﻿1
00:00:15,400 --> 00:00:16,328
چي؟

2
00:00:26,466 --> 00:00:29,354
فقط... بيا داخل! در باز است

3
00:00:38,145 --> 00:00:40,682
- چي شد؟ - فقط تو صورتم منفجر شد!

4
00:00:40,847 --> 00:00:43,114
- با 911 تماس بگيريد - نه. لازم نيست با 911 تماس بگيريم.

5
00:00:43,197 --> 00:00:46,579
-فقط با من بيا - من نميتونم ببينم اين يك كد قرمز است، ناتالي.

6
00:00:47,660 --> 00:00:50,575
- من نمي دانم كد قرمز يعني چه. - كد قرمز!

7
00:00:50,663 --> 00:00:53,252
ما در اين مورد صحبت كرديم. تمرينات تمريني داشتيم.

8
00:00:53,401 --> 00:00:55,219
باشه فقط... تو خوب ميشي

9
00:00:55,303 --> 00:00:57,114
فقط مقداري آب به صورت خود بپاشيد.

10
00:00:57,197 --> 00:00:59,018
آن را روي چشمان خود بپاشيد.

11
00:01:17,073 --> 00:01:18,493
اين چه سالي است؟

12
00:02:33,337 --> 00:02:35,636
{\pos(192,200)}خوب، مي‌توانم از شما سؤالي بپرسم؟

13
00:02:35,719 --> 00:02:39,703
{\pos(192,210)}خيلي وقته ميخوام ازت بپرسم.

14
00:02:39,973 --> 00:02:41,128
مطمئنا، هر چيزي.

15
00:02:43,446 --> 00:02:45,636
{\pos(192,200)}آن جمعه قبل از رفتن شما،

16
00:02:47,093 --> 00:02:50,042
{\pos(192,210)}پيراهن را به خشكشويي بردي، كوتاه، شماره چهار.

17
00:02:50,584 --> 00:02:53,227
شارونا، آنها گفتند كه هرگز آن را دريافت نكرده اند.

18
00:02:53,648 --> 00:02:55,604
اين همان چيزي است كه شما منتظر بوديد از من در مورد آن بپرسيد؟

19
00:02:55,724 --> 00:02:58,724
{\pos(192,210)}خيلي شبيه اين پيراهن بود، اما شماره چهار بود.

20
00:02:59,268 --> 00:03:01,276
نه. ميدوني چيه؟ يادم مي آيد.

21
00:03:01,536 --> 00:03:03,073
بردمش خشكشويي

22
00:03:03,200 --> 00:03:05,968
{\pos(192,200)}و آنها بسته بودند، آن را به يكي ديگر در پايين خيابان بردم.

23
00:03:08,412 --> 00:03:11,515
{\pos(192,200)}خب، آدريان، چطور بودي؟ عالي به نظر مي آيي.

24
00:03:11,679 --> 00:03:13,641
متشكرم. اسمش يادت هست

25
00:03:13,724 --> 00:03:15,812
از آن موسسه، نظافتچي هاي ديگر؟

26
00:03:15,906 --> 00:03:18,147
- يادم نيست - بليط رو داري؟

27
00:03:19,058 --> 00:03:20,545
ميدونم تو هميشه...

28
00:03:20,629 --> 00:03:23,580
{\pos(192,200)}مي دانيد، بليط ها را در كيف خود بگذاريد.

29
00:03:25,376 --> 00:03:28,903
{\pos(192,200)}بله، اما پنج سال گذشته است. اين حتي همان كيف پول نيست.

30
00:03:30,425 --> 00:03:31,760
{\pos(192,200)}بسيار خوب. خوب.

31
00:03:36,056 --> 00:03:37,734
{\pos(192,200)}مي دانيد چيست؟ اينجا نيست.

32
00:03:38,159 --> 00:03:39,422
{\pos(192,200)}اينجا نيست. ولي

33
00:03:39,505 --> 00:03:42,386
{\pos(192,200)}ممكن است در گاراژ خانه باشد، جايي كه من همه چيزهاي قديمي خود را نگه مي دارم.

34
00:03:42,470 --> 00:03:45,211
{\pos(192,200)}بنابراين وقتي به خانه بروم، آن را بررسي مي‌كنم. خيلي خوب؟

35
00:03:46,700 --> 00:03:49,595
- فهميدي، پيداش كردي. - عكس بنجي.

36
00:03:50,345 --> 00:03:51,472
مي توني باور كني؟

37
00:03:52,009 --> 00:03:53,608
{\pos(192,200)}او اكنون به كالج ها نگاه مي كند.

38
00:03:54,352 --> 00:03:56,428
{\pos(192,200)}تنها سوال اين است كه آيا مي توانم او را بفرستم؟

39
00:03:56,512 --> 00:03:58,510
{\pos(192,200)}اين سوال هميشه مطرح است.

40
00:03:58,947 --> 00:04:00,969
{\pos(192,200)}به او نگاه كنيد. او همه بزرگ شده است.

41
00:04:02,496 --> 00:04:03,776
الان كجاست؟

42
00:04:04,071 --> 00:04:05,924
او خانه است، كار تابستاني دارد.

43
00:04:06,813 --> 00:04:08,739
آيا او در نزديكي آن گاراژ است؟

44
00:04:13,237 --> 00:04:16,202
{\pos(192,200)}به شما قول مي‌دهم، وقتي به خانه رسيدم، گاراژ را بررسي مي‌كنم.

45
00:04:16,285 --> 00:04:19,368
{\pos(192,200)}به شما قول مي دهم. اما آيا لطفا بليط را فراموش مي كنيد؟

46
00:04:23,438 --> 00:04:24,821
تو اصلا عوض نشدي

47
00:04:24,904 --> 00:04:27,473
{\pos(192200)}- خب... - اصلا. منظورم اين است كه شگفت انگيز است.

48
00:04:27,569 --> 00:04:30,765
{\pos(192200)}حتي آپارتمان. دقيقا همينطوره اين شگفت انگيز است.

49
00:04:30,850 --> 00:04:34,630
نه اين درست نيست، در واقع. توي راهرو لامپ هاي 75 وات رو عوض كردم.

50
00:04:34,713 --> 00:04:36,555
- واقعا؟ - آره آره

51
00:04:36,797 --> 00:04:38,317
- اين چيزي است. - خوب...

52
00:04:38,413 --> 00:04:41,229
نه، اين پيشرفت واقعي است، آدريان. من بسيار به تو افتخار ميكنم.

53
00:04:41,853 --> 00:04:43,309
ازش خوشم نيومد...

54
00:04:43,824 --> 00:04:45,136
پس دوباره عوض شدم

55
00:04:49,899 --> 00:04:52,741
"خب شارونا، حالت چطوره؟ چيكار كردي؟"

56
00:04:52,830 --> 00:04:54,907
خيلي ممنون كه پرسيديد.

57
00:04:56,188 --> 00:04:59,033
من هنوز در جرسي هستم. و من دوباره شير مي دهم.

58
00:04:59,445 --> 00:05:00,399
واقعا؟

59
00:05:02,023 --> 00:05:04,346
اما آيا بنجي مثل 17 سال نيست؟

60
00:05:06,256 --> 00:05:08,674
نه...من به عنوان پرستار كار مي كنم.

61
00:05:08,972 --> 00:05:11,585
- اين متفاوت است. - من يك مدير هستم.

62
00:05:11,668 --> 00:05:15,376
- من يك بيمارستان جانبازان را مديريت مي كنم. - فهميدم، آره. خوب، آنها بايد ...

63
00:05:16,073 --> 00:05:18,071
آنها بسيار خوش شانس هستند كه شما را دارند.

64
00:05:18,478 --> 00:05:20,185
و تروور، تروور چطوره؟

65
00:05:20,405 --> 00:05:22,535
اين بار براي هميشه از هم جدا شديم

66
00:05:23,429 --> 00:05:25,607
نه نه. اين بهترين چيز براي هر دوي ما بود.

67
00:05:27,830 --> 00:05:29,987
شما هنوز مقداري schmutz در آنجا داريد.

68
00:05:30,294 --> 00:05:31,654
- جايي كه؟ - همونجا

69
00:05:31,757 --> 00:05:33,153
صبر كن، صبر كن

70
00:05:41,995 --> 00:05:44,955
-هنوز فهميدي - مثل دوچرخه سواري است.

71
00:05:45,543 --> 00:05:46,350
مرد.

72
00:05:47,044 --> 00:05:50,354
بسيار تميز، بسيار غير معمول ...

73
00:05:52,131 --> 00:05:55,333
- دوچرخه خيلي غمگين. - خاموش است؟ خاموش است؟

74
00:05:56,613 --> 00:05:57,679
صبر كن، صبر كن

75
00:05:57,762 --> 00:05:59,705
- پيدا كردي؟ گرفتي؟ -آره من...

76
00:06:00,584 --> 00:06:01,977
صبح جناب راهب.

77
00:06:02,127 --> 00:06:03,138
فهميدي؟

78
00:06:07,825 --> 00:06:09,763
ناتالي، نشنيدم وارد شدي

79
00:06:09,909 --> 00:06:11,112
من هستم...

80
00:06:12,039 --> 00:06:13,579
اين چيزي نيست كه شما فكر مي كنيد

81
00:06:14,004 --> 00:06:17,136
- چي نيست چي؟ چه كسي فكر مي كند؟ - مي توانم توضيح دهم! خيلي خوب؟

82
00:06:17,769 --> 00:06:19,009
اين شاروناست

83
00:06:20,178 --> 00:06:21,830
شارو ... شارونا؟

84
00:06:22,972 --> 00:06:24,925
اوه، خداي من، من چيزهاي زيادي در مورد شما شنيده ام.

