﻿1
00:00:04,838 --> 00:00:06,423
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,464 --> 00:00:07,924
‫منم داشتم توی کدش می‌گشتم
‫و توی...

3
00:00:07,966 --> 00:00:10,051
‫و توی تراشه پردازش کوانتومی‌ای که
‫رئیست برام ساخت...

4
00:00:10,093 --> 00:00:11,428
‫یه مشکل بدی داره.

5
00:00:11,469 --> 00:00:13,847
‫هر دفعه که بن جهش داره،
‫داده انتقال می‌ده.

6
00:00:13,888 --> 00:00:16,599
‫کارفرمای من یه نمونه اولیه‌ای بهت داد
‫به شرط اینکه

7
00:00:16,641 --> 00:00:19,602
‫موقع به کار بردنش،
‫هر داده‌ای رو که جمع‌آوری کردی، بهش بدی

8
00:00:19,644 --> 00:00:21,104
‫تنهایی نمی‌تونی اینو درستش کنی.

9
00:00:21,146 --> 00:00:22,397
‫می‌دونی که باید با کی حرف بزنی، درسته؟

10
00:00:22,439 --> 00:00:24,024
‫بخش سختش ساخت مدل نرم‌افزاری‌ای بود

11
00:00:24,065 --> 00:00:25,191
‫تا بدون اینکه رئیسم متوجه تغییری بشه

12
00:00:25,233 --> 00:00:27,027
‫کنترل تراشه‌ کوانتومی‌تون رو به شما بده.

13
00:00:27,068 --> 00:00:29,863
‫- چیه؟
‫- جاش فقط ۱۸ ما دیگه زنده‌س.

14
00:00:29,904 --> 00:00:31,156
‫باید به هانا بگم.

15
00:00:36,911 --> 00:00:40,707
‫این آخرین وصیت‌نامه‌ی سلیم مالک هست.

16
00:00:40,749 --> 00:00:43,460
‫همه بدونن که من سلیم مالک،
‫و در صحت و سلامت عقل

17
00:00:43,501 --> 00:00:46,421
‫ذهن و حافظه‌ی سالمی دارم
‫و تحت فشار

18
00:00:46,463 --> 00:00:48,298
‫تهدید، فریب یا نفوذ

19
00:00:48,340 --> 00:00:50,508
‫هیچ شخصی عمل نمی‌کنم،
‫و می‌خوام

20
00:00:50,550 --> 00:00:52,218
‫این رو به عنوان آخرین وصیت‌نامه‌ام ثبت و اعلام کنم.

21
00:00:52,260 --> 00:00:53,887
‫اول، برای دختر ارشدم...

22
00:00:53,928 --> 00:00:55,472
‫نادیا. بگیر بشین.

23
00:00:55,513 --> 00:00:56,639
‫بسیار خب
‫خیلی‌خب.

24
00:00:56,681 --> 00:00:58,933
‫اول، برای دختر ارشدم، سارا

25
00:00:58,975 --> 00:01:00,685
‫این گلدان سفالی رو
به یادگار می‌ذارم

26
00:01:00,727 --> 00:01:03,063
‫باشد که زیبایی شکننده‌اش
‫خونه‌ای که به خوبی مدیریت می‌کنی

27
00:01:03,104 --> 00:01:04,647
‫رو در مرحمت خودش قرار بده

28
00:01:04,689 --> 00:01:06,232
شوخیه دیگه؟

29
00:01:06,274 --> 00:01:07,942
‫تو که می‌دونی هیچ پس‌اندازی درکار نبود.

30
00:01:07,984 --> 00:01:09,611
‫بابا همه‌چیزش رو خرج جست‌وجوش کرد.

31
00:01:09,652 --> 00:01:12,113
‫دوم، برای دینای بی‌باکم...

32
00:01:12,155 --> 00:01:14,240
‫- دین‌ام.
‫- دستبند بیس‌بالم رو به ارث می‌ذارم

33
00:01:14,282 --> 00:01:15,909
‫که وقتی تیم شورشی‌ها در سال 1946
‫از تیم گربه‌ها بُردن،

34
00:01:15,950 --> 00:01:17,327
‫باهاش یه هوم‌ران گرفتن.
(هوم‌ران: ضربه‌ای که به خارج از استادیوم برود)

35
00:01:17,369 --> 00:01:19,371
‫- چه قشنگ.
‫- ایول.

36
00:01:19,412 --> 00:01:21,581
‫سوم، برای نادیای عزیزم...

37
00:01:21,623 --> 00:01:22,832
‫منم.

38
00:01:22,874 --> 00:01:24,709
‫باشد که وقتی داری به دانشگاه میری

39
00:01:24,751 --> 00:01:27,170
‫این کشتی برات الهام‌بخش باشه.

40
00:01:27,212 --> 00:01:28,672
‫اینه.

41
00:01:28,713 --> 00:01:29,839
‫بذار ببینم.

42
00:01:29,881 --> 00:01:31,424
‫واقعا تسلیت می‌گم.

43
00:01:31,466 --> 00:01:33,343
‫عالیه، بابا.
‫ممنون.

44
00:01:33,385 --> 00:01:35,553
جز یه مشت آت‌وآشغال
چیزی نذاشتی که بخوایم ازت چیزی یاد بگیریم

45
00:01:35,595 --> 00:01:36,680
‫من نمی‌شینم به غر زدنت گوش بدم.

46
00:01:36,721 --> 00:01:38,932
‫- معلومه که تو ازش دفاع می‌کنی...
‫- اوه!

47
00:01:53,238 --> 00:01:57,033
‫فکر کنم بابا چیزِ بیشتری از یه مشت آت‌وآشغال
‫برامون گذاشته.

48
00:01:57,075 --> 00:01:58,785
‫انگار یه جور نقشه‌ست.

49
00:02:02,080 --> 00:02:04,791
داری ازدواج می‌کنی

50
00:02:04,833 --> 00:02:05,917
اونم امروز

51
00:02:05,959 --> 00:02:07,627
‫می‌دونیم که یه‌کم یهوییه.

52
00:02:07,669 --> 00:02:10,797
‫ولی واقعا دوست داریم
‫که همه‌تون بیاین.

53
00:02:10,839 --> 00:02:13,383
‫آره، تازه با یهویی ازدواج کردن

54
00:02:13,425 --> 00:02:15,176
دیگه لازم نیست واسه برنامه‌ریزی عروسی
زحمتی بکشیم

55
00:02:15,218 --> 00:02:17,012
ولی همه‌ی کیف عروسی
به برنامه‌ریزیشه

56
00:02:17,053 --> 00:02:20,306
‫لطف داری ایان، ولی این بیشتر
‫به عشق اونا مربوط می‌شه.

57
00:02:20,348 --> 00:02:22,058
‫ببین، من یه بار عروسی‌ای رو برنامه‌ریزی کردم.

58
00:02:22,100 --> 00:02:23,601
‫همون یه بار کافی بود.

59
00:02:23,643 --> 00:02:25,145
‫اینطوری می‌تونه خودمونی باشه.

60
00:02:25,186 --> 00:02:27,272
‫می‌تونیم دور و بر ساعت 5 بریم محضر،

61
00:02:27,313 --> 00:02:29,441
‫یه غذایی بخوریم.

62
00:02:29,482 --> 00:02:31,443
‫اوه، موقعیت بن پیدا شده.

63
00:02:32,444 --> 00:02:34,154
‫- عالیه.
‫- بریم ببینیم کجاست.

64
00:02:34,195 --> 00:02:36,197
‫خیلی‌خب.
‫یعنی...

65
00:02:36,239 --> 00:02:37,824
‫بیا بغلم. ممنون.

66
00:02:39,075 --> 00:02:40,326
‫- تبریک میگم.
‫- ممنون.

67
00:02:43,038 --> 00:02:43,997
‫خیلی‌خب.

68
00:02:44,039 --> 00:02:46,624
خوب پیش رفت

69
00:02:47,834 --> 00:02:49,502
‫مطمئنی که به‌خاطر من عجله نمی‌کنی؟

70
00:02:50,795 --> 00:02:53,006
‫اگه یه چیزی باشه که من

71
00:02:53,048 --> 00:02:55,342
‫از تمام این جریانات یاد گرفته باشم،
‫اون اینه که

72
00:02:55,383 --> 00:02:57,344
‫واسه ساختن زندگی، نباید دست‌دست کرد.

73
00:03:03,683 --> 00:03:05,935
‫انگار تو هم یکی داری.

74
00:03:05,977 --> 00:03:07,687
‫وای، خدای من.

75
00:03:07,729 --> 00:03:09,272
‫پس با دو تیکه‌ای که تو دستکش من بود،

76
00:03:09,314 --> 00:03:10,815
‫یه نقشه‌ی کامل داریم.

77
00:03:10,857 --> 00:03:12,692
‫این دقیقاً اون طرف مرزه.

78
00:03:12,734 --> 00:03:16,404
‫این گنج سن پاتریسیوئه.

79
00:03:16,446 --> 00:03:19,491
‫معلومه خب!
‫آخرین دغدغه‌ش بود...

80
00:03:19,532 --> 00:03:22,869
‫جواهرات نفرین‌شده‌ی عصای سنت پاتریک.

81
00:03:22,911 --> 00:03:25,580
‫اینم فقط یکی دیگه از داستان‌هاش بود.

82
00:03:25,622 --> 00:03:26,748
‫آهای.

83
00:03:26,790 --> 00:03:28,708
‫نگو که اینو جدی گرفتی، دینا.

84
00:03:28,750 --> 00:03:31,252
‫ببخشید، باید برم دستشویی.

85
00:03:32,629 --> 00:03:34,297
<i>‫ بهت گفتم که منو دینا صدا نکن. </i>

86
00:03:34,339 --> 00:03:35,715
‫اونجا چه اتفاقی افتاد، ادیسون؟

87
00:03:35,757 --> 00:03:37,884
‫یه ثانیه دیگه دیرتر جهش می‌کردم
‫می‌تونستم جون جاش رو نجات بدم.

88
00:03:37,926 --> 00:03:38,968
‫می‌دونم.

89
00:03:39,010 --> 00:03:41,012
‫ولی خودت که می‌دونی شتاب‌دهنده

90
00:03:41,054 --> 00:03:42,889
‫بهمون اجاره نمی‌ده که انتخاب کنیم که
جون کی رو نجات بدیم

91
00:03:42,931 --> 00:03:44,599
‫آره، من...

92
00:03:45,850 --> 00:03:46,976
‫متاسفم.

93
00:03:47,018 --> 00:03:48,520
‫خیلی‌خب، حالا باید چی‌کار کنم،

94
00:03:48,561 --> 00:03:50,689
‫یه گنج دفن شده رو پیدا کنم

95
00:03:50,730 --> 00:03:52,732
‫یا نذارم این خواهرها باهم دعوا کنن؟

96
00:03:52,774 --> 00:03:54,317
‫من نمیام توی دنبال گنج بگردم.

97
00:03:55,652 --> 00:03:57,278
‫احتمالا پیدا کردن گنج راحت‌تره.

