﻿1
00:00:04,810 --> 00:00:06,360
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,360 --> 00:00:09,360
‫- از مامان بودن خوشت میاد؟
‫-کشته‌مرده‌شم.

3
00:00:09,360 --> 00:00:12,110
‫فقط مهم اینه که جفری در امان باشه.

4
00:00:12,110 --> 00:00:14,160
‫- من می‌ترسم.
‫- من همیشه چی می‌گم؟

5
00:00:14,160 --> 00:00:15,950
‫شجاع بودن، انتخاب خود آدمه

6
00:00:15,950 --> 00:00:17,950
‫جاش 18 ماه دیگه می‌میره.

7
00:00:17,950 --> 00:00:20,370
‫به دلیل پارگی آنوریسم آئورت.

8
00:00:20,370 --> 00:00:21,660
<i>‫ "هانای عزیز، به جاش بگو </i>

9
00:00:21,660 --> 00:00:23,410
<i>‫ سریعاً بره قلبش رو چکاپ کنه. </i>

10
00:00:23,410 --> 00:00:25,000
<i>‫ دوستدارت، بن". </i>

11
00:00:25,000 --> 00:00:29,550
‫کارمند تو ایان رایت،
‫تراشه‌ی‌ کوانتومی منو دزدید.

12
00:00:29,550 --> 00:00:32,050
‫بهت اعتماد دارم که اینو درستش کنی.

13
00:00:32,050 --> 00:00:33,550
‫اگه منو اخراج کنن،

14
00:00:33,550 --> 00:00:36,010
‫اگه اونا اخراجم کنن، اونوقت کُد برگردوندن بن
‫رو به دست نمیارن.

15
00:00:36,010 --> 00:00:37,470
‫کاری از دست من برنمیاد.

16
00:00:37,470 --> 00:00:40,260
‫یکی باید تقصیر اتفاقی که افتاد
‫رو گردن بگیره.

17
00:00:40,260 --> 00:00:42,180
‫گیدئون ریج می‌خواد یه نفر قربانی بشه،

18
00:00:42,180 --> 00:00:43,640
‫پس منم دارم خودم رو تقدیمش می‌کنم.

19
00:00:47,190 --> 00:00:48,610
‫پنتاگون نمی‌تونه این کارو باهات کنه.

20
00:00:48,610 --> 00:00:50,400
‫نمی‌تونن تو رو مجبور کنن که استعفا بدی.

21
00:00:50,400 --> 00:00:51,820
‫کسی مجبورم نکرده.

22
00:00:51,820 --> 00:00:54,150
‫من کاری که مجبور بودم رو کردم،
‫کاری که به صلاح پروژه‌ست.

23
00:00:54,150 --> 00:00:56,410
‫چیزی که به صلاح جهش کوانتومیـه اینه که
‫تو بخشی ازش باشی

24
00:00:56,410 --> 00:00:57,910
‫باید جلوی این قضیه وایستیم.

25
00:00:57,910 --> 00:00:59,280
‫خب، چیزیه که شده.

26
00:00:59,280 --> 00:01:00,910
‫من که قبول نمی‌کنم.

27
00:01:00,910 --> 00:01:02,500
‫خب، باید قبول کنی.

28
00:01:02,500 --> 00:01:05,750
‫گوش کن، این پروژه قراره تحت محاصره دربیاد.

29
00:01:05,750 --> 00:01:08,080
‫ایان، ادیسون و بن بهت نیاز پیدا می‌کنن

30
00:01:08,080 --> 00:01:09,750
‫تا روی چیزهایی که می‌تونی کنترل کنی
‫تمرکز کنی.

31
00:01:09,750 --> 00:01:11,920
‫رفتن منم جزو اون چیزها نیست.

32
00:01:11,920 --> 00:01:13,340
‫نه.

33
00:01:15,630 --> 00:01:19,180
‫نمی‌تونم اینجا رو بدون تو تصور کنم.

34
00:01:19,180 --> 00:01:21,180
‫لطفاً بمون.

35
00:01:23,390 --> 00:01:26,440
‫هر لحظه ممکنه موقعیت بن رو پیدا کنیم.

36
00:01:26,440 --> 00:01:28,980
‫واسه آخرین جهش می‌مونی؟

37
00:01:28,980 --> 00:01:31,110
‫این دفعه نه.

38
00:01:43,240 --> 00:01:45,410
‫من یه آتش نشانم
‫ایول.

39
00:01:45,410 --> 00:01:46,830
‫همین‌طوری اونجا واینستا!
‫خاموشش کن!

40
00:01:46,830 --> 00:01:48,920
‫آه! آه!

41
00:01:48,920 --> 00:01:51,380
‫درسته.

42
00:01:51,380 --> 00:01:54,170
‫اون چی؟
‫اون...

43
00:01:54,170 --> 00:01:55,340
‫آره.

44
00:01:55,340 --> 00:01:56,550
‫اون...

45
00:01:59,180 --> 00:02:01,800
‫حالش خوبه.

46
00:02:01,800 --> 00:02:03,220
‫چه اتفاقی افتاد؟

47
00:02:03,220 --> 00:02:04,970
‫داشتیم بُرد مدار جدیدم رو امتحان می‌کردیم

48
00:02:04,970 --> 00:02:06,310
‫که یهو،

49
00:02:06,310 --> 00:02:07,730
‫جرقه زد
‫و منفجر شد.

50
00:02:07,730 --> 00:02:10,770
‫و بعد برق گرفتش و از حال رفت.

51
00:02:10,770 --> 00:02:12,520
‫تو اینو درست کردی؟

52
00:02:12,520 --> 00:02:13,900
‫خیلی پیشرفته‌ست.

53
00:02:13,900 --> 00:02:15,440
‫تو از کجا می‌دونی؟

54
00:02:15,440 --> 00:02:17,190
‫وضعیت بالا چطوره، بورتون؟

55
00:02:17,190 --> 00:02:18,490
‫تحت نظره.

56
00:02:18,490 --> 00:02:19,990
‫ما نیاز به کمک پزشکی در...

57
00:02:19,990 --> 00:02:21,490
‫- واحد 28.
‫- واحد 28 داریم.

58
00:02:21,490 --> 00:02:23,330
<i>‫ دریافت شد. منتظر باش. </i>

59
00:02:23,330 --> 00:02:25,290
‫نگران نباش، حال بابات خوب میشه.

60
00:02:25,290 --> 00:02:27,000
‫اون بابام نیست.
‫همسایه‌مونه.

61
00:02:27,000 --> 00:02:28,500
‫اوه.

62
00:02:28,500 --> 00:02:31,750
‫بابام دو سال پیش فوت شد.

63
00:02:31,750 --> 00:02:34,380
‫وقتی تو نیوجرسی زندگی می‌کردیم.

64
00:02:34,380 --> 00:02:36,880
از شنیدن خیلی ناراحت شدم

65
00:02:36,880 --> 00:02:38,670
‫مادرت چی؟
‫اون کجاست؟

66
00:02:38,670 --> 00:02:39,970
‫اوه، خدا رو شکر.

67
00:02:39,970 --> 00:02:41,840
‫جفری، چند بار بهت گفتم

68
00:02:41,840 --> 00:02:43,640
‫بدون اینکه سه بار دژنگتور رو بررسی کنی

69
00:02:43,640 --> 00:02:45,180
‫چیزی رو به دیوار به برق نزنی؟

70
00:02:45,180 --> 00:02:48,390
‫- به خدا که بررسی کردم.
‫- جفری؟

71
00:02:56,030 --> 00:02:57,780
‫هانا.

72
00:03:07,910 --> 00:03:12,210
‫ممنون که جون پسرم رو نجات دادی.

73
00:03:14,090 --> 00:03:18,340
‫فقط دارم وظیفه‌ام رو انجام میدم، خانم.

74
00:03:20,380 --> 00:03:22,390
‫پروفسور پریستلی تو دانشگاه

75
00:03:22,390 --> 00:03:23,890
‫علوم رایانه درس می‌ده.

76
00:03:23,890 --> 00:03:26,470
‫وقتی فهمید که جفری داره کامپیوتر خودش رو می‌سازه،

77
00:03:26,470 --> 00:03:29,180
‫پیشنهاد داد که کمکش کنه
‫و هر موقع

78
00:03:29,180 --> 00:03:32,400
‫تو واشینگتن گیر کردم
‫ازش مراقبت کنه.

79
00:03:32,400 --> 00:03:33,560
‫الان تو واشینگتن کار می‌کنی؟

80
00:03:33,560 --> 00:03:37,570
‫آره، هنوزم در زمینه‌ی فیزیک کار می‌کنم،
‫ولی...

81
00:03:37,570 --> 00:03:40,400
‫اوضاع یکمی سخت بوده.

82
00:03:40,400 --> 00:03:44,660
‫می‌دونی، اگه دست و بالت تنگه،
‫الان سرمایه‌گذاری تو یه چیزهای تضمینی

83
00:03:44,660 --> 00:03:49,500
‫مثل شرکت بریستول-مایرز اسکوئیب خوبه
‫یا هم در آینده،

84
00:03:49,500 --> 00:03:51,540
‫وقتی اسم اپل یا فیسبوک رو شنیدی.

85
00:03:51,540 --> 00:03:54,790
‫نه بن، من این کارو نمی‌کنم.

86
00:03:54,790 --> 00:03:56,880
‫این باید برخلاف قوانین باشه.

87
00:04:00,260 --> 00:04:03,130
‫خبر جاش رو شنیدم.

88
00:04:03,130 --> 00:04:04,510
‫خیلی متاسفم.

89
00:04:06,140 --> 00:04:10,810
‫تقصیر تو نیست.

90
00:04:10,810 --> 00:04:13,640
‫تو سعیت رو کردی،
‫و بخاطرش دوستت دارم.

91
00:04:13,640 --> 00:04:15,860
‫من باید برم ببینم حال جفری چطوره.

92
00:04:18,820 --> 00:04:21,400
‫بن.

93
00:04:21,400 --> 00:04:23,820
‫ادیسون؟ حالت خوبه؟
‫چی شده؟

94
00:04:23,820 --> 00:04:26,530
‫مجیک الان به عنوان رئیس جهش کوانتومی استعفاء داد.

95
00:04:26,530 --> 00:04:29,290
‫- چی؟ چرا؟ حالش خوبه؟
‫- اون خوبه.

96
00:04:29,290 --> 00:04:32,040
‫وقتی تو گم شده بودی و برنامه تعطیل شد،

97
00:04:32,040 --> 00:04:34,920
‫ایان مخفیانه معامله‌ای کرده بود

98
00:04:34,920 --> 00:04:36,710
‫- تا جستجو رو ادامه بده.
‫- با کی؟

99
00:04:36,710 --> 00:04:40,170
‫یه میلیاردر سیلیکون‌ولی به اسم گیدئون ریج.

