‫﻿۱
00:00:04,002 --> 00:00:05,052
‫تو هیچی نیستی.

2
00:00:05,825 --> 00:00:07,075
‫یه آدم حقیر و بی‌ارزشی.

3
00:00:07,115 --> 00:00:10,166
‫مامان، از دفعۀ قبلی که
‫دیدمت خیلی اتفاقـا افتاده.

4
00:00:10,176 --> 00:00:13,027
‫من عمراً فرار نمی‌کنم.
‫احتمالاً بهتر باشه که دیگه بری.

5
00:00:13,037 --> 00:00:16,078
‫،وقتی همچین اتفاقایی میفتن
‫دقیقاً همین کارو می‌کنی

6
00:00:16,098 --> 00:00:17,078
‫خودتو میزنی به اون راه

7
00:00:17,079 --> 00:00:18,559
‫تو کی هستی؟

8
00:00:18,870 --> 00:00:21,961
‫یه مسافر سادۀ شجاع که
‫بالأخره برگشته خونه.

9
00:00:22,061 --> 00:00:25,102
‫،سوزان جیکوبز
‫وکیل ارشد شرکت ای‌کورپ.

10
00:00:25,102 --> 00:00:27,242
‫،اون‌موقع که ای‌کورپ رو تبرئه کردن
‫تو خندیدی.

11
00:00:30,674 --> 00:00:32,564
‫،وقتی خانم آلدرسون رو دزدید
‫دوربین‌های امنیتی

12
00:00:32,565 --> 00:00:33,535
‫فیلمش رو گرفتن.

13
00:00:35,566 --> 00:00:37,566
‫اگه فردا نری سر کار و
‫،گند سانتیاگو رو جمع نکنی

14
00:00:37,567 --> 00:00:39,607
‫،اونوقت مجبور میشم

15
00:00:39,908 --> 00:00:40,838
‫بلای خیلی بدی سر مادرت بیارم

16
00:00:40,858 --> 00:00:41,838
‫قلب‌شون رو پیدا کردیم

17
00:00:41,858 --> 00:00:43,938
‫،اگر بهش دستبرد بزنیم
‫بالاخره از بین میره

18
00:00:43,939 --> 00:00:45,979
‫همه چیز رو درباره‌ی
‫بانک ملی قبرس می‌دونم

19
00:00:45,990 --> 00:00:48,801
‫بهتره با پولش خدافظی کنه.
‫شنیدی چی گفتم؟

20
00:00:48,811 --> 00:00:50,851
‫توی اون شاسی‌بلند بیرون، خودش بود؟

21
00:00:50,882 --> 00:00:53,673
‫خوش برگشتی، آقای آلدرسون.

22
00:00:54,521 --> 00:01:00,023
‫رسانۀ اینترنتی نایت‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫NightMovie.Co

23
00:01:00,076 --> 00:01:05,578
‫:. تیم ترجمه شــوتایـم تقدیم می‌کند .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show-Time.iN .:.</font>
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

24
00:01:06,628 --> 00:01:08,648
‫نفوذ ساختاری نمادینی

25
00:01:08,659 --> 00:01:12,680
‫که میلیون‌ها انسان رو از هم جدا کرد
‫و جون صدها نفر رو هم گرفت.

26
00:01:12,690 --> 00:01:15,601
‫این قضیه مال سال ۱۹۸۹ بود.

27
00:01:15,602 --> 00:01:17,712
‫دنیا هر کی به هر کی شده بود.

28
00:01:17,712 --> 00:01:21,663
‫،سر تمام پول‌ها، قدرت، منابع طبیعی

29
00:01:21,684 --> 00:01:25,635
‫و اصلاً حتی سر
‫مرزهای کشورها هم مذاکره می‌کردند.

30
00:01:25,635 --> 00:01:29,526
‫جماهیر شوروی، ابر قدرتِ بی‌نظیر جهان

31
00:01:29,547 --> 00:01:30,697
‫در حال فروپاشی بود.

32
00:01:30,697 --> 00:01:33,688
‫و موقعی که بعضیـا آزادی می‌دیدند

33
00:01:33,699 --> 00:01:37,640
‫جناب وزیر ژنگِ جوان و دوراندیش

34
00:01:37,660 --> 00:01:39,700
‫اونجا پتانسیل دید.

35
00:01:39,711 --> 00:01:42,712
‫نظم جهانی جدیدی.

36
00:01:42,732 --> 00:01:47,553
‫به همین خاطر ژنگ یک گروه سرمایه‌گذاری به‌نام "دایوس" تشکیل داد.
‫[ معنی: خدا ]

37
00:01:47,564 --> 00:01:50,665
‫هدف این بود که ثروتمندترین
‫و قدرتمندترین افراد جهان رو

38
00:01:50,675 --> 00:01:54,586
‫برای یکپارچه‌کردن کنترل جهانی

39
00:01:54,587 --> 00:01:57,598
‫و وقایع بین‌المللی دور هم جمع کنه
‫اونم به‌خاطر منفعت خودشون.

40
00:01:57,618 --> 00:02:00,649
‫،ژنگ مخ خیلی‌ها رو زد
‫،از جمله: مقامات و رهبران جهان

41
00:02:00,669 --> 00:02:01,759
‫،احزاب گروه‌های اندک و تجّار

42
00:02:01,760 --> 00:02:04,531
‫و واقعاً هم خوب قانع‌کردنِ آدما رو بلد بود.

43
00:02:04,531 --> 00:02:05,561
‫حس عذاب وجدان هیچکس

44
00:02:05,561 --> 00:02:07,651
‫در برابر سود احتمالی این داستان
‫حرفی برای گفتن نداشت.

45
00:02:07,662 --> 00:02:09,712
‫،که در تلاشی زودهنگام ثابت شد

46
00:02:09,723 --> 00:02:13,534
‫"یعنی "جنگ خلیج‌فارس اول

47
00:02:14,594 --> 00:02:16,574
‫تو دنیا داره یه اتفاقـایی میفته

48
00:02:16,595 --> 00:02:19,686
‫آسمان بغداد پرتوافشان شده.

49
00:02:19,696 --> 00:02:22,537
‫چندتا زیرمیزی، یه وعده این‌طرف

50
00:02:22,558 --> 00:02:23,658
‫یه رشوه اونور.

51
00:02:23,658 --> 00:02:26,539
‫به همین راحتی، گروه دایوس
‫صاحب ذخایر نفتی غنی‌ای شد

52
00:02:26,539 --> 00:02:29,640
‫و جایگاهی در عرصۀ نظامی‌صنعتی پیدا کرده بود

53
00:02:29,660 --> 00:02:32,701
‫،با بازیکن‌های درست‌حسابی

54
00:02:32,722 --> 00:02:36,603
‫حکمرانی به دنیا، به طور شوکه‌کننده‌ای
‫آسون از آب درومد

55
00:02:36,603 --> 00:02:39,784
‫اینم باید بگم که
‫کاسبی‌شون شدید گرفته بود.

56
00:02:39,794 --> 00:02:44,645
‫ژنگ با شبکه‌ی هکرها و تروریست‌هاش

57
00:02:44,666 --> 00:02:47,587
‫پیشنهاد داد که گروه دایوس
‫مسیر جدیدی رو پیش بگیره.

58
00:02:47,607 --> 00:02:50,638
‫جاسوسی اقتصادی دیگه قدیمی شده بود.

59
00:02:50,638 --> 00:02:53,609
‫،برای آتو گیر آوردن از همه
‫چه راهی بهتر از

60
00:02:53,630 --> 00:02:56,641
‫متصل‌بودنِ همه به هم؟

61
00:02:56,651 --> 00:02:58,801
‫،در طول خدمتم در کنگره

62
00:02:58,802 --> 00:03:02,633
‫استارتِ راه‌اندازی "اینترنت" رو زدم.

63
00:03:02,643 --> 00:03:05,644
‫کار روی ایالات متحده امتحانی بود.

64
00:03:05,654 --> 00:03:08,635
‫آمریکایی‌ها بنظر بیشترین آمادگی
‫رو برای تسلیم‌کردن زندگی‌شون

65
00:03:08,645 --> 00:03:09,745
‫به یک جعبه‌ی محدود داشتن.
‫[ اینترنت ]

66
00:03:14,778 --> 00:03:17,719
‫بی‌درنگ، همه بلافاصله آنلاین شدن.

67
00:03:17,739 --> 00:03:19,679
‫خوش‌آمدید.
‫ایمیل جدید دارید.

68
00:03:19,700 --> 00:03:20,660
‫هر چی داشتن وسط گذاشتن.

69
00:03:20,680 --> 00:03:22,740
‫،حساب‌های بانکی‌شون، قبض‌های برق‌شون

70
00:03:22,741 --> 00:03:24,741
‫،سابقۀ پزشکی‌شون، دی‌ان‌ای‌شون

71
00:03:24,752 --> 00:03:26,652
‫و عکس بچه‌هاشون.

72
00:03:26,652 --> 00:03:28,652
‫ما بزرگترین کودتای تمدن انسانی
‫رو طرح‌ریزی کردیم

73
00:03:28,653 --> 00:03:30,773
‫و تمام جهانیان داوطلبِ شرکت
‫تو این کودتا شدن.

74
00:03:30,784 --> 00:03:32,704
‫،اجازه‌ی دسترسی می‌دادن
‫،مربع‌ها رو تیک می‌زدن

75
00:03:32,715 --> 00:03:34,775
‫و روی گزینه‌های "موافقم" کلیک می‌کردن.

