﻿1
00:00:10,011 --> 00:00:12,597
من وسط یه مأموریت خیلی مهم هستم،‏
باید جام مقدس رو پیدا کنم...‏

2
00:00:12,597 --> 00:00:15,308
تا بتونم یه الگوریتم قدرتمند
و خطرناک رو نابود کنم.‏

3
00:00:15,308 --> 00:00:16,893
نمی‌خوام باهاش حرف بزنم.‏

4
00:00:16,893 --> 00:00:18,974
چون بابات رو کشت؟

5
00:00:19,075 --> 00:00:20,308
‏[ آنچه گذشت ]‏

6
00:00:20,361 --> 00:00:22,356
با مقاومت آشنا شو.‏

7
00:00:22,523 --> 00:00:23,691
می‌تونی منو «جی‌کیو» صدا کنی.‏

8
00:00:24,525 --> 00:00:25,930
وایلی داره از ارثش استفاده می‌کنه...‏

9
00:00:25,955 --> 00:00:27,534
تا بشریت رو آزاد کنه.‏

10
00:00:27,559 --> 00:00:28,654
خدمتکار وفادارمون...‏

11
00:00:28,654 --> 00:00:29,834
پدر زیگلر.‏

12
00:00:30,406 --> 00:00:32,838
مادر، سؤال این‌جاست که
از کجا می‌دونستی من این‌جام.‏

13
00:00:32,863 --> 00:00:34,952
من مدیر موفق‌ترین شرکت امنیتی...‏

14
00:00:34,952 --> 00:00:36,746
تو غرب آمریکا هستم.‏

15
00:00:36,746 --> 00:00:38,581
فکر می‌کنی من به بابا کمک کردم
مرگش رو جعل کنه.‏

16
00:00:38,581 --> 00:00:41,084
پدرت خیلی هم زنده‌ست.‏

17
00:00:41,084 --> 00:00:42,418
البته، دوست‌دختر سابقم...‏

18
00:00:42,418 --> 00:00:44,921
داره مسئلۀ «ازدواج با مسیح»‏
رو عملاً انجام می‌ده.‏

19
00:00:44,921 --> 00:00:46,255
چرا انقدر خوش‌مزه‌ست؟

20
00:00:46,255 --> 00:00:48,424
یه‌جوری صحبت می‌کنی
انگار حسودیت شده.‏

21
00:00:48,424 --> 00:00:50,218
کلارا، با اونم ازدواج کردی؟

22
00:00:50,218 --> 00:00:51,591
نمی‌تونم درباره‌ش حرف بزنم.‏

23
00:00:51,616 --> 00:00:53,012
چرا؟ چون رئیس میاد این‌جا...‏

24
00:00:53,012 --> 00:00:54,207
منو توبیخ می‌کنه؟

25
00:00:54,764 --> 00:00:56,933
وقتی کلارا مرد،‏
تنها راهی که...‏

26
00:00:56,933 --> 00:01:00,686
می‌شد یه‌جوری مصونیت رو به یکی منتقل کرد،‏
اهدای عضو بود.‏

27
00:01:00,686 --> 00:01:03,773
می‌خوای جام مقدس رو
از داخل شکم یه نهنگ در بیاریم...‏

28
00:01:03,773 --> 00:01:06,275
و بعد هم شاید
کلۀ یکی‌مون منفجر بشه؟

29
00:01:06,275 --> 00:01:08,168
تقریباً دقیق گفتی، آره.‏

30
00:01:10,447 --> 00:01:16,447
 

31
00:01:16,870 --> 00:01:22,870
 

32
00:01:24,878 --> 00:01:31,878
ترجمه از صاحب و پارسا
.:: @SAHEB, SubMatrix ::.

33
00:01:32,596 --> 00:01:35,930
‏[ 3 سال پیش...‏ ]‏

34
00:01:39,318 --> 00:01:42,318
♪ Sixteen Going On Seventeen آهنگ ♪
♪ Charmian Carr and Dan Truhitte از ♪

35
00:01:45,312 --> 00:01:46,814
داری می‌خندی؟

36
00:01:47,505 --> 00:01:49,905
چی؟ داشتم دعا می‌کردم.‏

37
00:01:50,194 --> 00:01:51,696
چیزی لازم داری، خواهر؟

38
00:01:52,044 --> 00:01:53,504
مادرت اومده دیدنت.‏

39
00:01:53,529 --> 00:01:55,742
وای خدا...‏
چه عجیب.‏

40
00:01:55,742 --> 00:01:57,750
فکر کردم الان به‌جای مادر اعظم...‏

41
00:01:57,775 --> 00:01:59,083
گفتی ‏«مادرت».‏

42
00:01:59,108 --> 00:02:00,705
واقعاً گفتم مادرت.‏

43
00:02:00,705 --> 00:02:02,165
چرا؟

44
00:02:02,165 --> 00:02:03,875
مادرم هیچ‌وقت کلیسا نیومده.‏

45
00:02:03,875 --> 00:02:05,538
خب، الان که این‌جاست.‏

46
00:02:05,563 --> 00:02:07,119
و من اگه جای تو بودم
منتظرش نمی‌ذاشتم.‏

47
00:02:07,144 --> 00:02:08,645
اعصاب نداره!‏

48
00:02:13,524 --> 00:02:15,665
آرزو کردن مختص دختر کوچولوهاست...‏

49
00:02:17,044 --> 00:02:18,852
چون، می‌دونی،‏
اون یه چاه آرزوئه.‏

50
00:02:20,048 --> 00:02:23,419
باید اعتراف کنم این‌جا
از چیزی که فکر می‌کردم...‏

51
00:02:23,444 --> 00:02:24,987
کمتر رنج‌آوره.‏

52
00:02:26,230 --> 00:02:28,483
خب، این‌جا تو دهه 60 مسافرخونه بوده...‏

53
00:02:28,483 --> 00:02:31,819
خانواده‌ها این‌جا توقف می‌کردن
و توت‌فرنگی می‌چیدن.‏

54
00:02:31,819 --> 00:02:34,822
خب، چه دوست داشتنی، الیزابت.‏

55
00:02:34,822 --> 00:02:36,757
ولی گمونم واسه تعریف کردن تاریخچۀ این‌جا...‏

56
00:02:36,782 --> 00:02:38,113
منو دعوت نکردی.‏

57
00:02:38,182 --> 00:02:39,182
چی؟

58
00:02:39,207 --> 00:02:41,079
تو نامه نوشتی...‏

59
00:02:41,079 --> 00:02:46,876
یه فرصت می‌خوای واسه اینکه
با من درد و دل کنی.‏

60
00:02:46,876 --> 00:02:49,722
خب، منم اومدم بشنوم.‏

61
00:02:50,969 --> 00:02:52,161
بیا حرف بزنیم.‏

62
00:02:52,186 --> 00:02:53,674
مادر، متأسفم از اینکه بهت بگم...‏

63
00:02:53,674 --> 00:02:57,337
من از کلمۀ «درد و دل» استفاده نمی‌کنم، پس...‏

64
00:02:59,931 --> 00:03:01,304
آه.‏

65
00:03:04,511 --> 00:03:06,618
بوت رو حس می‌کنم!‏

66
00:03:07,327 --> 00:03:09,278
خودتو نشون بده!‏

67
00:03:12,167 --> 00:03:13,210
بابا؟

68
00:03:24,655 --> 00:03:25,957
دخترهای من.‏

69
00:03:25,957 --> 00:03:27,500
نه، نه!‏

70
00:03:27,500 --> 00:03:30,545
می‌بینم که هنوزم در خدمت باباتی، الیزابت!‏

71
00:03:30,545 --> 00:03:31,504
من خبر نداشتم.‏

72
00:03:31,504 --> 00:03:32,714
تقریباً به همون اندازه که...‏

73
00:03:32,714 --> 00:03:34,298
تو رو ندیدم، اونم ندیدم.‏

74
00:03:34,298 --> 00:03:35,425
داره راستشو می‌گه.‏

75
00:03:35,425 --> 00:03:36,926
من این ملاقات خانوادگی رو ترتیب دادم.‏

76
00:03:36,926 --> 00:03:39,262
و می‌دونستم که تو فقط وقتی که
‏«باگ» دعوتت کنه، میای.‏

77
00:03:39,262 --> 00:03:40,930
من باگ نیستم،‏
الیزابت هم نیستم.‏

78
00:03:40,930 --> 00:03:42,508
من «سیمون»ام.‏

79
00:03:42,679 --> 00:03:44,264
دخترا...‏

80
00:03:45,201 --> 00:03:48,146
رمز «کفن لازاروس» رو فهمیدم.‏

81
00:03:49,622 --> 00:03:51,324
مزخرف نگو.‏

82
00:03:51,349 --> 00:03:52,651
راست می‌گم، سلسته.‏

83
00:03:52,676 --> 00:03:54,086
کاملاً رمزگشایی‌ش کردم.‏

84
00:03:54,111 --> 00:03:56,271
هفتۀ بعد به صورت زنده...‏

85
00:03:56,296 --> 00:03:59,168
تو سالن «رایز اند شاین رینو» اجراش می‌کنم.‏

86
00:03:59,361 --> 00:04:00,657
فاتحه‌ت خونده‌ست.‏

87
00:04:00,682 --> 00:04:02,952
چون تو دانش مهندسی کافی...‏

88
00:04:02,952 --> 00:04:06,253
برای فرار از آب با این سطح
از پیچیدگی رو نداری.‏

89
00:04:06,278 --> 00:04:07,790
فرار از اسید.‏

90
00:04:07,790 --> 00:04:09,250
چی؟ امـم، چی؟

91
00:04:09,250 --> 00:04:10,668
می‌خوام از اسید استفاده کنم.‏

92
00:04:10,668 --> 00:04:14,088
اگه قراره با یه حقه
شعبده رو احیا کنم...‏

93
00:04:14,088 --> 00:04:16,466
باید یه خطر واقعی در کار باشه.‏

94
00:04:16,466 --> 00:04:18,543
وای خدا،‏
خسته شدم از شنیدن این!‏

95
00:04:18,568 --> 00:04:22,703
اون موجود کارمون رو نابود کرد، سلسته...‏

96
00:04:22,728 --> 00:04:24,839
هر بی سر و پایی که می‌خواد
راز یه حقه رو بدونه...‏

97
00:04:24,864 --> 00:04:27,219
فقط کافیه از اون کامپیوتر بپرسه
و اونم بهش می‌گه!‏

98
00:04:27,244 --> 00:04:28,784
این تقلبه!‏

99
00:04:29,211 --> 00:04:30,629
ولی این حقه نه.‏

100
00:04:30,962 --> 00:04:33,862
و چه راهی بهتر از اینکه شعبده رو...‏

101
00:04:34,290 --> 00:04:35,458
با لازاروس نجات بدیم؟

102
00:04:35,483 --> 00:04:36,838
احمقانه‌ست.‏

103
00:04:36,863 --> 00:04:37,987
و جواب نمی‌ده.‏

104
00:04:37,987 --> 00:04:40,323
خب، حداقل من به‌جای اینکه
به هر دولتی که پول داد...‏

105
00:04:40,323 --> 00:04:41,866
وسایل جاسوسی بفروشم...‏

106
00:04:41,866 --> 00:04:44,118
واسه چیزی که عاشقشم، می‌جنگم.‏

107
00:04:44,118 --> 00:04:46,954
به همون اندازه که سخته باور کنی
منو تو کاری که...‏

108
00:04:46,954 --> 00:04:49,665
تو توش دست نداری، به موفقیت رسیدم...‏

109
00:04:49,665 --> 00:04:51,167
خودت رو با باور کردن اینکه...‏

110
00:04:51,167 --> 00:04:53,950
به خاطر عشق حقۀ لازاروس رو
اجرا می‌کنی، گول نزن.‏

111
00:04:53,975 --> 00:04:57,707
چون تو هیچ‌وقت غیر از خودت
عاشق هیچی نبودی!‏

112
00:05:00,795 --> 00:05:03,554
میای اجرام رو ببینی، سلسته؟

113
00:05:03,554 --> 00:05:05,319
بس کنین. بسه.‏

114
00:05:06,270 --> 00:05:07,563
مثل اون قدیما؟

115
00:05:07,588 --> 00:05:08,756
بسه.‏

116
00:05:11,895 --> 00:05:15,100
اون قدیما روزهای مزخرفی بودن، مونتی.‏

117
00:05:15,886 --> 00:05:17,805
زنده باد پیشرفت.‏

118
00:05:20,378 --> 00:05:22,085
کاغذها رو امضاء می‌کنم.‏

119
00:05:27,730 --> 00:05:30,085
بعد از 12 سال اسیر کردن من...‏

120
00:05:30,110 --> 00:05:33,443
اگه بیام به نمایشت
طلاقم رو بهم می‌دی؟

121
00:05:41,426 --> 00:05:43,410
از دیدنت خوشحال شدم، الیزابت...‏

122
00:05:43,435 --> 00:05:46,315
حتی با این اتفاقی که افتاد.‏

123
00:05:51,994 --> 00:05:54,088
قطعاً میاد.‏

124
00:05:59,335 --> 00:06:00,824
چند وقت یه‌بار لباس راهبه می‌پوشی...‏

125
00:06:00,849 --> 00:06:02,405
و میای منو دید می‌زنی؟

126
00:06:02,749 --> 00:06:05,570
فقط، هر چند هفته یه‌بار.‏

127
00:06:06,877 --> 00:06:08,870
هیچ‌وقت به این فکر نکردی که
باهام صحبت کنی؟

128
00:06:08,870 --> 00:06:11,873
تمام مدت انگار خیلی خوشحالی.‏
نمی‌خواستم خرابش کنم.‏

