﻿1
00:00:01,816 --> 00:00:02,821
درست.

2
00:00:13,258 --> 00:00:16,063
عاليه. نه، مطمئنم او از ديدن شما خوشحال خواهد شد.

3
00:00:17,724 --> 00:00:19,453
خوب، پس تقاطع خيابان چيست؟

4
00:00:19,580 --> 00:00:22,414
من مي دانم كه آن كجاست. روبروي ساختمان چاه فارگو.

5
00:00:23,727 --> 00:00:27,631
عالي. ساعت 1:00 اونجا مي بينمت نه، ممنون

6
00:00:29,965 --> 00:00:30,903
كه بود؟

7
00:00:31,028 --> 00:00:32,919
به ياد داريد كه چگونه در مورد كارما صحبت مي كرديم؟

8
00:00:33,054 --> 00:00:34,143
نه، نه.

9
00:00:34,277 --> 00:00:36,220
يادت باشه كه گفتم اگه انرژي خوبي ميذاري

10
00:00:36,345 --> 00:00:39,211
به دنيا چيزهاي خوب باز خواهند گشت. خوب كار كرد

11
00:00:39,341 --> 00:00:41,480
اين يك مشتري واقعي با يك شغل واقعي بود.

12
00:00:41,618 --> 00:00:45,278
- خشكسالي تمام شد. - عالي عالي. پس قضيه چيه؟

13
00:00:45,750 --> 00:00:49,265
او نمي گفت. فردا با او ملاقات خواهيم كرد نام او رودريك برودي است.

14
00:00:51,473 --> 00:00:53,415
- من قبلا يكي را مي شناختم. - نه اون پسره.

15
00:00:53,540 --> 00:00:55,241
گفت با او به مدرسه رفتي.

16
00:00:56,590 --> 00:00:59,974
- رودريك برودي - آره، گفت شما دوستان قديمي هستيد.

17
00:01:08,579 --> 00:01:09,777
چه اتفاقي مي افتد؟

18
00:01:10,787 --> 00:01:13,979
- سلام راجر. - دوباره دستاتو ميشوي؟

19
00:01:14,403 --> 00:01:17,691
اين دهمين بار امروز چيست؟ چه عجيبه

20
00:01:18,282 --> 00:01:20,317
ميدوني دستاش تميزه

21
00:01:20,666 --> 00:01:23,179
اما موهايش كمي كثيف به نظر مي رسد. شما چي فكر ميكنيد؟

22
00:01:24,061 --> 00:01:25,839
و آيا آن ساعت درست است؟

23
00:01:26,806 --> 00:01:28,217
اوه، مرد، ساعت 2:25 است.

24
00:01:29,459 --> 00:01:32,938
- زمان چرخش - نه، زمان چرخشي نيست. دوباره نه.

25
00:01:33,210 --> 00:01:34,978
در واقع سرعت آن ساعت دو دقيقه است.

26
00:01:35,103 --> 00:01:38,586
- برو درو بگير - راجر، صبر كن. در مورد اين چطور؟

27
00:01:38,894 --> 00:01:42,250
من دوچرخه ام را براي نگه داري و تمام پول ناهارم را هر روز به شما مي دهم

28
00:01:42,385 --> 00:01:44,597
و من تكاليف تو را براي كل سال انجام خواهم داد.

29
00:01:46,170 --> 00:01:47,523
باشه. اين يك معامله است.

30
00:01:48,979 --> 00:01:50,912
اما اول، زمان چرخشي.

31
00:02:08,267 --> 00:02:09,465
دستم درد ميكنه.

32
00:02:10,875 --> 00:02:12,672
آقاي راهب دستكش فر شما كجاست؟

33
00:02:14,132 --> 00:02:16,254
بيا اينجا بيا اينجا بيا...

34
00:02:18,972 --> 00:02:21,793
تو خوبي؟ داشتي چيكار ميكردي؟

35
00:02:26,535 --> 00:02:27,734
او بازگشت.

36
00:03:35,170 --> 00:03:38,655
- بازم ازت ممنونم كه بهم فشار دادي - خوشحالم كه انجامش ميدم، آدريان.

37
00:03:38,811 --> 00:03:42,158
فقط يه چيزي كه هنوز نفهميدم ما قبلا براي ساعت 3:00 قرار ملاقات گذاشته بوديم.

38
00:03:42,585 --> 00:03:46,304
ساعت 3:00 خيلي دير است. رودريك برودي را به ياد داريد؟

39
00:03:47,713 --> 00:03:51,713
اين همان قلدر دوران راهنمايي است كه مي‌دانست. در دستشويي.

40
00:03:51,840 --> 00:03:54,001
چرخش. به آنها چرخان مي گويند.

41
00:03:55,249 --> 00:03:56,409
او تماس گرفت

42
00:03:56,718 --> 00:03:59,581
ديروز. قرار است امروز بعدازظهر با او ملاقات كنم.

43
00:03:59,706 --> 00:04:00,788
او چه ميخواهد؟

44
00:04:01,758 --> 00:04:04,725
به نظر شما او چه مي خواهد؟ او مي خواهد از جايي كه كار را ترك كرده است ادامه دهد.

45
00:04:06,329 --> 00:04:08,402
فكر نمي كنم يك مرد 50 ساله باشد

46
00:04:08,527 --> 00:04:11,275
بعد از اين همه مدت با شما تماس مي گيرد تا...

47
00:04:11,943 --> 00:04:14,449
- يكي ديگه رو بهت بدم. - شما كه نه؟

48
00:04:14,574 --> 00:04:16,360
- نه، ندارم. - باشه ببين

49
00:04:17,330 --> 00:04:20,042
رودريك برودي زندگي من را تغيير داد.

50
00:04:20,167 --> 00:04:23,866
شايد به اندازه ترودي. او همه چيز را خراب كرد.

51
00:04:25,466 --> 00:04:28,075
واقعاً پايان كودكي بود.

52
00:04:28,675 --> 00:04:31,167
ميدوني كه من هم تو مدرسه يه قلدر داشتم.

53
00:04:32,039 --> 00:04:34,967
او هر روز صبح بيرون قفسه دوچرخه منتظر من بود.

54
00:04:35,101 --> 00:04:36,881
ببخشيد. ببخشيد كه قطع مي كنم.

55
00:04:37,016 --> 00:04:38,635
رفتي پيش پدرت

56
00:04:38,925 --> 00:04:42,133
براي مشاوره و او به شما گفت كه با قلدر و

57
00:04:42,518 --> 00:04:44,334
قلدر عقب نشيني كرد

58
00:04:44,574 --> 00:04:47,917
- بله، كم و بيش، بله. - چه حكايت فوق العاده اي.

59
00:04:48,411 --> 00:04:50,510
در ساعت 1:00 به من چيزي براي فكر كردن مي دهد

60
00:04:50,635 --> 00:04:54,366
- وقتي سرم در توالت مرد است. - چرا فقط كنسل نمي كني؟

61
00:04:54,552 --> 00:04:56,898
-فقط بگو سرت شلوغه - ناتالي به من اجازه نمي دهد!

62
00:04:57,871 --> 00:05:01,228
اين اولين مشتري پرداختي است كه در سه هفته گذشته داشته ايم. نگاه كن،

63
00:05:01,716 --> 00:05:03,880
چيزي كه من نياز دارم يك يادداشت است،

64
00:05:04,923 --> 00:05:06,450
باشه؟ يادداشتي از شما

65
00:05:06,575 --> 00:05:10,238
چيزي كه مي توانم به ناتالي نشان دهم تا من را از اين وضعيت رها كند.

66
00:05:11,062 --> 00:05:14,367
- من برايت يادداشتي نمي نويسم. - لازم نيست بنويسي.

67
00:05:14,811 --> 00:05:16,002
قبلاً نوشته شده است.

68
00:05:19,844 --> 00:05:22,433
تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه آن را امضا كنيد.

69
00:05:23,723 --> 00:05:25,636
آدريان، اين كلاس ورزش نيست.

70
00:05:25,918 --> 00:05:29,686
حالا شما از همان جلسه اول در مورد اين رودريك برودي صحبت مي كنيد.

71
00:05:30,372 --> 00:05:33,098
و همانطور كه به ياد مي‌آورم، شما هنوز در مورد او كابوس مي‌بينيد.

72
00:05:33,401 --> 00:05:36,435
فكر مي كنم اين جلسه امروز يك هديه است.

73
00:05:36,932 --> 00:05:39,358
- اين يك فرصت است. - شايد حق با شماست. يادداشت را امضا كنيم.

74
00:05:39,483 --> 00:05:43,468
اين فرصتي است براي مقابله با عميق ترين و نگران كننده ترين ترس هاي خود.

75
00:05:43,994 --> 00:05:45,617
تا در نهايت آنها را حل كنيم.

76
00:05:45,907 --> 00:05:48,612
همه آنها را پشت سر بگذاريد. افراد زيادي اين شانس را ندارند.

77
00:05:51,234 --> 00:05:52,304
منظورت رو مي فهمم.

78
00:05:54,184 --> 00:05:56,309
هيچوقت اينطوري بهش نگاه نكردم

79
00:05:57,904 --> 00:06:01,382
- آيا مي توانم يادداشت را پس بگيرم؟ - مطمئن. صبر كن...

80
00:06:02,474 --> 00:06:05,198
قصد جعل امضاي من را نداريد؟

81
00:06:24,166 --> 00:06:25,166
خداوند.

