﻿1
00:00:02,045 --> 00:00:03,568
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,655 --> 00:00:05,744
‫جوناس صبركن! كاماريا داره بهمون حمله ميكنه.

3
00:00:05,831 --> 00:00:08,138
‫من بخاطر كاماريا اينجا نيومدم.
‫اينجام تا شرايط رو تغيير بدم.

4
00:00:08,225 --> 00:00:10,532
‫در اين زوال دنيا،

5
00:00:10,619 --> 00:00:13,056
‫شر جادوگران بسيار زياد شده...

6
00:00:15,711 --> 00:00:18,148
‫دخترهامون ديگه نه...

7
00:00:21,238 --> 00:00:23,284
‫سربازها، رسم سوون!

8
00:00:23,371 --> 00:00:25,634
‫امشب مردگان رو بيدار ميكنيم!

9
00:00:25,658 --> 00:00:27,158
‫والدا استربروك.

10
00:00:32,467 --> 00:00:33,468
‫ويلا كالر.

11
00:00:33,555 --> 00:00:35,078
چرا نيومد؟

12
00:00:35,165 --> 00:00:36,949
چرا نميخواست باهام حرف بزنه؟

13
00:00:37,037 --> 00:00:38,777
‫بايد برم وسايلم رو براي تعطيلات جمع كنم.

14
00:00:38,864 --> 00:00:39,952
‫بايد برم پدرم رو ببينم.

15
00:00:40,040 --> 00:00:41,302
‫شارول بل‌ودر.

16
00:00:41,389 --> 00:00:43,739
‫تو ابيگيل بل‌ودر هستي.

17
00:00:43,826 --> 00:00:46,829
‫و انتقام گيرنده.

18
00:00:46,916 --> 00:00:49,179
‫شارول روشنم كرد.
‫بايد اونايي كه صداش رو دزديدن

19
00:00:49,266 --> 00:00:50,833
‫پيدا كنم و صداش رو برگردونم.

20
00:00:50,920 --> 00:00:53,009
‫وقتشه كاري كنيم حس كنن دارن شكار ميشن.

21
00:00:53,096 --> 00:00:55,229
‫و با كسي شروع ميكنيم كه شارول رو كشته.

22
00:00:59,755 --> 00:01:02,801
از اولين نفسي كه بعد از تولد ميكشيم

23
00:01:02,888 --> 00:01:06,892
‫تا آخرين جادويي كه بكار ميگيريم،

24
00:01:06,979 --> 00:01:08,416
‫ما در جنگيم.

25
00:01:09,765 --> 00:01:11,984
‫هرگز حق انتخابي در كار نبوده.

26
00:01:12,072 --> 00:01:13,508
‫پس اگه قراره خون‌مون ريخته بشه،

27
00:01:15,292 --> 00:01:17,251
‫بگذاريم براي آزادي ريخته بشه.

28
00:01:19,427 --> 00:01:21,951
‫و با اين عمل...

29
00:01:22,038 --> 00:01:23,909
‫جنگ ما به پايان ميرسه.

30
00:01:30,786 --> 00:01:33,745
‫و پاداش ايمانتون به من رو خواهيد گرفت.

31
00:01:42,014 --> 00:01:43,451
‫ممنون جوناس.

32
00:01:45,061 --> 00:01:47,063
‫از خون ما،

33
00:01:47,150 --> 00:01:50,936
‫دوران جديدي براي تمام جادوگرها آغاز ميشه!

34
00:01:51,023 --> 00:01:53,156
‫ما Spree هستيم.

35
00:01:53,243 --> 00:01:58,422
‫ما Spree هستيم.
‫ما Spree هستيم.

36
00:01:58,509 --> 00:02:01,599
‫ما Spree هستيم.

37
00:02:01,686 --> 00:02:06,561
‫ما Spree هستيم.
‫ما Spree هستيم.

38
00:02:06,648 --> 00:02:09,216
‫ما Spree هستيم!

39
00:02:09,303 --> 00:02:11,957
‫ما Spree هستيم.

40
00:03:15,891 --> 00:03:18,067
‫- واي!
‫- قشنگه، مگه نه؟

41
00:03:23,028 --> 00:03:26,118
عه، ميگم، تالي؟

42
00:03:26,206 --> 00:03:27,990
‫بهتره پيش بابام...

43
00:03:28,077 --> 00:03:31,254
‫راجع به بمب-جادويي حرف نزني.

44
00:03:31,341 --> 00:03:34,649
‫و اعزام‌مون. و Spree.

45
00:03:34,736 --> 00:03:36,564
‫و آها، اصلاً راجع به سيلا هم حرف نزني.

46
00:03:38,087 --> 00:03:40,220
‫كلي چيز هستن كه نبايد راجع بهشون حرف زد.

47
00:03:42,657 --> 00:03:44,398
‫چندتا چيز قبل از اينكه بريم داخل...

48
00:03:45,921 --> 00:03:48,140
‫خونه بايد خالي باشه، به جز مادربزرگم كسي نيست.

49
00:03:48,228 --> 00:03:49,838
كاري كه ميخوايم بكنيم براش اهميتي داره؟

50
00:03:49,925 --> 00:03:51,535
‫مينروا نبايد بدونه.

51
00:03:51,622 --> 00:03:53,798
‫تنها زن زنده دنيا كه از آلدر سر سخت تره، اونه.

52
00:03:53,885 --> 00:03:55,452
‫از هر برخوردي اجتناب كن.

53
00:03:56,627 --> 00:03:58,977
‫پس به محض اينكه دستمون به بقاياي شارول رسيد،

54
00:03:59,064 --> 00:04:00,457
‫سريعاً ميريم و برميگرديم.

55
00:04:02,894 --> 00:04:04,461
حالت خوبه؟

56
00:04:04,548 --> 00:04:06,158
مرده‌هامون رو مستقيماً به خاك ميسپريم

57
00:04:06,246 --> 00:04:08,117
‫و يه درخت ميكاريم همونجا تا رشد كنه.

58
00:04:08,204 --> 00:04:09,684
‫كمكشون مي‌كنيد به يه زندگي جديد تبديل بشن.

59
00:04:09,771 --> 00:04:11,425
‫شبيه رسوم ما نيست.

60
00:04:11,512 --> 00:04:13,035
درسته، مشكلي داره؟

61
00:04:13,122 --> 00:04:15,255
‫مادامي كه يه چند قطره از خون شارول رو بتونم پيدا كنم،

62
00:04:15,342 --> 00:04:16,604
‫مشكلي پيش نمياد.

63
00:04:21,304 --> 00:04:23,437
فكر ميكردم خونه خالي هست؟

64
00:04:34,143 --> 00:04:35,884
‫آره، مردم اينجا،

65
00:04:35,971 --> 00:04:39,279
‫از اينكه نظرشون رو اعلام كنن خجالتي نميكشن.

66
00:04:41,498 --> 00:04:44,893
بيشتر از اينكه مشكلات رو حل كنه، بوجود مياردشون، مگه نه؟

67
00:04:44,980 --> 00:04:46,460
روحي كه احضار كردي اينو بهت گفت؟

68
00:04:46,547 --> 00:04:48,549
‫كم و بيش.

69
00:04:48,636 --> 00:04:50,812
‫استربروك كاري كرد كه واقعيت رو ببينم.

70
00:04:52,944 --> 00:04:56,426
آلدر نيكته رو مجبور كرد جبهه ليبريا رو به قتل برسونه

71
00:04:56,513 --> 00:04:59,168
‫و بعد هم جوري نشون داد كه انگار خودكشي كردن.