100
00:04:40,170 --> 00:04:41,800
‫حالا پنتاگون فهمیده،

101
00:04:41,800 --> 00:04:44,220
‫و چیزی نمونده کل تیم رو اخراج کنن.

102
00:04:44,220 --> 00:04:46,470
‫پس مجیک این وسط قربانی شد.

103
00:04:46,470 --> 00:04:49,310
‫اومد ثواب کنه، کباب شد.

104
00:04:49,310 --> 00:04:50,640
‫هانا اینجاست؟

105
00:04:50,640 --> 00:04:54,310
‫آره، پس اگه تو یا زیگی یا کائنات

106
00:04:54,310 --> 00:04:56,560
‫خبر بد دیگه‌ای دارین،
‫نمی‌خوام بشنوم.

107
00:04:56,560 --> 00:04:59,190
‫خیلی‌خب، زیگی میگه که این جهش
‫ربطی به هانا نداره.

108
00:04:59,190 --> 00:05:01,820
‫- هیچوقت ربط ندارن، نه به طور مستقیم.
‫- منطقیه.

109
00:05:01,820 --> 00:05:06,070
‫خیلی‌خب، تو کاپیتان اوتیس بورتون هستی،
‫یه شوهر، پدر،

110
00:05:06,070 --> 00:05:09,240
‫و یه کهنه‌سرباز 20 ساله در اداره آتش نشانی بالتیمور،

111
00:05:09,240 --> 00:05:11,580
‫که حدوداً یه ماه دیگه قراره از اونجا بازنشست بشی.

112
00:05:11,580 --> 00:05:13,580
‫به اندازه کافی فیلم نگاه کردم که بدونم
‫این هیچوقت پایان خوبی نداره.

113
00:05:13,580 --> 00:05:18,040
‫و اینجا نوشته که تو واسه نجات یکی دیگه اینجایی.

114
00:05:19,540 --> 00:05:21,630
‫همین؟
‫زیگی فقط همینو داره بگه؟

115
00:05:21,630 --> 00:05:23,960
‫نوشته که 74 درصد احتمال داره که آتش‌سوزی

116
00:05:23,960 --> 00:05:26,180
‫یه حادثه‌ی مجزا بوده
‫و تو کلا

117
00:05:26,180 --> 00:05:28,010
‫بخاطر یه دلیل دیگه اینجایی.

118
00:05:29,300 --> 00:05:32,470
‫و من میرم بفهمم دلیلش چیه.

119
00:05:32,470 --> 00:05:34,730
‫- لطفاً.
‫- آره.

120
00:05:38,560 --> 00:05:40,110
‫همین که از ساختمون خارج بشه،

121
00:05:40,110 --> 00:05:42,230
‫بهم دستور داده شده که کلیدهای کارتی مجیک
‫رو غیرفعال کنم

122
00:05:42,230 --> 00:05:44,650
‫و کدهای دسترسیش رو پاک کنم.

123
00:05:44,650 --> 00:05:48,490
‫انگار هیچوقت اینجا نبوده.

124
00:05:48,490 --> 00:05:51,160
‫اون آدم‌های تو واشینگتن اصلا نمی‌دونن که

125
00:05:51,160 --> 00:05:54,450
‫این تیم طی سه سال گذشته
‫چه سختی‌هایی کشیده.

126
00:05:54,450 --> 00:05:57,790
‫یعنی، فداکاری‌هایی که ما کردیم.

127
00:05:57,790 --> 00:06:00,380
‫اونوقت اینطوری جوابمون رو میدن؟

128
00:06:04,880 --> 00:06:06,130
‫خب...

129
00:06:09,010 --> 00:06:10,470
‫به گمونم وقت خداحافظیه.

130
00:06:12,350 --> 00:06:14,770
‫این درست نیست.

131
00:06:14,770 --> 00:06:16,980
‫یعنی، من پای گیدئون ریج رو به پروژه باز کردم.

132
00:06:16,980 --> 00:06:18,520
‫تقصیر منه.

133
00:06:18,520 --> 00:06:19,940
‫باید می‌ذاشتی منو اخراج کنن.

134
00:06:19,940 --> 00:06:22,060
‫نه. این پروژه بهت نیاز داره.

135
00:06:22,060 --> 00:06:23,980
‫بن بهت نیاز داره.

136
00:06:23,980 --> 00:06:27,780
‫حالا، از وقتی که برات خریدم استفاده کن
‫تا معادله‌ی دارپا رو تموم کنی.

137
00:06:27,780 --> 00:06:29,240
‫منظورت همونی که ثابت شده

138
00:06:29,240 --> 00:06:31,660
‫شکستنش غیرممکنه.

139
00:06:31,660 --> 00:06:33,490
‫تو یه راهی پیدا می‌کنی.

140
00:06:33,490 --> 00:06:36,410
‫بن رو بیار خونه.

141
00:06:36,410 --> 00:06:37,660
‫چشم، قربان.

142
00:06:44,090 --> 00:06:45,460
‫ادیسون.

143
00:06:51,680 --> 00:06:53,720
‫مجیک، من...

144
00:06:53,720 --> 00:06:55,850
‫تا وقتی که پنتاگون جایگذین منو انتخاب می‌کنه،

145
00:06:55,850 --> 00:06:57,770
‫یه رئیس موقت رو توصیه کردم

146
00:06:57,770 --> 00:06:59,810
‫تا کارهای روزانه رو انجام بده.

147
00:06:59,810 --> 00:07:02,270
‫باشه، کیه؟
‫در جریان کارها قرارش میدم.

148
00:07:02,270 --> 00:07:04,440
‫تو، جن.

149
00:07:04,440 --> 00:07:05,570
‫چی گفتی؟

150
00:07:05,570 --> 00:07:06,900
‫تو رئیس تیم امنیتی هستی.

151
00:07:06,900 --> 00:07:09,030
‫تو زیر و بم اینجا رو می‌شناسی.

152
00:07:09,030 --> 00:07:11,240
‫کی از تو بهتر که اینجا حواست به همه‌چی باشه؟

153
00:07:11,240 --> 00:07:13,160
‫واقعا فکر کردی که اونا عملیات‌های

154
00:07:13,160 --> 00:07:15,740
‫یه پروژه‌ عملی نظامی فوق سِری

155
00:07:15,740 --> 00:07:18,450
‫چند میلیارد دلاری رو به دست
‫به یه مجرم سابقه‌دار می‌سپارن؟

156
00:07:18,450 --> 00:07:20,080
‫فعلا آره.

157
00:07:20,080 --> 00:07:24,040
‫به خودت اعتماد کن جن،
‫مثل من.

158
00:07:24,040 --> 00:07:28,630
‫و بدون که از ته دل بهت افتخار می‌کنم.

159
00:07:29,670 --> 00:07:32,220
‫هی، یالا دیگه، باشه؟

160
00:07:37,770 --> 00:07:41,100
‫به همه‌تون افتخار می‌کنم.

161
00:07:41,100 --> 00:07:45,520
‫الان آینده‌ی جهش کوانتومی در دست‌های شماست.

162
00:08:05,040 --> 00:08:07,340
‫- خیلی از دیدنت خوشحالم.
‫- باورم نمی‌شه که اینجایی.

163
00:08:08,960 --> 00:08:09,960
‫تو اول بگو.

164
00:08:11,880 --> 00:08:14,010
‫سه جهش گذشته.

165
00:08:14,010 --> 00:08:18,010
‫دیگه کم کم داشتم فکر می‌کردم که
‫ممکنه دیگه هیچوقت نبینمت.

166
00:08:18,010 --> 00:08:20,390
‫خب، وقتی گفتی تو جهش بعدی

167
00:08:20,390 --> 00:08:22,890
‫شاید بهتره دوتایی کنار یه آتیش بشینیم،

168
00:08:22,890 --> 00:08:26,150
‫این دقیقا شومینه‌ای که در نظر داشتم نبود.

169
00:08:28,980 --> 00:08:32,780
‫خبر خوب اینه که، فکر می‌کنیم که آتش‌سوزی
‫یه حادثه‌ی مجزاست،

170
00:08:32,780 --> 00:08:36,280
‫پس اینجا جات پیش من امنه.

171
00:08:36,280 --> 00:08:38,490
‫من همیشه جام پیش تو امنه.

172
00:08:43,040 --> 00:08:44,620
‫من پیر شدم؟

173
00:08:46,790 --> 00:08:51,960
‫هانا، من هر دفعه که می‌بینمت
‫قیافه‌ات یه جوره.

174
00:08:53,420 --> 00:08:54,430
‫زیبایی.

175
00:08:58,430 --> 00:09:01,770
‫ولی به نظر میاد رفتار سرد شده.

176
00:09:03,560 --> 00:09:07,650
‫خب، از وقتی جان فوت شد
‫اوضاع چالش‌برانگیز بوده.

177
00:09:07,650 --> 00:09:09,020
‫دلیلش اینه؟

178
00:09:13,320 --> 00:09:15,200
‫از دستم عصبانی‌ای؟

179
00:09:15,200 --> 00:09:17,070
‫بن، نه.

180
00:09:17,070 --> 00:09:18,320
‫هانا.

181
00:09:19,950 --> 00:09:23,620
‫بخاطر تو، من دیگه وارد

182
00:09:23,620 --> 00:09:26,920
‫فیزیک نظری شدم.

183
00:09:26,920 --> 00:09:29,920
‫ملاقات‌های ما نقاط ثابتی
‫در فضازمان هستن،

184
00:09:29,920 --> 00:09:32,510
‫که می‌تونه به عنوان پایه و اساس

185
00:09:32,510 --> 00:09:34,510
‫همه‌جور برون‌یابی‌هایی استفاده بشه.

186
00:09:34,510 --> 00:09:35,720
‫به نظر چیزِ خوبی میاد.

187
00:09:35,720 --> 00:09:37,760
‫احتمالا آره.

188
00:09:37,760 --> 00:09:40,970
‫ولی تا الان،

189
00:09:40,970 --> 00:09:42,930
‫هر چقدر که متفاوت

190
00:09:42,930 --> 00:09:46,980
‫به مسیرت نگاه می‌کنم، فقط یه عامل ثابت هست.

191
00:09:51,320 --> 00:09:54,190
‫این آخرین باریه که باهم مواجه می‌شیم، بن.

192
00:09:56,820 --> 00:09:59,200
‫و دیگه هرگز همدیگه رو نمی‌بینیم.

193
00:10:10,290 --> 00:10:12,290
‫واقعا هم حادثه‌ مجزایی بود.

194
00:10:31,860 --> 00:10:34,110
‫- اون یه انفجار بود؟
‫- مطمئناً همچین حسی داشت.

195
00:10:34,110 --> 00:10:35,400
‫کجا؟

196
00:10:35,400 --> 00:10:36,940
‫طبقه‌ی 20ام.
‫یه ترانس برق منفجر شده.