82
00:06:25,304 --> 00:06:28,329
بياييد بشنويم كه او چه مي گويد. اگه راحت نيستي مي ريم

83
00:06:28,454 --> 00:06:29,929
- قول ميدهم. - واقعا؟

84
00:06:30,763 --> 00:06:32,797
- راحت نيستم. - بيا ديگه.

85
00:06:36,691 --> 00:06:39,899
- راحت نيست. - آقاي راهب، ما حتي سلام نكرديم.

86
00:06:41,754 --> 00:06:43,027
صبر كن. صبر كن.

87
00:06:45,562 --> 00:06:47,802
باشه صبر كن! باشه صبر كن صبر كن.

88
00:06:50,015 --> 00:06:52,341
اون چيه؟ آيا آن كلاه دوش است؟

89
00:06:52,940 --> 00:06:54,795
گاهي به من اجازه مي داد يكي بپوشم.

90
00:06:54,943 --> 00:06:57,486
آقاي مونك، فكر نمي كنم به آن نياز داشته باشيم.

91
00:07:00,936 --> 00:07:02,985
و تو بايد ناتالي باشي

92
00:07:03,434 --> 00:07:06,543
مرلين برودي. رودريك مشتاقانه منتظر اين است.

93
00:07:06,717 --> 00:07:09,180
- مطمئنم كه هست. - بفرماييد داخل لطفا.

94
00:07:11,693 --> 00:07:13,162
چه خانه زيبايي

95
00:07:13,793 --> 00:07:17,793
متشكرم. تو خيلي شيرين هستي. واقعاً كار در حال پيشرفت است.

96
00:07:18,187 --> 00:07:20,491
همه حمام هاي طبقه بالا را دوباره درست مي كنيم.

97
00:07:20,717 --> 00:07:22,758
اين به من يادآوري مي كند كه بايد با پيمانكار تماس بگيرم.

98
00:07:22,883 --> 00:07:25,522
- سه هفته ديگه جشن داريم. -اينجا ازدواج كردي؟

99
00:07:25,647 --> 00:07:28,152
بله دليلي براي اجاره سالن بزرگ وجود نداشت.

100
00:07:28,303 --> 00:07:30,989
من خانواده زيادي ندارم من به فرزندي قبول شدم.

101
00:07:31,608 --> 00:07:33,754
فقط يك عمه در تگزاس. او حتي موفق نشد.

102
00:07:33,879 --> 00:07:36,458
خب منم يه عروسي كوچيك داشتم من فكر مي كنم آنها بهترين هستند.

103
00:07:37,367 --> 00:07:38,753
معلومه سرش شلوغه

104
00:07:39,453 --> 00:07:42,422
پس حيف كه دلمون براش تنگ شده بود. اما ما بايد بريم، ناتالي. دلمون براش تنگ شده بود

105
00:07:42,547 --> 00:07:46,046
نه نميتوني بري او درست در طبقه بالا است. بهش ميگم تو اينجايي

106
00:07:46,663 --> 00:07:48,796
- خيلي خوشحال شدم از آشنايي با شما. - تو هم همينطور.

107
00:07:53,348 --> 00:07:55,683
او خوب به نظر مي رسد. شوهرش چقدر مي تواند بد باشد؟

108
00:07:55,808 --> 00:07:59,319
هميشه اينطوري كار نمي كند اوا براون به خاطر خدا توله هاي ولگرد گرفت.

109
00:07:59,444 --> 00:08:01,358
حداقل مي دانيم كه چك هاي او پس نمي زند.

110
00:08:02,267 --> 00:08:05,205
به اون چيز نگاه كن اين افتضاح است.

111
00:08:08,407 --> 00:08:10,886
خداوند. داره گرم ميشه

112
00:08:11,714 --> 00:08:13,242
كلاه دوش.

113
00:08:13,432 --> 00:08:15,478
- نه - كلاه دوش! بده.

114
00:08:15,603 --> 00:08:16,941
شما به آن نياز نداريد.

115
00:08:17,082 --> 00:08:20,135
فيل، ساكت شو و گوش كن، باشه؟ چيز پيچيده اي نيست.

116
00:08:20,789 --> 00:08:24,016
اين پول او نيست. اين پول من است. شما اين را به او بگوييد

117
00:08:24,379 --> 00:08:27,490
ايراد گرفتن از اين موضوع يك تصميم شغلي است. او پيام را دريافت خواهد كرد.

118
00:08:30,958 --> 00:08:34,645
به تو نگاه كن تو اصلا عوض نشدي

119
00:08:37,860 --> 00:08:39,504
هنوز آن ميكروب را داريد؟

120
00:08:40,702 --> 00:08:42,415
او هميشه از دست زدن به مردم مي ترسيد.

121
00:08:42,540 --> 00:08:44,543
ناتالي تيگر، دست تكان دهنده.

122
00:08:45,083 --> 00:08:47,160
ما فقط خانه زيباي شما را تحسين مي كرديم.

123
00:08:47,452 --> 00:08:49,220
آره كارش تموم ميشه

124
00:08:50,261 --> 00:08:52,947
اگر از سوال من ناراحت نيستيد، آيا اين يك اصل است؟

125
00:08:53,086 --> 00:08:56,028
- خوب بهتر است، آنچه من براي آن پرداخت كردم. - آره قشنگه

126
00:08:56,157 --> 00:08:58,763
ممنون، بله مرلين آن را در ماه عسل ما برداشت.

127
00:08:59,126 --> 00:09:00,126
چيني است

128
00:09:00,846 --> 00:09:03,256
من نبايد در مورد چيني به شما بگويم. آيا من، چرخشي؟

129
00:09:04,559 --> 00:09:06,994
اين لقب كوچكي بود كه آن روز براي او داشتيم.

130
00:09:08,087 --> 00:09:10,444
آن جنجال هاي اتاق پسرها را به خاطر داريد؟

131
00:09:11,241 --> 00:09:12,285
اوقات خوب

132
00:09:13,272 --> 00:09:15,797
دوباره اينجا مطالعه كردم ميتونيم خصوصي صحبت كنيم؟

133
00:09:17,162 --> 00:09:18,399
شيطنت ها.

134
00:09:25,595 --> 00:09:26,619
نوشيدني مي خواهيد؟

135
00:09:28,558 --> 00:09:30,524
خوب اگر نظرت را عوض كني، من در اينجا چيزهاي زيادي دارم.

136
00:09:31,353 --> 00:09:33,576
گوش كن، آدريان، من بايد صادق باشم.

137
00:09:34,350 --> 00:09:35,567
من داستان هايي شنيده ام

138
00:09:36,568 --> 00:09:40,490
شنيدم از وقتي فارغ التحصيل شديم كمي ديوونه شدي. حالا فقط بايد بدانم، هست

139
00:09:41,072 --> 00:09:43,371
ديوانه خنده دار است يا ديوانه غم انگيز؟

140
00:09:44,433 --> 00:09:45,910
- ديوانه خنده دار. - غمگين ديوانه.

141
00:09:49,246 --> 00:09:52,121
ببخشيد. يه چيزي هست كه بايد بگم

142
00:10:00,396 --> 00:10:02,154
"تو از من چيزي دزديدي.

143
00:10:02,985 --> 00:10:04,642
"تو كودكي مرا دزديدي.

144
00:10:05,528 --> 00:10:08,484
"پسري كه تو عذابش دادي بزرگ شده

145
00:10:09,324 --> 00:10:10,671
"به يك مرد شكسته.

146
00:10:11,302 --> 00:10:13,655
"من در حال حاضر كالاهاي آسيب ديده است. "من هرگز

147
00:10:13,821 --> 00:10:17,205
از زخم‌هايي كه بر من وارد كردي خلاص شو.

148
00:10:18,561 --> 00:10:22,561
"من هرگز شما را فراموش نمي كنم. و هرگز شما را نمي بخشم."

149
00:10:25,902 --> 00:10:27,211
بنابراين ديوانه كننده غم انگيز است.

150
00:10:28,121 --> 00:10:30,385
نه، من فكر مي كنم آقاي مونك در مورد آنچه شما صحبت مي كند

151
00:10:30,922 --> 00:10:34,280
در كلاس هفتم با او انجام داد. شكنجه اش كردي

152
00:10:35,107 --> 00:10:38,065
بچه ها چه كاري ميخواهي انجام دهي؟ بيا بشينيم؟

153
00:10:40,095 --> 00:10:42,085
من واقعاً از آمدنت قدرداني مي كنم، آدريان.

154
00:10:44,837 --> 00:10:47,838
من مي دانم كه مرلين فكر مي كند اين در مورد برخي از مشاغل اتحاديه در محل دفن زباله است.

155
00:10:47,973 --> 00:10:51,367
اما واقعيت اين است كه ... اين يك موضوع شخصي است.

156
00:10:52,456 --> 00:10:56,034
به كمكت نياز دارم آدريان من مي شنوم كه شما در حال حاضر يك كارآگاه بزرگ هستيد.

157
00:10:56,873 --> 00:11:00,096
جاي تعجب نيست من هميشه مي دانستم كه شما آن را در طبقه بالا داريد.

158
00:11:03,849 --> 00:11:07,406
اين براي من سخت است. احتمالا براي هر پسري سخت است.

159
00:11:10,957 --> 00:11:12,716
من فكر مي كنم مرلين در حال ترك كردن است.

160
00:11:16,466 --> 00:11:18,476
- واقعا؟ - آره، من هم باور نكردم.

161
00:11:19,164 --> 00:11:21,764
من و مرلين، ما هميشه بوديم، مي دانيد،

162
00:11:22,977 --> 00:11:24,194
سنگ جامد

163
00:11:25,508 --> 00:11:27,035
حداقل من اينطور فكر مي كردم.