72
00:05:00,517 --> 00:05:03,041
ميتونه...ميتونه بهت دستور بده

73
00:05:03,128 --> 00:05:05,435
‫با بمب-جادويي يه كاري همينطوري بكني.

74
00:05:05,522 --> 00:05:07,437
‫خب، اگه استربروك داشت واقعيت رو ميگفت...

75
00:05:07,524 --> 00:05:09,570
‫نشونم داد، خودم ديدم.

76
00:05:09,657 --> 00:05:11,920
‫پس آلدر اوضاع ليبريا رو بدتر كرد.

77
00:05:12,007 --> 00:05:14,009
‫و اون نبرد، مادر منو به كشتن داد.

78
00:05:14,096 --> 00:05:16,968
پس، بلاي بزرگتر از اين ديگه نميتونه سرم بياره، مگه نه؟

79
00:05:18,840 --> 00:05:20,189
رايل؟

80
00:05:23,323 --> 00:05:25,499
‫نگران نباش تالي، هميشه حق انتخاب دارم.

81
00:05:27,196 --> 00:05:28,632
‫سلام بچه جون.

82
00:05:28,719 --> 00:05:30,460
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم.

83
00:05:30,547 --> 00:05:32,786
‫- خوشحالم ميبينمت.
‫- منم همينطور.

84
00:05:32,810 --> 00:05:34,203
‫دارم ضعف ميرم.

85
00:05:35,335 --> 00:05:36,466
‫تالي.

86
00:05:36,553 --> 00:05:38,599
‫سلام! منم دارم ضعف ميرم.

87
00:05:38,686 --> 00:05:40,296
‫ممنونم!

88
00:05:53,353 --> 00:05:55,224
‫- دخترم.
‫- عزيزم.

89
00:05:59,010 --> 00:06:00,272
‫سلام فرزندم.

90
00:06:00,360 --> 00:06:02,579
نظرت چيه؟

91
00:06:02,666 --> 00:06:04,625
يه مراسم عروسي هست كه من خبر ندارم؟

92
00:06:04,712 --> 00:06:05,974
‫هنوز نه.

93
00:06:06,061 --> 00:06:07,584
‫همه بخاطر تو اومدن اينجا.

94
00:06:10,370 --> 00:06:14,591
‫و شما بايد عادل باشيد.

95
00:06:14,678 --> 00:06:17,899
‫مردمت موضوع اصلي بحث هاي محفل ما هستن.

96
00:06:19,248 --> 00:06:20,989
اونو به اين خاطر اوردي كه...؟

97
00:06:21,076 --> 00:06:23,470
‫به اين خاطر كه جايي براي تعطيلات نداشت بره.

98
00:06:23,557 --> 00:06:25,472
‫- مشكلي هست؟
‫- نه.

99
00:06:25,559 --> 00:06:26,777
‫يه جايي براش پيدا ميكنيم.

100
00:06:27,996 --> 00:06:30,346
من، آنتون و فرمين تصميم گرفتيم بالا رده ترين خواستگار هات

101
00:06:30,433 --> 00:06:32,696
رو براي تعطيلات اينجا دعوت كنيم، به نظر زمان مناسبي

102
00:06:32,783 --> 00:06:34,045
‫براي انتخابت هست.

103
00:06:34,132 --> 00:06:36,134
مادرم راجع به اين موضوع خبر داره؟

104
00:06:36,221 --> 00:06:38,485
‫البته، فكر خودش بود.

105
00:06:38,572 --> 00:06:40,138
‫شل‌بارك!

106
00:06:40,225 --> 00:06:42,010
‫خوشحالم دوباره ميبينمت!

107
00:06:42,097 --> 00:06:43,794
‫خواهش ميكنم قربان.

108
00:06:43,881 --> 00:06:45,709
‫بل‌ودر!

109
00:06:45,796 --> 00:06:47,798
‫ممنون كه منو دعوت كرديد، چه سورپرايز دلپذيري.

110
00:06:47,885 --> 00:06:50,148
‫بخش مهمش سورپرايز بودنش هست.

111
00:06:50,235 --> 00:06:52,455
مگه نه كلاد؟

112
00:06:54,805 --> 00:06:57,329
ابيگيل چندتا پدر داره؟

113
00:06:57,417 --> 00:07:00,942
فقط سه تا، تعداد نرمالش براي جامعه ما اينقدره، چرا؟

114
00:07:01,029 --> 00:07:03,727
‫متوجه وسعت خانواده ابيگيل نشده بود.

115
00:07:03,814 --> 00:07:07,078
‫دوست من، اين فقط يه بخش كوچيكش هست.

116
00:07:09,603 --> 00:07:11,343
همه‌اش به اين دليل كه طرف مرد بود؟

117
00:07:11,431 --> 00:07:13,694
‫بابا، مرد نه.

118
00:07:13,781 --> 00:07:15,522
‫هيچوقت.

119
00:07:15,609 --> 00:07:17,872
‫بعدش مادرم به سرعت خودشو رسوند و گفت...

120
00:07:17,959 --> 00:07:19,787
‫بهش صدمه نزنيد! بهش صدمه نزنيد!

121
00:07:19,874 --> 00:07:21,789
‫اون وكيلم هست!

122
00:07:21,876 --> 00:07:23,530
معلوم شد، طرف اونجا بود

123
00:07:23,617 --> 00:07:25,445
‫تا كمك كنه معافيتم رو بگيرم.

124
00:07:25,532 --> 00:07:27,403
تنها مردي كه تا حالا به

125
00:07:27,490 --> 00:07:30,711
‫جامعه مادرسالار ساكرامنتو پا گذاشته و زنده مونده.

126
00:07:30,798 --> 00:07:33,757
‫اين منو ياد زماني كه رايل به دنيا اومد ميندازه.

127
00:07:33,844 --> 00:07:35,498
‫بابا...

128
00:07:35,585 --> 00:07:37,761
ويلا بچه رو توي فورت سنوكس به دنيا اورده بود

129
00:07:37,848 --> 00:07:39,981
‫و من بايد براي رفتن به اونجا مجوز مخصوص ميگرفتم.

130
00:07:40,068 --> 00:07:42,244
همينطور كه داشتم توي درمانگاه ميرفتم سمت اتاق ويلا

131
00:07:42,331 --> 00:07:43,941
‫يه سربازي جلو منو گرفت.

132
00:07:44,028 --> 00:07:46,204
‫ميتونست تشخيص بده من يه شهروند عاديم.

133
00:07:46,291 --> 00:07:48,424
اما شما اجازه حضور در اونجا رو داشتيد؟

134
00:07:48,511 --> 00:07:51,166
‫اما وقتي فهميد من پدر بچه‌ام،

135
00:07:51,253 --> 00:07:54,909
‫شروع كرد به داد و فرياد راجع به اينكه چقدر اينكار اشتباه بوده و چطور...

136
00:07:54,996 --> 00:07:58,260
‫من باعث ضعيف شدن دخترم شدم.

137
00:07:58,347 --> 00:08:00,175
‫- خيلي بده!
‫- آره، همينطور هم بود.

138
00:08:00,262 --> 00:08:02,307
تا اينكه ويلا از اتاقش بيرون اومد

139
00:08:02,394 --> 00:08:04,222
‫هنوز بخاطر بدنيا اوردن بچه بدنش غرق خون بود،

140
00:08:04,309 --> 00:08:06,094
‫دخترمون هم توي بغلش بود.

141
00:08:06,181 --> 00:08:08,270
‫- آخي...
‫- آره...

