﻿1
00:00:04,796 --> 00:00:06,673
‫آنچه در جهش کوآنتومی گذشت...

2
00:00:06,673 --> 00:00:09,092
‫داشتم تو کدمون می‌گشتم
‫و توی...

3
00:00:09,092 --> 00:00:10,301
‫تراشه پردازش کوانتومی‌ای که
‫رئیست برام ساخت...

4
00:00:10,301 --> 00:00:11,428
‫یه اشکال ناجوری پیدا کردم.

5
00:00:11,428 --> 00:00:12,679
‫گیدئون می‌دونه که اینجا بینمون جاسوسه.

6
00:00:12,679 --> 00:00:14,264
‫نه، نه، نه.
‫رسماً محاله که فهمیده باشه

7
00:00:14,264 --> 00:00:15,765
‫وقتی منو پیدا کنه، تو رو پیدا می‌کنه.

8
00:00:15,765 --> 00:00:17,142
‫بعدم همه‌چی رو می فهمه

9
00:00:17,142 --> 00:00:19,394
‫ایان، از خوشحالم از دیدنت

10
00:00:19,394 --> 00:00:22,022
‫وای. اینجا رو باش.

11
00:00:22,022 --> 00:00:24,232
‫عجب چیزیه.

12
00:00:24,232 --> 00:00:26,776
‫"هانای عزیز، قلب جاش مشکل داره،

13
00:00:26,776 --> 00:00:29,779
‫ولی قبل از اینکه اتفاقی بیفته
‫می‌تونن درستش کنن".

14
00:00:29,779 --> 00:00:31,239
‫فقط یه‌کم وقت می‌خوام.

15
00:00:31,239 --> 00:00:33,491
‫هرقدر که وقت بیشتری
‫رو در گذشته بگذرونی،

16
00:00:33,491 --> 00:00:35,285
‫اوضاع اینجا توی زمان حال
‫قاراشمیش‌تر می‌شه

17
00:00:35,285 --> 00:00:36,953
‫این ربطی به بن نداره.

18
00:00:36,953 --> 00:00:38,371
‫خب، روش فکر کن

19
00:00:38,371 --> 00:00:40,290
بعدش نظرت عوض می‌شه
و اون موقع سلامت می‌کنم

20
00:00:55,472 --> 00:00:56,556
‫الو؟

21
00:00:56,556 --> 00:00:59,100
<i>‫ اونا می‌دونن. </i>

22
00:00:59,100 --> 00:01:01,353
‫- می‌دونن؟
‫- معلومه که می‌دونن.

23
00:01:01,353 --> 00:01:03,646
<i>‫ تو با یه کارمند در کپلان حرف زدی، </i>
<i>‫ غیر از اینه؟ </i>

24
00:01:03,646 --> 00:01:05,815
<i>‫ ببین، بهت گفته بودم که دهنت رو بسته نگه داری. </i>

25
00:01:05,815 --> 00:01:07,233
‫ببخشید، من...

26
00:01:07,233 --> 00:01:08,818
<i>‫ دیگه واسه معذرت‌خواهی دیره، خب؟ </i>

27
00:01:08,818 --> 00:01:11,738
‫الان دیگه آدما می‌میرن.
‫- کی؟

28
00:01:11,738 --> 00:01:13,948
‫- کی قراره بمیره؟
‫- من دیگه نیستم.

29
00:01:13,948 --> 00:01:16,076
<i>‫ خون اونا گردن توئه. </i>

30
00:01:16,076 --> 00:01:17,118
‫صبر کن.

31
00:01:20,705 --> 00:01:21,915
‫دیرمون میشه ها

32
00:01:25,251 --> 00:01:28,963
‫- باتری رو نگاه انداختی، درسته؟
‫- باتری؟

33
00:01:28,963 --> 00:01:30,340
‫باتری دوربین رو می‌گم.

34
00:01:30,340 --> 00:01:31,925
‫خدایا، من از کجا پیداتون می‌کنم آخه؟

35
00:01:31,925 --> 00:01:33,468
‫آه...

36
00:01:37,389 --> 00:01:40,600
‫مطبوعات. اخبار.

37
00:01:40,600 --> 00:01:43,186
‫- تو یه خبرنگاری!
‫- مست که نیستی؟؟

38
00:01:43,186 --> 00:01:45,105
‫چون مجبور بودم تهیه کننده‌ی قبلیم رو

39
00:01:45,105 --> 00:01:46,773
‫به‌خاطر شرب خمر در حین کار، اخراج کنم.

40
00:01:46,773 --> 00:01:48,024
‫نه، نه.

41
00:01:48,024 --> 00:01:50,193
‫من هنوز دارم سعی می‌کنم
‫ببینم چی به چیه.

42
00:01:50,193 --> 00:01:52,070
‫فکر کنم تازه داشتم با یه منبع خبری حرف می‌زدم.

43
00:01:52,070 --> 00:01:54,072
‫به نظر مهم میومد.

44
00:01:54,072 --> 00:01:55,407
‫گفت که آدما قراره بمیرن.

45
00:01:55,407 --> 00:01:57,450
‫ببین بچه، همه‌ یه خبری دارن،

46
00:01:57,450 --> 00:01:59,035
‫و همه‌شون می‌خوان من گزارشش کنم،

47
00:01:59,035 --> 00:02:00,578
‫چون فکر می‌کنن من کانی دیویس‌ام.

48
00:02:00,578 --> 00:02:03,498
‫پس تو کانی دیویس نیستی؟

49
00:02:03,498 --> 00:02:05,917
‫خودت متوجه منظورم میشی.

50
00:02:05,917 --> 00:02:08,461
‫من دیگه اونی که تو نیویورک بودم، نیستم.

51
00:02:11,798 --> 00:02:14,926
اوضاع رو واسه‌م خراب نکن

52
00:02:14,926 --> 00:02:17,470
‫این بزرگ‌ترین داستانیه که طی این چند ماه داشتم.

53
00:02:17,470 --> 00:02:20,098
‫من اینجا در مزرعه‌ی راستیک روتس
‫همراه با برنده‌ی امسال

54
00:02:20,098 --> 00:02:23,143
‫مسابقه‌ی کدو تنبل نمایشگاه دنور هستم.

55
00:02:23,143 --> 00:02:25,812
‫استیو، میشه بگی که دقیقا کدو تنبلت چقدر بزرگه؟

56
00:02:25,812 --> 00:02:28,189
‫تقریبا 500 کیلوگرم.

57
00:02:28,189 --> 00:02:30,567
‫یا خدا، چه بزرگه.

58
00:02:30,567 --> 00:02:33,737
‫میشه باهاش 200تا پای کدو تنبل درست کرد.

59
00:02:33,737 --> 00:02:34,863
‫خب، به نظر میاد که عید شکرگزاری امسال

60
00:02:34,863 --> 00:02:36,823
‫شما دوتا قراره کلی باقی مونده‌ی پای کدو تنبل
‫براتون بمونه.

61
00:02:36,823 --> 00:02:39,659
‫درسته.

62
00:02:39,659 --> 00:02:41,745
‫خب استیو، می‌دونم که بینندگان ما

63
00:02:41,745 --> 00:02:43,204
‫به شدت دلشون می‌خواد بدونن که
‫چه کاری از دستشون برمیاد

64
00:02:43,204 --> 00:02:44,497
‫تا بتونن به همچین نتایجی برسن؟

65
00:02:44,497 --> 00:02:46,207
‫من اسمش رو سه چیز می‌ذارم:

66
00:02:46,207 --> 00:02:48,084
‫کار زیاد، صبر زیاد،

67
00:02:48,084 --> 00:02:49,461
‫و کمی هم ماده‌ی علف‌کُش.

68
00:02:49,461 --> 00:02:52,047
‫بیاین پنج دقیقه استراحت کنیم.

69
00:02:52,047 --> 00:02:54,716
‫شارژ باتریش کمه، پس...

70
00:02:54,716 --> 00:02:55,967
‫ببخشید.

71
00:02:57,594 --> 00:02:59,596
‫- اون کدو تنبل بزرگیه.
‫- جواب داد؟

72
00:02:59,596 --> 00:03:02,223
‫- نامه‌م رسید دست هانا؟
‫- آره.

73
00:03:02,223 --> 00:03:04,392
‫تونستن به موقع بیماری جاش رو تشخیص بدن.

74
00:03:04,392 --> 00:03:05,685
‫اوه، خدا رو شکر.

75
00:03:05,685 --> 00:03:06,895
‫می‌دونم که نباید نامه رو می‌فرستادم،

76
00:03:06,895 --> 00:03:09,439
‫ولی باید کمک می‌کردم.

77
00:03:09,439 --> 00:03:11,024
‫من این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم.

78
00:03:11,024 --> 00:03:13,360
‫بن، متاسفم.

79
00:03:13,360 --> 00:03:16,029
‫جاش یک سال بعدش تو یه تصادف مُرد.

80
00:03:16,029 --> 00:03:19,199
‫در هر صورت مُرد؟

81
00:03:19,199 --> 00:03:21,743
‫تو سعی خودت رو کردی.
‫این چیزها...

82
00:03:21,743 --> 00:03:24,245
‫من باید بهش زنگ بزنم.
‫میشه شماره‌اش رو بهم بدی؟

83
00:03:24,245 --> 00:03:25,288
‫آه...

84
00:03:25,288 --> 00:03:26,790
‫تو رو خدا

85
00:03:29,876 --> 00:03:33,630
‫.415-174-5683

86
00:03:33,630 --> 00:03:35,757
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب.

87
00:03:35,757 --> 00:03:38,218
‫میشه لطفا روی جهش تمرکز کنیم؟

88
00:03:38,218 --> 00:03:40,261
‫درسته. کانی دیویس.

89
00:03:40,261 --> 00:03:42,180
‫خیلی‌خب، تو اوج حرفه‌ی شغلیش،

90
00:03:42,180 --> 00:03:44,557
‫اون روزنامه‌نگار پیشرویی در نیویورک بود.

91
00:03:44,557 --> 00:03:46,559
‫یعنی، اون یه اسطوره بود.

92
00:03:46,559 --> 00:03:48,895
‫در حد باربارا والترز.

93
00:03:48,895 --> 00:03:50,730
‫تا اینکه اخراج شد.

94
00:03:50,730 --> 00:03:52,565
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

95
00:03:52,565 --> 00:03:54,776
‫یعنی، گمون کنم به یه منبع خبری ربط داشته.

96
00:03:54,776 --> 00:03:57,737
‫ولی هر اتفاقی که افتاد،
‫عملا باعث تموم شدن حرفه‌ی شغلیش شد.

97
00:03:57,737 --> 00:04:00,281
‫- و حالا اون...
‫- خبر کدو تنبل‌ها رو پوشش میده.

98
00:04:01,574 --> 00:04:03,702
‫خیلی‌خب، پس من فقط باید

99
00:04:03,702 --> 00:04:05,620
‫کانی رو به اوج دوران شغلیش برگردونم.

100
00:04:05,620 --> 00:04:07,706
‫- نباید خیلی سخت باشه.
‫- یه کدو تُپلی؟

101
00:04:07,706 --> 00:04:10,417
‫بابا ترکیدم از خنده!

102
00:04:10,417 --> 00:04:13,003
‫چی؟

103
00:04:21,803 --> 00:04:24,431
‫تمام حرفم اینه که من

104
00:04:24,431 --> 00:04:26,599
‫یه ریز پردازنده‌ی پیشرفته توسعه دادم.

105
00:04:26,599 --> 00:04:28,935
‫این فناوری منه،

106
00:04:28,935 --> 00:04:31,104
‫و به ایان قرضش دادم.

107
00:04:31,104 --> 00:04:35,400
‫حالا هم بهم پسش نمیدن.

108
00:04:35,400 --> 00:04:37,277
‫یعنی، تو خوشت میاد

109
00:04:37,277 --> 00:04:39,779
‫که یکی دستگاهت رو بگیره و نده؟

110
00:04:39,779 --> 00:04:42,157
‫می‌تونم بهتون بگم که کی خوشش نمیاد،

111
00:04:42,157 --> 00:04:44,951
‫پنتاگون.

112
00:04:44,951 --> 00:04:47,704
‫اونا فکر می‌کنن که فناوری من خیلی باارزشه.

113
00:04:47,704 --> 00:04:51,750
‫ببخشید که اینو می‌گم، ولی همه‌ی شما رو
بذارن روی هم، به ارزش اون نمی‌رسه

114
00:04:51,750 --> 00:04:53,293
‫عذرخواهی می‌کنم، آقای ریج،

115
00:04:53,293 --> 00:04:54,753
‫ولی متوجه حرفات نمی‌شم.

