310
00:18:02,759 --> 00:18:05,618
بعداً در اين مورد صحبت خواهيم كرد. جدول شش كجاست؟

311
00:18:05,618 --> 00:18:07,319
باشه، اوه...

312
00:18:09,824 --> 00:18:11,820
صبر كن.

313
00:18:12,747 --> 00:18:15,322
اينجا پنجره است.

314
00:18:17,698 --> 00:18:18,847
اوه

315
00:18:19,436 --> 00:18:21,405
بد من ميز شش بود.

316
00:18:21,405 --> 00:18:23,059
حق با من بود.

317
00:18:26,256 --> 00:18:27,935
مطمئني؟

318
00:18:27,935 --> 00:18:29,371
آره

319
00:18:31,147 --> 00:18:34,077
ببين من فقط كراواتمو بهش دادم

320
00:18:34,909 --> 00:18:38,540
به علاوه من كمي اقتدار را با او از دست داده ام.

321
00:18:38,540 --> 00:18:41,134
- نه، فكر نمي كنم. - نه، تو اينطور فكر نمي كني؟

322
00:18:41,134 --> 00:18:43,596
خوب، مطمئنم او متوجه خواهد شد.

323
00:18:43,596 --> 00:18:46,625
آقا همه اشتباه ميكنن

324
00:18:54,927 --> 00:18:58,667
دوباره سلام. اوم...

325
00:19:01,842 --> 00:19:05,932
اين كمي شرم آور است، اما من بايد كراواتم را بخواهم.

326
00:19:05,932 --> 00:19:07,323
تو به من دادي

327
00:19:07,323 --> 00:19:09,744
خوب، ببين، اگر مي‌خواهي چنين كراوات زيبايي بپوشي،

328
00:19:09,744 --> 00:19:12,078
شما بايد آن را مستقيم بپوشيد

329
00:19:13,085 --> 00:19:15,855
كراوات قشنگي به اين كج نمي زني.

330
00:19:15,855 --> 00:19:17,161
خوب حالا كجا بوديم؟

331
00:19:17,161 --> 00:19:21,079
آره، ما در مورد جيليان گار صحبت مي كرديم.

332
00:19:24,392 --> 00:19:27,400
او براي من 2.5 ميليون دلار هزينه كرد.

333
00:19:27,400 --> 00:19:29,565
من آن را قبول دارم. من عصباني شدم.

334
00:19:29,565 --> 00:19:30,972
به ماشينش زدي

335
00:19:30,972 --> 00:19:34,350
من سعي نداشتم به كسي صدمه بزنم. دلم گرفته بود

336
00:19:34,350 --> 00:19:36,948
ميدوني، شما پسرها اينجا سوال اشتباهي ميپرسيد.

337
00:19:36,948 --> 00:19:37,973
بايد بپرسي

338
00:19:37,973 --> 00:19:40,570
"چرا او اتهامات را مطرح نكرد؟"

339
00:19:40,570 --> 00:19:42,935
خوب، چرا او اتهام نگرفت؟

340
00:19:42,935 --> 00:19:44,548
چون تنها نبود

341
00:19:44,548 --> 00:19:47,387
مردي با او در ماشين بود. من آنها را در حال بوسيدن ديدم.

342
00:19:47,387 --> 00:19:49,590
وقتي او را زدم، پياده شد و دويد.

343
00:19:49,590 --> 00:19:51,217
او نمي خواست ديده شود.

344
00:19:51,217 --> 00:19:52,662
او متاهل بود.

345
00:19:52,662 --> 00:19:56,354
- داشت يه پسر متاهل مي ديد. - حدس خوبي بود.

346
00:19:57,862 --> 00:19:59,970
حالا، آيا مي توانيد پيشخدمت من را پيدا كنيد؟

347
00:19:59,970 --> 00:20:02,219
من به يك بشقاب ديگر نياز دارم.

348
00:20:04,858 --> 00:20:06,817
سوپتو بخور

349
00:20:08,827 --> 00:20:12,538
- من نامه ها را مي بينم. - آره، اين سوپ الفبا است.

350
00:20:14,013 --> 00:20:17,356
"آ." / لازم نيست آن را به ترتيب بخوريد.

351
00:20:22,555 --> 00:20:24,020
كارت جولي كجاست؟

352
00:20:24,020 --> 00:20:27,472
گذاشتمش تو سطل بازيافت

353
00:20:27,472 --> 00:20:28,847
تازه جمعش كردند

354
00:20:28,847 --> 00:20:31,907
جولي به آن كارت بسيار افتخار مي كند. چي بايد بهش بگم؟

355
00:20:31,907 --> 00:20:35,769
به او بگوييد كه بازيافت مهم است.

356
00:20:35,769 --> 00:20:39,847
و با هم، ما سياره را نجات مي دهيم.

