﻿1
00:00:01,500 --> 00:00:04,100
يك دقيقه صبر كن. اين جديد است.

2
00:00:04,100 --> 00:00:06,500
آيا براي من است؟ آدريان، آن را باز نكن.

3
00:00:06,500 --> 00:00:08,628
قول بده تا كريسمس بازش نكني

4
00:00:08,700 --> 00:00:11,800
باشه پس بذارش

5
00:00:11,800 --> 00:00:13,700
سلام؟

6
00:00:23,200 --> 00:00:27,085
او بايد با كسي ملاقات كرده باشد. اما چه كسي؟

7
00:00:28,200 --> 00:00:30,595
آيا اين داستاني بود كه او روي آن كار مي كرد؟

8
00:00:31,800 --> 00:00:35,403
نمي دانم. و من نمي توانم آن را ببينم.

9
00:00:35,404 --> 00:00:37,615
چرا نميتونم ببينمش؟

10
00:00:38,000 --> 00:00:40,286
من فكر مي كنم شما خيلي به آن نزديك هستيد، مونك.

11
00:00:40,600 --> 00:00:43,434
من آن ساختمان را مي شناسم. 12 سال پيش بود؟

12
00:00:43,500 --> 00:00:45,789
تقريباً دقيقاً. ماما گمشده

13
00:00:45,790 --> 00:00:48,400
دكتري كه داشتيم باهاش ​​حرف ميزديم يادت هست؟ نش، درسته؟

14
00:00:48,401 --> 00:00:49,315
او مهمان افتخاري ماست

15
00:00:49,316 --> 00:00:52,115
پس آدريان، روي موارد جالبي كار مي كني؟

16
00:00:52,115 --> 00:00:55,200
آقاي راهب، خوبيد؟ من دارم لكه هايي ميبينم آدريان، به من نگاه كن.

17
00:00:55,201 --> 00:00:59,014
تو مسموم شدي آدريان يكي داره سعي ميكنه تو رو بكشه

18
00:00:59,015 --> 00:01:01,225
پس تا كي؟

19
00:01:01,300 --> 00:01:04,273
2، شايد 3 روز.

20
00:01:04,800 --> 00:01:08,050
ما فكر مي كنيم كه كازارينسكي جمعه گذشته دكتر نش را شليك كرد.

21
00:01:08,050 --> 00:01:10,969
و ما فكر مي كنيم كه او آدريان مونك را مسموم كرد.

22
00:01:10,969 --> 00:01:14,513
او را بايد زنده گرفت. اگر او بميرد، مونك مي ميرد.

23
00:01:16,200 --> 00:01:18,587
كازارينسكي! پليس!

24
00:01:26,500 --> 00:01:27,573
لعنتي!

25
00:01:27,800 --> 00:01:31,895
هديه ترودي وقت آن است كه آن را باز كنيد.

26
00:01:33,500 --> 00:01:34,662
سلام آدريان

27
00:01:34,700 --> 00:01:37,589
اگر در حال تماشاي اين هستيد. يعني من مرده ام

28
00:01:37,600 --> 00:01:40,154
مي دانم كه گفتيم هرگز رازي نخواهيم داشت. ولي،

29
00:01:40,155 --> 00:01:42,185
چيزي هست كه من هرگز به شما نگفته ام

30
00:01:42,186 --> 00:01:44,960
اتفاقي افتاد. يه چيز وحشتناك

31
00:01:45,400 --> 00:01:47,557
سالها پيش، قبل از اينكه با هم آشنا شويم...

32
00:02:57,300 --> 00:03:01,900
آقاي مونك، شما بايد "بازي" را فشار دهيد.

33
00:03:02,900 --> 00:03:04,522
بيش از 2 ساعت گذشته است.

34
00:03:05,000 --> 00:03:07,539
اشكالي ندارد، اشكالي ندارد.

35
00:03:08,500 --> 00:03:09,544
در اينجا ما مي رويم.

36
00:03:09,600 --> 00:03:12,552
مي دانم كه شما هميشه مرا ايده آل كرده ايد.

37
00:03:12,800 --> 00:03:15,199
تو فكر ميكني من يه جورايي سرنوشتم

38
00:03:15,500 --> 00:03:18,517
اما عزيزم، من كامل نيستم.

39
00:03:18,700 --> 00:03:23,009
من اشتباه كردم يك اشتباه بزرگ

40
00:03:23,500 --> 00:03:25,338
15 سال پيش بود.

41
00:03:26,750 --> 00:03:27,935
قبل از اينكه همديگر را ببينيم.

42
00:03:29,300 --> 00:03:31,629
من رابطه داشتم اوه

43
00:03:49,000 --> 00:03:50,355
با استاد حقوقم

44
00:03:51,100 --> 00:03:55,271
اما او در آن زمان ازدواج كرده بود. قسم مي خورم كه نمي دانستم.

45
00:03:55,600 --> 00:04:00,600
به هر حال ما... من بودم...

46
00:04:00,600 --> 00:04:02,800
حامله

47
00:04:25,700 --> 00:04:28,969
ميدونم نااميد شدي من او را دوست نداشتم.

48
00:04:28,969 --> 00:04:32,157
من واقعاً او را نمي شناختم.

49
00:04:33,000 --> 00:04:36,894
اما من دوست داشتم باردار باشم. يك دختر بود.

50
00:04:37,900 --> 00:04:41,769
او متولد 2 ژانويه 1983 است.

51
00:04:44,100 --> 00:04:45,888
او در همان روز درگذشت.

52
00:04:47,200 --> 00:04:50,213
او 9 دقيقه زندگي كرد.

53
00:04:50,900 --> 00:04:54,696
من هرگز، او را نديدم

54
00:04:58,800 --> 00:05:02,800
هرگز او را نديدم

55
00:05:05,900 --> 00:05:10,049
به هر حال پدر، استاد، نام او است

56
00:05:10,050 --> 00:05:12,300
ايتان ريكوور و...

57
00:05:16,900 --> 00:05:17,800
ريكاور

58
00:05:17,800 --> 00:05:20,765
قابل توجه آقاي راهب. خوب كه دوباره مي بينمت.

59
00:05:24,500 --> 00:05:27,514
الان قاضي است او به تازگي به دادگاه تجديد نظر معرفي شده است.

60
00:05:27,515 --> 00:05:31,336
به همين دليل است كه اين نوار را مي سازم. چون زني كه تمام هفته گم شده، وندي استراود،

61
00:05:31,336 --> 00:05:33,865
او مامايي است كه دخترم را به دنيا آورد.

62
00:05:36,400 --> 00:05:39,647
ماما گمشده ماما گمشده

63
00:05:41,700 --> 00:05:43,786
نمي دانم به چه فكر كنم، بگو به چه فكر كنم.

64
00:05:44,400 --> 00:05:45,902
آقاي راهب، "Play" را فشار دهيد.

65
00:05:49,000 --> 00:05:51,646
و ايتن ديروز با من تماس گرفت.

66
00:05:51,646 --> 00:05:56,000
و من به تازگي از بين رفته ام، بيش از 10 سال است كه با او صحبت نكرده ام.

67
00:05:56,000 --> 00:05:57,578
و او مي خواهد فردا با من ملاقات كند.

68
00:05:59,143 --> 00:06:02,318
و من نمي دانم، شايد، جهنم شايد من فقط پارانوئيد هستم،

69
00:06:03,000 --> 00:06:04,577
ولي،

70
00:06:05,351 --> 00:06:08,752
فقط چيزي در صدايش بود،

71
00:06:11,000 --> 00:06:15,565
من را ترساند، مي دانيد؟ و ايتن يك جنبه تاريك دارد.

72
00:06:15,565 --> 00:06:19,264
منظورم اين است كه من آن را مي دانم، من آن را ديده ام. من مي دانم كه او چه توانايي هايي دارد.

73
00:06:21,800 --> 00:06:24,700
به هر حال.

74
00:06:24,700 --> 00:06:26,346
به همين دليل اين نوار را مي سازم.