164
00:11:27,588 --> 00:11:30,769
هفته گذشته او به من گفت كه با چند دوست دختر به خارج از شهر مي رود،

165
00:11:30,894 --> 00:11:33,395
اما او هرگز ترك نكرد او را ديدم.

166
00:11:34,785 --> 00:11:38,450
-خب اين كجا بود؟ - ميدان لافايت دو روز پيش.

167
00:11:39,130 --> 00:11:41,749
اين فقط يك چيز تصادفي بود.

168
00:11:42,680 --> 00:11:46,099
من در يك تاكسي بودم. چراغ قرمز بود.

169
00:11:47,509 --> 00:11:50,283
و او آنجا بود... در حال عبور از خيابان.

170
00:11:51,549 --> 00:11:54,032
داشت با كسي ملاقات مي كرد

171
00:11:55,355 --> 00:11:57,596
مي‌توانستم نحوه راه رفتن او را تشخيص دهم.

172
00:11:58,474 --> 00:11:59,875
طرز لباس پوشيدنش

173
00:12:00,849 --> 00:12:02,592
داره منو ميخوره

174
00:12:04,310 --> 00:12:06,013
بايد بدونم كجا ميرفت

175
00:12:08,298 --> 00:12:11,953
- سوال خوبي است. - آقاي برودي، متاسفم.

176
00:12:12,088 --> 00:12:16,092
ما به پرونده هاي زناشويي نمي پردازيم. ما مي توانيم نام يك خصوصي را به شما بدهيم.

177
00:12:16,439 --> 00:12:17,656
صبر كن ناتالي

178
00:12:18,676 --> 00:12:21,845
من راد را سالهاست مي شناسم.

179
00:12:22,672 --> 00:12:23,513
خوب...

180
00:12:23,842 --> 00:12:26,953
او يكي از... قديمي ترين دوستان من است.

181
00:12:28,366 --> 00:12:30,092
فكر مي كنم مي توانيم استثنا قائل شويم.

182
00:12:33,716 --> 00:12:34,991
من پرونده را مي گيرم.

183
00:12:40,458 --> 00:12:41,782
آن درباره چي بود؟

184
00:12:41,907 --> 00:12:44,139
- داره بهش خيانت ميكنه - ما اين را نمي دانيم.

185
00:12:44,285 --> 00:12:47,393
البته ما انجام مي دهيم. بايد درست باشد. اين هميشه درست است.

186
00:12:47,534 --> 00:12:50,025
و من بايد به او بگويم، ناتالي. اين او را مي كشد!

187
00:12:50,150 --> 00:12:53,235
- آقاي راهب، شما نمي توانيد از اين لذت ببريد. - من عاشقش هستم

188
00:12:53,708 --> 00:12:57,013
ببين، روز زيبايي است. فكر كنم خورشيد داره بيرون مياد

189
00:12:57,295 --> 00:13:00,757
اوه خداي من. اين بهتر از چرخش است.

190
00:13:01,177 --> 00:13:05,177
من برنده مي شوم. آيا مي فهمي؟ بعد از 40 سال من برنده شدم

191
00:13:18,310 --> 00:13:21,208
خوب، او گفت كه رد او را همين جا گم كرده است.

192
00:13:21,882 --> 00:13:23,332
او به كدام سمت رفت؟

193
00:13:25,429 --> 00:13:27,120
- اونجوري - فكر نمي كنم.

194
00:13:27,248 --> 00:13:28,697
كفش پاشنه بلند پوشيده بود.

195
00:13:29,019 --> 00:13:31,168
اين يك خيابان سنگفرش است و سربالايي است.

196
00:13:31,303 --> 00:13:32,335
پس غرب؟

197
00:13:32,460 --> 00:13:34,594
نه، چيزي بين اينجا و اسكله نيست.

198
00:13:34,719 --> 00:13:36,830
خوب، خوب كه شمال يا جنوب را ترك مي كند.

199
00:13:40,921 --> 00:13:42,845
- اونجوري - چرا اونجوري؟

200
00:13:42,970 --> 00:13:44,152
من احساس خوش شانسي مي كنم!

201
00:13:45,384 --> 00:13:48,514
آيا اين يك مورد عالي نيست؟ آيا اين بهترين مورد نيست؟

202
00:13:48,684 --> 00:13:50,092
من هرگز تو را اينگونه نديده بودم

203
00:13:50,217 --> 00:13:52,730
هرگز نمي دانستم انتقام مي تواند اينقدر شيرين باشد.

204
00:13:53,189 --> 00:13:55,215
و چه چيزي آن را شيرين تر مي كند؟ دست برداشتن از؟

205
00:13:55,348 --> 00:13:57,127
رودريك برودي هزينه آن را پرداخت مي كند.

206
00:13:57,252 --> 00:13:59,891
او در حال پرداخت لايحه براي آينده خود است.

207
00:14:00,016 --> 00:14:02,171
و اين بهترين نوع موفقيت موجود است.

208
00:14:02,306 --> 00:14:05,943
ببخشيد آقا مهربان آيا اين زن را ديده ايد؟

209
00:14:06,332 --> 00:14:09,366
او دارد به مردي خيانت مي كند كه سر من را در كاسه توالت مي گذاشت.

210
00:14:12,451 --> 00:14:14,776
آقاي راهب، حتي كمي احساس بدي نداريد؟

211
00:14:14,901 --> 00:14:17,537
منظورم اين است كه اگر حق با شما باشد، اين مي تواند ازدواج آنها را از بين ببرد.

212
00:14:17,841 --> 00:14:20,348
شما كسي هستيد كه هميشه در مورد كارما صحبت مي كنيد.

213
00:14:20,947 --> 00:14:23,798
آنچه در اطراف مي چرخد ​​به اطراف مي آيد. اين چيزي نيست كه شما گفتيد؟

214
00:14:23,934 --> 00:14:26,322
- منظورم اين نبود. - البته كه هست.

215
00:14:26,657 --> 00:14:27,778
البته كه هست.

216
00:14:29,613 --> 00:14:31,782
كه اميدوار كننده به نظر مي رسد. بيا ديگه.

217
00:14:37,214 --> 00:14:38,779
سلام ببخشيد

218
00:14:39,108 --> 00:14:43,011
سلام ما دنبال اين زن هستيم

219
00:14:43,359 --> 00:14:44,383
تو پليسي؟

220
00:14:45,990 --> 00:14:48,405
- فقط يك دوست قديمي. - نديدمش

221
00:14:56,422 --> 00:15:00,036
شايد ژنرال واشنگتن بتواند حافظه شما را تازه كند.

222
00:15:02,989 --> 00:15:04,255
آيا اين يك دلار است؟

223
00:15:07,182 --> 00:15:08,302
باشه فهميدم.

224
00:15:09,343 --> 00:15:11,700
چه كسي مي داند؟ شايد وجود داشته باشد ...

225
00:15:14,019 --> 00:15:15,758
دو ژنرال واشنگتن

226
00:15:17,277 --> 00:15:19,905
كجا ميري؟ كجا مي رود؟

227
00:15:23,036 --> 00:15:26,086
بايد آن مرد را تحسين كرد. او فساد ناپذير است

228
00:15:28,102 --> 00:15:29,609
او همانجاست

229
00:15:32,329 --> 00:15:35,105
- اوه خداي من. درسته. - اوه خداي من.

230
00:15:35,956 --> 00:15:38,355
اين... او را مي كشد.

231
00:15:38,484 --> 00:15:40,784
- او در واقع يك جورايي ناز است. - حتي بهتر.

232
00:15:41,224 --> 00:15:43,958
باشه بايد بهش بگم معامله همين است.

233
00:15:44,096 --> 00:15:46,540
بي صبرانه منتظر ديدن چهره اش هستم.

234
00:15:48,208 --> 00:15:49,297
اون چيه؟

235
00:15:50,606 --> 00:15:52,569
اون دوربين شماست؟ اين را از كجا گرفتي؟

236
00:15:52,694 --> 00:15:55,442
- هديه تولد بود. - از طرف كي؟ توماس اديسون؟

237
00:15:55,567 --> 00:15:56,862
از نانا من بود.

238
00:15:56,987 --> 00:16:00,369
- صبر كن، آيا فيلم واقعي در آن وجود دارد؟ - البته فيلمي در آن هست.

239
00:16:01,227 --> 00:16:03,425
سه تا عكس مونده

240
00:16:05,629 --> 00:16:08,007
نور كافي نيست بنابراين...

241
00:16:11,045 --> 00:16:13,131
- آيا آن مكعب فلش است؟ - بينگو.

242
00:16:14,134 --> 00:16:16,001
اين را نگه دار. نگهش دار

243
00:16:20,381 --> 00:16:21,636
چه كار مي كني؟

244
00:16:22,611 --> 00:16:24,858
اين يك ترفند قديمي چشم خصوصي است. نگهش دار.

245
00:16:25,342 --> 00:16:27,661
من از آن به عنوان آينه استفاده خواهم كرد.

246
00:16:30,571 --> 00:16:33,282
- عجله كن. عكس را بگيريد. بگير. - اين راه خيلي زياد است.

247
00:16:37,634 --> 00:16:39,253
به زودي دوست داري؟

248
00:16:40,822 --> 00:16:43,831
آقا، دوست داريد از ما عكس بگيريد؟

249
00:16:44,044 --> 00:16:45,742
خانم، من افتخار مي كنم.

250
00:16:46,282 --> 00:16:49,586
متشكرم. بفرماييد. آماده رفتن است.

251
00:16:52,107 --> 00:16:55,754
من خودم همين مدل رو گرفتم هديه اي از نانا من.