357
00:20:39,847 --> 00:20:43,412
"ب." / آيا مي توانم فقط يك دقيقه در مورد پرونده صحبت كنم لطفا؟

358
00:20:43,412 --> 00:20:44,734
بنابراين من در مورد اين فكر كرده ام.

359
00:20:44,734 --> 00:20:48,426
مرد پشت در كلاه بيسبال و عينك آفتابي به چشم داشت.

360
00:20:48,426 --> 00:20:49,443
عينك آفتابي در شب.

361
00:20:49,443 --> 00:20:51,926
انگار مي خواست صورتش را از من پنهان كند.

362
00:20:51,926 --> 00:20:53,449
به نظر شما معني داره؟

363
00:20:53,449 --> 00:20:56,542
من نمي دانم.

364
00:20:58,152 --> 00:21:00,523
هشدار غلط. اين يك "Q" شكسته است.

365
00:21:00,523 --> 00:21:03,583
آقاي راهب، اين براي من مهم است.

366
00:21:03,583 --> 00:21:06,457
بسيار خوب، بنابراين او ساعت 7:05 پيتزا فروشي را ترك كرد.

367
00:21:06,457 --> 00:21:10,323
او تا ساعت 7:40 به اينجا نرسيد و پيتزا سرد بود، يادتان هست؟

368
00:21:10,323 --> 00:21:11,898
- سرد - آره درست است.

369
00:21:11,898 --> 00:21:13,827
به نظر شما يعني چه؟

370
00:21:14,219 --> 00:21:15,264
سرد

371
00:21:15,264 --> 00:21:16,611
به نظر شما مهم است؟

372
00:21:16,611 --> 00:21:19,004
خيلي سردمه.

373
00:21:19,445 --> 00:21:22,033
بسيار خوب، قبل از رسيدن به اينجا دو ايستگاه ديگر داشت.

374
00:21:22,033 --> 00:21:24,311
آدرس ها را گرفتم من قدم هايش را باز خواهم كرد.

375
00:21:24,311 --> 00:21:25,866
نه نه نه نه.

376
00:21:25,866 --> 00:21:27,587
نه ناتالي

377
00:21:27,587 --> 00:21:29,052
فقط اجازه دهيد پليس به آن رسيدگي كند.

378
00:21:29,052 --> 00:21:30,369
آنها به اين بچه اهميت نمي دهند.

379
00:21:30,369 --> 00:21:32,056
حتي اسمش را هم به خاطر نمي آورند.

380
00:21:32,056 --> 00:21:34,061
و مطمئناً آنها به آنچه من فكر مي كنم اهميتي نمي دهند.

381
00:21:34,061 --> 00:21:37,571
تنها چيزي كه آنها به اين قاضي غايب اهميت مي دهند.

382
00:21:38,014 --> 00:21:41,543
آقاي راهب، من بايد با من بياييد.

383
00:21:41,543 --> 00:21:44,102
-نميتونم - بله، تو ميتوني. شما مي توانيد تجمع كنيد.

384
00:21:44,102 --> 00:21:46,147
هي، ميچ يك فوتباليست بود.

385
00:21:46,147 --> 00:21:48,120
بازيكنان هميشه مصدوم مي شدند.

386
00:21:48,120 --> 00:21:52,288
او هميشه مي گفت: "بزرگ ها درد بازي مي كنند."

387
00:21:52,288 --> 00:21:54,063
آقاي راهب، من بدون شما نمي توانم اين كار را انجام دهم.

388
00:21:54,063 --> 00:21:57,897
فقط تو ماشين بشين فقط يك ساعت طول مي كشد

389
00:22:00,804 --> 00:22:02,902
من نمي توانم.

390
00:22:03,139 --> 00:22:05,637
خب من ميرم مردي كشته شد و او اينجا بود.

391
00:22:05,637 --> 00:22:06,974
بايد كاري بكنم.

392
00:22:06,974 --> 00:22:08,940
نه نه. ناتالي

393
00:22:08,940 --> 00:22:11,033
ناتالي، تو نمي تواني بروي.

394
00:22:11,033 --> 00:22:13,224
شما نمي توانيد فقط ترك كنيد.

395
00:22:13,224 --> 00:22:16,715
بخارساز يك خالي است.

396
00:22:16,715 --> 00:22:19,409
يخ من تقريبا تمام شده است.

397
00:22:19,409 --> 00:22:21,590
شما بايد كار خود را انجام دهيد.

398
00:22:21,590 --> 00:22:23,040
متاسفم آقاي راهب. من نمي توانم.

399
00:22:23,040 --> 00:22:25,412
من خيلي مشغول انجام كار شما هستم.

400
00:22:32,763 --> 00:22:34,402
آنها در حال خوابيدن بودند.

401
00:22:34,402 --> 00:22:36,340
سه تا پيتزا سفارش داديم.

