﻿1
00:00:12,230 --> 00:00:17,230
ترجمه و تنظیم: پرولیتور

2
00:00:21,229 --> 00:00:22,230
‫«مرفهان...»

3
00:00:25,108 --> 00:00:26,234
‫«و تنگ‌دستان»

4
00:00:26,317 --> 00:00:27,444
‫زود باش. بگیرش

5
00:00:27,944 --> 00:00:28,944
‫جدی، بیخیال

6
00:00:28,987 --> 00:00:30,071
‫«دو قبلیه»

7
00:00:32,032 --> 00:00:33,033
‫«یک جزیره»

8
00:00:33,533 --> 00:00:35,201
‫وایسا، وایسا، وایسا

9
00:00:35,285 --> 00:00:36,161
‫همین؟

10
00:00:36,244 --> 00:00:37,746
‫«فکر می‌کردم مثل روز روشن باشه»

11
00:00:37,829 --> 00:00:38,997
‫- متاسفم
‫- خفه شو

12
00:00:39,831 --> 00:00:41,332
‫«وقتی جان‌بی رو بوسیدم»

13
00:00:42,625 --> 00:00:44,002
‫«بیخیال عضویتم در مرفهان شدم»

14
00:00:49,257 --> 00:00:50,300
‫«دیگه کار از کار گذشته بود»

15
00:00:50,383 --> 00:00:51,426
‫وایسا!

16
00:00:53,928 --> 00:00:55,388
‫«برای همیشه عضوی از تنگ‌دستان شده بودم»

17
00:00:56,723 --> 00:00:58,016
‫چیزی نیست

18
00:00:59,392 --> 00:01:00,992
‫«اما وقتی به کیلدر برگشتیم»

19
00:01:02,312 --> 00:01:03,563
‫«همه چیز برعکس شده بود»

20
00:01:04,064 --> 00:01:05,190
‫آره، بیخیال

21
00:01:06,816 --> 00:01:09,986
‫«- یه دفعه سرو کلۀ پدرش پیدا شد»
‫- به خوه خوش اومدی، بابا

22
00:01:10,570 --> 00:01:11,570
‫«اون یه خونه داشت»

23
00:01:13,782 --> 00:01:14,782
‫«و من،...»

24
00:01:16,284 --> 00:01:17,786
‫«چیزی واسم باقی نمونده بود»

25
00:01:22,373 --> 00:01:23,373
‫«نه خانواده‌ای»

26
00:01:25,585 --> 00:01:27,087
‫«نه مکانی برای موندن»

27
00:01:27,796 --> 00:01:28,796
‫سلام؟

28
00:01:29,714 --> 00:01:31,966
‫«- نه پولی»
‫- سارا. چکار داری می‌کنی؟

29
00:01:32,550 --> 00:01:33,550
‫«هیچی»

30
00:01:35,345 --> 00:01:37,430
‫«ولی هنوزم دوستای قدیمیم رو دارم»

31
00:01:38,973 --> 00:01:40,016
‫«افراد قبیله مرفه»

32
00:01:41,267 --> 00:01:42,769
‫«که منتظر بودن دوباره عضوی از اونا بشم»

33
00:01:46,689 --> 00:01:48,566
‫«یه مرفه به دنیا اومدم»

34
00:01:48,650 --> 00:01:49,818
‫«ولی تنگ‌دست شدم»

35
00:01:49,901 --> 00:01:52,737
‫- تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه؟
‫- تا زمانی که مرگ ما رو از هم جدا کنه

36
00:02:01,371 --> 00:02:02,956
‫سارا، بلند شو!

37
00:02:03,039 --> 00:02:04,374
‫سارا، بلند شو!

38
00:02:14,467 --> 00:02:16,219
‫«پس من واقعا کدوم یکی هستم؟»

39
00:02:16,302 --> 00:02:17,929
‫«مرفه یا تنگ‌دست؟»

40
00:02:20,181 --> 00:02:22,392
‫«راستش، تو این موقعیت...»

41
00:02:23,476 --> 00:02:24,978
‫«دیگه خودم هم نمی‌دونم»

42
00:02:24,979 --> 00:02:26,879
‫«ساحل اوتر بانکس»
‫«فصل سوم، قسمت هفتم»

43
00:02:26,896 --> 00:02:27,981
‫منظورم اینه که...

44
00:02:28,064 --> 00:02:31,192
‫حتی بعد از اینکه افتاده بود روی زمین
‫جان‌بی هنوز داشت اونو میزد

45
00:02:31,276 --> 00:02:32,819
‫آره، هیچ وقت اینطوری ندیده بودمش

46
00:02:32,902 --> 00:02:34,737
‫واقعا فکر می‌کنی ممکنه دستگیر بشه؟

47
00:02:34,821 --> 00:02:36,197
‫نمی‌تونه الان دستگیر بشه

48
00:02:36,739 --> 00:02:37,782
‫الان نه

49
00:02:37,866 --> 00:02:41,369
‫اگر الان دستگیر بشه، نمی‌تونه به باباش کمک کنه
‫باید درستش کنم

50
00:02:41,452 --> 00:02:43,705
‫می‌تونی منو تا خونۀ تاپر برسونی؟ لطفا

51
00:02:44,581 --> 00:02:46,583
‫فکر نمی‌کنی ممکنه قضیه رو بدتر کنی؟

52
00:02:46,666 --> 00:02:47,666
‫نمی‌دونم

53
00:02:47,709 --> 00:02:50,587
‫و نمی‌دونم برای من و جان‌بی چه اتفاقی میافته

54
00:02:50,670 --> 00:02:52,310
‫ولی می‌دونم که نمی‌تونم
‫همینجوری بشینم

55
00:02:52,380 --> 00:02:54,799
‫و تماشا کنم که دستگیر بشه
‫درحالی که پدرش ربوده شده

56
00:02:56,467 --> 00:02:57,467
‫باید سعی‌ام رو بکنم

57
00:03:13,610 --> 00:03:16,404
‫می‌دونی قیافه‌ش یه جوریه!

58
00:03:16,487 --> 00:03:19,657
‫مثلا با اون حالتی که میگه
‫«رفیق، دلخور که نشدی». می‌گیری منظورم چیه؟

59
00:03:19,741 --> 00:03:23,077
‫«دلخور نشی»
‫سخته که نخوای دلخور باشی

60
00:03:23,161 --> 00:03:26,414
‫من فقط میگم... اون نگاهش...
‫اون جوری که مثل مرفهان نگاه می‌کنه. می‌دونی؟

61
00:03:26,497 --> 00:03:28,541
‫- تحریک کردنش معلوم بود
‫- تحریک کردن

62
00:03:28,625 --> 00:03:32,337
‫معلوم بود داره تحریکت می‌کنه
‫تو اونکاری رو کردی که مجبور بودی

63
00:03:32,420 --> 00:03:33,420
‫راه دیگه‌ای نداشتی

64
00:03:33,463 --> 00:03:35,465
‫ممنونم. راه دیگه‌ای نبود
‫باید یه راهی پیدا کنیم...

65
00:03:35,548 --> 00:03:37,383
‫که بریم آمریکای جنوبی.
‫همین الان هم دیر شده

66
00:03:37,467 --> 00:03:39,969
‫- اونا پدرم رو گرفتن
‫- چیزی واسه خوردن داری؟

67
00:03:40,053 --> 00:03:41,973
‫من داشتم به گذرنامه فکر می‌کردم
‫ما گذرنامه نداریم

68
00:03:42,013 --> 00:03:44,213
‫در نتیجه نمی‌تونیم با پرواز بریم
‫باید فکر دیگه‌ای بکنیم

69
00:03:44,265 --> 00:03:46,702
‫باشه. خب مگه اون پولی که از پورتیس
‫گرفتی رو نداری؟

70
00:03:46,726 --> 00:03:48,853
‫- اونو دادم به بابام
‫- خب پس نظرت راجع به قایق چیه؟

71
00:03:49,854 --> 00:03:52,333
‫اگ یه قایق گیر بیاریم
‫می‌تونیم به اونجا برسیم. چون نیرو دریایی هست

72
00:03:52,357 --> 00:03:55,443
‫آره، در مورد نیرو دریایی میدونی
‫اوه، لیمبری! لیمبری یه قایق داره

73
00:03:55,526 --> 00:03:57,886
‫- چطوره با اون بریم؟
‫- نه، اون پس داده

74
00:03:57,946 --> 00:04:01,106
‫و نیرو دریایی تا بندر اسپانیا نمیاد
‫پس بیخیال قایق

75
00:04:01,157 --> 00:04:02,659
‫پس داری میگی

76
00:04:03,201 --> 00:04:04,661
‫ما پولی نداریم

77
00:04:04,744 --> 00:04:07,264
‫و قایقی هم نداریم که
‫ما رو تا آمریکای جنوبی برسونه

78
00:04:07,288 --> 00:04:08,164
‫- عالی
‫- باورنکردنیه

79
00:04:08,248 --> 00:04:10,250
‫راستش، شاید من یه نفر رو بشناسم

80
00:04:10,333 --> 00:04:12,001
‫یه فکری به ذهنم رسید!

81
00:04:12,835 --> 00:04:15,630
‫- اوه
‫- بابا آیه یاس نخون دیگه

82
00:04:15,713 --> 00:04:19,259
‫- خیلی منفی هستی
‫- سرت رو بدزد. شوپ جلوی خونه‌س

83
00:04:21,678 --> 00:04:22,971
‫خب، جان‌بی

84
00:04:23,054 --> 00:04:23,972
‫- لعنتی!
‫- زود باش

85
00:04:25,223 --> 00:04:27,141
‫آهای! کسی خونه‌س؟

86
00:04:27,767 --> 00:04:30,144
‫- جان‌بی
‫- برو اون زیر. برو زیر میز

87
00:04:31,813 --> 00:04:33,064
‫- لعنتی
‫- زود باش

88
00:04:33,147 --> 00:04:35,400
‫خب، جان‌بی. می‌دونم اون تویی

89
00:04:38,027 --> 00:04:39,153
‫خفه شو. صدات در نیاد

90
00:04:42,240 --> 00:04:44,409
‫اگر ببینت، کار تمامه

91
00:04:44,492 --> 00:04:46,536
‫- جی‌جی می‌دونم
‫- نمی‌فهمم

92
00:04:46,619 --> 00:04:48,288
‫می‌دونم صدامو می‌شنوی

93
00:04:48,955 --> 00:04:52,250
‫بهتره بیایی بیرون باهام صحبت کنیم
‫خیلی واست بدتر میشه اگه نیایی

94
00:04:55,003 --> 00:04:56,004
‫باشه

95
00:05:15,481 --> 00:05:16,481
‫باشه

96
00:05:17,233 --> 00:05:18,318
‫هرطور دوست داری

97
00:05:19,027 --> 00:05:21,029
‫می‌دونی کجا منو پیدا کنی

98
00:05:26,034 --> 00:05:27,160
‫خب، بیا بریم بیرون

99
00:05:28,161 --> 00:05:30,413
‫- بجنب
‫- خب، من یه نقشه دارم

100
00:05:30,496 --> 00:05:31,664
‫فکر می‌کنم ممکنه جواب بده

101
00:05:32,165 --> 00:05:34,917
‫خیلی نقشه تر و تمیزی نیست. ممکنه خوشت نیاد
‫اما فکر می‌کنم جواب بده

102
00:05:35,001 --> 00:05:37,420
‫نه، نه، نه
‫وایسا، وایسا، چه نقشه‌ای؟

103
00:05:37,503 --> 00:05:40,340
‫اگه الان بهت بگم که نقشه‌م نیمه‌کاره‌س
‫دوباره آیه یاس می‌خونی

104
00:05:40,423 --> 00:05:42,216
‫ببین، من با یه نقشه‌ی ربع کاره هم
‫موافقم

105
00:05:42,300 --> 00:05:44,611
‫- بیخیال!
‫- واسه من این صدا رو درنیار

106
00:05:48,890 --> 00:05:49,891
‫هی

107
00:05:51,100 --> 00:05:52,143
‫هی

108
00:05:52,894 --> 00:05:55,438
‫خب تمام این خونه مال خودته؟

109
00:05:56,022 --> 00:05:57,982
‫بیشتر شبیه سرایدار اینجا هستم

110
00:06:06,574 --> 00:06:07,992
‫اوه!