85
00:06:25,008 --> 00:06:26,694
- من ناتالي تيگر هستم. - اوه خداي من!

86
00:06:26,777 --> 00:06:28,675
احساس مي كنم با يك سلبريتي ملاقات مي كنم.

87
00:06:28,758 --> 00:06:31,310
- خيلي خوشحالم كه با شما آشنا شدم. - خيلي خوشحالم كه با شما آشنا شدم.

88
00:06:31,406 --> 00:06:32,424
من خودم اينو گرفتم

89
00:06:33,406 --> 00:06:36,259
باشه، اون دستمال رو برام گرفت. اين فقط يك پاك كردن است.

90
00:06:36,673 --> 00:06:38,767
منظورم اين است كه بي خيال. هيچ اتفاقي نمي افتد

91
00:06:38,850 --> 00:06:41,517
گاهي اوقات يك دستمال مرطوب فقط يك دستمال مرطوب است. من زياد حرف ميزنم

92
00:06:41,625 --> 00:06:43,836
الان هم دارم حرف ميزنم؟ خدايا من هنوز دارم حرف ميزنم

93
00:06:43,919 --> 00:06:45,771
اشكالي ندارد اگر شارونا دستمال مرطوب به شما بدهد.

94
00:06:47,263 --> 00:06:49,261
پس تا كي اينجايي؟

95
00:06:50,285 --> 00:06:53,022
- يك روز، شايد دو روز. - فقط يك روز! شايد دو تا

96
00:06:53,325 --> 00:06:55,781
ميدوني، من به چند وكيل نياز دارم، چون عموي من هاوي مرد.

97
00:06:55,954 --> 00:06:57,209
خيلي متاسفم.

98
00:06:57,299 --> 00:06:59,410
آره خوب ميدوني من زياد بهش نزديك نبودم

99
00:06:59,494 --> 00:07:01,375
و من واقعاً او را به خوبي نمي شناختم.

100
00:07:01,458 --> 00:07:04,574
اما، مي دانيد، من تنها خانواده او بودم. پس به همين دليل است كه من اينجا هستم.

101
00:07:04,774 --> 00:07:08,057
- پس شما براي ادعاي جسد اينجا هستيد؟ - نه، او قبلاً سوزانده شده است.

102
00:07:08,420 --> 00:07:10,054
او در باشگاه كانتري ايستديل درگذشت.

103
00:07:10,137 --> 00:07:11,617
- تا حالا اونجا بودي؟ - من؟

104
00:07:11,701 --> 00:07:13,475
نه، نمي توانستم ماشينم را آنجا پارك كنم.

105
00:07:13,558 --> 00:07:16,519
- نه به حقوق من. - آره. ببخشيد يادم رفت

106
00:07:16,602 --> 00:07:18,353
شما براي Ebenezer Monk كار مي كنيد.

107
00:07:19,113 --> 00:07:21,681
درست است... خوب است. مشكل پيش رو

108
00:07:22,027 --> 00:07:25,227
به هر حال، او در زمين گلف از پله ها پايين افتاد.

109
00:07:25,387 --> 00:07:27,843
تقصير آنها بود. برخي از سنگ ها شل بود.

110
00:07:27,928 --> 00:07:29,985
- پس ما از آنها شكايت مي كنيم. - خوش به حالت.

111
00:07:30,081 --> 00:07:31,925
در واقع، من 20 دقيقه ديگر با وكيلم ملاقات خواهم كرد.

112
00:07:32,009 --> 00:07:34,319
- خوب - بچه ها چرا با من نمي آييد.

113
00:07:34,604 --> 00:07:37,608
چون زياد طول نميكشه، بعد ميتونيم براي ناهار بيرون بريم.

114
00:07:37,691 --> 00:07:39,809
مي‌دانيد، مي‌توانيم با هم صحبت كنيم و كمي سرگرم شويم.

115
00:07:39,892 --> 00:07:42,104
من آن را دوست دارم. اين عالي به نظر مي رسد، مطمئنا.

116
00:07:42,189 --> 00:07:43,669
ناتالي، من يك سوال دارم.

117
00:07:43,986 --> 00:07:46,294
آيا او همچنان هر روز همان چيزي را براي ناهار مي خورد؟

118
00:07:46,377 --> 00:07:49,523
-خب صبر كن چيه؟ - كلوپ تركيه، كمي برشته شده،

119
00:07:49,606 --> 00:07:51,503
كاهو را نگه داريد، بيكن را نگه داريد ...

120
00:07:51,603 --> 00:07:52,553
مايونز را نگه داريد.

121
00:07:52,636 --> 00:07:55,453
پنج برش بوقلمون در يك بشقاب مربع به چهار صورت برش داده مي شود.

122
00:07:55,536 --> 00:07:57,422
نيمي از دفعات چك را به من مي چسباند.

123
00:07:57,505 --> 00:07:59,042
اوه، خداي من، او هنوز هم اين كار را مي كند؟

124
00:07:59,125 --> 00:08:02,209
قسم مي خورم، نمي دانم چگونه با 950 دلار در هفته زنده مانده ام.

125
00:08:02,292 --> 00:08:03,265
من نمي دانم.

126
00:08:23,958 --> 00:08:25,925
آره آره. من تقريباً تمام شده ام.

127
00:08:27,195 --> 00:08:28,942
آيا هفته اي 20 دلار بيشتر از من به او پرداختي؟

128
00:08:29,025 --> 00:08:30,746
من يك بچه دارم!

129
00:08:31,529 --> 00:08:34,184
- بچه اش بيشتر خورد. - اين عادلانه نيست، و شما اين را مي دانيد.

130
00:08:34,267 --> 00:08:37,289
خوب، خوب، من همان پول را به شما مي دهم. به يك شرط

131
00:08:37,372 --> 00:08:40,131
وقتي به ناهار مي رويم، با او صحبت نكنيد.

132
00:08:40,214 --> 00:08:43,536
يعني مي توني باهاش ​​حرف بزني، اما نه در مورد من.

133
00:08:45,037 --> 00:08:46,770
يادداشت ها را با هم مقايسه نكنيد

134
00:08:47,892 --> 00:08:49,614
و سر ميزهاي جداگانه بنشينيد.

135
00:08:51,149 --> 00:08:54,509
و اگر پيشنهاد برداشت چك را داد، به خاطر خدا، با او بحث نكنيد.

136
00:08:59,240 --> 00:09:01,942
خانم فلمينگ، ما نماينده باشگاه كانتري ايستديل هستيم.

137
00:09:02,099 --> 00:09:04,890
اكنون، موكل ما ترجيح مي دهد اين موضوع را از طريق دادگاه نكشد

138
00:09:04,974 --> 00:09:06,453
براي هفته ها يا سال ها

139
00:09:06,739 --> 00:09:10,735
ما درك مي كنيم كه هيچ مقدار پولي نمي تواند ضرر شما را جبران كند.

140
00:09:11,162 --> 00:09:14,461
اما ما اميدواريم كه اين حداقل كاهش يابد

141
00:09:14,544 --> 00:09:15,796
مقداري از درد تو

142
00:09:16,772 --> 00:09:18,842
در مورد آن فكر كنيد. وقت خود را صرف كنيد.

143
00:09:19,102 --> 00:09:22,375
لازم نيست به آن فكر كنيم. پيشنهاد شما هر چه باشد، كافي نيست.

144
00:09:22,458 --> 00:09:25,013
هوارد فلمينگ در اوج زندگي خود بود.

145
00:09:25,251 --> 00:09:27,975
مشتري شما مي دانست كه سنگ هاي آن راه پله شل است.

146
00:09:28,058 --> 00:09:30,548
بيش از دو بار در مورد آن هشدار داده شده بود.

147
00:09:30,633 --> 00:09:32,980
موكل من اين همه راه نيامده كه به او توهين شود.

148
00:09:34,410 --> 00:09:35,927
عيسي مقدس پالومينو.

149
00:09:45,853 --> 00:09:46,702
ما مي پذيريم.

150
00:09:48,599 --> 00:09:49,742
بدون پشت سر

151
00:10:07,708 --> 00:10:08,724
تو خوبي؟

152
00:10:10,773 --> 00:10:12,569
- اوه خداي من. - چي شد؟

153
00:10:12,652 --> 00:10:14,621
فكر مي‌كردم حداكثر مي‌خواهند به من پيشنهاد بدهند

154
00:10:14,706 --> 00:10:17,859
پنج تا ده گرند، اما اين پول واقعي است.

155
00:10:18,530 --> 00:10:20,176
اين هزينه كالج بنجي را پرداخت مي كند.

156
00:10:20,297 --> 00:10:22,376
نه فقط كالج اجتماعي هر كالج

157
00:10:22,459 --> 00:10:24,408
او مي تواند به هر جايي كه مي خواهد برود.

158
00:10:24,494 --> 00:10:28,202
Sharona, that is so great. I mean, congratulations!

159
00:10:28,684 --> 00:10:30,622
I'm sorry circumstance.

160
00:10:30,718 --> 00:10:33,206
No, no, it's okay. I only met the guy twice.

161
00:10:34,461 --> 00:10:37,176
Oh, my god. Is this what good luck feels like?

162
00:10:37,326 --> 00:10:39,805
I mean, because i never actually had it, you know?

163
00:10:42,377 --> 00:10:43,605
What? Is there a problem?

164
00:10:43,979 --> 00:10:46,675
- There's something wrong here. - Don't you say that.

165
00:10:46,778 --> 00:10:49,542
Don't find anything, Because if this is not an accident,

166
00:10:49,656 --> 00:10:52,633
Then they're not responsible, And then they don't have to pay.

167
00:10:52,801 --> 00:10:53,909
Do you understand?

