﻿1
00:00:03,413 --> 00:00:04,413
سلام.

2
00:00:05,145 --> 00:00:06,164
هي مامان

3
00:00:07,227 --> 00:00:08,680
پيامت را دريافت كردم.

4
00:00:09,737 --> 00:00:11,017
حدس بزن كجا هستم

5
00:00:11,965 --> 00:00:13,209
در وان.

6
00:00:13,654 --> 00:00:15,797
امروز سومين حمام منه

7
00:00:18,947 --> 00:00:19,947
ميدانم.

8
00:00:20,079 --> 00:00:21,580
از خشكسالي خبر دارم

9
00:00:22,302 --> 00:00:24,254
من در واقع با دكتر بل در مورد آن صحبت كردم.

10
00:00:24,337 --> 00:00:27,926
گفت احساس گناه نكن. گفت بايد خودم را نوازش كنم.

11
00:00:31,151 --> 00:00:32,524
مي دانم، او عالي است.

12
00:00:35,358 --> 00:00:37,098
مامان، او درمانگر من است.

13
00:00:39,112 --> 00:00:40,603
چگونه مي توانيد آن را از من بپرسيد؟

14
00:00:42,664 --> 00:00:45,152
من حدس مي زنم او ناز است، براي كوچك شدن.

15
00:00:47,143 --> 00:00:48,239
سلام؟

16
00:00:48,684 --> 00:00:49,684
مامان

17
00:00:56,557 --> 00:00:57,614
سلام؟

18
00:01:00,176 --> 00:01:01,329
عيسي، مرواريد.

19
00:01:03,369 --> 00:01:05,210
تو منو تا حد مرگ ترسوندي

20
00:01:11,710 --> 00:01:12,975
چه كسي به شما اجازه ورود داد؟

21
00:01:37,098 --> 00:01:38,098
خدايا!

22
00:03:14,692 --> 00:03:18,010
{\pos(192200)}- صبح جناب راهب. من نامه شما را دارم - باشه فقط دورش بنداز

23
00:03:18,093 --> 00:03:20,101
{\pos(192,200)}تا نگاهش نكنم نمي توانم آن را دور بريزم.

24
00:03:24,232 --> 00:03:25,691
چه كار مي كني؟

25
00:03:26,491 --> 00:03:28,461
{\pos(192,220)}- ظروف. - اين ظرف نيست.

26
00:03:28,596 --> 00:03:31,151
آن ساديش، يك ظرف.

27
00:03:31,255 --> 00:03:34,656
{\pos(192,220)}شما نمي توانيد آب را اينطور هدر دهيد. روزنامه ها را نخوانده اي؟

28
00:03:34,739 --> 00:03:37,189
{\pos(192,220)}- ما در ميانه خشكسالي عظيمي هستيم. - نه وسط.

29
00:03:37,301 --> 00:03:39,820
هيچ كس واقعاً نمي تواند بگويد كه آيا واقعاً در وسط است يا خير.

30
00:03:39,907 --> 00:03:41,813
{\pos(192,220)}مشكل بزرگي است. اين همه اخبار است.

31
00:03:41,896 --> 00:03:43,305
مخزن تقريبا خالي است

32
00:03:43,413 --> 00:03:46,311
هيچ‌كس ماشين‌هايش را نمي‌شويد يا چمن‌هايش را آبياري نمي‌كند.

33
00:03:47,068 --> 00:03:49,883
{\pos(192,200)}ناتالي، من بايد چه كار مي كردم؟ من املت داشتم

34
00:03:50,025 --> 00:03:52,898
اين خنده دار نيست، آقاي مونك. اگر همه چنين احساسي داشته باشند چه؟

35
00:03:53,159 --> 00:03:54,561
- آيا آنها؟ - نه

36
00:03:54,644 --> 00:03:55,922
پس ما خوبيم

37
00:03:57,971 --> 00:03:59,958
{\pos(192,220)}- چيست؟ - اين از HMO شماست.

38
00:04:00,241 --> 00:04:02,320
{\pos(192,220)}- آن را باز نكنيد. - مي گويد "مهم".

39
00:04:02,416 --> 00:04:04,826
{\pos(192,210)}دليل بيشتر... فقط آن را بيرون بياندازيد.

40
00:04:05,771 --> 00:04:08,809
{\pos(192,200)}- شايد خبر خوبي باشد. - آره، خبر خوب از HMO من.

41
00:04:09,081 --> 00:04:11,641
{\pos(192,200)}نظر شما چيه... من برنده كولونوسكوپي رايگان شدم؟

42
00:04:14,236 --> 00:04:16,625
{\pos(192,200)}اين يك خط مشي جديد است. اين در مورد درمان شما است.

43
00:04:16,860 --> 00:04:19,093
تعداد جلسات را محدود مي كنند.

44
00:04:19,176 --> 00:04:20,588
خوب چند تا

45
00:04:21,629 --> 00:04:22,646
2000.

46
00:04:22,854 --> 00:04:24,473
خب مشكلي نيست

47
00:04:24,867 --> 00:04:27,588
{\pos(192,200)}من چهار بار در هفته مي روم، بنابراين ما حتي نزديك هم نيستيم.

48
00:04:27,695 --> 00:04:29,832
نه، اين 2000 در سال نيست، آقاي مونك.

49
00:04:29,922 --> 00:04:32,281
{\pos(192,200)} كه در كل 2,000 است...

50
00:04:32,560 --> 00:04:33,560
در زندگي شما.

51
00:04:34,703 --> 00:04:35,608
جمع؟

52
00:04:37,078 --> 00:04:39,866
{\pos(192,200)}مطمئنم كه حالتان خوب است. اين يك عدد نسبتا بزرگ است.

53
00:04:40,036 --> 00:04:42,783
اينجا مي گويد كه اين هفت برابر ميانگين كشوري است.

54
00:04:44,602 --> 00:04:46,751
{\pos(192,200)}- چيكار ميكني؟ - دارم اضافه ميكنم

55
00:04:46,930 --> 00:04:49,962
{\pos(192200)}1964...

56
00:04:50,390 --> 00:04:53,362
{\pos(192200)}1965...

57
00:04:53,445 --> 00:04:57,333
{\pos(192,200)}- صبر كن از سال 1964 شروع كردي؟ - نه، اين تعداد جلسات است.

58
00:05:04,455 --> 00:05:05,470
چند تا مانده است؟

59
00:05:14,364 --> 00:05:15,315
خوبه.

60
00:05:15,811 --> 00:05:18,645
كمبود آب طول مي كشد تا شما را درك كند

61
00:05:18,736 --> 00:05:21,620
{\pos(192,200)}خوب كردن يك ليوان سرد مي تواند باشد. اما من حدس مي زنم كه اين طبيعت انسان است.

62
00:05:21,703 --> 00:05:24,503
{\pos(192,200)}- وقتي چيزي سهميه بندي شود. - برام مهم نيست!

63
00:05:24,586 --> 00:05:27,873
{\pos(192,200)}من نمي‌خواهم امروز هيچ صحبت كوچكي بشنوم، باشه؟ حرف كوچكي نيست.

64
00:05:28,013 --> 00:05:30,307
فقط حرفاي بزرگ صحبت بزرگ و گسترده

65
00:05:30,625 --> 00:05:31,812
اتفاقي افتاد.

66
00:05:33,386 --> 00:05:34,760
امروز صبح اومد

67
00:05:38,207 --> 00:05:39,516
الان چيكار ميكني؟

68
00:05:39,614 --> 00:05:41,791
{\pos(192,200)}- چيكار ميكني؟ - دنبال عينكم مي گردم

69
00:05:43,347 --> 00:05:46,926
دو كانوني جديد من، و عادت كردن به آن طول كشيد و...

70
00:05:47,009 --> 00:05:49,370
من به اين مهم نيستم! هيچ كس به اين موضوع اهميت نمي دهد.

71
00:05:49,453 --> 00:05:51,396
{\pos(192,200)}- كجا گذاشتي؟ - همين جا نشسته بودم.

72
00:05:51,479 --> 00:05:54,910
{\pos(192200)}- اينجا! اينجا اند. - با تشكر از شما با تشكر از شما.

73
00:05:55,321 --> 00:05:57,671
باشه خيلي ممنون خيلي خوب.

74
00:05:57,775 --> 00:05:59,975
- آره... - باشه. اين چيه؟

75
00:06:00,874 --> 00:06:04,136
- از شركت بيمه من است. - بله، پس مي بينم.

76
00:06:04,227 --> 00:06:06,508
جلسه امروز شماره 2000 است.

77
00:06:06,719 --> 00:06:08,868
اين است. اين آخرين جلسه من است.

78
00:06:09,784 --> 00:06:12,320
اين آخرين جلسه اي است كه آنها به شما بازپرداخت مي كنند،

79
00:06:12,403 --> 00:06:14,513
اما شما هميشه اين گزينه را داريد كه خودتان پول بپردازيد.

80
00:06:14,603 --> 00:06:16,922
-خب چنده؟ - 200 است.

81
00:06:17,577 --> 00:06:20,593
دلار؟ 200 دلار؟ اين آخرين جلسه من است.

82
00:06:21,113 --> 00:06:24,079
خداي من 48 دقيقه وقت داريم. اين آخرين شليك من است.

