﻿1
00:00:00,025 --> 00:00:01,605
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,610 --> 00:00:03,960
فهميديم كاماريا از ابزار تست شنوايي

3
00:00:03,965 --> 00:00:05,295
‫براي شناسايي جادوگرها استفاده ميكنه.

4
00:00:05,300 --> 00:00:06,310
‫اورزاتي داره ميره.

5
00:00:06,315 --> 00:00:08,215
‫اميدوارم بره پيش رده بالاهاي كاماريا.

6
00:00:08,220 --> 00:00:09,321
خالده از چندتا كشورهاي شورا

7
00:00:09,326 --> 00:00:11,052
‫بازديد ميكنه،

8
00:00:11,057 --> 00:00:13,321
‫ژنرال شارما محافظينش رو پيشنهاد كرده.

9
00:00:13,326 --> 00:00:15,156
همه‌گيري هاي بيشتري از بيماري‌اي

10
00:00:15,161 --> 00:00:16,657
‫كه ساختن شيوع پيدا كرده.

11
00:00:16,662 --> 00:00:18,960
‫استربروك و جادوگرهاش خدمت اجباري رو نپذيرفتن.

12
00:00:18,965 --> 00:00:20,033
‫براي همين خودشون رو كشتن.

13
00:00:20,037 --> 00:00:21,237
چرا ژنرال آلدر سهم بيشتري

14
00:00:21,242 --> 00:00:22,476
از اين داستان رو به خودش اختصاص نداده؟

15
00:00:22,481 --> 00:00:23,882
‫موقعي كه اتفاق افتاد اونجا نبود.

16
00:00:23,886 --> 00:00:24,886
‫من شنيدم اونجا بود.

17
00:00:24,891 --> 00:00:26,992
‫همراه يه سرباز به اسم باتان ميجنگيد.

18
00:00:26,997 --> 00:00:29,232
‫عادل رو بخاطر مرگ اعضاي قبيله‌اش سرزنش كردم.

19
00:00:29,237 --> 00:00:30,671
‫براي همين نميخواست اينجا بمونه.

20
00:00:30,676 --> 00:00:33,174
‫جاي دختراتون پيش ما امنه.

21
00:00:33,179 --> 00:00:36,510
<i>‫دخترهامون ديگه نه!
‫دخترهامون ديگه نه!</i>

22
00:00:36,515 --> 00:00:38,346
واقعاً فكر ميكني سيلا بود؟

23
00:00:38,351 --> 00:00:40,018
‫اون چشمها رو هرجا ببينم ميشناسم.

24
00:00:40,023 --> 00:00:41,490
‫كاماريا اومد سراغ من،

25
00:00:41,495 --> 00:00:44,151
‫و من نتونستم هيچ غلطي بكنم.

26
00:00:44,156 --> 00:00:46,153
‫دروغ كافيه!

27
00:00:46,158 --> 00:00:47,926
نيكته باتان كيه؟

28
00:00:59,900 --> 00:01:01,897
برعكس ايالات متحده، هند

29
00:01:01,902 --> 00:01:05,367
‫ميتونه استقلال كامل رو در اختيار مردم Tarim قرار بده،

30
00:01:05,372 --> 00:01:08,003
‫شما بايد اينجا رو براي سكونت انتخاب كنيد.

31
00:01:08,008 --> 00:01:10,005
‫به علاوه، غذاهاي اينجا فوق‌العاده‌ست.

32
00:01:10,010 --> 00:01:11,707
تا حالا نان ختايي خوردي؟

33
00:01:11,712 --> 00:01:13,542
‫ادامه بده.

34
00:01:13,547 --> 00:01:14,981
‫پيشنهادت رو كامل بگو.

35
00:01:17,017 --> 00:01:18,847
‫پيشنهادم همين بود.

36
00:01:18,852 --> 00:01:22,150
‫قسمتي كه از ما چه انتظاري داري،

37
00:01:22,155 --> 00:01:23,422
‫رو فراموش كردي بگي.

38
00:01:25,526 --> 00:01:28,257
‫خالده، اميدوار بودم نظر متفاوتي راجع به ما داشته باشي.

39
00:01:28,262 --> 00:01:30,626
فكر كنم چيزي كه خواهرم ميخواد بگه اينه كه

40
00:01:30,631 --> 00:01:32,728
‫ميدونيم كشور هاي نظامي چطور كار ميكنن.

41
00:01:32,733 --> 00:01:35,063
به نظرتون من ساده‌لوحم ژنرال شارما؟

42
00:01:35,068 --> 00:01:36,836
‫البته كه نه.

43
00:01:44,545 --> 00:01:47,042
‫- هي، هي، هي!
‫- ژنرال!

44
00:03:20,674 --> 00:03:22,375
موسيقي مردم عادي رو دوست داري؟

45
00:03:24,511 --> 00:03:26,545
‫من كه خيلي دوستش دارم.

46
00:03:29,516 --> 00:03:32,251
‫لطفاً بشين.

47
00:03:39,760 --> 00:03:42,194
كجا راجع به نيكته باتان رو شنيدي؟

48
00:03:44,298 --> 00:03:47,029
‫ميدونم توي ليبريا، تحت فرمان مستقيم شما خدمت ميكرده.

49
00:03:47,034 --> 00:03:48,463
‫منظورم زمان اون واقعه بوده.

50
00:03:48,468 --> 00:03:50,198
‫و اينكه اين اتفاق اونو بهم ريخت.

51
00:03:50,203 --> 00:03:53,702
‫من اون زمان ليبريا نبودم سرباز.

52
00:03:53,707 --> 00:03:56,872
ميتونيد هر چقدر ميخوايد

53
00:03:56,877 --> 00:03:59,207
‫عكس ها و كتابهاي تاريخ دستكاري كنيد، ژنرال

54
00:03:59,212 --> 00:04:03,078
‫اما من ميدونم شما با هم اونجا بوديد.

55
00:04:10,857 --> 00:04:12,721
از دست رفتن استربروك و شورشي‌هاش

56
00:04:12,726 --> 00:04:15,057
‫يكي از بزرگترين حسرتهاي منه.

57
00:04:15,062 --> 00:04:17,159
‫و موقعي كه ديدم ليبريا داره به سمت آشوب ميره،

58
00:04:17,164 --> 00:04:20,562
‫فكر كردم مخفي كردن دخالت مستقيم من در اونجا، معقولانه‌تره.

59
00:04:20,567 --> 00:04:22,264
پس چرا نيكته رو مخفي كرديد؟

60
00:04:22,269 --> 00:04:24,599
بعد از اينكه ديد ايستربروك

61
00:04:24,604 --> 00:04:27,402
‫و پيروانش چكار كردن، از خدمت فرار كرد.

62
00:04:27,407 --> 00:04:31,573
‫اون اتفاق، فقدان شخصي بسيار بزرگتري براي من هست.

63
00:04:31,578 --> 00:04:34,547
پس اونو مخفي كرديد تا از غرورتون محافظت كنيد؟

64
00:04:40,587 --> 00:04:42,988
‫همه ما خطاهايي از سر غرور داريم.

65
00:04:46,226 --> 00:04:48,657
‫مثلاً...