168
00:10:54,598 --> 00:10:56,091
Right. Okay.

169
00:10:58,380 --> 00:11:00,607
I want you to stop looking at this.

170
00:11:01,692 --> 00:11:03,545
It was an accident, okay?

171
00:11:04,505 --> 00:11:05,669
Say it was an accident.

172
00:11:06,784 --> 00:11:08,950
No, i want you to say it was an accident!

173
00:11:22,825 --> 00:11:24,045
I know that look.

174
00:11:24,965 --> 00:11:26,242
I remember that look.

175
00:11:26,596 --> 00:11:28,823
I hate that look.

176
00:11:44,435 --> 00:11:46,313
{\pos(192,230)}Mr. Monk, i think they're over there.

177
00:11:47,660 --> 00:11:49,264
They call him Mr. Monk?

178
00:11:49,635 --> 00:11:51,020
I know. It's weird.

179
00:11:51,267 --> 00:11:54,173
{\pos(192,230)}I can't call him by his first name. It's just not me.

180
00:11:55,935 --> 00:11:57,632
{\pos(192,230)}آيا شما را آدريان صدا مي‌كند؟

181
00:11:57,721 --> 00:11:59,598
البته كه نه. چرا بدم مي آيد؟

182
00:12:02,269 --> 00:12:04,183
- آره، ببين، دوست ندارم. - منم همينطور.

183
00:12:04,609 --> 00:12:05,921
{\pos(192,230)}جدي مي گويي؟

184
00:12:06,635 --> 00:12:07,743
{\pos(192,230)}خوب است. خودشه.

185
00:12:08,374 --> 00:12:09,349
خيلي خوب.

186
00:12:09,697 --> 00:12:11,261
پاي چپ را بكار عزيزم

187
00:12:12,846 --> 00:12:14,193
روي توپ تمركز كنيد.

188
00:12:19,828 --> 00:12:22,335
خوب ظاهرت عالي بود مهم همينه

189
00:12:23,604 --> 00:12:25,193
آقاي والش

190
00:12:26,647 --> 00:12:27,998
آيا اين زمان بدي است؟

191
00:12:28,271 --> 00:12:29,089
آقا؟

192
00:12:30,628 --> 00:12:33,045
زمان خيلي بدتري را نمي توانم فكر كنم. متاسفم كه ...

193
00:12:34,637 --> 00:12:35,781
به شما زحمت.

194
00:12:36,741 --> 00:12:38,175
من آدريان مونك هستم.

195
00:12:40,709 --> 00:12:41,974
من آن نام را مي دانم.

196
00:12:42,709 --> 00:12:44,681
بله، شما در اخبار هستيد. كاراگاه.

197
00:12:44,995 --> 00:12:48,478
درست است. و اين دستيار من ناتالي تيگر است

198
00:12:48,561 --> 00:12:51,789
و شارونا فلمينگ، دستيار ديگر من. دستيار سابق من

199
00:12:52,210 --> 00:12:54,149
- ديگر من، سابق... - سلام.

200
00:12:54,298 --> 00:12:56,626
- سابق من... - من واقعاً طرفدار بزرگي هستم.

201
00:12:56,709 --> 00:12:58,862
چهار سال پيش تو را در بروك هان ديدم.

202
00:12:59,234 --> 00:13:01,773
- دلخراش بود. - اين ضرب و شتم خشن بود.

203
00:13:02,153 --> 00:13:04,031
و كمي بعد مدار را ترك كردم.

204
00:13:04,114 --> 00:13:05,992
اينجا كار را گرفت، با اين زن زيبا ازدواج كرد

205
00:13:06,075 --> 00:13:08,250
- بهترين تصميم زندگي من - من كارولين هستم.

206
00:13:08,771 --> 00:13:10,999
و اين هم گري هنكس كادوي رنج كشيده من است.

207
00:13:11,692 --> 00:13:12,858
- سلام. - سلام.

208
00:13:12,941 --> 00:13:15,758
بنابراين شما گفتيد فلمينگ. آيا اين در مورد هوارد فلمينگ است؟

209
00:13:16,007 --> 00:13:17,673
آره او دايي من بود.

210
00:13:18,811 --> 00:13:20,384
متاسفم. حال شما چطور است؟

211
00:13:20,654 --> 00:13:22,917
او خوب است. گزارش پليس را خواندم.

212
00:13:23,161 --> 00:13:26,473
فهميدم كه تو واقعاً تصادف را ديدي؟

213
00:13:26,934 --> 00:13:28,327
بله قربان. ما هر دو انجام داديم.

214
00:13:28,410 --> 00:13:30,853
من هرگز آن را فراموش نمي كنم. در 12th Fairway بود، درست همانجا.

215
00:13:31,010 --> 00:13:34,940
همه اينها در گزارش است. زود بود چه، حدود 7:30 يا بيشتر؟

216
00:13:35,243 --> 00:13:38,434
من حدود 7 آهني به رنگ سبز داشتم. كشيده واقعا بد سمت چپ و طولاني.

217
00:13:38,517 --> 00:13:40,367
اين بدترين عكسي بود كه تا به حال او را ديده بودم.

218
00:13:40,450 --> 00:13:42,780
پس ما پشت سبزه در بوته ها بوديم و دنبال توپ مي گشتيم،

219
00:13:42,863 --> 00:13:45,026
و ما اين فرياد را شنيديم و هوارد بود.

220
00:13:45,143 --> 00:13:47,526
من او را كمي مي شناسم. من او را در اطراف باشگاه ديده بودم.

221
00:13:47,870 --> 00:13:50,324
گري يك تلفن همراه داشت، بنابراين به او گفتم كه با 911 تماس بگيرد.

222
00:13:50,408 --> 00:13:52,357
باتري تمام شده بود. گوشي تيكه دار.

223
00:13:52,523 --> 00:13:54,334
بابت هيچ چيز متشكرم، Fujikawa cellular.

224
00:13:55,390 --> 00:13:57,380
گري براي كمك رفت. من با هاوارد ماندم.

225
00:13:57,746 --> 00:13:59,048
من CPR را امتحان كردم.

226
00:13:59,321 --> 00:14:00,466
همه چيز را امتحان كرد.

227
00:14:00,573 --> 00:14:03,000
وقتي امدادگران به آنجا رسيدند، او رفته بود.

228
00:14:03,768 --> 00:14:04,721
متاسفم.

229
00:14:08,549 --> 00:14:11,574
آدريان، تو راه را اشتباه مي روي. ماشين اونجاست

230
00:14:11,659 --> 00:14:14,245
فقط يك دقيقه طول مي كشد. من مي خواهم صحنه جنايت را ببينم.

231
00:14:14,360 --> 00:14:16,844
صحنه جنايت نيست اسمش را صحنه جنايت نگذاريد.

232
00:14:16,927 --> 00:14:19,292
مشكل چيه؟ من نمي فهمم هر دو تصادف را ديدند.

233
00:14:19,375 --> 00:14:21,758
- به نظر من درست بود. - آره منم همينطور.

234
00:14:21,841 --> 00:14:24,267
آيا نمي توانيم فقط بگوييم اين يك تصادف است و به زندگي خود ادامه دهيم؟

235
00:14:24,363 --> 00:14:25,971
به زندگيمون ادامه بديم

236
00:14:26,910 --> 00:14:28,307
عمويت بود

237
00:14:28,408 --> 00:14:30,454
من به سختي او را مي شناختم. دوبار با او ملاقات كردم.

238
00:14:31,975 --> 00:14:34,555
- اوه خداي من. دستبند من است. - غر زدن را بس كن

239
00:14:34,639 --> 00:14:36,377
فقط آب است فقط آن را تكان دهيد.

240
00:14:40,085 --> 00:14:41,253
خودت را از آن خلاص كن.

241
00:14:42,730 --> 00:14:44,535
اينجا. بهش نگو اين كارو كردم

242
00:15:17,724 --> 00:15:20,630
آيا همين جا روي زمين دراز مي كشيد، جايي كه عمويت را پيدا كردند؟

243
00:15:23,207 --> 00:15:24,856
- ناتالي، شما؟ - نه

244
00:15:28,468 --> 00:15:29,910
خب چي فكر مي كني؟

245
00:15:30,466 --> 00:15:33,165
فكر كنم اشتباه كردم

246
00:15:33,697 --> 00:15:36,453
منظورم اين است كه مرحله سوم را ببينيد

247
00:15:37,139 --> 00:15:39,318
خيلي شل است

248
00:15:40,652 --> 00:15:43,527
معلوم بود كه ليز خورد و ضربه اي به سرش زد.

249
00:15:44,119 --> 00:15:45,383
پس تصادف بود!

250
00:15:48,079 --> 00:15:49,033
خدايا شكرت.

251
00:15:49,404 --> 00:15:51,731
بنجي به دانشگاه مي رود، و من بايد اين را به او بگويم.

252
00:15:51,814 --> 00:15:53,162
عاليه. - ناتالي؟

253
00:15:57,002 --> 00:15:58,614
- ميتوانم آن را ببينم؟ - مطمئن.

254
00:15:59,575 --> 00:16:01,500
- سقوط نكرد. - چي؟

255
00:16:03,188 --> 00:16:05,117
به اين نگاه كن نگاه كن

256
00:16:05,300 --> 00:16:07,539
تمام چوب هاي گلف هنوز سرپوشيده هستند.

257
00:16:07,622 --> 00:16:10,558
هيچ چوب گلف روي زمين در نزديكي بدن وجود ندارد.

258
00:16:10,641 --> 00:16:14,660
من فكر نمي كنم او اصلاً گلف بازي مي كرد. و در ساعت 7:10 به اين نگاه كنيد.

