‫﻿۱
00:00:00,016 --> 00:00:03,152
‫یه ماسک رو وقتی که دیگه کار ماسک رو
‫انجام نمیده چطوری برش دارم؟

2
00:00:03,187 --> 00:00:05,608
‫وقتی مثل خودم قسمتی از وجودم شده

3
00:00:05,633 --> 00:00:06,766
‫- ساعت ۱۰ صبح
‫- آمین

4
00:00:06,801 --> 00:00:07,900
‫ساعت ۱۲ ظهر

5
00:00:07,935 --> 00:00:09,201
‫زندگی، عشق...

6
00:00:09,237 --> 00:00:10,703
‫- ساعت ۲ بعد از ظهر
‫- من رِی هستم

7
00:00:10,738 --> 00:00:13,673
‫،تا جا داره عاقل و هوشیار بمونم
‫تا زمانی که اون رفته باشه

8
00:00:13,708 --> 00:00:15,775
‫من چیزی نیستم که بشه از دستش خلاص شد!

9
00:00:15,810 --> 00:00:18,411
‫به نظرم تو نیروی تازه‌ای بهمون میدی...
‫جوان، بی‌پروا...

10
00:00:18,446 --> 00:00:20,179
‫دقیقاً چیزیه که در حال حاضر نیاز داریم

11
00:00:20,214 --> 00:00:23,382
‫اف‌بی‌آی فکر میکنه من پشت هک بودم

12
00:00:23,418 --> 00:00:24,750
‫گیدئون، تو رو لو میده

13
00:00:26,621 --> 00:00:28,287
‫این یارو یه مشکلی داره

14
00:00:28,322 --> 00:00:29,388
‫بنگ!

15
00:00:29,424 --> 00:00:30,389
‫بهش اعتماد ندارم

16
00:00:30,425 --> 00:00:34,293
‫ما توی یه جنگیم
‫و اونا دارن دونه دونه ما رو می‌کشن

17
00:00:35,596 --> 00:00:38,931
‫تایرل ولیک و گ‌جامعه در این حمله دست داشتن

18
00:00:41,269 --> 00:00:43,235
‫عصر بخیر، الیوت

19
00:01:02,790 --> 00:01:04,757
‫،خیلی‌خب، رفیق
‫یه بار دیگه برام توضیح بده

20
00:01:04,792 --> 00:01:07,626
‫چرا منو داری به مرکز تفریحی می‌بری؟

21
00:01:07,662 --> 00:01:10,162
‫خب، من سعی کردم بهت توضیح بدم
‫ولی تو گوش نمیکنی

22
00:01:10,198 --> 00:01:11,964
‫این مشکل نسل شماست

23
00:01:11,999 --> 00:01:14,266
‫کمبود تمرکز دارین و به هیچ جا نمیرسین

24
00:01:14,302 --> 00:01:16,168
‫،خیلی‌خب، باشه
‫برام توضیح بده

25
00:01:16,204 --> 00:01:17,603
‫،خب، برای فهمیدنش

26
00:01:17,638 --> 00:01:20,439
‫باید برت گردونم به سال ۱۹۲۴

27
00:01:20,475 --> 00:01:22,775
‫،یه زن و شوهر تو شهر بدفورد

28
00:01:22,810 --> 00:01:25,277
‫یه نمایش عجیب‌الخلقه‌ها/پناهگاه کوتوله‌ها

29
00:01:25,313 --> 00:01:26,612
‫توی این زمینی که قراره اونجا بریم، باز کردن

30
00:01:26,647 --> 00:01:28,080
‫پناهگاه کوتوله‌ها؟

31
00:01:28,116 --> 00:01:30,249
‫آره، اسمش رو گذاشته بودن کوچولوهای بدفورد

32
00:01:30,284 --> 00:01:31,617
‫یه شهر کامل مینیاتوری

33
00:01:31,652 --> 00:01:33,819
‫برای کوتوله‌ها و در سایز اونا درست شد

34
00:01:33,855 --> 00:01:35,354
‫البته، اونا عجیب‌الخلقه‌های دیگه‌ای هم داشتن

35
00:01:35,389 --> 00:01:39,024
‫،مثل مردی به شکل شیر، زنی بدون دست و پا
‫و از اینجور چیزها...

36
00:01:39,060 --> 00:01:41,827
‫ولی کوتوله‌ها پول‌سازترینشون بود

37
00:01:41,863 --> 00:01:43,963
‫خلاصه، بدفورد خیلی معروف شده بود

38
00:01:43,998 --> 00:01:45,531
‫مردم این طرف و اون طرف صف میکشیدن

39
00:01:45,566 --> 00:01:48,701
‫بزرگترین منطقه گردشگری اینجا
‫توی جزیره‌ی کُنی بود

40
00:01:48,736 --> 00:01:50,002
‫بعدش یه سال شایعه میشه

41
00:01:50,037 --> 00:01:52,471
‫که شوهرِ صبح کریسمس بیدار میشه

42
00:01:52,507 --> 00:01:56,175
‫یه چاقوی بزرگ از آشپزخونه برمیداره
‫و گلوی زنش رو می‌بُره

43
00:01:56,210 --> 00:01:59,812
‫،بچه‌ی کوچیکشون رو تا حد مرگ با چاقو میزنه
‫بعدش هم رگ‌های خودشو میزنه

44
00:01:59,847 --> 00:02:02,615
‫انگیزه‌اش هیچوقت معلوم نشد

45
00:02:02,650 --> 00:02:03,682
‫خدای من

46
00:02:03,718 --> 00:02:05,885
‫میرسیم به ۱۹۶۰

47
00:02:05,920 --> 00:02:09,555
‫"یه زن به اسم "مری مگان فیشر
‫تصمیم میگیره یه جا رو بخره

48
00:02:09,590 --> 00:02:12,291
‫و به یه مرکز تفریحی سنتی تبدیلش کنه

49
00:02:12,326 --> 00:02:13,959
‫دستگاه پین‌بال، اسکی‌بال و از اینجور چیزها

50
00:02:13,995 --> 00:02:15,861
‫"اسمش رو گذاشته بود: "بازی بازی بازی

51
00:02:15,897 --> 00:02:20,132
‫،اگه نظر منو بخوای میگم بی‌معنی بود
‫جدا از تکراری بودنش

52
00:02:20,168 --> 00:02:22,067
‫ولی حداقل واضح بود

53
00:02:22,103 --> 00:02:25,337
‫مری مگان حتی یه بارِ کوچیک هم اضافه کرد
‫تا شب‌ها

54
00:02:25,373 --> 00:02:27,173
‫با دوست‌هاش مست کنه و بیلیارد بازی کنه

55
00:02:27,208 --> 00:02:31,076
‫و همین کار رو کرد، تقریباً هر شب...

56
00:02:31,112 --> 00:02:34,013
‫،تا اینکه یه بار در سال ۸۶
‫اینقدر مست کرده بود

57
00:02:34,048 --> 00:02:36,182
‫که به طور تصادفی از روی صندلی افتاد

58
00:02:36,217 --> 00:02:38,384
‫و محکم روی چوب بیلیارد که تو دستش بود فرود اومد

59
00:02:38,419 --> 00:02:39,685


60
00:02:39,720 --> 00:02:41,353
‫صاف و مستقیم رفت تو گردنش

61
00:02:41,389 --> 00:02:43,055
‫درست همونجا کشتش

62
00:02:43,090 --> 00:02:45,157
‫واسه چی اینا رو داری بهم میگی؟

63
00:02:51,432 --> 00:02:54,400
‫اینجا تا سال ۲۰۰۰ تعطیل موند

64
00:02:54,435 --> 00:02:57,436
‫وقتی "ند بوشم" اینجا رو با اسم

65
00:02:57,471 --> 00:03:01,006
‫جامعه‌ی سرگرمی و تفریح. با مسئولیت محدود

66
00:03:01,042 --> 00:03:03,175
‫نِد میخواست به عنوان مرکز تفریحی کلاسیک
‫اینجا رو مجدداً بازگشایی کنه

67
00:03:03,211 --> 00:03:06,445
‫حالا، چرا باید کسی تو سال ۲۰۰۰ بخواد
‫یه مرکز تفریحی باز کنه

68
00:03:06,480 --> 00:03:09,348
‫دلیلش رو نمیفهمم، ولی نِد بوشم
‫این ایده رو توی ذهنش داشت

69
00:03:09,383 --> 00:03:12,084
‫که میخواست انجامش بده، پس انجامش داد

70
00:03:16,958 --> 00:03:19,758
‫،تقریباً یه سال پیش، پسر بزرگترش، هارولد
‫میخواست اینجا رو بفروشه

71
00:03:19,794 --> 00:03:22,528
‫ولی نِد با اینکار موافق نبود

72
00:03:22,563 --> 00:03:25,431
‫،واسه همین پسر بزرگترش، هارولد
‫ساده‌لوح بود و به پول احتیاج داشت

73
00:03:25,466 --> 00:03:27,433
‫حالا واسه هر چی که ساده‌لوح‌ها
‫به خاطرش به پول احتیاج دارن

74
00:03:27,468 --> 00:03:29,602
‫واسه همین تصمیم گرفت پدر رو باید از سر راه برداره

75
00:03:29,637 --> 00:03:33,138
‫پس هارولد تفنگ شکار برادر دوقلوش رو دزدید

76
00:03:33,174 --> 00:03:35,474
‫و به صورت پدرش شلیک کرد

77
00:03:35,509 --> 00:03:38,177
‫حالا، هارولد روی این حساب نکرده بود

78
00:03:38,212 --> 00:03:40,079
‫که تا حالا با اسلحه شلیک نکرده

79
00:03:40,114 --> 00:03:41,413
‫و اسلحه لگد میزنه

80
00:03:41,449 --> 00:03:43,449
‫اسلحه اینقدر محکم لگد زد که سکندری خورد

81
00:03:43,484 --> 00:03:44,650
‫و از پنجره‌ی طبقه‌ی ۲۰ پدرش افتاد پایین

82
00:03:46,153 --> 00:03:47,753
‫وقتی که به زمین خورد، سرش مثل یه هندونه

83
00:03:47,788 --> 00:03:49,321
‫از وسط جر خورد

84
00:03:49,357 --> 00:03:53,125
‫این‌سر و صداها برادر دوقلو، کلاید رو از خواب بیدار کرد

85
00:03:53,160 --> 00:03:54,960
‫که اونطور که من شنیدم، وقتی این اتفاقات افتاد

86
00:03:54,996 --> 00:03:57,396
‫توی اتاق خوابش خواب بود

87
00:03:57,431 --> 00:03:58,931
‫،وقتی به خودش اومد

88
00:03:58,966 --> 00:04:01,166
‫سریعاً به جرم قتل دو نفر

89
00:04:01,202 --> 00:04:02,401
‫یعنی برادرش و پدرش دستگیر شد

90
00:04:02,436 --> 00:04:05,104
‫چون اسلحه به اسمش بود

91
00:04:05,139 --> 00:04:06,972
‫تو کلاید رو از کجا میشناسی؟

92
00:04:07,008 --> 00:04:08,274
‫اون هم‌سلولی من بود

93
00:04:10,344 --> 00:04:12,811
‫اینجا دیوونه‌اش کرد

94
00:04:12,847 --> 00:04:14,246
‫فکر میکنه اینجا نفرین شده

95
00:04:14,282 --> 00:04:16,682
‫آره. بعید نیست، شرلوک

96
00:04:16,717 --> 00:04:19,118
‫،قبل از اینکه از حبس دربیام
‫کلیدهای اینجا رو بهم داد

97
00:04:19,153 --> 00:04:20,920
‫و قسمم داد اینجا رو قبل از اینکه

98
00:04:20,955 --> 00:04:22,655
‫یه اتفاق بد دیگه بی‌افته آتیش بزنم

99
00:04:22,690 --> 00:04:24,323
‫قسم میخوره اینجا تسخیر شده...