142
00:08:08,357 --> 00:08:09,924
بگو مادرت چطور اين قسمت رو ميگفت؟

143
00:08:10,011 --> 00:08:11,926
‫- واي، نميدونم.
‫- بعدش چي گفت؟

144
00:08:12,013 --> 00:08:14,929
‫- يادم نمياد.
‫- خب بگذريم،

145
00:08:15,016 --> 00:08:18,715
ويلا كالر به چشمهاي اون سرباز نگاه كرد و گفت

146
00:08:18,802 --> 00:08:20,935
به نظرت دختر من ضعيفه؟

147
00:08:23,198 --> 00:08:25,505
‫- واو.
‫- برم يه چيزي بگيرم اينارو ببريم.

148
00:08:25,592 --> 00:08:27,419
‫باشه.

149
00:08:28,043 --> 00:08:35,543
ارتش هند اعلام كرده كه اين حمله

150
00:08:35,906 --> 00:08:38,126
ميشه يه جعبه بهمون بديد؟

151
00:08:38,213 --> 00:08:39,693
‫ممنونم.

152
00:08:40,217 --> 00:08:47,717
‫به دست گروه ضد-جادوگري كاماريا انجام شده است.

153
00:09:46,586 --> 00:09:48,109
چي ميخوايم بهش بگيم؟

154
00:09:49,414 --> 00:09:51,199
‫به نظرم گفتن حقيقت شروع خوبي باشه.

155
00:09:51,286 --> 00:09:52,809
خب، اگه قرار باشه ناپديد بشه

156
00:09:52,896 --> 00:09:54,158
بهتره اينم بدونه، مگه نه؟

157
00:09:54,245 --> 00:09:55,856
ناپديد بشه؟

158
00:09:55,943 --> 00:09:57,583
‫قرار نيست با گروه Spree هميشه در حال فرار باشه.

159
00:09:57,640 --> 00:09:59,729
‫- نميتونه بره پيش ارتش.
‫- بايد نگران كاماريا باشه،

160
00:09:59,816 --> 00:10:01,557
‫نه سربازي اجباري.

161
00:10:01,644 --> 00:10:03,907
‫موضوع من يا تو نيستيم.

162
00:10:03,994 --> 00:10:06,214
‫موضوع اونه.

163
00:10:06,301 --> 00:10:08,825
‫فراري ها ميتونن مراقبش باشن،
‫درست همونطور كه مراقب من بودن

164
00:10:08,912 --> 00:10:11,045
‫تا وقتي كه اونقدي بزرگ بشه كه خودش انتخاب كنه چي ميخواد.

165
00:10:11,132 --> 00:10:13,482
‫سيستم فرزندخوندگي به من كه خوب رسيد.

166
00:10:13,569 --> 00:10:14,962
و الان از كجا سر در اوردي؟

167
00:10:16,485 --> 00:10:19,096
‫اين بيرون با من، يه تروريست.

168
00:10:22,926 --> 00:10:24,580
‫موقع مراسم توي مركز خريد بهت توجه كردم.

169
00:10:24,667 --> 00:10:26,582
‫تو آدمي كه يه سال پيش بودي، نيستي.

170
00:10:26,669 --> 00:10:29,541
پس چرا موقع كشتن شين ميخنديدم؟

171
00:10:29,629 --> 00:10:31,456
شين رو كشتي؟

172
00:10:31,543 --> 00:10:33,894
بهم بگو بخاطر بلايي كه سر تيفاني اورده بود، لياقتش رو نداشت؟

173
00:10:33,981 --> 00:10:35,330
و تو چه بلايي سر بريانا اوردي

174
00:10:35,417 --> 00:10:36,777
وقتي پدرش رو ازش گرفتي؟

175
00:10:39,116 --> 00:10:40,988
‫نبايد صدامون رو بشنوه كه داريم اينطور دعوا ميكنيم.

176
00:10:53,174 --> 00:10:55,698
‫بريم يكم شكلات داغ بخوريم.

177
00:11:00,398 --> 00:11:02,574
‫- خدافظ بابا.
‫- روز خوبي داشته باشيد!

178
00:11:05,316 --> 00:11:08,450
‫تالي، ميشه فقط آروم بشينيم؟
‫اين اولين مرخصيمون هست.

179
00:11:08,537 --> 00:11:10,365
‫و توي يه چشم بهم زدن تموم ميشه.

180
00:11:10,452 --> 00:11:12,802
‫براي همين بايد راجع به مادرت باهاش حرف بزني.

181
00:11:12,889 --> 00:11:14,543
‫فقط...

182
00:11:14,630 --> 00:11:15,762
‫دلم نميخواد ناراحتش كنم.

183
00:11:17,241 --> 00:11:18,765
‫اون كسي نيست كه ناراحت ميشه.

184
00:11:18,852 --> 00:11:21,637
‫خب پس بگو چطور نبايد بخاطر اتفاقات سوون ناراحت نباشم.

185
00:11:21,724 --> 00:11:24,814
‫روحي كه تو احضار كردي يه غريبه بود و خيلي زود اومد،

186
00:11:24,901 --> 00:11:28,209
‫و من تمام شب منتظر مادرم بودم، و اون نيومد.

187
00:11:31,038 --> 00:11:33,257
‫دلش نميخواد تنهايي اين مساله رو پشت سر بزاري.

188
00:11:33,344 --> 00:11:35,825
آره، پس ميرم ازش ميپرسم، ميگم بابا

189
00:11:35,912 --> 00:11:38,654
ميدوني چرا مامان براي بار دوم منو ترك كرده؟

190
00:11:43,746 --> 00:11:47,141
ميگم، اون ماشين رو ميشناسي؟

191
00:11:47,228 --> 00:11:49,099
‫بيرون سالن غذاخوري هم بودن.

192
00:11:52,886 --> 00:11:54,714
‫آره، همينطور توي مسيرمون به شهر.

193
00:12:11,078 --> 00:12:12,340
‫اين يه اخطار بود.

194
00:12:14,559 --> 00:12:15,691
‫ميشناسمت.

195
00:12:17,562 --> 00:12:18,868
‫ارتشي هستي؟!

196
00:12:20,000 --> 00:12:21,915
وايستا ببينم، اون دوتاي ديگه كجا رفتن؟

197
00:12:23,438 --> 00:12:25,179
بهمون دستور دادن كه مراقب

198
00:12:25,266 --> 00:12:27,007
‫خانم منحصر به فرد باشيم.

199
00:12:27,094 --> 00:12:28,748
‫اما تو رو از دوره آموزشي يادم مياد.

200
00:12:28,835 --> 00:12:30,662
‫تو خود دردسري سرباز.

201
00:12:30,750 --> 00:12:32,969
آره، انتظار نداشته باشيد

202
00:12:33,056 --> 00:12:34,841
‫براي شيريني و قهوه دعوتتون كنم خونه.

203
00:12:44,241 --> 00:12:45,765
‫تالي!

204
00:12:58,473 --> 00:12:59,909
يه دقيقه وقت داري صحبت كنيم؟

205
00:13:01,128 --> 00:13:03,565
‫يه دقيقه، حتماً.

206
00:13:03,652 --> 00:13:05,741
‫اين دقتش رو از تو به ارث برده.

207
00:13:05,828 --> 00:13:08,439
‫كه باعث برنامه ريزي تاكتيكي عالي ميشه.

208
00:13:09,484 --> 00:13:11,094
‫ببخشيد كه بدون اطلاع بهت اينكارا رو كرديم.

209
00:13:11,181 --> 00:13:13,096
‫ميدونم خيلي سريع اتفاق افتاد.

210
00:13:13,183 --> 00:13:16,447
‫سورپرايز مشكلي نيست، اما الان اولويت هاي ديگه اي دارم.