76
00:03:34,786 --> 00:03:36,786
‫با پشتیبانی گروه دایوس

77
00:03:36,806 --> 00:03:39,747
‫ای‌کورپ تبدیل به بزرگترین نقاب جهان شد.

78
00:03:39,758 --> 00:03:41,718
‫،با هر دستگاه جدیدی که بیرون می‌دادیم

79
00:03:41,728 --> 00:03:44,589
‫گروه دیوس شیوه‌ی جدیدی برای

80
00:03:44,599 --> 00:03:46,719
‫کنترل عموم مردم پیدا می‌کرد.

81
00:03:46,730 --> 00:03:49,781
‫،اما همین که دنیا عصر دیجیتال رو پذیرفت

82
00:03:49,791 --> 00:03:51,791
‫کم‌کم متوجه شدیم که ژنگ

83
00:03:51,792 --> 00:03:53,792
‫داشت جایگاه خودشو به‌شکل فوق‌العاده‌ای

84
00:03:53,793 --> 00:03:56,604
‫برای حکمرانیِ کامل به دنیا
‫تنظیم می‌کرد.

85
00:03:57,675 --> 00:04:00,736
‫،دستگاه میلیارد دلاریِ ژنگ

86
00:04:00,756 --> 00:04:02,706
‫که به‌طور مخفیانه

87
00:04:02,726 --> 00:04:05,797
‫زیر نیروگاه هسته‌ای واشنگتن ساخته بودش.

88
00:04:05,798 --> 00:04:09,799
‫اون‌موقع بود که گروه دایوس
‫،متوجه شد که ما داشتیم "برای" ژنگ کار می‌کردیم

89
00:04:09,799 --> 00:04:11,719
‫نه باهاش.

90
00:04:11,730 --> 00:04:15,651
‫پروژۀ شخصیش که ما
‫سال‌ها کوچک می‌شمردیمش

91
00:04:15,662 --> 00:04:19,803
‫از اول داستان، تنها هدفِ
‫تشکیل گروه دایوس بود.

92
00:04:20,553 --> 00:04:27,055
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »

93
00:04:27,556 --> 00:04:29,556
‫[ گروه دایوس ]

94
00:04:32,058 --> 00:04:35,059
‫:فصل چهارم، قسمت دوم
‫« خطای ضرورت پرداخت ۴۰۲ »

95
00:04:40,671 --> 00:04:42,751
‫،بدون که خیلی شانس آوردی
‫آقای آلدرسون...

96
00:04:44,703 --> 00:04:47,714
‫که وقتی وارد اون آپارتمان شدی
‫خود من خبردار شدم.

97
00:04:48,794 --> 00:04:51,715
‫من وظیفه دارم

98
00:04:51,736 --> 00:04:54,627
‫هر مزاحمی رو سر به نیست کنم

99
00:04:54,637 --> 00:04:55,817
‫و گزارش عملش رو بدم.

100
00:04:55,827 --> 00:04:57,807
‫ولی این‌کارو نکردی

101
00:04:59,709 --> 00:05:00,739
‫واسه چی؟

102
00:05:09,753 --> 00:05:11,713
‫باورنکردنیه، نه؟

103
00:05:11,733 --> 00:05:13,703
‫آره منم اصلاً فکر نمی‌کردم
‫هنوز اینجا باشیم.

104
00:05:14,864 --> 00:05:16,764
‫فکر می‌کردم دخل‌مون اومده

105
00:05:19,756 --> 00:05:22,827
‫ولی فعلاً که هنوز زنده‌ایم

106
00:05:22,838 --> 00:05:25,829
‫اما جای باورنکردنیش که این نیست.

107
00:05:25,829 --> 00:05:29,830
‫جای باورنکردنیش اینه که
‫،این طرف ما رو نجات داد

108
00:05:29,830 --> 00:05:32,601
‫دشمن‌مون.

109
00:05:32,621 --> 00:05:34,761
‫همونی که از اول دنبالش بودیم.

110
00:05:34,762 --> 00:05:36,762
‫حالا سؤال اینجاست که
‫داستان چیه؟

111
00:05:36,773 --> 00:05:38,703
‫چه قیمتی داره؟

112
00:05:38,714 --> 00:05:39,854
‫چون اگر تا الان یه‌چیز
‫یاد گرفته باشیم

113
00:05:39,874 --> 00:05:41,824
‫اینه که مجانی نیست.
‫[ دلورس هیز ]

114
00:05:41,835 --> 00:05:43,765
‫موفق نمیشه...

115
00:05:44,806 --> 00:05:47,687
‫این برنامه‌ی دستبردت.

116
00:05:47,697 --> 00:05:51,708
‫ولی خودت الان گفتی
‫گروه دایوس حامی مالیِ پروژۀ رز سفید

117
00:05:51,719 --> 00:05:53,709
‫و ارتش سیاهه.

118
00:05:53,720 --> 00:05:56,821
‫،اگر یه‌جوری بتونم به گروه دایوس دستبرد بزنم

119
00:05:56,831 --> 00:05:58,771
‫رز سفید دار و ندارشو از دست میده

120
00:05:58,772 --> 00:06:01,593
‫،ولی همون‌طور که گفتم

121
00:06:01,593 --> 00:06:03,883
‫گروه دایوس غیرقابل‌نفوذه.

122
00:06:04,594 --> 00:06:06,724
‫رز سفید این‌شکلی طراحیش کرده.

123
00:06:09,846 --> 00:06:11,856
‫تو می‌تونی یه راهی برامون جور کنی.

124
00:06:14,768 --> 00:06:17,599
‫جانم؟

125
00:06:17,609 --> 00:06:18,889
‫خودت گفتی دیگه.

126
00:06:19,600 --> 00:06:22,711
‫ای‌کورپ نمای ظاهری‌ای
‫برای گروه دایوس‌ـه.

127
00:06:22,721 --> 00:06:24,891
‫تا جایی که من خبر دارم هم
‫تو هنوز مدیر عامل اجرایی‌شونی.

128
00:06:27,743 --> 00:06:31,714
‫اگر با هم همکاری کنیم
‫می‌تونیم همه‌شونو زمین‌گیر کنیم.

129
00:06:32,855 --> 00:06:35,876
‫حتماً باید یه رابطی توی بانک داشته باشی

130
00:06:35,896 --> 00:06:38,807
‫که شماره حساب‌های گروه دایوس
‫رو بهم بده.

131
00:06:38,827 --> 00:06:40,797
‫یه رابط درست‌حسابی.

132
00:06:44,869 --> 00:06:47,630
‫سوزان جیکوبز.

133
00:06:47,651 --> 00:06:48,761
‫وکیل ارشد شرکت ای‌کورپ.

134
00:06:48,781 --> 00:06:53,712
‫اون همکار جایگزینم
‫برای بانک ملی قبرس بود.

135
00:06:55,784 --> 00:06:57,884
‫همه‌کارا رو خودش ردیف می‌کرد.

136
00:06:57,905 --> 00:06:59,805
‫،برداشت‌ها، واریزی‌ها

137
00:06:59,815 --> 00:07:01,625
‫انتقال پول.

138
00:07:01,636 --> 00:07:02,716
‫برای من فقط یه پیامک می‌اومد

139
00:07:02,726 --> 00:07:03,776
‫،که اجازه‌ی تراکنش رو بدم
‫ولی اون...

140
00:07:03,787 --> 00:07:07,718
‫می‌تونه تأیید هویت دو مرحله‌ای رو دور بزنه؟

141
00:07:07,728 --> 00:07:09,788
‫فقط شماره تلفن‌شونو می‌خوام.

142
00:07:09,799 --> 00:07:11,679
‫البته.

143
00:07:11,680 --> 00:07:13,660
‫فکر کردی ولیعهد عربستان صعودی

144
00:07:13,671 --> 00:07:15,881
‫یه شماره تلفن رو بیشتر از
‫پنج روز استفاده می‌کنه؟

145
00:07:15,891 --> 00:07:18,842
‫یا مثلاً رئیس شرکت نفت و گاز "رویال داچ شل"؟

146
00:07:18,853 --> 00:07:20,883
‫ایناشو بسپر به خودم.

147
00:07:20,893 --> 00:07:24,814
‫فقط بگو این رابطی که داری
‫رو از کجا پیداش کنم.

148
00:07:24,825 --> 00:07:28,756
‫خب، همین‌جاست که به مشکل بر می‌خوریم

149
00:07:28,766 --> 00:07:31,897
‫سوزان جیکوبز چند ماه پیش غیبش زد.

150
00:07:33,888 --> 00:07:37,799
‫و با توجه به این‌که رز سفید
‫انقدر صریح درمورد خروج اجتناب‌ناپذیرم

151
00:07:37,810 --> 00:07:38,900
‫،از گروه صحبت می‌کنه

152
00:07:38,920 --> 00:07:40,880
‫رابط دیگه‌ای بهم ندادن.

153
00:07:40,891 --> 00:07:43,822
‫،شرمنده، آقای آلدرسون

154
00:07:43,832 --> 00:07:47,673
‫ولی کمک خاصی از دست من بر نمیاد.

155
00:07:51,695 --> 00:07:53,805
‫خوب می‌دونی چه کارایی کردن.

156
00:07:54,867 --> 00:07:56,677
‫می‌خوای اجازه بدی
‫به کاراشون ادامه بدن؟

157
00:07:56,887 --> 00:07:58,887
‫تو الان می‌خوای با
‫وایسادن جلوی یه قطار سریع‌السیر

158
00:07:58,908 --> 00:08:00,858
‫قطاره رو متوقفش کنی.