98
00:04:01,199 --> 00:04:02,701
‫تو نادیا مالک هستی.

99
00:04:02,742 --> 00:04:04,369
‫17 سالته.

100
00:04:04,411 --> 00:04:06,579
‫و تازه مدرسه رو تموم کردی.

101
00:04:06,621 --> 00:04:10,250
‫پدرت سلیم مالک یه مسیحی لبنانی بود

102
00:04:10,291 --> 00:04:12,752
‫که از آزارواذیت‌های ترک‌ها، فرار کرد

103
00:04:12,794 --> 00:04:14,462
‫و دهه‌ی ۱۹۲۰ به اینجا مهاجرت کرد

104
00:04:14,504 --> 00:04:17,048
‫بعد اون به یه استاد ادبیات بی‌اعتبار تبدیل شد

105
00:04:17,090 --> 00:04:19,718
‫و کل عمرش رو صرف جست‌وجوی گنج
‫در سراسر آمریکا کرد.

106
00:04:19,759 --> 00:04:22,095
‫سارا متأهله و دو تا بچه داره

107
00:04:22,137 --> 00:04:25,849
‫و دینا یه جورایی همه‌ش شغل عوض کرده

108
00:04:25,890 --> 00:04:29,728
‫تا اینکه یه هفته بعد از خونده شدن وصیت‌نامه
‫تو مکزیک ناپدید می‌شه.

109
00:04:29,769 --> 00:04:31,688
‫و خانواده از هم می‌پاشه.

110
00:04:31,730 --> 00:04:33,815
‫دینا باید کلید کل جریان باشه.

111
00:04:33,857 --> 00:04:36,109
‫اون رفته دنبال گنج برگرده،

112
00:04:36,151 --> 00:04:37,819
‫ولی تنها رفته.

113
00:04:39,446 --> 00:04:41,364
‫"من روی زمین نفرین‌شده

114
00:04:41,406 --> 00:04:43,533
‫در برابر راه به خوبی پنهان شده، می‌ایستم".

115
00:04:43,575 --> 00:04:45,618
‫به نظر یه سرنخ میاد
‫و به دست‌خط بابا هم نوشته شده.

116
00:04:45,660 --> 00:04:47,120
‫اوه، لطفا بگو که جدی نمیگی.

117
00:04:47,162 --> 00:04:48,955
‫واقعا می‌خوای تنهایی بری دنبال این بگردی؟

118
00:04:48,997 --> 00:04:50,623
‫منم پایه‌ام.

119
00:04:50,665 --> 00:04:53,001
‫فکر کنم حق با دینا بود.

120
00:04:53,043 --> 00:04:55,420
‫بابا واسه هر کدوم‌مون تیکه‌هایی از نقشه به جا گذاشته.

121
00:04:55,462 --> 00:04:56,713
‫این باید یه معنی‌ای داشته باشه.

122
00:04:56,755 --> 00:04:58,256
‫داره ما رو به سمت گنج هدایت می‌کنه.

123
00:04:58,298 --> 00:04:59,632
‫درسته؟

124
00:04:59,674 --> 00:05:01,718
‫بله.

125
00:05:01,760 --> 00:05:03,928
‫با توجه به محل هر کدوم از بخش‌های نقشه،

126
00:05:03,970 --> 00:05:05,847
‫می‌شه گفت که پدرتون قصد داشته...

127
00:05:05,889 --> 00:05:08,600
‫بابا می‌خواسته که ما تیمی کار کنیم.

128
00:05:08,641 --> 00:05:10,560
‫- همه‌مون باید بریم.
‫- نادیا درست می‌گه.

129
00:05:10,602 --> 00:05:12,062
‫و این فرصت برای ماست که بالاخره

130
00:05:12,103 --> 00:05:13,355
‫به یکی از ماجراجویی‌های بابا بریم.

131
00:05:13,396 --> 00:05:15,315
‫اونا ماجراجویی نبودن.
‫خیال‌بافی بودن،

132
00:05:15,357 --> 00:05:16,733
‫و به‌خاطر همونا هم خانواده‌مون نابود شد.

133
00:05:16,775 --> 00:05:19,277
‫بابا یه وقت‌هایی به مدت چند هفته
‫مامان رو تنها می‌ذاشت.

134
00:05:19,319 --> 00:05:21,988
‫و وقتی مامان مُرد، دست از کارش برداشت
‫تا کمک بده و ازمون مراقبت کنه؟

135
00:05:22,030 --> 00:05:23,323
‫نه.

136
00:05:23,365 --> 00:05:25,992
‫نادیای بیچاره به‌زور می‌شناختش.

137
00:05:26,034 --> 00:05:28,328
‫راست می‌گه.

138
00:05:28,370 --> 00:05:29,829
‫سارا، اون تازه فوت شده.

139
00:05:29,871 --> 00:05:33,166
‫اون‌وقت فکر می‌کنی که من داگلاس و بچه‌ها رو ول می‌کنم

140
00:05:33,208 --> 00:05:35,001
‫تا کار اونو تکرار کنم؟

141
00:05:35,043 --> 00:05:36,211
‫ما یه خانواده‌ایم.

142
00:05:36,252 --> 00:05:38,380
‫باید کنار هم بمونیم، مخصوصا الان.

143
00:05:38,421 --> 00:05:40,965
‫امکان نداره که منو راضی کنین

144
00:05:41,007 --> 00:05:43,009
‫تا برم دنبال یه گنج بی‌ارزش بگردم.

145
00:05:43,051 --> 00:05:44,844
‫اصلا بی‌ارزش نیست.

146
00:05:46,221 --> 00:05:48,014
‫تو چیزی می‌دونی که ما نمی‌دونیم؟

147
00:05:48,056 --> 00:05:49,641
‫پدرتون یکی از دوست‌های صمیمی من بود،

148
00:05:49,683 --> 00:05:52,435
‫و می‌تونم اینجا وایسم و به قضاوت‌های بد شما
‫درموردش گوش بدم،

149
00:05:52,477 --> 00:05:57,107
‫ولی گنجی که اون به دنبالش بود واقعیه.

150
00:05:57,148 --> 00:05:58,483
‫چقدر ارزش داره؟

151
00:05:58,525 --> 00:06:01,361
‫اگه جواهرات سنت پاتریک تو این دوره پیدا بشن،

152
00:06:01,403 --> 00:06:05,240
‫حدود 40 میلیون دلار می‌ارزه.

153
00:06:23,842 --> 00:06:26,511
وای به حالتون اگه حرفاتون
چرت‌وپرت بوده باشه

154
00:06:47,032 --> 00:06:49,409
‫مطمئنیم که همین شهره؟

155
00:06:49,451 --> 00:06:50,869
‫دوس استریاس.

156
00:06:50,910 --> 00:06:53,246
‫دو روستا بودن که یه رودخونه‌ی مشترک داشتن

157
00:06:53,288 --> 00:06:57,042
‫تا اینکه اسپانیایی‌ها سد ساختن
‫و سمت شمال رو خشک کردن.

158
00:06:57,083 --> 00:06:59,210
همه‌چی خوبه؟

159
00:06:59,252 --> 00:07:02,172
‫من روزی چهره‌ت، حالت رو می‌فهمم،
‫یه چیزی ذهنت رو مشغول کرده

160
00:07:02,964 --> 00:07:05,800
‫بعضی وقت‌ها یادم میره که
‫چقدر منو خوب می‌شناسی.

161
00:07:05,842 --> 00:07:07,594
‫- بن، من...
‫- هی بچه، اینو ببین.

162
00:07:07,635 --> 00:07:08,970
‫پس با توجه به نقشه

163
00:07:09,012 --> 00:07:10,263
‫جوهرات عصای سنت پاتریک

164
00:07:10,305 --> 00:07:11,931
‫رشوه‌ای بودن که کلیسا برای ساخت سدی گرفت

165
00:07:11,973 --> 00:07:13,391
‫که این شهر رو نابود کرد.

166
00:07:13,433 --> 00:07:15,560
‫بعدش هم یه کشیش محلی جواهرات رو دزدید
‫و مخفی‌شون کرد،

167
00:07:15,602 --> 00:07:17,645
‫کشیشه می‌گفت، این جواهرات، خون‌بها هستن.

168
00:07:17,687 --> 00:07:19,731
‫خدایا، دقیقاً عین بابا حرف می‌زنی.

169
00:07:19,773 --> 00:07:21,024
‫باریکلا.

170
00:07:21,066 --> 00:07:22,692
‫"من روی زمین نفرین‌شده

171
00:07:22,734 --> 00:07:24,652
‫در برابر راه به خوبی پنهان شده، می‌ایستم".

172
00:07:24,694 --> 00:07:26,112
‫شاید یه قبرستون باشه؟

173
00:07:26,154 --> 00:07:27,781
هیچ‌کدوم آب ندارین؟

174
00:07:27,822 --> 00:07:29,699
‫این گرما داره آب بدنم رو خشک می‌کنه.

175
00:07:29,741 --> 00:07:30,658
‫بهت گفتم که یه قمقمه بیاری.

176
00:07:30,700 --> 00:07:32,285
‫پس تو چمدونت چیه؟

177
00:07:32,327 --> 00:07:33,328
‫لوازم آرایشی، کفش پاشنه بلند،

178
00:07:33,370 --> 00:07:34,954
‫یه دست لباس رسمی محض احتیاط.

179
00:07:34,996 --> 00:07:36,581
‫بهت گفتم وسایل کمی بیاری.

180
00:07:36,623 --> 00:07:38,958
‫من از تو برای مُد توصیه نمی‌گیرم، دینا جان.

181
00:07:39,000 --> 00:07:40,627
‫اسمم دینه.
‫صد بار بهت گفتم.

182
00:07:40,669 --> 00:07:43,797
‫- منو دین صدا کن.
‫- شاید بهتره واسه یه نوشیدنی خوردن وایسیم،

183
00:07:43,838 --> 00:07:46,424
‫و حرکت بعدی‌مون رو برنامه‌ریزی کنیم؟

184
00:07:46,466 --> 00:07:47,759
چطوره، دین؟

185
00:07:47,801 --> 00:07:49,969
یه کافه اونجا هست.

186
00:07:50,011 --> 00:07:51,346
‫از وقتی رسیدیم اینجا

187
00:07:51,388 --> 00:07:53,973
‫این اولین حرف منطقی‌ای هستش
‫که یکی گفته.

188
00:08:00,188 --> 00:08:02,357
برم ببینم از اینجا چی دستگیرم می‌شه

189
00:08:06,361 --> 00:08:09,155
‫"زمین نفرین‌شده،
‫راه به خوبی پنهان شده".

190
00:08:09,197 --> 00:08:11,658
‫بدو دیگه زیگی، لطفا یه چیزی بهم بده.

191
00:08:12,659 --> 00:08:14,244
‫تو خودت رو مشغول اون سرنخ کردی
‫تا مجبور نباشیم

192
00:08:14,285 --> 00:08:16,079
‫درمورد ازدواج کردن تام و ادیسون حرف بزنیم.

