﻿1
00:00:44,310 --> 00:00:45,690
{\an8}‫تلپ تلپ تلپ

2
00:00:49,980 --> 00:00:52,030
{\an8}‫ادامه در قسمت A

3
00:02:21,990 --> 00:02:24,990
{\an8}‫قسمت صفر ناده‌مونوگاتاری
‫نقاشی نادکو، بخش دوم
‫پخش شماره سه فصل فرعی

4
00:03:32,440 --> 00:03:37,440
{\an8}‫یادداشت‌های کلاس سال سوم

5
00:03:32,440 --> 00:03:37,440
{\an8}‫‫‫ورود شما را تبریک می‌گوییم
‫بیایید برای یک فارغ‌التحصیلی پر از لبخند کوشش کنیم 
‫و برای کل سال نهایت تلاشمان را بکنیم

6
00:04:35,370 --> 00:04:37,000
{\an8}‫احساسی  عشق  بهترین  دل‌فریب عشق ما

7
00:04:37,000 --> 00:04:38,500
{\an8}‫صمیمی  خوش‌هیکل  دوست  عالی  نابکار

8
00:05:48,950 --> 00:05:50,950
{\an8}‫حقیقت جویی    میانه روی   تلاش   وسواس به‌خرج دادن
‫صبر  علاقه   مداومت   حقیقت جویی   خودداری

9
00:05:53,450 --> 00:05:55,830
{\an8}‫خوشی    رک و راست    بی‌کار    ولگرد   خود رو
‫غنی   میل   علاقه  بدون‌مال    لذت

10
00:06:10,390 --> 00:06:11,600
{\an8}‫اضطراب

11
00:06:42,380 --> 00:06:43,540
{\an8}‫شیوه کار برای اون قبلا آموزش داده شده.

12
00:07:40,390 --> 00:07:41,140
{\an8}‫لیست حضور و غیاب

13
00:07:41,140 --> 00:07:41,890
{\an8}‫وظایف کلاس

14
00:08:31,530 --> 00:08:32,280
{\an2}‫آژیر آتش
‫گوشی
‫فشار دهید

15
00:10:00,370 --> 00:10:01,620
{\an8}‫تماس دریافتی

16
00:10:08,420 --> 00:10:11,540
{\an9}‫شخصی
‫از، مربوط، یا آمدن
‫از یک شخص خاص یا
‫یک مورد شخصی

17
00:10:13,420 --> 00:10:15,050
{\an8}‫مراقب افراد مشکوک باشید!

18
00:10:23,180 --> 00:10:24,060
{\an8}‫سنگوکو نادکو <> کانبارو سوروگا

19
00:11:29,500 --> 00:11:30,750
{\an8}‫استخر شهر

20
00:11:34,170 --> 00:11:34,880
{\an8}‫سوتین دستی

21
00:11:40,130 --> 00:11:42,640
{\an8}‫آینده (         )

22
00:11:49,140 --> 00:11:49,850
{\an8}‫خطر

23
00:12:08,870 --> 00:12:09,790
{\an8}‫نادکوی شورت

24
00:12:11,540 --> 00:12:15,540
{\an8}‫نادکو

25
00:12:15,540 --> 00:12:16,170
{\an8}‫نادکوی شورتی

26
00:12:16,170 --> 00:12:17,040
{\an8}‫نادکوی شورت

27
00:12:29,560 --> 00:12:30,560
{\an8}‫پارک نامیشیرو

28
00:12:43,280 --> 00:12:45,780
{\an8}‫سرویس بهداشتی عمومی

29
00:12:51,660 --> 00:12:52,660
{\an8}‫بدن‌نما ظاهر شد!
‫نادکوی شورت
‫شهروند A - شهروند B - شهروند C - شهروند D

30
00:12:52,660 --> 00:12:55,040
{\an8}‫نادکوی شورت
‫شهروند A - شهروند B - شهروند C - شهروند D

31
00:12:55,040 --> 00:12:56,420
{\an8}‫گیجی
‫نادکوی شورت
‫شهروند A - شهروند B - شهروند C - شهروند D

32
00:16:26,380 --> 00:16:28,250
{\an8}‫پذیرش دانشگاه

33
00:18:24,620 --> 00:18:25,250
{\an8}‫آخ

34
00:20:13,480 --> 00:20:14,730
{\an7}‫دانش‌آموزان دبیرستان
‫استخر ساعتی 200¥

35
00:20:13,480 --> 00:20:14,730
{\an9}‫دانش‌آموزان راهنمایی
‫استخر ساعتی 70¥

36
00:21:05,910 --> 00:21:07,160
{\an8}‫سوکیهی

37
00:21:10,910 --> 00:21:12,160
{\an8}‫کارن-سان

38
00:22:01,920 --> 00:22:04,920
{\an8}‫آراراگی

39
00:00:07,730 --> 00:00:11,740
‫میون این همه جا، من شیکیگامیم باید بره مدرسه.

40
00:00:12,070 --> 00:00:15,990
‫عجب مایۀ دردسریه.
‫عین منه!

41
00:00:16,240 --> 00:00:18,240
‫انگار دلواپسی، سنگوکو چان.

42
00:00:18,830 --> 00:00:22,120
‫اگه دوست داری، می‌تونم به‌جات برم تو.

43
00:00:28,250 --> 00:00:29,880
‫نه، عیبی نداره.

44
00:00:30,170 --> 00:00:34,220
‫ولی اینجا راهمونو از هم جدا کردن کار خیلی سنگ‌دلانه‌ایه.

45
00:00:34,220 --> 00:00:35,890
‫پس حداقل بذار همراهت بیام.

46
00:00:36,390 --> 00:00:38,260
‫فقط نگرانی دربارۀ این احساس می‌کنم.

47
00:00:41,850 --> 00:00:43,640
‫خب پس بزن بریم!

48
00:00:44,310 --> 00:00:49,730
‫و بدین صورت، برای اولین
‫بار بعد از شش ماه به مدرسه رفتم.

49
00:02:27,750 --> 00:02:32,000
‫چیزی که در انتظار ما بود واقعا برگشت ورق دور از انتظاری بود.

