﻿1
00:00:01,350 --> 00:00:03,810
ماموریت‌های قهرمان‌ها
مجموعه‌‌ای از وقایع سرنوشت‌سازه

2
00:00:03,810 --> 00:00:06,640
اونا امپراطور‌ی‌ ساختن و نابود کردن

3
00:00:06,850 --> 00:00:09,310
مسیر تمدن انسانی رو تغییر دادن

4
00:00:09,890 --> 00:00:11,520
ماموریت یه چیز مقدسه

5
00:00:11,680 --> 00:00:14,060
و وقتی ماموریتی داری
یعنی با خود خدایان

6
00:00:14,220 --> 00:00:15,680
صحبت می‌کنی

7
00:00:15,890 --> 00:00:17,890
نمی‌شه کامل از هیولاها دوری کرد

8
00:00:18,180 --> 00:00:19,640
خیلی زیادتر از چیزین که فکرشو بکنی

9
00:00:19,930 --> 00:00:21,810
راهش اینه قبل این که ببیننت

10
00:00:22,020 --> 00:00:23,890
تشخیصشون بدی

11
00:00:25,640 --> 00:00:29,850
از آشناییتون خوشبختم،
 پسرِ پوسایدن.  من «مدوسا» ام

12
00:00:30,020 --> 00:00:31,680
مدوسا بهم گفت اگه قید شما دوتا رو بزنم

13
00:00:31,810 --> 00:00:33,100
کمکم می‌کنه مامانم رو نجات بدم

14
00:00:33,310 --> 00:00:35,350
تو چی گفتی؟ -
سرش رو قطع کردم -

15
00:00:38,770 --> 00:00:41,180
پرسی، نمی‌تونی سر مدوسا رو بفرستی المپ

16
00:00:42,060 --> 00:00:43,350
چرا؟

17
00:00:43,470 --> 00:00:44,930
چون خدایان خوش‌شون نمیاد

18
00:00:45,431 --> 00:00:53,127
‫ترجمه از «آرمان اسدی و فائزه شاهمرادی»

19
00:00:53,756 --> 00:01:05,756



20
00:01:08,600 --> 00:01:09,640
آماده‌ای؟

21
00:01:09,970 --> 00:01:11,930
باید ول کن، پرسی -
نمیتونم -

22
00:01:12,060 --> 00:01:14,270
آره. واقعا میتونی. فقط باید سعی کنی

23
00:01:14,270 --> 00:01:16,640
سعی کردم -
نه، نکردی -

24
00:01:16,640 --> 00:01:18,770
یه ربعه که سر جامون موندیم

25
00:01:18,770 --> 00:01:20,640
.خواهش میکنم. بیا
فقط یه بار باهام انجامش بده

26
00:01:21,140 --> 00:01:25,060
میشه دیگه بریم خونه؟ -
پرسی، واسه این کلاس پول دادیم -

27
00:01:29,390 --> 00:01:32,270
میدونی که اگه امن نبود
ازت نمیخواستم انجامش بدی

28
00:01:34,100 --> 00:01:38,100
پرسی، اگه شنا بلد نباشی
ممکنه برات خطرناک باشه

29
00:01:38,930 --> 00:01:41,680
یه روز، ممکنه خیلی خیلی مهم باشه

30
00:01:41,890 --> 00:01:43,520
و ممکنه وقتی این اتفاق افتاد اونجا نباشم

31
00:01:43,720 --> 00:01:46,720
،تا کمکت کنم
پس باید مطمئن بشم میتونی شنا کنی

32
00:01:46,720 --> 00:01:48,680
نفس بکش -
چی؟ -

33
00:01:49,680 --> 00:01:51,810
فقط نفس بکش، مامانی

34
00:01:52,930 --> 00:01:54,680
خودت همیشه اینو بهم میگی

35
00:02:04,520 --> 00:02:05,770
همیشه پیشم خواهی بود

36
00:02:15,930 --> 00:02:17,850
مامان؟

37
00:02:18,970 --> 00:02:20,520
!مامان

38
00:02:24,180 --> 00:02:27,890
بازم سلام، قهرمان کوچولو

39
00:02:28,720 --> 00:02:33,770
این بار دنبال چجور دردسری هستی؟

40
00:02:33,770 --> 00:02:37,890
یه بچه‌ی ممنوعه توجهات رو به خود جلب میکنه

41
00:02:38,180 --> 00:02:42,390
...یه قهرمان ممنوعه؟ خب

42
00:02:42,520 --> 00:02:44,520
اونا سرنوشت شوم رو به سمت خودشون جلب میکنن

43
00:02:45,100 --> 00:02:47,770
اون داره میاد

44
00:02:58,890 --> 00:03:00,220
هی، خوابی؟

45
00:03:04,220 --> 00:03:05,220
آره

46
00:03:08,640 --> 00:03:10,680
تو و تالیا خیلی صمیمی بودین، درسته؟

47
00:03:12,970 --> 00:03:13,970
آره

48
00:03:15,810 --> 00:03:16,930
اون چطوری بود؟

49
00:03:19,720 --> 00:03:20,720
چطور مگه؟

50
00:03:23,220 --> 00:03:25,520
اون قبل از من آخرین بچه‌ی ممنوعه بود، درسته؟

51
00:03:26,850 --> 00:03:28,640
اونم حتما همچین چیزهایی رو تجربه کرده

52
00:03:30,140 --> 00:03:31,180
اون سرسخت بود

53
00:03:32,430 --> 00:03:35,140
،البته میدونست بچه‌ی ممنوعه‌اس
فقط براش مهم نبود

54
00:03:37,020 --> 00:03:41,100
،وقتی لوک و تالیا پیدام کردن
لوک از همون اول بهم اهمیت میداد

