‫﻿۱
00:00:03,469 --> 00:00:04,977
‫بچه که بودم بابام منو از پنجره

2
00:00:05,273 --> 00:00:07,432
‫- پرت کرد پایین...
‫- معذرت‌خواهی که کردم.

3
00:00:07,435 --> 00:00:08,853
‫تو یه آدم مریضی که
‫به مریض‌بودنش اقرار نمی‌کنه.

4
00:00:08,930 --> 00:00:10,807
‫- کسی تو رو پرت نکرد.
‫- هیس.

5
00:00:10,884 --> 00:00:12,303
‫خودت پریدی.

6
00:00:12,305 --> 00:00:13,394
‫آنچه گذشت...

7
00:00:13,419 --> 00:00:15,129
‫دسترسی لازم برای

8
00:00:15,205 --> 00:00:16,002
‫انتقال وجه

9
00:00:16,078 --> 00:00:17,497
‫از سمت بانک رو به‌دست آوردیم.

10
00:00:17,575 --> 00:00:18,786
‫می‌تونیم دار و ندارشونو بدزدیم.

11
00:00:18,822 --> 00:00:20,534
‫من که نمی‌خوام الیوت زندانیم بشه.

12
00:00:20,538 --> 00:00:22,777
‫می‌خوام همکارم بشه.

13
00:00:22,812 --> 00:00:25,436
‫اول باید بشکونمش که بعد از اول بسازمش.

14
00:00:25,513 --> 00:00:26,932
‫الان دیگه می‌فهممت.

15
00:00:26,968 --> 00:00:29,094
‫این‌طوری صاحبِ یه آدم میشی.

16
00:00:29,129 --> 00:00:30,756
‫،من می‌زنم الیوت رو می‌شکونمش

17
00:00:30,791 --> 00:00:33,250
‫و تو هم میشی چوب آلمینیومیـم.

18
00:00:33,286 --> 00:00:34,580
‫آقای ربات.

19
00:00:34,657 --> 00:00:37,240
‫از این راه می‌تونی الیوت رو تسلیم کنی.

20
00:00:37,276 --> 00:00:38,736
‫الیوت، منو دزدیدن.

21
00:00:38,771 --> 00:00:40,066
‫طرف می‌خواست همه‌چیزو
‫راجع به تو بدونه.

22
00:00:40,093 --> 00:00:41,430
‫کائنات واسه ما نقشه‌های بزرگی

23
00:00:41,442 --> 00:00:43,059
‫- تو سرش داره، داداش.
‫- ببخشید.

24
00:00:43,094 --> 00:00:44,056
‫ترسیده‌ام.

25
00:00:44,092 --> 00:00:46,184
‫هی! هی! هی!

26
00:00:52,647 --> 00:00:59,619
‫رسانۀ اینترنتی دِی‌مووی با افتخار تقدیم می‌کند
‫DayMovie.Org

27
00:00:59,719 --> 00:01:06,691
‫:. تیم ترجمه شــوتایـم تقدیم می‌کند .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show-Time.iN .:.</font>

28
00:01:06,741 --> 00:01:09,729
‫:فصل چهارم، قسمت هفتم
‫« خطای ۴۰۷؛ احراز هویت الزامی می‌باشد »

29
00:01:09,779 --> 00:01:18,743
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »

30
00:01:18,767 --> 00:01:20,967
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

31
00:01:21,040 --> 00:01:22,463
‫باشه، باشه.

32
00:01:22,498 --> 00:01:23,982
‫من اینجام، رفیق.

33
00:01:24,018 --> 00:01:27,020
‫نمی‌دونستم.
‫باشه، من پیشتم.

34
00:01:27,097 --> 00:01:28,369
‫خیله‌خب.

35
00:01:33,300 --> 00:01:35,457
‫آره، گیج شدم.

36
00:01:35,494 --> 00:01:37,759
‫باشه. هواتو دارم، داداش.

37
00:02:10,365 --> 00:02:13,362
‫«پرده‌ی اول»

38
00:02:25,995 --> 00:02:27,806
‫الان چند وقتی هست که

39
00:02:27,841 --> 00:02:29,619
‫منتظر این لحظه‌ام.

40
00:02:34,473 --> 00:02:36,670
‫شرمنده، آخه والا...

41
00:02:38,982 --> 00:02:41,783
‫انتظار نداشتم همچین حسی بهم دست بده.

42
00:02:41,861 --> 00:02:44,637
‫لامصب احساساتی شدم.

43
00:02:44,715 --> 00:02:46,274
‫به خودم گفتم خونسردیِ
‫خودمو حفظ می‌کنم، می‌دونی.

44
00:02:46,352 --> 00:02:48,835
‫،گفتم از این هوادار بازیـا در نمیارم

45
00:02:48,913 --> 00:02:49,725
‫ولی شرمنده، داداش.

46
00:02:49,803 --> 00:02:51,689
‫،آخه راستیتش من احترام زیادی واسه‌ت قائلم

47
00:02:51,767 --> 00:02:53,461
‫که باعث می‌شه...

48
00:02:56,125 --> 00:02:58,238
‫پسر، این کلمه‌ـه که اون حسیدی‌های عجیب‌غریب
‫واسه همچین موقعیتی

49
00:02:58,315 --> 00:02:59,749
‫ازش استفاده می‌کنن، چی بود؟

50
00:02:59,826 --> 00:03:01,217
‫ورکلمت"؟"
‫[ بند آمدنِ زبان ]

51
00:03:01,254 --> 00:03:02,738
‫آره همون، ورکلمت.

52
00:03:03,814 --> 00:03:06,935
‫خب.. تو...

53
00:03:08,197 --> 00:03:10,083
‫واسه من مثل قهرمانایی.

54
00:03:11,723 --> 00:03:14,314
‫،قهرمانی که بهش بد کردم
‫ریدمانمـو ماله‌کشی نمی‌کنم.

55
00:03:14,392 --> 00:03:17,042
‫ولی با این وجود، داستان زندگیم متحول شد.

56
00:03:17,120 --> 00:03:19,183
‫و یه حسی بهم میگه
‫که زندگی تو هم

57
00:03:19,219 --> 00:03:21,081
‫متحول شد.

58
00:03:31,031 --> 00:03:34,261
‫خاوی، مهمون‌مون رو راحت کن.

59
00:03:45,747 --> 00:03:48,565
‫،الان تو طبقه دوم یه آپارتمان سه طبقه‌ایم

60
00:03:48,601 --> 00:03:50,916
‫دو تا عقب‌موندۀ مسلح
‫و یه شیشه‌ایِ دیوونه

61
00:03:50,952 --> 00:03:52,343
‫که فکر می‌کنه "دیپاک چوپرا"ـست.
‫[ نویسندۀ آمریکایی ]

62
00:03:52,354 --> 00:03:53,695
‫،تنها خروجی هم در اصلیه

63
00:03:53,773 --> 00:03:54,778
‫ولی یادم میاد که

64
00:03:54,814 --> 00:03:55,618
‫پلۀ اضطراری هم داشتیم.

65
00:03:55,696 --> 00:03:56,696
‫الان وقتِ فکر کردن

66
00:03:56,706 --> 00:03:58,849
‫به نقشۀ فرار نیست.

67
00:03:58,860 --> 00:04:00,174
‫الان تنها چیزی که باید
‫حرف‌شو بزنیم

68
00:04:00,185 --> 00:04:01,583
‫همون فرار کردنه.

69
00:04:01,660 --> 00:04:03,323
‫نه تا کریستا رو پیدا نکردیم.

70
00:04:03,333 --> 00:04:05,807
‫بچه‌جون، یعنی باید

71
00:04:05,819 --> 00:04:07,962
‫این روانی دومینیکنی رو یادت بیارم؟

72
00:04:07,973 --> 00:04:11,192
‫کریستا طعمه بود بابا.
‫الانم احتمالاً مُرده.

73
00:04:11,227 --> 00:04:13,346
‫خب، باید مطمئن شیم.

74
00:04:13,381 --> 00:04:17,240
‫فقط باید به حرف بیارمش
‫که خیلیم دوست داره.

75
00:04:17,250 --> 00:04:19,683
‫- چیزی که می‌خوایمـو بهمون میگه...
‫- پسر!

76
00:04:19,760 --> 00:04:21,432
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

77
00:04:25,062 --> 00:04:26,734
‫یه دقیقه گذشت.

78
00:04:28,126 --> 00:04:29,880
‫چطور مطورایی تو؟

79
00:04:33,428 --> 00:04:36,010
‫حقیقتش، یه‌نَمه گیج شدم.

80
00:04:36,949 --> 00:04:39,234
‫تو دو ماه پیش اومدی دنبال من.

81
00:04:39,309 --> 00:04:41,933
‫چرا تا امروز هیچ حرکتی نزدی؟

82
00:04:42,871 --> 00:04:44,410
‫خب، والا باید بگم که

83
00:04:44,422 --> 00:04:48,644
‫باید حاضر می‌شدم
‫و صحنۀ قرار ملاقات‌مونو می‌چیدم.

84
00:04:50,079 --> 00:04:53,108
‫این لامصب از "رویارویی فراست و نیکسون" هم شاخ‌تره.
‫[ مصاحبۀ مجری معروف و رئیس‌جمهور وقت آمریکا ]

85
00:04:54,800 --> 00:04:56,348
‫باید خودمو آماده می‌کردم.

86
00:04:59,771 --> 00:05:01,526
‫واسه چی؟

87
00:05:04,079 --> 00:05:06,041
‫واسه تو دیگه، داداشم.

88
00:05:07,392 --> 00:05:09,013
‫تو رقیب قَدَری هستی.

89
00:05:09,049 --> 00:05:12,244
‫تو مثل دخترای عادی نیستی
‫که به‌راحتی بتونم بکنم‌شون.

90
00:05:12,255 --> 00:05:14,613
‫اول باید شام مهمونت کنم.

91
00:05:17,416 --> 00:05:19,633
‫یعنی این الان قرار شامه؟

92
00:05:19,668 --> 00:05:22,803
‫،ای بابا، حاجی
‫خیر سرش داره استعاره می‌گه.

93
00:05:22,880 --> 00:05:24,730
‫وی"، حاجی، فکر می‌کردم گفتی"
‫این پسره نابغه‌ای، چیزیه.

94
00:05:24,807 --> 00:05:27,475
‫به خدا قسم، اگه اون گاله‌تـو نبندی...

95
00:05:27,510 --> 00:05:28,809
‫چطوره این مسخره‌بازیا رو تمومش کنی

96
00:05:28,886 --> 00:05:30,945
‫و یه‌کاره بگی واسه چی منو آوردی اینجا؟

97
00:05:45,444 --> 00:05:48,996
‫بعد از اون جداییِ...

98
00:05:49,073 --> 00:05:50,873
‫،تأسف‌انگیزمون

99
00:05:50,950 --> 00:05:53,042
‫مجبور شدم برگردم به وطنم، جمهوری دومینیکن.

100
00:05:53,118 --> 00:05:55,252
‫از بچگی به بعد دیگه اونجا نرفته بودم...

101
00:05:56,789 --> 00:05:58,923
‫اون‌موقع که ملت خیلی قبولم نداشتن.

102
00:05:58,933 --> 00:06:03,177
‫اتفاقاً اونجا منو یاد یکی از
‫،آرزوهایی که قبلاً داشتم انداخت

103
00:06:03,212 --> 00:06:05,346
‫،این‌که یه‌روز صاحب اون جزیره می‌شم

104
00:06:05,422 --> 00:06:08,682
‫و همون زمینی که همه
‫،روش راه می‌رفتن

105
00:06:08,759 --> 00:06:11,819
‫می‌خوابیدن، و سکس می‌کردن
‫مال من بشه.

106
00:06:12,614 --> 00:06:15,022
‫،لباس راحتی‌هاتو بپوش
‫بهش می‌خوره قصۀ درازی باشه.

107
00:06:19,228 --> 00:06:21,904
‫،منتها برگشته بودم اونجا

108
00:06:21,981 --> 00:06:24,698
‫به جمهوری دومینیکن
‫و پیش همون بی‌ناموسایی

109
00:06:24,733 --> 00:06:26,367
‫که بهم باور نداشتن...