197
00:10:36,940 --> 00:10:38,610
‫هشت طبقه زیر ما.

198
00:10:38,610 --> 00:10:41,660
‫همینجا بمونین.
‫من برمی‌گردم.

199
00:10:41,660 --> 00:10:44,410
‫خیلی‌خب، اکسلزیور قرار بود

200
00:10:44,410 --> 00:10:46,080
‫گل سر سبد آسمان‌خراش‌های رونق‌آور

201
00:10:46,080 --> 00:10:47,540
‫بالتیمور در دهه 70 باشه.

202
00:10:47,540 --> 00:10:50,370
‫ولی درواقعیت، یه فاجعه بود.

203
00:10:50,370 --> 00:10:51,920
‫توسعه دهنده‌ها ماست‌مالیش کردن

204
00:10:51,920 --> 00:10:53,590
‫تا تو خرج هزینه صرفه‌جویی کنن
‫و سود رو افزایش بدن.

205
00:10:53,590 --> 00:10:55,090
‫بذار حدس بزن، به جای استفاده از سیم‌کشی مسی

206
00:10:55,090 --> 00:10:56,460
‫از سیم‌کشی ارزون آلومینیومی استفاده کردن؟

207
00:10:56,460 --> 00:10:58,300
‫در سراسر نیمه بالایی ساختمان،

208
00:10:58,300 --> 00:11:00,130
‫و همه‌جور مقررات ساختمانی رو نقض کردن،

209
00:11:00,130 --> 00:11:02,470
‫که با رشوه دادن به بازرس‌های شهرداری
‫اینو دور زدن.

210
00:11:02,470 --> 00:11:04,430
‫همچین سهل‌انگاری‌ بزرگی باعث میشه
‫که احتمال

211
00:11:04,430 --> 00:11:06,220
‫- آتش‌سوزی بر اثر برق در ساختمون بالا بره.
‫- آره.

212
00:11:06,220 --> 00:11:08,180
‫آتش‌نشان‌ها به این "سطح پ" میگن،

213
00:11:08,180 --> 00:11:11,020
‫که در تاریخ اصلی، همین باعث کشته شدن
‫کاپیتان بورتون

214
00:11:11,020 --> 00:11:13,610
‫و چهار کارگر ساختمانی در طبقه‌ی 21ام شد.

215
00:11:13,610 --> 00:11:15,360
‫دلیل اینجا بودنت اینجایی.

216
00:11:15,360 --> 00:11:17,820
‫تو باید خودت و اونا رو سریعاً خارج کنی.

217
00:11:17,820 --> 00:11:20,700
‫- فهمیدم.
‫- با کی داری حرف می‌زنی؟

218
00:11:20,700 --> 00:11:23,780
‫فقط دارم با رئیسم حرف می‌زنم.

219
00:11:23,780 --> 00:11:27,080
<i>‫ تمام واحدهای پاسخگو، رئیس گارسیا صحبت می‌کنه. </i>

220
00:11:34,000 --> 00:11:38,260
‫خیلی‌خب، یه خطر مرگبار احتمالی در طبقه‌ی 20ام داریم.

221
00:11:38,260 --> 00:11:39,840
‫رادیوهاتون رو تا محدوده‌ی آتش‌سوزی تنظیم کنید.

222
00:11:39,840 --> 00:11:41,300
‫حواستون رو هم جمع کنید.

223
00:11:41,300 --> 00:11:43,470
<i>‫ تا قبل از اینکه آتش گسترش پیدا کنه </i>

224
00:11:43,470 --> 00:11:44,720
<i>‫ مستاجرهای طبقه‌های بالاتر رو تخلیه می‌کنیم. </i>

225
00:11:44,720 --> 00:11:46,600
‫خیلی‌خب همگی، ما باید تا حد امکان
‫با آرامش

226
00:11:46,600 --> 00:11:48,770
‫و با سرعت حرکت کنیم.
‫از این طرف.

227
00:11:48,770 --> 00:11:52,100
‫ترانس برق ترکیده باعث چندین انفجار

228
00:11:52,100 --> 00:11:53,270
‫در ده طبقه‌ی بالایی

229
00:11:53,270 --> 00:11:54,730
‫سمت شرق ساختمان میشه.

230
00:11:54,730 --> 00:11:56,900
‫پس به آتش‌نشان‌ها بگو که برای عملیات‌هاشون

231
00:11:56,900 --> 00:11:58,230
‫از راه‌پله‌ی غربی استفاده کنن.

232
00:11:58,230 --> 00:11:59,820
‫رئیس، ما یه آتش‌سوزی سطح ۳
در طبقه‌ی بیستم داریم

233
00:11:59,820 --> 00:12:01,650
‫وقتی آتش‌سوزی گسترش پیدا کرد

234
00:12:01,650 --> 00:12:03,200
‫از سمت شرق ساختمون نمی‌شه وارد شد.

235
00:12:03,200 --> 00:12:04,950
‫- مگه تو هنوزم تو طبقه‌ی 28ام نیستی؟
‫- آره.

236
00:12:04,950 --> 00:12:07,490
‫پس از کجا می‌دونی که تو طبقه‌ی 20ام چه خبره؟

237
00:12:07,490 --> 00:12:09,410
‫20 سال تجربه؟

238
00:12:09,410 --> 00:12:11,040
‫دیگه بحثی نمی‌مونه.

239
00:12:11,040 --> 00:12:12,620
‫تا آتش‌سوزی از کنترل خارج نشده

240
00:12:12,620 --> 00:12:14,420
‫فوراً یه تیم رو واسه خاموش‌سازی مستقیم
‫می‌فرستم بالا.

241
00:12:14,420 --> 00:12:16,250
‫امیدوارم برات اشکالی نداشته باشه
‫که تک نفره مردم رو تخلیه کنی.

242
00:12:16,250 --> 00:12:18,460
‫همین الانش هم پیگیرشم.

243
00:12:21,670 --> 00:12:23,800
‫- شما دوتا باید فوراً برین.
‫- تو چی؟

244
00:12:23,800 --> 00:12:25,640
‫باید یه تعداد آدم دیگه رو تخلیه کنم،

245
00:12:25,640 --> 00:12:27,390
‫ولی تا ندونم شما در امانین
‫نمی‌تونم این کارو انجام بدم.

246
00:12:27,390 --> 00:12:29,720
‫بهتره کاری که کاپیتان میگه رو انجام بدیم.

247
00:12:29,720 --> 00:12:30,930
‫بیا بریم.

248
00:12:33,940 --> 00:12:35,020
‫صبر کن.

249
00:12:35,020 --> 00:12:36,150
‫ما هنوز نمی‌تونیم بریم.

250
00:12:36,150 --> 00:12:37,440
‫وسایل بابا چی می‌شن؟

251
00:12:37,440 --> 00:12:38,900
‫بن، امن نیست.

252
00:12:38,900 --> 00:12:42,360
‫هانا، امن نیست.

253
00:12:42,360 --> 00:12:43,780
‫عزیزم، طوری نمی‌شه.

254
00:12:43,780 --> 00:12:45,410
‫نه، بدون وسایلش نمی‌رم.

255
00:12:45,410 --> 00:12:47,740
‫- جفری، ما باید بریم.
‫- چرا؟

256
00:12:47,740 --> 00:12:49,870
‫تا بتونی بذاری آتیش بگیره
‫و بابا رو فراموش کنی؟

257
00:12:49,870 --> 00:12:54,250
‫همین که بتونم، وسایل بابات رو میارم، خوبه؟

258
00:12:54,250 --> 00:12:55,370
‫خوبه.

259
00:12:55,370 --> 00:12:56,790
‫دنبالم بیاین.

260
00:12:59,710 --> 00:13:01,340
‫اسم مامانم رو از کجا می‌دونی؟

261
00:13:01,340 --> 00:13:03,550
‫اسمش رو گفتی.
‫درواقع دو بار گفتی.

262
00:13:03,550 --> 00:13:04,720
‫من...

263
00:13:04,720 --> 00:13:06,010
‫خب، این اولین باری نیست که

264
00:13:06,010 --> 00:13:07,470
‫مأمورهای آتش نشانی رو می‌بینیم.

265
00:13:07,470 --> 00:13:09,510
‫یادته که خانوم سالومون اجاقش رو روشن ول کرده بود؟

266
00:13:12,890 --> 00:13:13,810
‫گزارشش کردم، کاپیتان.

267
00:13:13,810 --> 00:13:15,690
‫قطعا یه آتش‌سوزی سطح ۳ هستش.

268
00:13:15,690 --> 00:13:17,650
‫گارسیا نصف ایستگاه رو فرستاده
‫تا بقیه طبقه‌ها رو بررسی کنن

269
00:13:17,650 --> 00:13:19,020
‫تا مطمئن بشن که گسترش پیدا نکرده.

270
00:13:19,020 --> 00:13:20,650
‫چرا آب‌پاش‌های ساختمون روشن نشدن؟

271
00:13:20,650 --> 00:13:22,030
‫اونا به پنل برق وصلن.

272
00:13:22,030 --> 00:13:23,320
‫هرچی که باعث انفجار شده

273
00:13:23,320 --> 00:13:24,610
‫حتما زیادی به دژنگتورها فشار آورده.

274
00:13:24,610 --> 00:13:26,700
‫احتمالا کار کارگرهای ساختمانی تو طبقه‌ی 21ام هستش.

275
00:13:26,700 --> 00:13:27,950
‫تو درمورد اونا می‌دونی؟

276
00:13:27,950 --> 00:13:29,410
‫خب، کل ساختمون درموردشون می‌دونن.

277
00:13:29,410 --> 00:13:30,950
‫مدام باعث قطعی برق می‌شن.

278
00:13:30,950 --> 00:13:32,660
‫شرط می‌بندم همین بُرد منو سوزوند.

279
00:13:32,660 --> 00:13:34,830
‫هرکسی این ساختمون رو ساخته
‫کارش افتضاح بوده.

280
00:13:34,830 --> 00:13:36,710
‫بن، باید قبل از انفجار بعدی

281
00:13:36,710 --> 00:13:37,880
‫خودت رو به کارگرها برسونی.

282
00:13:37,880 --> 00:13:39,710
‫من باید سریعاً طبقه‌ی بالا رو چک کنم.

283
00:13:39,710 --> 00:13:41,920
‫- میشه اونا رو ببری؟
‫- بله، قربان.

284
00:13:43,420 --> 00:13:45,550
<i>‫ شما کنار من بمونید. </i>

285
00:13:45,550 --> 00:13:46,970
<i>‫ می‌دونید، ما نیروی پشتیبانی خبر کردیم، </i>

286
00:13:46,970 --> 00:13:48,260
<i>‫ ولی امشب خیلی پخش هستیم. </i>

287
00:13:48,260 --> 00:13:49,890
<i>‫ ولی درست میشه. </i>

288
00:13:52,680 --> 00:13:55,310
‫بن. بن، صبر کن.

