‫﻿۱
00:00:00,093 --> 00:00:01,482
‫ممکنه تحت نظر باشیم

2
00:00:01,509 --> 00:00:02,205
‫ارتش تاریکی

3
00:00:02,206 --> 00:00:04,712
‫خطرناک‌ترین گروه هکرهای دنیا

4
00:00:04,713 --> 00:00:07,810
‫اونا فکر می‌کنن که اف‌بی‌آی داره
‫مخفیانه تحقیق می‌کنه و اوضاع بی‌ریخت میشه

5
00:00:07,811 --> 00:00:09,624
‫همه‌اش سوال‌پیچم میکنن

6
00:00:09,625 --> 00:00:11,057
‫،من داستانت رو هی براشون تکرار میکنم

7
00:00:11,092 --> 00:00:12,592
‫،ولی اگه اوضاع خراب بشه و من گیر بیفتم

8
00:00:12,628 --> 00:00:13,894
‫حبس نمیکشم

9
00:00:13,929 --> 00:00:15,829
‫شوهرم به زودی برمیگرده

10
00:00:15,864 --> 00:00:17,464
‫و همه چی تموم میشه

11
00:00:17,499 --> 00:00:20,999
‫اون میخواد سیستم کنترل جَوی
‫کوهستان فولادی رو هک کنه

12
00:00:21,937 --> 00:00:24,137
‫مراقب خودت باش

13
00:00:24,172 --> 00:00:25,338
‫،این کارت پی‌آمدی داره

14
00:00:25,373 --> 00:00:26,339
‫و من بهشون میگم...

15
00:00:26,374 --> 00:00:27,741
‫من از کامپیوتر تو استفاده کردم

16
00:00:27,776 --> 00:00:29,576
‫پس هر چی دلت میخواد بهشون بگو

17
00:00:29,611 --> 00:00:31,344
‫سرور همش هنگه.
‫نمیدونم چطوری جلوشو بگیرم

18
00:00:31,379 --> 00:00:32,646
‫ما باید یکی رو پیدا کنیم که بتونه

19
00:00:32,681 --> 00:00:34,147
‫اون جابجایی که دربارش میگفت رو انجام بده

20
00:00:34,182 --> 00:00:36,173
‫تو آدما رو هک میکنی. من زمان رو هک میکنم

21
00:00:36,174 --> 00:00:40,110
‫نگاهش کن. باید بدونیم اونا چیا میدونن

22
00:00:40,310 --> 00:00:42,088
‫یه نفر داره بهمون نزدیک میشه

23
00:00:42,123 --> 00:00:43,623
‫باید بدونم چیا میدونن

24
00:00:43,659 --> 00:00:45,659
‫کار آنلاینم برام خیلی مهمه

25
00:00:45,694 --> 00:00:46,960
‫ترجیح میدم احتیاط کنم

26
00:00:46,995 --> 00:00:48,995
‫دقیقاً چیکار داری میکنی؟

27
00:00:49,030 --> 00:00:50,831
‫اف‌بی‌آی رو هک میکنم

28
00:01:10,385 --> 00:01:13,720
‫قدم اول: هدف و نقطه ضعف‌هاش رو شناسایی کن

29
00:01:13,755 --> 00:01:15,221
‫همیشه نقطه ضعف‌هایی وجود داره

30
00:01:15,256 --> 00:01:16,990
‫اینو اوایل زندگی یاد گرفتم

31
00:01:17,025 --> 00:01:19,158
‫اولین هک من، کتابخانه‌ی محلی

32
00:01:19,194 --> 00:01:22,696
‫یه اف‌تی‌پی سرور آسیب‌پذیر
‫داشت as۴۰۰ توی سیستم

33
00:01:22,731 --> 00:01:25,331
‫خیلی متفاوت‌تر از "روز صفر" در اندروید که دارم استفاده میکنم
‫(آسیب‌پذیری که کسی جز هکر هنوز شناسایی نکرده)

34
00:01:25,367 --> 00:01:28,368
‫تا کنترل گوشی هوشمند
‫اعضای اف‌بی‌آی رو به دست بگیرم

35
00:01:28,403 --> 00:01:29,870
‫کتابخانه یه امتحان بود تا ببینم

36
00:01:29,905 --> 00:01:32,171
‫اصلاً میتونم وارد سیستم بشم یا نه

37
00:01:32,207 --> 00:01:34,140
‫از اون موقع اهداف بزرگتری در سرم پرورش دادم

38
00:01:34,175 --> 00:01:36,042
‫:مثلاً، قدم دوم

39
00:01:36,077 --> 00:01:38,645
‫بدافزار رو بساز و آماده‌ی حمله شو

40
00:01:38,680 --> 00:01:41,180
‫روز صفر"، به وسیله‌ی نوک انگشت‌هام"
‫،مثل یه کادوی کریسمس

41
00:01:41,216 --> 00:01:44,417
‫،با کد پیچیده شده
‫بعد تبدیل به کدهای مخرب میشه

42
00:01:44,452 --> 00:01:48,488
‫خواسته‌ام به شکل برنامه‌ریزی شده
‫به نمایش درمیاد

43
00:01:48,524 --> 00:01:50,256
‫عاشق این چیزام

44
00:01:53,562 --> 00:01:56,530
‫:قدم سوم
‫یک شِل وارونه، با کد مخرب دو مرحله‌ای

45
00:01:56,565 --> 00:01:58,331
‫یه بسته‌ی ایده‌آل

46
00:01:58,366 --> 00:02:01,167
‫بدافزار رو داخل یه سیستم
‫فرستنده‌ی فمتوسل بارگذاری کن

47
00:02:01,202 --> 00:02:02,769
‫،دکل مخابراتی شخصیِ من

48
00:02:02,804 --> 00:02:05,238
‫تمام داده‌های موبایل رو رهگیری میکنه

49
00:02:05,273 --> 00:02:06,940
‫شبیه اولین کارم

50
00:02:06,975 --> 00:02:09,375
‫،که وقتی به قیمت کتاب‌ها

51
00:02:09,411 --> 00:02:11,732
‫اسامی کارمندان و آدرس اعضای کتابخانه
‫خیره شده بودم به خودم اومدم

52
00:02:16,051 --> 00:02:18,718
‫همه چیز آشکار شده بود

53
00:02:18,754 --> 00:02:21,087
‫راز یک هک بی نقص؟

54
00:02:21,122 --> 00:02:22,689
‫بدون خطا انجامش بده

55
00:02:22,724 --> 00:02:24,958
‫درون هسته‌ی سیستم یه "بمب منطقی" پنهان شده
‫(قطعه‌ای کد در سیستم که عملیات مخربی را اجرا می‌نماید)

56
00:02:24,993 --> 00:02:26,793
‫کد مخرب طوری طراحی شده تا

57
00:02:26,828 --> 00:02:29,095
‫تحت شرایطی که من برنامه‌ریزی کردم به اجرا دربیاد

58
00:02:29,130 --> 00:02:31,932
‫،باید وقتی اف‌بی‌آی یه تصویر از فمتوسل میگیره

59
00:02:31,967 --> 00:02:35,134
‫تمام حافظه‌ها خودشون تخریب میشن
‫و یا منفجر میشن

60
00:02:35,170 --> 00:02:37,136
‫قدم چهارم: مراحل اجرای برنامه رو بنویس

61
00:02:37,172 --> 00:02:38,805
‫چرا خودم این کار رو میکنم؟

62
00:02:38,840 --> 00:02:40,640
‫چون خودم اینطوری یاد گرفتم

63
00:02:40,676 --> 00:02:43,309
‫و دقیقاً میدونم چی، کِی و چطوری
‫قراره اجرا بشه

64
00:02:43,344 --> 00:02:45,912
‫توی اولین هکم کار زیان‌آوری انجام ندادم

65
00:02:45,948 --> 00:02:47,280
‫فقط به اطلاعاتش نگاه کردم

66
00:02:47,315 --> 00:02:48,982
‫ولی احساس کردم خیلی قدرتمند هستم

67
00:02:49,017 --> 00:02:51,250
‫یازده سالم بود و کنترلِ کامل

68
00:02:51,286 --> 00:02:53,820
‫کتابخانه‌ی عمومی واشنگتن رو در اختیار داشتم

69
00:02:53,855 --> 00:02:55,455
‫امروز فرق میکنه

70
00:02:55,490 --> 00:02:56,923
‫من دنیا رو هک کردم

71
00:02:56,959 --> 00:02:59,793
‫قدم نهایی: حمله رو شروع کن

72
00:02:59,828 --> 00:03:01,895
‫به محض اینکه این کار رو بکنم، گوشی اندروید

73
00:03:01,930 --> 00:03:04,330
‫،تمام مامورهای اف‌بی‌آی اون ساختمان
‫در اختیار من خواهد بود

74
00:03:04,365 --> 00:03:08,234
‫شبکه و برنامه‌ها و همه چیزِ ایول کورپ
‫در اختیارم خواهد بود

75
00:03:08,269 --> 00:03:09,736
‫مدیر دامنه

76
00:03:09,771 --> 00:03:12,271
‫،این، هیجان تصاحب یه سیستم

77
00:03:12,307 --> 00:03:13,940
‫این بزرگترین اشتیاقه

78
00:03:13,976 --> 00:03:15,174
‫دسترسی مانند خدا

79
00:03:15,210 --> 00:03:17,611
‫این احساس هیچوقت تکراری نمیشه

80
00:03:31,226 --> 00:03:33,627
‫باید با ادمین سیستم قبلی صحبت کنم

81
00:03:38,667 --> 00:03:40,767
‫،مسئول فنی قبلی

82
00:03:40,802 --> 00:03:43,336
‫که اینا رو راه‌اندازی کرده

83
00:03:43,371 --> 00:03:45,605
‫یه بانک اطلاعاتی کدگذاری شده
‫روی سرور قدیمی وجود داره

84
00:03:45,641 --> 00:03:47,507
‫باید بهش دسترسی داشته باشم

85
00:03:48,677 --> 00:03:50,510
‫میخوای با "آرتی" حرف بزنی؟

86
00:03:50,545 --> 00:03:53,479
‫اگه اسمش اینه آره

87
00:03:53,515 --> 00:03:55,515
‫با رِی حرف میزنم

88
00:03:55,550 --> 00:03:57,083
‫ببینم چی به چیه

89
00:04:18,555 --> 00:04:31,055
‫::.  IranFilm.Net & ۹Movie۱.iN  .::..