402
00:22:36,340 --> 00:22:39,397
- يكي هاوايي، يكي پپروني. - و يك استاد سبزيجات.

403
00:22:39,397 --> 00:22:41,147
اين اوست؟

404
00:22:41,326 --> 00:22:42,556
مطمئني؟

405
00:22:42,556 --> 00:22:46,154
آره پليس اينجا بود آنها همين عكس را داشتند.

406
00:22:46,154 --> 00:22:47,583
قطعا اوست

407
00:22:47,583 --> 00:22:49,322
ما نسبت به آن احساس وحشتناكي داشتيم.

408
00:22:49,322 --> 00:22:51,815
كلاه داشت يا عينك آفتابي؟

409
00:22:51,815 --> 00:22:53,263
خير

410
00:22:55,134 --> 00:22:56,753
سلام. / سلام.

411
00:22:57,456 --> 00:22:58,396
ميتونم كمكتون كنم؟

412
00:22:58,396 --> 00:23:00,768
ببخشيد كه مزاحم شدم. اميدوارم اين زمان بدي نباشد.

413
00:23:00,768 --> 00:23:04,596
اوه، در واقع، من وسط يك چيزي هستم.

414
00:23:14,373 --> 00:23:17,286
چرا؟ اين همه در مورد چيست؟

415
00:23:17,286 --> 00:23:21,311
واقعا متاسفم كه مزاحمتون شدم من چند بلوك دورتر زندگي مي كنم. / آره

416
00:23:21,311 --> 00:23:23,027
من تو را در اطراف ديده ام

417
00:23:23,027 --> 00:23:24,066
آره

418
00:23:24,066 --> 00:23:27,146
اين در مورد دانه برف گربه من است. او فرار كرده است

419
00:23:27,146 --> 00:23:28,464
گربه شما

420
00:23:28,464 --> 00:23:29,789
عكس داريد؟

421
00:23:29,789 --> 00:23:33,535
نه، ببين، موضوع همين است. او جديد است. بنابراين...

422
00:23:33,535 --> 00:23:35,176
به هر حال ممنون ببخشيد كه مزاحم شدم.

423
00:23:35,176 --> 00:23:36,277
صبر كن.

424
00:23:37,124 --> 00:23:38,919
ميدوني چيه؟ من يه گربه پيدا كردم

425
00:23:38,919 --> 00:23:41,782
امروز صبح. داشت درب ورودي من را مي خاراند.

426
00:23:41,782 --> 00:23:43,490
او در زيرزمين است.

427
00:23:43,490 --> 00:23:45,199
- بيا داخل - نه، احتمالاً او نيست.

428
00:23:45,199 --> 00:23:46,418
- چه رنگيه؟ - سفيد.

429
00:23:46,418 --> 00:23:48,856
ببين نميتونه اون باشه دانه برف سياه است

430
00:23:48,856 --> 00:23:51,180
دانه برف سياه است؟

431
00:23:51,180 --> 00:23:52,916
به هر حال ممنون

432
00:23:52,916 --> 00:23:55,859
شما واقعا بايد مقداري يخ روي آن انگشت شست بگذاريد.

433
00:23:56,712 --> 00:23:57,918
او چي داشت؟

434
00:23:57,918 --> 00:24:00,368
كبودي روي انگشت شستش.

435
00:24:00,368 --> 00:24:03,955
يادم مي آيد مردي كه پيتزاي جولي را تحويل داد همين كبودي را داشت.

436
00:24:03,955 --> 00:24:05,534
سعي كرد مرا به خانه اش برساند.

437
00:24:05,534 --> 00:24:06,744
شايد او شما را دوست داشته باشد.

438
00:24:06,744 --> 00:24:09,011
شايد او شما را جذاب بيابد. اتفاقات عجيب تري افتاده است.

439
00:24:09,011 --> 00:24:11,166
نه، او مي خواست مرا بكشد. من مي تونم بگم.

440
00:24:11,166 --> 00:24:12,708
آيا نمي توانيد حكم بازرسي دريافت كنيد؟

441
00:24:12,708 --> 00:24:14,377
نه، بر اين اساس نيست.

442
00:24:14,377 --> 00:24:18,282
منظورم اين است كه آن مرد خانه خوبي دارد، درست است؟ و او مقداري پول دارد؟

443
00:24:18,282 --> 00:24:20,024
چرا او يك تحويل دهنده پيتزا را مي كشد؟

444
00:24:20,024 --> 00:24:22,253
- من نمي دانم. - حتي اگر او را بكشد،

445
00:24:22,253 --> 00:24:25,303
چرا او در شهر رانندگي مي كند و پيتزاي جولي را به او تحويل مي دهد؟

446
00:24:25,303 --> 00:24:26,167
معني ندارد.