100
00:04:24,358 --> 00:04:27,860
‫باور داره که اینجا پیوند همه‌ی بدی‌های دنیاست

101
00:04:30,831 --> 00:04:32,798
‫تو این چیزا رو باور میکنی؟

102
00:04:32,833 --> 00:04:34,033
‫معلومه که نه، رفیق

103
00:04:34,068 --> 00:04:37,136
‫آس و پاس‌تر از اونم که خرافاتی باشم

104
00:04:37,171 --> 00:04:40,606
‫یه جورایی، همه‌ی این خرافات، اوضاع رو

105
00:04:40,641 --> 00:04:42,608
‫برای هر کاری که بخوای بکنی تمیز نگه میداره

106
00:04:42,643 --> 00:04:44,276
‫کسی به اسنادش توجهی نمیکنه

107
00:04:44,312 --> 00:04:46,845
‫شهرداری اصلاً نمیخواد به اینجا دست بزنه

108
00:04:46,881 --> 00:04:49,014
‫من برق رو غیرمجاز به اینجا کشیدم

109
00:04:49,050 --> 00:04:51,183
‫تا جایی که بقیه خبر دارن، اینجا اصلاً وجود نداره

110
00:04:51,218 --> 00:04:52,885
‫توی بازار، اجاره‌ی اینجا

111
00:04:52,920 --> 00:04:54,820
‫،حدود ۵ هزار دلار در ماه برات خرج داره
‫ولی چون تویی

112
00:04:54,855 --> 00:04:58,223
‫نصف قیمت به آدمات اجاره‌اش میدم

113
00:04:58,259 --> 00:05:00,125
‫بیخیال، موبلی، اونطوری نگاهم نکن، رفیق

114
00:05:00,161 --> 00:05:03,062
‫خودت میدونی برای یه سابقه‌دار
‫چقدر سخته که کار پیدا کنه

115
00:05:03,097 --> 00:05:05,130
‫آه در بساط ندارم

116
00:05:05,166 --> 00:05:06,832
‫مخصوصاً مادرم که آب مروارید داره

117
00:05:06,867 --> 00:05:08,334
‫قبض‌ها هر روز دارن اضافه میشن

118
00:05:11,072 --> 00:05:15,040
‫من نیومدم که اینجا رو اجاره کنم، رومرو

119
00:05:15,076 --> 00:05:16,642
‫میخوام باهامون کار کنی

120
00:05:16,677 --> 00:05:18,677
‫معلومه که نه، رفیق.
‫من تازه از زندان دراومدم

121
00:05:18,713 --> 00:05:20,813
‫نمیخوام به این زودی برگردم اونجا

122
00:05:20,848 --> 00:05:22,247
‫فقط حرفای دوستم رو گوش کن، باشه؟

123
00:05:22,283 --> 00:05:23,849
‫به یه هکر سیستم‌های مخابراتی احتیاج داریم

124
00:05:23,884 --> 00:05:25,484
‫خودتم میدونی که تو اینکار بهترینی

125
00:05:25,519 --> 00:05:27,219
‫سعی نکن با حرفات خرم کنی، حرومزاده

126
00:05:27,254 --> 00:05:29,254
‫نیازی ندارم بهم بگی کی تو اینکار بهترینه

127
00:05:29,290 --> 00:05:31,256
‫خودم اینو درستش کردم

128
00:05:31,292 --> 00:05:34,660
‫حالا، یا اجاره میکنین یا یه نفر دیگه
‫رو پیدا میکنم

129
00:05:34,695 --> 00:05:37,329
‫ولی نمیتونم قاطیِ هر کاری که دارین میکنین بشم

130
00:05:37,365 --> 00:05:40,032
‫رفیق، این فرصتی‌ـه که به جامعه‌ای برگردی

131
00:05:40,067 --> 00:05:43,469
‫که شش سال از زندگیت رو دزدیده

132
00:05:45,639 --> 00:05:48,674
‫این همه چی رو عوض میکنه، رفیق

133
00:05:48,709 --> 00:05:51,777
‫این دوستت گفتی کیه؟

134
00:05:51,812 --> 00:05:54,079
‫اون... یکم عجیب و غریبه

135
00:05:54,115 --> 00:05:56,949
‫ولی، عاشق اینجا میشه

136
00:05:56,984 --> 00:05:59,785
‫به جزیره‌ی کُنی علاقه داره

137
00:05:59,820 --> 00:06:02,554
‫ازش خوشت میاد

138
00:06:02,590 --> 00:06:04,123
‫راستش، ازش بدت میاد

139
00:06:04,158 --> 00:06:06,725
‫ولی نابغه‌اس

140
00:06:06,761 --> 00:06:08,761
‫بهترین کدنویسی‌ـه که تو عمرم دیدم

141
00:06:08,796 --> 00:06:10,295
‫و میخواد تو رو ببینه

142
00:06:12,233 --> 00:06:14,700
‫چقدر؟

143
00:06:14,735 --> 00:06:17,403
‫نخند. هنوز جواب مثبت ندادم

144
00:06:17,438 --> 00:06:19,738
‫معیار انتخابم توی این جریان پوله

145
00:06:19,774 --> 00:06:23,442
‫و باید خیلی زیاد باشه تا
‫منو دوباره وارد این کار کنه

146
00:06:23,477 --> 00:06:26,111
‫موضوع همینه، رفیق

147
00:06:26,147 --> 00:06:27,246
‫،از یه لحاظ

148
00:06:27,281 --> 00:06:29,982
‫این کار پول همه چیو پرداخت میکنه

149
00:06:36,791 --> 00:06:38,323
‫حرف "یو" و "ان" چی شدن؟
‫(تابلو تبدیل شده به: گ‌جامعه)

150
00:06:38,359 --> 00:06:40,159
‫اونو میگی؟

151
00:06:40,194 --> 00:06:41,827
‫داستانش بمونه واسه یه وقت دیگه

152
00:06:45,555 --> 00:06:54,055
‫::.  IranFilm.Net & ۹Movie۱.iN  .::..

153
00:06:54,555 --> 00:07:07,055
‫: Arman۳۳۳ & Amirhossein۳۲ & Deathstroke :..

154
00:07:07,555 --> 00:07:13,055
‫arman_triple۳@yahoo.com
‫amirhossein۷۵۸@gmail.com
‫death.stroke۲@yahoo.com

155
00:07:46,193 --> 00:07:49,161
‫ترس و اضطراب. دوباره داره شروع میشه

156
00:07:49,196 --> 00:07:50,796
‫یادت میاد؟

157
00:07:50,831 --> 00:07:53,532
‫،اون حس ناگهانی ترس رو

158
00:07:53,567 --> 00:07:56,702
‫،ترسی که کل وجودم رو فرا میگیره

159
00:07:56,737 --> 00:07:59,571
‫راهشو به زیر مغزم باز میکنه

160
00:07:59,607 --> 00:08:01,573
‫اونجا رو خونه‌ی خودش میکنه...

161
00:08:03,544 --> 00:08:04,843
‫آشیانه میسازه...

162
00:08:11,385 --> 00:08:12,818
‫توی ذهنم فریاد میکشه

163
00:08:30,638 --> 00:08:32,738
‫خوشحالم که صدات رو میشنوم

164
00:08:38,245 --> 00:08:39,611
‫کجایی؟

165
00:08:41,715 --> 00:08:44,583
‫هنوز جایی که باید باشم نیستم

166
00:08:44,618 --> 00:08:46,451
‫ولی به زودی، خیلی زود

167
00:08:46,487 --> 00:08:49,021
‫معترضین پرشماری به خیابان‌ها ریختن

168
00:08:49,056 --> 00:08:50,622
‫پلیس و سایر مقامات

169
00:08:50,658 --> 00:08:52,925
‫سر در گم هستن که باید چه کاری انجام بدن

170
00:08:52,960 --> 00:08:53,959
‫شهروندانی که...

171
00:08:53,994 --> 00:08:55,894
‫و اونجا که میگی کجاست؟

172
00:08:59,800 --> 00:09:01,967
‫فکر نکنم این فکر خوبی باشه

173
00:09:04,271 --> 00:09:06,071
‫به نظرت کسی داره گوش میکنه؟

174
00:09:08,909 --> 00:09:11,476
‫نگو که دودل شدی

175
00:09:13,414 --> 00:09:17,082
‫نمیخوای که نگرانت باشم

176
00:09:17,117 --> 00:09:19,084
‫باید بدونم جریان چیه

177
00:09:19,119 --> 00:09:20,652
‫خطرناکه

178
00:09:20,688 --> 00:09:22,721
‫کاش بی‌خطر بود

179
00:09:22,756 --> 00:09:24,223
‫اوه، چقدر دلم میخواست

180
00:09:24,258 --> 00:09:26,425
‫چقدر دلم میخواست

181
00:09:26,460 --> 00:09:28,894
‫زیاد راجع‌بهت فکر میکنم، الیوت

182
00:09:28,929 --> 00:09:31,096
‫راجع‌به اون شب فکر میکنم

183
00:09:31,131 --> 00:09:32,931
‫وقتی که ما تبدیل به خدایان شدیم

184
00:09:32,967 --> 00:09:35,567
‫اون شب...

185
00:09:35,603 --> 00:09:37,269
‫میخوام بدونم چه اتفاقی افتاد

186
00:09:41,141 --> 00:09:43,308
‫بهم بگو چه اتفاقی افتاد

187
00:09:47,114 --> 00:09:48,981
‫همونطور که گفت، خطرناکه

188
00:09:49,016 --> 00:09:51,483
‫پای تلفن اینکار رو نکن

189
00:09:51,518 --> 00:09:53,151
‫اجازه نمیدم دوباره منو

190
00:09:53,187 --> 00:09:54,686
‫زندانیِ توهمات خودم بکنی

191
00:09:54,722 --> 00:09:56,154
‫،اگه توهم نزدی

192
00:09:56,190 --> 00:09:58,423
‫بیشتر از اون که فکرشو میکنی بهم احتیاج داری

193
00:09:58,459 --> 00:09:59,658
‫با هم قول و قرار گذاشتیم

194
00:09:59,693 --> 00:10:00,859
‫دلت میخواست باهاش حرف بزنی

195
00:10:00,894 --> 00:10:02,427
‫منم به قولم عمل کردم

196
00:10:02,463 --> 00:10:03,929
‫تقصیر من نیست که اون دیوونه‌اس

197
00:10:03,964 --> 00:10:06,164
‫واقعاً انتظار داره حرفشو باور کنم؟

198
00:10:06,200 --> 00:10:08,867
‫واقعاً ما با تحت تعقیب‌ترین شخص زوی زمین حرف زدیم؟

199
00:10:08,902 --> 00:10:10,469
‫چرا داری از اونا میپرسی؟

200
00:10:10,504 --> 00:10:11,870
‫صداشو شنیدی. باهاش حرف زدی

201
00:10:11,905 --> 00:10:13,772
‫با تو هم حرف میزنم

202
00:10:13,807 --> 00:10:15,807
‫چی میخوای؟

203
00:10:15,843 --> 00:10:17,476
‫ما با هم قول و قرار گذاشتیم.
‫منم به قولم عمل کردم

204
00:10:17,511 --> 00:10:20,012
‫دیگه چی میخوای؟

205
00:10:20,047 --> 00:10:22,047
‫:چیزی رو که همیشه دلم میخواست

206
00:10:22,082 --> 00:10:23,448
‫تا ترس و اضطراب بالاخره متوقف بشه

207
00:10:23,484 --> 00:10:25,384
‫خبر شوکه‌کننده‌ای از دیشب به دستمون رسید

208
00:10:25,419 --> 00:10:28,987
‫گیدئون گادرد، مالک و مدیر عامل شرکت امنیتی آل‌سیف

209
00:10:29,023 --> 00:10:31,290
‫که مظنون به پایه‌گذاری حملات نُهم مِی بود

210
00:10:31,325 --> 00:10:33,692
‫در یک بار در منطقه‌ی منهتن
‫به ضرب گلوله کشته شد

211
00:10:33,727 --> 00:10:36,361
‫قاتل، در صحنه‌ی قتل خود را تسلیم کرد

212
00:10:36,397 --> 00:10:37,796
‫این مجرم مسلح

213
00:10:37,831 --> 00:10:38,897
‫که هنوز نامی ازش منتشر نشده...