252
00:16:55,954 --> 00:16:58,481
باشه قربان، اگر مشكلي نداريد درست بايستيد...

253
00:17:00,316 --> 00:17:02,968
آنجا. باشه، ميتوني ما رو ببيني؟

254
00:17:03,104 --> 00:17:06,211
- مچت رو گرفتم. - باشه، اگه تونستي همين جا بايستي.

255
00:17:07,525 --> 00:17:10,289
درست؟ و در شمارش سه.

256
00:17:10,476 --> 00:17:13,286
يكي دو و سه.

257
00:17:15,524 --> 00:17:16,532
خوب...

258
00:17:17,141 --> 00:17:18,212
حق با شماست.

259
00:17:21,447 --> 00:17:23,227
نام او داگلاس فندل است.

260
00:17:23,906 --> 00:17:25,787
- او را ميشناسي؟ - فندل؟ خير

261
00:17:25,912 --> 00:17:26,912
مطمئني؟

262
00:17:27,514 --> 00:17:31,049
مرد جوان، بندكشي، خوش قيافه. ويروسي. شما او را نمي شناسيد؟

263
00:17:33,323 --> 00:17:36,364
او را در يك بار در خيابان وينتون ملاقات كرد، چند نوشيدني خورد و

264
00:17:36,897 --> 00:17:39,686
-اول رفت - آره، مرد ويروسي اول رفت.

265
00:17:40,094 --> 00:17:42,986
ما به دنبال او به هتل آوالون در محل جكسون رفتيم.

266
00:17:43,111 --> 00:17:45,912
- رودريك، من واقعا متاسفم. - آره، واقعا متاسفيم.

267
00:17:46,680 --> 00:17:47,920
من چيزي نمي بينم

268
00:17:50,476 --> 00:17:53,680
خوب آن فيلم حدود 35-40 سال پيش منقضي شد. ولي

269
00:17:54,399 --> 00:17:58,346
اون اونه اگه ميخواي گريه كني برو متوجه هستيم.

270
00:17:59,484 --> 00:18:01,730
من نمي توانم چيزي ببينم. اين چيزي را ثابت نمي كند

271
00:18:02,827 --> 00:18:04,121
ميدوني اون خودشه

272
00:18:04,439 --> 00:18:07,080
درست؟ چون تو خيابون ديديش به همين دليل ما را استخدام كرديد.

273
00:18:07,205 --> 00:18:09,723
ميدوني، راستش رو بگم، ديگه زياد مطمئن نيستم.

274
00:18:09,848 --> 00:18:13,624
زني كه ديدم، شايد مرلين نبود. چشمام زياد عالي نيست

275
00:18:13,924 --> 00:18:16,687
- من ممكن است اشتباه كرده باشم. - نه نه نه. تو اشتباه نكردي

276
00:18:17,032 --> 00:18:18,032
او بود.

277
00:18:18,643 --> 00:18:22,210
من فقط، من قانع نيستم. من به يك مدرك واقعي نياز دارم

278
00:18:23,071 --> 00:18:26,106
ميدوني ديشب سالگرد ما بود و مرلين من رو غافلگير كرد.

279
00:18:26,345 --> 00:18:28,702
او براي ما بليط خريد. ما به يك كشتي دريايي مي رويم.

280
00:18:29,158 --> 00:18:30,993
مثل يك ماه عسل دوم.

281
00:18:31,810 --> 00:18:33,627
من فكر مي كنم ما در جاي خوبي هستيم.

282
00:18:34,158 --> 00:18:36,168
نه نه. تو جاي بدي هستي

283
00:18:37,042 --> 00:18:39,535
شما در هتل دل شكسته هستيد. به بعدي نگاه كن

284
00:18:41,679 --> 00:18:44,597
- اون يه... قاشقه؟ - آره، نزديكتر نگاه كن.

285
00:18:44,985 --> 00:18:46,338
بازتاب را مي بينيد؟

286
00:18:47,814 --> 00:18:49,882
ببينيد، آنها هستند. اون همسرت

287
00:18:50,007 --> 00:18:52,893
اين همسر محبوب شماست اين داره تو رو ميكشه

288
00:18:53,161 --> 00:18:55,065
- من نمي بينمش - نه، داره تو رو ميخوره.

289
00:18:55,190 --> 00:18:58,094
ميدوني چيه؟ احتمالا حق با شماست نوار تاريك بود.

290
00:18:58,219 --> 00:19:01,321
آن طرف اتاق بود. احتمالاً ما دختر اشتباهي داريم.

291
00:19:01,446 --> 00:19:05,059
- آقاي راهب، ما اشتباه كرديم. - فايل هاي فشرده را. فايل هاي فشرده را.

292
00:19:06,378 --> 00:19:08,600
اين بدترين روز زندگي شماست، درست است؟

293
00:19:09,643 --> 00:19:11,336
- داري گريه مي كني؟ - كمي؟

294
00:19:11,972 --> 00:19:15,189
آدريان، من هنوز به تو پول مي دهم. اگر اين چيزي است كه شما نگران آن هستيد.

295
00:19:18,002 --> 00:19:18,895
چي؟

296
00:19:19,020 --> 00:19:21,706
تفنگ؟ نگران اين نباش. من مجوز گرفتم

297
00:19:21,944 --> 00:19:23,683
ما در زمان هاي نامشخص زندگي مي كنيم.

298
00:19:25,131 --> 00:19:26,309
براي مشكلات شما

299
00:19:26,839 --> 00:19:29,452
بسيار خوب، در مورد اين چطور؟ من به كندن ادامه خواهم داد.

300
00:19:29,604 --> 00:19:33,140
دوربين بهتري مي گيرم من يك دوربين كامپيوتر ديجيتال مي گيرم.

301
00:19:33,820 --> 00:19:35,729
بنابراين هيچ شكي وجود نخواهد داشت.

302
00:19:35,854 --> 00:19:38,795
آدريان، قدردانش هستم. اما فقط فراموشش كن، خب؟ تمام شد.

303
00:19:39,656 --> 00:19:40,893
شما ساعت را خاموش كرده ايد.

304
00:19:41,949 --> 00:19:42,949
عالي.

305
00:19:43,780 --> 00:19:45,016
عالي. عالي.

306
00:19:45,629 --> 00:19:48,006
به اندازه كافي طول كشيد. گرفتي؟

307
00:19:50,321 --> 00:19:51,441
آيا اين يكي خوب است؟

308
00:19:52,487 --> 00:19:55,717
- به نظر خوب مياد. او با آن خوشحال به نظر مي رسد. - بله، او دارد.

309
00:19:55,842 --> 00:19:58,241
- و راضي كردن او خيلي سخت است. - چيز تلسكوپ كجاست.

310
00:19:58,366 --> 00:20:00,371
داراي زوم خودكار است، بنابراين داخلي است.

311
00:20:00,496 --> 00:20:02,587
توكار؟ عالي

312
00:20:05,030 --> 00:20:06,653
آقاي مونك، اين جراحي قلب نيست.

313
00:20:07,197 --> 00:20:10,424
اگر فوراً حركت كنيم، مي توانيم تا ساعت 8:00 در خانه او باشيم.

314
00:20:10,856 --> 00:20:12,793
ما مي توانيم تمام روز او را دنبال كنيم.

315
00:20:12,918 --> 00:20:15,704
آره ببين آقاي راهب بايد يه چيزي بهت بگم. تصميم گرفتم

316
00:20:15,829 --> 00:20:19,051
اگر مي خواهيد به دنبال خانم برودي، فكر مي كنم اين حق شماست.

317
00:20:19,176 --> 00:20:20,489
اگرچه واقعاً اينطور نيست.

318
00:20:20,757 --> 00:20:23,171
-ولي من ديگه نميتونم كمكت كنم. - چرا كه نه؟

319
00:20:23,325 --> 00:20:26,538
من فقط راحت نيستم شوهرش ما را اخراج كرد.

320
00:20:26,798 --> 00:20:28,424
اين چيزي است كه آنها به آن حرفه اي مي گويند.

321
00:20:28,654 --> 00:20:31,446
نه، pro bono براي وكلا است. اين تعقيب است.

322
00:20:31,571 --> 00:20:33,614
نه، اين ظاهرسازي است.

323
00:20:33,827 --> 00:20:35,276
كمپنس حرفه اي.

324
00:20:35,555 --> 00:20:37,951
نه، اين فقط يك صحبت ديوانه كننده است.

325
00:20:38,297 --> 00:20:40,494
- اين حرف احمقانه نيست. - حرفه اي بيكار؟

326
00:20:40,619 --> 00:20:44,575
اين احمقانه ترين صحبتي است كه وجود دارد. شنيدي چي گفت او مي خواهد شما را ترك كنيد.

327
00:20:45,113 --> 00:20:46,551
من مي خواستم او را ترك كند!

328
00:20:46,914 --> 00:20:50,760
40 سال پيش در غرفه شماره سه به او التماس كردم كه ترك كند.

329
00:20:54,120 --> 00:20:55,608
بله، او همين جاست.

330
00:20:57,509 --> 00:20:59,445
آوالون؟ مطمئنا، ما آن را مي دانيم. ما فقط آنجا بوديم.

331
00:21:00,464 --> 00:21:01,681
صبر كن اسمش چيه

332
00:21:03,327 --> 00:21:05,552
- اوه خداي من. - چي شد؟

333
00:21:06,235 --> 00:21:08,167
نام او داگلاس جي. فندل است.

334
00:21:08,380 --> 00:21:11,298
يا بهتر است بگوييم داگلاس جي. فندل بود.