447
00:24:26,167 --> 00:24:28,271
خب نميشه حداقل بياي اينجا و باهاش ​​حرف بزني؟

448
00:24:28,271 --> 00:24:31,550
آره دو ساعت ديگه ميتونم اونجا باشم

449
00:24:31,550 --> 00:24:33,793
نه نه! او ممكن است تا آن زمان رفته باشد.

450
00:24:33,793 --> 00:24:35,026
كاپيتان كجاست؟

451
00:24:35,026 --> 00:24:36,633
داره روي پرونده كار ميكنه

452
00:24:36,633 --> 00:24:39,318
مورد شما نيست، مورد ديگر. پرونده بزرگ

453
00:24:39,318 --> 00:24:41,728
او ساعت 4:45 دادگاه را ترك كرد.

454
00:24:41,728 --> 00:24:46,295
او آخرين بار در حال رانندگي به سمت شمال در 101 توسط يك دوربين مدار بسته در اينجا ديده شد.

455
00:24:46,295 --> 00:24:48,201
او در ماشين تنها بود.

456
00:24:48,201 --> 00:24:50,173
مركز نيست.

457
00:24:50,173 --> 00:24:51,770
آن يكي.

458
00:24:58,053 --> 00:25:00,319
خوب خوب

459
00:25:02,803 --> 00:25:06,571
خوب حالا ماشينش در پاركينگ اينجا پيدا شد.

460
00:25:06,571 --> 00:25:08,869
آنلاك شده بود. پاك شده بود

461
00:25:08,869 --> 00:25:11,529
نه چاپي وجود داشت، نه اليافي.

462
00:25:11,529 --> 00:25:14,358
چندتا عكس اينجا گرفتم

463
00:25:15,185 --> 00:25:16,524
اوه، نه، صبر كن

464
00:25:16,524 --> 00:25:19,153
من نمي توانم ببينم. نمي توانم تمركز كنم.

465
00:25:19,153 --> 00:25:22,788
- من نميتونم ببينم - باشه، بعدا به عكسها نگاه مي كني.

466
00:25:22,788 --> 00:25:25,303
آيا مي توانيد اين را تغيير دهيد؟

467
00:25:26,002 --> 00:25:28,433
متشكرم. خوب، اين خوب است.

468
00:25:28,433 --> 00:25:29,660
اين چيه

469
00:25:29,660 --> 00:25:32,010
اين يك رطوبت ساز است.

470
00:25:32,914 --> 00:25:34,643
اون يكي چيه؟

471
00:25:34,643 --> 00:25:37,081
اين يك رطوبت گير است.

472
00:25:43,018 --> 00:25:44,871
خوب، آنها همديگر را فسخ نمي كنند؟

473
00:25:44,871 --> 00:25:47,110
دقيقا.

474
00:25:48,402 --> 00:25:53,533
اوم، ما مي دانيم كه او كسي را مي ديد. ممكنه ازدواج كرده باشه

475
00:25:53,533 --> 00:25:55,374
از سوابق كارت اعتباري او مي توان فهميد

476
00:25:55,374 --> 00:25:58,921
كه در بهمن ماه با هم به مسافرت رفتند.

477
00:25:58,921 --> 00:26:03,630
آنها به مدت دو هفته در 10 فوريه به اوكلي، آيداهو رفتند.

478
00:26:03,799 --> 00:26:05,636
او ازدواج نكرده است.

479
00:26:06,614 --> 00:26:08,637
- ازدواج نكرده؟ - نه

480
00:26:08,637 --> 00:26:10,580
شما از كجا مي دانيد كه؟

481
00:26:15,564 --> 00:26:20,245
راهب، از كجا مي دانيد كه او ازدواج نكرده است؟

482
00:26:20,877 --> 00:26:23,508
خوب، آنها در روز ولنتاين آنجا بودند.

483
00:26:23,508 --> 00:26:25,776
اگر متاهل بود، در خانه مي ماند.

484
00:26:25,776 --> 00:26:27,359
بله حق با شماست

485
00:26:27,359 --> 00:26:29,105
من به يك چمدان نياز دارم

486
00:26:29,105 --> 00:26:31,569
آنها در كشو هستند.

487
00:26:33,534 --> 00:26:37,374
راهب، لطفا اينجا تمركز كنيد؟

488
00:26:38,023 --> 00:26:40,474
باشه، باشه، باشه

489
00:26:40,474 --> 00:26:41,793
راهب، اينجا تمركز كن؟

490
00:26:41,793 --> 00:26:43,543
فايل هاي فشرده را. / چرا...

491
00:26:43,543 --> 00:26:47,255
- بايد زيپش كني - چرا آن را مخفي نگه داريد؟

492
00:26:48,180 --> 00:26:50,362
من به يك چمدان ديگر نياز دارم.

