‫﻿۱
00:00:01,170 --> 00:00:03,166
‫،اگه فردا نری سر کار، مجبور میشم

2
00:00:03,190 --> 00:00:04,910
‫یه بلای خیلی بدی سر مادرت بیارم

3
00:00:04,990 --> 00:00:06,120
‫موبایلت رو بده من

4
00:00:06,200 --> 00:00:07,830
‫اِی‌پی‌آی سیگنال رو دستکاری کردم که

5
00:00:07,840 --> 00:00:09,840
‫بتونیم موقعیت‌مون رو به اشتراک بذاریم

6
00:00:09,920 --> 00:00:12,670
‫تمام زندگیم به خاطر تو تباه شده

7
00:00:12,680 --> 00:00:15,130
‫تنها چیزی که لایقشی، عذاب خالص و محضـه

8
00:00:15,210 --> 00:00:17,010
‫اولیویا رابط سوزان جیکوبز بوده

9
00:00:17,020 --> 00:00:18,109
‫اون یه معتاده

10
00:00:18,110 --> 00:00:20,140
‫،اگه بفهمن مصرف می‌کنه
‫بچه‌اش رو از دست میده

11
00:00:20,210 --> 00:00:21,350
‫من مثل بقیه نیستم

12
00:00:21,360 --> 00:00:22,510
‫کم کم دارم متوجه میشم

13
00:00:22,530 --> 00:00:25,030
‫مادرم مُرد.
‫در واقع به قتل رسید.

14
00:00:25,100 --> 00:00:26,940
‫دسترسی اولیویا کافی نیست

15
00:00:27,010 --> 00:00:28,116
‫می‌دونی واسه چی برگشتیم اینجا، درسته؟

16
00:00:28,140 --> 00:00:29,246
‫تا بتونی پادشاه نیویورک بشی

17
00:00:29,270 --> 00:00:31,110
‫،و برای ساخت قلمرو خودمون

18
00:00:31,180 --> 00:00:32,940
‫یه معمار باهوش می‌خوام

19
00:00:32,980 --> 00:00:35,700
‫- می‌خوام کمکش کنم
‫- می‌خوای منو نابود کنی

20
00:00:35,780 --> 00:00:37,360
‫دیگه حرفی باهات ندارم

21
00:00:37,370 --> 00:00:38,860
‫یکی از بیمارهات من رو هک کرد

22
00:00:38,880 --> 00:00:41,210
‫- کریستا
‫- اطرافت احساس امنیت نمی‌کنم

23
00:00:41,290 --> 00:00:43,200
‫یه چیزی می‌دونه که باید بدونم

24
00:00:43,210 --> 00:00:44,960
‫وقتشـه حرف بزنیم

25
00:00:48,550 --> 00:00:51,040
‫می‌خوام یه داستان برات تعریف کنم

26
00:00:51,050 --> 00:00:53,960
‫داستان یه معجزۀ کریسمس واقعی

27
00:00:54,040 --> 00:00:57,800
‫این داستان یه قلدر و

28
00:00:57,840 --> 00:00:59,980
‫یه بچه کونیـه

29
00:01:02,210 --> 00:01:04,310
‫منظورم یه قلدر بدجنس کثافت و

30
00:01:04,340 --> 00:01:07,480
‫یه بچه کونیِ استخونیـه

31
00:01:07,510 --> 00:01:10,150
‫،این قلدر، هر روز بعد مدرسه

32
00:01:10,220 --> 00:01:11,260
‫بچه رو اذیت می‌کرد

33
00:01:11,330 --> 00:01:14,240
‫،اگه بچه کونی پول داشت
‫پولاشو می‌دزدید

34
00:01:14,320 --> 00:01:16,900
‫،اگه بچه کونی تو روش وایمیستاد

35
00:01:16,910 --> 00:01:18,990
‫حسابش رو می‌رسید

36
00:01:24,360 --> 00:01:26,250
‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که...

37
00:01:26,260 --> 00:01:29,410
‫،بچه مال قلدره بود، انگار ماشینش بود

38
00:01:29,430 --> 00:01:34,000
‫ولی یه اتفاقی افتاد که
‫همه چیز عوض شد

39
00:01:34,040 --> 00:01:38,420
‫،توی این کریسمسِ قصۀ ما

40
00:01:38,430 --> 00:01:42,590
‫بچه کونی شانس آورد و
‫هدیۀ خوبی گرفت

41
00:01:42,610 --> 00:01:45,060
‫چیزی که بچه کونی بیشتر از

42
00:01:45,130 --> 00:01:50,520
‫خانواده و خدا و کشور عاشقش بود...

43
00:01:50,600 --> 00:01:53,360
‫بیسبال بود

44
00:01:53,390 --> 00:01:56,020
‫حسابی عاشقش بود

45
00:01:56,100 --> 00:01:59,900
‫،خب، توی این صبح کریسمس

46
00:01:59,980 --> 00:02:03,370
‫وقتی از اتاق خواب کوچیکش بیرون اومد و

47
00:02:03,440 --> 00:02:07,130
‫،زیر درخت کوچیکش رو نگاه کرد

48
00:02:07,200 --> 00:02:09,450
‫حدس بزن چی پیدا کرد

49
00:02:12,410 --> 00:02:17,560
‫یه چوب بیسبالِ آلومینیومیِ ایستن مگنوم

50
00:02:19,810 --> 00:02:21,880
‫بچه کونی چوب رو برداشت و

51
00:02:21,920 --> 00:02:24,600
‫سریع رفت بیرون بازی کنه

52
00:02:24,670 --> 00:02:27,930
‫انقدر هیجان‌زده بود که
‫حتی روبانش رو هم برنداشت

53
00:02:28,010 --> 00:02:30,980
‫رفت گوشۀ زمین وایساد و

54
00:02:30,990 --> 00:02:33,560
‫یجوری توپ می‌زد که انگار سمی سوسا هستش
‫(بازیکن بیسبال)

55
00:02:33,640 --> 00:02:39,490
‫که یهو...قلدرش پیداش شد

56
00:02:39,570 --> 00:02:41,450
‫اون چوب بیسبال چشمشو گرفته بود

57
00:02:43,610 --> 00:02:48,910
‫،و همینطور که قلدر داشت میومد طرفش

58
00:02:48,950 --> 00:02:54,670
‫بدون هیچ هشداری...بم!

59
00:02:54,680 --> 00:02:56,510
‫خون

60
00:02:56,590 --> 00:02:59,960
‫همه جا پر خون میشه

61
00:03:00,040 --> 00:03:04,840
‫،روی زمین
‫،روی بچه کونی

62
00:03:04,850 --> 00:03:08,980
‫حتی از روبانی که هنوز دور اون چوبـه هم
‫داره خون می‌چکه

63
00:03:11,360 --> 00:03:12,860
‫بچه کونی همۀ دندونای

64
00:03:12,940 --> 00:03:15,100
‫اون ننه‌سگ رو ریخت توی حلقش

65
00:03:15,180 --> 00:03:17,270
‫،کله‌اش رو باز کرد

66
00:03:17,350 --> 00:03:20,610
‫چشمش از حدقه در اومد و افتاد زمین

67
00:03:27,210 --> 00:03:29,960
‫فقط به خاطر اینکه بچه کونی متوجه حقیقت شد

68
00:03:32,160 --> 00:03:35,380
‫شاید اون چوب بیسبال برای
‫،بازی ساخته شده باشه

69
00:03:35,460 --> 00:03:39,540
‫ولی هدفش اون نبوده

70
00:03:39,560 --> 00:03:42,130
‫نه

71
00:03:42,170 --> 00:03:44,970
‫،اون لحظه، توی دستای بچه کونی

72
00:03:45,040 --> 00:03:48,050
‫برای باز کردن کلۀ اون یارو اونجا بوده

73
00:03:54,310 --> 00:03:56,980
‫،ببین، خانم کریستا

74
00:03:57,060 --> 00:04:01,150
‫،همۀ ما توی این دنیا هدفی داریم

75
00:04:01,180 --> 00:04:04,990
‫و این سرنوشت ماست که
‫،منتظر هستی باشیم

76
00:04:05,020 --> 00:04:07,660
‫تا اون هدف رو نشون‌مون بده

77
00:04:14,240 --> 00:04:16,330
‫ولی تو دیگه لازم نیست دنبال هدفت باشی...