83
00:06:24,418 --> 00:06:26,779
ما بايد واقعاً تمركز كنيم، واقعاً تمركز كنيم.

84
00:06:27,157 --> 00:06:30,127
آدريان، نمي دانم چقدر مي توانيم در يك جلسه انجام دهيم.

85
00:06:30,228 --> 00:06:33,266
من ليستي از تمام مشكلاتم در اينجا تهيه كردم، بنابراين ...

86
00:06:33,674 --> 00:06:36,635
خب، آدريان، اينطوري... اينطوري كار نمي كند. مي بيني،

87
00:06:37,056 --> 00:06:41,053
درمان يك فرآيند مداوم است و پيشرفت آن تدريجي است.

88
00:06:41,441 --> 00:06:43,250
آره، خب، بايد تلاش كنيم، باشه؟

89
00:06:43,333 --> 00:06:45,686
بياييد تا جايي كه مي توانيم تعداد زيادي را از بين ببريم، خب؟

90
00:06:45,769 --> 00:06:47,723
"ترس من از نااميد كردن پدرم." برو

91
00:06:48,322 --> 00:06:52,197
آدريان، من راحت نيستم تحت اين نوع فشار كار كنم.

92
00:06:52,412 --> 00:06:54,808
باشه، باشه صبر كن. باشه حالا ببينيم

93
00:06:54,891 --> 00:06:56,331
قبلا در اين مورد صحبت كرده ايم.

94
00:06:56,586 --> 00:06:59,896
از دست دادن پدرت در برهه اي تاثيرگذار از زندگي تو رخ داد،

95
00:06:59,981 --> 00:07:02,058
و من فكر مي كنم خلاء عاطفي ايجاد كرد.

96
00:07:02,141 --> 00:07:05,586
آره باشه اون يكي رو فراموش كن ما هرگز آن يكي را نخواهيم گرفت. "گرموفوبيا."

97
00:07:05,934 --> 00:07:08,085
- آدريان، اين يك نمايش بازي نيست. - گرموفوبيا

98
00:07:08,228 --> 00:07:10,624
بسيار خوب، ميكروفوبيا. بسيار خوب، ميكروفوبيا.

99
00:07:10,722 --> 00:07:13,488
ترس شما از ميكروب ها غيرعادي نيست.

100
00:07:13,601 --> 00:07:16,842
برخي افراد متوجه مي شوند كه خواندن مجلات علمي براي ابهام زدايي كمك مي كند...

101
00:07:16,973 --> 00:07:19,466
عبور. خوب، "رقابت خواهر و برادر."

102
00:07:20,632 --> 00:07:22,774
- خب، من هرگز آمبروز را نديده ام. - عبور!

103
00:07:22,896 --> 00:07:23,896
خداوند.

104
00:07:24,609 --> 00:07:27,991
من ده سال است كه تحت درمان هستم. من بايد چيزي براي نشان دادن آن داشته باشم.

105
00:07:28,081 --> 00:07:30,971
يعني اينجا بايد يه چيزي رو درمان كنيم.

106
00:07:31,742 --> 00:07:34,313
"مرگ مادرم." عبور.

107
00:07:35,035 --> 00:07:38,767
ترس از ارتفاع، پاس. "خود ترس از ترس."

108
00:07:40,245 --> 00:07:41,895
آره اينجا... اينم يكي.

109
00:07:44,890 --> 00:07:46,419
"كلاستروفوبيا."

110
00:07:46,890 --> 00:07:47,842
كلاستروفوبيا

111
00:07:48,635 --> 00:07:51,661
اكنون، ما در مورد آن بحث كرده ايم. ما در مورد تجسم صحبت كرديم.

112
00:07:51,744 --> 00:07:54,177
شما به ياد داشته باشيد كه. گفتم اگر جايي احساس كردي گرفتار شدي.

113
00:07:54,260 --> 00:07:55,573
شما مي توانيد يك در را تصور كنيد.

114
00:07:55,656 --> 00:07:58,144
يك بار امتحان كردم اما در قفل بود.

115
00:07:58,653 --> 00:08:02,419
- فقط تصور كن يك كليد داري. - من امتحان كردم. كليد جا نيفتاد

116
00:08:02,821 --> 00:08:06,205
- شايد كليد اسكلت باشد. - اين كار نمي كند! بيا ديگه!

117
00:08:06,300 --> 00:08:09,055
46 دقيقه مانده بايد بيشتر تلاش كني

118
00:08:09,535 --> 00:08:12,643
- به خاطر خدا منو درمان كن. - شايد راه ديگري براي اين كار وجود داشته باشد؟

119
00:08:13,186 --> 00:08:15,441
حالا ببينيم يك دقيقه صبر كن. اين سياست فقط اعمال مي شود

120
00:08:15,524 --> 00:08:17,911
به جلسات خصوصي مي توانيد به يك جلسه گروهي بپيونديد.

121
00:08:17,994 --> 00:08:19,873
اين يك مقوله جديد است. مثل شروع دوباره

122
00:08:20,487 --> 00:08:21,228
گروه؟

123
00:08:21,311 --> 00:08:23,657
آره. اكنون، من يك گروه دارم كه به طور خاص سروكار دارد

124
00:08:23,740 --> 00:08:25,795
با فوبيا و رفتار وسواسي.

125
00:08:26,162 --> 00:08:28,394
آنها دو بار در هفته مانند ساعت گرد هم مي آيند.

126
00:08:28,495 --> 00:08:30,503
آيا افراد ديگري آنجا خواهند بود؟

127
00:08:31,147 --> 00:08:33,697
بله، اين يك گروه است. اين يك گروه از مردم است.

128
00:08:34,845 --> 00:08:37,779
در واقع، اين تغيير سياست ممكن است يك موهبت در پنهان باشد.

129
00:08:37,896 --> 00:08:39,718
من فكر مي كنم شما واقعا مي توانيد از اين بهره ببريد.

130
00:08:39,801 --> 00:08:41,136
آنها من را دوست ندارند.

131
00:08:41,947 --> 00:08:44,777
- آدريان، آنها شما را نديده اند. - آنها مرا دوست ندارند!

132
00:08:45,187 --> 00:08:46,341
من نمي توانم آن را انجام دهم.

133
00:08:47,320 --> 00:08:50,285
خيلي خوب. متاسفم كه مي شنوم. اميدوارم تجديد نظر كنيد

134
00:08:50,990 --> 00:08:53,356
چون فكر مي كنم از آن سود زيادي خواهيد برد.

135
00:08:53,439 --> 00:08:55,419
آره باشه "ترس از زنبورها."

136
00:08:56,215 --> 00:08:58,081
زنبورها خوب، خوشبختانه ما زندگي مي كنيم

137
00:08:58,319 --> 00:09:00,486
در يك محيط شهري تر، بنابراين ترس

138
00:09:00,569 --> 00:09:02,173
- از زنبورها ... - پاس.

139
00:09:02,442 --> 00:09:04,075
ترس از مخلوط كن

140
00:09:04,974 --> 00:09:07,186
خوب، اگر شما يك مخلوط كن نداريد، پس

141
00:09:07,273 --> 00:09:10,587
- در واقع ... - پاس. "ترس از زنبورها در مخلوط كن."

142
00:09:24,011 --> 00:09:26,607
- اينجا. - لطفا به گروه درماني برويد.

143
00:09:26,690 --> 00:09:28,537
من مجبور نيستم. ميتونم همينجا باهاش ​​حرف بزنم

144
00:09:28,620 --> 00:09:31,733
- فكر مي كنم داري مسخره مي كني. - آره، مثل روباه مسخره.

145
00:09:31,975 --> 00:09:32,975
آماده؟

146
00:09:33,824 --> 00:09:34,824
بيا بريم.

147
00:09:44,109 --> 00:09:46,001
اوه خداي من. اينجا هم دوچرخه سواري؟

148
00:09:46,101 --> 00:09:47,273
هر صبح.

149
00:09:48,327 --> 00:09:51,412
يادم هست يكي دوبار به آن اشاره كرديد.

150
00:09:52,307 --> 00:09:53,571
- سلام. -حالت چطوره؟

151
00:09:53,654 --> 00:09:54,760
خوبه.

152
00:09:54,843 --> 00:09:56,852
احتمالاً از خود مي پرسيد كه حال من چگونه است.

153
00:09:56,955 --> 00:09:59,260
من خيلي به مادرم فكر مي كردم.

154
00:09:59,351 --> 00:10:01,309
من واقعا نمي توانم در حال حاضر به شما يك جلسه بگذارم.

155
00:10:01,392 --> 00:10:03,506
چه جلسه اي؟ ما فقط چند نفريم

156
00:10:03,589 --> 00:10:06,153
- در پارك در مورد مادرم صحبت مي كنند. - به گروه من بپيونديد.

157
00:10:06,247 --> 00:10:08,689
ما سه شنبه ها و پنج شنبه ها، ساعت 10 صبح ملاقات مي كنيم

158
00:10:08,772 --> 00:10:10,683
صبر كن دكتر بل! صبر كن! دكتر بل!

159
00:10:10,766 --> 00:10:13,409
بيا داري از دستش ميدي دور زدن! بيا ديگه!

160
00:10:13,929 --> 00:10:15,442
برو ماش، ماش.

161
00:10:15,779 --> 00:10:16,816
موش!