116
00:04:56,379 --> 00:04:58,631
‫اوه.

117
00:04:58,631 --> 00:05:03,470
‫خب، کارمند تو ایان رایت،

118
00:05:03,470 --> 00:05:05,805
تراشه‌ی کوانتومی منو دزدید

119
00:05:05,805 --> 00:05:09,476
‫نماینده‌ی منو تهدید کرد،

120
00:05:09,476 --> 00:05:13,646
‫یکی از اعضای مورد اعتماد تیمم رو
‫علیه من کرد،

121
00:05:13,646 --> 00:05:18,443
‫و بعد بدون اینکه خبردار بشم
‫به استفاده کردن از تراشه‌ام ادامه داد.

122
00:05:18,443 --> 00:05:21,488
‫یا هم اینطور که معلومه،
‫بدون اینکه تو خبردار باشی.

123
00:05:21,488 --> 00:05:25,200
‫چیزی رو از قلم انداختم، ایان؟

124
00:05:27,994 --> 00:05:29,329
‫نه.

125
00:05:29,329 --> 00:05:31,915
‫عالیه.

126
00:05:31,915 --> 00:05:34,668
‫خب، حالا که همه می‌دونیم چی به چیه...

127
00:05:35,919 --> 00:05:37,796
‫من قرارهای ملاقات و ناهار
‫و این چرت و پرت‌ها دارم.

128
00:05:37,796 --> 00:05:42,050
‫بهت اعتماد دارم که اینو درستش کنی.

129
00:05:42,050 --> 00:05:43,468
‫درستش می‌کنم.

130
00:05:43,468 --> 00:05:46,471
‫و یکی از طرف وزارت دفاع

131
00:05:46,471 --> 00:05:48,098
‫فردا صبح میاد اینجا

132
00:05:48,098 --> 00:05:53,019
‫تا می‌دونی، مطمئن بشه که ردیفش می‌کنی.

133
00:05:54,813 --> 00:05:56,189
‫مجیک.

134
00:05:56,189 --> 00:05:57,816
‫مجیک، واقعا معذرت می‌خوام.

135
00:05:57,816 --> 00:05:59,401
‫برو خونه.

136
00:06:00,735 --> 00:06:03,613
‫سر راهت از تمام پایانه‌های سیستم
‫خارج میشی،

137
00:06:03,613 --> 00:06:06,116
‫و تا فردا که با نماینده‌ی وزارت دفاع حرف می‌زنی

138
00:06:06,116 --> 00:06:09,327
‫با من یا کس دیگه‌ای حرف نمی‌زنی.

139
00:06:17,419 --> 00:06:19,587
‫می‌فهمم که عصبانی‌ای، ولی...

140
00:06:19,587 --> 00:06:20,964
‫اصلا می‌فهمین که شما دوتا چیکار کردین؟

141
00:06:20,964 --> 00:06:22,757
‫می‌فهمم.

142
00:06:22,757 --> 00:06:24,384
‫این دفعه عواقبی به همراه داره

143
00:06:24,384 --> 00:06:26,052
‫که نمی‌تونم در برابرشون ازتون محافظت کنم.

144
00:06:26,052 --> 00:06:27,303
‫مجیک معذرت می‌خوام،
‫ولی ما فقط داشتیم...

145
00:06:27,303 --> 00:06:28,555
‫برو بیرون!

146
00:06:36,855 --> 00:06:39,482
‫واقعا سر ضبط عالی بودی.

147
00:06:39,482 --> 00:06:41,401
‫اوه، لازم نکرده بگی.

148
00:06:41,401 --> 00:06:42,902
‫می‌دونم که احتمالا نمی‌خواستی

149
00:06:42,902 --> 00:06:44,320
‫خبرهای کدو تنبل رو پوشش بدی.

150
00:06:44,320 --> 00:06:46,740
‫راستش رو بگم، تو خیلی بهتر از اینی.

151
00:06:46,740 --> 00:06:49,492
‫- قبلا آره.
‫- خب یه داستان بهتر جور کن.

152
00:06:49,492 --> 00:06:50,910
‫منبعی که به من زنگ زد چی؟

153
00:06:50,910 --> 00:06:52,579
‫بهت گفتم که کاری به اون منبع نداشته باش.

154
00:06:52,579 --> 00:06:54,581
‫ولی این فرصت توئه تا به مردم یادآوری کنی

155
00:06:54,581 --> 00:06:57,167
‫که واقعا کی هستی.

156
00:06:57,167 --> 00:06:58,585
‫من الان همچین شخصی‌ام.

157
00:06:58,585 --> 00:07:00,587
‫داستان‌های کوچیک، اخبار محلی.

158
00:07:02,547 --> 00:07:03,965
‫تو نوار رو توی وَن جا گذاشتی؟

159
00:07:03,965 --> 00:07:06,217
‫شرمنده.
‫آره، میرم بیارمش.

160
00:07:06,217 --> 00:07:07,552
‫می‌دونم که هنوزم تازه بهم ملحق شدی،

161
00:07:07,552 --> 00:07:08,762
‫ولی اگه می‌خوای اینجا دووم بیاری

162
00:07:08,762 --> 00:07:10,055
‫باید خودت رو جمع و جور کنی.

163
00:07:21,358 --> 00:07:23,068
‫ادیسون؟

164
00:07:47,634 --> 00:07:50,178
‫- سلام.
‫- هانا.

165
00:07:50,178 --> 00:07:52,097
<i>‫ شما با منزل نالی تماس گرفتید. </i>

166
00:07:52,097 --> 00:07:54,307
<i>‫ لطفا بعد از شنیدن صدای بوق </i>
<i>‫ پیغام خود را بگذارید. </i>

167
00:08:00,647 --> 00:08:03,358
‫اون خونه نبود، ادیسون.

168
00:08:03,358 --> 00:08:05,151
‫حتی اگه خونه بود، نمی‌دونستم چی بگم...

169
00:08:05,151 --> 00:08:07,529
‫هی.

170
00:08:07,529 --> 00:08:09,781
‫چی می‌خوای، کیف پولم؟

171
00:08:09,781 --> 00:08:11,700
‫می‌خوام کاری به داستان نداشته باشی.

172
00:08:11,700 --> 00:08:12,659
‫حقیقتش، من خیلی درموردش چیزی...

173
00:08:12,659 --> 00:08:13,785
‫نمی‌دونم!

174
00:08:15,161 --> 00:08:18,331
‫دفعه بعد، خشاب خالی نیست.

175
00:08:35,682 --> 00:08:36,850
‫بهت گفته بودم که بیخیال داستان بشی.

176
00:08:36,850 --> 00:08:38,518
‫باور کن، اگه می‌تونستم این کار رو می‌کردم.

177
00:08:38,518 --> 00:08:39,894
‫می‌فهمم.

178
00:08:39,894 --> 00:08:42,313
‫حس می‌کنی وظیفه‌ی توئه که به مردم کمک کنی.

179
00:08:42,313 --> 00:08:43,606
‫منم قبلا اینطوری فکر می‌کردم.

180
00:08:43,606 --> 00:08:47,569
‫ولی به این حرفم اعتماد کن،
‫هیچ داستانی ارزشش رو نداره.

181
00:08:47,569 --> 00:08:49,362
‫- آخ!
‫- اوه.

182
00:08:49,362 --> 00:08:51,656
‫- به نظرت بخیه نیاز دارم؟
‫- طوریت نیست.

183
00:08:51,656 --> 00:08:55,493
تو الان... ویسکی‌لازمی

184
00:08:55,493 --> 00:08:57,829
‫مگه تو تهیه کننده‌ی قبلیت رو به‌خاطر
‫سرکار نوشیدنی خوردن اخراج نکردی؟

185
00:08:57,829 --> 00:08:59,622
‫الان دیگه وقت کاری داره تموم میشه.

186
00:08:59,622 --> 00:09:00,623
‫شما دوتا هنوز اینجا چیکار می‌کنین؟

187
00:09:00,623 --> 00:09:01,833
‫هیچی.

188
00:09:01,833 --> 00:09:03,335
‫چی به سر تو اومده؟

189
00:09:03,335 --> 00:09:04,878
‫- فکر کنم یه داستان داریم...
‫- سرش ضربه خورده.

190
00:09:04,878 --> 00:09:07,172
‫فکر می‌کنه که ممکنه ضربه مغزی شده باشه، دیویدسون.

191
00:09:07,172 --> 00:09:09,966
‫آره.
‫سرش به یه کدو تنبل خورد.

192
00:09:09,966 --> 00:09:13,386
‫آخه چطور میشه سرت به یه کدو تنبل بخوره؟

193
00:09:13,386 --> 00:09:14,637
‫پاش گیر کرد.

194
00:09:14,637 --> 00:09:16,306
‫اوهوم، باید بیشتر احتیاط کنه،

195
00:09:16,306 --> 00:09:18,433
‫یا دفعه‌ی بعد، ممکنه بدتر بشه.

196
00:09:18,433 --> 00:09:21,102
‫باشه.
‫خب، حواست به جلوی پات باشه.

197
00:09:21,102 --> 00:09:22,854
‫کفپوش رو خونی نکن.

198
00:09:22,854 --> 00:09:25,148
‫وگرنه من سرکوفتش رو می‌خورم.

199
00:09:25,148 --> 00:09:26,775
‫ببخشید، ولی اون واسه صلاح خودت بود.

200
00:09:26,775 --> 00:09:28,860
‫واسه صلاح من یا خودت؟

201
00:09:28,860 --> 00:09:30,528
‫اصلا تو نیویورک چه اتفاقی افتاد؟

202
00:09:30,528 --> 00:09:32,238
‫چرا اخراج شدی؟

203
00:09:32,238 --> 00:09:33,990
‫اتفاقی که افتاد رو بیخیال شو.

204
00:09:37,202 --> 00:09:40,163
‫ببین، بعد از نیویورک
‫دیویدسون تنها کسی بود

205
00:09:40,163 --> 00:09:41,706
‫که حاضر بود بهم کار بده،

206
00:09:41,706 --> 00:09:42,916
‫منم نمی‌خوام از دستش بدم.

207
00:09:42,916 --> 00:09:45,043
‫ولی اگه این واترگیت بعدی باشه چی؟
‫[داستان بزرگ رسوایی واترگیت]

208
00:09:45,043 --> 00:09:47,545
‫هر خبرنگار جوونی دلش یه داستان واترگیت می‌خواد.

209
00:09:47,545 --> 00:09:48,922
‫تمام شکوه و افتخارش رو می‌خوای
‫اونوقت نمی‌خوای

210
00:09:48,922 --> 00:09:50,382
‫زحمتش رو بکشی.

211
00:09:50,382 --> 00:09:54,260
‫خب، قانون اول روزنامه‌نگاری اینه:
‫زحمت کار رو انجام بده.

212
00:09:54,260 --> 00:09:57,347
‫و چند سال بعد، چه می‌دونم،

213
00:09:57,347 --> 00:09:59,557
‫شاید به داستان بزرگت رسیدی.

214
00:10:01,851 --> 00:10:03,269
‫فردا می‌بینمت.

215
00:10:04,854 --> 00:10:06,856
‫چرا تو همیشه خونی‌ای؟

216
00:10:06,856 --> 00:10:09,359
‫نمی‌دونم.

217
00:10:09,359 --> 00:10:11,611
‫خیلی‌خب، این قراره سخت‌تر از چیزی باشه
‫که فکرش رو می‌کردم.

218
00:10:11,611 --> 00:10:13,947
‫آره، می‌دونم که دلیل اینجا بودنم اینه
‫که حرفه‌ی شغلیش رو پس بگیرم،

219
00:10:13,947 --> 00:10:15,782
‫- ولی اون نمی‌خوادش.
‫- نه، منظورم تویی.

220
00:10:15,782 --> 00:10:16,741
‫- من؟
‫- اوهوم.

221
00:10:16,741 --> 00:10:17,784
‫منم این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم،

222
00:10:17,784 --> 00:10:18,910
‫و تو حواست پرته.

223
00:10:18,910 --> 00:10:21,079
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم، ولی...

224
00:10:21,079 --> 00:10:23,915
‫هنوز داری به اتفاقی که واسه جاش افتاد
‫فکر می‌کنی.

225
00:10:23,915 --> 00:10:26,459
‫کانی فکر می‌کنه که این داستان
‫ارزشش رو نداره.