110
00:06:26,443 --> 00:06:28,869
‫و می‌گفتن من هیچ گوهی نمی‌شم.

111
00:06:28,904 --> 00:06:31,205
‫ولی این دفعه دیگه اشتباه می‌کردن.

112
00:06:31,282 --> 00:06:32,581
‫دیگه تجهیزات داشتم.

113
00:06:32,658 --> 00:06:34,250
‫ایده‌ها و بصیرتی داشتم
‫که قبلاً نداشتم.

114
00:06:34,326 --> 00:06:35,709
‫واسه همین شروع کردم به زد و بند.

115
00:06:37,305 --> 00:06:39,713
‫چندتا فروشگاه راه انداختم...

116
00:06:39,790 --> 00:06:41,215
‫با چندتا مغازه اینور و اونور.

117
00:06:41,292 --> 00:06:43,050
‫اولش، خودم تنها بودم.

118
00:06:43,127 --> 00:06:46,053
‫بعدش چند نفر دیگه خوش‌شون اومد
‫و بهم اضافه شدن.

119
00:06:46,088 --> 00:06:47,721
‫،یکی دو تا جنگ خیابونی پیش اومد

120
00:06:47,798 --> 00:06:49,598
‫ولی چیزی نبود که از پسش بر نیایم.

121
00:06:49,675 --> 00:06:52,726
‫اتفاقاً، آسون‌تر از همیشه بود.

122
00:06:54,680 --> 00:06:58,157
‫و عین ویروس، تکثیر شدیم.

123
00:06:59,810 --> 00:07:04,154
‫در ظرف ۴۳ روز، تمام گروه‌های خلافکاری
‫رو زمین‌گیر کردم.

124
00:07:06,668 --> 00:07:09,910
‫از اونجا به بعدم خریدنِ
‫،سیاستمدارها کار راحتی بود

125
00:07:09,987 --> 00:07:13,956
‫مخصوصاً که قضیۀ ۹ مِه هم
‫داشت جیب‌هاشونو خالی می‌کرد.

126
00:07:14,033 --> 00:07:16,125
‫،همین که دومینو ریخت
‫کنترل تمام محله‌های

127
00:07:16,201 --> 00:07:20,588
‫دومینیکن و هائیتی رو به‌دست گرفتیم.

128
00:07:24,043 --> 00:07:25,968
‫،شده بودم رئیس همه‌چیز و همه‌کس

129
00:07:26,045 --> 00:07:28,345
‫از رئیس‌جمهور گرفته تا رعیت‌ها.

130
00:07:28,356 --> 00:07:29,847
‫،و در روز ۸۷ـُم

131
00:07:29,857 --> 00:07:32,233
‫بالأخره صاحب جزیرۀ اختصاصی خودم شدم.

132
00:07:33,510 --> 00:07:37,530
‫،بعد تو روز ۸۸ـُم

133
00:07:37,607 --> 00:07:39,073
‫حوصله‌م سر رفت.

134
00:07:40,034 --> 00:07:41,775
‫،به هر چی می‌خواستم رسیده بودم

135
00:07:41,810 --> 00:07:44,036
‫ولی همه‌ش احساس پوچی می‌کردم.

136
00:07:46,374 --> 00:07:47,615
‫یه روز، این خاوی

137
00:07:47,691 --> 00:07:49,491
‫یه غیب‌گوی دیوونه‌ای رو آورد پیشم

138
00:07:49,568 --> 00:07:51,118
‫که گفت می‌تونه کمکم کنه.

139
00:07:51,153 --> 00:07:53,454
‫".منم گفتم، "باشه، بگو بیاد تو

140
00:07:53,489 --> 00:07:56,790
‫،منو نشوند رو صندلی
‫یه نوشیدنی واسه‌م درست کرد

141
00:07:56,867 --> 00:07:58,459
‫،که ترکیبی از یه پودر صورتی‌رنگی بود

142
00:07:58,494 --> 00:08:01,462
‫مخلوط خون قرمز و شیر پستان زن.

143
00:08:01,497 --> 00:08:04,340
‫،تو چشمام نگاه کرد و گفت

144
00:08:04,416 --> 00:08:06,383
‫تو خوابی".

145
00:08:06,394 --> 00:08:08,636
‫".دیگه وقت‌شه که بیدار شی

146
00:08:10,898 --> 00:08:13,474
‫بعد لیوانه رو گرفت جلوی دهنم.

147
00:08:16,904 --> 00:08:19,780
‫،می‌خوای بدونی من چی‌کار کردم
‫الیوت؟

148
00:08:20,724 --> 00:08:22,816
‫دو لُپی خوردمش.

149
00:08:22,851 --> 00:08:25,235
‫و بعد...

150
00:08:25,246 --> 00:08:27,404
‫دیگه باید راست‌شو بهت بگم...

151
00:08:27,415 --> 00:08:29,823
‫ریدم به شلوارم.

152
00:08:29,858 --> 00:08:31,325
‫بعدم رو خودم بالا آوردم.

153
00:08:31,360 --> 00:08:33,994
‫،همین‌طوری چپ و راست
‫می‌ریدم و بالا می‌آوردم

154
00:08:34,029 --> 00:08:37,247
‫تا وقتی که دیگه عن و استفراغی
‫تو بدنم نمونده بود.

155
00:08:37,258 --> 00:08:42,419
‫بعد غیب‌گوئه صورت‌مو گرفت تو دستاش و گفت...

156
00:08:42,430 --> 00:08:45,172
‫".دیگه وقت‌شه که بری خونه"

157
00:08:49,962 --> 00:08:51,345
‫نمی‌دونم چه فکری با خودم بکنم.

158
00:08:51,422 --> 00:08:53,764
‫بهش گفتم...

159
00:08:53,775 --> 00:08:55,891
‫همین‌جا خونه‌مه دیگه.

160
00:08:55,968 --> 00:08:59,687
‫و بعد تازه متوجه شدم
‫چرا تمام این مدت

161
00:08:59,763 --> 00:09:02,106
‫انقدر حس پوچی می‌کردم.

162
00:09:02,116 --> 00:09:04,233
‫خونه‌ی آدم، زادگاهش نیست.

163
00:09:04,309 --> 00:09:07,861
‫جاییه که تقدیرته بری.

164
00:09:10,733 --> 00:09:14,201
‫من تو دومینیکن به دنیا اومدم
‫ولی اینجا...

165
00:09:16,822 --> 00:09:18,455
‫نیویورک...

166
00:09:24,163 --> 00:09:26,463
‫خونۀ من اینجاست.

167
00:09:26,474 --> 00:09:28,632
‫من اینجا شکوفا شدم.

168
00:09:28,643 --> 00:09:31,719
‫بعد اونجا خوابیدم و مثل بدبختـا زار می‌زدم

169
00:09:31,754 --> 00:09:33,220
‫و به غیب‌گوئه می‌گفتم
‫که دیگه نمی‌تونم برگردم اونجا.

170
00:09:33,255 --> 00:09:35,806
‫که من اونجا شکست خوردم
‫و اون در دیگه به روم بسته شد.

171
00:09:35,817 --> 00:09:38,600
‫غیب‌گوئه سرشو به نشانۀ "نه" تکون داد.

172
00:09:41,764 --> 00:09:45,315
‫گفت که باید دوباره خودم
‫،اون در رو باز کنم

173
00:09:45,326 --> 00:09:47,901
‫و این‌که باید با مردی که

174
00:09:47,936 --> 00:09:49,737
‫اون درو بسته آشتی کنم.

175
00:09:49,772 --> 00:09:54,375
‫چون تقدیر بوده که اون همکارم بشه.

176
00:09:55,503 --> 00:09:58,328
‫و فقط در این صورت می‌تونم
‫دوباره برگردم خونه.

177
00:10:03,035 --> 00:10:07,388
‫واسه همینم الان نشستیم اینجا، الیوت.

178
00:10:09,124 --> 00:10:11,058
‫واسه همینم من برگشتم.

179
00:10:12,461 --> 00:10:14,261
‫من جزیرۀ اشتباهی رو صاحب شدم.

180
00:10:16,965 --> 00:10:19,099
‫،الان می‌خوام نیویورک رو صاحب بشم

181
00:10:19,134 --> 00:10:23,237
‫و وقتی این‌کارو کنم
‫تو هم کنارم خواهی بود.

182
00:10:29,895 --> 00:10:31,912
‫خب نظرت چیه؟

183
00:10:37,787 --> 00:10:39,420
‫کریستا کجاست؟

184
00:10:56,213 --> 00:10:59,139
‫،اگه می‌خوای تو هر چیزی باهات همکاری کنم

185
00:10:59,174 --> 00:11:02,017
‫اول از همه باید بهم بگی
‫کریستا کجاست.

186
00:11:03,070 --> 00:11:05,979
‫مگه یادت رفته قبلنـم این بازی رو کردیم؟

187
00:11:06,014 --> 00:11:08,324
‫واسه همینم دارم بهت میگم.

188
00:11:14,773 --> 00:11:18,659
‫،حالا که فکرشو می‌کنم
‫این چاقوی آیزاک بود.

189
00:11:18,694 --> 00:11:20,503
‫اونو یادته که، نه؟

190
00:11:21,422 --> 00:11:23,005
‫برادرم.

191
00:11:24,533 --> 00:11:28,252
‫احتمالاً همون چاقویی هم هست
‫که ترتیب رفیقت، "شیلا" رو باهاش داد.

192
00:11:34,126 --> 00:11:37,895
‫اینجا کسی نمی‌خواد بازپخش
‫اون داستانو ببینه، داداشم.

193
00:11:42,050 --> 00:11:44,318
‫تو کریستا رو نمی‌کشی.

194
00:11:45,053 --> 00:11:47,488
‫اون تنها اهرم فشاریـه که رو من داری.

195
00:11:50,117 --> 00:11:52,192
‫،باورم نمی‌شه
‫،رفتی به این درجه از آگاهی رسیدی

196
00:11:52,269 --> 00:11:54,403
‫بعد دوباره برگشتی اینجا

197
00:11:54,479 --> 00:11:56,288
‫مثل دفعۀ قبل حماقت به خرج بدی.

198
00:11:57,482 --> 00:11:58,999
‫حماقت؟

199
00:12:00,903 --> 00:12:02,202
‫،دفعۀ قبلی که این بازی رو کردیم

200
00:12:02,237 --> 00:12:04,505
‫،من به تمام خواسته‌هام رسیدم
‫مگه نه؟

201
00:12:07,117 --> 00:12:08,876
‫ولی منو که به‌دست نیاوردی.

202
00:12:17,979 --> 00:12:19,854
‫کریستا کجاست؟

203
00:12:21,816 --> 00:12:23,566
‫حالش خوبه، داداشم.

204
00:12:25,928 --> 00:12:27,561
‫بهم نشونش بده.

205
00:12:43,695 --> 00:12:45,379
‫طفلی الیوت...

206
00:12:47,341 --> 00:12:50,918
‫همیشه باید نگران زیدش باشه.

207
00:12:53,789 --> 00:12:55,556
‫همه‌ش همینو می‌خوای؟

208
00:12:56,959 --> 00:12:59,009
‫یه سلام و احوال‌پرسی ساده؟

209
00:13:01,797 --> 00:13:03,063
‫باشه.

210
00:13:04,007 --> 00:13:06,141
‫،ولی بعدش

211
00:13:06,218 --> 00:13:09,235
‫معارفۀ اختصاصی خودمو می‌خوام.

212
00:13:17,163 --> 00:13:20,325
‫«پرده‌ی دوم»

213
00:13:26,656 --> 00:13:28,206
‫- الیوت.
‫- حالت خوبه؟

214
00:13:28,216 --> 00:13:29,791
‫نه، نه، نه، اینجا حرفای خصوصی نداریم.

215
00:13:29,867 --> 00:13:31,960
‫فقط گفتم می‌تونی ببینیش.

216
00:13:35,999 --> 00:13:37,465
‫باید آزادش کنی.

