﻿1
00:00:02,699 --> 00:00:05,617
كريگ، من همين الان اينجا در كانون اصلاح و تربيت هستم

2
00:00:05,743 --> 00:00:09,729
يك تعقيب و گريز در سراسر ايالت براي اين مرد، جو انديكات در جريان است.

3
00:00:10,257 --> 00:00:13,568
انديكات شب گذشته پس از تونل زدن در زير آن حصار فرار كرد

4
00:00:13,752 --> 00:00:17,670
و سپس قبل از فرار از صحنه، يك زن را در اينجا در پاركينگ كشت.

5
00:00:17,894 --> 00:00:20,908
مقامات اكنون هشدار مي دهند كه انديكوت ممكن است مسلح باشد

6
00:00:21,184 --> 00:00:23,925
و بايد بسيار خطرناك در نظر گرفته شود.

7
00:00:24,073 --> 00:00:25,445
از شما نانسي، براي آن متشكرم.

8
00:00:25,570 --> 00:00:28,544
با توسعه اين داستان، همه ما شما را به روز خواهيم كرد.

9
00:01:21,558 --> 00:01:25,492
حركت نكن! هي، مرد، واقعاً دردناك است! حركتي نكن! اينجا اسلحه هست

10
00:01:26,801 --> 00:01:28,256
گفتم تكان نخور!

11
00:01:28,952 --> 00:01:31,845
- تكون نخوردم - اينجا يك اسلحه هست.

12
00:01:33,337 --> 00:01:37,170
- حرف منو در اين مورد قبول كن. - كجا ميري؟ هي ... آدر ...

13
00:01:38,683 --> 00:01:41,331
-صبر كن به كي زنگ ميزني؟ - فكر مي كني به كي زنگ مي زنم؟

14
00:01:41,462 --> 00:01:43,782
- تو نمي خواهي به پليس زنگ بزني، مرد. - من نه؟

15
00:01:43,934 --> 00:01:46,187
نه، بيا، گوشي را بگذار زمين! و تفنگ

16
00:01:46,316 --> 00:01:49,212
- يك دليل خوب به من بدهيد. - من برادرت هستم!

17
00:01:52,611 --> 00:01:55,880
- = 710 = - "آقاي راهب و برادر ديگر"

18
00:01:59,412 --> 00:02:00,285
VO توسط:

19
00:02:00,457 --> 00:02:03,716
"آكا و يايا".

20
00:02:46,039 --> 00:02:48,464
Subs-Addicts" [Sub-way. fr]

21
00:02:49,167 --> 00:02:50,327
تو از من هستي يا تو مال من هستي...

22
00:02:51,540 --> 00:02:53,850
من جك جونيور هستم. من برادرت هستم

23
00:02:54,787 --> 00:02:58,782
خب، از نظر فني، من برادر ناتني شما هستم. بنابراين مي توانيد بگوييد كه دارم جمع مي كنم.

24
00:03:01,724 --> 00:03:03,515
چرا بابا بايد در مورد من به تو گفته باشد.

25
00:03:04,246 --> 00:03:06,768
درست؟ يعني نميتونم تصور كنم چي گفت ولي...

26
00:03:08,056 --> 00:03:10,587
همانطور كه مي بينيد، تقريباً درست است.

27
00:03:11,290 --> 00:03:14,534
- 911. اورژانس شما چيست؟ - بيا، مرد، يك فرصت بده، باشه؟

28
00:03:14,940 --> 00:03:16,690
من برادرت هستم من خانواده هستم

29
00:03:17,187 --> 00:03:19,619
- خانواده. - آره نميتوني حسش كني؟

30
00:03:20,484 --> 00:03:21,581
911. آقا؟

31
00:03:24,457 --> 00:03:28,452
واقعا؟ بيا، ما همان DNA را داريم، همان پدر.

32
00:03:28,764 --> 00:03:30,725
همون پسر عوضي الكلي.

33
00:03:31,000 --> 00:03:34,607
آيا مي داني كه او ده سال پس از وثيقه گذاشتن شما، از دست ما فرار كرد؟

34
00:03:36,707 --> 00:03:38,921
خوب. هنوزم باور نداري از من چيزي بپرس

35
00:03:39,048 --> 00:03:40,250
منتظر نباش!

36
00:03:41,323 --> 00:03:44,170
- بپرس... ازت بپرسم چي؟ - در باره...

37
00:03:44,501 --> 00:03:47,308
ما، بابا، هر چيزي. برو شليك.

38
00:03:48,329 --> 00:03:52,105
- باشه. آهنگ مورد علاقه او چه بود؟ - بد رفتاري نيست در وان حمام خواند.

39
00:03:53,816 --> 00:03:56,054
- چطور قهوه اش را خورد؟ - با ويسكي

40
00:03:56,179 --> 00:03:58,667
جيمسون، اگر مي توانست آن را بپردازد، كه هرگز نمي توانست.

41
00:03:59,213 --> 00:04:00,499
آقا هنوز هستي؟

42
00:04:06,051 --> 00:04:07,717
-بايد بغل كنيم؟ - نه

43
00:04:07,851 --> 00:04:10,804
هي بيا من واقعا فكر مي كنم بايد در آغوش بگيريم.

44
00:04:11,278 --> 00:04:12,802
911. هنوز آنجا هستي؟

45
00:04:15,158 --> 00:04:16,621
متاسفم. اين اشتباه من بود.

46
00:04:25,500 --> 00:04:28,139
باشه. جو انديكات كيست؟

47
00:04:28,523 --> 00:04:32,228
من هستم... خوب، حداقل وقتي دستگير شدم اينطور بودم.

48
00:04:32,525 --> 00:04:35,899
- آره بازداشت براي چه؟ - ماشين هاي سلين...

49
00:04:36,314 --> 00:04:38,866
اينها مال من نبودند...

50
00:04:39,306 --> 00:04:40,576
دقيقا...

51
00:04:42,394 --> 00:04:44,630
من دارم از گرسنگي ميميرم آيا غذايي داريد؟

52
00:04:45,957 --> 00:04:46,781
نه صبر كن

53
00:04:47,794 --> 00:04:50,388
نه، تو اينجا غذا نمي خوري.

54
00:04:51,189 --> 00:04:52,201
خيلي خوب.

55
00:04:52,948 --> 00:04:55,183
ميخواي بگي ديشب چي شد؟

56
00:04:55,530 --> 00:04:57,670
آره من متلاشي شدم همين اتفاق افتاد.

57
00:04:58,300 --> 00:05:01,167
- تو زني را كشتي. - به هيچ وجه. هي...

58
00:05:01,520 --> 00:05:03,831
آدريان، نگاه كن! دست به خدا...

59
00:05:04,517 --> 00:05:07,099
من هرگز به كسي صدمه نزدم! هميشه!

60
00:05:07,433 --> 00:05:10,874
من يك مرد كلاهبردار هستم من يك قاتل هستم من يك ...

61
00:05:11,675 --> 00:05:14,480
- سركش دوست داشتني - يك سركش دوست داشتني؟

62
00:05:15,541 --> 00:05:18,388
مردم خود را سركش هاي دوست داشتني نمي نامند.

63
00:05:18,850 --> 00:05:20,116
سركش هاي دوست داشتني انجام مي دهند.

64
00:05:21,471 --> 00:05:23,354
- اين مسخرست. - چرا؟

65
00:05:23,625 --> 00:05:27,267
بيا چيكار ميكني؟ آدريان، نه، نه، صبر كن! در مورد آن فكر كنيد!

66
00:05:27,453 --> 00:05:31,018
من مي‌توانم در نيمه راه پاراگوئه باشم... اما نيستم. من اينجا هستم.

67
00:05:31,144 --> 00:05:33,373
اومدم پيشت! اين به شما چه مي گويد؟

68
00:05:34,077 --> 00:05:36,984
اينكه شما فردي بي ثبات هستيد و در زندان هستيد.

69
00:05:37,469 --> 00:05:41,325
نه، من به كمك شما نياز دارم. بيا، من آن زن را نكشتم!

70
00:05:42,749 --> 00:05:46,604
از طريق فاضلاب خزيدم. وقتي به پاركينگ رسيدم او ديگر مرده بود.

71
00:05:46,729 --> 00:05:49,890
صبر كن صبر كن صبر كن برگرد.

72
00:05:51,494 --> 00:05:53,101
شما از طريق چه چيزي خزيده ايد؟

73
00:05:53,506 --> 00:05:55,490
از طريق فاضلاب خزيدم. اينطوري فرار كردم.

