﻿1
00:00:04,796 --> 00:00:06,256
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,297 --> 00:00:08,925
‫و تو تراشه پردازش کوانتومی‌ای که...

3
00:00:08,967 --> 00:00:10,760
‫رئیست برام ساخت،
‫یه اشکال ناجوری پیدا کردم.

4
00:00:10,760 --> 00:00:14,139
‫تراشه داره کد زیگی رو از مرکز
‫به بیرون انتقال میده،

5
00:00:14,180 --> 00:00:15,265
‫که احتمالا به خودش فرستاده میشه.

6
00:00:15,306 --> 00:00:16,349
‫تو با یکی دیگه هستی.

7
00:00:16,391 --> 00:00:17,851
‫با همدیگه پشت سرش می‌ذاریم.

8
00:00:17,892 --> 00:00:19,978
‫تو مأمور رابرت کوک از پروژه‌ی نشانه هستی.

9
00:00:20,019 --> 00:00:21,104
‫هانا بودی، درسته؟

10
00:00:21,146 --> 00:00:22,856
‫من به همه‌جور چیزهای غیرممکن باور دارم.

11
00:00:22,856 --> 00:00:24,774
‫تو سعی کن یویو رو...

12
00:00:24,816 --> 00:00:25,984
‫به یکی که نمی‌دونه چیه
‫توضیح بدی.

13
00:00:26,025 --> 00:00:28,069
‫نیروی گریز از مرکز،
‫تکانه زاویه‌ای،

14
00:00:28,111 --> 00:00:29,612
‫صد سال پیش...

15
00:00:29,654 --> 00:00:31,531
‫این جادوگری تلقی می‌شد.

16
00:00:34,743 --> 00:00:36,411
‫هنری!

17
00:00:37,328 --> 00:00:40,081
‫منم، لارنس.

18
00:00:40,123 --> 00:00:43,168
‫خدا رو شکر.
‫خدا رو شکر که اینجایی.

19
00:00:43,209 --> 00:00:44,836
‫تو داری خون‌ریزی می‌کنی!
‫چی شده؟

20
00:00:48,047 --> 00:00:50,091
‫یکی دنبالم کرد.

21
00:00:50,133 --> 00:00:51,718
‫فکر کردن من فرمول رو دارم.

22
00:00:51,760 --> 00:00:53,761
‫حالت خوب میشه.
‫فقط نفس بکش.

23
00:00:53,803 --> 00:00:55,138
‫اون چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

24
00:00:55,180 --> 00:00:56,556
‫کمک!

25
00:00:56,598 --> 00:00:57,849
‫ما نیاز به کمک داریم!

26
00:00:57,891 --> 00:00:59,350
‫هنری، واقعیه.

27
00:00:59,392 --> 00:01:03,062
‫تا پیداش نکردن، باید باید پیداش کنی.

28
00:01:03,104 --> 00:01:05,482
‫باهم پیداش می‌کنیم، باشه؟

29
00:01:05,523 --> 00:01:07,859
‫پس طاقت بیار.
‫طاقت بیار، لارنس!

30
00:01:07,901 --> 00:01:11,112
‫راه‌...یاب.

31
00:01:11,154 --> 00:01:12,113
‫لارنس.

32
00:01:12,155 --> 00:01:13,740
‫لارنس!

33
00:01:15,074 --> 00:01:16,910
‫لارنس!

34
00:01:16,951 --> 00:01:19,370
‫کسی مجیک رو ندیده؟
‫تو دفترش نیست.

35
00:01:19,412 --> 00:01:21,122
‫واسه مسائل شخصی یه روز مرخصی رفته.

36
00:01:21,164 --> 00:01:22,624
‫مجیک آدمی نیست که واسه مسائل شخصی
‫مرخصی بره.

37
00:01:22,665 --> 00:01:24,042
‫شاید جهش قبلی اونو بهم ریخته.

38
00:01:24,042 --> 00:01:26,127
‫اونم بعد از تمام سختی‌هایی که کشیده،
‫می‌دونین؟

39
00:01:26,127 --> 00:01:28,379
‫من باهاش حرف زدم.
‫حالش خوبه.

40
00:01:28,421 --> 00:01:30,256
‫تا اون میاد، باید برنامه بچینیم
‫تا تصمیم بگیریم...

41
00:01:30,256 --> 00:01:32,008
‫کی نفر بعدی کی قراره هولوگرام باشه.

42
00:01:32,050 --> 00:01:33,801
‫- یک، دو، سه.
‫- سنگ، کاغذ، قیچی.

43
00:01:33,843 --> 00:01:35,094
‫- ایول!
‫- ای خدا، بخشکی شانس!

44
00:01:35,136 --> 00:01:36,971
‫- چرا همش می‌بازم؟
‫- ایان، همیشه کاغذ بیار.

45
00:01:37,013 --> 00:01:38,890
‫رویدادهای احتمالی اینطوری عمل نمی‌کنه.

46
00:01:39,430 --> 00:01:41,010
‫اینطوری نیست دیگه.

47
00:01:41,050 --> 00:01:42,390
‫اوه نگاه کنین، پیداش کردم.

48
00:01:42,390 --> 00:01:44,100
‫پیداش کردم.

49
00:01:46,560 --> 00:01:47,940
‫چی شده؟

50
00:01:47,980 --> 00:01:50,690
‫نمی‌دونم.
‫تازه سیگنالش رو دریافت کردم.

51
00:01:50,730 --> 00:01:52,440
‫ایان، گمش کردیم؟

52
00:01:52,480 --> 00:01:54,730
‫منظورت اینه که کلا گمش کردیم؟
‫نه، نه، نه، نه.

53
00:01:54,780 --> 00:01:57,610
‫انگار این یه خطای سیستم داخلیه.

54
00:01:59,570 --> 00:02:01,240
‫[توجهت رو جلب کردم؟]

55
00:02:02,030 --> 00:02:06,910
‫من میرم سرورهای پشتیبان رو بررسی کنم.

56
00:02:06,950 --> 00:02:10,210
‫ولی زود برمی‌گردم.

57
00:02:10,250 --> 00:02:12,130
‫تو وقتی بخوای خوب سریع عمل می‌کنی.

58
00:02:12,170 --> 00:02:13,920
‫وقتی به تیم امنیتی بگم
‫اونا هم سریع عمل می‌کنن.

59
00:02:13,960 --> 00:02:15,340
‫تو این کارو نمی‌کنی، ایان،

60
00:02:15,340 --> 00:02:16,800
‫نه وقتی که من تنها شانست...

61
00:02:16,800 --> 00:02:17,920
‫واسه راه‌اندازی دوباره‌ی سیستمت هستم.

62
00:02:17,970 --> 00:02:19,380
‫ببین، چی می‌خوای؟

63
00:02:19,430 --> 00:02:21,720
‫کارفرمای من تراشه‌ای رو برات مهیا کرد
‫به این شرط که...

64
00:02:21,760 --> 00:02:25,060
‫موقع استفاده از تراشه
‫هر داده‌ای که جمع‌آوری کنی رو باهاش به اشتراک بذاری.

65
00:02:25,100 --> 00:02:27,890
‫من به قولم عمل می‌کنم، باشه؟

66
00:02:27,930 --> 00:02:30,640
‫ولی الان نیاز دارم که اون تراشه‌ کوانتومی
‫دوباره فعال بشه.

67
00:02:30,690 --> 00:02:31,850
‫مسئله اضطراریه.

68
00:02:31,900 --> 00:02:33,190
‫دوست دارم کمکت کنم،

69
00:02:33,230 --> 00:02:35,020
‫ولی تراشه هر 24 ساعت...

70
00:02:35,070 --> 00:02:36,820
‫به کد مجوز احتیاج داره تا فعال بمونه.

71
00:02:36,860 --> 00:02:38,530
‫بعد که وقتی دیدیم ما رو مسدود کردی...

72
00:02:38,570 --> 00:02:40,240
‫شما داشتین داده‌ها رو می‌دزدیدین.

73
00:02:40,280 --> 00:02:41,950
‫نه، داشتیم داده‌هایی رو دریافت می‌کردیم...

74
00:02:41,990 --> 00:02:43,780
‫که حق دریافت‌شون رو داشتیم.

75
00:02:43,820 --> 00:02:47,200
‫خودت این معامله رو کردی، ایان.

76
00:02:47,240 --> 00:02:48,450
‫این چطوره؟

77
00:02:48,500 --> 00:02:50,540
‫بگو باهم به توافق رسیدیم.

78
00:02:50,580 --> 00:02:53,630
‫منم از روی حسن نیت،
‫تا آخر امروز...

79
00:02:53,670 --> 00:02:56,300
‫تراشه رو فعال می‌کنم.

80
00:02:56,340 --> 00:02:59,760
‫خب، شما خیلی از کالیفرنیا دور شدین،
‫پروفسور مک‌کوی.

81
00:02:59,800 --> 00:03:01,550
‫و اینکه شما آخرین نفر مقتول رو زنده دیدین.

82
00:03:01,550 --> 00:03:03,590
‫بهتون که گفتم، من وقتی رسیدم اینجا...

83
00:03:03,640 --> 00:03:05,010
‫به پروفسور لارنس حمله شده بود.

84
00:03:05,050 --> 00:03:06,970
‫اون گفت که قاتل چشم‌های آبی بی‌رحمی داشت.

85
00:03:07,010 --> 00:03:09,140
‫اوه، که چشم‌هاش بی‌رحم بودن.

86
00:03:09,180 --> 00:03:10,730
‫خب، این حتما کمکمون می‌کنه
‫که راحت‌تر پیداش کنیم.

87
00:03:10,770 --> 00:03:12,600
‫ببینین، من هنوز متوجه نمیشم...

88
00:03:12,650 --> 00:03:15,440
‫که شما تنهایی ساعت چهار صبح
‫توی محوطه‌ دانشگاه چیکار می‌کردین.

89
00:03:15,480 --> 00:03:17,480
‫ببخشید دیر کردم.

90
00:03:17,530 --> 00:03:18,780
‫مشکلات فنی داشتیم.

91
00:03:18,820 --> 00:03:21,030
‫پروفسور مک‌کوی،
‫شما ارتباطی با حزب کمونیست ندارین؟

92
00:03:21,070 --> 00:03:22,610
‫چی؟

93
00:03:22,660 --> 00:03:24,700
‫اوه...