78
00:04:19,540 --> 00:04:23,260
‫چون برای تو، اون روز فرا رسیده

79
00:04:26,380 --> 00:04:29,180
‫می‌خوای بدونی چرا؟

80
00:04:34,520 --> 00:04:38,280
‫من الیوت رو در هم می‌شکنم...

81
00:04:38,360 --> 00:04:41,190
‫و تو قراره چوب بیسبال آلومینیومیِ من باشی

82
00:04:41,214 --> 00:04:46,814
‫رسانه‌ی اینترنتی دِی‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫DayMovie.Org
‫« نایت‌مووی سابق »

83
00:04:46,838 --> 00:04:52,438
‫:. تیم ترجمه شــوتایـم تقدیم می‌کند .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show-Time.iN .:.</font>

84
00:04:52,462 --> 00:04:58,562
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

85
00:04:58,630 --> 00:05:01,790
‫من...الان دارم میرم خونۀ اولیویا

86
00:05:01,800 --> 00:05:03,470
‫رئیسش رو چیکار می‌کنی؟

87
00:05:03,550 --> 00:05:04,970
‫هنوز به مشخصات ورودش برای

88
00:05:05,050 --> 00:05:06,470
‫انتقال پول، نیاز داریم

89
00:05:06,480 --> 00:05:09,300
‫نگرانش نباش. یه نقشه دارم

90
00:05:09,310 --> 00:05:13,060
‫هک پروکسی ویرچوال ریلتی جواب داد؟

91
00:05:13,090 --> 00:05:15,060
‫آره، مشکلی نیست

92
00:05:15,090 --> 00:05:17,730
‫همۀ ترافیک شبکۀ رمزگذاری نشده رو می‌بینم

93
00:05:17,800 --> 00:05:20,320
‫محل این جلسۀ گروه دایوس چی؟

94
00:05:20,400 --> 00:05:21,810
‫می‌دونیم کجا تشکیل میشه؟

95
00:05:21,820 --> 00:05:23,660
‫پرایس موقعیت رو برام فرستاد

96
00:05:23,730 --> 00:05:25,730
‫باید توی پیام‌های دریافتی‌ات باشه

97
00:05:25,770 --> 00:05:27,400
‫یه هتل طرف دیگۀ

98
00:05:27,440 --> 00:05:29,660
‫خیابون هست که باید از اونجا کار کنیم

99
00:05:32,480 --> 00:05:35,580
‫می‌شنوی؟

100
00:05:35,610 --> 00:05:37,290
‫دارلین؟

101
00:05:38,840 --> 00:05:40,500
‫آره

102
00:05:42,340 --> 00:05:45,250
‫چند روز پیش که...

103
00:05:45,290 --> 00:05:50,090
‫گفتم اصلاً نباید می‌ذاشتم برگردی توی زندگیم...

104
00:05:50,170 --> 00:05:53,510
‫عوضی بازی در آوردم

105
00:05:53,520 --> 00:05:56,600
‫ببخشید

106
00:05:56,630 --> 00:06:00,480
‫گوشی‌ات هنوز موقعیتت رو
‫برام مخابره می‌کنه، درسته؟

107
00:06:00,550 --> 00:06:03,110
‫آره، چطور؟

108
00:06:03,180 --> 00:06:06,030
‫فقط مراقب باش، باشه؟

109
00:06:06,110 --> 00:06:10,110
‫،موبایلت رو پیش خودت نگه دار
‫تا بتونم ببینم کجایی

110
00:06:10,190 --> 00:06:12,330
‫نمی‌خوام دوباره از دستت بدم

111
00:06:17,700 --> 00:06:19,290
‫اوه، مرسی

112
00:06:19,320 --> 00:06:21,120
‫من...باید برم

113
00:06:36,170 --> 00:06:38,520
‫الی

114
00:06:38,590 --> 00:06:42,070
‫خیلی وقتـه ندیدمت

115
00:06:42,150 --> 00:06:43,730
‫اینجا چقدر برام آشناست

116
00:06:43,740 --> 00:06:45,520
‫آوردیش؟

117
00:06:45,600 --> 00:06:47,570
‫معلومـه که آوردمش، داداش

118
00:06:52,080 --> 00:06:54,160
‫زیر میز

119
00:07:02,830 --> 00:07:04,420
‫کجا میری؟

120
00:07:04,500 --> 00:07:06,330
‫باید برم

121
00:07:06,370 --> 00:07:07,596
‫لعنتی، همینطوری میری؟

122
00:07:07,620 --> 00:07:09,430
‫فکر می‌کردم قراره حرف بزنیم

123
00:07:09,510 --> 00:07:11,920
‫ببخشید، مرد، من...کار دارم

124
00:07:13,880 --> 00:07:17,100
‫،گوش کن، فقط محض اطلاعت
‫الان تمام‌وقت آزاد کار می‌کنم

125
00:07:17,110 --> 00:07:19,560
‫تنها وفاداری‌ام به پولـه

126
00:07:19,630 --> 00:07:20,930
‫پس شماره‌ام پیشت باشه

127
00:07:20,940 --> 00:07:22,560
‫،هر چی که خواستی

128
00:07:22,640 --> 00:07:25,190
‫می‌دونی که باید بیای سراغ خودم

129
00:07:25,220 --> 00:07:26,690
‫،عجیب غریب باش

130
00:07:26,720 --> 00:07:28,870
‫ولی غریبی نکن، گرفتی؟

131
00:07:33,360 --> 00:07:35,660
‫خدافظ، الی

132
00:07:50,640 --> 00:07:52,380
‫مجبور نیستیم اینکارو بکنیم

133
00:07:52,460 --> 00:07:53,880
‫می‌تونیم یه راهی برای
‫حرف زدن باهاش پیدا کنیم

134
00:07:53,920 --> 00:07:55,480
‫و اگه جواب منفی بده؟

135
00:07:55,550 --> 00:07:57,310
‫پس منطقی حرف می‌زنیم و قانعش می‌کنیم

136
00:07:57,390 --> 00:08:00,150
‫و اگه بازم جوابش منفی باشه؟

137
00:08:00,220 --> 00:08:02,150
‫وقت برای ریسک کردن نداریم

138
00:08:02,230 --> 00:08:04,890
‫این تنها راهـه

139
00:08:04,970 --> 00:08:09,490
‫هی. با این کار از یه خط قرمز رد میشی

140
00:08:09,570 --> 00:08:12,450
‫،خب، دیگه کار از کار گذشته
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

141
00:08:14,940 --> 00:08:16,450
‫حق با اونـه

142
00:08:16,520 --> 00:08:17,520
‫قبلاً یه اصولی داشتیم

143
00:08:17,590 --> 00:08:21,340
‫،خط قرمزهایی که ازشون رد نمی‌شدیم
‫حد و حدودی که تعیین می‌کردیم

144
00:08:21,410 --> 00:08:24,250
‫ولی انگار همه‌شون حسابی تغییر کردن

145
00:08:24,320 --> 00:08:27,830
‫سؤال اینه که...
‫می‌تونیم اون حد و حدود رو برگردونیم؟

146
00:08:27,840 --> 00:08:30,760
‫یا همونطور که گفت، کار از کار گذشته؟

147
00:08:32,680 --> 00:08:35,520
‫دوتا موکای نعناعیِ بزرگ

148
00:08:35,590 --> 00:08:38,350
‫امروز صبح توی پایک هالو چیکار می‌کردی؟

149
00:08:40,010 --> 00:08:42,680
‫چطوری اومدی اینجا؟

150
00:08:42,690 --> 00:08:44,900
‫برادرت کجاست؟

151
00:08:46,510 --> 00:08:48,570
‫جایی بردیش؟

152
00:08:49,850 --> 00:08:52,490
‫هنوز توی شهره؟

153
00:08:59,650 --> 00:09:01,630
‫باشه

154
00:09:09,330 --> 00:09:11,630
‫لعنت، دارلین، باید به رانندگی ادامه می‌دادی

155
00:09:11,700 --> 00:09:13,300
‫به کی زنگ می‌زنی؟

156
00:09:13,370 --> 00:09:15,560
‫نمی‌تونی این رو به اف‌بی‌آی خبر بدی

157
00:09:15,630 --> 00:09:17,550
‫اگه ارتش سیاه دربارۀ
‫،اون صحنۀ جرم بفهمه

158
00:09:17,560 --> 00:09:18,550
‫یکی رو می‌فرستن که...