493
00:26:50,362 --> 00:26:54,685
شما اين كيسه را در كيف ديگري قرار مي دهيد.

494
00:26:56,501 --> 00:26:59,393
- اين كيف بزرگ؟ - همين...

495
00:27:00,028 --> 00:27:01,957
باشه، راهب، اينجا با من بمون، باشه؟

496
00:27:01,957 --> 00:27:03,697
او يك قاضي است.

497
00:27:03,697 --> 00:27:08,912
پس شايد اون كسي بود كه اجازه نداشت...

498
00:27:08,912 --> 00:27:10,748
براي ديدن اجتماعي

499
00:27:10,748 --> 00:27:14,277
بله، مانند يك وكيل كسي است كه ممكن است در يكي از پرونده هاي او دخالت داشته باشد.

500
00:27:14,277 --> 00:27:15,777
تضاد منافع

501
00:27:15,777 --> 00:27:18,199
مطمئن شويد كه هوا بند است.

502
00:27:18,199 --> 00:27:21,698
بايد زيپش كني ناتالي معمولا آن را دو بار تا مي كند.

503
00:27:21,698 --> 00:27:24,363
ابتدا آن را زيپ مي كنيد. سپس آن را تا مي كنيد.

504
00:27:24,363 --> 00:27:26,649
ابتدا بايد هوا را بيرون بياوري

505
00:27:26,649 --> 00:27:30,535
اول بايد هوا رو بذاري بيرون اول اجازه دهيد هوا خارج شود.

506
00:27:34,781 --> 00:27:40,395
راهب، من مي دانم كه شما احتمالا نمي توانيد بگوييد زيرا من آن را به خوبي پنهان مي كنم،

507
00:27:40,395 --> 00:27:46,007
اما من واقعا اين را دوست ندارم

508
00:28:51,456 --> 00:28:52,878
آره سلام

509
00:28:52,878 --> 00:28:56,631
آقاي راهب، من مردي را پيدا كردم كه پيتزاي جولي را تحويل داد.

510
00:28:56,631 --> 00:28:59,766
قطعا اوست نام او رجي دنيسون است.

511
00:28:59,766 --> 00:29:04,550
اوه، ناتالي، من با تو تماس گرفته ام.

512
00:29:04,550 --> 00:29:06,215
ميدانم. من جواب ندادم

513
00:29:06,215 --> 00:29:07,927
ميدونستم كه سعي ميكني من رو از اين موضوع دور كني

514
00:29:07,927 --> 00:29:09,398
از چي؟

515
00:29:09,398 --> 00:29:11,400
من در خانه او هستم.

516
00:29:12,333 --> 00:29:15,579
شما در خانه او هستيد؟

517
00:29:15,579 --> 00:29:16,946
يه چيزي گذاشت تو ماشينش

518
00:29:16,946 --> 00:29:19,492
من نمي توانستم آن را تشخيص دهم. و سپس او راند.

519
00:29:19,492 --> 00:29:21,440
شما در خانه او هستيد؟

520
00:29:21,440 --> 00:29:24,615
نميدونستم ديگه چيكار كنم هيچ كس به من گوش نمي داد.

521
00:29:24,615 --> 00:29:27,184
اوه، ناتالي، شما در خانه او هستيد؟

522
00:29:27,184 --> 00:29:28,618
گوش كن.

523
00:29:28,875 --> 00:29:31,023
برو بيرون

524
00:29:31,023 --> 00:29:32,221
و...

525
00:29:32,428 --> 00:29:37,454
آيا مي توانيد در راه برگشت مقداري قطره سرفه برداريد؟

526
00:29:37,454 --> 00:29:39,840
اما برو بيرون!

527
00:29:39,840 --> 00:29:41,722
قطره سرفه را فراموش نكنيد.

528
00:29:41,722 --> 00:29:44,220
-تا پيداش نكنم از اينجا نميرم. - چه چيز را پيدا كنم؟

529
00:29:44,220 --> 00:29:46,737
من نمي دانم. من نمي دانم. من فقط، من نياز به مدرك دارم.

530
00:29:46,737 --> 00:29:49,922
آقاي راهب فقط لطفا كمكم كنيد. من نمي دانم دنبال چه هستم.

531
00:29:49,922 --> 00:29:52,052
شومينه.

532
00:29:53,206 --> 00:29:56,431
داشت چيزي ميسوخت. صبر كن، صبر كن

533
00:29:58,828 --> 00:30:00,933
يكي وجود دارد. خودشه.

534
00:30:00,933 --> 00:30:03,168
او با يك زن است، اما من نمي توانم آن را تشخيص دهم.

535
00:30:03,168 --> 00:30:05,623
آنها در هتلي هستند، مسافرخانه اوكلي.

