﻿1
00:00:24,300 --> 00:00:26,350
‫ببخشید.
‫مطمئنی که اینا اصلن؟

2
00:00:26,390 --> 00:00:27,890
‫چون من واسه کفش غیر اصل پول نمیدم.

3
00:00:27,890 --> 00:00:30,140
‫بذار نگاه کنم.

4
00:00:30,180 --> 00:00:32,190
‫چند ساله که این کفش رو ندیده بودم.

5
00:00:37,690 --> 00:00:39,690
‫اوه، آره.
‫کاملا اصلن.

6
00:00:39,730 --> 00:00:41,030
‫هفته پیش، 40 دلار بودن،

7
00:00:41,070 --> 00:00:42,490
‫الان 65 دلار شدن.

8
00:00:42,530 --> 00:00:44,200
‫چرا یهو تمام قیمت‌هاتون رو بالا بردین؟

9
00:00:44,200 --> 00:00:45,370
‫آم...

10
00:00:45,410 --> 00:00:46,620
‫شرکت فوت لاکر رو مقصر بدون!

11
00:00:46,620 --> 00:00:48,620
‫از وقتی که پایین خیابون مغازه زدن،

12
00:00:48,660 --> 00:00:52,830
‫اونقدر کاسبی از دست دادیم که
‫باید قیمت‌هامون رو بالا ببریم.

13
00:00:52,870 --> 00:00:54,210
‫پسرم اینو می‌دونه.

14
00:00:54,250 --> 00:00:56,290
‫اوه!
‫بله، پدر.

15
00:00:56,330 --> 00:00:57,840
‫- ببخشید.
‫- آره.

16
00:00:57,880 --> 00:00:59,050
‫اوضاع واسه همه سخته.

17
00:00:59,050 --> 00:01:00,670
‫واسه همینم امشب قراره دو شیفت
‫تو سنت جو کار کنم...

18
00:01:00,670 --> 00:01:02,970
‫و واقعا هم این کفش‌ها رو لازم دارم.

19
00:01:03,760 --> 00:01:07,100
‫به گمونم باید بین دو شیفتم
‫یه سر تا خودپرداز برم.

20
00:01:07,140 --> 00:01:09,930
‫- ساعت چند تعطیل می‌کنین؟
‫- هر روز ساعت هفت.

21
00:01:09,970 --> 00:01:11,470
‫یه لحظه هم زودتر تعطیل نمی‌کنیم.

22
00:01:11,520 --> 00:01:13,430
‫کفش‌ها رو برات کنار می‌ذارم، باشه؟

23
00:01:13,480 --> 00:01:14,980
‫اسمت چیه؟

24
00:01:15,020 --> 00:01:17,560
‫- لوئیسا روهاس.
‫روهاس با "هـ دو چشم".

25
00:01:17,610 --> 00:01:19,690
‫روهاس با هـ دو چشم.
‫باشه.

26
00:01:19,730 --> 00:01:22,570
‫اوه، هی.

27
00:01:22,610 --> 00:01:25,570
‫وقتی این کفش وارد بازار شد رو یادمه.

28
00:01:25,610 --> 00:01:28,950
‫همیشه یه جفت از اینا می‌خواستم
‫ولی مامانم پولش رو نداشت.

29
00:01:28,990 --> 00:01:30,740
‫آره.

30
00:01:30,790 --> 00:01:34,250
‫اینقدر خیال‌بافی نکن، هوم؟

31
00:01:34,290 --> 00:01:37,000
‫عامل دردسر برگشته.

32
00:01:37,040 --> 00:01:38,880
‫حواست بهش باشه.

33
00:01:38,920 --> 00:01:41,420
‫مواظب باش چیزی ندزده.

34
00:01:45,970 --> 00:01:47,680
‫- میشه کمکت کنم؟
‫- اوه، چه خبر دنیل؟

35
00:01:47,720 --> 00:01:48,850
‫اومدم کفش‌های جردن 7 رو نگاه کنم.

36
00:01:48,850 --> 00:01:51,060
‫- سانی گفت که برام نگهش داشته.
‫- سانی؟

37
00:01:51,100 --> 00:01:52,220
‫داداشت دیگه، خنگ.

38
00:01:52,270 --> 00:01:53,890
‫اوه، درسته. داداشم.

39
00:01:53,930 --> 00:01:57,270
‫آره، الان برمی‌گردم.

40
00:02:01,730 --> 00:02:05,190
‫هی... داداش؟

41
00:02:05,240 --> 00:02:06,530
‫یه بچه اومده میگه...

42
00:02:06,570 --> 00:02:08,660
‫که یه جفت جردن 7 براش نگه داشتی؟

43
00:02:10,490 --> 00:02:12,240
‫دنبالم بیا.

44
00:02:14,200 --> 00:02:16,790
‫هی، نذار بابا اینو ببینه.

45
00:02:16,830 --> 00:02:18,460
‫می‌دونی که چه حسی نسبت به دوین داره.

46
00:02:18,500 --> 00:02:20,750
‫آره، به نظر نمیاد که خیلی بهش اعتماد داشته باشه.

47
00:02:20,790 --> 00:02:23,460
‫اون به هرکسی که کره‌ای نباشه
‫اعتماد نداره.

48
00:02:23,500 --> 00:02:25,340
‫تازه به زور هم به کره‌ای‌ها اعتماد داره.

49
00:02:25,380 --> 00:02:26,760
‫خب، ولی اگه تونستی پارک جین
‫رو قانع کن...

50
00:02:26,760 --> 00:02:28,930
‫که ممکنه درمورد چیزی یا کسی اشتباه کنه.

51
00:02:28,970 --> 00:02:29,890
‫یه جورایی سبکه.

52
00:02:29,930 --> 00:02:31,550
‫مطمئنی که چیزی توش هست؟

53
00:02:33,760 --> 00:02:35,180
‫خیلی‌خب.

54
00:02:35,220 --> 00:02:36,640
‫این...

55
00:02:36,680 --> 00:02:38,310
‫اون چیزی که فکر می‌کنی نیست.

56
00:02:38,350 --> 00:02:41,480
‫بهم اعتماد کن، داداش کوچیکه.

57
00:02:54,720 --> 00:02:56,260
‫اینا چی‌ان؟

58
00:02:57,890 --> 00:03:01,140
‫یه صبحونه‌ی ویژه، واسه یه خانوم ویژه...

59
00:03:01,180 --> 00:03:03,390
‫تو یه روز ویژه.

60
00:03:05,390 --> 00:03:09,390
‫اولین سالگرد آشنایی‌مون مبارک.

61
00:03:10,440 --> 00:03:13,230
‫چه خوشگلن.

62
00:03:13,270 --> 00:03:16,070
‫و امشب، قراره جشن بگیریم.

63
00:03:16,110 --> 00:03:18,240
‫حدس بزن کجا برامون میز گرفتم؟

64
00:03:18,280 --> 00:03:20,150
‫رستوران امیلیو؟

65
00:03:20,200 --> 00:03:21,530
‫رستوران موردعلاقه‌ام.

66
00:03:21,570 --> 00:03:25,017
‫اوه، مجیک.
‫کسی رو دستت نیست.

67
00:03:26,950 --> 00:03:28,950
‫خب، امیدوارم از نظرت اشکالی نداشته باشه...

68
00:03:28,990 --> 00:03:30,740
‫مجبور شدم واسه آخر شب میز رزرو کنم...

69
00:03:30,790 --> 00:03:32,700
‫چون شاید تو جهش کوانتومی معطل شدم.

70
00:03:32,750 --> 00:03:33,910
‫فکر کردم که گفتی موقت اونجایی...

71
00:03:33,910 --> 00:03:35,540
‫تا دوباره پروژه راه بیفته.

72
00:03:35,580 --> 00:03:37,000
‫می‌دونم، ولی خب...

73
00:03:37,040 --> 00:03:40,250
‫الان که دیگه ادیسون هولوگرام بن نیست،

74
00:03:40,300 --> 00:03:43,260
‫یکی باید تو جهش‌های بن همراهیش کنه.

75
00:03:43,300 --> 00:03:45,760
‫مگه ایان یا جن نمی‌تونن این کارو کنن؟

76
00:03:45,800 --> 00:03:47,550
‫اون یارو جدیده چی؟
‫اسمش چی بود؟

77
00:03:47,550 --> 00:03:49,300
‫تام.

78
00:03:49,350 --> 00:03:53,100
‫اون رابط وزارت دفاعه.

79
00:03:53,140 --> 00:03:56,440
‫ولی هنوزم مسئولیت تیم با منه.

80
00:03:56,480 --> 00:03:57,690
‫مجیک.

81
00:03:57,730 --> 00:04:00,230
‫می‌دونم که بن مثل پسرت می‌مونه،

82
00:04:00,270 --> 00:04:03,110
‫ولی بعد از سختی‌ای که پارسال بهت گذشت،

83
00:04:03,150 --> 00:04:05,400
‫مطمئنی که این عاقلانه‌ست؟

84
00:04:05,450 --> 00:04:07,160
‫من طوریم نمیشه.

85
00:04:07,200 --> 00:04:10,160
‫حالا بیا تا صبحونه سرد نشده بخوریم.

86
00:04:10,200 --> 00:04:12,120
‫بیا.

87
00:04:13,450 --> 00:04:14,830
‫هی، پسر.
‫چرا الکی عصبانی‌ای، آقای پی؟

88
00:04:14,870 --> 00:04:16,750
‫برو، وگرنه به پلیس زنگ می‌زنم.

89
00:04:16,790 --> 00:04:18,080
‫چه خبره؟ چی شده؟

90
00:04:18,080 --> 00:04:20,090
‫من داشتم کفش‌های خفن آدیداس
‫رو نگاه می‌کردم...

91
00:04:20,130 --> 00:04:22,210
‫که بابات بهم تهمت دزدی زد.

92
00:04:22,210 --> 00:04:26,010
‫تو هر روز میای اینجا و فقط نگاه می‌کنی.

93
00:04:26,050 --> 00:04:27,260
‫هیچی نمی‌خری!

94
00:04:27,300 --> 00:04:28,680
‫گفتم که پول دادم.

95
00:04:28,720 --> 00:04:30,100
‫پس رسیدت کجاست؟

96
00:04:30,140 --> 00:04:32,140
‫نه، تا چیزی که اومدم دنبالش رو نگیرم
‫از اینجا نمیرم.

97
00:04:32,140 --> 00:04:34,140
‫اشتباه از من بود، پدر.
‫بیا.

98
00:04:44,610 --> 00:04:46,610
‫دفعه بعدی که تو این مغازه ببینمت،

99
00:04:46,650 --> 00:04:47,990
‫به پلیس زنگ می‌زنم.

100
00:04:48,030 --> 00:04:49,700
‫شوخی ندارم.

101
00:04:54,830 --> 00:04:56,460
‫مطمئنی که واسه این آماده‌ای؟

102
00:04:56,500 --> 00:04:57,660
‫همین که زیگی رو بن قفل کنه،

103
00:04:57,660 --> 00:04:59,670
‫دیگه شروع میشه و باید بری.

104
00:04:59,710 --> 00:05:01,420
‫- خودم طرز کار رو بلدم.
‫- هندلینک چی؟

105
00:05:01,420 --> 00:05:03,420
‫کار باهاش سخت‌تر از گوشی هوشمنده.

106
00:05:03,460 --> 00:05:04,630
‫خب، پس خوبه که بارها دیدم...

107
00:05:04,670 --> 00:05:06,170
‫چطور ادیسون باهاش کار کرده.

108
00:05:06,170 --> 00:05:07,720
‫آخه نمی‌خوام یه وقت بترسی.

109
00:05:07,720 --> 00:05:10,300
‫جن، من قبلا تکاور نیروی دریایی بودم.