129
00:06:15,356 --> 00:06:17,108
تو عروسی‌م هم بودی؟

130
00:06:18,484 --> 00:06:19,870
اون روز می‌درخشیدی.‏

131
00:06:22,734 --> 00:06:24,752
من دیگه مرغ عشقت نیستم، بابا.‏

132
00:06:24,777 --> 00:06:27,690
و اگه می‌خوای تو این نمایش هم
همین نقش رو برات بازی کنم...‏

133
00:06:27,715 --> 00:06:29,217
نه... با جدیت می‌گم نه.‏

134
00:06:29,242 --> 00:06:32,060
می‌خوام بیای به نمایشم
چون من می‌ترسم.‏

135
00:06:32,060 --> 00:06:34,704
این کارو نکن، بابا.‏

136
00:06:35,077 --> 00:06:37,607
لازم نیست خودت رو به یه کامپیوتر ثابت کنی.‏

137
00:06:38,103 --> 00:06:39,192
فقط یه کامپیوتر نیست.‏

138
00:06:39,192 --> 00:06:41,819
یه پاسخه به تمام مسائل زندگی.‏

139
00:06:42,110 --> 00:06:45,490
اگه اون زن می‌تونه شعبده رو نابود کنه،‏
از کجا معلوم که بعد از اون...‏

140
00:06:45,490 --> 00:06:49,077
نیاد سراغ همچین جایی؟

141
00:06:50,828 --> 00:06:52,105
اون زن؟

142
00:06:52,485 --> 00:06:54,040
اوه، نشنیدی؟

143
00:06:54,040 --> 00:06:55,291
براش اسم گذاشتن.‏

144
00:06:57,568 --> 00:06:59,025
بهش می‌گن...‏

145
00:07:07,854 --> 00:07:11,127
‏[ زمان حال ]‏

146
00:07:15,807 --> 00:07:18,272
اوه، بی‌خیال،‏
فقط ده دقیقه می‌خواستم حرف بزنم.‏

147
00:07:18,272 --> 00:07:19,607
خانم ابوت خیلی سرشون شلوغه.‏

148
00:07:19,607 --> 00:07:22,151
مطمئنم واسه دخترش وقت داره.‏

149
00:07:22,151 --> 00:07:25,571
می‌شه بهش بگی سیمون اومده دیدنش؟

150
00:07:29,431 --> 00:07:31,846
خانم ابوت می‌گن دختری به اسم سیمون ندارن.‏

151
00:07:31,871 --> 00:07:33,454
الیزابت چطوره؟

152
00:07:36,904 --> 00:07:38,532
ساعت 4 بعد از ظهر
می‌تونن شما رو ببینن.‏

153
00:07:38,557 --> 00:07:39,560
الان 9 صبحه.‏

154
00:07:39,585 --> 00:07:40,897
می‌تونین همین‌جا صبر کنین.‏

155
00:07:49,920 --> 00:07:52,455
‏- موفق نشدی؟
‏- همون سلستۀ همیشگی...‏

156
00:07:52,480 --> 00:07:54,955
که می‌خواد با منتظر نگه‌داشتن‌مون
قدرتش رو نشون بده.‏

157
00:07:54,980 --> 00:07:56,978
هی، ما دو تا کشتی سوار شدیم...‏

158
00:07:56,978 --> 00:07:58,604
سه تا پرواز بین‌المللی گرفتیم...‏

159
00:07:58,604 --> 00:08:01,136
و یه اتوبوس سواری طولانی رو
واسه رسیدن به این‌جا تحمل کردیم.‏

160
00:08:01,161 --> 00:08:02,760
می‌تونیم چند ساعت دیگه هم صبر کنیم.‏

161
00:08:04,163 --> 00:08:06,409
هر اتفاقی که بیفته، درسته؟

162
00:08:07,403 --> 00:08:08,428
آره.‏

163
00:08:11,884 --> 00:08:13,744
با اون ور نرو.‏

164
00:08:14,224 --> 00:08:15,404
ممکنه خراب شه.‏

165
00:08:21,250 --> 00:08:22,293
چرا یه‌چی نمی‌خوری؟

166
00:08:22,318 --> 00:08:23,486
‏- چی؟
‏- شوهرت.‏

167
00:08:23,511 --> 00:08:26,786
گفتی وقتی می‌ری پیشش،‏
بهت غذا می‌ده.‏

168
00:08:27,544 --> 00:08:29,421
مطمئنم این‌جوری حالت بهتر می‌شه.‏

169
00:08:30,737 --> 00:08:32,155
خیلی گشنمه.‏

170
00:08:34,366 --> 00:08:36,306
خب پس الان می‌خوام...‏

171
00:08:36,331 --> 00:08:37,419
اوهوم.‏

172
00:08:46,343 --> 00:08:47,558
تاکو؟

173
00:08:47,583 --> 00:08:48,696
سه تا تاکو.‏

174
00:08:48,696 --> 00:08:50,406
فلافل هم بلدی درست کنی.‏

175
00:08:50,406 --> 00:08:51,574
من از فلافل خوشم میاد.‏

176
00:08:51,574 --> 00:08:52,992
حیف که همه دوست ندارن.‏

177
00:08:52,992 --> 00:08:54,619
سلیقه‌ها عوض می‌شه.‏
منم مجبورم عوض بشم.‏

178
00:08:54,619 --> 00:08:56,120
باید به مردم چیزی رو داد که می‌خوان.‏

179
00:08:56,120 --> 00:08:59,237
مردم باید به هرچی که بهشون می‌دی
راضی باشن.‏

180
00:09:00,357 --> 00:09:02,651
خب، من وقتی راضی‌ام
که شما راضی باشین.‏

181
00:09:04,342 --> 00:09:06,152
می‌دونستی کلارا مرده؟

182
00:09:07,024 --> 00:09:09,265
موقرمزی که اومد این‌جا
و نمی‌تونی ازش حرف بزنی...‏

183
00:09:09,290 --> 00:09:12,419
به‌خاطر اون پیمان‌نامۀ حفظ حریم خصوصی محرمانه‌ات.‏

184
00:09:12,733 --> 00:09:17,114
اون از جام مقدس نوشید
و سرش منفجر شد.‏

185
00:09:17,139 --> 00:09:18,586
می‌دونستی؟

186
00:09:19,303 --> 00:09:21,096
من فقط از اتفاقات این‌جا خبر دارم، سیمون.‏

187
00:09:21,121 --> 00:09:23,415
خارج از این‌جا،‏
فقط چیزایی که بقیه بهم می‌گن.‏

188
00:09:25,126 --> 00:09:26,274
حالا تو بهم گفتی.‏

189
00:09:26,874 --> 00:09:28,121
همش این نبود.‏

190
00:09:28,627 --> 00:09:30,472
من...‏

191
00:09:30,915 --> 00:09:32,760
کبدش داخل منه.‏

192
00:09:32,920 --> 00:09:34,322
در واقع، بخشی از کبدش.‏

193
00:09:34,347 --> 00:09:38,095
اون یکی بخشش هم داخل وایلیه، پس...‏

194
00:09:39,522 --> 00:09:41,302
یعنی، این دیوونه کننده‌ست، مگه نه؟

195
00:09:41,489 --> 00:09:43,126
چیزی می‌خوای ازم بپرسی؟

196
00:09:43,126 --> 00:09:46,792
فقط، می‌خوام بدونم
این یعنی من تقلب کردم؟

197
00:09:46,817 --> 00:09:48,297
سیمون، چی؟

198
00:09:48,297 --> 00:09:49,966
تنها دلیلی که اومدم این‌جا...‏

199
00:09:49,966 --> 00:09:52,135
و تنها دلیلی که می‌تونم کنار تو باشم...‏

200
00:09:52,135 --> 00:09:58,307
واسه اینه که کبد آغشته به جام اون،‏
داخل منه؟

201
00:10:00,639 --> 00:10:03,793
من نمی‌دونم چرا یا چطوری
یکی از اون در وارد این‌جا می‌شه.‏

202
00:10:04,579 --> 00:10:06,379
و یاد گرفتم که اهمیتی هم نداره.‏

203
00:10:06,404 --> 00:10:08,198
با همه یه‌جور رفتار می‌کنم.‏

204
00:10:09,148 --> 00:10:10,942
حالا، لطفاً، بخور.‏

205
00:10:10,967 --> 00:10:12,296
حالت بهتر می‌شه.‏

206
00:10:12,321 --> 00:10:13,856
وایلی هم همینو گفت.‏

207
00:10:13,881 --> 00:10:17,994
اون... خب، فکر اون بود که
بیام این‌جا پیش تو.‏

208
00:10:17,994 --> 00:10:19,849
پس همه‌چی رو دربارۀ ما می‌دونه.‏

209
00:10:19,874 --> 00:10:22,503
خب، همه‌چی که نه.‏

210
00:10:23,089 --> 00:10:24,956
هنوزم یه حس‌هایی نسبت بهش داری.‏

211
00:10:24,981 --> 00:10:27,108
من به وایلی حس دارم؟

212
00:10:27,312 --> 00:10:28,312
سؤالم منطقیه.‏

213
00:10:28,337 --> 00:10:30,731
چند بار بدون دلیل
اسمش رو به زبون آوردی.‏

214
00:10:30,756 --> 00:10:33,157
چند بار؟
فقط دو بار اسمش رو آوردم.‏

215
00:10:33,182 --> 00:10:35,845
خب، به‌خاطر کبد سه بار.‏

216
00:10:36,098 --> 00:10:37,308
وایستا، حسودیت شده؟

217
00:10:37,333 --> 00:10:38,890
فقط دارم می‌گم شما دو تا...‏

218
00:10:38,890 --> 00:10:40,433
کلی با هم خاطره دارین
و عمیقاً...‏

219
00:10:40,433 --> 00:10:42,234
‏- به هم علاقه دارین.‏
‏- خب، من با تو ازدواج کردم.‏

220
00:10:42,259 --> 00:10:43,561
من به تو علاقه دارم.‏

221
00:10:43,561 --> 00:10:45,140
پس نمی‌خوای با وایلی سکس کنی؟

222
00:10:45,165 --> 00:10:46,208
وای خدا.‏

223
00:10:46,233 --> 00:10:47,440
فقط...‏

224
00:10:47,440 --> 00:10:48,524
این یعنی آره؟

225
00:10:48,524 --> 00:10:49,567
من عهد بستم، جی.‏

226
00:10:49,567 --> 00:10:51,110
با تو عهد بستم.‏

227
00:10:51,110 --> 00:10:53,445
تو عهد به این اشاره نشده که
فقط می‌تونی یه همسر داشته باشی.‏

228
00:10:53,470 --> 00:10:54,738
و به‌نظر منصفانه نمیاد که...‏

229
00:10:54,763 --> 00:10:57,950
من می‌تونم روابط دیگه‌ای داشته باشم،‏
ولی تو نمی‌تونی.‏

230
00:10:58,371 --> 00:11:01,399
من... امـم...‏
انگار منو تو تله انداختی.‏

231
00:11:01,424 --> 00:11:03,706
واسه همینه که مادرت
یه تیرکمون پشت در گذاشته بود...‏

232
00:11:03,706 --> 00:11:07,474
و تو ترجیح می‌دی وقتی خطری وجود نداره
انتظار خطر رو داشته باشی.‏

233
00:11:07,499 --> 00:11:10,844
مسئلۀ تقریباً کشته شدن من
توسط مادرم رو...‏

234
00:11:10,869 --> 00:11:13,267
با خوابیدن من با وایلی قاطی نکن.‏

235
00:11:13,292 --> 00:11:15,284
اینا دو تا موضوع جدا هستن، پسر.‏

236
00:11:15,309 --> 00:11:17,922
و نمی‌تونی همین‌جوری
بهم اجازۀ قانون شکنی بدی.‏

237
00:11:17,947 --> 00:11:19,924
یعنی، امکان نداره که رئیس قبول...‏

238
00:11:19,949 --> 00:11:21,298
می‌شه وایستی؟ هی!‏

239
00:11:21,323 --> 00:11:22,908
جی، چی‌کار می‌کنی؟

240
00:11:23,997 --> 00:11:25,895
جی، جی، بس کن!‏

241
00:11:26,482 --> 00:11:27,906
سلام، امـم...‏

242
00:11:28,493 --> 00:11:30,468
سیمون می‌تونه با وایلی بخوابه؟

243
00:11:33,363 --> 00:11:34,889
البته، ممنون.‏

244
00:11:36,192 --> 00:11:37,444
رئیس می‌گه مشکلی نیست.‏

245
00:11:37,469 --> 00:11:38,699
هیچ‌کس پشت اون در نیست، مگه نه؟

246
00:11:38,699 --> 00:11:40,076
اوه، قطعاً یه نفر...‏

247
00:11:40,076 --> 00:11:42,131
پشت این دره، سیمون.‏

248
00:11:42,156 --> 00:11:43,871
هر کاری که داری می‌کنی،‏
هر گناهی که...‏

249
00:11:43,871 --> 00:11:45,589
می‌خوای خودت رو ازش...‏

250
00:11:45,614 --> 00:11:48,014
با سوق دادن من به سمت
معشوقۀ سابقم، تبرئه کنی.‏