66
00:04:48,662 --> 00:04:51,560
اين تفكر كه ميتوني نصف شب

67
00:04:51,565 --> 00:04:53,795
بدون اجازه وارد اينجا بشي

68
00:04:53,800 --> 00:04:56,732
و به من تهمت خيانت

69
00:04:56,737 --> 00:04:59,505
‫و انجام اعمال ناشايست بهم بزني.

70
00:05:01,408 --> 00:05:03,438
‫من فقط دنبال جوابم.

71
00:05:03,443 --> 00:05:06,241
چي شده فكر كني بايد بهت جوابي داده بشه؟

72
00:05:06,246 --> 00:05:09,211
‫ما بهم متصليم.

73
00:05:09,216 --> 00:05:11,613
‫اون زمان گذشته.

74
00:05:11,618 --> 00:05:14,249
پس چرا هنوز اون خاطرات رو ميبينم؟

75
00:05:14,254 --> 00:05:15,550
‫از موقع اون جراحي.

76
00:05:15,555 --> 00:05:17,085
‫اولش فكر ميكردم اونها خواب و خيالن...

77
00:05:17,090 --> 00:05:18,856
به ايزادورا ميگم يه چيزي بهت بده

78
00:05:18,860 --> 00:05:22,025
‫كه اون اتصال رو كاملاً از بين ببره.

79
00:05:22,030 --> 00:05:23,630
‫مرخصي.

80
00:05:31,938 --> 00:05:34,503
‫روي صداهاتون كار كنيد سربازا.

81
00:05:34,508 --> 00:05:36,776
‫بعد از مرخصي همه چي دوباره به حالت واقعي برميگرده.

82
00:05:40,247 --> 00:05:41,744
‫شنيدم توي مركز آزمايش چه اتفاقي افتاد.

83
00:05:41,748 --> 00:05:42,945
بل‌ودر حالش خوبه؟

84
00:05:42,950 --> 00:05:44,784
‫آره، مادرش الان داره بهش سر ميزنه.

85
00:05:46,486 --> 00:05:49,021
ميدونستي سيلا فرار كرده بود؟

86
00:05:50,724 --> 00:05:52,654
چرا بايد ميدونستم؟

87
00:05:52,659 --> 00:05:54,623
شايد به اين دليل كه تو آخرين سربازي بودي

88
00:05:54,628 --> 00:05:57,459
‫كه قبل از فرار از زندان، اونو ديده.

89
00:05:57,464 --> 00:05:59,327
‫و قبل از اينكه سعي كني از بحث طفره بري،

90
00:05:59,332 --> 00:06:00,699
‫بايد بگم، ديدمش.

91
00:06:01,635 --> 00:06:03,331
‫توي اغتشاش.

92
00:06:03,336 --> 00:06:05,333
‫جايي كه اينو پيدا كردم.

93
00:06:05,338 --> 00:06:06,968
‫پس مگه اينكه يه مامور Spree ديگه بوده

94
00:06:06,973 --> 00:06:08,170
‫كه ميخواسته سر به سر من بزاره...

95
00:06:08,175 --> 00:06:09,838
خبر داريم كه

96
00:06:09,843 --> 00:06:11,673
‫رمس‌هورن ديگه تحت بازداشت نيست.

97
00:06:11,678 --> 00:06:15,444
‫و بله، اون ديروز در محل بود.

98
00:06:15,449 --> 00:06:17,783
چند وقته ميدونيم اون فراريه؟

99
00:06:19,686 --> 00:06:21,316
‫تا زماني كه به سود ارتش باشه،

100
00:06:21,321 --> 00:06:23,952
‫و در اين مورد، به نفع ارتش هست،

101
00:06:23,957 --> 00:06:26,721
اهميتي داره؟

102
00:06:26,726 --> 00:06:29,658
فقط همينقدر جواب ميتوني بهم بدي؟

103
00:06:29,663 --> 00:06:31,163
‫فقط همينقدر ميتونم، آره.

104
00:06:32,365 --> 00:06:34,729
‫راستش، بيشتر از چيزي كه بايد ميگفتم، گفتم.

105
00:06:34,734 --> 00:06:37,570
اينو از كجا اورده؟

106
00:06:42,709 --> 00:06:44,977
‫متاسفم كالر، اي كاش ميتونستم بيشتر كمكت كنم.

107
00:06:49,716 --> 00:06:50,879
‫سلام باني،

108
00:06:50,884 --> 00:06:52,881
‫جاستين هستم.

109
00:06:52,886 --> 00:06:56,218
‫داشتم اين مهموني هالووين فكر ميكردم.

110
00:06:56,223 --> 00:06:58,720
لازم هست لباس مبدل بپوشيم يا...؟

111
00:07:04,431 --> 00:07:05,560
‫جوناس صبر كن.

112
00:07:05,565 --> 00:07:07,062
‫باشه، خوبه، شنبه ميبينمت.

113
00:07:07,067 --> 00:07:09,731
‫جوناس، اين ماموريت خودكشيه.

114
00:07:09,736 --> 00:07:11,066
‫نيازي نيست اينكارو بكني.

115
00:07:11,071 --> 00:07:12,601
فكر كردي خودم نميدونم؟

116
00:07:12,606 --> 00:07:13,735
‫اينجا بهت احتياج دارم.

117
00:07:13,740 --> 00:07:15,537
‫كاماريا داره بهمون حمله ميكنه...

118
00:07:15,542 --> 00:07:17,139
‫من بخاطر كاماريا اينجا نيومدم.

119
00:07:17,144 --> 00:07:18,307
‫اينجام تا شرايط رو تغيير بدم

120
00:07:18,312 --> 00:07:20,309
‫تا مردم‌مون مجبور نباشن توي جنگهاي اونا شركت كنن.

121
00:07:20,313 --> 00:07:21,877
هيچكدوم اين حرفا برات آشنا نيست؟

122
00:07:21,882 --> 00:07:23,212
فكر ميكني هدر دادن زندگيت

123
00:07:23,216 --> 00:07:24,412
اينو تغيير ميده؟

124
00:07:27,020 --> 00:07:28,921
چه بلايي سرت اومده؟

125
00:07:30,891 --> 00:07:34,055
‫ميدوني، از بين همه، فكر ميكردم تو ميفهمي چي ميگم.

126
00:07:34,060 --> 00:07:35,390
‫قبلاً مثل يه حيوون سركش بودي.

127
00:07:35,395 --> 00:07:37,726
اما الان...دلرحم

128
00:07:37,731 --> 00:07:40,866
ناكارآمد، راحت طلب و

129
00:07:41,568 --> 00:07:42,801
‫ضعيف شدي.

130
00:07:48,608 --> 00:07:49,742
‫برو كنار.

131
00:07:56,883 --> 00:07:58,113
‫تو ضعيف نيستي.

132
00:07:59,619 --> 00:08:02,284
‫يه چيزايي ارزشش رو دارن بخاطرشون بميري،

133
00:08:02,289 --> 00:08:05,120
‫يه چيزايي هم ارزش اينو دارن بخاطرشون زنده بموني.

134
00:08:05,125 --> 00:08:06,992
‫هميشه حق انتخاب هست.

135
00:08:26,446 --> 00:08:27,613
‫از تختت بيرون اومدي.

136
00:08:28,982 --> 00:08:30,149
گرفتيشون؟

137
00:08:31,785 --> 00:08:33,782
‫دنبال اعضاي كاماريا كه فرار كردن هستيم.

138
00:08:33,787 --> 00:08:35,283
‫دقيقتر بگرد.

