﻿1
00:00:03,230 --> 00:00:05,230
‫کتاب‌های مرجع

2
00:00:30,380 --> 00:00:31,380
‫نادکو در مقابل نادکو

3
00:00:33,880 --> 00:00:34,880
‫نبرد نهایی

4
00:00:36,390 --> 00:00:37,640
‫پرده‌ها برداشته می‌شوند

5
00:01:19,890 --> 00:01:20,890
‫نفر اول، شکت خورد

6
00:01:47,460 --> 00:01:48,460
‫نفر دوم، شکست خورد

7
00:04:01,970 --> 00:04:04,970
‫قسمت صفر ناده‌مونوگاتاری
‫نقاشی نادکو، قسمت پنج
‫پخش شماره شش سری فرعی

8
00:04:06,220 --> 00:04:08,220
‫نقشۀ بزرگی که روش فکر کردم-
‫عملیات بزرگ برای شکست دادن نادکوی خدا

9
00:04:16,730 --> 00:04:21,860
‫شورتی شورتی شورتی

10
00:04:25,240 --> 00:04:26,490
‫شورت
‫کفش سالن
‫مبلغ کل: 0 ین

11
00:04:40,960 --> 00:04:41,840
‫نقشه A

12
00:04:44,970 --> 00:04:48,930
‫شورتی شورتی شورتی

13
00:04:48,930 --> 00:04:53,600
‫شورتی شورتی شورتی
‫خدا

14
00:04:53,600 --> 00:04:54,600
‫نقشۀ B

15
00:05:21,630 --> 00:05:23,380
‫کتاب قوانین نامحدود

16
00:06:44,840 --> 00:06:47,090
‫کتاب‌فروشی هارویا
‫24 ساعت شبانه روز باز است

17
00:07:21,540 --> 00:07:26,050
‫دیانهوس سوپربوس

18
00:07:31,800 --> 00:07:34,300
‫نمایشگاه کتاب

19
00:10:18,260 --> 00:10:23,010
‫قربانی

20
00:11:52,190 --> 00:11:53,440
‫یک طرفه

21
00:12:15,330 --> 00:12:16,090
‫تامیکورا-سو

22
00:12:44,200 --> 00:12:45,950
‫در ورودی دبیرستان نائوئتسو

23
00:15:30,150 --> 00:15:30,950
‫کویومی اونی-سان

24
00:20:26,780 --> 00:20:27,540
‫خوابش برد

25
00:20:27,540 --> 00:20:28,290
‫زیادی بی‌خیاله

26
00:20:58,940 --> 00:20:59,360
‫دختر جوان بلوند چشم‌طلایی

27
00:21:00,360 --> 00:21:00,780
‫کیس-شات آسرولا-اوریون
‫هارت-آندر-بلید سابق

28
00:21:01,780 --> 00:21:02,190
‫اوشینو شینوبو

29
00:21:28,220 --> 00:21:29,850
{\an7}‫واقعی

30
00:21:28,220 --> 00:21:29,850
{\an9}‫ساخته شده توسط نادکو

31
00:21:38,360 --> 00:21:39,860
{\an7}‫واقعی

32
00:21:38,360 --> 00:21:39,860
{\an9}‫ساخته شده توسط نادکو

33
00:21:41,610 --> 00:21:42,480
‫دونات‌های مغازۀ معروف

34
00:22:08,510 --> 00:22:09,260
‫شایعه‌ها به واقعیت می‌پیوندن؟
‫محتوای یه مجله  که فقط جلدشو بکشی چی؟
‫آب مایع می‌شه؟

35
00:22:10,510 --> 00:22:11,010
‫فیل کوچک//مرد خوشتیپ
‫مورچۀ بزرگ//فردی که وجود داره
‫گیاهان//موجودات فضایی
‫واقعه‌های طبیعی//ارواح
‫صحنه‌ها//ماشین زمان

36
00:22:12,010 --> 00:22:16,270
‫آفرین!

37
00:22:58,020 --> 00:22:59,270
‫حس کردم که خالی شدم

38
00:22:59,270 --> 00:23:00,520
‫و به همین سادگی

39
00:23:00,520 --> 00:23:01,770
‫احساس کردم که طلسمم رفع شد

40
00:23:19,000 --> 00:23:27,510
‫اوتوری-کوی

41
00:24:43,620 --> 00:24:49,590
‫باخت

42
00:24:53,590 --> 00:24:55,720
‫باخت

43
00:25:37,550 --> 00:25:39,010
‫برنده

44
00:26:07,790 --> 00:26:09,540
‫مارافسای

45
00:26:31,440 --> 00:26:32,940
‫ناده‌مونوگاتاری
‫قسمت صفر
‫پایان

46
00:26:32,940 --> 00:26:34,940
‫لطفا منتظر اثر بعدی سنگوکو نادکو-سنسی باشید!

47
00:00:51,900 --> 00:00:53,860
‫به درک. عجب دردسری.

48
00:00:58,030 --> 00:00:59,660
‫جفتتونو می‌کشم!

49
00:01:00,740 --> 00:01:02,080
‫یک

50
00:01:23,970 --> 00:01:25,270
‫دو

51
00:02:07,560 --> 00:02:08,140
‫درسته.

52
00:02:08,560 --> 00:02:12,150
‫ساده بگم. جفتشون لاف بودن.

53
00:04:06,220 --> 00:04:08,220
‫حقه‌ها رو رو می‌کنیم.

54
00:04:08,220 --> 00:04:14,730
‫اساسا قضیه از این قرار بود با گذاشتن صدتا
‫نادکوی شورتی به‌عنوان شیکیگامی در سراسر فروشگاه،

55
00:04:14,730 --> 00:04:16,730
‫نادکوی خدا یه «دیوار از نادکوها» درست کرد.