193
00:08:16,121 --> 00:08:17,580
‫ببین، می‌دونم که باهاش مخالفی...

194
00:08:17,622 --> 00:08:18,957
‫پس اشتباه فکر می‌کنی.

195
00:08:18,998 --> 00:08:20,417
‫من براشون خوشحالم.

196
00:08:20,458 --> 00:08:22,502
‫بن داره در زمان سفر می‌کنه،
‫و تو گفتی

197
00:08:22,544 --> 00:08:24,170
‫سال‌ها طول می‌کشه تا بتونیم اونو برگردونیم خونه،

198
00:08:24,212 --> 00:08:26,047
‫حتی با کد پروژه‌ی دارپایی که پیدا کردیم.

199
00:08:26,089 --> 00:08:29,009
‫- آره، درسته.
‫- پس ادیسون حقشه زندگی‌ای داشته باشه.

200
00:08:29,050 --> 00:08:31,136
‫تام اونو خوشحال می‌کنه.

201
00:08:31,177 --> 00:08:32,637
‫مگه چیزِ دیگه‌ای مهمه؟

202
00:08:32,679 --> 00:08:33,972
‫تو کی هستی،

203
00:08:34,014 --> 00:08:35,015
‫و با جن چی‌کار کردی؟

204
00:08:37,434 --> 00:08:38,852
‫ریچل، سلام.

205
00:08:38,893 --> 00:08:41,229
‫هی، به نظرت معنی این چیه؟

206
00:08:41,271 --> 00:08:42,856
‫"من روی زمین نفرین‌شده

207
00:08:42,897 --> 00:08:44,357
‫در برابر راه به خوبی پنهان شده، می‌ایستم".

208
00:08:44,399 --> 00:08:46,109
‫من واسه چیستان وقت نداریم، ایان.

209
00:08:46,151 --> 00:08:47,694
‫چی...
‫چی داری میگی؟

210
00:08:47,736 --> 00:08:49,029
‫اون می‌دونه.

211
00:08:49,070 --> 00:08:50,363
‫گیدئون می‌دونه که یه جاسوس اینجا هست.

212
00:08:50,405 --> 00:08:52,115
‫به تیم امنیتی گفته که اتاق همه رو بگردن

213
00:08:52,157 --> 00:08:53,616
‫نه، نه، نه.
‫این به معنای واقعی نشدنیه

214
00:08:53,658 --> 00:08:56,036
‫اون تو تمام سازمان‌های دولتی آدم داره.

215
00:08:56,077 --> 00:08:58,538
‫از آژانس امنیت ملی واسه مشاوره گرفتن درمورد رمزگذاری
‫پیش اون میان.

216
00:08:58,580 --> 00:09:00,206
‫ما احمق بودیم که فکر کردیم اون نمی‌فهمه.

217
00:09:00,248 --> 00:09:01,708
‫باشه باشه، لطفا ریچ،
‫بیا...

218
00:09:01,750 --> 00:09:03,043
‫می‌شه یه نفس عمیق بکشی؟

219
00:09:03,084 --> 00:09:05,211
‫- یه فکری می‌کنم.
‫- خب، سریع فکر کن،

220
00:09:05,253 --> 00:09:07,213
‫چون وقتی منو پیدا کنه،
‫تو رو پیدا می‌کنه.

221
00:09:07,255 --> 00:09:10,133
‫بعد هم همه‌چی رو می‌فهمه، ایان.

222
00:09:20,935 --> 00:09:22,729
‫اینا چی‌ان؟

223
00:09:22,771 --> 00:09:24,314
‫بروشور واسه توریست‌ها.

224
00:09:24,356 --> 00:09:26,191
‫من که میگم اینا ثابت می‌کنن که
‫بابا ساده‌لوح بود.

225
00:09:26,232 --> 00:09:28,109
‫یا ثابت می‌کنن که چقدر از آدما به افسانه باور دارن.

226
00:09:28,151 --> 00:09:30,070
‫می‌شه لطفا بس کنی؟

227
00:09:30,111 --> 00:09:31,237
‫بله، بابا پدر عالی‌ای نبود.

228
00:09:31,279 --> 00:09:32,572
‫ولی خدایی می‌شه...

229
00:09:32,614 --> 00:09:34,074
‫خدایی به نظرت اون آدم احمقی بود؟

230
00:09:34,115 --> 00:09:36,201
‫بله، و فکر می‌کنم همین الان هم

231
00:09:36,242 --> 00:09:37,911
‫داره همه‌ی ما رو احمق جلوه می‌ده!

232
00:09:42,248 --> 00:09:43,720
‫واقعا هم تونستیم خودمون رو هم‌رنگ بقیه جا بزنیم.

233
00:09:44,132 --> 00:09:45,011
‫بسه دیگه!

234
00:09:45,250 --> 00:09:46,296
‫اینقدر بهشون نگاه نکنین.

235
00:09:47,050 --> 00:09:48,053
‫دست از سرشون بردارین.

236
00:09:48,463 --> 00:09:50,298
‫داره بهشون می‌گه دست از سرمون بردارن.

237
00:09:50,340 --> 00:09:52,801
‫نادیا، تو از کجا اسپانیایی یاد گرفتی؟

238
00:09:52,842 --> 00:09:54,469
‫مدرسه‌ی دخترانه.

239
00:09:57,597 --> 00:09:59,307
‫به نظر میاد از راه دور میاین.

240
00:09:59,349 --> 00:10:00,850
‫گمون کنم که اتاق لازم دارین.

241
00:10:00,892 --> 00:10:01,851
‫- نه.
‫- بله.

242
00:10:01,893 --> 00:10:03,144
‫بلـ... هوم.

243
00:10:03,186 --> 00:10:05,772
‫خانواده، آره.
‫کاملا درک می‌کنم.

244
00:10:05,814 --> 00:10:08,149
‫می‌خواین تا تصمیم می‌گیرین
‫چمدون‌هاتون رو پشت پیشخوان بذارم؟

245
00:10:08,191 --> 00:10:09,317
‫بله لطفا.

246
00:10:10,402 --> 00:10:13,113
‫- آم، قصد توهین ندارم.
‫- بهم برنخورد.

247
00:10:13,154 --> 00:10:14,948
‫ریکاردو باراگان هستم، در خدمتتونم.

248
00:10:14,989 --> 00:10:16,574
‫اینجا کافه‌ی منه.

249
00:10:16,616 --> 00:10:18,993
‫پس شما واسه پیدا کردن گنج اومدین؟

250
00:10:20,286 --> 00:10:21,621
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

251
00:10:21,663 --> 00:10:23,623
‫خب، اینجا خبر دیگه‌ای که نیست.

252
00:10:23,665 --> 00:10:26,459
‫گنج نفرین‌شده‌ی سن پاتریسیو...

253
00:10:26,501 --> 00:10:27,919
‫بزرگ‌ترین فریب‌کاری‌ایه که تا حالا شنیده‌م

254
00:10:29,129 --> 00:10:30,213
‫ولی واسه کسب‌وکار خوب بود.

255
00:10:30,255 --> 00:10:32,465
‫بهت گفتم که اون نقشه بی‌ارزش بود.

256
00:10:32,507 --> 00:10:33,633
‫سارا.

257
00:10:33,675 --> 00:10:35,343
‫من تو عمرم کلی نقشه دیدم.

258
00:10:35,385 --> 00:10:37,053
‫اون دیوار رو می‌بینین؟

259
00:10:37,095 --> 00:10:38,972
‫پر از شکارچیان گنجه.

260
00:10:39,014 --> 00:10:41,933
‫راستش همین جاها یه دوربین دارم.

261
00:10:41,975 --> 00:10:44,811
‫اصلا می‌تونم عکس شما رو هم به دیوار بزنم.

262
00:10:44,853 --> 00:10:47,439
‫من؟

263
00:10:50,483 --> 00:10:51,484
‫شاید.

264
00:10:53,069 --> 00:10:54,529
‫حواست به کیف باشه.

265
00:11:03,788 --> 00:11:06,166
‫خدایی آدم فکر می‌کنه بعد از تموم شدن
رابطه با داگلاس

266
00:11:06,207 --> 00:11:08,335
‫دیگه نخواد توجه مردی رو به خودش جلب کنه.

267
00:11:08,376 --> 00:11:10,253
الان این خیلی بده؟

268
00:11:10,295 --> 00:11:12,130
‫خودت که می‌دونی که چطور باهاش رفتار می‌کنه.

269
00:11:14,716 --> 00:11:16,426
‫اینا رو ببین.

270
00:11:16,468 --> 00:11:18,345
‫هر کدوم‌شون به جست‌وجوی خودشون اومدن.

271
00:11:18,386 --> 00:11:20,722
‫برخلاف تمام انتظارها، امیدوار بودن

272
00:11:20,764 --> 00:11:22,390
‫چیزی که دنبالشن رو پیدا کنن.

273
00:11:22,432 --> 00:11:25,352
‫با خودشون فکر می‌کردن،
‫وقتی گنج رو پیدا کنم،

274
00:11:25,393 --> 00:11:27,854
‫زندگیم رو عوض می‌کنم.

275
00:11:27,896 --> 00:11:29,439
‫تو هم همین فکر رو می‌کنی؟

276
00:11:31,358 --> 00:11:33,360
‫من دارم دنبال همون چیزی می‌گردم
‫که بابا می‌گشت...

277
00:11:33,401 --> 00:11:35,820
‫یه حس به دستاورد رسیدن

278
00:11:35,862 --> 00:11:39,199
‫و حسی که یه کار بزرگ کردم.

279
00:11:39,240 --> 00:11:42,369
‫خودت که می‌دونی اون چطور آدمی بود.
‫هیچوقت کامل راحت نبود،

280
00:11:42,410 --> 00:11:44,579
‫هیچوقت جایی وفق پیدا نمی‌کرد.

281
00:11:47,791 --> 00:11:50,669
‫و ما داریم چی‌کار می‌کنیم؟

282
00:11:50,710 --> 00:11:52,462
‫دنبال بابا می‌گردیم.

283
00:11:55,006 --> 00:11:57,258
‫اونجا... اونجاست.

284
00:12:03,264 --> 00:12:05,266
‫به نظر خیلی خوشحال میاد.

285
00:12:08,311 --> 00:12:09,979
‫دلم براش تنگ شده.

286
00:12:10,021 --> 00:12:12,023
‫منم

287
00:12:12,065 --> 00:12:13,650
‫دلم براش تنگ شده.

288
00:12:19,155 --> 00:12:21,574
‫اون جلوی یه جاه وایساده.

289
00:12:21,616 --> 00:12:23,451
‫"راه به خوبی پنهان شده...
‫[هم معنی‌ بودن "به خوبی با چاه"]

290
00:12:23,493 --> 00:12:25,662
‫آه، از دست بابا و با کلمات بازی کردنش.

291
00:12:25,704 --> 00:12:27,914
‫چاه روی نقشه یه تغییر جهت رو نشون می‌ده.