75
00:06:27,000 --> 00:06:30,314
و اگر اشتباه مي كنم، كه مطمئنم اشتباه مي كنم، و

76
00:06:30,600 --> 00:06:32,574
هيچ اتفاقي نمي افتد، من فقط،

77
00:06:32,900 --> 00:06:36,517
آن را براي ساعت ديجيتالي كه درخواست كرده ايد تعويض كنيد.

78
00:06:39,800 --> 00:06:43,067
اما اگر حق با من باشد و اتفاقي بيفتد،

79
00:06:45,000 --> 00:06:46,862
من مي خواهم شما همه چيز را بدانيد.

80
00:06:49,300 --> 00:06:52,911
چرا كه تو شايسته دانستن همه چيز هستي، آدريان.

81
00:06:55,100 --> 00:06:57,950
تو بيشتر از عشق زندگي مني

82
00:07:00,800 --> 00:07:02,549
تو زندگي من هستي.

83
00:07:06,000 --> 00:07:07,138
شما هستيد...

84
00:07:11,000 --> 00:07:12,045
زندگي من.

85
00:07:20,800 --> 00:07:22,664
آقاي راهب، خيلي متاسفم.

86
00:07:24,800 --> 00:07:26,592
چه كار مي كني؟ ايتان ريكوور

87
00:07:26,600 --> 00:07:27,412
چه كار خواهي كرد؟

88
00:07:28,536 --> 00:07:31,201
آقاي مونك، مي توانم فقط با كاپيتان تماس بگيرم. چرا به من نگفت؟

89
00:07:31,201 --> 00:07:32,564
آقاي مونك، همه رازهايي دارند.

90
00:07:32,564 --> 00:07:34,546
او شما را دوست داشت. او نمي خواست شما را نااميد كند.

91
00:07:34,546 --> 00:07:36,291
آن نوار،

92
00:07:36,291 --> 00:07:38,265
در قفسه كتاب من بود،

93
00:07:39,141 --> 00:07:40,701
تمام اين مدت

94
00:07:41,300 --> 00:07:45,700
12 سال است كه به آن نگاه مي كنم.

95
00:07:45,700 --> 00:07:48,840
آقاي راهب، شما را نگاه كنيد، جايي نمي توانيد برويد.

96
00:07:48,840 --> 00:07:51,289
من دارم ميروم. نه، آقاي راهب، بيا، شما مريض هستيد.

97
00:07:51,800 --> 00:07:52,926
من قرار نيست بميرم

98
00:07:54,900 --> 00:07:58,130
من قرار نيست بميرم نه هنوز.

99
00:08:01,600 --> 00:08:02,484
قاضي ريكاور،

100
00:08:02,485 --> 00:08:05,509
من مي خواهم به يكي از تصميمات قبلي شما برگردم.

101
00:08:05,510 --> 00:08:07,701
هررورا در مقابل كاليفرنيا

102
00:08:07,702 --> 00:08:12,033
شما معاون وكيل كل در آن جلسه بوديد، درست است؟

103
00:08:12,034 --> 00:08:13,271
اين درست است، سناتور.

104
00:08:13,600 --> 00:08:18,714
اين يك پرونده مجازات اعدام بود كه ما زنداني، آقاي هررورا را نگه داشتيم.

105
00:08:19,200 --> 00:08:23,600
فقط در فرآيند تساهل حق تخفيف داشت.

106
00:08:23,600 --> 00:08:25,195
آيا اين نظري است كه شما هنوز هم به آن اعتقاد داريد؟

107
00:08:25,195 --> 00:08:27,302
صادقانه بگويم، سناتور، مطمئن نيستم.

108
00:08:28,300 --> 00:08:30,725
قانون عوض شده، من عوض شده ام.

109
00:08:30,725 --> 00:08:33,477
آن موقع 28 ساله بودم، فكر مي كردم همه چيز را مي دانم.

110
00:08:33,500 --> 00:08:40,560
هه هه، مطمئناً مي دانيد، پرونده هايي در حال بررسي هستند كه شرايط مشابهي داشتند.

111
00:08:40,560 --> 00:08:44,153
و برخي از آنها شامل پيشرفت هاي اخير در شواهد DNA هستند.

112
00:08:47,600 --> 00:08:48,691
قاضي ريكاور؟

113
00:08:51,500 --> 00:08:55,282
بله، سناتور، فكر نمي كنم بازنويسي قانون اساسي ايده خوبي باشد،

114
00:08:55,283 --> 00:08:57,412
فقط به اين دليل كه يك پيشرفت علمي وجود دارد.

115
00:08:58,371 --> 00:09:02,140
اصول اوليه كامن لا تغيير نكرده است،

116
00:09:02,140 --> 00:09:03,208
آنها هرگز انجام نمي دهند.

117
00:09:04,000 --> 00:09:09,311
مسئله اين است كه كاربرد در يك زمينه جديد است.

118
00:09:09,800 --> 00:09:12,853
و آيا زمينه هميشه عامل اصلي است؟

119
00:09:15,900 --> 00:09:16,718
ببخشيد؟

120
00:09:17,000 --> 00:09:20,352
اوه، آيا زمينه هميشه عامل اصلي است؟

121
00:09:20,700 --> 00:09:25,600
به نظر من، بله، اينها همان اصول اوليه اي هستند كه دارند

122
00:09:25,600 --> 00:09:29,146
سيستم حقوق مشترك ما را از زمان جان كوك متحرك كرد.

123
00:09:29,146 --> 00:09:32,630
اما، مي دانيد كه من اينجا نيستم تا در دبيرستان مدني تدريس كنم، درست است؟

124
00:09:32,630 --> 00:09:34,812
ها ها ها ها در واقع، اي كاش اين كار را مي كرديد.

125
00:09:34,812 --> 00:09:36,687
من فكر مي كنم برخي از ما مطمئناً مي توانيم از آن استفاده كنيم.

126
00:09:36,900 --> 00:09:38,905
سناتور، صبح طولاني است.

127
00:09:38,905 --> 00:09:42,299
اگر من ممكن است، مي توانم يك استراحت كوتاه بخواهم؟

128
00:09:42,300 --> 00:09:44,889
من فكر مي كنم اين يك ايده عالي است. همه ما مي توانيم مقداري هوا استفاده كنيم.

129
00:09:44,900 --> 00:09:47,689
اوه، ما مي توانيم در ساعت 10:15 دوباره گرد هم بياييم.

130
00:09:58,500 --> 00:10:01,092
خوب، آقاي راهب، چه شگفت انگيز است.

131
00:10:01,092 --> 00:10:02,978
شنيدم مريض هستي نه نه.

132
00:10:03,600 --> 00:10:06,343
نه، حالم خيلي بهتر است.

133
00:10:06,405 --> 00:10:10,329
خيلي خيلي بهتره اين يك تسكين است.

134
00:10:10,329 --> 00:10:13,788
پس، تو تمام راه را به مركز شهر آمدي، فقط براي تشويق من؟

135
00:10:14,518 --> 00:10:17,951
خوبه. من اينجا هستم چون تو همسرم را كشتي

136
00:10:22,300 --> 00:10:23,906
متاسفم؟ صدايم را شنيدي

137
00:10:25,500 --> 00:10:29,257
ترودي... آليسون. او شاگرد شما در بركلي بود.

138
00:10:29,800 --> 00:10:31,394
باهاش ​​رابطه داشتي حامله شد

139
00:10:31,394 --> 00:10:33,538
و 12 سال پيش،

140
00:10:33,538 --> 00:10:35,932
زماني كه شما براي دادگاه تجديد نظر نامزد شديد،

141
00:10:35,933 --> 00:10:39,159
مطمئن بودي كه آن داستان هرگز منتشر نشد.

142
00:10:39,159 --> 00:10:41,684
شما 2 زن را كشتيد. وندي استراود،

143
00:10:41,684 --> 00:10:45,699
Nm-nm. در بدو تولد ماما بود

144
00:10:45,700 --> 00:10:46,698
همسر من.

