﻿1
00:00:03,795 --> 00:00:05,547
‫جهش کوانتومی یه برنامه‌ی...

2
00:00:05,588 --> 00:00:07,966
‫سفر در زمان آزمایشی بود که
‫سال‌ها به امتحان کردنش مونده بود.

3
00:00:08,007 --> 00:00:09,467
‫اسم تو دکتر بن سانگه.

4
00:00:09,509 --> 00:00:11,469
‫تو یه مسافر زمانی که داری از زندگی یه نفر
‫به زندگی یه نفر دیگه جهش می‌کنی،

5
00:00:11,511 --> 00:00:13,221
‫و سعی داری اتفاقی که یه زمان اشتباه رخ داده
‫رو اصلاح کنی.

6
00:00:13,263 --> 00:00:15,181
‫هنوزم فکر می‌کنی که بن به آخرین جهشش نزدیکه؟

7
00:00:15,223 --> 00:00:16,933
‫هیچی دریافت نمی‌کنم.
‫غیبش زد.

8
00:00:16,975 --> 00:00:18,393
‫بن! نه!

9
00:00:18,435 --> 00:00:20,770
‫بن. تو به مدت سه سال...

10
00:00:20,812 --> 00:00:21,980
‫گم شده بودی.

11
00:00:38,090 --> 00:00:39,670
‫تو یه سِت ورق داری، وس؟

12
00:00:39,710 --> 00:00:41,470
‫می‌خوای همچین چیزی رو باور کنم؟

13
00:00:41,550 --> 00:00:43,640
‫باید پولش رو بدی تا بفهمی.

14
00:00:48,600 --> 00:00:49,810
‫سلام.

15
00:00:52,690 --> 00:00:55,020
‫وقت لاک‌پشته.

16
00:00:58,400 --> 00:01:01,820
‫اگه جفت شاه داشتی،
‫قبل از فلاپ شرط رو بالا می‌بردی.

17
00:01:01,860 --> 00:01:03,150
‫کال میدم.

18
00:01:04,990 --> 00:01:05,910
‫لعنتی.

19
00:01:07,870 --> 00:01:09,450
‫ژتون‌هام رو نقد کن
‫و به حسابم اضافه کن.

20
00:01:09,490 --> 00:01:10,870
‫تازه شروع کرده بودیم.

21
00:01:10,910 --> 00:01:13,080
‫هی، حداقل الان شانس بردن داری.

22
00:01:15,130 --> 00:01:17,840
‫بگو چیزی که فکر می‌کنم
‫رو نمی‌خوای بگی.

23
00:01:18,500 --> 00:01:21,920
‫به نظرت اینا واسه سالگرد یک سالگی چطوره؟

24
00:01:25,510 --> 00:01:26,850
‫سلام، رئیس.

25
00:01:26,890 --> 00:01:27,850
‫سلام.

26
00:01:29,850 --> 00:01:31,060
‫آه.

27
00:01:31,100 --> 00:01:33,230
‫خیلی وقته ندیدمتون.

28
00:01:33,270 --> 00:01:35,230
‫از کجا می‌دونستین...

29
00:01:35,270 --> 00:01:37,060
‫اومدین کمکم کنین که جواهر بخرم.

30
00:01:37,110 --> 00:01:39,980
‫خب، الماس‌ها یه جور کلاهبرداری بازاریابی‌ان...

31
00:01:40,030 --> 00:01:41,400
‫اول باید حرف بزنیم.

32
00:01:42,530 --> 00:01:43,740
‫اینجا نه.

33
00:01:43,780 --> 00:01:46,410
‫باشه.
‫جایی در نظر داری؟

34
00:01:52,450 --> 00:01:53,750
‫چطوری؟

35
00:01:53,790 --> 00:01:56,960
‫خب، وقتی بن به سال 2018 جهش کرد...

36
00:01:57,000 --> 00:01:59,210
‫و به عنوان میزبان وارد دستگاه شد،

37
00:01:59,250 --> 00:02:00,670
‫توانایی زیگی برای پیش‌بینی کردن...

38
00:02:00,710 --> 00:02:03,050
‫کشش گرانشی جهش‌هاش رو بهم ریخت،

39
00:02:03,090 --> 00:02:04,670
‫و هرجور ظاهر از کنترلی که...

40
00:02:04,720 --> 00:02:05,720
‫روی سیستم داشتیم رو از بین برد.

41
00:02:05,760 --> 00:02:07,470
‫منظورم این نیست که چطور از دستش دادیم.

42
00:02:07,510 --> 00:02:08,550
‫چطور پیداش کردی؟

43
00:02:08,640 --> 00:02:10,850
‫ما دو سال دنبالش گشتیم.

44
00:02:10,890 --> 00:02:13,430
‫وقتی دولت از پیدا کردن بن قطع امید کرد...

45
00:02:13,480 --> 00:02:14,640
‫و یه سال پیش پروژه‌مون رو تعطیل کردن،

46
00:02:14,680 --> 00:02:16,060
‫من یواشکی برگشتم اینجا،

47
00:02:16,100 --> 00:02:18,770
‫و یه ایستگاه کامپیوتری رو روشن کردم.

48
00:02:18,810 --> 00:02:20,770
‫همینطوری گذاشتم روشن بمونه،
‫مثل برنامه‌ی "جستجوی هوش فرازمینی"...

49
00:02:20,820 --> 00:02:22,320
‫که دنبال بیگانه‌ها می‌گرده،

50
00:02:22,360 --> 00:02:25,570
‫ولی من داشتم یه فیزیک‌دان مودب رو اسکن می‌کردم.

51
00:02:25,650 --> 00:02:28,450
‫ببینین، شانسش یک در یه تریلیون بود،

52
00:02:28,490 --> 00:02:30,490
‫ولی باید سعیم رو می‌کردم.

53
00:02:30,530 --> 00:02:32,450
‫باورم نمیشه که واقعا پیداش کردی.

54
00:02:32,490 --> 00:02:33,660
‫یه ثانیه پیداش کردم.

55
00:02:33,700 --> 00:02:35,790
‫همین که خودم رو نشون دادم جهش کرد.

56
00:02:35,830 --> 00:02:37,670
‫ولی اون بیرونه.

57
00:02:37,710 --> 00:02:40,420
‫سه ساله که اون بیرونه.

58
00:02:40,460 --> 00:02:42,000
‫قضیه‌ی دیگه هم همینه.

59
00:02:42,050 --> 00:02:44,880
‫برای بن، سه سال نگذشته.

60
00:02:44,920 --> 00:02:46,880
‫فقط یه جهش گذشته.

61
00:02:46,930 --> 00:02:49,550
‫تقریبا انگار هیچ زمانی نگذشته.

62
00:02:49,590 --> 00:02:51,100
‫پس اون نمی‌دونه.

63
00:02:51,140 --> 00:02:53,770
‫ادیسون.
‫چطور می‌خوایم بهش بگیم؟

64
00:02:53,810 --> 00:02:55,560
‫نمی‌دونم.
‫نمی‌تونم از فکرش در بیام.

65
00:02:55,600 --> 00:02:57,600
‫من یه چیز رو می‌دونم.

66
00:02:57,690 --> 00:03:00,860
‫این خبر نباید از طرف ما داده بشه.

67
00:03:03,360 --> 00:03:04,690
‫این فراواقعیه.

68
00:03:04,730 --> 00:03:07,150
‫از یه طرف همه‌ی اینا خیلی آشناست.

69
00:03:07,200 --> 00:03:09,490
‫ولی از طرف دیگه...

70
00:03:09,530 --> 00:03:11,450
‫همه‌چی عوض شده.

71
00:03:15,370 --> 00:03:17,330
‫سه سال.

72
00:03:17,370 --> 00:03:21,130
‫واقعا گفتن که سه سال گذشته؟

73
00:03:21,170 --> 00:03:23,090
‫من که احساس می‌کنم سه ساله اینجا منتظرم.

74
00:03:25,710 --> 00:03:26,880
‫من عجله دارم، خانوم.

75
00:03:26,920 --> 00:03:28,510
‫واسه خیال پردازی‌هات وقت ندارم.

76
00:03:28,550 --> 00:03:29,800
‫آه...

77
00:03:31,590 --> 00:03:34,100
‫اوه آره، ببخشید.

78
00:03:34,140 --> 00:03:36,600
‫چطوره از اول شروع کنیم؟

79
00:03:37,730 --> 00:03:42,440
‫100، 80، 60، 40، 20.

80
00:03:42,480 --> 00:03:45,320
‫خیلی‌خب...

81
00:03:45,360 --> 00:03:49,650
‫100، 80، 60، 40، 20
‫و 200.

82
00:03:49,740 --> 00:03:51,160
‫بفرما. روز عالی‌ای داشته باشی.

83
00:03:51,200 --> 00:03:52,530
‫آره، حالا هرچی.

84
00:03:52,570 --> 00:03:54,830
‫حالا هرچی، آره.

85
00:03:58,200 --> 00:03:59,290
‫[باجه‌ی بعدی]

86
00:03:59,330 --> 00:04:01,040
‫ایان، هستی؟

87
00:04:02,790 --> 00:04:04,840
‫امیدوارم تا پیدام می‌کنی...

88
00:04:04,880 --> 00:04:06,170
‫سه سال دیگه نگذره.

89
00:04:09,510 --> 00:04:12,800
‫لورنا. سلام، لورنا.

90
00:04:14,050 --> 00:04:15,050
‫آه.

91
00:04:31,030 --> 00:04:34,070
‫امروز چند بار به اون عکس نگاه کردی؟

92
00:04:34,120 --> 00:04:37,830
‫خب، بالاخره مامان‌بزرگ شدن
‫چه حسی داره؟

93
00:04:37,870 --> 00:04:40,160
‫غیرمنتظره‌ست.

94
00:04:40,200 --> 00:04:41,830
‫نه اینکه حالا طی ماه گذشته...

95
00:04:41,870 --> 00:04:43,630
‫هر روز به دخترت زنگ نمی‌زدی.

96
00:04:43,670 --> 00:04:45,630
‫"امروزه؟ امروزه"؟

97
00:04:47,380 --> 00:04:49,090
‫لورنا، چی شده؟

98
00:04:49,130 --> 00:04:51,380
‫اوه، فقط اینه که...

99
00:04:51,420 --> 00:04:52,930
‫خبر بدی دارم.

100
00:04:52,970 --> 00:04:56,850
‫درمورد نوه‌ام نه، درمورد دوست‌هام.

101
00:04:56,890 --> 00:04:58,890
‫- توضیحش سخته...
‫- لورنا، ربکا.

102
00:04:58,930 --> 00:05:00,730
‫وقتی شما دوتا پیش همدیگه‌این...

103
00:05:00,810 --> 00:05:02,600
‫زیاد پر حرفی می‌کنین.

104
00:05:03,520 --> 00:05:07,270
‫هی ببین، اگه یه وقت نیاز داشتی
‫درمورد چیزی حرف بزنی،

105
00:05:07,320 --> 00:05:08,610
‫من هستم.