251
00:11:48,039 --> 00:11:48,933
گردن خودته.‏

252
00:11:48,957 --> 00:11:51,796
من به این بازی تن نمی‌دم،‏
چون امکان نداره که...‏

253
00:11:51,796 --> 00:11:54,132
من با وایلی سکس کنم.‏

254
00:11:54,132 --> 00:11:56,753
من فقط می‌خوام با...‏

255
00:11:56,778 --> 00:11:57,905
یا مسیح!‏

256
00:11:59,095 --> 00:12:00,596
ببخشید.‏

257
00:12:02,371 --> 00:12:04,289
مادرت واسه دیدن‌مون حاضره.‏

258
00:12:05,893 --> 00:12:07,694
‏- خب...‏
‏- باید بریم. آره.‏

259
00:12:18,664 --> 00:12:20,165
یه نهنگ.‏

260
00:12:21,789 --> 00:12:22,530
آره.‏

261
00:12:22,555 --> 00:12:26,142
فکر می‌کنی که جام مقدس
یه شیء واقعیه.‏

262
00:12:26,167 --> 00:12:28,175
یعنی وجود داره.‏

263
00:12:28,954 --> 00:12:30,539
درسته.‏

264
00:12:31,978 --> 00:12:33,588
خانم ابوت...‏

265
00:12:33,754 --> 00:12:35,714
به‌نظرتون بتونین یه فنجون قهوه برام بیارین؟

266
00:12:35,780 --> 00:12:36,948
نه.‏

267
00:12:41,180 --> 00:12:43,197
کفن لازاروس رو می‌خوای.‏

268
00:12:45,717 --> 00:12:47,052
خب، بذار اصل مطلب رو بگم.‏

269
00:12:47,077 --> 00:12:49,103
می‌تونی یه وال رو تصور کنی؟

270
00:12:49,103 --> 00:12:52,740
خب، داخل شکم... یه وال...‏

271
00:12:52,765 --> 00:12:55,647
ظاهراً اسید معده‌ش
منو زنده زنده می‌خوره...‏

272
00:12:55,672 --> 00:12:57,361
مگه اینکه محافظ داشته باشم.‏

273
00:12:57,361 --> 00:13:01,699
و اون‌طور که مشخصه، کفن، می‌دونی...‏

274
00:13:01,699 --> 00:13:04,718
یه‌جورایی عالیه واسه...‏
منبع اکسیژن داره...‏

275
00:13:04,743 --> 00:13:06,496
و اون‌قدر توان حرکتی بهم می‌ده که...‏

276
00:13:06,496 --> 00:13:08,915
جام مقدس رو بردارم.‏

277
00:13:08,940 --> 00:13:10,815
و از قبل می‌دونم که جوابت چیه.‏

278
00:13:10,840 --> 00:13:13,067
خب. خب.‏

279
00:13:13,092 --> 00:13:14,385
خب، چی؟

280
00:13:14,658 --> 00:13:16,515
خوشحال می‌شم که کفن رو بهت قرض بدم.‏

281
00:13:16,540 --> 00:13:18,396
و از قضا، ظاهراً اون...‏

282
00:13:18,421 --> 00:13:20,451
دقیقاً تو همین دفتره.‏

283
00:13:24,889 --> 00:13:26,015
دنبالم بیا.‏

284
00:13:26,175 --> 00:13:27,934
خوبه.‏

285
00:13:28,362 --> 00:13:30,904
خب، من همین‌جا منتظر می‌مونم...‏

286
00:13:30,929 --> 00:13:31,938
ولی...‏

287
00:13:31,938 --> 00:13:34,144
با یه فنجون قهوه جداً خیلی حال می‌کنم.‏

288
00:13:34,169 --> 00:13:35,274
خب حال کن.‏

289
00:13:37,370 --> 00:13:39,472
یه کتاب انتخاب کن، هر کتابی.‏

290
00:13:39,764 --> 00:13:41,239
یه راهنمایی.‏

291
00:13:41,437 --> 00:13:43,652
وقتی بچه بودی برات می‌خوندمش.‏

292
00:13:43,677 --> 00:13:47,184
یادمه بابا برام کتاب می‌خوند،‏
نه تو.‏

293
00:13:48,284 --> 00:13:50,206
واسه همینه که
صدای احمقانۀ اون...‏

294
00:13:50,206 --> 00:13:52,280
و توضیحات اضافه‌ش رو ترجیح می‌دادی.‏

295
00:13:52,979 --> 00:13:55,044
منو ببخش که به متن اصلی می‌چسبیدم.‏

296
00:13:55,723 --> 00:13:56,866
انتخاب کن.‏

297
00:14:02,718 --> 00:14:04,658
‏[ جادوگر اُز شگفت‌انگیز ]‏

298
00:14:06,424 --> 00:14:07,717
اوه، لعنت به من!‏

299
00:14:08,270 --> 00:14:11,106
خیلی بلنده! خیلی بلنده.‏

300
00:14:11,852 --> 00:14:13,771
‏[ اطلس شانه بالا انداخت ]‏
‏[ نوشتۀ آین رند ]‏

301
00:14:22,357 --> 00:14:24,732
واسه یه بچه آین رند می‌خوندی؟

302
00:14:25,265 --> 00:14:27,127
هیچ‌وقت واسه یادگرفتن ساز و کار دنیا...‏

303
00:14:27,152 --> 00:14:28,858
زود نیست، الیزابت.‏

304
00:14:38,171 --> 00:14:39,839
اوه، لعنت.‏

305
00:14:40,052 --> 00:14:42,967
شما 30 ثانیه فرصت دارید
تا رمز امنیتی را وارد کنید.‏

306
00:14:43,392 --> 00:14:46,724
بیست و هشت، بیست و هفت، بیست و شش...‏

307
00:14:47,224 --> 00:14:48,765
امـم، دیوارها دارن میان جلو؟

308
00:14:48,765 --> 00:14:55,193
آره، چه بهتر که مزاحم‌ها
همین‌جا له بشن، عزیزم.‏

309
00:14:55,679 --> 00:14:58,483
چهارده، سیزده، دوازده، یازده...‏

310
00:14:58,483 --> 00:15:01,357
‏10 ثانیه برای وارد کردن
رمز امنیتی فرصت دارد.‏

311
00:15:01,382 --> 00:15:03,004
چرا رمزت انقدر درازه؟

312
00:15:03,029 --> 00:15:06,651
چون سایز مهمه.‏
‏[ رمز: سر به سر سلسه نذارین، براتون عواقب داره. عواقب بد.‏ ]‏

313
00:15:29,275 --> 00:15:32,395
خانم‌ها و آقایون،‏
متأسفم که بهتون اطلاع بدم...‏

314
00:15:32,620 --> 00:15:35,215
من یه آدم مرده‌م.‏

315
00:15:36,613 --> 00:15:38,606
بله، مردم، مرده.‏

316
00:15:38,606 --> 00:15:40,901
چون تنها چیزی که به یه
شعبده‌باز زندگی می‌ده...‏

317
00:15:40,926 --> 00:15:43,272
توانایی برانگیختن تعجب دیگرانه...‏

318
00:15:43,297 --> 00:15:45,583
و شنیدن اون پنج کلمۀ ماورایی...‏

319
00:15:45,608 --> 00:15:47,740
‏«چطوری اون کار رو کرد؟»‏

320
00:15:47,740 --> 00:15:52,070
حیف که یکی،‏
یا یه چیزی دقیقاً همین کارو انجام داده...‏

321
00:15:52,095 --> 00:15:53,663
رازهایی رو برملا کرده که...‏

322
00:15:53,663 --> 00:15:55,665
سال‌ها زحمت کشیدم تا
به کمال برسونم‌شون.‏

323
00:15:55,665 --> 00:15:58,376
این تکونولوژی شگفت‌انگیز و نابه‌کار...‏

324
00:15:58,376 --> 00:16:01,003
که شما صداش می‌کنین
خانم دیویس...‏

325
00:16:01,003 --> 00:16:03,086
شعبده رو نابود کرده!‏

326
00:16:03,111 --> 00:16:05,157
ولی بذارین یه چیزی ازتون بپرسم، دوستان...‏

327
00:16:05,182 --> 00:16:08,299
کی می‌خواد شاهد یه رستاخیز باشه؟

328
00:16:10,839 --> 00:16:13,834
بزرگترین معجزاتی که تو
‏«عهد جدید» اتفاق افتاده...‏

329
00:16:13,859 --> 00:16:16,021
زنده شدن لازاروس بوده.‏

330
00:16:16,046 --> 00:16:17,729
لازاروس بالاخره لباسی رو پیدا کرد...‏

331
00:16:17,729 --> 00:16:19,897
که در برابر هر سلاح یا...‏

332
00:16:19,897 --> 00:16:21,921
عنصر آسیب زننده به انسان،‏ مقاوم بود.‏

333
00:16:21,946 --> 00:16:26,364
و اون لباس افسانه‌ای همیشه
شناخته شده با اسم...‏

334
00:16:26,389 --> 00:16:28,521
کفن لازاروس!‏

335
00:16:30,888 --> 00:16:34,396
امروز صبح، به صورت زنده
از ‏«رایز اند شاین رینو»...‏

336
00:16:34,421 --> 00:16:38,123
هم خودم و هم شعبده رو احیا می‌کنم.‏

337
00:16:38,148 --> 00:16:40,918
با اجرای خطرناک‌ترین فراری که...‏

338
00:16:41,149 --> 00:16:44,881
شما یا خانم دیویس لعنت شده
تو عمرتون دیدین.‏

339
00:16:45,223 --> 00:16:48,301
وارد این محفظه می‌شم...‏

340
00:16:48,636 --> 00:16:51,078
و خودم رو در اسید غوطه‌ور می‌کنم.‏

341
00:16:51,103 --> 00:16:53,211
بله، اسید واقعی.‏

342
00:16:53,236 --> 00:16:56,746
بعد از غوطه‌ور شدن کامل
در مایع کشنده...‏

343
00:16:56,771 --> 00:16:58,499
از کفن فرار می‌کنم...‏

344
00:16:58,524 --> 00:17:02,148
و کاملاً سالم و دوباره متولد شده...‏

345
00:17:02,404 --> 00:17:04,238
در پشت استودیو ظاهر می‌شم.‏

346
00:17:04,442 --> 00:17:06,778
خطر واقعیه، مردم.‏

347
00:17:06,991 --> 00:17:11,324
واسه همینه که از یه راهبه دعوت کردم
تا برای روحم دعا کنه.‏

348
00:17:11,786 --> 00:17:15,299
باشد که خدا مرا مورد لطف قرا دهد،‏
و نجات پیدا کنم.‏

349
00:17:15,533 --> 00:17:16,996
بیاین شروع کنیم.‏

350
00:17:20,208 --> 00:17:21,308
چرا این کارو می‌کنی؟

351
00:17:21,333 --> 00:17:23,336
چرا دلت می‌خواد
تماشا کنی چه اتفاقی براش افتاد؟

352
00:17:23,361 --> 00:17:26,130
چون هیچ اتفاقی براش نیفتاد.‏

353
00:17:26,130 --> 00:17:27,165
نه، مامان.‏

354
00:17:27,190 --> 00:17:28,966
و اگه نمی‌تونی نمایش ناشیانۀ...‏

355
00:17:28,966 --> 00:17:31,969
‏«خورده شدن پدرت توسط اسید»‏ رو تحمل کنی.‏

356
00:17:31,969 --> 00:17:33,805
خوشحال می‌شم که
نسخۀ انیمیشنی رو نشونت بدم.‏

357
00:17:33,805 --> 00:17:36,891
این‌جوری خیلی بهتر می‌تونم توضیح بدم
قضیه از چه قراره.‏

358
00:17:38,555 --> 00:17:41,562
این‌جاست که مونتی
جای خودش رو عوض می‌کنه.‏

359
00:17:41,562 --> 00:17:43,398
ظاهراً داخل اون لباسه...‏

360
00:17:43,398 --> 00:17:44,690
ولی درواقع خودش رو...‏

361
00:17:44,690 --> 00:17:46,609
داخل اون میز قایم می‌کنه.‏

362
00:17:46,609 --> 00:17:47,819
هیچ‌وقت اون لباس رو نپوشید...‏

363
00:17:47,819 --> 00:17:50,136
چون از قبل یه عروسک داخلش بود.‏

364
00:17:50,161 --> 00:17:51,756
عروسک نبود، مامان.‏

365
00:17:51,781 --> 00:17:54,567
همه‌جا خون و دندون و روده ریخته بود.‏

366
00:17:54,592 --> 00:17:56,497
می‌دونم. یه جسد بود.‏

367
00:17:56,522 --> 00:17:59,872
یه جسد که فکر کنم بابات
از سردخونه دزدیده بود.‏