259
00:16:14,743 --> 00:16:16,492
او در ساعت 7:30 درگذشت.

260
00:16:16,789 --> 00:16:18,964
چطور در 20 دقيقه به سبزه چهاردهم رسيد؟

261
00:16:19,047 --> 00:16:21,664
- معني نداره - مطمئني؟

262
00:16:23,051 --> 00:16:24,110
72 درصد

263
00:16:27,074 --> 00:16:28,411
بايد بهش بگي

264
00:16:29,217 --> 00:16:30,325
ميدانم.

265
00:16:34,242 --> 00:16:35,964
-ميخواي بهش بگي؟ - نه

266
00:16:39,016 --> 00:16:39,983
'متاسفم من ...

267
00:16:40,462 --> 00:16:42,930
من مي خواهم از يكي از افسران شما شكايت كنم.

268
00:16:43,026 --> 00:16:44,192
او چه كار كرد؟

269
00:16:44,275 --> 00:16:46,659
او پنج سال است كه نه چيزي به من مي نويسد و نه با من تماس مي گيرد.

270
00:16:50,664 --> 00:16:52,036
شارونا فلمينگ.

271
00:16:52,475 --> 00:16:53,472
بيا اينجا!

272
00:16:53,950 --> 00:16:56,033
- تو فوق العاده به نظر ميرسي - متشكرم.

273
00:16:56,117 --> 00:16:58,771
ما مقرراتي عليه نمايش عمومي محبت داريم،

274
00:16:58,863 --> 00:17:00,479
كه من رسما از آن چشم پوشي مي كنم.

275
00:17:00,669 --> 00:17:02,898
- خيلي خوبه كه ميبينمت -خوشحالم كه ميبينمت.

276
00:17:03,246 --> 00:17:05,311
هي، شنيدم دوست دختر جديدي داري

277
00:17:05,488 --> 00:17:06,740
تبريك مي گويم.

278
00:17:08,233 --> 00:17:10,990
- اوه خداي من! تو لاتاري برنده شدي! -احساس مي كنم كه داشتم.

279
00:17:12,097 --> 00:17:13,118
او اينجاست؟

280
00:17:14,767 --> 00:17:16,578
او آنجاست. او اينجاست.

281
00:17:17,131 --> 00:17:18,319
عالي به نظر مي آيي.

282
00:17:18,645 --> 00:17:20,029
متشكرم، رندي.

283
00:17:25,036 --> 00:17:26,798
واقعاً خوشحالم كه تو را مي بينم، رندي.

284
00:17:27,088 --> 00:17:29,074
و... - و چي؟

285
00:17:29,323 --> 00:17:31,219
نمي‌دانم، فقط منتظر خط پانچ هستم.

286
00:17:31,303 --> 00:17:33,966
هميشه منو درست مي كردي و با زنگ مي زدي.

287
00:17:34,054 --> 00:17:36,507
- چي، من اين كارو كردم؟ - فقط هميشه.

288
00:17:36,689 --> 00:17:39,193
- اوه خداي من افتضاح بودم؟ - نه تو بودي...

289
00:17:41,033 --> 00:17:42,250
حقيقت اين است كه دلم برايش تنگ شده بود

290
00:17:43,612 --> 00:17:46,973
ببخشيد كه تكرار مي كنم، اما شما عالي به نظر مي رسيد!

291
00:17:48,152 --> 00:17:49,548
آن ورق رپ را كشيدي؟

292
00:17:49,801 --> 00:17:52,772
- نه، فرصت نكردم. - اونجا تو دستت نيست؟

293
00:17:54,133 --> 00:17:55,553
آره ايناهاش.

294
00:17:58,260 --> 00:17:59,360
اين چيه؟

295
00:17:59,883 --> 00:18:01,331
آره هوارد فلمينگ.

296
00:18:01,533 --> 00:18:03,751
او تميز است، بدون پيشين، بدون محكوميت.

297
00:18:03,956 --> 00:18:05,446
اين در مورد دايي شماست.

298
00:18:06,131 --> 00:18:08,256
بله، مونك در مورد آن به من گفت. اين سخت است. متاسفم.

299
00:18:08,999 --> 00:18:12,684
اين چيه دوتا دعوا 1998، يك باشگاه قايق بادباني در كي وست،

300
00:18:12,780 --> 00:18:15,385
ليز خورد و گردنش پيچ خورد. 2004،

301
00:18:15,998 --> 00:18:17,139
برخورد با ماشين

302
00:18:17,337 --> 00:18:19,827
يك مرسدس بنز خارج از دادگاه حل و فصل شد.

303
00:18:20,332 --> 00:18:21,414
او فقط بدشانس بود.

304
00:18:23,473 --> 00:18:24,870
يه كم خيلي بدشانس

305
00:18:25,138 --> 00:18:26,646
قرار است به چه معنا باشد؟

306
00:18:26,755 --> 00:18:28,800
او منظوري نداشت هيچ كس منظوري نداره

307
00:18:28,884 --> 00:18:30,651
كسي منظوري نداره؟ معني آن چيست؟

308
00:18:30,749 --> 00:18:32,006
معني نداره

309
00:18:32,089 --> 00:18:35,199
تمام چيزي كه من مي گويم آيا عمويت هاوي است به نظر مي رسيد كه خيلي زمين خورده است.

310
00:18:35,841 --> 00:18:37,994
آره در چند جيب بسيار عميق

311
00:18:38,313 --> 00:18:40,652
آدريان، تو اونجا بودي مراحل رو ديدي

312
00:18:40,760 --> 00:18:42,665
گفتي تصادف بود اين يك تصادف است!

313
00:18:42,750 --> 00:18:44,083
قطعا. كاملا.

314
00:18:44,295 --> 00:18:46,292
- در اين مورد سوالي نيست. - باشه.

315
00:18:46,773 --> 00:18:47,592
ولي...

316
00:18:48,766 --> 00:18:50,825
فقط براي اطمينان، شايد ما ...

317
00:18:52,232 --> 00:18:55,763
شايد بايد كنار آپارتمانش تاب بخوريم. و نگاهي به اطراف بيندازيد.

318
00:18:55,971 --> 00:18:57,723
فقط به...

319
00:18:58,135 --> 00:18:59,748
چي؟ مطمئن.

320
00:19:01,081 --> 00:19:02,563
- نميتونم صدمه ببينم - آره

321
00:19:04,125 --> 00:19:05,583
مي توانم يك لحظه با شما صحبت كنم؟

322
00:19:13,886 --> 00:19:14,697
بنابراين...

323
00:19:15,907 --> 00:19:18,809
شما به آپارتمان عمو مي رويد و اوضاع را بررسي مي كنيد.

324
00:19:19,052 --> 00:19:21,435
و تو ناتالي و شارونا رو ميگيري.

325
00:19:23,118 --> 00:19:25,428
آيا مي توانم يك نصيحت مرد به مرد به شما بدهم؟

326
00:19:26,758 --> 00:19:28,383
- اشتباه بزرگ. - ميدانم.

327
00:19:29,831 --> 00:19:31,007
تو داري...

328
00:19:31,876 --> 00:19:33,175
تو به سختي هستي...

329
00:19:34,580 --> 00:19:35,550
تو خيلي...

330
00:19:38,190 --> 00:19:39,761
تو آدم شكننده اي

331
00:19:39,936 --> 00:19:42,000
- متشكرم. - اين زنها تو را ديوانه خواهند كرد.

332
00:19:42,083 --> 00:19:44,061
- داري خراب ميشي - ميدانم!

333
00:19:44,144 --> 00:19:46,715
من ناتالي را دوست دارم و شارونا را نيز دوست دارم.

334
00:19:46,798 --> 00:19:49,603
هر دو زن فوق العاده اي هستند دوبار شانس آوردي

335
00:19:50,981 --> 00:19:53,879
اما براي جمع شدن ... آنها مانند بوربون و ودكا هستند.

336
00:19:54,722 --> 00:19:57,389
من هر دوي آنها را دوست دارم، اما نمي توانم آنها را در يك وعده غذايي بخورم،

337
00:19:57,472 --> 00:19:58,699
چون با هم مخلوط نمي شوند.

338
00:20:00,097 --> 00:20:01,618
اين زنها خيلي متفاوت هستند، مونك.

339
00:20:01,722 --> 00:20:04,019
مثل يك تكه تافي آب شور تو را از هم مي پاشند.

340
00:20:04,102 --> 00:20:06,835
من مي دانم، من تمام روز يك تكه تافي بوده ام.

341
00:20:07,342 --> 00:20:10,203
ناتالي مانند مري، ملكه اسكاتلند رفتار مي كند.

342
00:20:10,286 --> 00:20:11,863
او پول بيشتري مي خواهد.

343
00:20:12,008 --> 00:20:14,626
منظورم اين است كه وقتي از او مي خواهم در خاك دراز نمي كشد.

344
00:20:15,280 --> 00:20:17,999
- دارم از دستش ميدم - و اين فقط بدتر مي شود.

345
00:20:18,332 --> 00:20:19,502
چه كنم؟ چي...

346
00:20:19,585 --> 00:20:21,401
شما بايد يكي از آنها را اينجا بگذاريد.

347
00:20:21,484 --> 00:20:22,988
من نمي توانم. من نمي توانم انتخاب كنم.

348
00:20:24,149 --> 00:20:25,672
خب... مراقب باش

349
00:20:26,082 --> 00:20:27,520
اگر عجيب شد مي توانم با شما تماس بگيرم؟

350
00:20:39,920 --> 00:20:42,368
- عمو هاوي خانم ها را دوست داشت. - از كجا مي داني؟

351
00:20:43,126 --> 00:20:44,996
فقط به من اعتماد كن. او خانم ها را دوست داشت.