226
00:10:26,459 --> 00:10:28,878
‫شاید کائنات اینطوری داره بهم میگه که
‫دست از تلاش کردن بردارم.

227
00:10:28,878 --> 00:10:31,089
‫خیلی‌خب، کائنات رو نمی‌دونم،

228
00:10:31,089 --> 00:10:33,800
‫ولی خودم بهت می‌گم که نمی‌تونی این کار رو کنی.

229
00:10:33,800 --> 00:10:36,219
‫بیخیال.
‫تو بهترین جهش‌گری هستی که می‌شناسم.

230
00:10:36,219 --> 00:10:37,637
‫و وظیفه‌ی توئه

231
00:10:37,637 --> 00:10:40,724
‫تا به کانی یادآوری کنی که اون روزنامه‌نگار کار درستیه.

232
00:10:40,724 --> 00:10:43,393
‫خیلی‌خب وودوارد،
‫تو آخه از روزنامه‌نگاری چی می‌دونی؟

233
00:10:43,393 --> 00:10:46,438
‫اولا، من دقیقا خود برنستین‌ام.
‫[خبرنگار معروف]

234
00:10:46,438 --> 00:10:48,606
‫و دوماً، اگه کارم این نبود،

235
00:10:48,606 --> 00:10:49,941
‫صد در صد روزنامه‌نگار می‌شدم.

236
00:10:49,941 --> 00:10:52,193
‫- واقعا؟
‫- شک نکن.

237
00:10:52,193 --> 00:10:54,654
‫یعنی، همه‌چی رو به خطر بندازی
‫تا از حقیقت پرده‌ برداری

238
00:10:54,654 --> 00:10:56,364
‫و برای کار درست بجنگی؟

239
00:10:56,364 --> 00:10:59,284
‫خیلی‌خب، تو فقط باید درگیرش بشی.

240
00:10:59,284 --> 00:11:01,494
‫کانی گفت قانون اول چیه؟

241
00:11:01,494 --> 00:11:04,789
‫- کار رو انجام بده.
‫- پس بیا دست به کار بشیم.

242
00:11:06,916 --> 00:11:08,084
‫خیلی‌خب.

243
00:11:08,084 --> 00:11:09,461
‫چی می‌دونیم؟

244
00:11:09,461 --> 00:11:11,546
‫چیزِ زیادی نمی‌دونیم،
‫ولی منبع خبری مرموزت گفت

245
00:11:11,546 --> 00:11:13,840
‫- که تو با یکی ملاقات کردی.
‫- یه کارمند در کپلان.

246
00:11:13,840 --> 00:11:16,051
‫مشخصه که یه کارمند توی یه شرکت کار می‌کنه.

247
00:11:16,051 --> 00:11:17,552
‫ولی چه جور شرکتی؟
‫ممکنه هرچیزی باشه.

248
00:11:17,552 --> 00:11:19,637
‫ممکنه یه شرکت بزرگ باشه،
‫بانک باشه،

249
00:11:19,637 --> 00:11:21,222
‫وکیل باشه؟

250
00:11:21,222 --> 00:11:24,726
‫در سال 1982، لوید کپلان شریکی
‫در شرکت حقوقی کپلان و مایر بود.

251
00:11:24,726 --> 00:11:26,644
‫اون یکی از وکلای شرکتی برتر دنور هستش.

252
00:11:26,644 --> 00:11:28,480
‫اینجا تو دفتر برنامه‌هام نوشته شده که
‫دو روز پیش

253
00:11:28,480 --> 00:11:30,231
‫واسه صرف ناهار با یکی به اسم لوید ملاقات کردم.

254
00:11:30,231 --> 00:11:31,649
‫خودشه.

255
00:11:37,405 --> 00:11:39,616
‫خیلی‌خب.

256
00:11:39,616 --> 00:11:41,409
‫دیگه چی می‌دونیم؟

257
00:11:44,829 --> 00:11:46,581
‫زیگی نمی‌تونه این بخشش رو برامون انجام بده؟

258
00:11:46,581 --> 00:11:49,042
‫زیگی داره تو کل اینترنت

259
00:11:49,042 --> 00:11:51,961
‫دنبال لیست موکلین وکیله می‌گرده
‫ولی دقیق نیست.

260
00:11:51,961 --> 00:11:53,630
‫باید بصورت دستی سوابق رو بررسی کنیم.

261
00:11:53,630 --> 00:11:56,091
‫تو با خودت قهوه آوردی توی اتاق تصویربرداری؟

262
00:11:56,091 --> 00:11:57,884
‫آره.
‫ممکنه کل شب رو اینجا موندگار باشم.

263
00:11:59,636 --> 00:12:02,305
‫چرا هیچوقت نمی‌دونستم که می‌خواستی
‫روزنامه‌نگار بشی؟

264
00:12:03,556 --> 00:12:05,308
‫واسه قبل از زمانیه که باهات آشنا شدم.

265
00:12:05,308 --> 00:12:07,268
‫منم اجازه دارم راز داشته باشم.

266
00:12:08,520 --> 00:12:10,605
‫هنوزم غافلگیرم می‌کنی.

267
00:12:17,529 --> 00:12:20,198
‫خیلی‌خب، ما سوابق

268
00:12:20,198 --> 00:12:22,033
‫- چند سال خبری رو داریم؟
‫- 35تا.

269
00:12:22,033 --> 00:12:23,326
‫و بررسی چند سالش مونده؟

270
00:12:23,326 --> 00:12:24,536
‫34.

271
00:12:27,914 --> 00:12:28,832
‫قراره کل شب رو اینجا باشیم.

272
00:12:28,832 --> 00:12:30,750
‫آره.

273
00:12:34,254 --> 00:12:36,297
‫خیلی‌خب، من سه اسم رو پیدا کردم
‫که طی 35 سال گذشته

274
00:12:36,297 --> 00:12:38,049
‫پشت سر هم همراه با کلمه‌ی کپلان بالا اومدن.

275
00:12:38,049 --> 00:12:40,593
‫یه شرکت بازاریابی به اسم ویوید،

276
00:12:40,593 --> 00:12:43,888
‫یه شرکت الکترونیکی به اسم آلکام،

277
00:12:43,888 --> 00:12:46,725
‫و یه شخصی به اسم چِت بارلو.

278
00:12:46,725 --> 00:12:49,352
‫باشه، من ویوید و آلکام رو بررسی می‌کنم.

279
00:12:49,352 --> 00:12:51,396
‫باشه. منم چت رو بررسی می‌کنم.

280
00:12:51,396 --> 00:12:54,232
‫من باز قهوه نیاز دارم.

281
00:12:54,232 --> 00:12:55,608
‫باشه، ولی زود برگرد.

282
00:12:55,608 --> 00:12:57,068
‫اگه قرار باشه کانی رو قانع کنیم

283
00:12:57,068 --> 00:12:58,319
‫هنوز باید کلی کار انجام بدیم.

284
00:12:58,319 --> 00:12:59,904
‫حله، وودوارد.
‫[خبرنگار معروف]

285
00:13:06,119 --> 00:13:08,496
‫هی، حالت خوبه؟

286
00:13:08,496 --> 00:13:10,206
‫ایان؟

287
00:13:10,206 --> 00:13:11,791
‫اونا نمی‌تونن باهات حرف بزنن.

288
00:13:11,791 --> 00:13:14,711
‫تام.

289
00:13:14,711 --> 00:13:18,256
‫هی، اومدی منو ببینی؟
‫الان وقت خوبی نیستی.

290
00:13:18,256 --> 00:13:19,591
‫بن وسط یه جهشه،

291
00:13:19,591 --> 00:13:21,593
‫و ایان هم قراره توسط

292
00:13:21,593 --> 00:13:23,970
‫یه نماینده‌ی وزارت دفاع بازجویی بشه.

293
00:13:23,970 --> 00:13:26,139
‫من همون نماینده‌ی وزارت دفاع‌ام.

294
00:13:27,640 --> 00:13:30,477
‫گیدئون ریج تو رو فرستاده؟

295
00:13:30,477 --> 00:13:32,604
‫ببخشید، ولی این یه جور تضاد منافع نیست؟

296
00:13:32,604 --> 00:13:34,272
‫هست؟

297
00:13:34,272 --> 00:13:36,983
‫فکر نکنم اون از وضعیت ما خبر داشته باشه.

298
00:13:36,983 --> 00:13:39,361
‫حقیقتش، فکر نکنم خود منم می‌دونم.

299
00:13:39,361 --> 00:13:42,113
‫فقط می‌دونم که ساعت سه نصف شب بهم زنگ زدن

300
00:13:42,113 --> 00:13:45,992
‫و ازم خواستن که جهش کوانتومی رو با خاک یکسان کنم.

301
00:13:45,992 --> 00:13:48,661
‫تام، تو باید بهمون کمک کنی.

302
00:13:51,164 --> 00:13:53,291
‫شرمنده، بن بهم نیاز داره.

303
00:13:53,291 --> 00:13:55,335
‫من...

304
00:13:58,963 --> 00:14:00,715
‫به ایان سخت نگیر.

305
00:14:07,764 --> 00:14:09,683
‫ببخشید، برخورد کردم با...

306
00:14:13,061 --> 00:14:14,562
‫بن؟

307
00:14:14,562 --> 00:14:16,560
ا‌را‌ئه‌‌‌ا‌ی ا‌ز‌ وب‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

308
00:14:17,190 --> 00:14:18,942
‫- بن!
‫- هی! هی.

309
00:14:18,942 --> 00:14:20,402
‫هی، چی شد؟

310
00:14:20,402 --> 00:14:22,821
‫- داشتیم مظنونین رو مرور می‌کردیم.
‫- اوه. درسته، درسته.

311
00:14:22,821 --> 00:14:23,988
‫خب،

312
00:14:23,988 --> 00:14:25,824
‫وکیل‌مون بیشتر نماینده‌ی شرکت‌ها میشه،

313
00:14:25,824 --> 00:14:27,826
‫پس با خودم گفتم که این یارو چِت
‫باید خیلی مهم باشه.

314
00:14:27,826 --> 00:14:30,662
‫پس معلوم شد که اون مدیرعامل یه شرکت محلی

315
00:14:30,662 --> 00:14:32,664
‫به اسم هربیکوره،
‫ولی نمی‌تونم چیزی دیگه‌ای ازش پیدا کنم.

316
00:14:32,664 --> 00:14:35,667
‫هربیکور.
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

317
00:14:35,667 --> 00:14:38,211
‫آه، چون چند سال دیگه اسمشون رو
‫به آگرا یونایتد عوض می‌کنن،

318
00:14:38,211 --> 00:14:40,380
‫اسمش رو نشنیده بودم.

319
00:14:40,380 --> 00:14:42,340
‫آگرا یونایتد.
‫چرا برام آشناست؟

320
00:14:42,340 --> 00:14:45,260
‫اونا سموم کشاورزی تولید می‌کنن.

321
00:14:45,260 --> 00:14:47,345
‫در سال 1982 تازه دارن شروع به کار می‌کنن،

322
00:14:47,345 --> 00:14:49,931
‫ولی در زمان حال خیلی شرکت بزرگی هستن.

323
00:14:49,931 --> 00:14:51,349
‫رووت‌اَوت رو می‌شناسی؟

324
00:14:51,349 --> 00:14:54,686
‫- همون سم علف کش؟
‫- آره، واسه اوناست.

325
00:14:54,686 --> 00:14:55,729
‫وای، خدای من.

326
00:14:55,729 --> 00:14:57,230
‫چیه؟

327
00:14:57,230 --> 00:15:00,108
‫- کانی!
‫- برایان، تو اینجا خوابیدی؟

328
00:15:00,108 --> 00:15:01,276
‫باید درمورد داستانه باهات حرف بزنم.

329
00:15:01,276 --> 00:15:02,861
‫نگو که خدایی هنوزم...

330
00:15:02,861 --> 00:15:04,946
‫چند روز پیش، من با یه وکیل از شرکت حقوقی
‫کپلان و مایر ملاقات کردم.

331
00:15:04,946 --> 00:15:07,032
‫اونا وکیل چِت بارلو هستن،
‫مدیرعامل شرکت هربیکور،

332
00:15:07,032 --> 00:15:08,825
‫و قراره علف کشی رو به بازار عرضه کنن

333
00:15:08,825 --> 00:15:11,661
‫که قراره خیلی چیزهای بیشتری
‫نسبت به علف خالی رو بکُشه.

334
00:15:11,661 --> 00:15:13,121
‫تو گفتی که قانون اول انجام خود کاره.

