1
00:00:06,630 --> 00:00:08,610
‫الان زمان هیجان‌انگیزی توی دنیاست

2
00:00:08,690 --> 00:00:09,900
‫زمان هیجان‌انگیز

3
00:00:10,010 --> 00:00:11,570
‫،اگه قبول کنی که شهادت بدی

4
00:00:11,570 --> 00:00:13,630
‫منم شهادت میدم که مدارک دستگیری در رابطه با

5
00:00:13,630 --> 00:00:14,550
‫فایل دات" رو دستکاری کردم"

6
00:00:14,550 --> 00:00:17,000
‫جایگذاری کردیم CS۳۰ یه "هانی‌پات" توی
‫(یک سیستم با اطلاعات کاذب برای کشف هکرها)

7
00:00:17,010 --> 00:00:18,950
‫دوست دارم که یه نگاهی به یافته‌هاتون بکنم

8
00:00:18,950 --> 00:00:20,730
‫مخصوصاً این سروری که میگین رو

9
00:00:20,910 --> 00:00:22,820
‫کارآگاه‌ها اومدن و میخوان باهاتون حرف بزنن

10
00:00:22,820 --> 00:00:24,650
‫یه جنازه روی پشت بوم پیدا شده

11
00:00:24,650 --> 00:00:27,820
‫و هردوتون مقتول رو میشناختین، شارون نولز

12
00:00:27,820 --> 00:00:29,330
‫شارون نولز؟

13
00:00:30,180 --> 00:00:31,030
‫فکر کنم بچه داره میاد

14
00:00:31,030 --> 00:00:32,520
‫باید ببریمش به بیمارستان

15
00:00:32,520 --> 00:00:34,110
‫در مورد پدرت بهم بگو

16
00:00:34,190 --> 00:00:36,620
‫یادمه، سعی کردم بغلش کنم
‫و بهش بگم متاسفم

17
00:00:36,620 --> 00:00:37,810
‫محکم هلم داد

18
00:00:37,810 --> 00:00:40,340
‫با پشت از پنجره افتادم بیرون

19
00:00:41,440 --> 00:00:42,670
‫خدای من، الیوت

20
00:00:42,670 --> 00:00:43,940
‫دوباره فراموش کردی؟

21
00:00:43,940 --> 00:00:45,550
‫فراموش کردی من کی هستم؟

22
00:00:45,550 --> 00:00:47,020
‫- من...
‫- خواهرمی...

23
00:00:53,690 --> 00:00:55,240
‫فکر کنم لازمه حرف بزنیم

24
00:00:58,350 --> 00:01:00,470
‫این اتفاق از سال ۱۹۰۴ تا به حال رخ نداده

25
00:01:00,470 --> 00:01:02,800
‫سالی که "جان مک‌گراو" تصمیم گرفت
‫تا چوب و توپش رو برداره

26
00:01:02,800 --> 00:01:05,190
‫و به خونه بره.
‫الان ۹۰ سال بعد از اون اتفاق هستیم

27
00:01:05,190 --> 00:01:07,280
‫و میخوام براتون مجسمش کنم که

28
00:01:07,280 --> 00:01:10,220
‫بدون جام جهانی ۱۹۹۴ چی میشه

29
00:01:10,220 --> 00:01:13,880
‫درسته، جام جهانی ۱۹۹۴ کنسل شد...

30
00:01:14,130 --> 00:01:15,490
‫اگه توی ماه آگوست، وقتی که

31
00:01:15,490 --> 00:01:16,840
‫بازیکنان تصمیم گرفتن اعتصاب کنن

32
00:01:16,840 --> 00:01:18,630
‫که ما رو به اینجا میرسونه

33
00:01:18,630 --> 00:01:20,540
‫من بهتون میگفتن عمراً، هیچ جوری

34
00:01:20,540 --> 00:01:22,170
‫این اتفاق نمی‌افته

35
00:01:22,300 --> 00:01:24,200
‫،ولی هی، هر وقت من اشتباهی کرده باشم
‫بهش اعتراف میکنم

36
00:01:24,200 --> 00:01:26,220
‫پس، چه اتفاقی افتاد؟ میخوام از شما بشنوم

37
00:01:27,060 --> 00:01:28,040
‫آقای ربات هستم

38
00:01:30,360 --> 00:01:32,640
‫خب، من پنتیوم ۹۰ رو پیشنهاد میکنم

39
00:01:32,640 --> 00:01:35,280
‫نورپردازی‌ـشون سریعه، و الان توی مغازه موجوده

40
00:01:35,280 --> 00:01:38,710
‫با یه هارد ۸۰۰ مگابایتی، دیگه همه چیزتون روبراهه

41
00:01:39,500 --> 00:01:41,020
‫یا میتونیم چند دلاری صرفه‌جویی کنیم

42
00:01:41,030 --> 00:01:42,450
‫و کامپیوتری که الان دارین رو ارتقا بدیم

43
00:01:42,460 --> 00:01:43,930
‫به محض اینکه مادربرد و هارد

44
00:01:43,930 --> 00:01:46,980
‫رو عوض کنیم، بهتر از یه کامپیوتر جدید میشه

45
00:01:47,390 --> 00:01:50,750
‫خب بیارینش اینجا و یه نگاهی بهش می‌اندازم

46
00:01:50,780 --> 00:01:51,570
‫خیلی خب

47
00:01:51,740 --> 00:01:52,590
‫ممنون

48
00:01:52,800 --> 00:01:53,550
‫خداحافظ

49
00:01:55,170 --> 00:01:57,290
‫چی شده؟ اون ماوس جدید براتون جواب نداد؟

50
00:01:57,510 --> 00:01:59,570
‫پسرت، ازم پول دزدیده

51
00:02:00,460 --> 00:02:01,560
‫معذرت میخوام؟

52
00:02:01,570 --> 00:02:04,070
‫پسرت ازم پول دزدیده، کیف پولم رو درآوردم

53
00:02:04,070 --> 00:02:06,650
‫و کاملاً واضح یادمه که سه تا ۲۰ دلاری داشتم

54
00:02:06,660 --> 00:02:07,860
‫ولی الان یدونه دارم

55
00:02:08,080 --> 00:02:09,710
‫با یکیش پول ماوس رو دادم

56
00:02:09,730 --> 00:02:10,920
‫بعدش دو تا برام مونده بود

57
00:02:10,920 --> 00:02:13,520
‫پسرت درست پشت سر من ایستاده بود

58
00:02:13,520 --> 00:02:15,330
‫وقتی که پولم رو روی پیشخوان گذاشتم

59
00:02:15,720 --> 00:02:17,030
‫کمی آروم باشین

60
00:02:17,030 --> 00:02:18,460
‫مطمئنم که توضیحی براش وجود داره

61
00:02:18,460 --> 00:02:20,130
‫من توضیح نمیخوام

62
00:02:20,130 --> 00:02:21,920
‫تنها چیزی که ازت میخوام پولمه

63
00:02:21,920 --> 00:02:24,050
‫و یه معذرت‌خواهی کوفتی

64
00:02:24,670 --> 00:02:25,430
‫نیازی به این کارا نیست

65
00:02:25,430 --> 00:02:26,720
‫فقط سعی دارم اوضاع رو بررسی کنم

66
00:02:26,720 --> 00:02:29,110
‫به نظرت من به این چیزا اهمیتی میدم؟

67
00:02:31,290 --> 00:02:32,630
‫من وقت این چیزا رو ندارم

68
00:02:32,780 --> 00:02:34,600
‫پولم رو بهم میدی یا نه؟

69
00:02:35,700 --> 00:02:37,960
‫ببین، کار درست رو اینجا انجام بده، یارو

70
00:02:43,020 --> 00:02:43,880
‫پس، نه

71
00:02:45,510 --> 00:02:46,330
‫ببخشید؟

72
00:02:46,970 --> 00:02:47,940
‫جوابم نه هستش

73
00:02:54,210 --> 00:02:56,320
‫الان داری جدی میگی؟

74
00:02:57,000 --> 00:02:58,140
‫نمیتونم کمکتون کنم

75
00:03:00,990 --> 00:03:03,800
‫واقعاً میخوای اونجا بشینی و دروغ ببافی؟

76
00:03:04,800 --> 00:03:06,520
‫بهتره به پلیس‌ها زنگ بزنم بیان!

77
00:03:09,450 --> 00:03:11,270
‫تو عجب الگوی خوبی براش هستی

78
00:03:11,520 --> 00:03:12,890
‫من پول درمیارم

79
00:03:12,890 --> 00:03:15,470
‫و تو بهش یاد میدی که چجوری بدزدتش

80
00:03:16,450 --> 00:03:17,650
‫تو پدر وحشتناکی هستی

81
00:03:17,650 --> 00:03:19,400
‫مجبورم درخواست کنم که تشریف ببرین بیرون

82
00:03:19,400 --> 00:03:20,710
‫تو هیشکی نیستی

83
00:03:20,910 --> 00:03:22,500
‫تو یه مرد میانسال هستی که

84
00:03:22,510 --> 00:03:26,030
‫کاری که برادرزاده‌ی عقب مونده من میتونه انجامش بده

85
00:03:26,950 --> 00:03:28,390
‫زندگیت اینطوریه

86
00:03:30,350 --> 00:03:32,880
‫میدونی چیه؟ ۲۰ دلار باشه واسه خودت

87
00:03:33,540 --> 00:03:35,410
‫"از این به بعد میرم فروشگاه "بِست‌بای

88
00:03:36,590 --> 00:03:37,480
‫خدای من...

