﻿1
00:00:13,490 --> 00:00:15,410
‫کسی اینجاست؟

2
00:00:17,410 --> 00:00:19,200
‫دووم بیار، همه‌چیز درست میشه

3
00:00:21,330 --> 00:00:22,790
‫نه!

4
00:00:37,640 --> 00:00:39,350
‫چی بود...

5
00:00:39,430 --> 00:00:42,730
‫- حالت خوبه؟
‫- اسمت چیه؟

6
00:00:44,020 --> 00:00:46,520
‫سایلس استون. حالم خوبه اما...

7
00:00:46,600 --> 00:00:48,690
‫کمک! یکی به دادم برسه!

8
00:00:48,730 --> 00:00:51,190
‫باید برم. مطمئنی که روبه‌راهی؟

9
00:00:51,230 --> 00:00:53,650
‫الان... روبه‌راه شدم، سوپرمن

10
00:00:58,120 --> 00:00:59,740
‫وای، نگاهش کن

11
00:01:00,660 --> 00:01:02,290
جون سالم به در بُردی

12
00:01:02,370 --> 00:01:04,330
حیف شد کارمون به اینجا کشیده شد

13
00:01:04,370 --> 00:01:07,960
‫فکر کن اگه پسرت خونه بود چی می‌شد

14
00:01:08,040 --> 00:01:10,290
‫چند سالشه؟ نُه؟ ده؟

15
00:01:11,300 --> 00:01:12,880
خودت ‫می‌دونی باید چیکار کنی

16
00:01:17,720 --> 00:01:19,850
‫پاک کردم. همه‌اش رو

17
00:01:20,600 --> 00:01:21,600
‫باریکلا

18
00:01:21,680 --> 00:01:24,230
‫دیگه قرار بود چیکار بکنی؟

19
00:01:24,270 --> 00:01:26,850
‫خفه‌خون می‌گیرم

20
00:01:50,048 --> 00:01:51,486
‫« ماجراجویی‌های من با سوپرمن »
‫[فصل دوم، قسمت سوم]

21
00:01:52,240 --> 00:01:56,146
‫نوآوری و امنیت با «آمرتک».
« دانشمند تمام‌فلز »

22
00:01:56,170 --> 00:01:59,010
‫ما داریم آینده‌ و جوامعی

23
00:01:59,090 --> 00:02:01,600
‫ایمن‌تر پایه‌ریزی می‌کنیم

24
00:02:01,640 --> 00:02:05,020
‫که به همین خاطر هم
جدیدترین نیروگاه‌مون رو

25
00:02:05,100 --> 00:02:06,850
‫توی متروپلیس افتتاح می‌کنیم

26
00:02:06,930 --> 00:02:09,140
‫ولی به حرف ما اکتفا نکنید

27
00:02:09,230 --> 00:02:10,150
‫از من بشنوید

28
00:02:10,230 --> 00:02:11,770
‫بنده دکتر جان آیرونز هستم

29
00:02:11,860 --> 00:02:13,730
‫مهندس ارشد آمرتک

30
00:02:13,770 --> 00:02:15,400
‫خودم بچه‌ی متروپلیسـم

31
00:02:15,440 --> 00:02:17,820
‫همینجا توی بیکرلاین بزرگ شدم

32
00:02:17,900 --> 00:02:19,450
‫از طرف مردم جامعه‌ی خودم،

33
00:02:19,530 --> 00:02:22,410
‫باافتخار از ورود آمرتک
‫به محله‌مون استقبال می‌کنم

34
00:02:23,530 --> 00:02:25,450
‫فلیپ، برای بار هزارم میگم

35
00:02:25,540 --> 00:02:28,160
‫اجازه نمیدم تنهایی بری
‫داستان‌های جدیدمون رو پوشش بدی!

36
00:02:28,250 --> 00:02:29,790
‫ناسلامتی ده سالته!

37
00:02:29,870 --> 00:02:32,630
‫آقای اولسن، اولاً من 11 سالمه

38
00:02:32,670 --> 00:02:35,590
‫تازه‌شم شک ندارم این رو ببینید
‫نظرتون عوض میشه

39
00:02:37,050 --> 00:02:38,380
‫هلی‌کوپتر اسباب‌بازی؟

40
00:02:38,470 --> 00:02:40,010
منبع خبر پرنده

41
00:02:40,090 --> 00:02:42,930
‫کاملاً کاربردیه،
قابلیت اتصال به وای‌فای رو داره

42
00:02:42,970 --> 00:02:45,390
‫بعلاوه یه دوربین کاملاً قانونی هم بهش وصله

43
00:02:45,470 --> 00:02:46,850
‫- کادوی تولدمه
‫- پیشت، جیمی

44
00:02:46,930 --> 00:02:48,930
‫می‌تونیم برای نوشتن خبرهای فلیم‌برد
‫ازش استفاده کنیم!