335
00:15:13,121 --> 00:15:14,706
‫من کارش رو انجام دادم.

336
00:15:14,706 --> 00:15:16,916
‫حالا به کمک تو احتیاج دارم
‫تا جون آدم‌های زیادی رو نجات بدیم.

337
00:15:16,916 --> 00:15:20,128
‫خب، منظورت چه تعداد آدمه؟

338
00:15:20,128 --> 00:15:21,296
‫هزاران نفر.

339
00:15:28,219 --> 00:15:31,139
<i>‫ این دنوری هست که می‌شناسید. </i>

340
00:15:33,350 --> 00:15:36,436
<i>‫ ولی این دنوری هست که من می‌شناسم. </i>

341
00:15:36,436 --> 00:15:38,938
‫سلام، من چت بارلو هستم،
‫مدیرعامل هربیکور،

342
00:15:38,938 --> 00:15:40,815
‫و این برادرم رابی هستش.

343
00:15:40,815 --> 00:15:42,525
‫تقریبا نصف دنور زمین کشاورزیـه،

344
00:15:42,525 --> 00:15:44,402
‫پس ما شرکت‌مون رو تاسیس کردیم
‫تا حتما

345
00:15:44,402 --> 00:15:47,947
‫هوای کشاورزهایی مثل جو رو داشته باشیم.

346
00:15:47,947 --> 00:15:52,285
‫چون در هربیکور، ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم.

347
00:15:52,285 --> 00:15:59,042
<i>‫ ♪ در هربیکور، ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم ♪ </i>

348
00:15:59,042 --> 00:16:01,044
‫این یارو تا حالا دوربینی ندیده که دوستش نداشته باشه.

349
00:16:01,044 --> 00:16:03,380
‫به نظرت چت می‌دونه که علف کُشش خطرناکه؟

350
00:16:03,380 --> 00:16:05,382
‫فقط یه جور میشه فهمید.

351
00:16:05,382 --> 00:16:07,050
‫یعنی پایه‌ای؟

352
00:16:07,050 --> 00:16:08,468
‫الکی جوگیر نشو.

353
00:16:08,468 --> 00:16:11,012
‫فقط دارم چندتا سوال می‌پرسم،

354
00:16:11,012 --> 00:16:14,391
‫مثلا اینکه از کجا می‌دونی که
‫این همه آدم قراره مریض بشن؟

355
00:16:14,391 --> 00:16:18,269
‫منبع خبریم بهم گفت.

356
00:16:18,269 --> 00:16:21,564
‫صرفا یه تخمینه، ولی منبع‌ام مطمئنه

357
00:16:21,564 --> 00:16:23,525
‫که طی چند دهه‌ی دیگه،

358
00:16:23,525 --> 00:16:26,611
‫این آفت کش ممکنه باعث سرطان هزاران نفر بشه.

359
00:16:26,611 --> 00:16:29,864
‫خیلی‌خب، منبعت چیه؟

360
00:16:29,864 --> 00:16:32,200
‫خب، این یه جورایی بن‌بسته.

361
00:16:32,200 --> 00:16:34,911
‫اوه برادر، با یه منبع خبری ناشناس سر و کار داریم؟

362
00:16:34,911 --> 00:16:37,997
‫اون به اون تلفن همگانی بهت زنگ زد، درسته؟

363
00:16:37,997 --> 00:16:39,332
‫آره، چطور؟

364
00:16:40,709 --> 00:16:42,252
‫هوم.

365
00:16:44,504 --> 00:16:47,549
‫قانون شماره دو: چیزی به اسم بن‌بست نداریم.

366
00:16:47,549 --> 00:16:50,010
‫سلام، بیل.
‫کانی‌ام.

367
00:16:50,010 --> 00:16:52,429
‫می‌خوام شماره‌ای از یه تلفن همگانی رو در بیاری.

368
00:16:52,429 --> 00:16:54,931
‫دیروز، جلوی ایستگاه خبری، ساعت 4.

369
00:16:54,931 --> 00:16:56,766
‫و قبل از اینکه بگی نیاز به حکم داری،

370
00:16:56,766 --> 00:16:59,185
‫می‌خوام بدونی که این واسه یه خبر کم‌اهمیت نیست.

371
00:16:59,185 --> 00:17:00,603
‫مهمه، بیل.

372
00:17:00,603 --> 00:17:03,356
‫با کمکت میشه جون خیلی‌ها رو نجات داد.

373
00:17:03,356 --> 00:17:05,483
‫واسه همینم تو پلیس شدی، غیر از اینه؟

374
00:17:08,028 --> 00:17:09,446
‫پشت خط می‌مونم.

375
00:17:09,446 --> 00:17:12,323
‫- کارش درسته.
‫- آره. 233.

376
00:17:12,323 --> 00:17:14,284
‫ممنون، بیل.

377
00:17:14,284 --> 00:17:16,619
‫تو یه ناجیِ واقعی هستی.

378
00:17:16,619 --> 00:17:19,581
‫- کارت حرف نداشت.
‫- این هیجان انگیزه.

379
00:17:19,581 --> 00:17:20,498
‫هرکسی ممکنه جواب تلفن رو بده.

380
00:17:22,417 --> 00:17:23,543
<i>‫ ممنون که با هربیکور تماس گرفتید، </i>

381
00:17:23,543 --> 00:17:24,669
<i>‫ دفتر رابی بارلو. </i>

382
00:17:24,669 --> 00:17:25,962
<i>‫ چه کمکی ازم برمیاد؟ </i>

383
00:17:25,962 --> 00:17:28,298
‫خیلی‌خب، انتظار هرکسی به جزء اون رو داشتم.

384
00:17:28,298 --> 00:17:30,633
‫می‌تونم با رابی بارلو صحبت کنم؟

385
00:17:30,633 --> 00:17:32,510
<i>‫ اوه، معذرت می‌خوام. </i>
<i>‫ تازه برای صرف ناهار رفتن بیرون. </i>

386
00:17:32,510 --> 00:17:36,973
‫- می‌تونم پیغام‌تون رو بگیرم؟
‫- نیازی نیست. ممنون.

387
00:17:36,973 --> 00:17:39,476
‫صبر کن، پس منبع ما برادر مدیرعامله؟

388
00:17:39,476 --> 00:17:41,061
‫مگه اونا باهمدیگه هربیکور رو تاسیس نکردن؟

389
00:17:41,061 --> 00:17:43,813
‫- این همه مخفی‌کاری واسه چیه؟
‫- یه افشاگره.

390
00:17:43,813 --> 00:17:45,231
‫می‌دونه که علف کُش‌شون به درد نمی‌خوره،

391
00:17:45,231 --> 00:17:46,649
‫ولی زیادی می‌ترسه که حرفی بزنه،

392
00:17:46,649 --> 00:17:48,109
‫بنابراین با یه ایستگاه خبری تماس می‌گیره.

393
00:17:48,109 --> 00:17:49,778
‫تنها مشکل اینجاست که اگه منبع‌مون
‫حاضر نباشه

394
00:17:49,778 --> 00:17:51,404
‫بصورت علنی چیزی بگه،
‫داستانی گیر ما نمیاد.

395
00:17:51,404 --> 00:17:52,989
‫- ما؟
‫- باشه، آروم باش.

396
00:17:52,989 --> 00:17:55,658
‫منظورم فقط یه مصاحبه‌ی کوچیکه.

397
00:17:55,658 --> 00:17:56,910
‫خب، ما باید یه راست به هربیکور بریم.

398
00:17:56,910 --> 00:17:59,245
‫تا دوباره با ته اسلحه بزنن تو سرت؟

399
00:17:59,245 --> 00:18:01,122
‫دفتر تلفن رو بردار.
‫بیا آدرس هربیکور رو گیر بیاریم.

400
00:18:01,122 --> 00:18:03,500
‫نزدیک اونجا رستوران‌های کمی هست
‫که طرف بخواد ناهار بخوره.

401
00:18:03,500 --> 00:18:04,959
‫فکر خوبیه.

402
00:18:04,959 --> 00:18:06,878
‫من تمام رستوران‌های تو شعاع سه کیلومتری اونجا رو در میارم.

403
00:18:06,878 --> 00:18:08,505
‫سرت چطوره؟

404
00:18:08,505 --> 00:18:10,298
‫آره، خیلی بهتره.

405
00:18:10,298 --> 00:18:11,549
‫خودشم حرف زدن بلده؟

406
00:18:11,549 --> 00:18:14,969
‫اون ترجیح میده پشت دوربین بمونه.

407
00:18:16,513 --> 00:18:18,515
‫خیلی‌خب.
‫شما دوتا چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه دارین؟

408
00:18:18,515 --> 00:18:21,059
‫هیچی.

409
00:18:22,394 --> 00:18:24,771
‫باشه.

410
00:18:24,771 --> 00:18:30,527
‫بهتره تا داستان واقعی نشده
‫اینو بین خودمون دوتا نگه داریم.

411
00:18:30,527 --> 00:18:33,363
‫- که مبادا، می‌دونی...
‫- قضیه‌ی نیویورک تکرار بشه. فهمی‌دم.

412
00:18:33,363 --> 00:18:35,156
‫آره.

413
00:18:39,744 --> 00:18:41,996
‫سلام، رابی بارلو؟

414
00:18:41,996 --> 00:18:43,081
‫من می‌شناسمتون؟

415
00:18:43,081 --> 00:18:44,916
‫کانی دیویس هستم از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی.

416
00:18:48,837 --> 00:18:50,296
‫از کجا فهمیدین کار من بوده؟

417
00:18:50,296 --> 00:18:51,506
‫ما روش‌های خودمون رو داریم.

418
00:18:51,506 --> 00:18:53,717
‫یه دقیقه واسه حرف زدن وقت داری؟

419
00:18:53,717 --> 00:18:55,593
‫- اکیداً محرمانه.
‫- چرا اونوقت؟

420
00:18:55,593 --> 00:18:56,678
‫از کی اینقدر می‌ترسی؟

421
00:18:56,678 --> 00:18:58,430
‫کی گفته می‌ترسم؟

422
00:18:58,430 --> 00:19:01,224
‫به‌خاطر برادرته؟

423
00:19:01,224 --> 00:19:03,935
‫- از من چی می‌خواین؟
‫- فقط حقیقت رو می‌خوایم.

424
00:19:03,935 --> 00:19:07,731
‫حقیقت اینه که ما علف کُش رو با گلیفوسات

425
00:19:07,731 --> 00:19:09,566
‫با چندتا کشاورز محلی تست کردیم
‫با اینکه تو آزمایشگاه موش‌هامون

426
00:19:09,566 --> 00:19:11,901
‫تومور ریه بوجود آورده بود.
‫نباید جایی بگین که من گفتم.

427
00:19:11,901 --> 00:19:13,403
‫چرا وقتی فهمیدین که تومور بوجود میاره

428
00:19:13,403 --> 00:19:14,612
‫محصول رو لغو نکردین؟

429
00:19:14,612 --> 00:19:16,823
‫یه یادداشت حساب و کتاب بود،

430
00:19:16,823 --> 00:19:19,826
‫و ظاهراً لغو کردن محصول خیلی هزینه داره.

431
00:19:19,826 --> 00:19:22,495
‫اگه بعداً به قربانی‌های احتمالی غرامت بپردازیم
‫ارزون‌تر در میاد.

432
00:19:22,495 --> 00:19:24,539
‫حتی گه هزاران قربانی باشه؟

433
00:19:24,539 --> 00:19:25,790
‫ببین، کل این جریان داره منو می‌کشه.

434
00:19:25,790 --> 00:19:27,667
‫اوه خب، ولی نه به معنای واقعی، درسته؟

435
00:19:27,667 --> 00:19:30,128
‫چون ممکنه به معنای واقعی اون کشاورزها رو بکشه.

436
00:19:30,128 --> 00:19:33,631
‫من سعی کردم کمک کنم، خب؟
‫ولی تو رفتی پیش وکیله.

437
00:19:33,631 --> 00:19:35,342
‫اونم به برادرم خبر داد
‫و حالا چت می‌دونه

438
00:19:35,342 --> 00:19:37,927
‫شما چه شکلی هستین،
‫که یعنی من نباید پیش شما دیده باشم، وگرنه...

439
00:19:37,927 --> 00:19:39,054
‫وگرنه چی؟

440
00:19:39,054 --> 00:19:41,348
‫اونم روش‌های خودش رو داره.

441
00:19:41,348 --> 00:19:43,308
‫اوه، مرد نقاب‌داره.
‫آره.