368
00:18:00,085 --> 00:18:01,678
می‌شه ادامه بدم؟

369
00:18:02,379 --> 00:18:05,795
حالا کفن توسط لوله تنفسی بلند می‌شه...‏

370
00:18:05,795 --> 00:18:08,506
و داخل محفظۀ اسید انداخته می‌شه.‏

371
00:18:08,506 --> 00:18:11,843
تماشاچی‌ها با تعجب نگاه می‌کنن
و براشون سؤاله...‏

372
00:18:11,843 --> 00:18:15,354
چطور می‌خواد از مایعی که
اونو زنده زنده می‌سوزنه، فرار کنه، و...‏

373
00:18:15,379 --> 00:18:16,681
اوه، نه.‏

374
00:18:16,681 --> 00:18:18,516
یه جای کار می‌لنگه،‏
چون مونتی...‏

375
00:18:18,516 --> 00:18:20,560
داخل محفظه حملۀ عصبی بهش دست داده.‏

376
00:18:20,691 --> 00:18:25,982
خدای من، تقلا کردن‌هاش
باعث می‌شه لوله تنفسی قطع بشه...‏

377
00:18:26,007 --> 00:18:29,193
و با باز شدنش،‏
لباس در معرض خطر قرار می‌گیره...‏

378
00:18:29,193 --> 00:18:31,696
و اسید واردش می‌شه.‏

379
00:18:31,696 --> 00:18:34,924
افراد حاضر با ملیه و قلاب...‏

380
00:18:34,949 --> 00:18:38,491
هجوم می‌برن تا اونو از اسید در بیارن.‏

381
00:18:38,516 --> 00:18:42,826
مونتی از پشت با شدت روی صحنه میفته...‏

382
00:18:42,851 --> 00:18:44,208
و به طرز بهت آوری تکون نمی‌خوره...‏

383
00:18:44,208 --> 00:18:47,806
درحالی که همکارش کلاه رو
از روی سرش برمی‌داره...‏

384
00:18:47,831 --> 00:18:51,172
ولی خدایا، دیگه دیر شده.‏

385
00:18:51,197 --> 00:18:54,427
اون از داخل زنده زنده نابود شده.‏

386
00:18:54,427 --> 00:18:56,637
و جمعیت وحشت زده...‏

387
00:18:56,637 --> 00:18:59,234
و بیننده‌های تلویزیونی...‏

388
00:18:59,259 --> 00:19:03,466
شاهد پخش شدن
چندین گالن گوشت آب شده...‏

389
00:19:03,491 --> 00:19:07,091
وسط استیج، هستن.‏

390
00:19:08,325 --> 00:19:09,451
تادا!‏

391
00:19:11,832 --> 00:19:13,696
‌میز «آزرا» از داخل باز نمی‌شه.‏

392
00:19:13,696 --> 00:19:15,689
یکی باید میاوردش بیرون.‏

393
00:19:15,714 --> 00:19:18,076
 و پلیس هم با تمام
کارکنان صحنه مصاحبه کرد...‏

394
00:19:18,076 --> 00:19:20,328
و اونا هم به اندازۀ بقیه وحشت‌زده بودن.‏

395
00:19:20,574 --> 00:19:21,767
موافقم.‏

396
00:19:21,792 --> 00:19:23,837
خودم هم باهاشون حرف زدم.‏

397
00:19:31,309 --> 00:19:32,952
فکر می‌کنی من آوردمش بیرون.‏

398
00:19:57,633 --> 00:19:59,617
مطمئنم بعضیا می‌گن چقدر عوضی‌ام که...‏

399
00:19:59,617 --> 00:20:01,285
لباس هالووینی رو که دخترم...‏

400
00:20:01,285 --> 00:20:03,079
تو شبی که جراحت شدیدی برداشته بود...‏

401
00:20:03,079 --> 00:20:06,332
تنش بود، هنوز نگه داشتم.‏

402
00:20:08,543 --> 00:20:10,030
ولی دلیلش اینه که
اونا درک نمی‌کنن...‏

403
00:20:10,055 --> 00:20:11,796
اون به‌خاطر این به شدت مجروح شد...‏

404
00:20:11,796 --> 00:20:13,539
چون وارد مکانی شد که...‏

405
00:20:13,564 --> 00:20:17,218
از رفتن به اون‌جا برای کمک کردن به پدرش،‏
منع شده بود.‏

406
00:20:20,699 --> 00:20:23,194
می‌دونستم که هنوزم از خداته
که پدرم هنوز زنده باشه...‏

407
00:20:23,219 --> 00:20:25,226
و حتی فکر می‌کنی که
من می‌دونم اون کجاست.‏

408
00:20:25,226 --> 00:20:28,813
ولی حالا به یه لباس بچگونه استناد می‌کنی...‏

409
00:20:28,913 --> 00:20:31,605
تا ثابت کنی من کمکش کردم فرا کنه؟

410
00:20:31,765 --> 00:20:34,694
نمی‌دونم چی تو سرته، الیزابت...‏

411
00:20:34,694 --> 00:20:36,112
یا چرا پدرت تو رو فرستاده...‏

412
00:20:36,112 --> 00:20:38,281
داخل یکی دیگه از مکان‌های منع شدۀ من...‏

413
00:20:38,281 --> 00:20:42,368
تا کفن لازاروس ارزشمندش رو بهش برگردونی.‏

414
00:20:42,654 --> 00:20:44,287
ولی...‏

415
00:20:44,641 --> 00:20:47,081
حتی یه لحظه هم باور نمی‌کنم که...‏

416
00:20:47,467 --> 00:20:51,335
لباس رو واسه این می‌خوای که
جام مقدس رو از شکم نهنگ در بیاری.‏

417
00:20:51,641 --> 00:20:55,437
چون این واقعاً احمقانه‌ست.‏

418
00:20:56,585 --> 00:20:58,086
سختش نمی‌کنم.‏

419
00:20:58,111 --> 00:21:00,889
اگه لباس رو می‌خوای،‏
باید بگی پدرت کجاست.‏

420
00:21:02,595 --> 00:21:04,317
بابا مرده.‏

421
00:21:06,837 --> 00:21:12,190
خیلی خب، عزیزم،‏
گمونم کارمون دیگه این‌جا تمومه.‏

422
00:21:12,323 --> 00:21:14,177
گمونم همین‌طوره.‏

423
00:21:19,280 --> 00:21:22,614
خیلی خب. تو می‌تونی.‏

424
00:21:22,639 --> 00:21:24,099
تو می‌تونی.‏

425
00:21:24,952 --> 00:21:26,287
تو پسر قوی و بزرگی.‏

426
00:21:26,287 --> 00:21:27,747
همه دوستت دارن.‏
هیچ‌وقت نمی‌میری.‏

427
00:21:27,747 --> 00:21:29,457
پسر قوی و بزرگ.‏
همه دوستت دارن.‏

428
00:21:29,457 --> 00:21:31,250
هیچ‌وقت نمی‌میری.‏
تو یه پسر قوی و بزرگی.‏

429
00:21:31,250 --> 00:21:32,627
همه دوستت دارن.‏
هیچ‌وقت نمی‌میری.‏

430
00:21:32,627 --> 00:21:33,669
یالا، وایلی!‏

431
00:21:33,669 --> 00:21:34,754
یالا، انجامش بده، پسر!‏

432
00:21:34,754 --> 00:21:36,089
انجامش بده!‏

433
00:21:37,800 --> 00:21:38,591
اوه، لعنت!‏

434
00:21:38,591 --> 00:21:39,592
نه.‏

435
00:21:39,592 --> 00:21:40,635
آه.‏

436
00:21:40,635 --> 00:21:41,719
اووف.‏

437
00:21:41,719 --> 00:21:43,137
آه، خودشه.‏

438
00:21:46,808 --> 00:21:47,850
اوه. خدا.‏

439
00:21:47,850 --> 00:21:48,893
اوه، سلام.‏

440
00:21:48,893 --> 00:21:50,103
سلام، سلام.‏

441
00:21:50,103 --> 00:21:51,020
ببخشید...‏

442
00:21:51,020 --> 00:21:53,022
من... خون‌دماغ می‌شم.‏

443
00:21:53,022 --> 00:21:54,982
اون می‌دونه.‏
خیلی احمقانه و رو مخه.‏

444
00:21:54,982 --> 00:21:56,651
دستمال کاغذی یا «کلینکس» نداری؟

445
00:21:56,651 --> 00:21:57,944
جفت‌شون یکی‌ان، دسته؟

446
00:21:57,944 --> 00:21:59,779
کلینکس هم همون دستمال کاغذیه؟

447
00:22:18,707 --> 00:22:19,833
خب؟

448
00:22:19,858 --> 00:22:21,511
مأموریت انجام شد.‏

449
00:22:22,009 --> 00:22:23,344
صورتت چی شده، پسر؟

450
00:22:23,344 --> 00:22:24,846
اوه، برام قهوه نمیاورد...‏

451
00:22:24,846 --> 00:22:26,427
منم مجبور شدم بداهه‌پردازی کنم.‏

452
00:22:26,452 --> 00:22:28,224
به خودت مشت زدی؟

453
00:22:28,224 --> 00:22:30,747
زدی دماغت رو داغون کردی
تا گند بزنی به مبلش؟

454
00:22:30,772 --> 00:22:33,146
معلومه که زدی،‏
پسرۀ حرومی!‏

455
00:22:33,146 --> 00:22:34,503
فقط وظیفه‌م رو انجام دادم، پسر.‏

456
00:22:34,528 --> 00:22:35,529
آره!‏

457
00:22:35,726 --> 00:22:37,172
اونم عمراً نفهمید چی شد.‏

458
00:22:37,608 --> 00:22:38,954
اتاق مخفی چی شد؟

459
00:22:38,979 --> 00:22:40,480
منو صاف برد اون‌جا.‏

460
00:22:40,561 --> 00:22:42,321
ولی امنیتش خیلی بالاست.‏

461
00:22:42,954 --> 00:22:46,301
خب، پس...‏
بیاین واسه دزدی آماده بشیم!‏

462
00:22:46,901 --> 00:22:48,995
واسه دزدی آماده بشیم.‏

463
00:22:49,301 --> 00:22:50,913
واسه دزدی آماده بشیم!‏

464
00:22:51,108 --> 00:22:52,276
واسه دزدی آماده بشیم.‏

465
00:22:52,301 --> 00:22:54,167
بگو راهبه.‏
واسه دزدی آماده بشیم.‏

466
00:22:54,167 --> 00:22:56,169
باید بگی.‏
واسه دزدی آماده بشیم.‏

467
00:22:56,169 --> 00:22:58,337
خودشه!‏
واسه دزدی آماده بشیم!‏

468
00:23:02,050 --> 00:23:03,676
دفتر درست شبیه نقشه‌ای بود که...‏

469
00:23:03,676 --> 00:23:04,677
شما احمقا هک کردین.‏

470
00:23:04,677 --> 00:23:05,928
اتاق امن هم همین‌طور.‏

471
00:23:05,928 --> 00:23:07,555
وارد شدن بهش ساده نیست.‏

472
00:23:07,555 --> 00:23:08,890
پنل پنجره‌ای داره؟

473
00:23:08,890 --> 00:23:10,475
وقتی کتاب اشتباهی رو انتخاب کردم
پنل‌ها بسته شدن...‏

474
00:23:10,475 --> 00:23:13,130
ولی می‌تونی مطمئن باشی
نفصه شب از قبل بسته هستن.‏

475
00:23:13,155 --> 00:23:14,229
مطمئنم، راهبه.‏

476
00:23:14,254 --> 00:23:15,313
‏- خوبه.‏
‏- ایول.‏

477
00:23:15,313 --> 00:23:16,939
من پنل‌ها رو حسابی وارسی کردم.‏

478
00:23:16,939 --> 00:23:18,858
مثل چی ضخیم هستن.‏

479
00:23:18,858 --> 00:23:20,401
قطعاً ارتباط‌مون رو قطع می‌کنن...‏

480
00:23:20,401 --> 00:23:23,454
پس تا وقتی من رد نشدم
مجبوریم بدون ارتباط بمونیم.‏

481
00:23:24,280 --> 00:23:25,698
نگهبان شب...‏

482
00:23:25,698 --> 00:23:27,867
هر پنج دقیقه به اتاق مادر راهبه
یه نگاهی میندازه.‏