211
00:13:16,534 --> 00:13:17,884
منظورت عادل هست؟

212
00:13:17,971 --> 00:13:19,320
‫منظورم سرباز بودن هست.

213
00:13:19,407 --> 00:13:21,235
‫دختر داشتن، اگه خدا كنه،

214
00:13:21,322 --> 00:13:23,193
‫بخشي از سرباز بودنه.

215
00:13:23,280 --> 00:13:25,413
‫لذتي بالاتر ازش نيست، خودت ميفهمي.

216
00:13:25,500 --> 00:13:27,110
‫الان وقت لذت بردن نيست.

217
00:13:27,197 --> 00:13:29,417
‫يه بچه در حال حاضر نبايد به اين دنيا بياد.

218
00:13:29,504 --> 00:13:32,333
‫بچه هات خوش شانس خواهند بود كه تو كنارشون هستي
‫و ازشون مراقبت ميكني.

219
00:13:32,420 --> 00:13:34,509
‫نه فقط اونا، بلكه نسل آينده...

220
00:13:34,596 --> 00:13:36,293
‫موعظه كردن كافيه آنتون.

221
00:13:38,078 --> 00:13:40,080
‫لطفاً سر شام ذهنت باز باشه.

222
00:13:53,093 --> 00:13:55,138
‫گذاشتي اون بهت غلبه كنه،

223
00:13:55,225 --> 00:13:58,402
‫و حالا بچه اي كه نجات دادي در اختيار Spree هست؟

224
00:13:58,489 --> 00:14:00,970
‫رمسهورن برنامه اي براي نگه داشتن تيفاني پيش گروهش نداره.

225
00:14:01,057 --> 00:14:02,972
‫اگه چنين چيزي باور كردي، ساده‌اي.

226
00:14:03,059 --> 00:14:05,322
‫كار كردن باهاش اصلاً غلط بود.

227
00:14:05,409 --> 00:14:08,412
ژنرال، منطقيه كه فكر كنيم

228
00:14:08,499 --> 00:14:10,588
‫كاماريا جادوگرهاي جوان ديگه هم به اسارت گرفته.

229
00:14:10,675 --> 00:14:13,156
‫دخترانمون رو سالم برگردون خونه پترا.

230
00:14:13,243 --> 00:14:15,985
‫و هركسي كه جلو راهت بود از بين ببر.

231
00:14:16,072 --> 00:14:18,292
‫با تعقيب رهبرشون شروع ميكنم...

232
00:14:18,379 --> 00:14:21,643
‫نه، زمان حضورت توي عمليات به سر اومده.

233
00:14:21,730 --> 00:14:23,775
‫ژنرال، من اون بيرون بيشتر به دردتون ميخورم.

234
00:14:23,863 --> 00:14:26,126
حالا كه كاماريا چهره‌ات رو شناسايي كردن؟

235
00:14:26,213 --> 00:14:30,260
‫نه، از اينجا به بعد به عهده اطلاعاته.

236
00:14:30,347 --> 00:14:31,787
‫عمليات همين حالا هم در حال اجراست.

237
00:14:31,871 --> 00:14:34,090
‫از آناپوليس نظارت به عمليات رو ادامه ميدم.

238
00:14:34,177 --> 00:14:36,353
‫سلام من رو به مينروا برسون.

239
00:14:45,101 --> 00:14:49,018
‫الان زمان مهمي در جنگ‌مون هست آناكوستيا.

240
00:14:49,105 --> 00:14:51,891
مردم عادي اعتبارم رو مورد سوال قرار ميدن

241
00:14:51,978 --> 00:14:55,633
‫و كاماريا هم با هر حمله شجاعت بيشتري به خرج ميده.

242
00:15:05,643 --> 00:15:09,909
‫تو كارت رو درست انجام دادي، اما الان ميخوام در كنارم باشي،

243
00:15:12,955 --> 00:15:14,914
‫جايي كه ميتوني بهتر كمك كني.

244
00:15:18,874 --> 00:15:21,790
‫فكر كردم نميخواي راجع به مادرت حرف بزني.

245
00:15:21,877 --> 00:15:24,836
‫آره خب، با پدرم نه،

246
00:15:24,924 --> 00:15:26,577
‫اما كويين فرق داره.

247
00:15:39,547 --> 00:15:41,853
‫نابينا را به راهي آوردم كه خود نداند.

248
00:15:41,941 --> 00:15:44,378
‫آنها را به راهي ناشناخته هدايت ميكنم.

249
00:15:44,465 --> 00:15:46,815
‫تاريكي را در پيش چشمشان به روشنايي تبديل ميكنم.

250
00:16:06,878 --> 00:16:09,707
‫ميتوني بري فرانك!

251
00:16:09,794 --> 00:16:13,015
‫دردسر ساز مورد علاقم همين حالا از راه رسيد.

252
00:16:22,155 --> 00:16:24,853
‫- اين دوستم تالي كراون هست.
‫- سلام!

253
00:16:24,940 --> 00:16:26,855
‫خيلي زود ميتونم ببينمت.

254
00:16:28,509 --> 00:16:30,076
‫كويين بهترين دوست مامانم بود.

255
00:16:30,163 --> 00:16:31,816
‫و همچنين ارزونترين پرستار بچه.

256
00:16:33,775 --> 00:16:36,734
‫خيلي خوبه!

257
00:16:38,084 --> 00:16:40,042
‫دمنوش قديمي مسيحي-مشرك.

258
00:16:40,129 --> 00:16:42,088
‫كمكت ميكنه با روح‌القدس راحت صحبت كني.

259
00:16:42,175 --> 00:16:43,611
واقعاً؟

260
00:16:43,698 --> 00:16:45,656
‫نه، شوخي كردم.

261
00:16:47,789 --> 00:16:51,097
‫موقعي كه نوريلسك مستقر بوديم، از خودم اختراعش كردم.

262
00:16:51,184 --> 00:16:53,273
ويلا هيچوقت راجع به اون محاصره براتون صحبت كرد؟

263
00:16:53,360 --> 00:16:55,971
‫نه، به نظرم هيچوقت فرصتش نشد.

264
00:16:56,058 --> 00:16:59,322
‫من و مادرت از اين سنگر به اون سنگر ميرفتيم.

265
00:16:59,409 --> 00:17:02,673
‫زخم ها رو درمان ميكرديم، مادرت واقعاً آدم قدرتمندي بود.

266
00:17:02,760 --> 00:17:04,284
‫رايل مثل خودشه، اما قوي تر.

267
00:17:04,371 --> 00:17:07,026
الهه نابودي! يا خلقت؟

268
00:17:07,113 --> 00:17:10,246
‫در هر صورت، قارچها رو احضار ميكنه.

269
00:17:10,333 --> 00:17:13,162
‫خيلي‌خب كافيه، ببخشيد.

270
00:17:13,249 --> 00:17:15,338
‫قرار نبود راجع بهش حرف بزنيم.

271
00:17:15,425 --> 00:17:19,125
‫تعجبي نداره ميشنوم موهبت داري.

272
00:17:19,212 --> 00:17:20,952
‫ويلا هميشه ميگفت.

273
00:17:21,040 --> 00:17:24,086
‫آره، ميدونم، هميشه توي نامه هاش ميگفت.

274
00:17:25,174 --> 00:17:26,958
‫يه جوري ميگي انگار چيز بديه.

275
00:17:27,046 --> 00:17:28,569
‫نه فقط اينكه...

276
00:17:30,266 --> 00:17:32,399
‫ميدوني، بعضي وقتا نامه ها كافي نيست.