217
00:13:37,542 --> 00:13:39,559
‫هنوز هیچی نشده
‫رسیدی به خواستۀ دومت

218
00:13:39,636 --> 00:13:41,645
‫در حالی که خواستۀ اولتـم نقض کردی.

219
00:13:42,397 --> 00:13:44,731
‫گفتم می‌خوام آشنامون کنی.

220
00:13:48,737 --> 00:13:50,946
‫منظورت چیه؟

221
00:13:59,990 --> 00:14:01,906
‫آقای ربات.

222
00:14:11,334 --> 00:14:12,759
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

223
00:14:12,836 --> 00:14:13,927
‫نه، بی‌خیال دیگه، حاجی.

224
00:14:14,004 --> 00:14:15,336
‫خودتو نزن به کوچۀ علی‌چپ.

225
00:14:15,371 --> 00:14:17,255
‫روان‌کاو عزیزت اینجاست، یادت که نرفته؟

226
00:14:17,265 --> 00:14:19,432
‫من همه‌چیزت رو فهمیدم.

227
00:14:21,586 --> 00:14:24,604
‫خب بگو ببینم، چطوری بیاریمش بیرون؟

228
00:14:26,549 --> 00:14:29,517
‫این جادو جمبل‌بازیـا چه‌طوریاست دقیقاً؟

229
00:14:29,594 --> 00:14:32,854
‫باید تو آیینه نگاه کنیم
‫و سه بار بگیم "آقای ربات"؟

230
00:14:32,930 --> 00:14:33,896
‫چراغ جادو بمالیم؟

231
00:14:33,973 --> 00:14:36,116
‫،چشماتو بدی بالا، آهنگ باب مارلی پخش کنیم

232
00:14:36,192 --> 00:14:37,859
‫و چندتا شمع روشن کنیم؟

233
00:14:37,935 --> 00:14:39,444
‫چی کارش داری؟

234
00:14:39,454 --> 00:14:41,788
‫فقط می‌خوام باهاش صحبت کنم.

235
00:14:42,866 --> 00:14:45,125
‫چطوره تو اونو آزاد کنی
‫و بعد با آقای ربات صحبت کنیم؟

236
00:14:49,539 --> 00:14:52,457
‫،یادت باشه چی گفتم
‫اگه یه تار مو هم از سرش کم شه...

237
00:14:52,467 --> 00:14:54,384
‫دستت بهش نخوره!

238
00:14:54,911 --> 00:14:56,428
‫نگران نباش، لمسش نمی‌کنم.

239
00:14:57,639 --> 00:15:00,223
‫فقط دارم دمای بدن‌شـو می‌گیرم.

240
00:15:01,384 --> 00:15:02,308
‫،ولی این خاوی

241
00:15:02,385 --> 00:15:04,310
‫تازه با دوست‌دخترش کات کرده.

242
00:15:04,387 --> 00:15:06,054
‫یه کص لازم داره.

243
00:15:06,089 --> 00:15:07,889
‫از صبح تا حالا داره
‫با اون چشمای گشنه‌ش

244
00:15:07,965 --> 00:15:09,724
‫کریستا خانم رو براَنداز می‌کنه.

245
00:15:09,759 --> 00:15:11,225
‫باید یه‌چیزی بخوره دیگه.

246
00:15:11,302 --> 00:15:13,227
‫تقصیری نداره که بنده خدا، داره؟

247
00:15:13,262 --> 00:15:15,563
‫همه‌مون باید یه‌چیزی بخوریم، الیوت.

248
00:15:15,598 --> 00:15:16,990
‫می‌خوای صحبت کنیم؟

249
00:15:19,903 --> 00:15:21,536
‫بیا صحبت کنیم.

250
00:15:28,152 --> 00:15:32,547
‫از کجا بدونم خودتی؟
‫هیچ دود، مودی ندیدم.

251
00:15:33,282 --> 00:15:35,750
‫،بذار یه‌چیزی رو بهت شیرفهم کنم
‫کیری‌مقام.

252
00:15:35,827 --> 00:15:37,835
‫من دود مود نیستم.

253
00:15:54,863 --> 00:15:56,938
‫،به مهمونی‌مون خوش اومدی
‫آقای ربات.

254
00:15:56,973 --> 00:15:59,032
‫من نیومدم مهمونی.

255
00:15:59,109 --> 00:16:00,942
‫اگه حرفی داری، زودتر بنال.

256
00:16:00,977 --> 00:16:03,361
‫- چی می‌خوای؟
‫- پسر.

257
00:16:03,371 --> 00:16:04,537
‫اصلاً واسه‌م مهم نیست کدوم خری هستی.

258
00:16:04,614 --> 00:16:05,947
‫باید آروم بگیری، رفیق.

259
00:16:05,982 --> 00:16:07,791
‫با تو حرف نزدم.

260
00:16:13,289 --> 00:16:15,632
‫اون شجاعتت کجا رفت، سگ‌توله؟

261
00:16:18,887 --> 00:16:21,096
‫جایی نرفته، همین‌جاست.

262
00:16:24,041 --> 00:16:25,550
‫بیاید دوستانه پیش بریم.

263
00:16:25,560 --> 00:16:26,509
‫وی"، من نمی‌خوام"...

264
00:16:26,544 --> 00:16:27,727
‫،پیناتس"، دهن‌سرویس"

265
00:16:27,804 --> 00:16:29,646
‫گفتم تفنگتـو بیار پایین!

266
00:16:39,315 --> 00:16:41,899
‫اصلاً آقای ربات دیگه چه‌جور اسمیه؟

267
00:16:41,910 --> 00:16:44,244
‫از این کسشرای "نیکلودئونی"ـه، پسر.
‫[ شبکۀ کودک آمریکا ]

268
00:16:45,655 --> 00:16:48,748
‫اینجا دقیقاً چه‌جور بیزینسی رو می‌چرخونی؟

269
00:16:54,831 --> 00:16:57,590
‫- به چی می‌خندی؟
‫- هیچی، پسر.

270
00:16:57,667 --> 00:16:58,683
‫آخه خیلی جالبه.

271
00:16:58,685 --> 00:17:01,335
‫انگاری واقعاً دارم با یکی دیگه صحبت می‌کنم.

272
00:17:01,370 --> 00:17:02,420
‫واسه اینه که همین‌طورم هست.

273
00:17:02,430 --> 00:17:05,840
‫،پس انقدر وقت منو هدر نده
‫و حرفتـو بزن.

274
00:17:05,875 --> 00:17:07,267
‫فکر می‌کردم داشتیم حرف می‌زدیم که.

275
00:17:07,343 --> 00:17:09,177
‫من واسه چی اینجام؟

276
00:17:09,253 --> 00:17:11,271
‫نمی‌دونم.

277
00:17:11,347 --> 00:17:13,606
‫سؤال خوبیه.

278
00:17:20,523 --> 00:17:25,493
‫تو.. واسه.. چی...

279
00:17:28,698 --> 00:17:30,665
‫اینجایی؟

280
00:17:33,369 --> 00:17:36,370
‫،وقتی عوضیایی مثل تو پیداشون می‌شه

281
00:17:36,405 --> 00:17:39,207
‫من اینجا هستم که الیوت
‫یکی رو پیش خودش داشته باشه.

282
00:17:39,242 --> 00:17:42,135
‫آها، اون‌وقت یعنی تو زور بازوشی؟

283
00:17:42,212 --> 00:17:43,803
‫بادیگاردشی؟

284
00:17:43,880 --> 00:17:45,889
‫یه‌چی تو همین مایه‌ها.

285
00:17:51,629 --> 00:17:53,971
‫بعد به‌نظرت داری چطور پیش میری؟

286
00:18:01,347 --> 00:18:03,064
‫البته فرقیـم نداره.

287
00:18:03,099 --> 00:18:05,742
‫من نیومدم اینجا عملکرد کاری تو رو ارزیابی کنم.

288
00:18:06,519 --> 00:18:11,331
‫ازت نپرسیدم کارت چیه.
‫پرسیدم واسه چی اینجایی.

289
00:18:12,909 --> 00:18:15,002
‫چطوری شروع شد؟

290
00:18:21,183 --> 00:18:23,560
‫- اون بهم نیاز داشت.
‫- چرا؟

291
00:18:24,430 --> 00:18:25,263
‫،اگه واسه محافظت از الیوت اینجایی

292
00:18:25,340 --> 00:18:27,601
‫یعنی بدجوری اذیتش کردن.

293
00:18:27,636 --> 00:18:29,196
‫فقط می‌خوام بدونم چی انقدر ترسوندتش

294
00:18:29,273 --> 00:18:32,034
‫که خواسته توی اسکل بیای نجاتش بدی.

295
00:18:32,855 --> 00:18:36,618
‫،ببین این کارت خیلی گوگولیه‌ها
‫ولی باید حقیقت رو بهت بگم.

296
00:18:39,125 --> 00:18:41,042
‫تو اسکل‌تر از این حرفایی
‫که از پس این کار بر بیای

297
00:18:41,054 --> 00:18:42,462
‫فکر می‌کنی دقیقاً دارم چی‌کار می‌کنم؟

298
00:18:42,539 --> 00:18:44,215
‫می‌خوای بری تو مخم.

299
00:18:44,227 --> 00:18:45,468
‫تو مخت که رفتم.

300
00:18:45,545 --> 00:18:46,636
‫چه به خودت مطمئنی.

301
00:18:46,714 --> 00:18:48,065
‫- آره.
‫- واسه چی؟

302
00:18:48,143 --> 00:18:50,069
‫چون جنون الیوت

303
00:18:50,146 --> 00:18:51,405
‫،یه فرمول خاصی داره

304
00:18:51,482 --> 00:18:53,575
‫و فکر کنم تو فرمولشو بلد باشی.

305
00:18:53,653 --> 00:18:55,905
‫می‌خوای بدونی چیه؟

306
00:18:55,916 --> 00:18:57,575
‫بهت میگم.

307
00:18:57,585 --> 00:18:59,253
‫اون باهوشه. عصبانی هم هست.

308
00:18:59,331 --> 00:19:00,581
‫،این دو تا رو جمع بزن

309
00:19:00,591 --> 00:19:01,758
‫و سر راهش سبز نشو.

310
00:19:01,835 --> 00:19:02,834
‫آره، باشه باشه.
‫این نکتۀ جالب‌انگیز

311
00:19:02,912 --> 00:19:04,930
‫داستانت بود.

312
00:19:05,008 --> 00:19:07,510
‫چطوره سر تیتر اصلی رو بهم بگی؟

313
00:19:10,110 --> 00:19:13,606
‫پرونده‌شو که خوندی.
‫خودت دو دوتا چهارتا کن.

314
00:19:13,616 --> 00:19:16,110
‫هشت سالش که بود باباش مُرد.

315
00:19:16,121 --> 00:19:19,959
‫مادرشم باهاش مثل زیرسیگاریش رفتار می‌کرد.

316
00:19:20,037 --> 00:19:22,205
‫یکی رو می‌خواست که کمکش کنه
‫خودشو با دنیا وفق بده.

317
00:19:22,282 --> 00:19:23,467
‫بله، و اون آدم منم.

318
00:19:23,543 --> 00:19:24,969
‫،بی‌شک داستان سنگینیـه

319
00:19:25,046 --> 00:19:26,472
‫ولی قابل‌پیگیری نیست.

320
00:19:26,548 --> 00:19:27,965
‫جزئیات بیشتری می‌خوام.

321
00:19:27,977 --> 00:19:30,480
‫چطوره بی‌خیال این حرفای قلمبه‌سلمبه شی

322
00:19:30,556 --> 00:19:33,026
‫و بگی واقعاً چرا اومدیم اینجا؟

323
00:19:34,096 --> 00:19:36,324
‫گفتی می‌خوای صاحب این جزیره بشی

324
00:19:36,401 --> 00:19:38,327
‫و به کمک من نیاز داری.

325
00:19:39,356 --> 00:19:43,170
‫پس تو این مصاحبۀ کاری
‫،مسئله صلاحیت من نیست

326
00:19:43,248 --> 00:19:44,924
‫صلاحیت خودته.