110
00:05:10,340 --> 00:05:11,680
‫ترس از من می‌ترسه.

111
00:05:11,720 --> 00:05:13,140
‫مطمئنی که نمی‌خوای برگردی اونجا،

112
00:05:13,140 --> 00:05:16,480
‫و شاید سعی کنی که یه بار دیگه
‫با بن حرف بزنی؟

113
00:05:16,520 --> 00:05:18,480
‫ایان...

114
00:05:18,520 --> 00:05:20,730
‫دلیلی داره که بن اون حرف رو زد.

115
00:05:20,770 --> 00:05:22,310
‫منم خواسته‌اش رو نادیده نمی‌گیرم.

116
00:05:22,360 --> 00:05:23,770
‫اینجا هم بیکار نمی‌شینم...

117
00:05:23,820 --> 00:05:25,860
‫که به نگرانی‌های شما اضافه بشم.

118
00:05:25,900 --> 00:05:28,530
‫پس اگه کارم داشتین، بهم زنگ بزنین.

119
00:05:28,570 --> 00:05:30,990
‫مجیک؟

120
00:05:31,030 --> 00:05:32,280
‫برو کمکش کن.

121
00:05:39,160 --> 00:05:41,040
‫زیگی بن رو پیدا کرد.

122
00:05:42,572 --> 00:05:43,781
خیلی خب مجیک

123
00:05:43,790 --> 00:05:47,300
‫آماده‌ای که کوانتوم‌انگیز بری جلو؟

124
00:05:47,340 --> 00:05:49,590
‫دیگه بیشتر از این آماده نمی‌شم.

125
00:05:58,920 --> 00:06:00,040
‫احیاناً...

126
00:06:00,040 --> 00:06:01,750
‫یه جفت کفش آکسفورد چرم سیاه سایز 14 نداری؟

127
00:06:01,790 --> 00:06:04,420
‫مجیک.

128
00:06:04,460 --> 00:06:06,710
‫وای.
‫انتظار این یکی رو نداشتم.

129
00:06:06,760 --> 00:06:08,760
‫ها؟

130
00:06:08,800 --> 00:06:10,640
‫دوباره داری خیال‌بافی می‌کنی؟

131
00:06:10,680 --> 00:06:12,850
‫برو پشت دخل.

132
00:06:12,890 --> 00:06:14,510
‫امیدوارم که انتظار کس دیگه‌ای نداشتی.

133
00:06:14,510 --> 00:06:18,310
‫اوه می‌دونی، آخه عادت کرده بودم.

134
00:06:18,350 --> 00:06:20,770
‫ولی شروعی تازه‌ست،
‫شروعی جدیده،

135
00:06:20,810 --> 00:06:23,060
‫پس قراره خوب بشه.

136
00:06:23,110 --> 00:06:24,610
‫حتی بهتر از خوب.

137
00:06:24,650 --> 00:06:26,820
‫دوباره لس آنجلس، ها؟

138
00:06:26,860 --> 00:06:28,900
‫دیگه دفعه خیلی از هالیوود دوره.

139
00:06:28,950 --> 00:06:30,530
‫آره.

140
00:06:30,570 --> 00:06:32,820
‫به کلبه‌ی کفشِ پارک
‫در مرکز محله‌ی کره‌ای‌ها خوش اومدی.

141
00:06:32,820 --> 00:06:34,990
‫تا جایی که فهمیدم، اسم من دنیل پارکه...

142
00:06:35,030 --> 00:06:38,790
‫و این جهش یه ربطی به مغازه‌ خواندگی داره.

143
00:06:38,830 --> 00:06:40,210
‫ولی هنوزم چیزهای نامفهومی هست...

144
00:06:40,210 --> 00:06:42,670
‫که امیدوارم بودم هولوگرامم بتونه برام جواب بده.

145
00:06:46,050 --> 00:06:47,840
‫به خاطر اینکه حکم "بی‌گناهی"...

146
00:06:47,880 --> 00:06:49,470
‫بارها و بارها در دادگاه اعلام شد...

147
00:06:49,510 --> 00:06:52,430
‫همه به مدافع تبریک می‌گویند.

148
00:06:52,470 --> 00:06:56,310
‫چهار افسر اداره‌ی پلیس لس آنجلس
‫در پرونده‌ی ضرب و شتم رادنی کینگ...

149
00:06:56,350 --> 00:06:58,140
‫بی‌گناه اعلام شدند...

150
00:06:58,180 --> 00:06:59,980
‫بن...

151
00:07:00,020 --> 00:07:02,310
‫می‌دونی امروز چه روزیه؟

152
00:07:02,350 --> 00:07:04,360
‫29ام آوریل سال 1992.

153
00:07:04,400 --> 00:07:06,320
‫یه روز قبل از شروع شورش‌های لس‌آنجلس.

154
00:07:19,080 --> 00:07:21,250
<i>‫ حکم بی‌گناهی به جرم ضرب و شتم... </i>

155
00:07:21,250 --> 00:07:22,870
‫یادمه که تو تلویزیون شورش‌ها
‫رو تماشا می‌کردم،

156
00:07:22,920 --> 00:07:24,960
‫که چقدر اون رأی دادگاه برای مردم سیاه‌پوست
‫ناعادلانه بود،

157
00:07:25,000 --> 00:07:26,840
‫و چقدر مردم به خاطرش عصبانی بودن.

158
00:07:26,880 --> 00:07:28,750
‫یادمه کره‌های روی پشت‌بوم...

159
00:07:28,800 --> 00:07:30,670
‫سعی داشتن از کسب و کارشون محافظت کنن.

160
00:07:30,720 --> 00:07:33,050
‫انگار کل این شهر منفجر شد.

161
00:07:33,090 --> 00:07:34,760
‫امکان نداره که دلیل اینجا بودنم
‫واسه جلوگیری از اون همه اتفاقات باشه.

162
00:07:34,760 --> 00:07:37,100
‫- درسته، مجیک؟
‫- نه.

163
00:07:37,140 --> 00:07:39,100
‫بر اساس گذشته‌ی اصلی،

164
00:07:39,140 --> 00:07:41,310
‫کلبه‌ی کفش پارک غارت شد.

165
00:07:41,350 --> 00:07:44,060
‫جین سعی کرد از مغازه‌اش محافظت کنه
‫و کشته شد.

166
00:07:44,100 --> 00:07:46,110
‫به نظر میاد که دلیل اینجا بودنت
‫نجات دادن اون باشه.

167
00:07:46,150 --> 00:07:48,230
‫چطوری؟

168
00:07:48,270 --> 00:07:50,150
‫باید قبل از اینکه دیر بشه
‫اون و سانی رو از اینجا ببری.

169
00:07:50,150 --> 00:07:51,440
‫خبر خوب اینه که تا هرج و مرج...

170
00:07:51,490 --> 00:07:52,990
‫به محله‌ی کره‌ای‌ها برسه
‫هنوز وقت هست.

171
00:07:53,030 --> 00:07:55,070
‫تا اون موقع، به ایان و جن میگم...

172
00:07:55,110 --> 00:07:56,820
‫تا جزئیات بیشتری از مرگ جین پیدا کنن...

173
00:07:56,870 --> 00:07:58,240
‫تا کمکت کنه ازش جلوگیری کنی.

174
00:07:58,280 --> 00:07:59,330
‫باشه.

175
00:08:00,830 --> 00:08:01,910
‫باورم نمیشه که حتی بدون یه مجازات کوچیک...

176
00:08:01,910 --> 00:08:03,540
‫اون پلیس‌ها رو تبرئه کردن.

177
00:08:03,580 --> 00:08:04,920
‫رادنی کینگ یه مجرم بود.

178
00:08:04,960 --> 00:08:07,750
‫که 56 بار مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
‫جلوی دوربین.

179
00:08:07,790 --> 00:08:09,630
‫پلیس از اجتماع‌مون محافظت می‌کنن، می‌دونی؟

180
00:08:09,670 --> 00:08:11,800
‫اون افسرها صرفا داشتن وظیفه‌شون
‫رو انجام می‌دادن.

181
00:08:11,840 --> 00:08:13,340
‫عدالت اجرا شد.

182
00:08:13,380 --> 00:08:15,550
‫آره، ولی مردم قضیه رو اینطوری نمی‌بینن.

183
00:08:15,590 --> 00:08:17,850
‫برای اونا، این یه مثال دیگه از نظامیه...

184
00:08:17,890 --> 00:08:20,180
‫که قانون رو برای همه یکسان اجرا نمی‌کنه.

185
00:08:20,220 --> 00:08:21,680
‫و بدجور عصبانی‌شون می‌کنه.

186
00:08:21,720 --> 00:08:23,520
‫مشکلی نیست.

187
00:08:26,730 --> 00:08:28,900
‫می‌دونی، امروز کاسبی خوابیده.

188
00:08:28,940 --> 00:08:31,530
‫احتمالا بهتره زودتر تعطیل کنیم
‫و بریم خونه.

189
00:08:31,570 --> 00:08:33,030
‫خودت که می‌دونی ما هیچوقت زود تعطیل نمی‌کنیم.

190
00:08:33,070 --> 00:08:35,110
‫آره می‌دونم، سر ساعت هفت تعطیل می‌کنیم
‫و یه لحظه هم زودتر نمی‌بندیم.

191
00:08:35,110 --> 00:08:37,030
‫می‌دونم، ولی اگه اوضاع ناجور بشه،

192
00:08:37,070 --> 00:08:38,740
‫اصلا دلمون نمی‌خواد اینجا باشیم.

193
00:08:38,780 --> 00:08:41,080
‫پلیس حلش می‌کنه، باشه؟

194
00:08:41,120 --> 00:08:42,450
‫این دفعه نمی‌تونن.

195
00:08:42,500 --> 00:08:43,910
‫تو از کجا می‌دونی؟

196
00:08:43,950 --> 00:08:46,170
‫فقط بهم اعتماد کنین، باشه؟

197
00:08:46,210 --> 00:08:47,250
‫لطفا.

198
00:08:50,000 --> 00:08:52,460
‫نه. تا وقتی که خانوم روها برمی‌گرده
‫تعطیل نمی‌کنیم.

199
00:08:52,510 --> 00:08:53,920
‫باشه؟

200
00:08:53,960 --> 00:08:56,510
‫آره، انبار خیلی بهم ریخته‌ست.

201
00:08:56,550 --> 00:08:58,090
‫برین تمیزش کنین!

202
00:08:58,140 --> 00:09:01,100
‫آره!

203
00:09:01,140 --> 00:09:02,930
‫باشه.

204
00:09:02,970 --> 00:09:04,980
‫ای بابا!

205
00:09:05,020 --> 00:09:07,730
‫رادیوی کره‌ای گفت که مردم
‫دارن علیه رأی دادن...

206
00:09:07,770 --> 00:09:08,980
‫تو شهر تظاهرات می‌کنن.

207
00:09:09,020 --> 00:09:10,360
‫به نظر که صلح آمیز میاد.

208
00:09:10,400 --> 00:09:11,980
‫آره.

209
00:09:12,020 --> 00:09:14,400
‫فعلا آره.

210
00:09:14,440 --> 00:09:15,740
‫ببین، تو پسر بزرگه‌ای.

211
00:09:15,780 --> 00:09:17,780
‫شاید تو بتونی بابا رو قانع کنی
‫که بریم.

212
00:09:19,660 --> 00:09:21,120
‫موفق باشی.

213
00:09:21,160 --> 00:09:23,330
‫خودت که می‌دونی اون چه حسی نسبت به مغازه داره.

214
00:09:23,370 --> 00:09:25,330
‫انگار...

215
00:09:25,370 --> 00:09:27,000
‫بچه‌ی سوم اونه.