159
00:09:18,560 --> 00:09:20,850
‫الانش هم فرستادن

160
00:09:23,900 --> 00:09:26,470
‫بگیر بشین

161
00:09:38,660 --> 00:09:40,490
‫- کلوراکس
‫- مارکت

162
00:09:40,570 --> 00:09:43,490
‫- چه کمکی ازم ساخته‌ست؟
‫- گیرش آوردم

163
00:09:43,530 --> 00:09:46,750
‫اوه، آفرین

164
00:09:46,760 --> 00:09:48,760
‫و برادرش؟

165
00:09:48,830 --> 00:09:51,880
‫نه، اونو لو نمیده

166
00:09:54,340 --> 00:09:57,590
‫خب، این خوب نیست

167
00:09:57,600 --> 00:10:00,430
‫پیشش بمون.
‫بذار ببینم چه جوابی می‌گیرم.

168
00:10:00,440 --> 00:10:02,190
‫یکم دیگه بهت زنگ می‌زنم

169
00:10:10,140 --> 00:10:11,440
‫سلام، عزیزم

170
00:10:21,360 --> 00:10:23,540
‫موکای نعناعی آوردم

171
00:10:28,660 --> 00:10:31,920
‫گفتن مثل کریسمس می‌مونه منتها توی لیوان

172
00:10:31,990 --> 00:10:34,260
‫خب، کریسمس که هست

173
00:10:37,330 --> 00:10:39,100
‫خیلی کار قشنگی کردی

174
00:10:47,650 --> 00:10:50,140
‫می‌خوای بیای تو؟

175
00:10:50,150 --> 00:10:52,640
‫آره

176
00:10:52,650 --> 00:10:54,400
‫باشه

177
00:11:13,340 --> 00:11:16,720
‫چیزی که قراره بهت بگم به نظر...

178
00:11:19,210 --> 00:11:21,470
‫یکم دیوونگی میاد

179
00:11:24,930 --> 00:11:26,980
‫چی شده؟

180
00:11:30,030 --> 00:11:33,100
‫دربارۀ مشتری‌هاتـه

181
00:11:33,180 --> 00:11:35,530
‫مشتری‌هام؟

182
00:11:36,870 --> 00:11:39,370
‫توی بانک ملی قبرس

183
00:11:50,570 --> 00:11:54,540
‫هیچوقت بهت نگفتم، کجا کار می‌کنم

184
00:11:54,550 --> 00:11:56,670
‫بانکی که عمدتاً

185
00:11:56,740 --> 00:11:59,540
‫با گروه دایوس کار می‌کنه

186
00:12:01,560 --> 00:12:03,170
‫جریان چیه؟

187
00:12:03,250 --> 00:12:05,180
‫اونا یه شرکت جنایت‌کار هستن که

188
00:12:05,250 --> 00:12:08,050
‫از قدرت و ثروت‌شون برای ادارۀ
‫دنیا استفاده می‌کنن

189
00:12:08,060 --> 00:12:11,510
‫بدون اینکه کسی بویی ببره

190
00:12:11,590 --> 00:12:13,220
‫باشه، نمی‌دونم چرا...

191
00:12:13,240 --> 00:12:16,390
‫،میدان تیان‌آمن، جنگ داخلی کنگو

192
00:12:16,410 --> 00:12:19,230
‫،هر دو جنگ توی عراق

193
00:12:19,240 --> 00:12:22,070
‫قتل‌عام شبه‌نظامی ال‌سالادو...

194
00:12:24,770 --> 00:12:28,070
‫بمب‌گذاری‌های سایبری

195
00:12:28,080 --> 00:12:30,030
‫اینا حتی ۵تای برترشون هم نیست

196
00:12:32,110 --> 00:12:38,370
‫باشه...کم کم داری منو می‌ترسونی

197
00:12:38,450 --> 00:12:41,540
‫بگو چیکار داری می‌کنی.
‫چرا می‌دونی کجا کار می‌کنم؟

198
00:12:41,620 --> 00:12:45,170
‫من هکت کردم

199
00:12:45,250 --> 00:12:47,060
‫جانم؟

200
00:12:48,680 --> 00:12:50,600
‫هکت کردم

201
00:12:53,130 --> 00:12:55,680
‫چرا؟

202
00:12:55,720 --> 00:12:58,240
‫می‌خوام یه کاری برام بکنی

203
00:12:59,720 --> 00:13:01,730
‫چی...جریان چیه؟

204
00:13:01,810 --> 00:13:05,280
‫می‌خوام یه زنگ به رئیست بزنی

205
00:13:05,290 --> 00:13:07,450
‫از قبل وارد سرورهای پراکسی‌شون شدم

206
00:13:07,460 --> 00:13:10,450
‫فقط می‌خوام وارد بشه تا
‫مشخصاتش رو کِش برم

207
00:13:11,640 --> 00:13:14,960
‫،می‌دونم این الان با عقلت جور در نمیاد

208
00:13:15,040 --> 00:13:21,210
‫ولی اولیویا، بهم اعتماد کن...
‫دارن ازت سوءاستفاده می‌کنن

209
00:13:21,240 --> 00:13:24,210
‫اونا ازم سوءاستفاده می‌کنن؟

210
00:13:24,290 --> 00:13:28,090
‫درسته، ولی می‌تونم جلوشون رو بگیرم

211
00:13:28,170 --> 00:13:30,640
‫می‌تونم یه بار برای همیشه جلوشون رو بگیرم

212
00:13:30,650 --> 00:13:33,390
‫فقط می‌خوام یه تماس بگیری

213
00:13:39,150 --> 00:13:40,240
‫برو بیرون

214
00:13:42,850 --> 00:13:45,650
‫- اینکارو نکن
‫- شوخی‌ات گرفته؟

215
00:13:45,660 --> 00:13:48,490
‫این بحث تمومـه

216
00:13:48,500 --> 00:13:51,330
‫گمشو بیرون

217
00:13:51,410 --> 00:13:53,070
‫الان

218
00:14:24,470 --> 00:14:27,200
‫اگه توی آزمایش مواد رد بشی، چی میشه؟

219
00:14:30,280 --> 00:14:33,320
‫چی گفتی؟

220
00:14:33,400 --> 00:14:35,780
‫دربارۀ نبردت سر حضانت می‌دونم

221
00:14:40,220 --> 00:14:42,330
‫اگه آزمایش اکسی‌کدون‌ات مثبت بشه...

222
00:14:42,410 --> 00:14:43,766
‫چی داری زر می‌زنی؟

223
00:14:43,790 --> 00:14:45,790
‫من ۸ سالـه که پاکم

224
00:14:48,710 --> 00:14:50,560
‫نه، نیستی

225
00:15:15,440 --> 00:15:17,490
‫بهم مواد دادی؟

226
00:15:21,780 --> 00:15:24,760
‫،باید مطمئن می‌شدم
‫به حرفم گوش میدی

227
00:15:24,830 --> 00:15:26,920
‫به رئیست توی بانک قبرس زنگ می‌زنی

228
00:15:26,930 --> 00:15:29,340
‫،کاری می‌کنی وارد وبسایت بانک بشه

229
00:15:29,410 --> 00:15:31,100
‫و فقط همین

230
00:15:31,170 --> 00:15:32,670
‫بعدش میرم

231
00:15:41,690 --> 00:15:45,770
‫اگه کاری که میگم رو نکنی...

232
00:15:45,780 --> 00:15:48,520
‫پسرت رو از دست میدی

233
00:15:58,480 --> 00:16:00,700
‫چرا اینکارو می‌کنی؟

234
00:16:06,470 --> 00:16:08,800
‫وقتم داشت تموم می‌شد

235
00:16:10,970 --> 00:16:13,720
‫این سریع‌ترین راه برای متقاعد کردنت بود

236
00:16:21,890 --> 00:16:23,770
‫این در فاصلۀ یه مایلیِ

237
00:16:23,840 --> 00:16:25,820
‫جایی گرفته شده که لاشۀ سوختۀ

238
00:16:25,900 --> 00:16:27,730
‫ونی که دنبال آقای آلدرسون بوده، پیدا شده

239
00:16:27,760 --> 00:16:30,150
‫،ما خواهرش رو گرفتیم

240
00:16:30,160 --> 00:16:32,820
‫ولی هنوز دنبال خودش هستیم

241
00:16:32,830 --> 00:16:38,450
‫به محض اینکه پیداش کنیم، به نظرم...