277
00:17:32,486 --> 00:17:33,574
‫درسته.

278
00:17:35,097 --> 00:17:37,621
‫اما من توي اونجا توي گل و لاي كنارش بودم.

279
00:17:37,708 --> 00:17:39,580
‫ميديدمش كه برات نامه مينويسه.

280
00:17:41,060 --> 00:17:43,932
‫چيزي جز عشق توي اون نامه ها نبود.

281
00:17:44,019 --> 00:17:46,108
‫و هيچي نميتونه اينو از بين ببره.

282
00:17:47,588 --> 00:17:50,417
‫رايل ميخواست ويلا رو توي سوون احضار كنه، اما اون نيومد.

283
00:17:51,809 --> 00:17:54,029
‫روي زمين مقدس فورت سِيلِم،

284
00:17:54,116 --> 00:17:57,206
‫روح مرده نميتونه احضار شدنش رو نپذيره.

285
00:17:57,293 --> 00:17:59,382
‫به نظرم اين يه تلقين هست يا يه قانون،

286
00:17:59,469 --> 00:18:01,471
‫چون اون نيومد.

287
00:18:09,262 --> 00:18:11,090
‫...از طرف ديگه،

288
00:18:11,177 --> 00:18:13,657
‫خاندانم براي ملحق شدن به بل‌ودر ها كاملاً بررسي شدن.

289
00:18:13,744 --> 00:18:17,008
‫آره، اما از طرف طرف ديگه،

290
00:18:17,096 --> 00:18:19,054
‫به نظرت عجيب نيست،

291
00:18:19,141 --> 00:18:22,013
ميدوني، كه با دخترخاله‌اش نامزد بودي؟

292
00:18:22,101 --> 00:18:24,538
عجيبه كه اين وصلت

293
00:18:24,625 --> 00:18:26,540
به ياد و عشق شارول باشه؟

294
00:18:28,063 --> 00:18:30,761
‫آره، خيلي عجيبه.

295
00:18:30,848 --> 00:18:33,373
‫خوشحال ميشم تمام وقت پيش بچه‌مون باشم،

296
00:18:33,460 --> 00:18:36,332
‫تا شوهر دومت به ما ملحق بشه.

297
00:18:36,419 --> 00:18:38,856
و تو چه چيزي ميتوني به خاندان ما اضافه كني؟

298
00:18:38,943 --> 00:18:41,163
‫به اين دليل اينجا نيستم.

299
00:18:41,250 --> 00:18:44,471
‫همونطور كه ابيگيل توضيح داد، من يه جايي واسه موندن ميخواستم.

300
00:18:44,558 --> 00:18:46,734
بهتره خيلي خاص باشه چون

301
00:18:46,821 --> 00:18:48,562
‫جادوي آب و هواي اون همين الان هم خاصه.

302
00:18:48,649 --> 00:18:51,869
ميخوايد بدونيد چه...ويژگيهاي جسماني دارم كه ارائه بدم؟

303
00:18:51,956 --> 00:18:55,873
ديگه از كجا بدونيم چه سربازهايي ميتوني بوجود بياري؟

304
00:18:55,960 --> 00:18:58,180
‫يه جوري حرف ميزنيد انگار داريد
‫راجع به جفت گيري اسب نر حرف ميزنيد.

305
00:19:00,313 --> 00:19:03,751
‫اسب ماده، اما به نظر مياد داري از روند كار سر در مياري.

306
00:19:03,838 --> 00:19:07,233
‫ما همچنين خونگرميت،

307
00:19:07,320 --> 00:19:11,280
‫هوش و وضعيت خانوادگيت رو ارزيابي ميكنيم.

308
00:19:11,367 --> 00:19:15,284
پس، همه-همه شما...با مادر ابيگيل رابطه داشتيد؟

309
00:19:15,371 --> 00:19:18,548
‫بهترين خصوصياتمون رو براي بوجود اوردن ابيگيل عرضه كرديم.

310
00:19:18,635 --> 00:19:20,420
همزمان باهم؟

311
00:19:23,684 --> 00:19:25,555
‫هرچي ژنرال ميخواست.

312
00:19:25,642 --> 00:19:29,124
‫فرآيند...حساسيه.

313
00:19:35,304 --> 00:19:39,787
خب، چه چيزي به اين وصلت فرضي عرضه ميكني؟

314
00:19:43,007 --> 00:19:44,792
نميدونم، برنامه اي براي

315
00:19:44,879 --> 00:19:47,186
‫داشتن وصلت رسمي با ابيگيل نداشتم.

316
00:19:49,971 --> 00:19:52,800
‫از طرف دخترم از همه شما بخاطر اومدنتون تشكر ميكنم.

317
00:19:52,887 --> 00:19:55,977
‫بابت تاخير عذر ميخوام، اما دنيا منتظر هيچ زني نميمونه.

318
00:19:59,110 --> 00:20:01,765
چيزي هست كه بايد راجع بهش حرف بزنيم ابيگيل؟

319
00:20:14,256 --> 00:20:17,346
‫اين عمارت محل محل فرود شخصيت نيست پترا.

320
00:20:54,862 --> 00:20:57,952
يادت هست پدر بريانا تو رو كجا برد؟

321
00:20:58,039 --> 00:21:00,520
‫منو خيلي جاها برد.

322
00:21:00,607 --> 00:21:03,131
جايي بود كه بچه هاي ديگه هم اونجا باشن؟

323
00:21:04,741 --> 00:21:05,916
آره؟

324
00:21:07,657 --> 00:21:10,269
ميتوني به ياد بياري اونجا چه شكلي بود؟

325
00:21:12,140 --> 00:21:14,969
‫مهمه، تا ما بتونيم بريم كمكشون بديم.

326
00:21:16,753 --> 00:21:21,280
‫تاريك بود، ميتونستم صداي گريه يه نفر رو بشنوم.

327
00:21:21,367 --> 00:21:26,807
‫و بوي عجيبي ميومد، مثل...بوي غذاي سگ.

328
00:21:35,424 --> 00:21:37,905
‫و بوي عجيبي ميومد،

329
00:21:37,992 --> 00:21:40,647
‫مثل...بوي غذاي سگ.

330
00:21:47,001 --> 00:21:49,525
‫بهت افتخار ميكنم تيفاني.

331
00:21:49,612 --> 00:21:51,310
‫خوب بخوابي.

332
00:22:00,014 --> 00:22:03,147
‫اونا رو توي يه دامپزشكي نگه ميدارن، توي قفس.

333
00:22:06,471 --> 00:22:09,971
‫به ياد مادرم، هر جا كه هست...

334
00:22:09,995 --> 00:22:11,915
‫اون بالا يا اين پايين.

335
00:22:11,939 --> 00:22:15,725
‫هرگز فكر نميكردم اونقدري زنده بمونم
‫كه يه كالر ببينم كه داره به زبون-مادري حرف ميزنه.

336
00:22:15,812 --> 00:22:18,554
‫كارت توي كالج جنگ خيلي خوب بوده.

337
00:22:22,689 --> 00:22:25,300
‫اونجا بودي؟ اون روزي كه...

338
00:22:25,387 --> 00:22:29,783
‫نه، خداي من گرين‌ويل آشوب بود.

339
00:22:29,870 --> 00:22:31,959
‫كلي از اون بمب ها بود كه بايد باهاشون سر و كله ميزديم.

340
00:22:32,046 --> 00:22:33,613
چه نوعي؟

341
00:22:33,700 --> 00:22:36,355
‫مسلح شده توي بطري.