94
00:03:24,740 --> 00:03:26,870
‫اوه، اون بدجور در اشتباهه.

95
00:03:26,910 --> 00:03:28,990
‫اون قبل از اینکه پروفسور بشه،
‫سر گروهبان مک‌کوی...

96
00:03:29,040 --> 00:03:30,540
‫در دوران جنگ جهانی دوم...

97
00:03:30,580 --> 00:03:32,920
‫در لشکر هشتم هوابرد خدمت کرده،
‫چندین تور اعزامی به نرماندی داشته.

98
00:03:32,960 --> 00:03:34,170
‫آقای مک‌کوی...

99
00:03:34,210 --> 00:03:36,170
‫تو می‌تونی منو سرگروهبان صدا کنی.

100
00:03:36,210 --> 00:03:38,460
‫من این افتخار رو بعد از خدمت
‫در نرماندی به دست آوردم.

101
00:03:38,500 --> 00:03:41,050
‫- تو کجا خدمت کردی؟
‫- ظاهراً تو رستوران دیری کوئین.

102
00:03:41,090 --> 00:03:42,420
‫ما قدردان خدمتتون هستیم،

103
00:03:42,470 --> 00:03:44,130
‫ولی بازم شما شاهد مایی...

104
00:03:44,130 --> 00:03:45,840
‫یک قتل هستین.

105
00:03:45,890 --> 00:03:47,850
‫ازتون می‌خوام که شهر رو ترک نکنین.

106
00:03:47,890 --> 00:03:49,850
‫- تموم شد؟
‫- فعلا آره.

107
00:03:52,890 --> 00:03:54,350
‫اووه.

108
00:03:54,400 --> 00:03:55,650
‫تو نبرد نرماندی اینطوری شدی.

109
00:03:55,690 --> 00:03:57,270
‫ها.

110
00:03:57,310 --> 00:03:59,440
‫به شهر پرینستونِ نیوجرسی خوش اومدی.

111
00:03:59,480 --> 00:04:00,990
‫سال 1955 هستش.

112
00:04:01,030 --> 00:04:03,650
‫تو یه استاد فیزیک مهمون در دانشگاه اینجا هستی
‫و همین الانشم مظنون...

113
00:04:03,700 --> 00:04:04,700
‫یه قتل حل‌نشده هستی.

114
00:04:04,740 --> 00:04:07,910
‫یه دقیقه صبر کن.
‫پرینستون در سال 1955؟

115
00:04:07,950 --> 00:04:10,290
‫جن، ما تو هیجان‌انگیزترین مکان...

116
00:04:10,330 --> 00:04:13,330
‫در هیجان‌انگیزترین زمانِ تاریخ علمی آمریکا هستیم.

117
00:04:13,370 --> 00:04:15,040
‫تمام نابغه‌ها الان اینجا...

118
00:04:15,080 --> 00:04:16,790
‫مشغول کار هستن، که شامل...

119
00:04:18,250 --> 00:04:20,090
‫قهرمان تو آلبرت اَینشتَین هم میشه.

120
00:04:20,130 --> 00:04:21,460
‫می‌دونیم.

121
00:04:21,510 --> 00:04:23,420
‫تو ناهارهای زیادی رو
‫با پایان‌نامه‌هات...

122
00:04:23,420 --> 00:04:24,970
‫درمورد پدر فضا...

123
00:04:25,010 --> 00:04:27,260
‫فضازمان، نسبیت،
‫درهم‌تنیدگی کوانتومی.

124
00:04:27,300 --> 00:04:29,510
‫اصلا من به خاطر اینشتین...

125
00:04:29,560 --> 00:04:30,850
‫عاشق فیزیک شدم.

126
00:04:30,890 --> 00:04:33,730
‫و فرصت دیدنش رو دارم.

127
00:04:33,770 --> 00:04:35,480
‫اوه، شرمنده بن.

128
00:04:35,520 --> 00:04:38,770
‫امروز 15ام مِی هستش.
‫اینشتین یه ماه پیش فوت کرد.

129
00:04:38,810 --> 00:04:40,230
‫اوه.

130
00:04:40,270 --> 00:04:42,230
‫صبر کن، این ممکنه...

131
00:04:42,280 --> 00:04:43,490
‫به دلیل اینجا بودنت ربط داشته باشه.

132
00:04:43,490 --> 00:04:45,070
‫مرگ اینشتین؟

133
00:04:45,110 --> 00:04:46,860
‫به نظر میاد که پروفسور لارنس مرحوم...

134
00:04:46,910 --> 00:04:48,370
‫چندتا نامه به پروفسور مک‌کوی نوشته...

135
00:04:48,410 --> 00:04:50,240
‫که تو باشی، و ازت خواسته کمکش کنی...

136
00:04:50,280 --> 00:04:52,370
‫دنبال فرمول گم‌شده‌ای بگرده
‫که توسط...

137
00:04:52,410 --> 00:04:54,250
‫آلبرت اینشتین خلق شده.

138
00:04:54,290 --> 00:04:56,710
‫جن نه، من تمام مقالاتی...

139
00:04:56,750 --> 00:04:58,960
‫که آلبرت اینشتین منتشر کرده،
‫تمام سوابق تاریخی،

140
00:04:59,000 --> 00:05:00,420
‫و تمام بیوگرافی‌ها رو خوندم.

141
00:05:00,460 --> 00:05:02,420
‫و چیزی درمورد یه فرمول گم شده وجود نداره.

142
00:05:02,460 --> 00:05:04,510
‫شاید روی یه پروژه‌ی فوق محرمانه کار می‌کرده.

143
00:05:04,550 --> 00:05:06,840
‫- بیخیال، اونا مثلا...
‫- پروفسور مک‌کوی؟

144
00:05:06,880 --> 00:05:09,850
‫ما از طرف کمیسیون انرژی اتمی هستیم.

145
00:05:09,890 --> 00:05:11,720
‫میشه لطفا همراه ما بیاید؟

146
00:05:11,760 --> 00:05:12,930
‫می‌خواین دستگیرم کنین؟

147
00:05:12,970 --> 00:05:14,890
‫اتفاقا برعکس.

148
00:05:16,640 --> 00:05:19,940
‫ما به کمکت احتیاج داریم.

149
00:05:19,980 --> 00:05:21,860
‫اون همونیه که فکر می‌کنم؟

150
00:05:23,860 --> 00:05:25,610
‫آره.

151
00:05:38,580 --> 00:05:41,250
‫اونم یه جهش‌گر دیگه‌ست؟
‫مثل مارتینز؟

152
00:05:41,290 --> 00:05:44,130
‫ما ناهنجاری کوانتومی‌ای رو تشخیص نمی‌دیم، نه.

153
00:05:44,170 --> 00:05:46,380
‫اون هانا کارسونه، زنی که 6 سال پیش...

154
00:05:46,420 --> 00:05:49,180
‫تو نیومکزیکو دیدیش،
‫همونی که بهش گفتی به پرینستون بیاد.

155
00:05:49,220 --> 00:05:50,720
‫مگه چقدر احتمال داره که...

156
00:05:50,720 --> 00:05:52,720
‫تو دو جهش با یه نفر برخورد داشته باشم؟

157
00:05:52,760 --> 00:05:54,680
‫من که ایان نیستم، پس...

158
00:05:54,720 --> 00:05:56,020
‫یه رقم دقیق عجیبی ندارم بهت بگم.

159
00:05:56,060 --> 00:05:58,730
‫ولی به نظرم احتمالش به شدت کمه.

160
00:05:58,770 --> 00:06:02,400
‫شاید شتاب دهنده تصمیم گرفته که
‫تو نیاز به یه دوست داری.

161
00:06:03,650 --> 00:06:06,070
‫از اینجا به بعدش با خودمون.

162
00:06:06,110 --> 00:06:08,360
‫پروفسور لارنس گفت که می‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

163
00:06:08,400 --> 00:06:10,110
‫نیازی به گفتن نیست که
‫تمام چیزهایی که اینجا می‌بینی...

164
00:06:10,110 --> 00:06:13,030
‫کاملا محرمانه‌ست.

165
00:06:13,080 --> 00:06:15,540
‫جن، این پروژه‌ی ماترهورنه،

166
00:06:15,580 --> 00:06:17,750
‫برنامه دولتی‌ای که کارش...

167
00:06:17,790 --> 00:06:19,210
‫تحقیقات گرماهسته‌ای فوق سری بود.

168
00:06:19,250 --> 00:06:20,920
‫الان می‌خواستم همینو بهت بگم.

169
00:06:20,960 --> 00:06:22,540
‫صبر کن، من چرا یواش دارم حرف می‌زنم؟

170
00:06:22,580 --> 00:06:25,880
‫پروفسور، آماده‌ای که نگاهی به آینده بندازی؟

171
00:06:31,390 --> 00:06:34,850
‫آینده یه هزارتوی همستر استیم‌پانکه؟

172
00:06:36,810 --> 00:06:39,020
‫استلراتور.

173
00:06:39,060 --> 00:06:42,100
‫یادمه راجع‌به این خونده بودم.

174
00:06:42,150 --> 00:06:43,690
‫تو نامه‌ها.

175
00:06:43,730 --> 00:06:45,820
‫لارنس بهم گفت که دارین روی تکنولوژی جدید...

176
00:06:45,820 --> 00:06:47,320
‫همجوشی هسته‌ای کار می‌کنین.

177
00:06:47,360 --> 00:06:48,570
‫بله.

178
00:06:48,610 --> 00:06:50,740
‫این سیم پیچ‌های مغناطیسی بهمون اجازه میدن...

179
00:06:50,780 --> 00:06:53,570
‫تا ذرات پلاسما رو تحریک کنیم
‫که روی کاغذ...

180
00:06:53,620 --> 00:06:56,660
‫یه روزی می‌تونن انرژی پاک بی‌نهایت تولید کنن.

181
00:06:58,790 --> 00:07:00,620
‫ساعت داری؟

182
00:07:00,660 --> 00:07:01,920
‫آره.

183
00:07:01,960 --> 00:07:03,830
‫اوه.

184
00:07:03,880 --> 00:07:05,000
‫آه.