214
00:10:38,932 --> 00:10:40,465
‫ولی متوقف نشد

215
00:10:40,501 --> 00:10:41,833
‫توسط منابع قانونی اینطور شرح داده شده که

216
00:10:41,869 --> 00:10:43,402
‫از وضع موجود ناراضی و بیکار بود

217
00:10:43,437 --> 00:10:45,470
‫و سابقه‌ی بیماری روانی داشت

218
00:10:45,506 --> 00:10:48,373
‫نمیفهمم چرا نمیتونین یکی دیگه برام بفرستین

219
00:10:48,409 --> 00:10:51,810
‫شما حتی با ای‌کورپ همکاری نداشتین

220
00:10:51,845 --> 00:10:53,312
‫خب، فکر کنم هیچوقت فکرشو نکرده بودم

221
00:10:53,347 --> 00:10:56,048
‫که دست همه‌اتون با هم توی یه کاسه‌اس

222
00:10:56,083 --> 00:10:57,983
‫اگه پرداخت آنلاینم دیگه کار نکنه

223
00:10:58,018 --> 00:11:00,686
‫پس چطوری قراره قبض‌هام رو پرداخت کنم؟

224
00:11:02,022 --> 00:11:03,655
‫خیلی‌خب، یه نفر جلوی در خونه‌امه

225
00:11:03,691 --> 00:11:06,024
‫فکر کنم باید بعداً باهاتون تماس بگیرم

226
00:11:06,060 --> 00:11:07,893
‫آهان، نه که خیلی هم برات مهمه

227
00:11:07,928 --> 00:11:09,328
‫در بازه

228
00:11:09,363 --> 00:11:11,530
‫بیا تو

229
00:11:11,565 --> 00:11:12,831
‫سلام، خانم رومرو

230
00:11:12,866 --> 00:11:14,166


231
00:11:14,201 --> 00:11:15,734
‫نمیدونم کجا رفته

232
00:11:15,769 --> 00:11:17,235
‫چند ساعتی هست که ندیدمش

233
00:11:17,271 --> 00:11:18,837
‫احتمالاً طبقه‌ی پایینه

234
00:11:18,872 --> 00:11:20,105
‫میدونی که اخلاقش چطوریه

235
00:11:20,140 --> 00:11:22,574
‫میاد و میره، میره و میاد

236
00:11:29,316 --> 00:11:31,383
‫روم!

237
00:11:31,418 --> 00:11:32,718
‫هی، روم!

238
00:11:32,753 --> 00:11:34,653
‫کجایی، رفیق؟

239
00:11:36,724 --> 00:11:38,256
‫روم؟

240
00:11:38,292 --> 00:11:40,025


241
00:11:40,060 --> 00:11:42,260
‫این دیگه بوی چه کوفتیه، رفیق؟

242
00:11:47,468 --> 00:11:49,568
‫روم؟

243
00:12:15,295 --> 00:12:17,162
‫روم؟

244
00:12:28,142 --> 00:12:29,374
‫تف توش

245
00:12:35,740 --> 00:12:38,174
‫ولی این کار در کل شهر بین همه‌ی خانواده‌ها فراگیر شده

246
00:12:38,210 --> 00:12:39,676
‫حالا به جسی سر میزنیم

247
00:12:39,711 --> 00:12:41,578
‫تا از گزارش آب و هوای شهر باخبر بشیم

248
00:12:41,613 --> 00:12:43,880
‫ممنون، کریس...

249
00:12:43,915 --> 00:12:45,415
‫از مغازه‌ی "مل" اونا رو خریدم

250
00:12:45,450 --> 00:12:47,750
‫قشنگن، نه؟

251
00:12:47,786 --> 00:12:49,819
‫ناراحت‌کننده‌اس که ببینی مغازه‌اش داره تعطیل میشه

252
00:12:49,855 --> 00:12:51,521


253
00:12:51,556 --> 00:12:54,824


254
00:12:54,860 --> 00:12:56,860
‫قرار بود اونجا رو به برادرزاده‌اش بده

255
00:12:56,895 --> 00:12:58,194
‫همون بچه که صورتش سوخته

256
00:12:58,230 --> 00:12:59,362
‫میدونی کدوم رو میگم دیگه؟

257
00:12:59,397 --> 00:13:00,763
‫اسمش چی بود؟

258
00:13:02,534 --> 00:13:04,267


259
00:13:04,302 --> 00:13:06,269
‫یادم نمیاد

260
00:13:06,304 --> 00:13:08,872
‫به هر حال، با تمام اتفاقاتی که
‫داره توی باربری می‌افته

261
00:13:08,907 --> 00:13:11,608
‫مِل میگه تحویل فوری دیگه جواب نمیده

262
00:13:13,712 --> 00:13:14,911
‫ضمناً، حالا که خرج‌ها

263
00:13:14,946 --> 00:13:16,079
‫به ۵۰ دلار در روز رسیده

264
00:13:16,114 --> 00:13:18,081
‫کسی واسه خریدن گل پول هدر نمیده

265
00:13:21,720 --> 00:13:23,286


266
00:13:25,991 --> 00:13:28,525
‫قسم میخورم، تنها چیزی که باعث شده
‫بتونم این وضعیت رو تحمل کنم

267
00:13:28,560 --> 00:13:30,493
‫صبحونه خوردن با تو هستش

268
00:13:34,065 --> 00:13:35,732
‫تیم بیسبال متز دوباره برنده شد

269
00:13:35,767 --> 00:13:39,302
‫امسال سال اوناست

270
00:13:39,337 --> 00:13:40,570
‫آره، میدونم

271
00:13:40,605 --> 00:13:43,573
‫میدونم، میدونم، میدونم

272
00:13:43,608 --> 00:13:44,974
‫همگی آماده‌این؟

273
00:13:48,280 --> 00:13:49,579
‫بگیرش

274
00:13:49,614 --> 00:13:51,214
‫لعنتی. بیخیال

275
00:13:51,249 --> 00:13:53,616
‫اصلاً بلد نیستی توپ رو بگیری

276
00:13:58,290 --> 00:14:00,890
‫بیش از حد ازش استفاده نکن، رفیق

277
00:14:00,926 --> 00:14:02,458
‫من نگهبانت نیستم و کاملاً رک بگم

278
00:14:02,494 --> 00:14:04,961
‫نمیخوام خونت بی‌افته گردنم، میفهمی چی میگم؟

279
00:14:04,996 --> 00:14:06,896
‫- شروع کنین دیگه!
‫- یالا!

280
00:14:06,932 --> 00:14:10,233
‫اصلاً چه مشکلی داری که میخوای
‫با اینا حلش کنی، رفیق؟

281
00:14:10,268 --> 00:14:13,202
‫چطوری بهش بگم کسی که برام مهم بود مرده؟

282
00:14:15,941 --> 00:14:18,508
‫روبراهم

283
00:14:18,543 --> 00:14:22,278
‫میدونی، تو همیشه همین رو میگی، رفیق

284
00:14:22,314 --> 00:14:24,213
‫پس باز برگشتیم سر مورفین؟

285
00:14:26,518 --> 00:14:28,284
‫بهش گوش نکن، پسر

286
00:14:28,320 --> 00:14:30,453
‫فکر میکنی این کارت دقیقاً چی رو حل میکنه؟

287
00:14:30,488 --> 00:14:31,821
‫مورفین نیست

288
00:14:31,856 --> 00:14:33,790
‫ادرال" هستش"
‫(دارویی برای تمرکز حواس و درمان بیش فعالی)

289
00:14:33,825 --> 00:14:36,593
‫این تقصیر توـه

290
00:14:36,628 --> 00:14:40,496
‫همه‌ی اینا

291
00:14:40,532 --> 00:14:42,332
‫حالا وقتشه که از شرت خلاص شم

292
00:15:09,828 --> 00:15:12,228
‫وقتی یه کامپیوتر "کرنل پنیک" انجام میده
‫(عکس‌العملی توسط سیستم‌عامل هنگام مواجه شدن با خطای داخلی)

293
00:15:12,263 --> 00:15:14,464
‫کار زیادی از دستت برنمیاد

294
00:15:14,499 --> 00:15:15,732
‫بازیابی کامپیوتر بعد از

295
00:15:15,767 --> 00:15:17,800
‫یه خطای داخلی مخرب سخته

296
00:15:17,836 --> 00:15:19,302
‫:یعنی، اصلاً اسمشو گوش کن

297
00:15:19,337 --> 00:15:21,237
‫خطای داخلی مخرب

298
00:15:21,272 --> 00:15:24,574
‫اگه از من بپرسی، میگم خیلی بد به نظر میاد

299
00:15:24,609 --> 00:15:26,676
‫ولی استفاده‌ی زیادم از ادرال بالاخره باعث شد

300
00:15:26,711 --> 00:15:28,544
‫تا بتونم اونو کنترلش کنم

301
00:15:35,920 --> 00:15:38,855
‫یه لحظه وقت دارین، آقای آلدرسون؟

302
00:15:38,890 --> 00:15:40,657
‫این از طرف اف‌بی‌آی‌ـه؟

303
00:15:40,692 --> 00:15:43,326
‫گیدئون منو لو داده؟

304
00:15:43,361 --> 00:15:44,861
‫بیخیال!

305
00:15:44,896 --> 00:15:46,195
‫کمک!

306
00:15:46,231 --> 00:15:47,330
‫کمک!

307
00:15:47,365 --> 00:15:50,066
‫نه! نه!

308
00:16:04,616 --> 00:16:12,622
‫[هم پولم رو از دست دادم هم عقلم رو]

309
00:16:18,163 --> 00:16:21,597
‫ایستگاه خیابان نیو لاتز

310
00:16:43,288 --> 00:16:46,823
‫ایستگاه بروکلین.
‫دو قطار سریع‌السیر در ایستگاه وجود داره

311
00:16:46,858 --> 00:16:49,759
‫ایستگاه بعدی، خیابان کالب

312
00:16:53,965 --> 00:16:56,566
‫به درهای در حال بسته شدن نزدیک نشوید، لطفاً

313
00:17:02,974 --> 00:17:04,107
‫الیوت و من هردومون بهت هشدار داده بودیم

314
00:17:04,142 --> 00:17:05,475
‫که فروختن مواد کلی مشکل به وجود میاره

315
00:17:05,510 --> 00:17:09,178
‫خدا لعنتت کنه

316
00:17:09,214 --> 00:17:11,614
‫چرا اینقدر عوضی‌بازی درمیاری؟

317
00:17:11,649 --> 00:17:13,483
‫اون مرده

318
00:17:19,557 --> 00:17:21,190
‫کسی تو رو دید؟

319
00:17:23,528 --> 00:17:24,794
‫فقط مادرش

320
00:17:28,066 --> 00:17:29,432
‫میخواستی چیکار کنم؟

321
00:17:29,467 --> 00:17:31,234
‫اون طبقه‌ی بالا بود

322
00:17:39,978 --> 00:17:41,711
‫تف توش، دارلین

323
00:17:44,149 --> 00:17:45,681
‫ما چیکار کردیم؟

324
00:18:23,054 --> 00:18:25,588
‫من کجا هستم؟

325
00:18:25,623 --> 00:18:27,523
‫من کجا هستم؟

326
00:18:42,207 --> 00:18:43,439
‫چیکار داری میکنی؟

327
00:18:45,977 --> 00:18:47,243
‫اون برای چیه؟

328
00:18:49,080 --> 00:18:50,580
‫اون برای چیه؟

329
00:18:57,422 --> 00:18:59,088
‫نه، نه، صبر کنین

330
00:19:02,227 --> 00:19:03,192
‫نه

331
00:19:03,228 --> 00:19:04,227
‫نه!

332
00:19:04,262 --> 00:19:07,296
‫نه! اونا دست منه! نه!

333
00:19:43,167 --> 00:19:44,667
‫خودشه

334
00:19:44,702 --> 00:19:46,135
‫ادرال رو از بدنت بنداز بیرون

335
00:19:46,170 --> 00:19:47,637
‫آفرین پسر خوب

336
00:19:47,672 --> 00:19:49,405
‫خودشه، اون قرص‌های آشغال رو

337
00:19:49,440 --> 00:19:51,440
‫از بدنت خارج کن

338
00:20:07,025 --> 00:20:10,126
‫من به زیر مغزت نفوذ کردم

339
00:20:10,161 --> 00:20:11,794
‫من اونجا آشیانه کردم

340
00:20:11,829 --> 00:20:14,764
‫من فریاد توی ذهنتم

341
00:20:14,799 --> 00:20:17,199
‫تو باهام همکاری میکنی، پسرم

342
00:20:17,235 --> 00:20:19,268
‫مجبورت میکنم، چون من مالکتم!

