﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,980
‫
‫پخش شماره هشت فصل فرعی

2
00:00:00,000 --> 00:00:02,980
‫قسمت صفر وازامونوگاتاری
‫طعام آسرولا، بخش دو

3
00:00:07,980 --> 00:00:12,440
‫و واسه همین، می‌خوام ببینم چه ‌فکرایی داری، تروپیکالسک.

4
00:00:12,860 --> 00:00:17,870
‫اولا، چیزی که روی شاهدخت
‫زده شده رو نمی‌شه بهش نفرین گفت.

5
00:00:18,030 --> 00:00:19,990
‫نفرین نیست؟

6
00:00:20,370 --> 00:00:23,750
‫اون بهش یه برکت داده شده.

7
00:00:24,120 --> 00:00:29,300
‫زیبایی‌ای که اطرافیانشو افسون می‌کنه ذاتشه.

8
00:00:29,300 --> 00:00:32,920
‫چنین زیبایی‌ای صرفا قابل دیدن شده.

9
00:00:34,180 --> 00:00:35,470
‫گفتی قابل دیدن شده؟

10
00:00:36,010 --> 00:00:38,430
‫بیشتر از این اعتراضمو اعلام نمی‌کنم.

11
00:00:38,430 --> 00:00:42,180
‫ولی فکر می‌کنم اون حریفی نیست که بشه
‫با همچین شکم خالی‌ای باهاش روبه‌رو شد.

12
00:00:42,560 --> 00:00:44,600
‫من تصمیمو درباره اون گرفتم.

13
00:00:44,890 --> 00:00:48,560
‫اون زن اولین چیزیه که می‌ره تو شکم خالیم.

14
00:00:50,520 --> 00:00:52,230
‫به‌روی چشم.

15
00:00:52,690 --> 00:00:59,450
‫پس من یه سری تحقیق دربارۀ
‫اینکه راهی هست یا نه می‌کنم.

16
00:01:03,200 --> 00:01:07,370
‫اما من بعدش دوبار دیگه عجول‌بازی دراوردم.

17
00:01:07,370 --> 00:01:12,340
‫من سمت شاهدخت زیبا پریدم و زندگیمو از دست دادم.

18
00:01:13,380 --> 00:01:16,300
‫برازندۀ اسمم «سوئساید مستر» هست.

19
00:01:24,350 --> 00:01:26,850
‫بعد از پنج بار مرگ دیگه خیلی تابلو بود.

20
00:01:27,480 --> 00:01:32,940
‫آماده کردن این غذای خام روش‌های شدیدتری نیاز داره.

21
00:01:33,730 --> 00:01:36,860
‫کاری که باید بکنم اینه که طرز فکرمو تغییر بدم.

22
00:01:37,820 --> 00:01:43,200
‫و علاوه بر اون، شاهدخت آسرولا،
‫من طرز فکر تو رو هم تغییر می‌دم.

23
00:01:43,830 --> 00:01:48,080
‫یعنی برای اینکه منو بخوری،

24
00:01:48,080 --> 00:01:54,210
‫باید طرز فکرمو عوض کنم، سوئساید مستر؟

25
00:01:54,800 --> 00:01:57,050
‫وضعی که الآن توش هستی

26
00:01:57,050 --> 00:02:03,010
‫به‌نظر بیشتر از زیبایی خودت
‫ریشه می‌گیره تا نفرین اون ساحره.

27
00:02:03,390 --> 00:02:10,230
‫اگه اینطوره، اقدامات متقابلی که انجام می‌دیم
‫نباید علیه ساحره، بلکه علیه زیبایی خودت باشه.

28
00:02:11,810 --> 00:02:13,270
‫به‌عبارت دیگه،

29
00:02:13,400 --> 00:02:18,110
‫تو صرفا نباید خیلی زیبا باشی.
‫این چیزیه که می‌گم.

30
00:02:19,740 --> 00:02:22,490
‫می‌تونی تظاهر کنی که اینطوریه.

31
00:02:23,330 --> 00:02:25,450
‫تظاهر؟

32
00:02:26,160 --> 00:02:31,040
‫ساده بگم، تظاهر کن یه آدم شرور هستی.

33
00:02:32,210 --> 00:02:34,170
‫بد رفتار کن.

34
00:02:41,890 --> 00:02:44,180
‫اون ظاهری که داری کارساز نیست.

35
00:02:44,510 --> 00:02:49,230
‫از حالا به بعد، وقتی عمیق تو فکری دست به سینه شو.

36
00:02:49,980 --> 00:02:52,310
‫د-دست به سینه بشم؟

37
00:02:52,940 --> 00:02:57,320
‫از حالا به بعد، لباسایی بهت می‌دم
‫که طراحی اجق وجق‌تری دارن.

38
00:02:57,860 --> 00:03:00,570
‫باید با دستای خالی مستقیم از بشقاب غذا بخوری.