56
00:04:17,110 --> 00:04:21,860
‫و اگه قضیه از این قرار بود، فکر
‫کردم که بتونیم بین اون صدتا قاطی بشیم.

57
00:04:22,400 --> 00:04:26,490
‫چندتا شورت و کفش سالن کشیدم و سه بعدی‌شون کردم.

58
00:04:27,120 --> 00:04:31,290
‫درست مثل توانایی تولید ماده که هارت آندر بلید سابق داره.

59
00:04:31,540 --> 00:04:36,920
‫خب، من تونستم یه اسکنه که یه
‫شیکیگامی نبود رو داخل کاغذ مهر کنم.

60
00:04:36,920 --> 00:04:40,670
‫فقط فکر کردم که برعکسشم می‌تونم انجام بدم.

61
00:04:40,960 --> 00:04:44,130
‫ایدۀ قاطی شدن بین دستۀ نادکوهای شورتی

62
00:04:44,130 --> 00:04:47,470
‫رو فکر کردم که ایدۀ بدی نباشه.

63
00:04:47,470 --> 00:04:52,890
‫اما برای اجرا اون نقشه، 
‫به یه نقشۀ دام نیاز بود.

64
00:04:53,180 --> 00:04:58,520
‫برای همین نادکوی خشمو دوباره
‫بعد از تغییر طراحیش فعال کردم.

65
00:04:58,520 --> 00:05:00,270
‫بعد از اون، یه کار دیگه هم کردم.

66
00:05:00,270 --> 00:05:03,860
‫نادکوی فعلیو به‌عنوان یه
‫شخصیت کشیدم و سه بعدیش کردم.

67
00:05:04,240 --> 00:05:07,110
‫درسته. من دوتا شیکیگامی رو همزمان فعال کردم.

68
00:05:08,070 --> 00:05:10,620
‫نادکوی خشم که به‌عنوان
‫نادکوی فعلی لباس پوشیده،

69
00:05:10,830 --> 00:05:14,290
‫.و یه شیکیگامی، نادکوی فعلی(نسخۀ شیکیگامی)

70
00:05:14,290 --> 00:05:17,120
‫هردوتاشونو پابه‌پای هم به سمت نادکوی خدا دووندم.

71
00:05:18,000 --> 00:05:23,380
‫از اونونوکی چان خواستم که با کتاب قوانین
‫نامحدودش یه مسیر مستقیم برای تحقق اون درست کنه.

72
00:05:24,720 --> 00:05:29,390
‫ولی با توجه به نتایج، اوضاع دقیقا
‫اونطور که فکر می‌کردم پیش نرفت.

73
00:05:29,390 --> 00:05:30,510
‫اصلا خوب نبود.

74
00:05:31,260 --> 00:05:35,560
‫در نهایت، من الآن اینجوری
‫هستم چون اون‌ جور آدمی قبلا بودم.

75
00:05:36,690 --> 00:05:41,070
‫ولی به‌نظرم تو به وضوح
‫خیلی با نادکوی خدا فرق داری.

76
00:05:41,360 --> 00:05:45,280
‫شاید «فرق داشتن» واژۀ درست
‫نباشه، پس باید بگم تو «تغییر کردی».

77
00:05:45,820 --> 00:05:49,660
‫تو کسی بودی که بیشتر از همه در معرض خطر بود.
‫شکی در اون نیست.

78
00:05:50,100 --> 00:05:52,680
‫همه‌شون شیکیگامی‌های ساختگی بودن.

79
00:05:52,700 --> 00:05:56,330
‫ولی تو، یه موجود زنده، خودتو
‫توی خطرناک‌ترین وضعیت قرار دادی.

80
00:05:56,540 --> 00:05:59,670
‫همون دلیل واسه قدردانی کردن ازت کافیه.

81
00:06:00,750 --> 00:06:03,880
‫تو کاملا با نادکوی خدا فرق داری،
‫که توی یه جای امن موند.

82
00:06:04,420 --> 00:06:06,800
‫تو دیگه کسی که قبلا بودی نیستی.

83
00:06:09,980 --> 00:06:13,810
‫تا حالا همچین کلماتی نشنیده
‫بودم که اینقدر خوشحالم کنن.

84
00:06:14,350 --> 00:06:19,690
‫ولی در عین حال،
‫اونا کلمات ناراحت‌کننده‌ای هم بودن.

85
00:06:20,350 --> 00:06:24,400
‫خب، اگه بخوای یاد شیکیگامی‌ها که جاتو گرفتن رو زنده نگه داری،

86
00:06:24,570 --> 00:06:30,200
‫چرا از این تجربه، اون احساسات، استفاده
‫نکنی و بکشیشون تا بتونی یادشونو حفظ کنی؟

87
00:06:31,910 --> 00:06:33,240
‫بکشمشون...

88
00:06:34,370 --> 00:06:36,540
‫...تا یادشونو حفظشون کنم، ها؟

89
00:06:37,160 --> 00:06:42,380
‫بکشمشون، و به‌عنوان یه اثر از
‫خودم، و یه خاطره، حفظشون کنم

90
00:06:42,790 --> 00:06:44,840
‫اون به‌کنار، ناده کوه...

91
00:06:45,170 --> 00:06:47,510
‫این دفعه حتما « دور کردن مردم

92
00:06:47,510 --> 00:06:50,180
‫به‌خاطر کم‌رویی اطرافشون»
‫از این ساختمون رفته.

93
00:06:50,470 --> 00:06:53,100
‫بهتره که اینجا رو ترک کنی.

94
00:06:53,970 --> 00:06:57,770
‫بقیه کاراش با من.
‫به‌هرحال من یه متخصصم.

95
00:06:58,100 --> 00:07:02,270
‫کار اصلی از اینجا به بعد یه
‫حوزه فقط برای حرفه‌ای‌هاست.