55
00:03:41,560 --> 00:03:43,350
...ولی تالیا

56
00:03:44,890 --> 00:03:46,890
مجبورم کرد برای به دست آوردن دلش
زحمت بکشم

57
00:03:47,270 --> 00:03:48,930
واسه همین بهم سخت می‌گیری؟

58
00:03:50,060 --> 00:03:51,750
منم باید واسه به دست آوردن دلت
زحمت بکشم؟

59
00:03:52,390 --> 00:03:54,890
آره. شاید

60
00:03:56,140 --> 00:03:58,220
باید بگم، برام خیلی منطقی به نظر نمیاد

61
00:04:00,560 --> 00:04:01,970
چی برات منطقی نیست؟

62
00:04:02,930 --> 00:04:05,100
جوری که شماها حرف می‌زنین

63
00:04:06,060 --> 00:04:07,850
جوری که خدایان میخوان فکر کنیم

64
00:04:08,680 --> 00:04:11,180
باید یه پیشکشی رو بسوزونی
تا توجه والدینت رو جلب کنی

65
00:04:11,930 --> 00:04:13,310
باید کلاریس رو بزنم

66
00:04:13,310 --> 00:04:16,020
تا پدرم اعتراف کنه که پدرمه

67
00:04:17,100 --> 00:04:18,770
نباید این شکلی باشه

68
00:04:21,770 --> 00:04:24,560
آدم‌هایی که بهت نزدیک هستن
نباید اینطوری رفتار کنن

69
00:04:27,810 --> 00:04:30,600
میخوای بدونی چطوری
تنهایی از جاده سر در آوردم؟

70
00:04:34,020 --> 00:04:36,560
اولش به عنوان یه هدیه به پدرم شروع کردم

71
00:04:37,930 --> 00:04:39,310
راه و روش آتن این شکلیه

72
00:04:40,100 --> 00:04:41,720
از یه ایده در ذهنش به دنیا میایم

73
00:04:41,720 --> 00:04:44,100
و بعدش ما رو به کسی که باهاش خو گرفته میده

74
00:04:45,810 --> 00:04:47,850
تا یه مدت مثل یه هدیه باهام رفتار میشد

75
00:04:50,100 --> 00:04:51,430
پدرم بهم اهمیت میداد

76
00:04:54,310 --> 00:04:55,310
دوستم داشت

77
00:04:57,060 --> 00:04:58,060
اینو میدونستم

78
00:05:01,520 --> 00:05:02,640
بعدش با یه زن آشنا شد

79
00:05:04,100 --> 00:05:05,350
بچه‌ی خودشون رو به دنیا آوردن

80
00:05:07,390 --> 00:05:09,180
و برای اون زن، یه هدیه نبودم

81
00:05:10,770 --> 00:05:11,850
یه مشکل بودم

82
00:05:14,430 --> 00:05:15,430
واسه همین رفتم

83
00:05:17,640 --> 00:05:18,640
هفت سالم بود

84
00:05:23,020 --> 00:05:24,680
خدایان این شکلی فکر نمیکنن

85
00:05:25,600 --> 00:05:26,640
همه این شکلی فکر میکنن

86
00:05:29,810 --> 00:05:31,430
ولی حداقل با خدایان از قوانین خبر داری

87
00:05:32,100 --> 00:05:33,810
بهشون احترام بذاری تحت هر شرایطی

88
00:05:33,810 --> 00:05:35,020
ازت حمایت میکنن

89
00:05:40,180 --> 00:05:41,680
بیداری؟

90
00:05:41,930 --> 00:05:43,770
حالا دیگه بیدارم کردی. دستت درد نکنه

91
00:05:43,930 --> 00:05:45,810
حالت خوبه؟

92
00:05:46,100 --> 00:05:47,890
وقتی به قدر کافی نمی‌خوابه بدعنق میشه

93
00:05:48,020 --> 00:05:50,600
"وقتی به قدر کافی نمی‌خوابه بدعنق میشه"

94
00:05:51,270 --> 00:05:52,270
عجب

95
00:05:52,270 --> 00:05:53,850
تا حالا باهاش سفر نکردی

96
00:05:55,100 --> 00:05:57,180
یکم با مدرسه‌ی شبانه‌روزی باکلاس فرق داره

97
00:05:57,180 --> 00:06:00,270
.باکلاس کیه؟ خودت باکلاسی
باکلاس چیه؟

98
00:06:02,220 --> 00:06:03,850
فکر کنم گرسنه‌امه

99
00:06:22,060 --> 00:06:23,770
دو روز مونده به لس‌آنجلس برسیم

100
00:06:24,720 --> 00:06:26,850
زمان زیادی تا مهلتمون
برای رسیدن به دنیای مردگان مونده

101
00:06:29,430 --> 00:06:30,810
میشه یه سوال احمقانه بپرسم؟

102
00:06:31,770 --> 00:06:33,600
انگار خودت نیاز داری مسخره‌ات کنم

103
00:06:34,520 --> 00:06:35,600
بپرس

104
00:06:36,600 --> 00:06:38,390
تا حالا به لس‌آنجلس نرفتم

105
00:06:38,770 --> 00:06:41,770
فکر کنم هیچکدوم شما هم به لس‌آنجلس نرفتین

106
00:06:42,430 --> 00:06:45,020
پس، از کجا میدونیم کجا قراره بریم؟

107
00:06:46,100 --> 00:06:47,140
نمیدونم

108
00:06:48,180 --> 00:06:51,560
ولی این مال مرحله‌ی 37ـه
و ما هنوز توی مرحله‌ی چهارم هستیم

109
00:06:52,270 --> 00:06:53,680
وقتی به اون مرحله رسیدیم بهش فکر میکنیم

110
00:06:55,520 --> 00:06:57,720
یه سوال احمقانه‌ی دیگه -
پسر -

111
00:06:57,890 --> 00:07:00,600
و در آخر برای نجات مهم‌ترین چیز"
"شکست خواهید خورد