289
00:13:55,310 --> 00:13:56,690
‫من می‌دونم کارگرها کجان.

290
00:13:56,690 --> 00:13:58,270
‫می‌تونم ببرمت پیش‌شون.

291
00:13:58,270 --> 00:13:59,940
‫نه، نه، تو باید از خطر فرار کنی،
‫نه اینکه به سمتش بری.

292
00:13:59,940 --> 00:14:01,400
‫تازشم، تو آتش نشان نیستی.

293
00:14:01,400 --> 00:14:02,650
‫تو هم نیستی.

294
00:14:04,150 --> 00:14:06,400
‫بن، هر بار که ما در مسیر هم قرار می‌گیریم،

295
00:14:06,400 --> 00:14:08,030
‫بخاطر اینه که به کمکم احتیاج داشتی.

296
00:14:08,030 --> 00:14:10,200
‫این جهش کجاش فرق می‌کنه؟

297
00:14:10,200 --> 00:14:13,580
‫راست میگه، بن.

298
00:14:13,580 --> 00:14:15,500
‫ادیسون با من موافقه، مگه نه؟

299
00:14:17,120 --> 00:14:19,080
‫ببین، جفری در امانه، و همه‌ی غریزه‌هام

300
00:14:19,080 --> 00:14:21,540
‫دارن بهم می‌گن که من باید اینجا باشن.

301
00:14:21,540 --> 00:14:23,500
‫لطفاً بهم اعتماد کن.

302
00:14:27,380 --> 00:14:28,800
‫از کنارم تکون نمی‌خوری.

303
00:14:28,800 --> 00:14:30,140
‫همچین قصدی هم ندارم.

304
00:14:33,010 --> 00:14:34,640
‫وقتی کارگرها رو جمع کردی

305
00:14:34,640 --> 00:14:36,060
‫- من امن‌ترین راه به پایین رو پیدا می‌کنم.
‫- باشه.

306
00:14:46,070 --> 00:14:48,570
‫هی، وقتی یکی در می‌زنه،
‫باید جواب بدین.

307
00:14:48,570 --> 00:14:50,110
‫- چیکار می‌کنین؟
‫- به نظرت داریم چیکار می‌کنیم؟

308
00:14:50,110 --> 00:14:51,870
‫به نظر میاد که به مدارهای ساختمون فشار وارد کردین

309
00:14:51,870 --> 00:14:53,410
‫و کل ساختمون رو به آتش کشیدین.

310
00:14:53,410 --> 00:14:55,080
‫ما باید از اینجا خارج بشیم.

311
00:15:09,220 --> 00:15:10,220
‫دیگه دیره.

312
00:15:22,650 --> 00:15:24,730
‫- داره بدتر میشه.
‫- چه گزینه‌هایی داریم؟

313
00:15:24,730 --> 00:15:26,480
‫تا وقتی راه‌پله‌ شرقی رو خاموش می‌کنن،

314
00:15:26,480 --> 00:15:27,740
‫راه‌پله غربی بهترین شانس‌تونه.

315
00:15:27,740 --> 00:15:30,030
‫نگو که اون راه‌پله اون‌طرف

316
00:15:30,030 --> 00:15:31,030
‫این راهروی آتیش گرفته نیست.

317
00:15:31,030 --> 00:15:33,660
‫باشه، نمی‌گم.

318
00:15:33,660 --> 00:15:35,910
‫- هنوزم باید ازش رد بشین.
‫- عالی شد.

319
00:15:35,910 --> 00:15:37,830
‫چی گفت؟

320
00:15:37,830 --> 00:15:40,040
‫مجبوریم از وسط آتیش رد بشیم.

321
00:15:40,040 --> 00:15:41,330
‫عمراً.

322
00:15:41,330 --> 00:15:42,540
‫سعی داری ما رو به کشتن بدی؟

323
00:15:42,540 --> 00:15:43,710
‫من 6 نفر اینجا دارم...

324
00:15:43,710 --> 00:15:45,710
‫تخته گچی.
‫ضد حریقـه.

325
00:15:45,710 --> 00:15:48,010
‫می‌تونیم باهاشون از خودمون محافظت کنیم.

326
00:15:48,010 --> 00:15:49,760
‫فقط باید یه جوری بتونیم حملش کنیم.

327
00:15:49,760 --> 00:15:51,180
‫این دستگیره‌ها.

328
00:15:51,180 --> 00:15:52,390
‫خیلی‌خب، شما تخته‌ها رو نصف کنین.

329
00:15:52,390 --> 00:15:54,180
‫و ما هم دستگیره‌ها رو بهشون وصل می‌کنیم.

330
00:15:54,180 --> 00:15:55,680
‫بیاین دست به کار بشیم.

331
00:15:55,680 --> 00:15:58,680
‫و چقدر احتمال داره که این واقعا جواب بده؟

332
00:15:58,680 --> 00:16:01,020
‫هوم؟ ادیسون؟

333
00:16:01,020 --> 00:16:03,560
‫ادیسون؟

334
00:16:03,560 --> 00:16:04,770
‫چی شده؟

335
00:16:04,770 --> 00:16:05,980
‫غیبش زد.

336
00:16:08,070 --> 00:16:09,570
‫- این چه کاریه؟
‫- ببخشید. می‌دونم.

337
00:16:09,570 --> 00:16:12,530
‫جن، ما به معنای واقعی وسط یه آتش‌سوزی هستیم.

338
00:16:12,530 --> 00:16:14,530
‫مجبور شدم برق رو از اتاق تصویربرداری منحرف کنم.

339
00:16:14,530 --> 00:16:16,370
‫ایان واسه اینکه سعی کنه کُد دارپا رو بشکونه
‫نیاز به نیروی بیشتری داشت،

340
00:16:16,370 --> 00:16:17,540
‫و من باید اونجا رو جدا

341
00:16:17,540 --> 00:16:19,200
‫و تحت نظارت پنتاگون نگه دارم.

342
00:16:19,200 --> 00:16:21,870
‫فقط یه لحظه بهم وقت بده
‫تا همه‌چی رو به کار بندازم.

343
00:16:21,870 --> 00:16:23,830
‫امیدوارم ادیسون خوب باشه.

344
00:16:23,830 --> 00:16:26,290
‫من الان یکم بیشتر نگران خودمون دوتا هستم.

345
00:16:26,290 --> 00:16:29,090
‫نه، اینکه حتما.

346
00:16:29,090 --> 00:16:31,720
‫آخه در مرکز مشکلات زیادی هست.

347
00:16:33,720 --> 00:16:35,300
‫تو یه ساختمون آتیش‌ گرفته گیر افتادی،

348
00:16:35,300 --> 00:16:37,600
‫ولی هنوزم نگران هولوگرامت هستی.

349
00:16:39,060 --> 00:16:41,310
‫اون همکار منه.

350
00:16:41,310 --> 00:16:42,640
‫اون بیشتر از ایناست.

351
00:16:44,690 --> 00:16:48,270
‫من خیلی داشتم به چیزی که تو قاهره بهم گفتی
‫فکر می‌کردم.

352
00:16:48,270 --> 00:16:50,190
‫اینکه چطور باهم نامزد بودین.

353
00:16:50,190 --> 00:16:51,860
‫اینکه واسه نجات اون رفتی.

354
00:16:51,860 --> 00:16:56,200
‫منظورت تنها کاریه که کردم
‫و جواب داد؟

355
00:16:56,200 --> 00:16:58,490
‫حرفم اینه که...

356
00:17:01,870 --> 00:17:07,790
‫من می‌دونم از دست دادن یکی که دوستش داری
‫چه حسی داره.

357
00:17:07,790 --> 00:17:10,760
‫ولی تو هنوز از دستش ندادی.

358
00:17:10,760 --> 00:17:15,590
‫می‌دونم که الان همچین حسی داره،
‫ولی یکم تامل کن.

359
00:17:15,590 --> 00:17:18,760
‫از یه دیدگاه کیهانی بهش نگاه کن.

360
00:17:18,760 --> 00:17:20,600
‫تو هنوزم به ادیسون متصلی.

361
00:17:20,600 --> 00:17:24,060
‫هنوزم به تمام کسایی که توی عمرت
‫دوستشون داشتی متصلی،

362
00:17:24,060 --> 00:17:29,270
‫چون عشق ابدیه.

363
00:17:34,110 --> 00:17:35,150
‫- اووه!
‫- اوه.

364
00:17:35,150 --> 00:17:37,700
‫ببخشید، ندیدمت...

365
00:17:45,870 --> 00:17:48,540
‫آره.

366
00:17:48,540 --> 00:17:50,000
‫باشه.

367
00:17:53,670 --> 00:17:55,470
‫- همه حاضرن؟
‫- آره.

368
00:17:59,010 --> 00:18:00,220
‫قراره داغ باشه.

369
00:18:00,220 --> 00:18:02,810
‫ولی همش باید 15 متر رو طی کنیم.

370
00:18:02,810 --> 00:18:06,140
‫حالا فقط یه خرده از اونور خیابون
‫برق می‌دزدیم.

371
00:18:06,140 --> 00:18:07,520
‫دستتون درد نکنه.

372
00:18:07,520 --> 00:18:09,940
‫برق ما کافیه و برق ایان هم کافیه.

373
00:18:09,940 --> 00:18:11,480
‫و...

374
00:18:11,480 --> 00:18:13,280
‫برگشتیم روی کار.

375
00:18:13,280 --> 00:18:14,650
‫حلش کردم.

376
00:18:14,650 --> 00:18:17,110
‫ها. کارت حرف نداشت.

377
00:18:17,110 --> 00:18:19,570
‫من فقط دارم سعی می‌کنم
‫همه‌چی بهم نریزه.

378
00:18:19,570 --> 00:18:21,490
‫شاید اونوقت بالایی‌ها
‫اینجا رو

379
00:18:21,490 --> 00:18:23,740
‫به دست یه آدم ناشناسی که مثل ما

380
00:18:23,740 --> 00:18:25,080
‫با اینجا ارتباط نداره، نسپارن.

381
00:18:25,080 --> 00:18:26,370
‫چون اینجا خونه‌ی ماست.

382
00:18:26,370 --> 00:18:29,290
‫آره، همینطوره.

383
00:18:34,130 --> 00:18:35,920
‫همه باهم بمونین.

384
00:18:35,920 --> 00:18:37,630
‫به راهتون ادامه بدین.

385
00:18:37,630 --> 00:18:39,260
‫15 متر.

386
00:18:45,270 --> 00:18:49,600
‫8 متر.

387
00:18:49,600 --> 00:18:51,810
‫سه متر. چیزی نمونده برسیم.

388
00:18:51,810 --> 00:18:55,030
‫ادامه بدین.

389
00:18:55,030 --> 00:19:03,030
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

390
00:19:04,790 --> 00:19:10,790
‫ادامه بدین.
‫دیگه چیزی نمونده.