216
00:09:27,040 --> 00:09:28,750
‫حالا که فروشگاه‌های زنجیره‌ای کفش بزرگ‌تر...

217
00:09:28,750 --> 00:09:31,000
‫دارن ورشکستگیش رو تهدید می‌کنن،

218
00:09:31,040 --> 00:09:32,250
‫بیشتر واسه محافظت از مغازه می‌جنگه،

219
00:09:32,250 --> 00:09:33,840
‫با اینکه این نبرد تهش شکسته.

220
00:09:33,880 --> 00:09:36,170
‫مخصوصا امروز.

221
00:09:36,220 --> 00:09:38,880
‫واسه همینم دارم یه کار دیگه می‌کنم...

222
00:09:38,930 --> 00:09:41,100
‫که تا وقتی تو اردوگاه آموزشی هستی
‫تامین بمونیم.

223
00:09:41,140 --> 00:09:43,560
‫راستی، کِی می‌خوای به بابا بگی که...

224
00:09:43,600 --> 00:09:45,520
‫می‌خوای به نیروی دریایی ملحق بشی؟

225
00:09:45,560 --> 00:09:47,430
‫من...

226
00:09:47,480 --> 00:09:49,850
‫آخه وقت مناسبی پیدا نکردم که...

227
00:09:53,980 --> 00:09:56,070
‫بهتره بریم داخل.

228
00:10:01,160 --> 00:10:02,950
‫- چه خبر شده؟
‫- هیس!

229
00:10:02,990 --> 00:10:05,790
‫بذار گوش بدم.

230
00:10:05,830 --> 00:10:07,750
‫دارن می‌گن پناه بگیرین.

231
00:10:07,790 --> 00:10:10,250
‫- واقعا به نظرم بهتره بریم.
‫- بهتره زود برین.

232
00:10:10,290 --> 00:10:11,920
‫پلیس به طور کامل کنترل...

233
00:10:11,960 --> 00:10:13,040
‫خیابون‌های فلورنس و نرماندی رو از دست داده.

234
00:10:13,040 --> 00:10:14,500
‫مردم دارن شیشه‌‌ی مغازها رو خرد می‌کنن...

235
00:10:14,550 --> 00:10:16,420
‫و ماشین‌ها رو می‌سوزونن
‫و من می‌خوام با این چیزها رو به رو نشم.

236
00:10:16,420 --> 00:10:18,720
‫پس این باید برای افزایش قیمت کافی باشه.

237
00:10:18,760 --> 00:10:20,050
‫اگه اینقدری که میگی اوضاع خرابه،

238
00:10:20,090 --> 00:10:21,510
‫شاید بهتره تا تموم میشه
‫اینجا بمونی.

239
00:10:21,510 --> 00:10:22,850
‫نمی‌تونم.

240
00:10:22,890 --> 00:10:24,430
‫باید تا قبل از شروع شیف بعدیم
‫به سه‌تا بچه‌هام غذا بدم.

241
00:10:24,430 --> 00:10:25,640
‫با ماشین اومدی اینجا؟

242
00:10:25,680 --> 00:10:26,970
‫اینجا لس آنجلسه.
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

243
00:10:27,020 --> 00:10:28,480
‫- کجا پارک کردی؟
‫- بالای خیابون.

244
00:10:28,480 --> 00:10:29,980
‫اگه می‌خواین می‌تونم برسونم‌تون.

245
00:10:30,020 --> 00:10:31,400
‫- بله!
‫- نه، نه، نه، نه.

246
00:10:31,440 --> 00:10:34,150
‫دارن می‌گن پناه بگیرین.
‫ما هم همین کارو می‌کنم.

247
00:10:34,190 --> 00:10:36,440
‫از طرف خودت حرف بزن.

248
00:10:37,940 --> 00:10:39,570
‫تو نباید تنها بری.

249
00:10:39,610 --> 00:10:40,820
‫منم باهات میام.

250
00:10:40,860 --> 00:10:42,030
‫اون بیرون مراقب خودت باشه، داداش کوچیکه.

251
00:10:42,030 --> 00:10:43,160
‫سریع برگرد!

252
00:10:45,780 --> 00:10:47,370
‫اینا چی‌ان؟

253
00:10:47,410 --> 00:10:50,330
‫مطالبات خسارت از بیمه،
‫گزارشات حوادث پلیس لس آنجلس.

254
00:10:50,370 --> 00:10:52,290
‫یه جایی تو این اسناد رسمی،

255
00:10:52,330 --> 00:10:54,420
‫دلیل مرگ جین رو پیدا می‌کنیم.

256
00:10:54,460 --> 00:10:56,960
‫متاسفانه مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه می‌مونه.

257
00:10:57,000 --> 00:10:58,590
‫که وقت نداریم توشون رو بگردیم.

258
00:10:58,590 --> 00:11:00,470
‫بن فوراً به این اطلاعات نیاز داره.

259
00:11:00,510 --> 00:11:02,930
‫خب، شورش‌های لس آنجلس یکی از پیچیده‌ترین حوادث...

260
00:11:02,970 --> 00:11:04,390
‫سال‌های اخیره.

261
00:11:04,430 --> 00:11:05,600
‫یعنی، کلی دیدگاه متفاوت وجود داشت.

262
00:11:05,600 --> 00:11:08,180
‫اطلاعات درست و اطلاعات غلط زیادی...

263
00:11:08,220 --> 00:11:09,810
‫بین پلیس و رسانه‌ها...

264
00:11:09,850 --> 00:11:11,350
‫و مردم معترض رد و بدل می‌شد.

265
00:11:11,390 --> 00:11:14,400
‫واقعیت وضعیت هر لحظه تغییر می‌کرد،

266
00:11:14,440 --> 00:11:16,110
‫بنابراین هیچ حقیقت بی‌طرفانه‌ای وجود نداشت.

267
00:11:16,150 --> 00:11:19,900
‫کلا ترس و خشم و خشونت زیادی بود.

268
00:11:19,940 --> 00:11:21,610
‫خب...

269
00:11:21,650 --> 00:11:24,240
‫به کارتون ادامه بدین.

270
00:11:26,490 --> 00:11:28,740
‫فقط من اینطوری‌ام
‫یا کس دیگه‌ای هم هنوز...

271
00:11:28,790 --> 00:11:30,620
‫به خاطر وضعیت بن و ادیسون
‫تو شوکه؟

272
00:11:30,660 --> 00:11:32,040
‫وای، خدای من.
‫ممنون.

273
00:11:32,080 --> 00:11:33,210
‫حس می‌کنم ما یه مشت بچه...

274
00:11:33,250 --> 00:11:34,630
‫وسط طلاق مامان و باباییم...

275
00:11:34,630 --> 00:11:36,540
‫و همه‌چی عین فیلم "کریمر علیه کریمر" شد.

276
00:11:36,540 --> 00:11:37,960
‫به نظر من که بیشتر...

277
00:11:37,960 --> 00:11:39,880
‫- وضعیت مثل "جنگ رزها" بود.
‫- آه.

278
00:11:39,920 --> 00:11:41,470
‫البته به جزء اقدام به قتل.

279
00:11:41,510 --> 00:11:45,140
‫بله، همه‌چی الان خیلی معذب کننده‌ست،

280
00:11:45,180 --> 00:11:47,760
‫ولی میشه لطفا تمرکزتون رو حفظ کنین؟

281
00:11:50,520 --> 00:11:52,980
‫اوه. ضربه‌ی مستقیم به سر.

282
00:11:53,020 --> 00:11:54,600
‫دلیل باعث کشته شدن جین شده.

283
00:11:54,650 --> 00:11:55,730
‫دقیقا بیرون مغازه‌اش.

284
00:11:55,770 --> 00:11:57,440
‫خیلی بده.

285
00:11:57,480 --> 00:12:00,440
‫و وقتی اون اتفاق افتاد
‫سانی یا دنیل اونجا نبودن.

286
00:12:00,480 --> 00:12:02,690
‫از رو احساس گناه، سعی کردن به یاد پدرشون...

287
00:12:02,740 --> 00:12:04,240
‫مغازه رو زنده نگه دارن،

288
00:12:04,280 --> 00:12:07,990
‫بنابراین هر دوشون از رویاها
‫و آرزوهاشون گذشتن.

289
00:12:32,980 --> 00:12:34,180
‫وای، نه.

290
00:12:34,230 --> 00:12:36,310
‫من یه پرستارم.
‫به آدم‌ها کمک می‌کنم.

291
00:12:36,350 --> 00:12:38,110
‫مگه من چیکار کردم که یکی اونقدر عصبانی بشه...

292
00:12:38,150 --> 00:12:39,360
‫که همچین کاری باهام بکنه؟

293
00:12:39,400 --> 00:12:41,820
‫اونا از دست تو عصبانی نیستن.
‫مشکل از نظامه.

294
00:12:41,860 --> 00:12:43,780
‫آره؟
‫خب، منم عصبانی‌ام!

295
00:12:43,820 --> 00:12:46,780
‫من یه مادر تنهام که داره جون می‌کنه
‫تا خرجش رو در بیاره،

296
00:12:46,820 --> 00:12:49,530
‫و الان تنها راه سر کار رفتنم رو از دست دادم.

297
00:12:49,580 --> 00:12:51,870
‫و هزینه‌ی تعمیر یا عوض کردنش رو ندارم...

298
00:12:51,910 --> 00:12:54,370
‫چون توان پرداخت بیمه رو ندارم!

299
00:12:54,410 --> 00:12:56,000
‫چطور باید برگردم پیش بچه‌هام؟

300
00:12:56,000 --> 00:12:58,330
‫باید یکی باشه که بتونی بهش زنگ بزنی
‫تا مراقبشون باشه.

301
00:12:58,380 --> 00:13:01,630
‫فامیل یا همسایه‌ای؟

302
00:13:01,670 --> 00:13:03,550
‫می‌دونی، می‌تونی با تلفن تو مغازه زنگ بزنی!

303
00:13:03,550 --> 00:13:04,720
‫- بن.
‫- بله؟

304
00:13:04,760 --> 00:13:06,430
‫تو باید فوراً برگردی مغازه.

305
00:13:06,470 --> 00:13:08,930
‫تازه می‌خواستیم برگردیم.
‫چرا؟ چی؟ چرا؟

306
00:13:08,970 --> 00:13:11,390
‫تو فقط واسه نجات جین اینجا نیستی.

307
00:13:11,430 --> 00:13:12,810
‫لوئیسا.

308
00:13:12,850 --> 00:13:13,810
‫لوئیسا. بجنب. باید بریم.

309
00:13:13,850 --> 00:13:15,230
‫بیا.

310
00:13:15,270 --> 00:13:16,060
‫زود باش.

311
00:13:16,100 --> 00:13:18,770
‫خیلی متاسفم.

312
00:13:27,740 --> 00:13:28,910
‫چیکار می‌کنی؟

313
00:13:28,950 --> 00:13:30,370
‫به مادرم زنگ می‌زنم تا مواظب بچه‌هام باشه.

314
00:13:30,410 --> 00:13:31,660
‫وسایلت رو جمع کن، بابا.
‫از اینجا می‌ریم.

315
00:13:31,660 --> 00:13:32,780
‫دنی، نمی‌تونیم بریم.

316
00:13:32,830 --> 00:13:34,240
‫به درک که هنوز ساعت هفت نشده.

317
00:13:34,240 --> 00:13:35,330
‫ما مغازه رو تعطیل می‌کنیم...

318
00:13:35,370 --> 00:13:37,620
‫و همین الان گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم!

319
00:13:38,870 --> 00:13:40,250
‫چرا همینطوری اونجا وایسادین؟

320
00:13:40,250 --> 00:13:42,500
‫- زود باشین دیگه! بیاین بریم!
‫- کجا بریم؟

321
00:13:42,540 --> 00:13:45,710
‫دارن تمام جاده‌های ورودی و خروجی
‫محله‌ی کره‌ای‌ها رو می‌بندن.