50
00:02:32,250 --> 00:02:37,010
‫اولا، نادکوای که به مدرسه فرار کرده
‫بوده نادکوی آروم، که اولی باشه، نبوده

51
00:02:37,010 --> 00:02:39,010
‫بلکه نادکوی لاسی بوده، که دومی باشه.

52
00:02:39,380 --> 00:02:42,010
‫وقتی که تو دفتر طراحی اولیه‌م کشیدمشون،

53
00:02:42,010 --> 00:02:46,770
‫نادکوی لاسی قطعا یه
‫لباس زنونۀ بدن‌نما پوشیده بود.

54
00:02:47,220 --> 00:02:48,770
‫پس به‌نظر لباس عوض کرده.

55
00:02:49,560 --> 00:02:53,270
‫راه‌های محدودی هست که یه لباس مدرسه گیرش بیاد.

56
00:02:53,440 --> 00:02:54,980
‫نظرم اینه که

57
00:02:54,980 --> 00:02:58,150
‫بعد از اینکه فرار کردن، اون با نادکوی
‫آروم ملاقات کرده و لباساشونو عوض کردن.

58
00:02:58,490 --> 00:03:00,360
‫نادکوی لاسی خیلی سمجه،

59
00:03:00,360 --> 00:03:05,580
‫پس اگه نادکو پکرترین نادکوی آروم رو
‫مجبور به عوض کردن لباساشون کرده باشه،

60
00:03:05,660 --> 00:03:08,160
‫مطمئنم که نادکوی آروم نمی‌تونسته رد کنه.

61
00:03:08,580 --> 00:03:11,710
‫خب، دومین برگشت ورق دور از انتظار.

62
00:03:11,920 --> 00:03:15,920
‫اعمال نادکوی لاسی توی مدرسه مشکل آفرین بوده.

63
00:03:17,760 --> 00:03:19,130
‫این بده.

64
00:03:19,130 --> 00:03:24,970
‫الآن که زنگ استراحت شده، ترس از این هست که
‫معلما، یا دانش‌آموزای کلاسا، بتونن ببیننش.

65
00:03:25,140 --> 00:03:28,680
‫بذار ببینم. طرز فکر معقول اینه که وقتی رسید به مدرسه...

66
00:03:28,930 --> 00:03:32,440
‫«من قبلیم» یه راست می‌ره سر کلاس، نه؟

67
00:03:33,060 --> 00:03:37,440
‫ولی کلاسی که من سال دوم توش بودم منحل شده.

68
00:03:37,940 --> 00:03:39,190
‫که یعنی...

69
00:03:39,530 --> 00:03:46,450
‫خودتو نباید از شیکیگامی‌ها با گفتن «من قبلیم» جدا کنی، سنگوکو چان.

70
00:03:46,990 --> 00:03:51,660
‫به‌هرحال، شیکیگامی‌ها موجوداتی
‫شبیه بچه‌های تازه متولد شده هستن.

71
00:03:51,660 --> 00:03:56,460
‫اونا سنگوکو نادکوی یه‌سال پیش نیستن که با ماشین زمان اورده باشیشون اینجا.

72
00:03:56,960 --> 00:04:02,220
‫درسته. اونا چیزی جز تصاویری که خود امسالم کشیدن نیستن.

73
00:04:02,550 --> 00:04:06,970
‫پس از اون لحاظ، اونا باید خود الآنم هم باشن.

74
00:04:07,350 --> 00:04:11,980
‫سرنخ دیگه‌ای ندارم، پس بیاید
‫بریم سمت کلاسای سال سومی‌ها.

75
00:04:26,280 --> 00:04:27,490
‫هوم! آره!

76
00:04:27,870 --> 00:04:30,580
‫می‌دونم! می‌فهمم!

77
00:04:30,910 --> 00:04:33,410
‫اوه، پس که اینطور.
‫اصلا نمی‌دونستم!

78
00:04:33,410 --> 00:04:35,370
‫وای، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

79
00:04:35,750 --> 00:04:37,000
‫وای پسر، خیلی نازه!

80
00:04:37,380 --> 00:04:38,500
‫زدی تو خال، خیلی خوبه!

81
00:04:38,880 --> 00:04:40,920
‫چطوری کار می‌کنه؟
‫خیلی مرموزه!

82
00:04:41,670 --> 00:04:43,010
‫فوق‌العاده‌ست!

83
00:04:43,470 --> 00:04:45,090
‫فکر کنم یه جایی درباره‌ش شنیدم!

84
00:04:45,510 --> 00:04:46,680
‫کجا پیداش کردی؟

85
00:04:47,050 --> 00:04:50,180
‫همیشه چیزایی مثل اونو دوست داشتم!
‫دوستش دارم! خیلی دوستش دارم!

86
00:04:50,180 --> 00:04:51,470
‫همیشه اینطوری بودم!

87
00:04:51,470 --> 00:04:55,640
‫نه، منظورم اینه که اینطور حرف زدن نهایت کیف دادنه.
‫کاملا هیجان‌زده شدی، نه؟

88
00:04:52,430 --> 00:04:58,860
{\an8}‫اون یه مخلوق، یه تقلبی، و یه سنگوکو نادکوی به‌طرز باونکردنی جعلیه.

89
00:04:55,640 --> 00:04:58,860
‫واقعا می‌شه تو زندگیم همچین
‫اتفاق شادی بیافته؟ این یه معجزه‌ست.

90
00:04:59,230 --> 00:05:02,400
‫ها؟ اینقدر وقت گذشته؟
‫خیلی سریع گذشت!

91
00:04:59,570 --> 00:05:03,690
{\an8}‫ولی یه‌مقداری بهش حسودی کردم.

92
00:05:03,030 --> 00:05:04,150
‫کاملا حق!

93
00:05:04,150 --> 00:05:06,160
{\an8}‫بیشتر توضیح بدم، خیلی حسودیم شد.

94
00:05:04,900 --> 00:05:05,650
‫تحت تاثیر قرار گرفتم!

95
00:05:06,160 --> 00:05:08,240
‫اون بهترین الآن نبود؟

96
00:05:06,450 --> 00:05:08,530
{\an8}‫خیلی معمولی، خیلی ظاهری،

97
00:05:08,240 --> 00:05:10,910
‫خیلی خنده‌داره!
‫همچین چیزایی نگو!