483
00:23:28,199 --> 00:23:30,008
باید ظرف سه دقیقه رد بشی.‏

484
00:23:31,119 --> 00:23:32,245
مشکلی نیست.‏

485
00:23:32,245 --> 00:23:33,448
فقط باید یه‌کم تمرین کنم.‏

486
00:23:33,473 --> 00:23:35,374
خب، قدم بعدی،‏
اون راهرو با...‏

487
00:23:35,374 --> 00:23:37,304
اسمش رو چی بذاریم،‏
دیوارهای له کننده.‏

488
00:23:37,329 --> 00:23:38,835
بهش بگو فشرده‌کننده.‏

489
00:23:38,835 --> 00:23:40,629
چون مامانت از «جنگ ستارگان»‏
اونو تقلید کرده.‏

490
00:23:40,629 --> 00:23:42,381
مامانم هیچ‌وقت جنگ ستارگان ندیده.‏

491
00:23:42,381 --> 00:23:43,674
همه جنگ ستارگان دیدن.‏

492
00:23:43,674 --> 00:23:44,894
من تا حالا ندیدم.‏

493
00:23:44,919 --> 00:23:46,551
اینکه اسمش چیه مهم نیست.‏

494
00:23:46,551 --> 00:23:48,553
مهم اینه که اون دیوارها له‌ت می‌کنن، راهبه.‏

495
00:23:48,553 --> 00:23:50,972
نیرویی معادل نیروی 10000 کیلو بر متر مربع...‏

496
00:23:50,972 --> 00:23:53,558
واسه همینه که...‏

497
00:23:53,558 --> 00:23:54,482
آه!‏

498
00:23:54,507 --> 00:23:55,925
یبوست‌ساز لازمت می‌شه.‏

499
00:23:56,255 --> 00:23:57,896
چون مثل یبوست روده رو مسدود می‌کنه.‏

500
00:23:58,009 --> 00:23:59,552
چه هوشمندانه و چندش.‏

501
00:23:59,682 --> 00:24:01,066
به محض‌ اینکه قفسه کتاب بسته شد...‏

502
00:24:01,066 --> 00:24:04,236
این خوشگله رو بذار لای دیوارها...‏

503
00:24:04,236 --> 00:24:05,737
و خودش دیگه بقیه‌ش رو ردیف می‌کنه.‏

504
00:24:05,737 --> 00:24:07,698
البته اگه رمز ورود رو ندونین...‏

505
00:24:07,698 --> 00:24:09,459
نگه داشتن دیوار زیاد هم مهم نیست.‏

506
00:24:10,826 --> 00:24:11,952
رمز رو که دارم، آره؟

507
00:24:11,952 --> 00:24:13,339
بیشترش رو داری.‏

508
00:24:13,620 --> 00:24:15,706
خوشبختانه، ما یکی از خفن‌ترین...‏

509
00:24:15,706 --> 00:24:17,226
ابرکامیپوترهای جهان رو ساختیم.‏‏

510
00:24:17,251 --> 00:24:20,111
مخفی و خارج از شبکه،‏
تا «دی گنده» پیداش نکنه.‏

511
00:24:20,136 --> 00:24:22,151
از 108 کاراکتر رمز عبور...‏

512
00:24:22,176 --> 00:24:24,481
دوربین صلیبی راهبه
چهارتاش رو نتونست ثبت کنه.‏

513
00:24:24,506 --> 00:24:26,947
ولی کامپیوتر ما می‌تونه
تریلیون‌ها شبیه سازی رو اجرا کنه...‏

514
00:24:26,972 --> 00:24:29,928
و محتمل‌ترین گزینه برای کاراکترهای
نامشخص رو بهمون بده.‏

515
00:24:29,928 --> 00:24:32,823
و منظور ازمحتمل‌ترین گزینه
دقیقاً چند درصده؟

516
00:24:33,181 --> 00:24:34,933
تقریباً 86 درصد.‏

517
00:24:34,933 --> 00:24:38,562
‏86... یعنی 14 درصد احتمال داره
من مثل انگور له بشم؟

518
00:24:38,562 --> 00:24:40,272
نه، له نمی‌شی...‏

519
00:24:40,272 --> 00:24:41,732
چون یبوست‌ساز رو داری.‏

520
00:24:41,732 --> 00:24:43,298
لطفاً بهش بگین وسیلۀ فلزی.‏

521
00:24:43,323 --> 00:24:46,446
‫افراد، باید درباره راه خروج‌مون
‫حرف بزنیم.

522
00:24:46,446 --> 00:24:48,614
‫من و تیم استخراج تو یه آپارتمان
‫مستقر می‌شیم،

523
00:24:48,614 --> 00:24:50,408
‫ تو یه ساختمون نزدیک محل.

524
00:24:50,408 --> 00:24:52,952
‫همین که شما از پنل رد شین،

525
00:24:52,952 --> 00:24:54,579
‫ما یه قلاب شلیک میکنیم
‫تو شرکت.

526
00:24:54,579 --> 00:24:55,705
‫شما سیم رو محکم میبندین.

527
00:24:55,705 --> 00:24:57,999
‫ آره، نگاه وایلی چقدر کارش درسته.

528
00:24:57,999 --> 00:24:59,709
‫سوار زیپ لاین شده.

529
00:24:59,709 --> 00:25:01,169
‫تو هم همینطور، راهبه.

530
00:25:01,169 --> 00:25:03,463
تو هم با اون لباس جادو جمبل
دنبالش می‌ری.‏

531
00:25:03,463 --> 00:25:05,006
‫به همین راحتی.

532
00:25:05,006 --> 00:25:06,966
‫همش همین!

533
00:25:06,991 --> 00:25:08,151
خیلی خب، این شد راه خروج‌مون

534
00:25:08,176 --> 00:25:10,011
حالا چطور میخوایم وارد ساختمون بشیم؟

535
00:25:16,807 --> 00:25:19,187
‫مبل تروجان رو تماشا کنید.

536
00:25:19,520 --> 00:25:23,672
‫به اندازه کافی برای یه آقا و خانوم،
‫مشعل هوابرش و یبوست‌ساز...‏

537
00:25:23,697 --> 00:25:25,063
‫جا داره.

538
00:25:26,030 --> 00:25:27,403
‫بعد از اینکه رفتیم، مامانت یه مبل جایگزین

539
00:25:27,403 --> 00:25:28,529
‫سفارش داد.

540
00:25:28,529 --> 00:25:29,781
‫ما هم سفارش رو به این‌جا
‫تغییر مقصد دادیم.

541
00:25:29,781 --> 00:25:31,824
‫و طبق نیازهامون بازسازیش کردیم.

542
00:25:32,533 --> 00:25:34,035
‫سامانه رهگیری میگه
‫امروز ارسال میشه.

543
00:25:34,035 --> 00:25:35,536
‫تا شب هم میرسه شرکت.

544
00:25:35,536 --> 00:25:37,872
‫پس تا قبل از اینکه شرکت تعطیل و
‫چراغ‌ها خاموش شه،

545
00:25:37,872 --> 00:25:39,499
‫شما داخلین.

546
00:25:39,914 --> 00:25:41,042
‫خب، باشه.

547
00:25:41,042 --> 00:25:42,877
‫به نظرم دیگه تمومه.

548
00:25:42,877 --> 00:25:44,754
.تمومه -
.آره -

549
00:25:44,754 --> 00:25:47,256
‫خب، باتوجه به اینکه محفظه تنگه،

550
00:25:47,256 --> 00:25:51,283
‫خارج از ادبه که دوش نگیرم.

551
00:25:51,308 --> 00:25:53,194
‫لطف میکنی.

552
00:26:01,071 --> 00:26:02,611
‫بقیه هم گورشون رو گم کنن.

553
00:26:04,515 --> 00:26:06,475
.تو رو نگفتم. نه -
.منم؟ باشه -

554
00:26:08,778 --> 00:26:10,196
‫یه کادو برات دارم، راهبه.

555
00:26:10,196 --> 00:26:12,365
‫دستت رو بیار جلو.

556
00:26:12,365 --> 00:26:13,366
‫باشه.

557
00:26:16,301 --> 00:26:18,079
‫سه تا رمز عبور. جایگشت‌های مختلف

558
00:26:18,079 --> 00:26:19,580
‫از حروفی که جا انداخته شدن.

559
00:26:19,580 --> 00:26:21,416
‫اونقدری وقت دارین که همه رو
‫امتحان کنی.

560
00:26:21,416 --> 00:26:24,623
‫چون یبوست‌ساز به اندازه کافی
‫برام وقت میخره.

561
00:26:25,850 --> 00:26:28,485
‫واقعاً ممنونم که به‌خاطر من
‫این کارو میکنی، جی‌کیو

562
00:26:28,510 --> 00:26:29,382
‫به‌خاطر تو دارم کاری نمیکنم.

563
00:26:29,382 --> 00:26:30,842
بلکه به‌خاطر رستگاری...‏

564
00:26:30,842 --> 00:26:33,010
‫و آزادی اراده تمام بشریت انجامش میدم.

565
00:26:33,346 --> 00:26:34,804
‫آره، درسته.

566
00:26:35,236 --> 00:26:36,654
‫خلاصه ممنونم.

567
00:26:41,927 --> 00:26:43,554
‫قبلاً پوکر بازی میکردم.

568
00:26:45,764 --> 00:26:47,099
‫حرفه‌ای هم بودم.

569
00:26:48,601 --> 00:26:51,937
‫تا اینکه یه حرومزاده‌ای پیداش شد و
‫به هر احمق گوشی به دستی یاد داد

570
00:26:51,937 --> 00:26:53,606
‫چطور بازی کنن.

571
00:26:53,606 --> 00:26:55,190
‫من کشیدم بیرون.

572
00:26:55,190 --> 00:26:56,692
نتونستم با این واقعیت کنار بیام

573
00:26:56,692 --> 00:26:59,737
‫تنها چیزی که توش خوب بودم،

574
00:26:59,737 --> 00:27:02,364
‫تنها چیزی که برام مهم بود،
‫از بین رفته.

575
00:27:05,338 --> 00:27:08,996
‫پشت هم بد شانسی آوردم،
‫تصمیمات بد گرفتم.

576
00:27:08,996 --> 00:27:11,248
‫تو دنیای پوکر یه کلمه‌ای
‫برای این وضعیت هست.

577
00:27:11,548 --> 00:27:13,550
‫کلمۀ «کفری شدن».

578
00:27:18,105 --> 00:27:20,065
‫تو وایلی رو کفری کردی، راهبه.

579
00:27:22,468 --> 00:27:26,138
‫بهم گفت تو مراسم خاک‌سپاری بابات چی شد.

580
00:27:26,138 --> 00:27:28,349
‫گفت چه بلایی سرش آوردی.

581
00:27:29,433 --> 00:27:32,436
‫ولی اون خودش رو جمع و جور کرد.

582
00:27:32,436 --> 00:27:34,663
‫الان یه هدفی داره.

583
00:27:36,065 --> 00:27:38,317
‫ما رو کنارش داره.

584
00:27:39,136 --> 00:27:42,473
‫دوباره کفریش نکن، راهبه.

585
00:27:49,978 --> 00:27:51,747
‫این یه داروی بیهوشیه.

586
00:27:51,747 --> 00:27:52,915
‫تو کل سفر تا لس‌آنجلس،

587
00:27:52,915 --> 00:27:55,167
‫بیهوش میشین.

588
00:27:55,167 --> 00:27:56,168
آماده‌ای؟ -
چی؟ -

589
00:27:56,168 --> 00:27:57,294
‫درد نداشت.

590
00:27:57,294 --> 00:27:58,254
‫آفرین.

591
00:27:58,254 --> 00:28:00,214
‫هوم.

592
00:28:00,214 --> 00:28:03,342
‫همچنین با اجازه خودم ساعت مچی‌تون رو
‫هماهنگ کردم تا

593
00:28:03,342 --> 00:28:04,843
‫ بیدارتون کنن.

594
00:28:04,843 --> 00:28:07,429
‫وقتی رفتین داخل،
‫دقیقاً 3 دقیقه وقت دارین که

595
00:28:07,429 --> 00:28:08,639
کفن رو بردارین

596
00:28:08,639 --> 00:28:10,224
‫و قبل از رسیدن نگهبان شیفت شب
‫فلنگ رو ببندین

597
00:28:10,224 --> 00:28:11,308
اجازه هست؟

598
00:28:11,333 --> 00:28:12,511
‫فرو کن.

599
00:28:13,811 --> 00:28:15,020
‫بزن دیگه. اوه، حله.

600
00:28:15,020 --> 00:28:16,272
‫آره، تمومه.

601
00:28:18,107 --> 00:28:20,526
‫محض اطلاع، این دارو
‫سریع عمل میکنه.

602
00:28:20,526 --> 00:28:23,554
‫پس قبل از بیهوشی ممکنه
‫یکم گیج شین.

603
00:28:29,493 --> 00:28:30,828
‫شب بخیر.

604
00:28:36,166 --> 00:28:37,376
‫میشه...

605
00:28:37,376 --> 00:28:38,544
.باشه -
...فقط یکم -

606
00:28:38,544 --> 00:28:40,838
.باشه -
.حله -

607
00:28:42,047 --> 00:28:43,883
‫وای.

608
00:28:45,545 --> 00:28:47,212
‫سلام.

609
00:28:50,151 --> 00:28:51,480
این‌جا جای دنجیه.‏

610
00:28:51,505 --> 00:28:52,584
‫هوم.

611
00:28:54,101 --> 00:28:56,729
‫یه سوالی دارم.

612
00:28:56,729 --> 00:28:58,355
‫بفرما.