89
00:03:54,790 --> 00:03:55,960
‫بیا بیرون

90
00:04:08,990 --> 00:04:11,390
‫پدر، من اینکار رو نکردم

91
00:04:20,080 --> 00:04:21,050
‫بذار ببینمش

92
00:04:46,710 --> 00:04:48,390
‫تایم کاپ" یا "استارگِیت"؟"
‫(نام دو فیلم)

93
00:04:53,380 --> 00:04:55,470
‫چیه؟ ۲۰ دلار برای بلیط هر دومون کافیه خب

94
00:05:01,540 --> 00:05:03,720
‫پالپ فیکشن"؟ تا حالا اسمشو نشنیده بودم"

95
00:05:04,440 --> 00:05:05,860
‫میتونم واسه دیدنش ببرمت؟

96
00:05:06,560 --> 00:05:07,770
‫خب، برو کاپشنت رو بپوش

97
00:05:33,020 --> 00:05:33,820
‫چیه؟

98
00:05:36,710 --> 00:05:38,300
‫چی شد که توی دردسر نیفتادم؟

99
00:05:43,900 --> 00:05:45,790
‫،با اینکه کاری که کردی اشتباه بود

100
00:05:46,510 --> 00:05:47,960
‫،تو هنوز بچه‌ی خوبی هستی

101
00:05:50,770 --> 00:05:52,200
‫و اون یارو عوضی بودش

102
00:05:52,600 --> 00:05:54,230
‫بعضی‌وقت‌ها این بیشتر اهمیت داره

103
00:05:57,130 --> 00:05:58,880
‫یالا، بزن بریم. ۱۵ دقیقه دیگه شروع میشه

104
00:05:58,890 --> 00:06:00,840
‫میخوام کمی ذرت بوداده هم بگیرم. بجنب

105
00:06:18,555 --> 00:06:31,110
‫Arman۳۳۳ & amirhossein۳۲
‫www.۹Movie.In

106
00:06:31,135 --> 00:06:39,690
‫arman۳۵۳۵۳۵@yahoo.com
‫amirhossein۷۵۸@gmail.com

107
00:06:48,940 --> 00:06:50,470
‫واقعاً خودشه

108
00:06:58,690 --> 00:06:59,840
‫واقعاً خودتی

109
00:07:07,090 --> 00:07:08,890
‫قبلاً تا حالا توی آپارتمانت نیومدم

110
00:07:10,670 --> 00:07:11,550
‫قشنگه

111
00:07:12,900 --> 00:07:18,070
‫کمی نامرتبه، ولی خبر شوکه‌کننده‌ای نیستش

112
00:07:18,230 --> 00:07:20,670
‫تو هیچوقت کاری مثل تمیز کردن اتاقت رو انجام نمیدادی

113
00:07:26,110 --> 00:07:28,670
‫یا عیسی مسیح

114
00:07:30,980 --> 00:07:32,950
‫باورم نمیشه واقعاً خودتی

115
00:07:34,260 --> 00:07:38,245
‫اولش تو فکر بودم که چقدر طول میکشه تا منو بشناسی

116
00:07:39,720 --> 00:07:42,990
‫ولی اینکه دارلین رو هم نشناختی، خب...

117
00:07:44,550 --> 00:07:46,950
‫باید رو راست بگم، کمی مایه‌ی نگرانیه

118
00:07:50,890 --> 00:07:52,570
‫چرا چیزی نگفتی؟

119
00:07:53,130 --> 00:07:54,770
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- خیلی خب، الیوت

120
00:07:54,770 --> 00:07:55,690
‫این همه مدت؟

121
00:07:55,690 --> 00:07:57,940
‫الیوت، تو حالت خوب نیست

122
00:07:58,700 --> 00:08:00,800
‫میخواستم آروم آروم کنترلش کنم

123
00:08:03,400 --> 00:08:04,300
‫آروم آروم؟

124
00:08:05,600 --> 00:08:06,450
‫آروم آروم؟

125
00:08:07,660 --> 00:08:08,580
‫آروم آروم؟

126
00:08:10,430 --> 00:08:13,310
‫این سه ماه گذشته راجع‌به این بود؟

127
00:08:13,320 --> 00:08:18,280
‫نه. راجع‌به این بود که ما کار مهمی رو انجام بدیم

128
00:08:18,790 --> 00:08:21,060
‫و این چیزیه که هنوز لازمه کارهامون راجع‌به اون باشه

129
00:08:22,240 --> 00:08:23,500
‫تو مرده بودی

130
00:08:24,560 --> 00:08:25,660
‫تو مرده بودی

131
00:08:27,620 --> 00:08:28,980
‫تو مردی!

132
00:08:31,580 --> 00:08:33,360
‫پیشنهاد میکنم صداتو بیاری پایین

133
00:08:38,480 --> 00:08:39,680
‫صدامو بیارم پایین؟

134
00:08:39,680 --> 00:08:43,710
‫بعد از ۲۰ سال که باید مرده باشی
‫جلوی خونه‌ام ظاهر میشی

135
00:08:43,710 --> 00:08:47,360
‫و ازم میخوای صدامو بیارم پایین؟

136
00:08:50,040 --> 00:08:55,680
‫فکر کنم این صدا درست باشه

137
00:09:00,730 --> 00:09:02,660
‫الیوت، تو که نمیخوای اونا صدامونو بشنون

138
00:09:04,400 --> 00:09:06,330
‫مخصوصاً بعد از ملاقات سرزده‌ی دیشبم

139
00:09:06,330 --> 00:09:08,230
‫با تایرل ولیک

140
00:09:12,350 --> 00:09:15,140
‫الیوت، آدمایی اون بیرون هستن

141
00:09:15,150 --> 00:09:17,160
‫که نمیخوان ما با هم کار کنیم

142
00:09:20,860 --> 00:09:22,630
‫واسه همین من رو تعقیب میکنن؟

143
00:09:24,770 --> 00:09:27,140
‫واسه همین، به خاطر تو؟

144
00:09:29,020 --> 00:09:31,990
‫راجع‌بهش فکر کن. من رو یادت نمیاد

145
00:09:31,990 --> 00:09:34,080
‫خواهر خودت رو یادت نمیاد

146
00:09:34,420 --> 00:09:37,210
‫پیش روانپزشک میری، قرص‌های که میدن رو میندازی

147
00:09:37,760 --> 00:09:39,620
‫اونا از عمد تو رو توی این هاله، مِه

148
00:09:39,620 --> 00:09:41,830
‫یا هر چیزی که از مغزت برات مونده، گذاشتن

149
00:09:41,830 --> 00:09:44,160
‫اونا میخوان چیزی رو که میخوان رو فراموش کنی

150
00:09:44,910 --> 00:09:46,700
‫سعی دارن کنترلت کنن، الیوت

151
00:09:47,270 --> 00:09:49,490
‫تمام مدت سعی داشتن کنترلت کنن

152
00:09:49,990 --> 00:09:52,790
‫این دیوونگیه. من دیوونه‌ام

153
00:09:53,120 --> 00:09:54,390
‫من دیوونه‌ام. تو دیوونه‌ای

154
00:09:54,390 --> 00:09:55,800
‫این دیوونگیه

155
00:09:55,820 --> 00:09:57,330
‫داری در مورد چی حرف میزنی؟

156
00:09:57,690 --> 00:09:59,260
‫کی سعی داره من رو کنترل کنه؟

157
00:09:59,620 --> 00:10:02,280
‫آدمایی اون بیرون هستن که نمیخوان من زنده باشم

158
00:10:02,980 --> 00:10:05,080
‫آدمایی که از ما می‌ترسن

159
00:10:06,050 --> 00:10:08,600
‫باید بیشتر محتاط باشیم، الان بیشتر از همیشه

160
00:10:09,570 --> 00:10:13,110
‫و دارلین، اون این چیزا رو می‌دونست؟

161
00:10:14,730 --> 00:10:17,570
‫الیوت، من بعداً همه چی رو برات توضیح میدم

162
00:10:17,820 --> 00:10:20,760
‫ولی الان، امشب، باید طبق نقشه پیش بریم

163
00:10:22,420 --> 00:10:23,620
‫شوخیت گرفته؟

164
00:10:24,330 --> 00:10:26,440
‫میخوای این جریان رو عقب بندازم؟

165
00:10:26,860 --> 00:10:28,920
‫عقل کوفتیت رو از دست دادی؟

166
00:10:29,050 --> 00:10:31,430
‫اینجا واسه حرف زدن در موردش امن نیست

167
00:10:31,510 --> 00:10:33,340
‫به تخمم!