322
00:13:45,760 --> 00:13:49,300
‫حق با اونه، بن.
‫الان دیگه راه خروجی وجود نداره.

323
00:13:54,470 --> 00:13:56,350
‫پلیس کجاست؟

324
00:13:56,390 --> 00:13:57,730
‫احتمالا تو بورلی هیلز هستن...

325
00:13:57,770 --> 00:13:59,810
‫و دارن از پولدارها محافظت می‌کنن.

326
00:13:59,850 --> 00:14:01,020
‫اونا نمیان اینجا!

327
00:14:01,060 --> 00:14:02,860
‫باید خوب اینجا رو چفت و بست کنیم.

328
00:14:02,900 --> 00:14:04,520
‫من در پشتی رو قفل می‌کنم.

329
00:14:04,570 --> 00:14:06,230
‫که به عنوان رجینالد دنی شناسایی شده...

330
00:14:06,230 --> 00:14:07,690
‫سر نبش خیابن‌های فلورنس و نرماندی...

331
00:14:07,740 --> 00:14:09,860
‫از خودروش بیرون کشیده شده،

332
00:14:09,910 --> 00:14:11,280
‫و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته.

333
00:14:11,320 --> 00:14:13,950
‫- خدای من.
‫- یه مشت حیوون.

334
00:14:13,990 --> 00:14:15,290
‫و اوضاع قراره بدتر هم بشه.

335
00:14:15,290 --> 00:14:17,370
‫چه گزینه‌هایی داریم؟

336
00:14:17,410 --> 00:14:19,160
‫متاسفانه گزینه‌های‌ خیلی کمی دارین.

337
00:14:19,210 --> 00:14:21,250
‫گارد ملی که تا صبح نمیرسه.

338
00:14:21,290 --> 00:14:23,420
‫باید پناه بگیرین و صبر کنین تا شورش‌ها تموم بشن.

339
00:14:23,460 --> 00:14:25,630
‫شورش‌ها شیش روز طول کشید.

340
00:14:25,670 --> 00:14:28,590
‫آخه چطور اون همه مدت از جین محافظت کنم؟

341
00:14:28,630 --> 00:14:31,090
‫اونم یه راهشه.

342
00:14:31,130 --> 00:14:32,220
‫چرا اون اسلحه رو داری؟

343
00:14:32,260 --> 00:14:33,800
‫من سرقت‌های زیادی تو این ناحیه می‌بینم.

344
00:14:33,850 --> 00:14:35,850
‫اینو برای محافظت خریدم.

345
00:14:35,890 --> 00:14:38,100
‫باید بهشون نشون بدیم که می‌تونیم
‫از خودمون دفاع کنیم.

346
00:14:38,140 --> 00:14:41,060
‫نرو روی پشت‌بوم.

347
00:14:41,100 --> 00:14:43,230
‫ممکنه صدمه ببینی.
‫یا حتی بدتر.

348
00:14:43,270 --> 00:14:45,610
‫یکی باید از مغازه‌مون محافظت کنه.

349
00:14:45,650 --> 00:14:46,730
‫من انجامش میدم.

350
00:14:58,290 --> 00:15:00,210
‫یه اسلحه جلوی یه جمعیت رو نمی‌گیره.

351
00:15:01,960 --> 00:15:03,120
‫حق با اونه.

352
00:15:03,170 --> 00:15:05,130
‫تا وقتی که بتونیم یه استراتژی خروج پیدا کنیم،

353
00:15:05,170 --> 00:15:06,590
‫باید محل‌تون رو مستحکم کنین،

354
00:15:06,590 --> 00:15:08,590
‫و از آسیب‌پذیرترین نقاط شروع کنین.

355
00:15:08,630 --> 00:15:10,800
‫من یه فکری دارم.

356
00:15:19,430 --> 00:15:21,350
‫بهتره اون کالاها رو هم برداری.

357
00:15:21,350 --> 00:15:24,310
‫وقتی مغازه چیزهای کمتری واسه غارت داشته باشه
‫کمتر چشم مردم رو می‌گیره.

358
00:15:24,350 --> 00:15:26,060
‫آره.
‫گمون کنم اولین بارت نیست.

359
00:15:26,110 --> 00:15:27,270
‫میشه اینطوری گفت.

360
00:15:27,320 --> 00:15:28,940
‫واقعا خوشحالم که اینجایی، مجیک.

361
00:15:28,980 --> 00:15:30,820
‫مخصوصا تو همچین زمانی.

362
00:15:35,490 --> 00:15:36,660
‫مشکلی هست؟

363
00:15:36,660 --> 00:15:39,330
‫مطمئن نیستم.
‫تو مرکز کارم دارن.

364
00:15:39,370 --> 00:15:41,000
‫تا موقعی که نیستم مشکلی نداری؟

365
00:15:41,040 --> 00:15:42,830
‫آره. فعلا مشکلی نداریم.

366
00:15:46,330 --> 00:15:47,630
‫جریان چیه؟

367
00:15:49,500 --> 00:15:52,170
‫بث، انتظار نداشتم تا موقع شام ببینمت.

368
00:15:52,220 --> 00:15:53,680
‫می‌دونم، ولی یادت رفت ناهارت رو بیاری.

369
00:15:53,720 --> 00:15:55,430
‫یادم نمیاد ناهار کنار گذاشته باشم.

370
00:15:55,470 --> 00:15:58,140
‫بذار یادت بیارم.

371
00:15:58,180 --> 00:16:00,270
‫توی دفترت.

372
00:16:01,930 --> 00:16:03,850
‫به زیگی بگو که چندین استراتژی خروج...

373
00:16:03,890 --> 00:16:05,900
‫واسه بن پیدا کنه تا خانواده‌ی پارک
‫رو از محله‌ی کره‌ای‌ها خارج کنه.

374
00:16:05,940 --> 00:16:07,940
‫از کِی تا حالا "لطفا" گفتن زشت شده؟

375
00:16:07,980 --> 00:16:10,980
‫همین الان، ایان.

376
00:16:11,030 --> 00:16:12,650
‫بله، قربان.

377
00:16:12,690 --> 00:16:15,240
‫خیلی‌خب، اصلا قضیه به ناهار مربوط نمیشه.

378
00:16:15,280 --> 00:16:17,280
‫اینو گل گفتی.

379
00:16:18,160 --> 00:16:20,490
‫تو که گفته بودی دیگه پات رو اینجا نمی‌ذاری.

380
00:16:20,540 --> 00:16:24,210
‫هرچی که داره اذیتت می‌کنه
‫باید خیلی جدی باشه.

381
00:16:24,250 --> 00:16:26,000
‫همینطوره.

382
00:16:26,040 --> 00:16:30,250
‫بعد از صبحونه‌ قشنگی که درست کرده بودی،
‫رفتم خونه رو تمیز کنم.

383
00:16:30,300 --> 00:16:32,380
‫آشغال‌ها رو بردم بیرون.

384
00:16:32,420 --> 00:16:36,890
‫و بعد اینو پیدا کردم.

385
00:16:36,914 --> 00:16:39,914
ا‍رائ‍ه‌‌‌ای از ب‍ام‍اب‍ی‍ن

386
00:16:40,220 --> 00:16:43,520
‫اون مال من نیست.

387
00:16:43,560 --> 00:16:46,390
‫پس چطور از سطل بازیافت ما سر در آورده؟

388
00:16:46,440 --> 00:16:48,230
‫تهِ انباری دیدمش...

389
00:16:48,270 --> 00:16:50,020
‫و فوراً خالیش کردم.

390
00:16:50,070 --> 00:16:51,070
‫اوه، مجیک.

391
00:16:51,110 --> 00:16:52,480
‫قسم می‌خورم.

392
00:16:52,530 --> 00:16:55,490
‫ببین، من دوباره نوشیدنی خوردن رو شروع نکردم، بث.

393
00:16:55,530 --> 00:16:57,030
‫باید حرفم رو باور کنی.

394
00:16:57,070 --> 00:17:00,620
‫می‌خوام باور کنم، ولی وقتی فکر کردی که...

395
00:17:00,660 --> 00:17:03,370
‫که بن مُرده و اینجا بسته شد
‫دیدم چه فشار روحی‌ای بهت وارد کرد،

396
00:17:03,410 --> 00:17:08,210
‫دقیقا همونطوری که وقتی آل، سم رو از دست داد
‫ضربه روحی خورد.

397
00:17:08,250 --> 00:17:10,540
‫خدا شاهده مجیک،

398
00:17:10,590 --> 00:17:14,090
‫من نمی‌تونم، اصلا حاضر نیستم
‫که ببینم دوباره اون اتفاق...

399
00:17:14,130 --> 00:17:16,170
‫واسه کسی که دوستش دارم، بیفته.

400
00:17:16,220 --> 00:17:18,510
‫بن که سم نیست.

401
00:17:18,550 --> 00:17:20,300
‫تاریخ که تکرار نمیشه.

402
00:17:20,350 --> 00:17:23,060
‫من نمی‌ذارم تکرار بشه.

403
00:17:23,100 --> 00:17:24,350
‫به خاطر هر دوی ما.

404
00:17:24,390 --> 00:17:26,230
‫بهت قول میدم.

405
00:17:30,610 --> 00:17:32,480
‫بهتره برگردی پیش بن.

406
00:17:36,530 --> 00:17:37,900
‫موقع شام می‌بینمت.

407
00:17:51,870 --> 00:17:53,250
‫کجا میری؟

408
00:17:53,290 --> 00:17:56,250
‫جاکفشی‌ها باید یه خرده مرتب بشن.

409
00:17:57,750 --> 00:17:59,130
‫تو مرکز همه‌چی روبراهه؟

410
00:17:59,170 --> 00:18:01,300
‫همه‌چی خوبه، ولی استراتژی خروجی وجود نداره...

411
00:18:01,340 --> 00:18:02,720
‫که آخرش جین نمیره.

412
00:18:06,640 --> 00:18:07,930
‫در رو باز کنین!

413
00:18:07,970 --> 00:18:10,520
‫هی، در رو باز کین!
‫اون دوین‌ـه!

414
00:18:10,560 --> 00:18:11,770
‫در کوفتی رو باز کنین!

415
00:18:13,770 --> 00:18:15,860
‫نه! در رو باز نکن!

416
00:18:15,900 --> 00:18:17,360
‫نمیشه که همینطوری بیرون ولش کنیم!

417
00:18:17,400 --> 00:18:18,820
‫نمی‌خوام اون بیاد اینجا!

418
00:18:26,280 --> 00:18:27,370
‫رفت.

419
00:18:27,410 --> 00:18:28,740
‫بن، باید بری دنبالش.

420
00:18:28,790 --> 00:18:30,250
‫زیگی داره اینو میگه؟

421
00:18:30,290 --> 00:18:32,790
‫نیازی نیست یه هوش مصنوعی بهم بگه
‫که اگه پلیس‌ها دوین رو بگیرن...

422
00:18:32,830 --> 00:18:36,170
‫به احتمال صد در صد زنده نمی‌مونه.

423
00:18:42,010 --> 00:18:43,430
‫بن، باید عجله کنی.

424
00:18:43,470 --> 00:18:45,140
‫یه دقیقه داری بهم میگی که پناه بگیرم،

425
00:18:45,140 --> 00:18:46,970
‫حالا داری میگی باید برم بیرون؟

426
00:18:47,010 --> 00:18:48,390
‫جین چی میشه؟

427
00:18:48,430 --> 00:18:50,930
‫زیگی میگه 84 درصد احتمال داره که جین...

428
00:18:50,970 --> 00:18:52,180
‫تا دو ساعت دیگه در امان باشه.