139
00:08:35,288 --> 00:08:37,319
فكر ميكني اينكارو نمي‌كنيم؟

140
00:08:37,324 --> 00:08:40,322
‫تو و آلدر به همه گفتيد كار Spree بود.

141
00:08:40,327 --> 00:08:42,457
‫اما Spree به من حمله نكرد.

142
00:08:42,462 --> 00:08:44,293
‫اونا نبودن كه ميخواستن گلوي منو ببرن.

143
00:08:44,297 --> 00:08:45,664
‫كار كاماريا بود.

144
00:08:49,002 --> 00:08:51,570
‫اونا اومدن سراغ من، همونطور كه رفتن سراغ شارول.

145
00:08:55,141 --> 00:08:57,209
‫تفاوتش اينه تو زنده موندي.

146
00:08:59,679 --> 00:09:01,380
‫شايد بهتر بود اينطور نميشد.

147
00:09:03,316 --> 00:09:05,180
چي گفتي؟

148
00:09:05,185 --> 00:09:07,349
‫انتظار هم نداشتم بفهمي.

149
00:09:07,354 --> 00:09:08,650
‫آها!

150
00:09:08,655 --> 00:09:09,888
چرا اونوقت؟

151
00:09:12,192 --> 00:09:13,688
چون تو اونقدري احمق نبودي

152
00:09:13,693 --> 00:09:15,294
‫كه به تله اونا بيفتي.

153
00:09:24,371 --> 00:09:26,301
هنوزم مزه اون چيزايي كه ايزادورا بهم داد

154
00:09:26,306 --> 00:09:28,036
‫از دهنم نرفته.

155
00:09:28,041 --> 00:09:30,201
خب، حداقل ديگه شبها راحت بخوابي، مگه نه؟

156
00:09:31,044 --> 00:09:32,474
‫به گمونم آره.

157
00:09:32,479 --> 00:09:35,377
‫ميدوني، از يه طرف دلم نميخواست اون چيزايي كه ميده بخورم.

158
00:09:35,382 --> 00:09:38,550
‫از طرف ديگه در به در دنبال فرار كردن از همه اين چيزا بودم.

159
00:09:39,719 --> 00:09:41,383
‫در هر صورت،

160
00:09:41,388 --> 00:09:43,018
‫آلدر تمام حقيقت رو نميگه.

161
00:09:43,023 --> 00:09:44,386
از اين بابت مطمئني؟

162
00:09:44,391 --> 00:09:46,087
‫من ديدم چه اتفاقي افتاد رايل.

163
00:09:46,092 --> 00:09:49,224
‫از اينكه اونا خودشون رو كشتن تعجبي نكرد.

164
00:09:49,229 --> 00:09:50,596
از اون اتفاق

165
00:09:51,564 --> 00:09:52,665
‫احساس رضايت داشت.

166
00:09:56,069 --> 00:09:58,266
اين ميزها برا چي هستن؟

167
00:09:58,271 --> 00:09:59,768
‫براي شام مردگان امشب هست.

168
00:09:59,773 --> 00:10:01,236
چي چي؟

169
00:10:01,241 --> 00:10:02,904
‫براي سوون(سَمْهِين).
<font color="#ffff00">‫معادل جشن هالووين</font>

170
00:10:02,909 --> 00:10:05,573
‫غذا رو از آخرش، در سكوت كامل ميخوري.

171
00:10:05,578 --> 00:10:07,375
‫اول دسر ميخوري.

172
00:10:07,380 --> 00:10:08,910
خب، اون صندلي‌هاي سياه برا چيه؟

173
00:10:08,915 --> 00:10:10,512
‫تا ارواح مردگان به ما ملحق بشن.

174
00:10:10,517 --> 00:10:14,082
‫انگار كه مرده ها واقعاً به شراب داغون و كسرول كدو اهميت ميدن.

175
00:10:14,087 --> 00:10:15,854
‫اونا مردن، ديگه به چيزي اهميت نميدن.

176
00:10:18,091 --> 00:10:21,356
اونجايي كه بودين سوون رو چطور جشن ميگرفتين؟

177
00:10:21,361 --> 00:10:24,592
‫عه، مامانم زياد به اين چيزا علاقه اي نداشت.

178
00:10:24,597 --> 00:10:26,528
‫فقط به احترام مرده ها يه شمع روشن ميكرديم،

179
00:10:26,533 --> 00:10:28,363
‫بعدش اجازه ميداد برم قاشق‌زني.

180
00:10:29,769 --> 00:10:31,333
حالت چطوره بل‌ودر؟

181
00:10:31,338 --> 00:10:33,935
‫با توجه به اينكه تقريباً داشتن
‫دوباره گلوم رو ميبريدن؟

182
00:10:33,940 --> 00:10:35,637
‫عاليم.

183
00:10:35,642 --> 00:10:38,606
‫نه، داشتم...

184
00:10:38,611 --> 00:10:39,812
‫داشتم راجع به هند حرف ميزدم.

185
00:10:42,449 --> 00:10:44,813
‫شرمنده...

186
00:10:44,818 --> 00:10:47,782
‫فكر كردم شنيديد.

187
00:10:47,787 --> 00:10:50,622
‫كاماريا به يه قطار دولتي توي هند حمله كرده.

188
00:10:52,092 --> 00:10:54,089
عادل اونجا رفته بود، مگه نه؟

189
00:10:54,094 --> 00:10:55,123
‫خداحافظ.

190
00:10:55,128 --> 00:10:56,128
‫ابيگيل؟

191
00:10:56,133 --> 00:10:57,563
‫ابيگيل؟

192
00:10:57,568 --> 00:10:58,928
‫خبرش همه جا پيچيده.

193
00:11:00,133 --> 00:11:01,633
‫ژنرال شارما مرده.

194
00:11:07,640 --> 00:11:09,007
‫هيچوقت تموم نميشه.

195
00:11:14,120 --> 00:11:17,370
ايزادورا شخصاً توي راه اونجاست تا نمونه برداره

196
00:11:17,375 --> 00:11:19,095
‫و آسيبي كه اون حمله به بار اورده بررسي كنه.

197
00:11:19,100 --> 00:11:21,498
‫خبري از قبيله Tarim نشد؟

198
00:11:21,503 --> 00:11:24,034
‫واحدهاي جستجو و نجات دارن اونجا رو ميگردن ژنرال.

199
00:11:24,039 --> 00:11:25,436
‫بدتر از همه اينكه،

200
00:11:25,441 --> 00:11:28,542
‫ارتش هند مسئوليت رو به عهده كاماريا انداخته.

201
00:11:29,844 --> 00:11:30,878
‫همم.

202
00:11:32,948 --> 00:11:35,946
‫اين هم از لاهه كه قبول كرده بود خبر درز نكنه.

203
00:11:35,951 --> 00:11:37,585
‫مساله فقط زمان بود.

204
00:11:42,424 --> 00:11:44,187
اوضاع اينجا چطوره؟

205
00:11:44,192 --> 00:11:46,056
‫مناطق بيشتري رو تحت پوشش قرار داديم،

206
00:11:46,061 --> 00:11:47,390
‫و حالا كه اين نوارها رو داريم،

207
00:11:47,395 --> 00:11:48,725
كاماريا ديگه نميتونه

208
00:11:48,730 --> 00:11:50,364
‫همنوع هاي مارو توي مدارس شكار كنه.