111
00:06:15,708 --> 00:06:18,044
‫ریف، جنگ بین تو یا باباته

112
00:06:18,127 --> 00:06:21,506
‫اگه جای تو بودم، می‌رفتم تا
‫از سر راه برش دارم

113
00:06:21,589 --> 00:06:23,007
‫قبل از اینکه بخواد سر و صدا کنه

114
00:06:27,678 --> 00:06:29,722
‫- هی، خیلی مردی، ریف
‫- هی

115
00:06:30,306 --> 00:06:32,058
‫همینطور هم باقی می‌مونم

116
00:06:44,654 --> 00:06:45,988
‫هی، جایی می‌خوای بری؟

117
00:06:46,781 --> 00:06:48,324
‫امم، آره...

118
00:06:50,368 --> 00:06:53,408
‫من یکم کار دارم که باید انجام بدم
‫ولی تو می‌تونی اینجا بمونی. باشه؟

119
00:06:53,454 --> 00:06:54,705
‫برمی‌گردم

120
00:06:59,794 --> 00:07:01,921
‫من دارم کسب و کارمون رو انجام میدم. باشه؟

121
00:07:02,004 --> 00:07:04,090
‫دارم زمینه سازی می‌کنم
‫دارم ارتباط برقرار می‌کنم

122
00:07:04,173 --> 00:07:06,342
‫من دارم سعی می‌کنم
‫اینجا خودمو ثابت کنم. باشه؟

123
00:07:06,426 --> 00:07:10,221
‫پس بهتره تو هم برگردی به جزیره‌ت
‫که امنه

124
00:07:10,304 --> 00:07:12,849
‫و اینقد موی دماغ من نشی

125
00:07:12,932 --> 00:07:15,726
‫اگه اینجا تو رو پیدا کنن
‫همه چیز خراب میشه

126
00:07:16,686 --> 00:07:19,897
‫با خودم گفتم از بین این همه آدم
‫لااقل تو می‌دونی که اینجا باید پیدام کنی

127
00:07:20,481 --> 00:07:21,899
‫خوشحالم که پیدام کردی

128
00:07:21,983 --> 00:07:24,569
‫از اتفاقی که دیروز افتاد معلومه...

129
00:07:27,363 --> 00:07:28,364
‫درست می‌گفتم

130
00:07:29,449 --> 00:07:31,367
‫تو راه خیلی بدی افتادی، ریف

131
00:07:31,451 --> 00:07:33,911
‫این نظر توئه، نه من. باشه؟
‫من مشکلی ندارم

132
00:07:33,995 --> 00:07:36,581
‫همون اشتباهات رو مدام تکرار می‌کنی

133
00:07:36,664 --> 00:07:38,082
‫همون اشتباهاتی که من کردم.

134
00:07:38,166 --> 00:07:40,626
‫- درست
‫- برای همین می‌خوام بهت کمک کنم، پسرم

135
00:07:40,710 --> 00:07:42,545
‫تصمیم گرفتم یه تغییراتی انجام بدم

136
00:07:44,589 --> 00:07:45,589
‫چه تغییراتی؟

137
00:07:47,216 --> 00:07:49,427
‫می‌خوام مدیریت شرکت رو ازت بگیرم

138
00:07:52,346 --> 00:07:53,346
‫چی؟

139
00:07:54,098 --> 00:07:56,309
‫ریف تو دیگه مسئول نیستی

140
00:07:58,352 --> 00:07:59,562
‫داری چی میگی؟

141
00:08:00,396 --> 00:08:03,399
‫وکلام یه سری مدارک جدیدتر پیدا کردن...

142
00:08:03,983 --> 00:08:05,526
‫که نشون میده شرکت به رز واگذار شده

143
00:08:08,112 --> 00:08:09,363
‫- رز؟
‫- آره

144
00:08:09,447 --> 00:08:12,575
‫تو که فکر نمی‌کردی من کل امور
‫رو به تو بسپرم، ریف؟

145
00:08:13,784 --> 00:08:16,037
‫که خودم نتونم هیچ
‫تاثرگذاری داشته باشم

146
00:08:17,121 --> 00:08:19,290
‫- من در مورد بچه‌هام خیلی سخاوتمندم
‫- اوه، که اینطور

147
00:08:19,373 --> 00:08:21,560
‫- اما من اینقدر هم احمق نیستم
‫- نه، البته که نه

148
00:08:21,584 --> 00:08:26,047
‫واسم واضحه که کاملا خیالات برت داشته
‫درنتیجه کنترل شرکت به رز واگذار میشه

149
00:08:27,340 --> 00:08:29,634
‫و حقوقت رو کاهش میدیم

150
00:08:29,717 --> 00:08:30,927
‫تنی‌هیل رو داریم می‌فروشیم

151
00:08:31,511 --> 00:08:33,638
‫در نتیجه باید تا آخر هفته اونجا رو
‫تخلیه کنی

152
00:08:33,721 --> 00:08:35,473
‫باشه.

153
00:08:35,556 --> 00:08:38,351
‫و می‌دونم این خیلی سخته، پسرم
‫بیخیال این روش زندگی شدن سخته

154
00:08:38,434 --> 00:08:40,034
‫اما این دقیقا کاریه که باید انجام بدی

155
00:08:40,102 --> 00:08:42,563
‫چون ما داریم یه زندگی کاملا جدید رو شروع می‌کنیم

156
00:08:43,689 --> 00:08:45,191
‫قراره از نو متولد بشیم

157
00:08:45,274 --> 00:08:48,569
‫باشه، ولی برای اینکار
‫باید بیخیال این زندگی بشیم

158
00:08:48,653 --> 00:08:49,653
‫باید دفنش کنیم

159
00:08:49,695 --> 00:08:51,405
‫تولد دوباره، تولد دوباره!

160
00:08:51,489 --> 00:08:53,491
‫- الان داری جدی حرف می‌زنی؟
‫- آره

161
00:08:54,075 --> 00:08:56,911
‫فرایر کامرون. تو نمی‌تونی ببینی
‫که الان من سر پای خودم ایستاده‌م

162
00:08:56,994 --> 00:08:57,995
‫که الان قدرت دارم

163
00:08:58,621 --> 00:09:00,164
‫واقعا، ریف؟

164
00:09:01,290 --> 00:09:02,291
‫الان قدرت دست توئه؟

165
00:09:05,545 --> 00:09:07,630
‫می‌تونم برم به پلیس بگم تو اینجایی

166
00:09:08,297 --> 00:09:10,091
‫- که زنده‌ای
‫- آره؟

167
00:09:11,842 --> 00:09:12,842
‫پس...

168
00:09:14,720 --> 00:09:16,180
‫فکر می‌کنم یه مقدار قدرت داشته باشم

169
00:09:18,849 --> 00:09:24,188
‫آها. پس فکر می‌کنم مجبورم بهشون بگم
‫که تو کلانتر پیترکین رو کشتی

170
00:09:27,942 --> 00:09:29,777
‫البته، دلم نمی‌خواد. ولی...

171
00:09:31,779 --> 00:09:33,966
‫در نهایت، شاید واست خوب باشه

172
00:09:33,990 --> 00:09:36,200
‫- همم
‫- اینکه یکم مسئولیت کارهاتو قبول کنی

173
00:09:36,284 --> 00:09:39,164
‫شاید باعث بشه زیاد بهت سخت نگیرن
‫درضمن، سارا هم حرف منو تایید می‌کنه. درسته؟

174
00:09:39,203 --> 00:09:40,204
‫اون اونجا بود

175
00:09:41,455 --> 00:09:42,623
‫دیدیش؟

176
00:09:43,207 --> 00:09:44,847
‫- معلومه که دیدمش
‫- درست

177
00:09:44,917 --> 00:09:46,085
‫اون دخترمه

178
00:09:46,877 --> 00:09:49,171
‫بهش پیشنهاد مقداری پول و جایی
‫برای موندم دادم. ولی...