242
00:16:40,840 --> 00:16:42,710
‫به نظرت چی؟

243
00:16:44,750 --> 00:16:48,330
‫وقتشـه، وزیر ژنگ

244
00:16:48,340 --> 00:16:49,960
‫اون آدم دردسرسازیـه

245
00:16:50,040 --> 00:16:52,000
‫حرفای احمقانه می‌زنی

246
00:16:52,010 --> 00:16:53,000
‫،اگه بکُشیمش

247
00:16:53,010 --> 00:16:54,960
‫هک ارسالش هم باهاش از بین میره

248
00:16:55,040 --> 00:16:57,840
‫جلسۀ گروه دایوس امشبـه

249
00:16:57,850 --> 00:16:59,680
‫به حرفات فکر کن

250
00:16:59,690 --> 00:17:01,690
‫تمام اعضا میان اونجا

251
00:17:01,770 --> 00:17:02,640
‫خیلی خطرناکـه

252
00:17:02,720 --> 00:17:03,930
‫،من انقدر به هدفم نزدیک نمیشم

253
00:17:03,970 --> 00:17:08,310
‫فقط برای اینکه ببینم دوباره
‫همه چیز رو از دست میدم

254
00:17:08,390 --> 00:17:10,700
‫می‌خوام آقای آلدرسون رو پیدا کنی و

255
00:17:10,770 --> 00:17:12,770
‫بیاریش اینجا

256
00:17:12,810 --> 00:17:14,860
‫باید پتانسیل کامل چیزی که

257
00:17:14,870 --> 00:17:17,450
‫داریم روش کار می‌کنیم رو ببینه

258
00:17:21,570 --> 00:17:24,880
‫وقتشـه بفهمـه که
‫ما توی یه جبهه‌ایم

259
00:17:45,900 --> 00:17:47,480
‫- پلیسمنت
‫- بندیت

260
00:17:47,510 --> 00:17:50,230
‫اوضاع اونجا چطوره؟

261
00:17:50,240 --> 00:17:52,980
‫- خوبه
‫- خبرای خوب و بدی دارم

262
00:17:53,060 --> 00:17:55,480
‫رؤسا الیوت رو می‌خوان، نه خواهرش رو

263
00:17:55,560 --> 00:17:58,490
‫هنوز نگفته اون کجاست، درسته؟

264
00:17:58,560 --> 00:18:00,910
‫اینکارو نمی‌کنه

265
00:18:00,920 --> 00:18:02,920
‫ولی حرفاش رو با برادرش شنیدم

266
00:18:02,990 --> 00:18:04,336
‫می‌تونیم از روی گوشیش، الیوت رو پیدا کنیم

267
00:18:04,360 --> 00:18:05,990
‫اوه، جالبه

268
00:18:06,070 --> 00:18:08,330
‫و موبایلش دستتـه دیگه؟

269
00:18:08,410 --> 00:18:11,420
‫آره، همینجاست، پس نیازی بهش نداریم

270
00:18:11,430 --> 00:18:12,849
‫عالیـه

271
00:18:12,850 --> 00:18:16,050
‫خب، پس من با تیمم میام تا گوشی رو بگیریم

272
00:18:17,460 --> 00:18:19,170
‫اون چی؟

273
00:18:19,210 --> 00:18:21,510
‫بکُشش

274
00:18:31,110 --> 00:18:32,200
‫چی؟

275
00:18:32,210 --> 00:18:34,190
‫خودت گفتی نیازی بهش نداریم

276
00:18:34,220 --> 00:18:36,070
‫اینطوری دردسرش کمتره

277
00:18:40,030 --> 00:18:43,030
‫از پس اینکار برمیای، درسته؟

278
00:18:44,440 --> 00:18:46,080
‫چون آخرین باری که

279
00:18:46,150 --> 00:18:49,580
‫- صد درصد نبودی رو یادمـه...
‫- نه

280
00:18:49,660 --> 00:18:50,710
‫مشکلی ندارم

281
00:18:50,780 --> 00:18:53,540
‫فقط میگم، اگه مثل دفعۀ قبل

282
00:18:53,620 --> 00:18:56,210
‫،صد درصد نیستی، باید همین الان بهم بگی

283
00:18:56,250 --> 00:18:57,330
‫تا برای کُشتن مادرت و

284
00:18:57,400 --> 00:18:58,936
‫تمام خانوادت وقت کنار بذارم

285
00:18:58,960 --> 00:19:01,880
‫نه

286
00:19:01,920 --> 00:19:03,310
‫از پسش برمیام

287
00:19:03,390 --> 00:19:07,390
‫عالیـه. من رأس سه و نیم اونجام

288
00:19:07,470 --> 00:19:09,360
‫مطمئن شو تا اونموقع تموم شده باشه

289
00:19:10,510 --> 00:19:12,940
‫چیه؟

290
00:19:21,940 --> 00:19:24,320
‫چی گفت؟

291
00:19:31,340 --> 00:19:33,580
‫لعنتی! چه غلطی می‌کنی؟

292
00:19:33,660 --> 00:19:35,920
‫صبرکن!

293
00:19:35,950 --> 00:19:38,590
‫صبرکن! وایسا!

294
00:19:38,660 --> 00:19:40,590
‫پاشو!

295
00:19:43,430 --> 00:19:46,190
‫چه گوهی می‌خوری؟

296
00:19:46,260 --> 00:19:47,930
‫امنیت خانوادم رو تأمین می‌کنم

297
00:19:47,960 --> 00:19:49,350
‫زانو بزن!

298
00:19:55,530 --> 00:19:59,020
‫پس به همین راحتیـه؟

299
00:19:59,030 --> 00:20:01,440
‫اونا بهت میگن منو بکُشی و تو هم می‌کُشی؟

300
00:20:01,520 --> 00:20:02,956
‫،گوشی‌ات موقعیت الیوت رو بهشون میده

301
00:20:02,980 --> 00:20:03,700
‫پس نیازی بهت ندارن

302
00:20:03,780 --> 00:20:05,950
‫این دیوونگیـه. تو همچین آدمی نیستی، دومنیک!

303
00:20:05,980 --> 00:20:07,106
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی!

304
00:20:07,130 --> 00:20:09,280
‫باورم نمیشه جرأت گفتن اینو داری

305
00:20:09,320 --> 00:20:10,660
‫تو زندگی منو تباه کردی

306
00:20:10,740 --> 00:20:12,120
‫درسته. قبول دارم، باشه؟

307
00:20:12,150 --> 00:20:13,206
‫ولی باعث نمیشه همچین آدمی باشی!

308
00:20:13,230 --> 00:20:15,550
‫تو همینطوری با خونسردی به بقیه شلیک نمی‌کنی!

309
00:20:15,630 --> 00:20:18,290
‫- من به خاطر تو اینجام
‫- می‌دونم

310
00:20:18,370 --> 00:20:21,550
‫- تو این بلا رو سرم آوردی!
‫- می‌دونم!

311
00:20:21,560 --> 00:20:23,300
‫باشه، حق با تو بود

312
00:20:23,370 --> 00:20:25,300
‫باشه؟ من اشتباه می‌کردم

313
00:20:25,380 --> 00:20:27,130
‫یه فرصت بده تا جبران کنم

314
00:20:27,170 --> 00:20:29,180
‫می‌تونم تو رو از این وضع خلاص کنم

315
00:20:29,260 --> 00:20:31,140
‫- راه فراری نیست
‫- من یه نقشه دارم

316
00:20:31,220 --> 00:20:33,180
‫فکر می‌کنی نقشه‌ات به پشمم هست؟

317
00:20:33,260 --> 00:20:35,060
‫ما یه بار برای همیشه
‫ارتش سیاه رو از بین می‌بریم

318
00:20:35,070 --> 00:20:37,140
‫امشب انجامش میدیم

319
00:20:37,180 --> 00:20:39,480
‫دیگه دیره

320
00:20:39,560 --> 00:20:42,070
‫خواهش می‌کنم، دومنیک، دیر نیست

321
00:20:42,080 --> 00:20:43,570
‫نه، باید این اتفاق بیفته

322
00:20:43,580 --> 00:20:46,030
‫وقت کافی نیست.
‫دیگه دیره.

323
00:20:46,110 --> 00:20:48,160
‫- دومنیک، گوش کن!
‫- اونا میان اینجا. سه و نیم

324
00:20:48,190 --> 00:20:50,410
‫گوش کن چی میگم. می‌دونم گند زدم، باشه؟

325
00:20:50,420 --> 00:20:52,490
‫ولی هنوز دیر نشده

326
00:20:52,570 --> 00:20:54,660
‫اگه بذاری برم، می‌تونم جلوی اینو بگیرم، باشه؟

327
00:20:54,740 --> 00:20:57,080
‫به خدا قسم. اگه فقط بذاری برم

328
00:20:57,090 --> 00:20:59,000
‫- خواهش می‌کنم!
‫- متأسفم

329
00:21:01,040 --> 00:21:03,090
‫نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!