342
00:22:37,921 --> 00:22:40,228
ميدوني اولين بار كي اون بطري ها پديدار شدن؟

343
00:22:40,315 --> 00:22:43,492
‫فكر كنم سال 94 بود؟ سودان.

344
00:22:44,885 --> 00:22:47,757
‫يه سال بعد توي مينسك، موقع تقسيم بلاروس.

345
00:22:47,844 --> 00:22:49,542
‫يه جورايي بهترشون كرده بودن.

346
00:22:49,629 --> 00:22:52,327
‫خيلي بدتر از يه بطري معمولي بودن.

347
00:22:52,414 --> 00:22:54,721
‫البته اون نبرد ها باهم مرتبط نبودن.

348
00:22:56,592 --> 00:22:59,290
‫با اينكه يه درس تاريخ خيلي دوست دارم،

349
00:22:59,378 --> 00:23:02,642
‫اما خيلي دير شده و شما خانمها منو خسته كرديد.

350
00:23:03,904 --> 00:23:05,079
‫باشه، فقط..

351
00:23:07,908 --> 00:23:10,301
‫- زودباش.
‫- وقت خوابته تالي.

352
00:23:16,699 --> 00:23:18,005
تالي؟

353
00:23:18,092 --> 00:23:19,243
يه لحظه...بطري هاي خودكشي

354
00:23:19,267 --> 00:23:20,703
دو سال بعد از اون واقعه

355
00:23:20,790 --> 00:23:22,357
‫از اونطرف دنيا سر در اوردن.

356
00:23:22,444 --> 00:23:23,706
‫نيكته اون جادو رو بوجود اورد.

357
00:23:23,793 --> 00:23:25,491
‫هيچكس قبل از اون چنين چيزي درست نكرده بود،

358
00:23:25,578 --> 00:23:27,057
‫نه حتي خود آلدر. پس،

359
00:23:27,144 --> 00:23:28,798
‫حتماً اون يادشون داده چطور درستشون كنن.

360
00:23:28,885 --> 00:23:30,234
‫و بعدش...

361
00:23:30,321 --> 00:23:32,193
‫- بعدش چي؟
‫- همه چي تغيير كرد.

362
00:23:32,280 --> 00:23:34,848
‫اولين حمله تاييد شده Spree سال 97 اتفاق افتاد.

363
00:23:34,935 --> 00:23:37,416
‫به نظرت نيكته جادوش رو ياد گروه Spree داده؟

364
00:23:40,201 --> 00:23:43,770
‫به نظرم نيكته Spree رو به وجود اورده.

365
00:24:09,970 --> 00:24:13,234
‫اشكالي نداره كه بترسي.

366
00:24:13,321 --> 00:24:15,976
‫ما تا آخرش باهات هستيم.

367
00:24:17,456 --> 00:24:19,327
‫ديگه نميترسم نيكته.

368
00:24:32,296 --> 00:24:34,255
تونستي با ابيگيل صحبت كني؟

369
00:24:34,342 --> 00:24:36,736
‫كسي كه تلفن رو جواب داد گفت در حال حاضر در دسترس نيست،

370
00:24:36,823 --> 00:24:38,520
‫توي يه جور مراسم شامه.

371
00:24:38,607 --> 00:24:39,913
‫فكر كنم سر پيشخدمت كارشون بود.

372
00:24:43,003 --> 00:24:46,223
به نظرت آلدر تمام مدت راجع به نيكته ميدونسته؟

373
00:24:46,310 --> 00:24:49,009
‫اگه تو تونستي اينو بفهمي، مطمئنم اونم تونسته.

374
00:24:49,096 --> 00:24:50,619
‫تعجبي نداره حذفش كردن.

375
00:24:50,706 --> 00:24:52,752
‫آلدر ميتونه تمام اشتباهاتش رو محو كنه.

376
00:24:52,839 --> 00:24:54,405
تعجب ميكنم سعي نكرده

377
00:24:54,493 --> 00:24:56,053
‫Spree رو كلاً حذف كنه.

378
00:24:56,103 --> 00:24:58,235
‫يه جنگ ديگه‌ست كه ما رو درگيرش كرده.

379
00:24:58,322 --> 00:24:59,628
منظورم اينه، در آن واحد بايد

380
00:24:59,715 --> 00:25:01,891
توي چندين جبهه بجنگيم؟

381
00:25:01,978 --> 00:25:03,284
‫تالي.

382
00:25:05,895 --> 00:25:09,595
‫از هرچيزي كه آلدر يا هركس ديگه اي
‫ما رو درگيرش كرده زنده خارج شديم.

383
00:25:09,682 --> 00:25:14,164
‫نميخوام فقط زنده بمونم،
‫نه وقتي كه ميتونم شرايط رو عوض كنم.

384
00:25:15,514 --> 00:25:16,906
‫آره.

385
00:25:26,263 --> 00:25:29,832
‫فكر كنم اين قسمت برام بدترين قسمت فرآيند جفت يابيه.

386
00:25:29,919 --> 00:25:31,965
‫براي شما مردم Tarim هم همينطوره؟

387
00:25:32,052 --> 00:25:34,489
‫به هيچ وجه.

388
00:25:34,576 --> 00:25:37,274
‫حتماً برات سخته كه اينطور با ما رقابت كني.

389
00:25:37,361 --> 00:25:38,972
‫من با كسي رقابت نميكنم.

390
00:25:39,059 --> 00:25:41,235
فكر ميكني انتخابت قطعيه؟

391
00:25:41,322 --> 00:25:42,715
‫دست كم نگيرش.

392
00:25:42,802 --> 00:25:44,151
تا حالا جادوي زمينش رو ديدي؟

393
00:25:44,238 --> 00:25:46,283
‫ميتونه يه تخته سنگ رو توي يه چشم به هم زدن دو نيم كنه.

394
00:25:46,370 --> 00:25:47,937
اينطوري از زنهاتون خواستگاري ميكنيد؟

395
00:25:48,024 --> 00:25:49,896
با نصف كردن تخته سنگها؟

396
00:25:49,983 --> 00:25:51,941
يا از جادوتون فقط توي نبرد استفاده ميكنيد؟

397
00:25:52,028 --> 00:25:54,161
‫ما صلح طلبيم.

398
00:25:54,248 --> 00:25:55,510
‫و براي خواستگاري كردن هم...

399
00:25:58,426 --> 00:26:00,646
‫ترجيح ميديم به يه پياده روي طولاني بريم.

400
00:26:04,345 --> 00:26:05,868
ملكه و من

401
00:26:05,955 --> 00:26:08,697
‫حداقل روي توانمندي گرگوريو توافق داريم.

402
00:26:08,784 --> 00:26:12,005
به نظرم، اگه شوخ طبعي يه مزيت باشه

403
00:26:12,092 --> 00:26:14,660
‫بايد بيشترين توجهت رو براي اضافه كردنش به اين خاندان به خرج بدي.

404
00:26:14,747 --> 00:26:16,357
‫بدردمون ميخوره.

405
00:26:16,444 --> 00:26:17,793
چيزي گفتي؟

406
00:26:19,621 --> 00:26:21,188
‫گفتم بايد بخوابم.

407
00:26:21,275 --> 00:26:22,885
به محض اينكه گفتي

408
00:26:22,972 --> 00:26:24,800
‫كيو انتخاب ميكني، ميتوني بري بخوابي.

409
00:26:24,887 --> 00:26:27,760
‫وقت بيشتري براي تصميم گيري نياز دارم.

410
00:26:27,847 --> 00:26:30,371
‫متاسفم ابيگيل، وقتمون تموم شده.