168
00:10:35,480 --> 00:10:37,600
‫بگو جریان چیه؟

169
00:10:41,150 --> 00:10:43,660
‫خیلی خب. یالا، بیا بریم

170
00:10:44,810 --> 00:10:45,640
‫کجا؟

171
00:10:49,520 --> 00:10:50,580
‫تو جواب میخوای؟

172
00:10:51,270 --> 00:10:53,410
‫دیگه سوال نپرس و دنبالم بیا

173
00:11:05,790 --> 00:11:07,670
‫اوه، چه کار قشنگی. ولی... نمیتونم

174
00:11:07,670 --> 00:11:08,790
‫آخه خیلی زود داری میری

175
00:11:08,790 --> 00:11:11,430
‫بهم اعتماد کن، فکر نکن مشکل اینه

176
00:11:13,960 --> 00:11:15,840
‫میدونم دیشب نمیخواستی حرف بزنی

177
00:11:16,420 --> 00:11:18,220
‫نه، هری، الان نمیتونم

178
00:11:18,220 --> 00:11:19,910
‫- باید...
‫- نفس عمیق بکش

179
00:11:20,210 --> 00:11:21,900
‫و یکم باهام توی تخت‌خواب صبحونه بخور

180
00:11:37,040 --> 00:11:39,140
‫چجوری از چنین چیزی لذت میبری؟

181
00:11:42,880 --> 00:11:43,960
‫عزیزم، ازت ممنونم

182
00:11:43,960 --> 00:11:47,480
‫من... خدا، اگه فقط میدونستی

183
00:11:47,480 --> 00:11:49,240
‫بهم بگو. از خدامه که بدونم

184
00:11:49,240 --> 00:11:50,290
‫هکمون کردن. اینو که میدونی

185
00:11:50,290 --> 00:11:51,850
‫کل اخبار راجع‌به این میگن

186
00:11:52,800 --> 00:11:54,390
‫در حالت عادی یه شرکت به راحتی
‫این جریان رو پشت سر میذاره

187
00:11:54,390 --> 00:11:56,890
‫ولی ما شرکت امنیت اینترنتی هستیم

188
00:11:57,250 --> 00:12:00,600
‫میتونی اینو بفهمی که این چقدر بده؟

189
00:12:01,210 --> 00:12:02,970
‫ما الان لب مرزیم

190
00:12:05,660 --> 00:12:06,850
‫اه، کی میدونه؟

191
00:12:08,530 --> 00:12:10,640
‫شاید همین الانش هم از صخره سقوط کردیم پایین

192
00:12:10,640 --> 00:12:13,060
‫و من هنوز سعی دارم دستم رو به یه چیزی بند کنم

193
00:12:19,230 --> 00:12:20,260
‫من یه شکست خورده هستم

194
00:12:22,660 --> 00:12:23,550
‫منو نگاه کن

195
00:12:28,890 --> 00:12:32,010
‫به کسی نگاه کن که تو او به قدری دوست داره که

196
00:12:32,020 --> 00:12:33,430
‫اگه الان بمیره هم به عنوان یه مرد خوشبخت مرده

197
00:12:33,430 --> 00:12:37,110
‫فقط چون این رو داشته: "خودمون" رو میگم

198
00:12:37,110 --> 00:12:39,420
‫،نشستن و صبحونه خوردن

199
00:12:40,180 --> 00:12:42,530
‫فکر نکنم شکست خوردن اینطوری باشه

200
00:12:56,430 --> 00:12:58,140
‫مطمئن شو که همه‌ی اون ایمیل‌ها رو دوباره بررسی کنی

201
00:12:58,140 --> 00:13:00,120
‫هر چیزی از سال ۹۱ تا ۹۵

202
00:13:00,120 --> 00:13:01,300
‫و بیا یه جدول درست کنیم

203
00:13:01,300 --> 00:13:03,060
‫که به تقویممون ارجاع داده بشه

204
00:13:03,060 --> 00:13:06,390
‫- چشم خانم
‫- هی، از دیدنت خوشحالم

205
00:13:07,060 --> 00:13:08,450
‫باید به خودت افتخار کنی

206
00:13:08,450 --> 00:13:10,880
‫خبر اعتراف کولبی تیتر اول خبرهاست

207
00:13:11,150 --> 00:13:14,900
‫تا الان که یکسره فقط مشغول کاریم، چه خبرا؟

208
00:13:15,600 --> 00:13:17,730
‫من اومدم تا کمک کنم

209
00:13:22,880 --> 00:13:25,450
‫آره، میتونی این رو دوباره اسکن کنی
‫و فایل "پی‌دی‌اف" رو برام ایمیل کنی

210
00:13:25,450 --> 00:13:26,570
‫و روشون کپی کنی؟

211
00:13:26,580 --> 00:13:28,000
‫الان نباید سر کار باشی؟

212
00:13:28,640 --> 00:13:29,500
‫استعفا دادم

213
00:13:35,670 --> 00:13:39,350
‫انجلا، تو نمیتونی اینجا کار کنی

214
00:13:39,670 --> 00:13:42,050
‫چرا نتونم؟
‫من به خاطر این پرونده از همه چی دست کشیدم

215
00:13:42,050 --> 00:13:43,860
‫من نمیخوام که اینکار رو بکنی

216
00:13:45,110 --> 00:13:48,140
‫من به این خاطر اینجا نیستم که کمکت کنم
‫توی زندگیت هدف پیدا کنی

217
00:13:48,140 --> 00:13:50,640
‫،اگه میخوای کاری کنی
‫برو کلاس درست کردن زیورآلات

218
00:13:50,640 --> 00:13:52,660
‫ولی نمیتونی اینجا کار کنی

219
00:13:54,400 --> 00:13:55,950
‫،بعد از کاری که کردم

220
00:13:56,710 --> 00:13:59,220
‫نمیتونم توی زمینه تکنولوژی کار پیدا کنم

221
00:13:59,720 --> 00:14:00,780
‫من آس و پاس‌ـم

222
00:14:01,050 --> 00:14:02,720
‫پول طرح دعوی تا چندین سال به دستم نمیرسه

223
00:14:02,730 --> 00:14:05,650
‫واسه همین باید یه چیزی رو پیدا کنی
‫که بتونی به دستش بیاری

224
00:14:06,240 --> 00:14:07,140
‫ولی این، اون چیز نیست

225
00:14:07,140 --> 00:14:09,460
‫نه توی این سطحی که سعی داری انجامش بدی

226
00:14:12,570 --> 00:14:13,380
‫الو؟

227
00:14:13,700 --> 00:14:14,730
‫جان. آره، آره، آره

228
00:14:14,730 --> 00:14:15,730
‫نه، بهم بگو

229
00:14:18,440 --> 00:14:21,290
‫،چهار؟ نه، نه، نه
‫از این راه نمیریم

230
00:14:21,290 --> 00:14:22,540
‫ابداً نه

231
00:14:23,360 --> 00:14:24,640
‫این اتفاق نمی‌افته

232
00:14:24,810 --> 00:14:26,910
‫نه، یا باید شش باشه یا هیچی

233
00:14:33,920 --> 00:14:35,120
‫- شما؟
‫- منم

234
00:14:35,120 --> 00:14:37,500
‫دنبال الیوت میگردم. سر کار نیستش

235
00:14:38,170 --> 00:14:40,910
‫- فکر کنم باز قاطی کرده
‫- منظورت چیه؟

236
00:14:40,910 --> 00:14:43,420
‫دیشب سعی کرد من رو ببوسه

237
00:14:45,160 --> 00:14:47,710
‫دفعه آخری که اینطوری شده بود تو پیداش کردی

238
00:14:47,860 --> 00:14:49,310
‫واقعاً به کمکت احتیاج دارم

239
00:14:52,660 --> 00:14:54,380
‫خیلی خب، کجایی؟

240
00:15:12,720 --> 00:15:13,620
‫اینجا نیستش

241
00:15:14,940 --> 00:15:16,250
‫پس بیا باز فکر کنیم

242
00:15:16,910 --> 00:15:17,840
‫من فکر کردم

243
00:15:19,070 --> 00:15:20,510
‫اینجا مخفیگاه فرارمون بود

244
00:15:20,510 --> 00:15:22,180
‫اون همیشه میومد اینجا

245
00:15:23,560 --> 00:15:26,800
‫خب، بیا فکرامون رو روی هم بذاریم

246
00:15:26,930 --> 00:15:28,140
‫نمیتونم کمکت کنم

247
00:15:30,210 --> 00:15:31,160
‫این یعنی چی؟

248
00:15:31,830 --> 00:15:35,420
‫یعنی... من دیگه واقعاً الیوت رو نمیشناسم

249
00:15:37,040 --> 00:15:39,450
‫ایندفعه واقعاً روانی شده، انجلا

250
00:15:39,450 --> 00:15:41,270
‫الان توی وضعیت اورژانسی هستیم

251
00:15:41,270 --> 00:15:42,520
‫ما باید الان باهاش حرف بزنیم

252
00:15:42,520 --> 00:15:44,480
‫اره،ولی اون نمی خواد حرف بزنه

253
00:15:44,480 --> 00:15:47,260
‫و اگه حرف بزنه
‫معمولا حرفاش با یه مشت دروغه

254
00:15:47,880 --> 00:15:50,960
‫ما نمی تونیم به مراقبت از الیوت از دست خودش ادامه بدیم

255
00:15:50,960 --> 00:15:53,040
‫اون چندین بار جون ما رو نجات داده

256
00:15:53,050 --> 00:15:54,730
‫و تو می خوای اینطوری باهاش رفتار کنی؟

257
00:15:55,260 --> 00:15:56,740
‫اصلا چرا تو اهمیت میدی؟

258
00:15:58,270 --> 00:15:59,640
‫منظورت چیه؟

259
00:15:59,750 --> 00:16:01,580
‫منظورم اینه که شما دوتا هیچ وقت خیلی به هم نزدیک نبودید

260
00:16:02,880 --> 00:16:03,970
‫در حقیقت

261
00:16:04,290 --> 00:16:07,630
‫حال اون خوب بود
‫تا اینکه تو برگشتی به شهر

262
00:16:09,800 --> 00:16:11,210
‫اصلا چرا تو اینجایی؟

263
00:16:12,380 --> 00:16:15,210
‫چرا تو و الیوت کلی وقت با هم گذروندید؟

264
00:16:15,210 --> 00:16:17,290
‫باشه، عزیزم یکم  باید عقب بکشی

265
00:16:17,640 --> 00:16:19,900
‫اون برادر منه و من فقط می خوام کمک کنم

266
00:16:19,900 --> 00:16:21,190
‫این نیاز به هیچ توضیحی نداره

267
00:16:21,190 --> 00:16:23,570
‫تو نمی خوای به من بگی واقعا اینجا چه خبره

268
00:16:23,570 --> 00:16:27,040
‫مشکلی نیست، اما دیگه از من کمک نخواه

269
00:16:50,930 --> 00:16:51,810
‫فکر کنم اوضاع بینمون خوب باشه

270
00:16:55,970 --> 00:16:57,000
‫اینو یادت میاد؟

271
00:16:58,030 --> 00:16:59,210
‫البته که یادم میاد

272
00:17:00,100 --> 00:17:02,180
‫فکر کردم برام منطقیه که بهت...