106
00:05:08,650 --> 00:05:10,860
‫و آماده‌ی گوش دادنم یا...

107
00:05:12,700 --> 00:05:14,410
‫وای، خدا.

108
00:05:14,450 --> 00:05:16,070
‫شان‌ـه.

109
00:05:16,120 --> 00:05:17,030
‫شان؟

110
00:05:17,080 --> 00:05:19,370
‫داداش کوچیکه‌ام، شان.

111
00:05:19,410 --> 00:05:20,870
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

112
00:05:20,910 --> 00:05:23,660
‫آخرین باری که دیدیش کِی بود؟

113
00:05:23,710 --> 00:05:25,290
‫از زمانی که تو روز تولدم اومد...

114
00:05:25,330 --> 00:05:27,590
‫تا ماشینم رو قرض بگیره و سه روز غیبش بزنه،
‫دیگه ندیدمش.

115
00:05:30,340 --> 00:05:31,760
‫سعی می‌کنم ازش با خبر بمونم.

116
00:05:31,840 --> 00:05:33,340
‫حالش رو از دوست‌هاش می‌پرسم.

117
00:05:33,380 --> 00:05:35,680
‫همیشه یه جوره،

118
00:05:35,720 --> 00:05:36,970
‫هر شغلی که داره رو ول می‌کنه...

119
00:05:37,010 --> 00:05:39,010
‫تا رو یه کلک "سریع پولدار شوید" کار کنه.

120
00:05:40,520 --> 00:05:41,890
‫حالا ببین.

121
00:05:41,930 --> 00:05:43,680
‫اومده ازم یه مقدار پول بخواد.

122
00:05:47,610 --> 00:05:48,610
‫آه!

123
00:05:51,110 --> 00:05:53,240
‫همه فوراً بخوابین روی زمین!

124
00:05:57,030 --> 00:05:59,780
‫درواقع اومده که همه‌ی پول‌ها رو بخواد.

125
00:06:22,010 --> 00:06:22,970
‫آه!

126
00:06:23,020 --> 00:06:23,980
‫پوشش بدید!

127
00:06:26,770 --> 00:06:27,730
‫آه!

128
00:06:28,980 --> 00:06:30,270
‫- مستقر شدم!
‫- حرکت می‌کنیم.

129
00:06:32,980 --> 00:06:34,650
‫- مستقر شدیم!
‫- پوشش بدید!

130
00:06:36,780 --> 00:06:37,700
‫آه!

131
00:06:39,910 --> 00:06:41,240
‫- مستقر شدم!
‫- حرکت می‌کنیم.

132
00:06:49,080 --> 00:06:50,130
‫زمان!

133
00:06:50,170 --> 00:06:53,170
‫خیلی‌خب، جمع بشین.

134
00:06:53,210 --> 00:06:55,300
‫اگه مُردین دستتون رو بالا بگیرین.

135
00:06:56,920 --> 00:06:59,180
‫خیلی‌خب بچه‌ها، تا راضی نشدم
‫اینو ادامه می‌کنیم،

136
00:06:59,220 --> 00:07:00,890
‫و هنوز خیلی مونده که راضی بشم.

137
00:07:00,930 --> 00:07:02,100
‫بریم.

138
00:07:02,140 --> 00:07:03,560
‫نگرانش نباشین، بچه‌ها.

139
00:07:03,600 --> 00:07:06,390
‫منم بار اول قبول نشدم.

140
00:07:06,430 --> 00:07:07,810
‫راست میگه.
‫من و تام ممکنه که...

141
00:07:07,890 --> 00:07:10,520
‫تو فورت راکر چند باری اینو رد شده باشیم.

142
00:07:10,560 --> 00:07:12,900
‫ولی ما داشتیم به آدمک‌های کارتنی شلیک می‌کردیم،

143
00:07:12,940 --> 00:07:14,110
‫بدون شبیه‌سازی.

144
00:07:14,150 --> 00:07:15,230
‫اون 13 سال پیش بود.

145
00:07:15,280 --> 00:07:16,320
‫اوضاع پیشرفت کرده.

146
00:07:16,360 --> 00:07:17,320
‫آره، ما پیریم.

147
00:07:17,360 --> 00:07:18,400
‫یادم ننداز.

148
00:07:21,820 --> 00:07:23,240
‫خیلی‌خب، بیاین ده دقیقه استراحت کنیم.

149
00:07:23,280 --> 00:07:24,240
‫وقتی برگشتین از اول شروع می‌کنیم.

150
00:07:24,290 --> 00:07:25,620
‫- ممنون.
‫- ممنون.

151
00:07:29,580 --> 00:07:32,500
‫خیلی‌خب. چی شده؟

152
00:07:32,540 --> 00:07:34,920
‫یه چیزی شده.

153
00:07:34,960 --> 00:07:36,090
‫اونا پیداش کردن.

154
00:07:38,300 --> 00:07:40,510
‫ادیسون، اونا بن رو پیدا کردن.

155
00:07:46,270 --> 00:07:47,930
‫کیف پولتون.

156
00:07:47,980 --> 00:07:49,310
‫ساعت.

157
00:07:49,350 --> 00:07:51,230
‫عجله کنین.

158
00:07:51,270 --> 00:07:53,110
‫- عجله کنین!
‫- خیلی‌خب.

159
00:07:53,150 --> 00:07:54,020
‫بجنب. عجله کن.

160
00:07:55,320 --> 00:07:56,280
‫اوه، اوه، اوه.
‫هی، هی.

161
00:07:56,320 --> 00:07:57,440
‫- اون چیه؟
‫- هوم؟

162
00:07:57,490 --> 00:07:58,530
‫تو اون یه بسته اسکانس رنگ‌دار هست.

163
00:07:58,570 --> 00:07:59,700
‫چیه، فکر کردی من خرم؟

164
00:07:59,740 --> 00:08:01,820
‫هی، بهش سخت نگیر.

165
00:08:01,860 --> 00:08:03,070
‫اون مُسن‌ـه.

166
00:08:03,120 --> 00:08:06,540
‫وقتی یه اسلحه سمت صورتت گرفته شده باشه...

167
00:08:06,580 --> 00:08:08,080
‫نمی‌تونی راحت کارت رو انجام بدی.

168
00:08:08,120 --> 00:08:09,540
‫بیا.

169
00:08:12,120 --> 00:08:14,290
‫ممنون.

170
00:08:14,340 --> 00:08:15,800
‫حالت خوبه؟

171
00:08:15,840 --> 00:08:17,170
‫به خاطر اینکه دارن بهمون دستبرد می‌زنن،

172
00:08:17,210 --> 00:08:20,010
‫یا به خاطر اینکه داداش کوچیکه‌ام
‫داره انجامش میده؟

173
00:08:26,600 --> 00:08:28,640
‫این اتفاق ممکن نیست، درسته؟

174
00:08:28,680 --> 00:08:30,520
‫یه فکری براش می‌کنیم.

175
00:08:30,560 --> 00:08:34,190
‫نمی‌دونم چه فکری یا چطوری،
‫ولی یه فکری براش می‌کنیم.

176
00:08:34,230 --> 00:08:35,560
‫قهرمان نباشین.

177
00:08:35,610 --> 00:08:37,400
‫همه برین تو لابی، هرکاری می‌گم انجام بدین.

178
00:08:37,440 --> 00:08:39,030
‫اینطوری چیزیتون نمیشه.
‫پاشو.

179
00:08:40,570 --> 00:08:42,700
‫متوجه نمیشم.

180
00:08:45,830 --> 00:08:47,200
‫اون زنده‌ست.

181
00:08:50,250 --> 00:08:53,290
‫کل این مدت زنده بوده.

182
00:08:53,330 --> 00:08:54,670
‫آره، ولی واسه اون،

183
00:08:54,710 --> 00:08:56,880
‫اصلا هیچ زمانی سپری نشده.

184
00:08:56,920 --> 00:08:58,670
‫وقتی ایان بهش گفته که سه سال گذشته...

185
00:08:58,710 --> 00:08:59,880
‫شوکه شده.

186
00:08:59,920 --> 00:09:04,140
‫صبر کن، همه‌شون الان تو مرکز عملیاتن؟

187
00:09:04,180 --> 00:09:05,340
‫آره.

188
00:09:08,350 --> 00:09:11,270
‫منتظر منن؟

189
00:09:11,310 --> 00:09:12,850
‫چیه، یعنی باید برگردم؟

190
00:09:12,890 --> 00:09:14,520
‫الان هیچی تعیین نشده.

191
00:09:14,560 --> 00:09:15,690
‫همه هنوز تو شوک هستن.

192
00:09:15,730 --> 00:09:18,520
‫آره، ولی اونا هولوگرام اون نبودن.

193
00:09:18,570 --> 00:09:24,200
‫تو جهش‌های متوالی پیشش نبودن.

194
00:09:24,240 --> 00:09:25,280
‫اونا...

195
00:09:25,320 --> 00:09:27,070
‫اونا عاشقش نبودن.

196
00:09:32,080 --> 00:09:34,710
‫به نظرت باید چیکار کنم؟

197
00:09:34,750 --> 00:09:37,130
‫باید کاری رو انجام بدی
‫که دلت بهت میگه.

198
00:09:37,170 --> 00:09:40,840
‫و هرچی که هست،
‫ما باهمدیگه...

199
00:09:40,880 --> 00:09:42,050
‫پشت سرش می‌ذاریم.

200
00:09:51,470 --> 00:09:52,470
‫پیداش کردیم!

201
00:09:52,510 --> 00:09:53,760
‫عالیه.
‫خیلی‌خب، این یعنی...

202
00:09:53,810 --> 00:09:55,770
‫سیستم ردیابی‌مون دوباره آنلاینه،

203
00:09:55,810 --> 00:09:58,020
‫پس میرم که دوباره اتاق تصویربرداری
‫رو راه‌اندازی کنم.

204
00:09:58,100 --> 00:09:59,100
‫اون کجاست؟

205
00:09:59,140 --> 00:10:00,810
‫[شهر توسانِ ایالت آریزونا، سال 1986]

206
00:10:00,850 --> 00:10:03,570
‫یه باجه‌دار بانکه، تو یه سرقتی که بد تموم شده، بوده.

207
00:10:03,610 --> 00:10:04,940
‫هشت نفر مُردن.

208
00:10:08,110 --> 00:10:09,200
‫بن.

209
00:10:10,780 --> 00:10:12,120
‫- بن.
‫- ایان؟ چیه؟

210
00:10:12,160 --> 00:10:13,660
‫ها؟ ایان؟

211
00:10:13,700 --> 00:10:15,120
‫- آره.
‫- تویی؟

212
00:10:15,160 --> 00:10:16,540
‫آره.

213
00:10:16,580 --> 00:10:18,460
‫- کجایی؟
‫- نمی‌تونی منو ببینی؟

214
00:10:18,500 --> 00:10:19,790
‫- نه.
‫- اوه.