335
00:21:11,917 --> 00:21:15,239
حدس مي زنم هنوز هست اما مهم نيست بياييد ادامه دهيم.

336
00:21:15,364 --> 00:21:18,205
او 37 ساله بود، مجرد، اهل شيكاگو.

337
00:21:18,349 --> 00:21:19,975
آقاي فندل وكيل دادگستري بود.

338
00:21:20,199 --> 00:21:23,068
او در يك شركت حقوقي كوچك كار مي كرد. شلمن، رزنيك و لينك.

339
00:21:23,193 --> 00:21:26,310
اكثرا قانون خانواده وصيت نامه، فرزندخواندگي

340
00:21:27,557 --> 00:21:29,356
- هي، خوبي؟ - ديناميت

341
00:21:29,720 --> 00:21:32,599
مي داني، مي خواهي به اطراف نگاه كني؟

342
00:21:32,935 --> 00:21:35,744
- بله درسته. - خوب ببين من با رئيسش صحبت كردم.

343
00:21:35,921 --> 00:21:38,622
او گفت كه او در تعطيلات است. او حتي نمي دانست كه او اينجاست.

344
00:21:39,557 --> 00:21:41,269
- جالب هست. - مطابق با

345
00:21:41,634 --> 00:21:44,981
منشي، او سه روز پيش بررسي شد. براي خودش نگه داشت.

346
00:21:45,370 --> 00:21:47,373
خانه داري صبح امروز جسد را پيدا كرد.

347
00:21:47,499 --> 00:21:51,132
دكتر تي زمان مرگ را ساعت 8:00 يا 9:00 شب ديشب قرار مي دهد.

348
00:21:52,200 --> 00:21:54,809
- سه ضربه چاقو خورد. - آخ.

349
00:21:57,603 --> 00:22:00,124
هنوز در كيف پولش پول بود، پس دزدي نبود.

350
00:22:01,134 --> 00:22:02,917
- دزدي نبود. - آره و...

351
00:22:03,966 --> 00:22:06,208
ورود اجباري وجود نداشت به پسر اجازه ورود داد.

352
00:22:06,619 --> 00:22:07,862
فكر كنم او را مي شناخت.

353
00:22:08,775 --> 00:22:10,106
فكر كنم او هم همين كار را كرد!

354
00:22:10,231 --> 00:22:12,013
- فكر مي كنم حق با شماست. - ببخشيد.

355
00:22:12,267 --> 00:22:16,195
لطفا يك دقيقه با شما صحبت كنم به نظر شما رودريك برودي اين كار را كرد؟

356
00:22:17,949 --> 00:22:20,944
-خب اون گفت كه ما رو باور نكرد. - ظاهراً تجديد نظر كرده است.

357
00:22:21,069 --> 00:22:24,074
- خب اين وحشتناك است. يك مرد مرده است. -آره ميدونم

358
00:22:24,199 --> 00:22:27,368
و اين يك قتل در درجه اول است. و شما مي دانيد كه چه معناست؟

359
00:22:28,188 --> 00:22:29,451
چرخش هاي زندان

360
00:22:30,303 --> 00:22:33,976
Swir زندان. شما حتي نمي خواهيد در مورد Swirlies زندان بدانيد.

361
00:22:34,101 --> 00:22:36,362
آنها حتي از نظر فني چرخان واقعي نيستند.

362
00:22:36,554 --> 00:22:39,781
در مورد كارما حق با شما بود. اين خارق العاده است.

363
00:22:40,441 --> 00:22:43,859
ممنونم كه اومدي. من در طبقه پايين مشغول غواصي كوچك در زباله‌دان بودم.

364
00:22:44,059 --> 00:22:45,933
اسلحه قتل را پيدا نكردم

365
00:22:46,204 --> 00:22:49,101
يك چاقوي استيك در آن سيني سرويس گم شده است.

366
00:22:49,239 --> 00:22:50,672
فك كنم با خودش برده

367
00:22:51,203 --> 00:22:53,269
پس چيكار ميكني...

368
00:22:54,571 --> 00:22:55,827
شما چي فكر ميكنيد؟

369
00:22:59,135 --> 00:23:00,197
تو خوبي؟

370
00:23:03,547 --> 00:23:06,639
- خوشحالي؟ - من عاشق كارم هستم. آيا اين جرم است؟

371
00:23:08,013 --> 00:23:10,522
- فكر مي كنم آن پسر را مي شناختند. - بدوني چي...

372
00:23:11,329 --> 00:23:13,499
- چي؟ شما اين مرد را مي شناسيد؟ - نكن نكن

373
00:23:13,756 --> 00:23:15,050
- از نظر فني - او را بشناس

374
00:23:15,186 --> 00:23:18,404
- هرگز او را رودررو ملاقات نكردم. - هرگز به طور رسمي معرفي نشده است. به نوعي

375
00:23:18,996 --> 00:23:20,876
- ما دنبالش بوديم. - درست.

376
00:23:21,756 --> 00:23:23,118
دنبالش ميكردي؟

377
00:23:24,711 --> 00:23:25,861
تعجب مي كنم كه چرا.

378
00:23:26,331 --> 00:23:29,578
خوب او يك زن را مي ديد. يك زن متاهل و

379
00:23:30,506 --> 00:23:33,250
- ما دنبالش بوديم - تو دنبال زن بودي.

380
00:23:35,844 --> 00:23:38,511
- تعجب مي كنم كه چرا. - شوهرش ما را استخدام كرد.

381
00:23:39,230 --> 00:23:41,433
تا زماني كه چيز ديگري نمي شنويد، تعجب مي كنم كه چرا؟

382
00:23:42,610 --> 00:23:44,961
چي؟ چه كار مي كني؟ الان داري كار طلاق انجام ميدي؟

383
00:23:45,091 --> 00:23:47,823
نه، او فقط لطف مي كرد. او از دوستان قديمي آقاي مونك بود.

384
00:23:47,948 --> 00:23:51,497
دقيقاً نمي توان گفت كه او يك دوست بود. در واقع بيشتر يك آشنايي است.

385
00:23:51,627 --> 00:23:54,026
او به مدت سه سال هر هفته مرا كتك مي زد.

386
00:23:54,151 --> 00:23:56,282
و اين پوزخند احمقانه روي صورت شما را توضيح مي دهد.

387
00:23:56,418 --> 00:23:59,100
- تو فكر ميكني داري يكنواخت ميشي. - من مي دانم كه دارم يكنواخت مي شوم.

388
00:23:59,918 --> 00:24:02,836
بنابراين رفيق شما، شما در مورد اين ماجرا به او گفتيد.

389
00:24:03,099 --> 00:24:05,476
و تو به او گفتي كه فندل اينجا خواهد بود.

390
00:24:07,341 --> 00:24:10,962
فكر مي كنم رفيق شما در صدر ليست كارهاي من قرار گرفت. اسم او چيست؟

391
00:24:11,087 --> 00:24:13,695
در واقع ما نمي توانيم اين را به شما بگوييم. از نظر فني او يك مشتري است

392
00:24:13,891 --> 00:24:17,337
بنابراين اطلاعات ممتاز است. ما مي توانيم با يك وكيل يا شخص ثالث تماس بگيريم.

393
00:24:20,447 --> 00:24:22,197
23 دايره باغ.

394
00:24:23,255 --> 00:24:26,521
برادر كه شبيه A. BRODY است.

395
00:24:26,737 --> 00:24:29,655
- رودريك برودي -خب بريم باهاش ​​حرف بزنيم

396
00:24:33,360 --> 00:24:34,539
چرخش هاي زندان

397
00:24:36,295 --> 00:24:39,110
لازم نبود مرا به اينجا بكشاند. من مي توانستم در دفترم با شما صحبت كنم.

398
00:24:39,235 --> 00:24:41,862
خب من اينجا راحت ترم من ليوان قهوه خودم را گرفتم.

399
00:24:41,987 --> 00:24:44,097
من دستگاه AC را همانطور كه دوست دارم دريافت كردم.

400
00:24:44,222 --> 00:24:45,978
آره خب ميتونم حداقل به همسرم زنگ بزنم؟

401
00:24:46,103 --> 00:24:48,112
ما قبلا با او تماس گرفته ايم. او در راه است.

402
00:24:48,309 --> 00:24:51,092
پس بياييد از ابتدا شروع كنيم. شما آقاي مونك را از محله مي شناختيد.

403
00:24:51,217 --> 00:24:52,996
شما او را استخدام كرديد تا همسرتان را دنبال كند.

404
00:24:53,129 --> 00:24:56,272
او در مورد آقاي فندل به شما گفت. درباره فندل در هتل به شما گفتم.

405
00:24:56,403 --> 00:24:57,905
آره، اما همسرم نبود.

406
00:24:58,067 --> 00:25:00,695
زني كه تو اون بار ديدي مرلين نبود.

407
00:25:01,187 --> 00:25:02,327
نمي توانست باشد.

408
00:25:03,142 --> 00:25:05,873
از همسرت و آقاي فندل بهت گفتم.

409
00:25:05,998 --> 00:25:08,916
و دو ساعت بعد، فندل مرده بود.

410
00:25:09,609 --> 00:25:11,232
خيلي بد به نظر مي رسد، رادي.

411
00:25:13,832 --> 00:25:17,619
- پرش به جلو. ساعت 8 ديشب؟ - بهت گفتم

412
00:25:17,899 --> 00:25:20,660
من خونه بودم... با مرلين. فيلم اجاره كرديم.