273
00:17:02,180 --> 00:17:03,980
‫من حتی بازیم رو یادم میاد

274
00:17:05,550 --> 00:17:07,950
‫من احتمال اماری امنیت هر واگن قطار رو

275
00:17:07,950 --> 00:17:10,440
‫حساب می کردم

276
00:17:10,670 --> 00:17:12,820
‫بر اساس اینکه هر چند وقت یکبار از خط خارج میشند

277
00:17:13,700 --> 00:17:15,730
‫توی راه اونجا
‫همیشه امن ترین واگن رو انتخاب می کردم

278
00:17:15,730 --> 00:17:18,990
‫چون خیلی منتظر تفریح و گشتنمون توی شهر بودم

279
00:17:20,250 --> 00:17:23,390
‫بعد توی راه برگشت
‫سوار خطر ناکترینشون می شدم

280
00:17:25,280 --> 00:17:26,880
‫چون از رفتن به خونه متنفر بودم

281
00:17:30,610 --> 00:17:32,530
‫اون دیگه اونجا نیست الیوت

282
00:17:33,680 --> 00:17:35,260
‫ببین، من نمی دونم داریم کجا میریم

283
00:17:35,260 --> 00:17:36,720
‫ولی ما باید دارلین رو پیدا کنیم

284
00:17:36,720 --> 00:17:37,940
‫شاید دنبالش....

285
00:17:45,740 --> 00:17:47,000
‫فکر می کردم خودتی

286
00:17:51,450 --> 00:17:54,870
‫خدای من،انگار یه عمره ندیدمت

287
00:17:59,460 --> 00:18:01,160
‫ما الان نمی تونیم دارلین رو ببینیم

288
00:18:01,160 --> 00:18:02,320
‫ریسکش خیلی زیاده

289
00:18:04,980 --> 00:18:07,330
‫من میدونم گیج شدی الیوت
‫ولی من بهت نشون میدم

290
00:18:07,330 --> 00:18:10,430
‫من بهت نشون میدم این همه مدت دقیقا کجا بودم

291
00:18:26,040 --> 00:18:27,500
‫نگاه کن
‫اروم باش

292
00:18:27,930 --> 00:18:29,270
‫من حلش می کنم

293
00:18:29,990 --> 00:18:31,100
‫می دونم بهم اعتماد نداری

294
00:18:31,100 --> 00:18:33,070
‫منم بودم اعتماد نمی کردم
‫اما دارم بهت میگم

295
00:18:33,320 --> 00:18:36,120
‫همین طور که زمان میگذره بیشتر و بیشتر به یاد میارم

296
00:18:36,440 --> 00:18:37,620
‫این یه امتیازه

297
00:18:38,300 --> 00:18:40,180
‫همه چیز دوباره داره یادم میاد

298
00:18:40,950 --> 00:18:42,900
‫و وقتی جواب همه ی سوال ها رو داشته باشم

299
00:18:43,000 --> 00:18:44,560
‫به حال عادی خودم بر می گردم

300
00:18:45,770 --> 00:18:47,830
‫غیر از این واقعیت که پدر مردم...

301
00:18:47,830 --> 00:18:50,920
‫واقعا نمرده
‫و الان روبروی من نشسته

302
00:19:06,800 --> 00:19:07,950
‫من میرم بیرون

303
00:19:07,950 --> 00:19:10,010
‫و یکم به شما دوتا زمان میدم

304
00:19:10,350 --> 00:19:12,140
‫بعدا دوباره سعی می کنیم بهش غذا بدیم، باشه؟

305
00:19:12,830 --> 00:19:13,580
‫باشه

306
00:19:22,573 --> 00:19:27,706
‫فکر نمیکردم امکان داشته باشه که
‫دوباره کسی رو اینقدر دوست داشته باشم

307
00:19:33,307 --> 00:19:34,674
‫منظورت کیه؟

308
00:19:36,315 --> 00:19:39,799
‫اون یه دختر بود، ولی بازم

309
00:19:39,824 --> 00:19:42,885
‫شبیه هم هستن

310
00:19:45,893 --> 00:19:49,607
‫داری راجع‌به کی حرف میزنی؟

311
00:19:50,885 --> 00:19:53,607
‫پونزده سالم بود

312
00:19:54,282 --> 00:19:56,519
‫همه چیز خیلی...

313
00:19:58,360 --> 00:20:01,195
‫عادی بود، مراحلش رو میگم

314
00:20:03,352 --> 00:20:05,948
‫کلی فرم و پرونده درست کردن

315
00:20:06,135 --> 00:20:08,026
‫و امضا کردن بود

316
00:20:10,641 --> 00:20:14,876
‫آدم حس میکرد انگار داره برای سیمکارت گرفتن ثبت‌نام میکنه

317
00:20:18,169 --> 00:20:21,007
‫پدر و مادری که گرفتنش به نظر آدمای خوبی میومدن

318
00:20:22,120 --> 00:20:23,901
‫به هر حال اون موقع که اینطور بودن

319
00:20:25,775 --> 00:20:27,966
‫امیدوارم همونطور هم مونده باشن

320
00:20:29,775 --> 00:20:31,807
‫چرا بهم نگفته بودی؟

321
00:20:33,167 --> 00:20:35,733
‫به کسایی که لازم نبود بدونن نگفتم

322
00:20:38,875 --> 00:20:41,694
‫هر روز سعی میکنم اون لحظه رو از ذهنم پاک کنم

323
00:20:46,409 --> 00:20:48,574
‫کاری که کردم بی‌رحمانه بود

324
00:20:50,922 --> 00:20:54,290
‫سعی میکنم خودم رو ببخشم. سعی میکنم فراموش کنم

325
00:20:54,315 --> 00:20:55,861
‫هر دوش غیرممکن هستن

326
00:21:02,316 --> 00:21:05,510
‫یوانا"، باید بهم میگفتی"

327
00:21:05,921 --> 00:21:08,288
‫من شوهرتم. عاشقتم

328
00:21:08,313 --> 00:21:09,765
‫بهم دست نزن

329
00:21:12,758 --> 00:21:15,131
‫دیگه نمیخوامت

330
00:21:17,923 --> 00:21:19,811
‫منظورت چیه؟

331
00:21:19,836 --> 00:21:22,944
‫تو دیگه مردی نیستی که بخوام همسرم باشه

332
00:21:24,022 --> 00:21:25,279
‫یوانا

333
00:21:25,304 --> 00:21:28,117
‫میدونم بی‌دقتی کردم

334
00:21:28,142 --> 00:21:30,618
‫ولی هنوز یه راهی هست

335
00:21:31,443 --> 00:21:33,538
‫حرفمو خوب بفهم

336
00:21:34,326 --> 00:21:36,481
‫اگه میخوای توی این خانواده بمونی

337
00:21:36,947 --> 00:21:38,720
‫باید این اوضاع رو درست کنی

338
00:21:53,580 --> 00:21:54,580
‫اجازه نمی دیم کسی رد بشه

339
00:21:54,580 --> 00:21:58,260
‫نه،من صاحب اینجا رو میشناسم
‫فردی، حالت خوبه؟

340
00:21:58,260 --> 00:21:59,840
‫همه حالشون خوبه؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

341
00:21:59,840 --> 00:22:01,540
‫من هنوز خودمم نفهمیدم چی شده

342
00:22:01,540 --> 00:22:03,050
‫یه روز رفته بودم شمال ایالت

343
00:22:03,060 --> 00:22:04,900
‫اونا میگند مشکل الکتریکی بوده
‫اما کی میدونه

344
00:22:04,900 --> 00:22:06,440
‫پشت خط اداره ی بیمم

345
00:22:06,440 --> 00:22:08,600
‫چیز خورا دارند مثل همیشه قر میاند

346
00:22:08,730 --> 00:22:10,020
‫بله، پشت خط بودم؟

347
00:22:11,060 --> 00:22:12,790
‫نه صبر کن
‫دوباره نه

348
00:22:15,270 --> 00:22:16,600
‫من فقط اومدم تا چند تا درایو بر دارم

349
00:22:16,610 --> 00:22:18,770
‫که دیروز یکی از کارمندام اورد

350
00:22:18,780 --> 00:22:20,680
‫شرمنده که وقتت تلف شد

351
00:22:20,950 --> 00:22:21,990
‫همه چیز نابود شده

352
00:22:37,290 --> 00:22:38,220
‫تایرل

353
00:22:39,960 --> 00:22:40,900
‫چی بود؟

354
00:22:41,140 --> 00:22:41,950
‫پسر؟

355
00:22:43,380 --> 00:22:44,090
‫بله

356
00:22:45,410 --> 00:22:46,230
‫خوبه

357
00:22:46,740 --> 00:22:48,220
‫بابت گل ها ممنون قربان

358
00:22:48,320 --> 00:22:50,520
‫راستشو بخوای
‫انوار" بود که"

359
00:22:50,520 --> 00:22:52,070
‫گل ها رو فرستاد

360
00:22:53,230 --> 00:22:54,890
‫اون یجورایی باهاشون رابطه داره

361
00:22:59,040 --> 00:23:03,120
‫تایرل، می دونی که من اهل تفره رفتن نیستم

362
00:23:03,120 --> 00:23:05,240
‫پس میرم سر اصل مطلب

363
00:23:05,870 --> 00:23:06,980
‫بشین

364
00:23:08,080 --> 00:23:13,670
‫تو این جایگاه حساسی که ما این چند روزه درش هستیم رو درک می کنی

365
00:23:13,670 --> 00:23:17,340
‫"مطمئنم که خبر داری این وضعیت "شرون نولس

366
00:23:18,330 --> 00:23:19,550
‫خیلی وحشتناکه

367
00:23:19,740 --> 00:23:22,700
‫اسکات خیلی بایت این قضیه داغون شده

368
00:23:23,410 --> 00:23:25,020
‫اره، من هم در غمش شریکم

369
00:23:25,020 --> 00:23:26,370
‫نمی دونم اگه یه موقع....