327
00:19:45,677 --> 00:19:47,586
‫،و همون‌طور که گفتم، با این بیزینسی که می‌گردونی

328
00:19:47,622 --> 00:19:49,340
‫مطمئن نیستم حتی از پس
‫،کنترل‌کردن یه رستوران بر بیای

329
00:19:49,351 --> 00:19:50,518
‫چه برسه به نیویورک.

330
00:19:50,594 --> 00:19:51,593
‫تو می‌خوای من واسه‌ت کار کنم.

331
00:19:51,671 --> 00:19:54,516
‫مشخصم هست که نمی‌خوای
‫،زوری برات کار کنم

332
00:19:54,528 --> 00:19:57,522
‫که یعنی باید کم‌کم قانعم کنی.

333
00:20:01,148 --> 00:20:02,582
‫تو رو قانع کنم؟

334
00:20:03,711 --> 00:20:05,546
‫دیگه خودتو به اون راه نزن.

335
00:20:06,717 --> 00:20:09,712
‫،اگه کریستا همه‌چیزِ منو بهت گفته

336
00:20:09,723 --> 00:20:12,601
‫حتماً قضیۀ ۹ مِه رو هم گفته.

337
00:20:13,898 --> 00:20:16,142
‫،پس می‌دونی چه کارایی کردم

338
00:20:16,177 --> 00:20:18,905
‫و از پس چه کارای شاقّی بر اومدم.

339
00:20:20,059 --> 00:20:22,244
‫من کسی نیستم که با زور اسلحه برات کار کنه.

340
00:20:22,322 --> 00:20:23,739
‫من خودم اسلحه‌ام.

341
00:20:23,749 --> 00:20:27,754
‫پس آره، باید قانعم کنی.

342
00:20:28,575 --> 00:20:30,427
‫،چون الان

343
00:20:30,505 --> 00:20:32,422
‫،اگه ایدۀ اصلیت همینه

344
00:20:32,433 --> 00:20:34,008
‫میگم یه لطفی در حق خودت کن.

345
00:20:34,086 --> 00:20:35,937
‫برگرد پیش همون غیب‌گوی عزیزت

346
00:20:36,015 --> 00:20:38,016
‫و بازم برین، چون این‌طور که معلومه

347
00:20:38,094 --> 00:20:39,487
‫هنوزم کلی عن داری.
‫[ گوه می‌خوری ]

348
00:20:48,113 --> 00:20:51,635
‫من می‌خوام گوشه گوشۀ این شهرو صاحب بشم.

349
00:20:53,715 --> 00:20:56,301
‫می‌خوام همه‌شون موادهای منو بفروشن.

350
00:20:56,312 --> 00:20:58,806
‫منظورمم همه‌ست، نه فقط موادفروشـا.

351
00:20:58,816 --> 00:21:01,060
‫،یعنی همۀ کاسب‌ها، همه مغازه‌ها

352
00:21:01,137 --> 00:21:04,232
‫،تمام بیلبوردهای شهر
‫،تمام قطارهای شهر

353
00:21:04,268 --> 00:21:05,402
‫و تک‌تک پلیس‌های آشغال شهر.

354
00:21:05,478 --> 00:21:07,906
‫از جنده شب‌کارهای خیابونی گرفته

355
00:21:07,984 --> 00:21:10,169
‫تا جنده باکلاسـای روزکار بالاشهر.

356
00:21:10,247 --> 00:21:13,500
‫از متجاوزای زندانی گرفته
‫تا اون متجاوزای برج‌نشین.

357
00:21:13,512 --> 00:21:17,675
‫می‌خوام پنج بخش نیویورک رو
‫،تو یه رول سیگار دومینیکنی بپیچم

358
00:21:17,687 --> 00:21:20,264
‫و همین که دارم پولامو می‌شمارم
‫سیگاره رو دود کنم

359
00:21:20,341 --> 00:21:23,603
‫و خاکسترشو بریزم رو کلۀ کچل
‫این عوضیای سفیدپوست.

360
00:21:23,680 --> 00:21:25,865
‫،ایدۀ اصلیم اینه

361
00:21:25,943 --> 00:21:30,198
‫،و آقای ربات... خواستۀ من

362
00:21:30,210 --> 00:21:31,117
‫همینه.

363
00:21:31,195 --> 00:21:33,539
‫می‌خوام صاحب این جزیره بشم.

364
00:21:38,375 --> 00:21:40,603
‫پس بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه.

365
00:21:41,732 --> 00:21:44,610
‫می‌خوای بساز بفروش بشی.

366
00:21:45,681 --> 00:21:46,814
‫همینه؟

367
00:21:46,891 --> 00:21:49,152
‫یعنی قضیه کلاً همینه؟

368
00:21:49,229 --> 00:21:52,751
‫یعنی اون ایدۀ نوظهورت همینه؟

369
00:21:52,828 --> 00:21:54,993
‫نه.

370
00:21:55,028 --> 00:21:58,127
‫محاله همین باشه دیگه، مگه نه؟

371
00:21:59,363 --> 00:22:00,662
‫،تو این پرت و پلاهایی که می‌گفتی

372
00:22:00,738 --> 00:22:02,328
‫یه‌چیزی در رابطه با فروش مواد شنیدم.

373
00:22:02,406 --> 00:22:04,704
‫"مسئله اینه که شرکت‌های "فایز" و "ایلای
‫،چند میلیارد دلاری ازت جلوترن
‫[ شرکت‌های تولیدکنندۀ تریاک ]

374
00:22:04,781 --> 00:22:06,996
‫و می‌تونن با همون دو قرونی که
‫هزینۀ ساخت قرص‌شونه

375
00:22:07,073 --> 00:22:09,088
‫دخل تو رو هم بیارن.

376
00:22:09,166 --> 00:22:10,498
‫می‌خوای بیلبورد داشته باشی؟

377
00:22:10,533 --> 00:22:11,748
‫نرم‌افزار فوتوشاپ رو دانلود کن.

378
00:22:11,759 --> 00:22:14,082
‫چندتا عکس قشنگ درست کن.

379
00:22:14,092 --> 00:22:16,832
‫،و با این قرض و قوله‌ای که همه دارن
‫مطمئنم با کمال میل

380
00:22:16,909 --> 00:22:18,424
‫فروشگاه‌ها رو تقدیمت می‌کنن.

381
00:22:18,502 --> 00:22:21,667
‫که در این صورت، فقط بانک‌هاشون صاحبت می‌شن.

382
00:22:21,703 --> 00:22:23,093
‫،قطارها که از اونا هم ورشکسته‌ترن

383
00:22:23,170 --> 00:22:25,335
‫پلیس نیویورک رو هم که نگم برات.

384
00:22:25,370 --> 00:22:27,835
‫حتی اون رول سیگاری که می‌خوای ببندی هم

385
00:22:27,871 --> 00:22:29,087
‫مارک "بیگ تنباکو" روش می‌خوره.

386
00:22:29,097 --> 00:22:33,004
‫در کل یعنی این شهر
‫یه قبض کارت‌اعتباری هنگفتـه

387
00:22:33,081 --> 00:22:35,171
‫،و تو هم می‌خوای پرداختش کنی
‫،که چی بشه

388
00:22:35,206 --> 00:22:37,388
‫تو هم مثل بقیه به بانک بدهکار بشی؟

389
00:22:38,207 --> 00:22:41,422
‫،مگه این‌که می‌خوای مونوپولیِ حماقت بازی کنی

390
00:22:41,434 --> 00:22:43,840
‫تو رو خدا بگو برنامۀ دیگه‌ای هم داری.

391
00:22:43,875 --> 00:22:46,007
‫جون من بگو وقت منو تلف نکردی

392
00:22:46,043 --> 00:22:47,841
‫وقتی می‌تونستی خیلی راحت
‫چند واحد شبانه

393
00:22:47,876 --> 00:22:49,675
‫،تو دانشگاه کسب و کار بروکلین برداری

394
00:22:49,752 --> 00:22:51,425
‫و منم راحت بذاری.

395
00:22:51,437 --> 00:22:55,769
‫داداشم، موضوع صاحب‌خونه‌شدن نیست.

396
00:22:55,846 --> 00:22:57,770
‫موضوع قدرته.

397
00:22:57,846 --> 00:23:01,270
‫قدرت، یه دیوث خرمایه بیش نیست.

398
00:23:01,348 --> 00:23:03,271
‫و با این‌که تو از هر نظر

399
00:23:03,348 --> 00:23:05,938
‫،دیوث کاملی هستی
‫پول کافی نداری.

400
00:23:06,016 --> 00:23:07,439
‫سرمایۀ استارت‌آپی زیادی دارم.

401
00:23:07,516 --> 00:23:09,097
‫هر چقدرم داشته باشی
‫واسه همچین کاری کفاف نمی‌کنه.

402
00:23:09,108 --> 00:23:11,098
‫دشواری نداریم.
‫می‌تونم به چندجا دستبرد بزنم.

403
00:23:11,109 --> 00:23:11,765
‫چقدر پول لازمه؟

404
00:23:11,776 --> 00:23:13,348
‫همین که سؤال می‌کنی

405
00:23:13,384 --> 00:23:15,182
‫یعنی فکرت کوچیکه.

406
00:23:15,260 --> 00:23:18,350
‫،پشت هر ثروت عظیمی
‫یه جرم عظیم خوابیده.

407
00:23:18,386 --> 00:23:21,434
‫این شعار شرکتی این ایالات متحده‌ست.

408
00:23:21,446 --> 00:23:24,611
‫می‌خوای تو هم به جرگۀ
‫خوک‌های کاپیتالیست بپیوندی؟

409
00:23:24,688 --> 00:23:26,778
‫چقدر پولش مهم نیست.

410
00:23:27,763 --> 00:23:29,770
‫مهم سرقت خود پوله.

411
00:23:35,525 --> 00:23:37,523
‫بعد تو می‌تونی این‌کارو واسه‌م بکنی؟

412
00:23:38,933 --> 00:23:41,199
‫فکر کنم نقشه‌ای داشته باشم
‫که به دردت بخوره.

413
00:23:42,118 --> 00:23:44,692
‫اما اولین قدم هر کاری که
‫بخوایم با همدیگه بکنیم

414
00:23:44,768 --> 00:23:46,067
‫در هر صورت آزاد کردنِ کریستاست.

415
00:23:50,120 --> 00:23:53,235
‫ولی مگه نگفتی اون تنها
‫اهرم فشاریـه که روت دارم؟

416
00:23:57,197 --> 00:24:01,996
‫،خاوی، پیناتس، ببینم من کَرم
‫یا همینو نگفت؟

417
00:24:02,940 --> 00:24:04,197
‫چرا، شنیدم.

418
00:24:04,232 --> 00:24:06,197
‫آره، منم صددرصد شنیدم.

419
00:24:06,275 --> 00:24:10,291
‫،هی، باید حافظه‌ت رو تقویت کنی
‫نیکلودئون.

420
00:24:10,368 --> 00:24:14,534
‫،پس اگه تنها بیمه‌ام رو آزاد کنم

421
00:24:14,610 --> 00:24:15,959
‫چطوری مطمئن باشم

422
00:24:16,036 --> 00:24:17,701
‫که این پوله قراره برسه دستم

423
00:24:17,778 --> 00:24:21,202
‫یا که این نقشه‌ای که میگی
‫اصلاً وجود خارجی داره؟

424
00:24:21,279 --> 00:24:25,536
‫،می‌دونی، حالا که بهش فکر می‌کنم
‫حتی این زنه هم بهت اعتماد نداشت.

425
00:24:25,572 --> 00:24:27,295
‫تو یادداشت‌هاش نوشته بود.

426
00:24:27,373 --> 00:24:30,130
‫مگه نه، کریستا خانم؟

427
00:24:30,207 --> 00:24:32,798
‫چی گفته بودین؟
‫جملۀ دقیق‌تون چی بود؟

428
00:24:33,615 --> 00:24:35,706
‫،بیمار گارد شدیدی دارد"

429
00:24:35,783 --> 00:24:39,675
‫که نشان‌دهندۀ سدی دربرابر
‫".پردازش صادقانۀ اطلاعاته

430
00:24:41,285 --> 00:24:43,634
‫،والا چیز خوبی بنظر نمیاد
‫آقای ربات.