90
00:04:31,555 --> 00:04:44,055
‫: Arman۳۳۳ & Amirhossein۳۲ :..

91
00:05:03,896 --> 00:05:06,035
‫راستش با وجود تمام دادخواهی‌هایی
‫،که باهاش مواجهیم

92
00:05:06,057 --> 00:05:07,799
‫وجهه‌ی شرکت داره تغییر میکنه

93
00:05:07,800 --> 00:05:09,753
‫اسم جدیدمون: دره‌ی فولادی

94
00:05:09,784 --> 00:05:11,280
‫نظرت چیه؟

95
00:05:11,281 --> 00:05:12,958
‫به نظرم خیلی وحشتناکه

96
00:05:13,847 --> 00:05:16,344
‫همین فکر رو میکردیم.
‫نمیدونستم چی بگم

97
00:05:42,357 --> 00:05:45,024
‫وای لوئیز، اینو نگاه کن

98
00:06:03,879 --> 00:06:05,945
‫اینجا چه غلطی میکنی؟

99
00:06:05,981 --> 00:06:07,147
‫چطوری وارد شدی؟

100
00:06:07,182 --> 00:06:09,615
‫توی تست نفوذ رد شدی

101
00:06:09,651 --> 00:06:12,418
‫به هر حال کارم تموم شده

102
00:06:12,453 --> 00:06:14,320
‫جریان چیه؟

103
00:06:14,355 --> 00:06:15,955
‫پنج هفته‌اس که ندیدمت

104
00:06:15,991 --> 00:06:17,723
‫و حالا همینطوری اومدی تو خونه‌ام؟

105
00:06:20,796 --> 00:06:22,829
‫برو بیرون. همین حالا

106
00:06:22,864 --> 00:06:26,532
‫خیلی‌خب، اگه میخوای اف‌بی‌آی بفهمه
‫تو کسی بودی

107
00:06:26,567 --> 00:06:28,835
‫که غیرقانونی یه سی‌دی داخل کامپیوتر آل‌سیف گذاشته

108
00:06:28,870 --> 00:06:31,037
‫که باعث بزرگترین جرم هزاره شد

109
00:06:31,072 --> 00:06:33,006
‫مهمون من باش

110
00:06:34,509 --> 00:06:36,375
‫- اون بهت گفت؟
‫- آره

111
00:06:36,411 --> 00:06:39,112
‫و تمام فایل‌های گزارش آل‌سیف رو پاک کرد
‫تا نجاتت بده

112
00:06:39,147 --> 00:06:41,848
‫ولی حالا که اف‌بی‌آی داره در مورد
‫هک نهم مِی تحقیق میکنه

113
00:06:41,883 --> 00:06:44,250
‫ممکنه همه چی دست به دست هم بده
‫و بیاد سمت تو و الیوت

114
00:06:46,188 --> 00:06:48,021
‫چرا آلی چیزی نگفته؟

115
00:06:48,056 --> 00:06:50,123
‫چون همیشه از این کارها میکنه

116
00:06:50,158 --> 00:06:52,425
‫و حالا نوبت توـه که کمکش کنی

117
00:06:57,265 --> 00:06:59,498
‫دقیقاً میخوای چیکار کنم؟

118
00:07:15,450 --> 00:07:17,516
‫،قبل از اینکه بهت بگم

119
00:07:17,552 --> 00:07:21,087
‫میخوام همه‌اش به خودت یادآوری کنی
‫که کار ساده‌ایه

120
00:07:21,122 --> 00:07:24,724
‫غریزه‌ی درونیت قراره داد بزنه و بگه: نـــه

121
00:07:24,759 --> 00:07:27,360
‫و ازت میخوام اون غریزه رو سرکوب کنی

122
00:07:27,395 --> 00:07:31,331
‫و به خودت یادآوری کنی که کار ساده‌ایه

123
00:07:31,366 --> 00:07:34,367
‫،این مقدمه‌ات قراره اعتماد به نفسم رو زیاد کنه

124
00:07:34,402 --> 00:07:35,534
‫یا کم آوردی؟

125
00:07:35,570 --> 00:07:38,305
‫،یه دستگاه کوچیک بهت میدم
‫که با خودت میبریش سرِ کار

126
00:07:38,306 --> 00:07:40,206
‫میذاریش توی دفتر مامورهای فدرال
‫توی طبقه‌ی ۲۳اُم

127
00:07:40,242 --> 00:07:42,008
‫و راهتو میکشی و میری

128
00:07:42,043 --> 00:07:43,509
‫ساده‌اس

129
00:07:46,481 --> 00:07:47,881
‫،شروع شد

130
00:07:47,916 --> 00:07:50,416
‫اون غریزه‌ی درونی که بهت گفتم

131
00:07:50,451 --> 00:07:52,218
‫عقلتو از دست دادی؟

132
00:07:55,090 --> 00:07:57,957
‫ازم میخوای اف‌بی‌آی رو هک کنم؟

133
00:07:57,993 --> 00:08:00,593
‫اصلاً اگه این کار رو بکنم
‫چه منفعتی میتونه داشته باشه؟

134
00:08:00,628 --> 00:08:02,896
‫،وقتی به سیستم اونا دسترسی داشته باشیم

135
00:08:02,931 --> 00:08:05,431
‫میتونیم تمام این مزخرفات رو پاک کنیم

136
00:08:05,466 --> 00:08:08,134
‫،هر مدرکی که علیه تو و الیوت دارن

137
00:08:08,169 --> 00:08:10,103
‫پاک میشه

138
00:08:10,138 --> 00:08:13,572
‫ریسکش رو قبول میکنم

139
00:08:20,615 --> 00:08:23,316
‫باشه، هرطور میخوای بازی کن

140
00:08:23,351 --> 00:08:25,751
‫،ولی امیدوارم به خاطر تو و الیوت

141
00:08:25,787 --> 00:08:28,154
‫کس دیگه‌ای راجع‌به اون سی‌دی خبر نداشته باشه

142
00:08:44,372 --> 00:08:47,606
‫الان نه زمان و نه مکان همیشگیِ ملاقاتمونه

143
00:08:47,642 --> 00:08:49,875
‫خیلی ریسک کردم که اومدم اینجا

144
00:08:52,047 --> 00:08:54,314
‫حرف بزن. چی شده؟

145
00:08:56,651 --> 00:08:59,585
‫دیگه نمیخوام این کار رو بکنم

146
00:08:59,620 --> 00:09:01,454
‫به اف‌بی‌آی دروغ گفتم

147
00:09:01,489 --> 00:09:02,788
‫و اونا میدونن

148
00:09:02,824 --> 00:09:03,990
‫احمق که نیستن

149
00:09:04,025 --> 00:09:05,425
‫دیدن که عرق میکنم

150
00:09:05,460 --> 00:09:06,960
‫حالا گوشیم داره شنود میشه

151
00:09:06,995 --> 00:09:09,195
‫هر موقع با یکی تماس میگیرم

152
00:09:09,230 --> 00:09:11,664
‫خش‌خش و صداهایی میشنوم

153
00:09:19,074 --> 00:09:21,140
‫اصلاً از کی داریم محافظت میکنیم؟

154
00:09:21,176 --> 00:09:22,842
‫یه بچه‌ی لاغر مردنی که سوییشرت پوشیده؟

155
00:09:25,880 --> 00:09:27,880
‫قسمتی از قرارمون این بود که

156
00:09:27,915 --> 00:09:30,116
‫تو سوالی نپرسی

157
00:09:30,727 --> 00:09:32,485
‫حق با توـه. حق با توـه

158
00:09:32,520 --> 00:09:34,887
‫فقط...

159
00:09:34,922 --> 00:09:36,689
‫میدونم یه نفر منو تحت نظر داره

160
00:09:36,724 --> 00:09:38,324
‫معلومه

161
00:09:38,360 --> 00:09:41,694
‫توی مترو، سر کار، توی آپارتمانم

162
00:09:41,729 --> 00:09:43,296
‫از کجا میدونی؟

163
00:09:43,924 --> 00:09:45,465
‫همینطوری میدونم

164
00:09:45,500 --> 00:09:47,700
‫حسش میکنم، میدونی چی میگم؟

165
00:09:57,845 --> 00:09:59,545
‫ممنونم

166
00:09:59,580 --> 00:10:01,347
‫که اینو باهام درمیون گذاشتی

167
00:10:01,383 --> 00:10:04,117
‫بهت قول میدم که همه چیز روبراه میشه

168
00:10:20,075 --> 00:10:23,142
‫سلام، آقا. نمیتونین اینجا باشین

169
00:10:23,178 --> 00:10:25,479
‫- من اینجا کار میکنم
‫- توی این طبقه نه

170
00:10:25,514 --> 00:10:27,146
‫میشه این آقا رو راهنمایی کنی؟

171
00:10:27,182 --> 00:10:29,749
‫واقعاً باید این آسانسور رو برای افراد متفرقه ببندیم

172
00:10:37,292 --> 00:10:40,760
‫آتش‌نشان‌ها در حال مبارزه با
‫شعله‌های شدید آتش...