442
00:19:43,308 --> 00:19:46,478
‫- آره، همدیگه رو دیدیم.
‫- من ناپدید شدن آدما رو دیدم.

443
00:19:46,478 --> 00:19:49,439
‫ببینین، ما سعی‌ کردیم، خب؟

444
00:19:49,439 --> 00:19:52,025
‫ولی شما نیاز به یه مدرک غیر قابل انکار دارین.

445
00:19:52,025 --> 00:19:54,110
‫وگرنه هربیکراپ یه‌کم ماه

446
00:19:54,110 --> 00:19:57,280
‫تاییدیه‌ی سازمان حفاظت از محیط زیست رو می‌گیره
‫و محصول رو وارد بازار می‌کنیم.

447
00:20:01,242 --> 00:20:02,660
‫متاسفم.

448
00:20:04,245 --> 00:20:05,955
‫چیزی به اسم بن‌بست نداریم، درسته؟

449
00:20:05,955 --> 00:20:06,956
‫حق با اونه.

450
00:20:06,956 --> 00:20:08,083
‫ما نیاز به مدرک داریم.

451
00:20:12,170 --> 00:20:13,797
‫صبر کن.
‫اون گفت "هربیکراپ"؟

452
00:20:13,797 --> 00:20:18,468
‫بعداً اسم علف کُش رو به روت‌اَوت تغییر دادن.
‫چرا؟

453
00:20:18,468 --> 00:20:20,095
‫می‌دونم کجا می‌تونیم مدرک گیر بیاریم.

454
00:20:21,930 --> 00:20:23,473
‫می‌دونستم که اسمش رو یه جایی شنیده بودم.

455
00:20:23,473 --> 00:20:24,724
‫ولی این یعنی...

456
00:20:24,724 --> 00:20:26,142
‫کشاورزی که تو باهاش مصاحبه کردی

457
00:20:26,142 --> 00:20:28,144
‫یکی از آدم‌هاییه که علف کُش هربیکور رو تست کرده.

458
00:20:28,144 --> 00:20:30,021
‫باید بهش هشدار بدیم.

459
00:20:34,693 --> 00:20:36,569
‫خب، الان فرصتش رو دارین.

460
00:20:36,569 --> 00:20:38,655
‫- سلام!
‫- اوه سلام، شما برگشتین.

461
00:20:38,655 --> 00:20:41,116
‫آره، تا درمورد علف کُشت بهت هشدار بدیم.

462
00:20:41,116 --> 00:20:42,992
‫هربیکراپ؟
‫من عاشق اون محصولم.

463
00:20:42,992 --> 00:20:44,744
‫پس فکر کردین چطوری کدو تنبل‌هام
‫رو اینقدر گنده کردم؟

464
00:20:44,744 --> 00:20:46,538
‫همه‌چی روبراهه؟

465
00:20:47,956 --> 00:20:50,000
‫باید اونو ببری پیش دکتر
‫تا ریه‌هاش بررسی بشن.

466
00:20:50,000 --> 00:20:51,710
‫- ریه‌هاش؟
‫- آره و ریه‌های خودت.

467
00:20:51,710 --> 00:20:53,878
‫علف کُشت مواد شیمیایی‌ای توش هست
‫که باعث سرطان میشه.

468
00:20:53,878 --> 00:20:55,547
‫پس اگه بذاری یه نمونه خاک برداریم...

469
00:20:55,547 --> 00:20:56,673
‫خیلی‌خب صبر کنین،
‫شما اومدین اینجا،

470
00:20:56,673 --> 00:20:58,717
‫تهمت‌های سرسام‌آوری می‌زنین.

471
00:20:58,717 --> 00:21:00,593
‫- ما علاقه‌ای بهش نداریم.
‫- خیلی‌خب، استیو،

472
00:21:00,593 --> 00:21:03,179
‫من شماره‌ی بهترین دکتر توی دنور رو بهت می‌دم،

473
00:21:03,179 --> 00:21:05,181
‫تا نانسی رو ببری آزمایش بشه.

474
00:21:05,181 --> 00:21:06,349
‫می‌تونی این کار رو کنی؟

475
00:21:09,561 --> 00:21:12,981
‫آره، می‌تونم... آره.

476
00:21:12,981 --> 00:21:14,774
‫و واسه دوست‌هام توی اداره‌ی پلیس

477
00:21:14,774 --> 00:21:16,401
‫به یه نمونه‌ی خاک نیاز داریم،

478
00:21:16,401 --> 00:21:18,611
‫تا این اتفاق واسه کس دیگه‌ای نیفته.

479
00:21:18,611 --> 00:21:19,571
‫مشکلی نداره؟

480
00:21:19,571 --> 00:21:21,448
‫آره.

481
00:21:21,448 --> 00:21:22,657
‫خوبه.

482
00:21:22,657 --> 00:21:25,869
‫هی، همه‌چیز درست میشه.

483
00:21:25,869 --> 00:21:28,705
‫- ممنون.
‫- ممنونم.

484
00:21:28,705 --> 00:21:31,291
‫خدایا، اون چقدر کارش درسته.

485
00:21:32,917 --> 00:21:36,129
‫- زیگی خوشبین شده.
‫- خوبه.

486
00:21:36,129 --> 00:21:38,757
‫خیلی‌خب، من استیو و نانسی رو فرستادم پیش دکتر.

487
00:21:38,757 --> 00:21:40,925
‫بیا این نمونه رو نشون رابی بدیم.

488
00:21:40,925 --> 00:21:43,011
‫یه حسی بهم میگه که الان آماده‌ی حرف زدن باشه،

489
00:21:43,011 --> 00:21:45,472
‫و می‌تونیم اینو به یه داستان واقعی تبدیل کنیم.

490
00:21:46,806 --> 00:21:49,225
‫اوه، بس کن.

491
00:21:50,685 --> 00:21:52,979
‫اوه، این دیویدسونه.

492
00:21:52,979 --> 00:21:54,939
‫هی، الان که داری باهاش تلفنی حرف می‌زنی،

493
00:21:54,939 --> 00:21:57,567
‫بهش بگو که یه سرنخ داری.

494
00:21:57,567 --> 00:21:58,860
‫ببینش.

495
00:21:58,860 --> 00:22:00,737
‫این کاریه که اون باید انجام بده.

496
00:22:00,737 --> 00:22:02,697
‫آره، یه جورایی باعث میشه حس کنم

497
00:22:02,697 --> 00:22:04,324
‫که منم دارم کاری رو می‌کنم
‫که باید انجام بدم.

498
00:22:07,243 --> 00:22:09,537
‫یه اتفاق بزرگ تو مرکز شهر رخ داده.

499
00:22:09,537 --> 00:22:11,039
‫داستان بزرگیه،

500
00:22:11,039 --> 00:22:12,957
‫و دیویدسون می‌خواد من خبرش رو پوشش بدم.

501
00:22:12,957 --> 00:22:14,334
‫- این عالیه.
‫- آره!

502
00:22:14,334 --> 00:22:15,919
‫گفت دیده که ما چقدر سخت کار می‌کردیم

503
00:22:15,919 --> 00:22:17,921
‫و فکر کرده که من دیگه آماده‌ی برگشت هستم.

504
00:22:17,921 --> 00:22:19,422
‫چی؟ این معرکه‌ست!

505
00:22:19,422 --> 00:22:22,509
‫می‌دونم!

506
00:22:25,720 --> 00:22:27,806
‫باشه خب.

507
00:22:33,937 --> 00:22:35,438
‫نمی‌دونن چی باعث انفجار شده،

508
00:22:35,438 --> 00:22:37,232
‫ولی ظاهراً یکی مُرده.

509
00:22:37,232 --> 00:22:39,609
‫و بقایای یه کیف پول
‫و ساعت پیدا کردن،

510
00:22:39,609 --> 00:22:40,819
‫ولی بقیه چیزها سوختن.

511
00:22:40,819 --> 00:22:42,445
‫می‌دونی، به نظرم بهتره همینجا مستقر بشیم.

512
00:22:42,445 --> 00:22:43,613
‫- باشه.
‫- باشه. آماده‌ای؟

513
00:22:43,613 --> 00:22:45,031
‫- آها.
‫- باشه.

514
00:22:45,031 --> 00:22:46,491
‫این تیکه رو می‌گیریم،
‫بعدش تو خیابون

515
00:22:46,491 --> 00:22:48,076
‫چندتا مصاحبه انجام می‌دیم،
‫تا ببینیم شاهدی بوده یا نه.

516
00:22:48,076 --> 00:22:51,246
‫باشه.
‫و می‌ریم برای ضبط.

517
00:22:51,246 --> 00:22:53,665
‫من کانی دیویس از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی هستم.

518
00:22:53,665 --> 00:22:56,084
‫امروز یه نفر بعد از اینکه ماشینی

519
00:22:56,084 --> 00:22:58,837
‫جلوی هتل پارک تراس منفجر شد
‫جان باخته.

520
00:23:00,255 --> 00:23:01,256
‫متاسفم.

521
00:23:03,675 --> 00:23:05,093
‫بن.

522
00:23:05,093 --> 00:23:08,013
‫من ایستادم جلوی...

523
00:23:08,013 --> 00:23:09,681
‫چیه؟

524
00:23:11,641 --> 00:23:13,810
‫اون ماشین رابیـه.

525
00:23:16,479 --> 00:23:17,856
‫اون مُرده.

526
00:23:25,321 --> 00:23:27,032
<i>‫ من کانی دیویس از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی هستم. </i>

527
00:23:27,032 --> 00:23:30,035
<i>‫ من ایستادم جلوی... </i>

528
00:23:30,035 --> 00:23:31,953
<i>‫ چیه؟ </i>

529
00:23:33,538 --> 00:23:34,748
<i>‫ اون مُرده. </i>

530
00:23:34,748 --> 00:23:36,624
<i>‫ متاسفم، من... </i>

531
00:23:36,624 --> 00:23:38,710
<i>‫ دوباره نمی‌تونم این کار رو کنم. </i>

532
00:23:46,426 --> 00:23:48,595
‫پس دیگه تمومه؟

533
00:23:48,595 --> 00:23:50,597
‫تمومه.

534
00:23:50,597 --> 00:23:52,515
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍‍ی‍ن

535
00:23:52,515 --> 00:23:54,684
‫چرا درمورد هربیکور بهش نگفتی؟

536
00:23:54,684 --> 00:23:56,478
‫اگه چت، رابی رو کشته
‫ما می‌تونیم یه کاریش بکنیم.

537
00:23:56,478 --> 00:23:57,729
‫- دیگه کاری بهش ندارم.
‫- ولی...

538
00:23:57,729 --> 00:23:59,564
‫این اولین باری نیست که یه منبع

539
00:23:59,564 --> 00:24:01,191
‫به‌خاطر من مُرده.

540
00:24:01,191 --> 00:24:03,860
‫من جوگیر شدم، و یکی رو مجبور کردم که

541
00:24:03,860 --> 00:24:06,071
‫قبل از اینکه آماده باشه،
‫حرف بزنه.

542
00:24:06,071 --> 00:24:09,115
‫به هرحال، اون خودکشی کرد.

543
00:24:10,533 --> 00:24:13,370
‫- این اتفاقیه که افتاد...
‫- تو نیویورک.

544
00:24:13,370 --> 00:24:14,454
‫متاسفم.

545
00:24:14,454 --> 00:24:16,498
‫تصور می‌کنم خیلی برات سخت بوده

546
00:24:16,498 --> 00:24:18,833
‫که احساس کنی تو مسئول مرگ یه نفر هستی.

547
00:24:18,833 --> 00:24:22,379
‫آره. خب، اینجا بود که قانون سوم رو یاد گرفتم.

548
00:24:22,379 --> 00:24:24,589
‫قانون سوم چیه؟

549
00:24:24,589 --> 00:24:26,424
‫بدونی که کِی باید دست بکشی.

550
00:24:28,301 --> 00:24:29,761
‫نمی‌خوام برات درس عبرت بشه،

551
00:24:29,761 --> 00:24:32,013
‫بنابراین تو اخراجی.

552
00:24:33,807 --> 00:24:35,517
‫مراقب خودت باش، بچه.

553
00:24:46,361 --> 00:24:48,655
‫این اظهارات رسمی منه.

554
00:24:48,655 --> 00:24:51,116
‫تمام کارهایی که واسه برگردوندن بن انجام دادم.

555
00:24:51,116 --> 00:24:53,368
‫- حقیقت.
‫- تمامش؟

556
00:24:53,368 --> 00:24:54,285
‫اوهوم.