185
00:07:07,340 --> 00:07:08,880
‫ببخشید، این شوخی هچوقت تکراری نمیشه.

186
00:07:08,920 --> 00:07:10,340
‫نه، این...
‫اوه.

187
00:07:10,380 --> 00:07:12,430
‫دستیار پژوهشی بنده رو ببخشین.

188
00:07:12,470 --> 00:07:15,010
‫اون عین یه بچه‌ی بازیگوش می‌مونه.

189
00:07:15,050 --> 00:07:18,770
‫من دکتر کارل داناون هستم،
‫سرپرست پروژه‌ی ماترهورن.

190
00:07:18,810 --> 00:07:22,440
‫خیلی ممنون که در چنین شرایط دشواری اومدین...

191
00:07:22,480 --> 00:07:23,520
‫پروفسور مک‌کوی.

192
00:07:23,560 --> 00:07:25,060
‫پروفسور لارنس مرد خوبی بود.

193
00:07:25,110 --> 00:07:26,900
‫خیلی بهت تسلیت می‌گم.

194
00:07:26,940 --> 00:07:28,900
‫لطفا، بشینین.

195
00:07:31,590 --> 00:07:34,380
‫دیگه می‌تونین تشریف ببری، خانوم کارسون.

196
00:07:38,090 --> 00:07:41,350
‫من گمون می‌کنم که لارنس...

197
00:07:41,390 --> 00:07:44,680
‫مسائل زیادی رو بهتون گفته،
‫از جمله جستجوش...

198
00:07:44,730 --> 00:07:46,060
‫برای پیدا کردن فرمول اینشتین.

199
00:07:46,100 --> 00:07:48,600
‫- بهت گفته بودم.
‫- بهش اشاره کرده بود.

200
00:07:48,650 --> 00:07:50,770
‫ولی جزئیات رو کامل بهم نگفته بود.

201
00:07:50,810 --> 00:07:54,360
‫اینشتین قبل از مرگش، درگیر...

202
00:07:54,400 --> 00:07:58,070
‫حل کردن مشکلات همجوشی هسته‌ای بود.

203
00:07:58,110 --> 00:08:00,990
‫- که مشکلات زیادی داره.
‫- و حلشون کرده بود.

204
00:08:01,030 --> 00:08:02,530
‫واقعا؟

205
00:08:02,580 --> 00:08:06,830
‫بله، اینشتین چند روز قبل از مرگش
‫فرمولی نوشته بود.

206
00:08:06,870 --> 00:08:09,580
‫ولی فکر می‌کردن که کارش هم همراه با خودش
‫از دست رفته.

207
00:08:09,630 --> 00:08:11,210
‫تا اینکه لارنس سرنخی ازش پیدا کرد...

208
00:08:11,250 --> 00:08:13,210
‫که بعد با من ارتباط برقرار کرد.

209
00:08:13,250 --> 00:08:16,090
‫هرچی که بوده، لارنس هرگز...

210
00:08:16,130 --> 00:08:17,970
‫به ما در ماترهورن چیزی نگفت.

211
00:08:18,010 --> 00:08:20,050
‫اون منتظر شما بود.

212
00:08:20,090 --> 00:08:22,300
‫متاسفانه یکی دیگه زودتر رفت سراغش.

213
00:08:22,350 --> 00:08:24,180
‫"فکر کردن من فرمول رو دارم".

214
00:08:24,220 --> 00:08:25,770
‫اون قبل از مرگش اینو گفت.

215
00:08:25,810 --> 00:08:28,060
‫پروفسور مک‌کوی، ممکنه که عموم مردم...

216
00:08:28,100 --> 00:08:32,110
‫ندونن ما اینجا در ماترهورن چیکار می‌کنیم.

217
00:08:32,150 --> 00:08:35,190
‫ولی بهتون اطمینان میدم که
‫دشمنان‌مون می‌دونن.

218
00:08:35,230 --> 00:08:37,950
‫مدتی هست که جاسوسان شوروی...

219
00:08:37,990 --> 00:08:39,450
‫این پروژه رو هدف گرفتن.

220
00:08:39,490 --> 00:08:41,950
‫لزومی نداره بهتون بگم که اگه شوروی‌ها...

221
00:08:41,990 --> 00:08:45,540
‫اون فرمول رو پیدا کنن،
‫اونا...

222
00:08:45,580 --> 00:08:47,330
‫یه شبه به قدرت بی‌نهایت می‌رسن.

223
00:08:47,370 --> 00:08:49,670
‫و ایالات متحده...

224
00:08:49,710 --> 00:08:51,750
‫به معنای واقعی در تاریکی فرو میره.

225
00:08:51,790 --> 00:08:53,790
‫به نظرتون بتونین پیداش کنین؟

226
00:08:53,840 --> 00:08:55,710
‫مک‌کوی تو خط زمانی اصلی موفق نشد.

227
00:08:55,750 --> 00:08:57,880
‫ولی زیگی میگه که 97 درصد احتمال داره...

228
00:08:57,920 --> 00:08:59,470
‫که تو واسه به اتمام رسوندش اینجا باشی.

229
00:08:59,510 --> 00:09:00,840
‫لارنس دوست من بود.

230
00:09:00,880 --> 00:09:03,930
‫و اینشتین هم الگوی من بوده.

231
00:09:07,310 --> 00:09:10,730
‫اگه اون فرمول اینجا باشه،
‫من پیداش می‌کنم.

232
00:09:21,700 --> 00:09:24,320
‫تو نمی‌تونی این کارو کنی.
‫فقط اعضا اجازه دارن.

233
00:09:24,370 --> 00:09:28,370
‫آروم باش بابا.
‫الان زحمت یک روزتون رو حل کردم.

234
00:09:28,410 --> 00:09:30,210
‫قضیه چی بود؟

235
00:09:30,250 --> 00:09:31,920
‫اعضای آکادمی ملی علوم.

236
00:09:31,960 --> 00:09:33,670
‫عین یه باشگاه پسرونه‌ست.

237
00:09:33,710 --> 00:09:35,210
‫اونا کل روز وانمود می‌کنن...

238
00:09:35,250 --> 00:09:37,800
‫که باهوشن
‫و کمک هزینه‌های تحقیقاتی تپلی دریافت می‌کنن.

239
00:09:37,840 --> 00:09:40,260
‫درسته، آکادمی ملی علوم.

240
00:09:40,300 --> 00:09:42,010
‫گمون کنم که زن‌هایی مثل تو...

241
00:09:42,050 --> 00:09:44,510
‫مدام نادیده گرفته می‌شن.

242
00:09:44,550 --> 00:09:45,930
‫ولی روز منم میرسه.

243
00:09:45,970 --> 00:09:47,560
‫در این مدت اگه در محوطه‌ی دانشگاه...

244
00:09:47,560 --> 00:09:49,350
‫کمکی نیاز داشتی، من در خدمتم.

245
00:09:49,390 --> 00:09:51,640
‫دارم یه مقاله‌ای رو تموم می‌کنم
‫ولی بازم در خدمتم.

246
00:09:51,690 --> 00:09:53,020
‫ها. درمورد چی تحقیق می‌کنی؟

247
00:09:53,060 --> 00:09:55,360
‫گره‌گشاییِ نظریه‌ی درهم‌تنیدگی کوانتومی.

248
00:09:55,400 --> 00:09:56,980
‫داناون قراره کمکم کنه که
‫در آخر این سه ماهه...

249
00:09:56,980 --> 00:09:58,110
‫منتشرش کنم.

250
00:09:58,150 --> 00:10:00,400
‫دیگه خدافظ، باشگاه پسرونه‌.

251
00:10:00,440 --> 00:10:02,200
‫این عالیه، هانا.

252
00:10:04,780 --> 00:10:06,280
‫مگه من اسمم رو بهت گفته بودم؟

253
00:10:06,330 --> 00:10:07,530
‫هوم؟

254
00:10:07,580 --> 00:10:09,370
‫من...

255
00:10:09,410 --> 00:10:13,250
‫پروفسور لارنس تو نامه‌هاش
‫درموردت نوشته بود.

256
00:10:13,290 --> 00:10:15,880
‫گفته بود که تو خیلی باهوشی.

257
00:10:15,920 --> 00:10:17,710
‫ظاهراً تو اهل نیومکزیکو هستی؟

258
00:10:17,750 --> 00:10:22,760
‫آره، درواقع داستان دیوونه‌واریه.

259
00:10:22,800 --> 00:10:26,890
‫بگذریم، اگه کارم داشتی همینجام.

260
00:10:26,930 --> 00:10:29,390
‫موفق باشی، پروفسور مک‌کوی.

261
00:10:29,430 --> 00:10:30,930
‫ممنون.

262
00:10:30,954 --> 00:10:32,954
ا‌را‌ئه‌‌ا‌ی‌ ا‌ز وب‌س‍ایت‌ ب‍ا‌م‍ا‌‌ب‍ی‍ن

263
00:10:33,640 --> 00:10:36,480
‫بن، من دارم به مقاله‌ای که بهش اشاره کرد
‫نگاه می‌کنم.

264
00:10:36,520 --> 00:10:37,860
‫اسم هانا روش نیست.

265
00:10:37,900 --> 00:10:39,820
‫درواقع اسمش رو هیچ مقاله‌ی منتشر شده نیست.

266
00:10:39,860 --> 00:10:41,150
‫اون سال‌ها برای داناون کار می‌کنه،

267
00:10:41,190 --> 00:10:42,530
‫و داناون همش مقاله‌ها رو به اسمش منتشر می‌کنه.

268
00:10:42,530 --> 00:10:44,700
‫غلط کرد.

269
00:10:44,740 --> 00:10:46,240
‫میشه دوباره بگی؟

270
00:10:46,280 --> 00:10:49,950
‫گفتم می‌تونم از کمکت استفاده کنم در اون...
‫در این...

271
00:10:49,990 --> 00:10:52,790
‫جستجوم برای پیدا کردن فرمول اینشتین.

272
00:10:52,830 --> 00:10:54,710
‫بصورت رسمی هست.

273
00:10:54,750 --> 00:10:58,420
‫اعتبار هر کشفی که کردیم
‫بصورت مساوی به اسم هر دومون تموم میشه.