215
00:10:19,830 --> 00:10:21,960
‫اتاق تصویربرداری فعلا محدوده.

216
00:10:22,000 --> 00:10:24,210
‫ولی جن داره سعی می‌کنه تنظیمش کنه.

217
00:10:24,250 --> 00:10:25,920
‫اوه، اینم از این.

218
00:10:25,960 --> 00:10:27,960
‫- خیلی‌خب، حل شد.
‫- نه.

219
00:10:28,010 --> 00:10:30,220
‫- ها؟
‫- یه قدم برو اونطرف.

220
00:10:30,260 --> 00:10:31,720
‫آره.

221
00:10:33,510 --> 00:10:34,970
‫خیلی‌خب.

222
00:10:35,010 --> 00:10:36,720
‫ببین، می‌دونم که الان کلی سوال داری،

223
00:10:36,770 --> 00:10:38,020
‫و تا جایی که بتونم سریع‌ جوابشون رو میدم.

224
00:10:38,060 --> 00:10:39,940
‫ولی اول از همه مهم اینه که، حال همه‌مون خوبه.

225
00:10:39,980 --> 00:10:41,560
‫- مجیک، جن...
‫- ادیسون؟

226
00:10:41,600 --> 00:10:42,810
‫آره، آره.

227
00:10:42,850 --> 00:10:44,560
‫همه خوبن.

228
00:10:44,610 --> 00:10:46,480
‫گفته بودی که برنامه رو تعطیل کردین.

229
00:10:46,520 --> 00:10:47,610
‫چرا باید همچین کاری کنین؟

230
00:10:47,650 --> 00:10:49,490
‫خیلی‌خب، ما که متوقفش نکردیم.

231
00:10:49,530 --> 00:10:50,650
‫کار پنتاگون بود.

232
00:10:50,700 --> 00:10:53,570
‫ما دو سال دنبالت گشتیم.

233
00:10:53,620 --> 00:10:55,870
‫دو سال هیچ خبری نبود.

234
00:10:55,910 --> 00:10:58,620
‫بنابراین اونا تصمیم گرفتن...

235
00:10:58,660 --> 00:11:00,500
‫که تو به یه نحوی مُردی.

236
00:11:00,540 --> 00:11:02,000
‫وای، خدای من.

237
00:11:02,040 --> 00:11:03,830
‫- مراسم تشییع جنازه هم گرفتین؟
‫- آره.

238
00:11:03,880 --> 00:11:05,590
‫من "رحمت شگفت‌انگیز" رو خوندم.
‫زیبا بود.

239
00:11:05,630 --> 00:11:07,670
‫حتما ادیسون خیلی داغون شده.

240
00:11:07,710 --> 00:11:08,960
‫اون کجاست؟ میشه ببینمش؟

241
00:11:09,010 --> 00:11:11,050
‫خب، فکر می‌کنیم که داره میاد.

242
00:11:11,090 --> 00:11:12,550
‫ولی حقیقتش، می‌دونم که الان نمی‌خوای...

243
00:11:12,590 --> 00:11:14,390
‫اینو بشنوی، ولی باید...

244
00:11:14,430 --> 00:11:15,850
‫روی جهش تمرکز کنیم، می‌دونم.

245
00:11:15,890 --> 00:11:18,350
‫خب، اون مدیر بانک یه زنگ هشدار صامت رو زده...

246
00:11:18,390 --> 00:11:19,600
‫تا پلیس‌ها رو به اینجا بکشونه.

247
00:11:19,640 --> 00:11:22,060
‫وقتی اونا برسن، کل اوضاع خراب میشه.

248
00:11:22,100 --> 00:11:24,270
‫خب؟
‫زیگی میگه تنها راهی که...

249
00:11:24,310 --> 00:11:26,190
‫میشه همه رو سالم از اینجا خارج کرد
‫اینه که مطمئن بشی...

250
00:11:26,230 --> 00:11:28,270
‫اون آدم بدها قبل از رسیدن پلیس‌ها
‫از اینجا رفته باشن.

251
00:11:28,320 --> 00:11:31,030
‫باشه، میرم روش کار کنم.

252
00:11:31,070 --> 00:11:33,030
‫اوه، منم باید بیام.
‫دارم میام، دارم میام.

253
00:11:34,410 --> 00:11:35,870
‫هشت هزار دلار؟

254
00:11:35,910 --> 00:11:37,080
‫8.500.

255
00:11:37,120 --> 00:11:38,740
‫باید ده برابر این مقدار باشه.

256
00:11:38,790 --> 00:11:41,080
‫- سلام.
‫- نه.

257
00:11:41,120 --> 00:11:42,790
‫سلام. سلام.

258
00:11:42,830 --> 00:11:45,500
‫من بهتون نمیگم که باید چیکار کنین،

259
00:11:45,540 --> 00:11:46,630
‫ولی این کاریه که باید انجام بدین.

260
00:11:46,670 --> 00:11:48,290
‫باید برین.

261
00:11:48,340 --> 00:11:49,550
‫پلیس‌ها تو راهن.

262
00:11:51,260 --> 00:11:52,260
‫پلیس‌ها؟

263
00:11:52,300 --> 00:11:53,720
‫- چی؟
‫- چطوری؟

264
00:11:53,760 --> 00:11:55,220
‫"چطوریش" کمتر از...

265
00:11:55,260 --> 00:11:57,300
‫"چقدر زمان مونده" مهمه که
‫زمان کمی هم مونده تا برسن.

266
00:11:57,350 --> 00:11:59,060
‫- ما فوراً باید بریم.
‫- امروز حقوق‌ها پرداخت می‌شن.

267
00:11:59,100 --> 00:12:00,520
‫نصف شهر چک‌شون رو می‌گیرن.

268
00:12:00,560 --> 00:12:02,390
‫امکان نداره این تمام پولی باشه که نگه داشتن.

269
00:12:04,770 --> 00:12:06,020
‫هنوز تو خزانه‌ست.

270
00:12:06,060 --> 00:12:07,480
‫خزانه؟

271
00:12:07,520 --> 00:12:08,730
‫برنامه‌مون این نبود.

272
00:12:08,770 --> 00:12:09,900
‫تو گفتی پنج دقیقه‌ای تموم میشه،
‫می‌ریم تو و می‌زنیم بیرون.

273
00:12:09,940 --> 00:12:11,570
‫بن، من یه مسیری دارم که می‌تونن طی کنن.

274
00:12:11,610 --> 00:12:13,530
‫جاده‌ی اسوان به برادوی به آزادراه 19.

275
00:12:13,570 --> 00:12:17,570
‫اگه الان برین، می‌تونین از اسوان به برادوی
‫به آزادراه 19 برین.

276
00:12:17,620 --> 00:12:19,740
‫پلیس‌ها هم اصلا نمی‌بیننتون.

277
00:12:19,780 --> 00:12:21,490
‫- این جواب میده.
‫- من...

278
00:12:21,540 --> 00:12:22,910
‫با هشت هزار دلار بین سه نفرمون
‫از اینجا نمی‌ریم.

279
00:12:22,950 --> 00:12:24,120
‫منم با تو موافقم، رئیس.

280
00:12:24,160 --> 00:12:25,830
‫بن، به شدت تاکید می‌کنم.

281
00:12:25,870 --> 00:12:27,380
‫اونا باید برن تا...

282
00:12:35,800 --> 00:12:37,010
‫همه‌تون تکون بخورین!

283
00:12:37,050 --> 00:12:38,340
‫بجنبین!
‫برین تو گودال.

284
00:12:38,390 --> 00:12:39,550
‫برو تو گودال، خانوم
‫بجنب!

285
00:12:39,600 --> 00:12:41,930
‫رو به زمین. هرکسی که...

286
00:12:41,970 --> 00:12:43,060
‫بعد از چهار ثانیه هنوزم وایساده باشه
‫گلوله می‌خوره.

287
00:12:43,100 --> 00:12:44,680
‫یک...

288
00:12:44,730 --> 00:12:47,020
‫دو،

289
00:12:47,060 --> 00:12:47,850
‫سه.

290
00:12:52,360 --> 00:12:54,110
‫پلیس توسان!

291
00:13:04,160 --> 00:13:05,500
‫نفس عمیق بکش.

292
00:13:08,290 --> 00:13:09,670
‫میشه از این استفاده کنم؟

293
00:13:10,840 --> 00:13:13,500
‫هی، حالت چطوره؟

294
00:13:13,550 --> 00:13:14,420
‫خوبی؟

295
00:13:14,460 --> 00:13:15,590
‫خیلی‌خب، تو این نفس بکش.

296
00:13:16,880 --> 00:13:19,180
‫همش دارم سعی می‌کنم با شان چشم تو چشم بشم.

297
00:13:19,220 --> 00:13:20,720
‫اون همچین آدمی نیست، لورنا.

298
00:13:20,760 --> 00:13:21,800
‫بن.

299
00:13:21,850 --> 00:13:23,470
‫بن، باید حرف بزنیم.

300
00:13:23,510 --> 00:13:25,930
‫تو الان نمی‌تونی حرف بزنی...

301
00:13:25,980 --> 00:13:27,560
‫چون دور تا دورت پر از آدمه.

302
00:13:27,600 --> 00:13:28,810
‫درسته.
‫شرمنده، شرمنده، شرمنده.

303
00:13:28,850 --> 00:13:30,810
‫ببین، ما وقت نداریم.

304
00:13:33,480 --> 00:13:34,690
‫اون تماس تلفنی پلیسه...

305
00:13:34,730 --> 00:13:36,320
‫که می‌خوان با سارق‌ها مذاکره کنن.

306
00:13:36,360 --> 00:13:39,110
‫حالا، در تاریخ اصلی
‫هیچکس جواب تلفن رو نداد.

307
00:13:39,160 --> 00:13:42,080
‫اونا هم به بانک حمله کردن
‫و هشت نفر مُردن.

308
00:13:42,120 --> 00:13:45,160
‫ما باید یه راهی واسه تغییر دادن اون تاریخچه پیدا کنیم.

309
00:13:45,200 --> 00:13:46,960
‫صبر کن، نه، نه.
‫نه، نه، نه، نه.

310
00:13:47,000 --> 00:13:48,330
‫منظورم این نبود.

311
00:13:51,380 --> 00:13:53,130
‫هی، به نظرت داری چیکار می‌کنی؟

312
00:13:53,170 --> 00:13:55,090
‫سعی دارم براتون وقت بخرم.

313
00:13:55,130 --> 00:13:56,510
‫این اولین سرقتی نیست که تجربه کردم.

314
00:13:56,550 --> 00:13:57,920
‫من می‌تونم کمکتون کنم
‫به چیزی که می‌خواین برسین،

315
00:13:57,970 --> 00:13:59,090
‫ولی باید باهاشون حرف بزنین.

316
00:13:59,130 --> 00:14:01,510
‫من مجبور نیستم هیچ کاری انجام بدم.

317
00:14:01,550 --> 00:14:03,550
‫نه، نه، نه.
‫حق با اونه.