431
00:24:46,078 --> 00:24:49,127
‫،اگه این زن نمی‌تونه بهت اعتماد کنه
‫من چرا باید بکنم؟

432
00:24:50,787 --> 00:24:52,302
‫نشونت میدم.

433
00:25:00,808 --> 00:25:02,547
‫چی رو؟

434
00:25:02,624 --> 00:25:04,464
‫،نقشه‌مو

435
00:25:04,476 --> 00:25:05,968
‫هکـه رو.

436
00:25:05,978 --> 00:25:07,897
‫قراره امشب اجرا شه.

437
00:25:08,893 --> 00:25:10,477
‫،اگه بذاری انجامش بدم
‫انقدری پول می‌دزدم

438
00:25:10,489 --> 00:25:12,157
‫که اصلاً ندونی باهاش چی‌کار کنی.

439
00:25:12,234 --> 00:25:15,707
‫اون پول بهترین همکار می‌شه برات.

440
00:25:18,507 --> 00:25:21,252
‫چرا حاضر به بی‌خیال شدنِ همچین پولی هستی؟

441
00:25:21,329 --> 00:25:23,014
‫چون پول تخمم هم نیست.

442
00:25:23,092 --> 00:25:25,437
‫فقط می‌خوام از اونا بگیرمش.

443
00:25:30,182 --> 00:25:32,160
‫دقیقاً چطوری می‌خوای این‌کارو بکنی؟

444
00:25:34,818 --> 00:25:36,335
‫بهت نشون میدم.

445
00:25:42,167 --> 00:25:44,303
‫:همه‌چی روی لپ‌تاپمه

446
00:25:44,339 --> 00:25:48,396
‫،سوابق بانکی، مانده حساب‌ها

447
00:25:48,407 --> 00:25:50,201
‫صفر تا صدش.

448
00:25:55,757 --> 00:25:59,012
‫خاوی، برو کیف‌شو بیار.

449
00:26:21,481 --> 00:26:23,976
‫می‌دونی، تو نیازی به آقای ربات نداری.

450
00:26:29,649 --> 00:26:32,161
‫،زر زر زیاد می‌کنه

451
00:26:32,171 --> 00:26:33,496
‫ولی باعث و بانی

452
00:26:33,508 --> 00:26:36,012
‫،اون هرج‌ومرجی که راه انداختی اون نیست
‫مگه نه؟

453
00:26:42,101 --> 00:26:44,906
‫،می‌دونی، همینو میگم
‫واسه همینم تو راستِ کار خودمی.

454
00:26:45,851 --> 00:26:47,871
‫من از تو بیشتر از اون می‌ترسم.

455
00:26:51,289 --> 00:26:54,218
‫،اگه چیزی داری که نشونم بدی

456
00:26:54,296 --> 00:26:55,825
‫پس نمایش رو شروع کن.

457
00:27:04,273 --> 00:27:07,322
‫«پرده‌ی سوم»

458
00:27:54,972 --> 00:27:56,343
‫پیناتس...

459
00:27:56,448 --> 00:27:57,964
‫اینجا رو باش.

460
00:27:58,877 --> 00:28:00,107
‫خدای من.

461
00:28:01,014 --> 00:28:03,239
‫چقدر صفر.

462
00:28:03,316 --> 00:28:04,983
‫اصلاً نمی‌شه شمردشون.

463
00:28:08,104 --> 00:28:10,321
‫آره داداش، به این میگن پول استادیومی.

464
00:28:10,356 --> 00:28:12,156
‫پول استادیومی دیگه چه صیغه‌ایه؟

465
00:28:12,191 --> 00:28:16,035
‫پسر.

466
00:28:18,114 --> 00:28:21,040
‫خاوی، بیا نگاه کن.

467
00:28:27,007 --> 00:28:28,807
‫پشمام.

468
00:28:29,676 --> 00:28:32,435
‫،پسر راست میگی
‫این واقعاً پول استادیومیـه.

469
00:28:32,512 --> 00:28:34,429
‫وای داداش.

470
00:28:53,107 --> 00:28:54,958
‫جربزه‌شو نداری.

471
00:29:13,219 --> 00:29:16,312
‫گلوله‌هات دست منه، اسکل.

472
00:29:22,178 --> 00:29:24,771
‫واقعاً فکر کردی به محض این‌که گرفتیمت

473
00:29:24,847 --> 00:29:26,656
‫نگفتم خاوی کیفت رو چک کنه؟

474
00:29:31,237 --> 00:29:34,372
‫شاید درباره‌ت اشتباه می‌کردم، داداشم.

475
00:29:35,191 --> 00:29:37,333
‫اون الیوت سابق هرگز
‫،نمی‌رفت سراغ اون تفنگ

476
00:29:37,410 --> 00:29:38,409
‫چه برسه بخواد ماشه رو بکشه.

477
00:29:38,444 --> 00:29:40,953
‫بدم نمیاد فکر کنم من یه نقشی

478
00:29:41,030 --> 00:29:43,081
‫تو این بدجنس‌شدنت داشتم.

479
00:29:43,116 --> 00:29:45,500
‫،بهت افتخار می‌کنم

480
00:29:45,510 --> 00:29:47,886
‫ولی مشخص شد هنوز کار داریم.

481
00:29:48,955 --> 00:29:51,297
‫اون نبود. کار من بود.
‫من ریدم.

482
00:29:51,374 --> 00:29:52,849
‫نمی‌خواد سر اون خالی کنی.

483
00:29:52,926 --> 00:29:54,300
‫سر تو یا اون خالی کنم

484
00:29:54,377 --> 00:29:55,343
‫چه فرقی می‌کنه آخه؟

485
00:29:55,353 --> 00:29:57,428
‫،گلوله مغز جفت‌تونو متلاشی می‌کنه دیگه
‫مگه نه؟

486
00:29:57,463 --> 00:29:58,679
‫من اشتباه کردم. حالا دلیل نمی‌شه

487
00:29:58,690 --> 00:29:59,972
‫بی‌خیالِ اون صفرها بشی.

488
00:30:00,049 --> 00:30:01,015
‫اون هنوزم کاملاً واقعیه.

489
00:30:01,026 --> 00:30:02,016
‫نه، پسر.

490
00:30:02,027 --> 00:30:03,101
‫،اینا هیچ هم واقعی نیست

491
00:30:03,136 --> 00:30:04,519
‫نه تا به هم اعتماد نکنیم.

492
00:30:04,529 --> 00:30:06,104
‫یه فکری می‌کنیم براش.
‫فقط باید

493
00:30:06,139 --> 00:30:07,814
‫تفنگت رو بذاری کنار.

494
00:30:07,890 --> 00:30:10,200
‫چه شوقی داری تو، داداشم.

495
00:30:10,276 --> 00:30:12,693
‫من که اصلاً نخواستم با تو صحبت کنم.

496
00:30:14,147 --> 00:30:15,780
‫کجا میری؟

497
00:30:17,450 --> 00:30:19,450
‫بیا، خوشگلم.

498
00:30:19,527 --> 00:30:22,754
‫زودباش.

499
00:30:25,959 --> 00:30:27,050
‫وایسا، نکن.

500
00:30:27,127 --> 00:30:29,127
‫می‌خوای اون همه پول رو
‫سر هیچ و پول بریزی دور؟

501
00:30:29,162 --> 00:30:30,386
‫اونی که الان خواست بی‌دلیل

502
00:30:30,463 --> 00:30:31,671
‫بزنه منو بکشه، من نبودم.

503
00:30:31,747 --> 00:30:34,224
‫بی‌دلیل؟ خودتم بودی همین‌کارو می‌کردی.

504
00:30:34,300 --> 00:30:35,675
‫اشتباه می‌کنی، داداش.

505
00:30:35,751 --> 00:30:37,844
‫اگه من بودم، حتماً کارتو یه‌سره می‌کردم

506
00:30:37,920 --> 00:30:39,512
‫همون‌طوری که الان می‌خوام
‫کار اینو یه‌سره کنم.

507
00:30:39,589 --> 00:30:41,898
‫،ببین، اگه آزاری بهش رسوندی
‫منم بعدش بزن بکش.

508
00:30:41,975 --> 00:30:42,972
‫همه‌چیزو از دست میدی.

509
00:30:43,048 --> 00:30:46,179
‫آره خب مشکل هم همین‌جاست.

510
00:30:46,257 --> 00:30:48,721
‫خب چی‌کار کنیم؟
‫چه کنیم؟

511
00:30:48,733 --> 00:30:50,681
‫بر می‌گردیم سراغ همون نقشه‌مون
‫قبل این‌که برینم توش.

512
00:30:50,757 --> 00:30:53,730
‫اون دیگه تموم شد و رفت، داداشم.
‫از یه سوراخ دوبار گزیده نمی‌شم.

513
00:30:53,807 --> 00:30:55,471
‫صبرکن! وایسا، وایسا!

514
00:30:55,507 --> 00:30:58,389
‫،بعد از این‌که پوله رو دزدیدم
‫همکارت میشم، خب؟

515
00:30:58,399 --> 00:31:00,563
‫همکارت میشم.
‫هر کاری بخوای می‌کنم.

516
00:31:00,640 --> 00:31:02,471
‫بهتر شد، ولی هنوزم کافی نیست
‫چون مطمئنم که

517
00:31:02,549 --> 00:31:03,338
‫نمی‌تونم بهت اعتماد کنم.

518
00:31:03,416 --> 00:31:05,055
‫صبرکن، صبرکن!
‫حتماً می‌تونیم

519
00:31:05,066 --> 00:31:06,013
‫یه فکری براش بکنیم!

520
00:31:06,090 --> 00:31:07,396
‫بگو چرا نباید بهش شلیک کنم.

521
00:31:07,474 --> 00:31:09,139
‫چون اون آدم خوبیه.

522
00:31:09,174 --> 00:31:10,471
‫نه، بگو چرا نباید بُکشمش.

523
00:31:10,506 --> 00:31:11,971
‫چون حقش نیست!

524
00:31:12,007 --> 00:31:13,396
‫جزئیات بیشتر بده، دهن‌سرویس!

525
00:31:13,473 --> 00:31:15,396
‫نه، بگو چرا نباید بُکشمش.

526
00:31:15,473 --> 00:31:17,188
‫چون من بهش نیاز دارم!

527
00:31:24,256 --> 00:31:26,138
‫اون کمکم می‌کنه.

528
00:31:31,007 --> 00:31:34,772
‫آها... حالا فهمیدم.

529
00:31:36,173 --> 00:31:38,145
‫این زنـه غیب‌گوی توئه.

530
00:31:41,089 --> 00:31:42,771
‫این دیگه یعنی چی؟

531
00:31:44,715 --> 00:31:47,471
‫یعنی الان خیلی داریم
‫به هدف نزدیک‌تر می‌شیم.

532
00:31:47,506 --> 00:31:50,188
‫می‌دونی، من رویکردم کلاً اشتباه بود.

533
00:31:50,898 --> 00:31:54,479
‫فکر می‌کردم تو جواب سؤالی
‫که می‌خوام رو بهم میدی.

534
00:31:56,731 --> 00:31:59,395
‫ولی شاید یکی دیگه باید اون سؤال رو

535
00:31:59,473 --> 00:32:01,521
‫ازت می‌پرسید.

536
00:32:12,208 --> 00:32:15,204
‫«پرده‌ی چهارم»

537
00:32:18,589 --> 00:32:20,270
‫بگیر بشین، داداشم.

538
00:32:22,422 --> 00:32:23,803
‫قضیه چیه؟

539
00:32:23,839 --> 00:32:26,554
‫می‌خوایم یه جلسۀ روان‌کاوی برگزار کنیم.

540
00:32:26,564 --> 00:32:29,053
‫بالأخره وقتش رسیده که بفهمی
‫من و تو

541
00:32:29,064 --> 00:32:31,269
‫تقدیرمونه که همکار بشیم.