112
00:07:01,890 --> 00:07:04,720
توی جرسی، گفتم اوراکل گفته
این ماموریت شکست میخوره

113
00:07:04,850 --> 00:07:06,180
و از اون موقع کسی بهش اشاره نکرده

114
00:07:07,890 --> 00:07:11,060
به نظرم چیزیه که باید یکم بیشتر جدی بگیریم

115
00:07:12,850 --> 00:07:13,890
هی

116
00:07:15,520 --> 00:07:16,680
نگاه کنین

117
00:07:18,140 --> 00:07:20,060
...اونا -
سانتور هستن -

118
00:07:30,060 --> 00:07:31,270
هیچکس نمیدونه اونجان

119
00:07:32,220 --> 00:07:34,720
قبلا گله‌هایی ازشون همه جا وجود داشت

120
00:07:35,430 --> 00:07:36,680
چه بلایی سرشون اومد؟

121
00:07:37,600 --> 00:07:38,680
انسان‌ها

122
00:07:41,520 --> 00:07:47,100
چند هزار سال پیش، پن، خدای حیات‌وحش، ناپدید شد

123
00:07:48,640 --> 00:07:51,850
از اون موقع که پن برای محافظت
،از دنیای طبیعت وجود نداره

124
00:07:51,850 --> 00:07:54,310
انسان‌ها خیلی سعی میکنن
طبیعت رو ضعیف‌تر کنن

125
00:07:56,060 --> 00:07:59,060
،شجاع‌ترین ساتیرها داوطلب شدن تا جستجوگر بشن

126
00:07:59,600 --> 00:08:01,020
سعی داشتن پن رو پیدا کنن

127
00:08:02,720 --> 00:08:04,100
هیچکدوم برنگشتن

128
00:08:06,680 --> 00:08:09,220
عمو فردیناند‌ـت، که تو خونه‌ی مدوسا پیدا کردیم

129
00:08:11,100 --> 00:08:12,310
اونم جستجوگر بود؟

130
00:08:17,060 --> 00:08:19,060
اوراکل نگفت ماموریت شکست می‌خوره

131
00:08:20,060 --> 00:08:23,720
"برای نجات مهم‌ترین چیز شکست خواهید خورد"
این میتونه معانی زیادی داشته باشه

132
00:08:23,720 --> 00:08:26,560
،پیش‌گویی‌ها اینطوری کار میکنن
سرنوشت اینطوریه

133
00:08:27,310 --> 00:08:28,810
میتونه معانی زیادی داشته باشه

134
00:08:29,810 --> 00:08:34,140
،هی چی بیشتر سعی کنی درکش کنی
فهمیدنش سخت‌تر میشه

135
00:08:35,720 --> 00:08:38,060
بعضی‌وقت‌ها باید بذاری وقتی آماده بود
خودش به ذهنت بیاد

136
00:08:39,430 --> 00:08:41,720
ببخشید. میشه لطفا بلیطتون رو ببینم؟

137
00:08:49,470 --> 00:08:50,850
شما توی کوپه 17بی هستین؟

138
00:09:05,890 --> 00:09:07,140
میخواین توضیح بدین؟

139
00:09:09,100 --> 00:09:11,600
وایسا. فکر میکنی ما این کار رو کردیم؟

140
00:09:11,600 --> 00:09:15,350
کار شما بود؟ -
آخه چطوری؟ و چرا؟ -

141
00:09:15,350 --> 00:09:18,600
،آقا، وقتی رفتیم صبحونه بخوریم
همه چی روبراه بود

142
00:09:19,060 --> 00:09:20,770
نمیدونیم چطوری این اتفاق افتاده

143
00:09:21,270 --> 00:09:24,520
یه شاهد اینجا داریم که میگه
صدای شکستن شیشه

144
00:09:25,060 --> 00:09:26,930
و بعدش صدای بچه‌ها رو شنیده -
دست بردار -

145
00:09:27,100 --> 00:09:28,600
میتونین بگین چه ساعتی از کوپه رفتین؟

146
00:09:28,770 --> 00:09:30,140
ما بازداشتیم؟

147
00:09:31,310 --> 00:09:33,430
،فکر نکنم دلت بخواد با این لحن حرف بزنی
دختر کوچولو

148
00:09:37,180 --> 00:09:38,640
ما بازداشتیم؟

149
00:09:43,810 --> 00:09:45,140
پس داریم وقت‌کشی میکنیم

150
00:09:45,140 --> 00:09:47,520
تا بفهمیم یارو گرگ‌نمایی چیزیه، درسته؟

151
00:09:47,720 --> 00:09:50,810
قطار تا ده دقیقه‌ی دیگر
به ورودی ایستگاه سنت‌لوئیس

152
00:09:50,810 --> 00:09:52,930
می‌رسد -
فکر نکنم هیولا باشه -

153
00:09:54,100 --> 00:09:55,220
گفتنش سخته

154
00:09:56,470 --> 00:09:58,640
خب، اگه هیولا نباشه، اینجا چه خبره؟

155
00:09:59,390 --> 00:10:01,060
چرا باید کسی اتاقمون رو به هم بریزه؟

156
00:10:01,560 --> 00:10:03,060
شاید دنبال چیزی بودن

157
00:10:03,850 --> 00:10:05,060
ما که چیزی نداریم

158
00:10:05,060 --> 00:10:08,430
آدم‌هایی که فکر میکنن رعد زئوس رو دزدیدی
ممکنه مخالف باشن

159
00:10:08,970 --> 00:10:11,060
راست میگی

160
00:10:11,640 --> 00:10:14,020
ببینین، وقتی چیزی نداریم
چیزی هم پیدا نمیکنن

161
00:10:15,390 --> 00:10:18,140
به هر حال، قرار نیست کل روز رو
توی پاسگاه سنت‌لوئیس