557
00:24:54,285 --> 00:24:58,039
‫من واقعا متاسفم.

558
00:25:00,291 --> 00:25:02,460
‫آخه متوجه نمیشم.

559
00:25:02,460 --> 00:25:05,296
‫وقتی به‌خاطر افزایش یهویی انرژی اومدم پیشت،

560
00:25:05,296 --> 00:25:06,631
‫چرا همون موقع بهم نگفتی؟

561
00:25:06,631 --> 00:25:08,466
‫چون قبلش یه بار برنامه

562
00:25:08,466 --> 00:25:13,054
‫رو بسته بودن،
‫و می‌ترسیدم که دوباره بن رو از دست بدم.

563
00:25:16,182 --> 00:25:17,976
‫ببین، درک می‌کنم تو کاری رو کردی

564
00:25:17,976 --> 00:25:19,561
‫که حس می‌کردی
‫باید به‌خاطر دوستت انجام می‌دادی.

565
00:25:19,561 --> 00:25:22,147
‫ولی کاری که من الان باید انجام بدم
‫رو تغییر نمیده.

566
00:25:24,107 --> 00:25:26,860
‫داری اخراجم می‌کنی؟

567
00:25:26,860 --> 00:25:29,279
‫من همچین اختیاری رو ندارم.

568
00:25:29,279 --> 00:25:30,822
‫ولی گیدئون دنبال تلافیه،

569
00:25:30,822 --> 00:25:33,283
‫و من باید توصیه کنم که تلافیش سر کی در بیاد.

570
00:25:33,283 --> 00:25:34,743
‫ببین، می‌دونم که الان شرایط

571
00:25:34,743 --> 00:25:35,952
‫بین تو و ادیسون پیچیده‌ست...

572
00:25:35,952 --> 00:25:37,912
‫اون هیچ ربطی به این قضیه نداره.

573
00:25:37,912 --> 00:25:39,414
‫اگه اونا اخراجم کنن، اونوقت...

574
00:25:39,414 --> 00:25:42,000
‫اونوقت کُد برگردوندن بن رو به دست نمیارن.

575
00:25:42,000 --> 00:25:43,960
‫متاسفم.

576
00:25:43,960 --> 00:25:46,212
‫کاری از دست من برنمیاد.

577
00:25:47,672 --> 00:25:50,091
‫می‌دونی چیه؟
‫یه چیزی رو از قلم انداختم.

578
00:25:50,091 --> 00:25:53,803
‫اونجاش که از انجام هیچ کدوم از کارهام پشیمون نیستم.

579
00:25:53,803 --> 00:25:56,431
‫- فکر نکنم این حرفت عاقلانه باشه.
‫- برام مهم نیست، باشه؟

580
00:25:56,431 --> 00:25:58,266
‫برام مهم نیست که گیدئون ریج چی فکر می‌کنه.

581
00:25:58,266 --> 00:26:01,478
‫من دیگه خیلی خیلی خسته شدم
‫از بس به‌خاطر

582
00:26:01,478 --> 00:26:04,022
‫انجام کار درست، احساس شرمندگی کردم.

583
00:26:04,022 --> 00:26:05,857
‫وقتی این برنامه رو بستن،

584
00:26:05,857 --> 00:26:07,192
‫همه از بن قطع امید کردن.

585
00:26:07,192 --> 00:26:08,860
‫همه به جزء من.

586
00:26:08,860 --> 00:26:10,111
‫چون من مدام داشتم به این فکر می‌کردم که

587
00:26:10,111 --> 00:26:11,363
‫"اگه من به جاش سرگردان بودم چی"؟

588
00:26:11,363 --> 00:26:13,031
‫- ایان...
‫- اگه تو جاش بودی چی؟

589
00:26:13,031 --> 00:26:14,407
‫اگه تمام کسایی که دوستشون داشتی

590
00:26:14,407 --> 00:26:18,203
‫ازت قطع امید می‌کردن
‫چه حسی پیدا می‌کردی؟

591
00:26:18,203 --> 00:26:20,330
‫حتما تمام این حرفام رو به اظهاراتم اضافه کن.

592
00:26:26,711 --> 00:26:30,173
‫می‌بینم که قهوه رو کنار گذاشتی.

593
00:26:30,173 --> 00:26:31,800
‫آره.

594
00:26:31,800 --> 00:26:35,679
‫واقعا کاش الان یه هولوگرام نبودم.

595
00:26:35,679 --> 00:26:37,180
‫یه نوشیدنی به کارم میاد.

596
00:26:37,180 --> 00:26:38,682
‫من این حالت چهره‌ات رو می‌شناسم.

597
00:26:38,682 --> 00:26:40,767
‫الان شرایط مرکز عملیاتی خیلی بده.

598
00:26:40,767 --> 00:26:45,730
‫و راستی، من و تام نامزد کردیم.

599
00:26:45,730 --> 00:26:50,110
‫- اوه.
‫- و بعدش من نامزدی رو بهم زدم.

600
00:26:50,110 --> 00:26:52,529
‫اوه.

601
00:26:52,529 --> 00:26:54,280
‫به‌خاطر تو و این چیزها نبود.

602
00:26:54,280 --> 00:26:55,740
‫من که فکر نکردم...

603
00:26:55,740 --> 00:26:58,576
‫خوبه. خیلی‌خب.

604
00:26:58,576 --> 00:27:00,412
‫چه اتفاقی افتاد؟

605
00:27:00,412 --> 00:27:03,790
‫من مدت زیادی تو حالت واکنشی بودم.

606
00:27:03,790 --> 00:27:05,250
‫اول تو جهش کردی،

607
00:27:05,250 --> 00:27:10,088
‫و من مجبور شدم هولوگرامت بشم.

608
00:27:10,088 --> 00:27:12,549
‫و بعد تو مُردی،

609
00:27:12,549 --> 00:27:15,468
‫و مجبور بودم باهاش کنار بیام.

610
00:27:15,468 --> 00:27:21,266
‫و بعد معلوم شد که تو هنوز زنده‌ای،

611
00:27:21,266 --> 00:27:25,186
‫و من دیگه هیچ انگیزه و هدفی نداشتم.

612
00:27:25,186 --> 00:27:29,274
‫انگار دیگه نمی‌دونستم کی‌ بودم.

613
00:27:31,109 --> 00:27:33,278
‫و بعد برام واضح شد.

614
00:27:33,278 --> 00:27:36,698
‫من واسه کمک به آدم‌ها
‫به برنامه‌ی جهش کوانتومی اومده بودم.

615
00:27:36,698 --> 00:27:39,325
‫من همچین شخصی‌ام.

616
00:27:39,325 --> 00:27:40,994
‫این هدف منه.

617
00:27:42,620 --> 00:27:46,624
‫آره، فکر می‌کردم هدف منم همین بود.

618
00:27:46,624 --> 00:27:50,462
‫ولی آخر سر، نتونستم به جاش کمک کنم،

619
00:27:50,462 --> 00:27:53,465
‫و رابی رو به کشتن دادم، پس...

620
00:27:53,465 --> 00:27:56,718
‫محض اطلاعت بگم که
‫تو رابی رو به کشتن ندادی.

621
00:27:56,718 --> 00:27:58,803
‫تو خط زمانی اصلی مُرد.

622
00:27:58,803 --> 00:28:00,513
‫- چی؟
‫- آره.

623
00:28:00,513 --> 00:28:02,057
‫طبق گفته‌ی زیگی،

624
00:28:02,057 --> 00:28:05,602
‫مرد نقاب‌دار میزبان جهش تو رو ترسوند
‫تا بیخیال داستان هربیکور بشه،

625
00:28:05,602 --> 00:28:08,021
‫ولی رابی بازم تو یه انفجار ماشین مُرد.

626
00:28:08,021 --> 00:28:09,814
‫چیه؟

627
00:28:09,814 --> 00:28:12,359
‫منو یاد یکی از حرف‌های رابی انداخت.

628
00:28:12,359 --> 00:28:15,403
‫اون گفت که ناپدید شدن آدما رو دیده.

629
00:28:15,403 --> 00:28:16,946
‫بعد از انفجار،

630
00:28:16,946 --> 00:28:18,406
‫کانی گفت که تو ماشینش چی باقی مونده بود؟

631
00:28:18,406 --> 00:28:20,825
‫یه ساعت، یه کیف پول.
‫بقیه چیزها سوخته بودن.

632
00:28:20,825 --> 00:28:23,703
‫- چرا؟
‫- انگار رابی...

633
00:28:23,703 --> 00:28:24,829
‫ناپدید شده.

634
00:28:41,179 --> 00:28:43,181
‫بن، این یعنی...

635
00:28:43,181 --> 00:28:44,641
‫منبع‌مون زنده‌ست.

636
00:28:52,399 --> 00:28:56,194
<i>‫ متاسفم. </i>
<i>‫ نمی‌تونم دوباره این کار رو کنم. </i>

637
00:28:56,194 --> 00:28:58,988
‫- هی.
‫- فکر کردم اخراجت کرده بودم.

638
00:28:58,988 --> 00:29:00,990
‫اون واسه موقعی بود که فکر می‌کردی
‫رابی مُرده بود.

639
00:29:00,990 --> 00:29:03,702
‫اون مرگش رو جعل کرد
‫تا از دست چت فرار کنه.

640
00:29:03,702 --> 00:29:06,329
‫ما هنوزم داستانی داریم.

641
00:29:06,329 --> 00:29:08,665
‫بازم چیزی رو عوض نمی‌کنه.

642
00:29:08,665 --> 00:29:09,749
‫حتی اگه رابی زنده باشه،

643
00:29:09,749 --> 00:29:12,293
‫ما نمی‌دونیم کجاست.

644
00:29:12,293 --> 00:29:13,712
‫هیچی نداریم.

645
00:29:13,712 --> 00:29:16,423
‫در آینده تمام این اطلاعات رو داریم.

646
00:29:16,423 --> 00:29:19,759
‫ما تو رو داریم.

647
00:29:19,759 --> 00:29:22,512
‫کانی، اتفاقی که تو نیویورک افتاد
‫خیلی ناگوار بود.

648
00:29:22,512 --> 00:29:23,596
‫نه، تو درک نمی‌کنی.

649
00:29:23,596 --> 00:29:25,849
‫درک می‌کنم.

650
00:29:25,849 --> 00:29:27,767
‫می‌دونم که می‌خوای از خودت قطع امید کنی،

651
00:29:27,767 --> 00:29:30,645
‫ولی من نمی‌تونم بهت اجازه بدم
‫این کار رو کنی.

652
00:29:30,645 --> 00:29:34,190
‫چون این هدف توئه.

653
00:29:36,735 --> 00:29:40,864
‫بعضی وقت‌ها اوضاع طوری که ما می‌خوایم پیش نمیره.

654
00:29:40,864 --> 00:29:43,199
‫آدم‌ها ترک‌مون می‌کنن.

655
00:29:43,199 --> 00:29:45,869
‫آدم‌ها می‌میرن.

656
00:29:45,869 --> 00:29:49,456
‫ولی دلیل نمیشه که دیگه تلاش نکنی
‫کار درست رو انجام بدی.

657
00:29:49,456 --> 00:29:52,334
‫این داستان ارزشش رو داره، کانی.

658
00:29:52,334 --> 00:29:54,252
‫تو ارزشش رو داری.

659
00:29:56,254 --> 00:29:59,382
‫کی بهت یاد داده که اینطوری با یه منبع حرف بزنی؟

660
00:29:59,382 --> 00:30:01,593
‫کانی دیویس.

661
00:30:01,593 --> 00:30:03,553
‫- تا حالا اسمش رو شنیدی؟
‫- هوم.

662
00:30:03,553 --> 00:30:05,513
‫خیلی تو نیویورک شناخته شده بود.

663
00:30:08,933 --> 00:30:11,186
‫به نظرت بتونه دوباره برگرده؟

664
00:30:11,186 --> 00:30:13,980
‫شنیدم که نیاز به یه تهیه کننده داره.

665
00:30:18,068 --> 00:30:22,364
‫پس این پایان کار جهش کوانتومیـه؟

666
00:30:22,364 --> 00:30:23,823
‫نه.

667
00:30:23,823 --> 00:30:26,743
‫ریج رو قانع کردم که برنامه
‫ارزش نجات دادن رو داره.

668
00:30:27,869 --> 00:30:30,622
‫- ولی...
‫- هنوزم یکی باید اخراج بشه.

669
00:30:30,622 --> 00:30:33,583
‫- آه.
‫- انتخاب واضح ایانـه.