411
00:26:30,458 --> 00:26:32,025
‫كاماريا اينو واضح بهمون اعلام كرده.

412
00:26:32,112 --> 00:26:33,896
‫حق با تو، همينكارو كردن.

413
00:26:33,983 --> 00:26:36,159
‫براي همين بايد باهاشون بجنگيم.

414
00:26:36,246 --> 00:26:38,509
‫خيالت راحت، همينكارو داريم مي‌كنيم.

415
00:26:38,597 --> 00:26:39,859
‫آلدر هم همينو ميگه.

416
00:26:39,946 --> 00:26:41,774
‫من آلدر نيستم.

417
00:26:43,471 --> 00:26:45,821
‫مامورهاي من همين حالا كه داريم حرف ميزنيم،

418
00:26:45,908 --> 00:26:48,041
‫- سرتاسر كشور پخش شدن.
‫- ارتش نميتونه با حالت تدافعي

419
00:26:48,128 --> 00:26:50,696
‫جلوي اونها رو بگيره،
‫منتظر باشه تا اونها حركت بعديشون رو عملي كنن!

420
00:26:50,783 --> 00:26:52,567
‫بايد جنگ رو ببريم سمت اونها.

421
00:26:52,654 --> 00:26:56,571
‫ابيگيل، من وظايفم رو در اين جنگ دارم، تو هم همينطور.

422
00:26:56,658 --> 00:26:59,139
‫چيزهاي ديگه اي براي صحبت داريم پترا.

423
00:26:59,226 --> 00:27:00,749
‫بعداً ميتوني به اين مساله رسيدگي كني.

424
00:27:00,836 --> 00:27:02,751
‫وقتي از مسئوليتت فرار ميكني،

425
00:27:02,838 --> 00:27:04,840
‫شرمساري رو براي همه بل‌ودرها مياري،

426
00:27:04,927 --> 00:27:07,495
‫- تا خود جم...
‫- كافيه!

427
00:27:12,239 --> 00:27:16,417
‫ابيگيل رو بخاطر كارهايي كه هنوز انجام نداده سرزنش ميكني.

428
00:27:16,504 --> 00:27:18,724
‫يادش ميارم چه كاري براش بهتره.

429
00:27:18,811 --> 00:27:20,595
‫خودت چي؟

430
00:27:20,682 --> 00:27:23,032
‫بهم قول دادي يه بل‌ودر راس قدرت باشه.

431
00:27:23,119 --> 00:27:24,817
‫كه به هيچكس جواب ندي.

432
00:27:28,821 --> 00:27:32,172
‫از زماني كه شارول رو از دست داديم، داشتم فكر ميكردم...

433
00:27:33,695 --> 00:27:35,871
‫زمان زيادي نمونده تا منم برم پيشش.

434
00:27:37,177 --> 00:27:41,660
‫درخت چنار من هم كنار اون توي قبرستون خانوادگي رشد ميكنه.

435
00:27:45,315 --> 00:27:48,667
‫من بخاطر كارهايي كه براي اين خانواده كردم، با خيالت راحت ميرم.

436
00:27:50,364 --> 00:27:54,368
‫انتخاب هام، فداكاري هام...

437
00:27:56,544 --> 00:27:59,678
‫و پيروزي هايي كه همه‌مون بخاطر اونها بدست اورديم.

438
00:28:03,464 --> 00:28:05,335
مال تو قراره چطور باشه؟

439
00:28:07,294 --> 00:28:11,646
‫همينه! اون آتيش توي چشمات.

440
00:28:11,733 --> 00:28:14,910
‫همه جا دنبالش برو ابيگيل.

441
00:28:14,997 --> 00:28:17,043
‫نزار ما جلوت رو بگيريم.

442
00:28:18,392 --> 00:28:20,437
‫نزار هيچكس جلوت رو بگيره.

443
00:28:20,524 --> 00:28:23,440
‫خودت هدفت رو انتخاب كن، نه مادرت.

444
00:28:23,527 --> 00:28:26,356
‫نه من و نه جم.

445
00:28:39,239 --> 00:28:41,371
‫خوشحالم از مهموني شام سالم بيرون زدي.

446
00:28:41,458 --> 00:28:43,243
‫مطمئناً آموزنده بوده.

447
00:28:45,027 --> 00:28:46,246
‫اين قبر جم هست.

448
00:28:58,258 --> 00:28:59,868
‫اين هم شارول.

449
00:29:01,174 --> 00:29:02,915
‫شايد بهتر باشه نگاه نكني.

450
00:29:03,002 --> 00:29:04,220
‫نه.

451
00:29:05,134 --> 00:29:07,615
‫اگه بخوام اينكارو انجام بدم، نميتونم نگاه نكنم.

452
00:30:14,725 --> 00:30:16,336
‫وقت شكاره.

453
00:30:21,515 --> 00:30:25,171
‫يه آهنگ فقط، قول ميدم به ابيگيل چيزي نگم.

454
00:30:46,061 --> 00:30:50,587
♪ كتاب عشق طولاني و خسته كننده‌ست ♪

455
00:30:50,674 --> 00:30:55,941
♪ هيچكس نميتونه حملش كنه ♪

456
00:30:56,028 --> 00:31:01,381
♪ پر شده از نمودار و قانون و اشكال ♪

457
00:31:01,468 --> 00:31:05,602
♪ و دستورالعمل براي رقصيدن ♪

458
00:31:05,689 --> 00:31:10,303
♪ اما من ♪

459
00:31:10,390 --> 00:31:15,874
♪ عاشق وقتي‌ام كه تو برام ميخونيش ♪

460
00:31:15,961 --> 00:31:20,791
♪ تو ♪

461
00:31:20,879 --> 00:31:26,319
♪ ميتوني هر چيزي برام بخوني ♪

462
00:31:29,931 --> 00:31:33,065
‫ميرم يه قدمي بزنم.

463
00:31:42,944 --> 00:31:44,337
‫دلم برا آهنگات تنگ شده بود.

464
00:31:44,424 --> 00:31:46,382
‫اونايي كه با مامانت ميخوندي.

465
00:31:46,469 --> 00:31:49,168
‫راستش هيچوقت نتونستيم سر اينكه چي اجرا كنيم توافق كنيم.

466
00:31:49,255 --> 00:31:53,302
‫آره، اون هميشه آهنگاي شاد رو دوست داشت.

467
00:31:53,389 --> 00:31:55,609
‫اما تو، نه زياد.

468
00:32:02,224 --> 00:32:03,530
چي ناراحتت كرده رايل؟

469
00:32:04,792 --> 00:32:08,448
‫اگه فقط يه چيز باشه كه كالر ها خوب انجامش ميدن،
‫اون زدن حرف دلشون هست.

470
00:32:17,065 --> 00:32:18,066
‫واقعيت رو بهم بگو.

471
00:32:22,636 --> 00:32:24,333
‫يادت مياد...

472
00:32:25,813 --> 00:32:29,469
نامه اي كه مامان قبل اعزام به چين بهم داد؟

473
00:32:29,556 --> 00:32:33,952
‫گفت از آسمون بالاي سرمون و زمين زير پامون بيشتر دوستم داره.

474
00:32:35,605 --> 00:32:37,825
‫و اينكه هميشه پيشم هست.

475
00:32:37,912 --> 00:32:39,305
‫اينطور آدمي بود.

476
00:32:41,872 --> 00:32:44,136
‫آخرين روزي كه پيشمون بود،

477
00:32:45,441 --> 00:32:46,834
‫موقعي كه رفتي سر كار...

478
00:32:49,097 --> 00:32:51,360
‫- باهم دعوا كرديم.
‫- برا چي؟

479
00:32:53,536 --> 00:32:56,757
‫كل هفته، شبها از خونه ميرفت بيرون.