39
00:03:00,820 --> 00:03:02,700
‫ب-با دستای خالی؟

40
00:03:03,160 --> 00:03:07,200
‫و-ولی، سوئساید مستر، من...

41
00:03:07,330 --> 00:03:11,580
‫و از اون جوری «من» گفتن دست برمی‌داری، شاهدخت آسرولا.

42
00:03:12,000 --> 00:03:15,250
‫از این به‌بعد، به خودت متکبرانه‌تر «من» بگو.

43
00:03:15,790 --> 00:03:18,090
‫«من» متکبرانه‌تر؟

44
00:03:23,140 --> 00:03:24,350
‫فهمیدم.

45
00:03:24,890 --> 00:03:27,100
‫نه، گرفتم.

46
00:03:27,640 --> 00:03:29,100
‫از حالا به بعد، من...

47
00:03:29,100 --> 00:03:34,610
‫نه، من نهایت تلاشمو می‌کنم که رفتارم پست به‌نظر بیاد.

48
00:03:35,190 --> 00:03:36,190
‫زور می‌زنم.

49
00:03:37,780 --> 00:03:43,700
‫شاید بهتر باشه که اسم زیبا و ناز «شاهدخت آسرولا»ت رو هم تغییر بدی.

50
00:03:44,280 --> 00:03:45,950
‫انگار بهش حساسم نیستی.

51
00:03:49,790 --> 00:03:55,880
‫شاید بهتر باشه واسه غذای این منو اسم بهتری درنظر بگیرم.

52
00:03:57,800 --> 00:04:03,470
‫دربرابر شاهدخت زیبا که نفرین شده
‫بود که به زیبایی ظاهری خلاصه نشه،

53
00:03:57,800 --> 00:04:03,470
‫نفرین
‫نفرین 
‫نفرین

54
00:04:03,680 --> 00:04:06,970
‫باید یه زشتی ظاهری دست و پا کنی.

55
00:04:06,970 --> 00:04:12,390
‫وقتی به اون سطح برسی به‌جای
‫یه تناقص ساده یه نوع طنز می‌شه.

56
00:04:17,020 --> 00:04:18,730
‫سوئساید مستر؟

57
00:04:22,570 --> 00:04:25,280
‫انگار دوباره مردم.

58
00:04:25,280 --> 00:04:27,410
‫طبق معمول از گشنگی مردم.

59
00:04:27,830 --> 00:04:29,200
‫امکان نداره...

60
00:04:29,200 --> 00:04:32,660
‫بازم بدون فهمیدن من که از گرسنگی نمردید، مگه نه؟

61
00:04:33,330 --> 00:04:38,880
‫راستی، تروپیکالسک، نتیجه‌ای از
‫جمع‌آوری اطلاعاتت به‌دست اوردی؟

62
00:04:39,170 --> 00:04:42,380
‫نه، عذر می‌خوام، سوئساید مستر.

63
00:04:42,550 --> 00:04:45,550
‫چون تمام مردم کشور مردن.

64
00:04:46,970 --> 00:04:48,890
‫از این به‌بعد، قصد دارم

65
00:04:48,890 --> 00:04:52,560
‫که شعاع جمع‌آوری اطلاعات
‫رو فراتر از کشور هم ببرم.

66
00:04:52,770 --> 00:04:57,810
‫حتی فکرای احمقانه‌ای هم دارم که به
‫کشور مادری شاهدخت زیبا سربزنم.

67
00:05:24,220 --> 00:05:24,800
‫س-سوئساید مستر؟

68
00:05:26,630 --> 00:05:28,050
‫احمقی؟

69
00:05:28,050 --> 00:05:32,310
‫چرا بعد از این همه مدت، به این راحتی زندگیتو دور می‌ندازی؟

70
00:05:32,560 --> 00:05:35,230
‫اشتباه متوجه شدید، سوئساید مستر.

71
00:05:35,230 --> 00:05:36,600
‫نه...

72
00:05:36,600 --> 00:05:38,980
‫اشتباه زدی، سوئساید مستر.

73
00:05:39,190 --> 00:05:45,610
‫من، چیز، من قصد خودکشی یا چیزی نداشتم.

74
00:05:45,610 --> 00:05:50,570
‫ولی اگه یه چشمو اونطوری در می‌آوردم، عام...

75
00:05:50,570 --> 00:05:55,500
‫آره. شبیه یه دزد دریایی می‌شدم
‫و بیشتر باکلاس می‌شدم، پس...

76
00:05:56,080 --> 00:05:57,250
‫دیگه انجامش نده.

77
00:05:58,620 --> 00:06:01,840
‫از تلاشت تشکر می‌کنم،
‫ولی یه مقداری درست نیست.