343
00:20:19,304 --> 00:20:21,137


344
00:20:58,576 --> 00:21:00,977
‫کسی نمیتونه مالک من بشه

345
00:21:13,263 --> 00:21:15,330
‫اول، میخوام بهت تسلیت بگم

346
00:21:15,365 --> 00:21:17,532
‫خبر وحشتناکی راجع‌به رئیس قبلیت بود

347
00:21:17,568 --> 00:21:19,201
‫شنیدم آدم خوبی بود

348
00:21:19,236 --> 00:21:22,871
‫،وقتی اتفاقات بد واسه آدمای خوب می‌افته
‫خیلی ناراحت‌کننده‌اس

349
00:21:25,042 --> 00:21:26,741
‫ممنون، قربان

350
00:21:26,777 --> 00:21:28,543
‫خیلی از شنیدنش شوکه شدم

351
00:21:28,579 --> 00:21:31,246
‫دوم، این مصاحبه که ترتیب دادی

352
00:21:31,281 --> 00:21:32,881
‫کار اشتباهیه

353
00:21:32,916 --> 00:21:36,017
‫من می خوام جای روزنامه ی بلومبرگ با فاکس مصاحبه کنم

354
00:21:36,053 --> 00:21:38,920
‫پیش مصاحبه ای نباشه، و تمام سوالاتی که
‫تایید شدند رو

355
00:21:38,956 --> 00:21:42,457
‫قبلش می خوام

356
00:21:44,628 --> 00:21:45,894
‫انجامش میدم

357
00:21:56,773 --> 00:21:59,374
‫آقای پرایس؟

358
00:21:59,409 --> 00:22:02,077
‫فکر می کنم این یه اشتباهه

359
00:22:02,112 --> 00:22:04,045
‫راحت بخوام بگم، فاکس جایی نیست
‫که ما الان باید باشیم

360
00:22:04,081 --> 00:22:06,214
‫بلومبرگ جاییه که سرمایه گذار ها
‫،اخبار تجارتشون رو ازش می خونند

361
00:22:06,250 --> 00:22:07,549
‫و اگه هدف ما این باشه که بهشون اطمینان بدیم...

362
00:22:07,584 --> 00:22:08,817
‫بشین

363
00:22:42,352 --> 00:22:44,853
‫تا حالا توی رستوران فیدلیو شام خوردی؟

364
00:22:48,592 --> 00:22:50,559
‫نه

365
00:22:50,594 --> 00:22:52,093
‫نخوردم

366
00:22:52,129 --> 00:22:54,229
‫سال ها قبل یه بار آشغال بود

367
00:22:54,264 --> 00:22:56,298
‫از اون زمان به بعد تبدیل به یکی از
‫بهترین رستوران های

368
00:22:56,333 --> 00:22:58,600
‫شهر شده

369
00:22:58,635 --> 00:23:02,337
‫من آشپزش رو میشناسم

370
00:23:02,372 --> 00:23:04,205
‫کارش خیلی خوبه

371
00:23:08,278 --> 00:23:10,412
‫میگم مارسل برامون جا رزرو کنه

372
00:23:10,447 --> 00:23:12,681
‫هیچ وقت تو زندگیت "سمیفردو" نخوردی
‫(نوعی دسر نیمه منجمد)

373
00:23:12,716 --> 00:23:14,616
‫تا اینکه اونجا این غذا رو بخوری

374
00:23:18,355 --> 00:23:20,055
‫باشه

375
00:23:25,696 --> 00:23:28,263
‫ترتیب یه ماشین رو میدم تا بیاد دنبالت

376
00:23:28,298 --> 00:23:31,433
‫شنبه ساعت ۸

377
00:23:31,468 --> 00:23:35,170
‫و درسته، حق با توئه

378
00:23:35,205 --> 00:23:38,940
‫بلومبرگ... مناسب تره

379
00:23:38,976 --> 00:23:40,542
‫با همونا ادامه میدیم

380
00:23:46,149 --> 00:23:48,316
‫ممنون، قربان

381
00:23:56,860 --> 00:23:58,293
‫متوجه شدم که همیشه قبل اینکه از دفترم بری

382
00:23:58,328 --> 00:24:00,395
‫به اون نگاه می کنی

383
00:24:03,734 --> 00:24:06,568
‫شاید تو هم مثل من جذب
‫زیباییش شدی...

384
00:24:09,239 --> 00:24:13,808
‫چطور یه مرد می تونه تمام دنیا رو

385
00:24:13,844 --> 00:24:17,512
‫با یه گلوله توی جای درستش عوض کنه

386
00:24:20,083 --> 00:24:21,883
‫اوه، نه، اون چی میگه؟

387
00:24:25,255 --> 00:24:27,022
‫نیافتی زمین

388
00:24:27,057 --> 00:24:29,150
‫[دوستت دارم شیرینی من]

389
00:24:30,193 --> 00:24:31,860
‫خوبی؟ خوبی؟

390
00:24:31,895 --> 00:24:33,595
‫مدیر عامل سابق آل سیف]
‫[با شلیک اسلحه کشته شد

391
00:24:33,630 --> 00:24:35,397
‫نمی خوام یه شب دیگه برم به تخت

392
00:24:35,432 --> 00:24:37,666
‫و ندونم که تو همسرم میشی یا نه

393
00:24:41,304 --> 00:24:43,238
‫خدای من

394
00:24:46,810 --> 00:24:49,911
‫امیلیا، با من ازدواج می کنی؟

395
00:24:52,749 --> 00:24:55,617
‫آنچه در برنامه ی بعد "خانه های میلیون دلاری نیویورک" خواهید دید...

396
00:24:55,652 --> 00:24:57,085
‫من با تو معامله می کنم...

397
00:24:57,120 --> 00:25:00,455
‫الکسا، ساعت چنده؟

398
00:25:00,490 --> 00:25:03,058
‫ساعت ۴:۰۳ صبح است

399
00:25:03,093 --> 00:25:04,426
‫همین، حتی یه پنی بیشترم نه

400
00:25:04,461 --> 00:25:05,593
‫حرف، حرف ایشونه

401
00:25:57,147 --> 00:25:59,948
‫الکسا، کافیه

402
00:26:19,696 --> 00:26:21,563
‫شرمنده، فکر کنم یه مریضی گرفتم

403
00:26:22,100 --> 00:26:24,000
‫مادر قربانی توی ایستگاهه پلیسه

404
00:26:24,035 --> 00:26:25,435
‫چیز زیادی ازش دستگیرمون نشد

405
00:26:25,470 --> 00:26:26,936
‫این پایین

406
00:26:31,343 --> 00:26:32,842
‫،تا الان تنها چیزی که از قربانی داریم اینه که

407
00:26:32,878 --> 00:26:34,444
‫یه هکر شناخته شده و با سابقست

408
00:26:34,479 --> 00:26:36,179
‫توی سال ۲۰۰۸ دستگیر شده

409
00:26:36,214 --> 00:26:39,149
‫بخاطر یه جور کلاه برداری کامپیوتری کوتاه مدت
‫شش سالی رو زندان بود

410
00:26:41,553 --> 00:26:43,419
‫چیزی نیست. من دستکش دارم

411
00:26:43,455 --> 00:26:44,988
‫راستش اگه روشون عطسه کنی دیگه زیاد...

412
00:26:46,825 --> 00:26:48,825
‫فرقی نمیکنه. باشه

413
00:26:48,860 --> 00:26:51,761
‫بذار بهت بگم، چرا اینو ثابت نگه نمی داری؟

414
00:26:51,796 --> 00:26:54,831
‫هنوز داریم می گردیم، اما بنظر میرسه اون فقط

415
00:26:54,866 --> 00:26:57,600
‫این سه تا برگه رو از فهرست اف بی ای
‫پرینت گرفته

416
00:27:00,539 --> 00:27:02,939
‫ما اینجا با همه توی دفتر نیویورک
‫تماس گرفتیم

417
00:27:02,974 --> 00:27:04,641
‫شما اولین کسی بودی که جواب دادی

418
00:27:06,244 --> 00:27:07,677
‫معنی زیادی نمیده

419
00:27:07,712 --> 00:27:09,379
‫چند ماه پیش هزاران اسم و

420
00:27:09,414 --> 00:27:10,613
‫جزئیات تماس اف بی ای به بیرون درز کرد

421
00:27:10,649 --> 00:27:11,915
‫هر هکری اینو داره

422
00:27:16,188 --> 00:27:18,555
‫اونا دارند چیکار می کنند

423
00:27:18,590 --> 00:27:19,722
‫واحد بررسی صحنه جرم هستند

424
00:27:19,758 --> 00:27:21,391
‫دیدیم کامپیوترش قفل نیست

425
00:27:21,426 --> 00:27:23,159
‫وقتی بررسی کردنمون تموم شد

426
00:27:23,195 --> 00:27:24,894
‫یه گزارش کامل براتون می فرستیم

427
00:27:24,930 --> 00:27:27,130
‫گفتید چک کنند که قبل استفاده ببینند

428
00:27:27,165 --> 00:27:29,165
‫پورت های دستگاه دستکاری شده یا نه؟

429
00:27:30,335 --> 00:27:31,367
‫لعنتی

430
00:27:31,403 --> 00:27:33,036
‫کپسول آتش نشانی

431
00:27:35,574 --> 00:27:38,408
‫خب...

432
00:27:41,680 --> 00:27:44,047
‫این کارت منه در صورتی که
‫چیز دیگه ای پیدا کردید

433
00:27:44,082 --> 00:27:45,848
‫بازم بخاطر اینکه باهام تماس گرفتید ممنونم

434
00:27:45,884 --> 00:27:48,751
‫من بودم حتما با دکترتون برای تجویز
‫آنتی بیوتیک صحبت می کردم

435
00:27:48,787 --> 00:27:51,087
‫شما واقعاً نباید بیایید اینجا و همه ی واحد
‫رو در خطر آلوده شدن قرار بدید

436
00:27:51,122 --> 00:27:52,855
‫این نشون دهنده ی بی مسئولیتی شماست

437
00:28:08,373 --> 00:28:11,808
‫چند دقیقه تنهامون بذار لطفاً، میشه مامان؟

438
00:28:14,212 --> 00:28:16,879
‫بیا محمد. بریم مامان

439
00:28:31,229 --> 00:28:32,528
‫،بر اساس گزارش پلیس

440
00:28:32,564 --> 00:28:34,297
‫هیچ نشونه ای از دزدی نبوده

441
00:28:34,332 --> 00:28:35,732
‫یکی اونجا بوده

442
00:28:35,767 --> 00:28:37,567
‫تنها هدفش هم حذف کردن اون بوده

443
00:28:37,602 --> 00:28:40,903
‫داری زود نتیجه گیری می کنی

444
00:28:40,939 --> 00:28:42,272
‫مالک آل سیف چطور؟

445
00:28:42,307 --> 00:28:44,140
‫الان دوتا قتل

446
00:28:44,175 --> 00:28:45,775
‫که به این هک مربوط بودند رخ داده

447
00:28:45,810 --> 00:28:46,976
‫اونا یارو رو گرفتند

448
00:28:47,012 --> 00:28:49,412
‫کار یه دیوونه بوده

449
00:28:49,447 --> 00:28:52,582
‫جدا از این، واقعاً برام مهم نیست
‫که در این مورد با تو بحث کنم

450
00:28:52,617 --> 00:28:54,917
‫و اینکه به این راحتی چیزی رو که
‫ما شروع کردیم فراموش کردی

451
00:28:54,953 --> 00:28:57,287
‫چی، چون به شوخی های خرکی اهمیتی نمیدم

452
00:28:57,322 --> 00:28:59,722
‫مثل سوزوندن پول وسط پارک؟

453
00:28:59,758 --> 00:29:01,557
‫اون شوخی خرکی

454
00:29:01,593 --> 00:29:03,559
‫،از بین بردن اعتماد همگانی به ای‌کورپ

455
00:29:03,595 --> 00:29:05,628
‫و دقیقاً کاریه که الان باید انجام بدیم

456
00:29:05,664 --> 00:29:07,664
‫ممکنه توسط ارتش تاریکی اعدام بشیم

457
00:29:07,699 --> 00:29:10,166
‫و تو ترجیح میدی در مورد این بحث کنی؟

458
00:29:10,201 --> 00:29:12,835
‫این کار ارتش تاریکی نیست

459
00:29:12,871 --> 00:29:14,404
‫اونا رومرو رو نمیشناسند

460
00:29:14,439 --> 00:29:15,738
‫یا شما دوتا رو

461
00:29:15,774 --> 00:29:17,340
‫،اونا فقط از طریق من ارتباط برقرار می کنند

462
00:29:17,375 --> 00:29:19,375
‫و منم کاملاً مطمئنم که چیزی بهشون نگفتم

463
00:29:22,213 --> 00:29:25,148
‫تو تنها کسی نیستی که اونا باهاش حرف زدند

464
00:29:30,889 --> 00:29:32,655
‫اون همچین کاری نمیکنه

465
00:29:34,559 --> 00:29:36,526
‫با وضعی که الیوت داره، نمی دونیم...