352
00:20:50,093 --> 00:20:52,440
اين منم. اين اولين ارتباط من است.

353
00:20:53,800 --> 00:20:55,005
تعجب مي كنم كه چرا آن را نگه داشته است.

354
00:20:55,700 --> 00:20:56,916
شما خانواده هستيد

355
00:20:57,921 --> 00:20:59,365
من فقط دو بار با او ملاقات كردم.

356
00:21:05,405 --> 00:21:06,368
به اين نگاه كن

357
00:21:06,579 --> 00:21:08,007
چي؟ چيست؟

358
00:21:08,225 --> 00:21:11,739
فكر كنم عمويت خراب بود

359
00:21:12,184 --> 00:21:14,692
نه نه نه بذار ببينم او دايي من بود.

360
00:21:14,881 --> 00:21:16,910
- او دايي من بود. - خوب خوب.

361
00:21:16,993 --> 00:21:20,992
من فقط همه آنها را بالا نگه مي دارم و هر دو مي توانيد ببينيد.

362
00:21:21,503 --> 00:21:22,657
من از اين قضيه متنفرم

363
00:21:22,851 --> 00:21:24,967
اين يك مورد نيست. اين يك تصادف بود.

364
00:21:25,050 --> 00:21:26,369
من از اين تصادف متنفرم

365
00:21:32,459 --> 00:21:34,992
كوسن ها. اينها اينجا چه كار مي كنند؟

366
00:21:36,579 --> 00:21:38,632
خداي من داشت تمرين مي كرد.

367
00:21:39,711 --> 00:21:40,676
تمرين چي؟

368
00:21:41,117 --> 00:21:42,118
افتادن

369
00:21:42,376 --> 00:21:45,473
شارونا، متاسفم، اما عموي شما هاوي يك كلاهبردار بود.

370
00:21:46,265 --> 00:21:48,307
اين كاري بود كه او در زمين گلف انجام مي داد.

371
00:21:48,390 --> 00:21:51,896
او داشت تصادف مي كرد، بنابراين مي توانست از باشگاه كشور شكايت كند.

372
00:21:52,085 --> 00:21:54,475
درست است، پس او تظاهر به سقوط كرد، و سپس او واقعاً سقوط كرد.

373
00:21:54,558 --> 00:21:57,543
اتفاق مي افتد. من حدس مي زنم كه مردان كلاهبردار هم مي توانند سفر كنند.

374
00:21:57,634 --> 00:21:59,038
من آن را باور نمي كنم.

375
00:21:59,219 --> 00:22:01,787
- تو كامل نيستي شما ممكن است اشتباه كنيد. - شايد،

376
00:22:01,985 --> 00:22:03,225
اما من نه.

377
00:22:03,366 --> 00:22:05,693
اين به معناي چيزي نيست، كوسن روي يك طبقه؟

378
00:22:05,776 --> 00:22:08,428
ميدوني چي ميگم؟ من مي گويم كه ما به جستجو ادامه مي دهيم.

379
00:22:08,674 --> 00:22:10,748
به عقب برمي گرديم و دوباره با گلف حرفه اي صحبت مي كنيم.

380
00:22:10,936 --> 00:22:13,675
- او شاهد بود. - نه، هيچ فايده اي ندارد.

381
00:22:13,866 --> 00:22:15,929
يك ثانيه صبر كنيد، يك ثانيه صبر كنيد، يك ثانيه صبر كنيد.

382
00:22:16,012 --> 00:22:18,422
آيا اين فقط در مورد پول است؟

383
00:22:18,746 --> 00:22:20,614
بله، البته، اين در مورد پول است.

384
00:22:20,697 --> 00:22:24,583
ناتالي، اگر اين يك بازي كلاهبرداري بود، اگر او از روي عمد افتاد، من نيكل نمي بينم.

385
00:22:24,666 --> 00:22:27,299
اما اينطور نيست كه پول از دست داده باشيد. شما به همان جايي كه شروع كرده ايد برگشته ايد.

386
00:22:27,382 --> 00:22:28,350
كه خراب است!

387
00:22:28,433 --> 00:22:30,768
كه سعي مي كند بچه من را به دانشگاه برساند!

388
00:22:30,956 --> 00:22:33,019
همه والدين ميلياردر ندارند.

389
00:22:33,459 --> 00:22:35,272
من هرگز يك سكه از پدر و مادرم نگرفته ام.

390
00:22:35,495 --> 00:22:37,231
خب، پس شماره من را به آنها بده.

391
00:22:42,761 --> 00:22:44,407
من از اين قضيه متنفرم

392
00:22:46,199 --> 00:22:48,394
من تمام سوگندنامه ها را دارم.

393
00:22:48,477 --> 00:22:50,921
من همين الان مي روم من شما را در طبقه پايين ملاقات خواهم كرد.

394
00:22:54,473 --> 00:22:56,018
اينجا چه ميكني؟

395
00:22:56,226 --> 00:22:57,283
آيا شما مشغول هستيد؟

396
00:22:58,594 --> 00:23:01,006
{\pos(192,230)}مثل ده دقيقه پيش بايد در دادگاه حضور پيدا كنم.

397
00:23:02,838 --> 00:23:04,924
{\pos(192,230)}من فقط بايد با كسي صحبت كنم،

398
00:23:05,130 --> 00:23:09,014
{\pos(192,230)}و فقط يادم مي‌آيد كه بعد از صحبت با شما چقدر احساس خوبي داشتم،

399
00:23:09,686 --> 00:23:10,686
واقعا؟

400
00:23:11,202 --> 00:23:13,596
مرا به طبقه پايين ببر چه خبر است؟

401
00:23:15,375 --> 00:23:18,124
آدريان فكر مي كند عموي من نوعي كلاهبردار است.

402
00:23:18,207 --> 00:23:20,497
ما به آپارتمان او رفتيم، بالش روي زمين بود،

403
00:23:20,580 --> 00:23:22,682
و آدريان فكر مي كند كه دارد تمرين مي كند چگونه سقوط كند.

404
00:23:22,765 --> 00:23:24,405
- خوب، منطقي است. - مي كند؟

405
00:23:24,595 --> 00:23:25,426
اينطور نيست؟

406
00:23:25,509 --> 00:23:27,277
اين به اين معني نيست كه او يك كلاهبردار است.

407
00:23:27,360 --> 00:23:28,696
يعني از دست رفته...

408
00:23:29,238 --> 00:23:30,989
افراد زيادي نحوه افتادن را تمرين مي كنند.

409
00:23:31,072 --> 00:23:32,072
چرا؟

410
00:23:33,205 --> 00:23:36,409
- در صورت سقوط. عقل سليم است. - اما شارونا، تو فهميدي...

411
00:23:36,492 --> 00:23:38,816
اعتراف كنيد كه آيا مونك فكر مي كند عموي شما نوعي كلاهبرداري دارد

412
00:23:38,899 --> 00:23:41,306
او احتمالاً در حال اجراي نوعي كلاهبرداري است.

413
00:23:41,683 --> 00:23:42,915
آدريان نيست...

414
00:23:42,998 --> 00:23:45,372
او معصوم نيست قبلا اشتباه كرده

415
00:23:45,638 --> 00:23:47,029
مربي اسكي را به خاطر داريد؟

416
00:23:47,112 --> 00:23:49,812
آدريان گفت كه او همان پسر بود و در نهايت برادر دوقلوي او بود.

417
00:23:49,895 --> 00:23:52,504
- اون يكي رو يادت هست؟ - نه، اون پسر بود، يادته؟

418
00:23:52,587 --> 00:23:55,404
برادري نبود. او تظاهر مي كرد كه همزاد خودش است.

419
00:23:55,487 --> 00:23:56,981
هنوزم باورم نميشه

420
00:23:57,064 --> 00:24:00,398
شما در مورد سابقه صحبت مي كنيد، چرا اين تنها موردي است كه او خراب مي كند؟

421
00:24:00,481 --> 00:24:03,398
چون او درست فكر نمي كند. ناتالي او را عليه من برانگيخت.

422
00:24:03,481 --> 00:24:05,526
- چرا او اين كار را مي كند؟ - چون حسود است.

423
00:24:05,609 --> 00:24:07,587
- آدريان من را بيشتر دوست دارد. - او اين را گفت؟

424
00:24:07,670 --> 00:24:08,942
نه، اما مي توانم بگويم.

425
00:24:09,665 --> 00:24:11,167
يك زن مي تواند تشخيص دهد كه چه كسي چه كسي را دوست دارد.

426
00:24:13,041 --> 00:24:15,165
- او مي تواند؟ - كاملا.

427
00:24:20,545 --> 00:24:21,694
پري والش، 904.

428
00:24:23,691 --> 00:24:24,686
كجا مي روي؟

429
00:24:24,769 --> 00:24:26,675
- طبقه نهم - آسانسور اينجاست.

430
00:24:26,984 --> 00:24:28,366
او هميشه از پله ها بالا مي رود.

431
00:24:28,464 --> 00:24:32,011
مي دانم كه او هميشه از پله ها مي رود، هميشه او را مجبور مي كردم سوار آسانسور شود.

432
00:24:32,454 --> 00:24:35,184
ممنون، قدردانش هستم، اما نمي‌خواهم او را ناراحت كنم.

433
00:24:35,267 --> 00:24:38,314
اما او بايد ناراحت باشد، در غير اين صورت هرگز ياد نخواهد گرفت.

434
00:24:38,397 --> 00:24:40,481
من روانپزشك او نيستم، من دستيار او هستم.