330
00:21:03,100 --> 00:21:04,510
‫متأسف نباش، دومنیک

331
00:21:04,580 --> 00:21:05,840
‫نباش، نباش!

332
00:21:05,880 --> 00:21:09,180
‫متأسف نباش، دومنیک، باشه؟
‫خواهش می‌کنم، متأسفم نباش

333
00:21:09,210 --> 00:21:11,600
‫مجبور نیستی اینکارو بکنی.
‫تو آدم خوبی هستی!

334
00:21:11,610 --> 00:21:14,230
‫- تو همچین آدمی نیستی!
‫- خفه شو!

335
00:21:20,220 --> 00:21:23,160
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی

336
00:21:25,060 --> 00:21:26,440
‫لعنتی

337
00:21:26,450 --> 00:21:29,160
‫کِی می‌تونه باهام تماس بگیره؟

338
00:21:30,650 --> 00:21:32,670
‫فوریـه، آره

339
00:21:34,240 --> 00:21:36,080
‫می‌دونم، ولی در رابطه با آقای کولکاچف هستش

340
00:21:36,160 --> 00:21:38,630
‫باید بدونه

341
00:21:40,240 --> 00:21:42,340
‫باشه، عالیـه

342
00:21:43,620 --> 00:21:46,220
‫کریسمس مبارک

343
00:21:52,560 --> 00:21:54,060
‫به نظرت چقدر طول می‌کشه؟

344
00:21:54,090 --> 00:21:56,430
‫ریدم بهت

345
00:22:01,490 --> 00:22:05,110
‫زندگی من تمومـه.
‫می‌خوام اینو بدونی.

346
00:22:05,180 --> 00:22:06,570
‫فقط باید باهاش حرف بزنی

347
00:22:06,600 --> 00:22:08,940
‫بعدش من میرم

348
00:22:09,020 --> 00:22:11,540
‫هیچی به تو مرتبط نمیشه

349
00:22:13,150 --> 00:22:15,500
‫و فکر می‌کنی فقط همینـه، ها؟

350
00:22:17,200 --> 00:22:19,380
‫فقط یکم مواد، به خورد یه معتاد دادی

351
00:22:20,530 --> 00:22:23,460
‫باهاش کنار میای

352
00:22:23,540 --> 00:22:26,180
‫آشغال مغرور

353
00:22:27,670 --> 00:22:28,670
‫شاید تو بتونی یه اشتباه کنی و

354
00:22:28,700 --> 00:22:32,300
‫مشکل خاصی برات پیش نیاد، ولی من نمی‌تونم

355
00:22:32,380 --> 00:22:35,300
‫این نابودم می‌کنه

356
00:22:35,380 --> 00:22:37,270
‫پس ریدم بهت

357
00:22:40,340 --> 00:22:41,776
‫شاید باید قبل اینکه شروع می‌کردی به

358
00:22:41,800 --> 00:22:44,650
‫کار کردن برای اونا، به این فکر می‌کردی

359
00:22:44,720 --> 00:22:47,580
‫منظورت چیه؟

360
00:22:49,520 --> 00:22:53,110
‫بانک خارجی توی قبرس

361
00:22:53,190 --> 00:22:55,670
‫به اینکه چجور پولی میره اونجا

362
00:22:57,150 --> 00:22:58,660
‫می‌دونی، بیخیال

363
00:22:58,740 --> 00:23:01,500
‫تو احمق نیستی

364
00:23:01,570 --> 00:23:03,790
‫مطمئنم یه بخشی از وجودت
‫همیشه خبر داشته

365
00:23:03,830 --> 00:23:06,290
‫تو تصمیم گرفتی نادیده بگیریش

366
00:23:06,330 --> 00:23:09,170
‫تصمیمات من ربطی به تو ندارن

367
00:23:09,250 --> 00:23:11,340
‫درک می‌کنم

368
00:23:11,420 --> 00:23:13,560
‫یه کار می‌خواستی.
‫اونا پول خوبی می‌دادن.

369
00:23:13,640 --> 00:23:16,400
‫همینطوری کار می‌کنن.
‫مدل کسب و کارشون همینـه.

370
00:23:17,670 --> 00:23:19,350
‫،همه رو یه گوشه گیر میندازن

371
00:23:19,430 --> 00:23:23,070
‫،تا اینکه تنها کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که اصول‌مون رو کنار بذاریم

372
00:23:24,390 --> 00:23:27,480
‫واسه همین کاری که می‌کنم، باید انجام بشه

373
00:23:27,520 --> 00:23:30,650
‫دارن بهت آسیب می‌زنن...

374
00:23:30,690 --> 00:23:32,650
‫همونطور که به هممون می‌زنن

375
00:23:32,690 --> 00:23:36,250
‫الان تنها کسی که
‫بهم آسیب می‌زنه، تویی

376
00:23:40,910 --> 00:23:43,210
‫،کنجکاوم بدونم برای رسیدن به چیزی که می‌خوای

377
00:23:43,280 --> 00:23:45,830
‫مجبور شدی به چند نفر صدمه بزنی

378
00:23:49,460 --> 00:23:52,180
‫چند نفر، الیوت؟

379
00:23:55,420 --> 00:23:57,340
‫،چند نفر مجبور شدن

380
00:23:57,380 --> 00:23:59,480
‫به خاطر تو عذاب بکشن؟

381
00:24:06,640 --> 00:24:09,120
‫ارزشش رو داشت؟

382
00:24:25,240 --> 00:24:27,840
‫من خیلی به هم ریخته‌ام

383
00:24:29,830 --> 00:24:31,800
‫میشه برم دستشویی؟

384
00:24:33,380 --> 00:24:35,600
‫آره، برو

385
00:24:50,230 --> 00:24:52,230
‫،پس خوابیدن با من جزء نقشه بود

386
00:24:52,270 --> 00:24:54,580
‫یا فقط یه تصادف خوشایند بود؟

387
00:24:56,690 --> 00:24:58,830
‫تصادفی بود

388
00:25:04,280 --> 00:25:06,550
‫چه خوب

389
00:25:24,720 --> 00:25:27,770
‫تقریباً تمومـه

390
00:25:27,850 --> 00:25:31,980
‫،وقتی رئیسش زنگ بزنه
‫چیزی که می‌خوایم رو گیر میاریم و می‌ریم

391
00:25:37,560 --> 00:25:38,799
‫اگه انقدر انکار نمی‌کرد که

392
00:25:38,800 --> 00:25:42,830
‫داره برای کی کار می‌کنه، همه چیز
‫خیلی راحت‌تر می‌شد

393
00:25:44,740 --> 00:25:46,830
‫ایناهاشش

394
00:25:46,910 --> 00:25:49,460
‫این احساس ترس

395
00:25:51,220 --> 00:25:52,700
‫فقط وقتی از خط قرمزی عبور می‌کنی که

396
00:25:52,750 --> 00:25:56,460
‫نمی‌دونستی وجود داره، به وجود میاد

397
00:25:56,540 --> 00:25:59,010
‫شاید اون ترس چیز خوبیـه

398
00:26:05,050 --> 00:26:09,180
‫هر چی نباشه، وقتی می‌فهمی که
‫از یه خط قرمز رد شدی...