74
00:05:55,615 --> 00:05:57,543
صبر كن صبر كن صبر كن برگرد...

75
00:05:58,990 --> 00:06:01,738
خزيدي... از طريق... چي؟

76
00:06:03,483 --> 00:06:04,757
- فاضلاب؟ - صبر كن.

77
00:06:05,913 --> 00:06:06,925
برگرد.

78
00:06:24,185 --> 00:06:26,352
چي شد؟ دوش قطع شد.

79
00:06:26,892 --> 00:06:29,853
- آب گرمت تمام شد. - نه نه نه. به شستشو ادامه دهيد.

80
00:06:30,131 --> 00:06:33,561
- من يخ زدم! - نگه داريد، به شستشو ادامه دهيد. فقط

81
00:06:33,769 --> 00:06:35,550
اوه خداي من! چيكار كردي

82
00:06:36,610 --> 00:06:37,981
استتار كوچك...

83
00:06:39,416 --> 00:06:41,381
افراد اشتباه ممكن است ببينند كه ما روي پرونده كار مي كنيم.

84
00:06:41,508 --> 00:06:43,630
- چه موردي؟ - مورد من!

85
00:06:43,883 --> 00:06:46,288
گفتم من آن زن را نكشتم. بايد ثابت كنيم

86
00:06:46,691 --> 00:06:48,595
نه نه. موردي وجود ندارد.

87
00:06:48,720 --> 00:06:51,400
ما با يك وكيل تماس مي گيريم، سپس شما خود را تحويل مي دهيد.

88
00:06:51,525 --> 00:06:55,304
نه! نه، من نمي توانم اين كار را انجام دهم. من نمي توانم به زندان برگردم، باشه؟

89
00:06:55,743 --> 00:06:59,076
نه هنوز. سلام آمبروز چطوره؟ اون حالش خوبه

90
00:07:01,301 --> 00:07:04,738
ميدوني چيه؟ بايد بهش زنگ بزنيم من دوست دارم به او سلام كنم.

91
00:07:05,570 --> 00:07:07,743
من ترجيح مي دهم او را درگير نكنم. ببخشيد.

92
00:07:07,868 --> 00:07:10,357
منظورت چيه هنوز نميتوني برگردي؟

93
00:07:10,543 --> 00:07:14,181
ببين، آن زن، زني كه كشته شد، اسقف ليندزي نام او بود.

94
00:07:14,603 --> 00:07:17,950
او در آنجا مددكار اجتماعي بود. همه حاضران او را دوست داشتند.

95
00:07:18,075 --> 00:07:21,301
او قبلاً روي نامه ها كار مي كرد و به مردم در درخواست هايشان كمك مي كرد.

96
00:07:21,798 --> 00:07:25,477
منظورم اين است كه ببين، اگر من به آنجا برگردم و آنها.

97
00:07:25,787 --> 00:07:28,930
نگران نباشيد، عالي است. و آنها فكر مي كنند كه من او را كشته ام ...

98
00:07:29,349 --> 00:07:32,713
من بيش از ده دقيقه در آنجا دوام نمي آوردم. نگاه كن،

99
00:07:33,926 --> 00:07:36,653
اسمم را پاك كن و بعد من بر مي گردم، قول مي دهم.

100
00:07:41,395 --> 00:07:45,381
ميدوني اينا همه مثل همن چيه، هر روز همين لباس رو ميپوشي؟

101
00:07:47,913 --> 00:07:49,685
احساس مي كنم دوباره به زندان برگشته ام.

102
00:07:52,264 --> 00:07:55,386
مي دانيد، لطفاً مي توانم كمي حريم خصوصي داشته باشم؟

103
00:07:56,895 --> 00:07:57,928
با تشكر.

104
00:08:06,496 --> 00:08:08,818
- آيا مايونز ديگري داريد؟ - چه كار مي كني؟

105
00:08:08,943 --> 00:08:10,972
دارم ساندويچ درست ميكنم من دارم از گرسنگي ميميرم

106
00:08:12,609 --> 00:08:14,570
آيا هرگز قرار است به من بگوييد چه اتفاقي افتاده است؟

107
00:08:15,000 --> 00:08:17,804
بعد از خوردن غذا، باشه؟ من تمام شب را در حال دويدن هستم.

108
00:08:18,595 --> 00:08:20,733
- مال من است. - اول حرف بزن سپس بخور.

109
00:08:21,411 --> 00:08:25,107
ببين، من مي توانم هر دو را انجام دهم. خيلي خوب؟ چيز زيادي براي گفتن نيست

110
00:08:27,478 --> 00:08:30,195
دو ماه و 87 قاشق طول كشيد تا از آنجا بيرون بيايم.

111
00:08:30,320 --> 00:08:32,601
- هم سلولي شما چطور؟ - من نداشتم.

112
00:08:32,728 --> 00:08:36,515
زندگي را بسيار آسان كرد. پس ديشب بعد از خاموش شدن چراغ ها، حركتم را انجام دادم.

113
00:08:37,653 --> 00:08:39,891
سه دقيقه بعد توي لوله فاضلاب بودم.

114
00:08:40,017 --> 00:08:42,419
آره باشه شما... مي توانيد آن قسمت را رد كنيد.

115
00:08:42,544 --> 00:08:45,792
بوي تعفن وحشتناكي بود. مثل خزيدن از ميان كسي بود.

116
00:08:45,917 --> 00:08:47,864
مشكلي نيست. فقط... به جلو بپريد.

117
00:08:49,147 --> 00:08:52,226
خوب، حدود ساعت 3 صبح، از آن طرف بيرون آمدم، و ماشيني را ديدم.

118
00:08:52,352 --> 00:08:55,937
خالي به نظر مي رسيد. فكر كردم شانس آوردم فكر كردم شايد بتوانم آن را داغ كنم.

119
00:08:56,697 --> 00:08:59,743
با صداي بلند در را باز كردم و او آنجا بود.

120
00:09:00,817 --> 00:09:04,438
سعي كردم با 911 تماس بگيرم، اما بعد از آن نگهباني در برج مرا ديد،

121
00:09:04,571 --> 00:09:06,605
شليك كرد و من فقط

122
00:09:06,731 --> 00:09:09,251
من فقط بلند شدم و هيچ وقت به عقب نگاه نكردم.

123
00:09:10,744 --> 00:09:13,766
پس...بزار ببينم متوجه شدم يا نه.

124
00:09:13,891 --> 00:09:15,725
اگه راست ميگي

125
00:09:15,852 --> 00:09:17,917
- دست به خداست. - درست. دست به خدا

126
00:09:18,529 --> 00:09:19,836
اين داستان شماست:

127
00:09:20,652 --> 00:09:22,402
يك ديوانه قاتل

128
00:09:22,529 --> 00:09:26,208
اتفاقاً در حال قدم زدن در كنار زندان فدرال بودم.

129
00:09:26,958 --> 00:09:28,555
ماشين را ديد.

130
00:09:28,912 --> 00:09:32,280
به راننده چاقو مي زند. اما او ماشين را نمي دزدد.

131
00:09:32,838 --> 00:09:34,255
او فقط فرار مي كند.

132
00:09:35,773 --> 00:09:38,747
چند دقيقه بعد، جك مونك، جونيور.

133
00:09:38,896 --> 00:09:43,009
از چاله اي در چند متري بيرون مي خزد

134
00:09:43,134 --> 00:09:45,181
و جسد را پيدا مي كند؟

135
00:09:50,062 --> 00:09:52,423
متشكرم. شما اين كار را براي من بسيار آسان كرديد.

136
00:09:54,659 --> 00:09:57,297
صبر كن. چه كار ميكني'؟ آدريان، داري چيكار ميكني؟

137
00:09:57,422 --> 00:10:00,058
نه، نه، نه، تو و گوشي چه خبر؟

138
00:10:00,357 --> 00:10:03,201
بيا، تو با من مثل يك شيطون ديگر رفتار مي كني. اين خانواده است!

139
00:10:03,326 --> 00:10:06,122
هي، اينجا صحبت خانواده است. اين بايد يه معني داشته باشه

140
00:10:06,247 --> 00:10:07,323
نه به من.

141
00:10:08,782 --> 00:10:12,226
نه! خوب خوب! شما برنده مي شويد. من به زندان برمي گردم

142
00:10:13,146 --> 00:10:15,445
مستقيم، من وقتم را مي گذارم...

143
00:10:17,772 --> 00:10:19,554
فقط يك لطفي به من كن

144
00:10:20,949 --> 00:10:22,387
بگذار به مادرم زنگ بزنم.