536
00:30:05,623 --> 00:30:09,861
اوه، اوكلي مسافرخانه؟

537
00:30:09,861 --> 00:30:11,853
مسافرخانه اوكلي.

538
00:30:12,619 --> 00:30:15,011
ناتالي است،

539
00:30:15,011 --> 00:30:18,158
آيا اين مرد وكيل است؟

540
00:30:20,196 --> 00:30:23,047
خوب حالا از كجا فهميدي؟ دانشكده حقوق دانشگاه ويتلي

541
00:30:23,883 --> 00:30:25,505
يه چيزي بو ميدم

542
00:30:25,505 --> 00:30:27,644
سفيد كننده است

543
00:30:35,801 --> 00:30:37,433
باشه من تو حمام هستم

544
00:30:37,433 --> 00:30:39,249
حتما تازه تميزش كرده

545
00:30:39,249 --> 00:30:41,466
بويي شبيه...

546
00:30:41,774 --> 00:30:43,187
بوي حمام شما مي دهد

547
00:30:43,187 --> 00:30:45,640
آيا، آيا، آيا خون وجود دارد؟

548
00:30:46,831 --> 00:30:48,279
يكي...

549
00:30:50,326 --> 00:30:52,344
نه

550
00:30:53,066 --> 00:30:56,045
اين عجيب است. پرده دوش نداره

551
00:30:56,793 --> 00:30:59,183
آيا كليد چراغ روي ديوار وجود دارد؟

552
00:30:59,183 --> 00:31:00,365
آره.

553
00:31:00,365 --> 00:31:02,905
- روشن است يا خاموش؟ - خاموش است.

554
00:31:02,905 --> 00:31:04,832
خب روشنش كن

555
00:31:04,832 --> 00:31:08,379
مراقب باش. از دستمال مرطوب يا چيز ديگري استفاده كنيد.

556
00:31:18,727 --> 00:31:20,229
اين خون است.

557
00:31:20,229 --> 00:31:25,156
اوه، بله، آنها هميشه كليد چراغ را فراموش مي كنند.

558
00:32:10,139 --> 00:32:15,118
ناتالي، ناتالي، اين چيزي است كه اتفاق افتاده است.

559
00:32:18,204 --> 00:32:20,558
اين وكيل، دنيسون،

560
00:32:20,558 --> 00:32:24,133
با قاضي گار رابطه داشت.

561
00:32:24,133 --> 00:32:27,328
ديشب به خانه او آمد.

562
00:32:27,328 --> 00:32:31,708
و در مقطعي تصميم گرفتند پيتزا سفارش دهند.

563
00:32:32,929 --> 00:32:35,598
به نوعي اوضاع زشت شد.

564
00:32:35,598 --> 00:32:40,671
شايد دعواشون شده ما احتمالاً هرگز نخواهيم فهميد درباره چه چيزي بود.

565
00:32:40,671 --> 00:32:42,599
اما او را كشت.

566
00:32:42,829 --> 00:32:46,009
او را در آن حمام كشت.

567
00:32:48,384 --> 00:32:51,701
اما پسر تحويل جوليو...

568
00:32:52,169 --> 00:32:55,361
بايد حمله را ديده يا چيزي شنيده باشد.

569
00:32:55,361 --> 00:32:57,897
و سعي كرد به او كمك كند.

570
00:32:57,897 --> 00:33:01,125
او در تلاش براي نجات او مرد.

571
00:33:01,831 --> 00:33:05,230
ناتالي، من به آن قطره هاي سرفه نياز دارم.

572
00:33:05,230 --> 00:33:09,427
نه منتول شما، شما، نوع را مي شناسيد.

573
00:33:11,355 --> 00:33:14,726
به هر حال دنيسون مشكل داشت.

574
00:33:14,726 --> 00:33:17,812
پيتزا فروشي مسير جوليو را مي دانست.

575
00:33:17,812 --> 00:33:21,265
و دنيسون مي دانست كه اگر جوليو ناپديد شود،

576
00:33:21,265 --> 00:33:24,777
پليس ها روي او تمركز مي كنند.

577
00:33:24,777 --> 00:33:28,119
آنها مي چرخيدند. آنها سؤالات زيادي مي پرسيدند.

578
00:33:28,119 --> 00:33:31,763
بنابراين او به شخص ديگري نياز داشت

579
00:33:31,763 --> 00:33:37,008
آخرين كسي باشد كه جوليو را زنده ديد.

580
00:33:37,494 --> 00:33:40,935
او تصميم گرفت يك پيتزا ديگر به عنوان جوليو تحويل دهد،

581
00:33:40,935 --> 00:33:43,653
براي منحرف كردن توجه از خودش

582
00:33:43,653 --> 00:33:45,526
حق با تو بود ناتالي

583
00:33:45,526 --> 00:33:48,753
خوليو آن پيتزا را تحويل نداد.