318
00:14:03,600 --> 00:14:05,640
‫اگه باهاشون حرف نزنیم، به بانک حمله می‌کنن.

319
00:14:13,560 --> 00:14:15,820
‫اولین بانک توسان.
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

320
00:14:15,860 --> 00:14:17,190
‫تو کی هستی؟

321
00:14:17,240 --> 00:14:18,820
‫اسم من لورنا...

322
00:14:20,150 --> 00:14:21,410
‫چاوز. چاوز.

323
00:14:21,450 --> 00:14:23,490
‫چاوز هستش.
‫یه باجه‌دار اینجام.

324
00:14:23,530 --> 00:14:25,410
‫اسم من کارآگاه رینولدز هست.

325
00:14:25,450 --> 00:14:27,040
‫چندتا مهاجم اونجاست، لورنا؟

326
00:14:27,080 --> 00:14:28,410
‫زود بهم بگو.

327
00:14:28,450 --> 00:14:32,540
‫این سه نفر منو مذاکره کننده کردن.

328
00:14:33,960 --> 00:14:35,710
‫واقعا؟

329
00:14:35,750 --> 00:14:37,260
‫و دقیقه چه خواسته‌هایی دارن؟

330
00:14:37,300 --> 00:14:38,970
‫به اون هم می‌رسیم.
‫ولی اول،

331
00:14:39,010 --> 00:14:42,390
‫برای نشون دادن حسن نیت
‫که کسی یهو اقدامی نکنه،

332
00:14:42,430 --> 00:14:45,430
‫می‌خوان دوتا گروگان آزاد کنن.

333
00:14:45,470 --> 00:14:49,560
‫این مردها دارن مروت به خرج میدن، کارآگاه رینولدز.

334
00:14:49,600 --> 00:14:51,310
‫امیدوارم که شما هم همین کارو کنی.

335
00:14:53,190 --> 00:14:57,320
‫خانوم، واقعا فکر کردی که من گروگان آزاد می‌کنم؟

336
00:14:57,400 --> 00:14:58,940
‫آره، همین فکر رو می‌کنم.

337
00:14:58,990 --> 00:15:00,900
‫تو یه زن باردار که تنگی نفس پیدا کرده...

338
00:15:00,950 --> 00:15:03,110
‫و نگهبانی که سرش بدجور زخمی شده
‫اینجا داری.

339
00:15:03,160 --> 00:15:04,620
‫اونا نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارن.

340
00:15:07,200 --> 00:15:09,080
‫زنه داره تند تند نفس می‌کشه، پسر.

341
00:15:09,120 --> 00:15:11,250
‫اگه بلایی سر یکی‌شون بیاد،

342
00:15:11,290 --> 00:15:13,540
‫قضیه از سرقت به قتل تبدیل میشه.

343
00:15:13,580 --> 00:15:15,250
‫ما هم اینو نمی‌خوایم.

344
00:15:18,880 --> 00:15:20,760
‫باشه.

345
00:15:20,800 --> 00:15:22,880
‫انجامش بده.

346
00:15:22,930 --> 00:15:24,640
‫- انجامش بده.
‫- باشه.

347
00:15:26,300 --> 00:15:28,310
‫یکی رو پشت شیشه می‌بینم.

348
00:15:28,350 --> 00:15:29,310
‫دارن میان بیرون.

349
00:15:29,350 --> 00:15:30,430
‫برو.

350
00:15:30,480 --> 00:15:31,930
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

351
00:15:53,040 --> 00:15:54,540
‫خب...

352
00:15:54,580 --> 00:15:55,540
‫لطفا پاشو.

353
00:15:59,880 --> 00:16:03,050
‫حالا احساس گرمی و راحتی می‌کنیم...

354
00:16:03,090 --> 00:16:04,220
‫بیا اینجا.

355
00:16:04,260 --> 00:16:05,640
‫بیا.

356
00:16:06,930 --> 00:16:09,930
‫چطوره کد خزانه رو بهم بدی؟

357
00:16:09,970 --> 00:16:12,480
‫آم...

358
00:16:12,520 --> 00:16:14,140
‫یادم نمیاد.

359
00:16:14,190 --> 00:16:15,690
‫خیلی‌خب، نفس بکش.

360
00:16:15,730 --> 00:16:17,060
‫طوری نیست، خب؟

361
00:16:17,100 --> 00:16:18,900
‫نمی‌خواد عجله کنی.

362
00:16:18,940 --> 00:16:20,400
‫ما کل روز رو وقت داریم.

363
00:16:23,780 --> 00:16:25,280
‫هی.

364
00:16:25,320 --> 00:16:26,320
‫هی!

365
00:16:26,360 --> 00:16:27,990
‫بگیر بتمرگ، مامان‌بزرگ.

366
00:16:32,410 --> 00:16:33,700
‫حالا چی؟

367
00:16:33,750 --> 00:16:35,870
‫یادت اومد؟

368
00:16:41,920 --> 00:16:42,880
‫باورم نمیشه.

369
00:16:44,050 --> 00:16:48,840
‫خیلی‌خب.
‫خانوم دستیار مدیر بانک،

370
00:16:48,890 --> 00:16:50,850
‫تو به نظر آدم باهوشه‌ی اینجا هستی.

371
00:16:50,890 --> 00:16:51,890
‫پاشو.

372
00:16:55,430 --> 00:16:57,400
‫کد رو بهم بگو.

373
00:16:57,440 --> 00:16:59,190
‫من کد رو ندارم.

374
00:16:59,230 --> 00:17:01,690
‫هی، شان؟

375
00:17:01,730 --> 00:17:03,650
‫چطوره بیای خواهرت رو سر عقل بیاری؟

376
00:17:06,860 --> 00:17:08,160
‫تو نمی‌خوای این کارو انجام بدی.

377
00:17:08,200 --> 00:17:09,700
‫کد رو بهمون بده.

378
00:17:09,740 --> 00:17:12,950
‫می‌دونم که اخیراً اوضاع بین‌مون بد بوده.

379
00:17:12,990 --> 00:17:15,200
‫ولی این از اون اشتباهاته که
‫دیگه برگشتی ندارن...

380
00:17:15,250 --> 00:17:19,380
‫کد رو بهمون بده.

381
00:17:19,420 --> 00:17:23,090
‫شان، خواهش می‌کنم.
‫من دوستت دارم.

382
00:17:23,130 --> 00:17:25,920
‫وای، خدا.

383
00:17:25,970 --> 00:17:27,720
‫چه قشنگ. این خوبه.

384
00:17:27,760 --> 00:17:30,890
‫خواهر بزرگه می‌خواد نجاتت بده.

385
00:17:30,930 --> 00:17:34,060
‫ولی جالبه، چون کسی که...

386
00:17:34,100 --> 00:17:36,770
‫6 ماه پیش از تو خیابون‌ها جمعش کرد
‫تو نبودی، مگه نه؟

387
00:17:38,060 --> 00:17:40,400
‫- چی؟
‫- که غذا بهش بدی، درسته؟

388
00:17:40,440 --> 00:17:42,440
‫یا براش جا و مکان مهیا کنی.

389
00:17:42,480 --> 00:17:45,030
‫شان، اگه می‌دونستم که اوضاع اینقدر بد شده...

390
00:17:45,070 --> 00:17:46,110
‫من...

391
00:17:46,150 --> 00:17:48,280
‫چیکار می‌کردی؟

392
00:17:48,320 --> 00:17:50,110
‫با آغوش باز ازم استقبال می‌کردی؟

393
00:17:51,950 --> 00:17:54,120
‫یا کاری که همیشه می‌کنی رو می‌کردی،

394
00:17:54,160 --> 00:17:57,410
‫که منو قضاوت و بهم شک کنی...

395
00:17:57,460 --> 00:18:00,210
‫و بهم بگی که همه‌جوره دارم
‫گند می‌زنم به زندگیم؟

396
00:18:03,790 --> 00:18:05,050
‫دقیقا.

397
00:18:05,090 --> 00:18:07,470
‫ممنون که وانمود نکردی اهمیت میدی.

398
00:18:07,510 --> 00:18:09,180
‫و چطوره به جاش...

399
00:18:10,840 --> 00:18:14,010
‫کد کوفتی رو بهمون بدی.

400
00:18:18,680 --> 00:18:19,940
‫شان.
‫شان، شان، شان، شان، شان.

401
00:18:19,980 --> 00:18:21,480
‫طوری نیست، طوری نیست،
‫طوری نیست.

402
00:18:21,520 --> 00:18:24,060
‫هی، منو ببین.
‫منو ببین.

403
00:18:24,110 --> 00:18:26,110
‫مجبورت نمی‌کنم که به خواهرت شلیک کنی.

404
00:18:26,150 --> 00:18:27,440
‫باشه؟

405
00:18:28,820 --> 00:18:31,410
‫خودم بهش شلیک می‌کنم.

406
00:18:31,450 --> 00:18:32,660
‫با سه شماره.

407
00:18:34,160 --> 00:18:36,040
‫یک...

408
00:18:36,080 --> 00:18:37,160
‫من کد رو ندارم.

409
00:18:37,200 --> 00:18:38,290
‫دو.

410
00:18:38,330 --> 00:18:39,960
‫من کد رو می‌دونم.

411
00:18:41,420 --> 00:18:42,460
‫کد رو می‌دونم.

412
00:18:42,500 --> 00:18:43,830
‫می‌دونی؟

413
00:18:45,340 --> 00:18:46,670
‫آره می‌دونی، می‌دونی.

414
00:18:47,840 --> 00:18:49,550
‫باید اون کد رو گیر بیاریم.

415
00:18:49,630 --> 00:18:50,930
‫من مشخصات خزانه،

416
00:18:50,970 --> 00:18:52,550
‫تاریخچه‌ی بانک رو بالا آوردم
‫و دارم...

417
00:18:52,640 --> 00:18:54,180
‫تو تمام پایگاه داده‌های دولت می‌گردم.

418
00:18:54,220 --> 00:18:55,300
‫ولی سوابقی ازش وجود نداره.

419
00:18:55,350 --> 00:18:56,970
‫روت رو برگردون.

420
00:18:57,010 --> 00:18:58,680
‫- ببخشید؟
‫- اگه منو نبینی...

421
00:18:58,720 --> 00:19:00,100
‫که دارم بصورت غیرقانونی
‫تو فایل‌های امنیتی بانک می‌گردم،

422
00:19:00,140 --> 00:19:03,020
‫بعد اگه گیر افتادم،
‫مجبور نیستی بی‌افتی زندان.

423
00:19:03,060 --> 00:19:05,730
‫باشه.

424
00:19:05,770 --> 00:19:08,690
‫شانس آوردی که من دیگه کارمند دولت نیستم.

425
00:19:12,240 --> 00:19:14,530
‫در سال 1992 یه نقض داده رخ داده و...

426
00:19:14,570 --> 00:19:16,080
‫می‌دونم داری نگاه می‌کنی.

427
00:19:20,960 --> 00:19:23,290
‫کد خزانه هم توی هک منتشر شده.