145
00:10:23,508 --> 00:10:24,946
تو مادر داري

146
00:10:25,632 --> 00:10:27,975
بله، آدريان. من هم مادر دارم

147
00:10:28,840 --> 00:10:31,476
نام او دارلين مونك است. او در آماريلو، تگزاس زندگي مي كند.

148
00:10:31,688 --> 00:10:35,199
من مطمئنم كه او اخبار را تماشا كرده است و بايد تا حد مرگ ترسيده باشد، باشه؟

149
00:10:35,904 --> 00:10:37,866
بيا ديگه. فقط يك تماس تلفني

150
00:10:39,262 --> 00:10:40,429
به خاطر زمان قديم؟

151
00:10:41,371 --> 00:10:44,238
- ما هيچ زمان قديمي نداريم. - مطمئنا، ما انجام مي دهيم.

152
00:10:45,184 --> 00:10:49,107
بيا، يادت هست؟ به ياد داشته باشيد در راهرو،

153
00:10:49,432 --> 00:10:52,680
وقتي با آن جعبه فلزي به سرم زدي؟

154
00:10:53,692 --> 00:10:57,678
- نيم ساعت پيش بود. - يه چيزيه منظورم اين است كه اين يك شروع است.

155
00:11:14,375 --> 00:11:15,894
مامان، اين جك است.

156
00:11:17,569 --> 00:11:20,323
- كودك من! حالت خوبه؟ - آره

157
00:11:20,448 --> 00:11:22,960
در اخبار گفتند شما يك زن را كشتيد.

158
00:11:23,108 --> 00:11:26,211
مامان من كسي رو نكشتم تو بايد منو باور كني

159
00:11:26,336 --> 00:11:27,325
كودك من!

160
00:11:27,451 --> 00:11:30,246
مي دانم، اي كاش مي توانستم آن را ثابت كنم، اما نمي توانم.

161
00:11:31,704 --> 00:11:34,380
برو پيش برادرت برو پيش آدريان

162
00:11:34,876 --> 00:11:37,563
او بايد به شما كمك كند. او خانواده است

163
00:11:38,208 --> 00:11:40,403
مامان، من الان با او هستم،

164
00:11:40,618 --> 00:11:42,658
و او مي خواهد مرا تحويل دهد.

165
00:11:44,485 --> 00:11:47,739
چرا؟! چرا او به ما كمك نمي كند؟

166
00:11:47,918 --> 00:11:49,794
نمي دونم مامان حدس مي زنم...

167
00:11:50,276 --> 00:11:52,238
خانواده براي او معنايي ندارد.

168
00:11:52,613 --> 00:11:55,222
آدريان مونك! آيا شما آنجا هستيد؟

169
00:12:04,600 --> 00:12:08,185
ما هرگز ملاقات نكرده ايم، اما احساس مي كنم شما را مي شناسم.

170
00:12:08,779 --> 00:12:12,005
پدرت هميشه در موردت لاف مي زد.

171
00:12:13,363 --> 00:12:14,396
او انجام داد؟

172
00:12:14,969 --> 00:12:17,151
گفت تو نور زندگيش بودي.

173
00:12:17,276 --> 00:12:20,018
گفت كاري نيست كه نتواني انجام دهي.

174
00:12:21,200 --> 00:12:24,821
من به تو التماس مي كنم، آدريان. من يك مادر هستم.

175
00:12:25,034 --> 00:12:28,598
به پسر كوچولوي من كمك كن من روي زانو هستم.

176
00:12:28,882 --> 00:12:32,553
به جكي كوچولو كمك كن او فرشته نيست،

177
00:12:32,678 --> 00:12:35,586
اما او به كسي آسيب نمي رساند.

178
00:12:41,504 --> 00:12:44,267
خانم؟ مشكلي نيست.

179
00:12:45,673 --> 00:12:48,920
من ميرم به پسرت كمك كنم شما هستيد؟

180
00:12:49,057 --> 00:12:51,372
او خوب مي شود، قول مي دهم.

181
00:12:51,559 --> 00:12:54,174
مي كنم، هر كاري از دستم بر بياد انجام مي دهم.

182
00:12:54,324 --> 00:12:57,150
- باشه. - خدا رحمتت كنه آدريان!

183
00:12:58,731 --> 00:12:59,975
دوستت دارم مامان

184
00:13:04,601 --> 00:13:07,616
- ممنون داداش - نصف داداش

185
00:13:35,267 --> 00:13:37,817
- دوستت كيست؟ - اون مال منه...

186
00:13:38,904 --> 00:13:40,043
دوست قلم.

187
00:13:41,987 --> 00:13:44,244
دوست قلم! نمي دانستم مردم هنوز اين كار را مي كنند.

188
00:13:46,100 --> 00:13:47,932
هي، شما بچه ها حتي شبيه هم لباس مي پوشيد.

189
00:13:48,976 --> 00:13:50,832
- اهل كجاست؟ - كانادا

190
00:13:51,782 --> 00:13:54,180
- شرق كانادا - اسم او چيست؟

191
00:13:55,690 --> 00:13:56,707
گرتزكي

192
00:13:57,206 --> 00:13:59,122
واقعا؟ هر رابطه اي؟

193
00:13:59,590 --> 00:14:02,414
چرا اينو ميگي؟ ما نمي كنيم. ما حتي شبيه هم نيستيم

194
00:14:02,540 --> 00:14:05,793
نه، نه به شما، به وين گرتزكي، بازيكن هاكي.

195
00:14:07,146 --> 00:14:10,331
- تو خوبي؟ -آره من...خوبم.

196
00:14:11,034 --> 00:14:14,265
بياييد ببينيم چه چيزي براي ديدن وجود دارد، و سپس همه مي توانيم به خانه برگرديم

197
00:14:14,563 --> 00:14:17,221
در ماشين هاي جداگانه خودشه؟

198
00:14:18,502 --> 00:14:20,379
چقدر ترسناك بود چقدر آسان بود؟

199
00:14:26,116 --> 00:14:28,690
خنده دار است، مي دانيد، من چهار سال است كه آقاي مونك را مي شناسم.

200
00:14:28,816 --> 00:14:31,194
و او هرگز به داشتن دوست قلم اشاره نكرد.

201
00:14:31,319 --> 00:14:33,476
خب ميدوني من نبايد چيز ديگه اي بگم

202
00:14:33,601 --> 00:14:36,342
من نميخواهم رمز قلم را بشكنم، پس...

203
00:14:37,620 --> 00:14:40,320
- باشه... - موبايلش؟

204
00:14:43,830 --> 00:14:46,801
- نزديك ماشين نبود؟ - جواب منفي. درست همان جايي كه بود.

205
00:14:47,454 --> 00:14:51,440
كاپيتان استوتل ماير، آدريان مونك. اين تام بنت، دن ريس است.

206
00:14:51,773 --> 00:14:54,349
- تام سرپرست اينجاست. - نگهبان

207
00:14:54,614 --> 00:14:56,765
كاپيتان هر چي نياز داري هر كاري از دستمون برمياد

208
00:14:56,890 --> 00:14:59,143
ما از آن قدرداني مي كنيم. ما يك كارگروه جمع آوري كرده ايم،

209
00:14:59,268 --> 00:15:01,860
همكاري با كلانتري او نمي تواند دور برود. ما او را پيدا خواهيم كرد.

210
00:15:01,985 --> 00:15:05,349
من نمي توانم صبر كنم تا آن پسر عوضي را به اينجا برگردانم. اين شخصي است.

211
00:15:05,786 --> 00:15:09,133
همه آن زن را دوست داشتند. نه فقط زندانيان پرسنل هم

212
00:15:09,258 --> 00:15:12,710
دن ديشب در حال انجام وظيفه بود. اوست كه زنگ خطر را به صدا درآورده است.

213
00:15:13,481 --> 00:15:16,231
آره چي... ساعت 3 صبح اينجا چيكار ميكرد؟

214
00:15:16,356 --> 00:15:17,706
ليندزي خيلي دير كار مي كرد.

215
00:15:17,833 --> 00:15:20,785
گاهي تمام شب اينجا بود. مي دانيد، اختصاص داده شده است.

216
00:15:20,923 --> 00:15:24,193
آيا واقعاً او را ديدي، فراري كه نامش،

217
00:15:24,319 --> 00:15:27,419
البته، آيا جو انديكات به خانم بيشاپ حمله مي كند؟

218
00:15:28,142 --> 00:15:29,976
نه قربان، نمي توانم بگويم كه انجام دادم.