413
00:25:21,140 --> 00:25:24,097
رادي چه مشكلي دارد؟ كمي برافروخته به نظر ميرسي

414
00:25:28,463 --> 00:25:29,700
- بگيرش؟ - نه

415
00:25:31,506 --> 00:25:33,168
- نه من. - برافروخته؟

416
00:25:33,561 --> 00:25:36,477
او آن را دريافت مي كند. به من اعتماد كن. او آن را دريافت مي كند.

417
00:25:39,798 --> 00:25:41,965
از اينجا مي گيريم، باشه؟ متشكرم.

418
00:25:42,104 --> 00:25:45,363
شرط مي بندم كه اتاق در حال حاضر در اطراف شما مي چرخد، اينطور نيست؟

419
00:25:45,488 --> 00:25:47,433
اين اطراف مي چرخد.

420
00:25:48,670 --> 00:25:51,394
تمام زندگي شما در شرف سقوط است.

421
00:25:51,728 --> 00:25:53,313
صبر كن، من بيشتر دارم.

422
00:25:54,185 --> 00:25:56,742
- افكارت پر شده است. - فقط منتظر مرلين باش.

423
00:25:56,867 --> 00:25:59,191
وقتي اينجا مياد بهت ميگه تمام شب با هم بوديم.

424
00:25:59,316 --> 00:26:01,581
- من هرگز كنارش را ترك نكردم. - متاسفم عزيزم.

425
00:26:01,706 --> 00:26:02,873
خدا را شكر.

426
00:26:03,071 --> 00:26:05,790
مرلين، بايد به اين بچه ها در مورد كاري كه ما ديشب انجام داديم بگوييد.

427
00:26:05,915 --> 00:26:08,295
ميدونم ميدونم. چي ميخواي بگم ولي من...

428
00:26:09,087 --> 00:26:11,034
بعد از كاري كه كردي نميتونم بهت دروغ بگم

429
00:26:11,405 --> 00:26:14,478
- چي؟ - حقيقت اين است كه من ...

430
00:26:15,897 --> 00:26:18,519
من عاشق داگ فندل بودم. ديشب،

431
00:26:18,966 --> 00:26:21,914
من حقيقت را به رودريك گفتم. سعي كردم.

432
00:26:22,039 --> 00:26:25,054
- در مورد چي صحبت مي كني مرلين؟ - آقاي برودي، بگذار حرف بزند.

433
00:26:25,310 --> 00:26:28,348
- چي شد؟ - عصباني شد.

434
00:26:28,473 --> 00:26:30,804
او گفت كه مي خواهد داگ را بكشد. و بعد...

435
00:26:31,977 --> 00:26:33,021
او رفت.

436
00:26:33,684 --> 00:26:34,917
چه كار مي كني.

437
00:26:35,989 --> 00:26:37,323
اين ساعت چند بود؟

438
00:26:38,810 --> 00:26:40,240
ساعت 7:30

439
00:26:40,892 --> 00:26:43,984
حدوداً، نمي دانم، دو ساعت رفت. و وقتي برگشت،

440
00:26:46,395 --> 00:26:48,356
او... خونين بود.

441
00:26:49,781 --> 00:26:52,373
اين مسخرست! نميدونم چرا اينو ميگه

442
00:26:52,498 --> 00:26:54,209
- بشين! - چه كار مي كني؟

443
00:26:54,354 --> 00:26:55,668
مشكلي نيست. ادامه دادن.

444
00:26:57,460 --> 00:27:01,151
وقتي به طبقه پايين آمدم، رودريك كنار شومينه بود.

445
00:27:01,322 --> 00:27:02,620
لباس هايش را مي سوزاند.

446
00:27:02,755 --> 00:27:04,547
اين كاملاً ديوانه كننده است! او به شما دروغ مي گويد!

447
00:27:04,672 --> 00:27:07,164
- بشين - اين را به من داد.

448
00:27:08,005 --> 00:27:09,377
به من گفت از شرش خلاص شوم.

449
00:27:16,665 --> 00:27:19,487
يه لحظه ميرم بيرون

450
00:27:22,067 --> 00:27:23,439
كمي هواي تازه

451
00:27:38,417 --> 00:27:39,519
شما آنجا هستيد.

452
00:27:41,529 --> 00:27:42,843
چه كار مي كني؟

453
00:27:43,611 --> 00:27:45,041
گوش كن. شنيدي كه؟

454
00:27:45,874 --> 00:27:48,038
پرنده ها. دارن آواز ميخونن

455
00:27:49,112 --> 00:27:51,836
- اون يه لك لك هست؟ - من نمي دانم.

456
00:27:52,590 --> 00:27:55,313
ميدوني چه حسي دارم؟ آزاد شد.

457
00:27:56,839 --> 00:28:00,549
من بايد با آن SO روبرو مي شدم. ميدوني سالها پيش.

458
00:28:00,922 --> 00:28:03,031
ب- هنوز باورم نمي شود كه برنده شدم.

459
00:28:03,185 --> 00:28:05,439
بله، من فكر نمي كنم كسي واقعاً چيزي برنده شود.

460
00:28:05,564 --> 00:28:07,502
حق با شماست البته حق با شماست.

461
00:28:07,627 --> 00:28:10,781
- جز من من تايم بزرگ بردم -آواز خواندن را شروع مي كني؟

462
00:28:10,964 --> 00:28:13,700
من مي توانستم! تقريبا مي توانستم. با اين حال ميدوني من قراره چيكار كنم؟

463
00:28:14,400 --> 00:28:15,946
من مي خواهم Cartwheel انجام دهم.

464
00:28:18,593 --> 00:28:20,931
من مي خواهم يك Cartwheel درست اينجا انجام دهم.

465
00:28:21,056 --> 00:28:23,438
شايد بخواهيد عقب بايستيد. اين اولين Cartwheel من است.

466
00:28:23,820 --> 00:28:25,869
اين كامل است. فضاي زيادي وجود دارد. عالي.

467
00:28:26,905 --> 00:28:28,354
من مي خواهم آن را در اينجا انجام دهم.

468
00:28:43,225 --> 00:28:45,857
دارم چيكار ميكنم؟ مال يك مرد

469
00:28:46,557 --> 00:28:48,833
كشته شده است، درست است؟ مردي با ضربات چاقو كشته شد.

470
00:28:48,958 --> 00:28:50,899
بله، اين چيزي است كه من گفته ام.

471
00:28:51,384 --> 00:28:53,839
اين زمان براي Cartwheels نيست.

472
00:28:56,333 --> 00:28:58,392
-چرا به حرفت گوش نميدم؟ - من نمي دانم.

473
00:28:59,835 --> 00:29:02,806
از طرفي 40 سال است كه منتظر اين موضوع هستم. منظور من اين است كه

474
00:29:02,931 --> 00:29:05,305
اين لحظه اي براي چشيدن است ممكن است هرگز تكرار نشود.

475
00:29:05,430 --> 00:29:07,919
من كارت ويل را انجام مي دهم. درحال انجام آن هستم.

476
00:29:11,685 --> 00:29:14,758
من نمي توانم آن را انجام دهم. اين احمقانه است! منظور من اين است كه...

477
00:29:15,466 --> 00:29:18,302
يك مرد مرد، مرد ديگري به زندان مي رود. آيا من يك غول هستم؟

478
00:29:18,438 --> 00:29:20,914
- نه، تو غول نيستي. - غول چيست؟

479
00:29:21,187 --> 00:29:24,655
- من نمي دانم. - برام مهم نيست! اين دشمن سرسخت من است!

480
00:29:24,872 --> 00:29:27,602
يك چرخ چرخ. بايد انجامش بدم من نمي توانم آن را انجام دهم.

481
00:29:27,734 --> 00:29:29,524
- ناتالي، چرخ دستي را انجام بده. - چي؟

482
00:29:29,649 --> 00:29:33,420
بيا، اين يك سازش خوب است. چرخ چرخ توسط پروكسي.

483
00:29:33,587 --> 00:29:36,525
و فراموش نكنيد كه بگوييد "واي". بايد گفت "واي!"

484
00:29:45,505 --> 00:29:46,916
چي شد؟

485
00:29:51,733 --> 00:29:52,873
او يك اسلحه داشت.

486
00:29:57,869 --> 00:29:58,869
و...

487
00:29:59,535 --> 00:30:01,214
متاسفم، من با نام ها خيلي بد هستم.

488
00:30:02,966 --> 00:30:06,078
ببخشيد كه مزاحم شدم. يه چيزي پيش اومده

489
00:30:06,996 --> 00:30:09,793
راستش اين زمان براي من خيلي خوب نيست. من در وسط كار هستم.

490
00:30:10,093 --> 00:30:13,641
- فقط يك دقيقه طول مي كشد. - باشه. من حق با شما خواهم بود.

491
00:30:18,394 --> 00:30:19,998
خانم برودي، همه ما اينجا آماده ايم.

492
00:30:20,400 --> 00:30:22,640
چند روز طول مي كشد تا حساب جديد را باز كنم.

493
00:30:22,765 --> 00:30:26,061
خيلي ممنون از كمكت، اريك. به خصوص در چنين اطلاعيه كوتاه.

494
00:30:26,186 --> 00:30:27,578
اين هم پول توست مرلين.

495
00:30:27,713 --> 00:30:30,646
از شعبه بزرگ كيمن مي خواهم با شما تماس بگيرد، باشه؟ بعد از ظهر.

496
00:30:36,361 --> 00:30:37,600
خب حتما

497
00:30:37,800 --> 00:30:40,844
به نظر مي رسد رودريك ممكن است براي مدتي طولاني به زندان برود.

498
00:30:43,218 --> 00:30:45,556
من هرگز نبايد در مورد داگلاس به او مي گفتم.