179
00:09:58,264 --> 00:09:59,264
‫ریف

180
00:10:00,725 --> 00:10:01,726
‫می‌بینی؟

181
00:10:03,144 --> 00:10:04,645
‫شیطان روحت رو تسخیر کرده، پسر

182
00:10:10,067 --> 00:10:11,611
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟

183
00:10:15,948 --> 00:10:17,283
‫نمی‌تونی، پسرم

184
00:10:19,660 --> 00:10:23,331
‫چون هر چقدر هم عصبانی باشی
‫بازم من پدرت هستم و تو منو دوست داری

185
00:11:07,875 --> 00:11:09,669
‫یه بی‌سروپایی به اسم جان‌بی

186
00:11:09,752 --> 00:11:10,670
‫اون زدش

187
00:11:10,753 --> 00:11:13,422
‫و حتی بعد از اینکه بی‌هوش شده بود
‫به زدنش ادامه داد

188
00:11:13,506 --> 00:11:14,840
‫باورت میشه؟

189
00:11:14,924 --> 00:11:18,386
‫خدا رو شکر که جواب سی‌تی اسکن و بی‌تی‌آی
‫منفی بود

190
00:11:20,054 --> 00:11:21,305
‫اوه

191
00:11:21,389 --> 00:11:22,640
‫بذار دوباره باهات تماس می‌گیرم

192
00:11:26,060 --> 00:11:29,563
‫دکتر تورنتون من خیلی متاسفم

193
00:11:29,647 --> 00:11:32,858
‫خب متاسفانه
‫عذرخواهی باعث نمیشه حال پسرم خوب بشه. نه؟

194
00:11:33,567 --> 00:11:34,567
‫خیر

195
00:11:37,113 --> 00:11:38,114
‫میشه لطفا ببینمش؟

196
00:11:43,327 --> 00:11:44,327
‫بفرما

197
00:11:50,501 --> 00:11:52,670
‫هی

198
00:11:53,546 --> 00:11:55,005
‫نباید یکم به خودت استراحت بدی؟

199
00:11:56,048 --> 00:11:57,591
‫تاپر

200
00:12:01,595 --> 00:12:06,016
‫می‌دونی من می‌تونستم دهنش رو سرویس کنم. اره؟
‫قبلا هم اینکارو رو کردم. دوبار؟

201
00:12:06,600 --> 00:12:11,105
‫ولی سعی کردم گذشت کنم
‫نمی‌خواستم مهمونی آنا و مایک رو خراب کنم

202
00:12:11,188 --> 00:12:13,750
‫- و تو کار درست رو انجام دادی
‫- من کار درست رو انجام دادم

203
00:12:13,774 --> 00:12:16,402
‫اما حالا به نظر میاد
‫حریفش هم نیستم

204
00:12:16,902 --> 00:12:21,449
‫بدبختانه برای جان‌بی
‫من می‌خوام باهاش بی حساب بشم

205
00:12:21,532 --> 00:12:23,200
‫تاپر، من متاسفم

206
00:12:24,326 --> 00:12:26,704
‫من نمی‌خواستم هیچکدوم از این اتفاقات بیافته

207
00:12:27,204 --> 00:12:30,040
‫باشه اگه واقعا شرمنده هستی، سارا

208
00:12:32,084 --> 00:12:34,086
‫چطوره بیایی علیه‌ش شهادت بدی؟

209
00:12:36,338 --> 00:12:38,090
‫اینکار رو واسم انجام میدی؟

210
00:12:41,594 --> 00:12:43,220
‫پس واقعا می‌خوای ازش شکایت کنی؟

211
00:12:43,304 --> 00:12:46,056
‫آره واقعا می‌خوام شکایت کنم
‫خودت که شاهد بودی چه اتفاقی افتاد

212
00:12:46,932 --> 00:12:49,143
‫طرف با مشت زد تو صورتم

213
00:12:49,226 --> 00:12:51,266
‫بعدش هم با اینکه بیهوش روی زمین افتاده بودم
‫بازم داشت منو میزد

214
00:12:51,312 --> 00:12:52,855
‫می‌دونم...

215
00:12:53,564 --> 00:12:55,566
‫امروز بعد از ظهر می‌خواییم بریم

216
00:12:56,275 --> 00:12:57,485
‫تو شاهد کل ماجرا بودی

217
00:12:58,068 --> 00:13:00,237
‫حاضری همراه ما بیایی و کار درست
‫رو برای پسرم انجام بدی؟

218
00:13:05,951 --> 00:13:06,951
‫حتما

219
00:13:09,538 --> 00:13:10,456
‫آره؟

220
00:13:10,539 --> 00:13:11,749
‫اونجا می‌بینمت

221
00:13:38,734 --> 00:13:42,363
‫اوه عالی. غذاخوری راک‌فیش
‫پاتوق ارازل و اوباش

222
00:13:42,446 --> 00:13:44,073
‫یه نفر اینجا هست

223
00:13:44,156 --> 00:13:45,533
‫که همیشه اینجاست

224
00:13:45,616 --> 00:13:46,992
‫کارش قاچاقه

225
00:13:47,076 --> 00:13:48,744
‫بابام واسش کار می‌کرد

226
00:13:48,828 --> 00:13:49,829
‫بیخیال

227
00:13:50,329 --> 00:13:51,372
‫نه، نه، صبر کن

228
00:13:53,207 --> 00:13:55,918
‫- لطفا نگو که منظورت باراکودا مایکه
‫- باشه نمیگم

229
00:13:56,001 --> 00:13:58,254
‫بیخیال. باید یه راه بهتر از این هم باشه

230
00:13:58,337 --> 00:14:00,798
‫اوه، می‌دونی چیه؟ تو درست میگی
‫یه راه بهتر هست

231
00:14:00,881 --> 00:14:02,591
‫ولی مشکل اینه که واقعا راهی نیست

232
00:14:02,675 --> 00:14:04,802
‫جدی میگم، ما خیلی وقت نداریم

233
00:14:04,885 --> 00:14:08,055
‫و بابات الان به کمک نیاز داره
‫و این آدم راه حل مشکل ماست...

234
00:14:08,138 --> 00:14:10,057
‫که هر چه سریعتر به آمریکای جنوبی برسیم

235
00:14:10,140 --> 00:14:11,225
‫سر این یکی بهم اعتماد کن

236
00:14:12,101 --> 00:14:13,769
‫بذار من صحبت کنم باشه؟

237
00:14:15,104 --> 00:14:18,482
‫- سلام مایک
‫- منو یادت هست، آره؟

238
00:14:18,566 --> 00:14:21,819
‫- قشنگ معلومه نوک زبونته
‫- پسر لوک

239
00:14:21,902 --> 00:14:23,112
‫اینم جوابه

240
00:14:23,195 --> 00:14:27,324
‫بهم جی‌جی هم میگن
‫اینم دوست خوبم جان‌بی هستش

241
00:14:27,408 --> 00:14:28,868
‫- هی
‫- راتلگ

242
00:14:28,951 --> 00:14:31,662
‫- سالم و سرحال
‫- داستانایی در مورد شما دوتا شنیدم

243
00:14:31,745 --> 00:14:35,291
‫- اوه
‫- میگن این یه قاتل بی‌رحم پلیسه

244
00:14:35,374 --> 00:14:36,374
‫نه، نیستم

245
00:14:37,418 --> 00:14:39,628
‫مایک، می‌خوام صادقانه بگم
‫که چرا اینجا هستیم، باشه؟

246
00:14:39,712 --> 00:14:42,131
‫ما یکم توی دردسر افتادیم

247
00:14:42,214 --> 00:14:44,633
‫و داریم سعی می‌کنیم بریم
‫آمریکای جنوبی اگه...

248
00:14:44,717 --> 00:14:48,178
‫شرمنده رفیق
‫ولی من آژانس مسافرتیم رو فروختم

249
00:14:49,763 --> 00:14:53,642
‫ما که دنبال صدقه نیستیم، باشه؟

250
00:14:53,726 --> 00:14:55,269
‫متوجه هستیم که این یه جاده دوطرفه‌س

251
00:14:55,352 --> 00:14:56,896
‫- رابطۀ همزیستانه
‫- بله، بله

252
00:14:56,979 --> 00:14:59,523
‫این چیزیه که ما می‌خواییم بهش برسیم
‫فقط باید «مذکره» کنیم که...

253
00:14:59,607 --> 00:15:01,692
‫مذاکره. منظورش مذاکره بود

254
00:15:01,775 --> 00:15:04,403
‫آره باید خصوصی مذاکره کنیم

255
00:15:04,486 --> 00:15:05,905
‫اگه تو مشکل نداری

256
00:15:08,908 --> 00:15:10,828
‫- تو اینجا بمون
‫- نه، نباید اینکارو بکنی

257
00:15:10,910 --> 00:15:12,202
‫منو اینجا تنها نذاری

258
00:15:12,828 --> 00:15:14,246
‫ببخشید! باشه

259
00:15:18,626 --> 00:15:22,129
‫ببین من می‌دونم کلی هواپیما واست
‫از آفریقای جنوبی بسته‌های علف میارن

260
00:15:22,212 --> 00:15:24,048
‫و لازمه این بارها رو تخلیه کنی، باشه؟

261
00:15:24,131 --> 00:15:27,801
‫بابام هم همینکار رو واست می‌کرد
‫خب منم می‌تونم همین کار رو واست بکنم، مایک

262
00:15:28,802 --> 00:15:29,637
‫بابام میومد خونه...

263
00:15:29,720 --> 00:15:32,723
‫و کلی پز می‌داد که توی یه شب چقد پول درآورده
‫که اگه اشتباه نکنم 10 هزار تا بود، درسته؟

264
00:15:32,806 --> 00:15:36,018
‫با این پول میشه کلی پنیر چدار خرید
‫ما حاضریم برای مبلغ خیلی کمتری اینکارو واست بکنیم

265
00:15:36,101 --> 00:15:37,645
‫باشه؟
‫مثلا مجانی

266
00:15:37,728 --> 00:15:40,230
‫هیچی مجانی نیست

267
00:15:40,314 --> 00:15:43,943
‫منم یه زمانی این حرف رو می‌زدم.
‫برای همین میخوام باهات روراست باشم

268
00:15:44,026 --> 00:15:46,904
‫تنها چیزی که ازت می‌خواییم
‫یه فضای کوچیک توی قسمت باره

269
00:15:46,987 --> 00:15:48,781
‫برای سفر بعدی که میخوای اونجا بری

270
00:15:48,864 --> 00:15:52,284
‫- شما فقط یه سواری می‌خوایید
‫- فقط یه سواری توی قسمت بار می‌خواییم

271
00:15:52,368 --> 00:15:55,412
‫و در عوضش
‫دوتا کارگر مجانی گیرت میاد

272
00:15:55,496 --> 00:15:57,331
‫و 20 هزار دلاری که گیرت میاد

273
00:15:57,414 --> 00:16:00,417
‫تو رو نمی‌دونم. اما به نظر من
‫این خیلی مجانیه

274
00:16:00,501 --> 00:16:01,502
‫چی میگی؟

275
00:16:02,962 --> 00:16:05,798
‫خب، شماها اونجا چی می‌گیرید؟

276
00:16:05,881 --> 00:16:06,881
‫پول

277
00:16:08,050 --> 00:16:10,803
‫- پنج و نیم
‫پنج و نیم عصر. میاییم. بله قربان

278
00:16:10,886 --> 00:16:12,926
‫- رفقا از دیدنتون خوشحال شدیم
‫- هی، بیا بریم. بجنب

279
00:16:14,515 --> 00:16:16,660
‫- خب، چکار باید بکنیم؟
‫- یه کار کوچیک

280
00:16:16,684 --> 00:16:17,893
‫- یه کار کوچیک
‫- آره

281
00:16:17,977 --> 00:16:21,355
‫هر دفعه میگی «یه کار کوچیک»
‫اما هیچ وقت کوچیک نیست

282
00:16:21,438 --> 00:16:24,108
‫ببین، به معنای واقعی کلمه
‫آسون‌ترین کار توی دنیاست، داداش

283
00:16:25,150 --> 00:16:27,486
‫ما فقط بار رو خالی می‌کنیم
‫دیدی توی هواپیما چکار می‌کنن؟

284
00:16:27,569 --> 00:16:30,489
‫مث هواپیمایی دلتا و یونایتد
‫که ساک‌ها رو از هواپیما در میارن