159
00:08:00,869 --> 00:08:05,660
‫،این... این جزئیات بی‌اهمیتن

160
00:08:05,681 --> 00:08:06,781
‫اونا اصلاً متوجه‌شم نمی‌شن

161
00:08:06,801 --> 00:08:08,641
‫رز سفید دخترتو کشت.

162
00:08:20,837 --> 00:08:22,877
‫فکر کردی ته‌توی تو رو هم در نیاوردم؟

163
00:08:27,889 --> 00:08:31,700
‫نمی‌دونم چطور کارهاتو توجیه می‌کنی.

164
00:08:36,813 --> 00:08:40,904
‫شاید می‌خوای به کاری
‫که رز سفید با آنجلا کرد

165
00:08:40,914 --> 00:08:45,655
‫به‌عنوان یه کار بد ضروری
‫نگاه کنی.

166
00:08:45,656 --> 00:08:47,806
‫یا مثلاً هزینه‌ی کسب و کار.

167
00:08:50,698 --> 00:08:54,659
‫یا شایدم اصلاً بهش فکر نمی‌کنی

168
00:08:54,660 --> 00:08:57,901
‫چون ته دلت می‌دونی
‫اتفاقی که افتاد...

169
00:08:57,911 --> 00:09:00,902
‫و اتفاقاتی که داره میفته...

170
00:09:00,912 --> 00:09:02,902
‫درست نیست.

171
00:09:02,913 --> 00:09:06,804
‫یه ندای درونی داره بهت میگه

172
00:09:06,815 --> 00:09:09,826
‫دیگه دست‌روی‌دست نذاری.

173
00:09:13,767 --> 00:09:15,757
‫می‌تونی همین‌جا این‌کارو شروع کنی.

174
00:09:34,915 --> 00:09:41,697
‫حتی اگرم بخوام با
‫،کمک‌کردن بهت موافقت کنم

175
00:09:41,708 --> 00:09:43,688
‫قبلاً بهت گفتم.

176
00:09:43,699 --> 00:09:44,949
‫این دستبرد...

177
00:09:46,920 --> 00:09:48,950
‫محال ممکنه.

178
00:09:48,961 --> 00:09:51,722
‫من سوزان جیکوبز رو پیدا می‌کنم.

179
00:09:51,732 --> 00:09:53,752
‫فقط همه‌شونو تو یه اتاق جمع کن.

180
00:09:55,734 --> 00:09:57,954
‫می‌خوای همین‌طوری الکی
‫درخواست کنم

181
00:09:57,964 --> 00:10:01,935
‫،که بدون حتی یه بهونۀ ساده
‫تمام اعضای گروه دایوس

182
00:10:01,946 --> 00:10:05,967
‫- یک‌جا جمع بشن؟
‫- تا هشت روز آینده.

183
00:10:06,688 --> 00:10:08,908
‫هشت روز؟
‫شیرینی هم بدم خدمت‌تون؟

184
00:10:08,919 --> 00:10:09,939
‫وقت بیشتری ندارم.

185
00:10:09,949 --> 00:10:12,930
‫همین که رز سفید پروژه‌ش
‫رو ارسال کنه، دخل من اومده

186
00:10:12,940 --> 00:10:17,741
‫و دقیقاً توقع داری
‫چطوری این‌کارو انجام بدم؟

187
00:10:17,762 --> 00:10:19,862
‫تو تا حالا به دستورات رز سفید عمل کردی

188
00:10:19,883 --> 00:10:22,924
‫و قیمت گزافی هم برات داشته.

189
00:10:22,934 --> 00:10:25,935
‫حتماً این وفاداریت رو قبول داره.

190
00:10:25,945 --> 00:10:27,905
‫می‌تونی از این استفاده کنی.

191
00:10:33,818 --> 00:10:36,869
‫و اگرم نگران جونتی...

192
00:10:41,962 --> 00:10:45,961
‫،با دست رو دست گذاشتن

193
00:10:45,971 --> 00:10:48,730
‫و مبارزه نکردن...

194
00:10:52,801 --> 00:10:54,790
‫با مُرده‌ها فرقی نداری.

195
00:11:00,801 --> 00:11:04,780
‫من همون لحظه‌ای که
‫موافقت کردم با رز سفید کار کنم...

196
00:11:06,830 --> 00:11:09,939
‫تبدیل به یه مُردۀ متحرک شدم.

197
00:11:18,960 --> 00:11:20,939
‫درست مثل خودت.

198
00:11:35,709 --> 00:11:37,958
‫حالا باید چی‌کار کنیم؟

199
00:11:37,969 --> 00:11:40,948
‫بی‌خیال نشده.

200
00:11:40,949 --> 00:11:43,918
‫دیدی که الان رفت.

201
00:11:43,928 --> 00:11:45,907
‫اگه اون نمی‌خواست باهامون همکاری کنه

202
00:11:45,918 --> 00:11:46,937
‫جنازۀ من الان کف آپارتمانم بود

203
00:11:46,948 --> 00:11:48,787
‫بر می‌گرده.

204
00:11:49,818 --> 00:11:53,727
‫تازه‌شم، همین‌الان اسم رابطش
‫توی بانک قبرس رو بهمون داد دیگه.

205
00:11:53,738 --> 00:11:55,917
‫رابطی که ماه‌هاست غیبش زده.

206
00:11:55,928 --> 00:11:58,937
‫خب می‌ریم ببینیم چرا غیبش زده.

207
00:11:58,948 --> 00:12:00,897
‫هر چی از خودش به‌جا
‫گذاشته باشه رو پیدا می‌کنیم.

208
00:12:05,737 --> 00:12:06,946
‫- بله؟
‫- موضوع مامان‌ـه.

209
00:12:08,807 --> 00:12:10,726
‫مامان فوت کرد، الیوت.

210
00:12:12,817 --> 00:12:14,786
‫مامان‌تون مهربون‌ترین و باملاحظه‌ترین
‫زن دنیا بود.

211
00:12:15,947 --> 00:12:16,896
‫،موقع مرگ پدرم

212
00:12:16,907 --> 00:12:18,976
‫بهم دلداری می‌داد.

213
00:12:19,697 --> 00:12:22,696
‫همیشه از همه تعریف می‌کرد

214
00:12:22,697 --> 00:12:25,766
‫شماها حتماً خیلی احساس خوش‌شانسی
‫می‌کردید که اونو تو زندگی‌تون داشتید.

215
00:12:27,726 --> 00:12:30,915
‫آره، خار و مادر خوش‌شانسیم.

216
00:12:31,946 --> 00:12:33,915
‫حالا باید چی کار کنیم؟

217
00:12:35,766 --> 00:12:38,945
‫،خب، پدر من که فوت کرد

218
00:12:38,956 --> 00:12:41,895
‫- من به خدا واصل شدم.
‫- منظورم با جعبه‌هاشه.

219
00:12:43,706 --> 00:12:46,735
‫خب، اغلب اوقات

220
00:12:46,745 --> 00:12:48,784
‫اعضای خانواده ارزش معنوی

221
00:12:48,795 --> 00:12:49,814
‫توی وسایل عزیزان‌شون می‌بینن.

222
00:12:49,825 --> 00:12:51,774
‫همه‌شو بدین خیریه.

223
00:12:54,695 --> 00:12:56,694
‫کارکنان اجازه ندارن

224
00:12:56,705 --> 00:12:58,954
‫وسایل بیمار متوفی رو جمع کنن.

225
00:12:58,965 --> 00:13:02,734
‫می‌تونید روی جعبه‌ها
‫یه یادداشت بچسبونید

226
00:13:02,745 --> 00:13:04,944
‫با اقلامی که می‌خواید
‫بدین‌شون به خیریه.

227
00:13:25,694 --> 00:13:27,763
‫راستی درمورد دیروز...

228
00:13:28,813 --> 00:13:31,772
‫می‌دونم یه‌کم دیوونه‌بازی در آوردم.

229
00:13:31,783 --> 00:13:33,702
‫ردیفه.

230
00:13:34,743 --> 00:13:36,952
‫- همین‌طوری الکی میگی یا...
‫- نه، اوکی‌ایم.

231
00:13:36,963 --> 00:13:39,772
‫بیا فقط قال این قضیه رو بکنیم.

232
00:14:08,961 --> 00:14:10,940
‫چی یافتم!

233
00:14:13,861 --> 00:14:15,700
‫نمی‌خوای کمک کنی؟

234
00:14:18,761 --> 00:14:19,810
‫عجله‌ت واسه چیه؟

235
00:14:21,961 --> 00:14:24,690
‫قرار که نیست از این مُرده‌تر بشه.

236
00:14:25,691 --> 00:14:27,810
‫می‌دونی، نسبت به کسی که
‫تو این چند سال گذشته حاضر نمی‌شد

237
00:14:27,821 --> 00:14:29,790
‫،وارد این اتاق بشه

238
00:14:29,800 --> 00:14:31,839
‫حالا که مُرده به‌نظر خیلی راحتی.

239
00:14:35,790 --> 00:14:37,929
‫یه‌خرده احساس آرامش‌خاطر نمی‌کنی؟

240
00:14:39,730 --> 00:14:41,689
‫،می‌دونم حرفم خیلی بی‌ناموسیه

241
00:14:41,690 --> 00:14:44,809
‫ولی تو هم حسش می‌کنی دیگه، نه؟

242
00:14:46,780 --> 00:14:47,959
‫آره فکر کنم

243
00:14:53,719 --> 00:14:54,938
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫کیر توش.

244
00:14:54,939 --> 00:14:57,828
‫چرا باید چون خوشحالم
‫حس عنی داشته باشم؟

245
00:14:57,839 --> 00:15:00,788
‫اون خیلی برای ما دیوث‌بازی در می‌آورد.

246
00:15:00,799 --> 00:15:02,958
‫حالا دیگه نیازی نیست بهش فکر کنم

247
00:15:13,828 --> 00:15:16,817
‫ایول.
‫واکمن قدیمیت.

248
00:15:16,828 --> 00:15:19,687
‫اصلاً واسه چی اینجائه؟
‫مامان که از موزیک متنفر بود.

249
00:15:20,778 --> 00:15:21,827
‫مهم نیست.

250
00:15:22,828 --> 00:15:24,877
‫صبر کن

251
00:15:24,888 --> 00:15:26,967
‫اگه تو نمی‌خوای، خودم برش می‌دارم

252
00:15:27,688 --> 00:15:29,777
‫نوار کاست دوباره مُد شده.

253
00:15:57,956 --> 00:16:00,825
‫چیه؟

254
00:16:00,836 --> 00:16:03,685
‫مامان صندوق امانات داشته؟

255
00:16:05,836 --> 00:16:08,785
‫و چند مدت زیر نظر
‫مأمور ویژه "سانتیاگو" کار می‌کردید؟

256
00:16:08,796 --> 00:16:12,685
‫سه سال، از وقتی کار
‫تو نیویورک رو شروع کردم.

257
00:16:14,725 --> 00:16:17,824
‫توصیف کنید در جایگاه مأمور ارشد
‫چه جور اخلاق و رفتاری داشت؟

258
00:16:17,835 --> 00:16:20,684
‫با تیمش چه‌طوری رفتار می‌کرد؟
‫تناقض رفتاری نداشت؟

259
00:16:20,685 --> 00:16:23,684
‫- یا رفتار عجیب‌غریب؟
‫- نه.

260
00:16:23,685 --> 00:16:25,764
‫سانتیاگو همیشه مأمور حسابی‌ای بود.

261
00:16:25,775 --> 00:16:27,934
‫،با همه منصفانه و محترمانه برخورد می‌کرد

262
00:16:27,945 --> 00:16:29,954
‫هم توی دفتر، هم هنگام مأموریت.

263
00:16:33,804 --> 00:16:36,683
‫هیچ‌وقت ندیدید که
‫مأمور سانتیاگو

264
00:16:36,684 --> 00:16:38,833
‫کار مشکوک یا عجیبی
‫قبل از ناپدیدشدنش

265
00:16:38,844 --> 00:16:40,733
‫در تاریخ ۲۳ اکتبر انجام بده؟

266
00:16:41,954 --> 00:16:44,693
‫منظورتون از مشکوک چیه؟

267
00:16:44,704 --> 00:16:46,853
‫خب، خیلی پیش نمیاد یه مأمور ویژه پاشه بره

268
00:16:46,874 --> 00:16:49,693
‫فیلم دوربین‌های مداربستۀ
‫گاراژ پلیس فدرال رو پاک کنه

269
00:16:49,704 --> 00:16:51,773
‫و بلافاصله بعدش دود شه بره هوا.

270
00:16:51,784 --> 00:16:52,963
‫آها، بله

271
00:16:55,853 --> 00:16:57,892
‫حال‌تون خوبه، مأمور دی‌پیرو؟

272
00:16:57,903 --> 00:17:02,692
‫ببخشید ولی انگاری حواس‌تون سر جاش نیست.

273
00:17:02,703 --> 00:17:03,822
‫خواب کافی دارید؟

274
00:17:06,703 --> 00:17:08,812
‫میشه...

275
00:17:08,823 --> 00:17:10,892
‫لطفاً یه لیوان آب بهم بدید؟

276
00:17:34,681 --> 00:17:37,720
‫قربان، یه‌چیزی هست که
‫می‌دونم باید بهتون بگم، اما...

277
00:17:37,731 --> 00:17:39,680
‫اما چی؟

278
00:17:45,721 --> 00:17:48,750
‫جفت‌مون به یک دلیل اینجاییم.

279
00:17:48,761 --> 00:17:52,870
‫،که مأمور سانتیاگو رو پیدا کنیم
‫و مطمئن شیم در امان باشه.

280
00:17:52,881 --> 00:17:54,770
‫الانم اگر هر کمکی برای انجامِ این کار
‫از شما بر میاد...

281
00:17:54,781 --> 00:17:57,810
‫فکر می‌کنم سانتیاگو مأمور دوجانبه بوده.

282
00:18:01,850 --> 00:18:03,759
‫مأمور دوجانبه؟

283
00:18:07,770 --> 00:18:09,879
‫بله

284
00:18:09,890 --> 00:18:11,809
‫،اگر درست متوجه شده باشم
‫مأمور دی‌پیرو

285
00:18:11,820 --> 00:18:13,719
‫شما دارید فرمانده‌ی سابق‌تون

286
00:18:13,730 --> 00:18:15,859
‫و استاد اف‌بی‌آی‌تون رو...
‫متهم به کار کردن

287
00:18:15,869 --> 00:18:17,718
‫علیه اداره می‌کنید؟

288
00:18:18,919 --> 00:18:20,758
‫معذرت می‌خوام، مأمور هورتون.

289
00:18:20,769 --> 00:18:23,828
‫فقط چون می‌دونم حرفام ضبط میشه

290
00:18:23,839 --> 00:18:25,768
‫یکم سختمه داستان رو صریحاً تعریف کنم.

291
00:18:32,779 --> 00:18:35,788
‫می‌ترسم

292
00:18:35,809 --> 00:18:37,678
‫،از اتفاقی که ممکنه بیفته می‌ترسم

293
00:18:37,688 --> 00:18:38,777
‫از عواقب این کارم.

294
00:18:40,878 --> 00:18:42,837
‫چه عواقبی؟

295
00:18:58,777 --> 00:19:01,726
‫سانتیاگو داشت با آدمای
‫فوق‌العاده خطرناکی کار می‌کرد.

296
00:19:04,787 --> 00:19:06,746
‫هیچ مأموری دوست نداره ببینه برادر

297
00:19:06,757 --> 00:19:08,886
‫و یا خواهرش
‫مقابل قانون قرار بگیره.

298
00:19:08,897 --> 00:19:09,926
‫درک می‌کنم.

299
00:19:11,927 --> 00:19:13,766
‫اما خوب می‌دونید وظیفه‌ی ماست که

300
00:19:13,777 --> 00:19:16,806
‫از نجابت و شرافت سازمان پاسداری کنیم.

301
00:19:16,817 --> 00:19:18,726
‫خب، یه نفس عمیق بکش.

302
00:19:22,736 --> 00:19:23,755
‫هر موقع آماده شدی

303
00:19:25,896 --> 00:19:28,755
‫می‌تونی بهم بگی مأمور سانتیاگو
‫با کی کار می‌کرد؟

304
00:19:39,905 --> 00:19:41,894
‫"کارتل مواد مخدر "تروخیو

305
00:19:48,765 --> 00:19:50,864
‫می‌دونی، یه‌جور تنبیه فیزیکی برای

306
00:19:50,875 --> 00:19:52,914
‫،افرادی که قانون‌شکنی می‌کنن

307
00:19:52,925 --> 00:19:55,854
‫،و قبلاً اونجا و اون‌موقع

308
00:19:55,865 --> 00:19:58,914
‫کاری که دولت مثلاً به‌عنوان

309
00:19:58,924 --> 00:20:03,823
‫برقراریِ "عدالت قانون‌مدار" با ملت کرد
‫خیلی از کارهایی که چارلز منسون

310
00:20:03,834 --> 00:20:06,753
‫،با آدمایی که به‌نامش کشته شده بود، کرد
‫وحشتناک‌تر بود.

311
00:20:06,764 --> 00:20:08,873
‫کاری که پیروان چارلز

312
00:20:08,884 --> 00:20:11,893
‫با قربانیان قتل‌های منسون کردن

313
00:20:11,904 --> 00:20:14,743
‫طبق استانداردهای عدالت قانون‌مدار
‫بخشش حساب می‌شده...

314
00:20:14,754 --> 00:20:16,813
‫- داگ‌اوت.
‫- بونسای.

315
00:20:16,824 --> 00:20:19,713
‫دامینیک، خوشحالم که صداتو می‌شنوم.

316
00:20:19,723 --> 00:20:21,812
‫- مصاحبه چطور بود؟
‫- بد نبود.

317
00:20:21,823 --> 00:20:22,812
‫ردیفه.

318
00:20:22,823 --> 00:20:23,922
‫ببین، عوضِ کارای چارلز مدیسون...

319
00:20:23,933 --> 00:20:28,902
‫شیرفهمم کن که منظورت از خوب چیه.

320
00:20:28,913 --> 00:20:32,822
‫داستان جعلی رو به خوردشون دادم.

321
00:20:32,833 --> 00:20:35,822
‫اونم باور کرد و برای پاپیش‌گذاشتنم
‫تحسینم کرد.

322
00:20:35,833 --> 00:20:37,822
‫دل‌گرم‌کننده‌ست.

323
00:20:37,833 --> 00:20:40,852
‫پس به‌نظرت جلسه‌ی موفقی بوده؟

324
00:20:40,862 --> 00:20:44,771
‫همکارات باور کردن که
‫همه‌چیز راستـه؟

325
00:20:44,782 --> 00:20:46,711
‫خب حقیقتش اولش یه‌خرده
‫،اضطراب داشتم

326
00:20:46,722 --> 00:20:48,751
‫ولی بعد خوب شدم.