584
00:33:50,336 --> 00:33:53,085
مردي كه او را كشت.

585
00:33:53,085 --> 00:33:56,214
او باهوش بود، اما دو اشتباه مرتكب شد.

586
00:33:56,214 --> 00:33:57,978
اشتباهات بزرگ

587
00:33:57,978 --> 00:34:03,031
يكي، خوني كه روي كليد چراغ حمام پيدا كردي.

588
00:34:03,031 --> 00:34:05,827
اگر اين خون قاضي است و فكر مي كنم اينطور است،

589
00:34:05,827 --> 00:34:08,135
او به حبس ابد مي رود

590
00:34:08,135 --> 00:34:12,435
اما حتي بدون آن خون باز هم مي‌توانيم او را محكوم كنيم.

591
00:34:15,505 --> 00:34:16,959
اشتباه شماره دو،

592
00:34:16,959 --> 00:34:22,555
اثر انگشت او در سراسر جعبه پيتزاي تحويل داده شده است.

593
00:34:25,573 --> 00:34:28,766
در محل زباله بازيافت است.

594
00:34:29,478 --> 00:34:32,012
مطمئنم اگر لازم باشد مي توانند آن را پيدا كنند.

595
00:34:32,012 --> 00:34:34,055
همين امروز صبح جمعش كردند.

596
00:34:34,055 --> 00:34:37,122
اوه، اين خط ديگر من است، دست نگه داريد.

597
00:34:38,252 --> 00:34:39,431
آقاي راهب.

598
00:34:39,431 --> 00:34:42,730
آره ناتالي باهات تماس ميگيرم من در خط ديگر هستم.

599
00:34:42,730 --> 00:34:44,128
نكن...

600
00:34:45,651 --> 00:34:47,674
كجا بودم؟

601
00:34:55,082 --> 00:34:56,546
ناتالي؟

602
00:34:59,555 --> 00:35:00,953
ناتالي؟

603
00:35:02,087 --> 00:35:03,522
حالت خوبه؟

604
00:35:03,522 --> 00:35:06,141
به هر كسي يك كلمه بگو،

605
00:35:06,141 --> 00:35:08,985
او مرده است فهميدن؟

606
00:35:45,185 --> 00:35:46,998
لطفا من يك دختر دارم

607
00:35:46,998 --> 00:35:48,830
كمكم كن پيداش كنم شايد دوباره ببينيش

608
00:35:48,830 --> 00:35:49,722
چه چيز را پيدا كنم؟

609
00:35:49,722 --> 00:35:50,929
جعبه! جعبه!

610
00:35:50,929 --> 00:35:52,898
جعبه پيتزا با چاپ من روي آن.

611
00:35:52,898 --> 00:35:55,456
در چه چيزي بود؟ كارتن، كيسه يا چي؟

612
00:35:55,456 --> 00:35:56,845
رئيس من آن را بازيافت كرد.

613
00:35:56,845 --> 00:36:00,050
او همه چيز را به انبوهي به ارتفاع 20 اينچ جدا مي كند.

614
00:36:00,050 --> 00:36:02,114
سپس هر انبوه را در يك سبزه قرار مي دهد،

615
00:36:02,114 --> 00:36:04,149
كيسه زباله دولايه تقويت شده 10 گالن،

616
00:36:04,149 --> 00:36:06,181
كه او دو نوار مي بندد.

617
00:36:06,181 --> 00:36:07,867
سپس آن كيسه را در كيسه ديگري مي گذارد،

618
00:36:07,867 --> 00:36:11,777
كه چهار بار در خلاف جهت عقربه هاي ساعت با ريسمان مي پيچد و هر انتها را دو بار مي بندد.

619
00:36:11,777 --> 00:36:14,130
- يه بار كه تمومش كرد... - داري با من حرف ميزني؟

620
00:36:14,130 --> 00:36:16,722
نه، قسم مي خورم. او بسيار بداخلاق است

621
00:36:16,722 --> 00:36:18,178
خيلي خوب.

622
00:36:20,633 --> 00:36:23,036
گفت امروز صبح برداشت شده است.

623
00:36:23,036 --> 00:36:25,164
از آنجا شروع مي كنيم.

624
00:36:35,678 --> 00:36:37,554
اينجا رو نگاه كن

625
00:37:10,746 --> 00:37:12,112
من آن را نمي بينم.

626
00:37:12,112 --> 00:37:14,057
- داري معطل ميشي - من نيستم. به خدا قسم ميخورم.

627
00:37:14,057 --> 00:37:19,188
من يك فرصت ديگر به شما مي دهم تا به من كمك كنيد جعبه لعنتي را پيدا كنم.