162
00:10:24,136 --> 00:10:26,740
باشه من به گروه ميپيوندم

163
00:10:26,823 --> 00:10:27,950
خدا را شكر.

164
00:10:33,744 --> 00:10:35,973
من به يك تصميم رسيده ام.

165
00:10:37,030 --> 00:10:39,322
من به كنوانسيون نمي روم.

166
00:10:40,491 --> 00:10:42,948
{\pos(192,230)}- فكر كردم به رئيست گفتي... - ميدوني چيه؟ بذار اخراجم كنه

167
00:10:43,031 --> 00:10:45,852
{\pos(192,230)}برام مهم نيست. به هر حال از كارم متنفرم اين لوازم پزشكي است،

168
00:10:45,950 --> 00:10:48,697
{\pos(192,230)}صندلي چرخدار و بازوهاي مصنوعي. وحشتناك است.

169
00:10:48,816 --> 00:10:50,445
اميدوارم اخراجم كنه

170
00:10:50,528 --> 00:10:53,062
{\pos(192,230)}روندا، مي دانم كه دوست نداريد سفر كنيد. اما اين شغل شماست.

171
00:10:53,145 --> 00:10:55,611
{\pos(192,230)}اين مهم است. فقط نبايد همه را دور بريزيد.

172
00:10:56,346 --> 00:10:57,688
دكتر بل...

173
00:10:58,370 --> 00:10:59,370
يه مرد هست

174
00:11:03,034 --> 00:11:05,037
{\pos(192,230)}خيلي خوشحالم كه نظرت را عوض كردي.

175
00:11:05,120 --> 00:11:07,025
{\pos(192,230)}بيا داخل، بيا داخل. ما تازه شروع كرده ايم.

176
00:11:07,108 --> 00:11:08,108
اين چه كسي است؟

177
00:11:08,521 --> 00:11:10,167
اين آدريان است.

178
00:11:10,473 --> 00:11:12,806
بله، او به گروه كوچك ما مي پيوندد.

179
00:11:13,308 --> 00:11:15,989
گروه كوچك برادران ما؟ من فكر مي كنم شما به درستي جا مي شويد.

180
00:11:16,072 --> 00:11:17,800
بدون اينكه از ما بپرسي چي؟

181
00:11:18,074 --> 00:11:21,137
روندا، اين تصميم شما نيست. آدريان، اين روندا است.

182
00:11:21,390 --> 00:11:22,390
سلام.

183
00:11:24,713 --> 00:11:26,009
چيز شخصي نيست

184
00:11:26,441 --> 00:11:27,828
من فقط از غافلگيري خوشم نمياد

185
00:11:28,103 --> 00:11:30,604
- متاسفم. - آدريان، لازم نيست عذرخواهي كني.

186
00:11:30,695 --> 00:11:32,870
حق با شماست. متاسفم كه متاسفم.

187
00:11:32,985 --> 00:11:34,365
آدريان، اين اوجي است.

188
00:11:34,737 --> 00:11:36,920
آراكنوفوبيا، آگورافوبيا،

189
00:11:37,088 --> 00:11:39,619
- كلاستروفوبيا - اوجي، قبلاً در اين مورد صحبت كرده بوديم.

190
00:11:39,702 --> 00:11:41,750
لازم نيست فوبياي خود را به همه بگوييد.

191
00:11:41,869 --> 00:11:43,313
من فقط از آن متنفرم وقتي او اين كار را مي كند.

192
00:11:43,396 --> 00:11:45,404
- از وقتي كسي كاري انجام مي دهد متنفري. - خفه شو.

193
00:11:45,647 --> 00:11:48,038
و البته، مي دانيد... هارولد.

194
00:11:50,457 --> 00:11:53,904
فقط مي خواهم بدانيد، براي ثبت، خوشحالم كه اينجا هستيد.

195
00:11:54,627 --> 00:11:57,167
و من كوچكترين احساس خطر نمي كنم.

196
00:11:57,459 --> 00:11:59,491
من مي دانم كه ما هميشه چشم به چشم نديده ايم،

197
00:11:59,574 --> 00:12:01,657
اما اميدوارم بتوانيم اختلافاتمان را كنار بگذاريم

198
00:12:01,769 --> 00:12:04,496
و با neven به عنوان يك تيم كار كنيد.

199
00:12:04,619 --> 00:12:05,474
گذشته از همه اينها،

200
00:12:05,728 --> 00:12:07,173
يك روستا طول مي كشد

201
00:12:08,244 --> 00:12:09,352
تو بهش ميگي نون؟

202
00:12:10,698 --> 00:12:13,873
خوب، چيزها در گروه درماني كمي كمتر رسمي هستند.

203
00:12:18,554 --> 00:12:20,321
شما هنوز نمي توانيد دست بدهيد.

204
00:12:22,425 --> 00:12:24,524
من مي بينم كه كارمان برايمان قطع شده است.

205
00:12:25,103 --> 00:12:26,953
ايكان دست بده

206
00:12:35,448 --> 00:12:37,747
من هم از دستمال مرطوب استفاده مي كردم. ياد آوردن؟

207
00:12:37,830 --> 00:12:39,515
من خيلي ميكروفوبيك بودم

208
00:12:39,956 --> 00:12:43,028
من هميشه يك دستمال مرطوب در جيبم داشتم، مثل اين، و اين كار را مي كردم

209
00:12:43,339 --> 00:12:45,529
اينجوري دستامو پاك كن و...

210
00:12:46,275 --> 00:12:49,274
سپس آن را به شكل مربع كوچكي تا مي كنم

211
00:12:49,683 --> 00:12:52,935
و آن را در جيب ديگرم بگذار، مثل اين.

212
00:12:53,800 --> 00:12:55,122
من رقت انگيز بودم

213
00:12:55,970 --> 00:12:57,771
آدريان، چرا نمي‌نشيني؟

214
00:12:57,865 --> 00:13:00,222
صبر كن ببخشيد او نمي تواند آنجا بنشيند. شما نمي توانيد آنجا بنشينيد!

215
00:13:00,305 --> 00:13:02,390
- اينجا صندلي باربارا است. - باربارا؟

216
00:13:03,054 --> 00:13:05,569
بله، او در گروه ما بود. او سه هفته پيش درگذشت.

217
00:13:05,679 --> 00:13:08,264
- او در استخرش غرق شد. -مهم نيست چطور مرده!

218
00:13:08,372 --> 00:13:12,209
نكته اينجاست كه صندلي هميشگي او بود و به نظر من اين بي احترامي است.

219
00:13:14,877 --> 00:13:15,877
متشكرم.

220
00:13:18,507 --> 00:13:20,501
باشه نفس عميق خوب

221
00:13:22,064 --> 00:13:25,970
آدريان، در آخرين جلسه خصوصي خود، كمي در مورد كلاستروفوبيا صحبت كرديم.

222
00:13:26,209 --> 00:13:28,825
فكر مي‌كنم اين مكان خوبي براي شروع است، زيرا اين يك شرط است

223
00:13:28,934 --> 00:13:31,387
- وجه اشتراك همه شما - من نه.

224
00:13:32,439 --> 00:13:33,969
- لطفا. - يعني ديگه نه.

225
00:13:34,052 --> 00:13:37,033
قبلاً از فضاهاي تنگ متنفر بودم، اما حتي مرا درمان نكردم.

226
00:13:37,310 --> 00:13:38,310
واقعا؟

227
00:13:39,736 --> 00:13:42,425
تو درمان شدي؟ خوب، شما هرگز به آن اشاره نكرديد.

228
00:13:42,614 --> 00:13:44,948
داشتم مي رفتم كه آدريان وارد شد.

229
00:13:45,277 --> 00:13:47,630
ميدوني چيكار كرد؟ تجسم.

230
00:13:47,721 --> 00:13:49,990
اين واقعاً توصيه عالي بود، دكتر B.

231
00:13:50,279 --> 00:13:52,857
يك در را تجسم كردم،

232
00:13:53,818 --> 00:13:56,862
و سپس كليد در را مجسم كردم.

233
00:13:57,818 --> 00:14:00,044
خوب، اين عالي است. من واقعا براي شما خوشحالم.

234
00:14:00,173 --> 00:14:02,370
خب، من بدون تو نمي توانستم اين كار را انجام دهم، دكتر.

235
00:14:02,466 --> 00:14:03,350
تو خدايي

236
00:14:03,749 --> 00:14:05,760
متشكرم. گرسياس.

237
00:14:08,605 --> 00:14:11,116
دانكه شون. اسپاسيبو آريگاتو!

238
00:14:11,470 --> 00:14:12,716
متشكرم.

239
00:14:12,799 --> 00:14:14,958
اون ويتنامي

240
00:14:15,842 --> 00:14:17,843
تجسم آن را امتحان كردم،

241
00:14:18,648 --> 00:14:20,048
كليد و در

242
00:14:20,981 --> 00:14:22,026
اين كار نكرد.

243
00:14:22,972 --> 00:14:26,393
چرا دستيارتان آن را براي شما تجسم نمي كند؟

244
00:14:26,908 --> 00:14:28,117
دستيار داريد؟

245
00:14:28,208 --> 00:14:31,653
بله، آدريان كار بسيار سختي دارد كه به يك دستيار نياز دارد.

246
00:14:31,788 --> 00:14:33,830
او يك كارآگاه پليس است.