98
00:05:08,530 --> 00:05:12,750
{\an8}‫یه دختر قالبی که اونقدرا هم چیز خاصی نداره

99
00:05:11,290 --> 00:05:13,160
‫همیشه همینو می‌گی!

100
00:05:13,160 --> 00:05:14,790
‫وایسا! اونو تو اینترنت دیدم!

101
00:05:13,410 --> 00:05:16,960
{\an8}‫ولی اون خیلی سرزنده به‌نظر می‌رسید

102
00:05:14,790 --> 00:05:16,540
‫آره، آره. خب، بعد؟

103
00:05:16,540 --> 00:05:18,920
‫منم دقیقا همین فکررو می‌کردم!

104
00:05:17,500 --> 00:05:21,050
{\an8}‫اینقدر می‌درخشید که کورت می‌کرد.

105
00:05:18,920 --> 00:05:23,300
‫همیشه می‌خواستمش. چطوری می‌دونستی؟
‫دفعه بعدی بهم بگو.

106
00:05:21,050 --> 00:05:22,960
{\an8}‫انگار چشمام الآنه که کور بشن.

107
00:05:22,960 --> 00:05:27,430
{\an8}‫به‌نظر خیلی داره بهش خوش می‌گذره،
‫و آدمای اطرافشم داره سرگرم می‌کنه.

108
00:05:23,710 --> 00:05:26,050
‫مثل جادو می‌مونه!
‫واسه من غیرممکنه!

109
00:05:26,590 --> 00:05:29,430
‫باید باهم یه‌روز امتحانش کنیم.
‫خیلی خوب می‌شه اگه بکنیم.

110
00:05:27,720 --> 00:05:29,430
{\an8}‫نمی‌تونم تحمل کنم و نگاه کنم

111
00:05:30,010 --> 00:05:31,430
‫پس قوله.

112
00:05:31,760 --> 00:05:35,310
‫«اگه الآن خوشحال بودم، نیاز به
‫تلاش برای دنبال کردن رویاهام نبود.»

113
00:05:35,980 --> 00:05:38,810
‫اون جمله یه حقیقته.

114
00:05:39,610 --> 00:05:42,530
‫به‌خاطر اینکه نارضایتی و گله داری، امید و آرزو هم داری.

115
00:05:42,780 --> 00:05:45,110
‫اگه محقق کردن آرزوهات،
‫رسیدن به اهدافت،

116
00:05:45,110 --> 00:05:48,950
‫پیشرفت کردن تو زندگی، قوی‌تر شدن، و راضی بودن اهدافتن...

117
00:05:49,370 --> 00:05:53,450
‫چه دست از بازی کردن بکشی و صبورانه و
‫سخت‌کوشانه با کنار گذاشتن هرچی که داری تلاش کنی

118
00:05:54,080 --> 00:05:59,460
‫چه یه زندگی شل‌گیرانه و ولرمی
‫بکنی، آخر سر به یه نتیجه می‌رسه.

119
00:05:59,960 --> 00:06:02,590
‫و البته، اونم به نحوۀ خودش زودگذره.

120
00:06:03,170 --> 00:06:06,050
‫آب ولرم یه روزی سرد می‌شه و می‌شه آب سرد.

121
00:06:06,300 --> 00:06:11,600
‫واسه الآن ممکنه خوب باشه، ولی نمی‌تونی
‫اضطرابی که نسبت به آینده داری رو مخفی کنی.

122
00:06:12,050 --> 00:06:15,600
‫و منظورم از «آینده» خود فعلیته، سنگوکو چان.

123
00:06:16,230 --> 00:06:18,600
‫اون توی فعلی رو نداره.

124
00:06:18,940 --> 00:06:25,610
‫نادکوی فعلی، که دنبال رویاهاشه، شاید حتی درخشان‌تر به‌نظر برسه.

125
00:06:27,700 --> 00:06:28,990
‫پس، سنگوکو چان...

126
00:06:29,240 --> 00:06:33,490
‫باید عجله کنی و زودتر از
‫شر اون شیکیگامی خلاص بشی.

127
00:06:33,870 --> 00:06:37,000
‫به‌خاطر همکلاسیات هم هست

128
00:06:37,000 --> 00:06:39,250
‫که تحت تاثیر طلسم شیکیگامی
‫هستن همونطور که می‌بینی.

129
00:06:39,460 --> 00:06:42,380
‫درسته.
‫راهکار درست همینه.

130
00:06:43,540 --> 00:06:47,130
‫با اینکه شیکیگامی هستن، کاغذ تهش کاغذه.

131
00:06:47,420 --> 00:06:51,390
‫یه روشی هست که حتی تو هم
‫می‌تونی انجام بدی، پس بهت یاد می‌دم.

132
00:06:51,890 --> 00:06:55,640
‫یه صفحۀ خالی از دفترت وردار و با خودت ببر.

133
00:06:56,220 --> 00:06:58,980
‫بگیرش و مستقیم بزنش به شیکیگامی،

134
00:07:00,190 --> 00:07:01,480
‫بکوبونش،

135
00:07:02,860 --> 00:07:06,360
‫و تاش کن، 
‫جوری که داری ساندویچش می‌کنی.

136
00:07:07,070 --> 00:07:10,450
‫هر نادکو رو بگیر و به کاغذ برشون گردون.

137
00:07:07,940 --> 00:07:08,860
{\an8}‫تق!

138
00:07:10,530 --> 00:07:12,110
‫از سه بعد به دو بعد برشون گردون.

139
00:07:17,160 --> 00:07:20,370
‫چی؟ مثل این می‌مونه که یه دیوار انسانی درست کرده.

140
00:07:20,620 --> 00:07:22,000
‫از قصده؟

141
00:07:22,290 --> 00:07:23,750
‫امکانش هست.

142
00:07:23,750 --> 00:07:27,630
‫از اونجایی که تازه متولد شده، به‌نظر
‫نمی‌آد که اونقدر خود آگاهی داشته باشه.

143
00:07:27,960 --> 00:07:29,130
‫ولی اون نادکوی لاسی...

144
00:07:29,550 --> 00:07:33,140
‫اگه رشد کنه، پتانسیلشو داره که یه شبح سرسخت بشه.