145
00:10:49,900 --> 00:10:51,721
خوب، آنها به من گفتند كه اين انتظار را داشته باشم.

146
00:10:51,721 --> 00:10:54,053
آنها گفتند كه در هر جلسه تأييد،

147
00:10:54,053 --> 00:10:56,066
آجيل ها فقط از چوب بيرون مي آيند.

148
00:10:56,500 --> 00:10:58,998
قاضي ريكاور، ما از كل ماجرا خبر داريم.

149
00:11:00,700 --> 00:11:01,651
اوه واقعا؟

150
00:11:03,400 --> 00:11:07,247
آقاي مونك، من به هزاران دانشجو در بركلي آموزش دادم.

151
00:11:07,247 --> 00:11:08,977
برخي از آنها ناپايدار بودند.

152
00:11:09,000 --> 00:11:13,039
بيشتر از تعداد معدودي من را دوست داشتند، اما لطفاً، مدرك شما كجاست؟

153
00:11:13,300 --> 00:11:16,800
بچه كجاست؟ نوزاد مرد.

154
00:11:16,800 --> 00:11:21,459
نوزاد مرد. ثبت تولد، رد پاي كاغذي... رفته! اين همه رفته است.

155
00:11:21,459 --> 00:11:22,510
تو مراقبش بودي

156
00:11:22,510 --> 00:11:26,601
شما جوي كازارينسكي را هفته گذشته به مركز زايمان فرستاديد.

157
00:11:26,601 --> 00:11:31,187
دارند پرونده ها را به روز مي كنند، كارگردان بايد چيزي در مورد ترودي، درباره بچه پيدا كرده باشد.

158
00:11:31,187 --> 00:11:35,909
پس شما او را به قتل رسانديد. شما 26 سال است كه مسيرهاي خود را پوشش مي دهيد.

159
00:11:35,909 --> 00:11:37,900
نه، همه چيز درست است، همه چيز درست است، همه چيز درست است.

160
00:11:37,900 --> 00:11:42,700
آقاي مونك بيمار است، او به شدت بيمار است. معلوم است كه او درست فكر نمي كند.

161
00:11:42,700 --> 00:11:47,271
او يك نوار ساخت، قاضي.

162
00:11:47,700 --> 00:11:51,000
او يك نوار درست كرد.

163
00:11:54,900 --> 00:12:00,700
البته او اين كار را كرد. زن دچار توهم شده بود.

164
00:12:00,700 --> 00:12:06,300
يادم مي آيد. ترودي... آليسون. آليسون، بله، او

165
00:12:06,300 --> 00:12:11,028
او من را در اطراف دنبال مي كند. او براي من نامه نوشت. تماس تلفني 2-3 بامداد.

166
00:12:11,100 --> 00:12:13,287
يادم مي آيد كه او هم ادعا مي كرد كه باردار است.

167
00:12:14,200 --> 00:12:18,500
او هم احتمالاً اين را باور كرده بود، او يك زن كاملاً بي ثبات بود.

168
00:12:18,500 --> 00:12:19,838
ظاهراً شما شباهت هاي زيادي داشتيد.

169
00:12:20,533 --> 00:12:24,221
متعجب! آقاي راهب! آقاي راهب! نه آقاي راهب.

170
00:12:25,100 --> 00:12:28,600
نه آقاي راهب! متوقف كردن. آقاي راهب لطفا!

171
00:12:39,800 --> 00:12:42,900
اين تمام نشده است!

172
00:12:44,000 --> 00:12:48,347
اين تمام نشده است! بله همينطور است.

173
00:12:52,600 --> 00:12:55,416
آره ميدونم دكتر در حال حاضر با او است.

174
00:12:56,500 --> 00:12:58,018
بنابراين ما هنوز نمي دانيم.

175
00:12:58,900 --> 00:13:01,337
بهتره بعدا زنگ بزنم دوستت دارم.

176
00:13:03,300 --> 00:13:07,329
كه بود؟ آن معاون كميسر بود.

177
00:13:07,700 --> 00:13:11,274
معاون كميسر، پاتريك واتسون؟ آره درست است.

178
00:13:11,500 --> 00:13:15,944
گفتي "دوستت دارم" من دوستش دارم

179
00:13:16,100 --> 00:13:19,500
من فكر مي كنم او دارد كار بزرگي انجام مي دهد. چرا، چرا، شما فكر نمي كنيد او ...

180
00:13:19,500 --> 00:13:22,110
من، من، فكر مي كنم او كارش را خوب انجام مي دهد، اما به او نمي گويم كه دوستش دارم.

181
00:13:23,200 --> 00:13:25,063
شايد شما بايد، اين فقط ادب متداول است.

182
00:13:25,063 --> 00:13:28,861
اين يك ادب معمولي نيست. خوب، من فكر مي كنم شما كار بزرگي انجام مي دهيد.

183
00:13:29,900 --> 00:13:30,873
دوستت دارم.

184
00:13:33,700 --> 00:13:35,854
باشه رندي ببخشيد كه پرسيدم

185
00:13:35,854 --> 00:13:38,314
وقتي آماده شدي به من بگويي كه واقعا چه اتفاقي دارد مي افتد، اين كار را نكن.

186
00:13:38,314 --> 00:13:40,872
دكتر پسر ما چطوره؟

187
00:13:40,900 --> 00:13:41,900
او پايدار است.

188
00:13:41,900 --> 00:13:44,996
در واقع، او بهتر از ثبات است. علائم حياتي او بهبود يافته است.

189
00:13:44,996 --> 00:13:46,398
ما مطمئن نيستيم چرا.

190
00:13:46,398 --> 00:13:50,367
نفرت همين خواهد بود بدخواهي خالص بهترين داروي دنياست.

191
00:13:50,367 --> 00:13:51,727
آيا مي توانيم او را ببينيم؟ آره

192
00:13:55,000 --> 00:13:58,500
آن آسان بود. 4 روز پيش، شما يك بانگوي جعلي هستيد.

193
00:13:58,500 --> 00:14:01,765
4 روز پيش، سال ها پيش بود.

194
00:14:01,765 --> 00:14:03,439
بعدا با قرصات برميگردم

195
00:14:05,200 --> 00:14:09,662
5 دقيقه، او را هيجان زده نكنيد. باشه. هي هي

196
00:14:09,900 --> 00:14:12,299
ناتالي كجاست، كجاست؟

197
00:14:12,299 --> 00:14:14,300
او به جاي شما برگشته و براي شما لباس مي آورد.

198
00:14:14,301 --> 00:14:17,300
چرا، لازم است، من نمي توانم به خانه بروم؟

199
00:14:17,300 --> 00:14:19,519
رفيق، تو خوش شانسي، تو زندان نيستي.

200
00:14:19,519 --> 00:14:23,924
شما متهم به حمله و تهديد يك قاضي حاضر شده ايد.

201
00:14:24,400 --> 00:14:27,117
آره يه قاضي

202
00:14:27,600 --> 00:14:31,700
ما ميدانيم. ما در حال حفاري در اطراف هستيم. اين همه چك كردن.

203
00:14:31,700 --> 00:14:35,622
دكتر نش يك تلفن همراه دوم داشت. او دوازده بار به ريكاور زنگ زد.

204
00:14:35,622 --> 00:14:39,205
ما تصور مي كنيم كه او سعي دارد از او باج خواهي كند و ريكاور كازارينسكي را استخدام كرد تا او را بكشد.

205
00:14:40,600 --> 00:14:43,357
به او بدهيد، پرونده ها را به او بدهيد. من آن را آنجا قرار مي دهم.

206
00:14:46,700 --> 00:14:49,600
فهميدي. تو او را پيدا كردي

207
00:14:49,600 --> 00:14:53,673
چه حسي دارد؟ اين تمام نشده.

208
00:14:55,700 --> 00:14:58,488
اين تمام نشده. فقط هوا...