209
00:11:54,536 --> 00:11:56,637
‫پيش پاي تو با سيلور صحبت ميكردم.

210
00:12:00,142 --> 00:12:04,741
‫گسترش مراكز آزمايش رو تا اطلاع بعدي به تاخير انداخته.

211
00:12:04,746 --> 00:12:06,610
ظاهراً بعضي از ايالت ها به فرستادن

212
00:12:06,615 --> 00:12:09,679
دخترانشون براي آزمايش اعتراض دارن، مبادا اينكه

213
00:12:09,684 --> 00:12:11,915
‫در راهشون به اين مراكز مورد حمله قرار بگيرن.

214
00:12:11,920 --> 00:12:16,386
به رئيس جمهور ويد راجع به هند اطلاع داديد؟

215
00:12:16,391 --> 00:12:20,323
‫ظاهراً هنوز بيماره.

216
00:12:20,328 --> 00:12:23,893
‫اما لطفاً، خبرها رو به معاون رئيس جمهور بده.

217
00:12:23,898 --> 00:12:27,097
‫دخترش الان يكي از ماست.

218
00:12:27,102 --> 00:12:31,201
‫هر چقدر متحد كه جمع كنيم خوبه.

219
00:12:31,206 --> 00:12:35,839
‫آدمهاي عادي و رسوم عجيب و غريبشون.

220
00:12:35,844 --> 00:12:38,341
‫من كه فكر ميكنم باحال هستن.

221
00:12:38,346 --> 00:12:40,677
‫بايد روپوش آميليا رو قرض بگيرم.

222
00:12:40,682 --> 00:12:41,945
عه، الان ديگه لباس هم بهم قرض ميديم؟

223
00:12:41,950 --> 00:12:44,481
‫آره، اون كت هم لازمم ميشه.

224
00:12:44,486 --> 00:12:47,350
‫لباس خودت هم قشنگه.

225
00:12:47,355 --> 00:12:48,852
‫سلام!

226
00:12:48,857 --> 00:12:50,057
‫هي، سلام!

227
00:12:51,526 --> 00:12:53,023
‫جاستين، هديه بده و الا شيطنت مي‌كنم!

228
00:12:53,028 --> 00:12:55,258
‫واي، ببخشيد، شيريني همراهم نيست.

229
00:12:55,263 --> 00:12:56,960
‫فقط انگشتاي جادوگر دارم.

230
00:12:56,965 --> 00:12:58,428
انگشتاي جادوگر چيه؟

231
00:13:02,003 --> 00:13:03,470
‫خانمها خوب به خودتون رسيديد.

232
00:13:05,140 --> 00:13:06,936
آماده ايد؟

233
00:13:06,941 --> 00:13:08,805
باني، تو نمياي؟

234
00:13:08,810 --> 00:13:11,441
‫نه، من-من بريانا رو ميبرم قاشق‌زني.

235
00:13:11,446 --> 00:13:12,475
‫وظايف مادرا هست.

236
00:13:13,615 --> 00:13:16,113
مامان، ميشه تيفاني باهامون بياد؟

237
00:13:16,118 --> 00:13:18,385
تيفاني هنوز توي تعطيلاته عزيزم، يادت رفته؟

238
00:13:19,721 --> 00:13:21,021
فقط يه خيابون، باشه؟

239
00:13:21,026 --> 00:13:22,126
‫باشه.

240
00:13:23,491 --> 00:13:24,525
بريم؟

241
00:13:26,661 --> 00:13:28,295
‫خوش بگذره!

242
00:13:38,406 --> 00:13:40,237
‫ازت انتظار بيشتري ميره سرباز.

243
00:13:40,242 --> 00:13:41,442
‫تمركز كن!

244
00:13:44,913 --> 00:13:48,411
‫به نظرم براي تعطيلات بايد با ابيگيل بريم.

245
00:13:48,416 --> 00:13:50,784
آره، اما به نظرت در حال حاضر، ميزاره باهاش بريم؟

246
00:14:00,729 --> 00:14:02,092
‫برامون ميخوني...

247
00:14:02,097 --> 00:14:03,760
مگه نه؟

248
00:14:05,100 --> 00:14:06,767
‫بل‌ودر! بلند شو!

249
00:14:11,106 --> 00:14:12,640
‫ابيگيل هيچوقت تسليم نميشه.

250
00:14:16,778 --> 00:14:17,978
داره كجا ميره؟

251
00:14:23,118 --> 00:14:25,115
ابيگيل؟

252
00:14:25,120 --> 00:14:26,950
‫ابيگيل، شايد بهتر باشه بشيني.

253
00:14:28,123 --> 00:14:29,619
‫من حالم خوبه.

254
00:14:29,624 --> 00:14:31,288
‫از يه مبارزه تن به تن فرار كردي.

255
00:14:31,293 --> 00:14:33,894
‫كاماريا دوبار بهم حمله كرده.

256
00:14:35,297 --> 00:14:36,760
اونا ژنرال شارما رو كشتن

257
00:14:36,765 --> 00:14:38,999
‫و همينطور امكان داره عادل و خالده رو هم كشته باشن پس...

258
00:14:40,602 --> 00:14:43,704
حس ميكنم ديگه كارمون از تمرين نظامي كرده گذشته، مگه نه؟

259
00:14:45,340 --> 00:14:47,103
راستش، داشتيم فكر ميكرديم

260
00:14:47,108 --> 00:14:49,510
‫براي تعطيلات بهتره باهات بيايم خونه شما.

261
00:14:51,346 --> 00:14:53,013
‫اونجا جاتون امن نيست.

262
00:14:54,349 --> 00:14:55,645
‫هيچ جا برامون امن نيست.

263
00:14:55,650 --> 00:14:57,480
‫نبايد اينطور فكر كني.

264
00:14:57,485 --> 00:14:59,149
قبلاً باهاشون جنگيديم

265
00:14:59,154 --> 00:15:01,355
‫و تا وقتي لازم باشه باهاشون ميجنگيم.

266
00:15:10,031 --> 00:15:11,065
چه خبره؟

267
00:15:48,036 --> 00:15:49,803
‫شروع شد.

268
00:16:20,380 --> 00:16:23,312
‫سربازها، رسم سوون!

269
00:16:23,317 --> 00:16:25,184
‫حفاظ بين دنياي ما و دنيا مردگان كم شده‌ست.

270
00:16:26,186 --> 00:16:27,286
‫و امشب...

271
00:16:29,656 --> 00:16:31,286
‫...مردگان را بيدار خواهيم كرد!

272
00:16:31,291 --> 00:16:35,123
‫همانطور كه اجداد ما قرنها اينكار را انجام داده‌اند.

273
00:16:35,128 --> 00:16:40,429
‫سربازها، اين مراسم براي دفاع از آتشدان هست.

274
00:16:40,434 --> 00:16:43,799
‫يه رسم پيش از  آغاز سوون، در كالج جنگ هست.

275
00:16:43,804 --> 00:16:46,902
كسي راجع به هنگ گمشده چيزي شنيده؟

276
00:16:46,907 --> 00:16:48,837
جنگ فرانسوي ها و سرخپوستها؟

277
00:16:48,842 --> 00:16:50,877
‫مشخصاً نبرد La Tuque.