145
00:07:33,520 --> 00:07:36,650
‫همین دلیل کافیه که باید نابود بشه..

146
00:07:44,310 --> 00:07:46,400
‫ب-بچه‌‌ها، گول نخورید!

147
00:07:46,520 --> 00:07:49,240
‫او-اون دختر تقلبیه!

148
00:07:49,240 --> 00:07:51,650
‫م-من واقعیم!

149
00:08:07,500 --> 00:08:08,710
‫اوه، چطور بگم...

150
00:08:09,340 --> 00:08:13,470
‫در هر صورت، شاید بهتر باشه که فقط غیب بشم.

151
00:08:14,220 --> 00:08:19,470
‫منظورم اینه که، من کسیم که
‫به اندازۀ کاغذ نازکم. واقعا تقلبیم.

152
00:08:20,350 --> 00:08:25,690
‫ولی همه به‌نظر داره خیلی بهشون خوش می‌گذره،
‫و اگه نادکو هم خوش بهش خوش می‌گذره،

153
00:08:25,690 --> 00:08:27,980
‫پس شاید عیبی نداشته باشه.

154
00:08:40,370 --> 00:08:43,120
‫تلاش مصمم برای دنبال کردن رویاها؟

155
00:08:43,250 --> 00:08:45,460
‫همچین کارای شرم‌آوری انجام نده.

156
00:08:45,830 --> 00:08:47,000
‫چه شرم‌آور!

157
00:08:47,380 --> 00:08:48,840
‫عمرا!

158
00:09:13,070 --> 00:09:17,450
‫به‌خاطر این، حالا واسه‌م سخت‌تر
‫هم شد که به مدرسه برگردم.

159
00:09:18,030 --> 00:09:18,950
‫چی شده؟

160
00:09:22,160 --> 00:09:24,460
‫اتفاق بدی واسه‌ت افتاده، یا چی؟

161
00:09:25,120 --> 00:09:31,250
‫دلیل اینکه رنگم پریده به‌‌خاطر این نیست
‫که اوگی سان منو فرستاد دنبال نخود سیاه.

162
00:09:31,670 --> 00:09:39,140
‫بیشترش به‌‌خاطر پستی‌ایه که موقع
‫دیدن نادکوی لاسی توی کلاس حس کردم.

163
00:09:39,720 --> 00:09:42,100
‫همچین کارای شرم‌آوری نکن.

164
00:09:42,560 --> 00:09:43,600
‫چه شرم‌آور.

165
00:09:44,140 --> 00:09:46,100
‫اونا حرفای آخر نادکوی لاسی بودن.

166
00:09:46,520 --> 00:09:50,770
‫تونستم لحظه‌ای اونو پس بزنم.

167
00:09:50,980 --> 00:09:53,860
‫ولی دفعه بعدی هم می‌تونم اینقدر شجاع باشم؟

168
00:09:54,360 --> 00:09:56,740
‫با اینکه این کاریه که من انجام دادم،

169
00:09:56,740 --> 00:09:58,990
‫در آخر یه عالمه مسئولیت برای خودمه.

170
00:10:02,080 --> 00:10:02,870
‫ببخشید.

171
00:10:04,290 --> 00:10:05,870
‫سلام، کانبارو سنپای.

172
00:10:06,790 --> 00:10:11,540
‫بله. به‌خاطر دلایل شخصی امروزو مرخصی گرفتم.

173
00:10:11,960 --> 00:10:15,050
‫چی؟ یه آشوب تو مدرسۀ راهنمایی 701؟

174
00:10:16,760 --> 00:10:17,800
‫لطفا گوشی رو بده بهم.

175
00:10:20,590 --> 00:10:24,060
‫سلام، منم، سنکوگو نادکو.

176
00:10:24,230 --> 00:10:27,320
‫اوه، سنگوکوی خومونه!
‫خیلی وقته ندیدمت!

177
00:10:27,730 --> 00:10:29,520
‫حالت خوبه؟

178
00:10:29,650 --> 00:10:32,270
‫بله. نمردم. هنوز زنده‌م.

179
00:10:32,270 --> 00:10:34,940
‫عالیه. بهتر از این نمی‌شه.

180
00:10:35,070 --> 00:10:37,070
‫شرمنده که نگرانتون کردم.

181
00:10:37,070 --> 00:10:41,820
‫هنوزم نگرانتون می‌کنم،
‫ولی فعالم، هنوز وجود دارم.

182
00:10:43,120 --> 00:10:44,830
‫خیلی ممنون.

183
00:10:45,200 --> 00:10:46,330
‫آره، آره.

184
00:10:46,540 --> 00:10:49,920
‫نمی‌دونم چه‌خبره،
‫ولی نیازی به تشکر نیست.

185
00:10:50,170 --> 00:10:51,830
‫کاری که عادی بودو انجام دادم.

186
00:10:54,040 --> 00:10:58,630
‫ع-عام، خب، کانبارو سان، این یه سوال عجیبه،

187
00:10:58,630 --> 00:11:02,090
‫ولی امروز منو جایی دیدید؟

188
00:11:02,260 --> 00:11:08,100
‫چی؟ نه، خبری نبوده، و داستانی شبیه بهش هم نشنیدم.

189
00:11:08,390 --> 00:11:10,100
‫اوه، ولی وایسا...

190
00:11:10,310 --> 00:11:14,520
‫فکر کنم شخصا به تو ربطی نداشته باشه،

191
00:11:14,520 --> 00:11:17,860
‫ولی از اینور و اونور شهر خبر به دستم می‌رسه که

192
00:11:17,860 --> 00:11:21,820
‫یه دختر بدون لباس بالاتنه با
‫موهای چتری بلند و شلوارک

193
00:11:21,820 --> 00:11:24,990
‫اطراف شهر داره می‌چرخه.

194
00:11:26,910 --> 00:11:29,500
‫احمق! اون نادکوئه!

195
00:11:31,330 --> 00:11:33,630
‫خیلی خنده‌داره!
‫از شدت خنده می‌تونم بمیرم.

196
00:11:33,790 --> 00:11:36,630
‫از دستاش به عنوان سوتین استفاده می‌کنه؟ با یه سوتین دستی، دور شهر داره می‌چرخه؟

197
00:11:37,170 --> 00:11:38,970
‫بس کن خانوم نادکوی آروم.