247
00:14:34,126 --> 00:14:35,290
او يك قهرمان واقعي است.

248
00:14:36,104 --> 00:14:38,585
ما چطور؟ منظورم اين است كه ما آنجا تنها هستيم،

249
00:14:38,866 --> 00:14:41,171
بدون دستيار ما هيچ كمكي نداريم.

250
00:14:42,220 --> 00:14:44,549
ما كسي را نداريم كه به او تكيه كنيم. ما قهرمانان واقعي هستيم

251
00:14:45,446 --> 00:14:46,994
من فكر مي كنم باربارا خوش شانس است.

252
00:14:47,077 --> 00:14:49,215
او ديگر مجبور نيست با اين مزخرفات كنار بيايد.

253
00:14:50,114 --> 00:14:52,474
آره ميدونم و من هم دلم برايش تنگ خواهد شد

254
00:14:52,609 --> 00:14:55,969
همه دلمون براش تنگ شده ما براي مدت طولاني غصه خواهيم خورد

255
00:14:59,232 --> 00:15:02,416
كاش يك دستيار داشتم او مي تواند براي من غصه بخورد.

256
00:15:02,499 --> 00:15:04,680
- مشكلت چيه؟ - مشكلت چيه؟

257
00:15:04,780 --> 00:15:07,535
خوب، حالا، مي بينيد، حالا، اكنون، همه ما مشكل داريم.

258
00:15:07,618 --> 00:15:11,603
تو فقط حسودي تو از روز اولي كه با هم آشنا شديم به من حسودي كردي

259
00:15:11,686 --> 00:15:14,287
اتفاقاً من دوست دارم از آن به عنوان سه شنبه سياه ياد كنم.

260
00:15:14,443 --> 00:15:16,923
-چرا بهت حسادت مي كنم؟ - باشه.

261
00:15:17,067 --> 00:15:20,162
من سال گذشته 210000 دلار درآمد داشتم.

262
00:15:20,285 --> 00:15:21,736
چقدر در آوردي؟

263
00:15:24,675 --> 00:15:27,005
- 2 ميليون دلار - دروغ گو! دروغ ميگه.

264
00:15:27,747 --> 00:15:29,198
اعتراف كن آدريان

265
00:15:29,294 --> 00:15:32,528
موفقيت من كشتن توست داره تو رو ميخوره

266
00:15:32,622 --> 00:15:35,642
- چه موفقيتي؟ - من در شوراي شهر هستم.

267
00:15:35,965 --> 00:15:38,895
- مردم به من راي دادند. - چون شما را نمي شناسند!

268
00:15:39,022 --> 00:15:41,389
- كسي اينجا به اين دلقك راي داد؟ - من نه.

269
00:15:41,472 --> 00:15:43,842
دكتر بل، شما در منطقه او هستيد. بهش راي دادي؟

270
00:15:43,927 --> 00:15:46,033
- قرار نيست اين سوال را بپرسي. - اين يك نه است.

271
00:15:46,116 --> 00:15:48,696
ببين، حتي به تو راي ندادم، هارولد. از آن لذت ببريد.

272
00:15:48,839 --> 00:15:51,022
من كل محله شما را تغيير مي دهم.

273
00:15:51,161 --> 00:15:53,215
- از عهده اش بر مي آيم! - چرا خودت رو تغيير نميدي...

274
00:15:53,328 --> 00:15:55,577
من مي خواهم يك مرغ سوخاري كنتاكي روي پشت بام شما بگذارم!

275
00:15:55,668 --> 00:15:57,121
بس كن! تمومش كن لطفا!

276
00:15:57,244 --> 00:15:59,587
- من مي دانم سقف شما كجاست! - توقف لطفا!

277
00:16:01,066 --> 00:16:02,765
- بشين - لطفا بنشين، هارولد.

278
00:16:02,848 --> 00:16:04,799
- او چطور؟ - آدريان، خواهش مي كنم، بنشين.

279
00:16:04,882 --> 00:16:06,096
آره لطفا بشين

280
00:16:06,179 --> 00:16:07,818
هارولد، بس كن بشين

281
00:16:10,065 --> 00:16:11,205
آدريان لطفا

282
00:16:11,711 --> 00:16:12,711
پايين.

283
00:16:29,575 --> 00:16:30,575
خوب

284
00:16:31,583 --> 00:16:32,583
اكنون...

285
00:16:36,757 --> 00:16:38,969
من مي دانم كه شما از طرفداران هارولد كرنشاو نيستيد.

286
00:16:39,061 --> 00:16:41,258
- ازش متنفرم. او مي تواند به جهنم برود. - آره مي فهمم،

287
00:16:41,341 --> 00:16:43,751
اما به جز او، به جز هارولد، كه مي تواند به جهنم برود،

288
00:16:43,834 --> 00:16:45,557
- جلسه چطور بود؟ - خيلي بد و ناخوشايند.

289
00:16:45,959 --> 00:16:47,775
خوب مردم چطور بودند؟

290
00:16:48,391 --> 00:16:49,391
من نمي دانم.

291
00:16:50,015 --> 00:16:52,008
- چند نفر بودند؟ - من نمي دانم.

292
00:16:52,092 --> 00:16:53,686
پنج، هشت

293
00:16:55,216 --> 00:16:56,973
آنها اصلاً در مورد من صحبت نمي كردند.

294
00:16:57,130 --> 00:17:00,626
تنها كاري كه آنها انجام دادند اين بود كه با هواپيماهاي بدون سرنشين در مورد زندگي خود و زندگي خود ادامه دهند

295
00:17:00,709 --> 00:17:03,313
- چالش ها و مسائل. - آره، آقاي راهب، موضوع اين نيست؟

296
00:17:03,440 --> 00:17:05,630
هيچ كس به آنها اهميت نمي دهد، ناتالي.

297
00:17:07,225 --> 00:17:09,152
دكتر بل به همان اندازه بد است.

298
00:17:09,453 --> 00:17:13,328
او مدام حرف همه را قطع مي كرد، مثل ها و داستان هاي كوچك مي گفت.

299
00:17:14,017 --> 00:17:15,393
دارم وقتمو تلف ميكنم

300
00:17:15,476 --> 00:17:17,450
گروه درماني هرگز به كسي كمك نكرد.

301
00:17:17,580 --> 00:17:19,045
پس چرا انصراف نمي دهيد؟

302
00:17:20,031 --> 00:17:23,318
- ما را دنبال مي كني؟ - فكر كنم دنبالم ميري

303
00:17:23,401 --> 00:17:25,793
هارولد، ما اول اينجا بوديم. مستقيم از دكتر بل آمديم.

304
00:17:26,088 --> 00:17:29,851
بسياري از بيماران او به اينجا مي آيند، زيرا درست آن طرف خيابان است.

305
00:17:30,442 --> 00:17:32,166
براي مثال، آن پسر آنجا.

306
00:17:34,129 --> 00:17:36,899
- او حتي در گروه ما نيست. - ديگر نه.

307
00:17:37,057 --> 00:17:38,963
او پنج هفته پيش لانه را ترك كرد.

308
00:17:39,055 --> 00:17:42,147
اين خاوير دانكو است. او كاملاً درمان شده است.

309
00:17:42,828 --> 00:17:45,092
او بيشتر از هر كس ديگري خراب شده بود.

310
00:17:47,402 --> 00:17:48,802
اون چش بود؟

311
00:17:49,236 --> 00:17:52,829
او شيفته يك رقصنده عجيب و غريب به نام تيفاني چيزي بود.

312
00:17:53,263 --> 00:17:54,766
او را دنبال مي كرد.

313
00:17:55,357 --> 00:17:56,505
او بهتر شد.

314
00:17:56,914 --> 00:17:58,921
من مي خواهم بعدي باشم. من هم مي خواهم بهتر شوم.

315
00:17:59,004 --> 00:18:01,454
به همين دليل بايد گروه را ترك كني آدريان.

316
00:18:01,734 --> 00:18:03,376
داري همه چي رو خراب ميكني

317
00:18:03,459 --> 00:18:06,167
- حق داره اونجا باشه، هارولد. - نه، نمي كند.

318
00:18:06,816 --> 00:18:07,877
ببخشيد!

319
00:18:08,236 --> 00:18:10,141
او 20 مورد دارد.

320
00:18:10,242 --> 00:18:12,975
فقط يك مورد است همشون مثل همن

321
00:18:13,456 --> 00:18:15,979
- ولي تو داري 20 تا ميخري - ولي همون مورده.

322
00:18:16,062 --> 00:18:19,371
- اما تو داري 20 ميخري - از همون كالا.

323
00:18:20,282 --> 00:18:21,624
علامت وجود دارد

324
00:18:21,919 --> 00:18:24,239
12 مورد متفاوت را نمي گويد.

325
00:18:27,110 --> 00:18:29,274
فكر كنم كلا 12 مورد باشه

326
00:18:29,728 --> 00:18:31,067
- متشكرم. - شما...

327
00:18:31,200 --> 00:18:34,764
من ده اول را مي خرم و او بقيه را مي خرد.

328
00:18:37,811 --> 00:18:40,363
خوب بازي كردي، آدريان، خوب بازي كرد.

329
00:18:42,387 --> 00:18:44,080
آقا چيزي ميخري؟

330
00:18:44,169 --> 00:18:46,736
نه، من فقط سعي مي كنم او را وادار كنم كه گروه من را ترك كند.