292
00:12:27,956 --> 00:12:29,082
‫حالا داری حرف حساب می‌زنی.

293
00:12:29,124 --> 00:12:30,750
‫بریم گنج پیدا کنیم.

294
00:12:30,792 --> 00:12:32,585
‫بذار برم نقشه رو بیارم.

295
00:12:32,627 --> 00:12:34,504
‫هی، کیف دست شماست؟

296
00:12:34,546 --> 00:12:35,463
‫نه.

297
00:12:36,715 --> 00:12:37,882
‫آه...

298
00:12:37,924 --> 00:12:39,926
‫نادیا؟

299
00:12:39,968 --> 00:12:41,594
‫ریکاردو رفته.

300
00:12:43,054 --> 00:12:45,640
‫و نقشه رو هم برده.

301
00:12:51,688 --> 00:12:53,940
‫چطور تونستی بذاری نقشه رو برداره و فرار کنه؟

302
00:12:53,982 --> 00:12:55,191
‫توی کیف تو بود.

303
00:12:55,233 --> 00:12:56,609
‫که بهت گفتم حواست بهش باشه.

304
00:12:56,651 --> 00:12:57,652
‫ولی تو درگیر عشوه اومدن بودی.

305
00:12:57,694 --> 00:12:58,820
‫اصلانم.

306
00:12:58,862 --> 00:13:00,655
‫خیلی‌خب، صبر کنین!

307
00:13:00,697 --> 00:13:02,323
‫بیاین بهش فکر کنیم، باشه؟

308
00:13:02,365 --> 00:13:03,700
‫اونقدرهام وضعیت ناجور نیست.

309
00:13:03,742 --> 00:13:05,827
‫ریکاردو خیلی وقته که اینجا بوده، درسته؟

310
00:13:05,869 --> 00:13:07,787
‫اگه فکر نمی‌کرد که گنج واقعیه

311
00:13:07,829 --> 00:13:09,497
‫امکان نداشت نقشه رو برداره و فرار کنه.

312
00:13:09,539 --> 00:13:11,916
‫الان دیگه واقعی بودن یا نبودنش مهم نیست.

313
00:13:11,958 --> 00:13:14,085
‫تا نقشه‌ی بابا رو نداشته باشیم
‫نمی‌تونیم پیداش کنیم.

314
00:13:14,127 --> 00:13:17,339
‫پس بریم ببینیم اتوبوس بعدی‌‌ای که به تگزاس برمی‌گرده
‫کِی حرکت می‌کنه.

315
00:13:17,380 --> 00:13:20,216
‫خب، من می‌تونم نقشه رو دوباره بکشم.

316
00:13:20,258 --> 00:13:22,761
‫- می‌تونی؟
‫- چطوری؟

317
00:13:22,802 --> 00:13:26,806
‫خاطر مدرسه‌ی دخترانه
‫من حافظه‌ی

318
00:13:26,848 --> 00:13:30,060
‫خیلی خیلی خوبی دارم.

319
00:13:30,101 --> 00:13:31,644
‫یه دوره‌ست که...

320
00:13:31,686 --> 00:13:33,396
‫سارا، می‌شه یه بروشور بهم بدی؟

321
00:13:33,438 --> 00:13:35,023
‫دین، قلم داری؟

322
00:13:38,276 --> 00:13:39,569
‫عالیه. ممنون.

323
00:13:41,571 --> 00:13:42,697
‫آه، عالیه.

324
00:13:42,739 --> 00:13:44,908
‫پس اینجا مرکز شهره، درسته؟

325
00:13:44,949 --> 00:13:46,868
‫اینجا یه تعداد تپه بود.

326
00:13:46,910 --> 00:13:48,620
‫بابا عصا رو کنج نقشه کشیده بود.

327
00:13:48,661 --> 00:13:50,914
‫درسته. چاه

328
00:13:50,955 --> 00:13:53,708
‫شمال غربی اینجا در امتداد این مسیره.

329
00:13:53,750 --> 00:13:55,627
‫و بعد من چندتا از سرنخ‌های بابا رو اضافه می‌کنم.

330
00:13:55,669 --> 00:13:58,046
‫"مسیر به خوبی پنهان شده..."
‫[مسیر چاه پنهان شده]

331
00:13:58,088 --> 00:14:00,090
‫تو تیکه‌ی من نوشته بود،
‫"مارهای زیرزمینی

332
00:14:00,131 --> 00:14:01,257
‫کلید شبدری را مخفی می‌کنند".

333
00:14:01,299 --> 00:14:02,884
‫- آها.
‫- یواش.

334
00:14:02,926 --> 00:14:05,470
‫درست متوجه شدم که قراره
‫بریم تو صحرا

335
00:14:05,512 --> 00:14:06,763
‫تا مردی رو دنبال کنیم که احتمالا مسلحه،

336
00:14:06,805 --> 00:14:08,932
‫اونم با نقشه‌ای که نادیا ذهنی کشیده؟

337
00:14:10,809 --> 00:14:12,560
‫به نظر من که یه ماجراجوییه.

338
00:14:18,400 --> 00:14:19,317
‫خیلی‌خب، اگه کسی

339
00:14:19,359 --> 00:14:20,944
‫نظرش رو عوض کرد
‫بهم میگی؟

340
00:14:22,278 --> 00:14:23,655
‫ممنون.

341
00:14:23,679 --> 00:14:27,579
ا‌را‌ئه‌‌‌ا‌ی ا‌ز‌ وبگاه‌ ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

342
00:14:28,785 --> 00:14:31,621
‫ببین، من سراسر دارک وب سرنخ به جا گذاشتم.

343
00:14:31,663 --> 00:14:33,581
‫اگه کسی حاضر باشه سروهای پروتئوس رو هک کنه،

344
00:14:33,623 --> 00:14:35,375
‫- بهم خبر میدن.
‫- ولی؟

345
00:14:35,417 --> 00:14:38,003
‫هیچ هکری اصلا دلش نمی‌خواد

346
00:14:38,044 --> 00:14:39,212
‫با گیدئون ریج درگیر بشه.

347
00:14:39,254 --> 00:14:40,755
‫خدایا، همه‌ش امیدوارم که شاید

348
00:14:40,797 --> 00:14:42,549
‫اگه چشم‌هام رو به اندازه کافی محکم ببینم،

349
00:14:42,590 --> 00:14:44,134
‫- تمام این ماجرا تموم بشه.
‫- تو رفتی پیش گیدئون

350
00:14:44,175 --> 00:14:46,302
‫چون اون تنها راهی بود که
‫می‌شد بن رو پیدا کرد.

351
00:14:46,344 --> 00:14:47,595
‫اون تنها کسی بود که پول

352
00:14:47,637 --> 00:14:48,930
‫و دسترسی‌ لازم
‫واسه ساختن تراشه‌ کوانتومی رو داشت.

353
00:14:48,972 --> 00:14:51,933
‫و حالا ریچل قراره شغلش رو از دست بده.

354
00:14:51,975 --> 00:14:54,144
‫و من و اون احتمالا زندانی هم می‌شیم.

355
00:14:54,185 --> 00:14:55,645
‫وقتشه که به مجیک بگی.

356
00:14:55,687 --> 00:14:57,522
‫نه خیر، نه خیر.
‫حرفشم نزن.

357
00:14:57,564 --> 00:14:58,773
‫تو به هیچ وجه نمی‌تونی

358
00:14:58,815 --> 00:15:00,316
‫مدام سعی کنی که خودت اینو حل کنی.

359
00:15:00,358 --> 00:15:01,818
‫جواب نمی‌ده، ایان.

360
00:15:16,166 --> 00:15:18,293
‫خودشه.

361
00:15:18,335 --> 00:15:20,587
‫بابا دقیقاً اینجا بوده.

362
00:15:23,548 --> 00:15:26,676
‫سوال اینجاست که بعدش کجا رفته؟

363
00:15:27,886 --> 00:15:31,139
‫جوابش باید تو سرنخ بعدی باشه.

364
00:15:31,181 --> 00:15:36,019
‫"مارهای زیرزمینی کلید شبدری را مخفی می‌کنند".

365
00:15:36,061 --> 00:15:37,395
‫مار؟

366
00:15:37,437 --> 00:15:39,689
‫شرمنده، عمراً نزدیک مار بشم.

367
00:15:40,690 --> 00:15:42,984
‫مثل مار زیر زمین میرن.

368
00:15:43,026 --> 00:15:44,527
‫نادیا؟

369
00:15:45,612 --> 00:15:48,198
‫مسیر همینجاست.

370
00:15:48,239 --> 00:15:49,949
‫منظورش واقعا مار نبوده.

371
00:15:49,991 --> 00:15:53,536
‫منظورش تونل‌های زیرزمینی بوده.

372
00:15:54,662 --> 00:15:56,831
‫- من یه طناب پیدا کردم.
‫- عالیه.

373
00:15:56,873 --> 00:15:59,793
‫خب، من که از این پایین نمیرم.

374
00:15:59,834 --> 00:16:01,336
‫با اینکه خوش گذشته،

375
00:16:01,378 --> 00:16:02,587
‫هیچ علاقه‌ای به غرق شدن ندارم.

376
00:16:02,629 --> 00:16:04,297
‫- دستتون درد نکنه.
‫- غرق نمیشی.

377
00:16:17,227 --> 00:16:18,937
‫خشکه.

378
00:16:20,397 --> 00:16:21,648
‫ازت متنفرم.

379
00:16:27,529 --> 00:16:29,239
‫بدک نبود.
‫بگیر.

380
00:16:29,280 --> 00:16:30,490
‫ممنون.

381
00:16:30,532 --> 00:16:31,700
‫بریم؟

382
00:16:52,595 --> 00:16:53,972
‫گمون نکنم بدونی از کدوم طرف باید بریم؟

383
00:16:54,014 --> 00:16:56,057
‫منم مثل خودتم.

384
00:16:56,099 --> 00:17:00,770
‫نه، ولی این سنگ‌های روی هم گذاشته شده
‫ممکنه یه راهنما باشن.

385
00:17:00,812 --> 00:17:02,230
‫از این طرف.

386
00:17:07,027 --> 00:17:09,821
‫خب، درمورد این گنج...

387
00:17:09,863 --> 00:17:13,616
‫اگه سنت پاتریک مارها رو از ایرلند خارج کرده،

388
00:17:13,658 --> 00:17:16,578
‫جواهراتش چطور سر از مکزیک در آورده؟

389
00:17:16,619 --> 00:17:18,663
‫یه استعاره‌ست.

390
00:17:18,705 --> 00:17:20,206
‫درسته؟

391
00:17:20,248 --> 00:17:23,960
‫طبق افسانه، یه مرد سفیدپوست ریشی...

392
00:17:24,002 --> 00:17:26,629
‫1500 سال پیش با یه قایق پارویی

393
00:17:26,671 --> 00:17:27,964
‫به سواحل مکزیک رسید.

394
00:17:28,006 --> 00:17:30,592
‫بعضی‌ها میگن که اون سنت پاتریک بوده.