542
00:32:32,731 --> 00:32:33,803
‫حاضری؟

543
00:32:35,589 --> 00:32:37,803
‫مگه بهت نگفتم بتمرگی؟

544
00:32:41,880 --> 00:32:43,386
‫الان می‌فهمیم توی این سر جنابعالی

545
00:32:43,397 --> 00:32:45,436
‫چی می‌گذره.

546
00:32:46,172 --> 00:32:48,436
‫مگه نه، قتدعسل؟

547
00:32:49,380 --> 00:32:51,511
‫دقیقاً انتظار داری من چی کار کنم؟

548
00:32:51,588 --> 00:32:54,552
‫انتظار دارم ادامۀ آخرین جلسه‌تونو برید.

549
00:32:57,838 --> 00:32:59,469
‫چرا بِربِر منو نگاه می‌کنی؟

550
00:32:59,504 --> 00:33:00,969
‫مگه شغلت همین نیست؟

551
00:33:01,046 --> 00:33:03,553
‫- آره، ولی...
‫- دیگه ولی و اما نمی‌خوام بشنوم.

552
00:33:03,563 --> 00:33:05,802
‫فقط می‌خوام شروع‌شدن

553
00:33:05,880 --> 00:33:07,052
‫این جلسۀ روان‌کاوی رو بشنوم.

554
00:33:08,588 --> 00:33:12,727
‫عجب آشغال سادیسمیِ مریضی هستی تو!

555
00:33:12,805 --> 00:33:14,469
‫فایدۀ این کار چیه؟

556
00:33:14,504 --> 00:33:16,718
‫در هر صورت که می‌خوای بزنی بکشی‌مون.

557
00:33:16,730 --> 00:33:19,052
‫عیب نداره، کریستا.
‫بیا فقط کاری که می‌خواد رو بکنیم.

558
00:33:19,063 --> 00:33:21,176
‫الیوت، این فقط می‌خواد یه راه دیگه
‫واسه اذیت‌کردنت پیدا کنه.

559
00:33:21,254 --> 00:33:23,301
‫اون یه نمایش می‌خواد فقط.

560
00:33:23,337 --> 00:33:24,718
‫بیا براش نمایش اجرا کنیم.

561
00:33:24,730 --> 00:33:25,636
‫درسته

562
00:33:30,730 --> 00:33:32,969
‫من همینجا می‌شینم و

563
00:33:33,045 --> 00:33:34,560
‫پاپ کورنم رو می‌خورم

564
00:33:36,212 --> 00:33:39,176
‫چیزی که می‌خوای غیرممکنـه

565
00:33:39,254 --> 00:33:41,718
‫از این‌کار چیزی عایدت نمیشه

566
00:33:41,729 --> 00:33:46,176
‫،این فقط توی یه محیط کنترل شده

567
00:33:46,254 --> 00:33:48,218
‫،تنها

568
00:33:48,230 --> 00:33:50,977
‫با فقط خودم و اون جواب میده

569
00:33:55,171 --> 00:33:58,135
‫پیناتز، هاوی، برید بیرون

570
00:33:58,212 --> 00:33:59,562
‫چی؟

571
00:34:00,673 --> 00:34:01,639
‫نه، داداش

572
00:34:01,674 --> 00:34:03,808
‫من می‌خوام بدونم چی میشه

573
00:34:03,843 --> 00:34:05,476
‫،آره، حاجی، یجورایی می‌خوام بدونم

574
00:34:05,511 --> 00:34:06,561
‫این جریان به کجا می‌رسه

575
00:34:06,571 --> 00:34:08,980
‫گفتم برید گمشید بیرون!

576
00:34:19,025 --> 00:34:20,658
‫دیوث عوضی

577
00:34:20,693 --> 00:34:22,961
‫حتماً باید بزنه همه چی رو خراب کنه

578
00:34:32,264 --> 00:34:34,922
‫تنهاتر از این نمیشه

579
00:34:34,933 --> 00:34:36,924
‫منظورم این نبود و خودتم می‌دونی

580
00:34:36,935 --> 00:34:37,934
‫یه تفنگ سمت من نشونه گرفتی

581
00:34:38,011 --> 00:34:39,510
‫مجبورم می‌کنی با یکی از بیمارام...

582
00:34:41,014 --> 00:34:42,814
‫باشه، باشه، آروم باش

583
00:34:43,966 --> 00:34:45,933
‫کریستا، منو ببین

584
00:34:47,261 --> 00:34:49,896
‫چندتا سؤال ازم بپرس.
‫راحتـه.

585
00:34:49,972 --> 00:34:52,231
‫اینکارو بلدی. مثل همیشه

586
00:34:54,953 --> 00:34:56,777
‫یالا، کریستا

587
00:34:56,788 --> 00:34:59,071
‫چیزی نیست. وانمود کن اصلاً اینجا نیست

588
00:34:59,148 --> 00:35:01,532
‫به حرف پسره گوش کن

589
00:35:01,567 --> 00:35:03,868
‫یالا، تو می‌تونی

590
00:35:03,945 --> 00:35:05,536
‫منو ببین

591
00:35:05,571 --> 00:35:07,547
‫بیا درباره‌ی مادرم حرف بزنیم

592
00:35:08,658 --> 00:35:10,291
‫اون تازه فوت کرده

593
00:35:10,302 --> 00:35:11,968
‫چطوره درباره‌ی این حرف بزنیم؟

594
00:35:14,956 --> 00:35:16,964
‫حالت خوبه؟

595
00:35:16,975 --> 00:35:18,892
‫من خوبم

596
00:35:19,978 --> 00:35:24,606
‫،می‌دونی که خیلی با هم حرف نمی‌زدیم
‫پس تأثیر زیادی روم نذاشت

597
00:35:25,984 --> 00:35:28,651
‫ولی فکر کنم دارلین رو خیلی ناراحت کرد

598
00:35:31,514 --> 00:35:33,489
‫یالا، ادامه بده

599
00:35:33,566 --> 00:35:36,534
‫باید چیزای بیشتری باشه که
‫می‌خوای ازم بپرسی

600
00:35:37,770 --> 00:35:41,372
‫حالا که یکم وقت داشتی تا دربارش فکر کنی...

601
00:35:42,775 --> 00:35:45,418
‫چه حسی نسبت به مرگش داری؟

602
00:35:47,530 --> 00:35:49,756
‫خیلی بهش فکر نکردم

603
00:35:51,158 --> 00:35:52,842
‫این چیز بدیـه؟

604
00:35:54,787 --> 00:35:57,505
‫خب، تو خیلی از دستش عذاب کشیدی

605
00:35:57,515 --> 00:36:00,007
‫- اون بهت صدمه...
‫- آره، آره!

606
00:36:00,018 --> 00:36:03,469
‫اینا رو می‌دونم.
‫اینا همش تکراریـه.

607
00:36:03,546 --> 00:36:07,598
‫اینا مهم نیستن.
‫من چیزای مهم رو می‌خوام.

608
00:36:07,633 --> 00:36:09,934
‫نمی‌دونم چطوری کاری که می‌خوای رو بکنم

609
00:36:10,011 --> 00:36:11,519
‫تو گفتی الیوت یه رازی داره و

610
00:36:11,529 --> 00:36:12,937
‫تنها راه برای فهمیدنش اینه که

611
00:36:12,972 --> 00:36:15,356
‫سر در بیارم چرا آقای ربات وجود داره

612
00:36:20,521 --> 00:36:22,038
‫چی داره میگه؟

613
00:36:23,065 --> 00:36:25,491
‫داره میگه اون ما رو فروخته

614
00:36:25,568 --> 00:36:27,285
‫متأسفم. باید یه چیزی بهش می‌گفتم

615
00:36:27,361 --> 00:36:28,878
‫نمی‌دونستم دیگه چی بگم

616
00:36:31,324 --> 00:36:32,790
‫چی بهش گفتی؟

617
00:36:32,867 --> 00:36:34,709
‫ببین، وقت‌مون داره تموم میشه

618
00:36:34,719 --> 00:36:36,377
‫باید خیلی سریع به یه راه فرار

619
00:36:36,388 --> 00:36:38,504
‫فکر کنیم، تا رفقاش نیستن

620
00:36:38,581 --> 00:36:40,172
‫می‌دونی چی داره میگه؟

621
00:36:40,249 --> 00:36:41,299
‫چه اهمیتی داره؟
‫نشنیدی چی گفتم؟

622
00:36:41,375 --> 00:36:42,633
‫- باید از اینجا بریم
‫- بیا

623
00:36:42,668 --> 00:36:44,010
‫- بذار کمکت کنم شروع کنی
‫- اونا نوشته‌های شخصی منن

624
00:36:44,086 --> 00:36:46,721
‫توجه فکری الیوت به آقای ربات»

625
00:36:46,731 --> 00:36:48,347
‫بیانگر وجود یک مؤلفه‌ی احساسی

626
00:36:48,424 --> 00:36:49,473
‫- در این رابطه...
‫- اینکارو نکن

627
00:36:49,508 --> 00:36:51,142
‫تو ناراحتی. شرمنده

628
00:36:51,177 --> 00:36:53,644
‫شاید باید بس کنم.
‫نظرت چیه، الیوت؟

629
00:36:53,721 --> 00:36:56,355
‫مطمئنی نمی‌خوای بدونی اینجا چی نوشته؟

630
00:36:56,432 --> 00:36:57,857
‫داره باهات بازی می‌کنه

631
00:36:57,933 --> 00:36:59,450
‫می‌خواد از اون بازی‌های روانی راه بندازه

632
00:37:01,020 --> 00:37:03,621
‫اون نمی‌خواد اینا رو بشنوم

633
00:37:07,401 --> 00:37:08,492
‫چرا؟

634
00:37:08,569 --> 00:37:10,494
‫چه اهمیتی داره؟

635
00:37:10,571 --> 00:37:12,755
‫باید روی یه راه خروج تمرکز کنیم

636
00:37:14,241 --> 00:37:16,968
‫تو هم نمی‌خوای اینو بشنوم

637
00:37:21,207 --> 00:37:22,840
‫ادامه بده

638
00:37:22,875 --> 00:37:25,259
‫نه، اینکارو نکن.
‫الیوت، فکر خوبی نیست.

639
00:37:25,270 --> 00:37:27,720
‫گفتم بخونش

640
00:37:27,797 --> 00:37:29,847
‫اوه، از این یکی خوشم میاد

641
00:37:29,882 --> 00:37:32,350
‫رابطه‌ی ساختگی با آقای ربات»...

642
00:37:32,426 --> 00:37:36,729
‫«اجازه نمیده ریشه‌ی وضعیتش رو بررسی کنیم

643
00:37:36,806 --> 00:37:38,698
‫یعنی چی؟

644
00:37:39,934 --> 00:37:41,525
‫جواب سؤالشو بده

645
00:37:41,560 --> 00:37:43,194
‫بگو یعنی چی

646
00:37:43,270 --> 00:37:45,571
‫الیوت، نباید اینطوری اینکارو بکنیم

647
00:37:45,648 --> 00:37:47,281
‫حق با اونـه. باید تمومش کنیم

648
00:37:47,292 --> 00:37:48,240
‫،آسیب روحی دوران بچگی»

649
00:37:48,317 --> 00:37:50,001
‫«پیگیریِ ماجرای پنجره

650
00:37:54,115 --> 00:37:57,216
‫چیِ این ماجرای پنجره انقدر مهمـه؟

651
00:38:01,497 --> 00:38:03,381
‫چیزی نمیگی

652
00:38:03,416 --> 00:38:05,049
‫مشکلی نیست.
‫بذار ببینم.