278
00:16:52,880 --> 00:16:55,677
فرمانده هستينگز و نيروهاش

279
00:16:55,682 --> 00:16:59,314
‫توي زمستون در اعماق جنگل مخفي شده بودن.

280
00:16:59,319 --> 00:17:02,851
‫نميتونستن آتش روشن كنن چون جاي اونها رو لو ميداد.

281
00:17:02,856 --> 00:17:06,188
‫اما وقتي هوا خيلي سردتر شد، نتونستن تحمل كنن.

282
00:17:06,193 --> 00:17:09,658
‫تصميم گرفتن يه آتش روشن كنن.

283
00:17:09,663 --> 00:17:12,027
‫فقط يكي.

284
00:17:12,032 --> 00:17:14,897
‫كه معلوم شد، اشتباه مهلكي بود.

285
00:17:14,902 --> 00:17:19,334
‫دشمن خيلي سريع و خشن حمله كرد.

286
00:17:19,339 --> 00:17:22,304
‫هيچكس زنده نموند.

287
00:17:22,309 --> 00:17:25,274
‫از اون موقع در تمام سوون ها،

288
00:17:25,279 --> 00:17:28,277
‫اون هنگ در همين جنگل سرگردان هستن،

289
00:17:28,282 --> 00:17:31,813
‫تشنه خاموش كردن آتيش هستن.

290
00:17:31,818 --> 00:17:35,617
وظيفه ما اينه جلوشون رو بگيريم و نزاريم

291
00:17:35,622 --> 00:17:38,554
‫تا نيمه شب، آتيش خاموش بشه.

292
00:17:40,193 --> 00:17:41,723
اگه شكستشون بديم چي ميشه؟

293
00:17:44,364 --> 00:17:46,828
‫بهت اجازه داده ميشه تا با جادوگر مرده‌اي كه ميخواي صحبت كني.

294
00:17:46,833 --> 00:17:48,864
از جادوگرهاي هنگ گمشده؟

295
00:17:48,869 --> 00:17:50,866
‫از هرجايي كه ميخواي.

296
00:17:50,871 --> 00:17:52,668
‫وقت اين بازي ها رو ندارم.

297
00:17:52,673 --> 00:17:55,771
‫قبلاً گفتي مرده ها اهميتي نميدن.

298
00:17:55,776 --> 00:17:57,777
اگه اينطوري، همه بفهميم چي؟

299
00:18:21,435 --> 00:18:23,365
‫نميتونيم از هيچ جادويي استفاده كنيم.

300
00:18:23,370 --> 00:18:25,233
‫پس في‌البداهه عمل ميكنيم.

301
00:18:25,238 --> 00:18:27,736
‫خانمها...

302
00:18:27,741 --> 00:18:31,440
‫اگه امشب خوب پيش بره، همه چي درست ميشه.

303
00:18:31,445 --> 00:18:34,376
‫اين آدمها، توي يه سطح ديگه‌ان.

304
00:18:34,381 --> 00:18:35,448
‫كاماريا.

305
00:18:36,950 --> 00:18:38,614
‫مراقب خودهاشون هستن.

306
00:18:38,619 --> 00:18:42,784
‫صندوق هاي سرمايه‌گذاري، مدارس خصوصي، املاك.

307
00:18:42,789 --> 00:18:45,454
روي تعداد زيادي قاضي و پليس كنترل دارن

308
00:18:45,459 --> 00:18:47,122
‫ممنون كه ما رو هم اضافه كرديد.

309
00:18:47,127 --> 00:18:49,424
‫خيلي بد شد كه باني اينجا نيست.

310
00:18:49,429 --> 00:18:52,628
‫نه، باني براي اينكار ساخته نشده.

311
00:18:52,633 --> 00:18:54,296
‫بيش از حد ضعيفه.

312
00:18:54,301 --> 00:18:56,432
اما حس ميكنم شما خانمها هركاري لازم باشه ميكنيد

313
00:18:56,436 --> 00:18:58,834
‫تا دنيايي بوجود بياريد كه هيچ جادوگري توش نباشه.

314
00:18:58,839 --> 00:19:00,302
‫آتيششون ميزنيم.

315
00:19:00,307 --> 00:19:01,807
‫من يه فندك دارم.

316
00:19:09,149 --> 00:19:10,979
آدمهاي آشنايي كه توي اعتراضات

317
00:19:10,984 --> 00:19:12,481
‫ميبينيم، اينجا نيستن.

318
00:19:12,486 --> 00:19:13,882
چطور وارد ليست شديد؟

319
00:19:13,887 --> 00:19:15,651
‫يه هديه كوچيك اوردم.

320
00:19:15,656 --> 00:19:17,056
چه نوع هديه اي؟

321
00:19:18,325 --> 00:19:19,992
‫بزودي خودتون مي‌بينيد.

322
00:19:21,795 --> 00:19:23,195
‫اونجا ميبينمتون.

323
00:19:29,336 --> 00:19:30,899
همه ماسك زدن

324
00:19:30,904 --> 00:19:33,402
چطور ميتونيم چهره رهبرشون رو ببينيم؟

325
00:19:33,407 --> 00:19:35,474
في‌البداهه عمل ميكنيم، ها؟

326
00:19:51,358 --> 00:19:55,023
اگه از نيمه شب گذشتيم، با كي ميخواي حرف بزني؟

327
00:19:55,028 --> 00:19:56,992
مزيت نفر آخر بودن توي خاندانم اينه كه

328
00:19:56,997 --> 00:19:58,861
براي شبهايي مثل امشب

329
00:19:58,865 --> 00:20:00,199
‫آدم كم نميارم باهاشون حرف بزنم.

330
00:20:01,201 --> 00:20:02,564
‫ببخشيد.

331
00:20:02,569 --> 00:20:04,499
‫حقيقت داره.

332
00:20:04,504 --> 00:20:05,905
تو چي؟

333
00:20:07,207 --> 00:20:08,537
‫والدا استربروك.

334
00:20:08,542 --> 00:20:10,072
همون شهيده؟

335
00:20:10,077 --> 00:20:12,674
‫فرمانده جبهه ليبريا، آره.

336
00:20:12,679 --> 00:20:14,109
ميخواي اين فرصتت رو براي كسي كه

337
00:20:14,114 --> 00:20:15,614
تا حالا نديدي، از بين ببري؟

338
00:20:16,550 --> 00:20:18,747
‫به جواب احتياج دارم.

339
00:20:18,752 --> 00:20:22,551
كي بهتر از اوني كه اونجا حضور داشته؟

340
00:20:24,057 --> 00:20:25,554
رايل؟

341
00:20:25,559 --> 00:20:27,193
‫بايد با مادرم حرف بزنم.

342
00:20:29,229 --> 00:20:31,430
‫فكر نكنم به چيزي بيش از اين تا حالا احتياج داشتم.

343
00:20:32,866 --> 00:20:35,330
‫ديد محدوده، به گوشهاتون اعتماد كنيد.

344
00:20:35,335 --> 00:20:36,335
تيرها رو تا چند متري

345
00:20:36,340 --> 00:20:38,540
آتيش نميتونيد ببينيد

346
00:20:38,545 --> 00:20:40,079
‫اما وقتي ديديد...

347
00:20:41,908 --> 00:20:43,739
‫كاري كه من كردم بكنيد!

348
00:20:43,744 --> 00:20:46,474
‫شلاق، بادشكن، هرچي كه ميتونيد استفاده كنيد.