395
00:17:30,633 --> 00:17:31,968
‫ولی فرهنگ تولتک معتقد بود که

396
00:17:32,010 --> 00:17:34,262
‫خدای مار پَر دارشون کوتزالکواتل بوده.

397
00:17:34,304 --> 00:17:37,307
‫و فرضیه‌ی بابا این بود که کشیکی

398
00:17:37,349 --> 00:17:40,268
‫که جواهرات رو دزدید
‫اونا رو به عنوان پیشکشی برای کوتزالکواتل دفن کرد

399
00:17:40,310 --> 00:17:41,936
‫تا آب رو برگردونه.

400
00:17:41,978 --> 00:17:43,855
‫خب، مشخصه که این جواب نداده.

401
00:17:48,860 --> 00:17:52,280
‫خب چند وقت پیش آب اینجا خشک شده؟

402
00:18:00,622 --> 00:18:03,375
‫انگار خیلی وقته.

403
00:18:09,381 --> 00:18:10,465
‫- به نظرتون اون کی بوده؟
‫- شکارچی گنج.

404
00:18:10,507 --> 00:18:13,635
‫ولی اون بابا رو طرف خودش نداشته.

405
00:18:13,677 --> 00:18:14,969
‫درسته.

406
00:18:16,763 --> 00:18:17,889
‫از این طرف.

407
00:18:29,859 --> 00:18:32,153
‫بن‌بسته.

408
00:18:32,195 --> 00:18:34,698
‫این تونل باید تا 3 کیلومتر دیگه ادامه داشته باشه.

409
00:18:34,739 --> 00:18:36,825
‫فرو ریخته.

410
00:18:36,866 --> 00:18:39,285
‫دقیقاً موقعی که کم کم داشتم ایمان پیدا می‌کردم.

411
00:18:39,327 --> 00:18:42,747
‫صبر کن، نگو که داری میری؟

412
00:18:42,789 --> 00:18:44,040
‫مگه چاره‌ دیگه‌ای هم داریم؟

413
00:18:44,082 --> 00:18:45,583
‫باید سرنخ رو حل کنیم.

414
00:18:45,625 --> 00:18:47,877
‫"مارهای زیرزمینی کلید شبدری را مخفی می‌کنند".

415
00:18:47,919 --> 00:18:49,129
‫این سرنخ واسه هرچی که هست

416
00:18:49,170 --> 00:18:50,797
‫اون طرف اون ریزش قرار داده.

417
00:18:50,839 --> 00:18:52,465
‫ما که مطمئن نیستیم.

418
00:18:52,507 --> 00:18:54,050
‫و چه ضرری داره که یه نگاهی بندازیم؟

419
00:18:54,092 --> 00:18:55,677
‫اوه چه می‌دونم،

420
00:18:55,719 --> 00:18:57,053
‫شاید یه ریزش دیگه؟

421
00:18:59,931 --> 00:19:01,516
‫می‌دونم که تو ایمان زیادی به بابا داشتی.

422
00:19:01,558 --> 00:19:04,185
‫ولی واسه یه بار هم که شده،
‫نمی‌شه به خواهر بزرگ‌ترت اعتماد کنی

423
00:19:04,227 --> 00:19:05,854
‫کسی که واقعا بزرگت کرد؟

424
00:19:05,895 --> 00:19:07,063
‫ما بهت اعتماد داریم.

425
00:19:07,105 --> 00:19:09,482
‫فقط دو دقیقه دیگه وقت می‌خوایم.

426
00:19:09,524 --> 00:19:10,650
‫می‌خوای بری؟

427
00:19:10,692 --> 00:19:12,110
‫برو.

428
00:19:12,152 --> 00:19:13,778
‫ما می‌مونیم، سارا.

429
00:19:13,820 --> 00:19:15,363
‫معلومه که می‌مونی.

430
00:19:15,405 --> 00:19:17,574
‫چیزی نداری که بهش برگردی.

431
00:19:18,825 --> 00:19:20,285
‫ببخشید؟

432
00:19:22,871 --> 00:19:24,414
‫بن، باید عجله کنیم.

433
00:19:24,456 --> 00:19:27,500
‫کلید شبدری.
‫شبدر...

434
00:19:27,542 --> 00:19:30,920
‫زندگی تو خیلی راحته،
‫عین بابا رفتار می‌کنی، کلا بیخیالی.

435
00:19:30,962 --> 00:19:32,714
‫من یه خانواده دارم.

436
00:19:32,756 --> 00:19:33,923
‫نادیا مدرسه داره.

437
00:19:33,965 --> 00:19:35,592
‫سارا، دیگه هیچی نگو.

438
00:19:35,633 --> 00:19:36,760
‫تو شوهر نداری.

439
00:19:36,801 --> 00:19:38,386
‫نمی‌تونی سر یه شغل موندگار باشی.

440
00:19:38,428 --> 00:19:40,889
‫هیچوقت نگرانی‌ای نداشتی.

441
00:19:40,930 --> 00:19:43,975
‫دنیای تو خیلی کوچیکه،

442
00:19:44,017 --> 00:19:45,852
‫که پشت چرخ خیاطیت قایم شدی،

443
00:19:45,894 --> 00:19:47,020
‫همه رو قضاوت می‌کنی.

444
00:19:47,062 --> 00:19:50,565
‫تو اگه جای من باشی
‫یه روز هم دووم نمیاری.

445
00:19:50,607 --> 00:19:53,735
‫و منم نمی‌تونم یه روز توی جهنمی که
‫تو اسمش رو خونه گذاشتی زندگی کنم.

446
00:19:53,777 --> 00:19:54,903
‫فهمیدم!

447
00:19:54,944 --> 00:19:57,280
‫یه سنگ قلابیه!

448
00:19:59,616 --> 00:20:01,201
‫ببخشید.

449
00:20:01,242 --> 00:20:04,245
‫ببخشید، حرفای شما واقعا مهمه،

450
00:20:04,287 --> 00:20:06,414
‫ولی "شبدر" هم مهمه.

451
00:20:06,456 --> 00:20:08,708
‫ما دنبال یه شبدر چهار برگ نمی‌گردیم.

452
00:20:08,750 --> 00:20:11,544
‫به آخرین سرنخ بابا فکر کنین،
‫"به خوبی[چاه] پنهان شده".

453
00:20:11,586 --> 00:20:13,505
‫بازی با کلماته دقیقاً مثل...

454
00:20:13,546 --> 00:20:14,714
‫شم راک.
‫[شبدر]

455
00:20:14,756 --> 00:20:16,257
‫- یه سنگ قلابیه.
‫- بله.

456
00:20:16,299 --> 00:20:18,385
‫خدایا، این بده، حتی واسه بابا.

457
00:20:18,426 --> 00:20:19,844
‫دنبال سنگی بگرد که

458
00:20:19,886 --> 00:20:21,429
‫اصلا نباید این پایین باشه.

459
00:20:21,471 --> 00:20:23,014
‫- رستگاری در شاوشنک.
‫- رستگاری در شاوشنک.

460
00:20:23,056 --> 00:20:25,100
‫تو چه بچه مثبتی هستی.

461
00:20:34,150 --> 00:20:36,027
‫یه چیزی پیدا کردم!
‫گوش کنین.

462
00:20:39,572 --> 00:20:40,949
‫توخالیه.

463
00:20:40,990 --> 00:20:42,492
‫- بیا درش بیاریم.
‫- باشه، باشه.

464
00:20:52,168 --> 00:20:53,795
‫یه چیزِ دیگه هم داخلش هست.

465
00:20:55,338 --> 00:20:58,133
‫سارا، ما به دست‌های بی‌نقص رقصنده باله‌ای تو نیاز داریم.

466
00:20:58,174 --> 00:21:00,093
‫ممنون که متوجه شدی.

467
00:21:18,862 --> 00:21:20,071
‫چی؟

468
00:21:22,198 --> 00:21:24,034
‫ببینین چی پیدا کردم.

469
00:21:24,075 --> 00:21:26,327
‫ظاهراً شوخ بودن رو پیدا کردی.

470
00:21:26,369 --> 00:21:27,996
‫به نظر من که خنده‌دار نبود.

471
00:21:36,171 --> 00:21:37,797
‫به نظر من که خنده‌دار بود.

472
00:21:39,174 --> 00:21:40,925
‫خانوم‌ها...

473
00:21:40,967 --> 00:21:42,635
‫بدم میاد لحظه‌تون رو خراب کنم.

474
00:21:44,387 --> 00:21:46,389
‫ما اون کلید رو لازم داریم.

475
00:21:47,849 --> 00:21:49,184
‫آقای ولز؟

476
00:21:49,225 --> 00:21:51,186
‫معلومه که کار وکیله‌ست.

477
00:21:51,227 --> 00:21:52,604
‫تو برامون تله گذاشتی.

478
00:21:52,645 --> 00:21:54,272
‫تو زدی تو دستم که اون کشتی بی‌افته،

479
00:21:54,314 --> 00:21:55,690
‫چون می‌دونستی می‌شکنه.

480
00:21:57,067 --> 00:21:58,568
‫بدش من، زیبا.

481
00:22:00,070 --> 00:22:01,237
‫پدرمون بهت اعتماد داشت.

482
00:22:01,279 --> 00:22:02,572
‫آره، به گفته‌ی خودش.

483
00:22:02,614 --> 00:22:04,199
‫اون‌وقت بعد از 20 سال رفاقت،

484
00:22:04,240 --> 00:22:05,825
‫وقتی گنجش رو پیدا کرد
‫به من گفت؟

485
00:22:05,867 --> 00:22:07,744
‫نه. فقط درموردش دروغ گفت.

486
00:22:07,786 --> 00:22:09,412
‫بعد نقشه‌ی 40 میلیون دلاریش رو

487
00:22:09,454 --> 00:22:11,414
‫به بچه‌هاش داد که اصلا تحمل اونو ندارن.

488
00:22:12,916 --> 00:22:13,917
‫40؟

489
00:22:13,958 --> 00:22:15,335
‫تو که گفتی سهم نصفه‌ی من 10 میلیون دلاره.

490
00:22:15,377 --> 00:22:17,796
‫خب، به‌خاطر اینکه من دروغگوئم.

491
00:22:17,820 --> 00:22:21,320
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

492
00:22:21,591 --> 00:22:23,301
‫مجبور نبودی که بکشیش!

493
00:22:23,343 --> 00:22:25,053
‫حالا ازتون می‌خوام همینجا روی زمین بشینین،

494
00:22:25,095 --> 00:22:26,680
‫حدوداً یک ساعت اینا.

495
00:22:26,721 --> 00:22:28,556
‫بعدش اگه خواستین

496
00:22:28,598 --> 00:22:30,934
‫می‌تونین خودتون رو آزاد کنین.

497
00:22:30,975 --> 00:22:33,395
‫ولی اینو بهتون میگم:

498
00:22:33,436 --> 00:22:36,064
‫اگه تو کلیسا ببینمتون،

499
00:22:36,106 --> 00:22:37,565
‫مجبور می‌شم بکشمتون.