285
00:16:30,572 --> 00:16:32,199
‫قراره اینکار رو بکنیم. باشه؟

286
00:16:32,783 --> 00:16:35,285
‫وقتی اینکار رو کردیم، بلیتمون رو قطعی می‌کنیم
‫و می‌ریم به آمریکای جنوبی

287
00:16:35,369 --> 00:16:37,204
‫با هم پیناکولادا می‌خوریم

288
00:16:37,287 --> 00:16:40,249
‫جان‌بی، مثل آب خوردنه

289
00:16:41,083 --> 00:16:43,585
‫تو رانندگی می‌کنی

290
00:16:45,586 --> 00:16:47,213
‫[اورینوکو، ونزوئلا]

291
00:16:47,214 --> 00:16:49,800
‫بالاخره رسیدیم به اورینوکو

292
00:16:49,883 --> 00:16:51,635
‫دروازۀ ورود به ال درادو

293
00:16:52,720 --> 00:16:54,722
‫قبرستان امپراطوری‌ها

294
00:16:56,098 --> 00:16:57,599
‫خیلیا جونشون رو از دست دادن می‌دونستی؟

295
00:17:00,936 --> 00:17:02,688
‫شاید ما هم بتونیم یه چند تایی به لیست اضافه کنیم

296
00:17:04,148 --> 00:17:06,483
‫به راهنمای جدیدمون، جان سلام کن

297
00:17:07,359 --> 00:17:09,528
‫چهار روز تا انقلابین مونده، می‌دونستی

298
00:17:10,029 --> 00:17:12,740
‫و توی اون شب
‫تو قسمتی از تاریخ میشی

299
00:17:17,703 --> 00:17:18,703
‫منظورم اینه...

300
00:17:19,621 --> 00:17:22,750
‫ما می‌دونیم که این یه جور
‫کلید ترجمه‌ست

301
00:17:23,292 --> 00:17:26,211
‫من نمی‌فهممش. ببین

302
00:17:26,712 --> 00:17:28,380
‫این خورشیده

303
00:17:28,464 --> 00:17:32,342
‫اینم علامت خورشیده
‫و اینم طلاست

304
00:17:32,426 --> 00:17:36,513
‫اینم نشانۀ طلاست
‫ولی این مثل یه دیکشنری نیست

305
00:17:36,597 --> 00:17:38,474
‫تو فکر نمی‌کنی که اگه...

306
00:17:39,391 --> 00:17:41,685
‫اگه میشد به حالت درست کنار هم
‫بذاریشون

307
00:17:41,769 --> 00:17:43,270
‫شاید معنی خاصی بدی؟

308
00:17:43,353 --> 00:17:44,855
‫یه لحظه صبر کن

309
00:17:44,938 --> 00:17:46,857
‫من قبلا اینو جایی دیدم

310
00:17:47,900 --> 00:17:48,900
‫خورشید

311
00:17:49,443 --> 00:17:50,861
‫خورشید، خورشید

312
00:17:51,612 --> 00:17:54,114
‫تو اون قسمتی رو که من نمی‌فهمم، می‌دونی؟

313
00:17:54,615 --> 00:17:58,243
‫این مرد یه شانس داشت
‫که نامه‌ای واسه دخترش بفرسته

314
00:17:58,994 --> 00:18:00,829
‫اونوقت این نامۀ بی سر و ته رو فرستاده

315
00:18:01,413 --> 00:18:04,124
‫بهش فکر کن. ترجمۀ کالیناگو

316
00:18:04,208 --> 00:18:05,876
‫حتما یه دلیلی داشته

317
00:18:06,418 --> 00:18:07,544
‫میراثه

318
00:18:07,628 --> 00:18:10,130
‫کلئو، همینه

319
00:18:10,214 --> 00:18:12,132
‫اون می‌خواسته دخترش ال درادو رو پیدا کنه

320
00:18:16,845 --> 00:18:19,848
‫- ما باید اینو بررسی کنیم
‫- آره باید اینکار رو بکنیم

321
00:18:19,932 --> 00:18:21,892
‫فکر می‌کنم دقیقا بدونم کجا باید بریم

322
00:18:22,559 --> 00:18:24,228
‫وایسا ببینم، بابات اینجاست؟

323
00:18:24,311 --> 00:18:25,991
‫این جاییه که من می‌رفتم اگه جای اون بودم

324
00:18:26,021 --> 00:18:27,981
‫مطمئنی می‌خوای اینکار رو بکنی؟

325
00:18:29,399 --> 00:18:31,985
‫نمی‌دونم
‫ولی باید به جان‌بی و باباش کمک کنم

326
00:18:32,569 --> 00:18:34,363
‫آره، اگه صدای جیغ و داد شنیدم

327
00:18:34,446 --> 00:18:36,907
‫حتما میام داخل و صحنه جرم رو
‫مستندسازی می‌کنم

328
00:18:37,533 --> 00:18:38,700
‫تو حرف نداری

329
00:18:40,244 --> 00:18:41,328
‫هی، موفق باشی

330
00:18:59,054 --> 00:19:00,097
‫سلام عزیزم

331
00:19:05,769 --> 00:19:07,146
‫دعا می‌کردم سر عقل بیایی

332
00:19:11,900 --> 00:19:13,652
‫یادت هست که بهم گفتی...

333
00:19:13,735 --> 00:19:15,320
‫هر کاری می‌کنی که

334
00:19:15,404 --> 00:19:17,030
‫رابطه‌مون رو بازسازی کنی؟

335
00:19:18,782 --> 00:19:19,782
‫البته

336
00:19:20,701 --> 00:19:21,743
‫جدی گفتم

337
00:19:23,203 --> 00:19:24,913
‫یه کاری هست که می‌تونی انجام بدی

338
00:19:26,498 --> 00:19:27,498
‫جون بخواه

339
00:19:29,251 --> 00:19:30,771
‫من مطمئن نیستم

340
00:19:30,836 --> 00:19:33,213
‫داداش، تو زیادی نگرانی

341
00:19:33,297 --> 00:19:36,425
‫اینا فقط یه مشت کشاورزن
‫که دونه‌های اورگانیک از آمریکای جنوبی میارن

342
00:19:36,508 --> 00:19:37,718
‫که ما باید تخلیه‌شون کنیم

343
00:19:37,801 --> 00:19:40,562
‫- این یه عملیات قاچاق مواده
‫می‌خوای به بابات برسی یا نه؟

344
00:19:40,596 --> 00:19:43,849
‫آره می‌خوام
‫ببین، این باید جواب بده. گرفتی؟

345
00:19:43,932 --> 00:19:45,684
‫من با دید شک بهش نگاه کردم
‫و اون مقصر دونستم

346
00:19:45,767 --> 00:19:48,020
‫و تمام این مدت
‫اون می‌خواست ازم محافظت کنه

347
00:19:48,103 --> 00:19:50,355
‫و حالا هم ربوده شده
‫برای همین من یه جورایی...

348
00:19:50,439 --> 00:19:52,649
‫جان‌بی. نه! ببین، من می‌دونم...

349
00:19:52,733 --> 00:19:55,736
‫می‌دونی الان باید به کی اعتماد کنی؟ به بابا جی

350
00:19:56,236 --> 00:19:59,198
‫باشه؟ من صد درصد می‌دونم دارم چکار می‌کنم

351
00:19:59,281 --> 00:20:01,283
‫من که میگم 60 درصدش هم خوبه

352
00:20:02,201 --> 00:20:05,454
‫- پشمام. اینجا رو ببین
‫- شبیه یه کاروان بالداره

353
00:20:08,081 --> 00:20:10,709
‫- گندش بزنن. دارن بار رو تخلیه می‌کنن
‫- لعنتی

354
00:20:11,293 --> 00:20:13,754
‫هی رفیق ما که دیر نکردیم. نه؟

355
00:20:13,837 --> 00:20:17,049
‫نه، ولی یه تغییری تو نقشه‌مون پیش اومده

356
00:20:17,132 --> 00:20:20,093
‫اوه، باشه

357
00:20:20,177 --> 00:20:24,431
‫شما دوتا باید وانت رو تا شهر الیزابت برونید
‫و بار رو تحویل بدید

358
00:20:24,514 --> 00:20:25,891
‫آدرس توی وانت هست

359
00:20:25,974 --> 00:20:28,644
‫یه ماشین واستون آماده هست
‫که باهاش برگردید

360
00:20:29,353 --> 00:20:30,562
‫تا اون موقع هواپیما منتظرتون می‌مونه

361
00:20:30,646 --> 00:20:34,233
‫باشه. خب تو...
‫فقط می‌خوای که وانت رو تا اونجا برونیم؟

362
00:20:34,733 --> 00:20:35,734
‫درسته

363
00:20:39,613 --> 00:20:41,865
‫شرمنده میشه من یه لحظه با این صحبت کنم؟

364
00:20:42,491 --> 00:20:44,660
‫هی، هی
‫این چیزی نیست که راجع‌بهش صحبت کردیم

365
00:20:44,743 --> 00:20:46,119
‫این خیلی خطرناکتره

366
00:20:46,203 --> 00:20:49,790
‫مهم نیست راجع به چی صحبت کردیم
‫اونیکه دنبال منفعته، باید خطر کنه

367
00:20:49,873 --> 00:20:52,193
‫- این کار رو بکنید، بعد می‌تونید با پرواز برید
‫- آره، فقط...

368
00:20:52,251 --> 00:20:53,251
‫اگه انجامش ندید

369
00:20:54,670 --> 00:20:57,005
‫خودتون می‌دونید چه اتفاقی میافته. نه؟

370
00:21:03,637 --> 00:21:06,556
‫حالا گوش کن چی میگم
‫پلیس راه همین الان که داریم حرف می‌زنیم دارن شیفتشون رو عوض می‌کنن

371
00:21:06,640 --> 00:21:09,601
‫الان وقتشه. محموله رو ببرید تا محل تحویل
‫توی پراسپکت

372
00:21:09,685 --> 00:21:11,061
‫مسیر رفتنتون توی وانت نوشته شده

373
00:21:11,144 --> 00:21:13,647
‫شانس بیارید قبل از غروب آفتاب
‫اینجایید

374
00:21:13,730 --> 00:21:14,940
‫بجنب

375
00:21:17,567 --> 00:21:18,568
‫سوییچ رو بگیر

376
00:21:20,612 --> 00:21:23,907
‫آره مشکلی نیست. سوار شو

377
00:21:31,290 --> 00:21:34,501
‫- اصلا می‌دونی چی بار این وانته؟
‫- آره جان‌بی. می‌دونم چی توی وانته

378
00:21:34,584 --> 00:21:36,753
‫مشکلی پیش نمیاد
‫خوب پیش میره. باشه؟

379
00:21:36,837 --> 00:21:39,172
‫- من از این نقشه‌های مزخرفت خسته شدم
‫- لعنتی

380
00:21:39,256 --> 00:21:41,133
‫نه، جدی دارم میگم
‫این دفعه شاید از اون دفعه که...