653
00:38:05,126 --> 00:38:06,592
‫- ببینیم، پنجره...
‫- تمومش کن

654
00:38:06,669 --> 00:38:08,928
‫فقط تمومش کن!
‫اینا فقط یادداشت‌های منن

655
00:38:09,004 --> 00:38:11,055
‫نباید هیچکدوم از اینا رو اینطوری بشنوی

656
00:38:11,132 --> 00:38:14,141
‫به تخمم نیست چی رو باید بشنوم

657
00:38:14,152 --> 00:38:15,476
‫چی رو پنهان می‌کنی؟

658
00:38:17,763 --> 00:38:19,864
‫درباره‌ی آقای رباتـه؟

659
00:38:21,809 --> 00:38:23,943
‫نه، آقای ربات نه

660
00:38:24,019 --> 00:38:26,237
‫دارلین؟

661
00:38:26,313 --> 00:38:27,488
‫نه

662
00:38:27,499 --> 00:38:28,906
‫پس کی؟

663
00:38:28,941 --> 00:38:30,282
‫هیچی نگو

664
00:38:30,359 --> 00:38:32,618
‫این چه ربطی به ماجرای پنجره داره؟

665
00:38:32,695 --> 00:38:34,712
‫هیچکس جز پدرم اونجا نبود

666
00:38:36,699 --> 00:38:38,716
‫درباره‌ی پدرمـه؟

667
00:38:42,013 --> 00:38:43,921
‫- درباره‌ی چیِ پدرمـه؟
‫- لطفاً مجبورم نکن اینکارو بکنم

668
00:38:43,956 --> 00:38:45,840
‫- درباره‌ی چیشـه؟
‫- مجبورم نکن اینکارو بکنم

669
00:38:45,850 --> 00:38:48,634
‫- کریستا، نکن
‫- خفه شو!

670
00:38:48,711 --> 00:38:51,804
‫کریستا، مقاومت فایده‌ای نداره

671
00:38:51,881 --> 00:38:53,731
‫بگو چه خبره

672
00:38:56,844 --> 00:38:58,644
‫روزی که از پنجره هُلت داد بیرون...

673
00:38:58,721 --> 00:39:00,855
‫بابام منو هُل نداد.
‫من...خودم پریدم.

674
00:39:00,865 --> 00:39:02,314
‫دارلین بهم گفت.
‫اشتباه یادم بود.

675
00:39:02,391 --> 00:39:05,359
‫- دیدی؟ اون نمی‌دونه داره چی...
‫- گفتم خفه شو!

676
00:39:09,565 --> 00:39:11,949
‫- ادامه بده
‫- بزن بریم، داداش

677
00:39:16,047 --> 00:39:18,122
‫به نظرت چرا نمی‌تونی...اون خاطره رو

678
00:39:18,199 --> 00:39:20,166
‫واضح به خاطر بیاری؟

679
00:39:22,661 --> 00:39:24,128
‫دقت کن

680
00:39:24,205 --> 00:39:26,046
‫خانم کریستا داره ازت سؤال می‌پرسه

681
00:39:26,057 --> 00:39:28,799
‫نمی‌دونم چرا. تو می‌دونی؟

682
00:39:31,729 --> 00:39:34,638
‫- جوابمو بده
‫- من...نمی‌دونم

683
00:39:34,715 --> 00:39:37,141
‫ولی...

684
00:39:37,176 --> 00:39:39,477
‫،می‌تونم جزئیاتی درباره‌ی اون روز ازت بپرسم

685
00:39:39,512 --> 00:39:41,228
‫تا کمکت کنم به خاطر بیاری

686
00:39:41,239 --> 00:39:43,114
‫مثلاً چی؟

687
00:39:44,058 --> 00:39:46,650
‫اون روز توی اتاقت چیکار می‌کردی؟

688
00:39:46,685 --> 00:39:50,529
‫من و دارلین داشتیم یه آدم برفی درست می‌کردیم

689
00:39:50,606 --> 00:39:53,240
‫رفتیم بالا دنبال دوربینم بگردیم

690
00:39:53,251 --> 00:39:55,960
‫و دوربین رو پیدا کردید؟

691
00:39:56,904 --> 00:39:58,838
‫دارلین گفت پیداش نکردیم

692
00:39:59,740 --> 00:40:01,874
‫دارلین دیگه چی بهت گفته؟

693
00:40:01,951 --> 00:40:06,253
‫گفتش...صدای اومدن بابام رو شنیدیم و

694
00:40:06,264 --> 00:40:08,973
‫بهش گفتم توی کمد قایم بشه

695
00:40:10,459 --> 00:40:12,259
‫بعدش چی شد؟

696
00:40:14,105 --> 00:40:18,224
‫از در اومد تو و من چوب بیسبالم رو گرفتم دستم

697
00:40:18,300 --> 00:40:20,684
‫و بعدش؟

698
00:40:20,761 --> 00:40:23,938
‫شروع کردم به حرکت دادن چوب و داد زدن و

699
00:40:23,948 --> 00:40:26,190
‫شکستن هر چی که توی اتاق بود و

700
00:40:26,267 --> 00:40:28,275
‫بعد از پنجره پریدم بیرون

701
00:40:28,286 --> 00:40:31,028
‫،اینا رو واقعاً یادتـه

702
00:40:31,063 --> 00:40:33,289
‫یا دارلین اینا رو بهت گفته؟

703
00:40:34,733 --> 00:40:35,791
‫دارلین گفته

704
00:40:37,236 --> 00:40:40,538
‫این برای مواقع دیگه‌ی زندگی‌ات که

705
00:40:40,573 --> 00:40:42,623
‫زمان از دستت در رفته هم صدق می‌کنه؟

706
00:40:45,303 --> 00:40:48,387
‫نه، فقط وقت‌هایی که آقای ربات
‫کنترل رو به دست می‌گیره

707
00:40:49,456 --> 00:40:51,882
‫به نظرت ممکنه که

708
00:40:51,917 --> 00:40:55,219
‫به خاطر آقای ربات باشه که یادت نمیاد؟

709
00:40:58,632 --> 00:41:00,975
‫چی داره میگه؟

710
00:41:00,985 --> 00:41:04,061
‫وقتی بچه بودم، تو وجود نداشتی

711
00:41:04,138 --> 00:41:05,396
‫داشتی؟

712
00:41:06,991 --> 00:41:08,649
‫این مهم نیست

713
00:41:08,660 --> 00:41:10,901
‫مهم اینه که الان اینجام

714
00:41:10,936 --> 00:41:13,153
‫انقدر بهم دروغ نگو.
‫از کِیـه که با منی؟

715
00:41:13,164 --> 00:41:15,072
‫نمی‌بینی چه خبره؟

716
00:41:15,149 --> 00:41:17,992
‫اون قبلاً ما رو از هم دور کرده.
‫دوباره داره همینکار رو می‌کنه.

717
00:41:18,002 --> 00:41:20,744
‫جواب سؤالو بده!
‫از کِی؟

718
00:41:20,779 --> 00:41:23,080
‫از کِی با ذهنم ور می‌رفتی؟

719
00:41:23,115 --> 00:41:24,999
‫می‌خوای چی بگم؟

720
00:41:25,009 --> 00:41:26,667
‫من از همون روز اولی که

721
00:41:26,678 --> 00:41:27,751
‫بهم نیاز داشتی، کنارت بودم

722
00:41:27,786 --> 00:41:31,255
‫من به یه دلیلی وجود دارم.
‫همیشه داشتم.

723
00:41:31,332 --> 00:41:33,924
‫حفاظت از اون همیشه کارم بوده

724
00:41:33,959 --> 00:41:36,760
‫می‌دونی که راهش این نیست.
‫این کار خطرناکـه.

725
00:41:36,795 --> 00:41:40,764
‫نمی‌تونی این بلا رو سرش بیاری.
‫لطفاً اینکارو باهاش نکن.

726
00:41:40,799 --> 00:41:42,683
‫اون نباید بدونه

727
00:41:47,473 --> 00:41:48,939
‫چیو بدونم؟

728
00:41:52,019 --> 00:41:54,028
‫الیوت، وقتی آقای ربات میگه برای
‫،حفاظت از تو اینجاست

729
00:41:54,038 --> 00:41:55,863
‫حرفش رو باور می‌کنی؟

730
00:42:00,211 --> 00:42:01,752
‫آره

731
00:42:03,214 --> 00:42:05,331
‫پس اگه ممکنه که اون روز

732
00:42:05,407 --> 00:42:08,709
‫،کنترل دست آقای ربات بوده باشه
‫می‌دونی برای چی ممکنه

733
00:42:08,720 --> 00:42:11,629
‫اون چوب بیسبال رو برداشته باشه و
‫از پنجره پریده باشه بیرون؟

734
00:42:11,664 --> 00:42:14,632
‫چرا دوباره تمام این جزئیات رو مرور می‌کنیم؟

735
00:42:14,667 --> 00:42:15,883
‫برو سر اصل مطلب!

736
00:42:15,893 --> 00:42:18,802
‫خودشـه، داداش. اون سم رو پیدا کن

737
00:42:20,381 --> 00:42:22,806
‫به نظرت آقای ربات در اون لحظه

738
00:42:22,883 --> 00:42:24,725
‫در برابر چیزی ازت حفاظت می‌کرده؟

739
00:42:30,599 --> 00:42:31,982
‫مثلاً چی؟

740
00:42:34,061 --> 00:42:37,237
‫گفتی وقتی پدرت اومد توی اتاق، اینکارو کردی

741
00:42:42,861 --> 00:42:44,662
‫الیوت، به من نگاه کن

742
00:42:49,093 --> 00:42:52,252
‫،به نظرت چرا وقتی پدرت اومد توی اتاق

743
00:42:52,263 --> 00:42:55,339
‫چنین واکنش شدیدی از خودت نشون دادی؟

744
00:43:06,969 --> 00:43:08,819
‫نمی‌دونم

745
00:43:10,281 --> 00:43:12,698
‫نمی‌دونم

746
00:43:14,435 --> 00:43:15,859
‫من...نمی‌تونم...

747
00:43:18,605 --> 00:43:19,863
‫یادم نمیاد

748
00:43:23,610 --> 00:43:24,868
‫الیوت

749
00:43:30,909 --> 00:43:32,376
‫شاید...

750
00:43:35,122 --> 00:43:36,751
‫ترسیده بودم

751
00:43:39,160 --> 00:43:41,215
‫از چی ترسیده بودی؟

752
00:43:42,465 --> 00:43:46,367
‫،کریستا...اگه اینکارو بکنی

753
00:43:46,403 --> 00:43:48,074
‫نابودش می‌کنی

754
00:43:48,152 --> 00:43:50,031
‫الیوت، از چی می‌ترسیدی؟

755
00:43:50,108 --> 00:43:52,278
‫بهت که گفت یادش...

756
00:43:52,290 --> 00:43:53,569
‫یادمـه

757
00:43:55,454 --> 00:43:57,358
‫پدرش

758
00:44:07,276 --> 00:44:10,553
‫خودشـه، نه؟
‫از بابات می‌ترسیدی

759
00:44:12,629 --> 00:44:14,841
‫نه

760
00:44:14,918 --> 00:44:17,755
‫چرا باید از اون بترسم؟

761
00:44:17,767 --> 00:44:19,587
‫اون دوستم بود

762
00:44:28,757 --> 00:44:31,576
‫دیگه نمی‌تونم ازت حفاظت کنم

763
00:44:44,226 --> 00:44:46,396
‫چرا باید از بابام بترسم؟

764
00:44:49,405 --> 00:44:51,558
‫یادت میاد که...

765
00:44:53,758 --> 00:44:56,720
‫پدرت بهت صدمه زده باشه؟

766
00:44:56,732 --> 00:44:58,893
‫صدمه زده باشه؟

767
00:45:00,086 --> 00:45:02,506
‫اون هیچوقت بهم صدمه نمیزد

768
00:45:02,583 --> 00:45:06,802
‫بهت که گفتم، اون...دوستم بود

769
00:45:07,870 --> 00:45:10,166
‫اون تنها دوستم بود

770
00:45:13,740 --> 00:45:16,202
‫پس چرا اون روز ترسیده بودی؟

771
00:45:18,486 --> 00:45:19,958
‫نترسیده بودم

772
00:45:20,900 --> 00:45:22,821
‫بهم گفتی ترسیده بودی

773
00:45:25,871 --> 00:45:28,191
‫من...