209
00:14:58,500 --> 00:15:00,874
هوايي كه من در آن نفس مي كشم كثيف است،

210
00:15:00,874 --> 00:15:03,029
او همان هوا را تنفس مي كند

211
00:15:03,029 --> 00:15:04,561
ميدونم رفيق نگاه كن

212
00:15:05,300 --> 00:15:07,790
ما او را مي گيريم، به شما قول مي دهم.

213
00:15:07,790 --> 00:15:11,176
اينم دارم بهت قول ميدم پسر عوضي داره ميره پايين.

214
00:15:12,900 --> 00:15:17,858
رندي، در را ببند در را ببند.

215
00:15:20,100 --> 00:15:23,994
ليلاند... گوش كن.

216
00:15:25,500 --> 00:15:29,600
من آنجا نخواهم بود اوه، نگو، اينطوري حرف نزن. تسليم نشو

217
00:15:29,600 --> 00:15:32,488
هيچ كس تسليم نمي شود. دكتر شبانه روز كار ميكنه ليلاند...

218
00:15:38,900 --> 00:15:42,946
او را بكش. به من قول بدهيد.

219
00:15:50,300 --> 00:15:53,900
بله، خوب، من، من، من،

220
00:15:53,900 --> 00:16:00,000
قول ميدهم. بله، من اين كار را انجام خواهم داد. محاكمه اي وجود نخواهد داشت

221
00:16:03,000 --> 00:16:04,717
دروغ ميگوييد.

222
00:16:13,500 --> 00:16:16,216
عزيزم، اين بالش اشتباه است. اين است؟

223
00:16:16,216 --> 00:16:19,987
آره، او به بالش Trudy خود نياز دارد. در كمد است، در يك جعبه پلاستيكي.

224
00:16:19,987 --> 00:16:23,167
او روي آن خوابيد، او هنوز بوي او را حس مي كند.

225
00:16:25,500 --> 00:16:32,185
واي اون ماشين ترودي هست؟ آره خب حداقل خودش ميدونه

226
00:16:32,900 --> 00:16:35,787
اگه نتونه لااقل با علم بميره.

227
00:16:49,900 --> 00:16:51,956
چه كار مي كني؟

228
00:16:52,800 --> 00:16:56,022
اينجا چيزي كم است. يه چيزي اشتباهه

229
00:16:56,022 --> 00:17:00,038
من به شما مي گويم چه مشكلي دارد. تو نبايد بنشيني به تو نگاه كن

230
00:17:00,038 --> 00:17:04,516
داري خودت رو تحريك ميكني من مطمئن هستم كه هر چيزي كه باشد مي تواند منتظر بماند.

231
00:17:04,516 --> 00:17:07,400
نه، نه، اين يكي نيست. نمي توانم صبر كنم.

232
00:17:07,400 --> 00:17:11,600
اين يكي نيست اين مرد 3 نفر را كشت.

233
00:17:11,600 --> 00:17:12,701
اين مرد؟

234
00:17:13,800 --> 00:17:18,307
شما هرگز نمي توانيد بگوييد، نمي توانيد؟ نه، او در حال سرپوش گذاشتن به رابطه اي است كه داشت.

235
00:17:18,307 --> 00:17:22,800
آيا اين همه است؟ درست به نظر نمي رسد، ديگر كسي به امور اهميت نمي دهد.

236
00:17:22,800 --> 00:17:26,255
بنابراين من فكر مي كردم، بايد چيز ديگري وجود داشته باشد،

237
00:17:26,255 --> 00:17:29,026
بايد بيشتر به آن وجود داشته باشد.

238
00:17:29,600 --> 00:17:31,709
دكتر مي خواهد امشب بخوابي.

239
00:17:31,709 --> 00:17:35,133
من اين را اينجا مي گذارم. اين شما را مستقيماً بيرون خواهد برد.

240
00:17:35,200 --> 00:17:37,524
خواب بهترين داروست.

241
00:17:38,391 --> 00:17:40,743
من هرگز حركت نمي كنم.

242
00:17:40,800 --> 00:17:41,718
من را پارتن؟

243
00:17:41,800 --> 00:17:44,840
همين را گفتند. صحبت آنها را شنيدم.

244
00:17:45,900 --> 00:17:49,720
اتان هرگز حركت نخواهد كرد. فكر كنم او را در اين حياط دفن كنند.

245
00:17:50,500 --> 00:17:52,482
پس چرا او حركت نمي كند؟

246
00:17:53,819 --> 00:17:57,204
آن خانه چيست؟

247
00:18:02,600 --> 00:18:04,293
صبر كن اين...

248
00:18:04,800 --> 00:18:07,052
اگر چيزي را فراموش كرديم، هميشه مي توانيم برگرديم.

249
00:18:08,042 --> 00:18:11,086
اوه استيون! ناتالي، حالت خوبه؟

250
00:18:11,086 --> 00:18:12,326
من نمي دانم. من خيلي احساس خوبي ندارم

251
00:18:12,700 --> 00:18:15,500
اوه، لكه ها، من لكه ها را مي بينم. اوه خداي من.

252
00:18:15,500 --> 00:18:18,209
آه، زهر است، همان مستر راهب است.

253
00:18:18,300 --> 00:18:20,691
من نميفهمم، من تمام روز با تو بودم، تو چيزي نخوردي.

254
00:18:22,100 --> 00:18:24,600
اوه خداي من. ناتالي؟ هي، چيه؟

255
00:18:24,600 --> 00:18:29,100
ريكاور، او، ريكاور در جلسه دادرسي. آقاي راهب يك دستمال پاك كن.

256
00:18:29,100 --> 00:18:34,068
فكر كردم مريض هستي حالم خيلي بهتر است، خيلي خيلي بهتر.

257
00:18:34,068 --> 00:18:36,434
از قلمش استفاده كرد. او نمي خواست به آن دست بزند.

258
00:18:36,700 --> 00:18:40,531
خوب، در دستمال مرطوب است. اينطوري دلمون تنگ شد ما فرض مي كنيم كه اين غذا است.

259
00:18:40,531 --> 00:18:42,054
ما شما را به بيمارستان مي رسانيم.

260
00:18:42,054 --> 00:18:45,600
ما اكنون منبع را داريم، مي توانيم آن را تجزيه كنيم، تا 2 ساعت ديگر يك پادزهر خواهيم داشت.

261
00:18:45,601 --> 00:18:49,100
و آقاي راهب؟ او خوب مي شود. بايد بهش بگي بايد زنگ بزني

262
00:18:49,100 --> 00:18:50,800
باشه بهش زنگ ميزنم

263
00:18:52,500 --> 00:18:55,000
ايستگاه پرستاران، اين جودي است.

264
00:18:55,000 --> 00:18:56,392
ميتوني مستقيم باهاش ​​تماس بگيري؟

265
00:18:56,392 --> 00:19:00,162
واقعا؟ باشه. من برم چك كنم

266
00:19:05,100 --> 00:19:08,494
كني؟ كني، چي شد؟

267
00:19:25,000 --> 00:19:27,526
اون بيرون بارون مي باريد؟ واقعا داره پايين مياد

268
00:19:28,400 --> 00:19:31,223
كاپيتان، شما اينجا هستيد. همه جا به دنبال توست

269
00:19:31,600 --> 00:19:34,312
تا حالا شنيدي؟ يك وكيل خوب؟ درماني هست

270
00:19:35,100 --> 00:19:37,557
درمان وجود دارد آره، براي مونك، سم را جدا كردند.

271
00:19:37,557 --> 00:19:40,900
روي دستمال هايش بود. ها ها، دستمال مرطوب.

272
00:19:40,900 --> 00:19:44,500
اين خبر عالي است، درماني وجود دارد، بيا با ون من به بيمارستان بپريم. ميتونيم جشن بگيريم

273
00:19:44,500 --> 00:19:47,400
او آنجا نيست. چه كسي آنجا نيست؟ راهب، او فرار كرد.