381
00:21:41,216 --> 00:21:42,856
‫گفتی تو زندان الکی بگم آپاندیسم درد می‌کنه
‫بدتر باشه

382
00:21:42,884 --> 00:21:44,052
‫و اونم تقریبا جواب داد

383
00:21:44,761 --> 00:21:47,556
‫نقشه رو بیار بیرون
‫اصلا نمی‌دونم کجا دارم میرم

384
00:21:48,140 --> 00:21:50,267
‫خب، ما باید برید به اتوبان 158. درست؟

385
00:21:50,350 --> 00:21:52,412
‫- بده ببینم...
‫- بیا اینو بگیر. پاره‌ش کردی

386
00:21:52,436 --> 00:21:53,520
‫خدای من

387
00:21:54,396 --> 00:21:57,858
‫- ایناهاش. راحت میشه از اینجا...
‫- پلیس. جی‌جی. یه پلیس اونجاس

388
00:22:00,736 --> 00:22:02,070
‫- لعنتی
‫- خب، خونسرد باش

389
00:22:02,154 --> 00:22:04,215
‫- نه خونسرد نیستی
‫- خونسرد باش. من خیلی خونسردم

390
00:22:04,239 --> 00:22:06,199
‫- خیلی خونسردم
‫- دیگه خونسردتر از این نمیشه

391
00:22:06,283 --> 00:22:09,119
‫- داری چکار می‌کنی؟ اینکارو نکن
‫- فقط دارم دست تکون میدم

392
00:22:09,870 --> 00:22:12,372
‫- جی‌جی چه غلطی داری...بهت گفتم
‫- سلام، سرکار

393
00:22:14,583 --> 00:22:16,585
‫- چرا دست زدی بهم؟
‫- برای پلیسا دست تکون نده

394
00:22:16,668 --> 00:22:18,795
‫اول قانون وقتی سوار وانت کرایه‌ای هستی، همینه

395
00:22:19,880 --> 00:22:22,549
‫- فقط 5 دقیقه‌س که سوار ماشین شدیم
‫- داره سوار ماشینش میشه

396
00:22:22,632 --> 00:22:25,802
‫باشه، باشه. فقط خیلی، خیلی
‫خونسرد رفتار کن

397
00:22:25,886 --> 00:22:28,513
‫لعنتی داره میاد
‫داره میاد. لعنتی. گندت بزنن

398
00:22:28,597 --> 00:22:31,016
‫رفیق. وضعیت گوبلین.
‫باید گمش کنیم. باشه؟

399
00:22:31,099 --> 00:22:34,186
‫- وضعیت گوبلین؟ منظورت چیه اصن؟
‫- این کاریه که باید بکنیم. صبر کن

400
00:22:34,269 --> 00:22:35,604
‫- حلش می‌کنم
‫- جی‌جی

401
00:22:41,318 --> 00:22:43,038
‫- برو بیرون. برو، برو
‫- باشه

402
00:22:43,111 --> 00:22:45,697
‫به خدا قسم، اگه از این مهلکه قسر در بریم
‫خودم می‌کشمت

403
00:22:45,781 --> 00:22:48,381
‫شاید نیاز نشه
‫چون باراکودا مایک قبل تو اینکارو می‌کنه

404
00:22:57,626 --> 00:22:59,211
‫پیزارو

405
00:22:59,294 --> 00:23:00,921
‫سر والتر رالی

406
00:23:01,755 --> 00:23:04,841
‫جان اونا هم به این رودخونه اومده بودن
‫می‌دونستی؟

407
00:23:05,509 --> 00:23:07,844
‫اونا هم مثل ما تب داشتن

408
00:23:08,470 --> 00:23:12,724
‫هی پشت سر هم ارتش فرستادن
‫و چنان بی‌رحمی نشون دادن که قابل وصف نیست

409
00:23:12,808 --> 00:23:17,938
‫و همۀ این کشت و کشتار
‫فقط برای چیزی که شایعه شده بود وجود داره

410
00:23:18,021 --> 00:23:20,899
‫چیزی که هیچوقت کسی پیدا نکرد

411
00:23:21,858 --> 00:23:25,779
‫پدربزرگ من توی اون کشتی جونش رو از دست داد
‫می‌دونی، جان؟

412
00:23:25,862 --> 00:23:27,781
‫درست مثل خیلیای دیگه

413
00:23:27,864 --> 00:23:29,866
‫اون وقت برای چی، ها؟

414
00:23:29,950 --> 00:23:31,410
‫برای چی؟ هیچی

415
00:23:31,993 --> 00:23:32,911
‫شکست خوردن

416
00:23:32,994 --> 00:23:34,955
‫تو دوستم رو کشتی

417
00:23:35,539 --> 00:23:36,415
‫چرا؟

418
00:23:36,498 --> 00:23:39,167
‫تا خودت رو قانع کنی
‫پدربزرگت 100 سال پیش...

419
00:23:39,251 --> 00:23:40,752
‫بیخودی کشته نشده؟

420
00:23:40,836 --> 00:23:41,962
‫درسته

421
00:23:42,879 --> 00:23:44,756
‫تو چی، ها؟

422
00:23:45,882 --> 00:23:48,468
‫تو هم خیلی وقته این تب رو داشتی، می‌دونی

423
00:23:48,552 --> 00:23:50,846
‫تو یه کار دانشگاهیِ آینده‌دار
‫رو فدا کردی

424
00:23:50,929 --> 00:23:52,597
‫و باز هم ادامه دادی، چرا؟

425
00:23:55,767 --> 00:23:57,185
‫برای اون بچه، فکر کنم

426
00:23:59,104 --> 00:24:03,191
‫این کاری بود که باهم انجام دادیم
‫واسم مهم نبود دیگران در موردم چی فکر می‌کنن

427
00:24:03,275 --> 00:24:06,069
‫فقط می‌خواستم اون بدونه...

428
00:24:06,153 --> 00:24:07,529
‫که من..

429
00:24:09,948 --> 00:24:11,283
‫که من هیچ و پوچ نبودم

430
00:24:14,494 --> 00:24:17,247
‫منو تو خیلی هم با هم فرق نداریم، جان

431
00:24:18,582 --> 00:24:20,667
‫خیلی باهم فرق نداریم

432
00:24:22,878 --> 00:24:26,465
‫ببین، من بارها و بارها و بارها بهش فکر کردم

433
00:24:26,548 --> 00:24:30,469
‫خودت هم گفتی. درسته؟
‫تنها مانع موفقیت این قضیه پدر منه

434
00:24:31,219 --> 00:24:34,514
‫ما باید در نطفه خفه‌ش کنیم
‫باید از سر راه برش داریم

435
00:24:34,598 --> 00:24:36,475
‫در ضمن، کی قراره خبردار بشه؟

436
00:24:36,558 --> 00:24:39,269
‫اون که همین الانش هم مرده
‫کسی که قبلا مرده رو که نمیشه دوباره کشت

437
00:24:41,521 --> 00:24:45,275
‫هی، اگه بابای من اینجا بمونه، خب...

438
00:24:45,358 --> 00:24:46,358
‫توافق ما...

439
00:24:47,319 --> 00:24:50,030
‫دربارۀ همکاری باهم
‫برای استفاده از شرکت برای پولشویی

440
00:24:50,113 --> 00:24:51,615
‫تمام اون داستان پنجاه-پنجاه

441
00:24:51,698 --> 00:24:53,825
‫- امم
‫- همش به باد فنا میره

442
00:24:53,909 --> 00:24:58,246
‫چیزی که الان ازم می‌خوای
‫چیزیه که قبلا یه بار انجام شده

443
00:25:00,081 --> 00:25:01,958
‫و نمیشه دوباره برش گردوند به عقب

444
00:25:02,959 --> 00:25:04,294
‫راه برگشتی نیست

445
00:25:05,420 --> 00:25:08,757
‫من دارم دربارۀ خانواده‌ت حرف می‌زنم.
‫درباره پدرت. درباره هم‌خونت

446
00:25:09,799 --> 00:25:11,551
‫و خون همه چیز رو پیچیده می‌کنه

447
00:25:12,177 --> 00:25:13,887
‫بیا فرض کنیم...

448
00:25:14,513 --> 00:25:15,514
‫مثلا...

449
00:25:16,389 --> 00:25:17,389
‫من انجامش دادم

450
00:25:18,433 --> 00:25:19,935
‫و بعدش، به هر دلیلی...

451
00:25:20,936 --> 00:25:23,396
‫تو تصمیم می‌گیری نظرت رو عوض کنی

452
00:25:24,397 --> 00:25:25,398
‫و منو لو میدی

453
00:25:29,236 --> 00:25:30,278
‫نه

454
00:25:32,322 --> 00:25:35,283
‫خیلی وقته دارم به این مسئله فکر می‌کنم

455
00:25:43,250 --> 00:25:45,877
‫اون همیشه من تحت فشار گذاشته

456
00:25:48,922 --> 00:25:50,298
‫جلوم رو گرفته

457
00:25:54,177 --> 00:25:55,971
‫به زودی این داستان تمام میشه

458
00:26:03,061 --> 00:26:04,563
‫من نظرم رو عوض نمی‌کنم

459
00:26:18,493 --> 00:26:20,912
‫بابام الان یه جایی توی آمریکای جنوبیه

460
00:26:20,996 --> 00:26:23,707
‫احتمالا یه چاقو هم رو گلوشه
‫و اونوقت ما داریم چکار می‌کنیم؟

461
00:26:23,790 --> 00:26:24,874
‫قاچاق می‌کنیم؟

462
00:26:25,917 --> 00:26:26,751
‫توی وضعیت گوبلینی؟

463
00:26:26,835 --> 00:26:30,088
‫چند بار می‌خوای از من گله کنی
‫بابت اینکه خواستم کمک کنم بابات رو نجات بدیم؟

464
00:26:30,171 --> 00:26:33,133
‫کمک دقیقا خلاف چیزیه که الان داری انجام میدی

465
00:26:33,216 --> 00:26:34,593
‫می‌دونی چیه؟ تو راست میگی

466
00:26:35,468 --> 00:26:36,970
‫دقیقا درست میگی

467
00:26:37,053 --> 00:26:40,640
‫اما می‌دونی تقصیر کیه؟
‫تو و اون بابای تشنۀ گنجت

468
00:26:43,226 --> 00:26:44,477
‫اوه، باشه!

469
00:26:44,561 --> 00:26:46,771
‫- کارمون به اینجا کشید؟
‫- آره کارمون به اینجا کشید

470
00:26:46,855 --> 00:26:49,441
‫آره. بنظر میاد کارمون به اینجا رسیده

471
00:26:49,524 --> 00:26:50,734
‫- بیخیال
‫- بیخیال پسر

472
00:26:50,817 --> 00:26:53,153
‫همینه. منم منتظر همین بودم

473
00:26:55,280 --> 00:26:57,782
‫ولم کن!