429
00:18:52,230 --> 00:18:53,560
‫ولی دوین همچین شانسی نداره...

430
00:18:53,600 --> 00:18:55,400
‫اگه پلیس‌ها اونو اشتباهی
‫به جای یکی از معترض‌ها بگیرن.

431
00:18:55,400 --> 00:18:57,060
‫باید می‌ذاشتی بیاد داخل.

432
00:18:57,110 --> 00:19:00,190
‫اون پسر یه خلافکار به درد نخوره.

433
00:19:00,230 --> 00:19:01,190
‫چرا؟ چون سیاه‌پوسته؟

434
00:19:01,230 --> 00:19:03,190
‫اون خلافکار نیست، بابا.

435
00:19:03,240 --> 00:19:04,780
‫اون شریک کاری منه.

436
00:19:06,360 --> 00:19:09,330
‫پس پول تو جعبه کفش واسه همین بود؟

437
00:19:09,370 --> 00:19:12,040
‫کدوم پول؟ کدوم کاسبی؟

438
00:19:12,080 --> 00:19:14,920
‫من و دوین داریم رو یه برند کفش اختصاصی کار می‌کنیم.

439
00:19:14,960 --> 00:19:17,250
‫- یه چی؟
‫- برند کفش.

440
00:19:17,290 --> 00:19:20,800
‫اون قراره طراحی‌شون کنه
‫و من می‌فروشم‌شون.

441
00:19:20,840 --> 00:19:23,420
‫ما قراره نایکی بعدی باشیم.

442
00:19:25,800 --> 00:19:27,590
‫هی.

443
00:19:27,640 --> 00:19:30,180
‫تو این کفش‌ها رو می‌فروشی.

444
00:19:30,220 --> 00:19:31,600
‫تا مدت زیادی این کارو نمی‌کنم.

445
00:19:31,640 --> 00:19:34,480
‫مغازه‌های خانوادگی‌ای مثل مغازه‌ی ما
‫دیگه دوره‌شون تموم شده.

446
00:19:34,520 --> 00:19:35,640
‫پس چرا باید به خودم زحمت بدم؟

447
00:19:35,690 --> 00:19:37,190
‫من و مادرت،

448
00:19:37,230 --> 00:19:39,900
‫بدون هیچی به این کشور اومدیم.

449
00:19:39,940 --> 00:19:43,440
‫ما 20 سال سخت کار کردیم...

450
00:19:43,490 --> 00:19:46,400
‫تا اینجا رو واسه تو و برادرت بسازیم.

451
00:19:46,450 --> 00:19:48,410
‫و حالا می‌خوای بهمون پشت کنی؟

452
00:19:48,450 --> 00:19:51,620
‫من بهتون پشت نمی‌کنم.

453
00:19:51,660 --> 00:19:54,580
‫من نگاهم به آینده‌ست،
‫دارم سعی می‌کنم یه چیزِ جدید بسازم.

454
00:19:54,620 --> 00:19:56,120
‫واسه همه‌مون.

455
00:19:56,160 --> 00:19:57,500
‫یه چیزی که آینده داشته باشه.

456
00:19:57,540 --> 00:20:00,000
‫آینده‌ی تو اینجا کنار خانوادته!

457
00:20:00,240 --> 00:20:01,620
‫نه پیش یه خلافکار!

458
00:20:01,660 --> 00:20:04,620
‫لعنت، بابا.
‫اون...

459
00:20:04,660 --> 00:20:06,170
‫می‌دونی چیه؟

460
00:20:06,210 --> 00:20:08,630
‫بیخیال.

461
00:20:08,670 --> 00:20:10,750
‫تو که هیچوقت به حرفم گوش نمیدی،
‫پس دیگه سعی نمی‌کنم بهت توضیح بدم.

462
00:20:12,260 --> 00:20:14,760
‫تو خیلی نمک نشناسی.

463
00:20:14,800 --> 00:20:16,760
‫نمی‌‌خوای نقشی تو این مغازه داشته باشی، هوم؟

464
00:20:16,800 --> 00:20:17,930
‫باشه!

465
00:20:19,810 --> 00:20:23,180
‫دنیل اینجا می‌مونه.

466
00:20:23,230 --> 00:20:24,480
‫اون می‌تونه بعد از من مغازه رو بچرخونه.

467
00:20:24,520 --> 00:20:25,730
‫آره؟

468
00:20:25,770 --> 00:20:27,020
‫چرا از دنیل نمی‌پرسی...

469
00:20:27,060 --> 00:20:29,690
‫که سه ماه دیگه قراره کجا باشه؟

470
00:20:29,730 --> 00:20:32,190
‫اون چی داره میگه؟

471
00:20:32,230 --> 00:20:35,900
‫خب، من تو نیروی دریایی نام‌نویسی کردم.

472
00:20:37,570 --> 00:20:39,030
‫بن، ما باید بریم.

473
00:20:39,070 --> 00:20:40,030
‫آم...

474
00:20:40,080 --> 00:20:41,240
‫بعداً می‌تونیم راجع‌بهش حرف بزنیم.

475
00:20:41,280 --> 00:20:43,910
‫بعد از اینکه دوین رو پیدا کردیم.
‫بیا بریم.

476
00:20:48,330 --> 00:20:50,210
‫هی. ببخشید که چغلیت رو کردم.

477
00:20:50,250 --> 00:20:53,000
‫عصبانی بودم و از دهنم پرید.

478
00:20:53,050 --> 00:20:55,010
‫بالاخره از حقیقت خبردار می‌شد.

479
00:20:57,050 --> 00:20:58,680
‫می‌فهمم که چرا نمی‌خواستی چیزی بهش بگی.

480
00:20:58,680 --> 00:21:00,140
‫می‌دونستی که دلش می‌شکنه.

481
00:21:00,180 --> 00:21:03,220
‫کدوم پسری می‌خواد این کارو با پدرش بکنه؟

482
00:21:03,270 --> 00:21:05,930
‫می‌دونم که اون فکر می‌کنه دیوونه شدم،
‫ولی نظر تو چیه؟

483
00:21:05,980 --> 00:21:08,400
‫اوه، قطعا داری راهت رو درست میری.

484
00:21:09,940 --> 00:21:11,020
‫ده سال دیگه،

485
00:21:11,060 --> 00:21:13,690
‫فرهنگ کفش‌‌های کتونی خیلی بزرگ میشه.

486
00:21:15,280 --> 00:21:17,150
‫دوین هم دقیقا همینو گفت.

487
00:21:17,200 --> 00:21:18,820
‫اون پسر یه آینده‌نگر واقعیه.

488
00:21:18,860 --> 00:21:20,910
‫ولی ضد حاله که بابا حاضر نیست
‫این چیزها رو قبول کنه.

489
00:21:20,950 --> 00:21:22,490
‫آره، آره، می‌دونم.

490
00:21:22,530 --> 00:21:23,870
‫و مسخره‌ست،

491
00:21:23,910 --> 00:21:26,790
‫ولی فکر کنم به خاطر اینه که می‌ترسه.

492
00:21:26,830 --> 00:21:29,670
‫مغازه میراث خانوادشه.

493
00:21:29,710 --> 00:21:31,330
‫ولی الان یه پسرش...

494
00:21:31,380 --> 00:21:33,340
‫قصد داره راه خودش رو در پیش بگیره...

495
00:21:33,380 --> 00:21:35,550
‫و اون یکی پسرش هم داره به ارتش ملحق میشه...

496
00:21:35,590 --> 00:21:38,840
‫و همینطورم جمعیتی که دارن
‫نابودی میراثش رو تهدید می‌کنن.

497
00:21:38,880 --> 00:21:41,930
‫انگار قراره همه‌چیزش رو از دست بده.

498
00:21:41,970 --> 00:21:43,390
‫پیداش کردم.

499
00:21:43,430 --> 00:21:44,720
‫سر نبشه، یه خیابون جلوتر.

500
00:21:44,720 --> 00:21:46,930
‫خیلی‎‌خب. از این طرف.
‫بجنب.

501
00:21:54,650 --> 00:21:55,780
‫لعنتی!

502
00:22:06,910 --> 00:22:08,620
‫دوین.

503
00:22:08,660 --> 00:22:10,250
‫بیا اینجا!

504
00:22:10,290 --> 00:22:11,120
‫زود باش!

505
00:22:17,460 --> 00:22:18,880
‫اون همینجاهاست.

506
00:22:21,090 --> 00:22:24,470
‫همینطوری دنبالش بگردین.

507
00:22:24,510 --> 00:22:25,760
‫تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

508
00:22:25,810 --> 00:22:28,140
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

509
00:22:28,180 --> 00:22:30,810
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها، عقب‌نشینی کنید.

510
00:22:30,850 --> 00:22:32,060
‫دریافت شد.

511
00:22:38,230 --> 00:22:39,610
‫هی، شما برگردین مغازه.

512
00:22:39,610 --> 00:22:40,990
‫- اونجا می‌بینمتون.
‫- تو کجا میری؟

513
00:22:40,990 --> 00:22:42,240
‫ممکنه چند روز اینجا گیر کنیم.

514
00:22:42,280 --> 00:22:43,870
‫آب و غذا نداریم،

515
00:22:43,910 --> 00:22:45,410
‫پس یه سر تا هایپر مارکت پایین خیابون میرم،

516
00:22:45,410 --> 00:22:47,330
‫تازه اگه خالیش نکرده باشن.

517
00:22:47,370 --> 00:22:49,580
‫چی، یعنی می‌خوای بری دزدی کنی؟

518
00:22:49,620 --> 00:22:51,160
‫چه طعنه‌آمیز.

519
00:22:51,210 --> 00:22:54,000
‫هی، خیلی بیرون نمون.

520
00:22:58,050 --> 00:22:59,920
‫- می‌تونیم بریم.
‫- خیلی‌خب.

521
00:23:01,420 --> 00:23:02,470
‫مجیک؟

522
00:23:02,510 --> 00:23:04,390
‫من از پس این کار برنمیام.

523
00:23:14,230 --> 00:23:17,020
‫آخرین باری که اینطوری دیدیمش
‫رو یادته؟

524
00:23:17,070 --> 00:23:18,860
‫اعتیاد پیدا کرده بود.

525
00:23:34,420 --> 00:23:37,630
‫هرچی داره اذیتت می‌کنه،
‫نیاز نیست راجع‌بهش حرف بزنیم.

526
00:23:37,670 --> 00:23:40,380
‫اگه بهت کمک می‌کنه
‫می‌تونیم همینجا وایسیم و هیچی نگیم.

527
00:23:42,300 --> 00:23:43,880
‫تا حالا اسم تابستان گرم و طولانی به گوشت خورده؟

528
00:23:43,930 --> 00:23:46,300
‫آره، تابستان سال 1967.

529
00:23:46,340 --> 00:23:49,560
‫تو شهرهای سراسر کشور
‫شورش‌های نژادی رخ داد.

530
00:23:49,600 --> 00:23:51,930
‫من تو مدرسه‌ای درس خوندم که
‫از تدریس تاریخچه‌ی سیاه‌پوست‌ها نمی‌ترسیدن.

531
00:23:53,180 --> 00:23:54,940
‫برای ما، صرفا...

532
00:23:54,980 --> 00:23:57,060
‫یه نبرد کلافه کننده‌ی دیگه با ناعدالتی...

533
00:23:57,110 --> 00:24:00,150
‫در تاریخ طولانی‌ای از نبردهای کلافه کننده بود.

534
00:24:00,190 --> 00:24:02,740
‫صدها نفر کشته شدن،
‫هزاران نفر دستگیر شدن،

535
00:24:02,780 --> 00:24:07,780
‫و خیلی‌های دیگه هم زخمی شدن.