274
00:19:47,401 --> 00:19:51,734
خب، او به پليس مواد مخدر داد و اسلحه اش را گرفت. باشه، بيا بريم، مي تونيم ماشينت رو ببريم.

275
00:19:51,734 --> 00:19:55,248
كجا داريم ميريم؟ براي متوقف كردن مونك. انجام چه كاري؟ چيز اشتباهي

276
00:20:11,800 --> 00:20:16,600
گاراژ شما باز بود يك بيل قرض گرفتم.

277
00:20:19,700 --> 00:20:22,000
آن را برداريد.

278
00:20:23,100 --> 00:20:24,124
آن را برداريد.

279
00:20:28,900 --> 00:20:33,100
در آنجا. آيا امشب يك قاضي فدرال را مي كشي؟

280
00:20:33,100 --> 00:20:38,530
من قاضي هستم اونجا، بيا بريم، بيا بريم.

281
00:20:43,700 --> 00:20:47,100
خوب، خوب، خوب، قدم بر آن بگذار، قدم بگذار. روي آن قدم بگذار.

282
00:20:48,100 --> 00:20:50,700
برو برو برو. برو ماشين! ماشين! ماشين!

283
00:20:50,700 --> 00:20:52,700
فقط برو. برو

284
00:20:57,800 --> 00:21:01,200
اي عيسي! متاسف. متاسف.

285
00:21:04,300 --> 00:21:08,000
آژير كجاست لعنتي؟ در پشت. پشتش چيكار ميكنه؟

286
00:21:08,000 --> 00:21:09,700
10 ماهه استفاده نكردم

287
00:21:09,700 --> 00:21:12,400
چرا؟ فكر مي كني همه آدم هاي بد بازنشسته رفتند؟

288
00:21:12,400 --> 00:21:16,300
آن جنايت تمام شد؟ مرده جهنم؟ اين همه مزخرف چيست؟

289
00:21:16,300 --> 00:21:18,848
فروش حياط. اين همه خريدي؟

290
00:21:18,900 --> 00:21:21,181
نه دارم ميفروشمش فروش اين همه؟

291
00:21:22,700 --> 00:21:25,062
هي، اين هالترهاي من هستند؟

292
00:21:26,040 --> 00:21:28,399
نه، اونا مال منن من سال گذشته هالترهايم را به تو قرض داده بودم.

293
00:21:28,400 --> 00:21:31,000
اين هالترهاي من هستند مگه همه شون قيافه يكساني نداشتن؟

294
00:21:31,000 --> 00:21:35,200
حروف اول من روي آنها باشه شايد اونها مال تو باشه فقط آنها را بگيريد.

295
00:21:35,200 --> 00:21:38,100
من الان آنها را نمي گيرم، ما در وسط كار هستيم.

296
00:21:38,100 --> 00:21:40,100
آژير را پيدا نكردم

297
00:21:42,100 --> 00:21:44,400
شايد فروختمش

298
00:21:47,100 --> 00:21:50,900
باشه، كارآگاه راهب. حالا چي؟ حفر كردن.

299
00:21:52,500 --> 00:21:56,282
آيا بايد مرز را حفاري كنم زيرا تا صبح ميميري؟ حفر كردن.

300
00:21:57,100 --> 00:22:02,300
اونجا نه. در آنجا. با شماره گيري خورشيد.

301
00:22:02,300 --> 00:22:06,200
در آنجا. متوقف كردن.

302
00:22:09,100 --> 00:22:11,400
ادامه دادن.

303
00:22:11,700 --> 00:22:13,600
ادامه دادن.

304
00:22:17,300 --> 00:22:20,900
اوه، نه، نه، نه، بنورث را نگيريد. چه لعنتي، ديوونه شدي؟ ركود، من مي روم چپ.

305
00:22:20,900 --> 00:22:23,300
همه گوشه ها را گرفتيم.

306
00:22:26,200 --> 00:22:30,100
متاسفم متاسفم. برو، ادامه بده، برو سمت چپ.

307
00:22:30,100 --> 00:22:32,500
قدم بر آن بگذار، پا بر آن بگذار. قدم بردار!

308
00:22:32,500 --> 00:22:37,000
ماشين تيم از قبل اينجاست. راهب مي تواند به خودش شليك كند. چه جهنمي! هولا!

309
00:22:39,900 --> 00:22:44,100
بيا ديگه! بيا، بيا. كاميون را حركت دهيد، پليس در شرايط اضطراري.

310
00:22:47,000 --> 00:22:49,300
برو بيرون! بيا ديگه! بيا ديگه!

311
00:22:51,700 --> 00:22:54,400
حدس بزن آژير داريم

312
00:22:59,000 --> 00:23:02,600
به حفاري ادامه دهيد. آقا من ديگه بهت نميگم

313
00:23:02,600 --> 00:23:07,100
ازت ميخوام اسلحه رو زمين بذاري نه. هنوز كارمان تمام نشده است.

314
00:23:10,100 --> 00:23:14,800
من يك موضوع غم انگيز را در اينجا مطرح مي كنم، نمي خواهم بيش از حد واكنش نشان دهيد.

315
00:23:14,800 --> 00:23:18,096
اما من و ترودي هميشه در مورد مجازات اعدام صحبت مي كرديم.

316
00:23:18,096 --> 00:23:19,274
او هرگز آن را باور نمي كند.

317
00:23:19,275 --> 00:23:22,000
خفه شو! فقط ببندش!

318
00:23:22,000 --> 00:23:27,300
شما دوباره نام او را ذكر كنيد، اين آخرين كلمه اي است كه تا به حال به زبان مي آوريد.

319
00:23:27,300 --> 00:23:32,300
اوه خدا باشه. استوتل ماير، قتل، شما بچه ها راحت باشيد.

320
00:23:32,300 --> 00:23:36,300
همه، همه يك نفس عميق بكشند. آروم باش. آتشت را نگه دار

321
00:23:36,300 --> 00:23:40,000
خوب، به اندازه كافي نزديك است. راهب. راهب، اسلحه را زمين بگذار، رفيق!

322
00:23:40,000 --> 00:23:42,500
شما نمي خواهيد اين كار را انجام دهيد. شما مجبور نيستيد اين كار را انجام دهيد.

323
00:23:42,500 --> 00:23:46,900
هي! كي بهت گفته كه بس كن ادامه بده ادامه بده

324
00:23:46,900 --> 00:23:50,300
راهب! راهب! به من گوش كن آنها سم را شناسايي كرده اند.

325
00:23:50,300 --> 00:23:55,400
روي دستمال مرطوبت بود راهب، روي دستمال مرطوب توست. ما پادزهر داريم، بايد تو را به بيمارستان برسانيم.

326
00:23:55,400 --> 00:23:59,400
بعداً مي توانيم بفهميم كه با او چه كنيم.

327
00:23:59,400 --> 00:24:02,100
آن چه بود؟

328
00:24:02,700 --> 00:24:09,000
آن وندي استراود است. ماماي 12 سال پيش؟

329
00:24:09,000 --> 00:24:10,500
آره

330
00:24:14,600 --> 00:24:18,500
استخوان ها. اين جمجمه انسان است.

331
00:24:19,800 --> 00:24:24,200
من نتونستم بفهمم كه چرا حركت نميكني همين حالا CSI را از اينجا دريافت كنيد.

332
00:24:24,200 --> 00:24:28,600
بعد ياد ساعت آفتابي افتادم، زير درخت.

333
00:24:28,600 --> 00:24:36,300
Why would anyone put a sundial under a big tree like this, in the shade. Didn't make any sense.

334
00:24:37,400 --> 00:24:45,200
12 years ago, when he was nominated the Federal bench, his name was in all the papers.

335
00:24:45,200 --> 00:24:50,600
Wendy Straud must have seen it. Right? Right!

336
00:24:50,600 --> 00:24:55,300
She said she found Jesus, she was born again.

337
00:24:55,300 --> 00:24:57,600
She couldn't live with a guilt.

338
00:24:57,600 --> 00:25:02,100
She's gonna tell everyone about me and Trudy, and the child.