670
00:30:33,583 --> 00:30:35,085
‫اونا چندین قانون فدرال رو زیر پا گذاشتن،

671
00:30:35,085 --> 00:30:38,797
‫به همه از جمله من و تو دروغ گفتن.

672
00:30:38,797 --> 00:30:40,548
‫ولی...

673
00:30:40,548 --> 00:30:42,634
‫ایان نباید اخراج بشه.

674
00:30:42,634 --> 00:30:44,427
‫اینجا بهش نیاز داریم تا واسه برگردوندن بن

675
00:30:44,427 --> 00:30:47,263
‫روی کد دارپا کار کنه.

676
00:30:47,263 --> 00:30:49,432
‫ولی اگه ایان نباشه، پس...

677
00:30:49,432 --> 00:30:51,726
‫داری ازم می‌خوای جن رو اخراج کنم؟

678
00:30:51,726 --> 00:30:55,563
‫دارم ازت می‌خوام کاری که به نظرت درسته
‫رو انجام بدی.

679
00:30:55,563 --> 00:30:57,816
‫- من سردرگم موندم.
‫- ایان و جن،

680
00:30:57,816 --> 00:31:01,695
‫اونا تو بدترین شرایطم پشتم بودن.

681
00:31:01,695 --> 00:31:03,780
‫اونا مثل خانواده‌ام می‌مونن، تام.

682
00:31:03,780 --> 00:31:05,782
‫بدون اونا هیچ جهش کوانتومی‌ای وجود نداره.

683
00:31:05,782 --> 00:31:08,660
‫کاش راه دیگه‌ای وجود داشت.

684
00:31:12,414 --> 00:31:14,916
‫از کجا می‌دونی که رابی اینجاست؟

685
00:31:14,916 --> 00:31:16,668
‫یکی به اسم بی‌آر لو تو اتاق سوم اقامت داره،

686
00:31:16,668 --> 00:31:18,586
‫و فردا یه پرواز از فرودگاه پوبلو مموریال داره.

687
00:31:18,586 --> 00:31:20,005
‫با خودم گفتم لابد یه اسم مستعاره.

688
00:31:20,005 --> 00:31:23,341
‫یه حسی بهم میگه.

689
00:31:26,970 --> 00:31:29,764
‫آه، لعنتی.

690
00:31:29,764 --> 00:31:31,224
‫خیلی‌خب، کارتون درسته.

691
00:31:31,224 --> 00:31:33,143
‫کارتون خیلی خوبه،
‫و اگه دوست پلیس‌تون ثابت کنه

692
00:31:33,143 --> 00:31:35,562
‫که آزمایش نمونه‌ی خاک،
‫ترکیب‌هایی

693
00:31:35,562 --> 00:31:37,230
‫که تو آزمایشگاه موش‌هامون
‫باعث بوجود اومدن تومورها شده بودن رو نشون میده،

694
00:31:37,230 --> 00:31:39,524
‫ممکنه یه چیزی گیر آورده باشین.

695
00:31:39,524 --> 00:31:41,484
‫ولی خطرناکه.

696
00:31:41,484 --> 00:31:42,569
‫راست میگه.

697
00:31:42,569 --> 00:31:44,571
‫هنوزم نیاز به مدرک غیر قابل انکار داریم

698
00:31:44,571 --> 00:31:46,406
‫که چت می‌دونه هربیکراپ خطرناکه

699
00:31:46,406 --> 00:31:48,658
‫و قصد داره در هر صورت بفروشتش.

700
00:31:48,658 --> 00:31:51,369
‫- ما نیاز به مدرک غیر قابل انکار داریم.
‫- چی؟

701
00:31:51,369 --> 00:31:53,621
‫درِ کافه گفتی که ما نیاز به یه مدرک غیر قابل انکار داریم.

702
00:31:53,621 --> 00:31:55,081
‫تو هم داریش، مگه نه؟

703
00:31:56,541 --> 00:31:57,959
‫نمی‌تونم بهتون بدمش.

704
00:31:57,959 --> 00:31:59,294
‫یادداشت.

705
00:31:59,294 --> 00:32:01,212
‫یادداشتی که توش نوشته بود
‫غرامت دادن

706
00:32:01,212 --> 00:32:03,548
‫با قربانی‌ها هزینه‌اش کمتر از لغو محصوله.

707
00:32:03,548 --> 00:32:05,550
‫نمی‌تونم بهتون بدمش.

708
00:32:05,550 --> 00:32:06,926
‫کپی‌ای ازش ندارم.

709
00:32:06,926 --> 00:32:10,013
‫- ولی چت داره، مگه نه؟
‫- شما متوجه نیستین.

710
00:32:10,013 --> 00:32:14,100
‫فقط امضای چت روش نیست.

711
00:32:14,100 --> 00:32:16,019
‫امضای منم روشه.

712
00:32:16,019 --> 00:32:17,395
‫اونم با چت محکوم میشه.

713
00:32:22,108 --> 00:32:23,985
‫رابی.

714
00:32:23,985 --> 00:32:26,571
‫ببین، من بهت فشار نمیارم
‫کاری رو کردی

715
00:32:26,571 --> 00:32:28,948
‫که نمی‌خوای انجام بدی.

716
00:32:28,948 --> 00:32:34,537
‫ولی یه حسی بهم میگه
‫هرچقدر هم که فرار کنی،

717
00:32:34,537 --> 00:32:38,166
‫نمی‌تونی از خودت فرار کنی.

718
00:32:41,711 --> 00:32:44,756
‫تو گاوصندوق توی دفترشه.

719
00:32:58,520 --> 00:33:02,190
‫دیویدسون‌، من یه داستان داریم.

720
00:33:04,776 --> 00:33:07,112
‫چقدر می‌تونی اونو درگیر حرف زدن کنی؟

721
00:33:07,112 --> 00:33:10,407
‫چت خیلی دوست داره تو مرکز توجه باشه.
‫15 تا 20 دقیقه.

722
00:33:10,407 --> 00:33:11,616
‫وقت کافی‌ای هست؟

723
00:33:11,616 --> 00:33:13,702
‫تو کارت رو انجام بده،
‫منم کار خودم رو انجام می‌دم.

724
00:33:13,702 --> 00:33:15,412
‫این لحظه آخری توصیه‌ای نداری؟

725
00:33:15,412 --> 00:33:16,871
‫قانون شماره چهار:

726
00:33:16,871 --> 00:33:18,748
‫زنده از اونجا بیا بیرون.

727
00:33:22,752 --> 00:33:24,921
‫- کانی دیویس؟
‫- چت.

728
00:33:24,921 --> 00:33:26,756
‫سلام، تو نیویورک خیلی طرفدار کارت بودم.

729
00:33:26,756 --> 00:33:28,717
‫از اینکه شنیدم عذرت رو خواسته بودن
‫ناراحت شدم.

730
00:33:28,717 --> 00:33:31,636
‫خب، الان که اینجام.

731
00:33:31,636 --> 00:33:33,263
‫مرگ برادرت رو تسلیت می‌گم.

732
00:33:33,263 --> 00:33:35,974
‫حتما خیلی دل شکسته‌ای.

733
00:33:35,974 --> 00:33:38,268
‫آره، یه تراژی بود.

734
00:33:38,268 --> 00:33:39,728
‫کاملا غیرمنتظره بود.

735
00:33:39,728 --> 00:33:41,855
‫خب، زندگی می‌تونه اینطوری باشه.

736
00:33:41,855 --> 00:33:42,939
‫همین دیروز،

737
00:33:42,939 --> 00:33:45,400
‫تهیه‌ کننده‌ام برایان یهو استعفا داد.

738
00:33:45,400 --> 00:33:46,735
‫واقعا؟

739
00:33:46,735 --> 00:33:48,945
‫گفت که شهامت این کار رو نداره.

740
00:33:48,945 --> 00:33:52,574
‫حتما یه چیزی ترسوندتش.

741
00:33:52,574 --> 00:33:54,159
‫- هوم.
‫- خب، جای نگرانی‌ای نیست.

742
00:33:54,159 --> 00:33:56,077
‫دیویدسون کارش رو خوب بلده.

743
00:33:59,414 --> 00:34:00,832
‫- لطفا.
‫- اوه، آره.

744
00:34:05,712 --> 00:34:07,672
‫اوه، همینجاست.

745
00:34:09,507 --> 00:34:13,178
‫باشه.

746
00:34:13,178 --> 00:34:14,346
‫خیلی‌خب.

747
00:34:14,346 --> 00:34:16,264
‫- جن، پیداش کردیم.
‫- گاوصندوق رو نشونم بده.

748
00:34:18,099 --> 00:34:19,517
‫ایول.

749
00:34:19,517 --> 00:34:20,977
‫فقط یه شماره سریال لازم دارم.

750
00:34:20,977 --> 00:34:24,981
‫- 37 آلفا، زولو، 2، 3، 4.
‫- فهمی‌دم.

751
00:34:24,981 --> 00:34:27,359
‫یه مدل گاردلاک 300 هستش.

752
00:34:27,359 --> 00:34:29,569
‫در سال 1983 مدلش جایگذین شد.

753
00:34:29,569 --> 00:34:31,237
‫نقص طراحی، فنجر معیوب!

754
00:34:31,237 --> 00:34:32,655
‫فقط باید به درش فشار بیارین.

755
00:34:32,655 --> 00:34:35,367
‫باشه.
‫منظورت چیه که به درش فشار بیاریم؟

756
00:34:35,367 --> 00:34:36,534
‫دستی کار کنین.

757
00:34:36,534 --> 00:34:39,120
‫فقط به بالای عقربه‌ی گاوصندوق محکم ضربه بزنین.

758
00:34:39,120 --> 00:34:43,166
‫جن میگه که باید به بالای عقربه‌ی گاوصندوق
‫محکم ضربه بزنیم.

759
00:34:43,166 --> 00:34:44,959
‫چیه؟

760
00:34:44,959 --> 00:34:46,294
‫هی.
‫جن، مطمئنی که...

761
00:34:51,257 --> 00:34:53,051
‫اوه جن، بدون تو چیکار می‌کردیم؟

762
00:34:53,051 --> 00:34:57,347
‫چه انتظاری داشتی؟

763
00:34:57,347 --> 00:34:59,516
‫خودشه، دوتا امضا،
‫همونطور که رابی گفت.

764
00:34:59,516 --> 00:35:00,892
‫ایول. خیلی‌خب.

765
00:35:00,892 --> 00:35:03,520
‫- بیا از اینجا بریم.
‫- فکر می‌کردم رابی مُرده بود.

766
00:35:09,859 --> 00:35:12,278
‫وقتی کلید کارتیش تو دستگاهم بالا اومد،

767
00:35:12,278 --> 00:35:14,030
‫فکر کردم حتما نقص فنی پیدا کرده.

768
00:35:14,030 --> 00:35:17,200
‫چیزی نمونده بود که بدون نقابت نشناسمت.

769
00:35:17,200 --> 00:35:21,996
‫ولی صدات و اسلحه‌ات رو به جا میارم.

770
00:35:21,996 --> 00:35:24,207
‫این دفعه...

771
00:35:24,207 --> 00:35:26,668
‫اسلحه پُره.

772
00:35:33,258 --> 00:35:35,510
‫یالا. ردش کن بیاد.

773
00:35:35,510 --> 00:35:36,678
‫نمی‌تونم این کار رو کنم.

774
00:35:36,678 --> 00:35:37,971
‫واقعا می‌خوای جونت رو

775
00:35:37,971 --> 00:35:39,264
‫به‌خاطر یه تیکه کاغذ به خطر بندازی؟

776
00:35:39,264 --> 00:35:40,932
‫به گمونم قراره درگیر بشیم.

777
00:35:40,932 --> 00:35:44,477
‫اگه یکی‌مون اسلحه داشته باشه
‫که اسمش درگیری نمیشه.

778
00:35:44,477 --> 00:35:47,439
‫خب، من یه چیزِ خطرناک‌تر از اسلحه دارم.

779
00:35:47,439 --> 00:35:49,649
‫- داری؟
‫- یه دوربین.

780
00:35:49,649 --> 00:35:51,693
‫و درحال حاضر، رو به روی رئیست قرار گرفته.

781
00:35:51,693 --> 00:35:53,403
‫ولی چند روز پیش، تو گاراژ

782
00:35:53,403 --> 00:35:55,363
‫ایستگاه خبری‌ای دوربین کار گذاشته بودم
‫که وقتی داشتی

783
00:35:55,363 --> 00:35:59,242
‫نقاب می‌زدی تا یه تهیه کننده‌ی کی‌ایکس‌وای‌سی رو تهدید کنی
‫ازت فیلم گرفت.