45
00:02:48,980 --> 00:02:50,850
‫البته ناگفته نمونده...
‫من و گبی یه تفنگ‌

46
00:02:50,940 --> 00:02:52,860
‫کاملاً ایمن هم بهش وصل کردیم که احتمالاً

47
00:02:52,940 --> 00:02:54,980
‫- لباس‌هام
‫- ...خیلی قانونی نباشه

48
00:02:55,020 --> 00:02:57,740
‫می‌دونم الان چی می‌گید ها، آقای اولسن

49
00:02:57,820 --> 00:02:59,700
‫- اما به حرف‌هام گوش بدید
‫- عالی شد

50
00:02:59,780 --> 00:03:04,330
‫- واقعاً؟
‫- نه، تو رو نمی‌گم. صبر کن

51
00:03:04,410 --> 00:03:06,660
‫- میگم آقای لین...
‫- ژنرال

52
00:03:06,740 --> 00:03:09,330
‫آها، درسته. عذر می‌خوام.
‫یه فکری به سرم زد

53
00:03:09,410 --> 00:03:10,870
‫شاید بتونید اینجا رو مرتب کنید

54
00:03:10,960 --> 00:03:13,670
‫یه سطل آشغال اون طرفه

55
00:03:13,710 --> 00:03:15,880
‫انتظار داری به خروجی پشت کنم؟

56
00:03:15,960 --> 00:03:18,510
‫هیچوقت به خروجی پشت نکن، پسرم

57
00:03:18,550 --> 00:03:21,180
‫آها! درمورد «ربات‌های دیوونه»
برامون خبر آوردن

58
00:03:21,220 --> 00:03:23,010
‫- می‌تونم اینو پوشش بدم؟
‫- نخیر!

59
00:03:23,090 --> 00:03:26,640
‫- اولسن، تفنگ بذارن روی پیشونی‌ات...
‫- پیشت

60
00:03:26,680 --> 00:03:30,390
‫- یاد می‌گیری که خروجی‌ها رو زیرنظر داشته باشی
‫- کافیه!

61
00:03:30,480 --> 00:03:35,440
‫فلیپ، اجازه نمیدم با هلی‌کوپتر اسباب‌بازیت
‫بری درمورد ربات‌های دیوونه اطلاعات جمع کنی

62
00:03:35,480 --> 00:03:38,980
‫من رئیسـتم، تو هم باید به حرف‌هام گوش کنی

63
00:03:39,030 --> 00:03:42,910
‫حرف من هم اینه که
‫از این خبرها نیست!

64
00:03:42,990 --> 00:03:46,410
‫شمام واقعاً دیگه باید
‫آشغال‌هات رو جمع کنی

65
00:03:48,540 --> 00:03:49,700
‫موفق باشی، رفیق

66
00:03:54,040 --> 00:03:56,380
‫صبح... بخیر، آقای لین

67
00:03:56,420 --> 00:03:57,920
‫دیشب کجا تشریف داشتی؟

68
00:03:59,630 --> 00:04:04,340
‫بیدار که شدم دیدم نیستی.
‫تازه اولین بارت هم نبوده

69
00:04:04,390 --> 00:04:06,800
‫اینجوری شد که یه دودوتا چهارتا کردم و

70
00:04:07,600 --> 00:04:08,970
‫شصتم خبردار شد...

71
00:04:09,060 --> 00:04:09,970
‫آم...

72
00:04:10,810 --> 00:04:12,980
‫که تو...

73
00:04:14,400 --> 00:04:16,020
‫مشنگی!

74
00:04:17,230 --> 00:04:18,650
‫دست‌وپاچلفتی هستی

75
00:04:18,730 --> 00:04:21,650
‫همیشه دیرت میشه،
‫تو باغ نیستی

76
00:04:21,740 --> 00:04:25,870
‫یه روزی هم این اسکل‌بازی‌هات
‫دخترم رو ناراحت می‌کنه

77
00:04:25,910 --> 00:04:28,200
‫آقای لین، من...

78
00:04:28,240 --> 00:04:30,330
‫دیرم شده،
‫با لوئیس قرار داشتیم!

79
00:04:34,500 --> 00:04:36,540
‫لوئیس! من پشت کافه‌ی ویدم الان...

80
00:04:36,580 --> 00:04:38,380
‫عه، من نمی‌رسم بیام

81
00:04:38,420 --> 00:04:41,420
‫آقای وایت فرستادتم
‫بیام کنفرانس مطبوعاتی آمرتک

82
00:04:41,460 --> 00:04:44,430
‫آمرتک؟
‫همون آمرتکِ جان آیرونز؟

83
00:04:44,510 --> 00:04:46,220
‫وای، طرف نابغه‌ی رباتیکه

84
00:04:46,260 --> 00:04:47,930
‫کارهاش هم توی جامعه...

85
00:04:48,010 --> 00:04:50,180
‫ولی برای یه چیز دیگه می‌خواستم ببینمت

86
00:04:50,260 --> 00:04:52,850
‫یه مسئله‌ای هست که
‫واقعاً لازمه درموردش با هم صحبت کنیم، لوئیس

87
00:04:52,930 --> 00:04:55,440
‫کلارک، می‌دونم بابام اخلاق‌های خاصی داره
‫اما باید یه جایی مخفی بشه

88
00:04:55,520 --> 00:04:56,650
‫منظورم این نیست

89
00:04:56,730 --> 00:04:58,860
‫ولی حالا که حرف از خونواده شد،
‫من یه...