219
00:15:30,102 --> 00:15:33,771
فكر كردم چيزي شنيدم، يكي فرياد مي زد، چراغ ها را زدم.

220
00:15:33,976 --> 00:15:35,864
او همانجا بود، درست كنار ماشين.

221
00:15:35,995 --> 00:15:38,325
من حدود 12 تير شليك كردم، اما او رفته بود.

222
00:15:38,450 --> 00:15:41,077
و اين سلاح است؟ چنگال است يا قاشق؟

223
00:15:41,202 --> 00:15:44,622
آنها مي توانند از هر چيزي چاقو بسازند. ظروف، مسواك.

224
00:15:46,485 --> 00:15:48,436
"رفتن" چيزي.

225
00:15:49,159 --> 00:15:51,772
- اين نقره استرلينگ است. - واقعا؟

226
00:15:53,834 --> 00:15:56,572
بچه ها اون بالا چيكار ميكنين كه چاي ميزني؟

227
00:15:56,697 --> 00:15:59,487
اين مسئله استاندارد نيست. حتما قاچاق بوده

228
00:16:01,975 --> 00:16:04,190
سگ ها؟ آن سگ ها...

229
00:16:04,934 --> 00:16:08,541
لاغر بايد سگ هاي شكاري را به داخل بياورد. آنها بايد عطر او را گرفته باشند.

230
00:16:10,245 --> 00:16:13,060
هي، ما بايد بريم! دير كرديم. براي ... چيز.

231
00:16:13,185 --> 00:16:16,814
- اين جك است، دوست قلمي من. - چطوري؟ ما بايد برويم. ياد آوردن؟

232
00:16:18,569 --> 00:16:21,792
كلاه، بايد بريم ناتالي ما را رها مي كند.

233
00:16:21,917 --> 00:16:25,135
باشه بعدا بهت زنگ ميزنم من شما را پر مي كنم. از آشنايي با شما خوشحالم، جك.

234
00:16:26,515 --> 00:16:28,898
- مي خواي بخوري؟ - اينجا نه.

235
00:16:29,462 --> 00:16:32,393
يا همين نزديكي يا دور از اينجا

236
00:16:33,292 --> 00:16:35,506
آره بابا گفت تو عجيبي

237
00:16:39,121 --> 00:16:40,577
آواييته

238
00:16:40,702 --> 00:16:43,571
رويكوآهاگر.

239
00:16:44,031 --> 00:16:46,013
تا ما تو را ببينيم.

240
00:16:48,720 --> 00:16:51,696
- ميدونستم - آن چه بود؟ اسپانيايي نبود

241
00:16:52,506 --> 00:16:55,543
تضمين شده است اين زبان رسمي پاراگوئه است.

242
00:16:56,034 --> 00:16:59,703
آيا مي دانيد كه زيباترين زنان جهان اهل پاراگوئه هستند؟

243
00:16:59,831 --> 00:17:02,041
- آيا آنها؟ - نمايش يك ...

244
00:17:02,375 --> 00:17:04,814
تو حتي نگاه نكردي تو چه انساني يا چي؟

245
00:17:05,161 --> 00:17:06,848
من انسانم... بسه

246
00:17:08,903 --> 00:17:11,963
باشه شرلوك ما كجا هستيم؟ قضيه چطوره

247
00:17:12,648 --> 00:17:15,524
تلفن همراه مقتول دقيقا همان جايي بود كه شما گفتيد.

248
00:17:15,893 --> 00:17:18,423
و خون در سراسر ماشين پخش شد،

249
00:17:19,135 --> 00:17:21,080
اما تو شلوارت نداشتي

250
00:17:21,722 --> 00:17:22,790
- بنابراين؟ - بنابراين...

251
00:17:23,414 --> 00:17:26,177
اين احتمال وجود دارد كه شما حقيقت را گفته باشيد.

252
00:17:27,163 --> 00:17:28,823
به زودي در آغوش مي گيريم من مي توانم آن را احساس كنم.

253
00:17:28,948 --> 00:17:31,552
نه، ما قرار نيست در آغوش بگيريم، جك. تو هنوز جنايتكار هستي

254
00:17:31,677 --> 00:17:33,598
ميتونم باورت كنم و هنوز دوستت ندارم

255
00:17:33,723 --> 00:17:35,508
خب كي رو دوست داري؟ من ميتونم هركسي باشم

256
00:17:35,633 --> 00:17:37,326
به من گوش كن اين جدي است.

257
00:17:37,451 --> 00:17:40,868
يك نفر ليندزي بيشاپ را كشت و سعي كرد تو را قاب بگيرد.

258
00:17:41,179 --> 00:17:43,398
پس چه كسي ديگر مي دانست كه شما قصد فرار داريد؟

259
00:17:43,523 --> 00:17:45,441
- هيچ كس. - كسي انجام داد.

260
00:17:45,566 --> 00:17:47,538
يكي ميدونست تو اون پاركينگ خواهي بود

261
00:17:47,685 --> 00:17:51,673
هيچ كس! دست به خدا هيچكس نميدانست! هيچ كس! هيچ كس!

262
00:17:54,224 --> 00:17:55,405
به جز شيو

263
00:17:58,748 --> 00:18:01,523
- من يك سوال بعدي دارم. - شليك.

264
00:18:03,398 --> 00:18:05,823
- شيو كيه؟ - او هم سلولي من است.

265
00:18:06,271 --> 00:18:09,842
- گفتي هم سلولي نداري. - فكر نمي كنم.

266
00:18:10,164 --> 00:18:12,463
حتما مفهوم من را اشتباه تعبير كرده ايد.

267
00:18:16,645 --> 00:18:18,168
از شيو به من بگو

268
00:18:19,778 --> 00:18:23,485
نام اصلي او نورمن لوگان است. سلول او بود. نقشه او بود.

269
00:18:23,610 --> 00:18:27,026
به نوعي او يك اسكنه واقعي را در دست گرفت و خودش تونل را حفر كرد.

270
00:18:28,264 --> 00:18:30,466
ديروز مرا به سلولش بردند،

271
00:18:31,224 --> 00:18:33,111
و او تونل را به من نشان داد.

272
00:18:33,512 --> 00:18:37,498
و من متوجه شدم كه اگر كسي قرار است منهدم شود، ممكن است من باشم.

273
00:18:42,607 --> 00:18:45,405
گفتي كه هرگز به من دروغ نخواهي گفت ما يك معامله داشتيم.

274
00:18:45,668 --> 00:18:47,809
باشه ميدونم من در مورد شيو دروغ گفتم

275
00:18:48,165 --> 00:18:50,660
اما اين قبل از اين بود كه قول بدهم هرگز دروغ نگويم.

276
00:18:50,813 --> 00:18:52,985
بنابراين من فكر نمي كنم كه اين بايد حساب شود.

277
00:18:54,841 --> 00:18:58,469
- اون قيافه چي بود؟ - به اين ميگن نااميدي جك.

278
00:18:58,827 --> 00:19:01,497
مطمئنم اين نگاهي است كه قبلا ديده ايد. بيا بريم.

279
00:19:01,622 --> 00:19:03,180
خب كجا داريم ميريم؟

280
00:19:03,305 --> 00:19:05,876
من به زندان برمي گردم و با هم سلولي شما صحبت مي كنم.

281
00:19:06,001 --> 00:19:07,322
شما نه.

282
00:19:08,119 --> 00:19:12,068
نه نميتوني باهاش ​​حرف بزني او مي داند كه ما صحبت كرديم. او مي داند كه ما با هم هستيم!

283
00:19:14,017 --> 00:19:16,611
خيلي خب، از كاپيتان مي خواهم از اطراف بپرسد.

284
00:19:17,085 --> 00:19:18,730
-ولي بريم -خب حالا كجا؟

285
00:19:18,855 --> 00:19:21,712
- پلان بي. ليندزي بيشاپ خانه. - من نيستم. من نمي توانم.

286
00:19:21,837 --> 00:19:23,039
- بيا ديگه. - من هستم.

287
00:19:32,589 --> 00:19:36,470
من نمي توانم آن را باور كنم! من خيلي... هنوز باورم نميشه كه رفته!

288
00:19:36,599 --> 00:19:39,235
متاسفم. من حتي نمي دانستم كه او يك برادر دارد.

289
00:19:39,360 --> 00:19:41,553
نزديك بوديم و البته الان...

290
00:19:42,480 --> 00:19:46,360
براي گفتن تمام چيزهايي كه مي خواستم به او بگويم خيلي دير شده است!