370
00:23:26,370 --> 00:23:28,630
‫اره،اره، می دونم، اما...

371
00:23:29,040 --> 00:23:30,480
‫مساله اینه که

372
00:23:31,970 --> 00:23:35,430
‫پلیس به من و اسکات خاطر نشان کرده که

373
00:23:36,610 --> 00:23:40,060
‫که تو مرکز توجهی

374
00:23:41,640 --> 00:23:43,230
‫یه سری حدس مبنی بر

375
00:23:43,230 --> 00:23:49,040
‫اطلاعاتی که اسکات بهشون داد در مورد پیشنهاد هایی که به شرون دادی؟

376
00:23:50,210 --> 00:23:52,600
‫ببین تایرل، می دونم که

377
00:23:52,600 --> 00:23:56,830
‫تو و اسکات رقابت ها و اختلافات خاص خودتون رو داشتید

378
00:23:56,830 --> 00:24:00,180
‫چه جهنمی، اون مرد مدیر فناوری شدن رو از چنگت در اورد

379
00:24:00,760 --> 00:24:03,710
‫مطمئنم که درمانده شدنش باعث شده تا کنترلش رو از دست بده

380
00:24:03,710 --> 00:24:05,770
‫و تو هدف اسونی براش هستی

381
00:24:05,770 --> 00:24:09,840
‫و البته منم شک کردم که شاید تو هم درگیر این قضیه باشی

382
00:24:09,840 --> 00:24:11,320
‫اما، اما...

383
00:24:15,610 --> 00:24:18,240
‫مشکل هنوز سر جاشه

384
00:24:21,790 --> 00:24:23,760
‫اسکات کارشو اینجا ادامه میده

385
00:24:24,890 --> 00:24:27,330
‫ولی متاسفانه تو نمی تونی

386
00:24:43,730 --> 00:24:46,460
‫من درست متوجه منظورت نشدم فلیپ

387
00:24:51,990 --> 00:24:53,700
‫تو دقیقا می دونی چی دارم میگم

388
00:24:57,390 --> 00:25:00,810
‫فلیپ، تو نمی تونی این کار رو بکنی

389
00:25:01,970 --> 00:25:03,260
‫تو نمی تونی این کار رو بکنی

390
00:25:04,240 --> 00:25:05,460
‫نمی تونی!

391
00:25:05,850 --> 00:25:07,780
‫من خودمو برای این شرکت کشتم

392
00:25:07,780 --> 00:25:10,360
‫من سریع تر از هر کس دیگه ای ترفیع گرفتم

393
00:25:13,960 --> 00:25:17,300
‫می دونی، نمی تونم انکار کنم که سعی کردم واکنشت رو تجسم کنم

394
00:25:18,860 --> 00:25:21,600
‫من وقت کمی برای این خیال بافی ها دارم

395
00:25:21,980 --> 00:25:23,280
‫برای تو کنجکاو بودم

396
00:25:23,280 --> 00:25:25,030
‫می تونست به شکل های مختلفی رخ بده

397
00:25:25,030 --> 00:25:28,470
‫و فهمیدم تمام اون حالت ها ی مختلف خیلی جالبند

398
00:25:28,470 --> 00:25:29,980
‫اعتراف می کنم، ولی الان...

399
00:25:31,400 --> 00:25:33,170
‫روبرو شدن با واقعیت

400
00:25:35,810 --> 00:25:37,760
‫باید بگم که ناامید شدم

401
00:25:39,740 --> 00:25:43,080
‫فلیپ،لطفا این کار رو نکن

402
00:25:43,080 --> 00:25:44,580
‫من توی مسیر موفقیت بودم

403
00:25:55,990 --> 00:25:58,410
‫یه زمانی بود تایرل

404
00:25:58,930 --> 00:26:01,170
‫یه نقطه ی توی اتفاقات اخیری که برات رخ داده

405
00:26:02,720 --> 00:26:03,890
‫یه اشتباه

406
00:26:03,890 --> 00:26:05,820
‫یه اجبار
‫یه تصمیم

407
00:26:05,820 --> 00:26:10,020
‫یه چیزی که تو رو به این لحظه رسوند

408
00:26:11,560 --> 00:26:13,300
‫تنها نصیحتم بهت اینه که

409
00:26:13,740 --> 00:26:15,380
‫اون لحظه رو پیدا کن

410
00:26:17,800 --> 00:26:19,290
‫بفهمش

411
00:26:22,340 --> 00:26:24,180
‫این تنها راه پذیرفتن این قضیست

412
00:26:24,180 --> 00:26:26,200
‫این شکستی که باهاته

413
00:26:29,040 --> 00:26:32,070
‫قربان، لطفا این کار رو نکنید

414
00:26:33,300 --> 00:26:34,440
‫بهتون التماس می کنم

415
00:26:37,000 --> 00:26:42,420
‫من این شرکت رو دوست دارم

416
00:27:07,970 --> 00:27:09,910
‫اقای ولیک شما نمی تونید همین طور ما رو نادیده بگیرید

417
00:27:09,910 --> 00:27:12,780
‫اگه سوالی دارید با وکیلم تماس بگیرید

418
00:27:12,790 --> 00:27:15,120
‫اگه هم مدرکی علیه من دارید
‫احضارم کنید

419
00:27:25,280 --> 00:27:26,690
‫می دونم که من برگردوندمت به شهرستان

420
00:27:26,690 --> 00:27:29,480
‫ولی توقف توی خونه ی قبلیمون قسمتی از نقشه نبود

421
00:27:30,770 --> 00:27:32,450
‫زود باش
‫اون ادما الانه که برسند خونه

422
00:27:32,450 --> 00:27:33,910
‫وقت خوبی برای به زور وارد شدن نیست

423
00:27:33,910 --> 00:27:35,620
‫این همون جاییه که اتفاق افتاد، مگه نه؟

424
00:27:36,020 --> 00:27:38,050
‫چی؟ کجا چی اتفاق افتاد؟

425
00:27:39,290 --> 00:27:41,320
‫چیزی در مورد اون پنجره یادت میاد؟

426
00:27:41,670 --> 00:27:42,590
‫بیخیال الیوت

427
00:27:43,750 --> 00:27:45,400
‫همون طور که گفتم باید بریم

428
00:27:45,690 --> 00:27:47,640
‫الیوت، داری چیکار می کنی؟
‫اروم باش

429
00:27:50,010 --> 00:27:51,570
‫- تو منو از این پنجره هل دادی
‫- الیوت....

430
00:27:51,570 --> 00:27:52,700
‫تو منو اونجا توی ساحل هل دادی

431
00:27:52,700 --> 00:27:54,340
‫- هی بیخیال
‫- نه شاید الان تو

432
00:27:54,340 --> 00:27:55,570
‫نیاز به یکم هل دادن داشته باشی

433
00:27:55,570 --> 00:27:57,030
‫اروم باش
‫اون یه حادثه بود

434
00:27:57,040 --> 00:27:59,090
‫مزخرفه!
‫من هشت سالم بود

435
00:27:59,090 --> 00:28:00,450
‫تو فکر کردی من لایقشم

436
00:28:00,450 --> 00:28:01,870
‫- این همون چیزی بود که گفتی،مگه نه؟
‫- نه،نه

437
00:28:01,880 --> 00:28:03,190
‫اره، یکم قبل تر هم دوباره منو هل دادی

438
00:28:03,190 --> 00:28:06,140
‫نه،نه الیوت، تو فکر کردی که لایقشی

439
00:28:06,140 --> 00:28:08,030
‫تو توی تمام عمرت بخاطرش احساس گناه می کردی

440
00:28:08,030 --> 00:28:09,750
‫در مورد اینکه راز منو به مردم بگی

441
00:28:09,750 --> 00:28:11,380
‫هیچ وقت من این خشمو نداشتم

442
00:28:11,380 --> 00:28:12,660
‫این تو بودی که این خشمو داشتی

443
00:28:12,890 --> 00:28:14,090
‫لطفا الیوت

444
00:28:14,300 --> 00:28:16,570
‫مجبور نیستی بیشتر از این از خودت عصبانی باشی

445
00:28:16,640 --> 00:28:17,710
‫فقط ولش کن

446
00:28:17,710 --> 00:28:19,270
‫لطفا ولش کن

447
00:28:19,270 --> 00:28:21,550
‫حق با توئه
‫من عصبانی بودم

448
00:28:21,560 --> 00:28:23,130
‫من از دست خودم عصبانی بودم

449
00:28:23,130 --> 00:28:26,160
‫من بخاطر کاری که با تو کرده بودم از خودم متنفر بودم