198
00:11:39,130 --> 00:11:42,640
‫یه آینده (من) پیش روت داری!

199
00:11:43,140 --> 00:11:49,140
‫تو این قضیه، همه‌جور جایی دیده
‫شده، پس فکر کنم باید جدا شیم.

200
00:11:49,560 --> 00:11:53,900
‫حالا که از اوگی-سان جدا شدم
‫حسی جز خوشحالی ندارم،

201
00:11:54,310 --> 00:11:57,400
‫ولی نه، این راهیه که باید در پی بگیریم.

202
00:11:57,980 --> 00:12:01,650
‫ها راستی. سنگوکو-چان،
‫یه فکر بکری به ذهنم رسید.

203
00:12:02,030 --> 00:12:04,280
‫من دفترهای دانشگاهمو بهت می‌دم،

204
00:12:04,280 --> 00:12:07,450
‫و تو می‌تونی صدتا خودت رو توشون بکشی.

205
00:12:07,450 --> 00:12:11,540
‫و می‌تونیم همه‌جا رو راحت
‫دنبال نادکوی شورت بگردیم. نظرت چیه؟

206
00:12:12,370 --> 00:12:15,540
‫اونجوری کامل توی یه
‫باتلاق سمی کشیده می‌شم.

207
00:12:15,830 --> 00:12:18,130
‫و این نادکوی شورت چی می‌گه؟

208
00:12:18,130 --> 00:12:21,550
‫لطفا به خودم که فقط شورت
‫پاشه اسم جدید ندین!

209
00:12:21,840 --> 00:12:22,720
‫حله.

210
00:12:22,880 --> 00:12:25,550
‫این دوچرخه bmx علا دستت باشه.

211
00:12:26,010 --> 00:12:29,060
‫یه وسیلۀ حمل و نقل دیگه
‫برای خودم پیدا می‌کنم.

212
00:12:32,270 --> 00:12:34,810
‫تو این پارک دیده شده بود.

213
00:12:35,230 --> 00:12:38,900
‫ولی اینجا هیچ دختر راهنمایی‌ای
‫که فقط شورت پاش باشه نبود.

214
00:12:39,360 --> 00:12:42,900
‫ولی خب اگه بخوام به خودم
‫یه جایزۀ تشویقی بدم،

215
00:12:42,900 --> 00:12:45,780
‫اینه که از بین چهار نادکوی
‫شیکیگامی که ساخته شدن،

216
00:12:45,910 --> 00:12:49,700
‫قیافۀ نادکوی آروم به خاطر
‫چتریاش پوشیده شده.

217
00:12:50,080 --> 00:12:56,420
‫ولی خب شاهدایی که تو میدان دیدشون
‫اونو دیدن حتما شدیدا گیج شدن.

218
00:12:56,540 --> 00:12:57,630
‫اه!

219
00:12:57,630 --> 00:13:00,460
‫بعدا هم می‌شه راجع به جزئیاتش نگران بود.

220
00:13:00,670 --> 00:13:04,630
‫فعلا برم دنبال بقیۀ شاهدایی که
‫از کانبارو-سان شنیدم.

221
00:13:05,050 --> 00:13:06,140
‫خداروشکر!

222
00:13:07,090 --> 00:13:11,680
‫نادکو-چان، لباساتو بالاخره پیدا کردی!

223
00:13:14,520 --> 00:13:17,520
‫این خانم اویکورا سوداچی-سان بود.

224
00:13:17,650 --> 00:13:19,520
‫سوداچی اونه-چان بود.

225
00:13:19,610 --> 00:13:21,530
‫یه شایعه‌هایی راجع بهش شنیده بودم.

226
00:13:21,530 --> 00:13:23,530
‫از کی شنیده بودمشون؟

227
00:13:23,690 --> 00:13:26,280
‫فکر کنم سوکیهی-چان بود.

228
00:13:26,360 --> 00:13:31,040
‫اکتبر سال پیش، که با کوچیناوا-سان
‫درگیر شده بودم،

229
00:13:31,450 --> 00:13:34,210
‫سوداچی اونه-چان از این شهر رفته بود.

230
00:13:34,210 --> 00:13:38,460
‫شایعاتی شنیده بودم که
‫دور و بر آپریل امسال برگشته بود.

231
00:13:40,630 --> 00:13:41,880
‫چی شده بود؟

232
00:13:42,250 --> 00:13:47,720
‫اگه اینقدر دارن قلدری می‌کنن،
‫لازمه که راجع بهش با کسی حرف بزنی باشه؟

233
00:13:48,840 --> 00:13:53,270
‫خ-خودت چی سوداچی اونه-چان؟
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

234
00:13:54,140 --> 00:13:59,190
‫ب-ببخشید مثل قدیما
‫«سوداچی اونه-چان» صدات کردم.

235
00:13:59,270 --> 00:14:00,520
‫مشکلی نیست.

236
00:14:02,270 --> 00:14:03,980
‫خودم چی؟

237
00:14:04,280 --> 00:14:06,950
‫با دانشگاه که کنار نمی‌اومدم ترکش کردم،

238
00:14:06,950 --> 00:14:09,030
‫و وقتمو اینجا به کتاب خوندن می‌گذرونم.

239
00:14:10,490 --> 00:14:13,620
‫فکر کنم حدودای سال اول دبیرستانم بود.

240
00:14:13,620 --> 00:14:16,210
‫زیاد به این پارک می‌اومدم.

241
00:14:16,210 --> 00:14:18,580
‫خونۀ سنجوگاهارا-سان همین نزدیکا بود.

242
00:14:19,000 --> 00:14:23,170
‫البته، حتی اگه اسم سنجوگاهارا-سان رو
‫بیارم هم تو نمی‌دونی کیه.

243
00:14:23,590 --> 00:14:24,800
‫می‌دونم.

244
00:14:25,260 --> 00:14:29,050
‫نزدیک بود همدیگه رو بکشیم.
‫تو دوران نادکوی خدا بود.

245
00:14:31,010 --> 00:14:34,270
‫ا-ام، سوداچی اونه-چ...

246
00:14:34,270 --> 00:14:36,230
‫نه چیزه، اویکورا-سان...