90
00:04:58,940 --> 00:05:00,610
‫وای، کنفرانس داره شروع میشه

91
00:05:00,690 --> 00:05:02,940
‫الان باید برم ولی قول میدم
‫حتماً بعداً صحبت کنیم

92
00:05:04,280 --> 00:05:06,860
‫خیلی‌خب. درسته روز خوبی نیست

93
00:05:06,950 --> 00:05:09,330
‫ولی بعداً با لوئیس حرف می‌زنم...

94
00:05:10,993 --> 00:05:11,719
‫« مقاله‌م چی شد، کنت؟ »

95
00:05:11,790 --> 00:05:14,870
البته اول باید مقاله‌ی
عقب‌افتاده‌م رو بنویسم

96
00:05:16,540 --> 00:05:19,210
‫سلام، مردم متروپلیس!

97
00:05:19,290 --> 00:05:20,460
‫اسم من توماس وستونـه،

98
00:05:20,540 --> 00:05:23,710
‫اومدم اینجا تا بهتون خوشامد بگم برای...

99
00:05:23,800 --> 00:05:25,510
‫توروخدا بیخیال شو

100
00:05:25,590 --> 00:05:27,550
‫بزن، آدری!

101
00:05:31,060 --> 00:05:34,020
‫انقلاب آمرتک!

102
00:05:34,100 --> 00:05:37,940
‫خیابون‌ها انقدر امن میشه که
‫حتی یه بچه هم می‌تونه تنهایی بره بیرون

103
00:05:37,980 --> 00:05:39,770
‫درصد جرائم به صفر می‌رسه

104
00:05:39,810 --> 00:05:44,150
‫بعلاوه‌ی خیلی چیزهای دیگه که قراره به حقیقت
‫بپیونده، وقتی آمرتک رونمایی کنه از...

105
00:05:44,190 --> 00:05:47,360
‫متالو!

106
00:05:53,120 --> 00:05:56,750
‫بله!
‫قدرت شلیک‌ش مثل یه تانکـه

107
00:05:56,830 --> 00:05:59,540
‫قدرتی فرای ابرانسان‌ها داره!

108
00:05:59,630 --> 00:06:04,550
‫بعلاوه صد در صد با محیط زیست سازگاره،
‫اونم به لطفِ...

109
00:06:08,590 --> 00:06:11,350
‫آمرفیوژن!

110
00:06:11,390 --> 00:06:12,680
‫تمیزتر از سوخت فسیلیه،

111
00:06:12,760 --> 00:06:15,810
‫راکتورهای آمرفیوژن
‫سوخت متالوها و همچنین نیروگاهی

112
00:06:15,850 --> 00:06:20,100
‫که قراره فردا افتتاح کنیم رو تأمین می‌کنن

113
00:06:29,200 --> 00:06:30,740
‫خب، خب ممنون که قدم‌رنجه فرمودید و...

114
00:06:30,820 --> 00:06:33,200
‫- مدیر عامل وستون، من...
‫- من یه سوال دارم

115
00:06:33,240 --> 00:06:35,200
‫ویکی ویل هستم از گازتای گاتهام

116
00:06:35,240 --> 00:06:37,040
‫نحوه‌ی کار آمرفیوژن به چه صورته؟

117
00:06:37,120 --> 00:06:38,370
‫لوئیس لین هستم از دیلی پلنت

118
00:06:38,460 --> 00:06:40,710
‫مهندس ارشدتون، دکتر آیرونز کجاست؟

119
00:06:40,750 --> 00:06:43,130
‫سرشون شلوغه

120
00:06:43,210 --> 00:06:46,420
‫همیشه خودشون شخصاً به مسائل
‫مطبوعاتی‌تون رسیدگی می‌کردن

121
00:06:46,510 --> 00:06:48,720
‫غیاب‌شون به این معناست
‫که مشکلی پیش اومده؟

122
00:06:48,760 --> 00:06:51,720
‫نه! نه، نه. اصلاً و ابداً

123
00:06:51,760 --> 00:06:54,260
‫اصلاً مشکلی وجود نداره.
‫توی آزمایشگاهـش مشغوله

124
00:06:54,350 --> 00:06:55,510
‫من هم سرم شلوغه

125
00:06:55,560 --> 00:06:57,600
‫پس، دیگه سوال نپرسید. ممنون!

126
00:06:57,680 --> 00:06:59,390
‫لوئیس

127
00:06:59,480 --> 00:07:01,900
‫باید حدس می‌زدم بعد از ترفیعی که
‫گرفتی، امروز بیای اینجا

128
00:07:01,940 --> 00:07:05,270
‫شما... خبر دارید؟

129
00:07:05,360 --> 00:07:08,030
‫همیشه استعدادهای درخشان رو زیر نظر دارم

130
00:07:08,070 --> 00:07:10,610
‫بعلاوه اون مقاله‌ای که برای ردّ مقاله‌م
‫درمورد سوپرمن نوشتی هم

131
00:07:10,700 --> 00:07:12,570
‫بی‌نظیر بود

132
00:07:12,660 --> 00:07:14,580
‫مقاله‌م رو خوندید؟

133
00:07:14,660 --> 00:07:16,580
‫یعنی، چه خوب

134
00:07:17,240 --> 00:07:18,910
‫آم، ولی با اجازه‌تون باید برم

135
00:07:19,000 --> 00:07:21,120
‫باید با این مدیر عامل صحبت کنم، پس...