536
00:24:07,820 --> 00:24:11,040
‫منم یکی از اونا بودم.

537
00:24:11,080 --> 00:24:12,410
‫اصلا نمی‌دونستم.

538
00:24:12,450 --> 00:24:13,870
‫از اون اتفاقاتی نیست که...

539
00:24:13,870 --> 00:24:15,920
‫تو گفتگوهای معمولی بحثش باز بشه.

540
00:24:15,960 --> 00:24:18,960
‫من تو مرخصی بودم
‫و رفته بودم دیترویت...

541
00:24:19,000 --> 00:24:21,210
‫به خانواده‌ام سر بزنم، که شب قبلش...

542
00:24:21,250 --> 00:24:24,840
‫پلیس‌ها همینطوری 80 نفر
‫رو بیرون یه کافه...

543
00:24:24,880 --> 00:24:28,510
‫فقط به خاطر اینکه سیاه‌پوست بودن
‫دستگیر کرده بودن.

544
00:24:28,550 --> 00:24:33,520
‫مردم شهر از روی حقانیت عصبانی بودن،

545
00:24:33,560 --> 00:24:35,600
‫عدالت می‌خواستن.

546
00:24:35,640 --> 00:24:37,440
‫اون موقع بود که اوضاع از کنترل خارج شد؟

547
00:24:37,480 --> 00:24:42,440
‫مردم ترسیده بودن، دنبال کمک بودن،
‫بنابراین...

548
00:24:42,480 --> 00:24:46,780
‫من و پسرعموم فیل،
‫سعی داشتیم به نوبه‌ی خودمون کمک کنیم...

549
00:24:46,820 --> 00:24:52,200
‫تا اینکه چهارتا پلیس پشت یه چراغ قرمز
‫جلومون رو گرفتن.

550
00:24:52,240 --> 00:24:54,580
‫اونا فقط دو سیاه‌پوست رو
‫سوار ماشینی دیدن....

551
00:24:54,620 --> 00:24:57,460
‫که فرض کردن دزدیه.

552
00:24:57,500 --> 00:25:00,340
‫سعی کردم بهشون توضیح بدم
‫که من اومدم مرخصی،

553
00:25:00,380 --> 00:25:04,800
‫ولی تصمیم گرفتن که ما هم بخشی از مشکل هستیم.

554
00:25:04,840 --> 00:25:06,720
‫چیکار کردن؟

555
00:25:08,800 --> 00:25:12,560
‫دوتاشون ما رو از ماشین کشیدن بیرون،

556
00:25:12,600 --> 00:25:15,100
‫انداختن‌مون روی زمین،
‫پوتین‌هاشون رو...

557
00:25:15,140 --> 00:25:17,690
‫گذاشتن روی گردن‌مون...

558
00:25:17,730 --> 00:25:19,980
‫و به سمت‌مون اسلحه گرفتن،

559
00:25:20,020 --> 00:25:23,440
‫بقیه‌شون هم داشتن با باتون‌شون
‫ما رو می‌زدن...

560
00:25:23,480 --> 00:25:28,030
‫و طوری توی خیابون ولمون کردن
‫انگار هیچ فرقی با آشغال نداشتیم.

561
00:25:28,070 --> 00:25:29,990
‫یه معجزه‌ست که هر دومون زنده موندیم.

562
00:25:30,030 --> 00:25:31,990
‫کاری از دستتون برنمیومد که
‫باهاشون مقابله کنین؟

563
00:25:31,990 --> 00:25:33,740
‫به هیچ وجه.

564
00:25:33,790 --> 00:25:36,660
‫والدین بچه‌های سیاه‌پوست قبل از اینکه بذارن...

565
00:25:36,700 --> 00:25:38,500
‫بچه‌هاشون تنهایی از خونه برن بیرون
‫درمورد این قضیه باهاشون حرف می‌زنن.

566
00:25:38,540 --> 00:25:41,250
‫وقتی اون ترس رو توی چهره‌ی دوین دیدم...

567
00:25:41,290 --> 00:25:43,800
‫یاد اون شب افتادم،

568
00:25:43,840 --> 00:25:46,170
‫و بهم یادآوری کرد که مهم نیست...

569
00:25:46,210 --> 00:25:51,050
‫سال 1967 باشه یا 1992،
‫یا حتی امروزه...

570
00:25:51,090 --> 00:25:56,100
‫یعنی ممکنه که جرقه‌های بی‌عدالتی فرق کنن،

571
00:25:56,140 --> 00:26:01,400
‫اما ظلم نظام همیشه فتیله رو روشن می‌کنه.

572
00:26:01,440 --> 00:26:04,020
‫و هرچقدر هم که پیشرفت کنیم،

573
00:26:04,070 --> 00:26:08,400
‫به نظر میاد که این هرگز عوض نمیشه.

574
00:26:14,740 --> 00:26:17,160
‫اگه نیاز داری از جهش کناره‌گیری کنی،

575
00:26:17,200 --> 00:26:19,160
‫من و ایان می‌تونیم به جات بریم.

576
00:26:19,210 --> 00:26:20,830
‫ازت ممنونم.

577
00:26:20,870 --> 00:26:22,630
‫ولی من به بن قول دادم.

578
00:26:22,670 --> 00:26:25,210
‫و قصد دارم سر قولم بمونم.

579
00:26:27,210 --> 00:26:28,380
‫زل زدنت به اون دوربین...

580
00:26:28,420 --> 00:26:29,920
‫باعث نمیشه که سریع‌تر برگردن.

581
00:26:29,920 --> 00:26:31,380
‫اصلا نباید می‌ذاشتم بره.

582
00:26:31,430 --> 00:26:33,510
‫اون پسری که سعی دارن کمکش کنن
‫بچه‌ی یه مادره.

583
00:26:33,510 --> 00:26:34,850
‫اگه وضعیت برعکس بود،

584
00:26:34,890 --> 00:26:37,140
‫دلت نمی‌خواست یکی به بچه‌های خودت کمک کنه؟

585
00:26:37,180 --> 00:26:40,020
‫- برادرت چی شد؟
‫- رفته آذوقه بیاره.

586
00:26:40,060 --> 00:26:41,690
‫اون چرا اینجاست؟

587
00:26:41,730 --> 00:26:43,810
‫هی، من فقط می‌خوام از این جریان...

588
00:26:43,810 --> 00:26:44,940
‫زنده در بیام، باشه؟

589
00:26:44,940 --> 00:26:45,940
‫دقیقا مثل تو.

590
00:26:45,980 --> 00:26:47,730
‫تو هیچیت مثل من نیست.

591
00:26:49,030 --> 00:26:50,450
‫آخه چند بار باید بگم؟

592
00:26:50,780 --> 00:26:52,110
‫این خلافکار حق نداره تو مغازه‌ی من باشه!

593
00:26:52,110 --> 00:26:54,530
‫شهر داره می‌سوزه...

594
00:26:54,530 --> 00:26:56,700
‫اونوقت تو فقط به این مغازه‌ کوفتی اهمیت میدی!

595
00:26:57,160 --> 00:26:58,870
‫که تازه الان توش گیر کردیم...

596
00:26:58,870 --> 00:27:00,250
‫چون تو لجباز بودی و به حرفم گوش ندادی!

597
00:27:00,710 --> 00:27:06,210
‫اگه همینطوری همه کسایی که دوستتشون داری
‫رو از خودت زده کنی،

598
00:27:07,750 --> 00:27:09,510
‫این خانواده رو نابود می‌کنی...

599
00:27:10,470 --> 00:27:12,880
‫و بعد که مُردی چی برامون می‌مونه؟

600
00:27:13,800 --> 00:27:16,640
‫تو کِی کره‌ای حرف زدن یاد گرفتی؟

601
00:27:19,270 --> 00:27:21,600
‫اومدن اینجا!

602
00:27:21,640 --> 00:27:23,310
‫خودت رو به کشتن میدی.

603
00:27:25,350 --> 00:27:26,360
‫حالا چیکار کنیم؟

604
00:27:26,400 --> 00:27:27,860
‫بریم تو انبار!

605
00:27:27,900 --> 00:27:29,570
‫همگی! زود باشین!

606
00:27:53,300 --> 00:27:55,050
‫تعدادشون خیلی زیاده!

607
00:28:11,030 --> 00:28:12,230
‫تموم شد؟

608
00:28:12,280 --> 00:28:13,530
‫رفتن.

609
00:28:37,840 --> 00:28:40,680
‫مغازه‌ام.

610
00:28:40,720 --> 00:28:44,020
‫حداقل کسی چیزیش نشد.

611
00:28:45,640 --> 00:28:47,140
‫باید شروع به تمیزکاری کنیم.

612
00:28:51,820 --> 00:28:54,070
‫ببخشید که اون موقع تنهات گذاشتم.

613
00:28:54,110 --> 00:28:57,950
‫وضعیت دوین منو یاد گذشته‌ام انداخت.

614
00:28:57,990 --> 00:28:59,410
‫فقط خوشحالم که الان اینجایی.

615
00:29:01,240 --> 00:29:04,700
‫لعنت، واقعا خسارت زیادی به اینجا زدن.

616
00:29:04,750 --> 00:29:06,580
‫حداقل جین هنوز حالش خوبه.

617
00:29:06,620 --> 00:29:07,960
‫آره.

618
00:29:08,000 --> 00:29:10,540
‫هنوزم از اینکه سرش داد زدم
‫عذاب وجدان دارم.

619
00:29:10,580 --> 00:29:13,050
‫تقصیر اون نیست که من به خاطر پدر خودم...

620
00:29:13,090 --> 00:29:15,460
‫مشکلات عصبی حل نشده دارم،
‫که هروقت بهش نیاز داشتم کنارم نبود.

621
00:29:15,510 --> 00:29:18,130
‫و حالا، جریانات ادیسون هم هست،

622
00:29:18,180 --> 00:29:19,840
‫- دیگه اصلا...
‫- من اینجام.

623
00:29:19,890 --> 00:29:22,050
‫هروقت خواستی
‫می‌تونی راجع‌بهش حرف بزنی.

624
00:29:23,680 --> 00:29:26,060
‫تو هم همینطور، مجیک.

625
00:29:26,100 --> 00:29:28,980
‫اگه کسی رو خواستی که باهاش حرف بزنی،
‫من هستم.

626
00:29:33,070 --> 00:29:36,190
‫- بن.
‫- اوهوم؟

627
00:29:36,240 --> 00:29:38,070
‫من مشکل اعتیاد دارم.

628
00:29:49,460 --> 00:29:50,500
‫تیم می‌دونه؟

629
00:29:50,540 --> 00:29:52,790
‫اوه، آره.

630
00:29:52,840 --> 00:29:58,170
‫متاسفانه کل شرایطم رو از نزدیک دیدن.

631
00:29:58,220 --> 00:30:00,430
‫کِی؟

632
00:30:00,470 --> 00:30:02,600
‫وقتی فکر کردیم که تو گم شدی.

633
00:30:02,640 --> 00:30:06,890
‫پروژه بسته شد، منم سردرگم شدم.

634
00:30:08,480 --> 00:30:11,900
‫تنها آرامشی که می‌تونستم پیدا کنم
‫تهِ شیشه‌ی نوشیدنی بود.

635
00:30:14,270 --> 00:30:16,650
‫بث کالاویچی.

636
00:30:16,690 --> 00:30:18,360
‫منو از اون وضعیت نجات داد.

637
00:30:18,400 --> 00:30:22,200
‫بهم کمک رسوند، ترکم داد.

638
00:30:22,240 --> 00:30:23,660
‫از اون موقع...

639
00:30:23,700 --> 00:30:28,790
‫353 روز می‌گذره.

640
00:30:28,830 --> 00:30:32,830
‫و هر روز خدا...

641
00:30:32,880 --> 00:30:35,540
‫دارم می‌جنگم...