173
00:10:47,936 --> 00:10:49,936
‫از اینجا اومدن متنفرم.
‫امنیتش خیلی سسته

174
00:10:49,972 --> 00:10:51,671
‫من هنوز وسط این گزارش‌های

175
00:10:51,707 --> 00:10:54,374
‫،روی هارد درایو که از پزشکی قانونی اومدن
‫گیر کردم

176
00:10:59,280 --> 00:11:00,947
‫بازم اون خواب رو دیدم

177
00:11:00,983 --> 00:11:04,751
‫البته این دفعه، داشتم از یه تپه‌ی شیب‌دار
‫پایین میرفتم

178
00:11:04,786 --> 00:11:06,285
‫و پایین تپه همون مردِ وایساده بود

179
00:11:06,321 --> 00:11:07,754
‫و ماسک جراحی زده بود

180
00:11:09,457 --> 00:11:10,957
‫تا حالا سعی نکرده بکشتت؟

181
00:11:10,993 --> 00:11:13,827
‫نه. فقط بهم خیره میشه

182
00:11:16,231 --> 00:11:19,198
‫تو اصلاً خواب نمی‌بینی، نه؟

183
00:11:19,234 --> 00:11:22,368
‫هیچوقت برام جالب نبود

184
00:11:22,404 --> 00:11:24,604
‫ایمیل سانتیاگو رو میخونی؟

185
00:11:26,842 --> 00:11:28,441
‫بذار حدس بزنم، هیجان‌زده شدی

186
00:11:28,476 --> 00:11:30,677
‫معلومه که هیجان‌زده شدم.
‫میتونیم بریم چین

187
00:11:30,712 --> 00:11:34,347
‫خب، محض اطلاعت من وقتی
‫سوار هواپیما میشم بالا میارم

188
00:11:34,382 --> 00:11:36,282
‫یه بارانی و بینی‌گیر با خودت بیار

189
00:11:40,045 --> 00:11:41,753
‫خبری از اون نشده؟

190
00:11:41,754 --> 00:11:44,191
‫ماموران مراقبتی گفتن که بیشتر تو خونه مونده
‫و بعدش به کلاس یوگا رفته

191
00:11:44,192 --> 00:11:46,392
‫بعدش بازم گمش کردن

192
00:11:46,428 --> 00:11:49,562
‫دارم بهت میگم، تو نیویورک سخته
‫آدما رو تعقیب کنی

193
00:11:56,772 --> 00:11:58,538
‫شیطان خانم کجاست؟

194
00:12:01,409 --> 00:12:04,077
‫نمیدونم

195
00:12:04,112 --> 00:12:05,511
‫یه مشکلی پیش اومده

196
00:12:05,547 --> 00:12:07,480
‫دارلین هیچوقت ساکت نمیمونه مگه اینکه...

197
00:12:07,515 --> 00:12:09,182
‫بدافزار جواب نداد؟

198
00:12:11,386 --> 00:12:12,686
‫موضوع انجلا هستش

199
00:12:14,222 --> 00:12:16,489
‫باید باهاش حرف بزنی

200
00:12:16,524 --> 00:12:18,391
‫راجع‌به چی؟

201
00:12:18,426 --> 00:12:21,928
‫،با بودن اف‌بی‌آی داخل ایول کورپ
‫امنیت فیزیکی‌ـشون خیلی بالاست

202
00:12:21,964 --> 00:12:24,330
‫وقت نداریم یه "حمله‌ی مهندسی اجتماعی" جدید تدارک ببینیم
‫(نوعی نفوذ به سیستم که با گول زدن افراد عادی انجام میشود)

203
00:12:24,365 --> 00:12:27,166
‫- واسه همین رفتم پیشش...
‫- اون نباید قاطی این ماجرا بشه

204
00:12:27,202 --> 00:12:28,735
‫چه غلط دیگه‌ای میخوای بکنم؟

205
00:12:28,770 --> 00:12:30,737
‫دارم بهت میگم، اونجا مثل یه دژ هستش

206
00:12:30,772 --> 00:12:32,371
‫در حال حاضر راهی برای ورود به اونجا نیست

207
00:12:32,407 --> 00:12:34,440
‫و وقتی هم برای صبر کردن نداریم

208
00:12:34,476 --> 00:12:36,776
‫- حق با دارلین‌ـه
‫- من این کار رو نمیکنم

209
00:12:36,812 --> 00:12:38,578
‫کی بهتر از کسی که بهش اعتماد داری؟

210
00:12:38,614 --> 00:12:41,180
‫راجع‌به انجلا با تو حرف نمیزنم

211
00:12:41,216 --> 00:12:42,415
‫اون تنها گزینه‌امونه

212
00:12:42,450 --> 00:12:43,850
‫اون گزینه نیست

213
00:12:43,885 --> 00:12:45,785
‫به یه راه دیگه فکر کن

214
00:12:45,821 --> 00:12:47,553
‫من قسمت خودمو انجام دادم

215
00:12:47,589 --> 00:12:49,388
‫حالا تو قسمت خودتو انجام بده

216
00:12:53,128 --> 00:12:55,428
‫عملیش کن

217
00:13:56,558 --> 00:13:58,792
‫وزیر ژنگ، دیدارتون باعث افتخارمه

218
00:13:58,827 --> 00:14:01,161
‫افتخار مال منه، آقای سانتیاگو

219
00:14:01,196 --> 00:14:02,395
‫به چین خوش اومدین

220
00:14:03,732 --> 00:14:05,364
‫اوه، این طرف

221
00:14:13,008 --> 00:14:16,109
‫بریم به سالن تا بتونیم خصوصی حرف بزنیم

222
00:14:18,980 --> 00:14:20,513
‫همونطور که توی بازدید از

223
00:14:20,548 --> 00:14:22,348
‫،ساختمان تسهیلات پشتیانی بیژینگ دیدین

224
00:14:22,383 --> 00:14:24,350
‫حمله‌ی ما به سیستم کنترل جَوی نبود

225
00:14:24,385 --> 00:14:25,719
‫مثل حمله‌ی "رزبری پای" به شما

226
00:14:25,754 --> 00:14:27,821
‫نوارهای پشتیبان ما مغناطیس‌زدایی شدن

227
00:14:27,856 --> 00:14:29,189
‫دوست داریم از هر چهار

228
00:14:29,224 --> 00:14:31,825
‫محل پشتیبانی چین بازدید کنیم

229
00:14:31,860 --> 00:14:33,059
‫البته

230
00:14:33,095 --> 00:14:34,327
‫و به سرورهای کدگذاری‌شده‌ی ای‌کورپ

231
00:14:34,362 --> 00:14:37,530
‫دسترسی داشته باشیم

232
00:14:37,565 --> 00:14:39,165
‫حتماً

233
00:14:41,502 --> 00:14:42,902
‫عالیه

234
00:14:42,938 --> 00:14:45,905
‫حالا...

235
00:14:45,941 --> 00:14:48,842
‫یه موضوع دیگه برای بحث وجود داره

236
00:14:50,779 --> 00:14:53,546
‫درک میکنیم که موضوع حساسیه

237
00:14:53,581 --> 00:14:54,981
‫ارتش تاریکی؟

238
00:14:56,684 --> 00:14:59,285
‫میخوایم تمام اطلاعاتی که ازشون دارین
‫رو بررسی کنیم

239
00:15:12,934 --> 00:15:14,934
‫واسه اینکه...

240
00:15:14,970 --> 00:15:17,536
‫بعضیامون فکر میکنن، میدونین...

241
00:15:17,572 --> 00:15:20,439
‫اونا به گروه هکرهای نابکار معروف هستن

242
00:15:20,475 --> 00:15:21,440
‫ممکنه که...

243
00:15:21,476 --> 00:15:22,842
‫البته

244
00:15:22,878 --> 00:15:24,010
‫تمام پرونده‌هامون که ممکنه

245
00:15:24,045 --> 00:15:26,780
‫اطلاعاتی توشون داشته باشیم رو
‫در اختیارتون میذاریم

246
00:15:26,815 --> 00:15:28,782
‫برنامه‌ریزی شده تا شما
‫از ساختمان تسهیلات بیژینگ

247
00:15:28,817 --> 00:15:30,716
‫روز سه‌شنبه و راس ساعت ۹ صبح بازدید کنین

248
00:15:30,752 --> 00:15:33,887
‫خوش بگذرونین. تو شهر گردش کنین

249
00:15:33,922 --> 00:15:36,756
‫دوشنبه شب، دوست دارم تو خونه‌ام
‫ازتون میزبانی کنم

250
00:15:36,792 --> 00:15:39,959
‫یه پذیرایی تا...