339
00:25:02,100 --> 00:25:07,500
So you killed her? And then Trudy?

340
00:25:08,900 --> 00:25:12,000
And for what?

341
00:25:12,000 --> 00:25:15,300
For nothing! Monk! Monk! Monk!

342
00:25:15,300 --> 00:25:18,800
For posadki! For posadki! Monk! No!

343
00:25:26,000 --> 00:25:28,100
Rickover, put the gun down!

344
00:25:28,100 --> 00:25:32,200
No! No! You take care of her.

345
00:25:47,054 --> 00:25:52,554
Apparent I want to cry. The last time you were here, What was that? Two weeks ago?

346
00:25:52,554 --> 00:25:56,302
Week and a half. Week and a half, you looked horrible.

347
00:25:56,451 --> 00:25:59,651
Now, look at you. You look great.

348
00:25:59,651 --> 00:26:02,651
It's like a miracle. It was a miracle.

349
00:26:02,651 --> 00:26:06,451
So, finally.

350
00:26:06,451 --> 00:26:12,551
After 12 years. 12 long years.

351
00:26:12,551 --> 00:26:15,051
Closure.

352
00:26:15,051 --> 00:26:17,651
Closure. How do you feel?

353
00:26:17,651 --> 00:26:21,751
FIne. I'm good.

354
00:26:22,851 --> 00:26:28,851
بنابراين، چه احساسي داريد؟ من مي دانم كه قرار است چه احساسي داشته باشم.

355
00:26:28,851 --> 00:26:34,351
قرار است احساس كنم بالاخره خوشحالم؟ بالاخره به آرامش رسيدم

356
00:26:34,351 --> 00:26:36,251
ولي؟

357
00:26:38,251 --> 00:26:43,015
احساس پوچي مي كنم. خوب، اين تعجب آور نيست.

358
00:26:43,015 --> 00:26:49,151
آدريان، تو بيشتر عمرت را به دنبال مردي گذراندي كه همسرت را كشت.

359
00:26:49,151 --> 00:26:55,651
اين است كه جستجو شما را نگه داشت. حالا ديگر از بين رفته است. بنابراين، بعدي چيست؟

360
00:26:55,651 --> 00:27:03,551
فردا كه بيدار ميشي چيكار ميكني؟ به چي اهميت ميدي؟ حالا اينها، اينها انتخاب هاي سختي هستند.

361
00:27:03,551 --> 00:27:06,251
يك چيز ديگر.

362
00:27:06,251 --> 00:27:09,851
يه چيزي اذيتم كرده

363
00:27:09,851 --> 00:27:17,151
درست قبل از مرگ اتن ريكاور. گفت: مواظبش باش.

364
00:27:17,151 --> 00:27:21,151
مراقب چه كسي باشيد؟ من نمي دانم.

365
00:27:21,851 --> 00:27:24,551
من احتمالا هرگز نمي دانم.

366
00:27:24,551 --> 00:27:29,751
بسيار خوب، شما راهنمايي من را مي خواهيد؟ و من فرض مي كنم شما انجام مي دهيد، زيرا شما اينجا هستيد.

367
00:27:29,751 --> 00:27:32,651
رهايش كن. خيلي خوب. تاريخ باستاني است

368
00:27:32,651 --> 00:27:37,651
وقت آن است كه آدريان مونك به سوي ناشناخته بزرگ حركت كند.

369
00:27:37,651 --> 00:27:40,351
من از ناشناخته بزرگ متنفرم

370
00:27:40,351 --> 00:27:42,851
از كجا مي داني؟ معلوم نيست

371
00:27:42,851 --> 00:27:45,551
اگر ناشناخته است، از كجا مي دانيد كه عالي است.

372
00:27:45,551 --> 00:27:47,351
نكته خوبيه

373
00:27:47,351 --> 00:27:54,451
شايد اين ناشناخته نه چندان بزرگ باشد، اما آنجاست، و منتظر شماست.

374
00:27:54,451 --> 00:27:58,851
و دليلي براي ترس شما وجود ندارد.

375
00:28:06,651 --> 00:28:10,051
آقاي راهب چي بنويسم؟

376
00:28:10,051 --> 00:28:13,651
آقاي راهب روي جعبه چي بنويسم؟

377
00:28:13,651 --> 00:28:18,345
پرونده بسته شد. "پرونده بسته"، من صداي آن را دوست دارم.

378
00:28:20,651 --> 00:28:26,051
شليك! «ه» كج است. اشكالي نداره يا بايد يه جعبه ديگه بگيرم؟

379
00:28:26,051 --> 00:28:29,351
آقاي راهب؟ چي ميخوني؟

380
00:28:31,151 --> 00:28:33,751
"يك ماما هنوز مفقود است. فرض بر اين است كه مرده است."

381
00:28:33,751 --> 00:28:38,451
اين يك مقاله قديمي در مورد وندي استراود است. در پايين اين بخش قرار دارد.

382
00:28:38,451 --> 00:28:45,805
"خانم استراود 15 سال پيش، 2 ژانويه 1983، زماني كه يك دختر نوزاد تازه متولد شده را پيدا كرد، خبرساز شد."

383
00:28:45,805 --> 00:28:51,251
... زمين بازي، و به يك پرورشگاه محلي آورده شد. "

384
00:28:54,551 --> 00:28:57,151
1983؟

385
00:28:59,051 --> 00:29:01,751
مراقبش باش ببخشيد؟

386
00:29:01,751 --> 00:29:05,551
آخرين سخنان ريكاور اين ماجرا نبود، ناتالي.

387
00:29:05,551 --> 00:29:10,551
اين چيزي است كه او پنهان مي كرد. بچه بود نمرده

388
00:29:10,551 --> 00:29:14,651
بچه زندگي كرد. ترودي نمي دانست. او هرگز آن را نمي دانست.

389
00:29:14,651 --> 00:29:17,751
به او دروغ گفتند. دخترش زندگي مي كرد.

390
00:29:17,751 --> 00:29:21,051
او را براي فرزندخواندگي قرار دادند.

391
00:29:21,651 --> 00:29:27,251
او زنده است و جايي بيرون است.

392
00:29:29,551 --> 00:29:32,751
دختر ترودي

393
00:29:42,251 --> 00:29:45,751
او همينجا ايستاده است من به او خواهم گفت.

394
00:29:48,951 --> 00:29:53,951
اماده اي؟ او را پيدا كردند، اسمش مولي است.

395
00:29:53,951 --> 00:29:56,651
مولي مولي ايوانز

396
00:29:56,651 --> 00:30:00,951
او 25 سال پيش توسط اندرو و بت ايوانز به فرزندي پذيرفته شد.

397
00:30:00,951 --> 00:30:04,551
او ازدواج نكرده است، در شهرستان مونتري زندگي مي كند و اين ...

398
00:30:04,551 --> 00:30:08,451
او براي The Cronicle نقد فيلم مي نويسد. بسيار خوب، منطقي است، ترودي يك نويسنده بود.

399
00:30:08,451 --> 00:30:11,651
شهرستان مونتري، 20 دقيقه با شما فاصله دارد.

400
00:30:11,651 --> 00:30:19,051
بله، خدمات خانواده قبلاً با او تماس گرفته است و او دوست دارد شما را ملاقات كند.

401
00:30:19,051 --> 00:30:21,451
من نمي توانم آن را انجام دهم. مطمئناً مي توانيد.

402
00:30:21,451 --> 00:30:25,951
نه. اگه اون منو دوست نداشته باشه چي؟ يعني خيلي ها من را دوست ندارند.

403
00:30:25,951 --> 00:30:31,851
خب من ديوونه خودم نيستم من نمي توانم آن را انجام دهم. من اين كار را نمي كنم.

404
00:30:31,851 --> 00:30:37,351
من ترجيح مي دهم چيزها را در جايي كه هستند نگه دارم. مانند چيزهايي كه در آنجا هستند.