784
00:35:59,242 --> 00:36:00,535
‫تو ازش فیلم گرفتی؟

785
00:36:00,535 --> 00:36:02,078
‫قطعا ازش فیلم نگرفتی.

786
00:36:02,078 --> 00:36:03,830
‫امتحانم کنی.

787
00:36:03,830 --> 00:36:05,206
‫اگه من از اینجا خارج نشم،

788
00:36:05,206 --> 00:36:07,292
‫به کانی دیویس گفتم تا داستان رو منتشر کنه،

789
00:36:07,292 --> 00:36:09,419
‫و سرتیترش هم اسم توئه...

790
00:36:09,419 --> 00:36:11,004
‫اسم کامل، وایات لی اسمیت.

791
00:36:11,004 --> 00:36:12,756
‫وایات لی اسمیت.

792
00:36:12,756 --> 00:36:14,507
‫تو اسمم رو از کجا می‌دونی؟

793
00:36:14,507 --> 00:36:16,880
‫من یه خبرنگارم، وایات.
‫همه‌چی رو درموردت می‌دونم.

794
00:36:16,900 --> 00:36:18,470
‫خیلی‌خب، چیزِ زیادی درمورد خودش
‫توی اینترنت نیست،

795
00:36:18,470 --> 00:36:20,055
‫ولی مادرش یه عضو ثبت شده‌ی

796
00:36:20,055 --> 00:36:21,598
‫لیگ تخته نردِ دنور هستش.

797
00:36:21,598 --> 00:36:23,475
‫پس اگه نمی‌خوای مامانت امشب بعد از
‫بازی تخته‌ نردش

798
00:36:23,475 --> 00:36:26,353
‫چهره‌ات رو توی اخبار ببینه

799
00:36:26,353 --> 00:36:28,355
‫بهت پیشنهاد می‌کنم اسلحه‌ات رو بیاری پایین.

800
00:36:34,069 --> 00:36:35,695
‫خیلی‌خب.

801
00:36:35,695 --> 00:36:39,032
‫وودوارد که همچین کاری نمی‌کرد،
‫ولی من مشکلی ندارم.

802
00:36:39,032 --> 00:36:40,492
‫و ما اینطوری شروع به کار کردیم.

803
00:36:40,492 --> 00:36:41,826
‫می‌دونی، راحت نبود،
‫ولی خب،

804
00:36:41,826 --> 00:36:43,995
‫هیچ کار ارزشمندی راحت نیست، مگه نه؟

805
00:36:43,995 --> 00:36:47,457
‫نه نیست، چت.

806
00:36:47,457 --> 00:36:48,708
‫آم.

807
00:36:48,708 --> 00:36:50,919
‫خب، فکر کنم وقتمون تموم شد.

808
00:36:50,919 --> 00:36:53,421
‫اوه. خیلی زود گذشت.

809
00:36:53,421 --> 00:36:56,132
‫خب، دوربین دوستت داره.

810
00:36:57,717 --> 00:36:58,927
‫تو موفق شدی.

811
00:36:58,927 --> 00:37:02,013
‫یادداشت و نمونه‌ی خاک
‫به سازمان حفاظت از محیط زیست میرسه،

812
00:37:02,013 --> 00:37:04,182
‫و هربیکراپ هرگز وارد بازار نمیشه.

813
00:37:04,182 --> 00:37:06,643
‫که یعنی روت‌اَوت هرگز بوجود نمیاد،

814
00:37:06,643 --> 00:37:09,771
‫که یعنی هیچ کدوم از اون آدم‌ها مریض نمیشن.

815
00:37:09,771 --> 00:37:11,523
‫و اینو داشته باش...

816
00:37:11,523 --> 00:37:13,233
‫رابی میره واسه سازمان حفاظت از محیط زیست کار کنه.

817
00:37:13,233 --> 00:37:15,944
‫کانی چی؟

818
00:37:15,944 --> 00:37:18,571
‫کانی...

819
00:37:18,571 --> 00:37:20,407
‫چیه؟

820
00:37:20,407 --> 00:37:21,658
‫خودت ببین.

821
00:37:24,744 --> 00:37:28,415
‫راستش چت، یه سوال دیگه ازت دارم.

822
00:37:28,415 --> 00:37:31,167
‫- اوه، خوشحال میشم.
‫- داره چیکار می‌کنه؟

823
00:37:31,167 --> 00:37:34,212
‫- این بخشی از نقشه نیست.
‫- داره کارش رو انجام میده.

824
00:37:34,212 --> 00:37:36,256
‫می‌خوام درمورد هربیکراپ ازت بپرسم.

825
00:37:39,634 --> 00:37:41,261
‫اوه، هربیکراپ.

826
00:37:41,261 --> 00:37:45,807
‫یه آفت کُش جدید با استفاده‌ عمومیه،

827
00:37:45,807 --> 00:37:47,267
‫که منتظر تاییدیه‌ی سازمان حفاظت از محیط زیست هستیم.

828
00:37:47,267 --> 00:37:49,019
‫واسه هر محصول کشاورزی
‫در تمام فصول بی‌خطره.

829
00:37:49,019 --> 00:37:50,603
‫کلاغه بهم گفت که هربیکراپ

830
00:37:50,603 --> 00:37:52,981
‫رازه پشت بزرگترین کدو تنبل دنور هستش.

831
00:37:52,981 --> 00:37:54,816
‫همینطوره.

832
00:37:54,816 --> 00:37:59,362
‫چه نحوه بیان کنایه‌آمیزی.

833
00:37:59,362 --> 00:38:00,613
‫تا حالا کشاورز رو دیدی؟

834
00:38:00,613 --> 00:38:03,158
‫هنوز فرصتش رو نداشتم،

835
00:38:03,158 --> 00:38:04,784
‫ولی همونطور که ما دوست داریم
‫اینجا بگیم،

836
00:38:04,784 --> 00:38:07,412
‫وقتی مسئله کشاورزها باشه،
‫ما از گیاهان مراقبت می‌کنیم.

837
00:38:07,412 --> 00:38:09,622
‫مراقب اینم بودین که

838
00:38:09,622 --> 00:38:12,625
‫احتمالا محصول شما به همسرش سرطان داده؟

839
00:38:12,625 --> 00:38:15,628
‫- ببخشید؟
‫- اوه، تو نمی‌دونستی؟

840
00:38:15,628 --> 00:38:18,465
‫حاضرم قسم بخورم که امضای خودت
‫پای یادداشتی خورده بود

841
00:38:18,465 --> 00:38:20,300
‫که گفته بود هربیکراپ خطرناکه،

842
00:38:20,300 --> 00:38:22,427
‫ولی به هرحال قصد دارین به بازار عرضه‌اش کنین.

843
00:38:27,057 --> 00:38:29,851
‫- تویی.
‫- همیشه منم.

844
00:38:33,730 --> 00:38:35,482
‫ممنون.

845
00:38:40,403 --> 00:38:42,072
‫می‌خوام این یادداشت رو بلند بخونم.

846
00:38:42,072 --> 00:38:42,989
‫نه، نه، نه.
‫نمی‌تونی این کار رو کنی.

847
00:38:42,989 --> 00:38:44,324
‫یه دقیقه صبر کن.

848
00:38:44,324 --> 00:38:48,119
‫"بیانیه‌ی شرکت چت بارلو، دوم ماه مِی سال 1981.

849
00:38:48,119 --> 00:38:51,498
‫در خصوص تومورهای توده‌ی جامدِ بوجود آمده
‫توسط هربیکراپ"...

850
00:38:51,498 --> 00:38:54,000
‫یعنی، با اینکه خود عنوان یادداشت
‫به اندازه کافی متهم کننده‌ست،

851
00:38:54,000 --> 00:38:55,543
‫بهتر هم میشه.

852
00:38:55,543 --> 00:38:58,672
‫"ما تصدیق می‌کنیم که غلظت ذرات سمی‌ای

853
00:38:58,672 --> 00:39:01,591
‫که در هربیکراپ پیدا شده
‫به اندازه‌ای هستند

854
00:39:01,591 --> 00:39:04,010
‫که به طور بالقوه باعث آسیب جدی‌ای
‫به بافت انسان شوند"...

855
00:39:06,012 --> 00:39:10,684
‫من کانی دیویس هستم، از اخبار کی‌ایکس‌وای‌سی.

856
00:39:10,684 --> 00:39:12,727
‫انگار پایان خوشی داشتین.

857
00:39:12,727 --> 00:39:15,980
‫داری میری.

858
00:39:15,980 --> 00:39:16,981
‫چطور پیش رفت؟

859
00:39:18,983 --> 00:39:20,402
‫مجیک باید تصمیمی بگیره.

860
00:39:24,364 --> 00:39:25,865
‫تو هم همینطور.

861
00:39:28,451 --> 00:39:30,787
‫متاسفم، تام.

862
00:39:33,873 --> 00:39:36,376
‫منم.

863
00:39:36,376 --> 00:39:37,752
‫می‌دونی چی جالبه؟

864
00:39:37,752 --> 00:39:40,922
‫کار کردن با سفر در زمان
‫باعث شده به سرنوشت باور داشته باشم.

865
00:39:40,922 --> 00:39:43,258
‫منظورت چیه؟

866
00:39:43,258 --> 00:39:44,426
‫خب، بهش فکر کن.

867
00:39:44,426 --> 00:39:47,012
‫به‌خاطر اینکه تو بن رو از دست داده بودی
‫باهم آشنا شدیم.

868
00:39:47,012 --> 00:39:50,724
‫بعد ایان بن رو پیدا کرد
‫و من سر از اینجا در آوردم.

869
00:39:50,724 --> 00:39:53,476
‫فکر می‌کنم دست تقدیر بود که ما باهم باشیم،

870
00:39:53,476 --> 00:39:56,062
‫و فکر می‌کنم دست تقدیر هم بود
‫که از هم جدا بشیم.

871
00:40:02,360 --> 00:40:04,237
‫تام.

872
00:40:21,546 --> 00:40:22,839
‫مراقب خودت باش.

873
00:40:24,341 --> 00:40:25,467
‫تو هم همینطور.

874
00:40:33,641 --> 00:40:36,019
‫و بن رو بیار خونه.

875
00:40:42,359 --> 00:40:43,943
‫می‌خواستی حرف بزنیم؟

876
00:40:43,943 --> 00:40:46,613
‫گیدئون ریج قبول کرده که تمام اتهامات رو پس بگیره.

877
00:40:46,613 --> 00:40:50,492
‫داره اجازه میده که جهش کوانتومی موقتا
‫از تراشه‌اش استفاده کنه.

878
00:40:50,492 --> 00:40:52,660
‫واقعا؟

879
00:40:52,660 --> 00:40:54,746
‫- مجیک، این عالیه.
‫- کار تام بود.

880
00:40:54,746 --> 00:40:57,540
‫اون هرکاری که می‌تونست
‫رو برامون انجام داد.

881
00:40:57,540 --> 00:41:01,252
‫متاسفانه، یکی باید تقصیر اتفاقی که افتاد

882
00:41:01,252 --> 00:41:02,754
‫رو گردن بگیره.

883
00:41:02,754 --> 00:41:05,632
‫هیچ کاری هم از دست من برنمیاد.

884
00:41:05,632 --> 00:41:07,634
‫صبر کن.
‫اگه می‌خوای ایان رو اخراج کنی...

885
00:41:07,634 --> 00:41:09,386
‫نمی‌تونم ایان رو اخراج کنم.

886
00:41:09,386 --> 00:41:11,846
‫واسه برگردوندن بن بهش نیاز داریم.

887
00:41:11,846 --> 00:41:15,350
‫پس...

888
00:41:15,350 --> 00:41:18,561
‫منم.

889
00:41:18,561 --> 00:41:22,565
‫می‌دونم که نیت خیری داشتی.

890
00:41:22,565 --> 00:41:25,985
‫متاسفم که باید این کار رو انجام بدم،

891
00:41:25,985 --> 00:41:29,280
‫ولی گیدئون ریج می‌خواد یه نفر قربانی بشه.

892
00:41:32,575 --> 00:41:35,161
‫پس منم دارم خودم رو تقدیمش می‌کنم.

893
00:41:37,038 --> 00:41:38,039
‫چی؟

894
00:41:41,334 --> 00:41:44,004
‫از همین الان،

895
00:41:44,004 --> 00:41:47,215
‫من دارم از جهش کوانتومی استعفاء می‌دم.