391
00:19:12,540 --> 00:19:14,710
‫برین طبقه‌ی پایین!

392
00:19:14,710 --> 00:19:16,960
‫زود باشین! برین!

393
00:19:16,960 --> 00:19:18,170
‫زنده میرن بیرون.

394
00:19:18,170 --> 00:19:20,720
‫اوه.

395
00:19:20,720 --> 00:19:21,680
‫کارت عالی بود، بن.

396
00:19:21,680 --> 00:19:23,890
‫آره.

397
00:19:23,890 --> 00:19:26,270
‫هانا.

398
00:19:26,270 --> 00:19:28,180
‫فکر کنم زیادی دود استنشاق کردم.

399
00:19:28,180 --> 00:19:29,730
‫بیا.

400
00:19:29,730 --> 00:19:34,070
‫فقط آروم نفس بکش.

401
00:19:45,030 --> 00:19:47,500
‫از اون چیزی که فکر می‌کردم نزدیک‌تر بود.

402
00:19:47,500 --> 00:19:49,870
‫میشه ببینی حال جفری خوبه؟

403
00:19:49,870 --> 00:19:53,750
‫رئیس، پسره رو می‌بینی؟
‫11 سالشه.

404
00:19:53,750 --> 00:19:55,920
‫آره، صحیح و سالم همینجاست.

405
00:20:02,640 --> 00:20:06,060
‫همراهی کردن تو مثل قبل راحت نیست.

406
00:20:06,060 --> 00:20:09,180
‫یعنی واسه تو، از اولین دیدارمون

407
00:20:09,180 --> 00:20:11,020
‫نُه جهش می‌گذره.

408
00:20:11,020 --> 00:20:12,440
‫واسه من...

409
00:20:12,440 --> 00:20:16,190
‫تقریباً 9 هزار و 131 و یه ربع روز گذشته.

410
00:20:16,190 --> 00:20:17,190
‫ولی کیه که بشماره؟

411
00:20:19,530 --> 00:20:22,740
‫بن، فکر می‌کنم دلیلی داره که

412
00:20:22,740 --> 00:20:24,620
‫شتاب دهنده ما رو پیش هم آورد.

413
00:20:24,620 --> 00:20:29,700
‫تو نیومکزیکو، قاهره، پرینستون، خونه‌ام،

414
00:20:29,700 --> 00:20:33,790
‫هدفی بزرگتر صرفا ما دوتاست.

415
00:20:33,790 --> 00:20:37,500
‫و فکر کنم بالاخره می‌دونم هدفش چیه.

416
00:20:42,840 --> 00:20:44,640
‫- یه مشکل داریم.
‫- کارگرها؟

417
00:20:44,640 --> 00:20:46,930
‫مشکل جفریـه. گم شده.

418
00:20:46,930 --> 00:20:48,470
‫منظورت چیه که اون گم شده؟

419
00:20:48,470 --> 00:20:50,730
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- اون؟

420
00:20:50,730 --> 00:20:52,480
‫اون کیه؟

421
00:20:52,480 --> 00:20:55,230
‫کی گم شده، بن؟

422
00:20:55,230 --> 00:20:58,110
‫میشه لطفاً اون بیرون یکی بهم بگه
‫پسرم کجاست؟

423
00:20:58,110 --> 00:20:59,480
‫این یه کانال ممنوعه‌ست.

424
00:20:59,480 --> 00:21:00,650
‫و به کاپتیان هم گفتم.

425
00:21:00,650 --> 00:21:04,160
‫پسرت... صبر کن.

426
00:21:04,160 --> 00:21:06,700
‫همین یه دقیقه پیش همینجا بود.

427
00:21:06,700 --> 00:21:08,700
‫هی، کسی اون بچه رو ندیده؟

428
00:21:10,120 --> 00:21:11,410
‫آپارتمان.

429
00:21:11,410 --> 00:21:13,460
‫برگشته دنبال وسایل جاش.

430
00:21:19,550 --> 00:21:20,920
‫"او به من مسئولیت می‌دهد.

431
00:21:20,920 --> 00:21:23,510
‫به من مسئولیت می‌دهد،
‫و من انجامش می‌دهم.

432
00:21:23,510 --> 00:21:25,800
‫در سراسر ماه‌های نیبیا،

433
00:21:25,800 --> 00:21:27,340
‫و آنتارس میلستروم دنبالش می‌کنم
‫و..."

434
00:21:27,340 --> 00:21:29,600
‫تو الان نقلی از موبی‌دیک به معادله گفتی؟

435
00:21:29,600 --> 00:21:31,220
‫نه، نقل "پیشتازان فضا ۲: خشم خان".

436
00:21:31,220 --> 00:21:33,770
‫- بیش از حد کافئین مصرف کردم.
‫- داره جواب می‌ده؟

437
00:21:33,770 --> 00:21:36,600
‫خب، یه ساعته به این صفحه نمایش زل زدم

438
00:21:36,600 --> 00:21:38,520
‫و دارم دیالوگ‌های فیلم‌ها رو نقل می‌کنم،
‫پس خودت ببین جواب می‌ده یا نه.

439
00:21:38,520 --> 00:21:39,980
‫ریاضیش راه نمیاد، ها؟

440
00:21:39,980 --> 00:21:43,780
‫خب، بیشتر معادله‌ها مثل جمله می‌مونن.

441
00:21:43,780 --> 00:21:45,950
‫یه مجموعه نماد کنار هم چسبیدن

442
00:21:45,950 --> 00:21:47,820
‫تا یه تفکر ریاضی منسجم رو شکل بدن.

443
00:21:47,820 --> 00:21:51,370
‫ولی این یه شاهکاره

444
00:21:51,370 --> 00:21:52,870
‫که ظریفانه توسط کسی

445
00:21:52,870 --> 00:21:55,210
‫که درک عمیق و روشنگرانه‌ای از قوانین فیزیک داره

446
00:21:55,210 --> 00:21:56,750
‫ساخته شده.

447
00:21:56,750 --> 00:21:58,460
‫یعنی، حکمی که تندیس داوود

448
00:21:58,460 --> 00:22:00,750
‫اثر میکل‌آنجلو برای هنر داشت
‫رو این برای سفر در زمان داره.

449
00:22:00,750 --> 00:22:03,210
‫و اگه مقامات فایل دارپا قدیمی

450
00:22:03,210 --> 00:22:05,760
‫رو سانسور نکرده بودن،
‫اونوقت شاید می‌تونستم

451
00:22:05,760 --> 00:22:07,510
‫بفهمم که کدوم دانشمندها نوشتنش

452
00:22:07,510 --> 00:22:10,260
‫و روش‌ کارشون چی بوده.

453
00:22:10,260 --> 00:22:11,600
‫یه دقیقه صبر کن.

454
00:22:11,600 --> 00:22:13,270
‫صبر کن، از اونجایی که تو مجیک جدیدی،

455
00:22:13,270 --> 00:22:15,100
‫پس تو هم باید همون اختیاری که اون داشت

456
00:22:15,100 --> 00:22:17,140
‫- رو داشته باشی، درسته؟
‫- آره، خب که چی؟

457
00:22:17,140 --> 00:22:19,770
‫باشه، خب نمی‌تونی غیرسانسورش کنی؟

458
00:22:19,770 --> 00:22:21,770
‫فکر کردی سعی نکردم این کارو کنم؟

459
00:22:21,770 --> 00:22:23,190
‫من تمام کانال‌های رسمی‌ای که به فکرم می‌رسید

460
00:22:23,190 --> 00:22:25,780
‫رو امتحان کردم، تا خودم هکش نکنم.

461
00:22:25,780 --> 00:22:27,110
‫که حالا که گفتی...

462
00:22:27,110 --> 00:22:28,360
‫نمی‌شه.

463
00:22:28,360 --> 00:22:30,780
‫همه حواس‌شون روی این برنامه‌ست، ایان.

464
00:22:30,780 --> 00:22:32,540
‫اگه موقع گشتن تو فایل‌های پنتاگون گیر بی‌افتم،

465
00:22:32,540 --> 00:22:35,620
‫همه‌مون بدبخت می‌شیم،
‫مخصوصا بن.

466
00:22:35,620 --> 00:22:37,250
‫همین که مجیک رو از دست دادیم
‫خودش به اندازه کافی بد هست.

467
00:22:39,130 --> 00:22:43,090
‫جهش کوانتومی رو از دست نمی‌دیم،
‫نه تحت نظارت من.

468
00:22:46,720 --> 00:22:48,430
‫بلند و واضح شنیدم، رئیس چو.

469
00:22:48,430 --> 00:22:51,220
‫به زور زدنم ادمه میدم.

470
00:22:55,390 --> 00:22:58,770
‫"از دل جهنم به تو خنجر می‌زنم".

471
00:23:01,480 --> 00:23:02,730
‫آپارتمان.

472
00:23:02,730 --> 00:23:04,150
‫برگشته دنبال وسایل جاش.

473
00:23:04,150 --> 00:23:06,190
‫نه، نه، نه، نه،
‫اگه رفته بالا تو آپارتمان‌تون،

474
00:23:06,190 --> 00:23:07,860
‫یعنی از همینجا رد میشه.

475
00:23:07,860 --> 00:23:09,110
‫می‌تونیم جلوش در بیایم.

476
00:23:09,110 --> 00:23:10,490
‫نه اگه از سمت شرقی رفته باشه.

477
00:23:10,490 --> 00:23:12,120
‫میرم دنبالش بگردم.

478
00:23:12,120 --> 00:23:13,830
‫30 ثانیه.

479
00:23:13,830 --> 00:23:16,290
‫ادیسون همینقدر وقت می‌خواد
‫تا پیداش کنه.

480
00:23:16,290 --> 00:23:18,500
‫باشه.

481
00:23:18,500 --> 00:23:21,000
‫وای خدا، تمام اینا تقصیر منه.

482
00:23:21,000 --> 00:23:22,710
‫بعد از تصادف جاش، من فقط...

483
00:23:22,710 --> 00:23:25,630
‫یه شروع تازه می‌خواستم، می‌دونی؟

484
00:23:25,630 --> 00:23:30,550
‫ولی این جفری رو عصبانی‌تر و دلخورتر کرد.

485
00:23:30,550 --> 00:23:32,510
‫اون منو بخاطر مرگ پدرش مقصر می‌دونه.

486
00:23:32,510 --> 00:23:36,310
‫نه، نه، هیچ کدوم از اینا تقصیر تو نیست.

487
00:23:36,310 --> 00:23:37,560
‫اتفاقی که واسه جاش افتاد

488
00:23:37,560 --> 00:23:39,640
‫از کنترل هرکسی خارج بود.

489
00:23:39,640 --> 00:23:41,730
‫ولی این وضعیت از کنترل‌مون خارج نیست.

490
00:23:41,730 --> 00:23:43,650
‫ما از اینجا می‌ریم بیرون، باشه؟

491
00:23:43,650 --> 00:23:45,190
‫همگی با هم.