251
00:15:39,995 --> 00:15:42,028
‫تلاشمون برای همکاری رو جشن بگیریم

252
00:17:16,304 --> 00:17:18,737
‫نمیتونی خودت انجامش بدی؟

253
00:17:18,772 --> 00:17:21,773
‫نه، بدون دسترسی به بانک اطلاعاتی نمیشه

254
00:17:23,010 --> 00:17:24,276
‫ولی تو بهترینی

255
00:17:25,779 --> 00:17:27,879
‫استاد این کاری

256
00:17:27,915 --> 00:17:29,215
‫واقعیت نداره؟

257
00:17:31,352 --> 00:17:33,385
‫باید اینو درک کنی

258
00:17:33,421 --> 00:17:35,488
‫به این خاطر دودلم چون آرتی و من

259
00:17:35,523 --> 00:17:38,424
‫با شرایط خوبی راهمون رو از هم جدا کردیم

260
00:17:40,861 --> 00:17:43,529
‫اگه راه دیگه‌ای وجود داشت اینو ازت نمیخواستم

261
00:17:45,032 --> 00:17:46,832
‫،داری وقت تلف میکنی
‫وقتی رو که نداریمش

262
00:17:46,867 --> 00:17:49,735
‫باید با انجلا تماس بگیری

263
00:17:49,770 --> 00:17:52,338
‫مکسین، چی شده، دختر؟

264
00:17:53,713 --> 00:17:55,707
‫کاری نکن الان ذهنم مشغول بشه

265
00:17:58,446 --> 00:18:00,479
‫حالش خوبه؟

266
00:18:04,519 --> 00:18:05,851
‫،اگه میگی بهش احتیاج داری

267
00:18:05,886 --> 00:18:09,255
‫پس حتماً بهش احتیاج داری

268
00:18:09,290 --> 00:18:11,990
‫میگم آرتی بهت سر بزنه

269
00:18:33,481 --> 00:18:35,281
‫رد آخرین بسته رو تا

270
00:18:35,316 --> 00:18:38,850
‫اداره‌ی پست مرکزی گرفتم
‫که از اونجا پست شده بود

271
00:18:38,886 --> 00:18:41,187
‫به هر حال، نشانی روی دوربین‌های امنیتی از کسی که

272
00:18:41,222 --> 00:18:43,855
‫داخل اداره اون بسته رو پست کرده وجود نداره

273
00:18:43,891 --> 00:18:46,892
‫احتمالاً اون نزدیکی‌ها توی صندوق پستی انداخته

274
00:18:46,927 --> 00:18:49,961
‫و یه رابط سراغ دارم که تلاش میکنه
‫تماس تلفنی رو ردیابی کنه

275
00:18:49,997 --> 00:18:51,564
‫ولی وقت بیشتری لازم داره

276
00:18:51,599 --> 00:18:53,599
‫مثل همیشه در جریان کارها قرارتون میدم

277
00:18:55,269 --> 00:18:57,469
‫شب بخیر، خانم

278
00:18:57,505 --> 00:18:59,104
‫و کریم چی؟

279
00:19:05,213 --> 00:19:06,412
‫همونطور که گفتین انجامش دادم

280
00:19:15,756 --> 00:19:18,190
‫دزدی رو صحنه‌سازی کردم

281
00:19:18,226 --> 00:19:20,392
‫پلیس‌ها احتمالاً همین فکر رو میکنن

282
00:19:20,428 --> 00:19:22,394
‫یه سابقه‌دار که توی طبقه‌ی همکف زندگی میکنه

283
00:19:22,430 --> 00:19:26,031
‫طریقه‌ی صحنه‌سازی با ورودهای غیرمجاز دیگه مطابقت داره
‫که بهش مشکوک میشن

284
00:19:42,049 --> 00:19:44,516
‫راجع‌به...

285
00:19:44,552 --> 00:19:45,684
‫راجع‌به مرگش برام بگو

286
00:19:49,757 --> 00:19:52,023
‫"سوکسینیل کولین"
‫(نوعی مسدود کننده عصبی)

287
00:19:52,059 --> 00:19:55,561
‫همونطور که دستور داده بودین بهش تزریق شد

288
00:19:55,596 --> 00:19:57,963
‫و چیزی حس نکرد؟

289
00:19:57,998 --> 00:20:01,767
‫کاملاً فلج بود

290
00:20:13,080 --> 00:20:14,980
‫به نظر میاد یه درگیری پیش اومده

291
00:20:15,015 --> 00:20:17,149
‫برای دفاع از خود اسلحه‌اش رو بیرون آورده

292
00:20:17,184 --> 00:20:19,217
‫مهاجم زودتر بهش شلیک کرده

293
00:20:19,253 --> 00:20:20,986
‫دو تا زخم گلوله: یکیش روی سینه...

294
00:20:21,021 --> 00:20:23,255
‫یکیشم روی سرش

295
00:20:23,291 --> 00:20:25,457
‫بهت نگاه کرد؟

296
00:20:25,493 --> 00:20:28,427
‫قبل از اینکه کار رو تموم کنی؟

297
00:20:28,462 --> 00:20:30,596
‫بله

298
00:20:30,631 --> 00:20:32,898
‫خانم، اگه اجازه هست بپرسم

299
00:20:32,933 --> 00:20:34,900
‫چرا بهش دارو دادم؟

300
00:20:34,935 --> 00:20:38,304
‫اگه بهش شلیک میکردم و میرفتم که راحت بود

301
00:20:38,339 --> 00:20:41,573
‫کشتن بی‌درنگ یه نفر

302
00:20:41,609 --> 00:20:44,610
‫فرصت توضیح رو ازش میگیره

303
00:20:44,645 --> 00:20:48,514
‫اونطوری وقتی برای هضم لحظات آخرش نداره

304
00:20:48,549 --> 00:20:50,982
‫،حالا، با اینکه فلج شده بود

305
00:20:51,018 --> 00:20:53,619
‫ذهنش هنوز قادر بود درک کنه

306
00:20:53,654 --> 00:20:55,621
‫چرا زندگیش داشت پایان میافت

307
00:20:58,058 --> 00:21:00,125
‫بهش اجازه دادیم با گرفتن جواب بمیره

308
00:21:02,797 --> 00:21:04,730
‫در غیر اینصورت...

309
00:21:06,233 --> 00:21:08,467
‫ما چیزی به جز قاتل‌های بی‌رحم نیستیم

310
00:21:14,975 --> 00:21:16,842
‫ممنون

311
00:21:58,753 --> 00:22:01,052
‫- هی
‫- سلام

312
00:22:02,857 --> 00:22:04,055
‫باید بگم، هیچوقت فکر نمیکردم

313
00:22:04,091 --> 00:22:06,157
‫دوباره خبری ازت بشنوم

314
00:22:06,193 --> 00:22:08,159
‫یه آبجوی سبک برات سفارش دادم

315
00:22:08,195 --> 00:22:10,529
‫ممنون

316
00:22:11,477 --> 00:22:12,264
‫میدونی...

317
00:22:12,299 --> 00:22:14,433
‫خوشحالم که بازم اینجا نشستیم

318
00:22:14,468 --> 00:22:16,368
‫توی جای قدیمی‌ـمون

319
00:22:16,404 --> 00:22:18,069
‫،میدونی

320
00:22:18,105 --> 00:22:19,838
‫اون میزی که کنار پنجره‌اس

321
00:22:19,874 --> 00:22:21,440
‫یادته؟

322
00:22:21,475 --> 00:22:23,409
‫جایی بود که برای اولین بار
‫سه کلمه‌ی جادویی رو بهت گفتم

323
00:22:25,746 --> 00:22:27,078
‫نه، فکر نمیکنم یادم بیاد

324
00:22:27,114 --> 00:22:30,382
‫"من... دوستت... دارم"

325
00:22:33,554 --> 00:22:35,687
‫از ته قلبم گفتمش

326
00:22:38,091 --> 00:22:40,158
‫دلم برات تنگ شده، انجلا

327
00:22:41,495 --> 00:22:42,594
‫ممنون

328
00:22:42,630 --> 00:22:45,196
‫آره، کلی... کلی...

329
00:22:45,232 --> 00:22:47,265
‫کلی خاطرات خوب داشتیم

330
00:22:47,301 --> 00:22:50,035
‫ببین، شب "جاش گروبن" هستش
‫(خواننده‌ی آمریکایی)

331
00:22:51,639 --> 00:22:53,071
‫انگار...

332
00:22:53,106 --> 00:22:55,574
‫انگار داریم روزهای اوجمون رو دوباره زندگی میکنیم

333
00:22:56,144 --> 00:22:58,076
‫ولی، تو... واو

334
00:22:58,111 --> 00:23:00,712
‫شنیدم اوضاعت عالیه

335
00:23:00,748 --> 00:23:02,648
‫امیدوارم این کارم اشکالی نداشته باشه

336
00:23:02,683 --> 00:23:04,382
‫و عجیب نباشه

337
00:23:04,418 --> 00:23:06,284
‫ولی... رزومه‌ی کاریم رو آوردم

338
00:23:06,320 --> 00:23:09,054
‫اگه بتونی... اگه بتونی کاری بکنی

339
00:23:12,660 --> 00:23:13,892
‫خب، همینطوری با خودم گفتم

340
00:23:13,928 --> 00:23:16,194
‫اگه سِمَتی خالی باشه...