274
00:10:58,460 --> 00:11:00,340
‫یه تیر، دو نشون.
‫از این برنامه خوشم میاد.

275
00:11:00,380 --> 00:11:03,130
‫می‌خوای اعتبارش رو با من سهیم بشی؟

276
00:11:03,170 --> 00:11:04,510
‫تو اصلا منو نمی‌شناسی.

277
00:11:04,550 --> 00:11:06,720
‫خب، انصاف باید رعایت بشه.

278
00:11:06,760 --> 00:11:09,260
‫همونطور که گفتم، لارنس ازت خوشش میومد.

279
00:11:09,300 --> 00:11:12,520
‫بنابراین گفتم که شاید این درهایی رو برات باز کنه.

280
00:11:13,850 --> 00:11:16,900
‫آره، تمام درها رو برام باز می‌کنه.

281
00:11:16,940 --> 00:11:18,310
‫ممنون.

282
00:11:18,360 --> 00:11:20,070
‫من...

283
00:11:20,110 --> 00:11:23,110
‫آخه...
‫پروفسور، حرفم قراره عجیب به نظر بیاد.

284
00:11:23,150 --> 00:11:25,900
‫ولی ما قبلا همدیگه رو ندیدیم؟

285
00:11:27,780 --> 00:11:30,120
‫نه، نه.

286
00:11:30,160 --> 00:11:33,330
‫نه، صرفا قیافه‌ام اینطوریه.

287
00:11:35,000 --> 00:11:37,960
‫پس باشه.

288
00:11:38,000 --> 00:11:40,380
‫این فرمول، از کجا می‌خوای شروع کنی؟

289
00:11:40,420 --> 00:11:43,000
‫لارنس برام نوشته بود که اون سرنخی...

290
00:11:43,050 --> 00:11:44,510
‫درمورد محل فرمول پیدا کرده.

291
00:11:44,550 --> 00:11:47,510
‫ولی من اصلا نمی‌دونم که کجا ممکنه باشه.

292
00:11:47,550 --> 00:11:50,300
‫هوم، نظر علمی منو می‌خوای؟

293
00:11:50,350 --> 00:11:53,270
‫- لطفا.
‫- آپارتمانش رو می‌گردیم.

294
00:11:53,310 --> 00:11:56,270
‫هوشمندانه‌ست.

295
00:11:56,310 --> 00:11:58,270
‫مغز کس دیگه‌ای هم...

296
00:11:58,310 --> 00:11:59,770
‫درگیر احتمالات نیست؟

297
00:11:59,810 --> 00:12:02,610
‫یعنی، اگه بن در سال 1955
‫به راز همجوشی پی ببره،

298
00:12:02,650 --> 00:12:05,240
‫این مسیر قرن 20ام رو به شدت تغییر نمیده؟

299
00:12:05,280 --> 00:12:08,030
‫دیگه خبری از پمپ بنزین نیست.
‫دیگه گرمایش جهانی وجود نداره.

300
00:12:08,070 --> 00:12:09,700
‫مجیک عجب روزی هم مرخصی رفته.

301
00:12:09,700 --> 00:12:12,160
‫این اثر پروانه‌ای واسه پایان دادن
‫به تمام اثرهای پروانه‌ایه.

302
00:12:12,200 --> 00:12:14,040
‫وقتی این تموم شد
‫ماشین‌هامون قراره تو هوا حرکت کنن.

303
00:12:14,040 --> 00:12:15,540
‫بیاین ماشین‌های پرنده رو فراموش کنیم
‫و تمرکزمون رو بذاریم...

304
00:12:15,540 --> 00:12:18,080
‫روی کمک کردن به بن،
‫اول ببینیم که دیگه چه کسی...

305
00:12:18,120 --> 00:12:20,000
‫در سال 1955 دنبال اون فرمول می‌گرده؟

306
00:12:20,040 --> 00:12:22,340
‫ایان کجاست؟

307
00:12:22,380 --> 00:12:24,050
‫دارن سعی می‌کنن بفهمن که
‫امروز صبح...

308
00:12:24,090 --> 00:12:25,670
‫چه چیزی باعث رخ دادن اون نقص شده بود.

309
00:12:25,710 --> 00:12:27,670
‫باشه، باشه، من می‌تونم این کارو کنم.

310
00:12:27,720 --> 00:12:31,340
‫من تو آرشیوهای قدیمی سازمان‌های اطلاعاتی می‌گردم...

311
00:12:31,390 --> 00:12:37,430
‫تا ببینم چه چیزی می‌تونم درمورد جاسوس‌های روسی
‫در پرینستون پیدا کنم.

312
00:12:37,480 --> 00:12:40,060
‫دیدن پاتوق قبلیت برات عجیب نیست؟

313
00:12:40,100 --> 00:12:42,310
‫من 50 سال بعد از اون زمان
‫به اونجا رفتم.

314
00:12:42,360 --> 00:12:44,440
‫تا اون موقع خیلی چیزها عوض شده بود.

315
00:12:44,480 --> 00:12:47,900
‫آره، ولی هنوزم باید خاطراتی رو برات زنده کنه.

316
00:12:47,940 --> 00:12:50,110
‫اگه بن چیزی پیدا کرد
‫بهم خبر بده.

317
00:12:53,580 --> 00:12:54,280
‫باشه.

318
00:13:00,250 --> 00:13:02,250
‫یکی یه قدم ازمون جلوتره.

319
00:13:02,290 --> 00:13:04,420
‫خب، اگه لارنس چیزِ مهمی پیدا کرده باشه،

320
00:13:04,460 --> 00:13:05,670
‫جایی قایمش می‌کنه که...

321
00:13:05,670 --> 00:13:07,050
‫فقط تو بتونی پیداش کنی.

322
00:13:07,090 --> 00:13:09,510
‫چیزی به ذهنت نمیرسه؟

323
00:13:14,550 --> 00:13:18,890
‫ما با همدیگه خدمت کردیم.

324
00:13:18,930 --> 00:13:20,770
‫لارنس راجع‌بهت حرف می‌زد.

325
00:13:20,810 --> 00:13:23,810
‫بهم گفت که تو جونش رو نجات دادی.

326
00:13:23,860 --> 00:13:27,070
‫اینطوری مصدوم شدی؟

327
00:13:27,110 --> 00:13:29,240
‫اوه، ببخشید.

328
00:13:29,280 --> 00:13:32,360
‫اصلا بهم مربوط نمی‌شد.

329
00:13:32,410 --> 00:13:35,120
‫بن، من دارم به سوابق نظامی لارنس و مک‌کوی نگاه می‌کنم.

330
00:13:35,160 --> 00:13:38,410
‫لشکر هشتم هوابرد یه اسم رمزی داشته.

331
00:13:38,450 --> 00:13:40,620
‫راه...یاب.

332
00:13:40,660 --> 00:13:43,080
‫راه‌یاب.

333
00:13:51,130 --> 00:13:53,180
‫معنی این کلمه‌ی آلمانی "عزلت" میشه.

334
00:13:53,220 --> 00:13:55,430
‫و این دست‌خط آل هستش.

335
00:13:55,470 --> 00:13:57,060
‫صبر کن، تو الان...

336
00:13:57,100 --> 00:13:59,020
‫پدر نسبیت رو آل صدا کردی؟

337
00:13:59,060 --> 00:14:00,390
‫تو می‌شناختیش؟

338
00:14:00,430 --> 00:14:02,390
‫خب، ما فقط چند بار همدیگه رو دیدیم، ولی آره.

339
00:14:02,440 --> 00:14:05,190
‫درواقع اون آدم باحالی بود.

340
00:14:05,230 --> 00:14:08,440
‫صبر کن، من این پنجره رو می‌شناسم.

341
00:14:08,480 --> 00:14:09,990
‫وای نه، بن.

342
00:14:10,030 --> 00:14:11,990
‫تو کتابخونه‌ی فیزیکه.

343
00:14:12,030 --> 00:14:14,200
‫اینشتین داره بهمون میگه که
‫کجا رو باید بگردیم.

344
00:14:14,240 --> 00:14:15,530
‫هانا، این عالیه.

345
00:14:15,570 --> 00:14:17,370
‫برعکسش.
‫برعکس عالی بودنه.

346
00:14:17,410 --> 00:14:19,330
‫پیدا کردن اون سرنخ
‫کل خط زمانی رو تغییر داد.

347
00:14:19,330 --> 00:14:21,040
‫بیا بریم، می‌برمت اونجا.

348
00:14:21,080 --> 00:14:22,790
‫بن، هانا امشب می‌میره.

349
00:14:22,830 --> 00:14:25,630
‫پروفسور، میای؟

350
00:14:34,630 --> 00:14:37,800
‫خب، مکان رو درست اومدیم.

351
00:14:37,850 --> 00:14:40,020
‫شاید فرمول یکی از کتاب‌ها باشه؟

352
00:14:40,060 --> 00:14:41,680
‫تعجبی هم نداره که لارنس به کمکم نیاز داشته.

353
00:14:41,730 --> 00:14:43,850
‫سوزن تو انبار کاهه.

354
00:14:43,890 --> 00:14:47,480
‫ببخشید، این بخش کتابخونه تعطیله.

355
00:14:47,520 --> 00:14:49,690
‫اوه، پروفسور مک‌کوی...

356
00:14:49,730 --> 00:14:51,070
‫بن؟

357
00:14:51,110 --> 00:14:52,740
‫از طرف کمیسیون انرژی اتمی اومده.

358
00:14:52,740 --> 00:14:54,110
‫میشه لطفا 15 دقیقه بهمون وقت بدی؟

359
00:14:54,110 --> 00:14:55,530
‫اون چطوری می‌میره؟

360
00:14:55,570 --> 00:14:57,240
‫ظاهراً یه اتفاق آزمایشگاهی عجیبی...

361
00:14:57,240 --> 00:14:58,950
‫امشب تو ماترهورن رخ میده.

362
00:14:58,990 --> 00:15:01,370
‫تو گزارشات نوشته که هانا داشته...

363
00:15:01,410 --> 00:15:02,790
‫یه جور آزمایشی انجام می‌داده.

364
00:15:02,830 --> 00:15:04,460
‫کل ساختمون آتیش گرفته.