136
00:07:23,670 --> 00:07:25,340
‫شرمنده، آقای وستون در دسترس نیستن

137
00:07:25,380 --> 00:07:26,590
‫خیلی‌خب، بهشون بگید لوئیس...

138
00:07:26,670 --> 00:07:28,090
‫پالمرتک در حال جذب نیروئـه،

139
00:07:28,170 --> 00:07:29,630
‫مصاحبه‌کننده‌شون آشنای منـه،
‫ده دقیقه بهم وقت بده

140
00:07:29,720 --> 00:07:31,760
‫تا هروقت دلتون بخواد
‫می‌تونید برید داخل. شما و...

141
00:07:31,840 --> 00:07:33,640
‫فقط خودم، تنهایی

142
00:07:33,720 --> 00:07:35,260
‫شرمنده، لوئیس

143
00:07:35,300 --> 00:07:38,180
‫کارت حرف نداره ها ولی
‫رو دستِ ویکی ویل کسی نمیاد

144
00:07:43,730 --> 00:07:46,440
‫حالا نشونت میدم

145
00:07:46,480 --> 00:07:48,570
‫خیلی‌خب، کنت.
‫تو که تند تایپ می‌کنی

146
00:07:48,610 --> 00:07:50,860
‫فقط باید یه ایده داشتی باشی

147
00:07:53,820 --> 00:07:55,780
‫کلارک! یه مشکلی پیش اومده

148
00:07:55,870 --> 00:07:59,160
‫فلیپ رفته! فکر می‌کردم حتماً
‫بخاطر منبع خبر پرنده‌ش دلخور شده

149
00:07:59,250 --> 00:08:01,460
‫حالا داستانش مُفصلـه،
‫اما بعدش اینو دیدم

150
00:08:01,540 --> 00:08:04,130
‫فلیم‌برد، تا دیر نشده
‫باید این اطلاعات

151
00:08:04,210 --> 00:08:05,460
‫رو منتشر کنیم

152
00:08:05,540 --> 00:08:07,840
‫چندتا ربات‌ قاتل توی متروپلیس هست

153
00:08:07,920 --> 00:08:09,800
‫یه صدایی میاد. باید برم

154
00:08:09,840 --> 00:08:14,470
‫شاید فلیپ پیِ این داستانی که
‫شدیداً خطرناک به نظر میاد رو نگرفته

155
00:08:14,550 --> 00:08:15,970
‫سلام، آقای اولسن

156
00:08:16,010 --> 00:08:17,640
‫چک کردم ببینم چطوری
‫ردّ یه تماسی رو بزنم

157
00:08:17,720 --> 00:08:19,560
‫من و منبع خبر پرنده‌م میریم سراغش

158
00:08:19,584 --> 00:08:28,746
‫ترجمه از «iredprincess»

159
00:08:28,770 --> 00:08:31,780
‫دکتر آیرونز. شرمنده مزاحم شدم، من...

160
00:08:33,530 --> 00:08:34,660
‫وای

161
00:08:36,320 --> 00:08:37,200
‫ها؟

162
00:08:41,200 --> 00:08:42,660
‫جان آیرونز،

163
00:08:42,750 --> 00:08:45,250
‫خیابون سیکامور، پلاک 1234

164
00:08:45,330 --> 00:08:46,710
‫عالیه، بعدش میرم اونجا

165
00:08:46,790 --> 00:08:49,050
‫عه! اینجا چیکار می‌کنی؟

166
00:08:49,130 --> 00:08:50,210
‫مثل خودت

167
00:08:50,300 --> 00:08:52,010
‫وستون حاضر نشد به سوال‌هام جواب بده

168
00:08:52,050 --> 00:08:54,760
‫من هم یواشکی در رفتم
‫ببینم چه خبره

169
00:08:54,840 --> 00:08:57,930
‫که به اینجا رسیدم،
‫خبری از دکتر آیرونز نیست

170
00:08:58,010 --> 00:09:00,810
‫آزمایشگاه هم ترکیده

171
00:09:00,850 --> 00:09:02,810
‫توی آمرتک یه خبرهاییه

172
00:09:02,850 --> 00:09:05,640
‫منم مو رو از لای ماست می‌کشم بیرون

173
00:09:08,020 --> 00:09:08,730
‫هی!

174
00:09:08,810 --> 00:09:10,190
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

175
00:09:12,780 --> 00:09:14,070
‫فرار!

176
00:09:16,820 --> 00:09:18,490
‫خیلی‌خب، حالا کدوم طرفی بریم؟

177
00:09:18,530 --> 00:09:20,370
‫چی! ما؟

178
00:09:22,410 --> 00:09:25,620
‫شرمنده لین ولی هیچکس رو دست ویکی ویل نمیاد!

179
00:09:27,040 --> 00:09:30,290
‫ایست! وایسا!
‫نباید اینجا باشه

180
00:09:31,420 --> 00:09:32,760
‫صبر کن، خانم! وایسا!

181
00:09:45,524 --> 00:09:47,514
رسیدیم. فلیپ اونجاست

182
00:09:50,150 --> 00:09:52,110
‫سلام، سوپرمن.
‫سلام، جیمی.

183
00:09:52,190 --> 00:09:55,570
‫سلام و مرض.
‫ربات‌های قاتل گفت، فلیپ

184
00:09:55,610 --> 00:09:57,360
‫خبرش درمورد ربات‌های دیوونه نبود

185
00:09:57,410 --> 00:09:58,910
‫برای ربات‌هات قاتل بود!