331
00:18:46,846 --> 00:18:48,501
فراموشش كن. من ترك نمي كنم.

332
00:18:48,628 --> 00:18:51,432
چرا كه نه؟ شما فقط پنج دقيقه پيش از آن شكايت كرديد.

333
00:18:51,854 --> 00:18:53,152
گفتي ازش متنفري

334
00:18:53,236 --> 00:18:55,299
اين قبل از اين بود كه بفهمم مي‌خواهي من را ترك كنم.

335
00:18:57,912 --> 00:19:00,063
هي، پنجشنبه ميبينمت من براي شما يك صندلي ذخيره مي كنم.

336
00:19:02,964 --> 00:19:04,079
من يك كوپن دارم.

337
00:19:05,928 --> 00:19:07,029
او آنجاست.

338
00:19:10,885 --> 00:19:12,919
- ممنون كه اومدي. - چي شد؟

339
00:19:13,525 --> 00:19:15,111
ما هم همين فكر را مي‌كرديم.

340
00:19:15,523 --> 00:19:18,706
- يا پريد يا هلش دادند. - فكر كرديم ممكن است آن مرد را بشناسي.

341
00:19:18,789 --> 00:19:21,001
كارت استخدامش... تو كيفش پيدا كرديم.

342
00:19:21,454 --> 00:19:22,607
دكتر بل.

343
00:19:27,726 --> 00:19:28,776
تو او را مي شناسي؟

344
00:19:29,251 --> 00:19:30,444
او در گروه من بود.

345
00:19:30,804 --> 00:19:32,896
- اوجي چيزي. - آره، آگي ولمن.

346
00:19:33,757 --> 00:19:36,078
او مهندس مكانيك بود. او در طبقه بالا زندگي مي كرد.

347
00:19:36,516 --> 00:19:38,408
پس آيا آقاي ولمن افسرده بود؟

348
00:19:38,647 --> 00:19:41,270
- البته كه بود. - پس خودكشي بود؟

349
00:19:43,041 --> 00:19:44,311
من اينطور فكر نمي كنم.

350
00:19:44,960 --> 00:19:46,282
به مچ دستش نگاه كن

351
00:19:46,811 --> 00:19:49,145
موها كنده شده است.

352
00:19:50,666 --> 00:19:52,157
يك نفر آنها را نوار چسب زد.

353
00:19:52,734 --> 00:19:53,896
او را بسته بودند.

354
00:19:57,407 --> 00:19:58,858
ميتونه قاتل زنجيره اي باشه

355
00:19:59,976 --> 00:20:01,876
او مردم را بر اساس فوبياهايشان مي كشد.

356
00:20:01,959 --> 00:20:04,577
اين مرد از ارتفاع مي ترسيد، بنابراين او را از پشت بام هل داد.

357
00:20:04,717 --> 00:20:07,330
آگي از ارتفاع نمي ترسيد. او از عنكبوت مي ترسيد.

358
00:20:07,960 --> 00:20:09,178
اين متفاوت است.

359
00:20:10,033 --> 00:20:12,884
اين باعث كشتن مردم با استفاده از فوبياي مخالف آنها مي شود.

360
00:20:13,696 --> 00:20:14,947
قاتل مخالف

361
00:20:15,031 --> 00:20:18,213
پس شما مي گوييد نقطه مقابل عنكبوت يك ساختمان بلند است؟

362
00:20:18,831 --> 00:20:20,918
به نظر شما نقطه مقابل عنكبوت چيست؟

363
00:20:21,744 --> 00:20:23,679
من هيچ نظري ندارم، اما ساختمان بلندي نيست.

364
00:20:24,250 --> 00:20:25,999
اين را به قاتل مقابل بگو.

365
00:20:30,236 --> 00:20:31,319
داري گريه مي كني؟

366
00:20:31,508 --> 00:20:32,947
نه من آلرژي دارم

367
00:20:34,139 --> 00:20:35,564
شانس چيست؟

368
00:20:35,745 --> 00:20:36,912
شانس چيست؟

369
00:20:37,621 --> 00:20:39,957
دو مرد در دو ماه

370
00:20:40,762 --> 00:20:42,434
از همين گروه

371
00:20:44,520 --> 00:20:47,787
مستقيم به من نگاه كرد. غرق شدن تصادفي آب در ريه هايش بود.

372
00:20:47,874 --> 00:20:50,570
او ضربه مغزي شديدي داشت، مثل اينكه در راه ورود به سرش ضربه خورد.

373
00:20:50,823 --> 00:20:52,663
- خونه رو چك كردي؟ - نه آقا.

374
00:20:52,760 --> 00:20:55,119
من نمي دانم انتظار داريد چه چيزي پيدا كنيد. منظور من اين است كه،

375
00:20:55,202 --> 00:20:57,755
صحنه جنايت مدتهاست كه از بين رفته است اين دختر هشت هفته پيش سوزانده شد.

376
00:20:57,868 --> 00:20:59,109
مورد سرد است.

377
00:20:59,582 --> 00:21:01,907
- تعجب مي كنم چقدر سرد است. - من دنبال نمي كنم.

378
00:21:03,419 --> 00:21:06,140
ببينيد، او در 2 اكتبر، صبح درگذشت.

379
00:21:07,183 --> 00:21:08,634
حتما سرد بوده

380
00:21:08,728 --> 00:21:10,935
- احتمالا همينطور بود. - حوله كجاست؟

381
00:21:11,272 --> 00:21:13,398
كنار استخر حوله اي نيست

382
00:21:15,048 --> 00:21:18,845
در اكتبر اول صبح بدون حوله شنا نمي كنم.

383
00:21:18,946 --> 00:21:22,308
منظورم اين است كه به هر حال شنا نمي‌كنم، اما متوجه مي‌شويد كه چه مي‌گويم.

384
00:21:25,483 --> 00:21:27,051
فكر كنم كشته شد

385
00:21:27,193 --> 00:21:30,246
بگذار حدس بزنم. قرباني از آب نمي ترسيد.

386
00:21:30,409 --> 00:21:31,472
خودشه...

387
00:21:31,878 --> 00:21:33,207
قاتل مخالف

388
00:21:33,699 --> 00:21:36,366
- اين MO اوست - هيچ قاتل مخالفي وجود ندارد.

389
00:21:37,213 --> 00:21:38,266
اگر وجود داشت،

390
00:21:38,359 --> 00:21:41,632
سالها پيش توسط يك دانشمند موشكي در حال سقوط كشته مي شدي.

391
00:21:43,062 --> 00:21:45,845
خوب ما كجا هستيم؟ ما يك جامپر گرفتيم

392
00:21:46,052 --> 00:21:49,105
با كمي مو از مچ دستش. يك حوله گم شده داريم

393
00:21:49,188 --> 00:21:51,605
نمي توانم با آن در DA را بزنم، هنوز نه.

394
00:21:51,688 --> 00:21:53,205
خوب، بياييد به حفاري ادامه دهيم.

395
00:21:57,853 --> 00:21:59,266
اوه خداي من.

396
00:22:00,111 --> 00:22:01,357
چي؟ چيست؟

397
00:22:03,032 --> 00:22:06,073
فكر مي كنم كسي گروه درماني من را مي كشد.

398
00:22:07,782 --> 00:22:08,744
تو داري لبخند ميزني

399
00:22:09,921 --> 00:22:10,921
متاسف.

400
00:22:12,432 --> 00:22:14,734
يكي داره گروه درماني من رو ميكشه

401
00:22:14,817 --> 00:22:16,209
تو هنوز داري لبخند ميزني

402
00:22:26,610 --> 00:22:28,179
و پس از آن سه تا وجود داشت.

403
00:22:38,030 --> 00:22:39,030
خوب...

404
00:22:43,667 --> 00:22:45,071
فكر مي كنم بهتر است شروع كنيم.

405
00:22:45,767 --> 00:22:47,239
چه كسي مي خواهد اول برود؟

406
00:22:48,659 --> 00:22:50,076
ميدونم سخته

407
00:22:50,521 --> 00:22:52,495
طاقت فرسا است. اول، باربارا در حال غرق شدن،

408
00:22:53,280 --> 00:22:54,280
حالا اوجي

409
00:22:55,133 --> 00:22:56,914
اگر مي خواهيد جلسه را لغو كنيد،

410
00:22:57,005 --> 00:22:59,001
هفته آينده لغو كن، مطمئناً متوجه شدم.

411
00:22:59,385 --> 00:23:01,271
من فكر نمي كنم ما بايد لغو كنيم.

412
00:23:01,354 --> 00:23:04,321
در واقع، من فكر مي كنم كه ما اكنون بيش از هر زمان ديگري به يكديگر نياز داريم.

413
00:23:04,416 --> 00:23:06,717
- لطفا. - ما به نيروي تو نياز داريم، نوين،

414
00:23:06,908 --> 00:23:09,127
راهنمايي شما تو چراغ راه هستي

415
00:23:09,210 --> 00:23:12,640
تو نوري هستي كه ما را در تاريك ترين ساعتمان خواهد ديد.

416
00:23:13,088 --> 00:23:15,643
خب، هارولد، آن بالا در باسن نون چطور است؟

417
00:23:16,091 --> 00:23:17,812
تو تنهايي؟ از تاريكي مي ترسي؟

418
00:23:17,956 --> 00:23:19,913
روندا، قانون شماره يك را فراموش نكنيم...