466
00:29:37,829 --> 00:29:40,930
‫چیزی که فکر میکنی رو نگو

467
00:29:40,965 --> 00:29:42,465
‫،تو نمی خوای به یه دلیل گوش بدی

468
00:29:42,500 --> 00:29:43,933
‫به خودت مربوطه

469
00:29:43,968 --> 00:29:45,368
‫اما من دارم فلنگو میبندم

470
00:29:45,403 --> 00:29:47,003
‫نمی خوام این اطراف بچرخم تا بعدی باشم

471
00:29:47,038 --> 00:29:49,339
‫میرم پیش رفیقم تو آریزونا می مونم

472
00:29:49,374 --> 00:29:52,942
‫،اگه می خواستند ما بمیریم
‫تا الان مرده بودیم

473
00:29:52,977 --> 00:29:55,611
‫جدا از این، اگه می خوای کارت به آریزونا ختم بشه

474
00:29:55,647 --> 00:29:57,680
‫پس مردن هم خیلی فرقی باهاش نداره

475
00:29:57,716 --> 00:29:59,148
‫هر هر

476
00:29:59,184 --> 00:30:01,317
‫پس پیشنهاد می کنی چیکار کنیم؟

477
00:30:03,755 --> 00:30:05,621
‫من با الیوت حرف میزنم

478
00:30:05,657 --> 00:30:07,490
‫وقتی اطلاعات بیشتری گیرم اومد به جفتتون خبر میدم

479
00:30:07,525 --> 00:30:09,625
‫،تا اون موقع

480
00:30:09,661 --> 00:30:11,828
‫انقدر دیوونه بازی در نیار...

481
00:30:16,234 --> 00:30:18,101
‫و آروم باش

482
00:30:33,618 --> 00:30:35,151
‫من بهش اعتماد ندارم

483
00:30:35,186 --> 00:30:38,154
‫یا اون داداش روانیش

484
00:30:38,189 --> 00:30:40,590
‫می دونی روی رومرو اسلحه کشیده؟

485
00:30:43,128 --> 00:30:44,761
‫بهش فکر کن، ترنتون

486
00:30:44,796 --> 00:30:46,829
‫اونا تنها کسایی هستند که با ارتش تاریکی
‫حرف زدند

487
00:30:46,865 --> 00:30:49,899
‫حالا می خواند بهمون بگند که ارتش تاریکی
‫درگیر این کار نبوده

488
00:30:49,934 --> 00:30:52,602
‫تو چی میگی؟

489
00:30:52,637 --> 00:30:56,839
‫،دارم میگم که ما بزرگ ترین جنایت قرن رو انجام دادیم

490
00:30:56,875 --> 00:30:58,508
‫و اونا دارند سعی می کنند
‫ردشون رو بپوشونند

491
00:30:58,543 --> 00:31:01,377
‫الان هم، ما اون رد هستیم

492
00:31:06,926 --> 00:31:10,429
‫بیشتر زندگی اینه که توش هنر تعادل توی انجام کارها
‫رو داشته باشی

493
00:31:11,066 --> 00:31:14,701
‫،ما همه بهترین تلاشمون رو می کنیم

494
00:31:14,736 --> 00:31:18,505
‫داریم بالای سیاه چال درد بی خدا بودن
‫روی یه طناب راه میریم

495
00:31:18,540 --> 00:31:20,774
‫این کار شجاعت اینو بهمون میده که اشتباه کنیم

496
00:31:23,145 --> 00:31:25,745
‫هم پول رو بگیری هم سلامتی رو

497
00:31:25,781 --> 00:31:28,748
‫می دونی، یکیشون بدون اون یکی خیلی بدرد نمی خوره؟

498
00:31:28,784 --> 00:31:31,217
‫:مثلاً

499
00:31:31,253 --> 00:31:35,188
‫با این که می دونی پول خوبی بهت داده شده

500
00:31:35,223 --> 00:31:36,890
‫شرایط فیزیکیی که الان داخلش هستی

501
00:31:36,925 --> 00:31:38,892
‫یه جورایی باعث میشه حس خوشحالی
‫بخاطر اون پول از بین بره

502
00:31:38,927 --> 00:31:42,796
‫و در مقابل دوست دارم بگم...

503
00:31:42,831 --> 00:31:46,733
‫خیلی متاسفم که این اتفاق برات افتاد

504
00:31:46,768 --> 00:31:49,636
‫،اون آدم هایی که من باهاشون سر و کار دارم
‫می تونند بی رحم باشند

505
00:31:49,671 --> 00:31:53,773
‫خودم به شخصه شدیداً مثبت اندیشم

506
00:31:53,809 --> 00:31:57,243
‫میدونی، به نظرم اینطوری ثمربخش‌تره

507
00:32:00,682 --> 00:32:04,417
‫با این وجود، این کاری که با تو کردند رو
‫تغییر نمیده

508
00:32:06,688 --> 00:32:08,054
‫کسی که این کار رو کرده

509
00:32:08,090 --> 00:32:10,457
‫به نسبت کاری که انجام داده مجازات میشه

510
00:32:12,494 --> 00:32:16,329
‫و از طرف دیگه، هنوزم لازم دارم که
‫این چیز رو برام درست کنی

511
00:32:17,699 --> 00:32:21,835
‫سایت های ما زمان زیادیه که تعطیل اند

512
00:32:21,870 --> 00:32:24,804
‫خبر خوب اینه که، وقتی دوباره برشون گردونی

513
00:32:24,840 --> 00:32:26,139
‫پولت رو میگیری

514
00:32:26,174 --> 00:32:29,576
‫و در عین حال، اگه خدا بخواد

515
00:32:29,611 --> 00:32:32,178
‫سلامتیت رو هم همینطور

516
00:32:32,214 --> 00:32:36,249
‫تنها کاری که من الان دارم همینه...

517
00:32:36,284 --> 00:32:38,718
‫کمک میکنم که زندگیت به روال عادیش برگرده

518
00:32:44,359 --> 00:32:46,659
‫،اونا همش حساب های بیت "کوین" رو خالی می کنند
‫(واحد یک نوع پول اینترنتی و بدون پشتوانه دولتی)

519
00:32:46,695 --> 00:32:49,829
‫و سرور همش هنگه

520
00:32:49,865 --> 00:32:51,865
‫نمی دونم چطور باید جلوش رو بگیرم

521
00:32:51,900 --> 00:32:55,301
‫من فقط در حد مبانی پایه ی امنیت شبکه می دونم

522
00:32:55,337 --> 00:32:57,804
‫باید یکی رو پیدا کنی که...

523
00:32:57,839 --> 00:33:00,106
‫،که بتونه سایت رو به جای دیگه ای منتقل کنه

524
00:33:00,142 --> 00:33:03,143
‫یه جای امن تر

525
00:33:03,178 --> 00:33:06,880
‫و یه سیستم با "کیف پول گرم و سرد" ایجاد کنه
‫(توی بیت کوین جهت جلوگیری از سرقت این سیستم وجود داره)

526
00:33:06,915 --> 00:33:08,548
‫فقط...

527
00:33:10,385 --> 00:33:12,485
‫لطفاً...

528
00:33:14,189 --> 00:33:15,455
‫لطفاً

529
00:33:15,490 --> 00:33:19,159
‫من... من نمی تونم ازش سر در بیارم

530
00:33:45,020 --> 00:33:48,221
‫می تونم سعی کنم دوباره قانعش کنم

531
00:33:48,256 --> 00:33:50,490
‫فقط بخاطر اینکه با کتاب
‫کوفتی تو صورت یه مرد

532
00:33:50,525 --> 00:33:53,526
‫معنیش این نمیشه، چیزی رو که بلد نیست
‫به یاد بیاره

533
00:33:53,562 --> 00:33:56,229
‫ما حیوون نیستیم

534
00:33:56,264 --> 00:33:58,364
‫ما باید یکی رو پیدا کنیم که بتونه اون جابجایی

535
00:33:58,400 --> 00:34:00,700
‫که دربارش میگفت رو انجام بده

536
00:34:02,537 --> 00:34:05,371
‫این موج گرما هم عجب بیشعوریه

537
00:34:05,407 --> 00:34:07,173
‫قرار بود امروز تا چند درجه گرم بشه؟

538
00:34:10,278 --> 00:34:12,045
‫برای چی به من نگاه می کنی؟

539
00:34:12,080 --> 00:34:14,581
‫،اون رادیوی لعنتی رو روشن کن بذار ایستگاه هوا شناسی
‫بزن بریم

540
00:34:26,061 --> 00:34:28,595
‫می تونم یه رازی رو بهت بگم

541
00:34:28,630 --> 00:34:32,265
‫از آخرین روزی که خوابیدم سه روزی می گذره

542
00:34:32,300 --> 00:34:35,368
‫الان دیگه ۲۰۰ میلی گرم استفاده می کنم

543
00:34:35,403 --> 00:34:38,071
‫اما رازم این نبود

544
00:34:38,106 --> 00:34:39,772
‫اون رفته

545
00:34:39,808 --> 00:34:41,608
‫صدام رو شنیدی

546
00:34:41,643 --> 00:34:44,310
‫اون رفته

547
00:34:51,486 --> 00:34:54,053
‫خیلی آسون بود

548
00:34:54,089 --> 00:34:56,589
‫الان خیلی بیشتر هوشیارم

549
00:34:56,625 --> 00:34:58,057
‫بیشتر متمرکزم

550
00:34:58,093 --> 00:35:00,493
‫و کاملاً خوبم

551
00:35:03,999 --> 00:35:05,999
‫اون رفته. اون رفته

552
00:35:06,034 --> 00:35:08,167
‫اون رفته

553
00:35:08,203 --> 00:35:09,836
‫ادرال داره جواب میده

554
00:35:09,871 --> 00:35:12,438
‫و گور بابات اگه این دارو حس خوبی نداشته باشه

555
00:35:14,509 --> 00:35:16,242
‫حتی می تونم راحت با مردم حرف بزنم

556
00:35:16,278 --> 00:35:18,011
‫هی داداش، اون اینطور بود انگار...

557
00:35:18,046 --> 00:35:19,779
‫"حتی فلسفه‌ی احمقانه‌ی لئون برای "ساینفیلد

558
00:35:19,814 --> 00:35:21,948
‫هم انگار جالب بنظر میاد

559
00:35:21,983 --> 00:35:23,783
‫پس... اون فقط... فقط...

560
00:35:23,818 --> 00:35:24,851
‫،اون از مهمونی زد بیرون

561
00:35:24,886 --> 00:35:26,319
‫و آدم های پیر رو هل می داد کنار؟

562
00:35:26,354 --> 00:35:28,321
‫خیلی باحاله. اونجا حتی آتیش هم بود؟

563
00:35:28,356 --> 00:35:30,757
‫،منظورم اینه که، همون جرج معروف رو میگی
‫درست میگم؟

564
00:35:30,792 --> 00:35:32,859
‫من از این خوشم نمیاد، داداش

565
00:35:37,198 --> 00:35:39,666
‫چرا قبلاً این کار رو نکرده بودم؟

566
00:35:39,701 --> 00:35:41,834
‫لعنتی، این ظرف ها معصوم بنظر میاند

567
00:35:47,242 --> 00:35:49,008
‫حتی تقریباً مطمئنم که خدا رو هم پیدا کردم

568
00:35:49,044 --> 00:35:50,977
‫آمین!

569
00:35:51,012 --> 00:35:52,345
‫آمین!

570
00:35:52,380 --> 00:35:54,547
‫آمین، آمین، آمین!

571
00:35:54,582 --> 00:35:56,983
‫آمین، آمین، آمین!

572
00:35:57,018 --> 00:35:59,319
‫آمین، آمین!

573
00:35:59,354 --> 00:36:01,387
‫حتی اون بازی مسخره ی بسکتبال هم
‫تو رو شیفته ی خودش میکنه

574
00:36:01,423 --> 00:36:03,323
‫توپ میره داخل یه حلقه

575
00:36:03,358 --> 00:36:04,357
‫البته

576
00:36:04,392 --> 00:36:06,993
‫وووووو!

577
00:36:07,028 --> 00:36:09,162
‫توپ توی حلقه!