186
00:09:58,990 --> 00:10:01,240
‫می‌دونم. خفنـه، نه؟

187
00:10:01,280 --> 00:10:04,290
‫نه، راه بیفت باید از این...

188
00:10:04,370 --> 00:10:07,290
‫خونه‌ی جذاب بریم.
‫صبر کن ببینم، کجاییم ما؟

189
00:10:07,370 --> 00:10:08,540
‫وای، خدایا شکرت

190
00:10:08,580 --> 00:10:10,250
‫سوپرمن رو هم آوردی

191
00:10:10,290 --> 00:10:14,170
‫نمی... نمی‌دونستم با کی تماس بگیرم،
‫اما خواهرزادم، ناتاشا...

192
00:10:14,210 --> 00:10:16,050
‫یکی از طرفدارهای فلیم‌برده

193
00:10:16,090 --> 00:10:18,510
‫ویدیوهاتون رو نشونم داد، آقای اولسن

194
00:10:18,590 --> 00:10:19,930
‫من هم فکر کردم می‌تونید کمکم کنید

195
00:10:19,970 --> 00:10:22,720
‫ببینید، شرمنده،
‫می‌دونم به نظر میاد خل شده باشم...

196
00:10:22,760 --> 00:10:24,930
‫جان آیرونز.
‫مهندس ارشد آمرتک

197
00:10:24,970 --> 00:10:26,560
‫توی... تلویزیون دیدم‌تون

198
00:10:26,600 --> 00:10:29,600
‫آم، دکتر آیرونز. داستان از چه قراره؟

199
00:10:29,650 --> 00:10:32,310
‫بهتره خودتون ببینید

200
00:10:32,400 --> 00:10:35,320
‫اوایل که آمرتک استخدامم کرده بود،
‫در پوست خودم نمی‌گنجیدم

201
00:10:35,400 --> 00:10:36,860
‫می‌تونستم برگردم خونه

202
00:10:36,940 --> 00:10:40,240
‫با خواهرزاده‌م وقت بگذرونم و
‫به شهرم خدمت کنم

203
00:10:40,280 --> 00:10:44,620
‫می‌دونستم که دقیقاً باید چیکار کنم،
‫زره فولادی!

204
00:10:44,700 --> 00:10:46,410
‫برای اولین امدادگرهاست

205
00:10:46,450 --> 00:10:49,870
‫می‌تونن آتش یا دمای زیر صفر رو
‫تاب بیارن. هرچی که فکرش رو بکنید

206
00:10:49,960 --> 00:10:51,920
‫ولی وستون دنبال یه چیز چشم‌گیرتر بود

207
00:10:51,960 --> 00:10:55,300
‫بخاطر همین هول‌هولکی تولید
‫متالوها رو پیش بردیم و بعد...

208
00:10:57,760 --> 00:10:59,760
‫نقصی که توی هسته‌ی قدرت‌شون هست

209
00:10:59,800 --> 00:11:02,220
‫باعث میشه شدیداً بی‌ثبات باشن

210
00:11:02,300 --> 00:11:05,930
‫وقتی داشتیم با نمونه‌ی اولیه کار می‌کردیم
‫متوجهِ این موضوع نشدیم

211
00:11:05,970 --> 00:11:09,810
‫اما وقتی چندتایی فعال میشن،
‫با همدیگه ادغام میشن

212
00:11:09,890 --> 00:11:12,150
‫بعد که به جرم بحرانی می‌رسن...

213
00:11:16,570 --> 00:11:20,650
‫هسته‌ی آمرفیوژنی که انرژی ‫این
نیروگاه رو تأمین می‌کنه، دقیقاً همین‌جوریه

214
00:11:20,740 --> 00:11:23,160
‫اما 300 برابر بزرگ‌تره

215
00:11:23,200 --> 00:11:25,910
‫ما متروپلیس رو به سمت امنیت پیش نبردیم

216
00:11:25,990 --> 00:11:29,870
‫بلکه یه بمب ساختیم.
‫باید همه‌چیز رو تعطیل کنیم

217
00:11:29,960 --> 00:11:32,290
‫- نه
‫- نه؟

218
00:11:32,330 --> 00:11:33,710
‫همین الان دیدی...

219
00:11:33,790 --> 00:11:35,880
‫یه بار بیشتر که نبود. دیگه پیش نمیاد

220
00:11:35,960 --> 00:11:39,090
‫نخبه‌ها رو جمع کن،
‫یه پیتزا سفارش بده و مشکلش رو حل کنید

221
00:11:39,170 --> 00:11:43,550
‫تام، مشکلش یه شبه حل نمیشه ‌ها!

222
00:11:43,640 --> 00:11:45,010
‫پس یه راهی پیدا کن!