341
00:23:19,867 --> 00:23:22,801
‫ببینم چیکار میتونم بکنم

342
00:23:22,837 --> 00:23:25,070
‫خب، بهم بگو

343
00:23:25,105 --> 00:23:27,506
‫زندگی اونجا چطوره؟

344
00:23:27,541 --> 00:23:30,108
‫خیلی متفاوت‌تر از آل‌سیف

345
00:23:30,143 --> 00:23:31,810
‫‏دلت براش تنگ شده؟

346
00:23:31,846 --> 00:23:33,378
‫‏آره

347
00:23:35,616 --> 00:23:38,316
‫‏و گیدئون

348
00:23:38,352 --> 00:23:40,652
‫‏خیلی غم انگیزه

349
00:23:40,688 --> 00:23:42,955
‫‏می دونی، شنیدم کسی که بهش شلیک کرده

350
00:23:42,990 --> 00:23:44,690
‫‏یه جورایی قاطی داشته

351
00:23:44,725 --> 00:23:47,258
‫‏یکی از اون کسایی که اعتقاد دارند هک نهم مِی
‫زیر سر خود دولته

352
00:23:47,294 --> 00:23:49,194
‫،‏حتی بعضی ها هم میگند کل قضیه

353
00:23:49,229 --> 00:23:51,262
‫‏یه سرپوشی چیزی بوده

354
00:23:51,298 --> 00:23:52,931
‫،‏مثل یکی از اون

355
00:23:52,967 --> 00:23:55,968
‫‏اقداماتی که در شرایط بحران انجام میدند یا همچین چیزی

356
00:23:56,003 --> 00:23:58,303
‫‏می دونی...
‫‏از همون طرف دار های فرانک کودی

357
00:23:58,338 --> 00:24:00,772
‫‏بگذریم، به هرحال خیلی غم انگیز بوده

358
00:24:02,743 --> 00:24:05,677
‫‏تا حالا به فکرت خورده که اون سی دی
‫‏ربطی به این قضایا داشته یا نه؟

359
00:24:17,558 --> 00:24:18,790
‫‏ببخشید؟

360
00:24:18,826 --> 00:24:20,492
‫،‏همینطوری میگم

361
00:24:20,528 --> 00:24:23,996
‫‏آل سیف... مرکز همه ی اتفاقات بود

362
00:24:29,003 --> 00:24:30,936
‫‏چه غلطی میکنی؟

363
00:24:37,077 --> 00:24:38,844
‫‏داری با اف بی آی کار می کنی؟

364
00:24:38,879 --> 00:24:41,914
‫‏نه، این...

365
00:24:41,949 --> 00:24:43,715
‫‏عموی من یه وکیله

366
00:24:43,751 --> 00:24:46,051
‫‏بهم گفت که مراقب باشم و
‫‏هر چیز مشکوکی رو ضبط...

367
00:24:46,086 --> 00:24:47,653
‫‏- تقصیر عمومه
‫‏- چیکار می کنی؟

368
00:24:47,688 --> 00:24:50,422
‫‏چی... دست بردار!

369
00:24:50,457 --> 00:24:52,223
‫‏بخاطر هک قراردادم لغو شده

370
00:24:52,259 --> 00:24:53,559
‫‏نمی تونم پول یه تلفن جدید رو بدم

371
00:24:53,594 --> 00:24:55,160
‫‏جوابم رو بده

372
00:24:55,195 --> 00:24:58,396
‫‏راستش رو بگو. همین الان

373
00:24:58,432 --> 00:25:01,099
‫‏با اف بی آی حرف زدی؟

374
00:25:01,134 --> 00:25:03,702
‫‏نه

375
00:25:03,737 --> 00:25:04,703
‫‏آره

376
00:25:04,738 --> 00:25:06,371
‫‏منظورم اینه که...، انجلا

377
00:25:06,406 --> 00:25:08,273
‫‏تقریباً سه بار باهام تماس گرفتند

378
00:25:08,308 --> 00:25:10,576
‫‏نمی تونم بخوابم. مثل سگ ترسیدم

379
00:25:10,611 --> 00:25:13,111
‫‏- چی بهشون گفتی؟
‫‏- هیچ چی

380
00:25:13,146 --> 00:25:14,913
‫‏فقط در مورد اون یارو که سی دی رو داد
‫و بعدشم اونا

381
00:25:14,949 --> 00:25:17,248
‫،‏طرح صورتش رو کشیدند یا همچین چیزی
‫‏چهره‌اش رو طراحی کردند

382
00:25:17,284 --> 00:25:20,085
‫‏اما قسم می خورم، هیچ وقت اسمی ازت نبردم

383
00:25:20,120 --> 00:25:21,352
‫‏داری کجا میری؟

384
00:25:21,388 --> 00:25:22,621
‫‏کجا...

385
00:25:44,995 --> 00:25:47,162
‫‏این غذا بهداشتی نیست، درست میگم؟

386
00:25:47,197 --> 00:25:49,097
‫‏منظورم اینه که، مرغ ژنرال تتسو کجاست؟
‫(‏(نوعی غذا که در رستوران های چینی در آمریکا سرو میشه

387
00:25:49,132 --> 00:25:51,066
‫‏فکر نکنم یه پیش غذای رایج تو چین باشه

388
00:25:51,101 --> 00:25:53,234
‫‏واقعاً؟ میرم بپرسم

389
00:25:54,370 --> 00:25:56,738
‫‏این نودل ها باعث میشه بخوام بالا بیارم

390
00:25:56,773 --> 00:25:58,573
‫‏این آدما وحشی اند

391
00:26:18,795 --> 00:26:22,363
‫‏ببخشید، می دونید دستشویی کجاست؟

392
00:26:22,398 --> 00:26:24,132
‫‏دستشویی؟

393
00:26:24,956 --> 00:26:26,701
‫‏توالت؟

394
00:26:26,737 --> 00:26:28,970
‫‏انگلیسی بلد نیستی؟

395
00:26:29,005 --> 00:26:30,939
‫‏باشه، ممنون

396
00:27:11,681 --> 00:27:13,459
‫‏عذر می خوام، می دونید ساعت چنده؟

397
00:27:13,460 --> 00:27:14,382
‫‏لعنتی

398
00:27:16,419 --> 00:27:19,754
‫‏آقای ژنگ، من...

399
00:27:19,790 --> 00:27:22,723
‫‏داشتم تحسین می کردم... دنبال...

400
00:27:22,759 --> 00:27:23,958
‫‏این می گشتم برم...

401
00:27:25,962 --> 00:27:27,561
‫‏درسته، زمان بخاطر...

402
00:27:27,597 --> 00:27:29,931
‫‏خیلی از مهمانی دور شدید

403
00:27:29,966 --> 00:27:32,667
‫‏داشتم دنبال دستشویی خانم ها می گشتم

404
00:27:32,702 --> 00:27:34,803
‫‏- و بعدش...
‫‏- و این نظرتون رو جلب کرد؟

405
00:27:37,573 --> 00:27:41,042
‫‏آره، من...

406
00:27:41,077 --> 00:27:42,610
‫،‏می دونم بنظر یکم غیر طبیعیه

407
00:27:42,645 --> 00:27:44,112
‫‏اما وقتی بزرگ میشدم پدر و مادرم

408
00:27:44,147 --> 00:27:46,915
‫‏توی اتاق نشیمن عین همین ساعت رو داشتند

409
00:27:46,950 --> 00:27:50,018
‫‏اینو توی آلمان پیدا کردم.
‫‏شهر رتنبورگ

410
00:27:50,053 --> 00:27:51,619
‫‏کلی برام آب خورد

411
00:27:51,654 --> 00:27:53,888
‫‏فروشندش بهم گفت که در نوع خودش
‫‏بی نظیره

412
00:27:55,292 --> 00:27:57,558
‫‏چقدرم صادق بوده

413
00:27:57,593 --> 00:28:00,394
‫‏پدر  و مادر من از یه فروشگاه توی تینک خریدنش

414
00:28:01,564 --> 00:28:04,032
‫‏پس اهل اونجا هستید؟

415
00:28:04,067 --> 00:28:06,367
‫‏- خانم...
‫‏- توی جرزی بدنیا اومدم و بزرگ شدم

416
00:28:06,402 --> 00:28:08,102
‫،‏و اسم کاملم دومینیک دیپیرو هست

417
00:28:08,138 --> 00:28:09,537
‫‏اما دام هم که صدام کنید راحتم

418
00:28:09,572 --> 00:28:11,206
‫‏یا مامور دیپیرو

419
00:28:11,241 --> 00:28:13,407
‫‏یا فقط... دام

420
00:28:15,345 --> 00:28:18,746
‫،‏پس اگه میشه بپرسم

421
00:28:18,781 --> 00:28:20,148
‫‏قضیه ی ساعت ها چیه؟

422
00:28:20,183 --> 00:28:24,118
‫‏یه جور وقت شناسیه؟

423
00:28:24,154 --> 00:28:27,288
‫‏زندگی چیزی جز بودن در سایه ی دیگران نیست

424
00:28:27,324 --> 00:28:29,824
‫‏یه بازیکن ضعیف که خستست و زمانش رو

425
00:28:29,860 --> 00:28:32,727
‫‏بالای صحنه با کج خلقی سپری می کنه

426
00:28:32,762 --> 00:28:35,529
‫‏و بعدش هم می بینه که کاری رو توی زندگی انجام نداده

427
00:28:37,968 --> 00:28:39,400
‫‏شما خودتون رو با

428
00:28:39,435 --> 00:28:42,237
‫‏با یادآوری اینکه انسان فناپذیره محاصره کردید

429
00:28:42,272 --> 00:28:45,273
‫‏کارای زیادی برای انجام دادن هست، کارهای عالی

430
00:28:45,308 --> 00:28:47,008
‫،‏هر ثانیه ای که می گذره

431
00:28:47,043 --> 00:28:49,810
‫‏من به خودم فشار میارم که به حرکت ادامه بدم

432
00:28:51,314 --> 00:28:53,998
‫‏دارید کاری می کنید به خریدن یه ساعت زیبا فکر کنم

433
00:28:57,487 --> 00:28:59,687
‫،‏حالا، اگه میشه بپرسم

434
00:28:59,722 --> 00:29:01,289
‫‏چطور یه زن جوان از نیوجرسی

435
00:29:01,324 --> 00:29:03,457
‫‏راه خودش رو توی اف بی آی پیدا می کنه؟

436
00:29:06,796 --> 00:29:08,596
‫‏من بودم...

437
00:29:08,631 --> 00:29:11,299
‫‏من هستم...