162
00:10:18,140 --> 00:10:19,640
جواب پس بدیم

163
00:10:19,770 --> 00:10:22,020
باید قبل از اینکه تاخیر بخوریم، از اینجا بریم

164
00:10:23,390 --> 00:10:25,470
اشکالی نداره اینجا بشینم؟

165
00:10:29,810 --> 00:10:31,180
کوچولوهای طفلکی‌ها

166
00:10:34,060 --> 00:10:35,640
پدر و مادرتون اینجا نیستن، نه؟

167
00:10:35,640 --> 00:10:38,470
درسته، پرشس؟

168
00:10:39,060 --> 00:10:41,890
بچه‌ها، وقتی تنها میشن می‌ترسن

169
00:10:43,560 --> 00:10:47,310
.اشکالی نداره. منم مادرم
میدونم حتما چقدر ترسیدین

170
00:10:49,430 --> 00:10:53,270
.ببخشین
میشه یکم بهمون فضا بدین؟

171
00:10:53,520 --> 00:10:54,560
...فکر کنم

172
00:10:55,310 --> 00:10:57,100
فکر کنم مضطربشون میکنی

173
00:11:03,310 --> 00:11:04,390
...میخوام بدونین

174
00:11:05,640 --> 00:11:08,810
واقعا فکر نمیکنم شما اونجا رو
به هم ریخته باشین

175
00:11:09,770 --> 00:11:12,640
فقط میخواستم یه لحظه باهاتون تنها باشم

176
00:11:13,310 --> 00:11:16,810
...یه چیزهایی هست که میخوام متوجه بشین

177
00:11:16,930 --> 00:11:18,140
یه چیزی توی کتت هست

178
00:11:18,930 --> 00:11:20,020
...که شبیهِ

179
00:11:22,470 --> 00:11:23,720
شبیه شیشه‌اس

180
00:11:27,140 --> 00:11:29,810
هیچکس شیشه رو از داخل کوپه نشکسته

181
00:11:31,430 --> 00:11:34,020
یه نفر از بیرون شیشه رو شکسته

182
00:11:36,350 --> 00:11:39,520
!اوه

183
00:11:39,680 --> 00:11:41,270
بله، عزیزم

184
00:11:41,680 --> 00:11:43,470
میدونم، میدونم

185
00:11:44,020 --> 00:11:45,850
صبرت تموم شده

186
00:11:45,850 --> 00:11:48,220
!اوه

187
00:11:48,930 --> 00:11:52,180
ولی دیگه داریم میرسیم

188
00:11:55,810 --> 00:11:56,970
این تقصیر شما نیست

189
00:11:57,850 --> 00:11:58,890
،ولی متاسفانه

190
00:11:59,560 --> 00:12:03,890
امروز باید بار اشتباهات پدر و مادرتون
رو به دوش بکشین

191
00:12:04,020 --> 00:12:05,140
گوش کن، خانم

192
00:12:05,560 --> 00:12:07,720
نمیدونم کی هستی، ولی فکر کنم میدونم چی هستی

193
00:12:08,560 --> 00:12:11,560
چند تا هیولا مثل تو به پستمون خورده
و همه‌اشون رو فرستادیم رد کارشون

194
00:12:12,350 --> 00:12:15,680
هیولاهایی مثل من؟

195
00:12:16,890 --> 00:12:18,020
...خب

196
00:12:19,270 --> 00:12:21,140
البته که مثل من هستن

197
00:12:23,180 --> 00:12:24,680
اونا بچه‌های من بودن

198
00:12:24,850 --> 00:12:26,850
بچه‌هات؟

199
00:12:27,600 --> 00:12:28,770
منظورت چیه؟

200
00:12:29,970 --> 00:12:31,390
مادر هیولاها

201
00:12:32,560 --> 00:12:33,560
اکیندا

202
00:12:36,430 --> 00:12:38,890
!اوه

203
00:12:43,350 --> 00:12:44,430
هیولا

204
00:12:45,560 --> 00:12:46,850
،کلمه‌ی عجیبیه

205
00:12:47,180 --> 00:12:51,390
،با توجه به اینکه مادربزرگ من
مادرِ مادربزرگ توـه

206
00:12:51,720 --> 00:12:53,850
و این همیشه یه داستان خانوادگی بوده

207
00:12:55,060 --> 00:12:57,470
،ولی... از دید من

208
00:12:58,350 --> 00:13:02,430
نیمه‌خدا موجود خطرناک‌تریه

209
00:13:04,310 --> 00:13:05,350
مزاحمه

210
00:13:06,270 --> 00:13:07,390
خشونت‌آمیزه

211
00:13:08,310 --> 00:13:10,270
،اگه دلیلی بر وجودم باشه

212
00:13:11,020 --> 00:13:15,140
اونم اینه که جلوی هیولاهایی

213
00:13:15,982 --> 00:13:17,062
مثل شما بایستم

214
00:13:19,890 --> 00:13:23,890
کوچولوی من که اینجاست. فعلا فقط یه بچه‌اس

215
00:13:24,142 --> 00:13:26,337
بمونه برام.

216
00:13:27,680 --> 00:13:28,720
‫امروز...

217
00:13:31,720 --> 00:13:33,140
‫شما طعمه‌ش می‌شین.

218
00:13:37,890 --> 00:13:39,100
‫بازم می‌ترسین؟

219
00:13:39,310 --> 00:13:42,810
‫اوه. اشکال نداره. ترس طبیعیه.

220
00:13:43,350 --> 00:13:45,390
‫برای شکار هم ضروریه.

221
00:13:46,020 --> 00:13:48,560
‫ترس شما. تردید شما.

222
00:13:49,100 --> 00:13:51,470
‫گیج شدنتون.