399
00:26:11,060 --> 00:26:13,560
‫یعنی هنوز خط قرمزی داشتی

400
00:26:16,350 --> 00:26:19,700
‫ولی وقتی تمام اون خط‌های قرمز
‫،همه پشت سرت هستن

401
00:26:19,770 --> 00:26:22,530
‫جلوت فقط تاریکی هست

402
00:26:25,030 --> 00:26:29,330
‫اون مبتلا به بی‌خوابی و اضطراب احتماعیـه

403
00:26:29,370 --> 00:26:31,500
‫من...دیگه نمی‌دونم چی بهت بگم

404
00:26:31,530 --> 00:26:35,340
‫اعتیاد به مورفین، زندان، بابای مُرده

405
00:26:35,410 --> 00:26:38,670
‫داری چیزای الکی بهم میگی، دختر

406
00:26:38,750 --> 00:26:40,590
‫من اصل کاری رو می‌خوام

407
00:26:44,960 --> 00:26:46,850
‫لطفاً بذار برم

408
00:26:46,920 --> 00:26:49,680
‫هر چی که دنبالشی، من نمی‌دونم

409
00:26:49,720 --> 00:26:53,560
‫می‌دونم شما دوتا رابطۀ خاصی داشتید؟

410
00:26:56,560 --> 00:26:59,780
‫خاص؟

411
00:26:59,790 --> 00:27:02,030
‫اون منو هک کرد

412
00:27:02,060 --> 00:27:04,370
‫دوست پسر سابقم رو تهدید کرد

413
00:27:04,400 --> 00:27:06,580
‫من رو تهدید کرد

414
00:27:06,650 --> 00:27:08,080
‫،می‌دونم، مجبور بودم دیگه نبینمش

415
00:27:08,150 --> 00:27:09,410
‫چون خیلی منو می‌ترسوند

416
00:27:09,490 --> 00:27:11,870
‫تو از اون نمی‌ترسیدی!

417
00:27:11,950 --> 00:27:14,300
‫عاشقش بودی!

418
00:27:18,970 --> 00:27:22,550
‫اون نگاه توی چشمات رو دیدم

419
00:27:22,630 --> 00:27:24,520
‫بهم دروغ نگو

420
00:27:26,980 --> 00:27:30,720
‫این کار جواب نمیده

421
00:27:30,760 --> 00:27:33,810
‫یهویی عصبانی شدن‌هات

422
00:27:33,820 --> 00:27:36,730
‫،فقط چون وقتی بچه بودی، بهت زور می‌گفتن

423
00:27:36,810 --> 00:27:40,330
‫چون مردم بهت آسیب زدن...

424
00:27:40,400 --> 00:27:42,240
‫تا اینکه اون روز، چوب بیسبال رو چرخوندی و

425
00:27:42,270 --> 00:27:45,570
‫یاد گرفتی چطوری تو هم بهشون آسیب بزنی...

426
00:27:45,650 --> 00:27:49,340
‫به این معنی نیست که روی من هم جواب میده

427
00:28:01,040 --> 00:28:03,390
‫صبرکن ببینم

428
00:28:05,380 --> 00:28:08,060
‫یه لحظه صبرکن

429
00:28:09,840 --> 00:28:12,860
‫خانم کریستا، تو...

430
00:28:12,940 --> 00:28:15,530
‫داری میگی من بچه کونی‌ام؟

431
00:28:18,970 --> 00:28:21,860
‫هی، پیناتز

432
00:28:21,870 --> 00:28:24,990
‫شنیدی چی صدام کرد؟

433
00:28:25,060 --> 00:28:26,950
‫بهتون گفت بچه کونی

434
00:28:27,020 --> 00:28:29,620
‫هی، هاوی

435
00:28:29,690 --> 00:28:31,870
‫شنیدی بهم گفت بچه کونی؟

436
00:28:31,880 --> 00:28:33,840
‫همینو شنیدم

437
00:28:40,560 --> 00:28:42,800
‫دیدی؟

438
00:28:42,830 --> 00:28:45,130
‫واسه همین کارت درسته

439
00:28:45,170 --> 00:28:48,470
‫حتی کونی‌هام هم بهم نمیگن بچه کونی

440
00:28:48,550 --> 00:28:50,640
‫وای خدای من!

441
00:28:55,740 --> 00:28:57,520
‫- اون کیه؟
‫- جیسون

442
00:29:02,080 --> 00:29:03,650
‫جیسون، ها؟

443
00:29:05,940 --> 00:29:08,990
‫دوست پسرتـه؟

444
00:29:09,070 --> 00:29:12,420
‫شاید باید بیاریمش تو

445
00:29:12,500 --> 00:29:14,830
‫شاید اینطوری...به حرف بیای

446
00:29:14,860 --> 00:29:16,540


447
00:29:16,620 --> 00:29:17,660
‫عزیزم، خونه‌ای؟

448
00:29:19,120 --> 00:29:21,430
‫نظرت چیه، خانم کریستا؟

449
00:29:21,500 --> 00:29:23,840
‫یه جشن کریسمس حسابی می‌گیریم

450
00:29:38,850 --> 00:29:41,520
‫تونستم جلوی خونریزی رو بگیرم

451
00:29:50,570 --> 00:29:53,080
‫حالت خوب میشه

452
00:30:03,250 --> 00:30:06,100
‫من متأسفم

453
00:30:16,260 --> 00:30:18,570
‫حرفتو باور نمی‌کنم

454
00:30:49,290 --> 00:30:51,760
‫گفتی کسایی که واسشون کار می‌کنم...

455
00:30:56,380 --> 00:30:59,530
‫مسئول قتل‌عام ال‌سالادو بودن؟

456
00:31:08,310 --> 00:31:10,280
‫مامانم اونجا مُرد

457
00:31:12,690 --> 00:31:14,950
‫می‌دونم

458
00:31:23,290 --> 00:31:25,220
‫اولیویا...

459
00:31:29,500 --> 00:31:32,220
‫من می‌تونم جلوشون رو بگیرم

460
00:31:53,410 --> 00:31:54,990
‫سلام

461
00:31:55,020 --> 00:31:58,660
‫،ببخشید که توی تعطیلات مزاحم میشم

462
00:31:58,690 --> 00:32:02,410
‫ولی آقای کولکاچف برای انتقال پول‌ها

463
00:32:02,420 --> 00:32:04,830
‫اجازه می‌خوان

464
00:32:10,370 --> 00:32:13,670
‫درخواستش رو نمی‌بینید؟

465
00:32:13,710 --> 00:32:14,890
‫مطمئن هستید؟

466
00:32:28,430 --> 00:32:31,530
‫هنوزم نمی‌بینم

467
00:32:31,560 --> 00:32:33,440
‫باشه، عجیبـه

468
00:32:33,450 --> 00:32:36,530
‫گفت که فوریـه

469
00:32:36,570 --> 00:32:38,870
‫شاید نظرش عوض شده

470
00:32:40,740 --> 00:32:44,370
‫دوباره بهشون زنگ می‌زنم و...
‫بعد هم به شما

471
00:32:47,620 --> 00:32:49,710
‫باشه، ممنونم

472
00:32:52,410 --> 00:32:54,880
‫کریسمس شما هم مبارک

473
00:32:57,960 --> 00:33:00,390
‫هر چی که نشون بده تو و رئیست

474
00:33:00,420 --> 00:33:03,310
‫دست داشتید رو از بین می‌برم

475
00:33:03,320 --> 00:33:05,320
‫به هیچ وجه نمی‌فهمن کار تو بوده

476
00:33:08,730 --> 00:33:11,660
‫می‌دونی، شاید من برای هیولاها کار کنم...

477
00:33:17,770 --> 00:33:19,960
‫ولی تو خودت یه هیولایی

478
00:33:21,820 --> 00:33:26,340
‫،و تو بدترین نوعِ هیولایی
‫چون خودت خبر نداری

479
00:33:58,520 --> 00:34:01,870
‫اوه، لعنت

480
00:34:01,950 --> 00:34:04,080
‫دوست پسرت ناراحتـه که راهش ندادی

481
00:34:10,990 --> 00:34:13,790
‫اه...باشه

482
00:34:20,710 --> 00:34:25,970
‫،حالا...قبل اینکه دوست پسرت اومد و رفت

483
00:34:26,050 --> 00:34:27,970
‫داشتی بهم می‌گفتی بچه کونی؟

484
00:34:31,220 --> 00:34:33,690
‫آروم، دختر

485
00:34:33,770 --> 00:34:35,820
‫بهم برنخورد

486
00:34:35,850 --> 00:34:38,650
‫،در واقع، تقصیر خودم بود

487
00:34:38,730 --> 00:34:40,410
‫چون تمام داستان رو بهت نگفتم

488
00:34:40,490 --> 00:34:41,660
‫،ببین

489
00:34:41,730 --> 00:34:45,830
‫داشتم نقش‌ات رو بهت توضیح می‌دادم

490
00:34:45,860 --> 00:34:48,420
‫که تو چوب بیسبال منی

491
00:34:50,670 --> 00:34:54,000
‫ولی اون چوب بیسبال، پایان داستان نیست

492
00:34:54,040 --> 00:34:56,930
‫نه

493
00:35:06,010 --> 00:35:08,010
‫،پس بعد اینکه قلدره

494
00:35:08,050 --> 00:35:10,180
‫از بچه کونی...