499
00:30:46,085 --> 00:30:49,240
خوب من ... مي دانستم او چه توانايي دارد و ...

500
00:30:51,298 --> 00:30:53,865
به هر حال. متاسفم آقاي راهب.

501
00:30:54,456 --> 00:30:56,803
آيا مي توانم در مورد چيزي به شما كمك كنم؟ سوالي داشتي

502
00:30:57,027 --> 00:30:58,882
بله درسته. شما اشاره كرديد

503
00:30:59,518 --> 00:31:01,639
ديشب شوهرت ناراحت بود

504
00:31:01,764 --> 00:31:04,193
- او از خانه بيرون رفت. - درست است.

505
00:31:04,866 --> 00:31:06,296
سوار چه ماشيني بود؟

506
00:31:07,682 --> 00:31:09,885
چه ماشيني؟ ماشينش

507
00:31:10,658 --> 00:31:13,344
درست است، پس... مشكل من اينجاست، خانم. برودي.

508
00:31:13,699 --> 00:31:17,197
شوهر شما يك تفنگ دستي در محفظه دستكش نگه مي دارد. من آن را ديدم.

509
00:31:17,677 --> 00:31:20,159
پس چرا چاقوي استيك؟

510
00:31:20,310 --> 00:31:23,924
او از كجا مي دانست كه چاقوي استيك در اتاق هتل خواهد بود؟

511
00:31:24,568 --> 00:31:26,769
شايد هم اسلحه را با خودش برده و بعد

512
00:31:26,894 --> 00:31:29,740
در آخرين لحظه متوجه شدم كه خيلي بلند است.

513
00:31:30,919 --> 00:31:32,330
نظرش عوض شد.

514
00:31:33,229 --> 00:31:34,350
شايد. شايد.

515
00:31:34,996 --> 00:31:37,411
خيلي متاسفم كه نمي توانم بيشتر از اين كمك كنم، آقاي راهب.

516
00:31:38,720 --> 00:31:41,115
-حالت خوبه؟ -آره خوب ميشم

517
00:31:41,240 --> 00:31:43,164
عمه من فردا پرواز ميكنه

518
00:31:43,289 --> 00:31:45,994
من فقط بايد اين را يك روز در يك زمان مصرف كنم.

519
00:31:47,597 --> 00:31:50,033
راهش همين است. ببخشيد كه مزاحم شدم.

520
00:32:19,688 --> 00:32:22,929
چندتا برگه دارم كه امضا كن - شوهرم كجاست؟

521
00:32:24,474 --> 00:32:27,708
شما چيزهاي ديگري براي نگراني داريد. باور كن

522
00:32:29,009 --> 00:32:32,460
مي دانيد، اگر نمي خواهيد آنها را امضا كنيد، مجبور نيستيد. امضاي من.

523
00:32:32,969 --> 00:32:34,052
به اندازه كافي نزديك.

524
00:32:35,123 --> 00:32:36,782
پليسي به نام مونك

525
00:32:37,149 --> 00:32:40,305
امروز متوقف شد او باهوش بود. خيلي باهوشه

526
00:32:40,441 --> 00:32:43,078
ما بايد برنامه خود را تسريع كنيم.

527
00:32:43,304 --> 00:32:44,855
كه خيلي بد است، زيرا

528
00:32:45,116 --> 00:32:47,667
تازه داشتيم با هم آشنا مي شديم

529
00:32:50,581 --> 00:32:52,398
داشتن خواهر لذت بخش است، اينطور نيست؟

530
00:33:04,770 --> 00:33:06,757
- تو خوبي؟ - من خوبم؟

531
00:33:07,780 --> 00:33:10,119
من نمي دانم. حدس ميزنم من همه چيزم

532
00:33:11,523 --> 00:33:14,151
خشمگين. سردرگم. ترسيده.

533
00:33:15,268 --> 00:33:17,198
من نمي توانم سرم را از اين موضوع دور كنم.

534
00:33:17,431 --> 00:33:19,896
- فكر مي كني به وكيل نياز داري؟ - من ده وكيل گرفتم.

535
00:33:20,762 --> 00:33:23,177
فقط... هرگز فكر نمي كردم كه براي اين به آنها نياز داشته باشم.

536
00:33:23,741 --> 00:33:26,044
خب من يه خبر دارم

537
00:33:27,899 --> 00:33:30,830
تصميم گرفتم كمكت كنم

538
00:33:31,490 --> 00:33:33,503
- فكر كردم داري كمكم مي كني. - خوب،

539
00:33:34,462 --> 00:33:36,286
من تصميم گرفتم واقعاً به شما كمك كنم.

540
00:33:37,221 --> 00:33:40,752
تا به حال به نوعي... جعل مي كردم.

541
00:33:42,296 --> 00:33:44,670
حقيقت اين است كه من اميدوار بودم

542
00:33:45,370 --> 00:33:48,318
كه همسرت بهت خيانت كرده من بودم...

543
00:33:48,650 --> 00:33:51,127
به نوعي... خوشحالم كه دستگير شدي.

544
00:33:51,594 --> 00:33:52,709
تو خوشحال بودي

545
00:33:53,587 --> 00:33:54,750
خوب ... فهميد

546
00:33:55,739 --> 00:33:58,085
- بازپرداخت بود. - براي چي؟

547
00:34:00,468 --> 00:34:01,468
براي چي؟

548
00:34:02,495 --> 00:34:04,113
براي... براي چي؟

549
00:34:05,230 --> 00:34:06,600
براي كلاس هفتم!

550
00:34:07,021 --> 00:34:10,003
بخاطر خراب كردن زندگيم! نبودند. گوش نميدادي؟

551
00:34:10,128 --> 00:34:12,493
آيا شما در مورد چرخش ها صحبت مي كنيد؟

552
00:34:19,078 --> 00:34:20,858
تو من را مي ترساندي

553
00:34:21,917 --> 00:34:24,351
- به اندازه اي كه گرفتي دادي؟ - چي ميگي تو؟

554
00:34:24,476 --> 00:34:26,753
تو مثل خيلي از آن بچه ها غلت نخوردي.

555
00:34:26,878 --> 00:34:29,557
يادم مي آيد. تو مرا به اسم صدا زدي تو احساسات من را جريحه دار كردي

556
00:34:30,356 --> 00:34:33,511
- و تو به من پاشيد. - من بهت پاشدم؟

557
00:34:34,262 --> 00:34:35,614
اما من در آن كوتاهي نمي كنم.

558
00:34:35,742 --> 00:34:37,807
من مي خواهم چه كار كنم؟ 30 سال كينه داشته باشيد؟

559
00:34:37,942 --> 00:34:40,478
- من فكر مي كنم ما يكنواخت هستيم. - اينو باور نكن من...

560
00:34:43,087 --> 00:34:47,071
من نمي توانم اين را باور كنم. يعني شما هرگز حتي ...

561
00:34:48,781 --> 00:34:50,410
نظري داري...

562
00:34:55,980 --> 00:34:57,847
باشه، باشه، باشه

563
00:34:58,463 --> 00:35:00,671
بياييد ادامه دهيم باشه بيا فقط...

564
00:35:02,949 --> 00:35:04,695
- در مورد همسرت صحبت كن - باشه.

565
00:35:08,178 --> 00:35:10,217
من فكر مي كنم او ممكن است در مورد ديشب دروغ گفته باشد.

566
00:35:10,342 --> 00:35:11,766
ميدونم داره دروغ ميگه

567
00:35:12,252 --> 00:35:14,836
فقط نميتونم بفهمم چرا من دو ساعته اينجا نشسته ام

568
00:35:14,961 --> 00:35:16,704
- خراب كردن مغزم - قلاب كردن مغز شما

569
00:35:16,829 --> 00:35:18,302
اين چيزي است كه من مي دانم، باشه؟

570
00:35:18,662 --> 00:35:19,907
مي دانم كه اين كار را نكردم.

571
00:35:20,143 --> 00:35:22,443
و مي دانم كه او اين كار را نكرد زيرا من تمام شب را با او بودم.

572
00:35:22,578 --> 00:35:23,995
او از كجا آورد ...

573
00:35:25,551 --> 00:35:26,586
چاقو.

574
00:35:26,711 --> 00:35:28,882
من نمي دانم. او چاقو را از كجا آورد؟

575
00:35:29,426 --> 00:35:30,820
من نمي توانم آن را درك كنم.

576
00:35:31,400 --> 00:35:33,980
اينجا چيزي در حال رخ دادن است اما من ... شما خوبي؟

577
00:35:35,524 --> 00:35:37,439
- منم. - آره

578
00:35:38,393 --> 00:35:41,018
- آينه است. - اوه خداي من.

579
00:35:45,892 --> 00:35:48,683
- او انجامش داد. - كي چيكار كرد؟

580
00:35:49,386 --> 00:35:51,284
مرلين. همسرت

581
00:35:51,878 --> 00:35:55,188
ديشب او در هتل بود.

582
00:35:55,313 --> 00:35:56,473
او داگ فندل را كشت.

583
00:35:56,598 --> 00:35:59,649
احساس مي كنم اينجا كلاس هشتم هندسه هستم و نمي فهمم.

584
00:35:59,833 --> 00:36:03,080
بهت گفتم باهاش ​​بودم او با من بود يا در هتل بود؟

585
00:36:05,749 --> 00:36:08,571
و نه. با تو بود...

586
00:36:09,397 --> 00:36:12,009
و او در هتل بود.

587
00:36:12,921 --> 00:36:13,868
او هر دو بود.

588
00:36:16,114 --> 00:36:17,119
دوقلوها.