428
00:19:26,590 --> 00:19:28,590
‫جن کد رو به دست آورد.
‫اون یه نابغه‌ست.

429
00:19:28,670 --> 00:19:31,300
‫- حالا فقط باید کد رو وارد کنم.
‫- اوهوم.

430
00:19:31,340 --> 00:19:32,680
‫درسته، درسته، من باید کد رو بگم.

431
00:19:32,720 --> 00:19:34,680
‫باشه، خب کد پنج رقمیه.

432
00:19:34,720 --> 00:19:38,180
‫4، 9، 2، 7...

433
00:19:40,390 --> 00:19:41,310
‫ایان؟

434
00:19:42,690 --> 00:19:44,440
‫الان چه اتفاقی افتاد؟

435
00:19:44,480 --> 00:19:46,270
‫بن هنوزم نیاز داره به...

436
00:19:46,310 --> 00:19:47,690
‫تو بازداشتی.

437
00:19:47,730 --> 00:19:49,530
‫همه‌تون باید همراه من بیاید.

438
00:19:51,070 --> 00:19:52,070
‫ایان؟

439
00:19:52,110 --> 00:19:54,360
‫ایان؟

440
00:19:54,410 --> 00:19:56,070
‫الان چه اتفاقی افتاد؟

441
00:20:02,040 --> 00:20:03,120
‫بجنب. کل روز رو وقت نداریم.

442
00:20:03,160 --> 00:20:05,460
‫خیلی‌خب. آم...

443
00:20:05,500 --> 00:20:09,590
‫?7... 4 ،9، 2، 7

444
00:20:09,630 --> 00:20:11,420
‫اوه.

445
00:20:11,460 --> 00:20:14,430
‫ببخشید، اون کد بانکی قدیمی بود.

446
00:20:18,100 --> 00:20:22,640
‫?1... 4 ،9، 2، 7

447
00:20:24,310 --> 00:20:26,100
‫هی.

448
00:20:26,150 --> 00:20:29,230
‫بعد از سه بار رمز اشتباه زدن
‫دیگه کامل قفل می‌شن.

449
00:20:30,730 --> 00:20:33,860
‫خانوم، من ازت خوشم میاد.

450
00:20:33,900 --> 00:20:35,530
‫باشه؟ واقعا میگم.
‫تو جرات داری.

451
00:20:35,570 --> 00:20:36,910
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب،

452
00:20:36,950 --> 00:20:40,200
‫پس می‌خوام قبل از اینکه
‫سوال بعدی رو جواب بدی...

453
00:20:40,240 --> 00:20:43,790
‫خیلی با دقت فکر کنی، باشه؟

454
00:20:43,830 --> 00:20:45,330
‫تو کد رو می‌دونی یا نه؟

455
00:20:45,370 --> 00:20:48,380
‫می‌دونم. فقط...

456
00:20:48,420 --> 00:20:50,670
‫می‌دونی، وقتی یائسگی داشته باشی...

457
00:20:50,750 --> 00:20:55,260
‫شماره‌گیر خیلی لیز میشه.

458
00:20:55,300 --> 00:20:57,340
‫باشه.

459
00:20:57,380 --> 00:21:01,810
‫پس همین الان واردش کن.

460
00:21:01,850 --> 00:21:04,680
‫و اگه اشتباه کد رو وارد کنی، می‌میری.

461
00:21:04,770 --> 00:21:06,520
‫ادیسون، نمی‌دونم صدام رو می‌شنوی یا نه،

462
00:21:06,560 --> 00:21:09,610
‫ولی الان واقعا به انرژی مثبت نیاز دارم.

463
00:21:09,650 --> 00:21:15,320
‫?3... 4 ،9، 2، 7

464
00:21:16,950 --> 00:21:18,450
‫اوه، خدا رو شکر.

465
00:21:18,474 --> 00:21:20,346
ا‍رائ‍ه‌‌‌ای از ب‍ام‍اب‍ی‍ن

466
00:21:20,370 --> 00:21:23,370
‫شماره پیراهن آلن آیورسن،
‫بازیکن موردعلاقه‌اش.

467
00:21:23,410 --> 00:21:24,620
‫این یه منطقه ممنوعه‌ست،

468
00:21:24,660 --> 00:21:26,540
‫و اعتبار شما 11 ماه پیش منقضی شده.

469
00:21:26,580 --> 00:21:28,210
‫اصلا چطور از سیستم امنیتی عبور کردین؟

470
00:21:28,250 --> 00:21:29,920
‫من خودم سیستم امنیتی رو طراحی کردم.

471
00:21:29,960 --> 00:21:31,090
‫اینجا چه خبره؟

472
00:21:31,130 --> 00:21:33,670
‫تام وستفال، از وزارت دفاع.

473
00:21:33,710 --> 00:21:35,010
‫این تیم زیر نظر من...

474
00:21:35,050 --> 00:21:37,090
‫دارن روی یه عملیات محرمانه کار می‌کنن.

475
00:21:37,130 --> 00:21:38,430
‫اینجا کی مسئوله؟

476
00:21:38,470 --> 00:21:39,590
‫من.

477
00:21:39,640 --> 00:21:40,720
‫مأمور آلن لی.

478
00:21:40,800 --> 00:21:42,140
‫اوهوم.

479
00:21:49,940 --> 00:21:51,560
‫بهتره گوشیت رو جواب بدی.

480
00:21:53,190 --> 00:21:54,530
‫مأمور لی.

481
00:21:56,530 --> 00:21:57,650
‫بله، قربان.

482
00:22:00,030 --> 00:22:01,370
‫ولشون کنین.

483
00:22:08,660 --> 00:22:11,080
‫خب، به کی پیام دادی؟

484
00:22:11,120 --> 00:22:12,710
‫رئیس اف‌بی‌آی.

485
00:22:12,750 --> 00:22:13,750
‫یه لطفی بهم بدهکار بود.

486
00:22:13,840 --> 00:22:16,130
‫خیلی‌خب.
‫مثل همیشه تاثیرگذار بود.

487
00:22:17,760 --> 00:22:20,090
‫از شب کریسمس که دور هم بازی کردیم
‫دیگه ندیدمت.

488
00:22:20,130 --> 00:22:21,840
‫وقت نیاز داشتن تا زخم‌هاشون خوب بشه.

489
00:22:21,890 --> 00:22:23,930
‫همه سربازها توانایی ریسک کردن رو ندارن،

490
00:22:23,970 --> 00:22:25,760
‫و اشکالی هم نداره.

491
00:22:25,850 --> 00:22:27,100
‫خب، فعلا تماسم نتیجه داشت،

492
00:22:27,140 --> 00:22:29,180
‫ولی پای دولت رو به قضیه باز می‌کنه.

493
00:22:30,690 --> 00:22:31,690
‫طوری نیست.

494
00:22:31,730 --> 00:22:33,020
‫برو ترتیبش رو بده.

495
00:22:33,060 --> 00:22:34,690
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

496
00:22:39,280 --> 00:22:40,990
‫از دیدنت خوشحالم.

497
00:22:41,030 --> 00:22:42,530
‫و همینطورم تام.

498
00:22:42,570 --> 00:22:44,740
‫آره، همینطوره.

499
00:22:44,780 --> 00:22:47,910
‫من میرم اتاق تصویربرداری رو روشن کنم.

500
00:22:47,950 --> 00:22:49,790
‫تو اومدی.

501
00:22:49,870 --> 00:22:51,750
‫حتما سخت بوده.

502
00:22:51,790 --> 00:22:53,790
‫نه، من...

503
00:22:53,880 --> 00:22:56,300
‫می‌خوام بن رو ببینم،

504
00:22:56,340 --> 00:22:58,420
‫توضیح بدم چی شده از وقتی که اون...

505
00:22:58,460 --> 00:23:00,010
‫می‌دونم.

506
00:23:00,050 --> 00:23:01,340
‫ولی کار راحتی نیست.

507
00:23:01,380 --> 00:23:03,800
‫ببین، مجیک...

508
00:23:03,890 --> 00:23:06,760
‫نمی‌دونم که واسه برنامه چه نقشه‌ای داری،

509
00:23:06,810 --> 00:23:09,810
‫ولی با تمام اتفاقاتی که افتاد، من...

510
00:23:13,270 --> 00:23:15,270
‫من سر شغل قبلیم برنمی‌گردم.

511
00:23:18,480 --> 00:23:22,240
‫امروز با بن حرف می‌زنم.
‫همه‌چی رو توضیح میدم.

512
00:23:22,280 --> 00:23:24,910
‫ولی بعد باید برگردم سر زندگیم.

513
00:23:24,950 --> 00:23:26,280
‫البته.

514
00:23:27,830 --> 00:23:29,410
‫ما کاملا درک می‌کنیم.

515
00:23:32,250 --> 00:23:33,580
‫ممنون.

516
00:23:40,630 --> 00:23:41,840
‫حالت خوبه؟

517
00:23:41,920 --> 00:23:44,680
‫نمی‌دونم چه اتفاقی واسه من و شان افتاده.

518
00:23:44,720 --> 00:23:47,350
‫تا وقتی که من رفتم دانشگاه
‫خیلی باهم صمیمی بودیم.

519
00:23:47,390 --> 00:23:51,220
‫وقتی برگشتم، اوضاع فرق می‌کرد.

520
00:23:51,270 --> 00:23:53,810
‫یه جورایی باهم درگیری پیدا کردیم.

521
00:23:53,850 --> 00:23:55,480
‫بکا، تو نمی‌تونی خودت رو مقصر بدونی.

522
00:23:55,520 --> 00:23:59,230
‫نه، ولی می‌تونم تقصیر خودم رو به گردن بگیرم.

523
00:23:59,270 --> 00:24:01,110
‫می‌دونی، حق با اونه.

524
00:24:01,150 --> 00:24:03,320
‫6 ماه پیش، من ممکنه بد رفتار کرده باشم،

525
00:24:03,360 --> 00:24:06,410
‫و اونم احتمالا از کوره در رفته.

526
00:24:06,450 --> 00:24:09,990
‫ولی نمی‌دونم چطور به اینجا رسیدیم.

527
00:24:10,040 --> 00:24:13,460
‫انگار چشم بهم زدم و دیدم که همه‌چی تغییر کرده.

528
00:24:13,500 --> 00:24:16,250
‫می‌دونم منظورت چیه.

529
00:24:16,290 --> 00:24:18,880
‫با نوه‌ی خودم.

530
00:24:18,960 --> 00:24:21,300
‫اونا خیلی سریع بزرگ می‌شن.

531
00:24:21,340 --> 00:24:23,880
‫هر روز عین...

532
00:24:23,970 --> 00:24:25,300
‫یه عمر دیگه می‌مونه.

533
00:24:25,340 --> 00:24:28,550
‫خیلی‌خب، بزن بریم.

534
00:24:28,600 --> 00:24:30,010
‫- هـو!
‫- گرفتیش؟

535
00:24:30,060 --> 00:24:31,720
‫آره. 120 هزار دلار توشه.