419
00:23:20,003 --> 00:23:22,221
- آن را شخصي نكنيد. - متاسفم.

420
00:23:22,664 --> 00:23:25,100
من فقط نمي فهمم چرا آگي مي پريد؟

421
00:23:25,183 --> 00:23:28,532
- به نظر نمي رسيد كه افسرده باشد. -شايد يه كفشدوزك ديده

422
00:23:28,977 --> 00:23:31,042
- يا كرم شب تاب. - او نپريد.

423
00:23:31,435 --> 00:23:33,431
- روزنامه ها گفتند... - مي دانم چه گفتند.

424
00:23:33,527 --> 00:23:35,334
پليس برخي از اطلاعات را پنهان كرد.

425
00:23:35,417 --> 00:23:37,999
حقيقت اين است كه ما هنوز علت دقيق مرگ را نمي دانيم.

426
00:23:39,438 --> 00:23:42,093
فكر كنم آگي كشته شد. فكر كنم يكي بندش كرده

427
00:23:42,176 --> 00:23:44,870
- و او را به آن پشت بام كشاند. - اوه خداي من!

428
00:23:45,178 --> 00:23:47,785
دكتر بل، نمي دانم چه احساسي داشته باشم. به من بگو چه احساسي داشته باشم.

429
00:23:47,868 --> 00:23:51,137
- من فكر مي كنم همه ما بايد احساس سردرگمي كنيم. - گيج شدم... من مي توانم اين كار را انجام دهم.

430
00:23:53,683 --> 00:23:55,900
من فكر مي كنم باربارا نيز به قتل رسيده است.

431
00:23:56,186 --> 00:23:58,269
گفتي "فكر كن" تو به من مي گويي كه مطمئن نيستي؟

432
00:23:58,636 --> 00:24:01,980
من فكر مي كنم كسي، به دلايلي، اين گروه را مي كشد،

433
00:24:02,076 --> 00:24:03,256
يكي يكي.

434
00:24:04,573 --> 00:24:05,901
پليس چه مي گويد؟

435
00:24:06,103 --> 00:24:07,577
آنها در حال بررسي آن هستند.

436
00:24:07,663 --> 00:24:09,655
آنها احتمالاً مي خواهند با هر يك از ما صحبت كنند.

437
00:24:10,150 --> 00:24:11,594
چرا؟ چي، تو...

438
00:24:12,820 --> 00:24:14,785
- فكر مي كنند يكي از ماست؟ - ممكن است.

439
00:24:14,934 --> 00:24:17,053
- يكي از ما؟ - ممكن است.

440
00:24:17,363 --> 00:24:18,905
احتمالش وجود داره

441
00:24:19,391 --> 00:24:20,972
كه يكي از شماست...

442
00:24:21,952 --> 00:24:23,502
كاملا عاقل نيست

443
00:24:29,808 --> 00:24:32,787
خيلي خب، بياييد اين جا غافل نشويم. اين فقط يك نظريه است.

444
00:24:33,191 --> 00:24:34,317
او بود.

445
00:24:34,687 --> 00:24:36,289
- مونك بود! - ببخشيد؟

446
00:24:36,375 --> 00:24:40,052
او از ما متنفر است. ديروز شنيدم كه او در سوپرماركت صحبت مي كرد.

447
00:24:40,142 --> 00:24:44,065
- او از همه ما متنفر است. - دقيقا نگفتم.

448
00:24:44,248 --> 00:24:46,514
و گفت كسل كننده اي

449
00:24:47,037 --> 00:24:50,460
او گفت كه از تمام داستان هاي شما متنفرم، كه به نظر من،

450
00:24:50,543 --> 00:24:52,224
نكات برجسته هر جلسه هستند.

451
00:24:52,321 --> 00:24:55,120
- منظور من اين نبود، دكتر. - اشكالي نداره آدريان.

452
00:24:55,211 --> 00:24:57,496
اعتراف مي‌كنم كه در مواردي بايد در اين مورد صحبت كنم.

453
00:24:57,705 --> 00:25:00,035
من گهگاهي فريفته مي شوم همين.

454
00:25:06,911 --> 00:25:09,930
- به نام خدا چه كار مي كني؟ - تحقيق كردن

455
00:25:10,747 --> 00:25:12,299
هارولد لطفا بشين

456
00:25:15,892 --> 00:25:17,265
كي انگيزه داشت...

457
00:25:18,406 --> 00:25:20,920
انگيزه قتل؟

458
00:25:24,833 --> 00:25:25,895
شما انجام داديد.

459
00:25:26,557 --> 00:25:28,138
شما از گروه ناراحت هستيد.

460
00:25:28,224 --> 00:25:30,340
اعتراف كنيد، شما حتي همه چيز را براي خودتان نمي خواهيد!

461
00:25:30,755 --> 00:25:32,655
- مسخره است. - آيا؟

462
00:25:33,335 --> 00:25:35,924
كدام يك از ما مي دانيم چگونه يك جنايت كامل مرتكب شويم

463
00:25:36,007 --> 00:25:37,951
بدون گذاشتن يك سرنخ؟

464
00:25:38,294 --> 00:25:40,212
كارشناس معروف قتل كيست؟

465
00:25:40,963 --> 00:25:43,417
- من هستم. - و چه كسي در موقعيت عالي است

466
00:25:43,500 --> 00:25:45,835
براي اينكه تحقيقات را از خودش دور كند؟

467
00:25:48,285 --> 00:25:49,172
من

468
00:25:50,088 --> 00:25:52,835
خيلي خب، همين جا صبر كن آدريان سعي مي كرد به ما هشدار بدهد.

469
00:25:53,115 --> 00:25:54,510
يك فرياد كلاسيك براي كمك.

470
00:25:55,399 --> 00:25:56,218
يا...

471
00:25:56,301 --> 00:25:59,629
آيا اين تلاش براي منحرف كردن سوء ظن بود؟

472
00:26:02,304 --> 00:26:04,948
آيا براي چهارشنبه هم عذري داري؟

473
00:26:09,855 --> 00:26:11,527
وقتي باربارا كشته شد چطور؟

474
00:26:14,205 --> 00:26:15,605
البته شما اين كار را نمي كنيد.

475
00:26:15,983 --> 00:26:17,123
اين چيزي است كه اتفاق افتاده است.

476
00:26:18,077 --> 00:26:22,198
hmo خط مشي خود را تغيير داد... ديگر از جلسات خصوصي خبري نيست.

477
00:26:22,281 --> 00:26:24,791
نااميد بودي تو بايد يكي از ما را بكشي

478
00:26:25,042 --> 00:26:27,251
بنابراين يك افتتاحيه در گروه وجود دارد.

479
00:26:30,615 --> 00:26:32,555
- انكار مي كني؟ - البته من تكذيب مي كنم.

480
00:26:32,700 --> 00:26:34,967
اين دقيقاً همان چيزي است كه يك مرد گناهكار مي گويد!

481
00:26:35,174 --> 00:26:36,327
درست است.

482
00:26:38,807 --> 00:26:40,031
آگي نفر بعدي بود.

483
00:26:40,391 --> 00:26:41,784
تو او را به بالاي پشت بام كشاندي.

484
00:26:41,867 --> 00:26:44,285
آسون بود... بهت اعتماد كرد.

485
00:26:45,815 --> 00:26:49,807
تو ما را يكي يكي انتخاب مي كني، تا زماني كه همه چيز را براي خودت نداشته باشي.

486
00:26:53,862 --> 00:26:54,945
اين يك پسر است.

487
00:26:55,088 --> 00:26:57,793
آنچه شما پيشنهاد مي كنيد پوچ است.

488
00:26:57,876 --> 00:27:00,075
آدريان قادر به كشتن كسي نيست.

489
00:27:09,275 --> 00:27:11,206
آقاي راهب، شما قاتل نيستيد.

490
00:27:11,754 --> 00:27:13,964
- مطمئني؟ - بله، البته كه هستم.

491
00:27:14,685 --> 00:27:16,169
اگر حق با هارولد باشد چه؟

492
00:27:16,376 --> 00:27:19,017
همه چيز مناسب است. من 1000 راه براي كشتن مردم مي دانم.

493
00:27:19,100 --> 00:27:21,180
و من انگيزه دارم من آن را قبول دارم.

494
00:27:22,370 --> 00:27:25,602
- من دكتر بل را براي خودم مي خواهم. - نه، نمي تواند تو باشي.

495
00:27:25,685 --> 00:27:27,561
- تو عذرخواهي داري. - چه عذري؟

496
00:27:28,059 --> 00:27:30,948
- من اينجا بودم. من تنها بودم. - نه، تو تنها نبودي.

497
00:27:31,040 --> 00:27:32,532
با خودت بودي

498
00:27:32,615 --> 00:27:35,489
- تنها نبودم، با خودم بودم؟ - دقيقا.

499
00:27:35,572 --> 00:27:38,390
اگر دزدكي بيرون مي رفتي مي فهميد. و كشتن مردم

500
00:27:38,473 --> 00:27:40,611
اين همان چيزي است كه مردم تمايل دارند به خاطر بسپارند.

501
00:27:40,694 --> 00:27:41,933
شايد نه.