247
00:14:36,230 --> 00:14:39,560
‫گفتم مشکلی نیست مثل قدیم صدام کنی.

248
00:14:41,400 --> 00:14:45,070
‫م-موهاتو کوتاه کردی، سوداچی اونه-چان.

249
00:14:45,360 --> 00:14:50,570
‫هوم، آره، وقتی رفتم دانشگاه بود.
‫گفتم یکم تصویرمو تغییر بدم.

250
00:14:52,700 --> 00:14:54,080
‫که البته شکست خوردم.

251
00:14:55,040 --> 00:14:58,080
‫راستی بحث مدل مو باشه که
‫تو نباید چیزی بگی!

252
00:14:58,620 --> 00:15:01,250
‫خوبه که از اون وضع نیمه-لختت
‫لباس پوشیدی و بهتر شدی.

253
00:15:01,250 --> 00:15:05,340
‫ولی تازه فهمیدم،
‫رو کلت چه خبره؟

254
00:15:05,500 --> 00:15:10,130
{\an8}‫ها راستی. نادکوی فعلی موهاش خیلی کوتاه.
‫اینقدر کوتاهه که نمی‌بینمش.

255
00:15:10,130 --> 00:15:12,220
{\an8}‫در عوض نادکوی آروم دختر چتریه.

256
00:15:12,550 --> 00:15:15,850
‫که یعنی توی این لحظه نه تنها لباس پوشیدم،

257
00:15:15,850 --> 00:15:18,350
‫بلکه موهامو هم کوتاه کردم.

258
00:15:18,480 --> 00:15:20,850
‫موهاتو اینقدر کوتاه کردن.

259
00:15:21,020 --> 00:15:23,230
‫دارم از تجربۀ خودم هم حرف می‌زنم،

260
00:15:23,480 --> 00:15:25,980
‫ولی نباید بپذیریش و با گریه بخوابی.

261
00:15:26,150 --> 00:15:28,990
‫ن-نه مشکلی نیست. قلدری نمی‌شم.

262
00:15:28,990 --> 00:15:30,320
‫واقعا؟

263
00:15:30,320 --> 00:15:33,490
‫یعنی چون دلت می‌خواست داشتی
‫اونجوری راه می‌رفتی؟

264
00:15:33,490 --> 00:15:36,870
‫چ-چون دلم می‌خواست بود.

265
00:15:37,040 --> 00:15:41,000
‫که اینطور. پس چون دلت می‌خواست
‫اون کارو می‌کردی.

266
00:15:43,750 --> 00:15:47,880
‫خب، هر کسی تفریحات خودشو داره دیگه.

267
00:15:48,760 --> 00:15:51,760
‫نادکو-چان، یکم عوض شدی.

268
00:15:53,470 --> 00:15:58,770
‫راستش، قطعا نمی‌خوای داستان راجع به
‫وقتی که دانش‌آموز ابتدایی بودی بشنوی.

269
00:15:59,100 --> 00:16:04,480
‫ولی قدیما، خیلی...
‫می‌دونی...

270
00:16:05,020 --> 00:16:07,360
‫از سر مهربونی بقیشو نگفت.

271
00:16:07,480 --> 00:16:11,490
‫ولی چیزی که می‌خواست بگه رو گرفتم.
‫کاملا گرفتمش.

272
00:16:11,950 --> 00:16:14,700
‫خب نمی‌دونم که چی شده،

273
00:16:14,700 --> 00:16:19,120
‫ولی اینکه می‌تونی اینقدر خودت رو
‫بروز بدی شاید نشانۀ رشدته؟

274
00:16:19,830 --> 00:16:23,330
‫من نمی‌تونستم اونجوری رشد کنم.

275
00:16:23,500 --> 00:16:26,380
‫نمی‌تونستم تصویرمو عوض کنم.

276
00:16:26,880 --> 00:16:28,250
‫دانشگاه رفتن رو امتحان کردم.

277
00:16:28,710 --> 00:16:30,130
‫کوتاه کردن موهامو امتحان کردم.

278
00:16:30,510 --> 00:16:33,010
‫زندگی تنهایی رو امتحان کردم.

279
00:16:33,760 --> 00:16:36,260
‫ولی آخرش همون کسی بودم که بودم.

280
00:16:36,600 --> 00:16:40,020
‫دور خودم می‌چرخیدم و آخرش
‫برگشتم به جایی که ازش شروع کردم.

281
00:16:40,560 --> 00:16:42,600
‫با هیچ کاری نکردن هیچ فرقی نداره.

282
00:16:45,480 --> 00:16:48,610
‫ا-ام، سوداچی اونه-چان،

283
00:16:49,230 --> 00:16:54,070
‫من فعلا اصلا مدرسه نمی‌رم.

284
00:16:54,450 --> 00:16:55,280
‫هوم.

285
00:16:55,450 --> 00:17:01,910
‫قلدری نمی‌کردن، ولی خب، 
‫تو کلاس یه اتفاق مشکل‌سازی رخ داد.

286
00:17:02,080 --> 00:17:05,670
‫خیلی خرابکاری کردم.
‫به خاطر همین دیگه نتونستم برم.

287
00:17:06,040 --> 00:17:09,590
‫که اینطور. شاید از قبل شنیده بودی؟

288
00:17:09,800 --> 00:17:12,300
‫برای همین می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

289
00:17:12,840 --> 00:17:16,680
‫اگه اینطوره راست می‌گی.
‫من هم همینجوری بودم.

290
00:17:17,430 --> 00:17:19,510
‫پس مشکلی نداره نادکو-چان.

291
00:17:19,890 --> 00:17:24,520
‫حتما به خاطر سرنوشتی چیزی بوده که
‫اینجا دیدمت، پس بذار یه چیزی رو برات معین کنم.

292
00:17:25,060 --> 00:17:29,570
‫مدرسه نرفتن قرار نیست زندگیت رو تموم کنه.

293
00:17:34,360 --> 00:17:35,400
‫آره.

294
00:17:36,240 --> 00:17:38,120
‫واقعا تموم نمی‌شه.

295
00:17:38,820 --> 00:17:41,040
‫زندگی واقعا تموم نمی‌شه.

296
00:17:41,830 --> 00:17:44,000
‫موندم چقدر قراره ادامه داشته باشه.