495
00:35:10,260 --> 00:35:15,440
‫،تا سر حد مرگ کتک خورد

496
00:35:15,450 --> 00:35:18,120
‫توی بیمارستان به هوش اومد

497
00:35:19,770 --> 00:35:22,860
‫همون موقع بود که بچه کونی اومد تو

498
00:35:22,940 --> 00:35:26,580
‫مثل روح کریسمس گذشته

499
00:35:26,650 --> 00:35:28,200
‫قلدره اونو می‌بینه و می‌زنه زیر گریه

500
00:35:28,280 --> 00:35:29,549
‫یعنی، طرف ترسیده بود

501
00:35:29,550 --> 00:35:32,870
‫حتماً فکر کرده که پسره
‫اومده تا کارشو تموم کنه

502
00:35:35,240 --> 00:35:37,710
‫ولی می‌دونی چی شد؟

503
00:35:41,500 --> 00:35:44,220
‫بچه کونی فقط رفت

504
00:35:44,290 --> 00:35:47,100
‫بالای تخت قلدره و...

505
00:35:50,930 --> 00:35:53,730
‫دستش رو گرفت

506
00:35:53,800 --> 00:35:55,650
‫آره

507
00:35:55,660 --> 00:35:57,450
‫دستش رو گرفت...

508
00:35:59,640 --> 00:36:01,990
‫همینطوری

509
00:36:03,830 --> 00:36:07,740
‫خیلی آروم و یواش

510
00:36:07,820 --> 00:36:11,410
‫و بعد بهش نزدیک شد

511
00:36:14,510 --> 00:36:17,630
‫به قلدره که همش...

512
00:36:17,700 --> 00:36:21,250
‫دماغشو بالا می‌کشه و گریه می‌کنه، نگاه می‌کنه

513
00:36:21,290 --> 00:36:23,680
‫بهش نگاه کرد و گفت...

514
00:36:27,020 --> 00:36:29,100
‫«حالا درکت می‌کنم»

515
00:36:34,840 --> 00:36:38,100
‫بچه کونی وقتی پیداش شد که
‫هیچکس دیگه نمیومد

516
00:36:38,180 --> 00:36:43,870
‫قلدرش رو طوری درک کرد که هیچکس نمی‌تونست...

517
00:36:43,950 --> 00:36:46,700
‫و فقط همین لازم بود

518
00:36:46,710 --> 00:36:51,540
‫،و خانم کریستا، از اون لحظه به بعد

519
00:36:51,620 --> 00:36:54,830
‫قلدره تا ابد مال اون بود

520
00:36:59,830 --> 00:37:03,460
‫،حالا، اگه بخوام الیوت مال من بشه
‫فقط نباید در هم بشکنمش

521
00:37:03,540 --> 00:37:05,550
‫من و الیوت در سطحِ...

522
00:37:05,560 --> 00:37:08,130
‫روحانی با هم ارتباط داریم

523
00:37:08,170 --> 00:37:10,970
‫باید شناخت کاملی ازش پیدا کنم و

524
00:37:11,050 --> 00:37:13,730
‫در هم شکستنش فایدۀ چندانی نداره

525
00:37:13,810 --> 00:37:17,140
‫باید در هم بشکنمش تا بتونم از نو بسازمش

526
00:37:17,220 --> 00:37:18,650
‫باید روحش رو زخمی کنم تا

527
00:37:18,680 --> 00:37:20,150
‫خودم بتونم ترمیمش کنم

528
00:37:20,220 --> 00:37:22,910
‫اینطوری یه نفر مال تو میشه

529
00:37:25,900 --> 00:37:27,750
‫،حالا حرفای بعدی‌ای که از دهنت میان بیرون

530
00:37:27,820 --> 00:37:29,990
‫باید دقیقاً همون چیزی باشه که می‌خوام

531
00:37:30,070 --> 00:37:31,580
‫،نه به خاطر خودم

532
00:37:31,660 --> 00:37:35,330
‫،بلکه به خاطر خودت و دوست پسرت جیسون

533
00:37:35,360 --> 00:37:38,590
‫که توی پلاک ۱۴۰۴ خیابون جی زندگی می‌کنه

534
00:37:41,790 --> 00:37:44,180
‫تو می‌دونی چی می‌خوام

535
00:37:45,770 --> 00:37:48,010
‫باید اونو بهم بگی

536
00:37:57,350 --> 00:37:58,610
‫،اگه اینکارو بکنی

537
00:37:58,690 --> 00:38:01,860
‫دلیلی ندارم که آزادت نکنم

538
00:38:06,950 --> 00:38:08,700
‫توی چشمم نگاه کن

539
00:38:13,900 --> 00:38:15,700
‫بهم اعتماد کن

540
00:38:39,930 --> 00:38:43,060
‫برو سراغ قفسۀ بایگانی دفترم

541
00:38:45,660 --> 00:38:48,400
‫یه پوشه توی کشوی پایینی هست

542
00:38:51,330 --> 00:38:54,830
‫برو روی صفحه‌ای که نوشته
‫«سپتامبر ۲۰۱۵»

543
00:38:58,010 --> 00:39:00,750
‫دنبال اسم الیوت بگرد

544
00:39:17,270 --> 00:39:20,360
‫اونجا چی پیدا می‌کنم؟

545
00:39:25,350 --> 00:39:27,870
‫آقای روبات

546
00:39:30,730 --> 00:39:32,370
‫اون چیه؟

547
00:39:35,020 --> 00:39:39,950
‫اونطوری...می‌تونی در هم بشکنیش

548
00:39:57,730 --> 00:40:00,890
‫اوه، سرم درد می‌کنه

549
00:40:16,570 --> 00:40:19,160
‫فکر می‌کردم قراره منو بکُشی

550
00:40:19,240 --> 00:40:21,380
‫یه ساعت بهم وقت دادن

551
00:40:28,170 --> 00:40:30,010
‫چقدر گذشته؟

552
00:40:31,580 --> 00:40:33,760
‫فقط موبایلت رو باز کن

553
00:40:33,770 --> 00:40:37,060
‫اونا فقط موقعیت الیوت رو می‌خوان

554
00:40:38,180 --> 00:40:40,350
‫- نمی‌تونم
‫- می‌تونی

555
00:40:40,420 --> 00:40:42,180
‫اگه پای خانوادۀ خودت وسط بود چیکار می‌کردی؟

556
00:40:42,220 --> 00:40:44,230
‫همین الان پاشون وسطـه

557
00:40:55,940 --> 00:40:58,290
‫اون شبی که با هم بودیم رو یادتـه؟

558
00:40:59,960 --> 00:41:01,460
‫می‌دونم احتمالاً فکر می‌کنی که

559
00:41:01,540 --> 00:41:04,130
‫بدترین شب زندگی‌ات بوده...

560
00:41:05,470 --> 00:41:07,370
‫شبی که همه چیز به هم ریخت

561
00:41:07,410 --> 00:41:12,960
‫- ولی وقتی من بهش فکر می‌کنم، اون شب...
‫- نگو

562
00:41:12,970 --> 00:41:14,970
‫خوب بود

563
00:41:16,580 --> 00:41:19,390
‫تا جایی که یادمـه، آخرین باری بود که
‫احساس خوبی داشتم

564
00:41:24,260 --> 00:41:26,900
‫فقط داشتی ازم سوء استفاده می‌کردی

565
00:41:28,100 --> 00:41:30,950
‫می‌دونی که بیشتر از این حرفا بود

566
00:41:40,320 --> 00:41:45,830
‫ببین...هر کاری که مجبوری بکنی، درک می‌کنم

567
00:41:45,840 --> 00:41:50,250
‫باشه؟ ولی فقط...حداقل اینو باور کن

568
00:42:05,360 --> 00:42:07,930
‫وقتم تمومـه

569
00:42:17,370 --> 00:42:18,910
‫پاشو

570
00:42:21,070 --> 00:42:23,620
‫- کجا میریم؟
‫- یالا، پاشو

571
00:42:23,690 --> 00:42:25,540
‫- کجا میریم؟
‫- پاشو

572
00:42:25,550 --> 00:42:27,330
‫یالا، بیا بریم

573
00:42:31,370 --> 00:42:32,380
‫تو بهم حمله کردی و

574
00:42:32,460 --> 00:42:34,210
‫قبل اینکه بتونم کاری بکنم، تموم شد

575
00:42:34,220 --> 00:42:36,170
‫چی داری میگی؟

576
00:42:36,250 --> 00:42:39,470
‫اینو بگیر و سریع تمومش کن

577
00:42:39,500 --> 00:42:41,380
‫- می‌خوای بهت شلیک کنم؟
‫- این تنها راهـه

578
00:42:41,400 --> 00:42:42,140
‫زودباش، وقتمون داره تموم میشه

579
00:42:42,210 --> 00:42:43,050
‫باید منو بکُشی

580
00:42:43,060 --> 00:42:44,640
‫من تو رو نمی‌کُشم، باشه؟

581
00:42:44,710 --> 00:42:46,140
‫بیا بریم. می‌تونیم فرار کنیم

582
00:42:46,220 --> 00:42:47,486
‫،اگه بیان و ما نباشیم

583
00:42:47,510 --> 00:42:48,890
‫کار خانوادم تمومـه

584
00:42:48,900 --> 00:42:50,480
‫نمی‌فهمی؟

585
00:42:50,550 --> 00:42:54,060
‫زندگی من، همۀ کسایی که
‫دوست دارم رو به خطر میندازه