78
00:06:02,210 --> 00:06:04,090
‫چ-چرا؟

79
00:06:04,630 --> 00:06:07,930
‫اگه می‌خوای باکلاس‌تر بشی
‫یا می‌خوای بیشتر بلوف بزنی،

80
00:06:07,930 --> 00:06:11,550
‫هنوزم تقلبیه
‫پس هنوزم باید تظاهر بکنی.

81
00:06:12,300 --> 00:06:14,680
‫چرا واقعا داری خودتو زخم می‌کنی؟

82
00:06:15,220 --> 00:06:20,270
‫با اون آدمایی که زندگیشونو برای تو دادن هیچ فرقی نمی‌کنی.

83
00:06:20,440 --> 00:06:25,780
‫واسه دیگه شاهدخت زیبا نبودن،
‫نباید چیزیو فدا کنی.

84
00:06:26,150 --> 00:06:30,280
‫در غیر اون صورت، همون کاریو داری
‫انجام می‌دی که با مردنت مشکل حل می‌شد.

85
00:06:30,570 --> 00:06:31,990
‫حق باتوعه.

86
00:06:32,200 --> 00:06:33,780
‫دقیقا همینیه که می‌گی.

87
00:06:34,450 --> 00:06:37,250
‫ببخشید، سوئساید مستر.

88
00:06:37,250 --> 00:06:42,040
‫من از اعمالم پشیمونم،
‫و ازت طلب بخشش می‌کنم.

89
00:06:43,630 --> 00:06:48,800
‫باز حرفات خشنه.
‫یعنی اینکه اصلا خشن نیست.

90
00:06:49,010 --> 00:06:50,260
‫درسته.

91
00:06:50,720 --> 00:06:51,800
‫حله.

92
00:06:52,340 --> 00:06:55,140
‫شرمنده، سوئساید مستر.

93
00:06:56,770 --> 00:06:59,190
‫به‌هم ریخته‌ست ولی بازم بانظمه.

94
00:06:59,440 --> 00:07:02,310
‫نمی‌تونی زیبایی پسندی یه هنرمندو مخفی کنی.

95
00:07:03,310 --> 00:07:04,820
‫من هنوز راه زیادی دارم تا برم

96
00:07:06,360 --> 00:07:08,820
‫چ-چی خنده ‌داره؟

97
00:07:09,070 --> 00:07:12,870
‫اوه، هیچی.
‫داشتم بهت یه مثال نشون می‌دادم.

98
00:07:13,070 --> 00:07:17,330
‫یه مثال از یه طور خندۀ خفن و باکلاسه.

99
00:07:19,290 --> 00:07:21,750
‫تا حالا تو زندگیت خندیدی؟

100
00:07:22,250 --> 00:07:26,500
‫اگه همینطوری سرسری بخندم،
‫یه کشور کامل مخروبه می‌شه.

101
00:07:26,840 --> 00:07:33,840
‫پس شاهدخت آسرولا، از حالا به‌بعد،
‫می‌تونی طوری که من خندیدم بخندی.

102
00:07:36,350 --> 00:07:38,720
‫اون خندۀ «کا کا» طور؟
‫چیز، اون خندهه؟

103
00:07:39,060 --> 00:07:40,980
‫آره، اینطوری.

104
00:07:46,320 --> 00:07:50,820
‫به‌اندازه کافی خوبه.
‫هیچ‌کس از اون خنده نمی‌میره.

105
00:07:51,860 --> 00:07:53,450
‫خیلی ممنون.

106
00:07:53,660 --> 00:07:56,200
‫نه... آره، خودشه.

107
00:08:05,540 --> 00:08:06,250
‫آخ.

108
00:08:11,010 --> 00:08:13,430
‫نرمال                                  نرمال                                   سوحته

109
00:08:11,380 --> 00:08:16,760
‫با وجود اینکه مجبور بودم، شاهدخت
‫آسرولا رو کنار زدم، ولی یه خراشم ورنداشتم؟

110
00:08:13,430 --> 00:08:16,010
‫نرمال                                              نرمال

111
00:08:27,480 --> 00:08:30,400
‫انگار دوباره مردم.

112
00:08:30,650 --> 00:08:35,410
‫چند بار وقتی که من نبودم مردید؟

113
00:08:35,700 --> 00:08:37,830
‫الآن نمی‌تونم بی‌خیال بشم.

114
00:08:37,990 --> 00:08:43,040
‫فقط باید یه‌ذره دیگه صبر کنم،
‫بعدش می‌تونم از یه وعدۀ دلپذیر لذت ببرم.

115
00:08:43,540 --> 00:08:45,580
‫اگه اجازه هست قصد گستاخی ندارم

116
00:08:45,580 --> 00:08:51,050
‫ارباب، شما به اون آدم وقتی که داشتید
‫ازش مراقبت می‌کردید وابسته شدید؟

117
00:08:51,380 --> 00:08:52,920
‫منظورت چیه؟

118
00:08:53,420 --> 00:08:55,550
‫دارم می‌پرسم که قصد

119
00:08:55,550 --> 00:09:01,180
‫نگه داشتن شاهدخت زیبا رو اطراف اینجا توی قلعۀ اجساد
‫ به‌عنوان یه حیوون خونگی برای همیشه دارید یا نه.