223
00:13:51,640 --> 00:13:55,640
‫نیاز داشتم بفهمین چه اتفاقی داره میفته

224
00:13:56,430 --> 00:13:59,100
‫تا اون بتونه رد بو رو بگیره.

225
00:14:01,180 --> 00:14:04,890
‫تا یاد بگیره و رشد کنه چون...

226
00:14:05,970 --> 00:14:08,720
‫یه مادر خوب برای بچه‌ش
‫همین کارو می‌کنه.

227
00:14:09,810 --> 00:14:10,970
‫شما که درک نمی‌کنین.

228
00:14:20,720 --> 00:14:22,060
‫الان باید فرار کنین.

229
00:14:25,970 --> 00:14:27,640
‫- نه عزیزم!
‫- برو!

230
00:14:31,310 --> 00:14:32,390
‫آهای با شمام! وایستین!

231
00:14:33,810 --> 00:14:35,020
‫وایستین!

232
00:14:37,350 --> 00:14:39,140
‫دختره‌ی احمق.

233
00:14:39,430 --> 00:14:40,970
‫جوگیر شدی.

234
00:14:41,850 --> 00:14:43,060
‫روش کار می‌کنیم.

235
00:14:56,180 --> 00:14:57,850
‫وایستین.

236
00:15:23,470 --> 00:15:24,470
‫آهای!

237
00:15:24,600 --> 00:15:26,140
‫- پرسی.
‫- این درو باز کن!

238
00:15:26,270 --> 00:15:28,270
‫برگرد اینجا و این درو باز کن!

239
00:15:28,270 --> 00:15:29,350
‫اون چیه؟

240
00:15:30,100 --> 00:15:31,180
‫نیشه.

241
00:15:31,350 --> 00:15:33,310
‫گرور، می‌دونی چه جور هیولایی
‫از اینا داره؟

242
00:15:33,310 --> 00:15:36,140
‫نمی‌دونم. احتمالاً هیولای خوبی نباشه.

243
00:15:36,430 --> 00:15:38,640
‫- حالت خوبه؟
‫- فکر کنم. چطور؟

244
00:15:38,970 --> 00:15:40,390
‫فکر می‌کنی سمی باشه؟

245
00:15:40,390 --> 00:15:42,140
‫این درو باز کنید، همین الان!

246
00:15:42,270 --> 00:15:43,430
‫- مطمئن نیستم.
‫- یالا.

247
00:15:43,430 --> 00:15:44,520
‫آهای!

248
00:15:57,020 --> 00:15:58,100
‫باید بریم.

249
00:16:00,220 --> 00:16:02,390
‫قطار توقف اتفاقی دارد.

250
00:16:02,390 --> 00:16:03,810
‫لطفاً سرجای خود بمانید...

251
00:16:10,100 --> 00:16:11,430
‫چرا تعقیبمون نمی‌کنه؟

252
00:16:12,310 --> 00:16:13,669
‫اکیدنا گفت هر چی که توی اون محفظه

253
00:16:13,681 --> 00:16:15,430
‫قایم کرده بود، هنوز بچه‌ست.

254
00:16:15,930 --> 00:16:17,640
‫زیاد از مادرش دور نمی‌شه.

255
00:16:18,060 --> 00:16:19,270
‫داره شکار یاد می‌گیره...

256
00:16:20,810 --> 00:16:22,560
‫و ظاهراً این بخش شکارشه.

257
00:16:26,140 --> 00:16:28,390
‫زیاد نمی‌تونیم ازشون فرار کنیم.

258
00:16:29,140 --> 00:16:32,220
‫نیازی نیست.
‫فقط یه جای امن می‌خوایم که مخفی شیم.

259
00:16:33,220 --> 00:16:34,220
‫یه جای امن.

260
00:16:34,720 --> 00:16:36,680
‫می‌دونید از کجا ممکنه یه جای امن پیدا کنیم؟

261
00:16:38,560 --> 00:16:39,560
‫می‌دونم.

262
00:16:40,100 --> 00:16:42,140
‫یه پناهگاه، که وقف آتنا شده،

263
00:16:42,470 --> 00:16:44,649
‫خیلی وقت پیش یکی از
‫بچه‌های نیمه‌خداش اونجا رو ساخت.

264
00:16:44,810 --> 00:16:47,140
‫یه معبد آتنایی...

265
00:16:47,140 --> 00:16:48,970
‫یه جایی وسط مرکز شهر سنت لوئیسه؟

266
00:16:49,520 --> 00:16:50,520
‫آره.

267
00:16:51,600 --> 00:16:53,520
‫فقط این که اونقدرها هم مخفی نیست.

268
00:17:05,390 --> 00:17:10,770
‫۱۹۲ متر عرض و ۱۹۲ متر ارتفاعشه.
‫دو سه سانتی‌متر این‌ور اون‌ور.

269
00:17:12,560 --> 00:17:14,060
‫هیچ چیزی داخلش نیست که نگهش داره.

270
00:17:14,560 --> 00:17:16,770
‫هر دو طرفش کامل باهم برابره و تعادل داره.

271
00:17:19,220 --> 00:17:20,680
‫قرینگی این قوس رو نگه داشته.

272
00:17:20,810 --> 00:17:22,470
‫ریاضی نگهش داشته.

273
00:17:22,470 --> 00:17:24,180
‫ضدزلزله هم هست،

274
00:17:24,180 --> 00:17:25,720
‫واسه همین پوسایدن نمی‌تونه خرابش کنه.

275
00:17:26,930 --> 00:17:28,470
‫- خوبه.
‫- ببخشید.

276
00:17:29,390 --> 00:17:31,810
‫اینجوری باید عشقت رو به آتنا نشون بدی.

277
00:17:32,520 --> 00:17:35,220
‫یادمانی از قدرتِ کمال.

278
00:17:36,680 --> 00:17:38,430
‫یادمانِ چیزهای دیگه هم هست.