297
00:17:45,920 --> 00:17:48,960
‫نکنه خانوادت بهت یه چیزی گفتن؟

298
00:17:50,420 --> 00:17:51,340
‫آره.

299
00:17:51,630 --> 00:17:55,630
‫بهم گفتن اگه نمی‌خوام مدرسه برم
‫باید عضو نیروی کار بشم

300
00:17:55,930 --> 00:17:59,050
‫انگار، باید دنبال کار بگردم.

301
00:17:59,800 --> 00:18:02,060
‫ولی نمی‌تونم این کارو بکنم.

302
00:18:02,060 --> 00:18:05,060
‫برای همین نمی‌فهمم چیکار باید بکنم.

303
00:18:06,850 --> 00:18:12,150
‫مشخصا ادامه ندادم و بگم
‫«و چهارتا شیکیگامی درست کردم».

304
00:18:14,740 --> 00:18:16,490
‫که اینطور.

305
00:18:16,490 --> 00:18:18,950
‫نمی‌دونی چیکار باید بکنی.

306
00:18:18,950 --> 00:18:23,830
‫در نتیجه
‫به بدن‌نمایی و کندن موهات رو آوردی.

307
00:18:25,910 --> 00:18:28,170
‫اینو تا حدودی به عنوان
‫اخطار به خودم می‌گم.

308
00:18:28,750 --> 00:18:34,760
‫تو راهنمایی عملا هر نظری که
‫هر کسی می‌داد رو جدی می‌گرفتم.

309
00:18:35,340 --> 00:18:40,010
‫نمی‌تونستم توهین‌های کوچک و
‫شوخی‌های بچگونه رو نادیده بگیرم.

310
00:18:40,550 --> 00:18:43,760
‫حقیقتا دروغه اگه بگم
‫دیگه اونجوری نیستم.

311
00:18:45,520 --> 00:18:49,270
‫ولی فکر نکنم کار درستی بوده باشه.

312
00:18:50,980 --> 00:18:55,440
‫یعنی وقتی گفتن باید کار کنم جدی نبودن؟

313
00:18:55,730 --> 00:18:57,530
‫نه لزوما.

314
00:18:57,990 --> 00:19:02,320
‫ولی فکر نکنم که بخوان با
‫فشار اوردن به یه چیز غیرممکن اذیتت کنن.

315
00:19:02,320 --> 00:19:05,910
‫تو دلشون می‌خوان که لوست کنن،
‫ولی با گفتن یه چیز خشن،

316
00:19:05,910 --> 00:19:08,660
‫فکر کنم می‌خوان خودشون رو تنبیه کنن.

317
00:19:10,290 --> 00:19:12,290
‫بعد از اخطارهام به خودم،

318
00:19:12,290 --> 00:19:15,300
‫خودم رو نادیده می‌گیرم و
‫تو رو نصیحت می‌کنم.

319
00:19:15,670 --> 00:19:19,430
‫فکر نکن که این نظر خشن 
‫تمام وجود والدینته.

320
00:19:19,930 --> 00:19:24,390
‫ممکنه تو دلشون از گفتن این حرف
‫بهت پشیمون باشن.

321
00:19:24,810 --> 00:19:26,810
‫ممکنه که بهت گفته باشن که باید کار کنی،

322
00:19:26,810 --> 00:19:30,190
‫ولی ممکنه در حقیقت بخوان بری دبیرستان.

323
00:19:30,690 --> 00:19:35,690
‫وجه ظاهری حرف‌هاشون رو قطعی
‫در نظر نگیر، و دقت کن که خود حقیقیشونو ببینی.

324
00:19:36,110 --> 00:19:39,030
‫اگه نبینی، وضعیت ممکنه جوری بشه که
‫به حرف‌هاشون

325
00:19:39,030 --> 00:19:40,860
‫با تمام وجود گوش می‌دی،

326
00:19:40,860 --> 00:19:44,580
‫اما باعث ناراحتیشون می‌شی.

327
00:19:45,200 --> 00:19:48,080
‫حس می‌کنی که هر کاری که
‫بهت می‌گن رو می‌کنی،

328
00:19:48,080 --> 00:19:52,880
‫ولی اگه اون سمت دیگه فکر کنه که
‫اوضاع جوری که می‌خوان پیش نمی‌ره چی؟

329
00:19:52,880 --> 00:19:55,420
‫هیچ رابطه‌ای از این ناراحت‌کننده‌تر نیست.

330
00:19:56,880 --> 00:19:58,920
‫مشکلی نداره نادکو-چان.

331
00:19:59,260 --> 00:20:02,680
‫حتی اگه مطمئن نباشی که تو آینده
‫چه اتفاقی برات می‌افته...

332
00:20:02,680 --> 00:20:05,890
‫تا وقتی که زنده هستی حداقل
‫می‌تونی یه آدم بزرگ بشی.

333
00:20:07,010 --> 00:20:10,020
‫پس... نگران نباش.

334
00:20:15,520 --> 00:20:18,480
‫امروز قصد داشتم کل روز رو بپیچونم،

335
00:20:18,480 --> 00:20:21,740
‫ولی با حرف زدن باهات
‫یکم انگیزه گرفتم.

336
00:20:22,240 --> 00:20:24,870
‫لااقل کلاسای بعدازظهر رو می‌تونم برم.

337
00:20:27,200 --> 00:20:30,200
‫یادم نمی‌آد بهش انگیزه‌ای داشته باشم.

338
00:20:30,200 --> 00:20:35,460
‫ولی خوشالم که تونستم یه محرکی
‫برای سوداچی اونه-چان باشم.

339
00:20:35,630 --> 00:20:39,380
‫قبل از جدا شدن بهم شمارش رو داد.

340
00:20:39,960 --> 00:20:42,800
‫هروقت مشکلی داشتی کمکت می‌کنم.

341
00:20:42,800 --> 00:20:46,140
‫پس نادکو-چان، لطفا شب 
‫با گریه سر چیزی نخواب.

342
00:20:47,850 --> 00:20:54,140
‫اگه بهم اعتماد کنی،
‫درد واقعی رو نشونشون می‌دن.

343
00:20:54,480 --> 00:20:56,520
‫یه چیز خیلی ترسناک گفت.