96
00:07:02,440 --> 00:07:05,570
‫ساده بگم، وجودت اینجا دیگه لازم نیست.

97
00:07:07,440 --> 00:07:08,860
‫همین دلیل به اندازه کافی‌ای هست که

98
00:07:08,860 --> 00:07:11,610
‫بری به‌جایی نیاز هست اونجا باشی، ناده کوه.

99
00:07:12,660 --> 00:07:17,790
‫سنگوکو نادکو. یه‌جایی هست که نیازه بری اونجا، نه؟

100
00:07:19,040 --> 00:07:21,170
‫آره، هست.

101
00:07:21,790 --> 00:07:22,880
‫درسته

102
00:07:23,210 --> 00:07:26,050
‫هنوز واقعا تموم نشده.

103
00:07:39,310 --> 00:07:40,810
‫سلام علیکم، سنگوکو چان.

104
00:07:41,100 --> 00:07:42,440
‫می‌آی بریم دوردور؟

105
00:07:45,730 --> 00:07:47,690
‫خب، من دارم می‌رم سمت...

106
00:07:47,900 --> 00:07:50,030
‫نگران نباش، می‌دونم کجا بریم.

107
00:07:50,150 --> 00:07:52,070
‫اینطور نیست که من یه دختر راهنمایی

108
00:07:52,070 --> 00:07:56,200
‫که فقط شورت پوشیده رو واسه هیچی
‫بعد از جدا شدن از تو دنبال کرده باشم.

109
00:07:58,620 --> 00:08:00,040
‫اوگی سان.

110
00:08:00,500 --> 00:08:03,420
‫تو چی می‌دونی، اوگی سان؟

111
00:08:03,750 --> 00:08:05,540
‫من چیزی نمی‌دونم.

112
00:08:06,000 --> 00:08:08,420
‫چیزیه که تو می‌دونی، سنگوکو چان.

113
00:08:18,970 --> 00:08:26,230
‫اوشینو ممه سان یه بار بهم گفت «قربانی.»

114
00:08:26,980 --> 00:08:29,530
‫فکر می‌کنم که واقعا یه قربانی بودم.

115
00:08:30,190 --> 00:08:36,030
‫ولی اینم درسته که واسه من راحت‌تر
‫بود که به‌عنوان یه «قربانی» زندگی کنم.

116
00:08:36,950 --> 00:08:42,160
‫دوست داشته شده، مورد سرزنش قراره گرفته، منفور، نفرین شده.

117
00:08:42,910 --> 00:08:46,670
‫من دستخوش همۀ اونا شدم.
‫من عامل هیچ‌کدوم از اون اعمال نبودم.

118
00:08:47,880 --> 00:08:54,130
‫ولی می‌تونم بگم که اون موقع، درباره اینکه
‫توسط دیگران دوست داشته بشم فکر نمی‌کردم؟

119
00:08:54,760 --> 00:08:58,300
‫می‌تونم بگم که هیچ‌وقت واسه کسی
‫کاری نکردم که ازم کینه به دل داشته باشه؟

120
00:08:58,890 --> 00:09:02,220
‫می‌تونم بگم هیچ‌وقت کاری نکردم که مورد تنفر قرار بگیرم؟

121
00:09:02,930 --> 00:09:06,730
‫می‌تونم بگم هیچ‌وقت کاری نکردم که نفرین بشم؟

122
00:09:09,020 --> 00:09:13,440
‫هیچ ایده‌ای به‌کل ندارم که
‫دربارۀ چی داری حرف می‌زنی.

123
00:09:13,780 --> 00:09:17,870
‫چیه؟ می‌خوای بگی که توی اون
‫روی قضیه‌ای، ریشۀ خود قضیه‌ای؟

124
00:09:18,160 --> 00:09:20,700
‫آیا اون منطق شبیه اون نیست که آدمی
‫که بهش زور گفته شده هم اشتباه کرده؟

125
00:09:20,950 --> 00:09:22,700
‫دقیقا اونجوری نمی‌گمش.

126
00:09:22,900 --> 00:09:26,070
‫فکر می‌کنم که کاری که آدمای
‫اون‌ور قضیه کردن بدترین کار ممکنه.

127
00:09:26,500 --> 00:09:35,720
‫ولی واسه اونایی که دوستم داشتن، و دوستام...
‫من جلوشونو نگرفتم که بدترین آدم بشن.

128
00:09:36,470 --> 00:09:39,850
‫زیادی به خودم اهمیت دادم،
‫و اون کارو نکردم.

129
00:09:40,010 --> 00:09:45,640
‫با ادامه دادن به قربانی بودن تا ابد،
‫کاری کردم که همۀ کسای اطرافم خطاکار بشن.

130
00:09:46,350 --> 00:09:48,310
‫زیادی داری تابش می‌دی.

131
00:09:48,690 --> 00:09:51,860
‫ولی اون چه‌کار به الآن داره؟

132
00:09:51,980 --> 00:09:53,730
‫اونا همه‌شون مال گذ‌شتن، نه؟

133
00:09:55,150 --> 00:09:57,450
‫همه‌ش درباره الآنه.

134
00:09:57,780 --> 00:10:00,660
‫از چهارتا شیکیگامی‌ای که ساختم،

135
00:10:00,660 --> 00:10:04,910
‫من سنگوکو نادکویی که «قربانی» بود رو در نظر گرفتم

136
00:10:04,910 --> 00:10:09,000
‫و به نادکوی آروم به‌عنوان به شخص کوچیک‌تر نگاه کردم.

137
00:10:09,670 --> 00:10:12,040
‫واسه همین خیلی جدی فکر کردم که

138
00:10:12,040 --> 00:10:18,260
‫اون داره توسط بقیۀ سنگوکو نادکوها
‫هرجوری که دلشون می‌خواد استفاده می‌شه.