120
00:09:01,390 --> 00:09:03,850
‫لطفا بهم بگید که ندارید.

121
00:09:05,900 --> 00:09:09,690
‫اهمیتی نداره.
‫زود باش و گزارشتو بهم بده.

122
00:09:10,650 --> 00:09:12,940
‫نتیجه‌ای ندارم.

123
00:09:13,280 --> 00:09:16,740
‫همون‌طور که گفتم،
‫از مرز رد شدم

124
00:09:16,740 --> 00:09:20,200
‫و توی سرزمین مادری شاهدخت زیبا هم سفر کردم.

125
00:09:20,660 --> 00:09:25,960
‫ولی روشی نبود که بتونم پیدا کنم.
‫فقط شایعه تونستم جمع کنم.

126
00:09:26,460 --> 00:09:28,210
‫گفتی «فقط».

127
00:09:28,790 --> 00:09:32,050
‫این یعنی حداقل چیزی یادگرفتی؟

128
00:09:32,210 --> 00:09:34,720
‫خب، یه‌ذره.

129
00:09:35,090 --> 00:09:40,720
‫ولی چیزی جز یه داستان خیلی مسخره که ارزش وقت
‫گذاشتن برای گزارش دادن به شما رو نداشته باشه نیست.

130
00:09:40,930 --> 00:09:44,020
‫یه داستان؟ عیبی نداره.

131
00:09:44,040 --> 00:09:47,920
‫شاهدخت زیبا هم یه داستان بود.
‫بهم بگو.

132
00:09:48,440 --> 00:09:51,400
‫دقیقا یه داستان نبود.

133
00:09:51,400 --> 00:09:55,320
‫صرفا یه افسانۀ پیش پا افتاده توی جامعۀ انسان‌ها بود.

134
00:09:56,490 --> 00:09:59,160
‫ظاهرا از گذشته مشخص شده

135
00:09:59,190 --> 00:10:03,940
‫که تنها راه برداشتن نفرین از یه
‫شاهدخت بوسۀ یه شاهزاده هست

136
00:10:08,170 --> 00:10:12,170
‫چیزی که تروپیکالسک گفت همچین بیخود هم نبود.

137
00:10:12,420 --> 00:10:17,930
‫ولی فعلا باید احتمالات مختلف رو هم
‫درنظر بگیرم، من جمله احساسات خودم.

138
00:10:19,300 --> 00:10:20,890
‫ولی لااقل...

139
00:10:21,850 --> 00:10:27,230
‫وقت خوبیه که تصمیم بگیرم اسم جدیدش چی باشه.

140
00:10:27,980 --> 00:10:33,820
‫واسه اون زن، که یه قلب زیبا و
‫درخشان مثل یه شمشیر از مشرق رو داره،

141
00:10:34,070 --> 00:10:37,400
‫چه اسمی مناسبه؟

142
00:10:38,530 --> 00:10:40,160
‫اوه، خودشه.

143
00:10:40,450 --> 00:10:45,330
‫فکر کردن به یه بوسه که نفرین رو ورداره هنوزم مضحکه،

144
00:10:45,330 --> 00:10:49,420
‫ولی واسه خرافات،
‫برای دور کردن شر،

145
00:10:49,420 --> 00:10:56,210
‫شاید خوب باشه که اون کلمه رو یه‌جایی نگه داری.

146
00:11:02,680 --> 00:11:05,220
‫انگار بازم مردم.

147
00:11:05,850 --> 00:11:06,970
‫از گشنگی مردم.

148
00:11:07,220 --> 00:11:10,730
‫طبق معمول، زیاد از موقعی که مردم یادم نیست،

149
00:11:10,730 --> 00:11:17,440
‫ولی ظاهرا شبی دو یا سه بار جدیدا از گشنگی می‌میرم.

150
00:11:43,340 --> 00:11:44,600
{\an4}‫شیطان

151
00:11:43,340 --> 00:11:44,600
{\an5}‫شاهدخت

152
00:11:43,340 --> 00:11:44,600
‫تروپیکالسک هوم-اویو داگ‌استرینگز

153
00:11:46,890 --> 00:11:48,770
‫سوئساید مستر.

154
00:11:49,350 --> 00:11:51,060
‫لازم نیست چیزی بگی.

155
00:11:51,480 --> 00:11:58,070
‫به زندگی برمی‌گرده نه؟
‫آخه اونم مثل تو خون‌آشامه.