344
00:20:57,270 --> 00:21:00,780
‫جدای از توصیه، یه راهنمایی زیرکانه هم گرفتم.

345
00:21:01,110 --> 00:21:04,110
‫اگه گفت‌وگومون یکم دیگه
‫ادامه پیدا می‌کرد،

346
00:21:04,110 --> 00:21:07,160
‫شاید خودم هم به اون راهنمایی می‌رسیدم.

347
00:21:08,240 --> 00:21:15,540
‫انگاری که یه تواقف ناگفته داشتیم،
‫اسم یه آشنای مشترکمون رو نیاوردیم.

348
00:21:16,290 --> 00:21:19,750
‫با راه‌های میانبر متعدد، اون اطراف گشتم.

349
00:21:20,550 --> 00:21:22,170
‫طبق گفتۀ کانبارو-سان،

350
00:21:22,260 --> 00:21:27,140
‫گزارش‌های مشاهدۀ نادکوی آروم
‫از «اینور اونور» می‌اومده.

351
00:21:27,850 --> 00:21:32,470
‫اگه برداشت اولیۀ این پیاده‌روی
‫بی‌هدفی و بی‌مقصدیش بوده

352
00:21:32,470 --> 00:21:37,150
‫و صرفا بدون منظور می‌گشته،
‫برداشت ثانویه اینه که

353
00:21:37,610 --> 00:21:43,320
‫داشته از مقصدی که در واقع
‫می‌خواسته اونجا بره دوری می‌کرده.

354
00:21:43,320 --> 00:21:49,490
‫در نتیجه، به نظر می‌رسه که داره نیمه‌لخت
‫همه‌جا جز اونجا می‌گرده.

355
00:21:49,950 --> 00:21:53,580
‫بنابراین همۀ موقعیت‌های مشاهده رو
‫با خط به هم وصل کردم،

356
00:21:53,580 --> 00:21:56,710
‫و دیدم که وسط اون چندضلعی چی هست.

357
00:21:56,710 --> 00:21:58,670
‫شاید این موقعیت...

358
00:22:05,420 --> 00:22:07,090
‫ناراضی؟
‫یه بچۀ آدم مشکل‌دار

359
00:22:07,090 --> 00:22:08,760
‫بدشانس؟
‫برای غیرانسان‌ها

360
00:22:08,760 --> 00:22:10,430
‫خوشحال باش!
‫بدون زمان هدف داشته باش

361
00:22:10,430 --> 00:22:12,060
‫چون که زنده‌ای

362
00:22:12,060 --> 00:22:13,720
‫هم گذشته‌ای که ازش چشم برگردوندی

363
00:22:13,720 --> 00:22:15,390
‫هم یه آیندۀ حوصله‌سربر

364
00:22:15,390 --> 00:22:16,350
‫مشاوره

365
00:22:16,350 --> 00:22:17,310
‫ای بابا

366
00:22:17,310 --> 00:22:18,810
‫تمام دوران و مکان
‫ایول، ایول

367
00:22:18,810 --> 00:22:19,860
‫ناراضی؟

368
00:22:20,400 --> 00:22:21,610
‫بدشانس؟

369
00:22:22,070 --> 00:22:23,280
‫خوشحال باش!

370
00:22:23,730 --> 00:22:24,860
‫نامیرا

371
00:22:31,620 --> 00:22:33,740
‫می‌گم، چرا

372
00:22:33,740 --> 00:22:35,830
‫حس می‌کنم که یجورایی دارم می‌جنگم؟

373
00:22:35,830 --> 00:22:37,120
‫نمی‌تونم لمس کنم و نمی‌خوام لمس کنم

374
00:22:37,120 --> 00:22:38,790
‫خودم، خودم، خودم،
‫و خودم از گذشته

375
00:22:38,790 --> 00:22:40,420
‫خیلی وقته که مردم

376
00:22:40,420 --> 00:22:42,040
‫با یه روح شفاف می‌جنگم

377
00:22:42,040 --> 00:22:45,130
‫در اعماق یک خاطرۀ دردناک و بچگانه

378
00:22:45,130 --> 00:22:47,050
‫ناامید شدی؟ دیگه نیست

379
00:22:47,050 --> 00:22:48,760
‫عه؟ اونو بیشتر دوست داری؟ عجیبه

380
00:22:48,760 --> 00:22:52,180
‫من، اینطور که هستم، شفاف هستم؟

381
00:22:52,180 --> 00:22:53,760
‫چرته
‫یه لقب که ناپدید نمی‌شه

382
00:22:53,760 --> 00:22:55,430
‫آره! می‌شه گفت یه علاقس

383
00:22:55,430 --> 00:22:57,690
‫انگار که جن‌زده شدی

384
00:22:57,690 --> 00:22:59,400
‫این هم تموم شد و

385
00:22:59,400 --> 00:23:04,110
‫نمی‌ره
‫من گذشته

386
00:23:04,190 --> 00:23:04,690
‫نامیرا

387
00:23:04,690 --> 00:23:06,070
‫هنوز نمردم

388
00:23:06,070 --> 00:23:08,030
‫یه زنجیر و تو و تو

389
00:23:08,030 --> 00:23:11,700
‫زنده بودن تغییر کردنه

390
00:23:11,700 --> 00:23:15,330
‫با نارضایتی راضی نباش

391
00:23:15,330 --> 00:23:19,170
‫اگه تلاش نکنی خوشحال بشی ترسویی

392
00:23:19,170 --> 00:23:22,130
‫این دنیا و این دنیا یه فانتزی عجیب عجیبن

393
00:23:22,130 --> 00:23:25,210
‫بعدش یه شیطان ظاهر می‌شه یا یه مار؟

394
00:23:25,210 --> 00:23:28,670
‫داستان بعد از ملاقات بالاخره شروع می‌شه

395
00:23:28,670 --> 00:23:30,630
‫انسانه یا هیولا؟

396
00:23:30,630 --> 00:23:32,600
‫برگردیم به موضوع فعلی
‫ایول، ایول

397
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
   :مترجمان

398
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
AcknoV  &  Nekoyeet

399
00:22:02,840 --> 00:22:22,840
   :مترجمان

400
00:22:02,840 --> 00:22:22,840
AcknoV  &  Nekoyeet