349
00:20:46,479 --> 00:20:48,610
‫فقط يه تير ميتونه آتيش رو خاموش كنه.

350
00:20:48,615 --> 00:20:50,545
‫و هرچي شد، نزاريد بهتون بخوره.

351
00:20:53,253 --> 00:20:54,754
‫دارن ميان!

352
00:21:22,783 --> 00:21:24,946
‫خانمها و آقايون، ميشه يه لحظه توجه كنيد؟

353
00:21:24,951 --> 00:21:27,415
‫رهبرشون همون پليس توي مركز آزمايش هست.

354
00:21:27,420 --> 00:21:29,251
‫گمونم هدفمون رو پيدا كرديم.

355
00:21:29,256 --> 00:21:32,053
‫آره، حالا فقط بايد يه راهي پيدا كنيم كه بهش نزديك بشيم.

356
00:21:32,058 --> 00:21:35,624
‫...اما از اعضاي ستاد خواستم امشب يكم ديرتر بيان.

357
00:21:35,629 --> 00:21:39,265
‫تا ما اين مهماني رو هيجان انگيز شروع كنيم.

358
00:21:41,067 --> 00:21:44,466
اجازه بديد بگم باعث افتخاره كه در اين شب بخصوص

359
00:21:44,471 --> 00:21:50,305
‫همه شما اينجا جمع شديد.

360
00:21:50,310 --> 00:21:52,907
بخصوص به اين دليل كه

361
00:21:52,912 --> 00:21:56,344
ميخوايم يه رسم قديمي

362
00:21:56,349 --> 00:21:58,313
كه توسط اجدادمون

363
00:21:58,318 --> 00:22:00,081
‫در جشن هالووين اجرا ميشده، رو برگردونيم.

364
00:22:08,795 --> 00:22:10,293
‫بايد تا نيمه شب مقاومت كنيم.

365
00:22:10,297 --> 00:22:11,793
‫نميزارن به همين راحتي باشه.

366
00:22:24,644 --> 00:22:25,841
‫تالي!

367
00:22:25,846 --> 00:22:27,409
‫گرگوريو!

368
00:22:29,716 --> 00:22:32,280
‫كالر، به درمانگر احتياج داريم.

369
00:22:32,285 --> 00:22:33,849
‫كالر! به درمانگر احتياج داريم!

370
00:22:33,854 --> 00:22:35,016
‫تالي، بيا اينطرف!

371
00:22:35,021 --> 00:22:36,484
‫برو، برو، برو.

372
00:22:36,489 --> 00:22:37,986
‫ببخشيد.

373
00:22:47,367 --> 00:22:50,265
در اين زوال دنيا

374
00:22:50,270 --> 00:22:53,702
‫شر جادوگران بسيار زياد شده.

375
00:22:53,707 --> 00:22:56,037
‫خانم ها و آقايون...

376
00:23:01,147 --> 00:23:05,380
‫قراره يكمي از اون شرارت شيطاني رو كم كنيم.

377
00:23:05,385 --> 00:23:07,015
‫ديوونه عوضي.

378
00:23:07,020 --> 00:23:08,921
‫دوست بريانا رو دزديده.

379
00:23:11,391 --> 00:23:14,756
‫بيا تيفاني، فقط يه مهمونيه.

380
00:23:14,761 --> 00:23:17,563
‫هديه اونه.

381
00:23:19,505 --> 00:23:21,005
‫دوستان من...

382
00:23:22,710 --> 00:23:26,108
‫امشب يه جادوگر قرباني ميكنيم.

383
00:23:31,185 --> 00:23:33,251
‫ميرم برق ارتعاش گير ها رو قطع ميكنم.

384
00:23:33,255 --> 00:23:35,556
‫وقتي قطع كردم، دختره رو بردار و فرار كن.

385
00:23:58,646 --> 00:24:00,643
‫اين اولين ناقوس نيمه شب بود.

386
00:24:00,648 --> 00:24:02,778
رايل، حالش چطوره؟

387
00:24:02,783 --> 00:24:04,784
‫عجله كن، يكم كمكت به كارمون مياد.

388
00:24:08,990 --> 00:24:10,119
تموم شده؟

389
00:24:10,124 --> 00:24:12,622
‫داره تموم ميشه.

390
00:24:12,627 --> 00:24:14,156
‫اين شيشمي بود.

391
00:24:14,161 --> 00:24:15,658
‫بايد ببريم.

392
00:24:15,663 --> 00:24:17,326
‫هفت!

393
00:24:54,869 --> 00:24:56,736
فكر كردي داري چه غلطي اينجا ميكني؟

394
00:24:59,140 --> 00:25:01,671
‫خداي من، بازم تو.

395
00:25:01,676 --> 00:25:03,176
تو رو ميشناسم؟

396
00:25:04,378 --> 00:25:06,046
‫يكي دوباري همديگه رو ديديم.

397
00:25:09,150 --> 00:25:10,717
حافظه‌ات رو به كار ننداخت؟

398
00:25:59,734 --> 00:26:02,198
‫همه يكي بردارن.

399
00:26:02,203 --> 00:26:04,270
‫براي همه هست.

400
00:26:14,882 --> 00:26:16,249
‫دست نگه داريد.

401
00:26:20,521 --> 00:26:21,617
ميتونم كمكتون كنم؟

402
00:26:21,622 --> 00:26:24,253
‫منو بجاش قرباني كنيد.

403
00:26:24,258 --> 00:26:26,359
چرا اينكارو بكنيم؟

404
00:26:27,928 --> 00:26:29,592
‫چون من يه جادوگرم.

405
00:26:32,767 --> 00:26:34,830
جاستين، چيكار داري ميكني؟

406
00:26:34,835 --> 00:26:37,299
‫اسم من جاستين نيست،

407
00:26:37,304 --> 00:26:40,236
‫آشغال عوضي.

408
00:26:40,241 --> 00:26:42,972
‫رهبر، نميدونم چي داره ميگه.

409
00:26:42,977 --> 00:26:45,178
‫نه تنها جادوگرم،

410
00:26:45,980 --> 00:26:48,410
‫بلكه عضو Spree هم هستم.

411
00:26:48,415 --> 00:26:52,014
‫هزاران نفر رو كشتم.

412
00:26:52,019 --> 00:26:54,016
‫و ازش لذت بردم.

413
00:26:54,021 --> 00:26:56,790
‫هر. دفعه.

414
00:26:57,925 --> 00:26:58,959
‫عالي شد.

415
00:27:01,262 --> 00:27:03,559
موقعي كه داريم به حسابت ميرسيم

416
00:27:03,564 --> 00:27:05,027
‫كوچولوئه ميتونه نگاه كنه.

417
00:27:06,133 --> 00:27:07,630
‫برعكس اون،

418
00:27:07,635 --> 00:27:11,905
‫تارهاي صوتي تو براي در اوردن عالي هستن.

419
00:27:18,479 --> 00:27:19,575
‫هديه بدين و الا شيطنت مي‌كنم!

420
00:28:20,500 --> 00:28:22,130
‫يه جاي تاريك پيدا كنيد.

421
00:28:22,135 --> 00:28:23,464
‫تنها.

422
00:28:23,469 --> 00:28:24,999
‫و شمعتون رو روشن كنيد.

423
00:28:25,004 --> 00:28:28,436
‫اسم جادوگري كه ميخوايد باهاش حرف بزنيد رو بگيد.