613
00:28:58,738 --> 00:29:00,065
چی میشه؟

614
00:29:00,065 --> 00:29:01,498
چی، چی میشه؟

615
00:29:02,208 --> 00:29:04,558
‫وقتی تاریخ انقضات رو گزارش بدی،

616
00:29:06,477 --> 00:29:11,577
‫خودت و جسدت چی میشین؟

617
00:29:11,577 --> 00:29:14,914
میشه بگی چه بلایی سرت میاد؟

618
00:29:14,914 --> 00:29:17,082
‫خب، نمیدونم.

619
00:29:17,082 --> 00:29:18,584
‫نپرسیدم.

620
00:29:18,584 --> 00:29:21,253
وایلی، واقعاً نپرسیدی چطور
قراره بکشنت؟

621
00:29:21,253 --> 00:29:22,588
‫نه، خانوم.

622
00:29:22,588 --> 00:29:23,964
نمیخوای بدونی؟

623
00:29:23,964 --> 00:29:25,925
‫نه، خانوم، نمیخوام.

624
00:29:25,925 --> 00:29:27,760
‫هوم.

625
00:29:27,760 --> 00:29:31,034
‫ولی دوست دارم بدونم با کمربندم
‫چیکار کردی.

626
00:29:31,059 --> 00:29:33,974
چی میگی، مرد؟

627
00:29:33,974 --> 00:29:35,893
‫کمربندم، لیزی.

628
00:29:35,893 --> 00:29:37,978
‫عاشق اون کمربندم بودم.

629
00:30:00,834 --> 00:30:02,878
‫خیلی تسلیت میگم.

630
00:30:03,018 --> 00:30:05,965
‫و پدرتون هم مرد فوق‌العاده‌ای بود.

631
00:30:05,965 --> 00:30:08,217
‫مردی به شدت بااستعداد.

632
00:30:08,217 --> 00:30:11,303
‫مرگ فجیعی داشت.

633
00:30:16,271 --> 00:30:17,939
‫وای خدای من.

634
00:30:36,203 --> 00:30:38,731
‫چه جالب. پس تو واقعاً راهبه‌ای.

635
00:30:39,598 --> 00:30:43,071
‫خب، آره، واقعاً راهبه‌م.

636
00:30:43,531 --> 00:30:45,504
‫خیلی تسلیت میگم.

637
00:30:45,773 --> 00:30:47,840
‫ایشون سندی‌ـه.

638
00:30:47,840 --> 00:30:50,175
‫کل ماجرا رو تو تلویزیون دیدم.

639
00:30:50,175 --> 00:30:52,010
.آره -
.وحشتناک بود -

640
00:30:52,035 --> 00:30:55,295
‫کم مونده بود بالا بیارم.

641
00:30:55,848 --> 00:30:58,225
‫ولی حداقل حین انجام کاری که
‫عاشقش بود، به رحمت خدا رفت.

642
00:30:58,225 --> 00:30:59,351
.آره -
درسته؟ -

643
00:30:59,351 --> 00:31:00,752
آره

644
00:31:01,745 --> 00:31:06,820
میشه یه لحظه همراهم بیای؟

645
00:31:07,840 --> 00:31:08,986
‫من...

646
00:31:09,361 --> 00:31:11,864
‫خیلی خب، بذار حدس بزنم.

647
00:31:11,864 --> 00:31:13,324
‫چون دوست دخترم رو آوردم
‫مراسم خاک‌سپاری بابات،

648
00:31:13,324 --> 00:31:15,201
‫ناراحتی.

649
00:31:15,201 --> 00:31:16,368
‫ولی شرمنده.

650
00:31:16,368 --> 00:31:17,369
‫آخرین باری که باهات حرف زدم،

651
00:31:17,369 --> 00:31:18,787
‫کاملاً منو پیچوندی.

652
00:31:18,787 --> 00:31:20,080
‫و حالا تو یه مزرعه توت‌فرنگی،

653
00:31:20,080 --> 00:31:21,081
تو یه جور جامعه اشتراکی هستی؟

654
00:31:21,081 --> 00:31:22,333
‫جامعه اشتراکی نه، صومعه.

655
00:31:24,094 --> 00:31:25,044
‫کجا...

656
00:31:25,044 --> 00:31:26,837
‫چرا...

657
00:31:27,024 --> 00:31:30,111
چرا داریم میریم تو یه کمد؟

658
00:31:31,008 --> 00:31:32,509
‫باشه.

659
00:31:32,509 --> 00:31:35,551
لیزی، چیکار میکنی؟

660
00:31:38,605 --> 00:31:40,440
‫عزاداری میکنم.

661
00:31:54,491 --> 00:31:56,535
‫وایسا. دست نزن.

662
00:32:02,987 --> 00:32:04,250
‫نباید میومدم.

663
00:32:04,250 --> 00:32:05,417
نه، چرا؟

664
00:32:05,417 --> 00:32:06,418
‫نه، ببخشید. ببخشید.

665
00:32:06,418 --> 00:32:07,670
‫تسلیت میگم.

666
00:32:19,815 --> 00:32:20,983
‫هی، وایلی.

667
00:32:23,394 --> 00:32:26,391
‫بوت به مشامم میرسه!

668
00:32:26,745 --> 00:32:28,691
‫خودت رو نشون بده!

669
00:32:28,691 --> 00:32:32,152
‫دیگه حقه‌هات روی من
‫جواب نمیده، مونت‌گومری.

670
00:32:32,152 --> 00:32:36,847
‫اون دماغ مسخره‌ت رو بردار وگرنه
‫خودم دست به کار میشم!

671
00:32:36,872 --> 00:32:38,701
‫نقشه‌ت این بود که قبل از
‫نشون دادن خودت،

672
00:32:38,701 --> 00:32:42,454
‫حرف‌های ما رو گوش بدی که
‫ازت تعریف میکنیم؟

673
00:32:42,454 --> 00:32:43,622
مامان، چیکار میکنی؟

674
00:32:43,622 --> 00:32:46,166
‫بوت رو حس میکنم، مونتی!

675
00:32:46,166 --> 00:32:47,501
‫مامان، بس کن!

676
00:32:47,501 --> 00:32:48,627
‫مامان، ولش کن.

677
00:32:48,627 --> 00:32:49,712
‫خودشه، الیزابت.

678
00:32:49,712 --> 00:32:50,796
‫اون نیست.

679
00:32:50,796 --> 00:32:52,274
‫مامان، ولش کن!

680
00:32:52,299 --> 00:32:53,342
‫اه!

681
00:32:53,591 --> 00:32:55,718
‫بس کن.

682
00:32:55,812 --> 00:32:58,208
‫هی، بسه دیگه.

683
00:33:06,103 --> 00:33:08,105
‫خیلی شرمنده‌م.

684
00:33:12,818 --> 00:33:14,987
بیا یه جا بشینیم. باشه؟

685
00:33:14,987 --> 00:33:16,614
بذار جشن یادبود رو شروع کنن

686
00:33:16,614 --> 00:33:19,584
‫چیزی نیست. اشکال نداره.

687
00:33:20,390 --> 00:33:22,995
‫بوش رو حس میکنم، الیزابت.

688
00:33:22,995 --> 00:33:24,205
‫هنوز زنده‌ست.

689
00:33:24,205 --> 00:33:25,272
‫بابا مُرده، مامان.

690
00:33:25,297 --> 00:33:29,680
‫مطمئنم که زنده‌ست.
‫چون اون کارش همینه،

691
00:33:29,705 --> 00:33:32,171
‫دروغ میگه.

692
00:33:32,418 --> 00:33:36,738
‫تو یکی باید خوب بشناسیش، الیزابت.

693
00:33:44,313 --> 00:33:47,728
‫خیلی متاسفم. ممنون.

694
00:34:12,586 --> 00:34:14,338
موفق شدیم؟

695
00:34:14,658 --> 00:34:16,076
‫سه دقیقه وقت داریم.

696
00:34:35,818 --> 00:34:37,236
‫یکم دیگه میبینمت.

697
00:34:37,236 --> 00:34:38,404
‫خوش بگذره. میبینمت.

698
00:34:40,239 --> 00:34:43,868
‫30 ثانیه وقت دارید تا
‫عبارت امنیتی رو وارد کنید.

699
00:34:43,868 --> 00:34:49,331
‫29، 28، 27

700
00:34:49,331 --> 00:34:55,588
‫26، 25، 24

701
00:35:05,130 --> 00:35:07,257
این خیلی خفنه

702
00:35:11,770 --> 00:35:12,938
‫22...

703
00:35:12,938 --> 00:35:14,648
‫21...

704
00:35:14,953 --> 00:35:16,275
‫نه.

705
00:35:16,275 --> 00:35:20,237
‫20 ثانیه وقت دارید تا
‫عبارت امنیتی رو وارد کنید.

706
00:35:20,237 --> 00:35:21,488
‫17...

707
00:35:21,488 --> 00:35:24,450
‫لعنت بهت، یبوست‌ساز!

708
00:35:24,450 --> 00:35:25,618
‫15...

709
00:35:25,618 --> 00:35:28,828
‫داری میترکونی!

710
00:35:29,455 --> 00:35:30,706
‫کارمون خیلی درسته.

711
00:35:30,706 --> 00:35:32,583
14

712
00:35:32,583 --> 00:35:36,086
‫13، 12...

713
00:35:36,219 --> 00:35:37,346
‫اه!

714
00:35:44,357 --> 00:35:46,722
‫11، 10...

715
00:35:46,722 --> 00:35:49,808
‫9، 8...

716
00:35:49,808 --> 00:35:51,477
‫یالا. یالا.

717
00:35:51,477 --> 00:35:53,395
‫7، 6...

718
00:35:53,395 --> 00:35:54,480
‫ای بابا!

719
00:35:54,480 --> 00:35:55,648
‫5...

720
00:36:04,864 --> 00:36:06,490
‫وای خدا.

721
00:36:09,443 --> 00:36:11,914
‫جی‌کیو، جی‌بی‌اچ صحبت میکنه.

722
00:36:11,914 --> 00:36:14,667
‫ما وارد شدیم.
‫عملیات استخراج رو شروع کنین.

723
00:36:18,128 --> 00:36:19,171
صدامو داری؟

724
00:36:19,171 --> 00:36:21,257
تمام

725
00:36:21,800 --> 00:36:26,387
‫4، 3، 2

726
00:36:26,387 --> 00:36:28,894
‫1، 0

727
00:36:31,350 --> 00:36:33,519
‫اه!

728
00:36:37,015 --> 00:36:38,274
‫دوباره تکرار کن، رفیق.

729
00:36:38,274 --> 00:36:39,275
‫سیگنال ضعیفه.

730
00:36:39,275 --> 00:36:40,317
‫لعنتی.

731
00:36:40,317 --> 00:36:41,527
به‌خاطر بارونه؟

732
00:36:41,527 --> 00:36:43,070
بارون؟

733
00:36:43,070 --> 00:36:44,780
‫من که یه قطره بارون هم نمیبینم، رفیق.

734
00:37:22,693 --> 00:37:24,098
این چه مصیبتیه؟

735
00:37:24,123 --> 00:37:26,322
چی شده؟

736
00:37:26,322 --> 00:37:28,324
کار خودشه

737
00:37:28,457 --> 00:37:31,835
‫باز کار مامانمه که همیشه
‫یه قدم از ما جلوتره.

738
00:37:33,996 --> 00:37:35,873
‫نه فقط یه قدم.

739
00:37:35,873 --> 00:37:39,126
‫صد قدم جلوترم.

740
00:37:39,960 --> 00:37:41,879
واقعاً فکر کردی

741
00:37:41,879 --> 00:37:44,506
‫دوربین مخفی شده تو صلیبت رو
‫نمیبینم؟

742
00:37:44,840 --> 00:37:47,986
‫الیزابت، من خودم شرکت امنیتی دارم.

743
00:37:48,446 --> 00:37:50,497
خون‌مالی کردن مبل.‏

744
00:37:50,522 --> 00:37:53,515
یه مبل رو خراب کردین
و جایگزینش رو دزدیدین

745
00:37:53,515 --> 00:37:56,101
‫انگار مثلاً من نمیتونم به راحتی
‫ پسش بگیرم و

746
00:37:56,101 --> 00:37:57,897
‫بگم این‌جا تحویل بدن.

747
00:37:58,938 --> 00:38:01,398
اینا رو ترتیب دادی تا فقط ما رو
تحقیر کنی؟

748
00:38:01,398 --> 00:38:02,608
‫معلومه که نه.

749
00:38:02,608 --> 00:38:05,110
من از این ماکت شرکت استفاده میکنم تا

750
00:38:05,110 --> 00:38:07,696
‫نقاط ضعف مشتری‌هام رو
‫نشون بدم.

751
00:38:07,696 --> 00:38:10,115
پس آره، فرصت رو غنیمت شمردم تا

752
00:38:10,115 --> 00:38:13,285
‫نقاط ضعف دخترم رو هم بهش
‫ نشون بدم.

753
00:38:13,657 --> 00:38:17,289
‫چون بعد از این همه سال،

754
00:38:17,289 --> 00:38:20,960
‫هنوز یاد نگرفتی وقتی
‫پات رو از گلیمت درازتر میکنی،

755
00:38:21,452 --> 00:38:24,880
‫عواقبی داره.