156
00:11:58,570 --> 00:12:02,320
‫ایشون به زودی به زندگی برمی‌گرده نه؟

157
00:12:04,410 --> 00:12:07,580
‫اون مثل من خون‌آشام نیست.

158
00:12:07,950 --> 00:12:09,290
‫اون قبلا انسان بوده.

159
00:12:09,290 --> 00:12:13,790
‫قدرت زندگی و تجدید قواش با
‫مال من اختلاف فاحشی داره.

160
00:12:14,040 --> 00:12:15,500
‫نباید...

161
00:12:16,460 --> 00:12:18,170
‫سوئساید مستر.

162
00:12:18,380 --> 00:12:22,840
‫یعنی اگه به مردن ادامه بدی
‫بالاخره یه روز کامل می‌میری؟

163
00:12:23,430 --> 00:12:26,680
‫آره. اینطور نیست که بتونم تا ابد بمیرم.

164
00:12:28,560 --> 00:12:29,600
‫پس من می‌رم.

165
00:12:29,720 --> 00:12:33,350
‫وایسا. طبیعیه که
‫زندگیم رو برای طعامم به خطر بندازم.

166
00:12:33,640 --> 00:12:37,360
‫و تقصیر تو نیست که تروپیکالسک مرد.

167
00:12:37,770 --> 00:12:42,860
‫خیر. اگه من به اینجا نیومده بودم
‫ایشون هم نمی‌مرد.

168
00:12:44,910 --> 00:12:47,240
‫گویا تو هم فهمیدی.

169
00:12:47,740 --> 00:12:50,950
‫پس من راه می‌افتم که
‫برم، سوئساید مستر.

170
00:12:51,370 --> 00:12:53,830
‫احتمالا دیگه هم‌دیگه رو نبینیم.

171
00:12:55,290 --> 00:12:56,130
‫باشه.

172
00:12:56,880 --> 00:12:57,840
‫مشکلی نیست.

173
00:12:58,210 --> 00:13:00,170
‫دیگه جلوتو نمی‌گیرم.
‫هر کاری می‌خوای بکن.

174
00:13:00,500 --> 00:13:03,470
‫اما بازم می‌خوام که یکم صبر کنیم.

175
00:13:03,470 --> 00:13:07,430
‫نمی‌خوام وقتی دارم غذامو می‌خورم
‫حرکت بکنی.

176
00:13:08,430 --> 00:13:09,450
{\an5}‫شاهدخت

177
00:13:08,430 --> 00:13:09,450
‫تروپیکالسک هوم-اویو داگ‌استرینگز

178
00:13:09,930 --> 00:13:12,180
‫نمی‌خوام روی غذای عزیزم پا بذاری.

179
00:13:14,310 --> 00:13:17,230
‫من تنها کسی هستم که
‫حق داره روش پا بذاره.

180
00:13:21,690 --> 00:13:22,190
‫خرچ خرچ خرچ

181
00:13:22,190 --> 00:13:22,690
‫خرچ خرچ خرچ
‫یام یام یام

182
00:13:22,690 --> 00:13:23,190
‫خرچ خرچ خرچ
‫یام یام یام
‫قورت قورت قورت

183
00:13:23,190 --> 00:13:24,700
‫خرچ خرچ خرچ
‫یام یام یام
‫قورت قورت قورت
‫قلپ قلپ قلپ

184
00:13:29,700 --> 00:13:31,200
‫سر ریه کبد انگشت دست چشم معده
‫سینه قلب زبان شانه گوش پا

185
00:13:31,200 --> 00:13:33,200
‫شانه گوش مو سینه روده
‫قلب پلک لب بینی انگشت آرنج دست پا گردن

186
00:13:33,540 --> 00:13:39,920
‫با خوردنش، مرگش دیگه بی‌معنی
‫و بی‌فایده نیست.

187
00:13:40,250 --> 00:13:43,210
‫مرگ این فرد که من کشتم...

188
00:13:44,840 --> 00:13:48,390
‫ببخشید که علافت کردم، شاهدخت آسرولا.
‫حالا می‌تونی بری.

189
00:13:48,720 --> 00:13:52,470
‫زیادبه اینکه دیگه هم‌دیگه رو
‫نمی‌بینیم فکر نکن.

190
00:13:53,270 --> 00:14:00,650
‫حالا که از خوردن تروپیکالسک سیر شدم
‫راحت می‌تونم چند بار دیگه بمیرم.

191
00:14:00,900 --> 00:14:04,990
‫اگه یه وقت از سفرت خسته شدی،
‫همیشه می‌تونی بیای بهم سر بزنی.

192
00:14:07,320 --> 00:14:10,490
‫سوئساید مستر، یه درخواست دارم.

193
00:14:12,030 --> 00:14:14,200
‫لطفا من رو خون‌آشام بکن.