279
00:17:40,020 --> 00:17:41,970
‫تو چیزی رو می‌گی که بعضی از آدما

280
00:17:41,970 --> 00:17:43,310
‫می‌خوان به اینجا نسبت بدن.

281
00:17:44,350 --> 00:17:46,430
‫من دارم چیزی که واقعاً هست رو می‌گم.

282
00:17:47,970 --> 00:17:49,060
‫هر چی.

283
00:17:49,810 --> 00:17:51,180
‫اینجا در امانیم دیگه؟

284
00:17:52,220 --> 00:17:55,020
‫هیچ هیولایی نمی‌تونه واردش بشه.
‫حتی اکیدنا.

285
00:17:55,680 --> 00:17:57,270
‫- در امانیم.
‫ عالیه.

286
00:17:58,640 --> 00:18:00,810
‫خب، حالا که قطارمون منفجر شد

287
00:18:00,810 --> 00:18:03,220
‫می‌رم ببینم قطار دیگه‌ای هست
‫که بلیتش رو بگیریم.

288
00:18:03,890 --> 00:18:05,220
‫نمی‌تونیم که تا ابد اینجا بمونیم.

289
00:18:10,310 --> 00:18:12,770
‫دلیل نمی‌شه چون طعمه هستیم
‫درمونده بشیم.

290
00:18:17,350 --> 00:18:19,560
‫خوشش نمیاد آدما حیوون‌ها رو اذیت کنن.

291
00:18:21,140 --> 00:18:22,180
‫آره.

292
00:18:23,020 --> 00:18:24,100
‫می‌دونم.

293
00:18:25,640 --> 00:18:28,020
‫نباید... باهاش تند حرف می‌زدم..
‫فقط...

294
00:18:30,163 --> 00:18:32,243
‫می‌دونم.

295
00:18:34,691 --> 00:18:38,106
‫خب، اینجا مال مامانته؟

296
00:18:38,389 --> 00:18:39,559
‫یعنی اینجاست؟

297
00:18:41,810 --> 00:18:43,930
‫همون پایین بمونین!
‫من می‌رم دستشویی!

298
00:18:47,600 --> 00:18:50,470
‫- چه جالب.
‫- استعداد دارم.

299
00:18:53,930 --> 00:18:55,390
‫به هر حال گمونم حق با تو بود.

300
00:18:56,390 --> 00:18:59,470
‫یه جای امن لازم داشتیم
‫و مامانت داشت.

301
00:19:00,810 --> 00:19:02,890
‫خیلی شانس آوردیم
‫که دقیقاً توی همون شهر بودیم.

302
00:19:04,810 --> 00:19:05,810
‫شانس بود یا تقدیر؟

303
00:19:11,599 --> 00:19:14,140
‫می‌دونم فکر می‌کنی فقط خیالات خودمه...

304
00:19:14,140 --> 00:19:16,155
‫که به خودم می‌گم واسه مامانم مهمم

305
00:19:16,167 --> 00:19:18,140
‫چون اینجوری راحت‌تره.

306
00:19:18,970 --> 00:19:20,020
‫من اینو نگفتم.

307
00:19:22,270 --> 00:19:24,390
‫ببین، من تازه از شنبه‌ی هفته پیش...

308
00:19:25,390 --> 00:19:26,560
‫نیمه‌‌خدا شدم.

309
00:19:27,930 --> 00:19:29,020
‫نباید به حرفای من گوش کنی.

310
00:19:31,220 --> 00:19:36,890
‫می‌دونی، درسته اینجا مال مامانمه
‫ولی معبد معبده دیگه.

311
00:19:38,020 --> 00:19:40,100
‫حالا که اینجاییم شاید بتونی
‫یه سلامی به بابات بدی.

312
00:19:42,520 --> 00:19:43,560
‫نه مرسی.

313
00:19:44,220 --> 00:19:45,310
‫چه ضرری داره؟

314
00:19:48,850 --> 00:19:50,100
‫جریانت با مامانت رو...

315
00:19:51,970 --> 00:19:56,430
‫درک می‌کنم. فرق داره.
‫واسه تو جواب می‌ده ولی بابای من...

316
00:19:58,953 --> 00:20:02,073
‫هیچی ازش نمی‌خوام.
‫اون به قدر کافی فرصت داشت.

317
00:20:02,120 --> 00:20:05,370
‫راستش کارهایی که تو توی این چند روز
‫واسه‌م کردی

318
00:20:05,406 --> 00:20:07,762
‫از کارهایی که بابام کل عمرم
‫برام کرده بیشتر بود.

319
00:20:07,916 --> 00:20:09,416
‫اگه قرار باشه با کسی بمونم...

320
00:20:11,810 --> 00:20:12,930
‫مراقب باش چی می‌‌گی.

321
00:20:13,600 --> 00:20:15,270
‫فکر کنم می‌خواستی به من بگی یه دوست.

322
00:20:16,270 --> 00:20:18,220
‫یه جایی همین اطراف
‫اوراکل داره بهمون می‌خنده،

323
00:20:18,220 --> 00:20:19,470
‫ولی می‌دونی... وای!

324
00:20:19,470 --> 00:20:21,470
‫پرسی!

325
00:20:21,600 --> 00:20:22,680
‫چی شد؟

326
00:20:22,680 --> 00:20:26,020
‫فکر کنم...
‫فکر کنم اون چیزهای نیش‌مانند سمین.

327
00:20:26,720 --> 00:20:28,350
‫یه فکری دارم. بیا کمکم کن.

328
00:20:28,720 --> 00:20:29,810
‫باشه.

329
00:20:37,270 --> 00:20:38,770
‫توی اردوگاه آب درمانش کرد،

330
00:20:39,180 --> 00:20:40,890
‫روی این سمه هم باید جواب بده نه؟

331
00:20:42,560 --> 00:20:44,560
‫فکر کنم... فکر کنم داره جواب می‌ده.