435
00:24:40,706 --> 00:24:43,370
پس چرا سعي نمي كنيد به جاي اينكه از او دلسوز شويد، به او كمك كنيد؟

436
00:24:43,453 --> 00:24:45,183
در مورد اين چطور؟ طبقه نهم است

437
00:24:45,266 --> 00:24:47,988
بياييد سوار آسانسور تا چهار پرواز شويم و سپس پنج پرواز را پياده روي كنيم.

438
00:24:48,178 --> 00:24:49,682
بله، منصفانه به نظر مي رسد.

439
00:24:49,765 --> 00:24:52,249
يا با آسانسور تا سطح پنج مي رويم و چهار پرواز را پياده مي رويم.

440
00:24:52,332 --> 00:24:53,516
نمي توان با آن بحث كرد.

441
00:24:53,609 --> 00:24:55,608
- با او مثل يك بچه رفتار مي كنيد. - اون بچه نيست.

442
00:24:55,691 --> 00:24:58,172
نگفتم بچه است. گفتم شما هم مثل او رفتار مي كنيد.

443
00:24:58,255 --> 00:25:00,045
- من دارم حمايت مي كنم. - تو نيستي.

444
00:25:00,128 --> 00:25:02,150
- شما او را قادر مي‌سازيد. - اين چيزي است كه ما مي خواهيم انجام دهيم.

445
00:25:02,315 --> 00:25:06,301
سوار آسانسور مي شويم و تا ساعت 18 سوار آن مي شويم و 9 پرواز را پياده مي رويم.

446
00:25:07,173 --> 00:25:08,759
اينجوري همه بدبختن

447
00:25:23,115 --> 00:25:25,093
خانم والش، ببخشيد كه مزاحم شما شدم.

448
00:25:25,176 --> 00:25:26,424
آيا اين زمان بدي است؟

449
00:25:26,508 --> 00:25:28,487
نه، خوب است. تازه داشتم ورزش ميكردم

450
00:25:29,287 --> 00:25:31,028
ما اينجا هستيم تا شوهرت را ببينيم

451
00:25:31,111 --> 00:25:33,336
بيا داخل. او در آشپزخانه است. من ميرم بيارمش

452
00:25:33,419 --> 00:25:35,336
- با تشكر. - حالت خوبه؟

453
00:25:35,419 --> 00:25:37,320
پياده روي طولاني بود.

454
00:25:37,601 --> 00:25:38,989
آيا آسانسور خراب است؟

455
00:25:43,652 --> 00:25:45,665
من هنوز نمي دانم اينجا چه كار مي كنيم.

456
00:25:45,748 --> 00:25:47,474
ما قبلا با اين مرد صحبت كرديم.

457
00:25:47,718 --> 00:25:49,329
ما بايد دوباره با او صحبت كنيم.

458
00:25:49,412 --> 00:25:51,822
- او شاهد تصادف بود. - تصادفي نبود.

459
00:25:51,905 --> 00:25:53,857
- اين يك تصادف بود. - اينجا ما رفتيم.

460
00:25:55,412 --> 00:25:57,380
شارونا و ناتالي را به خاطر مي آوريد.

461
00:25:57,463 --> 00:25:59,560
منظورم ناتالي و شارونا است.

462
00:26:00,527 --> 00:26:01,785
سلام. سورپرايز خوب

463
00:26:04,385 --> 00:26:08,170
-ميتونم برات چيزي بنوشم؟ - متشكرم. ما خوب هستيم

464
00:26:08,253 --> 00:26:10,988
چند سوال ديگر درباره اين حادثه داريم.

465
00:26:11,559 --> 00:26:13,497
ما فكر مي كنيم كه آقاي فلمينگ ...

466
00:26:14,470 --> 00:26:16,444
ممكن است عمدا افتاده باشد

467
00:26:17,607 --> 00:26:19,482
- واقعا؟ - اين فقط يك نظريه است.

468
00:26:19,880 --> 00:26:21,104
در آن صبح،

469
00:26:21,273 --> 00:26:24,612
راستي آقا را ديدي فلمينگ گلف بازي مي كند؟

470
00:26:25,849 --> 00:26:27,632
خب حالا كه بهش اشاره كردي

471
00:26:28,508 --> 00:26:29,870
نه، من باور نمي كنم كه اين كار را كردم.

472
00:26:30,121 --> 00:26:31,324
اما او افتاد، درست است؟

473
00:26:31,407 --> 00:26:33,444
يعني واقعا زمين خورد.

474
00:26:33,527 --> 00:26:34,820
او تظاهر نكرد.

475
00:26:35,154 --> 00:26:36,772
خب من 50 يارد دورتر بودم.

476
00:26:36,904 --> 00:26:38,398
به نظرم واقعي بود

477
00:26:38,481 --> 00:26:40,525
من نمي دانم كه آيا او يك بازيگر خوب است يا خير.

478
00:26:46,632 --> 00:26:48,411
در فكر دوم، من كمي آب دوست دارم.

479
00:26:48,895 --> 00:26:49,895
مطمئن.

480
00:26:50,682 --> 00:26:51,881
من بلافاصله برمي گردم

481
00:26:53,970 --> 00:26:56,209
- معني نداره - اينو نگو

482
00:26:56,292 --> 00:26:57,246
آرام باش!

483
00:26:57,329 --> 00:26:59,783
- فقط خونسرد باش. - معني نداره

484
00:27:02,747 --> 00:27:03,998
به اين نگاه كن

485
00:27:10,007 --> 00:27:11,533
همسرش در حال خواندن اين كتاب هاست:

486
00:27:11,941 --> 00:27:13,923
احساسات اريكا، اين يك سريال است.

487
00:27:14,006 --> 00:27:17,543
ديدن؟ جلد 1، 2، 3، 5، 6، 7، 8، 9، 10.

488
00:27:17,626 --> 00:27:19,725
جلد چهار كجاست؟ بهت ميگم كجاست

489
00:27:19,808 --> 00:27:21,475
در آپارتمان عمويت است.

490
00:27:21,558 --> 00:27:23,753
ديدم كه كنار مبل باز دراز كشيده است.

491
00:27:24,680 --> 00:27:26,077
اون اونجا گذاشت

492
00:27:28,300 --> 00:27:30,051
- دارن با هم رابطه دارن - چي؟

493
00:27:30,134 --> 00:27:31,134
عمو هوي؟

494
00:27:31,469 --> 00:27:33,956
- فكر ميكني ميدونه؟ - او نه تنها مي داند.

495
00:27:34,039 --> 00:27:35,832
او كاري در مورد آن انجام داد.

496
00:27:36,987 --> 00:27:38,166
او عمويت را كشت.

497
00:27:38,665 --> 00:27:40,563
اوه بيا ديگه! در مورد آن فكر كنيد.

498
00:27:40,850 --> 00:27:43,016
هوارد با كارولين والش خوابيده بود.

499
00:27:43,099 --> 00:27:46,296
احتمال اينكه شوهرش شاهد تصادف مرگبار او باشد چقدر است؟

500
00:27:46,379 --> 00:27:47,452
خارج از نمودار است.

501
00:27:47,535 --> 00:27:50,014
- عملا غيرممكن است. - اما آنها تنها نبودند.

502
00:27:50,097 --> 00:27:52,241
- كيدي آنجا بود. - او همه چيز را ديد.

503
00:27:52,529 --> 00:27:55,002
زيبايي آن همين است. طرح كاملي بود

504
00:27:56,186 --> 00:27:57,246
من نمي فهمم

505
00:27:57,719 --> 00:27:59,102
بعدا بهت ميگم

506
00:27:59,965 --> 00:28:01,392
الان بايد به من بگي

507
00:28:01,686 --> 00:28:03,191
بگوييد "اين چه اتفاقي افتاده است."

508
00:28:03,275 --> 00:28:04,712
خوب، او همان جاست.

509
00:28:05,078 --> 00:28:06,236
فقط به من بگو.

510
00:28:10,074 --> 00:28:12,159
- بگوييد "اين چه اتفاقي افتاده است." - اين چه اتفاقي افتاده است.

511
00:28:12,666 --> 00:28:14,263
والش مي دانست كه همسرش خيانت مي كند.

512
00:28:14,705 --> 00:28:16,933
نامه اي پيدا كرد يا يك تماس تلفني را شنيد.

513
00:28:17,123 --> 00:28:19,522
يه جورايي ميدونست ولي چيزي نگفت.

514
00:28:19,702 --> 00:28:20,974
او آن را مخفي نگه داشته است.

515
00:28:21,516 --> 00:28:23,371
او شروع به برنامه ريزي براي انتقام خود كرد.

516
00:28:23,987 --> 00:28:25,986
اگر مايل باشيد آب پرتقال داريم.

517
00:28:26,224 --> 00:28:28,239
- آب ميوه خوب است. - تازه فشرده خوب است.

518
00:28:28,322 --> 00:28:30,546
- ادامه بده - نه! او همانجاست!

519
00:28:30,783 --> 00:28:32,034
باشه برو اينجا

520
00:28:35,404 --> 00:28:37,286
- فقط... وارد شو! - من وارد نمي شوم!

521
00:28:41,021 --> 00:28:41,903
ادامه بده

522
00:28:41,986 --> 00:28:43,918
ما در كمد هستيم! من نمي توانم اين كار را در كمد انجام دهم.

523
00:28:44,110 --> 00:28:46,443
بله، تو ميتوني! بگو چي شد به سرعت. بيا ديگه.

524
00:28:57,281 --> 00:28:58,306
حالا ميتونيم بريم؟

525
00:29:00,307 --> 00:29:01,060
چي؟

526
00:29:01,285 --> 00:29:03,512
- نه من. - فقط دوباره انجامش بده. آهسته تر

527
00:29:04,063 --> 00:29:05,063
خداوند.