628
00:37:46,702 --> 00:37:48,089
ما پشتش را مي گيريم

629
00:38:18,666 --> 00:38:20,012
مونك كجاست؟

630
00:38:20,888 --> 00:38:22,900
- او كجاست؟ - بلندش كن

631
00:38:22,900 --> 00:38:24,568
او كجاست؟

632
00:38:30,700 --> 00:38:32,295
او را از اينجا بيرون كن

633
00:38:48,134 --> 00:38:49,922
آيا همه چيز خاموش است؟

634
00:38:49,922 --> 00:38:51,677
من هم اينچنين فكر ميكنم.

635
00:38:51,677 --> 00:38:53,792
بله، به عنوان نو خوب است.

636
00:38:54,785 --> 00:38:55,991
داره حرف ميزنه؟

637
00:38:55,991 --> 00:38:58,225
او يك وكيل است، بنابراين، بله.

638
00:38:58,225 --> 00:39:02,266
او مي گويد كه او را با چاقو به اينجا آوردي. / چي؟

639
00:39:02,266 --> 00:39:05,498
او مي گويد كه شما او را تعقيب كرده ايد و ديوانه شده ايد.

640
00:39:05,498 --> 00:39:06,562
تو خونه اش بودي

641
00:39:06,562 --> 00:39:09,015
-نميتوني بذاريش بره - از اين لحظه،

642
00:39:09,015 --> 00:39:12,979
ما هيچ مدرك فيزيكي براي ارتباط آن مرد با هر يك از قتل ها نداريم.

643
00:39:12,979 --> 00:39:13,932
جعبه پيتزا چطور؟

644
00:39:13,932 --> 00:39:15,579
خوب، اگر بتوانيم جعبه پيتزا را پيدا كنيم،

645
00:39:15,579 --> 00:39:17,509
و از خانه مونك آمد،

646
00:39:17,509 --> 00:39:20,702
و اثر انگشتش روي آن است، خب، اين يك اسلم دانك است.

647
00:39:20,702 --> 00:39:22,669
ما پيداش نمي كنيم

648
00:39:22,865 --> 00:39:24,427
فراموشش كن. من با مدير صحبت كردم.

649
00:39:24,427 --> 00:39:26,430
آنها هيچ پرونده اي را نگه نمي دارند.

650
00:39:26,430 --> 00:39:27,887
آنها مي توانستند آن را به هر جايي بريزند.

651
00:39:27,887 --> 00:39:29,282
يعني به اين مكان نگاه كن

652
00:39:29,282 --> 00:39:33,629
دو انبار ديگر وجود دارد و تعداد بيشتري در بيرون وجود دارد. / چي؟

653
00:39:35,443 --> 00:39:38,359
خسس، همه

654
00:39:54,666 --> 00:39:57,587
ابله پولي وولي.

655
00:40:01,255 --> 00:40:04,868
اوه، خداي من، اين كارت جولي است. داراي تراشه موزيكال

656
00:40:32,671 --> 00:40:34,206
صبر كن صبر كن صبر كن. بازش نكن

657
00:40:34,206 --> 00:40:36,087
منتظر پزشكي قانوني باشيد

658
00:40:38,304 --> 00:40:40,517
از تخت بيرون آمدي؟

659
00:40:40,770 --> 00:40:43,211
تاكسي گرفتي؟

660
00:40:43,422 --> 00:40:45,578
در حمام تو

661
00:40:48,071 --> 00:40:50,344
ميچ درست ميگفت

662
00:40:50,344 --> 00:40:53,195
بزرگ ها با درد بازي مي كنند.

663
00:41:07,410 --> 00:41:08,913
صبح بخير.

664
00:41:08,913 --> 00:41:10,432
بيرون از ساختمان خود چه مي كنيد؟

665
00:41:10,432 --> 00:41:12,286
من فقط اينجا نشسته ام.

666
00:41:12,921 --> 00:41:14,253
خارج از؟

667
00:41:14,253 --> 00:41:16,299
روز زيبايي است.

668
00:41:17,713 --> 00:41:20,730
احساس خوبي دارم، خيلي بهتر.

669
00:41:20,730 --> 00:41:21,839
باشه.

670
00:41:21,839 --> 00:41:23,693
بنابراين من فقط با كاپيتان صحبت كردم.

671
00:41:23,693 --> 00:41:25,542
جسد قاضي را پيدا كردند.

672
00:41:25,542 --> 00:41:27,395
رجي دنيسون به همه چيز اعتراف كرد.

673
00:41:27,395 --> 00:41:30,313
حتي محل جسد را به آنها نشان داد.

674
00:41:30,861 --> 00:41:33,112
راستي اينجا چيكار ميكني؟

675
00:41:33,112 --> 00:41:34,800
از بيرون متنفري

676
00:41:34,800 --> 00:41:37,379
شايد من تغيير كرده ام.

677
00:41:41,802 --> 00:41:44,431
جدي اينجا چيكار ميكني؟