139
00:10:19,130 --> 00:10:23,010
‫فکر کردم همه اینا به‌خاطر این
‫که اون «قربانی» بوده اتفاق افتاده.

140
00:10:23,430 --> 00:10:27,020
‫میون اون چهارتا، نادکوی آروم از همه ضعیف‌تر بود.

141
00:10:27,350 --> 00:10:29,980
‫ولی واسه اینکه ضعیف بود،

142
00:10:29,980 --> 00:10:34,020
‫هیچ تاملی توی به‌کار کرفتن قوی‌ترا نداشت.

143
00:10:34,650 --> 00:10:38,900
‫دقیقا جوری که من به بقیه آدما سپردم که چطور زندگی کنم.

144
00:10:39,240 --> 00:10:44,790
‫نادکوی آروم جنگیدن و حتی دررفتن
‫رو هم به اون سه‌تای دیگه سپرد.

145
00:10:46,500 --> 00:10:49,500
‫داری می‌گی که همه‌چیز زیر سر نادکوی آرومه؟

146
00:10:50,170 --> 00:10:52,170
‫ولی حتی اگه از این قرار هم باشه،

147
00:10:52,170 --> 00:10:56,380
‫نادکوی آروم زیر قفسه‌های کتاب له و صاف شد، نه؟

148
00:10:57,090 --> 00:11:02,800
‫نادکوی مدرسه‌ای که زیر قفسه له
‫شد لزوما بدن اصلی نادکوی آروم نبود.

149
00:11:03,010 --> 00:11:04,890
‫مخصوصا اگه نادکوی مدرسه‌ای بوده باشه

150
00:11:04,890 --> 00:11:08,890
‫که یکی از شیکیگامی‌هایی هست که
‫نادکوی خدا در تعداد زیاد درست کرده.

151
00:11:09,190 --> 00:11:10,390
‫اگه بود؟

152
00:11:10,770 --> 00:11:12,650
‫نادکوی آروم با تابوندن،

153
00:11:12,650 --> 00:11:16,940
‫بقیه سنگوکو نادکوها، که شامل تو هم
‫می‌شه، دور انگشتاش می‌خواست چه‌کار کنه؟

154
00:11:17,740 --> 00:11:22,030
‫نادکوی آروم می‌خواست وقت بخره.

155
00:11:23,870 --> 00:11:27,290
‫می‌خواست وقت بخره تا کاری که
‫واقعا می‌خواست انجام بده رو انجام بده.

156
00:11:28,000 --> 00:11:30,540
‫درحین اینکه نادکوی لاسی توجه همه رو جلب کرده بود...

157
00:11:30,620 --> 00:11:33,420
‫درحین اینکه نادکوی خشم منتظر شیبخون بود...

158
00:11:33,580 --> 00:11:35,920
‫اون، و فقط اون...

159
00:11:36,250 --> 00:11:40,380
‫اون تنها کسی بود که داشت سعی
‫می‌کرد که کاریو که می‌خواد انجام بده.

160
00:11:41,130 --> 00:11:44,680
‫ولی اوگی سان، تو از قبل
‫حقیقتو می‌دونستی، مگه نه؟

161
00:11:45,140 --> 00:11:49,640
‫اینکه نادکوی آروم چه‌کار می‌خواست بکنه،
‫و همین الآنم می‌خواد چه‌کار بکنه.

162
00:11:50,180 --> 00:11:53,440
‫از اونجایی که مقصدمو می‌دونی...

163
00:11:54,060 --> 00:11:55,190
‫درسته.

164
00:11:55,520 --> 00:11:59,440
‫متاسفانه، من نمی‌تونم چیزی بگم که خاص باشه.

165
00:12:00,030 --> 00:12:00,950
‫درسته.

166
00:12:01,530 --> 00:12:03,360
‫برای همین من می‌خوام جلوشو بگیرم.

167
00:12:03,710 --> 00:12:07,590
‫اگه نگیرم، این داستان تموم شدنی نیست.

168
00:12:12,460 --> 00:12:14,120
‫خب، رسیدیم.

169
00:12:14,460 --> 00:12:16,090
‫کاری که پارسال می‌خواستی انجام بدی.

170
00:12:16,540 --> 00:12:18,590
‫کاری که نکرده پارسال ول کردی...

171
00:12:21,260 --> 00:12:26,180
‫این بود که سنجوگاهارا سانپای، که
‫رقیب عشقیت بود رو نکشتی، درسته؟

172
00:12:30,980 --> 00:12:33,270
‫چقدر می‌تونی اشباه زده باشی، ها؟!

173
00:12:33,440 --> 00:12:34,900
‫چطور می‌تونی قیافۀ علامه بودن بگیری

174
00:12:34,900 --> 00:12:37,570
‫ با قیافه گرفتن به نتیجه برسی وقتی اینقدر نفهمی؟!

175
00:12:37,730 --> 00:12:39,940
‫همین الآن برو دبیرستان نائوئتسو!

176
00:12:40,150 --> 00:12:42,740
‫در ورودی دبیرستان نائوئتسو!

177
00:12:58,710 --> 00:13:00,670
‫داری وقتتو تلف می‌کنی، نادکوی آروم.

178
00:13:05,470 --> 00:13:06,640
‫بی‌فایده‌ست.

179
00:13:07,140 --> 00:13:10,510
‫اون یارو دیگه اونجا نیست.

180
00:13:13,350 --> 00:13:17,770
‫هیچ‌کس برای همیشه کلاس هشتم نمی‌مونه.

181
00:13:17,900 --> 00:13:19,900
‫هیچ‌کس نمی‌تونه برای همیشه 14 ساله بمونه.

182
00:13:20,440 --> 00:13:22,940
‫اینجا موندن فایده نداره.

183
00:13:28,450 --> 00:13:31,450
‫اینجا وایسادن قرار نیست کاری برات بکنه.