474
00:26:57,866 --> 00:26:58,866
‫سلام، آقایون

475
00:27:01,453 --> 00:27:02,537
‫آه...

476
00:27:02,621 --> 00:27:04,414
‫- چه خبر، شوپ؟
‫- حالتون خوبه؟

477
00:27:04,497 --> 00:27:06,791
‫آره، ما، می‌دونی...فقط...

478
00:27:07,459 --> 00:27:08,460
‫ما مشکلی نداریم

479
00:27:10,545 --> 00:27:11,755
‫ردیاب

480
00:27:11,838 --> 00:27:14,549
‫اینجوری خیلی راحتتر میشه
‫مراقب شماها بود

481
00:27:14,633 --> 00:27:18,136
‫تمامی واحدها، تیم کشف و ضبط
‫در مسیر وانت رها شده‌س. تمام

482
00:27:18,720 --> 00:27:20,305
‫- مفهومه
‫- به نظر میاد باید برم برای انجام وظیفه

483
00:27:20,388 --> 00:27:22,641
‫- خب ماهم نمی‌خواییم مزاحم کارت بشیم
‫- آره

484
00:27:22,724 --> 00:27:23,808
‫مزاحمت نمیشیم

485
00:27:23,892 --> 00:27:27,145
‫یه دقیقه وایسید
‫همین الان یه وانت پر از مواد پیدا کردیم

486
00:27:27,228 --> 00:27:30,815
‫توی اتوبان 158. شماها که توی اون ماجرا
‫دخیل نبودین. آره؟

487
00:27:31,941 --> 00:27:34,277
‫- می‌بینی؟ به این میگن پرونده‌سازی. جان‌بی
‫- می‌دونم

488
00:27:34,361 --> 00:27:35,904
‫و من واقعا خوشم نیومد

489
00:27:35,987 --> 00:27:38,467
‫یعنی چون ما تنگدست هستیم
‫فکر می‌کنی دلال مواد هم هستیم؟ نه! نه!

490
00:27:38,531 --> 00:27:40,241
‫اینقدرا هم بدبخت بیچاره نیستیم، شوپ

491
00:27:40,325 --> 00:27:43,495
‫این مدت همش سرگرم کتک زدن مردم و
‫گند زدن به مهمونی‌ها بودی

492
00:27:43,578 --> 00:27:47,123
‫- ببین شوپ. یه چیزی رو باید توضیح بدم...
‫- دوست ندارم اینو بهتون بگم...

493
00:27:47,207 --> 00:27:49,376
‫- اما من حکم بازداشتت رو دارم
‫- چی؟ حکم بازداشت؟

494
00:27:49,459 --> 00:27:51,145
‫- تاپر ازت شکایت کرده
‫- صبر کن

495
00:27:51,169 --> 00:27:52,921
‫برای چی؟ خودش شروع کرد

496
00:27:53,004 --> 00:27:55,632
‫- خودش شروع کرد
‫- من دارم صادقانه بهت میگم

497
00:27:55,715 --> 00:27:59,094
‫- خدایی، من چکار کردم؟
‫- دستات رو بذار روی ون

498
00:27:59,177 --> 00:28:01,388
‫شوپ، این دفعه
‫من اصلا کاری نکردم

499
00:28:01,471 --> 00:28:05,934
‫- می‌دونی تاپر با جان‌بی چکار کرد؟
‫- اما می‌دونم این رفیقت که اینجاست چکار کرده

500
00:28:06,017 --> 00:28:09,270
‫- جلوی کل شهر گرفتش به مشت و لگد
‫- آره، برای همین...

501
00:28:09,354 --> 00:28:11,189
‫و باز هم با مشت و لگد زدش
‫حتی بعد اینکه بی‌هوش شده بود

502
00:28:11,272 --> 00:28:14,192
‫و تاپر شاید یه عوضی باشه
‫اما شما باید عاقلتر می‌بودید

503
00:28:14,275 --> 00:28:17,862
‫شوپ! بیخیال. اون داشت با دوست دختر
‫جان‌بی لاس میزد. خودت هم بودی همینکار رو می‌کردی

504
00:28:17,946 --> 00:28:21,116
‫شوپ. می‌فهمم. باشه؟
‫ولی الان نمی‌تونم برم بازداشت

505
00:28:21,199 --> 00:28:23,326
‫خب، باید قبلش فکرش رو می‌کردی

506
00:28:23,410 --> 00:28:25,704
‫بیخیال. بازم داریم اینکارو می‌کنیم

507
00:28:25,787 --> 00:28:28,331
‫- من وقت واسه اینکارا ندارم
‫- بیخیال

508
00:28:28,415 --> 00:28:30,625
‫- جی‌جی خواهش می‌کنم
‫- اون کار نکرده

509
00:28:30,709 --> 00:28:34,295
‫- می‌دونی
‫- مواظب خودت باش دردسر هم درست نکن

510
00:28:40,093 --> 00:28:41,177
‫هی، جان‌بی

511
00:28:41,261 --> 00:28:43,680
‫ببین، درستش می‌کنیم

512
00:28:43,763 --> 00:28:46,516
‫میریم آمریکای جنوبی و بابات
‫رو نجات میدیم

513
00:28:46,599 --> 00:28:49,561
‫- قول میدم، باشه؟
‫- برو عقب رفیق. ما باید بریم

514
00:28:49,644 --> 00:28:52,731
‫نگران نباش. یه راهی پیدا می‌کنم
‫بابات رو نجات میدیم. باشه؟

515
00:28:52,814 --> 00:28:54,983
‫شنیدی چی گفتم جان‌بی؟
‫نجاتش میدیم

516
00:28:58,403 --> 00:29:00,488
‫فکر می‌کردم بیخیال این موضوع شدیم

517
00:29:00,572 --> 00:29:02,699
‫کیارا، شبیه همون کاریه که می‌کردی

518
00:29:02,782 --> 00:29:04,462
‫این هر روز پشت میز نشستن نیست

519
00:29:04,534 --> 00:29:07,662
‫- داره سنگ رنگ می‌کنه
‫- خب آره. اینو نمیگم

520
00:29:07,746 --> 00:29:10,248
‫ولی این یکی رو ببین
‫تمام فعالیت‌های مربوط به حیات وحش و...

521
00:29:10,331 --> 00:29:13,251
‫تمام کارهایی که می‌کردی
‫فقط همراه با نظم و امنتیته

522
00:29:13,334 --> 00:29:17,088
‫گوش کن، اگه می‌خوای اقیانوس گردی کنی
‫اولش باید یه قایق بسازی. درسته؟

523
00:29:17,172 --> 00:29:19,090
‫و تو هنوز قایقت رو نساختی، کیارا

524
00:29:19,174 --> 00:29:21,134
‫هنوز کارهای اولیه که لازم هست
‫رو انجام ندادی

525
00:29:21,217 --> 00:29:24,387
‫بدون اون، نمی‌تونی جایی بری
‫متوجه میشی چی می‌خوام بگم؟

526
00:29:24,471 --> 00:29:27,682
‫حرف بابات اینه که
‫لازمه یه برنامه داشته باشیم

527
00:29:27,766 --> 00:29:29,809
‫که امنیتت رو تضمین کنه. همین

528
00:29:29,893 --> 00:29:33,229
‫متوجه‌م. و اگه من جای شما بودم
‫همین فکرها رو می‌کردم

529
00:29:33,730 --> 00:29:37,901
‫من چند هفته نبودم. هنوز برنگشتم مدرسه
‫و مدام به تاخیر می‌اندازمش. ولی...

530
00:29:37,984 --> 00:29:40,695
‫خیلی اتفاقا افتاد

531
00:29:41,279 --> 00:29:43,865
‫مثلا... من ربوده شدم
‫فکر می‌کردم قراره بمیرم

532
00:29:43,948 --> 00:29:45,950
‫خیلی چیزا عوض شده

533
00:29:46,034 --> 00:29:49,204
‫من واقعا متوجه میشم
‫شما ازم چه انتظاری دارید

534
00:29:49,954 --> 00:29:52,582
‫ولی الان توان رفتن به مدرسه رو ندارم

535
00:29:53,708 --> 00:29:57,545
‫و واقعا، واقعا دلم نمی‌خوام
‫جای دیگه برم مدرسه

536
00:29:57,629 --> 00:29:59,422
‫باشه

537
00:30:01,424 --> 00:30:03,051
‫سلام آقا و خانم کاررا

538
00:30:05,470 --> 00:30:07,680
‫- خودم جوابشون رو میدم
‫- کیارا

539
00:30:07,764 --> 00:30:08,764
‫برگرد

540
00:30:09,182 --> 00:30:10,433
‫بچه‌ها چی شده؟

541
00:30:10,517 --> 00:30:12,519
‫الان وقت خوبی نیست

542
00:30:12,602 --> 00:30:15,104
‫بابا مامانم در مورد آینده‌م
‫رسما دارن باهام می‌جنگن

543
00:30:15,188 --> 00:30:16,648
‫فقط یه لحظه طول میکشه

544
00:30:16,731 --> 00:30:18,731
‫هنوز اون عکسی که از سینگ گرفتی داری؟

545
00:30:18,775 --> 00:30:20,902
‫- همونی که از نقاشی گرفتی؟
‫- آره معلومه

546
00:30:21,820 --> 00:30:22,862
‫ممنون

547
00:30:22,946 --> 00:30:24,072
‫چه بی تربیت

548
00:30:24,155 --> 00:30:27,659
‫- می‌بینی که پاک عقلشو از دست داده؟
‫- اگه بخواییم بیشتر فشار بیاریم. کلا از دستش میدیم

549
00:30:28,576 --> 00:30:31,456
‫- اصن دنبال چی می‌گردی؟
‫- یه چیزی که کلیو پیدا کرد، راستش

550
00:30:31,496 --> 00:30:32,413
‫باشه

551
00:30:32,497 --> 00:30:34,934
‫ایناهاش. یه نامه‌س
‫دانمارک تنی اینو واسه دخترش نوشته

552
00:30:34,958 --> 00:30:38,419
‫دیشب پیداش کردیم
‫میراث و خرت و پرت ‌های خانوادگی

553
00:30:38,503 --> 00:30:40,880
‫فکر می‌کنیم یه رابطه با
‫مجسمه پیدا کردیم

554
00:30:40,964 --> 00:30:44,717
‫نگاه، اینجا رو ببین
‫این علامت شاه خورشید رو می‌بینی؟

555
00:30:44,801 --> 00:30:45,635
‫آره

556
00:30:45,718 --> 00:30:48,429
‫با اونی که توی نقاشیه
‫خونه سینگ بود همخونی داره

557
00:30:48,513 --> 00:30:51,266
‫- شاید یه چیزیه که همه جا هست
‫- راستش نه

558
00:30:51,349 --> 00:30:53,669
‫این علامت‌ها کالیناگو هستن
‫که هیچ وقت رمزگشایی نشدن

559
00:30:53,726 --> 00:30:55,186
‫- هیچوقت؟
‫- هرگز

560
00:30:55,270 --> 00:30:56,104
‫هرگز

561
00:30:56,187 --> 00:30:59,649
‫بعضیا فکر می‌کنن که ناخدای سن خوزه
‫یکی رو پیدا کرده بود که...