365
00:15:04,500 --> 00:15:05,790
‫پس دست از جستجو برمی‌دارم.

366
00:15:05,790 --> 00:15:06,960
‫نه، نمی‌تونی.

367
00:15:07,000 --> 00:15:08,460
‫زیگی میگه که بهترین شانس ما
‫واسه جهش کردنت...

368
00:15:08,460 --> 00:15:10,040
‫پیدا کردن اون فرموله.

369
00:15:10,090 --> 00:15:11,500
‫تازشم، اگه الان بیخیال پیدا کردن فرمول بشی،

370
00:15:11,500 --> 00:15:13,050
‫هانا بازم تو حادثه می‌میره.

371
00:15:13,090 --> 00:15:15,720
‫به زیگی بگو که این اصلا منطقی نیست.

372
00:15:15,760 --> 00:15:17,970
‫من ازش کمک خواستم.

373
00:15:18,010 --> 00:15:20,560
‫بنابراین هر اتفاقی که براش بی‌افته
‫مسئولیتش با منه.

374
00:15:20,600 --> 00:15:23,390
‫بن. هی، درست میشه.

375
00:15:23,430 --> 00:15:25,890
‫درستش می‌کنیم.
‫اینو که می‌دونی، درسته؟

376
00:15:28,150 --> 00:15:29,560
‫جریان چیه؟

377
00:15:29,610 --> 00:15:31,610
‫فکر کنم اون منو یادش میاد، جن.

378
00:15:31,650 --> 00:15:33,530
‫می‌دونم که تو جسم دیگه‌ای هستم،

379
00:15:33,570 --> 00:15:37,240
‫ولی وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫انگار منو می‌شناسه.

380
00:15:39,620 --> 00:15:41,240
‫تو گوشیت رو آوردی اینجا؟

381
00:15:41,280 --> 00:15:44,790
‫آره، من باید واسه یه مدت کوتاه برم.

382
00:15:44,830 --> 00:15:46,960
‫تو فقط فرمول رو پیدا کن.

383
00:15:47,000 --> 00:15:48,790
‫و نذار امشب هانا نزدیک ساختمون بشه، باشه؟

384
00:15:48,790 --> 00:15:50,080
‫چشم بهم بزنی برگشتم.

385
00:15:50,130 --> 00:15:51,250
‫جن...

386
00:15:51,290 --> 00:15:52,800
‫پس اینجایی.

387
00:15:52,840 --> 00:15:55,220
‫خیلی‌خب، یکم برامون وقت جور کردم.
‫می‌خوای از کجا شروع کنیم؟

388
00:15:55,260 --> 00:15:57,260
‫بر اساس حروف الفبا شروع کنیم؟

389
00:15:59,050 --> 00:16:01,300
‫باشه، بیا شروع کنیم.

390
00:16:04,140 --> 00:16:05,310
‫جن؟

391
00:16:05,350 --> 00:16:07,440
‫همه‌چی روبراهه؟

392
00:16:07,480 --> 00:16:09,020
‫یه مشکل امنیتی داریم.

393
00:16:09,060 --> 00:16:10,560
‫درواقع مشکل به حساب نمیاد،
‫یه قضیه‌ایه.

394
00:16:10,610 --> 00:16:14,110
‫بیا بگیم یه قضیه‌ای هست که
‫باید بهش رسیدگی کنم.

395
00:16:14,150 --> 00:16:15,940
‫ممکنه یه خرده طول بکشه.

396
00:16:29,040 --> 00:16:31,170
‫پس فکر کنم که مشکل امروز صبح
‫یه نقص تصادفی نبود.

397
00:16:31,170 --> 00:16:32,880
‫نه، تو دردسر جدی‌ای افتادیم.

398
00:16:32,920 --> 00:16:34,460
‫خب، هرکاری که داری می‌کنی،
‫داره...

399
00:16:34,460 --> 00:16:35,550
‫هشدارهای امنیتی منو بالا میاره.

400
00:16:35,590 --> 00:16:37,170
‫می‌دونم، باشه؟
‫دارم هول می‌کنم.

401
00:16:37,220 --> 00:16:39,300
‫- نمی‌دونم چیکار کنم.
‫- هی.

402
00:16:39,340 --> 00:16:41,140
‫تو نمی‌تونی به تنهایی اینو درست کنی.

403
00:16:41,180 --> 00:16:42,930
‫مجبورم نیستی.

404
00:16:42,970 --> 00:16:45,970
‫می‌دونی که باید با کی حرف بزنی، درسته؟

405
00:16:46,020 --> 00:16:48,140
‫آره.

406
00:16:48,180 --> 00:16:50,060
‫می‌دونم.

407
00:16:50,084 --> 00:16:52,084
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز ب‍ا‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

408
00:17:01,860 --> 00:17:03,530
‫هیچی نیست.

409
00:17:03,570 --> 00:17:07,750
‫یالا دیگه، آلبرت
‫اینو کجا قایم کردی؟

410
00:17:07,790 --> 00:17:10,250
‫پروفسور، وقتمون داره تموم میشه.

411
00:17:11,580 --> 00:17:13,000
‫خیلی‌خب، تو اونجا بودی.

412
00:17:13,040 --> 00:17:15,670
‫ایده‌ای نداری که کجا رو باید بگردن؟

413
00:17:15,710 --> 00:17:17,210
‫راستش آره.

414
00:17:17,260 --> 00:17:19,970
‫بهشون بگو طبقه‌ی دوم رو بگردن.

415
00:17:20,010 --> 00:17:22,510
‫من نمی‌تونم برگردم اونجا.

416
00:17:22,550 --> 00:17:25,180
‫بن خیلی واضح گفتم که
‫درحال حاضر نمی‌خواد...

417
00:17:25,220 --> 00:17:27,770
‫من هولوگرامش باشم.

418
00:17:27,810 --> 00:17:28,850
‫مجیک نیست.

419
00:17:28,890 --> 00:17:31,230
‫ایان دستش بنده و جن هم داره...

420
00:17:31,270 --> 00:17:33,730
‫یه کاری می‌کنه، پس...

421
00:17:37,070 --> 00:17:38,110
‫نه، فکر بدیه.

422
00:17:38,150 --> 00:17:40,700
‫نه، از بد هم بدتره.

423
00:17:42,070 --> 00:17:44,030
‫تو فکر بهتری داری؟

424
00:17:51,910 --> 00:17:52,960
‫سلام، بن.

425
00:17:53,000 --> 00:17:56,210
‫من تام وستفال از وزارت دفاع هستم.

426
00:18:00,210 --> 00:18:02,220
‫درسته، ببخشید.

427
00:18:02,260 --> 00:18:03,760
‫من به جای جن اومدم.

428
00:18:03,800 --> 00:18:05,800
‫اون دستش گیره.

429
00:18:12,730 --> 00:18:14,480
‫ممنون، ولی لازم نکرده.

430
00:18:14,520 --> 00:18:15,730
‫به کمکت نیاز ندارم.

431
00:18:15,770 --> 00:18:18,400
‫می‌تونی هر کسی که باشه رو بفرستی،
‫اصلا هر کس دیگه‌ای که بود.

432
00:18:18,440 --> 00:18:19,820
‫کس دیگه‌ای نداریم.

433
00:18:19,860 --> 00:18:22,570
‫ببین، می‌دونم که این بدجور معذب کننده‌ست،

434
00:18:22,610 --> 00:18:24,160
‫ولی من اینجا دانشجو بودم.

435
00:18:24,200 --> 00:18:26,160
‫فکر کنم بتونم کمکت کنم
‫چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی.

436
00:18:26,160 --> 00:18:27,330
‫اوه، جدی؟

437
00:18:27,370 --> 00:18:28,910
‫مگه وقتی تو و دوست‌هات...

438
00:18:28,950 --> 00:18:31,000
‫اینجا داشتین بازی می‌کردین
‫یه فرمول 50 ساله پیدا کردی؟

439
00:18:31,000 --> 00:18:32,290
‫نه.

440
00:18:32,330 --> 00:18:35,960
‫ولی یه اتاق مخفی تو طبقه‌ی دوم پیدا کردم.

441
00:18:36,000 --> 00:18:38,420
‫اگه حق با تو باشه، بدجور عصبی می‌شم.

442
00:18:38,460 --> 00:18:40,630
‫ما دنبال چی می‌گردیم؟

443
00:18:40,670 --> 00:18:42,920
‫در افسانه‌ها اومده که در دهه‌ی 1800،

444
00:18:42,970 --> 00:18:44,550
‫انجمن‌های مخفی‌ای بودن که...

445
00:18:44,590 --> 00:18:46,680
‫در این کتابخونه باهم دیدار می‌کردن.

446
00:18:46,720 --> 00:18:49,430
‫ظاهراً یه اتاق مخفی در اینجا ساختن.

447
00:18:49,470 --> 00:18:51,720
‫و آل زیر نقاشیش "عزلت" نوشته بود.

448
00:18:51,770 --> 00:18:53,310
‫پس شاید جایی کار می‌کرده...

449
00:18:53,350 --> 00:18:54,480
‫که هیچکس نمی‌تونسته پیداش کنه.

450
00:18:54,520 --> 00:18:56,270
‫خودشه.

451
00:19:00,480 --> 00:19:02,820
‫بیا چند از این کتاب‌ها رو بکشیم.

452
00:19:06,450 --> 00:19:08,820
‫صبر کن، واقعا همین دیوار بود؟

453
00:19:10,580 --> 00:19:11,580
‫یه جایی همینجاست.

454
00:19:11,620 --> 00:19:13,500
‫شاید بهتره از هم جدا بشیم.

455
00:19:15,250 --> 00:19:17,120
‫آخه چطور یه اتاق مخفی رو فراموش کردی؟

456
00:19:17,170 --> 00:19:19,790
‫قضیه واسه دوران دانشگاهه.
‫اون موقع عقل‌مون درست کار نمی‌کرد.

457
00:19:19,840 --> 00:19:22,630
‫اوه، منظورت اینه که میومدی اینجا...

458
00:19:22,670 --> 00:19:24,090
‫تا با رفیق‌هات نئشه کنی.

459
00:19:24,130 --> 00:19:26,930
‫نه، داشتم با زن آینده‌ام نئشه می‌کردم.