184
00:13:32,580 --> 00:13:34,460
‫واسه من نکرد

185
00:13:35,620 --> 00:13:37,710
‫خیلی فجیع بد بود.

186
00:13:37,830 --> 00:13:41,170
‫هیچ‌کسی حتی با منتظر وایسادنم هم خوشحال نمی‌‌شد.

187
00:13:41,460 --> 00:13:45,010
‫اگه به سرجام خشک زدن ادامه می‌دادم،
‫فقط به همه آسیب می‌زد.

188
00:13:45,630 --> 00:13:48,840
‫واسه همین تو نمی‌تونی اینجا باشی.

189
00:13:49,300 --> 00:13:51,560
‫واسه همین اینجا نمی‌تونم باشم.

190
00:13:53,470 --> 00:13:58,650
‫تو اینو از همون اول می‌دونستی، مگه نه؟

191
00:13:58,810 --> 00:14:00,730
‫آخه من درکش کردم.

192
00:14:04,530 --> 00:14:05,740
‫ببخشید.

193
00:14:06,400 --> 00:14:08,240
‫تقصیر من بود.

194
00:14:10,120 --> 00:14:11,490
‫ببخشید.

195
00:14:18,120 --> 00:14:19,580
‫هی تو، گوش کن.

196
00:14:19,880 --> 00:14:23,380
‫هیچ‌کس همیشه تو یک جا نمی‌مونه.

197
00:14:23,670 --> 00:14:25,130
‫نه تو کلاس هشتم.

198
00:14:25,380 --> 00:14:27,090
‫نه تو کلاس دوازدهم.

199
00:14:27,090 --> 00:14:28,220
‫نه تو خدایی.

200
00:14:28,220 --> 00:14:29,800
‫نه تو خون‌آشامی.

201
00:14:29,930 --> 00:14:33,010
‫اگه اینجور کاری بکنی
‫همه ناپدید می‌شن.

202
00:14:33,600 --> 00:14:38,310
‫حتی اگه تا ابد صبر کنی شاهزادۀ
‫سوار بر اسب سفید نمی‌آد دنبالت.

203
00:14:38,310 --> 00:14:40,400
‫کفش شیشه‌ای هم بهت داده نمی‌شه

204
00:14:40,400 --> 00:14:44,280
‫حتی اگه ادای خواب بودن دربیاری
‫کسی با بوسه بیدارت نمی‌کنه.

205
00:14:45,990 --> 00:14:49,360
‫برای همین نباید اینجور جایی
‫تا ابد منتظر بمونی.

206
00:14:49,360 --> 00:14:51,200
‫بیا برگردیم به جایی که بقیه هستن.

207
00:14:51,530 --> 00:14:53,580
‫همه منتظرتن.

208
00:14:56,870 --> 00:15:00,830
‫نادکوی لاسی، نادکوی خشم و نادکوی خدا.

209
00:15:01,420 --> 00:15:04,380
‫همه منتظرتن تا
‫خودت یه کاری بکنی.

210
00:15:11,720 --> 00:15:12,890
‫پس...

211
00:15:14,810 --> 00:15:17,520
‫پس دیگه عاشقش نیستی؟

212
00:15:20,520 --> 00:15:22,150
‫خیلی عاشقشم.

213
00:15:22,770 --> 00:15:25,150
‫حتی منتظر موندن براش ایندر خوش می‌گذره.

214
00:15:25,360 --> 00:15:27,650
‫حتی خواستنش اینقدر خوشحالم می‌کنه.

215
00:15:28,440 --> 00:15:30,150
‫چیز دیگه‌ای لازم ندارم.

216
00:15:31,240 --> 00:15:34,160
‫ولی بازم دیگه دوستش نداری؟

217
00:15:34,530 --> 00:15:36,910
‫دیگه یادت نیست؟

218
00:15:37,700 --> 00:15:41,670
‫حوصلت سررفت؟ یادت رفت؟
‫دیگه برات اهمیت نداشت؟

219
00:15:42,330 --> 00:15:43,960
‫دیگه رفت؟

220
00:15:44,540 --> 00:15:47,050
‫آینده اینقدر حوصله‌سربره؟

221
00:15:47,500 --> 00:15:50,720
‫من از اون آدم بزرگا شدم؟

222
00:15:56,850 --> 00:15:59,730
‫نادکوی آروم، من...

223
00:16:02,650 --> 00:16:03,690
‫قول می‌دم.

224
00:16:05,810 --> 00:16:10,190
‫دوباره عاشق یه نفر می‌شم.
‫قول می‌دم.

225
00:16:10,780 --> 00:16:13,950
‫عاشق شدن مردمو کنار نمی‌ذارم.

226
00:16:16,080 --> 00:16:22,080
‫فراموش نمی‌کنم که منتظر موندن اینقدر
‫خوش می‌گذشت، و خواستنش اینقدر خوشحالم می‌کرد.

227
00:16:23,670 --> 00:16:27,710
‫قطعا شکستگی دلت رو
‫به شکست تبدیل نمی‌کنم.

228
00:16:28,880 --> 00:16:32,930
‫رؤیاهام رو دنبال می‌کنم، و
‫درسمو یاد نمی‌گیرم و دوباره عاشق می‌شم.

229
00:16:33,260 --> 00:16:36,800
‫اون احساس نخواستن چیز دیگه‌ای رو
‫یاد خودم می‌آرم.

230
00:16:38,430 --> 00:16:42,140
‫حواسم هست که کسی بشم که
‫می‌خواستی بشم.

231
00:16:42,430 --> 00:16:44,690
‫کسی نمی‌شم که باعث ناامیدی بقیه بشه.

232
00:16:46,310 --> 00:16:47,440
‫پس تو هم...

233
00:16:48,070 --> 00:16:49,690
‫منتظر نمون.