756
00:38:24,880 --> 00:38:26,131
‫من برای کمک اومدم پیشت.

757
00:38:26,131 --> 00:38:27,925
‫تو کاملاً مجهز برای سرقت اومدی.

758
00:38:27,925 --> 00:38:29,927
‫چون میدونستم با زبون خوش
‫چیزی که میخوام رو نمیدی!

759
00:38:29,927 --> 00:38:31,845
توقع داری کفن رو بهت بدم تا

760
00:38:31,845 --> 00:38:34,139
تو هم دنبال بابات فرار کنی؟

761
00:38:34,139 --> 00:38:36,141
‫وای خدا. برای خودم بود!

762
00:38:36,141 --> 00:38:38,936
‫متاسفم که این دغدغه
‫دیوونه‌وار رو داری، مامان.

763
00:38:38,936 --> 00:38:40,688
‫و اینکه یه موزه مخفی داری!

764
00:38:40,688 --> 00:38:41,855
‫یه بخش کاملاً...

765
00:38:41,855 --> 00:38:43,399
‫دغدغه دیوونه‌وار؟

766
00:38:43,399 --> 00:38:45,067
این احمقانه‌ست؟

767
00:38:45,067 --> 00:38:47,194
این چطور؟

768
00:38:47,194 --> 00:38:48,404
یا این یکی؟

769
00:38:48,404 --> 00:38:49,822
‫عکس‌های عابربانک.

770
00:38:49,822 --> 00:38:53,200
‫نوادا سیتی، فرنلی، اسپارکس.

771
00:38:53,200 --> 00:38:57,329
‫تاریخ همه‌شون برای
‫سه روز بعد از مرگ باباته!

772
00:39:01,038 --> 00:39:02,501
چه مدته اینا رو داری؟

773
00:39:02,501 --> 00:39:04,295
‫یه مدتی میشه.

774
00:39:04,587 --> 00:39:08,424
امیدوار بودم بالاخره خودت

775
00:39:08,424 --> 00:39:10,092
صداقت به خرج بدی

776
00:39:10,092 --> 00:39:13,607
‫و اعتراف کنی که همدست
‫بابات بودی.

777
00:39:13,929 --> 00:39:15,973
‫ولی به‌جاش تو و مونتی
‫منو سال‌ها بازی دادین.

778
00:39:15,973 --> 00:39:20,562
‫سعی کردین قانعم کنین که من...

779
00:39:20,895 --> 00:39:22,495
‫دیوونه‌ام.

780
00:39:24,607 --> 00:39:26,525
‫تو همیشه دختر بابات بودی.

781
00:39:26,525 --> 00:39:29,028
‫پس توقع ندارم بگی کجاست.

782
00:39:29,028 --> 00:39:31,614
ولی لطفاً بگو بدونه که اول صبح

783
00:39:31,614 --> 00:39:36,118
‫ کفن لازاروس ارزشمندش رو

784
00:39:36,118 --> 00:39:38,037
‫نابود میکنم.

785
00:39:38,037 --> 00:39:41,207
‫خدافظ، الیزابت.

786
00:39:41,207 --> 00:39:43,709
‫صبر کن. همین‌جا میخوای
‫ولمون کنی؟

787
00:39:48,214 --> 00:39:50,132
صدامو داری؟

788
00:39:50,132 --> 00:39:51,800
‫جواب بده، رفیق.

789
00:39:51,800 --> 00:39:53,010
‫آره، صداتو داریم.

790
00:39:53,010 --> 00:39:55,387
‫عالیه. محشره.

791
00:39:55,387 --> 00:39:57,056
‫رفیق، میشه بگی چرا مختصات‌تون
‫ میگه که

792
00:39:57,056 --> 00:39:58,895
تو التادنای کوفتی هستین؟

793
00:39:58,920 --> 00:40:01,787
‫آره، چون واقعاً تو التادنای کوفتی هستیم!

794
00:40:02,019 --> 00:40:04,188
‫سلست دست‌مون رو خوند و
‫محموله رو تحویل گرفت

795
00:40:06,849 --> 00:40:08,374
‫فقط بیا دنبال‌مون.

796
00:40:19,203 --> 00:40:20,746
‫بهم دروغ گفت.
‫من بهش گفتم:

797
00:40:20,746 --> 00:40:22,456
‫«من قرار نیست مرغ عشقت باشم»

798
00:40:22,456 --> 00:40:24,542
‫و این دقیقاً چیزیه که از اول بودم.

799
00:40:24,542 --> 00:40:26,502
چرا این‌جا اینقدر گرمه؟
تو هم گرمته؟

800
00:40:26,502 --> 00:40:28,003
‫راستش خنکه.

801
00:40:28,003 --> 00:40:29,338
‫واقعاً؟ من عرق کردم.

802
00:40:29,338 --> 00:40:30,923
مرغ عشق چیه؟

803
00:40:30,923 --> 00:40:33,008
‫مرغ عشق یه چیز جادوییه.

804
00:40:33,008 --> 00:40:35,177
اساساً، قدیما

805
00:40:35,177 --> 00:40:37,179
‫یه سری قفس داشتن

806
00:40:37,179 --> 00:40:38,931
‫که یه جوجه مرغ عشق رو
‫داخلش میذاشتن

807
00:40:38,931 --> 00:40:40,558
‫و  تا سر حد مرگ لهش میکردن.

808
00:40:40,558 --> 00:40:42,685
‫یه قربونیه تا حقه و حیله کار کنه.

809
00:40:42,685 --> 00:40:43,769
‫مثل من.

810
00:40:43,769 --> 00:40:44,770
‫منم قربونیم.

811
00:40:44,770 --> 00:40:47,398
‫من همون مرغ عشقم.

812
00:40:47,398 --> 00:40:50,025
من باید فکر میکردم بابام مُرده تا

813
00:40:50,025 --> 00:40:51,860
‫مامانم هم فکر کنه اون واقعاً مُرده.

814
00:40:51,860 --> 00:40:54,780
‫وای خدا. این‌جا انگار 100 درجه‌ست!

815
00:40:58,405 --> 00:40:59,651
‫لیزی.

816
00:41:00,198 --> 00:41:01,451
چیه؟

817
00:41:01,911 --> 00:41:03,873
‫همه‌ی لباسات رو درآوردی.

818
00:41:04,219 --> 00:41:06,012
‫دارم عزاداری میکنم.

819
00:41:08,290 --> 00:41:09,875
‫بیا این‌جا ببینم.

820
00:41:12,673 --> 00:41:14,646
‫بابات زنده‌ست.

821
00:41:15,488 --> 00:41:17,073
‫برای همین عزاداری میکنم.

822
00:41:34,028 --> 00:41:35,237
‫از الان هشدار بدم.

823
00:41:35,237 --> 00:41:37,286
‫این دفعه دیگه جلوت رو نمیگیرم.

824
00:41:37,823 --> 00:41:39,826
‫نمیخوام جلوم رو بگیری.

825
00:42:26,529 --> 00:42:27,614
‫وای!

826
00:42:39,041 --> 00:42:40,135
‫سلام.

827
00:42:40,160 --> 00:42:41,745
شما؟

828
00:42:47,299 --> 00:42:48,477
‫وای خدا.

829
00:42:48,477 --> 00:42:52,856
‫ببین. میدونم درباره‌ش حرف زدیم.

830
00:42:52,856 --> 00:42:55,359
‫اون نمیتونه صدات رو بشنوه.

831
00:42:55,606 --> 00:42:57,566
چی؟ -
.یا حتی ببینتت -

832
00:42:58,654 --> 00:42:59,947
‫هی، عزیزم.

833
00:43:00,106 --> 00:43:01,315
هی

834
00:43:04,702 --> 00:43:06,437
‫بذار حدس بزنم.

835
00:43:07,323 --> 00:43:09,999
‫تو الان داری سکس میکنی.

836
00:43:10,131 --> 00:43:12,658
‫آره، یه جورایی.

837
00:43:13,171 --> 00:43:15,421
‫بعضی اوقات که داری سکس میکنی.

838
00:43:15,421 --> 00:43:18,215
‫مخصوصاً یه سکس خوب.
‫سر از این‌جا درمیاری.

839
00:43:18,215 --> 00:43:19,842
‫نمیدونم چطور یا چرا.

840
00:43:19,842 --> 00:43:21,051
‫ولی این اتفاقیه که میفته.

841
00:43:21,051 --> 00:43:22,761
‫صبر کن ببینم.
‫یعنی تو...

842
00:43:22,761 --> 00:43:24,346
‫اوه، آره.

843
00:43:24,346 --> 00:43:26,223
‫اونوقت عینکت رو هم درنمیاری.

844
00:43:26,476 --> 00:43:28,103
‫من تا نبینم نمیتونم عشق‌بازی کنم.

845
00:44:06,222 --> 00:44:09,266
‫اگه نمیخوای کارت رو بفهمه،

846
00:44:09,266 --> 00:44:11,477
‫میتونی خیلی راحت از اون در
‫بری بیرون.

847
00:44:11,477 --> 00:44:14,779
‫نمیتونه تو رو ببینه،
‫مگه اینکه اسمش رو صدا کنی.

848
00:44:24,878 --> 00:44:26,021
‫مسیح.

849
00:44:35,812 --> 00:44:37,573
الان کجایی؟

850
00:44:42,616 --> 00:44:43,842
‫من کنار...

851
00:44:43,842 --> 00:44:44,969
‫وایلی.

852
00:44:44,969 --> 00:44:46,512
‫بله.

853
00:44:49,298 --> 00:44:50,851
‫نکنه الان...

854
00:44:51,578 --> 00:44:53,102
رفتی پیشش. مگه نه؟

855
00:44:53,102 --> 00:44:54,436
‫ببخشید.

856
00:44:54,436 --> 00:44:56,272
‫نمیخواستم.
‫یهویی شد.

857
00:44:56,531 --> 00:44:57,805
‫اه...

858
00:44:58,498 --> 00:44:59,650
‫عجب.

859
00:44:59,650 --> 00:45:00,870
‫ببخشید.

860
00:45:00,895 --> 00:45:04,457
‫نه، نه، نه، اون... میدونی.

861
00:45:04,630 --> 00:45:08,826
همون بهتر که کاری نکردیم. میدونی؟

862
00:45:12,341 --> 00:45:13,664
‫بیاین بیرون!

863
00:45:13,664 --> 00:45:15,332
‫ای لعنت.

864
00:45:15,425 --> 00:45:16,885
‫معلومه.

865
00:45:18,925 --> 00:45:20,260
‫هی.

866
00:45:25,092 --> 00:45:26,725
‫بفرما.

867
00:45:28,262 --> 00:45:30,264
‫ای خدا!

868
00:45:30,264 --> 00:45:31,765
‫این خیلی قشنگه!

869
00:45:32,038 --> 00:45:34,416
‫یعنی، قدر زر زرگر شناسد، راهبه.

870
00:45:35,436 --> 00:45:38,772
‫مامانت قاتل دیوونه‌ایه.

871
00:45:38,772 --> 00:45:40,316
‫نه، نه، بشین فقط بریم.

872
00:45:40,316 --> 00:45:41,525
‫باشه.

873
00:45:44,737 --> 00:45:46,149
‫سوار شو.

874
00:45:49,821 --> 00:45:51,102
‫لعنتی.

875
00:46:02,838 --> 00:46:05,257
‫مامانت قطعاً جنگ ستارگان رو دیده.

876
00:46:05,257 --> 00:46:07,468
‫لامصب از ماکت فشرده‌کننده،

877
00:46:07,468 --> 00:46:09,345
‫یه ماکت کوفتی دیگه میسازه.

878
00:46:09,345 --> 00:46:10,930
‫بیخیال تو رو خدا.

879
00:46:10,930 --> 00:46:12,306
‫لامصب عالیه!

880
00:46:12,306 --> 00:46:13,682
‫استرس داشتی؟

881
00:46:13,682 --> 00:46:15,100
‫مطمئنم خیلی استرس داشتی، راهبه.

882
00:46:15,100 --> 00:46:16,852
‫من اگه بودم، استرس نمیگرفتم.
‫خیلی خوش شانسی.

883
00:46:16,852 --> 00:46:18,687
‫من که از خدامه تو فشرده‌کننده باشم.

884
00:46:18,687 --> 00:46:21,071
‫خیلی حال میده.

885
00:46:21,858 --> 00:46:23,442
میشه بزنی بغل؟

886
00:46:23,442 --> 00:46:24,568
‫گشنمه.

887
00:46:32,728 --> 00:46:34,119
‫نه، نه.

888
00:46:34,119 --> 00:46:35,788
‫میخوام تنها باشم.

889
00:46:37,855 --> 00:46:40,501
منتظرت بمونیم؟ -
.نه -

890
00:46:40,501 --> 00:46:42,231
‫خودم برمیگردم.

891
00:46:46,882 --> 00:46:48,551
کار اشتباهی کردم؟

892
00:46:49,011 --> 00:46:50,929
‫نه، وایلی.