642
00:30:35,590 --> 00:30:37,510
‫که لغزش نکنم.

643
00:30:37,550 --> 00:30:38,550
‫هوم.

644
00:30:41,130 --> 00:30:44,220
‫تو منو از دست ندادی، مجیک.

645
00:30:44,260 --> 00:30:46,810
‫من خودم خواستم که جهش کنم،

646
00:30:46,850 --> 00:30:50,020
‫و عواقب کارم فقط بر دوش خودمه،

647
00:30:50,060 --> 00:30:51,730
‫نه تو.

648
00:30:51,770 --> 00:30:54,230
‫و در خصوص مشکلی که
‫داری باهاش دست و پنجه نرم می‌کنی،

649
00:30:54,270 --> 00:30:55,730
‫آخه...

650
00:30:55,770 --> 00:30:59,490
‫تو یه دریاسالار و یه تکاوری مدال‌آوری.

651
00:30:59,530 --> 00:31:01,240
‫اگه نبردی برای جنگیدن باشه،

652
00:31:01,280 --> 00:31:04,700
‫مطمئنم که تو می‌تونی توش پیروز بشی.

653
00:31:06,120 --> 00:31:08,080
‫فکر می‌کردم من اینجا...

654
00:31:08,120 --> 00:31:10,000
‫باید کمک کنم، نه تو.

655
00:31:13,420 --> 00:31:14,920
‫ما خانواده‌ایم.

656
00:31:22,026 --> 00:31:25,071
محض اطلاعات بگم
هیولایی هستی واسه خودت

657
00:31:25,210 --> 00:31:26,510
ول هم که نمیکنی

658
00:31:26,550 --> 00:31:28,550
جهش کوانتومی در چه حاله؟

659
00:31:28,590 --> 00:31:30,840
راستش رو بخوای، این یکی
یه کم چغر و بدبدنه

660
00:31:30,890 --> 00:31:32,640
حال بن خوبه؟

661
00:31:32,680 --> 00:31:34,850
شورشی‌های لس آنجلس مقاومت نکردن
حالش... حالش خوبه

662
00:31:34,890 --> 00:31:35,890
فقط

663
00:31:35,930 --> 00:31:37,980
نگران مجیکم

664
00:31:38,020 --> 00:31:42,230
خب؟ مشخص شد که تکاورهای نیروی دریایی هم
گاهی سوتی میدن

665
00:31:42,270 --> 00:31:45,320
و متأسفانه تقصیر منه.

666
00:31:45,360 --> 00:31:49,030
ایان، نه

667
00:31:50,450 --> 00:31:51,990
ادیسون، ببین

668
00:31:52,030 --> 00:31:56,410
هر اتفاقی که برای بن،
برای مجیک افتاده...

669
00:31:56,450 --> 00:31:59,210
به خاطر اینه که منِ آینده

670
00:31:59,250 --> 00:32:01,460
یه بمب اتمی رو ول میده

671
00:32:01,500 --> 00:32:04,880
که باعث میشه این تیم
توی برهوت عاطفی قرار بگیره

672
00:32:04,920 --> 00:32:07,130
این بارش رادیواکتیو داره یواش‌یواش
ما رو مسموم میکنه

673
00:32:07,170 --> 00:32:09,300
خیلی خب، این استعاره‌ت رو نگرفتم

674
00:32:09,340 --> 00:32:10,340
- میدونم، میدونم
- استعاره‌ی خوبی نبود

675
00:32:10,380 --> 00:32:11,590
آره.

676
00:32:11,630 --> 00:32:12,930
ولی معنیش این نیست که غلطه

677
00:32:12,970 --> 00:32:15,260
و اینطور نیست که
به خاطرش احساس گناه کنم

678
00:32:15,310 --> 00:32:19,060
آره، منم یه چیزهایی از احساس گناه حالیمه

679
00:32:19,100 --> 00:32:24,480
اینکه بعد از آسیب رسوندن عمدی به یکی
این حس رو داشته باشی یه چیزه

680
00:32:24,520 --> 00:32:28,490
ولی وقتی تمام تلاشت رو کردی که نکنی
حسابش فرق میکنه

681
00:32:28,530 --> 00:32:33,070
این موقع دیگه احساس گناه
فقط میشه مثل خندق بلا که گیرت میندازه

682
00:32:33,110 --> 00:32:36,450
و اینکه تو چنین حسی داشته باشی
به بن کمکی نمیکنه که

683
00:32:36,490 --> 00:32:38,040
یا به ماها

684
00:32:38,080 --> 00:32:40,160
الان دیگه اوضاع فرق کرده

685
00:32:40,210 --> 00:32:45,500
و همه‌مو نباید تلاشمون رو بکنیم
که گذشته ها رو دور بریزیم

686
00:32:45,540 --> 00:32:48,000
و روی گام بعدی تمرکز کنیم

687
00:32:48,050 --> 00:32:49,170
که چیه؟

688
00:32:49,210 --> 00:32:52,130
بفهمیم چطور بن رو برگردونیم خونه

689
00:32:52,180 --> 00:32:56,180
و ایان، اگه یه نفر باشه که
از پس این کار بربیاد

690
00:32:56,220 --> 00:32:57,850
خب؟

691
00:32:57,890 --> 00:32:58,810
اون تویی.

692
00:33:05,690 --> 00:33:07,270
حالا که حالمون خوب شد،
یکی مزاحم شد

693
00:33:10,030 --> 00:33:11,070
بله، جن؟

694
00:33:11,110 --> 00:33:12,280
هم بکش بیا اینجا

695
00:33:12,320 --> 00:33:14,110
زیگی داره پس میفته

696
00:33:16,050 --> 00:33:17,430
چیکار کردی؟

697
00:33:17,470 --> 00:33:18,560
‫من فقط داشتم درمورد مرگ جین...

698
00:33:18,560 --> 00:33:20,520
‫دنبال جزئیات بیشتر می‌گشتم
‫که یهو...

699
00:33:20,560 --> 00:33:22,440
‫لطفا بگو که زیگی رو خراب نکردم.

700
00:33:22,480 --> 00:33:24,020
‫زیگی به این راحتی‌ها خراب نمیشه،
‫باور کن.

701
00:33:24,020 --> 00:33:26,690
‫باشه.
‫پس چرا قاطی کرده؟

702
00:33:26,730 --> 00:33:28,480
‫خب...

703
00:33:28,530 --> 00:33:30,610
‫بر اساس این، ضربه‌ مستقیمی...

704
00:33:30,650 --> 00:33:32,530
‫که جین رو کشته از اسلحه‌ی خودش بوده.

705
00:33:32,570 --> 00:33:34,660
‫با اسلحه‌ی خودش تا سر حد مرگ زدنش؟

706
00:33:34,700 --> 00:33:37,660
‫اینطوری بوده، ولی دیگه این اتفاق نمی‌افته.

707
00:33:37,700 --> 00:33:40,120
‫باشه، صبر کن.
‫مگه این خبر خوبی نیست؟

708
00:33:40,160 --> 00:33:42,410
‫خب، اگه بن تاریخ رو عوض نمی‌کرد...

709
00:33:42,460 --> 00:33:44,120
‫و دوین رو به مغازه برنمی‌گردوند
‫خبر خوبی بود.

710
00:33:44,170 --> 00:33:46,580
‫اون متغییر جدید باعث شده که
‫ریگی از اول محاسبه انجام بده.

711
00:33:46,630 --> 00:33:48,090
‫خب الان چی داره میگه؟

712
00:33:48,130 --> 00:33:51,380
‫که یکی دیگه قراره بمیره.

713
00:33:55,970 --> 00:33:58,930
‫اون می‌خواد همینطوری اونجا بشینه؟

714
00:33:58,970 --> 00:34:01,350
‫مغازه زندگی اون بود.

715
00:34:04,100 --> 00:34:06,650
‫هی، آقای پی.

716
00:34:06,690 --> 00:34:08,020
‫ببین، می‌دونم که این وضعیت افتضاحه،

717
00:34:08,060 --> 00:34:11,440
‫ولی نیمه‌ی پر لیوان رو ببین، می‌دونی؟

718
00:34:11,480 --> 00:34:13,860
‫همه‌ چیزهایی که بردن صرفا کالا بودن.

719
00:34:16,740 --> 00:34:19,200
‫کالا؟

720
00:34:19,240 --> 00:34:22,870
‫اون کالاها آینده‎ ی خانوادم بود.

721
00:34:22,910 --> 00:34:26,040
‫و اون پست فطرت‌ها همه‌چیز رو ازم گرفتن...

722
00:34:26,080 --> 00:34:28,790
‫و هیچی برام نذاشتن!

723
00:34:28,840 --> 00:34:30,800
‫می‌شنوی چی میگم؟

724
00:34:30,840 --> 00:34:33,720
‫هیچی!

725
00:34:33,760 --> 00:34:38,050
‫تو هنوزم پسرهات رو داری.
‫این خودش یه چیزی به حساب میاد.

726
00:34:45,730 --> 00:34:48,230
‫تو آخه چی می‌دونی، ها؟

727
00:34:48,270 --> 00:34:49,860
‫تو فقط یه بچه‌ی ولگردی.

728
00:34:55,070 --> 00:34:57,360
‫چیزی که من می‌دونم...

729
00:34:57,410 --> 00:34:58,780
‫اینه که هر روز خدا...

730
00:34:58,820 --> 00:35:01,240
‫آدمایی مثل تو سرم خراب می‌شن.

731
00:35:01,280 --> 00:35:02,490
‫همیشه یه جوری بهم نگاه می‌کنین،

732
00:35:02,540 --> 00:35:04,750
‫و فکر می‌کنین که من دزد و خلافکارم.

733
00:35:04,790 --> 00:35:06,960
‫من قراره جزء پنج دانش‌آموز برتر کلاسم فارغ‌التحصیل بشم.

734
00:35:08,420 --> 00:35:10,960
‫سه دانشگاه آیوی لیگ بهم پیشنهاد بورسیه‌ تحصیلی دادن.

735
00:35:13,130 --> 00:35:15,630
‫ولی تو اینو نمی‌بینی، مگه نه؟

736
00:35:15,670 --> 00:35:16,470
‫نه.

737
00:35:17,970 --> 00:35:19,760
‫چون تو فقط...

738
00:35:19,800 --> 00:35:21,930
‫یه بچه فقیره عصبانی سیاه‌پوست دیگه می‌بینی...

739
00:35:21,970 --> 00:35:24,390
‫که هیچ موقعیت و آینده‌ای پیش روش نداره،

740
00:35:24,430 --> 00:35:25,850
‫و بیرون مغازه‌ کهنه‌ات...

741
00:35:25,850 --> 00:35:28,100
‫که بوی گند کیمچی میده می‌پلکه
‫تا مشکل درست کنه.

742
00:35:28,140 --> 00:35:29,900
‫درست نمیگم؟

743
00:35:31,820 --> 00:35:32,820
‫چی؟

744
00:35:32,860 --> 00:35:33,730
‫هی! دست نگه دار!

745
00:35:33,780 --> 00:35:36,070
‫- برو عقب.
‫- دست نگه دار! باشه؟

746
00:35:36,110 --> 00:35:38,110
‫اگه بس کنین و به حرف همدیگه گوش بدین،

747
00:35:38,150 --> 00:35:40,870
‫می‌فهمین که از اون چیزی که فکر می‌کنین
‫وجه اشتراک بیشتری دارین.

748
00:35:45,330 --> 00:35:48,330
‫دیدی؟ بهت چی گفته بودم؟

749
00:35:51,580 --> 00:35:53,170
‫دارن برمی‌گردن!

750
00:35:59,340 --> 00:36:02,100
‫- وای، نه.
‫- وای، نه! اوه!