234
00:16:54,280 --> 00:16:56,410
‫بیا بریم به آینده.

235
00:17:09,750 --> 00:17:10,590
‫هوم.

236
00:17:22,600 --> 00:17:26,350
‫همیشه باهات می‌مونم.

237
00:17:28,940 --> 00:17:30,690
‫سختی‌هات.

238
00:17:31,190 --> 00:17:32,740
‫دردت.

239
00:17:33,530 --> 00:17:35,950
‫دل شکستگی نازنینت.

240
00:17:36,360 --> 00:17:39,950
‫همشون رو به یه مانگای جالب تبدیل می‌کنم.

241
00:17:40,370 --> 00:17:42,870
‫به داستانی تبدیلش می‌کنم
‫که به قلب مردم خوشحالی بده.

242
00:17:53,630 --> 00:17:56,510
‫سنگوکو نادکو، 15 ساله.

243
00:17:57,220 --> 00:18:00,970
‫هنوز در حال رشد، در حال بزرگ شدن،
‫هنوز در حال سردرگمی.

244
00:18:01,560 --> 00:18:03,930
‫هنوز بی‌تجربه و بی‌مهارت.

245
00:18:08,350 --> 00:18:11,980
‫فکر نکنم حالا حالاها بتونم آدم بزرگ بشم.

246
00:18:12,730 --> 00:18:17,820
‫ولی امروز، یک‌کم رشد کردم.

247
00:18:19,280 --> 00:18:20,950
UNHAPPY?
A troubled human child

248
00:18:20,950 --> 00:18:22,620
UNLUCKY?
For the inhumane

249
00:18:22,620 --> 00:18:24,290
BE HAPPY!
Aim timelessly

250
00:18:24,290 --> 00:18:25,910
Because you're alive

251
00:18:25,910 --> 00:18:27,580
A past that you looked away from too

252
00:18:27,580 --> 00:18:29,250
A boring future too

253
00:18:29,250 --> 00:18:30,210
Counseling

254
00:18:30,210 --> 00:18:31,170
Oh man

255
00:18:31,170 --> 00:18:32,670
All the times and places
Peace, peace

256
00:18:32,670 --> 00:18:33,710
UNHAPPY?

257
00:18:34,260 --> 00:18:35,460
UNLUCKY?

258
00:18:35,920 --> 00:18:37,130
BE HAPPY!

259
00:18:37,590 --> 00:18:38,720
UNDEAD

260
00:18:45,470 --> 00:18:47,600
Hey, why

261
00:18:47,600 --> 00:18:49,690
Do I somehow feel like I'm fighting?

262
00:18:49,690 --> 00:18:50,980
I can't touch and don't want to touch

263
00:18:50,980 --> 00:18:52,650
Myself, myself, myself,
and myself from the past

264
00:18:52,650 --> 00:18:54,280
I've been dead for a long time now

265
00:18:54,280 --> 00:18:55,900
I fight with a transparent ghost

266
00:18:55,900 --> 00:18:58,990
Deep in a childish and painful memory

267
00:18:58,990 --> 00:19:00,910
Disappointed? It's gone

268
00:19:00,910 --> 00:19:02,620
Oh? You like that better? That's ironic

269
00:19:02,620 --> 00:19:06,040
Am I, as I am now, what's transparent?

270
00:19:06,040 --> 00:19:07,620
Nonsense
A label that doesn't disappear

271
00:19:07,620 --> 00:19:09,290
Yes! It's basically a complex

272
00:19:09,290 --> 00:19:11,540
You seem to be possessed

273
00:19:11,540 --> 00:19:13,250
The old me

274
00:19:13,250 --> 00:19:17,970
That's wrapped up and
won't leave

275
00:19:18,050 --> 00:19:18,550
UNDEAD

276
00:19:18,550 --> 00:19:19,930
I'm not dead yet

277
00:19:19,930 --> 00:19:21,890
A chain of you and you

278
00:19:21,890 --> 00:19:25,560
To be alive is to keep changing

279
00:19:25,560 --> 00:19:29,190
Don't be satisfied
With unhappiness

280
00:19:29,190 --> 00:19:33,020
You're a coward if you don't try to be happy

281
00:19:33,020 --> 00:19:35,980
This world and this world are
A strange, strange fantasy

282
00:19:35,980 --> 00:19:39,070
Will a demon appear next or will a snake?

283
00:19:39,070 --> 00:19:42,530
The story finally begins after meeting

284
00:19:42,530 --> 00:19:44,490
Is it a human or monster?

285
00:19:44,490 --> 00:19:46,450
Returning to the subject at hand
Peace, peace

286
00:19:50,790 --> 00:19:53,250
‫این بخش پایانی، و همچنین آغازینه.

287
00:19:53,420 --> 00:19:56,380
‫بحث راجع به آینده‌ای که
‫یک روز یک خاطره می‌شه.

288
00:19:57,920 --> 00:20:01,760
‫وضعیتت رو نمی‌دونم ولی فعلا
‫قضیۀ در خونه و سیم تلفن که کنده شده بود

289
00:20:01,760 --> 00:20:05,760
‫رو برات یه جورایی پیچوندم.

290
00:20:06,430 --> 00:20:08,850
‫«حتما بهترین دوستم نادکو-چان

291
00:20:08,850 --> 00:20:13,400
‫وقتی نبودیم یهو اومده تو
‫و همه‌جور کار بدی کرده،

292
00:20:13,650 --> 00:20:16,150
‫ولی مطمئنم که قصد بدی نداشت
‫پس لطفا ببخشینش.»

293
00:20:16,400 --> 00:20:18,690
‫اینو بهشون گفتم.

294
00:20:18,980 --> 00:20:21,650
‫پس خلاصش اینه که چیزیو نپیچونده.