460
00:19:26,970 --> 00:19:29,050
‫چی؟ صبر کن ببینم، تو متاهلی؟

461
00:19:29,100 --> 00:19:30,470
‫خیلی‌خب، اشتباه شده بود.

462
00:19:30,510 --> 00:19:32,350
‫هیچ مشکلی نیسـ...

463
00:19:32,390 --> 00:19:34,730
‫تام رفته پیش بن؟

464
00:19:34,770 --> 00:19:35,890
‫فکر می‌کردم تو ادیسون رو دوست داری.

465
00:19:35,890 --> 00:19:40,150
‫آره، و خیلی هم داره عالی پیش میره.

466
00:19:40,190 --> 00:19:42,280
‫همسرم 6 سال پیش فوت کرد.

467
00:19:42,320 --> 00:19:44,110
‫سرطان داشت.

468
00:19:44,150 --> 00:19:48,320
‫میشه برگردیم سر پیدا کردن این فرمول؟

469
00:19:48,360 --> 00:19:50,450
‫پروفسور؟

470
00:19:52,950 --> 00:19:56,710
‫حالا داریم مکان درستی رو می‌گردیم.

471
00:19:56,750 --> 00:19:59,170
‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم.

472
00:20:03,380 --> 00:20:05,760
‫اتاق اون طرفه.

473
00:20:05,800 --> 00:20:07,840
‫حتما نقطه دسترسیش تا 50 سال آینده تغییر می‌کنه.

474
00:20:07,880 --> 00:20:09,340
‫واسه همینم نتونستم پیداش کنم.

475
00:20:09,390 --> 00:20:11,680
‫خیلی‌خب، اگه من آلبرت اینشتین بودم،

476
00:20:11,720 --> 00:20:14,020
‫چطوری یه در مخفی رو باز می‌کردم؟

477
00:20:17,890 --> 00:20:19,150
‫هانا، ساعت تو چنده؟

478
00:20:19,190 --> 00:20:20,190
‫4:30.

479
00:20:20,230 --> 00:20:21,520
‫مال منم دیگه.

480
00:20:21,560 --> 00:20:23,190
‫این ساعت سه دقیقه جلوتره.

481
00:20:23,230 --> 00:20:25,070
‫زمان نسبی‌ـه.

482
00:20:35,870 --> 00:20:37,500
‫اول شما.

483
00:20:44,550 --> 00:20:47,010
‫چه دنج.

484
00:20:47,050 --> 00:20:49,880
‫صبر کن، این مال آل‌ـه.

485
00:20:49,930 --> 00:20:52,140
‫قبلا اینو به دفترهای ماترهورن میاورد.

486
00:20:52,180 --> 00:20:53,430
‫زبانش آلمانیه.

487
00:20:53,470 --> 00:20:54,760
‫ولی من می‌تونم ترجمش کنم.

488
00:20:54,810 --> 00:20:56,600
‫- میشه چراغ رو روشن کنی؟
‫- آره.

489
00:21:04,650 --> 00:21:06,150
‫چی نوشته؟

490
00:21:06,190 --> 00:21:07,780
‫بن، یه مرد سفیدپوست چشم آبی...

491
00:21:07,780 --> 00:21:09,240
‫داره این سمتی میاد، و چاقو هم داره.

492
00:21:09,280 --> 00:21:10,820
‫- یکی داره میاد.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

493
00:21:10,820 --> 00:21:12,780
‫وقتی از در اومد داخل، مچ دستش رو بگیر،

494
00:21:12,820 --> 00:21:14,240
‫و چاقو رو بزن تو شونه‌ی خودش.

495
00:21:14,240 --> 00:21:15,700
‫من این کارو بلد نیستم، یادته؟

496
00:21:15,700 --> 00:21:16,950
‫- من سرباز نیستم.
‫- چرا، هستی.

497
00:21:16,950 --> 00:21:18,330
‫- چرا داری اینو میگی؟
‫- بن، مراقب باش.

498
00:21:22,290 --> 00:21:23,960
‫آه!

499
00:21:26,630 --> 00:21:29,260
‫کتاب رو بده من، وگرنه جفت‌تون می‌میرین.

500
00:21:29,300 --> 00:21:30,720
‫خیلی‌خب.

501
00:21:40,890 --> 00:21:42,940
‫مک‌کوی!

502
00:22:00,700 --> 00:22:02,000
‫حالت خوبه؟

503
00:22:02,040 --> 00:22:03,790
‫آره.

504
00:22:03,830 --> 00:22:05,500
‫ما باید از اینجا بریم بیرون.
‫پاهاش رو بگیر.

505
00:22:05,500 --> 00:22:06,920
‫بن؟

506
00:22:06,960 --> 00:22:09,380
‫- دفتر.
‫- اوه، دفتر.

507
00:22:16,140 --> 00:22:18,180
‫خیلی‌خب.

508
00:22:18,220 --> 00:22:19,180
‫زنگ بزن 911.

509
00:22:19,220 --> 00:22:20,470
‫9-1 چی؟

510
00:22:20,520 --> 00:22:21,850
‫اپراتور رو بگیر.

511
00:22:21,890 --> 00:22:24,560
‫بهشون بگو که فوراً نیاز به پلیس و آتش‌نشانی داریم.

512
00:22:24,600 --> 00:22:26,400
‫از کجا می‌دونستی که اون داره میاد؟

513
00:22:26,440 --> 00:22:28,320
‫از دوره آموزشی ارتش.

514
00:22:28,360 --> 00:22:32,070
‫از دور می‌تونستم صدای پاهاش رو بشنوم.

515
00:22:32,110 --> 00:22:33,610
‫باشه.

516
00:22:38,700 --> 00:22:40,450
‫انگار این چشم آبی ممکنه...

517
00:22:40,490 --> 00:22:43,080
‫همون قاتل لارنس باشه.

518
00:22:43,120 --> 00:22:46,380
‫بن، مطمئن نیستم که با روس‌ها طرف باشی.

519
00:22:48,290 --> 00:22:49,880
‫- کارت عالی بود.
‫- واقعا؟

520
00:22:49,920 --> 00:22:52,210
‫خط زمانی تازه بروز شد.

521
00:22:52,260 --> 00:22:54,880
‫به لطف بن و هانا، کلاوس اریکسون...

522
00:22:54,930 --> 00:22:56,390
‫به جرم به قتل رسوند پروفسور لارنس...

523
00:22:56,390 --> 00:22:57,510
‫متهم و محکوم شد.

524
00:22:57,550 --> 00:22:58,800
‫حبس ابد گرفت.

525
00:22:58,850 --> 00:23:00,430
‫کلاوس اریکسون، چه اطلاعاتی ازش داریم؟

526
00:23:00,430 --> 00:23:01,770
‫اون آلمانیه.

527
00:23:01,810 --> 00:23:03,640
‫با بورسیه تحصیلی رشته‌ی مهندسی شیمی...

528
00:23:03,680 --> 00:23:05,690
‫از برلین به آمریکا اومد.

529
00:23:05,730 --> 00:23:07,230
‫تتو نداره؟

530
00:23:07,270 --> 00:23:08,650
‫آره، راستش داره.

531
00:23:10,360 --> 00:23:12,150
‫اون نماد نازی‌ هستش.

532
00:23:12,190 --> 00:23:15,490
‫صبر کن، نازی‌ها دنبال این فرمولن؟

533
00:23:15,530 --> 00:23:16,910
‫مگه تو دهه‌ اشتباهی هستیم؟

534
00:23:16,950 --> 00:23:18,740
‫یه تحقیق جامع درمورد عملیات "گیره کاغذ" انجام بدین.

535
00:23:18,780 --> 00:23:20,240
‫من به وزارت دفاع زنگ می‌زنم.

536
00:23:20,280 --> 00:23:22,540
‫و میگم که همه‌چی از حالت محرمانه خارج کنن.

537
00:23:22,580 --> 00:23:24,910
‫عملیات "گیره‌ کاغذ"؟

538
00:23:24,960 --> 00:23:28,290
‫بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا به آلمان رفت...

539
00:23:28,330 --> 00:23:31,920
‫و هزاران دانشمند و مهندس رو استخدام کردن...

540
00:23:31,960 --> 00:23:33,800
‫تا برای منافع آمریکا خدمت کنن.

541
00:23:33,840 --> 00:23:35,550
‫ما به نازی‌ها شغل دادیم؟

542
00:23:35,590 --> 00:23:36,930
‫تو خاک آمریکا.

543
00:23:36,970 --> 00:23:39,600
‫صبر کن.
‫تو گفتی که تعدادشون هزاران نفر بوده.

544
00:23:39,640 --> 00:23:42,560
‫یعنی اصلا نمی‌دونیم که بن با چند نفر طرفه.

545
00:23:44,310 --> 00:23:46,310
‫بله، قربان.

546
00:23:46,350 --> 00:23:48,100
‫ممنون، ژنرال.

547
00:23:48,150 --> 00:23:49,940
‫به زودی به فایل‌ها دسترسی پیدا می‌کنیم.

548
00:23:49,980 --> 00:23:52,860
‫هی، شنیدم که راجع‌به کیت
‫به بن گفتی.

549
00:23:54,360 --> 00:23:55,320
‫خیلی ببخشید.

550
00:23:55,360 --> 00:23:57,950
‫وقتی ازت خواستم بری اونجا...

551
00:23:57,990 --> 00:23:58,910
‫به اون فکر نکرده بودم.

552
00:23:58,950 --> 00:24:00,070
‫تصمیم درستی بود.

553
00:24:00,120 --> 00:24:02,700
‫تازشم، اونجا صرفا یه مکانه.

554
00:24:02,740 --> 00:24:05,540
‫هی.

555
00:24:05,580 --> 00:24:08,290
‫ببین، من وقتی بن رو از دست دادم،

556
00:24:08,330 --> 00:24:10,540
‫شنیدن روند سوگواری تو بود...

557
00:24:10,580 --> 00:24:14,920
‫که واقعا کمکم کرد ازش بگذرم.

558
00:24:14,960 --> 00:24:16,760
‫ولی از وقتی ما باهم بودیم،

559
00:24:16,800 --> 00:24:20,300
‫تو دیگه راجع‌به کیت حرف نزدی.