492
00:23:45,190 --> 00:23:47,820
‫بن.

493
00:23:47,820 --> 00:23:49,820
‫حق با توئه، اون بالاست.

494
00:23:49,820 --> 00:23:52,320
‫- بریم دبنالش.
‫- باشه.

495
00:23:56,200 --> 00:23:57,290
‫مواظب باشین!

496
00:24:33,160 --> 00:24:35,870
‫هانا!

497
00:24:35,870 --> 00:24:38,080
‫بن!

498
00:24:38,080 --> 00:24:39,250
‫نمی‌تونم تکون بخورم!

499
00:24:41,710 --> 00:24:43,620
‫صبر کن.
‫از اینجا می‌برمت بیرون.

500
00:24:43,620 --> 00:24:45,920
‫رئیس، من تو طبقه‌ی 25‌ام کمک نیاز دارم.

501
00:24:45,920 --> 00:24:47,590
<i>‫ متاسفانه شانس باهات یار نیست، کاپیتان. </i>

502
00:24:47,590 --> 00:24:49,340
<i>‫ الان این شدیدترین نوع آتش‌سوزیـه. </i>

503
00:24:49,340 --> 00:24:52,930
<i>‫ تا رسیدن یه گروه دیگه، </i>
<i>‫ نمی‌تونم کسی رو بفرستم کمکت. </i>

504
00:24:52,930 --> 00:24:54,390
‫خودم انجامش میدم.

505
00:25:04,600 --> 00:25:06,480
‫بن، بس کن.

506
00:25:06,480 --> 00:25:08,570
‫باید بری دنبال جفری.

507
00:25:08,570 --> 00:25:10,820
‫نه.

508
00:25:10,820 --> 00:25:13,320
‫من اینجا ولت نمی‌کنم.

509
00:25:13,320 --> 00:25:15,410
‫بله، ول می‌کنی.

510
00:25:15,410 --> 00:25:18,580
‫تو جون پسرم رو نجات میدی.

511
00:25:18,580 --> 00:25:21,250
‫ادیسون اگه اینجایی، پشت منو رو بگیر.

512
00:25:21,250 --> 00:25:23,710
‫راست میگه.

513
00:25:23,710 --> 00:25:26,210
‫یا هانا زنده می‌مونه یا جفری.

514
00:25:26,210 --> 00:25:30,050
‫آه!

515
00:25:30,050 --> 00:25:32,420
‫فکر می‌کردم وقت بیشتری داریم.

516
00:25:32,420 --> 00:25:35,180
‫بن، باید بری وگرنه هر دوشون می‌میرن.

517
00:25:36,680 --> 00:25:37,850
‫پیشش بمون.

518
00:25:39,140 --> 00:25:40,430
‫البته.

519
00:25:40,430 --> 00:25:42,680
‫تا وقتی نیستم ادیسون حواسش بهت هست.

520
00:25:42,680 --> 00:25:44,850
‫پس می‌دونم که خوب کسی مراقبمه.

521
00:25:46,940 --> 00:25:49,940
‫هی، خداحافظی نکن.

522
00:25:49,940 --> 00:25:51,400
‫بگو بعداً می‌بینمت.

523
00:25:56,860 --> 00:25:58,530
‫حتما بعداً می‌بینمت.

524
00:25:58,530 --> 00:26:00,370
‫قول میدم.

525
00:26:03,790 --> 00:26:05,580
‫ادیسون.

526
00:26:08,000 --> 00:26:09,920
‫یه چیزی هست که می‌خوام تیم‌تون ببینن.

527
00:26:28,480 --> 00:26:30,690
‫جفری.

528
00:26:30,690 --> 00:26:32,020
‫جفری، اینجایی.

529
00:26:32,020 --> 00:26:33,440
‫یالا، باید از اینجا بریم.

530
00:26:33,440 --> 00:26:35,860
‫مامانم کجاست؟

531
00:26:35,860 --> 00:26:37,610
‫منو فرستاد بیام دنبالت.

532
00:26:37,610 --> 00:26:39,870
‫زود باش.

533
00:26:39,870 --> 00:26:41,280
‫چرا باهات نیومد؟

534
00:26:41,280 --> 00:26:44,370
‫می‌دونی، حالا که یهو واسه خودش آتش‌نشان شده.

535
00:26:44,370 --> 00:26:48,620
‫اوه جفری، اون بیشتر از هرچیزی دوستت داره، خب؟

536
00:26:48,620 --> 00:26:52,040
‫طوری اینو میگی انگار می‌شناسیش،
‫ولی نمی‌شناسیش.

537
00:26:52,040 --> 00:26:55,300
‫من می‌دونم از دست دادن بابا
‫چه حسی داره،

538
00:26:55,300 --> 00:26:57,170
‫سوراخی که تو دلت به جا می‌ذاره

539
00:26:57,170 --> 00:27:01,220
‫که مدام با رنج و خشم پر میشه.

540
00:27:01,220 --> 00:27:04,520
‫و نمی‌تونی هم جلوش رو بگیری، درسته؟

541
00:27:04,520 --> 00:27:08,190
‫بنابراین دو دستی به هرچیزی که
‫ازش برات مونده می‌چسبی.

542
00:27:10,770 --> 00:27:14,190
‫فقط با التیام پیدا کردن می‌تونی جلوش رو بگیری.

543
00:27:14,190 --> 00:27:18,110
‫و تنها راه انجام این کار هم
‫با رو به جلو حرکت کردنه، جفری.

544
00:27:19,780 --> 00:27:22,320
‫تو کی هستی؟

545
00:27:22,320 --> 00:27:25,490
‫من فقط یه دوستم که سعی داره
‫نذاره یه چیزِ درست

546
00:27:25,490 --> 00:27:28,710
‫به طرز افتضاحی اشتباه پیش بره.

547
00:27:28,710 --> 00:27:30,750
‫خواهش می‌کنم، فقط...

548
00:27:39,010 --> 00:27:42,050
‫لطفاً بگو تو هم چیزی که من
‫دارم می‌بینم رو می‌بینی.

549
00:27:42,050 --> 00:27:44,100
‫آره.
‫و دقیقا مثل اینه.

550
00:27:44,100 --> 00:27:45,930
‫تا آخرین متغیرش.

551
00:27:45,930 --> 00:27:48,560
‫خیلی‌خب، پس همون معادله‌ایه که می‌تونه
‫بن رو بیاره خونه،

552
00:27:48,560 --> 00:27:50,480
‫همونی که این همه مدت سعی می‌کردی
‫حلش کنی؟

553
00:27:50,480 --> 00:27:51,980
‫معادله‌ی هاناست.

554
00:27:51,980 --> 00:27:54,270
‫یعنی، مشخصه که داره از نظریه‌ی تومیتا تاکساکی استفاده می‌کنه،

555
00:27:54,270 --> 00:27:56,860
‫ولی خط آخرش توی فایل نبود.

556
00:27:56,860 --> 00:27:59,030
‫جن، معادله.

557
00:27:59,030 --> 00:28:02,160
‫اون کاملش کرد.
‫می‌تونیم بن رو بیاریم خونه.

558
00:28:08,950 --> 00:28:11,500
‫من مدام فکر می‌کردم زمان مثل یه رودخونه می‌مونه

559
00:28:11,500 --> 00:28:14,590
‫که همه‌چیز درش جریان پیدا می‌کنه.

560
00:28:14,590 --> 00:28:17,170
‫ولی اشتباه می‌کردم.

561
00:28:17,170 --> 00:28:19,720
‫بعضی چیزها تکون نمی‌خورن.

562
00:28:19,720 --> 00:28:24,100
‫چون ابدی هستن.

563
00:28:24,100 --> 00:28:27,850
‫می‌دونم که نمی‌تونی صدامو بشنوی،
‫ولی بله، همینطورن.

564
00:28:27,850 --> 00:28:31,230
‫امیدوارم تیم‌تون بتونه

565
00:28:31,230 --> 00:28:35,520
‫با هر فناوری‌ای که در آینده دارین
‫اینو به کار بگیرن.

566
00:28:35,520 --> 00:28:36,940
‫چیه؟

567
00:28:36,940 --> 00:28:41,860
‫وسیله‌ای برای به کار انداختن
‫یه همسویی مجدد زمانیـه.

568
00:28:41,860 --> 00:28:44,030
‫یه راهی که بالاخره بشه
‫بن رو آورد خونه.

569
00:28:46,280 --> 00:28:49,790
‫اون معادله.
‫هانا، اون کار تو بود!

570
00:28:49,790 --> 00:28:53,000
‫فقط خوشحالم قبل از اینکه دیگه دیر بشه

571
00:28:53,000 --> 00:28:55,460
‫تونستم تمومش کنم.

572
00:28:55,460 --> 00:28:56,460
‫نه، نه.

573
00:28:56,460 --> 00:28:58,380
‫هی، نه، نه، نه، نه، هانا؟

574
00:28:58,380 --> 00:29:01,470
‫هانا؟ هی.

575
00:29:01,470 --> 00:29:04,890
‫تو و بن از اینجا می‌رین بیرون.

576
00:29:09,520 --> 00:29:12,480
‫ادیسون...

577
00:29:12,480 --> 00:29:17,520
‫همه‌جور پیوندهایی کائنات رو یکپارچه نگه داشته.

578
00:29:17,520 --> 00:29:21,110
‫و با اینکه هیچی دائمی نیست،

579
00:29:21,110 --> 00:29:24,530
‫پیوندهایی هست که شکسته نمی‌شن...

580
00:29:26,780 --> 00:29:30,910
‫و هرچقدر هم که از هم دور بشن،

581
00:29:30,910 --> 00:29:32,660
‫همیشه برمی‌گردن پیش هم

582
00:29:35,080 --> 00:29:36,960
‫طوری که انگار دست سرنوشت بوده.

583
00:29:39,130 --> 00:29:41,210
‫مثلا قانون درهم‌تنیدگی.

584
00:29:41,210 --> 00:29:44,550
‫وقتی که دو ذره یه حالت مشترک
‫رو تجربه می‌کنن،

585
00:29:44,550 --> 00:29:47,180
‫دیگه نهادهای جداگانه نیستن.

586
00:29:47,180 --> 00:29:49,510
‫به عنوان یه چیز وجود دارن،

587
00:29:49,510 --> 00:29:53,350
‫حتی اگه فاصله‌ زیادی اونا رو جدا کرده باشه.

588
00:29:53,350 --> 00:29:55,640
‫یا درهم‌تنیدگی کوانتومی.

589
00:30:06,860 --> 00:30:08,240
‫عجله کن.

590
00:30:11,240 --> 00:30:13,330
‫یالا، از این طرف.

591
00:30:15,500 --> 00:30:17,120
‫این طرفی نه!