291
00:19:46,674 --> 00:19:50,196
آره، ميدونم... منم دلم براش تنگ ميشه. او احتمالا مستأجر مورد علاقه من بود.

292
00:19:50,723 --> 00:19:52,578
- شما هم فاميل هستيد؟ - دوست قلم.

293
00:19:53,352 --> 00:19:55,879
خب... من به شما اجازه مي دهم كه به آن دو پسر برسيد.

294
00:19:56,005 --> 00:19:58,892
فقط به ياد داشته باشيد كه هنگام خروج قفل كنيد.

295
00:20:01,642 --> 00:20:02,908
باز هم متاسفم.

296
00:20:07,657 --> 00:20:08,943
او آدم خوبي بود.

297
00:20:09,073 --> 00:20:12,893
نمي توان متوجه نشد كه گريه ساختگي شما بسيار شبيه گريه واقعي شماست.

298
00:20:13,237 --> 00:20:14,296
متشكرم.

299
00:20:20,834 --> 00:20:22,668
من عاشق كاري هستم كه با دستان خود انجام مي دهيد.

300
00:20:24,652 --> 00:20:27,287
شما مثل يكي از آن بچه هاي پانتوميم هستيد؟

301
00:20:33,948 --> 00:20:36,985
- باشه، دنبال چي هستيم؟ - مطمئن نيستم.

302
00:20:37,704 --> 00:20:39,580
وقتي پيداش كنم مي فهممش

303
00:20:46,373 --> 00:20:49,484
- چي. چه كار مي كني؟ - باور كن برادر

304
00:20:49,609 --> 00:20:52,899
- او آن را از دست نخواهد داد. - بذار سر جاش. شما آن را برگردانيد.

305
00:20:53,839 --> 00:20:54,626
خوب.

306
00:20:56,290 --> 00:20:57,602
و بقيه اش.

307
00:20:58,150 --> 00:21:01,102
باشه، جيميني كريكت. ببين تو برنده اي پس بگذار!

308
00:21:07,657 --> 00:21:09,323
- عجيب است. - چيه؟

309
00:21:10,141 --> 00:21:11,568
اين عكس خارج از فوكوس است

310
00:21:12,642 --> 00:21:14,287
نگاه كن اون يكي چاق به نظر ميرسه

311
00:21:15,234 --> 00:21:18,108
- اين عكس ها معني ندارند. - حق با شماست. آنها وحشتناك هستند.

312
00:21:18,524 --> 00:21:21,193
او اينها را قرار نداد. هيچ كس نمي خواهد.

313
00:21:21,814 --> 00:21:23,063
من نمي فهمم

314
00:21:33,821 --> 00:21:35,297
آنها از اين كشو هستند.

315
00:21:36,087 --> 00:21:39,720
آنها دور ريختني ها هستند. بعد از مرگش يكي اينجا بود...

316
00:21:40,217 --> 00:21:43,360
تصاوير واقعي را حذف كرد و با اينها جايگزين كرد.

317
00:21:44,035 --> 00:21:47,687
- چرا؟ -شايد با هم رابطه داشت...

318
00:21:49,106 --> 00:21:51,025
و نمي خواست كسي بداند.

319
00:21:56,074 --> 00:21:58,825
بابا درست ميگفت تو مثل يك جادوگر هستي

320
00:22:00,737 --> 00:22:04,631
ما يك تيم خيلي خوب مي سازيم، مونك! بيا ديگه! هي، ما مي توانيم شريك باشيم!

321
00:22:05,172 --> 00:22:07,074
- برادران راهب. - روي آن حساب نكن.

322
00:22:07,578 --> 00:22:11,374
- تو به زندان برمي گردي، يادت هست؟ - درست. آره يادم رفت

323
00:22:26,887 --> 00:22:29,860
دشمن من جاودانه به نظر مي رسيد، بيش از يك عنكبوت.

324
00:22:30,854 --> 00:22:33,238
اين هر وحشت ناشناخته اي در جهان بود،

325
00:22:33,616 --> 00:22:37,264
هر ترسي در يك شب وحشتناك سياه تركيب شد.

326
00:22:40,492 --> 00:22:44,231
با اين حال، هر اتفاق ديگري افتاده بود، مغز من مغز يك مرد بود،

327
00:22:45,416 --> 00:22:47,968
هوش من هنوز يك هوش مرد است.

328
00:22:49,437 --> 00:22:50,639
يك ايده به ذهنم رسيد.

329
00:22:50,789 --> 00:22:53,433
- بيدارت كردم؟ - نه. تو نبودي.

330
00:22:54,096 --> 00:22:56,649
همش سر و صدا بود... داشتي درست مي كردي.

331
00:22:57,294 --> 00:22:59,494
متاسف. اين يك رفتار واقعي براي من است.

332
00:23:00,234 --> 00:23:02,927
مي دانيد، من در مشترك بوده ام. ساعت 9:00 چراغ خاموش است.

333
00:23:04,622 --> 00:23:05,908
"پاراگوئه"؟

334
00:23:07,795 --> 00:23:09,651
شما وسواس داريد، نه؟

335
00:23:13,508 --> 00:23:15,385
آيا اين مرد كوچك شده باورنكردني است؟

336
00:23:17,621 --> 00:23:20,772
- بابا اين يكي را دوست داشت. - او هنوز هم دارد، تصور مي كنم.

337
00:23:24,951 --> 00:23:27,102
بنشينيد. خودتان را در خانه بسازيد.

338
00:23:31,683 --> 00:23:35,060
مي دانستم دير يا زود آن وب را شارژ مي كند،

339
00:23:35,320 --> 00:23:37,176
سياهي به سمت من مي رود.

340
00:23:43,706 --> 00:23:45,267
الان بايد اينكارو بكني؟

341
00:23:59,159 --> 00:24:00,530
حالا مي توانيم استراحت كنيم.

342
00:24:04,296 --> 00:24:05,376
ذرت بو داده؟

343
00:24:07,183 --> 00:24:10,851
دارچين روي آن ريختي؟ من هم اين كار را مي كنم!

344
00:24:19,169 --> 00:24:21,786
آيا او... پدر خوبي بود؟

345
00:24:22,907 --> 00:24:24,594
به ما نگاه كن. شما چي فكر ميكنيد؟

346
00:24:26,839 --> 00:24:29,564
آيا او... وحشتناك بود؟

347
00:24:30,482 --> 00:24:32,233
به ما نگاه كن. شما چي فكر ميكنيد؟

348
00:24:33,641 --> 00:24:35,038
دزدي شديم داداش

349
00:24:37,602 --> 00:24:39,572
آيا هنوز... با او در ارتباط هستيد؟

350
00:24:42,154 --> 00:24:43,715
نه از زماني كه من شكسته شدم

351
00:24:45,124 --> 00:24:46,014
منظور من اين است كه...

352
00:24:47,182 --> 00:24:49,892
او حتي مرا وثيقه نداد و به دادگاه نيامد.

353
00:24:50,678 --> 00:24:52,956
او واقعاً از زماني كه مادر مرده است، مثل قبل نبوده است.

354
00:24:58,591 --> 00:25:01,536
- از وقتي كه كي مرد؟ - از وقتي كه مامان مرد.

355
00:25:05,179 --> 00:25:06,993
موهايش.

356
00:25:08,368 --> 00:25:11,109
موهايش را رنگ كرد. قبلا بلوند توت فرنگي بود.

357
00:25:11,462 --> 00:25:13,143
مادرت مرده؟

358
00:25:14,092 --> 00:25:15,864
آن زن تلفني كي بود؟

359
00:25:17,934 --> 00:25:20,655
من يك توضيح مي خواهم، جك، و من حقيقت را مي خواهم.

360
00:25:20,785 --> 00:25:23,732
- باشه... اول كدوم رو ميخواي؟ - اون كيه؟

361
00:25:25,460 --> 00:25:26,606
دوست دخترت

362
00:25:26,993 --> 00:25:30,515
نه ترزا؟ نه، او مانند يك دوست با مزاياي است.

363
00:25:32,714 --> 00:25:35,894
باشه برادر نصف داداش نصف داداش

364
00:25:36,914 --> 00:25:39,074
ليلند. ليلاند، من هستم.

365
00:25:40,845 --> 00:25:43,629
گوش كن، مي‌تواني فوراً بيايي؟

366
00:25:43,811 --> 00:25:45,899
بله، بسيار فوري است.

367
00:25:46,713 --> 00:25:49,205
و كلاه... دستبندت را بياور.