528
00:29:06,843 --> 00:29:09,170
اين ايده والش بود. اومد پيش عمويت

529
00:29:09,253 --> 00:29:11,383
او گفت كه قصد دارد باشگاه كشور را از بين ببرد.

530
00:29:11,466 --> 00:29:13,813
هوارد وانمود مي كرد كه از پله ها افتاده است.

531
00:29:13,896 --> 00:29:16,037
والش شاهد غيرقابل استيضاح خواهد بود.

532
00:29:16,277 --> 00:29:18,202
آنها از باشگاه شكايت مي كنند و ثروت زيادي به دست مي آورند.

533
00:29:19,026 --> 00:29:21,242
والش بايد مي دانست كه هاوارد شكست خورده است.

534
00:29:21,325 --> 00:29:23,040
او مي دانست كه طعمه را مي گيرد.

535
00:29:26,711 --> 00:29:27,977
باشه. كجا بودم؟

536
00:29:28,827 --> 00:29:30,001
طعمه را گرفت.

537
00:29:31,510 --> 00:29:33,610
آن روز صبح، دايي تو سبزه بود.

538
00:29:33,698 --> 00:29:34,956
او در موقعيت بود.

539
00:29:36,160 --> 00:29:40,123
در همين حال، والش مطمئن شد كه او و كيدي به اندازه كافي نزديك هستند تا آن را ببينند.

540
00:29:41,957 --> 00:29:45,482
عموي شما فكر مي كرد كه اين فقط يك كلاهبرداري ديگر است، اما والش ايده هاي ديگري داشت.

541
00:29:45,565 --> 00:29:47,664
آيا مي توانيم حداقل يك شكاف در را باز كنيم؟

542
00:29:47,747 --> 00:29:48,747
ادامه بده

543
00:29:48,942 --> 00:29:50,422
سرباز فرار كرد تا كمك بگيرد.

544
00:29:50,505 --> 00:29:52,623
اين باعث شد والش با عمويت تنها بماند.

545
00:29:55,221 --> 00:29:57,218
اين يك نقشه كامل بود، دو شاهد.

546
00:29:57,301 --> 00:30:01,010
خود والش و كادرش ديده بودند كه عمويت از آن پله ها افتاد.

547
00:30:02,006 --> 00:30:03,947
هيچ كس هرگز مشكوك به قتل نيست، پايان.

548
00:30:04,030 --> 00:30:05,329
آيا مي توانيم در را باز كنيم؟

549
00:30:06,119 --> 00:30:07,806
فقط داشتيم يه گشت كوچولو ميزديم.

550
00:30:07,889 --> 00:30:08,878
اين بلوط است؟

551
00:30:10,736 --> 00:30:12,747
آقاي راهب او مي داند. كه ما مي دانيم.

552
00:30:14,362 --> 00:30:15,650
من فكر مي كنم ما اينجا تمام شده است.

553
00:30:26,323 --> 00:30:27,729
حالت خوبه؟

554
00:30:28,071 --> 00:30:29,815
منتظرم كه فرياد بند بياد

555
00:30:30,057 --> 00:30:32,617
- هيچ جيغي نيست. - جيغ توي سرم.

556
00:30:33,504 --> 00:30:35,821
تو در كمد خانه او بودي.

557
00:30:36,249 --> 00:30:39,241
همانجا ايستاده بود. او به وضوح همه چيز را شنيد.

558
00:30:39,347 --> 00:30:41,159
چرا آپارتمان را ترك نكردي؟

559
00:30:41,266 --> 00:30:42,101
من سعي كردم!

560
00:30:42,184 --> 00:30:43,664
بهشون گفتم باحال باش

561
00:30:43,747 --> 00:30:45,163
من در واقع گفتم: "آرام باش."

562
00:30:45,270 --> 00:30:46,775
كافيست از خانه بيرون بياييد.

563
00:30:46,858 --> 00:30:49,543
- در آسانسور صحبت كن! - او سوار آسانسور نمي شود.

564
00:30:50,394 --> 00:30:52,754
ما پرونده اي نداريم چون به او خبر دادي.

565
00:30:53,203 --> 00:30:54,796
من همين الان باهاش ​​گوشي رو قطع كردم

566
00:30:54,879 --> 00:30:56,905
اين يك ديوار آجري است. همشون وكيل دارن

567
00:30:56,988 --> 00:30:57,988
و همسرش؟

568
00:30:58,114 --> 00:30:59,521
اون هم حرف نميزنه

569
00:30:59,604 --> 00:31:01,338
به اين دليل كه احتمالا او را تهديد كرده است.

570
00:31:01,421 --> 00:31:02,738
اگر اين يك قتل است،

571
00:31:02,821 --> 00:31:04,956
و من معتقدم حق با شماست، زيرا هميشه اينطور هستيد،

572
00:31:05,247 --> 00:31:07,337
ما در برابر آن هستيم ما چيزي نداريم!

573
00:31:07,420 --> 00:31:09,264
ما هيچ مدرك فيزيكي نداريم!

574
00:31:11,250 --> 00:31:13,391
چرا به من نگاه مي كني؟ تقصير من نبود

575
00:31:15,740 --> 00:31:17,468
- معني آن چيست؟ - هيچ چيزي.

576
00:31:17,552 --> 00:31:18,890
الان منو سرزنش ميكني؟

577
00:31:18,973 --> 00:31:20,830
يك دقيقه صبر كن. تقصير اون نيست

578
00:31:20,913 --> 00:31:22,993
عمويش فوت كرد. او حق دارد سوال بپرسد

579
00:31:23,099 --> 00:31:24,434
تو اونجا نبودي

580
00:31:24,518 --> 00:31:26,477
- تو هم نبودي. - من اونجا نبودم!

581
00:31:36,927 --> 00:31:38,470
راهب، نظر شما چيست؟

582
00:31:55,584 --> 00:31:56,849
كجا ميريم؟

583
00:31:57,789 --> 00:31:58,908
من 52 دلار دارم.

584
00:31:59,158 --> 00:32:00,532
من را تا كجا مي برد؟

585
00:32:00,615 --> 00:32:02,162
نمي دونم بيا بفهميم

586
00:32:08,216 --> 00:32:10,187
اگر چيزي شنيديم به شما اطلاع خواهيم داد.

587
00:32:12,229 --> 00:32:13,398
اون كاپيتانه؟

588
00:32:14,580 --> 00:32:15,691
چي گفت؟

589
00:32:16,512 --> 00:32:17,512
خبري نيست

590
00:32:19,017 --> 00:32:22,115
{\pos(192,230)}خب، او نمي تواند خيلي دور برود. او بدون بالش محكمش نمي تواند بخوابد.

591
00:32:22,387 --> 00:32:23,917
{\pos(192,230)}يا آن مسواك قرمز خاص.

592
00:32:24,000 --> 00:32:25,695
يا كيت كوچك نخ دندانش.

593
00:32:25,950 --> 00:32:29,579
يا دستگاه صدا با آن صداهاي بوق مه.

594
00:32:29,663 --> 00:32:31,138
در واقع، آن يكي شكست.

595
00:32:31,319 --> 00:32:33,279
{\pos(192,230)}و مدل را قطع كردند.

596
00:32:34,270 --> 00:32:35,785
واقعا؟ چه كار كردين؟

597
00:32:36,008 --> 00:32:39,068
{\pos(192,230)}من بيرون رفتم و يك بوق مه واقعي خريدم و نوار خودم را ساختم.

598
00:32:43,470 --> 00:32:44,314
شوخي نكن.

599
00:32:44,397 --> 00:32:47,171
من يك بوق مه واقعي در گاراژ من نشسته است.

600
00:32:47,334 --> 00:32:49,206
نميدونم چطوري باهاش ​​كنار اومدي

601
00:32:49,581 --> 00:32:51,395
نميدونم چطوري باهاش ​​كنار اومدم

602
00:32:53,077 --> 00:32:54,168
در واقع، من انجام مي دهم.

603
00:32:55,514 --> 00:32:56,639
من او را دوست داشتم.

604
00:32:57,765 --> 00:32:59,851
قسم مي خورم، اين بهترين شغلي بود كه تا به حال داشتم.

605
00:33:00,076 --> 00:33:01,426
هر روز يك ماجراجويي بود.

606
00:33:04,149 --> 00:33:05,358
چيز خنده دار اين است كه ...

607
00:33:06,010 --> 00:33:08,991
ماجراجويي‌ها وقتي با آن‌ها همراه هستند هرگز سرگرم كننده نيستند، مي‌داني؟

608
00:33:11,244 --> 00:33:12,739
شارونا، متاسفم.

609
00:33:16,190 --> 00:33:19,078
من كسي هستم كه بايد متاسفم كلا از خط خارج شدم

610
00:33:19,823 --> 00:33:21,623
داري كار خوبي باهاش ​​ميكني

611
00:33:22,062 --> 00:33:23,916
ناتالي، تو واقعا با او صبور هستي.

612
00:33:24,394 --> 00:33:26,840
- بيشتر از هميشه است. - نه من نيستم.

613
00:33:27,182 --> 00:33:28,182
بله شما هستيد.

614
00:33:28,680 --> 00:33:29,715
تو يك قديس هستي

615
00:33:31,350 --> 00:33:34,932
دليل اينكه من مي توانم با او خوب باشم و با او صبور باشم

616
00:33:35,015 --> 00:33:36,596
به اين دليل است كه شما قسمت سخت را انجام داديد.

617
00:33:37,408 --> 00:33:40,439
درست بعد از ترودي اينجا بودي كه او حتي نمي توانست از تخت بلند شود.

618
00:33:43,045 --> 00:33:45,022
فكر مي كنم ممكن است خيلي با او سخت گرفته باشم.