405
00:30:37,351 --> 00:30:41,351
نه، شما اين كار را نمي كنيد. آقاي مونك

406
00:30:41,351 --> 00:30:46,151
بايد بروي. دارم بهت ميگم. بايد بروي.

407
00:30:46,151 --> 00:30:49,251
اين يك هديه است، آقاي راهب.

408
00:30:50,051 --> 00:30:56,951
ترودي برايت هديه فرستاد. او برايت كسي را فرستاد كه دوستش داشته باشي

409
00:30:56,951 --> 00:31:00,251
اين چيزي است كه شما از دست داده ايد.

410
00:31:42,951 --> 00:31:45,451
من بعدا مي بينمت.

411
00:32:15,651 --> 00:32:18,851
مولي؟ آره

412
00:32:31,251 --> 00:32:35,151
مشكلي نيست. مشكلي نيست.

413
00:32:45,451 --> 00:32:49,851
آره، اين پارك موازي اوست. بله، او يك راننده عالي است.

414
00:32:49,851 --> 00:32:55,051
او هرگز حتي يك بليط پاركينگ نداشت. بله، اينجا هستيم، اين ما داريم ناهار مي خوريم.

415
00:32:55,051 --> 00:32:59,051
او 5 بار در هفته غذا مي خورد. او گياهخوار است، اما ماهي مي خورد.

416
00:32:59,051 --> 00:33:04,051
اين همه عكس گرفتي؟ آره. اوه اون داره قهوه ميخوره

417
00:33:04,051 --> 00:33:08,951
اين كونا مخلوط است، گاهي اوقات او كلمبيايي دارد. راهب، 600 عكس وجود دارد.

418
00:33:08,951 --> 00:33:11,951
خوب، بقيه هنوز در حال توسعه هستند. شما فقط 3 روز است كه او را مي شناسيد.

419
00:33:11,951 --> 00:33:16,751
احساس مي كنم براي هميشه او را مي شناسم. او همين احساس را دارد، در واقع اين را گفته است.

420
00:33:16,751 --> 00:33:21,751
اينها والدين خوانده او هستند. اوه اوه، اندي و بث، آنها عالي هستند.

421
00:33:21,751 --> 00:33:25,551
او كمي اضافه وزن دارد... او اوه، متخصص گوش بازنشسته است.

422
00:33:25,551 --> 00:33:29,451
اين دوست پسر جديد او، كايل است. او 2 سال از او كوچكتر است.

423
00:33:29,451 --> 00:33:31,751
او نمي داند كه او در مورد آن چه احساسي دارد.

424
00:33:31,751 --> 00:33:35,951
و اين است كه او به من مي گويد كه اين همه عكس نگير.

425
00:33:35,951 --> 00:33:40,251
اين او تلاش مي كند دوربين را دور كند. اوه، حدس بزنيد چه چيز ديگري؟ اينترنت را مي شناسيد؟

426
00:33:40,251 --> 00:33:43,851
او روي آن است. واقعا؟ او آن را به آمدن؟

427
00:33:43,851 --> 00:33:48,851
اوه بله، بله. او وب سايت خود را دارد. واقعاً به آن "وبلاگ" مي گويند.

428
00:33:48,851 --> 00:33:52,951
آره اسمش همين بود "وبلاگ". مي دانيد، مي توانيد تمام نقدهاي قديمي فيلم را جستجو كنيد.

429
00:33:52,951 --> 00:34:00,351
رندي، شما فيلم‌ها را دوست داريد، پس شما فقط اوه، "MollyEvansReviews" و سپس "." و "com".

430
00:34:00,351 --> 00:34:02,851
بله، وقتي آماده شدم آن را بررسي مي كنم.

431
00:34:02,851 --> 00:34:05,251
اين چيه؟

432
00:34:06,251 --> 00:34:10,851
"به ليلند". تو براي من نامه مي نويسي

433
00:34:12,751 --> 00:34:18,351
"للاند عزيز..." من تمام هفته را نگه داشته ام.

434
00:34:18,351 --> 00:34:21,251
منتظر زمان مناسب بودم.

435
00:34:21,251 --> 00:34:25,151
حدس مي زنم اين زمان مناسب است.

436
00:34:25,151 --> 00:34:26,951
رندي...

437
00:34:28,651 --> 00:34:32,151
چه زماني اين اتفاق افتاد؟ آنها چندين ماه است كه با هم صحبت مي كنند.

438
00:34:32,151 --> 00:34:35,551
چه خبره؟ رندي ما را ترك مي كند، او دارد كار ديگري مي كند.

439
00:34:35,551 --> 00:34:37,151
چي؟

440
00:34:37,851 --> 00:34:43,051
آره شما به رئيس پليس جديد ساميت، نيوجرسي نگاه مي كنيد.

441
00:34:43,052 --> 00:34:45,251
چي؟ رئيس پليس؟

442
00:34:45,252 --> 00:34:47,816
خوب، تبريك مي گويم! تبريك مي گويم.

443
00:34:48,751 --> 00:34:52,851
به خوبي انجام شد، رئيس. متشكرم.

444
00:34:53,751 --> 00:34:57,451
كاپيتان، نظر شما چيست؟ فكر مي كني من آماده ام؟

445
00:34:57,451 --> 00:35:01,651
من به هيچ چيز فكر نمي كنم. من مي دانم كه شما آماده ايد. تو عالي ميشي

446
00:35:01,651 --> 00:35:05,151
خوب من معلم بزرگي داشتم. من در مورد شما صحبت مي كنم.

447
00:35:05,151 --> 00:35:09,351
من مي دانم كه شما چه فكر مي كنيد، رندي. متشكرم، رندي.

448
00:35:09,351 --> 00:35:15,751
چرا نيوجرسي؟ اوه، فكر مي كنم جواب آن را مي دانم.

449
00:35:15,751 --> 00:35:17,651
شارون. شارون؟

450
00:35:17,651 --> 00:35:22,051
تو و شارون؟ ما يك مكان داريم، در حال نقل مكان هستيم، و ...

451
00:35:22,051 --> 00:35:27,451
اين عالي است. اين عالي است. تو و شارون من آن را مي دانستم.

452
00:35:27,451 --> 00:35:32,851
خوب، من واقعاً آن را نمي دانستم، اما مي دانم كه به نوعي آن را مي دانم.

453
00:35:32,851 --> 00:35:35,951
با تشكر از شما، بچه ها، متشكرم.

454
00:35:35,951 --> 00:35:39,451
باشه، آره، آره، آره صبر كن اين يكي خوب بود.

455
00:35:39,451 --> 00:35:42,351
آدريان، اين شرم آور است، من يك ستاره سينما نيستم.

456
00:35:42,351 --> 00:35:44,951
تو براي من. اين هم خوب بود

457
00:35:44,951 --> 00:35:48,951
اصلا اين همه عكس رو چيكار ميكني؟ دارم دفترچه مي سازم

458
00:35:48,951 --> 00:35:52,751
من قبلاً 4 تا از آنها را پر كردم، مي خواهيد آنها را ببينيد؟ شايد وقتي برگردم؟

459
00:35:52,751 --> 00:35:57,551
بازگشت از كجا؟ من بايد به تورنتو، جشنواره فيلم بروم.

460
00:35:57,551 --> 00:36:03,051
اوه، آره، كدام جشنواره فيلم؟ جشنواره فيلم تورنتو

461
00:36:03,051 --> 00:36:05,751
اوه، بله، درست است. من هر سال ميرم

462
00:36:05,751 --> 00:36:08,351
من خيلي وقته نخواهم رفت اوه خدارو شكر.

463
00:36:08,351 --> 00:36:13,551
فقط 2 هفته واي، صبر كن، باشه، صبر كن، 2، 2 هفته...

464
00:36:14,351 --> 00:36:17,751
باشه باشه منم باهات ميام

465
00:36:17,751 --> 00:36:21,851
من مي توانم كانادا را انجام دهم. رفتم اونجا كه مادر كمه

466
00:36:21,851 --> 00:36:26,151
در مورد شغل شما چطور؟ من كار ندارم، بازنشسته هستم.