327
00:20:48,762 --> 00:20:50,861
‫خوبِ خوب.

328
00:20:50,872 --> 00:20:54,741
‫مأمور هورتون که باور کرد.
‫اطمینان دارم.

329
00:20:54,752 --> 00:20:56,761
‫اطمینان" رو دقیق‌تر توضیح بده".

330
00:20:59,672 --> 00:21:00,671
‫[ مأمور هورتون ]

331
00:21:00,782 --> 00:21:05,711
‫خب والا، نمی‌دونم.

332
00:21:05,721 --> 00:21:08,800
‫بیشترین اطمینانِ ممکن، فکر کنم.
‫۹۹.۹ درصد مطمئنم.

333
00:21:09,830 --> 00:21:11,829
‫جالبه.

334
00:21:11,840 --> 00:21:14,819
‫خب، امروز تو تاریخ ثبت میشه.

335
00:21:14,830 --> 00:21:17,869
‫ببین، می‌دونم که شروع یه کار
‫همیشه سخت‌ترین قسمت‌شه

336
00:21:17,879 --> 00:21:21,908
‫ولی به صلاح همه‌ست که آروم باشی

337
00:21:21,919 --> 00:21:23,908
‫و خونسردیِ خودتو حفظ کنی.

338
00:21:29,798 --> 00:21:30,807
‫یه لحظه.

339
00:21:30,818 --> 00:21:32,817
‫الان حرفم تموم میشه.

340
00:21:34,887 --> 00:21:37,926
‫دامینیک، می‌خوام بدونی
‫خیلی خوشحالیم که

341
00:21:37,937 --> 00:21:39,916
‫برگشتی سر کار و
‫داری ردیف میشی.

342
00:21:39,927 --> 00:21:41,816
‫غریبی نکن.

343
00:21:41,827 --> 00:21:43,726
‫اگه چیزی لازم داشتی
‫،بهمون خبر بده

344
00:21:43,736 --> 00:21:44,885
‫و ما هم همین‌کارو می‌کنیم.

345
00:21:47,776 --> 00:21:49,885
‫ببخشید که معطل شدید.

346
00:21:49,896 --> 00:21:51,725
‫می‌دونید، تعطیلاته دیگه.

347
00:21:51,735 --> 00:21:52,764
‫سرمون فوق‌العاده شلوغه.

348
00:21:52,775 --> 00:21:53,744
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

349
00:21:53,755 --> 00:21:56,814
‫می‌خوام "بیاتریس" تا ابد باهام باشه.

350
00:21:56,825 --> 00:21:58,884
‫اگر زناکار هستید یا
‫مرتکب زنای غیرمحصنه شدید...

351
00:21:58,895 --> 00:22:00,874
‫که در کل میشه رابطه‌ی نامشروع
‫خارج از قواعد ازدواج...

352
00:22:00,884 --> 00:22:01,913
‫اعدام می‌شید.

353
00:22:07,763 --> 00:22:10,752
‫هم زندگی و هم مرگ بهایی دارن
‫[ کلکسیون تابوت ]

354
00:22:10,893 --> 00:22:13,792
‫،انگار هم با زندگی و هم با مرگ
‫باید اون بها رو بدی

355
00:22:15,773 --> 00:22:17,872
‫خیلی داره طول می‌کشه

356
00:22:17,882 --> 00:22:19,741
‫سوزان جیکوبز؟

357
00:22:19,752 --> 00:22:21,801
‫نه، مرگ

358
00:22:21,812 --> 00:22:23,701
‫باید برگردیم سر کار

359
00:22:23,712 --> 00:22:24,911
‫،هنوز دارم سعی می‌کنم

360
00:22:24,921 --> 00:22:26,930
‫،رمز کیف پول ای‌کوین رو باز کنم
‫ولی فعلاً به جایی نرسیدم

361
00:22:29,661 --> 00:22:30,790
‫و اون بهای واقعی هم هست

362
00:22:30,801 --> 00:22:33,660
‫منظورم پول یا ای‌کوین نیست

363
00:22:33,660 --> 00:22:35,699
‫بهای احساسی

364
00:22:35,710 --> 00:22:37,699
‫چطوری با اینا کنار اومدی؟

365
00:22:37,710 --> 00:22:40,789
‫،به محض اینکه گواهی فوت رو بگیریم
‫دیگه کار تمومـه

366
00:22:40,800 --> 00:22:42,869
‫،بهایی که الیوت حاضر به پرداختش نیست

367
00:22:42,879 --> 00:22:45,738
‫یا آمادگی‌اش رو نداره یا دلش نمی‌خواد

368
00:22:46,929 --> 00:22:49,708
‫منظورم کاغذبازیا نیست، بچه‌جون

369
00:22:49,718 --> 00:22:52,697
‫منظورم مرگ امروز صبحِ مادرتـه

370
00:22:53,808 --> 00:22:56,937
‫شاید بهتر باشه یکم وقت بذاری و
‫با اتفاقی که افتاده کنار بیای

371
00:22:57,768 --> 00:23:00,737
‫چی داری زر میزنی؟

372
00:23:00,747 --> 00:23:03,906
‫من یجورایی متخصص زیر نظر گرفتن توئم

373
00:23:03,917 --> 00:23:05,906
‫فقط میگم باید دست نگه داری و

374
00:23:05,907 --> 00:23:08,736
‫،مرگ مادرت رو قبول کنی

375
00:23:08,746 --> 00:23:09,905
‫وگرنه مثل چیزای دیگه‌ای که

376
00:23:09,916 --> 00:23:12,705
‫بروز نمیدی، از درون نابودت می‌کنه

377
00:23:13,926 --> 00:23:16,675
‫تنها چیزی که بروز نمیدم اینه

378
00:23:17,925 --> 00:23:20,814
‫،باید رز سفید رو از بین ببریم

379
00:23:20,825 --> 00:23:22,654
‫وگرنه می‌میریم

380
00:23:22,665 --> 00:23:24,664
‫دارلین می‌میره

381
00:23:25,894 --> 00:23:29,663
‫توی زیر نظر گرفتن ماهرانه‌ات
‫متوجه این هم شدی؟

382
00:23:33,673 --> 00:23:36,822
‫قبول دارم. می‌تونست
‫بهتر از اینا پیش بره

383
00:23:36,833 --> 00:23:38,732
‫کیرم دهنت

384
00:23:39,922 --> 00:23:41,911
‫،باشه، یعنی

385
00:23:41,922 --> 00:23:44,811
‫از کجا باید بدونم اگه اون بود چی می‌خواست؟

386
00:23:49,821 --> 00:23:52,700
‫اینطوری نگام نکن

387
00:23:52,711 --> 00:23:55,820
‫آره، اون مادرم بود، ولی صمیمی نبودیم

388
00:23:55,831 --> 00:23:58,910
‫با هم دربارۀ آخرین خواسته‌هاش صحبت نکردیم

389
00:23:58,920 --> 00:24:01,699
‫آخه، لعنتی

390
00:24:01,710 --> 00:24:04,669
‫اصلاً یادم نیست آخرین بار کِی حرف زدیم

391
00:24:04,679 --> 00:24:08,758
‫پس انقدر بهم سخت نگیر، باشه؟

392
00:24:12,819 --> 00:24:15,718
‫،خاکسترش کنید، با تابوت مقوایی
‫بریزیدش توی ارزون‌ترین کوزه

393
00:24:22,837 --> 00:24:26,676
‫یه ذره هم کنجکاو نیستی که توش چیه؟

394
00:24:26,687 --> 00:24:28,826
‫آخه اون به خودش زحمت داده و

395
00:24:28,837 --> 00:24:30,646
‫یه صندوق امانات باز کرده

396
00:24:30,646 --> 00:24:32,865
‫،زنی که باهاش بزرگ شدیم
‫همچین آدمی نبود

397
00:24:32,876 --> 00:24:36,925
‫پس باید چیز مهمی

398
00:24:37,646 --> 00:24:38,905
‫توش باشه، درسته؟

399
00:24:41,745 --> 00:24:43,794
‫آهای؟

400
00:24:43,805 --> 00:24:45,894
‫می‌شنوی؟ مُردی؟

401
00:24:46,914 --> 00:24:48,913
‫،نه دارلین، فکر نمی‌کنم

402
00:24:48,924 --> 00:24:51,643
‫چیز مهمی توش باشه

403
00:24:51,644 --> 00:24:52,903
‫خب، مطمئن که نیستی

404
00:24:52,914 --> 00:24:55,783
‫یعنی، ممکنه یه اسراری باشه

405
00:24:55,793 --> 00:24:57,752
‫اسرار؟

406
00:24:57,773 --> 00:25:00,912
‫نمی‌دونم، مثلاً راز اینکه
‫چرا مامان انقدر عوضی بود

407
00:25:00,923 --> 00:25:03,822
‫پول

408
00:25:03,832 --> 00:25:06,921
‫سند یه قصر توی فرانسه

409
00:25:08,802 --> 00:25:10,721
‫مدارک فرزندخوندگی

410
00:25:12,661 --> 00:25:15,640
‫مدارک فرزندخوندگیِ تو

411
00:25:15,641 --> 00:25:17,670
‫هوی، دیوث!

412
00:25:17,681 --> 00:25:18,790
‫انقدر بهم بی‌محلی نکن!