194
00:14:16,040 --> 00:14:17,290
‫جدی؟

195
00:14:17,290 --> 00:14:18,750
‫باید بگم سر عقلتی؟

196
00:14:19,120 --> 00:14:22,500
‫بله. می‌خوام که خون‌آشام بشم.

197
00:14:24,130 --> 00:14:30,140
‫در حال حاضر راهی برای جلوگیری از
‫کسایی که می‌خوان زندگیشون رو تقدیمم کنن ندارم.

198
00:14:30,340 --> 00:14:33,140
‫شاید همچین راهی وجود نداشته باشه.

199
00:14:33,510 --> 00:14:39,270
‫پس حداقل می‌خوام زندگی‌هایی که
‫بهم تقدیم شدن رو بپذیرم.

200
00:14:40,520 --> 00:14:42,940
‫نمی‌خوام مرگشون رو هدر بدم.

201
00:14:43,690 --> 00:14:47,190
‫همۀ زندگی‌هایی که کشتم رو می‌خورم.

202
00:14:47,360 --> 00:14:49,950
‫می‌خوام بخورمشون.

203
00:14:54,450 --> 00:14:58,330
‫خواهش می‌کنم.
‫من رو خون‌آشام بکن.

204
00:14:59,710 --> 00:15:03,460
‫لطفا خونم رو بنوش، سوئساید مستر.

205
00:15:04,460 --> 00:15:06,960
‫می‌دونی که چه اتفاقی برات می‌افته نه؟

206
00:15:07,630 --> 00:15:11,050
‫دیگه نمی‌تونی تو نور خورشید پا بذاری.

207
00:15:11,300 --> 00:15:14,760
‫کاملا متوجه هستم و باز هم
‫ازت این درخواست رو دارم.

208
00:15:15,100 --> 00:15:17,020
‫دیگه انسان نخواهی بود.

209
00:15:17,220 --> 00:15:18,730
‫متوجهم.

210
00:15:18,730 --> 00:15:21,900
‫کاملا متوجه هستم و باز هم
‫ازت این درخواست رو دارم.

211
00:15:24,060 --> 00:15:26,110
‫قاطعیتت می‌درخشه.

212
00:15:26,110 --> 00:15:29,530
‫به نظرم معرکست،
‫و می‌خوام که متناسب باهاش پاسخ بدم.

213
00:15:30,280 --> 00:15:31,160
‫پس...

214
00:15:32,410 --> 00:15:33,660
‫اما محاله.

215
00:15:34,070 --> 00:15:39,960
‫همونطور که نمی‌تونم بخورمت،
‫نمی‌تونم به دستیارم تبدیلت کنم.

216
00:15:40,660 --> 00:15:45,750
‫چون که باید نیشم رو توی
‫پوست نرمت فرو کنم.

217
00:15:46,340 --> 00:15:50,590
‫حتی اگه خودم بخوام باز هم محاله؟

218
00:15:50,590 --> 00:15:52,050
‫احتمالا محاله.

219
00:15:52,050 --> 00:15:59,600
‫تا حدودی می‌شه برداشت کرد که احساساتت،
‫ارادت، و خواسته‌هات ذره‌ای هم اهمیت ندارن.

220
00:16:04,650 --> 00:16:09,110
‫سوئساید مستر، گفتی که ارادم
‫هیچ ربطی بهش نداره.

221
00:16:10,650 --> 00:16:16,620
‫وقتی که با حماقت می‌خواستم
‫چشمم رو کور کنم رو یادته؟

222
00:16:16,950 --> 00:16:23,040
‫اون موقع با گرفتن شمع‌دان ازم،
‫من رو به روی تخت هل دادی.

223
00:16:23,540 --> 00:16:25,210
‫آره اینطور بود.

224
00:16:25,830 --> 00:16:27,340
‫که چی؟

225
00:16:27,550 --> 00:16:30,090
‫فکر می‌کنی چرا تونستی من رو هل بدی؟

226
00:16:30,550 --> 00:16:34,680
‫می‌پرسی چرا؟ چون که روی تخت نرم
‫هلت دادم، مگه نه؟

227
00:16:35,260 --> 00:16:39,600
‫چون هیچ آسیبی بهت وارد نشد،
‫به منم وارد نشد.

228
00:16:40,100 --> 00:16:41,850
‫ولی بهم آسیب وارد شد.

229
00:16:42,310 --> 00:16:43,600
‫درد زیادی حس کردم.

230
00:16:45,020 --> 00:16:49,360
‫حتی الآن هم جای دستت مشخصا
‫وسط سینم مونده.

231
00:16:53,610 --> 00:16:55,780
‫این همه وقت بهش فکر می‌کردم،

232
00:16:55,780 --> 00:17:00,490
‫ولی بر اساس چیزی که گفتی
‫حالا یه نظریه‌ای دارم.

233
00:17:02,410 --> 00:17:07,330
‫اگه ارادۀ من اهمیتی نداره، ولی
‫ارادۀ افراد دور و برمه که مهمه...