467
00:36:26,151 --> 00:36:29,751
از كي تا حالا؟ وقتي تو.

468
00:36:29,751 --> 00:36:33,151
از آنجايي كه من و تو. از آنجايي كه ما

469
00:36:33,651 --> 00:36:37,451
من فكر كردم تو شكسته اي اوه من خوب ميشم

470
00:36:37,451 --> 00:36:44,651
اگر ناتالي نخورم يا كرايه بدهم يا به ناتالي نپردازم مي‌توانم 20 سال زندگي كنم. درست؟

471
00:36:44,651 --> 00:36:48,551
آدريان، نمي‌تواني دست بكشي. تمام روز چه خواهيد كرد؟

472
00:36:48,551 --> 00:36:51,751
نمي دانم. اين. با شما بگرد.

473
00:36:51,751 --> 00:36:55,851
من فقط مي خواهم بزرگ شدنت را ببينم من 26 سالمه، بچه نيستم.

474
00:36:55,851 --> 00:36:59,151
من فقط تو را در زندگيم مي خواهم. ميدوني من تو زندگيم بهت نياز دارم

475
00:36:59,151 --> 00:37:03,351
من در زندگي شما هستم. من هيچ جا نميروم.

476
00:37:03,351 --> 00:37:08,751
من نگران زندگي شما هستم. شما نمي توانيد ترك كنيد.

477
00:37:08,751 --> 00:37:12,551
نه براي من. تعداد زيادي تروداي ديگر وجود دارد.

478
00:37:12,551 --> 00:37:15,951
و من فكر مي كنم شما موظف هستيد به آنها كمك كنيد. شما يك هديه داريد.

479
00:37:15,951 --> 00:37:19,351
و يك نفرين اين يك نفرين نيست، يك هديه است.

480
00:37:19,351 --> 00:37:21,851
نمي توانيد آن را ببينيد؟

481
00:37:21,851 --> 00:37:27,651
شايد به همين دليل است كه اينجا هستم تا به شما يادآوري كنم.

482
00:37:27,651 --> 00:37:28,551
چي؟

483
00:37:28,551 --> 00:37:34,451
اين دقيقاً همان چيزي است كه مادرت مي گفت. واقعا؟

484
00:37:36,051 --> 00:37:38,351
او چگونه بود؟

485
00:37:39,851 --> 00:37:43,851
او خروپف مي كند. او انجام داد. آره

486
00:37:43,851 --> 00:37:45,751
او هرگز مرا باور نمي كند.

487
00:37:45,751 --> 00:37:49,651
يك شب با ضبط صوت به او نوار چسب زدم، او هنوز باور نكرده بود.

488
00:37:49,651 --> 00:37:52,151
او عاشق ويلي نلسون بود.

489
00:37:52,151 --> 00:37:56,051
وقتي داشت فكر مي كرد، اينجوري زبانش را بيرون مي آورد.

490
00:37:56,051 --> 00:38:02,651
اوه خداي من! من اون رو هميشه انجام ميدم. ميدانم. وقتي اين كار را مي كني دوست دارم

491
00:38:27,751 --> 00:38:32,251
چه كار مي كني؟ قطع كردن دستور پخت شام براي استيون.

492
00:38:32,251 --> 00:38:35,151
مي خواهي بيايي؟ تو بايد بيايي. آه، نه، ممنون

493
00:38:35,151 --> 00:38:40,951
من تو را مسموم نكردم روي دستمال مرطوب بود. ميدونم به هر حال نميتونم برم برنامه هايي دارم.

494
00:38:40,951 --> 00:38:46,251
چه نوع طرح هايي؟ با مولي ما به سينما مي رويم.

495
00:38:46,251 --> 00:38:50,451
به سينما مي روي؟ آره

496
00:38:51,651 --> 00:38:56,051
آدريان مونك به سينما مي رود؟ چرا گريه مي كني، اين خيلي عجيب است؟

497
00:38:56,051 --> 00:39:01,451
اصلا عجيبه واسه همين دارم گريه ميكنم چه چيزي را خواهيد ديد؟

498
00:39:01,451 --> 00:39:05,651
من نمي دانم، هر چيزي كه در تهديد كننده 10 است. بسيار خوب، بسيار خوب، بيشتر شبيه آن است.

499
00:39:05,651 --> 00:39:08,951
اين آدريان مونك است، ما مي دانيم و دوستش داريم. سلام؟

500
00:39:08,951 --> 00:39:11,351
آره او همينجاست

501
00:39:12,151 --> 00:39:14,851
اوه، باشه، متوجه شدم ما در راه هستيم

502
00:39:14,851 --> 00:39:19,751
بايد برويم، جسد ديگري را در خيابان ميلتون غربي پيدا كردند. كاپيتان قرار است ما را آنجا ملاقات كند.

503
00:39:19,751 --> 00:39:21,951
صبر كن. صبر كن. چه كار مي كني؟

504
00:39:21,951 --> 00:39:24,651
چك كردن اجاق گاز مطمئن شويد كه خاموش است.

505
00:39:24,651 --> 00:39:28,351
بله، ايده خوبي است، شما نمي خواهيد تمام راه را به مركز شهر برسانيد و مطمئن نباشيد.

506
00:39:28,351 --> 00:39:34,851
خوب، در واقع، اين يك بار براي من اتفاق افتاد. واقعا؟ آره (مانند فصل 01 قسمت 01)

507
00:39:40,051 --> 00:39:43,851
"وقتي من رفتم" نوشته رندي نيومن

508
00:39:43,851 --> 00:39:49,251
# زمان خداحافظي ما نزديك است #

509
00:39:51,251 --> 00:39:56,951
# ساعتي كه هرگز نمي آيد اينجاست #

510
00:39:57,451 --> 00:40:04,651
# گرچه قلب هاي بسياري شكسته است، ما بايد به نحوي ادامه دهيم #

511
00:40:04,651 --> 00:40:11,251
# چون فكر ميكنم وقتي رفتم دلت براي من تنگ ميشه #

512
00:40:11,251 --> 00:40:17,351
# فكر ميكردم وقتي همديگه رو ديديم زندگيم تموم شده

513
00:40:17,351 --> 00:40:24,351
# آنقدر كم براي به خاطر سپردن، آنقدر براي فراموش كردن #

514
00:40:24,351 --> 00:40:30,751
# گرچه اين تو بودي كه مرا از تاريكي تا سحر ديدي #

515
00:40:31,351 --> 00:40:37,751
#هنوز فكر ميكنم وقتي رفتم دلت برام تنگ ميشه #

516
00:40:38,651 --> 00:40:45,151
# من مرد متواضعي هستم. و از گفتن اين چيزها به تو آزارم مي دهد #

517
00:40:45,151 --> 00:40:51,351
# بعد از همه چيزهايي كه ما پشت سر گذاشتيم، كمترين كاري است كه مي توانم انجام دهم.

518
00:40:51,351 --> 00:40:58,051
# پس به جاي فقط خداحافظي خيلي طولاني مي گويم #

519
00:40:58,051 --> 00:41:04,651
# و اما نوري كه مرا مي بيني آن را روشن مي گذارم #

520
00:41:04,651 --> 00:41:08,151
# من مرد بهتري نسبت به قبل هستم #

521
00:41:08,151 --> 00:41:13,051
# دانستن تو مرا قوي كرده است #

522
00:41:13,051 --> 00:41:18,451
#هنوز فكر ميكنم وقتي رفتم دلت برام تنگ ميشه #

523
00:41:20,151 --> 00:41:23,451
# من مرد بهتري نسبت به قبل هستم #

524
00:41:23,451 --> 00:41:27,951
# دانستن تو مرا قوي كرده است #

525
00:41:28,751 --> 00:41:35,751
#و من مطمئنم وقتي برم دلتنگت ميشم #

526
00:41:38,451 --> 00:41:46,251
# بله، مطمئناً وقتي بروم دلم برايت تنگ خواهد شد ##