480
00:32:56,844 --> 00:32:59,064
‫نميتونم كجا، عجيب بود.

481
00:32:59,151 --> 00:33:01,588
‫و وقتي بالاخره ازش پرسيدم،

482
00:33:01,675 --> 00:33:02,937
‫انكارش كرد و...

483
00:33:05,070 --> 00:33:07,986
‫بابا، خيلي عصباني شدم.

484
00:33:09,509 --> 00:33:11,685
‫- رايل...
‫- بهش گفتم دروغگو.

485
00:33:12,991 --> 00:33:14,949
‫بهش گفتم...

486
00:33:15,036 --> 00:33:17,865
‫اگه رازي رو ازم مخفي ميكنه پس،

487
00:33:17,952 --> 00:33:19,258
‫واقعاً دوستم نداره.

488
00:33:22,043 --> 00:33:24,002
‫و بعدش، روز بعدش رفته بود.

489
00:33:28,310 --> 00:33:31,139
‫و همش دارم فكر ميكنم كه...

490
00:33:33,837 --> 00:33:35,274
‫لحظه اي كه مرد،

491
00:33:35,361 --> 00:33:37,537
‫حرفهايي كه بهش زدم توي گوشش ميچرخيدن.

492
00:33:47,373 --> 00:33:48,591
‫بيا اينجا.

493
00:33:54,684 --> 00:33:57,165
‫رايل كالر.

494
00:33:57,252 --> 00:34:01,474
‫تو سرسخت ترين دختر توي اين دنيا هستي.

495
00:34:01,561 --> 00:34:04,738
‫و مادرت تو رو اينطور بار اورد.

496
00:34:04,825 --> 00:34:07,480
و هيچكاري نيست كه بتوني انجام بدي

497
00:34:07,567 --> 00:34:09,873
‫تا پيوند بين‌تون رو از بين ببره.

498
00:34:11,919 --> 00:34:13,660
‫اگه نميتوني حضورش رو كنارت حس كني،

499
00:34:13,747 --> 00:34:16,967
‫فقط به اين خاطر هست كه هنوز نتونسته بياد پيشت.

500
00:34:17,055 --> 00:34:18,578
‫بهش زمان بده.

501
00:34:19,970 --> 00:34:21,494
‫بهش زمان بده.

502
00:35:01,969 --> 00:35:04,363
اين تنها نمونه زنده اي بود كه تونستم

503
00:35:04,450 --> 00:35:07,453
‫از خرابه هاي قطار مورد حمله در هند بدست بيارم.

504
00:35:07,540 --> 00:35:08,802
‫تماشا كنيد.

505
00:35:27,473 --> 00:35:29,344
جوري ساخته شده كه

506
00:35:29,431 --> 00:35:30,998
‫كه اونو به يه شكارچي خودكفا تبديل كرده.

507
00:35:31,085 --> 00:35:34,001
‫ميتونه غيرفعال بمونه تا جادوگر نزديكش بشه.

508
00:35:34,088 --> 00:35:35,959
‫و به محض اينكه بهش چفت بشه،

509
00:35:36,046 --> 00:35:38,614
‫بلافاصله بعدش مرگ اتفاق ميفته.

510
00:35:38,701 --> 00:35:40,312
تا چقدر ميتونه پخش بشه؟

511
00:35:40,399 --> 00:35:43,184
‫تا جايي كه آلودگي شكار براي تغذيه داشته باشه،

512
00:35:43,271 --> 00:35:45,012
‫ميتونه خودش رو توليد كنه.

513
00:35:46,448 --> 00:35:47,884
‫حدودي هم نداره.

514
00:35:50,148 --> 00:35:52,106
پس چطور ميشه جلوش رو گرفت؟

515
00:35:52,193 --> 00:35:55,631
‫بجز سوزوندن كامل، چيزي به ذهنم نميرسه.

516
00:35:55,718 --> 00:35:58,286
‫از حالا اين بايد مهمترين اولويتت باشه ايزادورا.

517
00:36:00,027 --> 00:36:03,639
‫اگه با سوزوندن بايد شر اين شيطان رو از زمين بكنيم،

518
00:36:08,775 --> 00:36:10,037
‫پس همينكار رو ميكنيم.

519
00:36:35,671 --> 00:36:36,890
‫ممنونم.

520
00:36:58,433 --> 00:37:00,348
‫هوا گرم شده...

521
00:37:00,435 --> 00:37:01,610
‫ژنرال!

522
00:37:25,721 --> 00:37:28,158
‫رهبر، كسي بهمون نگفته بود شما تشريف مياريد.

523
00:37:28,246 --> 00:37:30,204
روز سختي بوده، ديدن اينكه چه كارهاي خوبي

524
00:37:30,291 --> 00:37:32,641
‫براي هدفمون انجام ميديم حالم رو خوب ميكنه.

525
00:37:36,341 --> 00:37:37,733
‫همه‌تون مرخصيد.

526
00:37:37,820 --> 00:37:39,605
‫قربان، محافظينتون كجا هستن،

527
00:37:46,786 --> 00:37:49,397
‫نگران نباشيد، من هميشه با دست پر ميام.

528
00:38:01,801 --> 00:38:05,239
‫سعي كنيد صحبت نكنيد ژنرال، آسيب خيلي جدي ديديد.

529
00:38:05,326 --> 00:38:07,023
اگه كلفتهاتون نبودن كه ضربه رو بين خودشون تقسيم كنن

530
00:38:07,110 --> 00:38:08,764
‫تا حالا بيش از سه بار مرده بوديد.

531
00:38:09,983 --> 00:38:11,811
‫هرگز جادويي خارج از كتابي مثل اين نديده بودم.

532
00:38:11,898 --> 00:38:14,248
‫يه حمله از راه دور بود. يه جادوي هم‌لرز.

533
00:38:14,335 --> 00:38:16,206
‫- كاماريا؟
‫- امكان نداره.

534
00:38:16,294 --> 00:38:18,557
‫اونا تا جايي ميتونن جادوي ما رو تقليد كنن.

535
00:38:18,644 --> 00:38:21,255
‫پس Spree بودن.

536
00:38:21,342 --> 00:38:23,605
‫و ممكنه حمله هاي بيشتري صورت بگيره.

537
00:38:28,828 --> 00:38:32,571
‫پيشم بمون آناكوستيا.

538
00:39:00,512 --> 00:39:02,340
‫حتماً يه اتاق ديگه يه جايي اينجاست.

539
00:39:49,169 --> 00:39:51,345
‫خيلي دير رسيديم.

540
00:39:51,432 --> 00:39:53,042
‫اونا رو قبلاً انتقال دادن.

541
00:39:53,129 --> 00:39:55,218
‫واقعاً باور دارن ما از انسانها كمتريم.

542
00:39:56,742 --> 00:39:59,179
‫كمتر نه، بيشتر.

543
00:39:59,266 --> 00:40:02,400
‫از چيزي كه ما تواناييش رو داريم ميترسن.

544
00:40:06,273 --> 00:40:07,753
‫احساس بخشندگي بهم دست داده بود.

545
00:40:19,547 --> 00:40:21,114
‫خدا كمكش كنه!

546
00:40:37,130 --> 00:40:39,349
‫بايد بيايد پشت سر من.

547
00:40:39,437 --> 00:40:41,308
‫ساكت باش!

548
00:40:54,016 --> 00:40:55,627
‫رايل!

549
00:41:31,451 --> 00:41:41,451
مترجم: ابراهيم قلي پور