234
00:17:08,750 --> 00:17:15,050
‫اون موقع، «حمله‌ایت» که تمایلم به
‫سوراخ کردن چشمم رو نادیده گرفت

235
00:17:15,050 --> 00:17:19,180
‫نادیده گرفته شد، و حمله حساب نشد.

236
00:17:19,680 --> 00:17:26,440
‫در واقع اگه به خاطر من،
‫در حالی که به من فکر می‌کنی من رو بخوری...

237
00:17:29,820 --> 00:17:33,570
‫اون آماده‌سازی غذا می‌شه.

238
00:17:44,960 --> 00:17:50,540
‫درسته که بی‌تجربه‌ام، اما خودم رو
‫به تو می‌سپرم، سوئساید مستر.

239
00:17:52,130 --> 00:17:55,050
‫شهامتی داری که هیچ فرد
‫بی‌تجربه‌ای هیچ‌وقت نداشته.

240
00:17:55,670 --> 00:17:58,550
‫درسته، حیفه که انسان باقی بمونی.

241
00:17:58,640 --> 00:18:02,100
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا
‫به انتظاراتتون برسم اربابم.

242
00:18:02,600 --> 00:18:04,600
‫فقط چون داری دستیارم می‌شی

243
00:18:04,600 --> 00:18:08,730
‫دلیل نمی‌شه اونطوری
‫باهام صحبت کنی، شاهدخت آسرولا.

244
00:18:09,230 --> 00:18:11,980
‫برده‌داری رو از بعد از تروپیکالسک برکنار می‌کنم.

245
00:18:12,270 --> 00:18:15,190
‫اون آخرین بردۀ من خواهد بود.

246
00:18:15,320 --> 00:18:16,820
‫که اینطور.

247
00:18:17,070 --> 00:18:20,700
‫پس چطور خطابتون کنم؟

248
00:18:21,330 --> 00:18:24,250
‫طبق روال همیشگی سوئساید مستر بگو.

249
00:18:24,790 --> 00:18:27,960
‫البته، اگه هردومون زنده از این دربیایم.

250
00:18:28,460 --> 00:18:32,210
‫هرچی باشه، تا وقتی که دستیارمی،

251
00:18:32,210 --> 00:18:35,460
‫می‌خوام که خون‌آشامی بشی که
‫بتونم بهش افتخار کنم.

252
00:18:35,970 --> 00:18:38,130
‫صحبت کردنت هم به زیبایی گذشته برگشته.

253
00:18:39,050 --> 00:18:42,640
‫پس اون خندۀ باکلاسی که بهت یاد دادم چی شد؟

254
00:18:42,760 --> 00:18:44,600
‫د-درسته.

255
00:18:46,520 --> 00:18:50,270
‫هیچ اضطرابی ندارم.
‫نه یعنی استرس چیه؟

256
00:18:50,270 --> 00:18:55,570
‫من به تو اعتماد... یعنی، من روت حساب کردم.
‫آره حساب کردم.

257
00:18:55,650 --> 00:19:00,450
‫اعتماد؟ توی همچین وضعیتی نخندون منو.

258
00:19:00,700 --> 00:19:05,080
‫حتما اعتماد کردن به مردم کار خوبیه،
‫اما من انسان نیستم.

259
00:19:05,080 --> 00:19:06,330
‫من یه هیولام.

260
00:19:08,540 --> 00:19:14,340
‫من هم دارم سعی می‌کنم همون هیولا بشم.
‫می‌خوام مثل تو بشم.

261
00:19:14,710 --> 00:19:21,470
‫دقیقا مثل تو، یه خون‌آشام خفن،
‫قوی و مهربون اما زیبا.

262
00:19:24,720 --> 00:19:26,720
‫قطعا می‌تونی.

263
00:19:27,100 --> 00:19:28,980
‫شاهدخت آسرولا.

264
00:19:31,270 --> 00:19:34,730
‫کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید.

265
00:19:36,110 --> 00:19:38,740
‫اون اسم توئه، کیس-شات.

266
00:19:39,200 --> 00:19:44,240
‫همۀ کسایی که برات می‌میرن رو بخور،
‫انگار که داری می‌بوسیشون.

267
00:19:44,620 --> 00:19:47,410
‫وقتی که زندگی ابدی به دست اوردی
‫و مدت زیادی زندگی کردی،

268
00:19:47,410 --> 00:19:52,630
‫شاید با یه شاهزادۀ تحسین‌برانگیز آشنا بشی.

269
00:19:53,460 --> 00:19:57,630
‫کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید.

270
00:19:59,420 --> 00:20:02,380
‫دوستش دارم، سوئساید مستر.

271
00:20:03,260 --> 00:20:06,260
‫دثتوپیا ویرتوئوزو سوئساید مستر.