223
00:11:45,050 --> 00:11:47,100
‫کلی کارخونه هست که

224
00:11:47,180 --> 00:11:49,680
‫سعی دارن جای ایمیزو رو بگیرن،

225
00:11:49,730 --> 00:11:53,520
‫بعد انتظار داری از فرصتم برای اینکه
‫صدر این لیست باشم، دست بکشم؟

226
00:11:53,560 --> 00:11:56,860
‫من به مردم گفتم آمرتک
‫برای کمک بهشون به اینجا اومده

227
00:11:56,900 --> 00:11:58,690
‫اینجا خونه‌ی منـه

228
00:11:58,730 --> 00:12:01,030
‫این هم فرصت منـه

229
00:12:01,070 --> 00:12:03,450
‫به نظرت کدوم توی اولویته؟

230
00:12:08,160 --> 00:12:10,250
‫من و سایلس یواشکی اینو ضبط کردیم

231
00:12:10,330 --> 00:12:13,250
‫ولی وستون هرکسی که قرار بود
‫افشاگری کنه رو با پول خریده

232
00:12:13,330 --> 00:12:14,750
‫اخراج‌مون کرد

233
00:12:14,830 --> 00:12:17,040
‫بعد امروز، سایلس همه‌ی اطلاعات‌مون
‫رو از راه دور پاک کرد و

234
00:12:17,670 --> 00:12:19,340
‫ناپدید شد

235
00:12:19,380 --> 00:12:20,380
‫سایلس استون

236
00:12:20,420 --> 00:12:22,130
‫دیشب توی خونه‌ش آتش‌سوزی شده بود

237
00:12:22,220 --> 00:12:24,220
‫فکر می‌کردم اتفاقی بوده، اما...

238
00:12:24,300 --> 00:12:27,050
‫من تنها کسی‌ام که مدرک دارم

239
00:12:27,140 --> 00:12:29,060
‫که یعنی هرکسی رفته سراغ سایلس...

240
00:12:30,390 --> 00:12:31,310
‫گزینه‌ی بعدیش منم

241
00:12:36,400 --> 00:12:38,860
‫دکتر آیرونز!
‫لوئیس لین هستم از دیلی...

242
00:12:39,730 --> 00:12:42,280
‫سوپرمن؟ جیمی؟ فلیپ؟

243
00:12:42,360 --> 00:12:45,740
‫دکتر آیرونز!
‫ویکی ویل هستم از...

244
00:12:45,780 --> 00:12:48,910
‫سوپرمن؟
‫وای، چقدر جذاب شده

245
00:12:48,990 --> 00:12:51,040
‫آم، آقای اولسن؟

246
00:12:51,080 --> 00:12:52,290
‫الان وقتـش نیست، فلیپ!

247
00:12:52,370 --> 00:12:53,910
‫باید بریم یه جای امن

248
00:12:54,000 --> 00:12:55,580
‫نه تا وقتی که یه مصاحبه نگرفتم

249
00:12:55,670 --> 00:12:57,840
‫- جیمی
‫- اول باید همه رو خبردار کنیم

250
00:12:57,920 --> 00:13:00,550
‫- جیمی!
‫- چیه، فلیپ؟

251
00:13:00,590 --> 00:13:02,920
‫اون یکی خانمه که بیرونه کیه؟

252
00:13:03,010 --> 00:13:04,430
‫از جلوی پنجره برو کنار...

253
00:13:09,810 --> 00:13:12,180
‫شرمنده، دکتر آیرونز

254
00:13:12,270 --> 00:13:14,270
‫ولی ما دو تا با همدیگه کار داریم

255
00:13:14,850 --> 00:13:16,350
‫لایووایر؟

256
00:13:16,440 --> 00:13:19,190
‫وای، بیخیال. قرار بود
‫بی‌دردسر کارم رو بکنم

257
00:13:27,740 --> 00:13:28,820
‫خیلی‌خب

258
00:13:28,910 --> 00:13:31,790
‫در هر صورت، هدفـم تو نیستی

259
00:13:33,580 --> 00:13:35,080
‫نه!

260
00:13:38,420 --> 00:13:39,500
‫مدارکم

261
00:13:40,800 --> 00:13:42,760
‫نگفته بودی سوپرمن هم قاتی این قضایاست

262
00:13:42,800 --> 00:13:45,970
‫اونقدری بهم پول نمیدی
‫که بخوام با سوپرمن سروکله بزنم، وستون

263
00:13:46,010 --> 00:13:47,640
‫خودم هم خبر نداشتم

264
00:13:47,720 --> 00:13:50,430
‫ترتیب‌ش رو دادی دیگه، نه؟

265
00:13:50,470 --> 00:13:52,600
‫لایووایر؟ الو؟

266
00:13:53,430 --> 00:13:54,520
‫چی!

267
00:13:54,600 --> 00:13:57,980
‫نه! نمی‌ذارم جلوم رو بگیرن

268
00:14:06,450 --> 00:14:09,820
‫نه، وستون نیروگاه رو فعال کرده

269
00:14:09,910 --> 00:14:11,660
‫پس باید بریم، همین حالا

270
00:14:18,210 --> 00:14:21,040
‫توماس، جون هزاران نفر در خطره

271
00:14:21,130 --> 00:14:22,500
‫تمومش کن

272
00:14:22,590 --> 00:14:23,630
‫عمراً

273
00:14:28,050 --> 00:14:29,510
‫چطوری جلوی راکتورها رو بگیریم؟

274
00:14:29,550 --> 00:14:32,600
‫باید خاموشش کنیم،
‫ولی کنترل دست وستونـه

275
00:14:53,620 --> 00:14:55,660
‫ایناهاشی

276
00:15:23,310 --> 00:15:26,320
مگه نگفتم فرار کن، دکتر آیرونز؟

277
00:15:26,400 --> 00:15:29,650
مگه نگفته بودم اینجا خونه‌ی منه؟

278
00:15:31,910 --> 00:15:33,740
از جام تکون نمی‌خورم

279
00:15:33,780 --> 00:15:36,040
‫خب! حالا چی، دُکی؟

280
00:15:36,080 --> 00:15:37,950
‫دستی خاموشش می‌کنیم

281
00:15:38,040 --> 00:15:41,210
‫ستون‌ها رو که تخریب کنیم،
‫انرژی بدون هیچگونه خطری از بین میره