578
00:36:09,197 --> 00:36:11,564
‫بالاخره می تونیم برگردیم به حالت عادی

579
00:36:11,599 --> 00:36:13,666
‫فقط خودم و خودتیم، دوست من

580
00:36:13,702 --> 00:36:15,301
‫با هم میمیریم

581
00:36:15,337 --> 00:36:17,203
‫شاید برات یه چیزی بخونم

582
00:36:17,238 --> 00:36:18,471
‫یا فقط حرف بزنیم

583
00:36:18,506 --> 00:36:19,906
‫،اما نکته اینه که

584
00:36:19,941 --> 00:36:21,674
‫اون رفته

585
00:36:21,710 --> 00:36:25,144
‫و حالا فقط خودمونیم

586
00:36:25,180 --> 00:36:27,714
‫شما هم هیچکدوم اینا رو باور نمیکنین

587
00:36:27,749 --> 00:36:29,015
‫میکنین؟

588
00:36:37,525 --> 00:36:39,192
‫حس خوبی داشت

589
00:36:39,227 --> 00:36:41,194
‫برای چند روز

590
00:36:41,229 --> 00:36:42,895
‫،واقعاً خوب بود

591
00:36:42,931 --> 00:36:44,597
‫نبود؟

592
00:36:44,632 --> 00:36:47,934
‫اما این پنجمین روزه نخوابیدنه

593
00:36:47,969 --> 00:36:50,203
‫فکر کنم

594
00:36:50,238 --> 00:36:52,005
‫پنجمین...

595
00:36:52,040 --> 00:36:54,540
‫کلمه ی جالبی نیست؟

596
00:36:54,576 --> 00:36:56,542
‫لعنتی

597
00:36:56,578 --> 00:36:58,177
‫دوباره پیداش شد

598
00:36:59,881 --> 00:37:03,016
‫،ترسی که کل وجودم رو فرا میگیره

599
00:37:03,051 --> 00:37:04,884
‫،نفوذ کردن

600
00:37:04,919 --> 00:37:07,353
‫آشیانه ساختن

601
00:37:07,389 --> 00:37:08,755
‫،اون فریاد

602
00:37:10,592 --> 00:37:11,958
‫جروج دلوتم ندیشوپ

603
00:37:11,993 --> 00:37:13,693
‫و زیچ ممه مرآ اب

604
00:37:13,728 --> 00:37:15,928
‫دش شخپ هک یلبق تمسق

605
00:37:15,964 --> 00:37:18,031
‫و نوا نیرتدب تمسق

606
00:37:18,066 --> 00:37:20,967
‫می دونم، می دونم، لئون داره برعکس حرف میزنه

607
00:37:21,002 --> 00:37:22,368
‫این خوب نیست

608
00:37:28,510 --> 00:37:30,977
‫آره، می دونم

609
00:37:31,012 --> 00:37:32,612
‫اینم خیلی عجیبه

610
00:37:40,922 --> 00:37:43,790
‫خطای داخلی مخرب من...

611
00:37:45,427 --> 00:37:48,327
‫که سیستمم نمیتونه به راحتی بازیابیش کنه

612
00:37:59,541 --> 00:38:01,174
‫کرنل پنیک

613
00:38:07,515 --> 00:38:09,949
‫روز ششم بدون خوابیدن

614
00:38:13,321 --> 00:38:15,121
‫دارم نابود میشم

615
00:38:22,897 --> 00:38:25,531
‫بعدش، هوشیاریم از دست میره

616
00:38:32,040 --> 00:38:35,842
‫دیگه ترس جایی نداره

617
00:38:35,877 --> 00:38:38,511
‫فقط اونجاست

618
00:38:38,546 --> 00:38:41,380
‫صدای فریاد توی سرم داره برمیگرده

619
00:38:58,867 --> 00:39:00,233
‫تو دوست داشتنی هستی

620
00:39:01,870 --> 00:39:03,903
‫تو جذابی

621
00:39:06,941 --> 00:39:08,808
‫تو زیبایی

622
00:39:12,013 --> 00:39:14,514
‫انقلاب!

623
00:39:14,549 --> 00:39:16,182
‫انقلاب!

624
00:39:16,217 --> 00:39:18,151
‫- اون راه حل چیه؟
‫- انقلاب

625
00:39:18,186 --> 00:39:20,319
‫فیلیپ پرایس، لطفاً

626
00:39:20,355 --> 00:39:21,587
‫همراهانتون اینجا هستند

627
00:39:21,623 --> 00:39:23,189
‫می خواید میز رو بهتون نشون بدم؟

628
00:40:01,563 --> 00:40:03,462
‫انجلا

629
00:40:03,498 --> 00:40:05,765
‫آره، بیا. لطفاً، لطفاً

630
00:40:05,800 --> 00:40:08,067
‫دوست دارم دوتا از همکارات رو ملاقات کنی

631
00:40:10,939 --> 00:40:12,738
‫آقایون، خودتون رو معرفی کنید

632
00:40:12,774 --> 00:40:13,873
‫،سال واینبرگ

633
00:40:13,908 --> 00:40:15,575
‫مدیر اداره ی عملیات

634
00:40:15,610 --> 00:40:17,443
‫سلام. انجلا هستم.
‫از دیدنتون خوشحالم

635
00:40:17,478 --> 00:40:20,580
‫جیم چاتنی، معاون ارشد حمل و نقل هوایی بریتیش ایرویز

636
00:40:20,615 --> 00:40:24,083
‫انجلا

637
00:40:24,118 --> 00:40:27,286
‫فیلیپ پرایس، استاد دانشگاه

638
00:40:33,127 --> 00:40:36,896
‫خیلی خب

639
00:40:42,170 --> 00:40:44,303
‫بله

640
00:40:44,339 --> 00:40:48,007
‫بله، بله، بله

641
00:40:48,042 --> 00:40:50,343
‫بخاطر وضعیت

642
00:40:50,378 --> 00:40:52,011
‫باید همون ابتدا پول رو بپردازی

643
00:40:53,548 --> 00:40:56,849
‫خب، یه سلامتی

644
00:40:56,884 --> 00:40:58,451
‫برای احتمال ارتباطات جدید

645
00:40:58,486 --> 00:41:01,887
‫که ما رو به سمت فرصت های جدیدی ببره

646
00:41:08,143 --> 00:41:10,487
‫- اینم از این، من کاملاً آمادم
‫- آماده برای چی؟
‫- کردن
‫- آماده ای که بهم التماس کنی؟

647
00:41:10,512 --> 00:41:13,807
‫- التماس نکن چون من دوست دارم
‫بخاطر اینکه بهش نیاز داریم التماس کن
‫- لطفاً، من بهش نیاز دارم، لطفاً
‫- بیا، بیا، بیا

648
00:41:23,406 --> 00:41:25,706
‫خدا

649
00:41:35,685 --> 00:41:38,186
‫الکسا، آخر دنیا کی هست؟

650
00:41:40,390 --> 00:41:42,323
‫مگه اینکه با سنگ خیلی بزرگی برخورد بکنه

651
00:41:42,359 --> 00:41:45,226
‫یا اینکه تکنولوژی آینده واقعاً به
‫سمت اشتباهی بره

652
00:41:45,262 --> 00:41:46,995
‫بنظر میاد که زمین نابود بشه

653
00:41:47,030 --> 00:41:48,830
‫و وقتی در چند میلیارد سال آینده

654
00:41:48,865 --> 00:41:50,899
‫خورشید تبدیل به چیزی بزرگ و قرمز بشه

655
00:41:55,572 --> 00:41:56,838
‫صحیح

656
00:42:49,893 --> 00:42:55,129
‫من میشناسمت... تو میخوای
‫،درمورد خودم صحبت کنم

657
00:42:55,165 --> 00:42:56,931
‫ولی من نمی‌خوام

658
00:42:56,967 --> 00:43:00,802
‫ادرال تقریباً از سیستم بدنم دفع شده

659
00:43:00,837 --> 00:43:04,305
‫با اون، دوباره خوابم می‌بره

660
00:43:04,341 --> 00:43:06,574
‫،الان هر لحظه قراره برگرده

661
00:43:06,610 --> 00:43:09,244
‫و دوباره مغزم رو به سلطه‌ی خودش دربیاره

662
00:43:09,279 --> 00:43:10,712
‫این موضوع چیزی شبیه به...

663
00:43:10,747 --> 00:43:13,214
‫،آقای ربات خدای من شده

664
00:43:13,250 --> 00:43:14,883
‫،و مثل همه‌ی خداها

665
00:43:14,918 --> 00:43:16,584
‫دیوانگی اونا آدم رو زندانی نگه میداره

666
00:43:16,620 --> 00:43:18,653
‫یه چیزی بود که...

667
00:43:18,688 --> 00:43:21,322
‫به گمونم هر چی که باشه
‫نتونستم با مرگ گیدئون کنار بیام

668
00:43:21,358 --> 00:43:24,259
‫سد گناهم بالاخره داره سوراخ میشه

669
00:43:24,294 --> 00:43:27,662
‫می‌خوام گریه کنم، ولی
‫اونقدر خمارم که نمی‌تونم

670
00:43:27,697 --> 00:43:30,965
‫،یه مرد هندی بود که پشت پیشخوان کار می‌کرد

671
00:43:31,001 --> 00:43:35,637
‫منم لهجه‌اش رو مسخره کردم

672
00:43:35,672 --> 00:43:38,006
‫:و اینجوری حرف زدم

673
00:43:38,041 --> 00:43:40,909
‫"سلام، حالیت چیطوره؟"

674
00:43:40,944 --> 00:43:43,678
‫:یه روز، تو روم وایساد و گفت

675
00:43:43,713 --> 00:43:46,514
‫"آقا، مجبورم ازتون بخوام از اینجا برین"

676
00:43:48,952 --> 00:43:52,654
‫،و کنترلم رو از دست دادم

677
00:43:52,689 --> 00:43:55,323
‫توی صورتش مشت زدم

678
00:43:55,358 --> 00:43:56,991
‫من عصبی شدم

679
00:43:57,027 --> 00:43:59,627
‫همینطور پشت سرهم بهش مشت میزدم

680
00:43:59,663 --> 00:44:03,298
‫خیلی ازش متنفر بودم

681
00:44:04,834 --> 00:44:06,301
‫اون هندی بود

682
00:44:10,307 --> 00:44:13,207
‫ولی بارون میومد

683
00:44:13,243 --> 00:44:14,609
‫،یه رعد و برق خورد

684
00:44:14,644 --> 00:44:16,311
‫یادمه داشتم میرفتم بیرون

685
00:44:16,346 --> 00:44:18,146
‫ابرها از هم جدا شدن

686
00:44:18,181 --> 00:44:20,281
‫و خورشید بیرون اومد

687
00:44:20,317 --> 00:44:23,318
‫فهمیدم که اون خدا بود که

688
00:44:23,353 --> 00:44:26,621
‫اون لحظه خودش رو نشونم میداد

689
00:44:27,657 --> 00:44:30,191
‫اون منو بخشید

690
00:44:30,226 --> 00:44:32,627
‫مسیح دوستت داره

691
00:44:32,662 --> 00:44:35,530
‫و واضحه که این یه امتحان بود

692
00:44:35,565 --> 00:44:38,366
‫آمین

693
00:44:41,671 --> 00:44:45,073
‫الیوت، چیزی برای گفتن به جمع داری؟

694
00:44:47,844 --> 00:44:49,510
‫نه پسر

695
00:44:49,546 --> 00:44:52,981
‫سیستمم هنگ کرده

696
00:44:53,016 --> 00:44:54,882
‫خدا می‌تونه بهت کمک کنه

697
00:44:59,089 --> 00:45:02,824
‫خدا این کار رو میکنه؟

698
00:45:02,859 --> 00:45:06,594
‫کمک می‌کنه؟

699
00:45:06,630 --> 00:45:09,097
‫،بگو ببینم

700
00:45:09,132 --> 00:45:11,432
‫چرا خدا به اون دوست بی‌گناهم که

701
00:45:11,468 --> 00:45:14,035
‫بدون هیچ دلیلی کشته شد کمک نکرد؟

702
00:45:14,070 --> 00:45:16,537
‫در حالی که الان فرد گناهکار
‫داره ول می‌چرخه

703
00:45:19,275 --> 00:45:22,877
‫خیلی خب، باشه

704
00:45:22,912 --> 00:45:24,278
‫بیخیال استثناها بشیم

705
00:45:24,314 --> 00:45:27,248
‫جنگ‌های بیشماری که به اسم اون

706
00:45:27,283 --> 00:45:29,684
‫دارن اتفاق می‌افتن چی؟

707
00:45:29,719 --> 00:45:32,086
‫خیلی خب، باشه

708
00:45:32,122 --> 00:45:35,223
‫بزارین یه لحظه از کشتارِ بی معنی
‫و غیرعمدی بگذریم