536
00:24:31,770 --> 00:24:33,770
‫- خیلی‌خب.
‫- حتی بیشتر از چیزی که فکرش رو می‌کردیم.

537
00:24:35,350 --> 00:24:36,690
‫یالا، لبخند بزن!

538
00:24:36,730 --> 00:24:38,110
‫- این خوبه.
‫- نه، می‌دونم.

539
00:24:38,150 --> 00:24:39,860
‫- آره.
‫- آره، فقط...

540
00:24:39,900 --> 00:24:41,480
‫تو فکر استراتژی خروج‌مون بودم.

541
00:24:41,530 --> 00:24:42,440
‫- درسته.
‫- ما باید...

542
00:24:42,480 --> 00:24:43,690
‫یه فکری کنیم.

543
00:24:43,740 --> 00:24:44,900
‫درسته، درسته، درسته، درسته.
‫خیلی‌خب.

544
00:24:44,990 --> 00:24:46,030
‫این چطوره؟

545
00:24:46,070 --> 00:24:47,780
‫یه هلی‌کوپتر ام85 درخواست می‌کنیم.

546
00:24:47,820 --> 00:24:49,870
‫اف‌بی‌آی توی توسان دوتا از اونا داره.

547
00:24:49,910 --> 00:24:51,700
‫حالا، هلی‌کوپتر رو تو پارک کودکان...

548
00:24:51,740 --> 00:24:53,080
‫که پشت بانکه فرود میارن.

549
00:24:53,120 --> 00:24:56,040
‫می‌گیم که هیچ افسر یا ماشین پلیسی رو نبینیم.

550
00:24:56,080 --> 00:24:58,210
‫اونا می‌ذارن پنج دقیقه جلوتر حرکت کنیم.

551
00:24:58,250 --> 00:25:01,000
‫و وقتی ما داریم با هلی‌کوپتر پرواز می‌کنیم،
‫پلیس‌ها میان تو بانک...

552
00:25:01,040 --> 00:25:02,050
‫و گروگان‌ها رو می‌گیرن.

553
00:25:02,090 --> 00:25:03,630
‫به همین سادگی.

554
00:25:03,670 --> 00:25:05,550
‫دو نفر ماه پیش تو یوما انجامش دادن.

555
00:25:06,840 --> 00:25:09,090
‫همه‌ی اینا رو شنیدی؟

556
00:25:09,140 --> 00:25:10,930
‫بله، شنیدم.

557
00:25:11,010 --> 00:25:12,310
‫خوبه.

558
00:25:12,350 --> 00:25:15,020
‫رفیق‌مون کِی قراره بهمون زنگ بزنه؟

559
00:25:15,060 --> 00:25:16,140
‫تا پنج دقیقه دیگه.

560
00:25:16,180 --> 00:25:17,810
‫خیلی‌خب.

561
00:25:17,850 --> 00:25:20,610
‫پس حتما پیغام‌مون رو بهشون ابلاغ کن.

562
00:25:22,020 --> 00:25:24,070
‫این نقشه،

563
00:25:24,110 --> 00:25:25,900
‫از قبل آماده‌اش کرده بودی.

564
00:25:28,070 --> 00:25:29,070
‫این هیچوقت قرار نبود...

565
00:25:29,110 --> 00:25:30,570
‫همونطور که گفته بودی
‫یه سرقت پنج دقیقه‌ای باشه.

566
00:25:30,620 --> 00:25:32,330
‫همیشه می‌خواستی بری تو خزانه.

567
00:25:34,240 --> 00:25:35,410
‫چرا بهم نگفتی؟

568
00:25:35,450 --> 00:25:37,960
‫اوه شان، آروم باش خب؟

569
00:25:38,040 --> 00:25:40,710
‫نمی‌خواستم زیادی بهش فکر کنی، همین.

570
00:25:47,420 --> 00:25:49,340
‫و ما برگشتیم.

571
00:25:54,390 --> 00:25:56,350
‫واقعا خودشه.

572
00:25:59,390 --> 00:26:00,900
‫باورم نمیشه.

573
00:26:02,520 --> 00:26:03,940
‫دقیقا مثل قبله.

574
00:26:05,400 --> 00:26:07,690
‫حالت خوبه؟

575
00:26:07,740 --> 00:26:10,410
‫اتاق تصویربرداری دوباره روشن شد.

576
00:26:17,450 --> 00:26:20,250
‫می‌خوای جام رو بگیری؟

577
00:26:21,920 --> 00:26:25,920
‫شما وسط یه وضعیت گروگان‌گیری هستین.

578
00:26:25,960 --> 00:26:27,840
‫من در جریان قضیه نیستم.

579
00:26:44,270 --> 00:26:45,400
‫کارآگاه رینولدز؟

580
00:26:45,440 --> 00:26:46,780
‫بیا صحبت کنیم، خانوم چاوز.

581
00:26:47,980 --> 00:26:50,320
‫این آقایون یه هلی‌کوپتر می‌خوان.

582
00:26:50,360 --> 00:26:51,530
‫یه هلی‌کوپتر؟

583
00:26:51,570 --> 00:26:53,160
‫درسته.

584
00:26:53,200 --> 00:26:54,410
‫خب، من هلی‌کوپتر ندارم.

585
00:26:54,450 --> 00:26:56,870
‫به جاش شام خاویار قبول می‌کنن؟

586
00:26:56,910 --> 00:27:00,410
‫به گفته‌ی خودشون، اف‌بی‌آی دوتا یه هلی‌کوپتر داره.

587
00:27:00,460 --> 00:27:01,710
‫ازت می‌خوان یه یه هلی‌کوپتر رو...

588
00:27:01,750 --> 00:27:03,210
‫تو پارک پشت بانک فرود بیاری...

589
00:27:03,250 --> 00:27:06,920
‫و همه‌ی افسرها و ماشین‌های پلیس رو تخلیه کنی.

590
00:27:06,960 --> 00:27:09,010
‫پنج دقیقه بهشون وقت بدی که
‫از بانک خارج بشن،

591
00:27:09,050 --> 00:27:12,180
‫بعدش همه‌ی گروگان‌ها رو سالم تحویل می‌گیری.

592
00:27:12,220 --> 00:27:13,890
‫این مسخره‌ست.

593
00:27:13,930 --> 00:27:17,470
‫این مَردها خیلی جدی هستن، کارآگاه رینولدز.

594
00:27:17,510 --> 00:27:19,560
‫ظاهراً، یه همچین وضعیتی...

595
00:27:19,600 --> 00:27:21,680
‫ماه قبل تو یه سرقت از بانک در یوما رخ داده.

596
00:27:21,730 --> 00:27:23,650
‫این تنها راه برای تضمین سلامت همه‌ست.

597
00:27:25,860 --> 00:27:28,400
‫یه ساعت بهم وقت بدین
‫تا با دفتر فدرال هماهنگ کنم.

598
00:27:28,440 --> 00:27:29,730
‫انجامش میدم.

599
00:27:31,320 --> 00:27:33,070
‫یک ساعت.

600
00:27:33,150 --> 00:27:35,280
‫می‌تونیم صبر کنیم.

601
00:27:35,320 --> 00:27:37,450
‫بالاخره، یه بُرد.

602
00:27:37,490 --> 00:27:39,660
‫- بن.
‫- بهت برنخوره،

603
00:27:39,700 --> 00:27:41,450
‫ولی باید روی هولوگرامت کار کنی.

604
00:27:41,500 --> 00:27:43,210
‫آره، منم باهات موافقم.
‫سعی کردم ادیسون رو راضی کنم...

605
00:27:43,250 --> 00:27:44,250
‫که جام رو بگیره، ولی اون...

606
00:27:44,290 --> 00:27:45,710
‫ادیسون اینجاست؟

607
00:27:45,750 --> 00:27:46,790
‫بله.

608
00:27:46,840 --> 00:27:48,630
‫خب، چرا نیومده اینجا؟

609
00:27:48,670 --> 00:27:50,210
‫- چیزی شده؟
‫- چیزی شده؟ نه.

610
00:27:50,260 --> 00:27:51,590
‫نه، نه.

611
00:28:04,850 --> 00:28:07,060
‫ببین، نمی‌خواست وسط راه
‫نفر رو عوض کنه...

612
00:28:07,110 --> 00:28:08,610
‫چون تو باید تمرکز کنی.

613
00:28:08,650 --> 00:28:11,280
‫اوضاع قراره خیلی بدتر بشه.

614
00:28:11,320 --> 00:28:13,070
‫چی داری میگی؟
‫من تازه داشتم تلفنی با...

615
00:28:13,110 --> 00:28:14,200
‫با یه پلیس حرف می‌زدی، آره.

616
00:28:14,240 --> 00:28:15,780
‫زیگی میگه که اون داره بهت دروغ میگه.

617
00:28:15,820 --> 00:28:16,950
‫اون زنگ نمی‌زنه هلی‌کوپتر بیاد.

618
00:28:16,990 --> 00:28:18,620
‫داره به تک‌تیراندازها دستور میده
‫که در موقعیت قرار بگیرن.

619
00:28:22,870 --> 00:28:24,460
‫- خط تلفن قطع شده.
‫- رینولدز به عنوان...

620
00:28:24,500 --> 00:28:25,670
‫بخشی از تدارکاتش قطعش کرده.

621
00:28:25,710 --> 00:28:27,380
‫وقتی اون همه رو تو موقعیت قرار بده،

622
00:28:27,420 --> 00:28:29,130
‫اونا با تیراندازی وارد اینجا می‌شن.

623
00:28:29,210 --> 00:28:30,500
‫آره و هشت نفر هم مُردن.

624
00:28:30,550 --> 00:28:32,380
‫درواقع، نه.

625
00:28:32,420 --> 00:28:33,970
‫تاریخ عوض شده، خب؟

626
00:28:34,010 --> 00:28:35,510
‫حالا اوضاع شدیدتر میشه،

627
00:28:35,550 --> 00:28:37,090
‫و موقع تیراندازی،
‫گلوله به یه لوله‌ی گاز برخورد می‌کنه،

628
00:28:37,140 --> 00:28:38,140
‫و باعث یه انفجار میشه.

629
00:28:38,220 --> 00:28:39,510
‫چی؟

630
00:28:39,550 --> 00:28:40,930
‫دیگه قضیه هشت نفر نیست.

631
00:28:40,970 --> 00:28:42,770
‫بن، تو باید یه راهی پیدا کنی...

632
00:28:42,810 --> 00:28:44,980
‫که تا چند دقیقه‌ی دیگه
‫همه‌ی گروگان‌ها رو از اینجا خارج کنی...

633
00:28:45,020 --> 00:28:47,560
‫وگرنه همه‌ آدمای تو این بانک می‌میرن.

634
00:28:58,070 --> 00:29:00,160
‫خیلی‌خب، ما یه استراتژی خروج نیاز داریم.

635
00:29:00,240 --> 00:29:02,540
‫یعنی، تو مرکز دارن روش کار می‌کنن،
‫ولی ممکنه یه خرده طول بکشه.