586
00:42:54,070 --> 00:42:56,570
‫تا نمیرم تموم نمیشه

587
00:42:56,650 --> 00:42:58,400
‫من تو رو نمی‌کُشم

588
00:42:58,410 --> 00:43:00,250
‫اگه می‌تونستم خودم اینکارو می‌کردم

589
00:43:00,320 --> 00:43:02,336
‫،توی دو ماه گذشته، هر روز بهش فکر کردم

590
00:43:02,360 --> 00:43:03,580
‫ولی نمی‌تونم

591
00:43:03,660 --> 00:43:05,250
‫نمی‌تونم

592
00:43:05,330 --> 00:43:07,176
‫خواهش می‌کنم، دارلین، فقط ماشه رو بکش

593
00:43:07,200 --> 00:43:08,010
‫نمی‌تونم

594
00:43:08,010 --> 00:43:08,940
‫فقط ماشه رو بکش!

595
00:43:09,010 --> 00:43:11,160
‫- دومنیک، خواهش می‌کنم
‫- ماشه رو بکش!

596
00:43:11,240 --> 00:43:12,550
‫- نمی‌تونم
‫- زودباش!

597
00:43:19,040 --> 00:43:21,310
‫دومنیک؟

598
00:43:26,680 --> 00:43:30,230
‫خب، انتظار اینو نداشتم

599
00:43:31,590 --> 00:43:33,350
‫من...جا خوردم

600
00:43:33,390 --> 00:43:35,610
‫نمی‌دونم چی بگم

601
00:43:35,620 --> 00:43:37,490
‫خدای من

602
00:43:41,530 --> 00:43:45,370
‫اوه، نگران نباش، تو رو نمی‌کُشم

603
00:43:45,400 --> 00:43:48,040
‫هنوز خیلی برامون باارزشی

604
00:43:49,450 --> 00:43:57,260
‫ولی قراره خیلی عذاب بکشی

605
00:44:00,380 --> 00:44:02,270
‫حالا گوشی کجاست؟

606
00:44:09,630 --> 00:44:12,480
‫می‌خوام درک کنی که هیچ خصومتی با تو ندارم

607
00:44:12,560 --> 00:44:14,490
‫من دستور داشتم برادرت رو پیدا کنم

608
00:44:14,560 --> 00:44:15,320
‫،خب، در این صورت

609
00:44:15,400 --> 00:44:16,616
‫موبایلم کمکی بهت نمی‌کنه

610
00:44:16,640 --> 00:44:18,570
‫تازه پاکش کردم

611
00:44:33,930 --> 00:44:35,330
‫نباید دربارۀ اتفاقی که
‫الان افتاد، حرف بزنیم؟

612
00:44:35,340 --> 00:44:36,580
‫ما اجازه‌ای که برای

613
00:44:36,620 --> 00:44:40,250
‫انتقال پول از طرف بانک می‌خواستیم رو گرفتیم

614
00:44:40,330 --> 00:44:42,760
‫وقتی امشب موبایل‌های همۀ
‫اعضای داخل جلسه رو

615
00:44:42,830 --> 00:44:45,010
‫هک کنیم، می‌تونیم دار و ندارشون رو بدزدیم

616
00:44:45,020 --> 00:44:46,640
‫منظورم این نبود

617
00:44:48,380 --> 00:44:51,180
‫منظوری که داشتی، اهمیتی نداره

618
00:44:56,850 --> 00:44:59,610
‫- کریستا؟
‫- الیوت، باید ببینمت

619
00:44:59,680 --> 00:45:01,360
‫راستش یجورایی سرم شلوغـه.
‫میشه فردا بهت زنگ بزنم؟

620
00:45:01,370 --> 00:45:03,440
‫یکی که می‌شناسی، منو دزدید

621
00:45:03,520 --> 00:45:05,250
‫فرناندو ویرا

622
00:45:07,150 --> 00:45:09,200
‫می‌خواست همه چیز رو دربارۀ
‫تو بدونه. هر چی که می‌دونستم

623
00:45:09,210 --> 00:45:10,266
‫ببخشید. نمی‌دونستم چیکار کنم

624
00:45:10,290 --> 00:45:11,466
‫چاره‌ای نداشتم. اون اسلحه داشت

625
00:45:11,490 --> 00:45:13,450
‫وقتی چیزی که می‌خواست رو
‫گیر آورد، آزادم کرد

626
00:45:13,490 --> 00:45:16,710
‫رفتم سراغ پلیس، ولی الان می‌ترسم برم خونه

627
00:45:16,790 --> 00:45:18,370
‫- می‌ترسم
‫- وایسا، وایسا، آروم باش

628
00:45:18,390 --> 00:45:20,310
‫- الان کجایی؟
‫- من...نمی‌دونم

629
00:45:20,370 --> 00:45:21,220
‫گمونم مرکز شهر

630
00:45:21,300 --> 00:45:23,460
‫می‌تونم توی پارک واشینگتن اسکوئر بیام دیدنت

631
00:45:23,500 --> 00:45:26,220
‫- می‌تونی بیای اونجا؟
‫- فکر کنم

632
00:45:26,230 --> 00:45:28,690
‫- به زودی می‌بینمت
‫- باشه

633
00:45:31,420 --> 00:45:33,720
‫امکان نداره همینطوری ولش کنه

634
00:45:36,680 --> 00:45:38,570
‫می‌دونم

635
00:45:43,390 --> 00:45:45,570
‫دوباره راه افتادیم قهرمان بازی در بیاریم

636
00:45:45,580 --> 00:45:48,150
‫ولی اصلاً دیگه قهرمان هستیم؟

637
00:45:48,190 --> 00:45:50,250
‫دیدی که اونجا چیکار کردیم

638
00:45:50,330 --> 00:45:53,330
‫دیدیم زندگی یه نفر رو تباه کرد و

639
00:45:53,360 --> 00:45:55,330
‫هیچکدوم هیچ کاری نکردیم

640
00:45:58,090 --> 00:46:01,250
‫اخلاقیات، حد و حدودها، قوانین...
‫فقط وقتی شکسته میشن که

641
00:46:01,260 --> 00:46:03,170
‫خودت در هم شکسته باشی

642
00:46:03,200 --> 00:46:04,750
‫،ما تحت فشار تغییر کردیم

643
00:46:04,760 --> 00:46:07,420
‫یا این فقط هویت واقعی ما رو آشکار کرد؟

644
00:46:07,430 --> 00:46:08,760
‫دیگه نمی‌دونم

645
00:46:08,770 --> 00:46:11,510
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که...

646
00:46:12,534 --> 00:46:14,534
‫ول...ولم کنید!

647
00:46:14,550 --> 00:46:17,180
‫وایسد، وایسید، وایسید!

648
00:46:17,260 --> 00:46:18,680
‫کمک!

649
00:46:23,280 --> 00:46:24,450
‫کمک!

650
00:46:24,474 --> 00:46:32,474
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »

651
00:46:32,498 --> 00:46:40,498
‫:. ارائـه ‌شده توسط تیم ترجمه شــوتایـم .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show-Time.iN .:.</font>

652
00:46:40,522 --> 00:46:48,522
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫DayMovie.Org

653
00:46:48,546 --> 00:46:56,546
‫« eLOLeir :اینستاگرام »
‫:آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس
‫::. AbG ســروش .::

654
00:46:56,570 --> 00:47:04,570
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