368
00:25:51,220 --> 00:25:53,805
شما نمي توانيد اين كار را انجام دهيد! نميتوني منو برگردوني

369
00:25:53,938 --> 00:25:55,963
- من برادرت هستم! - برادر ناتني.

370
00:25:56,649 --> 00:26:00,500
آدريان ميدونم...ببخشيد دروغ گفتم.

371
00:26:00,639 --> 00:26:04,452
متاسفم. نمي شود... ديگر تكرار نمي شود. دست به خدا

372
00:26:04,774 --> 00:26:08,760
دستت را بگذار پايين و لباس بپوش... كاپيتان در راه است.

373
00:26:09,193 --> 00:26:12,005
صبر كن نه! من زانو زده ام!

374
00:26:12,415 --> 00:26:15,452
برادرت در آشپزخانه توست و زانو زده است.

375
00:26:15,913 --> 00:26:19,561
- زمين را نكوبيد. - داري اشتباه بزرگ مي كني!

376
00:26:19,686 --> 00:26:23,440
من قبلاً وقتي قبول كردم شما را قبول كنم اشتباه كردم. در واقع ...

377
00:26:24,449 --> 00:26:26,536
اين تو بودي كه من را پذيرفتي

378
00:26:27,468 --> 00:26:30,542
من به دردسر افتادم. من ترسيده بودم. ميدوني چيه

379
00:26:30,667 --> 00:26:32,750
هي ميدوني ترسيدن چه حسي داره

380
00:26:32,876 --> 00:26:35,314
- تو از همه مردم! - فقط حرف نزن!

381
00:26:35,439 --> 00:26:37,096
-مي توني حرف نزني؟ - باشه.

382
00:26:37,221 --> 00:26:40,347
مشكلت چيه؟ آيا به حقيقت حساسيت داريد؟

383
00:26:40,586 --> 00:26:42,716
بله، من هستم، هستم! خودشه!

384
00:26:42,845 --> 00:26:46,828
من يك كلاهبردار هستم، من يك دروغگو هستم، باشه؟ اين چيزيه كه هستم.

385
00:26:47,098 --> 00:26:49,736
من هماني هستم كه خدا مرا آفريده است. اما من قاتل نيستم!

386
00:26:51,874 --> 00:26:53,457
صبر كنيد صبر كنيد! صبر كن!

387
00:26:53,584 --> 00:26:56,147
من ليندزي بيشاپ را نكشتم، و شما اين را مي دانيد.

388
00:26:56,272 --> 00:27:00,089
حالا اگر به زندان برگردم مي دانند كه من اين كار را كردم، من مرده ام؟

389
00:27:00,736 --> 00:27:03,427
تو مرا به آنجا برگرداني، برادر خودت را مي كشي.

390
00:27:03,552 --> 00:27:04,687
برادر ناتني.

391
00:27:07,709 --> 00:27:09,037
آيا مي توانيد با آن زندگي كنيد؟

392
00:27:11,100 --> 00:27:12,386
من با بدتر زندگي ميكنم

393
00:27:14,392 --> 00:27:16,875
و ديگر نگوييد كه خانواده هستيد.

394
00:27:17,002 --> 00:27:19,511
اين هيچ معنايي ندارد، به خصوص از شما.

395
00:27:20,080 --> 00:27:22,347
نه، حالا شيو دنبال من خواهد بود.

396
00:27:22,971 --> 00:27:25,441
- مطمئنم كه هست. - صبر كن، آدريان، آدريان...

397
00:27:26,492 --> 00:27:28,665
هي هرچي بشه...

398
00:27:29,784 --> 00:27:33,095
تو هميشه من خواهي بود... برادر بزرگم.

399
00:27:42,816 --> 00:27:45,136
لعنتي چه خبر است؟ حالت خوبه؟

400
00:27:47,658 --> 00:27:50,104
آره با عرض پوزش، هشدار اشتباه بود.

401
00:27:51,482 --> 00:27:53,016
- هشدار غلط. - آره

402
00:27:53,315 --> 00:27:55,825
من فكر كردم كه يك پروولر را شنيدم، و آن فقط جك بود.

403
00:27:56,124 --> 00:27:57,790
يادم رفت اينجا مي ماند.

404
00:27:58,221 --> 00:28:01,604
صبر كن. فراموش كردي كه مهمان خانه داري؟ شما؟

405
00:28:09,377 --> 00:28:10,562
داري گريه مي كني؟

406
00:28:12,689 --> 00:28:14,671
آره، كمي منظور من اين است كه...

407
00:28:16,177 --> 00:28:19,389
اگر رفيق قلمي تان فكر مي كرد شما يك سرگردان هستيد چه احساسي خواهيد داشت؟

408
00:28:24,668 --> 00:28:27,817
باشه. من دارم ميرم خونه اگر بتوانم 20 دقيقه ديگر به رختخواب برگردم،

409
00:28:27,942 --> 00:28:30,209
اين احتمال وجود دارد كه من هيچ يك از اينها را به خاطر نياورم.

410
00:28:32,598 --> 00:28:34,856
زنداني كه مي پرسيدي، هم سلولي؟

411
00:28:34,981 --> 00:28:35,803
شيو لوگان؟

412
00:28:35,930 --> 00:28:38,073
آره بهتر است در ديگري را بكوبي،

413
00:28:38,198 --> 00:28:40,961
چون همين الان او را در اتاق استراحت زندان مرده پيدا كردند.

414
00:28:41,087 --> 00:28:42,985
با شيو به گردن او ضربه چاقو خورد.

415
00:28:43,591 --> 00:28:45,657
مرد بايد نام مستعار ديگري انتخاب مي كرد.

416
00:28:46,284 --> 00:28:48,753
خب بچه ها خوش بگذره شب بپوشه.

417
00:28:59,216 --> 00:29:00,587
بالفرض...

418
00:29:01,958 --> 00:29:05,944
فرض كنيد يك نفر از قانون فراري بود...

419
00:29:06,424 --> 00:29:10,178
و آنها نياز به كمك داشتند و به شما مراجعه كردند.

420
00:29:10,715 --> 00:29:11,795
يك فراري

421
00:29:12,493 --> 00:29:15,209
مثل مردي كه از اصلاحات Bayside فرار كرد؟

422
00:29:15,334 --> 00:29:18,982
- كسي كه آن زن را به قتل رساند؟ - باشه، فرضي...

423
00:29:21,260 --> 00:29:22,833
اينكه فرضي نيست

424
00:29:25,192 --> 00:29:26,778
او در آپارتمان من است.

425
00:29:27,223 --> 00:29:30,971
او دو روز است كه آنجاست. اين برادر ناتني من جك است.

426
00:29:31,269 --> 00:29:32,535
اون فراريه

427
00:29:34,048 --> 00:29:36,178
او از يك نام جعلي استفاده كرده است.

428
00:29:37,370 --> 00:29:40,956
- اون زن رو كشت؟ - نه! فكر نمي كنم اين كار را كرده باشد.

429
00:29:41,753 --> 00:29:44,435
اما او از زندان فرار كرد. او مقصر است

430
00:29:44,583 --> 00:29:47,875
اما به محض اينكه نامش را پاك كنم او برمي گردد.

431
00:29:49,701 --> 00:29:52,170
تمام چيزي كه از وقتي پسر بودم ميخواستم

432
00:29:52,421 --> 00:29:54,130
يك خانواده واقعي بود

433
00:29:56,792 --> 00:29:58,437
براش دعا ميكردم

434
00:30:01,369 --> 00:30:04,520
آدريان، من از دادن خبر به تو متنفرم، اما تو از قبل يك خانواده واقعي داري.

435
00:30:04,646 --> 00:30:08,592
از بسياري جهات، وضعيت شما معمولي است. من آن را اغلب ديده ام.

436
00:30:10,474 --> 00:30:13,617
يك شبكه چهار حالته روي برادرم وجود دارد. شما آن را زياد دريافت مي كنيد؟

437
00:30:14,082 --> 00:30:16,903
حال، اينها سؤالات اساسي هستند.

438
00:30:17,028 --> 00:30:20,522
مردم از آن‌ها براي قرن‌ها پرسيده‌اند، تا زماني كه به قابيل و هابيل مي‌رسد.

439
00:30:20,702 --> 00:30:24,583
"من چه چيزي به خانواده ام بدهكارم؟ به برادرم چه بدهم؟ تكليف من چيست؟"

440
00:30:25,535 --> 00:30:28,412
ببينيد، گاهي اوقات او واقعاً بد نيست.