500
00:22:38,942 --> 00:22:41,528
‫ولی تو هنوزم بهمون نیاز داری، ولز.

501
00:22:41,569 --> 00:22:45,740
‫بهمون نیاز داری چون...
‫درمورد نفرین نمی‌دونی.

502
00:22:45,782 --> 00:22:47,325
‫هیچ نفرینی درکار نیست.
‫چی داری...

503
00:22:47,367 --> 00:22:50,370
‫به معنای واقعی که نه،
‫ولی یه تله هست،

504
00:22:50,412 --> 00:22:53,081
‫اشک‌های فراق کوتزالکواتل.

505
00:22:53,123 --> 00:22:54,541
‫پیچیده‌ست،

506
00:22:54,582 --> 00:22:56,793
‫و اگه بلد نباشی خنثی‌اش کنی، مرگباره.

507
00:22:56,835 --> 00:22:58,294
‫ما بلدیم.

508
00:22:58,336 --> 00:23:00,463
‫بابامون بهمون یاد داده.

509
00:23:01,798 --> 00:23:03,925
‫بن، حواست به دین باشه.

510
00:23:03,967 --> 00:23:05,301
‫حق با تو بود.

511
00:23:05,343 --> 00:23:07,220
‫پدرمون هیچوقت بهت اعتماد نداشت.

512
00:23:07,262 --> 00:23:10,432
‫اون به هیچکس جزء خانواده‌اش اعتماد نداشت.

513
00:23:10,473 --> 00:23:11,891
‫شما اصلا از نقشه خبر نداشتین.

514
00:23:11,933 --> 00:23:14,185
‫راجع‌بهش می‌دونستیم.
‫می‌دونستیم که وجود داره.

515
00:23:14,227 --> 00:23:16,062
‫فقط نمی‌دونستیم کجا بود.

516
00:23:16,104 --> 00:23:18,273
‫و ما معما رو حل کردیم.

517
00:23:18,314 --> 00:23:20,066
‫و اگه می‌خوای از تله بگذری،

518
00:23:20,108 --> 00:23:22,360
‫و از سهی از گنج لذت ببری،

519
00:23:22,402 --> 00:23:24,154
‫به ما نیاز داری که به اونجا برسونیمت.

520
00:23:25,363 --> 00:23:27,240
‫حالا چه نوع تله‌ای هست؟

521
00:23:27,282 --> 00:23:28,616
‫این نوع.

522
00:23:33,621 --> 00:23:35,248
‫بن، غار الانه که فرو بریزه!

523
00:23:43,006 --> 00:23:44,507
‫دین!

524
00:23:52,932 --> 00:23:54,642
‫من خوبم. کجا...

525
00:23:54,684 --> 00:23:56,436
‫- دین؟
‫- اینجام.

526
00:23:59,147 --> 00:24:00,315
‫وای، خدا.

527
00:24:00,357 --> 00:24:02,025
‫نه.

528
00:24:02,067 --> 00:24:04,069
‫نه.

529
00:24:04,110 --> 00:24:06,196
‫بیدار شو.

530
00:24:06,237 --> 00:24:08,782
‫لطفا بیدار شو.

531
00:24:08,823 --> 00:24:10,116
‫بیدار شو. بیدار شو.

532
00:24:10,158 --> 00:24:11,618
‫آخ.

533
00:24:11,659 --> 00:24:12,786
‫اوه، حالت خوبه.

534
00:24:12,827 --> 00:24:14,788
‫بیا اینو برداریم.

535
00:24:23,213 --> 00:24:26,591
‫آخه داشتی چه غلطی می‌کردی،
‫می‌خواستی خودت رو به کشتن بدی؟

536
00:24:26,633 --> 00:24:29,177
‫داشتم مطمئن می‌شدم که ولز

537
00:24:29,219 --> 00:24:30,804
‫با این فرار نکنه.

538
00:24:30,845 --> 00:24:33,473
‫اوه.

539
00:24:33,515 --> 00:24:35,892
‫جایی هم قرار نیست بره.

540
00:24:35,934 --> 00:24:37,644
‫یالا، بیا بلندت کنیم.

541
00:24:37,668 --> 00:24:39,668
!ب‍ام‍ا‌ب‍ین؛ م‍رج‍ع هرآنچه نمی‌یابید

542
00:24:42,857 --> 00:24:44,984
‫ما هم جایی نمی‌ریم.

543
00:24:45,026 --> 00:24:47,487
‫کل اینجا فرو ریخته.

544
00:24:50,281 --> 00:24:51,991
‫یه راه خروج پیدا کردم.

545
00:24:52,033 --> 00:24:53,952
‫فکر کنم یه راه خروج می‌بینم.

546
00:24:53,993 --> 00:24:55,870
‫یالا، از این طرف.

547
00:24:57,580 --> 00:24:58,832
‫- حالت خوبه؟
‫- فکر کنم خوبم.

548
00:24:58,873 --> 00:25:01,334
‫- آره، آره، آره.
‫- خوبی؟

549
00:25:01,376 --> 00:25:02,877
‫ممنون.

550
00:25:02,919 --> 00:25:04,546
‫هوات رو دارم.

551
00:25:04,587 --> 00:25:06,506
‫نادیا، کجا داری میری؟

552
00:25:06,548 --> 00:25:08,633
‫یه نسیمی حس کردم.

553
00:25:14,014 --> 00:25:17,058
‫هنوزم باورم نمی‌شه که از اون پایین

554
00:25:17,100 --> 00:25:19,352
‫نسیم رو حس کردی.

555
00:25:19,394 --> 00:25:21,896
‫اونی که پوست حساسی داره منم.

556
00:25:23,732 --> 00:25:25,191
‫به نظر یه شهر متروکه میاد.

557
00:25:25,233 --> 00:25:28,028
‫لابد اون یکی بخش دوس استریاست.

558
00:25:28,069 --> 00:25:30,447
‫همونی که موقع ساخته شدن سد خشک شد.

559
00:25:31,823 --> 00:25:33,992
‫ولز به یه کلیسا اشاره کرد.

560
00:25:34,034 --> 00:25:36,369
‫به گمونم این آخرین سرنخه.

561
00:25:36,411 --> 00:25:38,329
‫یه کلیسا بالای جاده هست.

562
00:25:40,248 --> 00:25:44,169
‫"چرخشی برای هر فصل از گل‌ گوادالوپ".

563
00:25:44,210 --> 00:25:45,712
‫این اصلا یعنی چی؟

564
00:25:45,754 --> 00:25:47,881
‫وای خدای من، حالت خوبه؟

565
00:25:52,385 --> 00:25:53,678
‫اونا بانداژن؟

566
00:25:53,720 --> 00:25:55,055
‫زخمی شدی؟

567
00:25:58,975 --> 00:26:01,019
‫نه دقیقاً.

568
00:26:10,445 --> 00:26:12,238
‫یه بانداژه،

569
00:26:12,280 --> 00:26:14,949
‫ولی دلیل اینکه بستمش این نیست.

570
00:26:16,201 --> 00:26:17,535
‫عجب.

571
00:26:17,577 --> 00:26:20,580
‫همچین عقیده‌ای در دهه‌ی 50.

572
00:26:20,622 --> 00:26:21,956
‫یعنی، یه حسی بهم می‌گفتا.

573
00:26:21,998 --> 00:26:23,792
‫ولی این...

574
00:26:23,833 --> 00:26:27,587
‫ولی این کار خطرناک نیست،
‫باند کشی بستن؟

575
00:26:27,629 --> 00:26:29,422
‫تیزبینی‌ها. باریکلا.

576
00:26:29,464 --> 00:26:32,842
‫ولی اون موقع گزینه‌ی زیادی نبود.

577
00:26:32,884 --> 00:26:36,471
‫حتما دین خیلی احساس تنهایی می‌کنه.

578
00:26:37,764 --> 00:26:39,933
‫متوجه نمیشم.

579
00:26:42,143 --> 00:26:44,729
‫وقتی اینو می‌پوشم،

580
00:26:44,771 --> 00:26:46,940
‫بیشتر حس‌ می‌کنم خودمم.

581
00:26:46,981 --> 00:26:49,859
‫پس می‌خوای یکی دیگه باشی؟

582
00:26:49,901 --> 00:26:51,986
‫نه.

583
00:26:52,028 --> 00:26:54,030
‫مسئله این نیست.

584
00:26:55,657 --> 00:26:57,867
‫به نظرت همسر بودن شرم‌آوره؟

585
00:26:57,909 --> 00:26:59,077
‫نه.

586
00:26:59,119 --> 00:27:03,707
‫برای بعضی‌ها این عالیه.

587
00:27:03,748 --> 00:27:08,670
‫ولی من هیچ کدوم نیستم.

588
00:27:08,712 --> 00:27:10,797
‫من فقط دین‌ام.

589
00:27:16,761 --> 00:27:18,263
‫- ممنون.
‫- بگیر.

590
00:27:23,518 --> 00:27:26,021
‫خفن شدی.

591
00:27:30,525 --> 00:27:32,819
‫شما دوتا از این قاعده‌ی "دوشیزه" و "خانم" خوشتون میاد،

592
00:27:32,861 --> 00:27:34,738
‫ولی من اینطوری نیستم.

593
00:27:34,779 --> 00:27:36,448
‫و من...

594
00:27:36,489 --> 00:27:39,826
‫و لزوما نمی‌خوامم چیزِ دیگه‌ای صدام کنن.

595
00:27:39,868 --> 00:27:41,911
‫کاش می‌تونستم بهتر توصیفش کنم.

596
00:27:44,164 --> 00:27:47,417
‫می‌دونی، دوست صمیمی من

597
00:27:47,459 --> 00:27:51,004
‫تو مدرسه‌ی دخترانه...

598
00:27:52,881 --> 00:27:55,091
‫اونا هم همین حس رو دارن.

599
00:27:55,133 --> 00:27:58,720
‫پس از ما می‌خوان که به جای خانم و دوشیزه

600
00:27:58,762 --> 00:28:02,974
‫معمولی صداشون کنیم، که درواقع دوتایی هست.

601
00:28:03,016 --> 00:28:05,518
‫دوتایی، مثل کدهای جاسوسی؟

602
00:28:05,560 --> 00:28:09,606
‫بله، و همینطورم دوتایی هرچیزی هستش

603
00:28:09,647 --> 00:28:11,441
‫که فقط دو احتمال داره.

604
00:28:11,483 --> 00:28:14,152
‫یه دکمه‌ی چراغ یا روشن هست یا خاموش.

605
00:28:14,194 --> 00:28:17,280
‫یه شخص یا خوبه یا بد.

606
00:28:17,322 --> 00:28:19,407
‫ولی به نظر من این حقیقت نداره.

607
00:28:19,449 --> 00:28:20,992
‫دقیقاً.

608
00:28:21,034 --> 00:28:24,496
‫پس به احتمالات بیشتری از دوتا نیاز داریم.

609
00:28:24,537 --> 00:28:25,622
‫درسته؟

610
00:28:25,663 --> 00:28:30,627
‫دوست منم غیرمعمولیه.