636
00:29:02,580 --> 00:29:05,540
‫خب، بیشتر از یه راه واسه فهمیدنش هست.

637
00:29:10,340 --> 00:29:11,880
‫به جز در ورودی...

638
00:29:11,920 --> 00:29:13,710
‫راه خروج دیگه‌ای از این بانک هست؟

639
00:29:13,760 --> 00:29:16,010
‫خودت که می‌دونی نیست.

640
00:29:16,050 --> 00:29:17,590
‫تو مدت بیشتری از من اینجا کار کردی.

641
00:29:17,630 --> 00:29:19,720
‫درسته.
‫همینم داره دیوونه‌ام می‌کنه.

642
00:29:19,760 --> 00:29:22,310
‫همش فکر می‌کنم که یه نقطه ضعف
‫یا راه خروجی‌ای هست،

643
00:29:22,350 --> 00:29:24,430
‫ولی نمی‌فهمم چرا این فکر رو می‌کنم.

644
00:29:24,470 --> 00:29:25,640
‫- نقاط ضعف؟
‫- اوهوم.

645
00:29:25,680 --> 00:29:27,560
‫تعمیرات، ساخت و ساز...

646
00:29:27,600 --> 00:29:29,850
‫تو توی فکر گسترشی.

647
00:29:29,900 --> 00:29:31,770
‫آره، درسته.

648
00:29:31,810 --> 00:29:33,980
‫وقتی که می‌خواستن مساحت‌مون رو دو برابر کنن،

649
00:29:34,030 --> 00:29:35,030
‫ولی پول تموم کردن؟

650
00:29:35,070 --> 00:29:36,900
‫گسترش بانک رو شروع کردن،

651
00:29:36,950 --> 00:29:39,700
‫و بعد اشتباهشون رو رنگ زدن
‫و وصله‌کاری کردن.

652
00:29:39,740 --> 00:29:43,790
‫پس الان پشت کمد لوازم توی اتاق کنفرانس،

653
00:29:43,830 --> 00:29:44,990
‫کلا دیوار کاذبه.

654
00:29:45,040 --> 00:29:46,910
‫و اون طرفش؟

655
00:29:46,950 --> 00:29:48,160
‫یه نمای ورودی خالیه.

656
00:29:48,210 --> 00:29:49,330
‫اوه، این حرف نداره.

657
00:29:49,370 --> 00:29:50,380
‫ولی چطور می‌خوای اون همه آدم رو...

658
00:29:50,420 --> 00:29:51,540
‫ببری تو اتاق کنفرانس؟

659
00:29:53,210 --> 00:29:54,380
‫من این کارو نمی‌کنم.

660
00:29:55,300 --> 00:29:56,590
‫آره، همش رو بده بره.

661
00:29:58,300 --> 00:30:01,890
‫من یواشکی صدای بعضی از مشتری‌ها رو شنیدم.

662
00:30:01,930 --> 00:30:04,680
‫گفتن که بیرون تک تیرانداز دیدن.

663
00:30:09,230 --> 00:30:11,230
‫ای کثافت...

664
00:30:11,310 --> 00:30:12,400
‫خیلی‌خب، باید حرکت کنیم.

665
00:30:12,440 --> 00:30:14,020
‫بیاین بریم سمت خزانه، خب؟

666
00:30:14,070 --> 00:30:15,360
‫خب، گروگان‌ها چی؟

667
00:30:15,400 --> 00:30:16,440
‫اونجا جا نمی‌شن.

668
00:30:16,480 --> 00:30:18,190
‫باید یه جایی زندانی‌شون کنیم،

669
00:30:18,240 --> 00:30:19,400
‫واسه خودمون وقت بخریم.

670
00:30:22,620 --> 00:30:24,700
‫اتاقی دارین که پنجره نداشته باشه؟

671
00:30:35,000 --> 00:30:37,210
‫دست‌ها بالا.

672
00:30:37,260 --> 00:30:38,670
‫راه بی‌افتین.

673
00:30:40,760 --> 00:30:43,220
‫دست‌ها بالا!

674
00:30:43,260 --> 00:30:44,600
‫جلوتون رو نگاه کنین.

675
00:30:53,730 --> 00:30:55,400
‫دست از پا خطا نکنین.

676
00:30:55,440 --> 00:30:58,150
‫اگه چیزی نیاز داشتین، در بزنین.

677
00:31:04,950 --> 00:31:06,450
‫ببخشید. ببخشید.

678
00:31:19,960 --> 00:31:21,420
‫همونطور که گفتی، دیوار کاذبه.

679
00:31:21,470 --> 00:31:23,590
‫ولی چطور ازش رد بشیم؟

680
00:31:23,630 --> 00:31:25,390
‫اینجا فقط لوازم اداری داریم.

681
00:31:25,430 --> 00:31:28,220
‫خب، مشکلی نیست...

682
00:31:28,260 --> 00:31:31,180
‫چون فقط به این نیاز داریم.

683
00:31:33,480 --> 00:31:34,900
‫- موکت‌بر.
‫آها.

684
00:31:34,940 --> 00:31:36,730
‫- هوشمندانه‌ست.
‫- اون قالی رو بیارین.

685
00:31:36,770 --> 00:31:38,440
‫بچسبونینش به در.
‫صدا رو خفه می‌کنه...

686
00:31:38,480 --> 00:31:39,530
‫تا چیزی رو نشنون.

687
00:31:39,570 --> 00:31:40,780
‫باشه.
‫اگه بخوای...

688
00:31:40,820 --> 00:31:42,610
‫می‌تونم دیوار رو هم ببُرم.

689
00:31:42,650 --> 00:31:44,410
‫آخه ممکنه یه خرده برات سنگین باشه.

690
00:31:44,450 --> 00:31:46,160
‫تو توی 70 سالگیت هستی و...

691
00:31:46,200 --> 00:31:48,080
‫اوه، از پسش برمیام.

692
00:31:48,120 --> 00:31:50,240
‫من ورزش پیلاتس کار می‌کنم.

693
00:31:52,660 --> 00:31:54,170
‫خوبه.

694
00:31:55,000 --> 00:31:56,290
‫آه، باشه.

695
00:32:04,840 --> 00:32:06,800
‫خیلی‌خب.

696
00:32:16,020 --> 00:32:17,020
‫پیلاتس.

697
00:32:25,030 --> 00:32:26,240
‫خیلی‌خب، بجنبین.

698
00:32:37,120 --> 00:32:38,710
‫هی.

699
00:32:38,750 --> 00:32:40,000
‫اون حالش خوبه؟

700
00:32:40,040 --> 00:32:42,630
‫می‌دونی، تو یه جهشه،
‫پس استرس داره،

701
00:32:42,670 --> 00:32:45,220
‫ولی یه قدم رو هم از دست نداده.

702
00:32:47,010 --> 00:32:49,100
‫ماییم که داریم سعی می‌کنیم
‫خودمون رو بهش برسونیم.

703
00:32:50,890 --> 00:32:52,770
‫من دفنش کردم.

704
00:32:52,810 --> 00:32:54,810
‫می‌دونم.

705
00:32:54,850 --> 00:32:56,520
‫اون دو سالی که نمی‌تونستیم پیداش کنیم...

706
00:32:56,560 --> 00:32:59,190
‫تاریک‌ترین دوران کل زندگیم بود.

707
00:33:01,900 --> 00:33:04,570
‫و بعد وقتی برنامه رو بستن، من...

708
00:33:06,860 --> 00:33:10,320
‫واقعا فکر نمی‌کردم بتونم ادامه بدم.

709
00:33:12,910 --> 00:33:14,790
‫و بعد تام،

710
00:33:14,830 --> 00:33:19,330
‫اون کمکم کرد دوباره به یاد بیارم که
‫زنده بودن یعنی چی،

711
00:33:19,380 --> 00:33:20,710
‫خوشحال بودن یعنی چی.

712
00:33:20,750 --> 00:33:22,630
‫می‌دونم.

713
00:33:22,670 --> 00:33:26,880
‫واسه همینم تو تنها کسی نیستی که
‫تام رو دوست داره.

714
00:33:26,920 --> 00:33:29,640
‫همه‌مون دوستش داریم.

715
00:33:29,680 --> 00:33:32,430
‫می‌دونی، همش انتظار دارم که تو یا ایان
‫یا مجیک...

716
00:33:32,510 --> 00:33:37,730
‫تکونم بده یا سرم داد بزنه،

717
00:33:37,770 --> 00:33:42,270
‫بهم بگه که برگردم اونجا
‫و حداقل باهاش حرف بزنم.

718
00:33:42,310 --> 00:33:46,780
‫آخه نمی‌دونم با این همه پذیرش بی سر و صدا چیکار کنم.

719
00:33:46,820 --> 00:33:49,450
‫آره، احیاناً ازمون انتظار داری
‫باهات دعوا کنیم...

720
00:33:49,530 --> 00:33:53,660
‫چون واقعا همینو می‌خوای؟

721
00:33:57,290 --> 00:33:58,620
‫خیلی‌خب، بیا.

722
00:34:00,040 --> 00:34:01,580
‫شان چی میشه؟

723
00:34:01,630 --> 00:34:02,500
‫نمی‌تونم همینطوری اینجا ولش کنم.

724
00:34:02,540 --> 00:34:04,090
‫خیلی‌خب، نقشه عوض شد.

725
00:34:04,130 --> 00:34:05,130
‫همه بیاین بیرون.

726
00:34:06,630 --> 00:34:07,970
‫این چه وضعشه؟

727
00:34:08,010 --> 00:34:09,090
‫کار عجولانه‌ای نکن.

728
00:34:09,130 --> 00:34:10,090
‫بقیه کجان؟

729
00:34:10,130 --> 00:34:11,090
‫جاشون امنه.

730
00:34:11,140 --> 00:34:12,300
‫ما ازشون محافظت کردیم.

731
00:34:12,340 --> 00:34:14,260
‫آره؟ اونوقت کی می‌خواد از تو محافظت کنه؟

732
00:34:15,560 --> 00:34:16,680
‫نه!

733
00:34:16,720 --> 00:34:17,480
‫آه!

734
00:34:26,030 --> 00:34:27,690
‫شان.

735
00:34:27,740 --> 00:34:30,110
‫اون سمتش اسلحه گرفته بود.

736
00:34:30,150 --> 00:34:31,530
‫می‌خواست بکشتش.

737
00:34:33,160 --> 00:34:34,370
‫وای، نه.

738
00:34:34,410 --> 00:34:35,910
‫وای، نه.

739
00:34:35,950 --> 00:34:37,200
‫من چیکار کردم؟

740
00:34:37,240 --> 00:34:38,450
‫من چیکار کردم؟
‫من چیکار کردم؟

741
00:34:38,540 --> 00:34:40,040
‫من چیکار کردم؟
‫من چیکار کردم؟

742
00:34:48,340 --> 00:34:49,630
‫شان؟

743
00:34:49,670 --> 00:34:51,090
‫درست میشه.