592
00:30:19,460 --> 00:30:22,130
‫- چیکار کنیم؟
‫- نمی‌دونم.

593
00:30:22,130 --> 00:30:24,220
‫لبه.
‫می‌تونیم باهاش از آتیش رد بشیم.

594
00:30:24,220 --> 00:30:25,630
‫می‌خوای رو لبه‌ی ساختمون راه بریم؟

595
00:30:25,630 --> 00:30:30,260
‫نه، نه، بیشتر تو فکر این بودم
‫که با خزیدن بریم.

596
00:30:30,260 --> 00:30:31,470
‫پس وقتی که کُد در شتاب دهنده‌ کوانتومی

597
00:30:31,470 --> 00:30:33,220
‫برنامه‌ریزی بشه...

598
00:30:33,220 --> 00:30:35,230
‫اونوقت ارتباط بن از نقطه ثابتش در گذشته

599
00:30:35,230 --> 00:30:36,890
‫قطع میشه و دوباره به یه نقطه ثابت
‫در زمان حال

600
00:30:36,890 --> 00:30:39,480
‫وصل میشه...
‫روی کاغذ که اینطوریه.

601
00:30:39,480 --> 00:30:40,690
‫منظورت چیه که روی کاغذ اینطوریه؟

602
00:30:40,690 --> 00:30:41,980
‫اون معادله رو تکمیل کرد.

603
00:30:41,980 --> 00:30:43,360
‫اون ممکنه کُد رو تکمیل کرده باشه،

604
00:30:43,360 --> 00:30:45,440
‫ولی من هنوزم باید کاری کنم که جواب بده.

605
00:30:45,440 --> 00:30:47,200
‫کد رو تایپ کن و تایید رو بزن.

606
00:30:47,200 --> 00:30:49,240
‫چطور اینو توضیح بدم.

607
00:30:49,240 --> 00:30:51,780
‫خب، شنیدی که هانا گفت
‫زمان مثل رودخونه‌ایه

608
00:30:51,780 --> 00:30:53,080
‫که به جریانش ادامه می‌ده؟

609
00:30:53,080 --> 00:30:55,790
‫آره، آره، ایده‌ی رودخونه رو فهمیدم.

610
00:30:55,790 --> 00:30:57,790
‫هرگونه تلاش برای جا به جا کردن بن

611
00:30:57,790 --> 00:30:59,670
‫ممکنه نتیجه‌اش این بشه که

612
00:30:59,670 --> 00:31:02,090
‫جریان رودخونه تا ابد
‫اونو با خودش ببره.

613
00:31:02,090 --> 00:31:03,460
‫اصلانم حرفت دراماتیکی نبود.

614
00:31:03,460 --> 00:31:05,010
‫فقط باید یه عامل ثابت براش پیدا کنیم

615
00:31:05,010 --> 00:31:08,090
‫که محکم نگهش داره.

616
00:31:08,090 --> 00:31:09,680
‫و فکر کنم بدونم اون عامل باید چی باشه.

617
00:31:25,440 --> 00:31:27,700
‫حالا یادم میاد که چرا هیچوقت آتش‌نشان نشدم.

618
00:31:43,040 --> 00:31:44,880
‫نمی‌شه به سمت چپ رفت.

619
00:31:44,880 --> 00:31:46,880
‫نمی‌شه به سمت راست رفت.

620
00:31:46,880 --> 00:31:48,880
‫بالا هم نمی‌شه رفت.

621
00:31:48,880 --> 00:31:51,890
‫پس تنها راهش...

622
00:31:51,890 --> 00:31:53,430
‫پایینـه.

623
00:31:57,680 --> 00:31:59,060
‫جفری!

624
00:32:04,980 --> 00:32:07,030
‫- باید بریم پایین.
‫- چی؟

625
00:32:07,030 --> 00:32:08,570
‫من اول میرم.

626
00:32:08,570 --> 00:32:10,150
‫بعد خودم می‌گیرمت.

627
00:32:10,150 --> 00:32:11,570
‫کی می‌خواد تو رو بگیره؟

628
00:32:11,570 --> 00:32:13,820
‫دارم سعی می‌کنم این سوال رو از خودم نپرسم.

629
00:32:41,270 --> 00:32:43,650
‫خیلی‌خب، عجله کن!

630
00:32:45,150 --> 00:32:46,520
‫- زود باش!
‫- نمی‌تونم این کارو کنم!

631
00:32:46,520 --> 00:32:48,030
‫- بله که می‌تونی.
‫- خیلی ارتفاعش زیاده!

632
00:32:48,030 --> 00:32:50,650
‫- می‌افتم!
‫- نه، نمی‌افتی! من می‌گیرمت!

633
00:32:50,650 --> 00:32:52,820
‫خیلی ترسیدم.

634
00:32:52,820 --> 00:32:54,410
‫می‌دونم که ترسیدی.

635
00:32:54,410 --> 00:32:55,990
‫منم ترسیدم.

636
00:32:55,990 --> 00:32:57,620
‫ولی این تنها راهشه.

637
00:32:57,620 --> 00:32:59,580
‫تنها راه نجات از اینجاست.

638
00:32:59,580 --> 00:33:02,460
‫پس درحال حاضر، هر دومون باید شجاع باشیم.

639
00:33:02,460 --> 00:33:03,670
‫- می‌تونی این کارو کنی؟
‫- نمی‌دونم!

640
00:33:03,670 --> 00:33:07,250
‫جفری، شجاعت یه انتخابه.

641
00:33:07,250 --> 00:33:08,800
‫پس ترس رو فراموش کن.

642
00:33:08,800 --> 00:33:10,340
‫شجاعت رو انتخاب کن، جفری.

643
00:33:10,340 --> 00:33:12,090
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

644
00:33:12,090 --> 00:33:13,180
‫شجاعت رو انتخاب کن.

645
00:33:14,220 --> 00:33:15,800
‫اوه...
‫اوه، پسر.

646
00:33:15,800 --> 00:33:16,970
‫بجنب!

647
00:33:18,470 --> 00:33:20,430
‫بپر!

648
00:33:24,230 --> 00:33:26,110
‫آه! آه!

649
00:33:29,110 --> 00:33:31,360
‫گرفتمت.

650
00:33:31,360 --> 00:33:33,860
‫- حالا بریم مامانت رو نجات بدیم.
‫- باشه.

651
00:33:40,450 --> 00:33:41,580
‫اوه.

652
00:33:51,010 --> 00:33:53,130
‫اون انفجارها آوار رو جا به جا کردن.

653
00:33:53,130 --> 00:33:54,680
‫می‌تونم درت بیارم.

654
00:33:59,810 --> 00:34:02,310
‫جفری کجاست؟
‫در امانه؟

655
00:34:02,310 --> 00:34:03,680
‫حال اون خوبه.

656
00:34:03,680 --> 00:34:06,900
‫داره میره پایین سمت خیابون.

657
00:34:11,980 --> 00:34:13,400
‫زود باش، ما از اینجا می‌ریم بیرون.

658
00:34:13,400 --> 00:34:17,160
‫دستت رو بنداز دور گردنم.
‫طوری نیست.

659
00:34:46,020 --> 00:34:47,310
‫مامان!

660
00:34:49,560 --> 00:34:50,940
‫مامان، حالت خوبه؟

661
00:34:50,940 --> 00:34:52,230
‫اوه، عزیزم.

662
00:34:52,230 --> 00:34:53,820
‫الان که دارم بهت نگاه می‌کنم
‫حالم خوبه.

663
00:34:53,820 --> 00:34:56,400
‫من سعی کردم وسایل بابا رو نجات بدم،
‫ولی همش از بین رفت.

664
00:34:56,400 --> 00:34:57,610
‫خیلی معذرت می‌خوام.

665
00:34:57,610 --> 00:34:58,950
‫اوه عزیزم، اشکال نداره.

666
00:34:58,950 --> 00:35:01,620
‫تو هرکاری که می‌تونستی کردی.

667
00:35:01,620 --> 00:35:02,950
‫هر دوتون کردین.

668
00:35:04,540 --> 00:35:06,790
‫بهیار، یه بهیار نیاز دارم.

669
00:35:06,790 --> 00:35:09,000
‫یه زخمی دارم.

670
00:35:09,000 --> 00:35:10,170
‫لعنت، بورتون.

671
00:35:10,170 --> 00:35:11,710
‫یه دقیقه فکر کردم از دستت دادیم.

672
00:35:11,710 --> 00:35:13,960
‫آره، آره، معلوم نبود چی میشه،
‫ولی موفق شدیم.

673
00:35:13,960 --> 00:35:15,630
‫مگه نه؟

674
00:35:15,630 --> 00:35:17,760
‫تو تا حالا بابام رو ندیده بودی.

675
00:35:17,760 --> 00:35:19,680
‫از کجا می‌دونستی که باید چی بهم بگی؟

676
00:35:19,680 --> 00:35:22,010
‫"شجاعت یه انتخابه".

677
00:35:22,010 --> 00:35:23,260
‫اون...

678
00:35:23,260 --> 00:35:24,640
‫تو قطعا امشب بازنشستگی رو به دست آوردی،

679
00:35:24,640 --> 00:35:25,980
‫پیرمرد، اینو مطمئن باش.

680
00:35:25,980 --> 00:35:27,140
‫برو لباس عوض کن، باشه؟

681
00:35:27,140 --> 00:35:28,810
‫از اینجا به بعدش رو بسپار به ما.

682
00:35:28,810 --> 00:35:30,270
‫خیلی‌خب همگی، بیاین به خاموش کردن

683
00:35:30,270 --> 00:35:32,150
‫بقیه‌ی آتیش ادامه بدیم.
‫بجنبین.

684
00:35:32,150 --> 00:35:33,270
‫بن.

685
00:35:35,860 --> 00:35:38,400
‫- الان برمی‌گردم.
‫- باشه.

686
00:35:38,400 --> 00:35:39,780
<i>‫ فقط می‌خوام علائم حیاتی‌تون رو چک کنم. </i>

687
00:35:41,990 --> 00:35:44,200
‫واقعا امیدوارم کس دیگه‌ای
‫نیاز به نجات پیدا کردن نداشته باشه.

688
00:35:44,200 --> 00:35:45,540
‫دیگه نه.

689
00:35:45,540 --> 00:35:47,410
‫یه ماه دیگه، کاپیتان بورتون

690
00:35:47,410 --> 00:35:50,580
‫بعد از اینکه گزارش توسعه دهنده‌ها

691
00:35:50,580 --> 00:35:52,880
‫رو به کمیسیون ساختمان‌سازی می‌ده،
‫خوش و خرم همراه با خانواده‌اش

692
00:35:52,880 --> 00:35:55,090
‫- در یه ساحل استوایی بازنشست میشه.
‫- اون یه قهرمان واقعیه.

693
00:35:55,090 --> 00:35:56,550
‫اون تنها قهرمان واقعی نیست.