619
00:33:45,105 --> 00:33:46,439
بايد سرسخت باشي

620
00:33:46,543 --> 00:33:48,421
او در جاي بدي قرار داشت.

621
00:33:50,651 --> 00:33:51,778
او را به اينجا رساندي

622
00:33:54,051 --> 00:33:55,231
تو او را نزد من بردي

623
00:34:20,204 --> 00:34:21,204
تو مرا پيدا كردي.

624
00:34:21,328 --> 00:34:22,804
تمام روز اينجا بودي؟

625
00:34:24,140 --> 00:34:25,987
من 12 سال است كه اينجا هستم.

626
00:34:26,200 --> 00:34:28,022
الان ميتوني بياي خونه ما خوب هستيم

627
00:34:29,947 --> 00:34:32,974
ميدونم دعوامونو ديدي ميدونم ترسيدي

628
00:34:33,252 --> 00:34:34,779
و ما بابت آن متاسفيم

629
00:34:35,337 --> 00:34:38,857
ما در مورد آن صحبت كرديم و تصميم گرفتيم كه واقعاً بايد اين مرد والش را ميخكوب كنيم.

630
00:34:38,940 --> 00:34:41,458
كاملا. من به دعوا اهميتي نمي دهم.

631
00:34:41,541 --> 00:34:43,496
من به آن پول اهميت نمي دهم. تو درست ميگفتي.

632
00:34:43,629 --> 00:34:45,044
هاوي فلمينگ عموي من بود.

633
00:34:45,127 --> 00:34:48,231
او كامل نبود، اما يك خانواده بود، و ما نمي‌توانيم اجازه دهيم والش از اين موضوع خلاص شود.

634
00:34:48,314 --> 00:34:50,288
بنابراين ما مي خواهيم به باشگاه كشور برگرديم.

635
00:34:50,371 --> 00:34:52,240
شايد سرنخي يا چيزي را ناديده گرفته ايم.

636
00:34:52,620 --> 00:34:53,785
چه نوع سرنخي؟

637
00:34:53,868 --> 00:34:55,786
ما نمي دانيم. اينجاست كه شما وارد مي شويد.

638
00:34:55,869 --> 00:34:57,717
بيا ديگه. بريم خونه.

639
00:34:57,991 --> 00:34:59,368
شام برات درست ميكنيم

640
00:35:01,107 --> 00:35:03,455
آيا سه شنبه هنوز پاي قابلمه مرغ است؟

641
00:35:03,699 --> 00:35:05,159
چرا، چي شنيدي؟

642
00:35:05,422 --> 00:35:07,731
البته كه هست. حتي نميدونم چرا پرسيدم

643
00:35:15,575 --> 00:35:18,119
حتي يك كارت لغو شده نيز گاهي اوقات مي تواند مفيد باشد.

644
00:35:18,268 --> 00:35:20,868
- از كجا شروع كنيم؟ - من به شما مي گويم از كجا شروع كنيم.

645
00:35:21,466 --> 00:35:22,466
درست همين جا.

646
00:35:25,915 --> 00:35:28,207
- اين يكي قفل است. -صبر كن صبر كن

647
00:35:32,733 --> 00:35:34,526
- از كجا ياد گرفتي؟ - خود آموخته

648
00:35:41,053 --> 00:35:42,031
فوجيكاوا

649
00:35:44,339 --> 00:35:46,267
باتري تمام شده بود. تيكه گوشي مزخرف

650
00:35:46,350 --> 00:35:48,478
بابت چيزي متشكرم، فوجيكاوا سلولار.

651
00:35:49,079 --> 00:35:50,729
اين از تلفن همراه كيدي است.

652
00:35:51,825 --> 00:35:53,475
والش بايد باتري را عوض كرده باشد.

653
00:35:55,872 --> 00:35:58,780
آن روز صبح، والش يك باتري جديد در تلفن كيدي گذاشت.

654
00:35:59,885 --> 00:36:02,264
يكي كه هنوز شارژ نشده

655
00:36:02,615 --> 00:36:05,479
او بايد مطمئن مي شد كه سرباز نمي تواند براي كمك تماس بگيرد.

656
00:36:05,726 --> 00:36:06,996
آيا اين مدرك است؟

657
00:36:08,438 --> 00:36:09,940
او مي توانست اين را توضيح دهد.

658
00:36:11,434 --> 00:36:12,469
اما شايد...

659
00:36:12,932 --> 00:36:14,785
- چي؟ - تلفن همراه كادي.

660
00:36:14,868 --> 00:36:17,435
اگر باتري جديد هنوز داخل آن است،

661
00:36:17,852 --> 00:36:19,903
اثر انگشت والش در سراسر آن وجود دارد.

662
00:36:19,986 --> 00:36:22,855
- او براي توضيح دادن آن مشكل دارد. - خداي من، ما بايد اون كدو رو پيدا كنيم.

663
00:36:22,938 --> 00:36:24,795
سلام، آقاي والش، حال شما چطور است؟

664
00:36:26,182 --> 00:36:27,349
شيريني را فراموش كن

665
00:36:27,432 --> 00:36:28,634
ما بايد جلوي او را بگيريم!

666
00:36:47,892 --> 00:36:50,911
حركت به سه زير و...

667
00:36:51,821 --> 00:36:52,875
توپ زدن خوب!

668
00:36:52,959 --> 00:36:55,044
عالي بريم سراغ 14.

669
00:37:01,510 --> 00:37:02,802
سراسر والش است.

670
00:37:11,978 --> 00:37:13,521
آقاي راهب، خوبيد؟

671
00:37:15,310 --> 00:37:17,106
بگذار برود. فقط بذارش بره او برنده مي شود.

672
00:37:17,189 --> 00:37:18,533
تمام شد، تمام شد.

673
00:37:26,181 --> 00:37:27,279
تلفن همراه شما!

674
00:37:27,551 --> 00:37:28,715
من به گوشي شما نياز دارم!

675
00:37:28,798 --> 00:37:29,787
سريع تر!

676
00:38:04,709 --> 00:38:07,648
گرفتيمش. ما آن را انجام داديم. من برگشتم اونجا...

677
00:38:07,835 --> 00:38:09,561
داشتم مطمئن مي شدم كه او دوبرابر نمي شود.

678
00:38:09,644 --> 00:38:12,253
چه مي گوييد؟ آيا قرار است با اين سرباز صحبت كنيم؟

679
00:38:12,336 --> 00:38:13,730
بيا كه نكنيم...

680
00:38:14,083 --> 00:38:15,083
ديليدالي.

681
00:38:15,273 --> 00:38:16,392
بيا بريم.

682
00:38:19,455 --> 00:38:20,643
بيا بريم!

683
00:38:23,014 --> 00:38:24,286
بشين زيبا.

684
00:38:26,066 --> 00:38:27,248
آقاي هنكس

685
00:38:27,838 --> 00:38:29,347
- ما به گوشي شما نياز داريم. - تلفن من؟

686
00:38:29,960 --> 00:38:33,418
- پليس براي مدتي نگهش مي‌دارد. - چرا؟

687
00:38:33,501 --> 00:38:35,427
- قصه اش مفصل است. -نگران نباش

688
00:38:35,510 --> 00:38:37,813
شهر سانفرانسيسكو يك ارتقاء را براي شما فراهم مي كند.

689
00:38:40,879 --> 00:38:41,887
تو درست ميگفتي.

690
00:38:42,985 --> 00:38:45,063
او عموي من است. ميدونم فقط...

691
00:38:45,372 --> 00:38:47,283
دو بار با او ملاقات كردم، اما دو بار كافي است.

692
00:38:48,058 --> 00:38:49,825
حدس مي زنم هرگز ...

693
00:38:52,349 --> 00:38:54,872
- حالت خوبه؟ - فكر كنم دستم شكست.

694
00:38:55,694 --> 00:38:57,667
من نمي توانم باور كنم كه آنها هرگز آن را رفع نكردند.

695
00:38:59,407 --> 00:39:00,867
اين روز شانس من است.

696
00:39:02,552 --> 00:39:03,989
بنجي به دانشگاه مي رود.

697
00:39:13,705 --> 00:39:14,870
شما نيازي به سواري نداريد؟

698
00:39:15,680 --> 00:39:17,319
دوستم داره منو ميبره

699
00:39:18,853 --> 00:39:20,202
از ملاقات شما خوشبختم.

700
00:39:21,244 --> 00:39:22,488
شما هم رئيس

701
00:39:23,378 --> 00:39:26,089
{\pos(192,220)}ميدوني، بايد بگم الان خيلي بهتر ميخوابم...

702
00:39:27,944 --> 00:39:31,365
{\pos(192,230)}حقيقت اين است كه من واقعاً نگران شما بودم، اما ديگر نه.

703
00:39:32,104 --> 00:39:33,599
شما واقعاً در دستان خوبي هستيد.

704
00:39:37,186 --> 00:39:38,543
سوار من اينجاست

705
00:39:41,247 --> 00:39:42,247
آماده شدن.

706
00:39:42,728 --> 00:39:44,109
اينجا آغوش مي آيد.

707
00:40:15,437 --> 00:40:17,809
گوش كن، چند هفته ديگه برميگردم، باشه؟

708
00:40:18,074 --> 00:40:19,487
من بايد شكايت كنم.

709
00:40:19,570 --> 00:40:21,403
- دراينجا خواهم بود. - مطمئن ام مي توانيد.

710
00:40:24,287 --> 00:40:26,498
اگر اوضاع خيلي ديوانه كننده شد، مي خواهم با من تماس بگيريد.

711
00:40:26,758 --> 00:40:28,982
- وعده؟ - من شما را روي شماره گيري سريع مي گذارم.

712
00:40:29,065 --> 00:40:30,306
سفر... امن.