441
00:30:28,937 --> 00:30:32,037
ديشب مشغول تماشاي اين فيلم ترسناك قديمي بوديم و

442
00:30:32,162 --> 00:30:35,770
صحبت كردن در مورد پدرمان و پاراگوئه...

443
00:30:36,325 --> 00:30:38,117
- و من احساس مي كردم. - پاراگوئه؟

444
00:30:38,841 --> 00:30:42,827
آره، او شيفته پاراگوئه است. او همه چيز را در مورد آن مي خواند ...

445
00:30:45,631 --> 00:30:46,753
چي؟

446
00:30:48,468 --> 00:30:51,631
من چندين كارگاه در زندان هاي محلي انجام داده ام،

447
00:30:51,862 --> 00:30:54,858
و پاراگوئه سرزمين موعود محسوب مي شود.

448
00:30:56,050 --> 00:30:57,053
واقعا؟

449
00:30:57,222 --> 00:31:00,953
به دليل قوانين جديد استرداد آنها. آنها كسي را تحويل نخواهند داد

450
00:31:02,162 --> 00:31:04,299
مگر اينكه متهم به قتل شده باشد.

451
00:31:09,916 --> 00:31:12,822
آره يادت هست من اون آلبوم رو خريدم

452
00:31:12,947 --> 00:31:16,310
مي دانيد كه بيشتر آن پول حتي به بچه هاي آفريقا نرسيد؟

453
00:31:16,766 --> 00:31:19,433
اما بيشتر اين پول مستقيماً به يتيمان مي رسد.

454
00:31:19,558 --> 00:31:21,794
مثل اين است كه فقط 2 درصد به بازاريابي اختصاص مي يابد.

455
00:31:21,932 --> 00:31:23,863
به همين دليل است كه من هرگز در مورد آن نشنيده ام.

456
00:31:23,989 --> 00:31:27,217
دقيقا. به همين دليل به آن صدقه دهان به دهان مي گويند.

457
00:31:27,522 --> 00:31:30,289
- خب، كاش مي توانستم بيشتر به تو بدهم. - آفرين به دلت.

458
00:31:30,717 --> 00:31:32,889
پس من ... آن را براي شما؟

459
00:31:33,707 --> 00:31:35,226
آره مثل يك...

460
00:31:35,753 --> 00:31:38,990
موضوع مالياتي عجيب كانادايي من حتي آن را درك نمي كنم.

461
00:31:39,115 --> 00:31:40,275
او كجاست؟

462
00:31:40,543 --> 00:31:43,906
دروغ گو. شما دروغگو هستيد! تو هرگز به زندان برنمي گردي

463
00:31:45,114 --> 00:31:47,723
تو مي رفتي پاراگوئه واسه همين اومدي پيش من!

464
00:31:47,848 --> 00:31:50,188
تا زماني كه اسمت را پاك نكردم نمي توانستي بروي.

465
00:31:50,330 --> 00:31:54,253
- باشه، ببين آدريان، قسم مي خورم. - فقط قبول كن جك!

466
00:31:54,686 --> 00:31:56,563
فقط ميشه لطفا

467
00:31:57,194 --> 00:31:59,957
فقط يك بار. فقط براي تازگي آن.

468
00:32:00,089 --> 00:32:02,950
صبر كن من نمي فهمم او دوست قلمي شماست، درست است؟

469
00:32:03,234 --> 00:32:04,773
او برادر ناتني من است.

470
00:32:06,059 --> 00:32:09,634
- او جك جونيور است - خداي من! جك؟

471
00:32:09,804 --> 00:32:12,554
آكا... جو انديكات.

472
00:32:13,300 --> 00:32:15,821
فراري؟ اوه خداي من!

473
00:32:16,543 --> 00:32:18,791
پس خداي من!

474
00:32:19,654 --> 00:32:21,425
تو آن زن را كشتي؟

475
00:32:21,834 --> 00:32:25,419
نه، او يك قاتل نيست، اما عملاً همه چيز ديگري است.

476
00:32:26,300 --> 00:32:29,577
- خداوند! من چكم را پس مي خواهم - چي؟ اون چيه؟

477
00:32:29,702 --> 00:32:32,380
او گفت كه در حال ساخت يك يتيم خانه در كبك است.

478
00:32:34,440 --> 00:32:38,389
ميدوني چيه، خيالم راحت شد كه اين اتفاق افتاد. من واقعا هستم.

479
00:32:38,733 --> 00:32:42,325
بياييد در مورد اين صحبت كنيم. ديگر BS وجود ندارد. ديگر دروغي نيست، باشه؟

480
00:32:42,582 --> 00:32:45,261
- دست به خدا - خدا نميخواد دستت رو ببينه

481
00:32:46,805 --> 00:32:47,839
اون چيه؟

482
00:32:49,506 --> 00:32:50,506
چي؟

483
00:32:51,652 --> 00:32:54,843
اون ساعت قبلا ديده بودمش

484
00:32:56,621 --> 00:32:57,984
در آپارتمان اسقف ليندزي.

485
00:33:05,651 --> 00:33:07,338
شما آن ساعت را دزديديد!

486
00:33:08,039 --> 00:33:11,169
آنها حتي او را هنوز دفن نكرده اند و شما ساعت او را به سر داريد؟

487
00:33:11,294 --> 00:33:14,592
- اوه خداي من! - باشه، اولا ساعتش نبود.

488
00:33:14,718 --> 00:33:18,145
پس حساب نميشه اين ساعت يك پسر است، باشه؟ اينجا، نگاه كن

489
00:33:19,060 --> 00:33:20,999
آن را پس بگيريد. حتي سبك من هم نيست

490
00:33:21,126 --> 00:33:24,320
شما خودخواه ترين انسان روي كره زمين هستيد.

491
00:33:24,445 --> 00:33:27,313
شما به هيچ كس و هيچ چيز اهميت نمي دهيد.

492
00:33:37,774 --> 00:33:40,305
-حالش خوبه؟ - او فقط قضيه را حل كرد.

493
00:34:05,037 --> 00:34:07,251
چرا اينجا نميموني؟

494
00:34:09,331 --> 00:34:11,931
- كي مي خواستي به من بگي؟ - چه سالي است؟

495
00:34:12,854 --> 00:34:15,718
ناتالي، من در پناه يك فراري بودم. من سعي مي كردم تو را از آن دور نگه دارم.

496
00:34:15,970 --> 00:34:18,378
بله، اما ببينيد، ما شريك هستيم. تو بايد به من اعتماد كني

497
00:34:18,503 --> 00:34:21,438
نمي توانستم به او اعتماد كنم. مشكل همين بود من هنوز ندارم.

498
00:34:22,700 --> 00:34:23,726
آقاي ريس

499
00:34:24,096 --> 00:34:27,407
- اسم من آدريان مونك است. - من تو را به ياد دارم. مشاور.

500
00:34:27,788 --> 00:34:31,183
درست است. شما دستيار من ناتالي را به ياد داريد،

501
00:34:31,499 --> 00:34:33,608
و جك، دوست قلمي من.

502
00:34:34,290 --> 00:34:36,547
آره دوست قلم چه كاري مي توانم براي شما انجام دهم؟

503
00:34:36,855 --> 00:34:40,799
خوب، ما فكر مي كنيم كه ليندزي بيشاپ شريك زناكاري داشته است.

504
00:34:41,068 --> 00:34:43,556
ما اين ساعت مچي را در آپارتمان او پيدا كرديم.

505
00:34:44,975 --> 00:34:46,675
- شريك زناكاري؟ -آره همينطوره

506
00:34:46,800 --> 00:34:48,941
اين ساعت مردانه است و حك شده است:

507
00:34:49,518 --> 00:34:51,226
"IB. به DR."

508
00:34:52,143 --> 00:34:55,096
مال من نيست بايد يك دوجين DRS در زندان كار كند.

509
00:34:57,481 --> 00:35:00,475
- فقط سه، در واقع. - پس دو تا ديگه بايد بري.

510
00:35:02,308 --> 00:35:04,494
آيا تا به حال ميس بيشاپ را خارج از محل كار ديده ايد؟

511
00:35:04,619 --> 00:35:08,310
نه خانم من اين كار را نكردم. من زن و بچه دارم و سعي مي كنم به هر دوي آنها بچسبم.

512
00:35:09,083 --> 00:35:12,373
از كجا مي دانيد كه اين شريك زناكاري حتي در زندان كار مي كند؟

513
00:35:12,542 --> 00:35:15,136
- ما فرض كرديم چون. - اين ... نكته خوبي است.