709
00:45:35,258 --> 00:45:36,224
‫میشه؟

710
00:45:36,259 --> 00:45:39,127
‫،نظرتون راجع به نژادپرستی

711
00:45:39,162 --> 00:45:42,296
‫تبعیض جنسی، ترس‌هایی که

712
00:45:42,332 --> 00:45:45,933
‫همه‌مون به خاطر اون
‫توش غرق شدیم چیه؟

713
00:45:50,073 --> 00:45:52,740
‫منظورم فقط مسیح نیست

714
00:45:52,776 --> 00:45:57,478
‫منظورم همه‌ی ادیان سازمانده یشده هستش

715
00:45:57,514 --> 00:45:59,614
‫گروه‌های خاص

716
00:45:59,649 --> 00:46:03,084
‫که برای به دست گرفتن کنترل تشکیل شدن

717
00:46:03,119 --> 00:46:05,887
‫دلالی که مردم رو با ماده‌ی مخدر امید

718
00:46:05,922 --> 00:46:07,555
‫صید می‌کنه

719
00:46:07,590 --> 00:46:11,726
‫پیروانش چیزی نیستن جز معتادهایی

720
00:46:11,761 --> 00:46:13,628
‫که می‌خوان چرت و پرت ها رو باور کنن

721
00:46:13,663 --> 00:46:16,631
‫،تا دوپامین جهل‌شون رو حفظ کنن

722
00:46:16,666 --> 00:46:18,933
‫معتادها از باور این حقیقت که

723
00:46:18,968 --> 00:46:21,502
‫،هیچ نظمی وجود نداره

724
00:46:21,538 --> 00:46:23,938
‫قدرتی وجود نداره، می‌ترسن

725
00:46:23,973 --> 00:46:26,641
‫همه‌ی ادیان فقط

726
00:46:26,676 --> 00:46:28,943
‫کرم‌های مغز فراگستری هستن که

727
00:46:28,978 --> 00:46:30,311
‫هدفش از هم جدا کردن ماست

728
00:46:30,346 --> 00:46:32,113
‫تا شارلاتان‌هایی که می‌خوان اداره‌مون کنن

729
00:46:32,148 --> 00:46:35,483
‫به راحتی بر ما حکمرانی کنن

730
00:46:40,390 --> 00:46:43,024
‫از نظر اونا ما طرفدارانی هستیم که برای

731
00:46:43,059 --> 00:46:47,261
‫نوشته‌ی اختصاصی ضعیف تخیلیشون
‫پول میدیم

732
00:46:50,667 --> 00:46:53,835
‫،اگه به حرف دوست تخیلیم گوش نکنم

733
00:46:53,870 --> 00:46:55,770
‫چه دلیلی داره به حرفای شماها گوش کنم؟

734
00:47:00,143 --> 00:47:03,111
‫مردم فکر می‌کنن عبادتشون

735
00:47:03,146 --> 00:47:07,515
‫کلیدی برای خوشبختیه

736
00:47:07,550 --> 00:47:10,985
‫اون اینطوری به شما مالکیت داره

737
00:47:12,856 --> 00:47:14,489
‫من دیگه اونقدر هم دیوونه نیستم

738
00:47:14,524 --> 00:47:18,993
‫که تحریف واقعیت رو باور کنم

739
00:47:26,035 --> 00:47:28,002
‫پس بیخیال خدا

740
00:47:30,707 --> 00:47:33,307
‫اون برای من قربانی خوبی نیست

741
00:47:45,054 --> 00:47:47,655
‫لطفاً بگو که این حرفا رو بلند نگفتم

742
00:47:53,596 --> 00:47:55,563
‫لعنتی. گفتم

743
00:48:18,154 --> 00:48:20,488
‫من و انجلا میخوایم یه نوشیدنی دیگه هم بنوشیم

744
00:48:23,760 --> 00:48:25,693
‫البته

745
00:48:25,728 --> 00:48:27,695
‫چرا که نه

746
00:48:27,730 --> 00:48:29,263
‫بابت شام هم ممنون، فیلیپ

747
00:48:29,299 --> 00:48:32,066


748
00:48:32,101 --> 00:48:33,201
‫پا نشو

749
00:48:33,236 --> 00:48:35,536
‫از آشناییت خوشحال شدیم

750
00:48:35,572 --> 00:48:37,805
‫آشنایی با تو باعث افتخار بود، انجلا

751
00:48:37,841 --> 00:48:40,741
‫یادت باشه، هر موقع خواستی بیا دیدنمون

752
00:48:40,777 --> 00:48:41,943
‫ناهار میخوریم

753
00:48:41,978 --> 00:48:44,745
‫البته به حساب تو

754
00:48:50,086 --> 00:48:52,286
‫خب

755
00:48:52,322 --> 00:48:55,156
‫از سمیفردو لذت بردی؟

756
00:48:55,191 --> 00:48:57,091
‫مگه همینو قول نداده بودم؟

757
00:48:57,126 --> 00:48:58,326
‫بله

758
00:48:58,361 --> 00:48:59,594
‫عالی شد!

759
00:48:59,629 --> 00:49:01,262
‫کاملاً، خوشمزه بود

760
00:49:01,297 --> 00:49:02,430
‫خوبه

761
00:49:02,465 --> 00:49:03,898
‫مهمون خوبی داشتیم

762
00:49:03,933 --> 00:49:07,134
‫جیم ۲۷ سال با ما بوده

763
00:49:07,170 --> 00:49:09,003
‫یکی از آدمای هاوارده که شمال ایالت زندگی می‌کنه

764
00:49:09,038 --> 00:49:12,640
‫سه تا بچه داره... دو تاش کالج هستن
‫یکی هم دبیرستانیه

765
00:49:12,675 --> 00:49:14,976
‫از هر نظری کارمند شرکتی بی نظیریه

766
00:49:15,011 --> 00:49:19,780
‫برنامه‌ی تشویق ایده‌ی خودش بود

767
00:49:19,816 --> 00:49:21,349
‫ساول هم صندلی‌ِ

768
00:49:21,384 --> 00:49:24,318
‫بازوی غیرانتفاعی ماست

769
00:49:24,354 --> 00:49:26,754
‫مرد خوبی هم هست

770
00:49:26,789 --> 00:49:29,590
‫چند تا نوه داره، پس...

771
00:49:29,626 --> 00:49:32,326
‫توی بخش خونواده یکمی از ما جلوتره

772
00:49:32,362 --> 00:49:37,031
‫،و چیز دیگه‌ای که توش مشترکن

773
00:49:37,066 --> 00:49:40,835
‫هر دوشون با کولبی هم سطح و تو یه اتاق بودن

774
00:49:40,870 --> 00:49:44,265
‫وقتی اون اشتباه فاحش رو در خصوصِ

775
00:49:44,340 --> 00:49:46,841
‫لاپوشونی فاضلاب سمی توی شهرت انجام دادن

776
00:49:50,980 --> 00:49:54,115


777
00:49:54,150 --> 00:49:55,716
‫آدمای معمولی...

778
00:50:00,657 --> 00:50:05,092
‫قادر به انجام کارای خارق العاده‌ای هستن

779
00:50:12,235 --> 00:50:15,403
‫مدیر ارشد مالی در عرض دو سال
‫به این موضوع پی برد

780
00:50:15,438 --> 00:50:18,906
‫هم جیم و هم ساول درگیر چند تا

781
00:50:18,942 --> 00:50:22,877
‫معامله غیرقانونی با خودی بودن

782
00:50:22,912 --> 00:50:24,578
‫این دو نفر برای هم لاپوشونی می‌کردن

783
00:50:24,614 --> 00:50:27,882
‫مثل دو دوست و شریک در جرائم یقه سفیدشون بودن
‫(سوءاستفاده افراد بلندپایه از موقعیت و مقام خود)

784
00:50:27,917 --> 00:50:31,352
‫مثل روزنکرانتز و گیلدنسترن معمولی

785
00:50:43,132 --> 00:50:47,268
‫توش شواهد کافی هست

786
00:50:47,303 --> 00:50:50,037
‫که چندین سال اونا رو زندانی کنه

787
00:51:04,454 --> 00:51:06,587
‫باید برم خونه

788
00:51:06,622 --> 00:51:08,422
‫ماشینت میاد جلوی رستوران

789
00:51:12,161 --> 00:51:14,462
‫هر کاری که می‌کنی، بهش اطمینان ندارم

790
00:51:31,681 --> 00:51:34,815
‫فعلاً وحشت داری

791
00:51:34,851 --> 00:51:37,551
‫درک می‌کنم

792
00:51:37,587 --> 00:51:39,220
‫این تصمیم بزرگیه که می‌گیری

793
00:51:39,255 --> 00:51:42,056
‫،چون این آدما

794
00:51:42,091 --> 00:51:45,426
‫زندگی‌شون نابود میشه

795
00:51:48,097 --> 00:51:52,933
‫اما لحظه‌ای که احساسات رو
‫در این مورد کنار بزاری...

796
00:51:57,306 --> 00:51:59,173
‫حالت خوب میشه

797
00:52:34,744 --> 00:52:36,710
‫شنیدم شب جالبی داشتی

798
00:52:44,053 --> 00:52:47,555
‫چاپلین دوست قدیممه

799
00:52:47,590 --> 00:52:50,491
‫یه دلیلی داشت که اون حرفا رو زدم

800
00:52:50,526 --> 00:52:51,992
‫با خودم گفتم شاید بخوایش

801
00:52:52,028 --> 00:52:53,027
‫برای این وضعیت فعلیت

802
00:52:53,062 --> 00:52:55,863
‫باور کن، منم توی این موقعیت بودم

803
00:53:06,776 --> 00:53:08,909
‫پنج سال و

804
00:53:08,945 --> 00:53:10,678
‫هفت ماه و سه هفته

805
00:53:10,713 --> 00:53:12,346
‫،و دو روز پیش

806
00:53:12,381 --> 00:53:14,081
‫زنم فوت کرد

807
00:53:19,522 --> 00:53:22,389
‫،بعد از چند هفته که غرق در عزا بودم

808
00:53:22,425 --> 00:53:24,525
‫،یه روز صبح بلند شدم

809
00:53:24,560 --> 00:53:27,061
‫مثل همیشه واسه خودم صبحونه درست کردم

810
00:53:27,096 --> 00:53:28,729
‫مثل همیشه خودم رو به دستگاه دیالیز

811
00:53:28,764 --> 00:53:30,831
‫،وصل کردم

812
00:53:30,867 --> 00:53:33,033
‫و با خودم حرف زدم...

813
00:53:33,069 --> 00:53:35,436
‫با صدای بلند

814
00:53:35,471 --> 00:53:38,005
‫واسه یه لحظه، فکر کردم دیوونه شدم

815
00:53:38,040 --> 00:53:39,340
‫همون روز نقل مکان کردم

816
00:53:39,375 --> 00:53:42,109
‫روز بعد دوباره این کارو کردم...

817
00:53:42,145 --> 00:53:43,444
‫با صدای بلند حرف زدم

818
00:53:43,479 --> 00:53:45,579
‫و روز بعدیشم همینطور

819
00:53:45,615 --> 00:53:48,082
‫بعدش فهمیدم که داشتم با کی حرف میزدم

820
00:53:53,556 --> 00:53:55,823
‫چرا داری اینا رو بهم میگی؟

821
00:54:00,997 --> 00:54:04,598
‫چون تو و من

822
00:54:04,634 --> 00:54:07,101
‫،بیشتر از اونی که فکر کنی
‫مثل هم هستیم، الیوت

823
00:54:27,157 --> 00:54:28,821
‫دیوونه‌ای؟

824
00:54:29,071 --> 00:54:31,272
‫چرا این وقت صبح درم رو میزنی؟

825
00:54:31,986 --> 00:54:33,419
‫ببخشید خانم رومرو

826
00:54:33,454 --> 00:54:35,387
‫من دومینیک دیپیرو از اف بی آی هستم

827
00:54:35,423 --> 00:54:37,723
‫من توی پرونده قتل پسرتون همکاری می‌کنم

828
00:54:37,758 --> 00:54:40,025
‫میدونم صبح زوده، ولی درمورد
‫قتل پسرتون

829
00:54:40,061 --> 00:54:41,016
‫چند تا سوال دارم

830
00:54:41,055 --> 00:54:42,732
‫قبلاً با پلیس صحبت کردم!