751
00:36:02,140 --> 00:36:03,720
‫سانی!

752
00:36:03,760 --> 00:36:06,310
‫من چیکار کردم؟

753
00:36:06,350 --> 00:36:08,390
‫اوه، من چیکار کردم؟

754
00:36:08,430 --> 00:36:12,980
‫من چیکار کردم؟
‫وای، خدای من!

755
00:36:18,650 --> 00:36:20,200
‫ای لعنت، سانی!

756
00:36:20,240 --> 00:36:22,660
‫داره خون زیادی از دست میده.
‫ولی تو می‌تونی کمکش کنی، درسته؟

757
00:36:22,700 --> 00:36:24,740
‫آره، من قبلا با زخم گلوله سر و کار داشتم.

758
00:36:24,780 --> 00:36:27,580
‫نمی‌دونستم اون بود!

759
00:36:27,620 --> 00:36:30,750
‫بابا، تو یه اشتباه کردی.

760
00:36:30,790 --> 00:36:32,380
‫ولی هنوز واسه درست کردنش دیر نشده.

761
00:36:32,420 --> 00:36:33,290
‫اینجا هیچ کاری از دستم برنمیاد.

762
00:36:33,330 --> 00:36:34,710
‫اون به بیمارستان نیاز داره.

763
00:36:34,750 --> 00:36:36,800
‫زیگی میگه که اگه سانی تا یه ساعت دیگه...

764
00:36:36,800 --> 00:36:39,420
‫تحت درمان مناسب قرار نگیره،
‫93 درصد احتمال داره بمیره.

765
00:36:39,470 --> 00:36:41,880
‫اوه.

766
00:36:41,930 --> 00:36:43,800
‫یه آمبولانس بالای خیابون هست!

767
00:36:43,850 --> 00:36:45,470
‫اگه شانس بیاریم، هنوزم لوازمی که...

768
00:36:45,470 --> 00:36:46,760
‫واسه باثبات کردن وضعیت سانی نیاز داریم
‫رو داره.

769
00:36:46,810 --> 00:36:48,100
‫واقعا فکر می‌کنی که می‌تونیم نجاتش بدیم؟

770
00:36:48,100 --> 00:36:50,350
‫مطمئنم که اگه دست به دست هم بدیم
‫می‌تونیم نجاتش بدیم.

771
00:36:53,560 --> 00:36:55,980
‫طاقت بیار، سانی.

772
00:36:56,020 --> 00:36:58,190
‫تحمل کن.

773
00:36:58,230 --> 00:37:00,190
‫مراقب زیر پاتون باشین.

774
00:37:00,240 --> 00:37:02,110
‫یک، دو.

775
00:37:02,160 --> 00:37:04,030
‫باشه، خیلی‌خب.
‫بذارینش زمین، زمین، زمین، زمین.

776
00:37:05,330 --> 00:37:07,540
‫سانی. سانی!

777
00:37:08,870 --> 00:37:09,750
‫سانی...

778
00:37:10,000 --> 00:37:11,750
‫هرکاری که تو و دوین می‌خواین انجام بدین...

779
00:37:12,620 --> 00:37:14,960
‫ازش حمایت می‌کنم،

780
00:37:15,920 --> 00:37:17,670
‫فقط خواهش می‌کنم پیشم بمون.

781
00:37:17,670 --> 00:37:19,050
‫شمال اینجا یه بیمارستان هست.

782
00:37:19,050 --> 00:37:20,920
‫میگم زیگی ایمن‌ترین مسیر به اونجا
‫رو مشخص کنه.

783
00:37:20,970 --> 00:37:22,590
‫- باشه.
‫- طاقت بیار.

784
00:37:22,630 --> 00:37:24,090
‫انگار وسایل آمبولانس رو دست نزدن.

785
00:37:24,090 --> 00:37:27,970
‫خیلی‌خب، این چیزیه که نیاز دارم.

786
00:37:28,010 --> 00:37:29,390
‫از کجا می‌دونستی که می‌خواستم اونو بگم؟

787
00:37:29,390 --> 00:37:30,980
‫اوه، من قبلا یه مدت تو بیمارستان بودم.

788
00:37:30,980 --> 00:37:32,730
‫خیلی‌خب، ما سانی رو سوار آمبولانس می‌کنیم.

789
00:37:32,770 --> 00:37:34,310
‫دوین، ببین می‌تونی کلیدها رو پیدا کنی.

790
00:37:34,350 --> 00:37:35,480
‫باشه.

791
00:37:41,490 --> 00:37:43,070
‫اوه ایول، پسر!

792
00:37:43,110 --> 00:37:44,360
‫بی‌حرکت!

793
00:37:44,410 --> 00:37:45,620
‫فوراً از آمبولانس پیاده شو!

794
00:37:46,700 --> 00:37:48,030
‫دوستم تیر خورده.

795
00:37:48,080 --> 00:37:49,700
‫باید ببریمش بیمارستان.

796
00:37:49,740 --> 00:37:51,120
‫از خودرو فاصله بگیر.

797
00:37:52,580 --> 00:37:55,370
‫دست‌هات رو بذار روی سرت
‫و بخواب روی زمین، همین الان!

798
00:37:55,420 --> 00:37:57,630
‫بخواب روی زمین
‫وگرنه بهت شلیک می‌کنیم!

799
00:37:57,670 --> 00:37:58,840
‫می‌شنوی؟

800
00:37:58,880 --> 00:38:01,340
‫اگه به اون شلیک کنین،
‫اونوقت باید به منم شلیک کنین!

801
00:38:01,380 --> 00:38:03,970
‫شما می‌گین که شما کارتون محافظت و خدمت کردنه.

802
00:38:04,010 --> 00:38:07,180
‫ولی در برابر کی دارین
‫از این بچه محافظت می‌کنین، هوم؟

803
00:38:07,220 --> 00:38:11,100
‫اون هیچ کار اشتباهی نکرده،
‫پس دست از سرش بردارین!

804
00:38:13,560 --> 00:38:15,600
‫برین! لطفا!

805
00:38:15,650 --> 00:38:20,110
‫وظیفه‌تون رو انجام بدین
‫و بذارین پسرم رو نجات بدم!

806
00:38:20,150 --> 00:38:21,780
‫خواهش می‌کنم!

807
00:38:25,200 --> 00:38:26,700
‫تمامی واحدها...

808
00:38:26,740 --> 00:38:28,240
‫در بلوار ویلشر و خیابان سوم جمع بشید.

809
00:38:28,280 --> 00:38:30,950
‫تکرار می‌کنم، تمامی واحدها
‫در بلوار ویلشر و خیابان سوم جمع بشید.

810
00:38:30,990 --> 00:38:34,370
‫- برین عقب.
‫- بریم.

811
00:38:36,420 --> 00:38:38,170
‫ممنون، آقای پارک.

812
00:38:40,250 --> 00:38:46,090
‫می‌تونی با سریع رانندگی کردن
‫ازم تشکر کنی، دوین.

813
00:38:58,940 --> 00:39:00,270
‫- حالش چطوره؟
‫- فعلا وضعیتش ثابته.

814
00:39:00,310 --> 00:39:01,440
‫ولی واقعا باید عجله کنیم.

815
00:39:01,440 --> 00:39:03,400
‫سانی...

816
00:39:03,440 --> 00:39:05,820
‫متاسفم.

817
00:39:05,860 --> 00:39:08,240
‫خیلی متاسفم.

818
00:39:13,790 --> 00:39:15,410
‫لطفا بهم بگو که زنده می‌مونه.

819
00:39:15,450 --> 00:39:17,420
‫نه تنها سانی زنده می‌مونه،

820
00:39:17,460 --> 00:39:20,670
‫بلکه اون و دوین قراره
‫یه امپراتوری کفش سفارشی بسازن...

821
00:39:20,710 --> 00:39:22,250
‫به لطف جین،

822
00:39:22,300 --> 00:39:25,210
‫که با پول بیمه اولین سرمایه‌گذارشون میشه.

823
00:39:26,260 --> 00:39:27,930
‫دنیل هم بعد از نیروی دریایی،

824
00:39:27,970 --> 00:39:29,510
‫میره دانشکده‌ی حقوق...

825
00:39:29,550 --> 00:39:31,430
‫و اولین مدیر ارشد مالی شرکت میشه.

826
00:39:31,470 --> 00:39:36,140
‫پس آره، در نهایت اوضاع خانواده‌ی پارک خوب میشه.

827
00:39:40,350 --> 00:39:43,730
‫حالش خوب میشه.

828
00:39:49,360 --> 00:39:51,160
‫همه‌مون خوب می‌شیم.

829
00:40:00,630 --> 00:40:02,130
‫مأموریت با موفقیت به پایان رسید، دریاسالار.

830
00:40:02,170 --> 00:40:03,710
‫احسنت.

831
00:40:03,750 --> 00:40:05,170
‫مخصوصا تحت اون شرایط.

832
00:40:05,170 --> 00:40:08,380
‫یعنی، همه‌مون می‌دونیم که این جهش برات راحت نبود.

833
00:40:08,420 --> 00:40:11,720
‫نه، نبود.

834
00:40:14,350 --> 00:40:15,470
‫شب بخیر.

835
00:40:17,460 --> 00:40:20,290
‫مطمئنی که حالت خوبه؟

836
00:40:20,330 --> 00:40:21,710
‫خوب می‌شم.

837
00:40:32,600 --> 00:40:34,020
‫هی.

838
00:40:34,060 --> 00:40:35,480
‫گوش کن.

839
00:40:35,520 --> 00:40:37,560
‫می‌دونم که امشب به رستوران امیلیو دل بسته بودی،

840
00:40:37,600 --> 00:40:40,610
‫ولی میشه قرار شام‌مون رو
‫به یه وقت دیگه موکول کنیم؟

841
00:40:42,900 --> 00:40:45,280
‫آره...

842
00:40:45,320 --> 00:40:49,990
‫امیدوار بودم که باهام به یه جلسه‌ی معتادان گمنام بیای.

843
00:40:50,030 --> 00:40:52,330
‫من نیاز به کمک دارم، بث.

844
00:40:52,370 --> 00:40:56,750
‫و واقعا حمایتت بهم کمک می‌کنه.

845
00:41:01,630 --> 00:41:04,420
‫هنری!

846
00:41:04,460 --> 00:41:07,130
‫منم، لارنس.

847
00:41:07,170 --> 00:41:10,050
‫خدا رو شکر.
‫خدا رو شکر که اینجایی.

848
00:41:10,090 --> 00:41:11,640
‫تو داری خون‌ریزی می‌کنی!
‫چی شده؟

849
00:41:15,100 --> 00:41:17,060
‫یکی دنبالم کرد.

850
00:41:17,100 --> 00:41:18,770
‫فکر کردن من فرمول رو دارم.

851
00:41:18,810 --> 00:41:20,140
‫حالت خوب میشه.

852
00:41:20,140 --> 00:41:22,020
‫- فقط نفس بکش.
‫- اون چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

853
00:41:22,060 --> 00:41:24,270
‫کمک! ما نیاز به کمک داریم!

854
00:41:24,320 --> 00:41:27,940
‫هنری، این واقعیه.
‫تو باید پیداش کنی.

855
00:41:27,990 --> 00:41:29,650
‫تا اونا پیداش نکردن!

856
00:41:29,700 --> 00:41:31,740
‫باهم پیداش می‌کنیم.

857
00:41:31,780 --> 00:41:34,370
‫باشه؟ پس طاقت بیار.
‫طاقت بیار، لارنس!

858
00:41:34,410 --> 00:41:37,750
‫راه‌یاب.

859
00:41:37,790 --> 00:41:39,000
‫لارنس.

860
00:41:39,040 --> 00:41:42,830
‫لارنس! لارنس!