562
00:30:59,732 --> 00:31:02,986
‫بلد بود این علامت‌ها رو ترجمه کنه
‫چون اون ال درادو رو پیدا کرده بود

563
00:31:04,237 --> 00:31:05,238
‫ال درادو

564
00:31:06,739 --> 00:31:09,579
‫کشیشی که با دانمارک تنی صحبت کرده بود
‫همونی که توی کشتی رویال مارچنت بود

565
00:31:09,659 --> 00:31:10,702
‫دقیقا

566
00:31:10,785 --> 00:31:12,954
‫هر علامتی که توی این نامه هست

567
00:31:13,454 --> 00:31:15,039
‫روی اون شی دست ساز هم هست

568
00:31:15,123 --> 00:31:18,334
‫این صرفا یه کلید ترجمه برای کالیناگو نیست

569
00:31:18,418 --> 00:31:22,130
‫این کلید مستقیم ترجمۀ اون مجسمه‌س

570
00:31:22,213 --> 00:31:24,549
‫و می‌تونیم از این برای نجات بیگ جان استفاده کنیم

571
00:31:24,632 --> 00:31:27,677
‫بچه‌ها اینو باید به جان‌بی نشون بدیم

572
00:31:28,344 --> 00:31:29,470
‫هی!

573
00:31:30,763 --> 00:31:31,973
‫کجا داری میری؟

574
00:31:32,765 --> 00:31:33,975
‫میرم استراحت

575
00:31:34,058 --> 00:31:36,144
‫میریم موج‌سواری رو ببینیم

576
00:31:36,895 --> 00:31:38,438
‫میشه صحبتمون رو بذاریم واسه بعد؟

577
00:31:39,647 --> 00:31:41,691
‫باشه، خوش بگذره

578
00:31:42,358 --> 00:31:43,358
‫آره

579
00:31:50,575 --> 00:31:52,455
‫داری می‌بینی که 15 دقیقه دیر کرد

580
00:31:52,493 --> 00:31:56,080
‫- میاد. می‌دونم که میاد
‫- خیلی بده که قابل اطمینان نیست

581
00:31:56,956 --> 00:31:58,207
‫- هی!
‫دیدی مامان؟

582
00:31:58,291 --> 00:32:00,293
‫من دیوونه نیستم
‫اومد. چطوری؟

583
00:32:00,376 --> 00:32:01,878
‫- خوب
‫- از دیدنت خوشحالم

584
00:32:03,588 --> 00:32:05,948
‫خب نمی‌دونم شنیدی یا نه
‫ولی گرفتنش

585
00:32:06,007 --> 00:32:07,484
‫الان توی پاسگاه پلیسه

586
00:32:07,508 --> 00:32:09,886
‫- الان داخله؟
‫- آره جان‌بی اونجاست

587
00:32:09,969 --> 00:32:12,639
‫شوپ یه جورایی توی جاده 12
‫ردش رو زد

588
00:32:12,722 --> 00:32:13,722
‫خدا رو شکر

589
00:32:14,557 --> 00:32:15,391
‫درست؟

590
00:32:17,852 --> 00:32:18,852
‫میشه صحبت کنیم

591
00:32:19,812 --> 00:32:21,397
‫آره.. آره چی شده؟

592
00:32:25,777 --> 00:32:26,777
‫بیا دنبالم

593
00:32:29,864 --> 00:32:32,867
‫- مامان یه لحظه بهمون فرصت بده
‫- تاپر، دیرمون شده

594
00:32:33,785 --> 00:32:35,536
‫اوه، البته

595
00:32:36,996 --> 00:32:39,666
‫خب، بگو سارا

596
00:32:40,750 --> 00:32:43,503
‫البته خودم می‌تونم حدس بزنم چی می‌خوای بگی

597
00:32:43,586 --> 00:32:45,338
‫طرف منی یا اون؟

598
00:32:51,344 --> 00:32:53,388
‫می‌خوام یه چیز خیلی عجیب بگم

599
00:32:54,097 --> 00:32:56,557
‫و فقط ازت می‌خوام گوش بدی
‫ببینی چی میگم

600
00:32:59,102 --> 00:33:00,812
‫بابای جان‌بی
‫بیگ جان...

601
00:33:01,854 --> 00:33:03,648
‫الان توی آمریکای جنوبیه

602
00:33:04,607 --> 00:33:08,695
‫و حسابی توی دردسر افتاده
‫و جان‌بی باید بره بهش کمک کنه

603
00:33:09,612 --> 00:33:11,698
‫اما اگه بازداشت باشه نمی‌تونه اینکارو بکنه

604
00:33:12,365 --> 00:33:14,742
‫اگه بازداشت باشه
‫پس قضیه اینه

605
00:33:14,826 --> 00:33:16,679
‫- نه، تاپر
‫- ازم می‌خوای شکایت نکنم

606
00:33:16,703 --> 00:33:18,623
‫- نه منظورم این نیست
‫- فقط بهم بگو

607
00:33:20,289 --> 00:33:22,583
‫فقط دارم میگم یه روز صبر کن

608
00:33:24,377 --> 00:33:27,296
‫و بعد از یه روز
‫هرکاری خواستی انجام بده

609
00:33:27,380 --> 00:33:29,590
‫چون جان‌بی از این جزیره میره

610
00:33:30,216 --> 00:33:31,843
‫متوجه هستی چی دارم میگم؟

611
00:33:31,926 --> 00:33:33,136
‫شاید برای همیشه

612
00:33:38,099 --> 00:33:39,559
‫برای همیشه

613
00:33:43,730 --> 00:33:46,566
‫باشه، خب اگه من یه روز صبر کنم

614
00:33:47,525 --> 00:33:49,277
‫جان‌بی میره

615
00:33:50,778 --> 00:33:51,778
‫آره؟

616
00:33:57,869 --> 00:33:58,869
‫آره

617
00:34:03,207 --> 00:34:04,917
‫بعدش چی؟ تو هم باهاش میری؟

618
00:34:07,128 --> 00:34:08,128
‫من اینجا می‌مونم

619
00:34:10,882 --> 00:34:12,341
‫بهم قول میدی؟

620
00:34:16,345 --> 00:34:17,345
‫قول میدم

621
00:34:22,560 --> 00:34:23,560
‫باشه

622
00:34:24,896 --> 00:34:26,397
‫باشه، بهت اعتماد می‌کنم

623
00:34:30,026 --> 00:34:31,444
‫یه روز بهت وقت میدم

624
00:34:32,028 --> 00:34:33,029
‫ممنون

625
00:34:36,574 --> 00:34:38,076
‫امشب بهت سر میزنم

626
00:34:39,243 --> 00:34:40,369
‫باشه

627
00:34:40,453 --> 00:34:41,453
‫باشه

628
00:34:43,956 --> 00:34:45,083
‫هی...

629
00:34:52,090 --> 00:34:53,090
‫دوست دارم

630
00:35:11,943 --> 00:35:14,737
‫- تاپر، سارا کجاست؟
‫- مامان سوار شو

631
00:35:14,821 --> 00:35:16,906
‫- داخل منتظر ما هستن
‫- بیا بریم

632
00:35:17,949 --> 00:35:20,660
‫باید خودم می‌فهمیدم این اتفاق میافته

633
00:35:22,328 --> 00:35:24,372
‫تو هم درست مثل پدرتی

634
00:35:24,455 --> 00:35:26,290
‫کاملا ضعیف

635
00:35:26,374 --> 00:35:28,709
‫ما برای آبرومون زحمت کشیدیم

636
00:35:30,419 --> 00:35:32,797
‫«اوتر بنکس. بهشت روی زمین»

637
00:35:35,967 --> 00:35:37,718
‫«یه طرف تنگ‌دستان»

638
00:35:40,471 --> 00:35:41,806
‫«و طرف دیگه مرفهان»

639
00:35:46,144 --> 00:35:49,355
‫«از لحظه‌ی تولدت»
‫«بهت میگن که عضو کدوم طرف هستی»

640
00:35:52,275 --> 00:35:55,194
‫«اما به نظرم ماهیت تو»
‫«اونی نیست که مردم بهت میگن»

641
00:35:58,948 --> 00:36:00,908
‫«چیزی که هستی»
‫«بستگی به انتخاب خودت داره»

642
00:36:04,579 --> 00:36:06,497
‫«اینکه قلبت کدوم طرفه»

643
00:36:16,924 --> 00:36:18,467
‫تو منو از اینجا در آوردی؟

644
00:36:21,053 --> 00:36:22,180
‫یه روز واست وقت گرفتم

645
00:36:23,181 --> 00:36:24,932
‫پس خیلی وقت نداری

646
00:36:26,309 --> 00:36:28,019
‫الان هم همه توی ویلا هستن

647
00:36:32,857 --> 00:36:34,358
‫می‌دونم ازم عصبانی هستی

648
00:36:35,193 --> 00:36:38,696
‫ولی تو رو بیرون آوردم
‫و می‌تونم برسونمت آمریکای جنوبی

649
00:36:40,364 --> 00:36:41,824
‫همه منتظرن

650
00:36:42,408 --> 00:36:43,618
‫میایی؟

651
00:36:44,493 --> 00:36:45,745
‫آره، آره

652
00:36:54,921 --> 00:36:58,132
‫هی، ممنون که منتظر شدین

653
00:36:58,841 --> 00:37:00,635
‫ببینید کی تصمیم گرفته بیاد خونه

654
00:37:01,260 --> 00:37:02,260
‫هی

655
00:37:02,970 --> 00:37:04,472
‫- خوش اومدی به خونه
‫- هی

656
00:37:04,555 --> 00:37:06,265
‫از دیدنت خیلی خوشحالم

657
00:37:06,349 --> 00:37:07,892
‫شوخی می‌کنی

658
00:37:09,685 --> 00:37:11,103
‫«من انتخابم رو کردم»

659
00:37:11,687 --> 00:37:15,024
‫«چیزی که نمی‌دونستم این بود»
‫«که آیا تنگ‌دستان دوباره منو قبول می‌کنن»

660
00:37:16,359 --> 00:37:19,070
‫من یه حرفی دارم
‫که می‌خوام باهاتون در میون بذارم