424
00:28:28,441 --> 00:28:31,339
به محض اينكه شمع شروع به آب شدن كنه، قاصدتون آزاد ميشه

425
00:28:31,344 --> 00:28:34,379
‫و مرده اي كه خواستيد رو مياره پيشتون.

426
00:28:35,982 --> 00:28:37,612
چقدر وقت داريم؟

427
00:28:37,617 --> 00:28:40,218
‫تا زماني كه شمع آب بشه.

428
00:28:42,488 --> 00:28:45,223
‫- اينكه كافي نيست.
‫- هيچوقت نيست.

429
00:28:50,563 --> 00:28:53,161
‫به ليبا ميگم سلام رسوندي.

430
00:28:53,166 --> 00:28:55,000
‫سلامم رو بهشون برسون.

431
00:28:58,137 --> 00:28:59,471
تو خوبي؟

432
00:29:00,606 --> 00:29:03,137
‫آره، فقط اينكه...

433
00:29:03,142 --> 00:29:05,474
خيلي چيزا هست كه ميتونم ازش بپرسم، ميدوني؟

434
00:29:05,478 --> 00:29:10,178
‫مثلاً...آخرين حرفي كه قبل رفتن بهم زد.

435
00:29:10,183 --> 00:29:13,347
‫يا نامه اي كه برام گذاشت. فقط...

436
00:29:13,352 --> 00:29:15,053
‫نميدونم از كجاش شروع كنم.

437
00:29:16,355 --> 00:29:18,223
‫وقتي ديديش يادت مياد.

438
00:29:49,722 --> 00:29:51,052
‫ويلا كالر.

439
00:29:51,057 --> 00:29:52,453
‫والدا استربروك.

440
00:29:52,458 --> 00:29:54,960
‫شارول بل‌ودر.

441
00:30:39,739 --> 00:30:41,306
‫والدا...

442
00:30:44,443 --> 00:30:46,073
‫سلام...

443
00:30:46,078 --> 00:30:47,979
‫تو منو نميشناسي.

444
00:30:49,916 --> 00:30:52,880
‫تالي كراون، ارتش ايالات متحده...

445
00:30:52,885 --> 00:30:56,421
‫وقتمون كمه سرباز.

446
00:31:01,894 --> 00:31:03,128
شار؟

447
00:31:14,140 --> 00:31:15,603
شارول تويي؟

448
00:31:15,608 --> 00:31:17,008
‫تو يه شكست خورده اي.

449
00:31:21,647 --> 00:31:23,945
‫ميدونم.

450
00:31:23,950 --> 00:31:25,784
‫بايد اونجا ميبودم و تو رو نجات ميدادم.

451
00:31:26,786 --> 00:31:29,483
‫هر روز دارم با اين فكر زندگي ميكنم.

452
00:31:29,488 --> 00:31:30,718
‫و اين درد...

453
00:31:30,723 --> 00:31:32,486
‫تو منو نااميد نكردي.

454
00:31:32,491 --> 00:31:34,125
‫خودتو نااميد كردي.

455
00:31:48,641 --> 00:31:51,405
چرا خودتون رو كشتيد؟

456
00:31:51,410 --> 00:31:53,507
‫دروغه!

457
00:31:53,512 --> 00:31:56,677
فكر كردي من اينكار رو كردم؟

458
00:31:56,682 --> 00:31:58,216
خودم خواستم؟

459
00:32:09,996 --> 00:32:12,193
‫خواهرا و برادرا.

460
00:32:12,198 --> 00:32:14,265
‫ارتش ژنرال آلدر اينجاست.

461
00:32:16,435 --> 00:32:19,800
‫محاصره شديم.

462
00:32:19,805 --> 00:32:22,741
‫چاره اي جز تسليم شدن نداريم.

463
00:32:25,144 --> 00:32:30,211
اجازه ميدي به دست همون حيوونايي كه منو كشتن

464
00:32:30,216 --> 00:32:33,047
‫دوباره و دوباره قرباني بشي.

465
00:32:33,052 --> 00:32:35,216
كاماريا از تو استفاده كرد

466
00:32:35,221 --> 00:32:38,118
‫تا منو به اشتباه بندازه، سعي كردن گلوم رو ببرن.

467
00:32:38,123 --> 00:32:41,889
‫دشمن از عدم اعتماد به نفست عليه‌ت استفاده كرد.

468
00:32:41,894 --> 00:32:44,492
‫ناله كردن از دست ديگران باعث نميشه كاري

469
00:32:44,497 --> 00:32:46,664
‫كه خودت بايد انجامش بدي، انجام بشه.

470
00:32:48,067 --> 00:32:51,565
‫من يه سربازم، فقط ميتونم كاري بكنم كه بهم ميگن.

471
00:32:51,570 --> 00:32:54,739
‫منم همين فكر رو ميكردم، بخاطر همين به قتل رسيدم.

472
00:32:59,879 --> 00:33:03,244
‫نه! نه!

473
00:33:03,249 --> 00:33:05,283
‫دست نگه داريد! نه!

474
00:33:18,597 --> 00:33:21,829
بايد فكر كردن به سرباز بودن رو تموم كني

475
00:33:21,834 --> 00:33:25,466
‫و شروع كني به فكر كردن به اينكه يه جنگجو باشي.

476
00:33:25,471 --> 00:33:27,468
‫فقط...

477
00:33:27,473 --> 00:33:29,537
‫نميخوام ديگه بترسم.

478
00:33:29,542 --> 00:33:31,609
‫پس از شر چيزايي كه تو رو ميترسونن خلاص شو.

479
00:33:33,279 --> 00:33:34,612
چي داري ميگي؟

480
00:33:37,983 --> 00:33:40,614
‫تو ابيگيل بل‌ودر هستي،

481
00:33:40,619 --> 00:33:42,483
‫آخرين نفر نسل ما.

482
00:33:42,488 --> 00:33:45,990
‫و انتقام گيرنده.

483
00:34:07,980 --> 00:34:09,280
‫مامان.

484
00:34:19,558 --> 00:34:21,092
‫خواهش ميكنم مامان.

485
00:34:50,440 --> 00:34:51,707
‫نيومد.

486
00:34:55,879 --> 00:34:58,347
ميدوني، توي ذهنم

487
00:34:59,682 --> 00:35:00,883
چندين بار

488
00:35:02,085 --> 00:35:04,119
‫اون گفتگو رو مرور كردم.

489
00:35:06,322 --> 00:35:11,689
‫فكر كردم چي ميخوام بهش بگم.

490
00:35:11,694 --> 00:35:13,491
‫و...

491
00:35:13,496 --> 00:35:15,627
‫اينكه چطور بگمش...

492
00:35:15,632 --> 00:35:19,030
‫اون چي ميگه و احتمالاً...

493
00:35:19,035 --> 00:35:21,036
‫ميگه بايد موهام رو كوتاه كنم.

494
00:35:25,041 --> 00:35:26,408
چرا نيومد؟

495
00:35:29,546 --> 00:35:31,914
چرا نميخواست باهام حرف بزنه؟

496
00:35:33,716 --> 00:35:35,851
‫نميدونم رايل.

497
00:35:41,724 --> 00:35:44,889
‫بايد برم وسايلم رو براي تعطيلات جمع كنم.