438
00:29:11,334 --> 00:29:14,936
‫‏من از وحشیگری خودپسندانه ی دنیا متنفرم

439
00:29:14,971 --> 00:29:18,873
‫‏اما در همین حین کاملاً جذبش هم شدم

440
00:29:18,909 --> 00:29:21,842
‫‏اف بی آی یه جای عالی برای
‫‏یه همچین تناقضی هست

441
00:29:24,381 --> 00:29:27,415
‫‏من یه چیزی توی دفترم دارم که فکر کنم
‫‏شما ازش خوشتون بیاد

442
00:29:30,486 --> 00:29:33,454
‫‏نقاش سعی کرده که بازتابی از دلتنگی و اضطراب
‫‏رو نمایش بده

443
00:29:33,489 --> 00:29:37,025
‫‏تا اونایی که با نقاشیش همراه میشند خودشون رو گم کنند

444
00:29:37,060 --> 00:29:40,661
‫‏پیام اون برای افراد زیادی توی کشور ما
‫‏ویرانیه

445
00:29:40,696 --> 00:29:44,165
‫‏با این وجود، نقاشیش اشاره به جمع

446
00:29:44,200 --> 00:29:46,334
‫‏و اشاره به یک نفر داره

447
00:29:46,369 --> 00:29:50,138
‫‏چطور اون آشوب می تونه
‫‏همچین هنر زیبایی پدید بیاره

448
00:29:50,173 --> 00:29:51,839
‫‏با این حال من و شما داریم انقلاب کننده هایی رو دنبال می کنیم

449
00:29:51,874 --> 00:29:54,309
‫‏که چیزی غیر از آشفتگی به بار نیاوردند

450
00:29:57,280 --> 00:30:00,214
‫‏اما دلیلش چیزی بیشتر از اینهاست

451
00:30:00,250 --> 00:30:01,649
‫‏ببخشید؟

452
00:30:01,684 --> 00:30:03,151
‫‏اف بی آی

453
00:30:03,186 --> 00:30:05,119
‫‏چرا بهش ملحق شدید

454
00:30:07,723 --> 00:30:10,224
‫‏دلیلش چی بود؟

455
00:30:10,260 --> 00:30:13,227
‫‏یکم شخصیه

456
00:30:13,263 --> 00:30:15,830
‫‏دقیقاً بخاطر همینه که دارم می پرسم

457
00:30:22,272 --> 00:30:24,238
‫‏باشه

458
00:30:28,678 --> 00:30:31,446
‫‏خب، یه رابطه ی صد درصد بود

459
00:30:33,616 --> 00:30:35,616
‫‏یه داستان عاشقانه؟

460
00:30:37,287 --> 00:30:41,089
‫‏آره. یه جورایی

461
00:30:41,124 --> 00:30:42,991
‫‏پایان نیمسال اول دانشگاه حقوق بودم

462
00:30:43,026 --> 00:30:45,626
‫‏با کسی قرار عاشقانه می ذاشتم که فکر می کردم
‫‏همونیه که می خوام

463
00:30:45,661 --> 00:30:46,961
‫‏سر شام

464
00:30:46,997 --> 00:30:50,465
‫‏چند روز قبل فارق التحصیلی

465
00:30:50,500 --> 00:30:52,800
‫‏روی یه زانو خم شد تا خواستگاری کنه و...

466
00:30:59,675 --> 00:31:01,009
‫،‏این حرفم باعث میشه فکر کنید خلم

467
00:31:01,044 --> 00:31:03,277
‫‏اما من...

468
00:31:03,313 --> 00:31:06,381
‫‏عذر خواهی کردم و رفتم دستشویی
‫بعدش هم از در پشتی رفتم بیرون و...

469
00:31:09,386 --> 00:31:11,752
‫‏همین بود

470
00:31:11,787 --> 00:31:13,787
‫‏چند سال بعد نظرم رو تغییر دادم

471
00:31:13,823 --> 00:31:16,757
‫و بجاش این رو انتخاب کردم

472
00:31:16,792 --> 00:31:19,160
‫یه مامور معمولی میدانی

473
00:31:25,801 --> 00:31:27,768
‫‏- چیه؟
‫‏- من فقط...

474
00:31:29,367 --> 00:31:30,671
‫‏هیچ وقت...

475
00:31:30,706 --> 00:31:33,974
‫‏فکرش رو نمی کردم تا در مورد
‫‏یه عشق قدیمی

476
00:31:34,010 --> 00:31:36,710
‫‏با وزیر امنیت کشور چین صحبت کنم

477
00:31:39,516 --> 00:31:41,282
‫‏داستان خوبی میشه که روز شکر گذاری تعریفش کنم

478
00:31:41,317 --> 00:31:42,650
‫‏پدرم عاشقش میشه

479
00:31:54,230 --> 00:31:56,164
‫‏اینجا اتاق کیه؟

480
00:32:05,875 --> 00:32:08,176
‫‏اینا خیلی قشنگ اند

481
00:32:08,211 --> 00:32:09,977
‫،‏یه ماگوا
‫(‏( یه کت که در یه برهه ی زمانی خاص در چین پوشیده میشده

482
00:32:10,012 --> 00:32:13,548
‫‏اینم یه لباس متعارف در زمان سلسله ی
‫‏پادشاهی چی بوده

483
00:32:13,583 --> 00:32:15,015
‫‏جزئیات قلابدوزیی مثل این

484
00:32:15,051 --> 00:32:17,385
‫‏معمولاً برای خانواده ی سلطنتی
‫‏انجام داده میشده

485
00:32:19,189 --> 00:32:21,689
‫‏اینم یه چیپای امروزی هست

486
00:32:21,724 --> 00:32:23,558
‫‏توسط جین زی یو یی ساخته شده

487
00:32:23,593 --> 00:32:25,059
‫‏از شانگهای خریداری شده

488
00:32:25,095 --> 00:32:27,895
‫‏پارچه ی ابریشم و قلاب دوزیش بی همتاست

489
00:32:27,930 --> 00:32:29,297
‫‏بفرمایید تستش کنید

490
00:32:38,208 --> 00:32:41,375
‫‏تا حالا به چیزی به این زیبایی
‫‏دست نزده بودم

491
00:32:41,411 --> 00:32:44,345
‫‏من هم هر دفعه همین حس رو دارم

492
00:32:46,483 --> 00:32:50,384
‫‏اینا از کجا اومدند؟

493
00:32:50,420 --> 00:32:52,587
‫‏متعلق به خواهرم هستند

494
00:32:52,622 --> 00:32:55,556
‫‏وقت هایی که گذرش به پکن می خوره اینجا می مونه

495
00:33:01,664 --> 00:33:05,433
‫،‏بذارید سوال کنم، خانم دیپیرو

496
00:33:05,468 --> 00:33:08,802
‫‏تا حالا براتون سوال نشده که اگه

497
00:33:08,838 --> 00:33:12,140
‫‏،هک نهم مِی هیچ وقت اتفاق نیافتاده بود
‫دنیا چه شکلی میشد؟

498
00:33:12,175 --> 00:33:15,610
‫‏الان دنیا چطور بنظر میومد؟

499
00:33:15,645 --> 00:33:19,046
‫‏در حقیقت، بعضی ها معتقدند حقایق متناوبی وجود دارند

500
00:33:19,081 --> 00:33:22,049
‫،‏که باعث رخ دادن و بزرگ شدن این سناریو میشند

501
00:33:22,084 --> 00:33:24,552
‫‏با انسان هایی که ما داریم رهبریشون می کنیم...

502
00:33:26,122 --> 00:33:28,156
‫‏انسان های دیگه ای

503
00:33:28,191 --> 00:33:29,957
‫‏که بهشون تبدیل شدیم

504
00:33:37,333 --> 00:33:40,434
‫‏تفکر کردن باعث میشه شدیداً تحت تاثیر قرار بگیرم

505
00:33:49,679 --> 00:33:50,911
‫‏شوخی نمی کردید

506
00:33:50,946 --> 00:33:52,946
‫‏شما واقعاً یه کاری دارید...

507
00:33:52,982 --> 00:33:54,748
‫‏عذر خواهی می کنم، باید برم

508
00:33:54,784 --> 00:33:56,750
‫‏می تونم تا مهمونی همراهیتون کنم؟

509
00:34:25,381 --> 00:34:28,115
‫‏چرا اینجایی؟

510
00:34:28,150 --> 00:34:30,084
‫‏چون می خوام اینجا باشم

511
00:34:31,688 --> 00:34:34,021
‫‏به دارلین گفتم نمیخوام تو درگیر بشی

512
00:34:34,056 --> 00:34:36,457
‫‏اون حق داشت که منو قاطی ماجرا کنه

513
00:34:36,492 --> 00:34:39,560
‫‏لطفاً این کار رو نکن
‫‏یه راه دیگه پیدا می کنم

514
00:34:39,596 --> 00:34:42,062
‫‏دارلین گفت یه کار سادست

515
00:34:42,098 --> 00:34:46,567
‫‏من دستگاه رو می ذارم کف اتاق و میرم

516
00:34:46,603 --> 00:34:48,502
‫،‏بعدش شما ها یه کاری می کنید که همه چی نابود بشه

517
00:34:48,538 --> 00:34:49,737
‫‏هر مدرکی رو که پیدا کردید نابود می کنید

518
00:34:49,772 --> 00:34:51,606
‫‏درسته، همینه؟

519
00:34:53,243 --> 00:34:56,176
‫‏- درسته؟
‫‏- این نقشه ی ماست

520
00:34:56,212 --> 00:34:57,712
‫‏اما مسئله این نیست

521
00:34:57,747 --> 00:34:59,647
‫‏خودت رو توی خطر قرار نده

522
00:34:59,682 --> 00:35:01,415
‫‏من گزینه هام رو بررسی کردم

523
00:35:01,451 --> 00:35:03,150
‫‏بهترین حالتی که برام اتفاق می افته اینه که: کارم رو از دست میدم