282
00:15:41,250 --> 00:15:43,420
‫فقط باید از بین این متالوها رد بشیم

283
00:16:06,440 --> 00:16:08,820
‫دیگه دیر شده.
‫هسته‌ها ترکیب شدن

284
00:16:08,900 --> 00:16:10,440
‫الان راکتور منفجر میشه

285
00:16:10,530 --> 00:16:12,660
‫می‌تونم مهارش کنم،
‫تو ستون‌ها رو تخریب کن

286
00:16:32,260 --> 00:16:36,220
‫وستون نیروگاه رو مُهروموم کرده.
‫هیچ‌جوره نمی‌تونیم بفهمیم سوپرمن حالش خوبه یا نه

287
00:16:36,300 --> 00:16:37,850
‫یا که من خبر جدیدم گیرم بیاد

288
00:16:37,930 --> 00:16:39,390
‫در اشتباه‌اید

289
00:16:39,470 --> 00:16:41,810
‫یکی از اعضای تیمم هست
‫که همیشه آماده‌ به رزمه

290
00:16:41,850 --> 00:16:45,350
‫فلیپ، هنوز هم منبع خبر پرنده‌ات رو داری؟

291
00:16:57,990 --> 00:16:58,950
‫بجنب

292
00:17:01,500 --> 00:17:04,250
‫بیشتر از این نمی‌تونم نگه‌ش دارم

293
00:17:04,330 --> 00:17:07,500
‫طاقت بیار، سوپرمن.
‫فقط یه‌دونه دیگه ستون مونده

294
00:17:09,750 --> 00:17:12,050
‫بجنب!

295
00:17:12,130 --> 00:17:15,680
‫نمی‌ذارم جلوم رو بگیری!

296
00:17:25,850 --> 00:17:27,900
‫آره. حالا چی، رئیس؟

297
00:17:27,980 --> 00:17:29,320
‫بزن. بزن. دوباره بزن‌شون.

298
00:17:42,370 --> 00:17:44,500
‫دکتر آیرونز!

299
00:17:44,547 --> 00:17:45,417
‫طاقت بیار

300
00:17:45,441 --> 00:17:55,892
‫ترجمه از «iredprincess»

301
00:18:06,390 --> 00:18:09,020
‫موفق شدیم، سوپرمن

302
00:18:09,060 --> 00:18:11,650
‫فقط می‌خواستم سَری تو سرها دربیارم

303
00:18:12,820 --> 00:18:14,900
‫من آدم بدی نیستم

304
00:18:14,990 --> 00:18:18,780
‫آخه سوپرمن مجبور شد جلوت رو بگیره
‫تا شهر رو منفجر نکنی

305
00:18:18,860 --> 00:18:21,660
‫شاید بهتر باشه توی تصمیم‌های
‫زندگیت تجدیدنظر کنی

306
00:18:23,410 --> 00:18:26,750
‫- هی، حالت خوبه؟
‫- بگی نگی

307
00:18:26,790 --> 00:18:30,080
‫فکر می‌کردم رئیس بودن
‫یعنی فقط امر و نهی کردن

308
00:18:30,170 --> 00:18:33,050
‫ولی نیست. بعد از امروز...

309
00:18:33,090 --> 00:18:35,260
شک دارم مدیر خوبی‌ام یا نه

310
00:18:35,300 --> 00:18:37,380
‫آقای اولسن، رهبری کردن

311
00:18:37,430 --> 00:18:40,220
نه تنها ‫به معنای امر و نهی کردن نیست

312
00:18:40,260 --> 00:18:42,100
‫درسته، فلیم‌برد

313
00:18:42,180 --> 00:18:43,970
بلکه ‫یعنی بقیه رو بالا بکشی و
‫بذاری خودشون رو نشون بدن

314
00:18:44,060 --> 00:18:45,520
‫...همینجا

315
00:18:45,600 --> 00:18:48,520
‫تا جایی که من دیدم،
‫راه رو داری درست میری

316
00:18:48,600 --> 00:18:50,810
‫ایول! تلاش خوبی بود، لین

317
00:18:50,900 --> 00:18:55,480
‫ولی همین الان داستانـم رو فرستادم.
‫به پری‌پری بگو ایشالا دفعه‌ی بعدی.