502
00:27:42,117 --> 00:27:44,119
من گاهي سياه مي كنم شما آن را ديده ايد.

503
00:27:44,920 --> 00:27:48,218
گاهي پنج ساعت مي گذرد و من نمي دانم كجا بوده ام.

504
00:27:48,301 --> 00:27:51,137
اين درست است، اما هميشه توسط چيزي تحريك مي شود، مانند

505
00:27:51,232 --> 00:27:54,557
شما خود را برهنه ديده ايد، يا يك مستند در كانال طبيعت ديده ايد.

506
00:28:11,768 --> 00:28:12,857
فقط بس كن...

507
00:28:15,007 --> 00:28:17,539
به من نگاه كن! تو نبودي نميتونست تو باشي

508
00:28:17,622 --> 00:28:19,613
بياييد ادامه دهيم. چه كساني ديگر در گروه بودند؟

509
00:28:20,294 --> 00:28:22,453
- هارولد هست. ممكنه هارولد باشه؟ - فكر نمي كنم.

510
00:28:22,536 --> 00:28:25,315
حق با شماست. خدا هرگز اين كار را نمي كند. من را بيش از حد خوشحال مي كند.

511
00:28:25,398 --> 00:28:27,161
خوب، بياييد هارولد را حذف كنيم.

512
00:28:28,322 --> 00:28:29,954
- كي مونده؟ - روندا

513
00:28:38,393 --> 00:28:39,935
فكر كنم بسته شده اند

514
00:28:46,605 --> 00:28:47,681
در باز است

515
00:28:51,642 --> 00:28:52,355
سلام؟

516
00:28:53,941 --> 00:28:55,535
اين آدريان از گروه است.

517
00:29:01,419 --> 00:29:03,084
- بوي آن را مي دهي؟ - آيا من آن را بو مي كنم؟

518
00:29:03,167 --> 00:29:05,415
من تا آخر عمرم آن را استشمام خواهم كرد.

519
00:29:16,704 --> 00:29:17,896
اون مرده

520
00:29:20,602 --> 00:29:22,134
او سفيد كننده و آمونياك را مخلوط كرد؟

521
00:29:22,624 --> 00:29:23,744
گاز كلر.

522
00:29:24,678 --> 00:29:28,051
روندا نه سال اينجا كار كرده است. او هرگز چنين اشتباهي نخواهد كرد.

523
00:29:28,134 --> 00:29:31,018
آدم كشي. اوه، خداي من، آقاي راهب، اين سه.

524
00:29:35,140 --> 00:29:36,980
اگر قرار بود كسي را بكشم،

525
00:29:37,903 --> 00:29:40,378
من دقيقاً اين كار را انجام مي دهم، با ...

526
00:29:40,820 --> 00:29:42,151
تميز كردن وسايل.

527
00:29:42,281 --> 00:29:45,017
ببين، آقاي راهب، نمي‌توانست شما باشي. آروم باش.

528
00:29:45,653 --> 00:29:47,384
اينها مارك هاي شما نيستند.

529
00:29:47,556 --> 00:29:50,355
شما چيزهاي خوب را مي خريد. اينها مارك هاي فروشگاهي ارزان هستند.

530
00:29:50,454 --> 00:29:52,272
درست است. درست است.

531
00:29:54,112 --> 00:29:55,475
- دانكو - سازمان بهداشت جهاني؟

532
00:29:55,558 --> 00:29:57,988
خاوير دانكو... بيمار ديگر.

533
00:29:58,071 --> 00:29:59,838
ما او را در سوپرماركت ديديم، يادت هست؟

534
00:30:00,132 --> 00:30:02,651
داشت وسايل نظافت مي خريد،

535
00:30:02,734 --> 00:30:04,185
دقيقا همان بطري ها

536
00:30:04,649 --> 00:30:08,641
هارولد گفت كه او حدود يك ماه قبل گروه درماني را ترك كرد

537
00:30:09,444 --> 00:30:11,433
باربارا اوكيف به قتل رسيد.

538
00:30:12,572 --> 00:30:15,930
دانكو بايد چيزي را در درمان فاش كرده باشد،

539
00:30:16,013 --> 00:30:18,255
چيزي بزرگ، چيزي كه ارزش كشتن را داشته باشد.

540
00:30:20,754 --> 00:30:22,011
چيكار كردي

541
00:30:23,626 --> 00:30:26,344
خداي من بيا هواي تازه ببريم بيا ديگه.

542
00:30:27,138 --> 00:30:29,759
بيا ديگه. بدين ترتيب. بيا ديگه.

543
00:30:45,136 --> 00:30:46,386
كسي اينجاست

544
00:30:51,362 --> 00:30:53,699
اشكالي نداره من ميرم بعدي رو ميگيري

545
00:31:38,898 --> 00:31:41,775
واي خدايا من زنده به گور شدم دفن شده ام...

546
00:31:43,324 --> 00:31:45,243
كمكم كنيد! اجازه بده بيرون!

547
00:31:45,655 --> 00:31:48,530
فايده نداره يك ساعته دارم بهش ميكوبم

548
00:31:50,984 --> 00:31:52,720
هنوزم فكر ميكنم تو بودي

549
00:32:07,590 --> 00:32:11,013
- خواهش مي كنم، اجازه بده بيرون! - كمك! كمك!

550
00:32:13,731 --> 00:32:17,281
- بگذار از اينجا برويم! - پيس! اجازه بده بيرون!

551
00:32:22,023 --> 00:32:25,235
{\pos(192,220)}- لطفا دست به من نزنيد. - من دست نميزنم تو منو لمس ميكني.

552
00:32:25,441 --> 00:32:27,589
من به شما دست نمي زنم. تو منو لمس ميكني

553
00:32:27,672 --> 00:32:30,851
- فقط كنارت بمون. - من طرف ندارم!

554
00:32:31,713 --> 00:32:34,123
فقط چهار يا پنج ميلي متر پشتيبان بگيريد.

555
00:32:35,583 --> 00:32:37,151
باشه، اين طرف توست.

556
00:32:37,470 --> 00:32:41,419
حالا اين طرف منه از آن انتهاي لاستيك زاپاس.

557
00:32:41,778 --> 00:32:45,536
به كابل هاي جامپر. اونجا بمون و حالمون خوب ميشه

558
00:32:50,868 --> 00:32:52,319
طرف من فرش شده

559
00:32:53,002 --> 00:32:55,203
- طرف من ساكت تره - غيرممكن است.

560
00:32:55,286 --> 00:32:57,500
طرف شما صدا خفه كن دارد، پس طرف من ساكت تر است.

561
00:32:57,583 --> 00:32:59,239
- بزرگ شو! - تو بزرگ ميشي

562
00:32:59,322 --> 00:33:00,799
من آن را دوست ندارم.

563
00:33:07,726 --> 00:33:09,191
كاپيتان استوتل ماير، لطفا.

564
00:33:14,939 --> 00:33:16,984
من بايد از اينجا بروم من طاقت ندارم!

565
00:33:17,067 --> 00:33:19,300
سقف مرا خرد مي كند!

566
00:33:19,383 --> 00:33:21,146
احساس مي كنم در حال بسته شدن است!

567
00:33:21,646 --> 00:33:25,116
- انگار زنده به گور مي شوم! - بس كن من نمي توانم!

568
00:33:26,430 --> 00:33:28,646
تو داري وحشت را براي من خيلي سخت مي كني!

569
00:33:30,533 --> 00:33:32,594
فقط آرام باش لطفا!

570
00:33:38,378 --> 00:33:41,061
فكر كردم شفا پيدا كردي تكنيك شما چطور ...

571
00:33:41,605 --> 00:33:44,500
تجسم با در و كليد و اينها؟

572
00:33:44,583 --> 00:33:47,027
اين كار نمي كند. هرگز كار نكرد.

573
00:33:47,444 --> 00:33:50,100
من فقط سعي مي كردم دكتر ب را تحت تاثير قرار دهم.

574
00:33:52,548 --> 00:33:54,379
چرا اين كار را مي كنم؟ چرا من ...

575
00:33:54,965 --> 00:33:58,218
چرا من برايم مهم است كه مردم چه فكري مي كنند؟

576
00:33:59,994 --> 00:34:01,471
مشكل من چيست؟

577
00:34:03,091 --> 00:34:05,112
هيچ مشكلي با شما نيست

578
00:34:07,876 --> 00:34:09,055
حقيقت اين است كه...

579
00:34:10,281 --> 00:34:11,474
من در واقع ...

580
00:34:12,744 --> 00:34:14,553
- تو رو تحسين مي كنم. - بس كن

581
00:34:14,653 --> 00:34:16,357
- نه، نه، منظورم همين است. - نكن

582
00:34:16,440 --> 00:34:17,516
منظورم اينه

583
00:34:18,239 --> 00:34:19,406
ببين ما هستيم...

584
00:34:20,123 --> 00:34:21,853
ما اساساً همان پسر هستيم

585
00:34:21,936 --> 00:34:25,124
ما همين نوع مشكلات را داريم، همان مسائل را...

586
00:34:25,289 --> 00:34:27,717
اما تو... تو بيرون هستي.

587
00:34:28,418 --> 00:34:31,367
تو در دنيا هستي شما يك خانواده داريد.

588
00:34:31,450 --> 00:34:33,472
شما يك شغل واقعي داريد.