450
00:28:28,610 --> 00:28:29,940
‫من امادم که ولش کنم

451
00:29:10,800 --> 00:29:12,660
‫می رم یکم توی باغچه کار کنم

452
00:29:13,700 --> 00:29:15,460
‫اگه بخوای کمک کنی خیلی خوب میشه

453
00:29:18,930 --> 00:29:22,080
‫به هر حال،راستی
‫بهم نگفته بودی که دارلین برگشته شهر

454
00:29:22,210 --> 00:29:23,880
‫یه مدتی میشه که ندیدمش

455
00:29:24,810 --> 00:29:25,760
‫چی گفتی؟

456
00:29:26,020 --> 00:29:28,650
‫دارلین
‫حداقل فکر می کنم اون بود

457
00:29:30,390 --> 00:29:32,580
‫تو دیدیش؟
‫کجا؟

458
00:29:33,780 --> 00:29:37,040
‫دارم بهت میگم
‫برای اون در خواست هیچ اطلاعی به من داده نشد

459
00:29:37,040 --> 00:29:39,620
‫اون سرور لازمه که توی "هانی پات" بمونه و خارج از شبکه باشه
‫(یه سیستم با اطلاعات کاذب برای کشف هکرها)

460
00:29:39,620 --> 00:29:41,260
‫قربان من الان اینجا درخواست دیروز رو دارم

461
00:29:41,260 --> 00:29:42,780
‫من دارم بهت میگم،جیم

462
00:29:42,780 --> 00:29:44,640
‫دیروز شبکه ی ما در معرض خطر بود

463
00:29:44,650 --> 00:29:46,080
‫من درخواست ندادم

464
00:29:46,080 --> 00:29:47,690
‫قطعا یه نفر دیگه این کار رو کرده

465
00:29:47,690 --> 00:29:49,480
‫پس تو باید اون سرور رو از شبکه  خارج کنی

466
00:29:49,480 --> 00:29:50,790
‫یا یه اتفاقی میافته

467
00:29:50,790 --> 00:29:51,750
‫قربان من فقط نمی تونم این کار رو بکنم

468
00:29:51,750 --> 00:29:53,490
‫ما دستور مشخص و دقیق  از تایرل ولیک داریم

469
00:29:53,490 --> 00:29:54,970
‫تا درخواست رو همین طور که هست نگه داریم

470
00:29:55,770 --> 00:29:57,800
‫این با عقل جور در نمیاد

471
00:29:57,920 --> 00:30:00,160
‫ببین، من باید با سرپرستت صحبت کنم

472
00:30:09,350 --> 00:30:10,150
‫سلام؟

473
00:30:12,940 --> 00:30:14,160
‫کسی اینجا هست؟

474
00:30:29,070 --> 00:30:29,870
‫سلام؟

475
00:30:35,140 --> 00:30:36,530
‫جاهایی که باید می گشتم تموم شده

476
00:30:36,530 --> 00:30:39,630
‫پس فکر کردم اخرین جایی که ممکنه باشه رو امتحان کنم

477
00:30:40,240 --> 00:30:41,460
‫از نو باید شروع کنم

478
00:30:44,930 --> 00:30:46,670
‫سالهاست که اینجا نیومده بودم

479
00:30:48,830 --> 00:30:51,610
‫خانواده ی جدیدی که اومدن اینجا خیلی عجیبند

480
00:30:52,500 --> 00:30:54,160
‫مخصوصا پدره

481
00:30:57,890 --> 00:30:59,330
‫زیاد اینجا رو تغییر ندادند

482
00:31:01,890 --> 00:31:02,760
‫خوبی؟

483
00:31:04,460 --> 00:31:05,150
‫اره

484
00:31:06,480 --> 00:31:07,340
‫لعنتی

485
00:31:07,980 --> 00:31:09,410
‫پدر جدید و عجیب برگشته

486
00:31:27,010 --> 00:31:29,050
‫به هر حال متاسفم

487
00:31:29,980 --> 00:31:30,770
‫برای چی؟

488
00:31:32,740 --> 00:31:37,260
‫باید بیشتر باهات صادق می بودم و با خانوادت

489
00:31:41,620 --> 00:31:42,720
‫باشه،باشه

490
00:31:42,720 --> 00:31:44,890
‫واسه من ننه من غریبم بازی در نیار

491
00:31:51,660 --> 00:31:52,470
‫دیدیش؟

492
00:31:55,170 --> 00:31:56,570
‫اون اتاق الیوت نبود؟

493
00:32:04,970 --> 00:32:08,100
‫تقریبا رسیدیم
‫دیگه رسیدیم

494
00:32:08,100 --> 00:32:10,040
‫چرا ما اینجاییم؟

495
00:32:10,800 --> 00:32:13,150
‫فکر کردم میگی به یه جای امن میریم

496
00:32:15,070 --> 00:32:15,870
‫الیوت!

497
00:32:17,090 --> 00:32:17,940
‫الیوت!

498
00:32:18,950 --> 00:32:19,880
‫لعنتی

499
00:32:20,620 --> 00:32:22,040
‫اونا اینجا چه غلطی می کنند؟

500
00:32:23,340 --> 00:32:24,660
‫وقت زیادی نمونده

501
00:32:25,560 --> 00:32:26,960
‫پسرم من سعی کردم از محافظت کنم

502
00:32:26,960 --> 00:32:28,240
‫ولی اونا متوجه ما شدند

503
00:32:28,240 --> 00:32:30,170
‫- الیوت!
‫- داری در مورد چی حرف میزنی؟

504
00:32:31,210 --> 00:32:33,560
‫اونا دارلین و انجلا هستند

505
00:32:33,560 --> 00:32:36,510
‫بهم اعتماد کن پسرم
‫من می خواستم زودتر بهت بگم

506
00:32:36,510 --> 00:32:38,660
‫اما اخر کار مسائل و اتفاقات خیلی سرعت گرفتند

507
00:32:38,930 --> 00:32:40,160
‫باید اینو باور کنی

508
00:32:40,820 --> 00:32:44,020
‫مهم نیست هرکسی بخواد چه کاری بکنه
‫من هیچ وقت  ترکت نمی کنم

509
00:32:44,020 --> 00:32:45,850
‫من همیشه اینجا خواهم بود

510
00:32:45,850 --> 00:32:48,100
‫میفهمی؟
‫اونا دیگه ما رو از هم جدا نمی کنند

511
00:32:48,100 --> 00:32:48,770
‫چه خبره؟

512
00:32:48,770 --> 00:32:49,690
‫- بهم گوش بده
‫- همین الان بهم بگو

513
00:32:49,690 --> 00:32:51,550
‫بهم گوش بده چون وقت زیادی نداریم

514
00:32:51,550 --> 00:32:53,130
‫اونا دوباره تلاش می کنند و از دست من خلاص میشند

515
00:32:53,130 --> 00:32:54,820
‫و من می خوام که نذاری این اتفاق بیافته

516
00:32:54,820 --> 00:32:55,880
‫چرا باید از دست تو خلاص بشند؟

517
00:32:55,880 --> 00:32:57,330
‫الیوت لطفا بهم گوش بده

518
00:32:57,450 --> 00:32:58,850
‫من هیچ وقت ترکت نمی کنم

519
00:33:00,480 --> 00:33:02,370
‫من دیگه هیچ وقت دوباره ولت نمی کنم

520
00:33:05,450 --> 00:33:06,690
‫من دوست دارم پسرم

521
00:33:19,450 --> 00:33:20,490
‫اون داشت در مورد چی حرف میزد؟

522
00:33:21,300 --> 00:33:22,870
‫اون داشت در مورد چی حرف میزد؟

523
00:33:23,890 --> 00:33:25,150
‫هی، می خوام بدونم

524
00:33:26,130 --> 00:33:27,340
‫می خوام بدونم

525
00:33:28,450 --> 00:33:29,560
‫می خوام بدونم!

526
00:33:30,760 --> 00:33:33,280
‫الیوت، داری با کی حرف میزنی؟

527
00:33:36,900 --> 00:33:38,250
‫منظورت چیه؟
‫من دارم با...

528
00:33:47,240 --> 00:33:49,430
‫عقب وایسا
‫عقب وایسا

529
00:33:52,680 --> 00:33:54,000
‫الیوت داره ازت خون میاد

530
00:34:00,050 --> 00:34:00,930
‫الیوت....

531
00:34:09,380 --> 00:34:11,140
‫الیوت، اینجا چیکار داری؟

532
00:34:13,390 --> 00:34:14,440
‫تو ندیدیش ؟

533
00:34:17,390 --> 00:34:18,060
‫کیو؟

534
00:34:23,000 --> 00:34:24,270
‫این نمی تونه واقعی باشه

535
00:34:24,550 --> 00:34:25,580
‫این نمی تونه واقعی باشه

536
00:34:25,580 --> 00:34:27,230
‫- این نمی تونه واقعی باشه
‫- نه...