774
00:45:28,203 --> 00:45:29,529
‫همینو گفتم؟

775
00:45:32,740 --> 00:45:36,633
‫آم...من...گیج شدم

776
00:45:41,557 --> 00:45:44,405
‫تو و خواهرت توی اتاق بودید

777
00:45:47,927 --> 00:45:50,508
‫صدای پای پدرت رو شنیدی

778
00:45:53,276 --> 00:45:54,184
‫نه

779
00:45:56,561 --> 00:45:59,785
‫به نظرت ممکنه دارلین رو توی کمد
‫،قایم کرده باشی

780
00:45:59,796 --> 00:46:01,415
‫تا در امان باشه؟

781
00:46:03,079 --> 00:46:04,632
‫نه

782
00:46:06,817 --> 00:46:09,312
‫بابات اومد توی اتاق...

783
00:46:12,273 --> 00:46:14,326
‫نه

784
00:46:14,338 --> 00:46:15,882
‫نه

785
00:46:17,347 --> 00:46:19,593
‫یه چوب بیسبال برداشتی تا از خودت دفاع کنی

786
00:46:19,670 --> 00:46:21,640
‫نه، نه، نه، نه

787
00:46:26,206 --> 00:46:28,787
‫سرش داد زدی تا بره

788
00:46:28,822 --> 00:46:30,625
‫بعد چوب رو به سمتش تاب دادی

789
00:46:30,661 --> 00:46:31,461
‫نه

790
00:46:34,046 --> 00:46:36,903
‫و از تنها راهی که بلد بودی، فرار کردی

791
00:46:44,618 --> 00:46:47,759
‫چرا از پدرت می‌ترسیدی؟

792
00:46:54,648 --> 00:46:59,627
‫می‌ترسیدی ازت بخواد کاری رو بکنی...

793
00:46:59,638 --> 00:47:02,218
‫که دلت نمی‌خواست بکنی؟

794
00:47:19,196 --> 00:47:21,480
‫آره

795
00:47:25,394 --> 00:47:28,203
‫یادتـه ازت خواست چیکار کنی؟

796
00:47:42,887 --> 00:47:45,045
‫آره، یادمـه

797
00:47:48,041 --> 00:47:49,633
‫الیوت...

798
00:47:52,396 --> 00:47:54,888
‫پدرت تو رو آزار جنسی داد؟

799
00:48:04,933 --> 00:48:06,617
‫آره

800
00:48:55,139 --> 00:48:59,265
‫«پرده‌ی پنجم»

801
00:49:07,364 --> 00:49:10,375
‫الیوت، خیلی متأسفم که این بلا سرت اومد

802
00:49:15,965 --> 00:49:18,881
‫الیوت، گوش کن، داداش

803
00:49:18,893 --> 00:49:21,676
‫،می‌دونم حس می‌کنی الان تک و تنهایی

804
00:49:21,753 --> 00:49:22,410
‫ولی نیستی

805
00:49:22,487 --> 00:49:26,104
‫من با این درد آشنام. با درد تو

806
00:49:27,216 --> 00:49:30,016
‫،هر حسی که داری، مشکلی نداره

807
00:49:30,093 --> 00:49:31,976
‫،و اگه صدامو می‌شنوی

808
00:49:32,053 --> 00:49:35,488
‫می‌خوام بدونی که دیگه لازم نیست بترسی

809
00:49:37,057 --> 00:49:39,449
‫بهم...بهم دست نزن

810
00:49:41,061 --> 00:49:42,402
‫بهم دست نزن

811
00:49:54,906 --> 00:49:55,663
‫داداش...

812
00:49:55,741 --> 00:49:57,665
‫بس کن

813
00:49:57,743 --> 00:49:59,375
‫لطفاً تمومش کن

814
00:49:59,452 --> 00:50:02,219
‫،می‌دونی که هیچ کاری نمی‌تونی بکنی
‫تا جلوی اینو بگیری

815
00:50:03,622 --> 00:50:05,681
‫نمی‌دونم چطوری با این کنار بیام

816
00:50:07,175 --> 00:50:08,173
‫نمی‌خوام با این کنار بیام

817
00:50:08,251 --> 00:50:10,267
‫- راه دیگه‌ای نداری
‫- چرا!

818
00:50:10,345 --> 00:50:12,845
‫چرا، دارم. دارم

819
00:50:13,922 --> 00:50:16,723
‫باید باشه. چون نمی‌تونم اینکارو بکنم

820
00:50:16,800 --> 00:50:17,457
‫نمی‌تونم

821
00:50:17,535 --> 00:50:19,100
‫،می‌دونم الان عذابت میده

822
00:50:19,112 --> 00:50:20,610
‫ولی داری اون همه سم رو
‫از بدنت خارج می‌کنی

823
00:50:20,687 --> 00:50:22,945
‫به زودی می‌تونی تبدیل به خودِ واقعی‌ات بشی

824
00:50:23,023 --> 00:50:25,489
‫خود واقعی‌ام؟

825
00:50:27,268 --> 00:50:29,067
‫نمی‌دونم خودِ واقعی‌ام کیـه

826
00:50:30,437 --> 00:50:31,527
‫نمی‌دونم کیـه!

827
00:50:31,563 --> 00:50:33,529
‫به خاطر اینه که هنوز

828
00:50:33,607 --> 00:50:36,499
‫اون همه خشم و ناراحتی رو ریختی تو خودت

829
00:50:37,460 --> 00:50:39,376
‫چیکار کنم؟

830
00:50:43,990 --> 00:50:45,464
‫درسته. باید همینکارو بکنی

831
00:50:45,542 --> 00:50:47,291
‫بریزیش بیرون

832
00:50:49,212 --> 00:50:51,046
‫دقیقاً

833
00:50:53,308 --> 00:50:54,924
‫،وقتی همش رو ریختی بیرون

834
00:50:55,001 --> 00:50:57,469
‫بالاخره می‌تونی با خود حقیقی‌ات آشنا بشی

835
00:51:01,591 --> 00:51:04,317
‫این به معنای مرگ نیست

836
00:51:04,394 --> 00:51:06,811
‫الیوت، تو دوباره متولد شدی

837
00:51:10,350 --> 00:51:11,742
‫چرا؟

838
00:51:13,812 --> 00:51:15,078
‫چرا؟

839
00:51:15,647 --> 00:51:17,781
‫چرا...چرا...چرا اون باید اینکارو...

840
00:51:17,857 --> 00:51:18,990
‫چرایی در کار نیست

841
00:51:20,652 --> 00:51:23,545
‫کنترل دست تو نبود

842
00:51:25,599 --> 00:51:26,915
‫،می‌دونم زندگی کردن

843
00:51:26,950 --> 00:51:31,086
‫با همچین باری خیلی سختـه، ولی تو می‌تونی

844
00:51:33,015 --> 00:51:34,598
‫چطوری؟

845
00:51:35,667 --> 00:51:37,726
‫نباید تنهایی به دوش بکشیش

846
00:51:39,521 --> 00:51:41,813
‫من پیشت‌ام، داداش

847
00:51:46,386 --> 00:51:47,769
‫تو

848
00:51:50,273 --> 00:51:52,315
‫تو اینکارو کردی

849
00:51:52,392 --> 00:51:54,534
‫تو اینکارو باهام کردی

850
00:51:55,895 --> 00:51:58,371
‫- اینکارو به خاطر تو کردم
‫- نه

851
00:51:58,448 --> 00:51:59,948
‫نه، حرفتو باور نمی‌کنم!

852
00:52:00,024 --> 00:52:03,376
‫اینکارو کردم چون می‌تونستم
‫این زخم رو توی چهره‌ات ببینم

853
00:52:03,453 --> 00:52:04,786
‫،از همون بار اولی که دیدمت

854
00:52:04,863 --> 00:52:06,788
‫فقط می‌خواستم روشنایی رو نشونت بدم

855
00:52:06,865 --> 00:52:09,624
‫- این مزخرفـه!
‫- مزخرف نیست، داداش

856
00:52:09,701 --> 00:52:11,459
‫تنها اتفاقی که الان افتاد این بود که

857
00:52:11,536 --> 00:52:12,794
‫بالاخره با حقیقتی روبرو شدی که

858
00:52:12,829 --> 00:52:15,597
‫تمام عمرت نادیده می‌گرفتیش

859
00:52:22,380 --> 00:52:24,815
‫و حالا که حقیقتو می‌دونی...

860
00:52:26,309 --> 00:52:28,143
‫می‌تونی ازش استفاده کنی

861
00:52:38,396 --> 00:52:40,738
‫اینو می‌دونم چون خودم هم اینکارو کردم

862
00:52:40,749 --> 00:52:43,542
‫تجربه‌اش کردم

863
00:52:45,662 --> 00:52:48,538
‫مامانم...

864
00:52:48,615 --> 00:52:50,498
‫،قدیما وقتی می‌رفت بیرون نشئه کنه

865
00:52:50,575 --> 00:52:51,916
‫منو می‌داد دست دوستاش و

866
00:52:51,927 --> 00:52:53,835
‫بذار فقط بگیم که دوستاش...

867
00:52:56,414 --> 00:52:58,006
‫خیلی بهم آسیب زدن

868
00:53:01,753 --> 00:53:05,346
‫،بابای تو هم آسیب زیادی بهت زد

869
00:53:05,423 --> 00:53:07,607
‫ولی همه چیز رو ازت نگرفت

870
00:53:07,684 --> 00:53:11,019
‫ببین، این بلایی که سرت اومد...

871
00:53:11,095 --> 00:53:13,113
‫بیشتر مردم با چنین دردی آشنا نیستن

872
00:53:13,190 --> 00:53:14,522
‫هیچوقت هم نمیشن

873
00:53:14,599 --> 00:53:17,859
‫و اگرم بشن، دخل‌شونو میاره

874
00:53:20,104 --> 00:53:22,530
‫ولی کسایی که تسلیم‌بشو نیستن...

875
00:53:22,565 --> 00:53:24,407
‫اونایی که همه چیز رو پشت سر می‌ذارن...

876
00:53:24,484 --> 00:53:26,367
‫اونا رو نمیشه شکست داد

877
00:53:26,444 --> 00:53:29,120
‫اونا رو هیچکس نمی‌تونه شکست بده

878
00:53:29,131 --> 00:53:33,175
‫چون وقتی چنین طوفانی رو تحمل کنی...

879
00:53:35,286 --> 00:53:37,587
‫خودت تبدیل به طوفان میشی

880
00:53:41,051 --> 00:53:43,551
‫گرفتی؟

881
00:53:43,628 --> 00:53:48,223
‫تو طوفان هستی

882
00:53:54,323 --> 00:53:58,566
‫و بقیه‌ان که باید برن پناه بگیرن

883
00:54:05,692 --> 00:54:08,710
‫قدرت تو زیباست

884
00:54:10,363 --> 00:54:13,122
‫الیوت...

885
00:54:13,199 --> 00:54:14,999
‫خیلی خاصـه

886
00:54:20,832 --> 00:54:23,558
‫باور نداری؟

887
00:54:24,669 --> 00:54:26,678
‫نمی‌دونم

888
00:54:29,215 --> 00:54:31,266
‫می‌خوای باورش کنی؟

889
00:54:35,346 --> 00:54:36,688
‫من فقط...

890
00:54:40,893 --> 00:54:43,078
‫دیگه نمی‌خوام تنها باشم

891
00:54:45,040 --> 00:54:46,614
‫هی

892
00:54:51,713 --> 00:54:53,454
‫تو تنها نیستی

893
00:55:06,228 --> 00:55:08,136
‫الان دیگه می‌فهممت

894
00:55:10,184 --> 00:55:18,158
‫ترجمه از: ســــروش و آریــــن
‫« Cardinal & SuRouSH AbG »

895
00:55:18,182 --> 00:55:26,156
‫:. ارائـه ‌شده توسط تیم ترجمه شــوتایـم .:..
‫<font color="#ff۰۰۰۰">.:. WwW.Show-Time.iN .:.</font>

896
00:55:26,180 --> 00:55:34,154
‫مرجع دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫DayMovie.Org

897
00:55:46,500 --> 00:55:54,474
‫« eLOLeir :اینستاگرام »
‫:آموزش نوین و سریع مکالمۀ انگلیسی با تدریس
‫::. AbG ســروش .::

898
00:55:54,498 --> 00:56:02,472
‫<font color="#۵۸ACFA">Sync:AliNet</font>