524
00:35:03,185 --> 00:35:05,353
‫‏بعدشم اگه همکاری کنم و اعتراف کنم محکوم به حبس میشم

525
00:35:05,388 --> 00:35:07,421
‫‏من برگشتم به یه گوشه

526
00:35:07,457 --> 00:35:10,291
‫‏یا باید کاری بکنم، یا منتظر بمونم دستگیر شم

527
00:35:14,130 --> 00:35:16,997
‫‏به خودم گفتم صبر می کنم تو رو ببینم بعد تصمیم بگیرم

528
00:35:17,032 --> 00:35:18,932
‫‏چون تو نمی ذاری من وارد این بازی بشم

529
00:35:18,968 --> 00:35:21,569
‫‏مگه اینکه مطمئن باشی که می تونی ترتیبش رو بدی

530
00:35:27,610 --> 00:35:29,310
‫‏من تصمیم رو گرفتم

531
00:35:36,386 --> 00:35:39,487
‫‏دلم برات تنگ شده. اینو که می دونی، درسته؟

532
00:35:41,658 --> 00:35:44,224
‫،‏خیلی سعی کردم بیام سراغت

533
00:35:44,260 --> 00:35:47,295
‫‏و تو همش می گفتی نه

534
00:35:47,330 --> 00:35:49,397
‫‏میشه بدونم چرا؟

535
00:35:52,635 --> 00:35:55,603
‫‏همش به اون روز فکر می کنم

536
00:35:55,638 --> 00:35:58,372
‫‏توی سکوی قطار

537
00:35:58,408 --> 00:36:00,941
‫‏بعد اینکه توی قبرستون پیدام کردی

538
00:36:02,812 --> 00:36:06,747
‫‏گفتی که مراقب خودم باشم

539
00:36:06,783 --> 00:36:08,882
‫‏من می خواستم خوب باشم

540
00:36:11,287 --> 00:36:14,822
‫‏می خواستم که دیگه جلوی دیدن اون رو بگیرم

541
00:36:14,857 --> 00:36:17,625
‫‏قبل اینکه دوباره باهات حرف بزنم

542
00:36:19,629 --> 00:36:21,595
‫‏و؟

543
00:36:28,471 --> 00:36:31,905
‫‏و پدر مُردم همین الان پشت سرت وایساده

544
00:36:47,390 --> 00:36:49,590
‫‏می تونم یه دوست باشم

545
00:36:51,461 --> 00:36:54,662
‫‏یکی که باهاش حرف بزنی

546
00:36:54,697 --> 00:36:57,097
‫‏یکی که بهت اهمیت بده

547
00:36:59,068 --> 00:37:01,669
‫‏کی می دونه؟ شاید این کار کمک کرد

548
00:37:06,642 --> 00:37:09,176
‫‏کوئرتی چطوره؟

549
00:37:10,427 --> 00:37:11,779
‫‏خوبه

550
00:37:13,916 --> 00:37:16,183
‫‏چاق شده

551
00:37:16,218 --> 00:37:18,452
‫‏فکر کنم زیادی بهش غذا میدم

552
00:37:25,080 --> 00:37:26,516
‫‏این طرح نجات مالی فدراله

553
00:37:26,517 --> 00:37:29,860
‫‏خیلی خب، وضع بحرانیه، حالا تو داری از بزرگ ترین
‫‏عملیاتمون میکشی عقب؟

554
00:37:29,861 --> 00:37:31,628
‫‏جایی برای بحث نیست

555
00:37:31,629 --> 00:37:34,431
‫‏نمی تونم برم، و به شما هم
‫‏هیچ ربطی نداره

556
00:37:38,310 --> 00:37:41,916
‫‏من می خوام تو عملیات واشنگتن رو رهبری کنی

557
00:37:41,917 --> 00:37:43,647
‫‏بهت ترفیع داده شده

558
00:37:43,682 --> 00:37:47,017
‫‏امشب گروه رو ببر سمت کنگره
‫‏و شروع کنید به آماده شدن

559
00:37:47,018 --> 00:37:48,384
‫‏جدی میگی؟ واقعاً؟

560
00:37:48,420 --> 00:37:50,487
‫‏خب، کارت خوب بوده

561
00:37:50,522 --> 00:37:53,222
‫‏حالا مسئولیت رو به عهده بگیر
‫‏مثل یه رهبر عمل کن

562
00:37:53,258 --> 00:37:56,560
‫‏این یه فرصت خیلی مهمه

563
00:37:56,595 --> 00:37:58,762
‫‏- نقشه رو می دونی، مگه نه؟
‫‏- آره

564
00:37:58,797 --> 00:38:00,797
‫‏خوبه. بسته رو یادت نره

565
00:38:01,868 --> 00:38:03,530
‫‏نمی تونم بهت بگم که چقدر بابت این قضیه خوشحالم

566
00:38:03,531 --> 00:38:05,335
‫‏نا امیدت نمی کنم

567
00:38:05,370 --> 00:38:07,070
‫‏باشه، کاری می کنم افتخار کنی

568
00:38:07,105 --> 00:38:08,400
‫‏و اونا یادشون میمونه...

569
00:38:08,437 --> 00:38:10,274
‫‏باشه، فقط کارت رو انجام بده و انقدر
‫‏مثل ترسو ها رفتار نکن

570
00:38:10,275 --> 00:38:11,741
‫‏باید اینو جواب بدم

571
00:38:13,545 --> 00:38:15,946
‫‏الو؟

572
00:38:17,850 --> 00:38:18,896
‫‏کی؟

573
00:38:26,391 --> 00:38:28,257
‫‏یه پایگاه داده ی رمز گذاری شده

574
00:38:28,293 --> 00:38:30,627
‫‏توی فهرست بازار سایت هست

575
00:38:30,662 --> 00:38:33,429
‫‏اینجا... فقط...

576
00:38:33,465 --> 00:38:35,665
‫‏بذار من انجامش بدم

577
00:38:42,541 --> 00:38:44,841
‫‏می پرسی یا فقط نگاه می کنی؟

578
00:38:46,512 --> 00:38:48,411
‫‏خب، چه اتفاقی افتاد؟

579
00:38:51,216 --> 00:38:53,349
‫سوالت جواب نداره

580
00:38:53,385 --> 00:38:55,284
‫‏فقط نگاه کن

581
00:38:58,156 --> 00:39:01,725
‫‏مشخصه که این یارو کارش رو بلده

582
00:39:01,760 --> 00:39:04,628
‫‏چرا ری اومد سراغ من؟

583
00:39:12,630 --> 00:39:17,130
‫[چرا دیگه روی سایت کار نمیکنی؟]

584
00:39:19,177 --> 00:39:22,178
‫‏بعدش تو...

585
00:39:22,213 --> 00:39:25,815
‫‏بایگانی رو به ماشین محلی
‫‏انتقال میدی

586
00:39:30,400 --> 00:39:34,300
‫[میشه خفه شی و این کار رو تموم کنی؟]

587
00:39:40,265 --> 00:39:41,932
‫‏بعدش هم سایت موجود رو

588
00:39:41,967 --> 00:39:43,332
‫‏از ماشین محلی

589
00:39:43,368 --> 00:39:47,037
‫‏به سرور جدید انتقال میدی

590
00:39:57,662 --> 00:40:00,962
‫[اون بهت آسیب زده؟]

591
00:40:06,987 --> 00:40:12,887
‫[تو اصلاً میدونی توی این سایت چه اتفاقی می‌افته؟]

592
00:40:18,912 --> 00:40:28,912
‫سایت مخفی تور. ورود فقط با دعوتنامه.
‫گرفتن اکانتش تقریباً غیرممکنه. خودت دیگه حساب کن

593
00:40:36,211 --> 00:40:38,622
‫‏تو نمی دونی کی دست برداری

594
00:40:38,657 --> 00:40:42,158
‫‏این چیزیه که تو می خواستی، یادته؟

595
00:40:42,193 --> 00:40:44,127
‫‏من، اینجا پشت یه ترمینال

596
00:40:59,220 --> 00:41:02,120
‫[در چه حد بده؟]

597
00:41:25,137 --> 00:41:27,370
‫‏آمادست

598
00:41:27,791 --> 00:41:29,305
‫‏اگه می خوای چکش کن

599
00:41:38,349 --> 00:41:39,649
‫هر کسی در برنامه‌نویسی شرطی

600
00:41:39,685 --> 00:41:41,718
‫خودش رو داره then و If دستورات
‫(اگر و سپس)

601
00:41:41,753 --> 00:41:44,520
‫شرط اصلی باشه If در شرایطی که

602
00:41:44,556 --> 00:41:46,656
‫بعدش یه بمب منطقی میترکه

603
00:41:46,692 --> 00:41:49,693
‫همه چی رو صورتت خودت منفجر میشه

604
00:41:49,728 --> 00:41:53,629
‫رِی هستش یا من؟ then و If این لحظه‌ی

605
00:42:15,540 --> 00:42:19,440
‫نام: ناتچایا
‫سن: ۱۷ سال
‫اصلیت: تایلند

606
00:42:22,650 --> 00:42:26,150
‫آرپی‌جی-۷
‫قرص ارزان

607
00:42:26,175 --> 00:42:28,175
‫کشتن سریع - استخدام قاتل قراردادی

608
00:42:33,638 --> 00:42:35,504
‫،‏اگه ری سایت رو خودش اداره می کنه

609
00:42:35,540 --> 00:42:37,068
‫‏چرا منو آورده تو کار؟

610
00:42:37,069 --> 00:42:39,675
‫‏شاید ندونه که چه کار بدی رو داره انجام میده

611
00:42:39,711 --> 00:42:42,345
‫‏شاید اصلا ندونه چی توی سایته

612
00:42:42,380 --> 00:42:44,848
‫‏یه جورایی، ری محافظه

613
00:42:44,883 --> 00:42:47,516
‫‏ری خطرناکه، مجرمه

614
00:42:47,552 --> 00:42:49,418
‫این دو نیمه‌ی اونه؟

615
00:42:49,454 --> 00:42:51,187
‫‏کدوم نیمه‌اش قوی تره؟

616
00:42:51,223 --> 00:42:53,389
‫‏یعنی اون انقدر فاسده که صاحب یه...