661
00:37:19,737 --> 00:37:22,281
‫من می‌تونم کاری کنم
‫که تا اورینوکو بریم

662
00:37:22,365 --> 00:37:23,908
‫- جدی میگی؟
‫- آره

663
00:37:24,533 --> 00:37:28,371
‫- باشه. چجوری می‌خوای اینکارو بکنی؟
‫- بابام اجازه میده از هواپیما استفاده کنیم

664
00:37:28,454 --> 00:37:29,664
‫- وارد؟
‫- بابات؟

665
00:37:29,747 --> 00:37:30,957
‫- آره
‫- آه

666
00:37:31,040 --> 00:37:33,960
‫امشب استراحت می‌کنیم
‫فردا صبح اول وقت حرکت می‌کنیم

667
00:37:34,460 --> 00:37:38,005
‫تصورش خیلی سخته
‫بابات واقعا می‌خواد بهمون کمک کنه

668
00:37:38,089 --> 00:37:41,050
‫- باهاش صحبت کردم. اینکارو می‌کنه
‫- یعنی قراره به وارد اعتماد کنیم؟

669
00:37:42,009 --> 00:37:43,009
‫به سارا اعتماد می‌کنیم

670
00:37:44,011 --> 00:37:44,887
‫باشه

671
00:37:44,971 --> 00:37:46,907
‫- فقط همینو می‌خواستم بشنوم
‫- باشه

672
00:37:46,931 --> 00:37:49,934
‫صبر کنید. منم می‌خواستم یه چیزی بگم

673
00:37:51,727 --> 00:37:54,188
‫از وقتی که از جزیره برگشتیم

674
00:37:55,481 --> 00:37:57,692
‫یه کارایی کردم که بابتشون پشیمونم

675
00:37:58,734 --> 00:37:59,735
‫خیلی پشیمونم

676
00:38:05,866 --> 00:38:08,452
‫آره...

677
00:38:08,536 --> 00:38:11,956
‫حس می‌کنم همه‌مون یکی دوتا کار کردیم
‫که بابتش پشیمونیم

678
00:38:15,501 --> 00:38:17,336
‫من نه...

679
00:38:17,420 --> 00:38:18,421
‫تنگ‌دست آباد

680
00:38:18,963 --> 00:38:19,797
‫بچه‌ها

681
00:38:19,880 --> 00:38:21,841
‫تنها چیزیه که می‌تونم بهش فکر کنم

682
00:38:21,924 --> 00:38:23,759
‫همۀ ما توی اون جزیره کنار هم بودیم

683
00:38:23,843 --> 00:38:27,054
‫و این چیز خوبی بود
‫و نمی‌خوام یه چیز خوب رو خراب کنم

684
00:38:27,138 --> 00:38:28,472
‫و من...

685
00:38:28,556 --> 00:38:30,891
‫می‌خوام بدونم هنوزم همه‌مون یه هدف داریم؟

686
00:38:33,144 --> 00:38:34,687
‫هنوزم باهم هستیم؟

687
00:38:37,690 --> 00:38:38,691
‫چون من هستم

688
00:38:41,527 --> 00:38:42,528
‫آره

689
00:38:46,157 --> 00:38:49,869
‫همه باهمیم!

690
00:38:49,952 --> 00:38:52,347
‫- عاشقتم
‫- هنوز باورم نمیشه هواپیما رو جور کردی

691
00:38:52,371 --> 00:38:54,749
‫- می‌دونم
‫- خیلی عجیبه

692
00:38:54,832 --> 00:38:58,627
‫بیایید بریم بیگ جان رو نجات بدیم
‫نظر تو چیه؟

693
00:38:58,711 --> 00:39:00,271
‫فکر می‌کنم باید اینو جشن بگیریم

694
00:39:00,296 --> 00:39:02,548
‫چقد می‌خوای تظاهر کنی
‫که نمی‌خوای بیایی پیش ما؟

695
00:39:02,631 --> 00:39:03,632
‫هستی؟

696
00:39:04,592 --> 00:39:07,553
‫- بیا اینجا، مسخره
‫- گازت نمی‌گیریم

697
00:39:07,636 --> 00:39:10,639
‫- حالا همو بغل می‌کنیم
‫- اوه واقعا داریم اینکار رو می‌کنیم

698
00:39:10,723 --> 00:39:12,767
‫- داریم انجامش میدیم
‫- امم

699
00:39:15,227 --> 00:39:17,897
‫سلام با سارا تماس گرفتید
‫خودت می‌دونی چکار باید بکنی

700
00:39:18,606 --> 00:39:20,983
‫خب، بیا یه بار دیگه امتحانش کنیم

701
00:39:22,610 --> 00:39:24,713
‫سلام. شما با سارا تماس گرفتی
‫خودت می‌دونی چکار باید بکنی

702
00:39:24,737 --> 00:39:26,697
‫باشه، باشه

703
00:39:28,532 --> 00:39:30,326
‫به کی داری 50 بار زنگ میزنی؟

704
00:39:30,910 --> 00:39:32,119
‫ها؟ کیه که جوابت رو نمیه؟

705
00:39:33,245 --> 00:39:34,747
‫نمی‌دونم، ریف

706
00:39:36,082 --> 00:39:38,751
‫خواهرت هیچوقت شده کاری رو که میگه
‫انجام بده؟

707
00:39:38,834 --> 00:39:39,919
‫نه واقعا. نه

708
00:39:40,002 --> 00:39:41,253
‫آه

709
00:39:42,671 --> 00:39:46,300
‫- ایدفعه چه بلایی سرت آورده؟
‫- واسه خواهرت یه لطفی انجام دادم

710
00:39:46,384 --> 00:39:49,220
‫مامانم حسابی دهنم رو سرویس کرد
‫حسابی اوضاع خیط شد

711
00:39:49,303 --> 00:39:52,306
‫خب من واسش اینکارو انجام دادم
‫اونم گفت امشب می‌بینمت. منظور همین امشب بود

712
00:39:52,390 --> 00:39:54,600
‫خبری ازش نشد
‫همش دارم بهش زنگ میزنم. هیچ خبری نیست

713
00:39:54,683 --> 00:39:58,020
‫اصلا بهم توجهی نمیکنه
‫دیگه نمی‌دونم، رفیق

714
00:39:58,104 --> 00:40:00,815
‫- فقط یکم گیج شدم. همین
‫- ببین، ببین

715
00:40:01,899 --> 00:40:03,192
‫- بیا بشین
‫- آه، لعنتی

716
00:40:05,820 --> 00:40:08,447
‫- اون داره ازت استفاده می‌کنه
‫- نه

717
00:40:08,531 --> 00:40:11,171
‫- اون از روز اول داشت ازت استفاده می‌کرد
‫- الان خیلی فرق می‌کنه

718
00:40:11,242 --> 00:40:13,869
‫می‌دونی چرا الان نیومد اینجا که ببینت

719
00:40:13,953 --> 00:40:16,580
‫- چون الان پیش جان‌بیه
‫- گوش کن، ریف

720
00:40:16,664 --> 00:40:18,833
‫- اون پیش جان‌بی نیست
‫- باشه

721
00:40:19,542 --> 00:40:22,303
‫- اینکارو با من نمی‌کنه
‫- اون الان فکر می‌کنه یه تنگ‌دسته

722
00:40:22,378 --> 00:40:25,673
‫به تنگ‌دستا نمیشه اعتماد کرد، نه؟
‫البته هیچ جوره نمی‌تونستی بهش اعتماد کنی

723
00:40:25,756 --> 00:40:27,341
‫و الان با جان‌بیه

724
00:40:27,425 --> 00:40:29,885
‫و الان یه جوری داری به من نگاه می‌کنی
‫انگار من آدم بده هستم

725
00:40:29,969 --> 00:40:33,931
‫ببین، اون بازم اینکارو انجام میده

726
00:40:34,014 --> 00:40:35,891
‫- باشه
‫- بازم و بازم..

727
00:40:35,975 --> 00:40:38,161
‫- فقط ازت استفاده می‌کنه
‫- بعد می‌بینمت

728
00:40:38,185 --> 00:40:39,353
‫باشه، تاپ

729
00:40:41,939 --> 00:40:43,149
‫خوشحال شدم از دیدنت

730
00:40:44,650 --> 00:40:46,360
‫خب چجور هواپیمایی هست؟

731
00:40:46,444 --> 00:40:49,113
‫خب، مال وارده
‫پس فکر می‎کنم چیز باحالی باید باشه

732
00:40:49,613 --> 00:40:52,992
‫ایول. پرواز شخصی

733
00:40:54,702 --> 00:40:56,328
‫- اوه، ممنون
‫- خواهش

734
00:41:02,501 --> 00:41:03,919
‫تو واقعا چی می‌خوای؟

735
00:41:17,057 --> 00:41:19,602
‫راستشو بخوای، قبل از اینکه امشب ببینمت

736
00:41:19,685 --> 00:41:23,689
‫قبل از اینکه به پاسگاه پلیس بیام
‫خودم هم جواب این سوال رو نمی‌دونستم

737
00:41:26,317 --> 00:41:27,526
‫اما الان می‌دونم

738
00:41:37,870 --> 00:41:41,081
‫کنار دریا، ستاره‌ها در آسمان، جان‌بی

739
00:43:22,641 --> 00:43:23,892
‫اوه، دیگه تحملشو ندارم

740
00:43:39,158 --> 00:43:40,159
‫هی، کی

741
00:43:41,744 --> 00:43:46,290
‫تو کل داستان پول و قضیه بابا رو می‌دونی

742
00:43:47,625 --> 00:43:48,625
‫آره

743
00:43:49,335 --> 00:43:50,711
‫خب...

744
00:43:52,254 --> 00:43:53,380
‫کار جالبی نبود

745
00:43:53,464 --> 00:43:58,135
‫حالا هم دارم مقدمه چینی بیخودی می‌کنم

746
00:44:01,347 --> 00:44:02,264
‫آره؟

747
00:44:07,895 --> 00:44:09,104
‫چی شده؟

748
00:44:10,147 --> 00:44:11,398
‫- امم...
‫- آتیشه

749
00:44:11,482 --> 00:44:12,608
‫باید بهشون خبر بدیم. بریم بهشون بگیم

750
00:44:12,691 --> 00:44:14,652
‫- هی آتیش
‫- بچه‌ها! بچه‌ها

751
00:44:14,735 --> 00:44:16,153
‫ببخشید! آتیش‌سوزی شده!
‫- چی

752
00:44:16,236 --> 00:44:18,697
‫- آتیش؟ صبر کن ببینم، کجا؟
‫وایسا کی. درباره چی صحبت می‌کنی؟

753
00:44:18,781 --> 00:44:21,033
‫- زود باشید، بیایید بیرون
‫- خونه آتیش گرفته

754
00:44:21,116 --> 00:44:22,159
‫اوه لعنتی

755
00:44:22,242 --> 00:44:24,054
‫- سارا از در فاصله بگیر
‫- اوه

756
00:44:34,057 --> 00:44:39,057
ترجمه و تنظیم: پرولیتور