537
00:34:36,440 --> 00:34:38,310
‫این واقعیه،مگه نه؟

538
00:34:44,110 --> 00:34:46,120
‫تو همه ی مدت می دونستی
‫مگه نه؟

539
00:34:55,260 --> 00:35:00,250
‫الیوت
‫تو فکر می کردی داشتی با کی حرف میزدی؟

540
00:35:03,330 --> 00:35:05,330
‫تو می خوای منو مجببور کنی که بگم
‫مگه نه؟

541
00:35:10,320 --> 00:35:12,180
‫من اقای ربات هستم

542
00:35:27,610 --> 00:35:28,800
‫تو حالت خوب میشه

543
00:35:32,730 --> 00:35:35,410
‫فکر می کنم تا خوب بودن خیلی فاصله دارم

544
00:35:38,990 --> 00:35:40,590
‫اشتباه برداشت نکن

545
00:35:42,730 --> 00:35:43,940
‫ولی من بهت حسودیم میشه

546
00:35:47,740 --> 00:35:49,610
‫کاش می تونستم دوباره با مادرم حرف بزنم

547
00:35:51,640 --> 00:35:53,040
‫حتی اگه واقعی نبود

548
00:36:16,350 --> 00:36:19,640
‫مراقب خودت باش، باشه؟

549
00:36:34,520 --> 00:36:36,840
‫- می دونم که نمی خوای در موردش حرف بزنی

550
00:36:36,840 --> 00:36:38,170
‫درست می گی، نمی خوام

551
00:36:39,590 --> 00:36:41,900
‫متاسفانه من باید بدونم الیوت

552
00:36:43,050 --> 00:36:44,470
‫با توجه به کاری که داشتیم می کردیم

553
00:36:47,060 --> 00:36:48,340
‫من فقط باید بدونم

554
00:36:51,840 --> 00:36:53,230
‫هیچی ازش یادت میاد؟

555
00:36:57,410 --> 00:36:58,450
‫چیو یادم بیاد؟

556
00:37:00,400 --> 00:37:02,520
‫وقتی که اولین بار گ جامعه رو شروع کردیم

557
00:37:11,330 --> 00:37:12,570
‫اقای ولیک هستند؟

558
00:37:13,890 --> 00:37:15,780
‫سلام اقای گادرد

559
00:37:16,420 --> 00:37:17,550
‫نه ایشون رفتند

560
00:37:17,560 --> 00:37:18,740
‫ایشون...

561
00:37:19,230 --> 00:37:20,680
‫امروز گفته شد که برند

562
00:37:20,980 --> 00:37:23,960
‫چی؟ چرا؟

563
00:37:25,200 --> 00:37:26,150
‫من نمی دونم

564
00:37:27,530 --> 00:37:29,810
‫همیشه کنار اومدن باهاشون خیلی راحت نبود

565
00:37:29,810 --> 00:37:30,840
‫مطمئنم همینطوره

566
00:37:31,220 --> 00:37:36,340
‫فکر می کنید می تونید منو ببرید دیدن اسکات نولس؟

567
00:37:36,540 --> 00:37:40,440
‫- اورژانسیه
‫- نه قطعا الان نه

568
00:37:41,060 --> 00:37:42,110
‫نشنیدین؟

569
00:38:13,160 --> 00:38:14,320
‫پدر چه خبره؟

570
00:38:15,500 --> 00:38:17,250
‫می ذارم شما دوتا صحبت کنید

571
00:38:23,770 --> 00:38:26,680
‫می دونم، می دونم
‫اما هی تو یهویی جلوی در خونم ظاهر شدی

572
00:38:26,900 --> 00:38:29,240
‫گفتم بهتره لطفت رو جبران کنم

573
00:38:30,410 --> 00:38:31,340
‫چی می خوای؟

574
00:38:32,190 --> 00:38:33,880
‫اومدم چیزی رو پیشنهاد کنم که شاید بخوای

575
00:38:34,960 --> 00:38:35,690
‫بیا داخل

576
00:38:37,920 --> 00:38:39,500
‫اگه این در مورد پروندست...

577
00:38:39,500 --> 00:38:40,790
‫ترو خدا، پرونده برای من مهم نیست

578
00:38:40,790 --> 00:38:41,960
‫من حتی پرونده رو نمی فهمم

579
00:38:41,960 --> 00:38:43,270
‫من برای این کار وکیل دارم

580
00:38:44,720 --> 00:38:45,480
‫پس چیه؟

581
00:38:48,370 --> 00:38:49,610
‫شما پسرا می تونید بیرون منتظر بمونید

582
00:38:55,720 --> 00:38:59,540
‫باید صادق باشم
‫منو تحت تاثیر قرار دادی

583
00:39:00,070 --> 00:39:01,290
‫البته
‫حرفه ی کاریت تموم شده

584
00:39:01,290 --> 00:39:03,380
‫اما بازی کوتاه عالیی انجام دادی

585
00:39:03,560 --> 00:39:05,930
‫تو قمار بزرگی کردی
‫و چیزی رو که می خواستی بدست اوردی

586
00:39:06,270 --> 00:39:08,740
‫فقط می دونی
‫چیز اشتباهی رو در عوضش خواستی

587
00:39:16,740 --> 00:39:17,640
‫چه اهمیتی برات داره؟

588
00:39:18,520 --> 00:39:21,000
‫می دونی
‫من توی ال سیف به سوابقت نگاه کردم

589
00:39:22,040 --> 00:39:24,970
‫منظورم اینه که خیلی از مردم بعد از اون سختی هایی که کشیدی

590
00:39:24,980 --> 00:39:26,380
‫به یه جایی اون وسطا رضایت می دادند

591
00:39:26,380 --> 00:39:27,210
‫ولی تو این کار رو نکردی

592
00:39:27,310 --> 00:39:29,610
‫تو بی رحم و با هوشی
‫و ترکیب این دوتا

593
00:39:29,690 --> 00:39:33,520
‫خیلی با ارزشه اونم برای خیلی از ادمای مهم

594
00:39:33,520 --> 00:39:34,560
‫ادمایی که من میشناسم

595
00:39:35,990 --> 00:39:37,870
‫با این حرف ها می خوای به کجا برسی؟

596
00:39:39,620 --> 00:39:44,010
‫فکر کنم بتونم یه کار خوب و پر سود بهت بدم

597
00:39:47,100 --> 00:39:50,130
‫یه کار؟ کجا؟

598
00:39:50,910 --> 00:39:53,090
‫مکان مورد علاقت، کجا بهتر؟

599
00:39:57,420 --> 00:40:01,070
‫تو پا شدی این همه راه رو به شخصه  تا نیوجرسی اومدی

600
00:40:01,070 --> 00:40:04,130
‫تا به من کاری رو پیشنهاد کنی، اونم توی جایی علیهش شکایت کردم؟

601
00:40:05,360 --> 00:40:07,210
‫درخواست اصلیت  چیه؟

602
00:40:07,570 --> 00:40:09,410
‫فکر می کنم تو یه زن تاجر خیلی خوب میشی

603
00:40:09,760 --> 00:40:12,490
‫متاسفانه چیزی بیشتر از این نیست

604
00:40:12,710 --> 00:40:14,190
‫- این یه شوخیه؟
‫- این شوخی نیست

605
00:40:14,190 --> 00:40:16,200
‫شرکای من فکر می کنند که تو می تونی خیلی کار های پر
‫منفعتی بکنی

606
00:40:16,200 --> 00:40:18,450
‫تو نمی تونی یه شغل اونجا بهم پیشنهاد کنی

607
00:40:18,450 --> 00:40:20,280
‫تو داری علیهشون شهادت میدی

608
00:40:20,430 --> 00:40:22,270
‫به زودی اینو می فهمی

609
00:40:22,270 --> 00:40:25,420
‫ولی توی کار لجاجت چیز خوبی نیست

610
00:40:25,420 --> 00:40:26,510
‫خیلی احساساتیه

611
00:40:26,880 --> 00:40:28,540
‫این بخاطر اینه که تو باعث شدی

612
00:40:28,540 --> 00:40:30,540
‫چیزی که تو باعثش شدی و اونا بخاطرش به من زنگ زدند

613
00:40:30,540 --> 00:40:33,350
‫این یه پرونده ی خیلی بزرگه

614
00:40:33,570 --> 00:40:35,590
‫اونا مجبور میشند میلیون ها دلار پرداخت کنند

615
00:40:35,590 --> 00:40:38,220
‫تقریبا بین ۷۵ تا ۱۰۰ میلیون

616
00:40:38,250 --> 00:40:40,480
‫منظورم اینه که این چیزیه که وکیل ها حساب کردند

617
00:40:40,490 --> 00:40:42,760
‫بعد از اینکه بیشتر تیم حقوقیتون رو خسته کردند

618
00:40:42,760 --> 00:40:44,560
‫برای هفت سال اینده

619
00:40:44,840 --> 00:40:46,730
‫و اره، البته که این کلی پوله

620
00:40:46,730 --> 00:40:48,620
‫ولی نه برای اونا
‫نه واقعا

621
00:40:48,860 --> 00:40:50,440
‫وقتی نشت اتفاق افتاد

622
00:40:50,440 --> 00:40:52,900
‫ما شروع به جمع کردن پول برای همچین موقعیتی کردیم

623
00:40:53,020 --> 00:40:55,840
‫همون سرمایه تا الان ۵ برابر برامون سود کرده

624
00:41:04,940 --> 00:41:06,590
‫ازت می خوام که بری

625
00:41:06,900 --> 00:41:08,280
‫اسمت رو بهشون بدم؟

626
00:41:08,280 --> 00:41:09,700
‫من اونجا کار نمی کنم

627
00:41:10,140 --> 00:41:11,390
‫اونا مادر منو کشتند

628
00:41:11,790 --> 00:41:13,450
‫هر فست فودی که یه گوشه باز میشه

629
00:41:13,450 --> 00:41:16,090
‫برای میلیون ها نفر دیابت به بار میاره

630
00:41:16,150 --> 00:41:19,200
‫فلیپ موریس یه ساعته سرطان رو درست میکنه، هر ساعت

631
00:41:19,200 --> 00:41:20,130
‫منظورم اینه که به جهنم

632
00:41:20,230 --> 00:41:23,640
‫همه دارند سیاره رو پشت نقطه ای که هیچ بازگشتی براش نیست
‫نابود می کنند