611
00:28:32,003 --> 00:28:33,213
‫خوشم اومد.

612
00:28:33,254 --> 00:28:38,218
‫پس تو هم همینی، غیرمعمولی؟

613
00:28:38,259 --> 00:28:41,721
‫یعنی، فقط که این نیستم.

614
00:28:41,763 --> 00:28:44,724
‫ولی آره.

615
00:28:44,766 --> 00:28:47,227
‫حس خودم رو داره.

616
00:28:47,268 --> 00:28:50,188
‫ولی هنوزم خواهر منی؟

617
00:28:51,940 --> 00:28:54,109
‫عضو خانواده‌ات هستم.

618
00:28:55,527 --> 00:28:57,529
‫باشه.

619
00:28:57,570 --> 00:28:59,906
‫می‌تونم با این کنار بیام.

620
00:28:59,948 --> 00:29:01,574
‫بیا بغلم.

621
00:29:03,952 --> 00:29:06,454
‫دوستت دارم، دین.

622
00:29:08,039 --> 00:29:10,000
‫منم دوستت دارم.

623
00:29:11,876 --> 00:29:17,173
‫ممنون که وقتی بهت میگم من کی‌ام
‫به حرفم گوش میدی.

624
00:29:23,054 --> 00:29:25,515
‫باریکلا، بن سانگ.

625
00:29:27,267 --> 00:29:29,978
‫فقط یه نقشه‌ی گنج
‫و دوتا آدم بد

626
00:29:30,020 --> 00:29:31,730
‫و تقریباً زنده به گور شدن لازم بود

627
00:29:31,771 --> 00:29:35,025
‫تا بالاخره باهم روراست باشیم.

628
00:29:39,904 --> 00:29:41,990
‫من دارم داگلاس رو ترک می‌کنم!

629
00:29:43,199 --> 00:29:44,451
‫- چی؟
‫- چی؟

630
00:29:44,492 --> 00:29:47,704
‫دیگه حاضر نیستم تو یه ازدواج ناراضی بمونم

631
00:29:47,746 --> 00:29:49,622
‫اونم فقط به‌خاطر اینکه دنیا می‌گه

632
00:29:49,664 --> 00:29:51,332
‫باید این کارو کنم.

633
00:29:51,374 --> 00:29:52,167
‫اوه.

634
00:29:52,208 --> 00:29:54,711
‫اون خیلی باهام بد رفتاری می‌کنه.

635
00:29:54,753 --> 00:29:56,171
‫با بچه‌هامون بد رفتاری می‌کنه.

636
00:29:56,212 --> 00:29:58,923
‫و وقتی باهم آشنا شده بودیم
‫فکر می‌کردم

637
00:29:58,965 --> 00:30:02,135
‫وقتی ازدواج کنیم، چیزی که خراب بود
‫درست می‌شه.

638
00:30:02,177 --> 00:30:04,346
‫ولی اینطوری نیست.

639
00:30:04,387 --> 00:30:06,473
‫اول باید خودت کامل باشی

640
00:30:06,514 --> 00:30:08,516
‫تا بتونی زندگیت رو پر کنی.

641
00:30:08,558 --> 00:30:10,894
‫و کل روز می‌خواستم بهتون بگم،

642
00:30:10,935 --> 00:30:12,645
‫ولی نتونستم

643
00:30:12,687 --> 00:30:16,149
‫چون می‌دونستم همین که به زبونش بیارم

644
00:30:16,191 --> 00:30:19,152
‫دیگه واقعا تمومه.

645
00:30:19,194 --> 00:30:23,948
‫و اون‌وقت دیگه تنها میشم.

646
00:30:26,868 --> 00:30:31,039
‫تو هیچوقت تنها نمیشی

647
00:30:31,081 --> 00:30:33,291
‫چون از شر ما که خلاص نمیشی.

648
00:30:34,501 --> 00:30:37,671
‫ما خانواده‌ایم و خانواده هم ابدیه.

649
00:30:39,881 --> 00:30:41,758
‫امیدوارم که زندگی خیلی ثروتمندانه‌ای داشته باشیم.

650
00:30:41,800 --> 00:30:43,718
‫می‌شه لطفا بریم این گنج رو پیدا کنیم؟

651
00:30:43,760 --> 00:30:44,928
‫بله.

652
00:30:44,969 --> 00:30:46,596
‫حتما باید لحظه‌ی منو می‌دزدیدی.

653
00:30:46,638 --> 00:30:48,098
‫خدایا.

654
00:30:52,811 --> 00:30:54,896
‫یه چیزی پیدا کردم.

655
00:30:54,938 --> 00:30:56,231
‫کلید رو برام بیار.

656
00:30:57,524 --> 00:30:59,943
‫- اوه.
‫- باورم نمی‌شه.

657
00:31:13,081 --> 00:31:14,499
‫یالا.

658
00:31:17,168 --> 00:31:18,795
‫آخرین سرنخ چیه؟

659
00:31:20,839 --> 00:31:23,883
‫"چرخشی برای هر فصل از گل‌ گوادالوپ".

660
00:31:23,925 --> 00:31:25,427
‫گوادلوپ کیه؟

661
00:31:28,555 --> 00:31:31,141
‫فکر کنم همین الان داره بهمون نگاه می‌کنه.

662
00:31:33,059 --> 00:31:35,145
‫مریم باکره.

663
00:31:35,186 --> 00:31:38,898
‫اهالی اینجا اونو به عنوان
‫نمادی از مادر زمین می‌دونستن،

664
00:31:38,940 --> 00:31:40,942
‫الهه‌ی تونانزین.

665
00:31:40,984 --> 00:31:43,695
‫چهار گلبرگ، چهار فصل.

666
00:31:43,737 --> 00:31:44,904
‫چهار تیکه از نقشه.

667
00:31:44,946 --> 00:31:47,198
‫برای هر کدوم‌مون یه چرخش مونده.

668
00:31:52,287 --> 00:31:56,041
‫باشد که این گنج آینده‌ای برام به ارمغان بیاره.

669
00:31:58,293 --> 00:32:02,505
‫باشد که این گنج کمکم کنه که جایگاهم رو پیدا کنم.

670
00:32:04,966 --> 00:32:09,387
‫باشد که این گنج همیشه ما رو کنار هم نگه داره.

671
00:32:21,149 --> 00:32:23,193
‫ما موفق شدیم.

672
00:32:23,234 --> 00:32:24,778
‫- بیا، اینو نگه دار.
‫- موفق شدیم.

673
00:32:37,499 --> 00:32:40,377
‫صبر کن، یه چیزی روی دره.

674
00:32:40,418 --> 00:32:42,837
‫از طرف بابا نیست.
‫فکر کنم به زبان اسپانیایی نوشته شده.

675
00:32:42,879 --> 00:32:44,631
‫نادیا، می‌تونی ترجمه کنی؟

676
00:32:44,673 --> 00:32:49,344
‫"ثروت سیلی از گناه را آزاد می‌کند".

677
00:32:52,013 --> 00:32:53,306
‫سد تا اینجا چقدر فاصله داره؟

678
00:32:53,348 --> 00:32:54,808
‫حدود 1.5 کیلومتر.
‫چرا؟

679
00:32:54,849 --> 00:32:55,850
‫من از کجا بدونم؟

680
00:32:55,892 --> 00:32:57,644
‫چون هر سد آبریزهایی داره،

681
00:32:57,686 --> 00:32:59,104
‫و فکر کنم ما الان یکی‌شون رو باز کردیم.

682
00:33:02,524 --> 00:33:04,025
‫همگی، فرار کنین!
‫اونجا!

683
00:33:04,067 --> 00:33:06,277
‫- نادیا!
‫- برین!

684
00:33:06,319 --> 00:33:07,862
‫برین! برین!

685
00:33:17,914 --> 00:33:19,290
‫فرار کنین!

686
00:33:21,918 --> 00:33:24,713
‫بیاین پشت این صخره!
‫بیاین پشت این صخره!

687
00:33:30,135 --> 00:33:32,804
‫همدیگه رو محکم نگه دارین!

688
00:33:44,107 --> 00:33:45,692
‫- حالتون خوبه؟
‫- تو خوبی؟

689
00:33:45,734 --> 00:33:47,193
‫همه خوبن؟

690
00:33:47,235 --> 00:33:48,862
‫- خیلی‌خب. خوبه.
‫- حالت خوبه؟

691
00:33:48,903 --> 00:33:50,488
‫خوبه. به دستش آوردیم.

692
00:33:50,530 --> 00:33:53,158
‫این در امانه.

693
00:33:53,199 --> 00:33:55,201
‫صندوق پیش منه!

694
00:33:55,243 --> 00:33:57,996
‫صندوق پیش منه!
‫موفق شدیم!

695
00:34:05,545 --> 00:34:06,463
‫- اینجا، اینجا، اینجا. فقط...
‫- ها؟

696
00:34:06,504 --> 00:34:07,505
‫- بذارش اینجا.
‫- باشه.

697
00:34:09,424 --> 00:34:12,135
‫پس اون قضیه‌ی اشک فراق.

698
00:34:12,177 --> 00:34:14,429
‫- می‌دونستی که تله‌ای وجود داشت؟
‫- نه، اونو از خودم درآوردم.

699
00:34:14,471 --> 00:34:16,931
‫خیلی دقیق هم گفتی.

700
00:34:16,973 --> 00:34:18,892
‫خیلی‌خب. صبر کنین.

701
00:34:18,933 --> 00:34:20,101
‫فکر کنم بازش کردم.

702
00:34:23,271 --> 00:34:24,856
‫خالیه.

703
00:34:24,898 --> 00:34:25,857
‫چی؟

704
00:34:27,359 --> 00:34:28,360
‫نه.

705
00:34:28,401 --> 00:34:30,528
‫نمی‌فهمم.

706
00:34:30,570 --> 00:34:33,114
‫حتما یکی زودتر از ما پیداش کرده
‫و گنج رو برده.

707
00:34:33,156 --> 00:34:34,574
‫نه.
‫امکان نداره، من...

708
00:34:34,616 --> 00:34:36,910
‫بابا مجبورمون نمی‌کرد که برای هیچ و پوچ
‫این همه راه بیایم.

709
00:34:36,951 --> 00:34:38,620
‫باید قضیه بیشتر از اینا باشه.

710
00:34:38,661 --> 00:34:40,205
‫باید باشه.

711
00:34:41,498 --> 00:34:43,458
‫یعنی واقعا همچین کاری می‌کنه؟

712
00:34:48,838 --> 00:34:50,256
‫یه محفظۀ مخفی داره.

713
00:34:50,298 --> 00:34:51,841
‫چی؟

714
00:34:57,847 --> 00:35:00,767
‫"بچه‌های عزیزم، اگه دارین اینو می‌خونین،

715
00:35:00,809 --> 00:35:02,435
‫یعنی شما رد منو

716
00:35:02,477 --> 00:35:05,522
‫تا گنج سن پاتریسیو دنبال کردین.