413
00:25:18,801 --> 00:25:20,640
‫چتـه بابا؟

414
00:25:20,640 --> 00:25:21,669
‫من اینجام، مگه نه؟

415
00:25:22,850 --> 00:25:24,779
‫نه، نیستی

416
00:25:24,790 --> 00:25:26,679
‫فکر کردم گفتی ردیفیم

417
00:25:26,690 --> 00:25:27,729
‫ردیف هستیم

418
00:25:27,740 --> 00:25:28,829
‫باشه، پس ثابتش کن

419
00:25:28,839 --> 00:25:30,718
‫باهام بیا بانک

420
00:25:30,729 --> 00:25:32,898
‫واسه چی؟

421
00:25:32,909 --> 00:25:35,688
‫مامانو که زنده نمی‌کنه

422
00:25:35,699 --> 00:25:37,838
‫فقط باهام بیا، لعنتی!

423
00:25:42,698 --> 00:25:45,637
‫باید برم، باشه؟

424
00:25:54,636 --> 00:25:56,825
‫یادتـه بچه بودیم و

425
00:25:56,836 --> 00:25:58,835
‫تو می‌ترسیدی؟

426
00:25:58,846 --> 00:26:02,635
‫دچار توهم می‌شدی

427
00:26:02,645 --> 00:26:04,904
‫منم بهت می‌گفتم دستمو فشار بدی

428
00:26:04,915 --> 00:26:06,844
‫،و تا وقتی می‌تونستی دستمو حس کنی

429
00:26:06,855 --> 00:26:08,814
‫می‌دونستی پیشت بودم و

430
00:26:08,825 --> 00:26:12,724
‫مشکلی نبود و همه چیز واقعی بود

431
00:26:16,734 --> 00:26:18,783
‫خب، حالا می‌خوام تو به من کمک کنی

432
00:26:21,773 --> 00:26:25,762
‫کاری کنی حس کنم همه چیز روبراهـه

433
00:26:28,762 --> 00:26:30,671
‫توی اون صندوق امانات

434
00:26:30,682 --> 00:26:33,721
‫به هیچ جوابی نمی‌رسی

435
00:26:33,732 --> 00:26:36,631
‫پس خیلی سریع تموم میشه

436
00:26:41,721 --> 00:26:43,760
‫تسلیت میگم

437
00:26:53,739 --> 00:26:55,688
‫اون یه گنگستر ایرلندی از هلز کیچنـه که

438
00:26:55,869 --> 00:26:57,838
‫،می‌خواد دوباره برگرده به اون روزهای اوج

439
00:26:57,849 --> 00:26:59,788
‫ولی به جای داخل خیابونا، توی اینترنت

440
00:26:59,799 --> 00:27:03,868
‫،وبسایتی رو اداره می‌کنه که به نظر میاد
‫یه وبسایت حمل و نقل قانونیـه

441
00:27:06,838 --> 00:27:09,837
‫ولی آدم حمل و نقل می‌کنید، آقای مگوایر؟

442
00:27:09,847 --> 00:27:12,666
‫یا بهتر بگم آدما رو ناپدید می‌کنه

443
00:27:12,677 --> 00:27:14,886
‫ما رابط‌های آلفابی*اش رو پیدا کردیم و
‫[ مارکتی آنلاین در دارک وب ]

444
00:27:14,897 --> 00:27:19,816
‫هفده جنایتکار سابقه‌دار رو شناسایی کردیم که
‫بهشون کمک کرده، فرار کنن و

445
00:27:19,826 --> 00:27:21,795
‫،دیگه دیده نشدن

446
00:27:21,806 --> 00:27:24,655
‫،الان تحت اسم‌های جدید، هر جای دنیا

447
00:27:24,666 --> 00:27:26,765
‫به خوبی و خوشی زندگی می‌کنن

448
00:27:28,645 --> 00:27:30,734
‫،آقای مگوایر

449
00:27:30,755 --> 00:27:32,664
‫من و شما می‌تونیم به هم کمک کنیم

450
00:27:32,675 --> 00:27:34,824
‫اگه باهام حرف بزنید شاید
‫بتونم یه کاری براتون بکنم

451
00:27:34,834 --> 00:27:36,833
‫،به نظرم دختر مهربونی هستی

452
00:27:36,844 --> 00:27:39,623
‫،و خوشحال میشم کمکت کنم، کمکم کنی

453
00:27:39,634 --> 00:27:41,903
‫در صورتی که کمک لازم داشته باشم

454
00:27:42,623 --> 00:27:46,792
‫ولی من بی‌گناهم، می‌بینید؟
‫[ واقعاً بابت همکارت متأسفم ]

455
00:27:50,882 --> 00:27:53,851
‫مأمور دی‌پیرو، ببخشید مزاحم میشم

456
00:27:53,862 --> 00:27:55,671
‫باید این رو ببینید

457
00:27:55,682 --> 00:27:57,871
‫در راستای گزارشی از فردی که با پریدن
‫،از ساختمانی، خودکشی کرد

458
00:27:57,882 --> 00:28:00,831
‫هرج و مرج و ناراحتی محلۀ
‫ترایبکا رو فرا گرفته

459
00:28:00,841 --> 00:28:03,620
‫امروز باهاش ملاقات داشتی، مگه نه؟

460
00:28:03,621 --> 00:28:06,780
‫به نظر ناراحت یا نگران میومد یا...

461
00:28:06,791 --> 00:28:07,890
‫دربارۀ چی حرف میزنی؟

462
00:28:07,900 --> 00:28:09,839
‫،اسمش رو برای عموم منتشر نکردن

463
00:28:09,850 --> 00:28:13,819
‫ولی میگن مأمور هورتون
‫از پروندۀ سانتیاگوئه

464
00:28:13,830 --> 00:28:16,629
‫سخنگویی از طرف آتش‌نشانی نیویورک

465
00:28:16,639 --> 00:28:18,838
‫تأیید کرده که مرد میانسال
‫هنگام برخورد کُشته شده

466
00:28:18,849 --> 00:28:21,668
‫کمی بعد از ساعت ۵ از پنجرۀ

467
00:28:21,679 --> 00:28:23,628
‫آپارتمانی در طبقۀ هشتم دست به پریدن زد

468
00:28:23,639 --> 00:28:27,618
‫۹۹.۹درصد مطمئن بودن به قدر کافی خوب نیست ]
‫[ بیا سعی کنیم روی صد درصد بمونه

469
00:28:27,628 --> 00:28:29,627
‫گرچه به من گفته شده که هویت فرد

470
00:28:29,638 --> 00:28:31,897
‫تأیید شده و پلیس نیویورک...

471
00:28:35,797 --> 00:28:37,896
‫دیگه نیستش

472
00:28:38,617 --> 00:28:39,646
‫چی؟

473
00:28:39,657 --> 00:28:41,806
‫جعبۀ امانات. دیگه نیستش

474
00:28:41,816 --> 00:28:43,895
‫حساب‌شون دو سال پیش خالی شد

475
00:28:44,616 --> 00:28:46,685
‫سعی کردیم با مالک حساب تماس بگیریم...

476
00:28:46,696 --> 00:28:48,695
‫یعنی مادرتون...ولی تماسی دریافت نکردیم

477
00:28:48,706 --> 00:28:51,695
‫سیاست بانک اینه که بعد ۱۲۰ روز

478
00:28:51,705 --> 00:28:53,804
‫مهلت اضافه، محتوای صندوق دور ریخته میشه

479
00:28:55,615 --> 00:28:57,624
‫وسایل مامانمو انداختید دور؟

480
00:28:58,814 --> 00:29:01,853
‫سیاست همینـه

481
00:29:03,714 --> 00:29:06,783
‫شما چه مرگتونـه؟

482
00:29:11,713 --> 00:29:14,692
‫من...

483
00:29:14,702 --> 00:29:17,631
‫چند دقیقه تنهاتون می‌ذارم

484
00:29:25,721 --> 00:29:27,860
‫این مسخره‌ست. بیا بریم

485
00:29:27,871 --> 00:29:31,710
‫هنوز باید بریم دنبال
‫خاکستر لعنتی‌اش

486
00:29:57,677 --> 00:29:59,816
‫چی شده؟

487
00:29:59,827 --> 00:30:02,706
‫اصلاً نمی‌دونستی چی توشـه

488
00:30:03,877 --> 00:30:05,866
‫حالیت نیست، الیوت؟

489
00:30:05,876 --> 00:30:07,715
‫موضوع صندوقِ کیری نیست

490
00:30:07,736 --> 00:30:09,785
‫موضوع اینه که اصلاً به تخمت نیست

491
00:30:09,796 --> 00:30:10,795
‫مامانو میگی؟

492
00:30:10,806 --> 00:30:12,855
‫،ببخشید که بعد بلایی که سرمون آورد

493
00:30:12,865 --> 00:30:14,854
‫- به تخمم نمی‌گیرمش
‫- مامانو نمیگم

494
00:30:14,865 --> 00:30:16,854
‫آنجلا

495
00:30:22,854 --> 00:30:24,873
‫حق با تو بود

496
00:30:26,694 --> 00:30:28,823
‫اون مُرده

497
00:30:34,813 --> 00:30:37,602
‫یعنی، چطوری اینکارو می‌کنی؟

498
00:30:37,612 --> 00:30:39,661
‫چطوری انقدر راحت کنار میای؟

499
00:30:45,832 --> 00:30:48,600
‫کنار نیومدم

500
00:30:59,702 --> 00:31:01,810
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- بازش کن

501
00:31:13,723 --> 00:31:15,681
‫نوارش رو یادتـه؟

502
00:31:17,710 --> 00:31:19,598
‫چطوری رسیده دست مامان؟

503
00:31:20,668 --> 00:31:21,827
‫نمی‌دونم
‫[ روز مادر مبارک ]