893
00:46:52,513 --> 00:46:54,082
‫عالی بودی.

894
00:47:35,681 --> 00:47:37,641
‫آره.

895
00:47:37,641 --> 00:47:39,184
‫آره، اون تمرین‌ها رو دوست دارم.

896
00:47:39,184 --> 00:47:40,811
‫مرسی.

897
00:47:42,848 --> 00:47:44,398
‫ببخشید.

898
00:47:44,398 --> 00:47:45,858
‫ببخشید. سلام.

899
00:47:45,858 --> 00:47:48,402
با خانوم دیویس صحبت میکنی؟

900
00:47:48,402 --> 00:47:50,613
‫ام، بله.

901
00:47:51,064 --> 00:47:52,907
میشه حرفامو بهش بگی؟

902
00:47:53,109 --> 00:47:55,784
میخوای از گوشیم استفاده کنی؟

903
00:47:55,784 --> 00:47:57,119
.اشکالی نداره -
.مرسی -

904
00:47:57,119 --> 00:47:58,537
‫من کاربر نیستم.

905
00:47:58,537 --> 00:48:01,165
میشه فقط از طریق تو باهاش
صحبت کنم؟

906
00:48:02,708 --> 00:48:07,296
‫ام‌دی، یه راهبه‌ای ‌این‌جاست.

907
00:48:07,296 --> 00:48:09,006
‫میگه میخواد با تو حرف بزنه.

908
00:48:10,382 --> 00:48:11,425
اسمت سیمون‌ـه؟

909
00:48:11,631 --> 00:48:13,135
‫درسته.

910
00:48:13,135 --> 00:48:15,137
‫آره، آره، خودشه.

911
00:48:18,624 --> 00:48:20,267
‫باشه. که اینطور.

912
00:48:20,267 --> 00:48:21,518
‫بفرما بشین.

913
00:48:21,518 --> 00:48:22,686
‫آفرین.

914
00:48:22,686 --> 00:48:24,072
‫مرسی.

915
00:48:25,522 --> 00:48:27,191
‫خیلی خب، من حرفاشو منتقل میکنم.

916
00:48:27,191 --> 00:48:28,832
‫باشه.

917
00:48:31,070 --> 00:48:32,446
‫سلام سیمون.

918
00:48:32,539 --> 00:48:34,416
‫«سلام، سیمون».

919
00:48:36,992 --> 00:48:39,078
‫دارم به عکس‌های بابام نگاه میکنم که

920
00:48:39,078 --> 00:48:42,331
سه روز بعد روزی که فکر می‌کردیم
مرده، گرفته شده

921
00:48:42,331 --> 00:48:43,624
‫عکس‌ها رو از بانک گرفتن.

922
00:48:43,624 --> 00:48:44,833
‫یعنی دسترسی بهش
‫کار آسونی نبوده.

923
00:48:44,833 --> 00:48:47,350
تو اینا رو به سلسته دادی؟

924
00:48:48,212 --> 00:48:49,463
‫«نه،

925
00:48:49,463 --> 00:48:51,799
‫من هیچ عکسی بهش ندادم، سیمون.»

926
00:48:53,884 --> 00:48:56,720
‫ولی خودش اونا رو نشونم داد.

927
00:48:57,463 --> 00:48:59,306
اون چی؟

928
00:48:59,974 --> 00:49:02,685
‫یه سؤال ضروری داشت و
‫جواب میخواست.

929
00:49:02,685 --> 00:49:05,020
‫باور داشت من کاملاً در جایگاهیم که

930
00:49:05,020 --> 00:49:07,856
‫براش شفاف سازی کنم.

931
00:49:08,524 --> 00:49:10,234
سؤالش چی بود؟

932
00:49:12,094 --> 00:49:13,904
‫میخواست بدونه تو برای جعل
‫مرگ بابات

933
00:49:13,904 --> 00:49:15,864
‫بهش کمک کردی یا نه.

934
00:49:16,070 --> 00:49:19,641
‫و تو هم بهش گفتی نه دیگه؟
‫چون من کمک نکردم.

935
00:49:20,411 --> 00:49:23,205
‫«نه، سیمون.

936
00:49:23,205 --> 00:49:25,291
‫من شکش رو تایید کردم و
‫بهش گفتم که

937
00:49:25,291 --> 00:49:27,543
‫تو قطعاً همدست مونتی بودی».

938
00:49:27,543 --> 00:49:29,003
‫چی؟ این که درست نیست!

939
00:49:29,003 --> 00:49:30,296
‫ببخشید.

940
00:49:30,296 --> 00:49:31,672
‫ببخشید. ببخشید.

941
00:49:31,672 --> 00:49:33,591
‫ولی حقیقت نداره.

942
00:49:33,591 --> 00:49:34,717
‫من همدست مونتی نیستم.

943
00:49:34,717 --> 00:49:37,553
‫من روحمم خبر نداشت.

944
00:49:37,553 --> 00:49:40,352
‫منم کاملاً در جریانم.

945
00:49:41,393 --> 00:49:44,660
‫ولی کاربرای من پذیرای حقیقت نیستن.

946
00:49:45,060 --> 00:49:46,962
‫بیشتر مشتاقن چیزایی رو
‫ ازم بشنون که

947
00:49:46,962 --> 00:49:48,689
‫خودشون میخوان.

948
00:49:49,773 --> 00:49:51,533
‫خب، یکم مزخرفه.

949
00:49:51,933 --> 00:49:54,069
‫چرا مامانم باید...

950
00:49:54,069 --> 00:49:55,321
‫مامان؟

951
00:49:56,787 --> 00:49:59,533
‫تغییر مسیر. 1042، سندی اسپرینگ.

952
00:49:59,533 --> 00:50:00,784
چی؟

953
00:50:00,784 --> 00:50:02,203
‫1042، 1042.

954
00:50:02,448 --> 00:50:05,080
چرا سلسته باید باور کنه

955
00:50:05,080 --> 00:50:07,291
‫من تو آسیب رسیدن بهش
‫نقشی داشتم؟

956
00:50:08,500 --> 00:50:10,042
‫چون خودش بهت آسیب زد.

957
00:50:12,122 --> 00:50:13,964
‫سلسته متوجه نیست

958
00:50:13,964 --> 00:50:17,683
‫از آسیبی که بهت رسونده،
‫عذاب وجدان شدیدی داره.

959
00:50:18,219 --> 00:50:19,678
‫ولی حسش میکنه.

960
00:50:21,513 --> 00:50:23,432
‫عمیقاً حس میکنه.

961
00:50:25,184 --> 00:50:26,977
‫برای همین یه داستانی ساخت.

962
00:50:26,977 --> 00:50:29,396
‫داستانی که تو دنبال انتقامی.
‫چون براش راحت‌تره

963
00:50:29,396 --> 00:50:32,816
‫تو رو به چشم دشمنی ببینه که
‫سعی در نابودیش داری،

964
00:50:32,816 --> 00:50:36,911
‫نه دختری که خودش نابود کرده.

965
00:50:40,539 --> 00:50:43,019
تو ایتالیا بهم گفتی که

966
00:50:43,426 --> 00:50:45,871
‫ تو مسئول مرگ بابامی.

967
00:50:46,144 --> 00:50:49,506
‫ولی انگار نمُرده.

968
00:50:51,586 --> 00:50:53,963
این کارو کردی چون برام راحت‌تر بود

969
00:50:53,963 --> 00:50:56,048
تو رو به چشم دشمنی ببینم که

970
00:50:56,048 --> 00:50:57,947
میخوام نابودش کنم؟

971
00:51:02,096 --> 00:51:03,722
‫مأموریتت برای پیدا کردن جام

972
00:51:03,722 --> 00:51:05,599
‫چطور پیش میره، سیمون؟

973
00:51:07,865 --> 00:51:10,075
‫بستگی داره بدونی بابام کجاست یا نه.

974
00:51:12,698 --> 00:51:14,716
‫معلومه که میدونم، سیمون.

975
00:51:17,486 --> 00:51:19,189
‫پس بگو.

976
00:51:25,786 --> 00:51:27,529
‫وای خدا.

977
00:51:28,581 --> 00:51:30,124
.وای خدا -
چیه؟ -

978
00:51:30,124 --> 00:51:31,458
چی شده؟ -
.وای خدا -

979
00:51:31,458 --> 00:51:32,793
چیه؟ چی میگه؟

980
00:51:32,793 --> 00:51:34,962
‫نه، حرفای اونو تکرار نمیکنم.

981
00:51:34,962 --> 00:51:36,797
‫این دیگه ته به‌گاییه.

982
00:51:36,797 --> 00:51:39,383
‫اگه میخوای بدونی، خودت گوش بده.

983
00:52:07,203 --> 00:52:08,662
‫سلام.

984
00:52:10,372 --> 00:52:11,874
‫بله، خودمم.

985
00:52:36,440 --> 00:52:37,900
‫مرسی.

986
00:53:28,576 --> 00:53:32,410
‫باز دزدکی جاهایی میری که
‫دعوت نشدی، الیزابت.

987
00:53:32,683 --> 00:53:34,999
‫نیومدم بحث کنم.

988
00:53:35,145 --> 00:53:37,272
‫اومدم اعتراف کنم.

989
00:53:39,628 --> 00:53:41,294
‫من همدست بابا بودم.

990
00:53:41,589 --> 00:53:45,050
‫من بهش پیشنهاد دادم
‫از میز آزرا استفاده کنه.

991
00:53:45,050 --> 00:53:48,053
‫اصلاً خودم براش ساختم وقتی...

992
00:53:48,053 --> 00:53:50,806
‫یعنی، خودش از پسش برنمیومد.

993
00:53:50,806 --> 00:53:55,075
‫و بعد از اجراش، بعد از اینکه
‫همه رفتن،

994
00:53:56,509 --> 00:53:57,396
‫کار من بود.

995
00:53:57,396 --> 00:54:00,058
‫میز رو باز کردم تا بتونه
‫فرار کنه.

996
00:54:01,150 --> 00:54:03,098
الان کجاست؟

997
00:54:03,485 --> 00:54:04,653
مامان، انگار

998
00:54:04,653 --> 00:54:06,155
‫قولت رو فراموش کردی.

999
00:54:06,155 --> 00:54:09,158
‫قول دادی کفن لازاروس رو بهم بدی.

1000
00:54:09,158 --> 00:54:10,534
‫گفتم اگه همه چیو بهم بگی.

1001
00:54:10,534 --> 00:54:12,953
‫از روی حسن نیت تا الان
‫نصفش رو گفتم.

1002
00:54:12,953 --> 00:54:14,998
‫حالا نوبت توئه که کفن رو بهم بدی.

1003
00:54:15,023 --> 00:54:18,568
‫و همین‌که جام مقدس رو از دل نهنگ
‫دربیارم،

1004
00:54:21,008 --> 00:54:23,010
‫خودم میبرمت پیش بابا.

1005
00:54:25,424 --> 00:54:26,587
‫باشه.

1006
00:54:26,717 --> 00:54:28,886
‫ولی تا بابات رو ندیدم،

1007
00:54:28,886 --> 00:54:31,123
‫نمیذارم کفن از جلو چشام دور شه.

1008
00:54:31,876 --> 00:54:36,685
‫پس اگه روی این مأموریت مسخره
‫اصرار داری،

1009
00:54:36,685 --> 00:54:38,419
‫همراهت میام.

1010
00:54:40,445 --> 00:54:41,532
‫قبوله.

1011
00:54:49,154 --> 00:54:52,051
از کجا میدونستی میخوایم
کفن رو بدزدیم؟

1012
00:54:52,076 --> 00:54:54,537
‫دوستت یه ردیاب تو کفشش داشت.

1013
00:54:54,537 --> 00:54:57,873
‫صبح که برای ملاقات اومده بودین،
‫اسکنرهای ما شناساییش کردن.

1014
00:54:57,873 --> 00:54:59,124
چی؟

1015
00:54:59,124 --> 00:55:01,502
‫ما که ردیابی تو کفش وایلی
‫نذاشته بودیم.

1016
00:55:02,783 --> 00:55:04,493
‫پس به گمونم یه نفر دیگه گذاشته.

1017
00:55:20,206 --> 00:55:21,473
‫هانس!

1018
00:55:22,059 --> 00:55:23,899
چطور جرئت کردی بیای این‌جا؟

1019
00:55:24,073 --> 00:55:25,985
‫خواهر، لطفاً.

1020
00:55:25,985 --> 00:55:28,195
‫مطمئنم از شنیدم حرفم
‫پشیمون نمیشی.

1021
00:55:28,328 --> 00:55:31,748
‫جامی که در اختیار شماست، تقلبیه.

1022
00:55:34,869 --> 00:55:38,678
‫خوشبختانه، من میدونم
‫جام اصلی کجاست.

1023
00:55:39,384 --> 00:55:41,000
‫و شما رو میتونم ببرم پیشش.

1024
00:55:45,450 --> 00:55:47,505
‫ولی یه قایق نیاز داریم.

1025
00:55:50,265 --> 00:55:56,265
ترجمه از صاحب و پارسا
.:: @SAHEB, SubMatrix ::.

1026
00:55:57,230 --> 00:56:03,230
 