744
00:34:52,260 --> 00:34:53,390
‫چطوری؟

745
00:35:01,810 --> 00:35:03,980
‫فوراً باید بریم!

746
00:35:05,060 --> 00:35:07,070
‫بریم! بریم!

747
00:35:07,110 --> 00:35:08,900
‫برین! برین! برین!

748
00:35:10,070 --> 00:35:11,030
‫- دست‌هات رو بذار روی سرت!
‫- باشه!

749
00:35:17,240 --> 00:35:18,700
‫نه، هی شان، شان، این کارو نکن.

750
00:35:18,740 --> 00:35:20,200
‫چرا؟

751
00:35:20,250 --> 00:35:21,660
‫در هر صورت همین میشه.

752
00:35:21,710 --> 00:35:23,210
‫زندگیم دیگه تمومه.

753
00:35:23,250 --> 00:35:25,500
‫می‌دونم که الان به نظرت همه‌چی از دست رفته.

754
00:35:25,580 --> 00:35:27,630
‫ولی بهت قول میدم،

755
00:35:27,670 --> 00:35:30,460
‫قول میدم اگه کسی رو داشته باشی
‫که منتظرت باشه...

756
00:35:30,510 --> 00:35:32,260
‫اون سال‌ها از دست رفته نیستن.

757
00:35:34,590 --> 00:35:37,430
‫همه اونقدر خوش شانس نیستن که
‫اینو داشته باشن.

758
00:35:37,470 --> 00:35:38,890
‫تو اینو داری.

759
00:35:38,930 --> 00:35:40,430
‫برین.
‫برین، برین، برین!

760
00:35:41,810 --> 00:35:43,140
‫پلیس توسان!

761
00:35:44,100 --> 00:35:46,020
‫اسلحه رو بده من.

762
00:35:46,060 --> 00:35:47,360
‫میگم که من بهش شلیک کردم.

763
00:35:48,770 --> 00:35:50,530
‫پخش بشید.
‫از این طرف.

764
00:35:50,610 --> 00:35:52,440
‫میگم دفاع از خود بود.

765
00:35:54,110 --> 00:35:55,530
‫تو این کارو برام می‌کنی؟

766
00:35:55,610 --> 00:35:57,990
‫معلومه که این کارو برات می‌کنم.

767
00:35:58,030 --> 00:35:59,660
‫این یکی خالیه.

768
00:35:59,700 --> 00:36:02,540
‫من اونقدر درگیر اختلافات بین‌مون بودم که...

769
00:36:02,620 --> 00:36:05,250
‫چیزی که واقعا مهمه رو فراموش کردم.

770
00:36:05,290 --> 00:36:06,920
‫و مهم اینه که من دوستت دارم.

771
00:36:06,960 --> 00:36:08,460
‫خالیه.

772
00:36:11,130 --> 00:36:13,550
‫متاسفم.

773
00:36:13,630 --> 00:36:14,800
‫خیلی متاسفم.

774
00:36:14,840 --> 00:36:16,550
‫ما با همدیگه بدون کمک...

775
00:36:16,640 --> 00:36:18,050
‫این زندگی رو طی کردیم،

776
00:36:18,100 --> 00:36:20,220
‫و هنوزم مسیر درازی پیش‌رو داریم.

777
00:36:20,260 --> 00:36:23,100
‫من بدون تو یه قدم دیگه هم برنمی‌دارم.

778
00:36:28,060 --> 00:36:29,440
‫طوری نیست.

779
00:36:33,320 --> 00:36:34,530
‫- تکون نخور!
‫- تکون نخور!

780
00:36:34,570 --> 00:36:35,570
‫زخمی داریم.
‫به آمبولانس احتیاج داریم.

781
00:36:35,650 --> 00:36:36,820
‫اتاق رو تخلیه کنین.

782
00:36:36,860 --> 00:36:38,280
‫اسلحه دست منه.
‫اون مسلح نیست.

783
00:36:38,320 --> 00:36:39,530
‫دست‌هات رو بذار پشت سرت.

784
00:36:39,580 --> 00:36:41,700
‫همه‌چی درست میشه، شان.

785
00:36:41,740 --> 00:36:43,080
‫همه‌چی درست میشه.

786
00:36:48,080 --> 00:36:51,170
‫خیلی‌خب، پس شان قبول نکرد که بذاره
‫ربکا اتهام رو گردن بگیره،

787
00:36:51,210 --> 00:36:54,380
‫ولی قاضی تیراندازیش رو دفاع از خود اعلام کرد.

788
00:36:56,130 --> 00:36:57,510
‫چیه؟

789
00:36:59,220 --> 00:37:01,100
‫پایان خوش ردیفه،

790
00:37:01,140 --> 00:37:02,430
‫ولی الان ما دوتا تنهاییم،

791
00:37:02,470 --> 00:37:04,310
‫پس میشه بی‌گناه‌بازی در نیاری؟

792
00:37:04,350 --> 00:37:06,190
‫تو باید بهشون بگی.

793
00:37:06,230 --> 00:37:08,150
‫- جن، من...
‫- مجیک و ادیسون،

794
00:37:08,190 --> 00:37:10,020
‫باید بهشون بگی که اینجا چیکار کردی.

795
00:37:10,060 --> 00:37:11,610
‫که واقعا چطور بن رو پیدا کردی.

796
00:37:11,690 --> 00:37:14,860
‫بهشون گفتم که زیگی رو روشن گذاشتم
‫تا واسه خودش جستجو کنه.

797
00:37:14,900 --> 00:37:16,110
‫این حقیقت داره.

798
00:37:16,150 --> 00:37:17,570
‫حقیقت داره، ولی خودِ حقیقت نیست.

799
00:37:17,610 --> 00:37:18,820
‫نیازی نیست اونا خود حقیقت رو بدونن.

800
00:37:18,860 --> 00:37:20,410
‫مطمئنی؟

801
00:37:20,450 --> 00:37:22,700
‫اینجا راز نگهداری کار سختیه، ایان.

802
00:37:27,460 --> 00:37:29,170
‫من می‌خوام برم پیشش.

803
00:37:30,580 --> 00:37:31,710
‫باشه.

804
00:37:33,050 --> 00:37:34,090
‫چی نیاز داری؟

805
00:37:34,130 --> 00:37:35,380
‫به نظرم در ادامه...

806
00:37:35,420 --> 00:37:38,630
‫این ممکنه یه خرده دشوار باشه.

807
00:37:38,720 --> 00:37:40,340
‫در ادامه؟

808
00:37:42,050 --> 00:37:46,140
‫نمی‌تونم همینطوری مأموریت...

809
00:37:46,180 --> 00:37:48,140
‫و تیم رو ول کنم.

810
00:37:50,190 --> 00:37:53,730
‫جون اون تو تک تک جهش‌ها در خطره.

811
00:37:55,150 --> 00:37:57,320
‫من یه بار از دستش دادم.

812
00:38:00,410 --> 00:38:01,740
‫اگه بلایی سرش بیاد و من اونجا نباشم...

813
00:38:01,780 --> 00:38:05,040
‫فکر نکنم بتونم با خودم کنار بیام.

814
00:38:05,080 --> 00:38:06,660
‫این منطقیه؟

815
00:38:10,370 --> 00:38:12,630
‫معلومه که منطقیه.

816
00:38:12,670 --> 00:38:14,420
‫تو خودتی.

817
00:38:14,460 --> 00:38:17,590
‫تو تواناترین و با وجدان‌ترین
‫شخصی هستی که می‌شناسم.

818
00:38:18,800 --> 00:38:21,010
‫انتظار کمتری هم ازت نداشتم.

819
00:38:21,050 --> 00:38:22,430
‫واقعا؟

820
00:38:22,470 --> 00:38:25,220
‫مشکلی نداری که اینجا بمونم،

821
00:38:25,260 --> 00:38:26,770
‫و هر روز ببینمش؟

822
00:38:32,650 --> 00:38:34,860
‫من دوستت دارم.

823
00:38:34,900 --> 00:38:36,400
‫بهت اعتماد دارم.

824
00:38:36,440 --> 00:38:39,440
‫به چیزی که داریم مطمئنم.

825
00:38:39,490 --> 00:38:42,490
‫پس اگه داری می‌پرسی که حسودیم میشه یا نه،

826
00:38:42,530 --> 00:38:45,660
‫مطمئنم که هر چند وقت یه‌بار
‫روزهای عجیبی برامون رخ میده.

827
00:38:47,700 --> 00:38:51,290
‫ولی اگه منم جات بودم،
‫همین کارو می‌کردم.

828
00:38:51,330 --> 00:38:53,250
‫ما سربازیم.

829
00:38:53,290 --> 00:38:56,130
‫کسی رو جا نمی‌ذاریم.

830
00:38:56,170 --> 00:38:57,710
‫ممنون.

831
00:39:00,550 --> 00:39:03,680
‫به این فکر کردی که چطور می‌خوای
‫درمورد ما...

832
00:39:03,720 --> 00:39:06,100
‫بهش بگی؟

833
00:39:06,140 --> 00:39:08,640
‫مسئله هم همینه.

834
00:39:08,680 --> 00:39:10,600
‫اون بن‌ـه.

835
00:39:10,640 --> 00:39:14,020
‫یه نگاه که بهم بندازه...

836
00:39:14,060 --> 00:39:16,270
‫خودش می‌فهمه.

837
00:39:51,060 --> 00:39:52,640
‫همه‌ی گروگان‌ها در امانن.

838
00:39:55,560 --> 00:39:56,730
‫ادیسون.

839
00:39:56,770 --> 00:39:59,610
‫حتی گنز، تو بیمارستان نجاتش میدن.

840
00:40:04,240 --> 00:40:07,660
‫شان پنج سال حبس می‌کشه،

841
00:40:07,700 --> 00:40:10,410
‫ولی وقتی آزاد میشه، برمی‌گرده پیش ربکا.

842
00:40:10,450 --> 00:40:15,080
‫و لورنا همین امروز عصر...

843
00:40:15,120 --> 00:40:17,210
‫نوه‌اش رو می‌بینه.

844
00:40:17,250 --> 00:40:20,880
‫ایان بهم گفت که سه سال می‌گذره.

845
00:40:22,550 --> 00:40:25,760
‫نمی‌تونم تصور کنم که چه حالی داشتی.

846
00:40:28,260 --> 00:40:29,600
‫هی.

847
00:40:31,430 --> 00:40:33,680
‫ولی من اینجام، پس...

848
00:40:38,770 --> 00:40:40,480
‫بن.

849
00:40:42,070 --> 00:40:44,240
‫چی شده؟

850
00:40:47,780 --> 00:40:49,320
‫بن.

851
00:40:52,080 --> 00:40:53,450
‫اوه.

852
00:40:56,710 --> 00:40:57,830
‫اوه.

853
00:41:00,250 --> 00:41:02,630
‫تو فکر می‌کردی مُردم.

854
00:41:05,420 --> 00:41:09,180
‫فکر می‌کردی مُردم.