295
00:20:32,790 --> 00:20:35,880
‫ولی اینجوری تحقیرآمیز نگاهش نکن.

296
00:20:39,000 --> 00:20:43,340
‫درسته که کامل نیست،
‫ولی خواهر کوچک اربابمه.

297
00:20:43,550 --> 00:20:46,300
‫به عنوان یک خون‌آشام، یک شبح خون،

298
00:20:46,550 --> 00:20:49,560
‫می‌شه اگه ارتباط خونی داشته باشن
‫با سایۀ اون حرکت کنم.

299
00:20:49,970 --> 00:20:53,440
‫البته که منطقی نیست و 
‫دلیلی برای قایم شدن نیست،

300
00:20:53,440 --> 00:20:55,810
‫و صاحب سایه رو خیلی خسته می‌کنه.

301
00:20:56,650 --> 00:20:59,360
‫برای همین می‌گم،
‫تحقیرآمیز بهش نگاه نکن.

302
00:21:03,860 --> 00:21:06,570
‫یه هدیه برای تو، دختر چتری.

303
00:21:06,820 --> 00:21:09,580
‫یا دختر چتری سابق هستی؟

304
00:21:11,450 --> 00:21:13,960
‫گفتم اینا رو با تو بخورم.

305
00:21:14,460 --> 00:21:19,460
‫شنیدم توانایی تبدیل چیزی که کشیدی
‫به شیء سه‌بعدی به‌دست آوردی.

306
00:21:19,800 --> 00:21:24,090
‫می‌تونی امتحان کنی اینا رو بکشی و
‫آزمایشی کلی ازشون بسازی؟

307
00:21:30,220 --> 00:21:34,850
‫با موفقیت دونات‌هایی که کشیده بودم رو
‫از دوبعدی به سه‌بعدی تبدیل کردم.

308
00:21:35,350 --> 00:21:38,110
‫اما از لحاظ مزه، یه شکست فجیع بود.

309
00:21:39,320 --> 00:21:41,610
‫انگار با غذا نمی‌شه این کارو کرد.

310
00:21:43,030 --> 00:21:47,740
‫حتی با توانایی ساخت موادم هم
‫به زور می‌تونم یه چیز طبیعی درست کنم.

311
00:21:48,070 --> 00:21:51,740
‫حالا چطوره این دفعه
‫با ابزارهای دقیق آزمایش کنیم؟

312
00:21:52,700 --> 00:21:54,410
‫آزمایش؟

313
00:21:54,540 --> 00:21:58,710
‫آره. از اونجا به بعد آزمایش می‌کردیم.

314
00:21:59,210 --> 00:22:02,880
‫انگار شینوبو-چان، با ادای آزمایش 
‫درآوردن با من،

315
00:22:02,880 --> 00:22:07,010
‫در واقع داشت بهم شیوۀ استفاده
‫از این توانایی ویژه رو یاد می‌داد. وسط کار فهمیدم.

316
00:22:06,010 --> 00:22:07,010
‫یه حیوان تاکسیدرمی شده زنده می‌شه؟

317
00:22:07,930 --> 00:22:11,010
‫شینوبو-چان، خیلی بی‌احساس
‫و جوری که انگار اهمیتی نداره

318
00:22:11,010 --> 00:22:16,270
‫بهم می‌گفت که موقع کاربرد مواظب چی باشم
‫و با یه حالت مؤدبانه و دقیق بهم یاد می‌داد.

319
00:22:17,520 --> 00:22:21,860
‫راجع به اینکه چطور باید از شیکیگامی استفاده کرد
‫حقیقتا چیزی ندارم که بگم.

320
00:22:22,070 --> 00:22:26,240
‫آخه کلا دوتا دستیار ایجاد کردم
‫و هردو بار هم شکست خوردم.

321
00:22:28,450 --> 00:22:30,410
‫ا-ام، شینوبو-چان؟

322
00:22:30,740 --> 00:22:32,410
‫ها؟ چیه؟

323
00:22:37,790 --> 00:22:42,550
‫هنوز هم فکر می‌کنی که
‫اتفاقی بوده که خوشگل شدم؟

324
00:22:47,220 --> 00:22:48,300
‫«زل زدن».

325
00:22:49,340 --> 00:22:52,760
‫چی؟ کی همچین چیزی بهت گفته؟

326
00:22:53,100 --> 00:22:56,020
‫واقعا هم کسایی هستن که اینقدر بی‌رحمن.

327
00:23:06,530 --> 00:23:11,490
‫اگه یه احمق دیگه هست که
‫اینجور چیزای احمقانه می‌گه بیارش پیشم.

328
00:23:11,620 --> 00:23:13,870
‫اینو برات تضمین می‌کنم.

329
00:23:14,330 --> 00:23:16,750
‫من شاه اشباحم که 600 سال عمر کردم.

330
00:23:16,950 --> 00:23:21,500
‫خون‌آشام خون آهنین، خون آتشین
‫و خون‌سرد خطاب شدم.

331
00:23:21,500 --> 00:23:23,790
‫چندین هزار بار من رو کشتی،

332
00:23:23,790 --> 00:23:26,130
‫بعد اختیاری مقام خدایی رو که
‫اینجور قدرتی داشت کنار گذاشتی.

333
00:23:26,130 --> 00:23:29,930
‫خودت رو از اینجور قدرتی خلاص کردی
‫و تصمیم گرفتی که دوباره انسان باشی

334
00:23:30,380 --> 00:23:33,010
‫و یک زندگی شکیل تا به امروز داشته باشی
‫همونطور که الآن داری.

335
00:23:33,010 --> 00:23:35,850
‫عمرا اگه اتفاقی بوده که خوشگل شدی.

336
00:23:36,430 --> 00:23:38,810
‫می‌دونی که عمیق‌ترین نفرت
‫از عمیق‌ترین عشق نشأت می‌گیره نه؟

337
00:23:40,270 --> 00:23:41,560
‫نفرت...