617
00:42:53,424 --> 00:42:56,392
‫‏انقدر به جواب پیدا کردن براش فکر نکن

618
00:42:56,427 --> 00:42:58,895
‫‏می خوام بدونم

619
00:42:58,930 --> 00:43:01,865
‫‏تو می دونی

620
00:43:01,900 --> 00:43:04,433
‫‏اما نادیدش می گیری

621
00:43:04,469 --> 00:43:06,602
‫‏می خوای بدونی چرا؟

622
00:43:06,638 --> 00:43:08,704
‫‏چون این کاریه که انجام میدیم

623
00:43:10,642 --> 00:43:13,009
‫‏این کاری نیست که من انجام میدم

624
00:43:14,913 --> 00:43:17,247
‫‏اگه اون گناهکاره

625
00:43:17,282 --> 00:43:18,982
‫‏می تونم توی دو دقیقه

626
00:43:19,017 --> 00:43:21,084
‫‏توی ترمینال نابودش کنم

627
00:43:21,119 --> 00:43:23,452
‫‏واقعاً دوباره برگشتیم سر این بحث؟

628
00:43:23,488 --> 00:43:26,322
‫‏ری که صاحب یه کافی شاپ نیست

629
00:43:26,357 --> 00:43:30,126
‫‏چیزی که دیدی رو فراموش کن و ازش بگذر

630
00:43:32,530 --> 00:43:35,631
‫‏تو فقط از جانب خودت فکر می کنی

631
00:43:35,667 --> 00:43:37,834
‫‏من دارم از جانب جفتمون حرف میزنم

632
00:43:39,805 --> 00:43:43,807
‫‏و منم دارم به آدم هایی که توی اون
‫‏عکس ها هستند فکر می کنم

633
00:43:48,646 --> 00:43:51,214
‫‏می تونم بهشون کمک کنم

634
00:43:54,886 --> 00:43:58,054
‫‏ما نبرد های دیگه ای داریم که توشون مبارزه کنیم

635
00:44:02,660 --> 00:44:05,628
‫موضوع جدید چی داری؟

636
00:44:12,370 --> 00:44:15,371
‫یه بمب منطقی یا در زمان مشخص شده منفجر میشه

637
00:44:15,406 --> 00:44:17,673
‫یا وقتی که در شرایط مشخص باشه

638
00:44:17,709 --> 00:44:20,643
‫و حالا من بازار سیاه شیطانی رِی رو دیدم

639
00:44:20,678 --> 00:44:22,979
‫،آقای ربات می تونه نادیدش بگیره
‫فقط هم همینو می خواد

640
00:44:23,014 --> 00:44:24,948
‫‏اما من نمی تونم نادیدش بگیرم

641
00:44:24,983 --> 00:44:26,782
‫‏تو می تونی

642
00:44:41,333 --> 00:44:42,531
‫‏الو؟

643
00:44:44,606 --> 00:44:46,348
‫تایرل، تویی؟

644
00:44:48,102 --> 00:44:50,649
‫خواهش میکنم، خواهی میکنم یه چیزی بگو

645
00:44:53,278 --> 00:44:54,370
‫‏تایرل...

646
00:44:54,371 --> 00:44:56,088
‫یه چیزی بگو

647
00:44:56,180 --> 00:44:57,954
‫فقط یه کلمه حرف بزن

648
00:47:00,038 --> 00:47:02,805
‫‏تعقیبت کردند؟

649
00:47:02,840 --> 00:47:05,774
‫‏نه، فکر نکنم

650
00:47:05,810 --> 00:47:07,643
‫‏از اون مسیری که برات فرستادم اومدی؟

651
00:47:07,678 --> 00:47:09,512
‫‏آره

652
00:47:09,547 --> 00:47:11,547
‫‏موبایلت کجاست؟

653
00:47:11,582 --> 00:47:13,616
‫‏خونه

654
00:47:13,651 --> 00:47:15,618
‫‏از اینجا به بعد دیگه چرت و پرت تو کار نباشه

655
00:47:15,653 --> 00:47:17,387
‫‏فهمیدی؟

656
00:47:41,779 --> 00:47:43,812
‫‏سرم داره می ترکه

657
00:47:43,848 --> 00:47:45,881
‫‏دیشب زیادی از اون مشروب باجی خوردم

658
00:47:45,917 --> 00:47:48,851
‫‏حالا که حرفش شد، کجا رفتی؟

659
00:47:48,886 --> 00:47:51,854
‫‏من که مجبور شدم به حرف های جسی که داشت
‫‏سعی می کرد چینی حرف بزنه گوش بدم

660
00:47:51,889 --> 00:47:53,923
‫‏باعث شد خیلی ها معذب بشن

661
00:47:53,958 --> 00:47:56,025
‫میدونی، یه شب متوسط بود

662
00:47:56,061 --> 00:47:58,361
‫‏به یه گردش شخصی از جانب خود وزیر ژنگ دعوت شدم

663
00:47:58,396 --> 00:47:59,662
‫‏چی؟

664
00:47:59,697 --> 00:48:02,098
‫‏داشت... مخت رو میزد؟

665
00:48:02,133 --> 00:48:03,899
‫‏نه، نه اونطوری

666
00:48:03,935 --> 00:48:06,536
‫‏اما منو بُرد به اتاق خواب خواهرش

667
00:48:06,571 --> 00:48:08,871
‫‏و کمدش رو نشونم داد

668
00:48:08,906 --> 00:48:10,540
‫‏یه جورایی عجیبه

669
00:48:10,575 --> 00:48:12,007
‫‏حتی عجیب ترم میشه وقتی اینم در نظر بگیری که

670
00:48:12,043 --> 00:48:14,243
‫‏وزیر ژنگ خواهری نداره

671
00:48:14,279 --> 00:48:17,447
‫‏چه خوش تیپ، هالیوود

672
00:48:17,482 --> 00:48:19,048
‫ممنون، واسه رفتن به گردش علمی

673
00:48:19,084 --> 00:48:20,916
‫به خودم رسیدم

674
00:48:20,952 --> 00:48:23,252
‫- سانتیاگو کجاست؟
‫- توی یه دعوای دیگه

675
00:48:23,288 --> 00:48:25,288
‫اداره‌ی فناوری اطلاعات برای دادن اطلاعات بیشتر
‫راجع‌به "رزبری پای" زنگ زده

676
00:48:25,323 --> 00:48:26,789
‫‏- عالیه
‫‏- عالی نیست

677
00:48:26,824 --> 00:48:28,257
‫‏معلوم شد آدمی که پیداش کرده

678
00:48:28,293 --> 00:48:29,959
‫‏دستای چاقش رو همه جاش مالیده

679
00:48:29,994 --> 00:48:31,594
‫و جای اثر انگشت‌های احتمالی رو آغشته کرده

680
00:48:31,629 --> 00:48:33,229
‫‏یه بن بست دیگه

681
00:48:33,264 --> 00:48:35,098
‫وقتی سانتیاگو اینو شنیده عصبانی شده

682
00:48:35,133 --> 00:48:37,233
‫تهدید کرده از پشت تلفن دستشو دراز میکنه
‫و تخمای طرف رو میکشه

683
00:48:37,268 --> 00:48:39,435
‫‏عالیه

684
00:48:39,471 --> 00:48:42,124
‫‏بنظرم به کافئین بیشتری نیاز دارم
‫‏تا امروز رو دووم بیارم

685
00:49:37,995 --> 00:49:39,862
‫‏هی! هی!

686
00:49:39,897 --> 00:49:42,165
‫‏هی! کمک!

687
00:49:44,636 --> 00:49:47,270
‫‏وایسا! کمک!

688
00:49:47,305 --> 00:49:49,205
‫‏کمک!

689
00:49:51,860 --> 00:49:53,476
‫‏لعنتی

690
00:49:57,815 --> 00:50:00,983
‫‏تو یه بیشعور احمقی

691
00:50:02,687 --> 00:50:05,353
‫‏هیچ وقت به یکی که دم موش داره اعتماد نکن

692
00:50:05,712 --> 00:50:07,612
‫‏بیرون کشیدن رازها ازش خیلی آسونه

693
00:50:21,068 --> 00:50:23,730
‫‏ری...

694
00:50:23,731 --> 00:50:26,505
‫‏داری چیکار می کنی؟

695
00:50:26,541 --> 00:50:28,908
‫‏بهت گفتم نگاه نکنی

696
00:50:48,958 --> 00:50:52,458
‫: Arman۳۳۳ & Amirhossein۳۲ :..
‫::.  IranFilm.Net & ۹Movie۱.iN  .::..

697
00:50:52,758 --> 00:50:54,558
‫۴/Aug/۲۰۱۶