332
00:20:45,520 --> 00:20:46,520
‫تصمیم خیلی خوبی بود.

333
00:20:50,220 --> 00:20:52,140
‫- یا هم نبود.
‫- شاید باید آب جاری باشه

334
00:20:52,140 --> 00:20:54,770
‫تا پوسایدن بتونه درمانش کنه.

335
00:20:59,640 --> 00:21:01,357
‫خیلی خب. باید برگردیم داخل.

336
00:21:01,369 --> 00:21:02,810
‫نه، باید به تلاشمون ادامه بدیم.

337
00:21:03,020 --> 00:21:04,850
‫این کارمون جواب نمی‌ده.
‫اون هم که داره میاد.

338
00:21:09,384 --> 00:21:10,877
‫خیلی خب ببینید، پرسی رو می‌بریم تو.

339
00:21:10,917 --> 00:21:12,359
‫و می‌ریم محرابِ معبد.

340
00:21:12,390 --> 00:21:14,020
‫محراب؟ محراب کجاست؟

341
00:21:14,020 --> 00:21:15,560
‫بالاترین نقطه‌ست، بهترین چشم‌انداز رو داره.

342
00:21:15,597 --> 00:21:17,387
‫باشه ولی چه فایده‌ای واسه ما داره؟

343
00:21:18,890 --> 00:21:20,288
‫می‌ریم محراب...

344
00:21:20,300 --> 00:21:21,930
‫و از مامانم کمک می‌خوام.

345
00:21:24,560 --> 00:21:25,990
‫فکر می‌کردم کلاً قراره کمک نخوایم.

346
00:21:30,100 --> 00:21:31,640
‫زود باشید، بیاید بریم.

347
00:21:41,020 --> 00:21:42,560
‫بچه‌ها، شنیدین؟

348
00:21:43,020 --> 00:21:44,060
‫چی رو؟

349
00:21:45,020 --> 00:21:46,390
‫هیچی. بریم.

350
00:21:55,560 --> 00:21:58,720
‫لطفاً سر جاتون بشینید.
واگن‌ها می‌خوان حرکت کنن.

351
00:22:03,970 --> 00:22:05,810
‫یه کم پیش داستان چی بود؟
‫ چه صدایی شنیدی؟

352
00:22:08,680 --> 00:22:09,680
‫باهات حرف زد.

353
00:22:11,140 --> 00:22:13,520
‫الکتو هم توی موزه‌ی نیویورک
‫همین کارو باهام کرد.

354
00:22:14,350 --> 00:22:15,520
‫چی گفت؟

355
00:22:22,770 --> 00:22:24,140
‫اون کیمیرا بود؟

356
00:22:25,270 --> 00:22:28,180
‫فکر کنم... فکر کنم اون کیمیرا بود.

357
00:22:28,560 --> 00:22:30,850
‫آخه کیمیرا چه جوری اومده اینجا؟

358
00:22:30,970 --> 00:22:33,430
‫- چه جوری یه هیولا وارد اینجا می‌شه؟
‫- آنابث؟

359
00:22:33,560 --> 00:22:36,930
‫ما توی یه پناهگاهیم.
‫آتنا باید راهش داده باشه،

360
00:22:36,930 --> 00:22:38,470
‫- ولی چرا باید این کارو بکنه؟
‫- آنابث!

361
00:22:39,680 --> 00:22:41,020
‫اکیدنا بهت چی گفت؟

362
00:22:44,060 --> 00:22:46,930
‫گفت گستاخی من غرور مادرم رو شکست.

363
00:22:47,890 --> 00:22:49,850
‫و این بدبختم می‌کنه.

364
00:22:50,890 --> 00:22:52,020
‫گستاخی؟ چه جور گستاخی‌ای...

365
00:22:54,470 --> 00:22:55,600
‫سرِ مدوسا.

366
00:22:57,770 --> 00:22:59,100
‫من مامانم رو شرمنده کردم.

367
00:23:01,470 --> 00:23:03,470
‫ولی من بودم که سرش رو فرستادم «المپ».

368
00:23:03,930 --> 00:23:06,180
‫- من نامه رو امضا کردم.
‫- و من با این کار موافقت کردم.

369
00:23:08,430 --> 00:23:09,600
‫این کارم خجالت‌زده‌ش کرد.

370
00:23:10,470 --> 00:23:11,600
‫حالا عصبانیه.

371
00:23:12,850 --> 00:23:14,680
‫بچه‌ها، حالا چی کار می‌کنیم؟

372
00:23:15,850 --> 00:23:18,140
‫وقتی برسیم بالا هیچ کمکی
‫برای نجات دادن پرسی بهمون نمی‌کنه.

373
00:23:18,560 --> 00:23:21,560
‫نه منظورم این بود اکیدنا
‫و کیمیرا رو چی کار می‌کنیم؟

374
00:23:22,100 --> 00:23:23,520
‫قراره دقیقاً پشت سر ما باشن.

375
00:23:25,753 --> 00:23:27,533
‫زیاد وقت نداریم.

376
00:23:27,560 --> 00:23:28,680
‫هر لحظه ممکنه برسن این بالا.

377
00:23:28,810 --> 00:23:30,810
‫و اگه مامانم قرار نیست
‫ازمون محافظت کنه

378
00:23:31,560 --> 00:23:33,270
‫پس خودمون باید این بالا باهاش بجنگیم.

379
00:23:43,140 --> 00:23:44,140
‫وای نه.

380
00:23:44,470 --> 00:23:46,350
‫باید همه رو از اینجا بیرون کنیم.

381
00:23:55,310 --> 00:23:57,470
‫توجه. توجه.

382
00:23:57,600 --> 00:24:00,220
‫- همگی صف بکشین.
‫- تو و پرسی تا پایین دنبالشون برین.