589
00:36:28,149 --> 00:36:29,282
هي خواهر

590
00:36:29,834 --> 00:36:31,093
شما چه احساسي داري؟

591
00:36:31,669 --> 00:36:35,066
اين ها آرامبخش هاي قوي هستند كه به شما دادم.

592
00:36:35,251 --> 00:36:36,251
ميدوني،

593
00:36:36,631 --> 00:36:40,310
تا آن زمان حتي نمي دانستم كه خواهر دارم.

594
00:36:40,435 --> 00:36:43,324
آن وكيل داگ فندل آمد.

595
00:36:43,905 --> 00:36:45,915
شركت او نماينده فرزندخواندگي ما بود

596
00:36:46,040 --> 00:36:48,573
35 سال پيش. باورت ميشه؟

597
00:36:49,263 --> 00:36:52,092
و حالا... تو چه ارزشي داري؟

598
00:36:53,395 --> 00:36:56,456
9-10 ميليون دلار؟

599
00:36:58,537 --> 00:37:00,429
من حتي يك حساب پس انداز نداشتم.

600
00:37:01,441 --> 00:37:03,083
واقعا منصفانه به نظر نمي رسد، اينطور نيست؟

601
00:37:15,071 --> 00:37:17,798
تو درست ميگفتي. او يك خواهر دوقلو دارد. پاتريس گسنر

602
00:37:17,923 --> 00:37:21,169
آنها 35 سال پيش در ميلواكي توسط خانواده هاي مختلف به فرزندي پذيرفته شدند.

603
00:37:21,294 --> 00:37:23,328
كاغذها مهر و موم شدند. آنها هرگز يكديگر را نشناختند.

604
00:37:23,453 --> 00:37:25,250
- فكر مي كنم هر دو در آنجا هستند. - به اطراف نگاه كن؟

605
00:37:25,386 --> 00:37:28,487
نه هنوز. رودريكز در حال دريافت حكم قضايي است. او به زودي اينجا خواهد بود.

606
00:37:28,612 --> 00:37:30,901
پس دوقلوهاي همسان؟ اين يكي براي كتاب ها است.

607
00:37:31,036 --> 00:37:33,907
- آره، مطمئنم كه گفتم دوقلو. - رندي تو هميشه ميگي دوقلو.

608
00:37:35,606 --> 00:37:38,485
شما افسرده شده ايد و تو مشروب خوردي

609
00:37:38,915 --> 00:37:40,690
اونا بدنت رو پيدا ميكنن

610
00:37:41,137 --> 00:37:43,398
در خليج نزديك پل

611
00:37:44,048 --> 00:37:46,328
خليج آب نمك است بنابراين بايد اين را اضافه كنم.

612
00:37:46,982 --> 00:37:49,841
- پس از كجا فهميدي؟ - چيزهاي كوچك آنها شروع به جمع كردن كردند.

613
00:37:50,112 --> 00:37:53,010
وقتي براي اولين بار با او ملاقات كردم، او از عمه اش در تگزاس نام برد.

614
00:37:53,304 --> 00:37:55,738
فقط يك عمه در تگزاس. او حتي موفق نشد.

615
00:37:55,863 --> 00:37:58,845
او آن را "مورچه" تلفظ كرد. امروز صبح او گفت:

616
00:37:58,971 --> 00:38:01,859
عمه من فردا پرواز ميكنه

617
00:38:01,990 --> 00:38:04,896
و ناخن هاي دست. دو روز پيش داشت آنها را گاز مي گرفت.

618
00:38:05,267 --> 00:38:08,148
امروز صبح آنها بلند و كاملاً مانيكور شده بودند.

619
00:38:08,273 --> 00:38:10,147
وقت حمام شماست خواهر

620
00:38:12,609 --> 00:38:13,952
اين ممكن است كمي به درد بخورد.

621
00:38:16,665 --> 00:38:19,526
نمي دانم آيا آن را احساس خواهم كرد. احتمالا نه.

622
00:38:20,059 --> 00:38:23,441
اينطور نيست كه در 35 سال گذشته درد مرا حس كردي.

623
00:38:24,983 --> 00:38:28,538
همسر رودريك به او خيانت نمي كرد. زني كه هفته پيش ديد خواهرش بود.

624
00:38:28,665 --> 00:38:31,839
آره، ما مرلين را دنبال نمي كرديم. دنبال دوقلوش بوديم

625
00:38:33,619 --> 00:38:37,272
امروز صبح كه همه در كلانتري بوديم، خواهر اينجا بود.

626
00:38:37,425 --> 00:38:39,488
او داشت جاي خود را عوض مي كرد.

627
00:38:41,216 --> 00:38:43,778
او مي‌خواست رودريك را هم بكشد تا او را از راه دور كند

628
00:38:43,903 --> 00:38:47,333
تا اينكه او را دستگير كرديم. ما فقط كار او را آسان تر كرديم.

629
00:38:48,668 --> 00:38:49,672
دستگير شد؟

630
00:38:52,657 --> 00:38:53,951
من در انجا خواهم بود.

631
00:38:56,422 --> 00:38:59,736
- باشه، چرا او فندل را كشت؟ - فندل در همه اينها شريك او بود.

632
00:38:59,861 --> 00:39:02,841
- اما او نمي خواست او را قطع كند - امروز صبح يك بانكدار اينجا بود.

633
00:39:02,966 --> 00:39:05,536
او پول رودريك را به حساب هاي خارج از كشور منتقل مي كند.

634
00:39:05,668 --> 00:39:09,304
جالب اينجاست كه احتمالاً اسم من را هم نمي داني.

635
00:39:10,235 --> 00:39:11,289
اين پاتريس است.

636
00:39:11,414 --> 00:39:14,390
فكر مي كنم او قصد دارد مرلين را بكشد و سپس ناپديد شود.

637
00:39:14,676 --> 00:39:18,302
پاتريس، ازت خواهش ميكنم التماست مي كنم. لطفا نه!

638
00:39:24,140 --> 00:39:25,957
ممكنه همين الان پايين بياد

639
00:39:26,709 --> 00:39:28,370
اين حكم كجاست؟

640
00:39:33,385 --> 00:39:34,385
كمك!

641
00:39:34,578 --> 00:39:36,935
- آن چه بود؟ - علت احتمالي!

642
00:39:38,330 --> 00:39:40,223
كمك! يكي كمك كنه!

643
00:39:49,009 --> 00:39:50,884
حالا از او دور شو! اكنون!

644
00:39:54,587 --> 00:39:56,345
مشكلي نيست. مشكلي نيست.

645
00:40:00,090 --> 00:40:01,501
چگونه آنها را از هم جدا كنيم؟

646
00:40:03,484 --> 00:40:04,489
بگو خاله

647
00:40:05,299 --> 00:40:07,473
يكي را كه غرق نمي شد دستگير كنيم.

648
00:40:08,220 --> 00:40:10,191
آره بله، اين هم كار مي كند.

649
00:40:34,004 --> 00:40:36,294
- اميدوارم او خواهر مناسبي داشته باشد. -نميتونم نگاه كنم

650
00:40:36,800 --> 00:40:40,314
اين بدترين پيشروي تاريخ است. تو به من دروغ گفتي.

651
00:40:40,813 --> 00:40:42,185
- در مورد چي؟ - كارما

652
00:40:42,395 --> 00:40:43,980
تو مرا به خاطر اين موضوع سرزنش مي كني؟

653
00:40:44,900 --> 00:40:45,944
بله من هستم.

654
00:40:47,818 --> 00:40:50,947
فقط مي خواستم از شما تشكر كنم. خانواده ام را نجات دادي

655
00:40:52,029 --> 00:40:53,091
جانم را نجات داد

656
00:40:53,724 --> 00:40:54,899
خوشحالم كه تونستم كمك كنم

657
00:40:55,135 --> 00:40:57,164
آره، و هي، در مورد اين چيز چرخشي.

658
00:40:57,698 --> 00:40:59,090
بدون احساسات سخت، درست است؟

659
00:41:00,080 --> 00:41:02,699
خيلي خوب. من شما را در اطراف مي بينم.

660
00:41:03,167 --> 00:41:05,061
- از ملاقات شما خوشبختم. -از آشنايي با شما خوشحالم

661
00:41:05,199 --> 00:41:06,436
چرخشي چيست؟

662
00:41:06,571 --> 00:41:10,262
آن روزها به حماقت مي پرداختيم. مي دانيد، اسب بازي بعد از مدرسه.

663
00:41:11,011 --> 00:41:13,183
بچه بامزه اي بود او عادت داشت

664
00:41:13,582 --> 00:41:15,710
دستانش را ده بار در روز بشويد.

665
00:41:16,553 --> 00:41:17,861
گوش كن. آيا اين را مي شنويد؟

666
00:41:18,364 --> 00:41:21,359
- چي؟ پرنده ها؟ - نه پرنده ها اين را نمي شنوي؟

667
00:41:22,875 --> 00:41:24,827
شارژ مجدد مخزن توالت

668
00:41:27,232 --> 00:41:28,557
مخزن توالت زندگي.

669
00:41:28,682 --> 00:41:30,805
بيا آقاي راهب. من شما را به خانه مي برم.

670
00:41:30,930 --> 00:41:34,636
اين همان چيزي است كه افلاطون كيهان بزرگ را به صورت چرخشي ناميد.

671
00:41:34,891 --> 00:41:37,252
- راه گريزي نيست - افلاطون گفت؟

672
00:41:37,397 --> 00:41:38,517
دارم نقل قول مي كنم.

673
00:41:38,813 --> 00:41:40,746
من به آن كلاه دوش نياز دارم.