717
00:35:05,563 --> 00:35:08,274
‫حالا شما چیزی رو پیدا کردین
‫که من پیدا کردم،

718
00:35:08,316 --> 00:35:11,695
‫پوچی‌ای در پایان یه زندگی تسهیم نشده.

719
00:35:11,736 --> 00:35:14,948
‫فقط موقعی که به اینجا رسیدم
‫بهش پی بردم...

720
00:35:14,989 --> 00:35:19,119
‫تنهایی‌ای که موقع فوت مادرتون احساس کردم.

721
00:35:19,160 --> 00:35:22,122
‫من زندگیم رو با دنبال گنج گشتن تلف کردم

722
00:35:22,163 --> 00:35:26,126
‫و چون می‌ترسیدم از عشق فرار می‌کردم.

723
00:35:26,167 --> 00:35:32,215
‫گنج واقعی در خونه پیش خانواده‌ست.

724
00:35:32,257 --> 00:35:33,633
‫دوستدار شما، بابا".

725
00:35:36,761 --> 00:35:40,306
‫کاش وقتی زنده بود
‫می‌تونست اینو بگه.

726
00:35:40,348 --> 00:35:41,891
‫شاید ترسیده بود.

727
00:35:41,933 --> 00:35:45,186
‫یا شایدم فکر کرده که گوش نمی‌دادیم.

728
00:35:46,146 --> 00:35:50,233
‫خب، ما به بقیه حرفایی که زد
‫گوش دادیم.

729
00:35:50,275 --> 00:35:53,611
‫نظرتون چیه که بریم خونه،
‫باهمدیگه؟

730
00:35:57,699 --> 00:35:59,784
‫بیا بریم، بچه.

731
00:35:59,826 --> 00:36:03,329
‫شما برین، خودم رو بهتون می‌رسونم.

732
00:36:03,371 --> 00:36:05,749
‫می‌خوام یه دعای کوچیک بخونم.

733
00:36:07,250 --> 00:36:08,376
‫باشه.

734
00:36:14,883 --> 00:36:16,676
‫کارت خوب بود، همکار.

735
00:36:18,386 --> 00:36:19,971
‫آره. کارت خوب بود.

736
00:36:22,849 --> 00:36:25,018
‫جایی می‌خوای بری؟

737
00:36:25,060 --> 00:36:27,562
‫منظورت چیه؟

738
00:36:28,396 --> 00:36:32,525
‫آخه انگار تو یه جای دیگه‌ای.

739
00:36:32,567 --> 00:36:34,152
‫انگار داری خودت رو آماده می‌کنی

740
00:36:34,194 --> 00:36:36,529
‫تا یه چیزی بهم بگی.

741
00:36:40,617 --> 00:36:42,535
‫نه.

742
00:36:42,577 --> 00:36:45,038
‫نگران نباش.
‫من...

743
00:36:45,080 --> 00:36:47,916
‫هیچ‌جا نمیرم.

744
00:36:49,417 --> 00:36:50,752
‫باشه.

745
00:37:02,097 --> 00:37:04,683
‫هی، یکی از رفیق‌هام که تو محضر کار می‌کنه
‫یه عاقد رو راضی کرده

746
00:37:04,724 --> 00:37:06,559
‫که یه‌کم تا دیروقت بمونه،
‫پس اگه همین الان بریم...

747
00:37:06,601 --> 00:37:08,103
‫نمی‌تونم.

748
00:37:10,230 --> 00:37:11,981
‫اون موقعی حق با تو بود.

749
00:37:12,023 --> 00:37:15,819
‫در لحظه احساساتی شدم.

750
00:37:15,860 --> 00:37:20,031
‫می‌خواستم منو با خودت ببری.

751
00:37:22,033 --> 00:37:23,743
‫ولی؟

752
00:37:25,286 --> 00:37:29,833
‫ولی فکر می‌کنم هر دومون دست کم گرفتیم

753
00:37:29,874 --> 00:37:32,544
‫که برگشت من به اینجا چه معنی‌ای داره.

754
00:37:32,585 --> 00:37:34,921
‫من...

755
00:37:34,963 --> 00:37:38,216
‫فقط یه‌کم وقت می‌خوام.

756
00:37:40,343 --> 00:37:42,637
‫این وقتی که می‌خوای،

757
00:37:42,679 --> 00:37:45,140
‫شامل دوری کردن هم می‌شه؟

758
00:37:47,475 --> 00:37:49,060
‫به نظرم احتمالا باید همینطور باشه.

759
00:37:52,939 --> 00:37:56,776
‫ببین، تو مجبور نیستی...

760
00:37:56,818 --> 00:37:58,111
‫- جن یه اتاق اضافه داره، پس...
‫- نه، نه، نه.

761
00:37:58,153 --> 00:37:59,612
‫من به هر حال باید به واشینگتن برگردم...

762
00:37:59,654 --> 00:38:01,406
‫نه تام، واقعا مجبور نیستی...

763
00:38:01,448 --> 00:38:03,116
‫نه، نه، فکر کنم مجبورم.

764
00:38:08,913 --> 00:38:11,624
‫می‌دونستم که دارم به عجله‌ات می‌ندازم.

765
00:38:11,666 --> 00:38:13,335
‫می‌دونستم.

766
00:38:13,376 --> 00:38:15,920
‫ولی هرچقدر که وقت بیشتری
‫رو در گذشته بگذرونی،

767
00:38:15,962 --> 00:38:19,674
‫اینجا در زمان حال
‫بیشتر همه‌چی از هم می‌پاشه.

768
00:38:21,634 --> 00:38:23,386
‫من دیگه کم کم نگران آینده شدم.

769
00:38:25,472 --> 00:38:26,973
‫این ربطی به بن نداره.

770
00:38:27,015 --> 00:38:29,517
‫خب، وقتی که می‌خوای رو بگذرون.

771
00:38:29,559 --> 00:38:32,228
‫فکر می‌‌کنم به نتیجه‌ی متفاوتی برسی.

772
00:38:42,864 --> 00:38:44,991
‫هانای عزیز،

773
00:38:45,033 --> 00:38:48,161
‫تا الان، تو با جاش ازدواج کردی.

774
00:38:48,203 --> 00:38:50,830
‫بهش بگو که سریعاً قلبش رو آزمایش کنه.

775
00:38:50,872 --> 00:38:53,458
‫بطن راست قلبش مشکل داره،

776
00:38:53,500 --> 00:38:57,045
‫ولی قبل از اینکه اتفاقی بی‌افته
‫می‌تونن درستش کنن.

777
00:38:59,047 --> 00:39:02,550
‫دوستدارت، بن.

778
00:39:05,470 --> 00:39:07,389
‫باید یه لطفی ازت بخوام.

779
00:39:07,430 --> 00:39:09,015
‫با عقل جور نمیاد،

780
00:39:09,057 --> 00:39:12,769
‫و دیگه هیچوقت هم نباید درموردش ازم سوال بپرسی.

781
00:39:12,811 --> 00:39:14,354
‫باشه.

782
00:39:14,396 --> 00:39:16,314
‫اینو نگه دار.

783
00:39:16,356 --> 00:39:19,984
‫و یه موقعی بعد از یه‌کم مِی سال 1970
‫برام پستش کن.

784
00:39:21,569 --> 00:39:24,072
‫اووه. هانا کیه؟

785
00:39:24,906 --> 00:39:26,241
‫سارا، خواهش می‌کنم.

786
00:39:29,202 --> 00:39:32,372
‫تو دقیقاً مثل بابا هستی، می‌دونستی؟

787
00:39:32,414 --> 00:39:33,873
‫حق با اون بود.

788
00:39:33,915 --> 00:39:36,084
‫گنج واقعی خانواده‌ست.

789
00:39:37,752 --> 00:39:39,087
‫بیا بغلم.

790
00:39:46,803 --> 00:39:49,889
‫راستش اون گفت که،

791
00:39:49,931 --> 00:39:55,103
‫"گنج واقعی در خونه پیش خانواده‌ست".

792
00:39:55,145 --> 00:39:58,398
‫گنج واقعی در خونه پیش خانواده‌ست.

793
00:39:58,440 --> 00:40:01,526
‫معلومه خب.
‫واسه همینم هنوز جهش نکردم.

794
00:40:01,568 --> 00:40:02,777
‫کمکم می‌کنین بیارمش پایین؟

795
00:40:02,819 --> 00:40:05,321
‫از خدامه.

796
00:40:05,363 --> 00:40:06,406
‫اوه، مراقب باشین.

797
00:40:07,615 --> 00:40:08,908
‫آه...

798
00:40:08,950 --> 00:40:11,578
‫کل این مدت همینجا بوده.

799
00:40:11,619 --> 00:40:13,455
‫بریم سروقتش؟

800
00:40:24,632 --> 00:40:25,967
‫وای، خدای من.

801
00:40:34,893 --> 00:40:36,061
‫آدم هر روز که نمی‌تونه

802
00:40:36,102 --> 00:40:37,937
‫شاهد خانواده‌ای باشه که به لاتاری میرسه.

803
00:40:37,979 --> 00:40:39,981
‫حالا حرف از خانواده شد،
‫فرصت کردی

804
00:40:40,023 --> 00:40:41,566
‫با ادیسون حرف بزنی
‫از وقتی که اون...

805
00:40:41,608 --> 00:40:45,737
‫سر عقل اومد و تصمیم گرفت که ازدواج رو عقب بندازه؟

806
00:40:45,779 --> 00:40:47,447
‫نه.

807
00:40:47,489 --> 00:40:50,408
‫نه، هنوزم به‌خاطر ریچل هول کردم.

808
00:40:50,450 --> 00:40:51,743
‫آخه...

809
00:40:51,785 --> 00:40:53,244
‫هنوز بهم پیام نداده.

810
00:40:56,664 --> 00:40:57,874
‫ایان.

811
00:40:59,584 --> 00:41:01,961
‫وای خدای من، اینجایی.

812
00:41:02,003 --> 00:41:04,339
‫خیلی نگرانت بودم.
‫حالت خوبه؟

813
00:41:04,381 --> 00:41:06,049
‫اون اینجاست.

814
00:41:12,555 --> 00:41:13,640
‫اون حالش خوبه.

815
00:41:13,682 --> 00:41:16,351
‫بهش گفتم که عصبانی نیستم.

816
00:41:16,393 --> 00:41:18,645
‫کاملا درک می‌کنم.

817
00:41:18,687 --> 00:41:21,481
‫کاریه که شده.

818
00:41:21,523 --> 00:41:23,942
‫جن.

819
00:41:23,983 --> 00:41:25,318
‫از دیدنت خوشحالم.

820
00:41:25,360 --> 00:41:29,447
‫من گیدئون ریج هستم.
‫رئیس ریچل‌ام.

821
00:41:29,489 --> 00:41:31,991
‫وای. اینجا رو باش.

822
00:41:33,159 --> 00:41:35,036
‫عجب چیزیه.

823
00:41:36,538 --> 00:41:37,872
‫ایان.

824
00:41:45,714 --> 00:41:47,007
‫از دیدنت خوشحالم.