694
00:35:57,920 --> 00:36:00,180
‫من نمی‌تونستم بدون تو هیچ کدوم از این کارها

695
00:36:00,180 --> 00:36:02,850
‫رو انجام بدم، ادیسون.

696
00:36:02,850 --> 00:36:05,640
‫ممنونم که مراقب هانا هم بودی.

697
00:36:07,640 --> 00:36:10,690
‫فکر کنم به نحوی، همه‌مون مراقب همدیگه هستیم.

698
00:36:13,360 --> 00:36:18,530
‫لطفاً بهش بگو که خداحافظی کردم
‫و گفتم ممنون.

699
00:36:18,530 --> 00:36:20,110
‫بابت چی؟

700
00:36:20,110 --> 00:36:21,740
‫خودش می‌دونه.

701
00:36:30,040 --> 00:36:32,210
‫کارمون با معادله‌ی هانا به کجا رسید؟

702
00:36:32,210 --> 00:36:33,630
‫ایان معادله رو حل کرد.

703
00:36:33,630 --> 00:36:34,920
‫ظاهراً یه جور کُد تعویضـه.

704
00:36:34,920 --> 00:36:36,050
‫آره، فقط باید یه متغیر آخر

705
00:36:36,050 --> 00:36:38,010
‫- رو بفهمم.
‫- که اون چیه؟

706
00:36:38,010 --> 00:36:40,050
‫چطور با خیال راحت
‫ارتباط بن رو از گذشته قطع کنیم

707
00:36:40,050 --> 00:36:41,800
‫و دوباره به زمان حال وصلش کنیم.

708
00:36:41,800 --> 00:36:43,800
‫حالا، هانا فکر می‌کرد که عوض کردن نقاط در زمان

709
00:36:43,800 --> 00:36:44,970
‫جواب درسته.

710
00:36:44,970 --> 00:36:46,350
‫ولی ظاهراً زمان یه رودخونه‌ست،

711
00:36:46,350 --> 00:36:47,930
‫پس نمی‌شه اینو انجام داد.

712
00:36:47,930 --> 00:36:49,350
‫یعنی فقط در صورتی این جواب می‌ده

713
00:36:49,350 --> 00:36:52,730
‫که بن جاش رو با یکی دیگه عوض کنه.

714
00:36:52,730 --> 00:36:54,770
‫حالا، همین که بفهمیم اون شخص کیه...

715
00:36:54,770 --> 00:36:56,570
‫از پایانه‌های کامپیوتر فاصله بگیرید

716
00:36:56,570 --> 00:36:58,480
‫و هیچ‌گونه فعالیتی انجام ندید.

717
00:36:58,480 --> 00:36:59,610
‫همین الان.

718
00:36:59,610 --> 00:37:01,530
‫به اختیار کی؟

719
00:37:01,530 --> 00:37:06,200
‫میشه گفت به اختیار پنتاگون
‫یا...

720
00:37:06,200 --> 00:37:07,990
‫رئیس نظارت کنگره.

721
00:37:07,990 --> 00:37:09,790
‫ولی اگه قرار باشه روراست باشیم،

722
00:37:09,790 --> 00:37:12,920
‫اونا یه جورایی هرکاری که بهشون بگم
‫رو انجام میدن.

723
00:37:12,920 --> 00:37:18,170
‫پس بیاین بگیم که به اختیار منه.

724
00:37:18,170 --> 00:37:20,420
‫چون از الان به بعد،

725
00:37:20,420 --> 00:37:23,340
‫من مسئول جهش کوانتومی‌ام.

726
00:37:27,890 --> 00:37:31,230
‫هی، همین‌طوری محض اطلاعت می‌گم،
‫امسال یه فیلم

727
00:37:31,230 --> 00:37:32,730
‫درمورد یه ساختمان آتیش‌ گرفته
‫اکران میشه

728
00:37:32,730 --> 00:37:34,060
‫که ممکنه یادآورِ این اتفاقات بشه.

729
00:37:34,060 --> 00:37:38,020
‫من که در کل فیلم‌های کمدی رمانتیک رو ترجیح میدم.

730
00:37:38,020 --> 00:37:42,950
‫ولی باید اعتراف کنم که عجب آخرین تلاشی بود.

731
00:37:42,950 --> 00:37:46,160
‫واقعا با شعله‌ای از شکوه تموم شد، ها؟

732
00:37:46,160 --> 00:37:47,410
‫زود سر شوخیش رو باز کردی.

733
00:37:47,410 --> 00:37:48,870
‫آره.

734
00:37:51,750 --> 00:37:53,620
‫می‌دونم اتفاقاتی که شما دوتا امروز گذروندین

735
00:37:53,620 --> 00:37:55,460
‫حتما وحشتناک بوده.

736
00:37:55,460 --> 00:37:58,000
‫ولی شاید شروعی از یه روند التیامی باشه.

737
00:37:59,880 --> 00:38:01,460
‫امیدوارم.

738
00:38:01,460 --> 00:38:03,630
‫می‌دونی بعدش می‌خوای چیکار کنی؟

739
00:38:03,630 --> 00:38:05,010
‫از نو شروع کنم.

740
00:38:05,010 --> 00:38:07,010
‫یه پیشنهاد شغلی تو کالیفرنیا دارم.

741
00:38:07,010 --> 00:38:09,010
‫فکر کنم قبولش کنم.

742
00:38:10,970 --> 00:38:13,930
‫اون موقعی گفتی که می‌فهمی

743
00:38:13,930 --> 00:38:16,850
‫چرا شتاب دهنده اینجا و الان
‫ما رو کنار هم آورده.

744
00:38:18,480 --> 00:38:21,780
‫تو مدت زمان مختصری که در کنار هم بودیم،

745
00:38:21,780 --> 00:38:23,740
‫تو کل دنیای منو تغییر دادی.

746
00:38:28,030 --> 00:38:31,490
‫درهایی که باز کردی،

747
00:38:31,490 --> 00:38:34,330
‫ماجراجویی‌هایی که باهم داشتیم،

748
00:38:34,330 --> 00:38:37,330
‫تجربه‌های غیرممکنی که اگه سال‌ها پیش

749
00:38:37,330 --> 00:38:38,830
‫وارد اون رستوران نمی‌شدی

750
00:38:38,830 --> 00:38:41,960
‫هرگز برام اتفاق نمی‌افتادن.

751
00:38:41,960 --> 00:38:45,930
‫بهترین هدیه بود.

752
00:38:45,930 --> 00:38:48,390
‫منم می‌خواستم در عوض یه چیزی بهت بدم.

753
00:38:48,390 --> 00:38:51,810
‫امروز فهمیدم که چطور اونو به واقعیت تبدیل کنم.

754
00:38:51,810 --> 00:38:53,930
‫چی رو به واقعیت تبدیل کنی؟

755
00:38:55,390 --> 00:39:01,150
‫من داشتم روی یه کد کوانتومی
‫برای دارپا کار می‌کردم،

756
00:39:01,150 --> 00:39:06,780
‫کدی که تو رو به خونه می‌بره، بن.

757
00:39:15,960 --> 00:39:18,120
‫به جایی که بهش تعلق داری.

758
00:39:41,310 --> 00:39:43,070
‫بن؟

759
00:39:47,280 --> 00:39:48,320
‫بن کیه؟

760
00:39:51,700 --> 00:39:54,040
‫من چطور سر از اینجا در آوردم؟

761
00:39:54,040 --> 00:39:55,490
‫آروم باش کاپیتان، سرت ضربه خورده

762
00:39:55,490 --> 00:39:56,790
‫و بیهوش شدی.

763
00:39:56,790 --> 00:39:58,330
‫بیا ببریمت تا کمکت کنن.

764
00:40:00,330 --> 00:40:03,090
‫همونطور که احتمالا همه‌تون شنیدین،
‫جهش کوانتومی درحال

765
00:40:03,090 --> 00:40:05,130
‫سازماندهی مجدد قابل توجهی هست.

766
00:40:05,130 --> 00:40:07,760
‫گیدئون ریج الان رئیس جدید پروژه‌ی شماست.

767
00:40:07,760 --> 00:40:09,930
‫می‌تونین به پنتاگون زنگ بزنین،

768
00:40:09,930 --> 00:40:12,220
‫و اونا در جریان تمام جزئیات قرارتون میدن،

769
00:40:12,220 --> 00:40:15,890
‫ولی اول ازتون می‌خوام
‫نشان‌های دسترسی‌تون رو تحویل بدین

770
00:40:15,890 --> 00:40:17,140
‫و اینجا رو ترک کنین.

771
00:40:17,140 --> 00:40:18,980
‫موقعیت‌های شغلی شما خاتمه پیدا کرده.

772
00:40:18,980 --> 00:40:20,770
‫تو نمی‌تونی این کارو کنی.

773
00:40:20,770 --> 00:40:23,520
‫اگه هر باری که این جمله رو می‌شنیدم
‫یه پنج سنتی بهم می‌دادن،

774
00:40:23,520 --> 00:40:26,650
‫- میلیاردر می‌شدم... دوباره.
‫- گیدئون، خواهش می‌کنم.

775
00:40:26,650 --> 00:40:29,400
‫ببین، می‌دونم که عصبانی‌ای،
‫ولی ما بالاخره

776
00:40:29,400 --> 00:40:31,200
‫یه کد تعویض داریم که می‌تونه
‫بن رو برگردونه،

777
00:40:31,200 --> 00:40:33,120
‫پس اگه یه لحظه بهم وقت بدی
‫تا فعالش کنم...

778
00:40:33,120 --> 00:40:35,240
‫تو اخراجی، ایان.

779
00:40:35,240 --> 00:40:37,330
‫باید زودتر همکاری می‌کردی.

780
00:40:44,250 --> 00:40:45,880
‫ادیسون.

781
00:40:49,470 --> 00:40:51,880
‫بن هنوز اون بیرون سرگردانه،

782
00:40:51,880 --> 00:40:54,890
‫منم ولش نمی‌کنم و نمی‌رم.

783
00:40:54,890 --> 00:40:57,310
‫تحت تاثیر قرار گرفتم،
‫ولی من تیم خودم رو دارم،

784
00:40:57,310 --> 00:40:59,850
‫و خوب از دکتر سانگ مراقبت می‌کنیم.

785
00:40:59,850 --> 00:41:04,360
‫ولی واسه امنیت خودتون،
‫باید نشان‌هاتون رو تحویل بدین

786
00:41:04,360 --> 00:41:05,730
‫و برین.

787
00:41:05,730 --> 00:41:07,400
‫وگرنه چیکار می‌کنی؟

788
00:41:07,400 --> 00:41:09,820
‫می‌خوای بهمون شلیک کنی؟

789
00:41:09,820 --> 00:41:12,320
‫ادیسون، بیخیال.

790
00:41:29,260 --> 00:41:31,590
‫بهترین‌ها رو واسه همه‌تون آرزومندم.