504
00:31:23,596 --> 00:31:25,704
‫این واسه اون نبود

505
00:31:28,663 --> 00:31:31,670
‫شاید دلش می‌خواست که باشه

506
00:31:31,681 --> 00:31:33,829
‫اصلاً چرا باید بهش گوش بده؟

507
00:31:35,658 --> 00:31:38,566
‫تنها بود

508
00:31:47,610 --> 00:31:48,649
‫چیکار می‌کنی؟

509
00:31:48,659 --> 00:31:51,646
‫می‌خوام بهش گوش بدم

510
00:31:51,657 --> 00:31:53,645
‫و تو هم باهام گوش میدی

511
00:31:58,553 --> 00:31:59,622
‫نمی‌تونم

512
00:31:59,632 --> 00:32:01,550
‫یالا

513
00:32:44,572 --> 00:32:46,660
‫- داره ضبط میشه؟
‫- آره

514
00:32:46,671 --> 00:32:49,519
‫- حاضری، آنجلا؟
‫- باشه. حاضرم

515
00:32:49,519 --> 00:32:50,518
‫خیلی خب

516
00:32:50,528 --> 00:32:52,666
‫سه، دو، یک

517
00:32:52,677 --> 00:32:54,655
‫صبح بخیر، اهالی واشنگتن تاون‌شیپ

518
00:32:54,665 --> 00:32:56,613
‫ما مجری‌های شما، الیوت آلدرسون...

519
00:32:56,624 --> 00:32:58,562
‫و دارلین آلدرسون...

520
00:32:58,573 --> 00:32:59,552
‫و آنجلا ماس هستیم

521
00:32:59,562 --> 00:33:01,760
‫و اومدیم که بگیم...حاضرید؟

522
00:33:01,760 --> 00:33:04,747
‫- روز مادر مبارک، خانم ماس!
‫- روز مادر مبارک، خانم ماس!

523
00:33:04,758 --> 00:33:06,766
‫روز مادر مبارک، مامان. دوستت دارم

524
00:33:06,777 --> 00:33:08,615
‫ما هم دوستتون داریم

525
00:33:26,674 --> 00:33:29,562
‫یکم کجـه

526
00:33:33,559 --> 00:33:34,638
‫درخت رو میگم

527
00:33:43,582 --> 00:33:45,530
‫بله

528
00:33:45,541 --> 00:33:46,730
‫سمت چپ

529
00:33:50,498 --> 00:33:52,716
‫کریسمس مبارک، فیلیپ

530
00:33:52,726 --> 00:33:54,644
‫خوشحال شدم بعد چند ماه اخیر که

531
00:33:54,655 --> 00:33:59,501
‫خبری ازت نبود، تماس گرفتی

532
00:33:59,512 --> 00:34:01,470
‫واسه همین اومدی؟

533
00:34:02,620 --> 00:34:04,658
‫- تا سعی کنی...
‫- ببین

534
00:34:04,658 --> 00:34:06,446
‫اگه می‌خوای حدس بزنی واسه چی

535
00:34:06,467 --> 00:34:08,635
‫اومدم اینجا، وقت جفتمون تلف میشه

536
00:34:08,636 --> 00:34:10,574
‫حقیقت ساده‌ست

537
00:34:10,574 --> 00:34:13,631
‫بیا حقیقت رو امتحان کنیم

538
00:34:13,632 --> 00:34:15,630
‫من استعفا میدم

539
00:34:15,631 --> 00:34:19,628
‫به عنوان مدیر عامل ای‌کورپ تا آخر
‫امسال استعفا میدم

540
00:34:27,713 --> 00:34:32,729
‫که یعنی از گروه دیوس هم جدا میشم

541
00:34:34,638 --> 00:34:38,635
‫خب، این مشخصاً قابل قبول نیست

542
00:34:38,636 --> 00:34:41,574
‫،دورانت توی ای‌کورپ به زودی به اتمام می‌رسه

543
00:34:41,574 --> 00:34:43,532
‫ولی فقط باید صبر کنی

544
00:34:43,552 --> 00:34:45,530
‫از اونجایی که پروژه‌ام هنوز

545
00:34:45,531 --> 00:34:47,569
‫ارسال نشده، نباید مشکلی پیش بیاد

546
00:34:47,590 --> 00:34:51,527
‫،آره، آره، درک می‌کنم
‫ولی مسئله اینجاست

547
00:34:51,527 --> 00:34:53,505
‫برام مهم نیست

548
00:35:08,596 --> 00:35:12,473
‫وفاداری‌ات رو فراموش نکن

549
00:35:19,508 --> 00:35:24,444
‫وفاداری من بی‌چون و چرا بوده

550
00:35:28,502 --> 00:35:31,420
‫تقریباً همه چیز رو ازم گرفتی

551
00:35:31,420 --> 00:35:33,618
‫می‌خوام با چیزای کمی که
‫برام مونده، بذارم و برم

552
00:35:33,619 --> 00:35:38,535
‫می‌دونی که برای اینکه
‫،یه مدیرعامل دیگه پیدا کنم

553
00:35:38,555 --> 00:35:41,433
‫تمام اعضای گروه دیوس باید روی جایگزینت

554
00:35:41,454 --> 00:35:43,512
‫به توافق برسن

555
00:35:43,532 --> 00:35:46,400
‫حضوراً

556
00:35:46,410 --> 00:35:48,508
‫،خب، شاید یه جشن سال نو

557
00:35:48,529 --> 00:35:52,446
‫برای این شروع تازه مناسب باشه، نه؟

558
00:35:52,446 --> 00:35:54,464
‫خواسته‌ات مسخره‌ست

559
00:35:54,465 --> 00:35:56,653
‫می‌دونی که نمی‌تونیم طی هفتۀ آینده
‫یه جلسه تشکیل بدیم

560
00:35:56,653 --> 00:35:59,670
‫با اینحال امیدوارم یه راهی پیدا می‌کنی

561
00:36:02,619 --> 00:36:06,496
‫این بازی لعنتی رو
‫اینطوری بازی نمی‌کنن!

562
00:36:08,615 --> 00:36:11,473
‫بازی؟

563
00:36:11,493 --> 00:36:14,451
‫بازی، اون کلمه

564
00:36:14,451 --> 00:36:15,470
‫مشکل ما همینـه

565
00:36:17,469 --> 00:36:19,487
‫یه خط پایانی هست

566
00:36:19,508 --> 00:36:22,486
‫بالاخره باید باشه

567
00:36:22,486 --> 00:36:24,464
‫و من به خط پایانم رسیدم

568
00:36:25,544 --> 00:36:27,602
‫،از اونجایی که فقط به بازی اهمیت میدی

569
00:36:27,603 --> 00:36:30,441
‫باید خوشحال باشی

570
00:36:30,441 --> 00:36:31,540
‫تو بُردی

571
00:37:09,595 --> 00:37:11,513
‫الو؟

572
00:37:11,513 --> 00:37:13,591
‫من نقشم رو ایفا کردم

573
00:37:15,391 --> 00:37:17,349
‫و؟

574
00:37:17,369 --> 00:37:20,586
‫و حالا صبر می‌کنیم

575
00:37:23,545 --> 00:37:25,563
‫ممنونم

576
00:37:25,564 --> 00:37:27,482
‫ازم تشکر نکن

577
00:37:29,561 --> 00:37:31,559
‫اینکارو واسه تو نمی‌کنم

578
00:37:36,357 --> 00:37:38,605
‫حاضری؟
‫خاکستر مامان رو گرفتم

579
00:37:41,333 --> 00:37:42,532
‫کی بود؟

580
00:37:44,471 --> 00:37:46,349
‫هیچکس

581
00:37:50,327 --> 00:37:54,344
‫قبلاً که اینجا بودیم، گوشی‌ات رو دیدم

582
00:37:54,345 --> 00:37:56,443
‫توی راه‌آهن هم دیدم

583
00:38:06,476 --> 00:38:09,434
‫چرا داری کیف پول ای‌کوینِ
‫سوزان جیکوبز رو هک می‌کنی؟

584
00:38:12,562 --> 00:38:15,490
‫چرا برات مهمـه؟

585
00:38:15,490 --> 00:38:18,328
‫چون اهمیت میدم

586
00:38:18,348 --> 00:38:19,507
‫واسه چی؟

587
00:38:26,323 --> 00:38:27,522
‫اونو می‌شناختم

588
00:38:44,431 --> 00:38:47,329
‫آخرین تراکنش کیف پول ای‌کوینش

589
00:38:49,468 --> 00:38:52,326
‫توی پناهگاه حیوانات؟

590
00:39:00,420 --> 00:39:01,549
‫چیه مگه؟

591
00:39:06,416 --> 00:39:09,453
‫کار اون نبود

592
00:39:09,474 --> 00:39:11,522
‫کار من بود

593
00:39:18,408 --> 00:39:21,256
‫تو بودی که...

594
00:39:21,266 --> 00:39:23,304
‫رفتی توی خونه‌اش

595
00:39:24,504 --> 00:39:27,252
‫تو زندان بودی

596
00:39:27,262 --> 00:39:29,530
‫گ‌جامعه* یه پایگاه جدید می‌خواست
‫[ گور بابای جامعه ]

597
00:39:32,399 --> 00:39:33,458
‫ولی مچتو گرفت

598
00:39:37,316 --> 00:39:40,473
‫قرار نبود توی شهر باشه

599
00:39:47,289 --> 00:39:50,486
‫دارلین...