514
00:35:15,586 --> 00:35:18,476
ما بايد به جستجو ادامه دهيم. خوب، همين، حدس مي‌زنم.

515
00:35:19,004 --> 00:35:20,796
ببخشيد كه مزاحم شدم. بازم ممنون

516
00:35:21,536 --> 00:35:23,646
اون پسره فقط به راه رفتن ادامه بده به عقب نگاه نكن

517
00:35:23,771 --> 00:35:25,545
آيا دو نام ديگر در ...

518
00:35:25,676 --> 00:35:27,850
نه، قاشقي كه در دستش بود نقره بود.

519
00:35:27,979 --> 00:35:30,727
داراي همان حروفي است كه ليندزي بيشاپ را كشت.

520
00:35:30,852 --> 00:35:33,979
- مطمئني؟ - من 80 درصد مطمئنم كه اون پسره.

521
00:35:35,475 --> 00:35:37,071
من 95 درصد مطمئنم!

522
00:35:46,395 --> 00:35:48,146
- اوه خدا! - حالت خوبه؟

523
00:35:49,510 --> 00:35:51,389
- موبايلت كجاست؟ - توي كيفم

524
00:35:51,514 --> 00:35:53,391
- خدا را شكر! - كه در ماشين است.

525
00:35:57,461 --> 00:35:59,206
هي، اين اسلحه من است!

526
00:35:59,331 --> 00:36:02,461
چي؟ آره نه قرض گرفتم و خوشحال باشيد كه انجام دادم.

527
00:36:09,550 --> 00:36:11,458
لطفاً كسي به من بگويد كه چه خبر است؟

528
00:36:11,584 --> 00:36:14,238
ريس و ليندزي بيشاپ با هم رابطه داشتند.

529
00:36:14,562 --> 00:36:16,186
آنها زناكار بودند!

530
00:36:17,306 --> 00:36:21,010
- حتماً اوضاع بد شده است. - شايد تهديد كرده كه به همسرش مي گويد.

531
00:36:21,332 --> 00:36:23,441
- همه ما مطمئناً مي دانيم ... - خدايا!

532
00:36:23,660 --> 00:36:25,181
آيا او مي خواست او برود؟

533
00:36:25,723 --> 00:36:29,500
از ابتدا يك تنظيم بود. قرار بود معشوقه اش را بكشد

534
00:36:29,625 --> 00:36:32,306
و به نظر برسد كه يك زنداني اين كار را در هنگام فرار انجام داده است.

535
00:36:32,440 --> 00:36:35,996
او به شيو رفت. انتخاب كاملي بود آن پسر يك احمق واقعي است.

536
00:36:36,312 --> 00:36:38,729
كار كرد، شيو طعمه را گرفت.

537
00:36:41,386 --> 00:36:42,756
ريس به شيو گفت.

538
00:36:43,133 --> 00:36:44,828
چگونه بروم، كجا بروم،

539
00:36:44,953 --> 00:36:47,556
و مهمتر از همه، چه زماني بايد برويد.

540
00:36:47,813 --> 00:36:50,444
بايد دوشنبه شب، ساعت 3:00 بود.

541
00:36:56,570 --> 00:37:00,400
آن شب، ليندزي بيشاپ را در پاركينگ كشت،

542
00:37:00,883 --> 00:37:02,784
سپس براي انجام وظيفه معرفي شد.

543
00:37:03,247 --> 00:37:06,524
او موقعيت خود را در برج نگهباني گرفت و منتظر ماند.

544
00:37:12,781 --> 00:37:15,898
او انتظار داشت كه شيو هر لحظه فرار كند.

545
00:37:17,581 --> 00:37:20,214
او نمي دانست كه جك مونك جونيور برنامه هاي ديگري دارد.

546
00:37:20,339 --> 00:37:23,125
دقيقاً آنطوري كه ريس برنامه ريزي كرده بود، نبود،

547
00:37:23,250 --> 00:37:25,867
اما او اهميتي نمي داد يك پتسي به اندازه ديگري خوب است.

548
00:37:41,879 --> 00:37:45,080
- من بيرونم! - اوه خدا اوه خدايا خدايا!

549
00:37:49,394 --> 00:37:51,546
اون ايستاد. اون ايستاد. او را گرفتي؟

550
00:37:51,718 --> 00:37:52,815
من نمي دانم.

551
00:37:53,355 --> 00:37:55,813
- صبر كن. - نه آقاي راهب، چه كار مي كني؟

552
00:37:58,608 --> 00:38:00,004
سريع، برو، برو!

553
00:38:02,987 --> 00:38:04,611
بايد به كيفم برسيم!

554
00:38:06,510 --> 00:38:08,260
نرو خواهم رفت.

555
00:38:08,602 --> 00:38:12,482
- نه من ميرم! تو بمان! مي خواهم انجامش دهم! - مطمئني؟

556
00:38:16,465 --> 00:38:18,279
در مورد من اشتباه كردي برادر!

557
00:38:19,328 --> 00:38:20,720
كليدها را به من بينداز!

558
00:38:20,846 --> 00:38:22,422
- كليدها - اوه خدايا خدايا!

559
00:38:24,214 --> 00:38:25,311
متاسف.

560
00:38:37,751 --> 00:38:38,996
او آن را ساخته است!

561
00:38:42,192 --> 00:38:44,254
خدا را شكر! داره ميره!

562
00:38:47,590 --> 00:38:48,771
كجا مي رود؟

563
00:38:49,215 --> 00:38:52,526
پاراگوئه زيباترين زنان جهان.

564
00:38:54,708 --> 00:38:55,873
اوه خداي من!

565
00:38:56,535 --> 00:38:59,359
-نه چيكار كنيم؟ - باشه. باشه.

566
00:39:00,732 --> 00:39:03,406
- من تا سه مي شمارم. - باشه. بله، باشه.

567
00:39:04,020 --> 00:39:05,307
در سه ...

568
00:39:06,196 --> 00:39:07,714
شما به يك ايده عالي رسيديد.

569
00:39:30,202 --> 00:39:32,711
پاراگوئه... همينطور است.

570
00:39:33,289 --> 00:39:34,683
زنان زيبا.

571
00:39:40,102 --> 00:39:41,619
معامله خوبي است، متشكرم

572
00:39:42,351 --> 00:39:45,561
آن DA بود. او مي گويد كه ريس بيدار است

573
00:39:45,741 --> 00:39:49,362
و قلبش را بيرون ريخت ما او را با ليندزي بيشاپ و شيو لوگان گرفتيم.

574
00:39:49,838 --> 00:39:51,061
جك چطور؟

575
00:39:51,562 --> 00:39:54,720
خوب، او فرار كرد، بنابراين آنها كمي زمان به جمله او اضافه مي كنند.

576
00:39:56,673 --> 00:39:58,128
مي خواست خداحافظي كند.

577
00:39:58,864 --> 00:40:01,753
- فكر كردي او خانواده است، درست است؟ - آره او هست...

578
00:40:02,390 --> 00:40:03,508
او خانواده است

579
00:40:03,899 --> 00:40:05,987
تقريبا ارزش شنيدن اين جمله را داشت.

580
00:40:06,326 --> 00:40:08,807
هي، Bayside اصلاحي است

581
00:40:08,934 --> 00:40:11,407
فقط يك ساعت فاصله شايد بتواني زماني بيرون بيايي

582
00:40:11,829 --> 00:40:14,444
بله، من مي توانستم اين كار را انجام دهم. شايد دوشنبه

583
00:40:17,570 --> 00:40:19,349
باشه جك وقت رفتنه

584
00:40:23,837 --> 00:40:27,605
گوش كن، فقط مي خواستم بگويم به كاري كه انجام دادي افتخار مي كنم.

585
00:40:28,671 --> 00:40:30,042
و من افتخار ميكنم...

586
00:40:30,824 --> 00:40:33,684
- تو برادر مني - منظورت برادر ناتني است.

587
00:40:35,330 --> 00:40:36,463
دارم گرد مي كنم

588
00:40:43,001 --> 00:40:46,469
ببخشيد. يك دقيقه دزدكي وارد اينجا شويد. متاسف.

589
00:40:57,738 --> 00:40:58,751
متشكرم.

590
00:41:28,639 --> 00:41:30,073
دنبال چي ميگردي؟

591
00:41:32,395 --> 00:41:34,820
فكر كن من كليدهاي دستبندم را در كت ديگرم گذاشتم.

592
00:41:40,000 --> 00:41:43,649
زيرمجموعه هاي تيم - معتادان"