589
00:34:33,783 --> 00:34:36,275
شما اجازه نمي دهيد مانع شما شود.

590
00:34:37,352 --> 00:34:39,075
اين خوب است كه شما مي گوييد.

591
00:34:40,340 --> 00:34:42,961
به من نگاه كن. هارولد، به من نگاه كن

592
00:34:43,047 --> 00:34:44,394
به من نگاه كن.

593
00:34:49,750 --> 00:34:52,886
من فكر مي كنم كه ما به اين موضوع اشتباه نگاه كرده ايم.

594
00:34:56,073 --> 00:34:59,209
اين تنه، مي دانيد، اين ديوارها.

595
00:35:03,811 --> 00:35:05,664
آنها به ما نزديك نمي شوند.

596
00:35:06,110 --> 00:35:07,534
- نيستن؟ - نه

597
00:35:08,034 --> 00:35:09,034
آنها هستند...

598
00:35:09,562 --> 00:35:11,565
آنها واقعاً از ما محافظت مي كنند.

599
00:35:11,648 --> 00:35:12,827
از ما محافظت مي كند؟

600
00:35:13,189 --> 00:35:15,716
بله، آنها چيزهاي بد را حفظ مي كنند.

601
00:35:16,135 --> 00:35:17,385
از ما محافظت مي كند؟

602
00:35:18,383 --> 00:35:21,454
از ما در برابر ميكروب ها و مارها محافظت مي كند

603
00:35:22,115 --> 00:35:23,966
- و سازدهني. - و طبيعت

604
00:35:24,270 --> 00:35:26,942
و مادرم و دوست پسر جديدش.

605
00:35:27,025 --> 00:35:29,873
- و خاوير دانكو. - و خاوير دانكو.

606
00:35:30,392 --> 00:35:31,999
آره درست است.

607
00:35:35,642 --> 00:35:37,910
اين تنه دوست ماست.

608
00:35:45,498 --> 00:35:47,602
من ده سال است كه تحت درمان هستم.

609
00:35:48,373 --> 00:35:50,029
من فكر مي كنم اين اولين است

610
00:35:50,369 --> 00:35:52,649
موفقيت واقعي من تا به حال داشته ام.

611
00:35:53,762 --> 00:35:57,598
اين كار گروه درماني واقعا كار مي كند.

612
00:36:04,070 --> 00:36:05,547
واقعا اين كار را مي كند.

613
00:36:18,303 --> 00:36:21,109
اي كاش دكتر ب مي توانست ما را ببيند. او آن را باور نمي كند.

614
00:36:29,202 --> 00:36:30,407
او دارد دور مي شود.

615
00:36:31,978 --> 00:36:33,041
به ميل زدن ادامه دهيد.

616
00:36:40,801 --> 00:36:42,769
آن كار مي كند. اين ايده خوبي بود.

617
00:36:57,755 --> 00:36:58,755
اينجا...

618
00:37:11,371 --> 00:37:14,106
- متشكرم. ممنونم از. - باعث افتخار من. ثابت نگه داريد.

619
00:37:17,172 --> 00:37:19,069
- چي؟ - اون خونه نيست.

620
00:37:19,621 --> 00:37:20,839
از كجا مي داني؟

621
00:37:21,352 --> 00:37:23,322
او تابستان گذشته يك كوكتل مهماني داشت.

622
00:37:24,036 --> 00:37:25,798
و او شما را دعوت كرد؟

623
00:37:27,427 --> 00:37:28,705
من اين را نگفتم.

624
00:37:29,733 --> 00:37:33,050
باشه، ما... بايد گوشي پيدا كنيم و با پليس تماس بگيريم.

625
00:37:33,133 --> 00:37:34,558
زمان كافي نيست

626
00:37:35,162 --> 00:37:38,764
پليس 4 دقيقه و 20 ثانيه طول مي كشد تا به اينجا برسد.

627
00:37:39,892 --> 00:37:40,934
نپرس

628
00:37:42,910 --> 00:37:44,389
مراقب باش. او يك اسلحه دارد.

629
00:37:44,472 --> 00:37:46,385
گوش كن، آدريان، اگر براي من اتفاقي بيفتد...

630
00:37:46,468 --> 00:37:48,513
هيچ اتفاقي برايت نمي افتد من اجازه نمي دهم.

631
00:37:49,652 --> 00:37:51,284
- آماده؟ - بيا انجامش بديم

632
00:38:00,409 --> 00:38:01,692
خوب، شما اينجا هستيد.

633
00:38:02,058 --> 00:38:04,780
نزديك بود بيام بيارمت پليس به زودي اينجا خواهد بود.

634
00:38:06,283 --> 00:38:07,540
خيلي متاسفم.

635
00:38:07,643 --> 00:38:10,162
خاوير فقط به من مي گفت كه چگونه تيفاني بولت را كشت.

636
00:38:10,389 --> 00:38:11,663
زني كه او دنبال مي كرد؟

637
00:38:12,021 --> 00:38:13,165
آره درست است.

638
00:38:13,762 --> 00:38:16,851
ماشين و جسدش را داخل مخزن گذاشت، بعد شروع كرد به نگراني.

639
00:38:16,987 --> 00:38:19,544
البته كم آبي.

640
00:38:19,687 --> 00:38:22,371
درست. سطح مخزن كاهش يافته است.

641
00:38:22,465 --> 00:38:25,666
او مي ترسيد ماشين يا جسد كشف شود.

642
00:38:26,770 --> 00:38:28,234
چه كار كردم؟

643
00:38:28,650 --> 00:38:32,222
او به همه افراد گروه در مورد وسواس خود گفت.

644
00:38:33,077 --> 00:38:35,471
پس شما تنها مردم روي زمين بوديد

645
00:38:35,554 --> 00:38:37,557
چه كسي مي تواند او را به آن دختر بيچاره وصل كند.

646
00:38:37,640 --> 00:38:40,322
درست. او قبل از پيدا شدن جسد قصد داشت ما را بكشد.

647
00:38:42,252 --> 00:38:44,508
راستي ما هم يه خبر داريم

648
00:38:45,260 --> 00:38:46,260
درست.

649
00:38:47,973 --> 00:38:51,925
من و هارولد در صندوق عقب محبوس بوديم، اما با آن برخورد كرديم.

650
00:38:52,567 --> 00:38:54,949
We had a real breakthrough.

651
00:38:55,169 --> 00:38:56,875
Actually, I...

652
00:38:57,102 --> 00:39:01,483
I definitely think we can cross claustrophobia off both of our lists.

653
00:39:05,789 --> 00:39:07,108
Do you believe in god?

654
00:39:08,081 --> 00:39:09,081
Excuse me.

655
00:39:09,227 --> 00:39:11,378
My friend was just talking.

656
00:39:11,726 --> 00:39:13,242
We didn't interrupt you.

657
00:39:15,503 --> 00:39:16,503
Go ahead.

658
00:39:22,246 --> 00:39:24,320
See, what we realized was

659
00:39:25,007 --> 00:39:27,974
the trunk was protecting us from germs.

660
00:39:28,066 --> 00:39:31,235
- Nature and my mother and... - Snakes. Founder...

661
00:39:38,848 --> 00:39:40,364
Well, it's 10:00.

662
00:39:40,898 --> 00:39:42,525
{\pos(192,240)}I think we should get started.

663
00:39:43,333 --> 00:39:44,662
Where's everyone else?

664
00:39:45,264 --> 00:39:48,840
{\pos(192,240)}As you know, we had three members who were... Well, who died.

665
00:39:50,051 --> 00:39:51,191
What about Harold?

666
00:39:52,085 --> 00:39:54,586
Harold Krenshaw did something quite extraordinary.

667
00:39:55,194 --> 00:39:56,607
He found another doctor.

668
00:39:57,820 --> 00:39:58,984
I don't understand.

669
00:39:59,067 --> 00:40:02,039
He wanted you to have these sessions with me all to yourself.

670
00:40:03,337 --> 00:40:06,627
You have quite a friend there, Adrian. A friend like that is a blessing.

671
00:40:08,809 --> 00:40:11,917
Now, as far as your hmo is concerned, these sessions are still technically

672
00:40:12,000 --> 00:40:14,500
group sessions. You'll just be a group of one.

673
00:40:15,392 --> 00:40:16,330
بنابراين...

674
00:40:16,907 --> 00:40:18,234
پس بياييد شروع كنيم.

675
00:40:18,597 --> 00:40:21,184
به شما تبريك مي گويم براي شكستن كلاستروفوبيا.

676
00:40:21,862 --> 00:40:22,977
من به تو افتخار ميكنم.

677
00:40:24,002 --> 00:40:25,589
خب بعدش چيه؟

678
00:40:28,365 --> 00:40:29,422
"مرگ."

679
00:40:30,501 --> 00:40:31,545
مرگ؟

680
00:40:32,603 --> 00:40:34,630
- خيلي سخت خواهد بود. - آره

681
00:40:34,936 --> 00:40:36,116
ميشه اينجا بشيني

682
00:40:36,440 --> 00:40:37,440
البته.

683
00:40:41,415 --> 00:40:42,415
بنابراين...

684
00:40:42,817 --> 00:40:43,965
من اين را دوست دارم.

685
00:40:44,538 --> 00:40:47,829
فكر مي كنم بايد مدت ها پيش گروه درماني را امتحان مي كردم.