600
00:39:50,497 --> 00:39:52,365
‫چیکار کردی؟

601
00:39:56,233 --> 00:39:57,492
‫چیه؟ می‌خوای به زبون بیارمش؟

602
00:40:01,439 --> 00:40:04,277
‫خدای لعنتی!

603
00:40:07,296 --> 00:40:09,394
‫می‌دونستم درک نمی‌کنی

604
00:40:11,503 --> 00:40:13,481
‫پس چرا بهم گفتی؟

605
00:40:13,501 --> 00:40:17,478
‫گمونم باید می‌فهمیدم

606
00:40:19,288 --> 00:40:21,228
‫چیو بفهمی؟

607
00:40:22,408 --> 00:40:24,448
‫که رابطه‌مون خوب می‌مونه

608
00:40:26,389 --> 00:40:28,309
‫حتی اگه می‌دونستی چیکار کردم

609
00:40:54,435 --> 00:40:57,485
‫خوندم اون چیکار کرده

610
00:40:57,486 --> 00:41:00,416
‫پروندۀ واشنگتن تاون‌شیپ

611
00:41:15,420 --> 00:41:18,400
‫هر اطلاعاتی که دربارۀ
‫سوزان جیکوبز داری رو می‌خوام

612
00:41:20,321 --> 00:41:21,341
‫چرا؟

613
00:41:25,513 --> 00:41:29,403
‫سوزان جیکوبز هم واسۀ ارتش سیاه کار می‌کرد

614
00:41:41,466 --> 00:41:43,516
‫و چه ربطی به تو داره؟

615
00:41:46,427 --> 00:41:48,327
‫می‌خوام برم سراغ رز سفید

616
00:41:54,449 --> 00:41:56,469
‫می‌دونی این خودکشیـه، درسته؟

617
00:42:00,501 --> 00:42:02,471
‫احتمالاً

618
00:42:02,471 --> 00:42:04,431
‫و بازم انجامش میدی؟

619
00:42:10,273 --> 00:42:11,523
‫چرا تسلیم نمیشی؟

620
00:42:12,243 --> 00:42:14,273
‫نمی‌تونم

621
00:42:14,274 --> 00:42:16,294
‫پیدام می‌کنه

622
00:42:20,495 --> 00:42:22,475
‫ما رو پیدا می‌کنه

623
00:42:22,496 --> 00:42:25,476
‫جفتمون رو پیدا می‌کنه.
‫واسه همین اینکارو می‌کنی.

624
00:42:31,298 --> 00:42:33,358
‫من پایه‌ام

625
00:42:33,358 --> 00:42:35,318
‫نه

626
00:42:35,318 --> 00:42:37,438
‫دقیقاً واسه همین بهت نگفتم

627
00:42:37,439 --> 00:42:40,259
‫من حق انتخاب بهت نمیدم

628
00:42:40,280 --> 00:42:42,360
‫بعلاوه، تو بهم نیاز داری

629
00:42:42,360 --> 00:42:45,280
‫،قبول کن. هر هکی که تابحال انجام دادی

630
00:42:45,281 --> 00:42:46,511
‫،به خاطر کمک گ‌جامعه بوده

631
00:42:46,531 --> 00:42:50,361
‫الان هم فقط ما موندیم، باشه؟

632
00:42:50,362 --> 00:42:54,302
‫،اگه این بزرگترین کاریـه که قراره بکنی

633
00:42:54,303 --> 00:42:56,463
‫پس با هم انجام میدیم

634
00:42:58,364 --> 00:43:00,264
‫موبایلت رو بده

635
00:43:09,516 --> 00:43:12,346
‫،اِی‌پی‌آیِ سیگنال رو دستکاری کردم
‫،تا مختصات جی‌پی‌اس مخابره کنه

636
00:43:12,367 --> 00:43:14,367
‫تا موقعیت همدیگه رو بدونیم

637
00:43:14,387 --> 00:43:16,307
‫،اینطوری اگه یه وقت نگرانم شدی

638
00:43:16,308 --> 00:43:18,308
‫می‌دونی کجام

639
00:43:18,308 --> 00:43:20,368
‫تموم

640
00:43:20,389 --> 00:43:22,449
‫باشه؟ چه خوشت بیاد، چه نیاد، منم هستم

641
00:43:26,510 --> 00:43:28,490
‫راستش انتظار نداشتم بگی رز سفید

642
00:43:28,491 --> 00:43:30,371
‫،یعنی، می‌دونستم می‌خوای یه کاری بکنی

643
00:43:30,371 --> 00:43:33,521
‫ولی رفتارت خیلی عجیب شده بود

644
00:43:33,522 --> 00:43:35,492
‫فکر می‌کردم به وِرا مربوط میشه

645
00:43:38,513 --> 00:43:41,273
‫ورا؟

646
00:43:41,293 --> 00:43:43,333
‫منظورت...اون چه ربطی به ماجرا داره؟

647
00:43:43,334 --> 00:43:44,414
‫خب، منم همین برام سؤال بود

648
00:43:44,434 --> 00:43:45,494
‫آخه دو سه ماه پیش که

649
00:43:45,494 --> 00:43:48,274
‫،سر و کله‌اش توی ساختمونت پیدا شد

650
00:43:48,275 --> 00:43:50,525
‫،حسابی منو ترسوند، ولی وقتی بهت گفتم

651
00:43:50,526 --> 00:43:53,526
‫یجوری نادیده گرفتیش که
‫انگار چیز مهمی نبود

652
00:44:01,548 --> 00:44:06,339
‫لازم نیست که نگرانش باشم، لازمـه؟

653
00:44:11,550 --> 00:44:14,340
‫نه

654
00:44:14,341 --> 00:44:17,361
‫بهتره بری

655
00:44:17,382 --> 00:44:19,402
‫هر اطلاعاتی دربارۀ
‫سوزان داری، جمع کن

656
00:44:25,383 --> 00:44:26,533
‫میای؟

657
00:44:29,364 --> 00:44:31,274
‫زود میام

658
00:44:33,345 --> 00:44:36,505
‫الیوت، ممنونم...

659
00:44:37,556 --> 00:44:39,366
‫بابت امروز

660
00:44:49,369 --> 00:44:51,309
‫نمی‌دونم دارلین چی داره...

661
00:44:51,309 --> 00:44:52,349
‫پرایس کارش رو کرد

662
00:44:52,370 --> 00:44:54,430
‫الان ممکنه شانس شکست دادن
‫،رز سفید رو داشته باشیم

663
00:44:54,430 --> 00:44:57,440
‫،ولی هیچکدوم اهمیت نداره
‫چون نمی‌تونم به تو اعتماد کنم!

664
00:44:57,541 --> 00:44:58,351
‫گوش کن

665
00:44:58,351 --> 00:44:59,371
‫من هیچی دربارۀ ورا نمی‌دونم

666
00:44:59,391 --> 00:45:00,541
‫شنیدی که چی گفت

667
00:45:00,561 --> 00:45:03,371
‫،به یکی‌مون گفته
‫و اون یه نفر من نبودم

668
00:45:03,372 --> 00:45:05,262
‫دلیلی نداره اینو ازت پنهان کنم

669
00:45:05,283 --> 00:45:06,283
‫کیر توش!

670
00:45:06,293 --> 00:45:08,293
‫می‌خوای مثل قبل دیگه
‫با هم صحبت نکنیم؟

671
00:45:08,293 --> 00:45:10,393
‫جلوی همدیگه رو بگیریم؟
‫سر گرفتن کنترل دعوا کنیم؟

672
00:45:10,394 --> 00:45:14,374
‫منو ببین!
‫دارم راستش رو بهت میگم

673
00:45:14,375 --> 00:45:17,455
‫اونی که دارلین باهاش
‫صحبت کرده، من نیستم

674
00:45:27,338 --> 00:45:29,318
‫،اگه تو نبودی

675
00:45:29,338 --> 00:45:30,478
‫و من هم نبودم...

676
00:45:32,549 --> 00:45:35,359
‫پس کی بوده؟

677
00:46:22,390 --> 00:46:24,310
‫همه جا رو دنبالت گشتم

678
00:46:28,391 --> 00:46:31,451
‫نباید اونجا بشینی.
‫اونجا جای تو نیست.

679
00:46:31,472 --> 00:46:32,472
‫چرا؟
‫فکر می‌کردم...

680
00:46:32,472 --> 00:46:35,312
‫هنوز آماده نیستن

681
00:46:35,313 --> 00:46:37,583
‫- باید صبر کنیم
‫- برای چی؟

682
00:46:38,304 --> 00:46:39,584
‫برای اون

683
00:46:41,314 --> 00:46:43,314
‫منظورت آقای رباتـه؟

684
00:46:43,335 --> 00:46:44,585
‫نه

685
00:46:44,585 --> 00:46:46,395
‫الیوت؟

686
00:46:46,416 --> 00:46:47,586
‫نه

687
00:46:49,604 --> 00:46:51,014
‫اون یکی

688
00:46:51,934 --> 00:47:01,934
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »

689
00:47:02,034 --> 00:47:10,034
‫:. ارائـه ‌شده توسط تیم ترجمه شــوتایـم .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show -Time.iN .:.</font>

690
00:47:10,134 --> 00:47:18,134
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫NightMovie.Co

691
00:47:18,234 --> 00:47:25,234
‫« eLOLeir :اینستاگرام »
‫:آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس
‫::. AbG ســروش .::

692
00:47:25,258 --> 00:47:32,258
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