560
00:24:20,340 --> 00:24:22,430
‫می‌خوام بدونی که می‌تونی
‫راجع‌بهش حرف بزنی،

561
00:24:22,470 --> 00:24:25,470
‫مخصوصا وقتی داری جایی رو می‌بینی...

562
00:24:25,520 --> 00:24:26,930
‫که باهم آشنا شدین.

563
00:24:26,980 --> 00:24:29,980
‫ممنون.

564
00:24:30,020 --> 00:24:34,270
‫ولی اگه راجع‌بهش حرف نمی‌زنم،
‫به خاطر اینه که تو مأموریت هستیم.

565
00:24:34,320 --> 00:24:37,150
‫و الان تمرکز کردن روی گذشته
‫فایده‌ای برام نداره.

566
00:24:38,490 --> 00:24:40,200
‫باشه.

567
00:24:46,500 --> 00:24:48,330
‫میشه یه نوشیدنی واسه خودم بریزم؟

568
00:24:48,370 --> 00:24:50,620
‫هر روز پیش نمیاد که یکی سعی کنه
‫منو بکشه.

569
00:24:50,670 --> 00:24:53,340
‫میشه دو لیوان بریزی؟

570
00:24:53,380 --> 00:24:55,960
‫حتما.

571
00:24:56,000 --> 00:24:57,340
‫خوندن نوشته‌های آلمانی چطور پیش میره؟

572
00:24:57,380 --> 00:24:59,550
‫اوه، معرکه‌ست.

573
00:24:59,590 --> 00:25:03,470
‫اینشتین درمورد رویاهاش و ترس‌هاش نوشته.

574
00:25:03,510 --> 00:25:07,350
‫انگار داخل مغز بزرگ و زیباش هستم.

575
00:25:07,390 --> 00:25:10,520
‫خدایا، دلم می‌خواست دقیقا مثل اون باشم.

576
00:25:10,560 --> 00:25:12,060
‫منم.

577
00:25:18,340 --> 00:25:19,280
.به سلامتی آل

578
00:25:19,914 --> 00:25:21,374
.به سلامتی آل

579
00:25:24,520 --> 00:25:26,860
‫یه چیزی از دفترش برام بخون.

580
00:25:26,900 --> 00:25:28,490
‫باشه.

581
00:25:28,530 --> 00:25:32,200
‫خب، آل با دلشوره‌هایی دست و پنجه نرم می‌کرده.

582
00:25:32,240 --> 00:25:36,290
‫"نوآوری‌های بشر،
‫نبود وجدان،

583
00:25:36,330 --> 00:25:39,250
‫صرفا ما رو به فاجعه نزدیک‌تر می‌کند".

584
00:25:39,290 --> 00:25:41,830
‫ - اوه.
‫- آره.

585
00:25:41,880 --> 00:25:43,960
‫هوم.

586
00:25:44,000 --> 00:25:45,340
‫این جالبه.

587
00:25:45,380 --> 00:25:47,670
‫کل این صفحه به زبان یونانی نوشته شده.

588
00:25:47,710 --> 00:25:48,880
‫اوه.

589
00:25:48,920 --> 00:25:50,510
‫انگار یه جور شعره؟

590
00:25:50,550 --> 00:25:51,720
‫نه.

591
00:25:51,760 --> 00:25:52,890
‫من زبان یونانی خوندم.

592
00:25:52,930 --> 00:25:54,470
‫این شعر اصلا به نظر منطقی نمیاد.

593
00:25:54,510 --> 00:25:56,470
‫- اجازه هست؟
‫- آره.

594
00:25:59,060 --> 00:26:01,390
‫باید اینو ترجمه‌اش کنیم.

595
00:26:02,480 --> 00:26:03,980
‫صبر کن، مگه دفتر رو لازم نداری؟

596
00:26:04,020 --> 00:26:05,860
‫من حافظه‌ی تصویری دارم.

597
00:26:05,900 --> 00:26:07,190
‫یه نگاه دیگه بنداز.

598
00:26:07,230 --> 00:26:10,740
‫کلمه‌ یونانی "تریتوس"،

599
00:26:10,780 --> 00:26:14,700
‫که یعنی سوم،
‫و "دوتروس" میشه دوم،

600
00:26:14,740 --> 00:26:16,740
‫اگه اینا کد باشن؟

601
00:26:16,780 --> 00:26:20,460
‫ایزوتوپ‌ها، تریتیوم و دوتریوم دارن.

602
00:26:20,500 --> 00:26:22,790
‫اون داره با استفاده از کد فرمول رو مخفی می‌کنه.

603
00:26:22,830 --> 00:26:24,210
‫هانا، تو پیداش کردی.

604
00:26:24,250 --> 00:26:26,960
‫حالا فقط باید رمزگشاییش کنیم.

605
00:26:27,000 --> 00:26:28,380
‫دلم می‌خواد ببوسمت پروفسور

606
00:26:28,420 --> 00:26:30,720
‫ولی دستمون با تاریخ‌سازی بنده.

607
00:26:30,760 --> 00:26:32,050
‫اگه این جواب بده...

608
00:26:32,090 --> 00:26:34,050
‫دنیا رو تغییر میده.

609
00:26:36,600 --> 00:26:40,390
‫بن، اون باید دست از ترجمه کردن برداره.

610
00:26:40,430 --> 00:26:42,890
‫زیگی همین الانشم باقیِ فرمول رو رمزگشایی کرده.

611
00:26:42,940 --> 00:26:44,100
‫خطرناکه.

612
00:26:44,150 --> 00:26:45,770
‫این استلراتور رو به شدت ناپایدار می‌کنه.

613
00:26:45,770 --> 00:26:48,440
‫واکنش همجوشی‌ای که می‌تونه
‫کل ساختمان‌ها رو نابود کنه.

614
00:26:48,480 --> 00:26:51,650
‫واسه همینم به لارنس نداده بودش.

615
00:26:51,690 --> 00:26:53,070
‫این برای انرژی پاک نیست.

616
00:26:53,110 --> 00:26:55,620
‫یه بمبه.

617
00:26:55,660 --> 00:26:57,080
‫ببخشید؟

618
00:26:57,120 --> 00:26:58,990
‫زیگی میگه که اگه ترجمه رو کامل کنین...

619
00:26:59,040 --> 00:27:01,790
‫و به دست نازی‌ها برسه، خب...

620
00:27:01,830 --> 00:27:03,920
‫هانا، ما نمی‌تونیم اینو کامل کنیم.

621
00:27:03,960 --> 00:27:05,420
‫زیادی خطرناکه.

622
00:27:05,460 --> 00:27:07,380
‫اون خواب‌هایی که اینشتین راجع‌بهشون نوشته،

623
00:27:07,420 --> 00:27:09,250
‫ترس‌های مصیبت و فاجعه.

624
00:27:09,300 --> 00:27:11,170
‫منظورش این فرمول بوده.

625
00:27:11,210 --> 00:27:13,340
‫همین 30 ثانیه پیش ازم می‌خواستی
‫که اینو رمزگشایی کنم،

626
00:27:13,380 --> 00:27:14,590
‫حالا می‌خوای بیخیال بشم؟

627
00:27:14,590 --> 00:27:16,140
‫ببین، می‌دونم که این به نظر دیوونگی میاد،

628
00:27:16,180 --> 00:27:17,680
‫ولی لطفا دفتر رو بده من.

629
00:27:17,720 --> 00:27:20,100
‫نمی‌تونم این کارو کنم.
‫این زیادی مهمه.

630
00:27:20,140 --> 00:27:21,270
‫هانا، اگه تو...

631
00:27:21,310 --> 00:27:22,600
‫با اون فرمول از اینجا بری، می‌میری.

632
00:27:22,600 --> 00:27:23,600
‫باشه.

633
00:27:23,640 --> 00:27:24,980
‫قراره انفجاری رخ بده...

634
00:27:24,980 --> 00:27:26,770
‫که مسیر تاریخ رو تغییر میده.

635
00:27:26,810 --> 00:27:29,570
‫پروفسور، نمی‌دونم چه اتفاقی داره برات می‌افته،

636
00:27:29,610 --> 00:27:30,780
‫ولی به نظرم بهتره من برم.

637
00:27:30,820 --> 00:27:32,240
‫بن، تو باید جلوش رو بگیری.
‫اون نباید بره.

638
00:27:32,240 --> 00:27:34,990
‫مأمور رابرت کوک!

639
00:27:35,030 --> 00:27:37,490
‫اون بهت گفت بیای اینجا.

640
00:27:39,120 --> 00:27:40,950
‫تو یه رستوران دیدیش.

641
00:27:40,990 --> 00:27:43,200
‫شما درمورد اینشتین...

642
00:27:43,250 --> 00:27:47,420
‫و تکانه زاویه‌ای و یویو حرف زدین.

643
00:27:47,460 --> 00:27:51,050
‫و تو کمکش کردی که یه دختر جوون
‫رو نجات بده.

644
00:27:51,090 --> 00:27:53,300
‫و بهش گفتی که خداحافظی نکنه،

645
00:27:53,340 --> 00:27:56,630
‫فقط بگه بعداً می‌بینمت.

646
00:27:59,930 --> 00:28:03,060
‫تو این چیزها رو از کجا می‌دونی؟

647
00:28:03,100 --> 00:28:06,480
‫همونطوری که می‌دونم
‫اگه با اون فرمول از اینجا بری...

648
00:28:06,520 --> 00:28:08,980
‫چه اتفاقی برات می‌افته.

649
00:28:11,150 --> 00:28:13,690
‫من یه مسافر زمان هستم.

650
00:28:20,240 --> 00:28:21,700
‫تو یه مسافر زمانی؟

651
00:28:21,740 --> 00:28:23,830
‫بن، تو الان داری...

652
00:28:23,870 --> 00:28:25,290
‫پروتکل جهش کوانتومی رو کامل نقض می‌کنی.

653
00:28:25,330 --> 00:28:27,170
‫هرچی که بهش بگی تاثیرات بزرگی...

654
00:28:27,170 --> 00:28:28,370
‫روی خط زمانی می‌ذاره.

655
00:28:28,420 --> 00:28:29,920
‫میشه لطفا تنهام بذاری؟

656
00:28:29,960 --> 00:28:33,340
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

657
00:28:33,380 --> 00:28:36,510
‫یه شخص هولوگرام از آینده.