831
00:54:49,040 --> 00:54:52,408
‫می‌دونم که پلیس‌ها همه‌ی علف‌هات رو بردن

832
00:54:52,443 --> 00:54:53,676
‫پرونده‌هات رو بررسی کردم

833
00:54:53,711 --> 00:54:55,211
‫می‌دونم که ورم مفاصل هم داری

834
00:54:55,246 --> 00:54:56,679
‫و احتمالاً تنهایی نمی‌تونی اونا رو بپیچی

835
00:54:56,714 --> 00:55:00,816
‫پس به گمونم پسرت اونا رو می‌پیچید

836
00:55:00,852 --> 00:55:04,353
‫اگه بخوای می‌تونم برات بپیچم

837
00:55:04,389 --> 00:55:06,022
‫قبلاً واسه برادر کوچیکم که دبیرستانی بود

838
00:55:06,057 --> 00:55:07,523
‫علف می‌پیچیدم

839
00:55:07,558 --> 00:55:09,525
‫همیشه بهم می‌گفت که حسابی کارم درسته

840
00:55:21,272 --> 00:55:22,438
‫خیلی خب!

841
00:55:22,473 --> 00:55:24,073
‫بیا تو

842
00:55:28,579 --> 00:55:30,780


843
00:55:30,815 --> 00:55:33,115
‫آره، چه سفت پیچوندی

844
00:55:33,151 --> 00:55:34,784
‫،بی نقص نیست

845
00:55:34,819 --> 00:55:37,420
‫اما همینم کفایت می‌کنه

846
00:55:37,455 --> 00:55:41,057
‫به اندازه‌ی علف‌های لزلی عزیزم
‫کُلفت نیستش

847
00:55:41,092 --> 00:55:42,958
‫اون پسر زیاد این طرفا نمیومد

848
00:55:42,994 --> 00:55:45,227
‫اما همیشه برام می‌پیچید

849
00:55:45,263 --> 00:55:46,362
‫همیشه‌ی خدا

850
00:55:46,397 --> 00:55:47,563
‫خدا رحمتش کنه

851
00:55:50,668 --> 00:55:52,401
‫می‌بینم داری نقل مکان می‌کنی

852
00:55:52,437 --> 00:55:54,637
‫آره

853
00:55:54,672 --> 00:55:56,205
‫دیگه نمی‌تونم اینجا بمونم

854
00:55:56,240 --> 00:55:57,907
‫،اینجا لزلی رو بزرگ کردم

855
00:55:57,942 --> 00:56:02,912
‫اینجا خاطرات زیادی دارم

856
00:56:02,947 --> 00:56:05,781
‫جایی میرفت یا کار مشکوکی انجام میداد؟

857
00:56:05,817 --> 00:56:08,250
‫هر جزئیاتی که بتونه کمک کنه؟

858
00:56:08,286 --> 00:56:10,119
‫خب، با اون کامپیوترها اینجا
‫،کار می‌کرد

859
00:56:10,154 --> 00:56:12,721
‫اینو که میدونین

860
00:56:12,757 --> 00:56:14,824
‫از وقتی کوچیک بود با کامپیوتر ور میرفت

861
00:56:14,859 --> 00:56:16,292
‫هیچوقت ازش سر در نیاوردم

862
00:56:16,327 --> 00:56:18,594
‫اگه بپرسی میگم شر و ور بودن

863
00:56:18,629 --> 00:56:19,895
‫دوستی هم داشت؟

864
00:56:19,931 --> 00:56:21,464
‫اصلاً کسی میومد خونه؟

865
00:56:21,499 --> 00:56:22,932
‫دوست؟

866
00:56:22,967 --> 00:56:25,568
‫،لزلی هیچ دوستی نداشت

867
00:56:25,603 --> 00:56:27,436
‫به جز اون پسر خپل

868
00:56:31,509 --> 00:56:32,641
‫میشه بری یه لیوان آب

869
00:56:32,677 --> 00:56:34,343
‫برام بیاری؟

870
00:56:34,378 --> 00:56:36,078
‫توی اون جعبه‌ها باید لیوان باشه

871
00:56:36,114 --> 00:56:37,379
‫آره. چرا که نه

872
00:56:39,617 --> 00:56:41,183
‫،درسته، به پلیس‌ها گفتی یه نفر اومده

873
00:56:41,219 --> 00:56:42,485
‫ولی ندیدیش، نه؟

874
00:56:42,520 --> 00:56:46,188
‫نه، با این آب مروارید چشم نمیشه چیزی دید

875
00:56:46,224 --> 00:56:49,091
‫به زور تو رو از گربه‌ام تشخیص میدم

876
00:56:49,128 --> 00:56:51,128
‫اصلاً کجاست گربه؟

877
00:56:51,162 --> 00:56:53,362
‫احتمالاً مثل بقیه در رفته

878
00:56:59,637 --> 00:57:00,603
‫نگفت اسمش چیه؟

879
00:57:00,638 --> 00:57:02,371
‫قبلاً دیده بودیش؟

880
00:57:02,406 --> 00:57:04,173
‫نه

881
00:57:04,208 --> 00:57:08,310
‫ذهنم تو آسمونا سِیر میکرد

882
00:57:08,346 --> 00:57:11,313
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که
‫دیگه نمی‌تونم اینجا زندگی کنم

883
00:57:14,418 --> 00:57:16,719
‫،حالا که واسه خونه بدهی‌ای ندارم

884
00:57:16,754 --> 00:57:19,655
‫شاید بتونم اجارش بدم

885
00:57:19,690 --> 00:57:22,158
‫آره، دختر

886
00:57:22,193 --> 00:57:23,626
‫گذشته از این، به پول خونه نیاز دارم

887
00:57:36,007 --> 00:57:38,207
‫۱۹میلیون دلار

888
00:57:58,095 --> 00:58:00,062
‫چیکار کنم؟

889
00:58:05,603 --> 00:58:08,304
‫اصلاً چرا وقایع روزانه‌ات رو نوشتی؟

890
00:58:10,575 --> 00:58:13,108
‫فکر می‌کردم واکنش درست همینه

891
00:58:13,144 --> 00:58:14,610
‫واکنش درست به چی؟

892
00:58:17,548 --> 00:58:19,882
‫کنترل زندگیم

893
00:58:25,423 --> 00:58:28,757
‫زنم...

894
00:58:28,793 --> 00:58:31,227
‫خب، اونروز رانندگی میکرد

895
00:58:31,262 --> 00:58:33,262
‫همه کارا رو درست انجام داد

896
00:58:33,297 --> 00:58:34,697
‫،همیشه کمربند ایمنیش رو می‌بست

897
00:58:34,732 --> 00:58:36,732
‫دست‌ها رو در موقعیت ساعت ۱۰ و دو قرار میداد

898
00:58:36,767 --> 00:58:40,269
‫اون بی‌نظیرترین راننده‌ای بود که
‫تاحالا دیده بودم

899
00:58:40,304 --> 00:58:43,839
‫این موضوع آزار دهنده بود

900
00:58:44,909 --> 00:58:46,408
‫توی باند میروند

901
00:58:46,444 --> 00:58:49,878
‫از محدوده سرعت بالاتر یا پایین‌تر نمیروند

902
00:58:49,914 --> 00:58:52,214
‫جلوی علائم ترافیکی می‌ایستاد

903
00:58:52,251 --> 00:58:54,818
‫از هر قانونی پیروی میکرد

904
00:58:57,622 --> 00:59:00,356
‫و بعدش یه روزی، هیچکدوم این قانون‌ها اهمیتی نداشتن

905
00:59:05,930 --> 00:59:08,464
‫کنترل به اندازه‌ی اسب تک شاخ یه پایی

906
00:59:08,499 --> 00:59:10,799
‫که در انتهای یه رنگین کمان دوبل

907
00:59:10,835 --> 00:59:13,168
‫می‌شاشه، واقعیه

908
00:59:17,608 --> 00:59:19,775
‫پس ما چی داریم؟

909
00:59:21,712 --> 00:59:24,913
‫اون چرت و پرتایی که مردم میگن...

910
00:59:24,949 --> 00:59:26,682
‫،اینکه وقتی آدم میوفته زمین

911
00:59:26,717 --> 00:59:29,151
‫باید بلند شه؟

912
00:59:29,186 --> 00:59:31,854
‫این چرت و پرتا رو قبول ندارم، رفیق

913
00:59:31,889 --> 00:59:33,322
‫میدونی چرا؟

914
00:59:36,494 --> 00:59:39,161
‫کل جریان یه سقوطه

915
00:59:40,731 --> 00:59:43,032
‫دست آدم نیست ولی شده دیگه

916
00:59:43,067 --> 00:59:46,969
‫یه صورت همیشگی از چنگ زدن به چیزی
‫در تاریکیه

917
00:59:47,004 --> 00:59:48,704
‫مسئله‌ی بلند شدن نیست

918
00:59:48,739 --> 00:59:50,506
‫مسئله‌ی لغزشه

919
00:59:50,541 --> 00:59:52,541
‫لغزش در مسیر درست

920
00:59:52,576 --> 00:59:54,376
‫این تنها راه پیشروی به جلوئه

921
01:00:00,685 --> 01:00:04,820
‫چیزایی که درمورد اون مرد
‫،توی دفترچه‌ات می‌نویسی

922
01:00:04,855 --> 01:00:06,522
‫هنوزم می‌بینیش؟

923
01:00:14,265 --> 01:00:16,031
‫مطمئنم که اون کسی که درموردش می‌نویسی

924
01:00:16,067 --> 01:00:18,500
‫برات ارزش داره

925
01:00:18,536 --> 01:00:21,236
‫بعضی وقتا کنترلت رو به دست می‌گیره؟

926
01:00:21,272 --> 01:00:24,039
‫برای همینه که چیزا رو یادت نمی‌مونه؟

927
01:00:24,075 --> 01:00:25,374
‫نباید میومدم

928
01:00:25,409 --> 01:00:26,575
‫نمی‌خوام درموردش حرف بزنم

929
01:00:26,610 --> 01:00:28,210
‫چرا، می‌خوای

930
01:00:30,414 --> 01:00:31,580
‫چون اونقدری باهوش هستی که بدونی...

931
01:00:31,615 --> 01:00:33,749
‫تو دلت نگه داشتنش

932
01:00:33,784 --> 01:00:36,118
‫تا ابد دووم نمیاره

933
01:00:39,890 --> 01:00:43,225
‫شطرنج بازی میکنی؟

934
01:00:43,260 --> 01:00:45,327
‫دنبال حریف قدری بودم

935
01:00:45,363 --> 01:00:46,595
‫می‌خوای بازی کنی؟

936
01:01:06,150 --> 01:01:09,885
‫نظرت چیه؟

937
01:01:09,920 --> 01:01:11,754
‫ری درست میگه؟

938
01:01:14,425 --> 01:01:17,292
‫شاید مسئله اجتناب از سقوط نباشه

939
01:01:20,732 --> 01:01:22,732
‫بلکه ایجاد نقطه‌ی انفصالیه که

940
01:01:22,767 --> 01:01:24,133
‫عیبی در کد رو پیدا کنیم

941
01:01:24,168 --> 01:01:25,401
‫درستش کنیم و به کارمون ادامه بدیم

942
01:01:25,436 --> 01:01:27,803
‫تا اینکه به عیب بعدی برسیم...

943
01:01:27,838 --> 01:01:30,472
‫،تلاش برای ادامه‌ی کار

944
01:01:30,508 --> 01:01:32,574
‫تا همیشه برای پایه‌ی کار مبارزه کنیم

945
01:01:37,681 --> 01:01:40,716
‫شاید همه‌مون از سوالات درست به

946
01:01:40,751 --> 01:01:42,384
‫سوال‌های غلط می‌لغزیم

947
01:01:44,122 --> 01:01:48,792
‫شایدم از جواب‌های درست به جواب‌های نادرست

948
01:01:48,826 --> 01:01:50,259
‫مهم نیست کجا میری

949
01:01:50,294 --> 01:01:53,495
‫یا از کجا میای

950
01:01:53,531 --> 01:01:55,831
‫تا وقتی که پیوسته بلغزی

951
01:01:58,502 --> 01:02:01,136
‫شاید فقط همین رو می‌طلبه

952
01:02:01,173 --> 01:02:03,339
‫شاید این بهترین نتیجه‌اشه

953
01:02:06,511 --> 01:02:08,244
‫حتماً شوخیت گرفته

954
01:02:10,245 --> 01:02:13,245
‫[گ‌جامعه]

955
01:02:19,055 --> 01:02:31,555
‫: Arman۳۳۳ & Amirhossein۳۲ & Deathstroke :..
‫::.  IranFilm.Net & ۹Movie۱.iN  .::..

956
01:02:31,855 --> 01:02:37,355
‫arman_triple۳@yahoo.com
‫amirhossein۷۵۸@gmail.com
‫death.stroke۲@yahoo.com

957
01:02:48,555 --> 01:02:54,055
‫۲۱/Jul/۲۰۱۶