318
00:18:55,570 --> 00:18:58,110
‫حتماً ولی کل روز مشغول

319
00:18:58,200 --> 00:19:01,200
‫نوشتن داستانم بودم

320
00:19:01,280 --> 00:19:02,660
‫ده دقیقه پیش هم پُست‌ش کردم

321
00:19:02,740 --> 00:19:06,160
‫بعله. لوئیس لین رو دست نداره

322
00:19:06,250 --> 00:19:08,250
‫حالا دیگه چی میگی؟

323
00:19:08,290 --> 00:19:10,000
‫

324
00:19:10,080 --> 00:19:12,880
‫نظرت چیه خبرنگار گازت بشی؟

325
00:19:13,920 --> 00:19:14,960
‫چی؟

326
00:19:16,300 --> 00:19:18,130
‫داری بهم پیشنهاد شغلی میدی؟

327
00:19:18,170 --> 00:19:22,430
‫لوئیس، با اینکه پشت ون آویزون شدی
‫تونستی ازم جلو بزنی

328
00:19:22,470 --> 00:19:25,140
‫پتانسیل خارق‌العاده شدن رو داری

329
00:19:25,180 --> 00:19:28,890
‫از خدامه با شما کار کنم

330
00:19:30,310 --> 00:19:33,480
‫ولی این یعنی از متروپلیس برم...

331
00:19:33,560 --> 00:19:36,940
‫متروپلیس؟ گوش کن.
‫تو بلندپروازی

332
00:19:36,980 --> 00:19:41,200
‫دیر یا زود، اگه بخوای پیشرفت کنی،
‫باید بیخیال اینجا بشی

333
00:19:41,280 --> 00:19:43,320
هیچ چیز موندگار نیست

334
00:19:43,410 --> 00:19:44,580
‫بهش فکر کن

335
00:19:48,540 --> 00:19:50,460
‫کلارک؟

336
00:19:51,120 --> 00:19:52,670
‫حق با باباتـه

337
00:19:52,750 --> 00:19:55,670
‫همیشه دیر می‌رسم و
‫کلاً تو باغ نیستم

338
00:19:55,710 --> 00:19:59,510
‫امروز هم، نیروگاه داشت
‫همه رو به کشتن می‌داد

339
00:19:59,590 --> 00:20:02,760
‫اولاً که دیگه نشنوم
‫بگی حق با بابامـه

340
00:20:02,840 --> 00:20:03,970
‫دوماً...

341
00:20:04,010 --> 00:20:07,350
‫در نهایت،
‫باز هم سوپرمن به داد مردم رسید

342
00:20:07,430 --> 00:20:09,430
‫فقط یکمی کمک لازم داشت

343
00:20:09,520 --> 00:20:12,850
‫خودشه. مقاله‌م همینه

344
00:20:12,900 --> 00:20:14,650
‫کدوم مقاله؟

345
00:20:15,440 --> 00:20:18,440
‫داستانش مفصله. فقط...

346
00:20:18,530 --> 00:20:22,490
‫باید مقاله بنویسم ولی
‫بعداً با هم حرف می‌زنیم. خب؟

347
00:20:25,570 --> 00:20:28,620
‫خیلی‌خب. بعداً حرف می‌زنیم

348
00:20:35,250 --> 00:20:39,920
‫دیروز، دوباره سوپرمن به دادمون رسید

349
00:20:40,010 --> 00:20:43,180
‫اما این بار، تنها نبود

350
00:20:43,220 --> 00:20:48,010
‫شجاعت دکتر آیرونز بود که باعث شد
‫سوپرمن سر از خطرات آمرتک دربیاره

351
00:20:48,060 --> 00:20:53,560
‫وقتی هم که سوپرمن زمین خورد،
‫دکتر آیرونز بود که به داد همه رسید

352
00:20:54,560 --> 00:20:56,730
‫متروپلیس چیزی فرای از یه شهره

353
00:20:56,770 --> 00:20:58,860
توی مردمش خلاصه میشه

354
00:20:58,900 --> 00:21:02,700
‫ما بدون نقص نیستیم
‫اما با فرصتی که داریم،

355
00:21:02,740 --> 00:21:06,490
‫رفته رفته می‌تونیم قهرمان بشیم

356
00:21:06,570 --> 00:21:10,580
‫متروپلیس نسبت به گذشته تغییر کرده

357
00:21:10,620 --> 00:21:12,660
‫ولی به این معنا نیست که
‫داغون شده

358
00:21:12,750 --> 00:21:16,290
‫با توجه به دیدگاه خبرنگار،
‫تا زمانی که افرادی مثل دکتر آیرونز رو داریم،

359
00:21:16,380 --> 00:21:19,630
‫هیچ مشکلی برای متروپلیس پیش نمیاد

360
00:21:19,710 --> 00:21:24,130
‫شرمنده اما دستور داریم که
‫شما رو از اینجا خارج کنیم

361
00:21:24,220 --> 00:21:27,140
‫- برای همیشه
‫- چی؟ کی دستور داده؟

362
00:21:27,220 --> 00:21:33,310
‫من! از امروز آمرتک و همه‌ی
‫آی‌پی‌هاش مال لکس‌کورپه

363
00:21:33,390 --> 00:21:34,940
‫که یعنی هرچیزی که توی این ساختمونه

364
00:21:35,020 --> 00:21:36,440
‫به همراه این زره

365
00:21:36,520 --> 00:21:38,980
‫پس داری میری، درش بیار

366
00:21:39,070 --> 00:21:42,940
‫دلم نمی‌خواد قهرمان متروپلیس رو
‫به جرم دزدی دستگیر کنم

367
00:21:44,490 --> 00:21:45,700
‫لازمه؟