498
00:35:44,894 --> 00:35:46,261
‫بايد برم پدرم رو ببينم.

499
00:35:58,208 --> 00:36:01,472
‫ميدونم بهت گفتيم باهات ميايم خونه شما، اما...

500
00:36:01,477 --> 00:36:03,575
‫نه، باور كن درك ميكنم.

501
00:36:03,580 --> 00:36:06,010
‫لطفاً تو هم بيا.

502
00:36:06,015 --> 00:36:08,012
‫شارول روشنم كرد.

503
00:36:08,017 --> 00:36:09,581
‫بايد برگردم به كسي كه بودم.

504
00:36:09,586 --> 00:36:11,817
‫بايد اونهايي كه صداش رو ازش دزديدن پيدا كنم،
‫صداش رو برگردونم.

505
00:36:11,821 --> 00:36:13,989
‫و توي خونشون حمام كنم.

506
00:36:15,425 --> 00:36:17,088
‫قسمت آخرش رو خودم اضافه كردم.

507
00:36:17,093 --> 00:36:19,424
چطور ميخواي پيداشون كني؟

508
00:36:19,429 --> 00:36:20,725
از كجا ميخواي شروع كني؟

509
00:36:20,730 --> 00:36:23,228
‫هنوز به اون قسمتش نرسيدم.

510
00:36:23,233 --> 00:36:24,929
چرا اينطور بهم نگاه ميكني؟

511
00:36:24,934 --> 00:36:26,864
‫حتي اگه بتوني پيداشون كني،

512
00:36:26,869 --> 00:36:29,067
‫در واقع داري خودتو دو دستي تحويلشون ميدي.

513
00:36:29,072 --> 00:36:31,039
‫به چيزايي كه ميگي فكر كن.

514
00:36:33,109 --> 00:36:34,143
‫حق با توئه.

515
00:36:34,944 --> 00:36:36,141
‫درسته.

516
00:36:36,146 --> 00:36:38,143
‫آره، به گمونم...

517
00:36:38,148 --> 00:36:40,945
‫بخاطر سوون هيجانزده‌ام.

518
00:36:40,950 --> 00:36:43,082
به علاوه، مطمئنم مادرم نميزاره كل مرخصيم

519
00:36:43,086 --> 00:36:44,586
‫از جلو چشمم دور بشم پس...

520
00:36:48,158 --> 00:36:50,425
‫الان داشتيم راجع به تو حرف ميزديم.

521
00:36:52,996 --> 00:36:54,129
‫اوه!

522
00:37:00,937 --> 00:37:02,300
مامان، چي شده؟

523
00:37:02,305 --> 00:37:03,639
‫موضوع عادل هست.

524
00:37:22,659 --> 00:37:25,156
‫خدا رو شكر حالت خوبه.

525
00:37:25,161 --> 00:37:26,824
‫وقتي راجع به قطار شنيدم...

526
00:37:26,829 --> 00:37:29,298
‫من و خالده تنها نجات يافته ها بوديم.

527
00:37:32,001 --> 00:37:33,965
‫منم از ديدنت خوشحالم.

528
00:37:33,970 --> 00:37:36,834
عه، كجاست؟

529
00:37:36,839 --> 00:37:40,004
‫ميدونم بدش مياد، اما ميخوام اونم بغل كنم.

530
00:37:40,009 --> 00:37:41,677
‫توي لاهه موند.

531
00:37:42,979 --> 00:37:44,442
‫ميخواستم پيشش بمونم،

532
00:37:44,447 --> 00:37:46,648
‫اما ديد چقدر دلم ميخواست تو رو ببينم.

533
00:37:48,551 --> 00:37:50,485
‫خيلي خوشحالم اينجايي.

534
00:37:52,121 --> 00:37:54,786
‫هنوز از اتفاقات توي هند ميلرزم.

535
00:37:54,791 --> 00:37:58,122
‫هي، تو زنده موندي، همين مهمه.

536
00:37:58,127 --> 00:38:02,126
‫تو تنها چيزي بودي كه ميتونستم بهش فكر كنم.

537
00:38:02,131 --> 00:38:04,866
‫ببين، ميدونم اونا قبلاً اومدن سراغ خانواده‌ات...

538
00:38:06,002 --> 00:38:07,469
‫دوباره تلاش كردن.

539
00:38:11,641 --> 00:38:17,508
شكار شدن يه ديد خاص راجع به نجات يافتن ميده، مگه نه؟

540
00:38:17,513 --> 00:38:20,678
‫وقتشه كاري كنيم اونا هم همين حسو داشته باشن.

541
00:38:20,683 --> 00:38:23,118
‫و با كسي شروع ميكنيم كه شارول رو كشته.

542
00:38:29,425 --> 00:38:30,855
صبحونه ميخواي؟

543
00:38:30,860 --> 00:38:32,991
‫الان بريانا رو رسوندم مدرسه.

544
00:38:32,996 --> 00:38:35,560
‫املت دنور با ژامبون اضافه.

545
00:38:39,202 --> 00:38:41,499
‫عه.

546
00:38:41,504 --> 00:38:43,772
‫مداد مورد علاقه‌اش رو فراموش كرد.

547
00:38:48,845 --> 00:38:51,876
مطمئني فقط همينو ميخواي؟

548
00:38:55,184 --> 00:38:57,452
‫راستش حالا كه بحثش رو پيش كشيدي...

549
00:38:59,722 --> 00:39:01,853
‫ميدوني،

550
00:39:01,858 --> 00:39:05,023
‫تيفاني هنوز مدرسه نمياد.

551
00:39:05,028 --> 00:39:07,558
فكر نميكني يه اتفاق بدي براش افتاده، ها؟

552
00:39:07,563 --> 00:39:09,527
‫البته كه نه.

553
00:39:09,532 --> 00:39:11,696
‫و در هر صورت، ما راجع بهش حرف زديم باني.

554
00:39:11,701 --> 00:39:13,164
‫حتي اگه اتفاق بدي هم براش بيفته،

555
00:39:13,169 --> 00:39:15,036
‫يه جادوگر از دنيا كمتر ميشه.

556
00:39:19,775 --> 00:39:25,814
‫دخترهامون ديگه نه، دخترهامون ديگه نه...

557
00:39:59,148 --> 00:40:01,049
‫دخترهامون ديگه نه.

558
00:40:16,666 --> 00:40:19,197
‫جاستين، نميدونستم امروز مياي اينجا.

559
00:40:19,202 --> 00:40:21,632
‫آره، فقط اومدم يه چيزي تحويل شين بدم.

560
00:40:21,637 --> 00:40:22,700
يه قهوه ميخوري؟

561
00:40:22,705 --> 00:40:24,535
‫امروز نميتونم، شرمنده.

562
00:40:24,540 --> 00:40:25,907
‫باشه دفعه ديگه.

563
00:40:27,343 --> 00:40:28,410
‫باني!

564
00:40:32,014 --> 00:40:34,645
‫يه چيزي پيدا كن كه بخاطرش زندگي كني.

565
00:40:34,650 --> 00:40:39,150
‫يه چيزي كه واقعي و زيبا باشه.

566
00:40:39,155 --> 00:40:41,018
‫مثل دخترت.

567
00:40:41,023 --> 00:40:44,192
‫وگرنه نفرت از بين ميبردت.

568
00:41:02,800 --> 00:41:12,800
مترجم: ابراهيم قلي پور