272
00:20:08,890 --> 00:20:10,430
‫بهترینه.

273
00:20:10,890 --> 00:20:12,520
‫بسیار خوشحالم.

274
00:20:12,770 --> 00:20:18,650
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا لیاقت تو
‫و اسمی که بهم دادی رو داشته باشم.

275
00:20:19,240 --> 00:20:21,950
‫آره. سخت‌کوش باش.

276
00:20:23,700 --> 00:20:27,200
‫راستی، تو بحث سخت‌کوشی،
‫این هم درس آخرمه.

277
00:20:27,950 --> 00:20:30,160
‫وقتی که واقعا خوشحالی،
‫اینطور بخند.

278
00:21:03,070 --> 00:21:04,490
‫نوش جان.

279
00:21:18,960 --> 00:21:23,970
‫چیز خاصی نبود. می‌کشم و می‌خورم.
‫می‌کشم و عشق می‌ورزم.

280
00:21:24,430 --> 00:21:28,680
‫خوردن و عشق ورزیدن هم‌معنی هستن.

281
00:21:41,150 --> 00:21:45,910
‫و در نتیجه دختر اشرافی‌ای که
‫زمانی لورا خطاب می‌شد،

282
00:21:46,280 --> 00:21:49,780
‫شاهدختی که شاهدخت زیبا خطاب می‌شد،

283
00:21:49,950 --> 00:21:55,460
‫تبدیل به خون‌آشامی به نام
‫کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید شد.

284
00:21:56,040 --> 00:22:00,040
‫طبق برنامه، هیولایی شد که
‫انسان‌ها رو می‌خورد.

285
00:22:00,040 --> 00:22:02,380
‫و من اینجام، و هنوز زندم.

286
00:22:02,670 --> 00:22:07,470
‫سرآخر نفهمیدم که احساس تعلقی
‫که بهش حس می‌کردم چی بود.

287
00:22:07,470 --> 00:22:14,100
‫دوستی بود، علاقه بود، یا صرفا شهوت بود.

288
00:22:14,980 --> 00:22:18,310
‫اما چون اشتها نبود،

289
00:22:18,310 --> 00:22:22,980
‫یا حتی اگه اون نبود، اوضاع
‫خوب پیش رفت پس مهم نیست.

290
00:22:23,320 --> 00:22:25,490
‫واقعۀ خوش‌مزه‌ای بود.

291
00:22:25,860 --> 00:22:30,740
‫به هر حال، داستانی راجع به
‫600 سال پیش هست.

292
00:22:30,870 --> 00:22:33,580
‫دیگه راهی برای برملا کردن حقیقت نیست.

293
00:22:35,370 --> 00:22:38,290
‫فقط شایعه‌هایی راجع به
‫اینکه بعدا چیکار کرد شنیدم.

294
00:22:39,000 --> 00:22:42,920
‫اما همونطور که پیشبینی کردم
‫خون‌آشام فوق‌العاده‌ای شد.

295
00:22:43,130 --> 00:22:47,510
‫خون‌آشام خون آهنین، خون آتشین، و خون‌سرد،

296
00:22:47,510 --> 00:22:50,760
‫کیس-شات آسرولا-اوریون هارت-آندر-بلید.

297
00:22:51,010 --> 00:22:55,470
‫با موهای طلایی و چشم‌های طلایی،
‫پادشاه اشباح و قاتل اشباح.

298
00:22:55,720 --> 00:22:57,940
‫حتما حداقل یک بار راجع بهش شنیدین؟

299
00:22:58,560 --> 00:23:02,900
‫و تازگی شایعه‌ای شنیدم که
‫کیس-شات بالاخره شکست خورد.

300
00:23:02,900 --> 00:23:07,990
‫به دست متخصص‌های خون‌آشام‌کش
‫تو کشور جزیره‌ای در خاور دور.

301
00:23:08,400 --> 00:23:13,580
‫ولی نه، فکر کنم دروغیه که
‫هیچ اعتباری نداره.

302
00:23:13,580 --> 00:23:15,700
‫همچین شایعه‌ای رو باور نمی‌کنم.

303
00:23:15,870 --> 00:23:18,460
‫حتی ذره‌ای نگرانش نیستم،

304
00:23:18,870 --> 00:23:23,460
‫اما چطوره برم و برای اولین بار
‫بعد از 600 سال ببینمش؟

305
00:23:24,670 --> 00:23:26,340
‫هر دومون زنان عالی‌ای هستیم.

306
00:23:26,460 --> 00:23:30,930
‫حتما داستان‌های خوب و خفن زیادی
‫برای گفتن داریم.

307
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
   :مترجمان

308
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
AcknoV  &  Nekoyeet

309
00:23:24,930 --> 00:23:34,930
   :مترجمان

310
00:23:24,930 --> 00:23:34,930
AcknoV  &  Nekoyeet