383
00:24:00,390 --> 00:24:02,810
‫چی؟ نه نه نه.
‫از هم جدا نمی‌شیم.

384
00:24:02,810 --> 00:24:03,890
‫گرور. برو دیگه.

385
00:24:03,890 --> 00:24:06,430
‫نه. نه نه نه نه.
‫همه باهم از اینجا می‌ریم بیرون.

386
00:24:06,430 --> 00:24:10,470
‫اینجوری نمی‌رسیم.
‫کیمیرا نیمه‌خداکشه.

387
00:24:10,970 --> 00:24:12,329
‫یه نفر باید بمونه...

388
00:24:12,341 --> 00:24:14,357
‫تا سرعتش رو بیاره پایین
‫و واسه همه یه کم زمان بخره.

389
00:24:14,680 --> 00:24:15,770
‫ای بابا.

390
00:24:18,310 --> 00:24:20,890
‫خیلی خب، کمکش کن از پله‌ها بره پایین
‫و ببرش دم رودخونه.

391
00:24:21,220 --> 00:24:23,640
‫تا وقتی به هیدس نرسیدین...

392
00:24:24,020 --> 00:24:26,430
‫و عصای آذرین رو به دست نیاوردین
‫واینستین، می‌شنوین چی می‌گم؟

393
00:24:28,770 --> 00:24:29,890
‫خیلی خب. دیگه برید.

394
00:24:30,390 --> 00:24:31,390
‫صبر کن.

395
00:24:37,140 --> 00:24:38,140
‫اینو بگیر.

396
00:24:41,770 --> 00:24:44,220
‫صبر کن!

397
00:24:44,350 --> 00:24:46,600
‫آهای! پرسی!

398
00:24:46,850 --> 00:24:48,350
‫پرسی، لطفاً!

399
00:24:48,520 --> 00:24:51,930
‫پرسی، نه!
‫این کارو نکن. می‌کشنت.

400
00:24:51,930 --> 00:24:53,350
‫پوسایدن تا الان کمکم نکرده.

401
00:24:54,850 --> 00:24:57,220
‫- قرار نیست از حالا کمک کنه.
‫- پرسی!

402
00:24:59,210 --> 00:25:00,770
‫از اولش هم نمی‌تونستم تا هیدس برم.

403
00:25:00,770 --> 00:25:03,430
‫پرسی؟ پرسی لطفاً.

404
00:25:04,310 --> 00:25:05,520
‫ولی شما می‌تونید.

405
00:25:07,720 --> 00:25:08,770
‫و حالا می‌رید.

406
00:25:09,100 --> 00:25:11,350
‫پرسی!

407
00:25:12,640 --> 00:25:15,100
‫پرسی، صدامو می‌شنوی؟

408
00:25:15,100 --> 00:25:17,220
‫پرسی، نمی‌تونی تنهایی این کارو بکنی.

409
00:25:33,770 --> 00:25:35,720
‫اینجا دیگه آخرشه عزیزم.

410
00:25:36,600 --> 00:25:37,810
‫مقاومت نکن.

411
00:25:38,770 --> 00:25:40,520
‫اینجوری فقط عصبانیش می‌کنی.

412
00:26:55,100 --> 00:26:58,430
‫اصلاً منصفانه نیست.
‫هیچ‌وقت فرصتش رو نداشتی نه؟

413
00:27:00,850 --> 00:27:04,600
‫کاش واسه یه نفر مهم بودی
‫تا بهت فرصت بده.

414
00:27:59,930 --> 00:28:01,180
‫<i>تو ترسیدی.</i>

415
00:28:03,810 --> 00:28:05,220
‫<i>هیچ اشکالی نداره، پرسی.</i>

416
00:28:06,810 --> 00:28:09,020
‫<i>پدرت منو فرستاد بهت بگم...</i>

417
00:28:09,850 --> 00:28:10,970
‫<i>که اشکال ندره.</i>

418
00:28:13,220 --> 00:28:15,520
‫<i>فقط نفس بکش.</i>

419
00:28:18,970 --> 00:28:20,270
‫<i>پدرت اینجاست.</i>

420
00:28:22,180 --> 00:28:24,810
‫<i>همیشه اینجا بوده.</i>

421
00:28:25,470 --> 00:28:27,520
‫<i>براش خیلی سخته که کاری نکنه.</i>

422
00:28:28,430 --> 00:28:30,020
‫<i>که دست و پا زدنت رو ببینه.</i>

423
00:28:30,310 --> 00:28:31,970
‫<i>برای همه‌مون خیلی سخته.</i>

424
00:28:32,930 --> 00:28:33,970
‫<i>اما اون اینجاست.</i>

425
00:28:34,810 --> 00:28:36,600
‫<i>و خیلی بهت افتخار می‌کنه.</i>

426
00:28:39,430 --> 00:28:40,520
‫<i>بهش اعتماد کن.</i>

427
00:28:42,850 --> 00:28:44,720
‫<i>به خودت اعتماد کن.</i>

428
00:28:46,970 --> 00:28:48,140
‫<i>فقط...</i>

429
00:28:49,600 --> 00:28:50,720
‫<i>نفس بکش.</i>

430
00:28:51,848 --> 00:29:01,848
‫ترجمه از «آرمان اسدی و فائزه شاهمرادی»

431
00:29:02,303 --> 00:29:32,303



432
00:30:53,810 --> 00:30:55,970
‫مامانم همیشه
‫ این داستانا رو برام تعریف می‌کرد.

433
00:30:57,180 --> 00:30:58,930
‫بلند شو پرسی. جدی‌ دارم می‌گم.

434
00:30:59,430 --> 00:31:01,640
‫اون گفت خدایان باهم اینجورین.

435
00:31:03,060 --> 00:31:04,680
‫اونا همچین خانواده‌ای هستن.