633
00:41:23,770 --> 00:41:26,180
‫واقعا می خوای شروع کنی همه ی این ها رو

634
00:41:26,180 --> 00:41:27,360
‫شخصی بگیری؟

635
00:41:27,390 --> 00:41:28,320
‫شاید این کار رو کردم

636
00:41:28,810 --> 00:41:30,120
‫شاید یکی باید این کار رو بکنه

637
00:41:30,470 --> 00:41:31,530
‫یه پیشنهاد

638
00:41:31,730 --> 00:41:33,380
‫اگه می خوای چیزی رو عوض کنی

639
00:41:33,460 --> 00:41:36,710
‫شاید باید از درونش شروع کنی

640
00:41:38,240 --> 00:41:41,380
‫چون این چیزیه که از بیرون اتفاق می افته

641
00:41:43,520 --> 00:41:44,770
‫این ادم ها برای کسی منتظر نمی مونند

642
00:41:44,780 --> 00:41:46,880
‫پس باید تا فردا جوابشون رو بدی

643
00:41:49,300 --> 00:41:50,530
‫خودم راه خروج رو به خودم نشون میدم

644
00:42:15,960 --> 00:42:17,130
‫اینا همه خالی اند

645
00:42:18,480 --> 00:42:20,460
‫همین طور پرشون میکنی و بعد پرتشون میکنی برند؟

646
00:42:24,160 --> 00:42:25,500
‫نسخه های جدید کجاند؟

647
00:42:27,020 --> 00:42:28,310
‫چه اهمیتی داره؟

648
00:42:29,740 --> 00:42:31,920
‫من دیگه حتی نمی دونم چی واقعیه

649
00:42:35,450 --> 00:42:38,440
‫ببین، می دونم الان احساس گندی داری

650
00:42:38,440 --> 00:42:39,820
‫اما وقتی داروها تو بخوری

651
00:42:39,820 --> 00:42:41,740
‫شاید باید متوقفش کنیم دارلین

652
00:42:43,360 --> 00:42:44,270
‫چیو متوقف کنیم؟

653
00:42:45,490 --> 00:42:46,320
‫نقشه رو

654
00:42:47,340 --> 00:42:48,790
‫هک کردن رو
‫همه چیز رو

655
00:42:48,790 --> 00:42:51,090
‫شاید نباید اجراش کنیم

656
00:42:51,260 --> 00:42:52,960
‫چی؟ چرا؟

657
00:42:53,370 --> 00:42:56,070
‫لحظه ای که سرور الوده شدمون برگرده به شبکه ی اصلی

658
00:42:56,070 --> 00:42:57,960
‫- کارمون تمومه
‫- کار من نبود

659
00:42:59,260 --> 00:43:04,220
‫تمام مدت، خود واقعی من نبود که تمام این کار ها رو می کرد

660
00:43:04,880 --> 00:43:10,040
‫الیوت،دلیل اینکه ما می خواستیم این کار رو بکینم

661
00:43:10,040 --> 00:43:12,270
‫دلیل اینکه چرا  همه می خواستیم تا این کار رو بکنیم

662
00:43:12,470 --> 00:43:13,460
‫همه واقعی اند

663
00:43:15,460 --> 00:43:18,450
‫شاید تو درک نکنی
‫اما این ایده ی خودت بود

664
00:43:19,990 --> 00:43:21,450
‫تو با این ایده اومدی

665
00:43:23,590 --> 00:43:26,560
‫یه قسمتی در اعماق وجودت هست

666
00:43:26,560 --> 00:43:29,000
‫که میدونه این کار درستیه

667
00:43:34,190 --> 00:43:35,400
‫من میرم داروهات رو بگیرم

668
00:43:35,840 --> 00:43:37,620
‫وقتی برگشتم بیشتر صحبت می کنیم، باشه؟

669
00:43:43,010 --> 00:43:43,670
‫بیا

670
00:43:53,730 --> 00:43:56,140
‫اگه تو جای من بودی چیکار می کردی؟

671
00:43:57,000 --> 00:43:59,650
‫می دونم،می دونم
‫من رسما دیوونه محسوب میشم

672
00:44:00,220 --> 00:44:03,320
‫ولی نقشه همین نیست،هست؟

673
00:44:12,690 --> 00:44:13,590
‫تو داری چه غلطی....

674
00:44:31,640 --> 00:44:34,110
‫من بیرون اپارتمانت منتظر بودم تا اون رفت

675
00:44:34,840 --> 00:44:36,460
‫نمی خوام کسی بدونه من اینجام

676
00:44:38,110 --> 00:44:39,410
‫من می دونم تو پشت این هایی

677
00:44:40,090 --> 00:44:43,920
‫همشون، گ جامعه، سرور

678
00:44:43,930 --> 00:44:46,010
‫کولبی، ال سیف

679
00:44:46,470 --> 00:44:49,600
‫تو اون ادم ثابتی توی دریایی از متغیر ها

680
00:44:57,990 --> 00:44:59,180
‫الیوت...

681
00:45:01,950 --> 00:45:05,900
‫حالا، من نمی دونم نقشه ی بزرگت چیه

682
00:45:05,900 --> 00:45:07,950
‫ولی من باید بدونم
‫و تو بهم میگی

683
00:45:19,360 --> 00:45:24,030
‫دو روز پیش من گلوی یه زن رو تا مردنش فشار دادم
‫با همین دستام

684
00:45:25,210 --> 00:45:27,200
‫احساس عجیبی بود

685
00:45:33,060 --> 00:45:37,200
‫که چیزی اینقدر ترسناک توسط چیزی به این سادگی انجام میشه

686
00:45:40,610 --> 00:45:44,560
‫ده ثانیه ی اول راحت نبود

687
00:45:45,680 --> 00:45:46,850
‫حس کردن جهنم

688
00:45:48,340 --> 00:45:49,940
‫اما بعدش ماهیچه هات سفت میشند

689
00:45:49,940 --> 00:45:52,980
‫و اون تقلا میکنه و می جنگه

690
00:45:53,570 --> 00:45:55,640
‫اما در پس زمینه تقریبا پیدا نبود

691
00:45:55,650 --> 00:45:58,420
‫همراه با هر چیز دیگه ای توی دنیا

692
00:46:00,230 --> 00:46:04,590
‫توی اون لحظه فقط تویی و قدرت مطلق

693
00:46:06,070 --> 00:46:07,070
‫هیچ چیز دیگه ای نیست

694
00:46:11,040 --> 00:46:12,690
‫اون لحظه با من موند

695
00:46:18,450 --> 00:46:21,060
‫فکر کردم بخاطر قتل احساس گناه می کنم

696
00:46:22,400 --> 00:46:24,980
‫اما....احساس گناه نمی کنم

697
00:46:27,160 --> 00:46:28,360
‫احساس شگفت انگیزی دارم

698
00:46:50,760 --> 00:46:52,660
‫چه مدته که این قضیه در جریانه؟

699
00:46:55,170 --> 00:46:56,000
‫نمی دونم

700
00:47:03,300 --> 00:47:05,680
‫و دقیقا داری چیکار می کنی؟

701
00:47:06,010 --> 00:47:07,920
‫همه ی فایل ها رو رمز گذاری می کنم

702
00:47:10,050 --> 00:47:12,180
‫همه ی اسناد مالی ایول کرپ

703
00:47:12,180 --> 00:47:14,450
‫قابل دسترسی خواهند بود

704
00:47:14,750 --> 00:47:16,520
‫کلید رمز گذاری بعد انجام دادن مراحل

705
00:47:16,520 --> 00:47:18,300
‫خودش پاک میشه

706
00:47:18,450 --> 00:47:19,360
‫پس فایل های پشتیبان چی؟

707
00:47:19,370 --> 00:47:20,720
‫ترتیب اون ها رو هم دادم

708
00:47:21,650 --> 00:47:23,250
‫- چین
‫- کوهستان فولادی

709
00:47:24,390 --> 00:47:26,620
‫البته، حتی وقتی دیگه استفاده ای نداشتیم

710
00:47:26,620 --> 00:47:28,620
‫من شبکه ی اِیر دریم رو هک کردم

711
00:47:29,160 --> 00:47:30,380
‫من توی همشون بودم

712
00:47:31,620 --> 00:47:33,620
‫تو واقعا فکر همه چیز رو کردی

713
00:47:35,680 --> 00:47:37,170
‫دیگه کی درگیر بوده؟

714
00:47:40,100 --> 00:47:41,090
‫فقط من

715
00:47:45,310 --> 00:47:47,500
‫خب، حالا من و تو هستیم

716
00:47:48,770 --> 00:47:51,440
‫الیوت من همیشه بهت می گفتم ما اخرش با همدیگه کار می کنیم

717
00:47:55,350 --> 00:47:58,930
‫اما هنوز، من باید بدونم

718
00:47:59,900 --> 00:48:01,480
‫چرا این کار رو کردی؟

719
00:48:05,700 --> 00:48:08,800
‫می خواستی با انجام همه ی این کارها چی بدست بیاری؟

720
00:48:14,280 --> 00:48:15,180
‫نمی دونم

721
00:48:24,080 --> 00:48:25,690
‫می خواستم دنیا رو نجات بدم

722
00:48:26,555 --> 00:48:32,110
‫Arman۳۳۳ & amirhossein۳۲
‫www.۹Movie.In

723
00:48:32,155 --> 00:48:37,710
‫arman۳۵۳۵۳۵@yahoo.com
‫amirhossein۷۵۸@gmail.com