338
00:23:41,770 --> 00:23:46,690
‫هوم. نمی‌دونم که چیز خوبیه یا نه،
‫ولی کسی مثل تو...

339
00:23:46,690 --> 00:23:51,700
‫حتی اگه صد بار بمیری و زنده شی
‫مطمئنم که بازم فرد پرنفرتی می‌شی.

340
00:23:57,040 --> 00:24:00,540
‫شینوبو-چان، واقعا چیزای نابودکننده‌ای می‌گی.

341
00:24:01,080 --> 00:24:07,300
‫سرآخر سوکیهی-چان تا شب خوابید
‫و بعد از اینکه باهامون شام خورد، برگشت خونه.

342
00:24:08,920 --> 00:24:11,470
‫خودشه! ایول! ایول!

343
00:24:14,850 --> 00:24:15,970
‫ناده کوه.

344
00:24:15,970 --> 00:24:18,680
‫امروز برات خبر خوب اوردم.

345
00:24:19,480 --> 00:24:22,190
‫وقتی که ماجراجویی این دفعت رو گزارش کردم،

346
00:24:22,190 --> 00:24:25,730
‫گائن-سان توجه خاصی به قدرت ویژت کرد.

347
00:24:26,020 --> 00:24:29,070
‫گفت که کاری داره که حتما
‫می‌خواد باهاش کمکش کنی.

348
00:24:29,240 --> 00:24:30,820
‫ک-کار؟

349
00:24:30,950 --> 00:24:33,410
‫آره. گفت که بسته به نتیجش،

350
00:24:33,410 --> 00:24:37,830
‫ممکنه به مرور زمان برای کمک با کارش
‫ازت کمک بخواد.

351
00:24:38,040 --> 00:24:42,080
‫این نشون می‌ده که گائن-سان چقدر
‫توی تو ارزش می‌بینه.

352
00:24:42,080 --> 00:24:43,460
‫و-وایسا ببینم.

353
00:24:43,620 --> 00:24:45,290
‫اشتباه برداشت نکنی.

354
00:24:45,290 --> 00:24:49,590
‫گائن-سان تواناییت رو به عنوان یک
‫کاربر شیکیگامی تحسین نکرد.

355
00:24:49,800 --> 00:24:53,510
‫برای آرامشت هنگام حل مشکل ارزش قائل بود.

356
00:24:54,010 --> 00:24:59,560
‫چهار شیکیگامی از کنترل خارج شدن،
‫اما تو همون روز همشونو جمع کردی.

357
00:24:59,640 --> 00:25:03,350
‫می‌شه گفت که شایستگیت از
‫هر نبوغی چشم‌گیرتره.

358
00:25:03,350 --> 00:25:08,360
‫برای همین می‌خواستی من 
‫نقشه بکشم اونونوکی-چان؟

359
00:25:08,480 --> 00:25:10,650
‫درسته، ناده کوه.

360
00:25:10,860 --> 00:25:12,610
‫به عنوان یه متخصص حرفه‌ای،

361
00:25:12,780 --> 00:25:16,620
‫و یک شیکیگامی سفت و سخت، بی‌احساس
‫و بیزینس‌مانند،

362
00:25:17,030 --> 00:25:20,830
‫برای رشد صنعتمون و برای آسایشم،

363
00:25:20,830 --> 00:25:23,500
‫کارم رو کردم تا استعداد جدید شکوفا بشه.

364
00:25:25,080 --> 00:25:30,000
‫حالا فهمیدی چرا با کسی مثل تو
‫مهربون بودم نه؟

365
00:25:31,340 --> 00:25:33,880
‫آره، فهمیدم.

366
00:25:34,430 --> 00:25:38,140
‫اونونوکی-چان دروغگوی خیلی بدیه.

367
00:25:39,850 --> 00:25:44,440
‫هنوز سنت کمه، برای همین گائن-سان کارای
‫بی‌ملاحظه‌ای رو بهت نمی‌ده.

368
00:25:44,770 --> 00:25:48,020
‫و مسلما هنوز می‌تونی برای
‫مانگاکا شدن تلاش کنی.

369
00:25:49,400 --> 00:25:54,200
‫محدودیت زمانیش متفاوته ولی
‫به عنوان جمع‌آوری منابع بهش نگاه کن.

370
00:25:54,200 --> 00:25:57,410
‫خوب نیست بتونی به دنیای جادویی نگاه بندازی؟

371
00:25:57,870 --> 00:26:01,290
‫تضمین می‌کنم که اونقدری دربیاری
‫که بتونی تنهایی زندگی کنی.

372
00:26:01,910 --> 00:26:04,830
‫فکر نمی‌کردم لب کلام اینجور چیزی باشه.

373
00:26:04,830 --> 00:26:09,540
‫فکرش رو هم نمی‌کردم که وقتی یه مار
‫من رو در بر گرفت و تسخیر کرد، اینطوری بشه.

374
00:26:09,790 --> 00:26:13,840
‫قدیما دنبال کفش‌هاش شیشه‌ای بودم
‫که از دسترسم خارج بودن،

375
00:26:13,840 --> 00:26:19,470
‫و بهم گفته شده بود که به عنوان کسی که همیشه
‫سرش پایینه، پاهام رو نادیده گرفتم.

376
00:26:19,760 --> 00:26:25,680
‫ولی انگار قراره دوتا کلاه بپوشم.
‫یکی به عنوان مانگاکا، و یکی به عنوان یه متخصص.

377
00:26:27,850 --> 00:26:30,360
‫حالا اینم زیادی هست یا نه؟

378
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
   :مترجمان

379
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
AcknoV  &  Nekoyeet

380
00:26:24,940 --> 00:26:34,940
   :مترجمان