658
00:28:36,550 --> 00:28:38,380
‫ببین، می‌دونم که این به نظر دیوونگی میاد،

659
00:28:38,430 --> 00:28:41,050
‫ولی تو یه زمانی بهم گفتی که
‫به غیرممکن باور داری.

660
00:28:44,220 --> 00:28:46,270
‫من یه بار از اینشتین اشتباه نقل کردم...

661
00:28:46,310 --> 00:28:48,640
‫چون می‌دونستم که حرفم رو تصحیح می‌کنی.

662
00:28:50,610 --> 00:28:53,440
‫وای، خدای من.

663
00:28:54,360 --> 00:28:57,030
‫تویی، مگه نه؟

664
00:28:57,070 --> 00:28:59,780
‫تو رابرت کوک هستی.

665
00:28:59,820 --> 00:29:02,450
‫به مدت چند روز بودم.

666
00:29:02,490 --> 00:29:05,750
‫و حالا پروفسور مک‌کوی‌ام.

667
00:29:05,790 --> 00:29:09,290
‫من وقتی در زمان سفر می‌کنم،
‫تو جسم بقیه آدم‌ها جهش می‌کنم...

668
00:29:09,330 --> 00:29:12,170
‫تا تاریخ رو تغییر بدم که بهتر بشه.

669
00:29:13,920 --> 00:29:17,840
‫این...

670
00:29:17,880 --> 00:29:19,930
‫فوق‌العاده‌ست.

671
00:29:19,970 --> 00:29:21,220
‫وای!

672
00:29:21,260 --> 00:29:23,180
‫یه فرشته نگهبانی که از آینده فرستاده شده؟

673
00:29:23,220 --> 00:29:26,100
‫این باید رمانتیک‌ترین قسمت فیزیک باشه...

674
00:29:26,140 --> 00:29:27,180
‫که تا حالا شنیدم.

675
00:29:27,220 --> 00:29:28,640
‫همین؟

676
00:29:28,680 --> 00:29:31,020
‫قضیه‌ی سفر در زمان رو قبول داری؟

677
00:29:31,060 --> 00:29:34,820
‫ببین، حرفم قراره به نظر دیوونگی بیاد
‫ولی من شناختمت.

678
00:29:34,860 --> 00:29:38,740
‫البته ظاهرت رو که نه،
‫ولی امروز باطنت برام آشنا بود.

679
00:29:38,780 --> 00:29:42,030
‫اون موقع برام منطقی نبود،
‫ولی الان منطقیه.

680
00:29:42,070 --> 00:29:43,950
‫باور کن، ذهنم درگیره،

681
00:29:43,990 --> 00:29:48,040
‫ولی به گمونم دلم به طرز عجیبی می‌دونست.

682
00:29:48,080 --> 00:29:50,120
‫عجب، من...

683
00:29:50,160 --> 00:29:51,370
‫تا کِی اینجایی؟

684
00:29:51,420 --> 00:29:53,580
‫هر دفعه فرق می‌کنه.

685
00:29:53,630 --> 00:29:56,050
‫پس بیا وقت تلف نکنیم.

686
00:29:56,090 --> 00:29:59,630
‫پس تو به سال 1955 اومدی...

687
00:29:59,670 --> 00:30:02,970
‫تا فرمول اینشتین رو پیدا و نابودش کنی.

688
00:30:03,010 --> 00:30:04,300
‫خب، فکر می‌کردم دلیلش همین بود.

689
00:30:04,350 --> 00:30:06,100
‫ولی حالا فکر می‌کنم که واسه کمک به تو اومدم.

690
00:30:06,100 --> 00:30:08,470
‫به من کمک کنی؟

691
00:30:08,520 --> 00:30:10,230
‫چرا؟

692
00:30:11,640 --> 00:30:13,400
‫اوه.

693
00:30:15,860 --> 00:30:18,820
‫مسئله داناون‌ـه، مگه نه؟

694
00:30:18,860 --> 00:30:21,860
‫هرگز قرار نیست کارم رو منتشر کنه.

695
00:30:21,900 --> 00:30:25,990
‫من با داناون حرف می‌زنم
‫و همه‌ چیزهایی که پیدا کردیم رو توضیح میدم.

696
00:30:26,030 --> 00:30:28,540
‫ولی تا وقتی این کارو می‌کنم،
‫ازت می‌خوام اینجا بمونی...

697
00:30:28,580 --> 00:30:31,790
‫چون اگه بدونم اینجایی،
‫می‌دونم جات امنه.

698
00:30:31,830 --> 00:30:35,170
‫داری ازم می‌خوای که هیچ کاری نکنم.

699
00:30:35,210 --> 00:30:36,960
‫اصلا بیکار موندن رو بلد نیستم.

700
00:30:37,000 --> 00:30:41,380
‫ازت می‌خوام بهم اعتماد کنی...

701
00:30:41,420 --> 00:30:44,760
‫چون من دارم به تو اعتماد می‌کنم.

702
00:30:47,010 --> 00:30:50,930
‫زود برمی‌گردم، قول میدم.

703
00:31:12,910 --> 00:31:14,750
‫سلام.

704
00:31:15,790 --> 00:31:17,080
تو اینجا چیکار می‌کنی؟،

705
00:31:17,130 --> 00:31:21,590
‫ببین، خودت که می‌دونی
‫من چطور دیوارهای زیادی بین خودمون قرار میدم...

706
00:31:21,630 --> 00:31:25,340
‫و چیزهایی رو پنهون می‌کنم
‫و حتی وقتی که نیاز به کمک دارم...

707
00:31:25,380 --> 00:31:26,760
‫سفره‌ی دلم رو واسه کسی باز نمی‌کنم؟

708
00:31:26,800 --> 00:31:30,350
‫خب، الان دارم میام پیشت
‫چون...

709
00:31:30,390 --> 00:31:32,220
‫به کمکت نیاز دارم.

710
00:31:32,270 --> 00:31:34,190
‫باشه.

711
00:31:34,230 --> 00:31:36,230
‫آدمایی که تو براشون کار می‌کنی...

712
00:31:36,270 --> 00:31:38,060
‫جهش کوانتومی رو گروگان گرفتن.

713
00:31:38,110 --> 00:31:42,440
‫اگه چیزی که می‌خوان رو بهشون ندم،
‫بن رو از دست میدم.

714
00:31:42,480 --> 00:31:45,610
‫و اگه چیزی که می‌خوان رو بهشون بدم،

715
00:31:45,650 --> 00:31:47,240
‫اصلا نمی‌خوام فکر کنم...

716
00:31:47,280 --> 00:31:49,660
‫بعدش چی میشه.

717
00:31:51,160 --> 00:31:55,330
‫خوشحالم که داری بهم میگی.

718
00:31:55,370 --> 00:31:57,040
‫چی نیاز داری؟

719
00:31:57,080 --> 00:32:00,460
‫ازت می‌خوام که ثابت‌افزار تراشه
‫رو دوباره کدنویسی کنی.

720
00:32:02,670 --> 00:32:05,930
‫محض شفاف‌سازی میگم،
‫یعنی ازم می‌خوای...

721
00:32:05,970 --> 00:32:10,260
‫علیه رئیسم خودم عمل کنم
‫تا کنترل تکنولوژیش رو از دست بده،

722
00:32:10,300 --> 00:32:14,270
‫که بعد نه تنها اخراجم می‌کنه،

723
00:32:14,310 --> 00:32:15,390
‫بلکه حرفه‌ی شغلیم رو هم نابود می‌کنه.

724
00:32:15,430 --> 00:32:17,600
‫خواسته‌ی منصفانه‌ای نیست.

725
00:32:17,650 --> 00:32:19,440
‫می‌دونم، درک می‌کنم
‫ولی...

726
00:32:19,480 --> 00:32:21,770
‫جوابم بله‌ست.

727
00:32:24,020 --> 00:32:27,940
.جوابم بله‌ست

728
00:32:30,820 --> 00:32:33,110
دوستت دارم

729
00:32:33,160 --> 00:32:35,620
منم دوستت دارم

730
00:32:44,720 --> 00:32:46,430
‫چیزی تو فایل‌های "گیره کاغذ" پیدا نکردین؟

731
00:32:46,470 --> 00:32:49,270
‫اوه، فقط اسامی و نام‌های مستعار
‫نفرت‌انگیزترین...

732
00:32:49,310 --> 00:32:52,100
‫آدم‌های دنیا رو پیدا کردیم.

733
00:32:52,140 --> 00:32:55,100
‫اوه، اونا زخم‌های شمشیربازی‌ان؟

734
00:32:55,150 --> 00:32:58,230
‫ظاهراً در میان مقام‌های ارشد نازی
‫یه نشان افتخار بوده.

735
00:32:58,270 --> 00:32:59,900
‫آمریکا بهشون هویت جدید داد،

736
00:32:59,940 --> 00:33:02,700
‫ولی زخم‌هاشون داستان واقعی رو تعریف کردن.

737
00:33:02,740 --> 00:33:06,200
‫مگه داناون یه جفت شمشیر مخصوص شمشیربازی
‫روی دیوارش نداشت؟

738
00:33:06,240 --> 00:33:07,740
‫شمشیر سابر بودن.

739
00:33:07,780 --> 00:33:09,620
‫آره، داشت.

740
00:33:12,040 --> 00:33:14,080
‫داناون اسم واقعیش نیست.

741
00:33:19,710 --> 00:33:21,880
‫وای، خدای من.

742
00:33:21,920 --> 00:33:24,380
‫می‌دونم این نتیجه‌ای که می‌خواستیم نیست.

743
00:33:24,430 --> 00:33:27,510
‫ولی دفتر خاطراتش همچنان کشف بزرگیه.

744
00:33:27,550 --> 00:33:30,720
‫و انتظار دارم که از خانوم کارسون
‫به خاطر کشفش تقدیر بشه.

745
00:33:30,770 --> 00:33:32,060
‫و فرمول؟

746
00:33:32,100 --> 00:33:33,230
‫مجبور بودم نابودش کنم.

747
00:33:33,270 --> 00:33:35,850
‫اینشتین تو دفتر خاطراتش هم گفته بود.

748
00:33:35,900 --> 00:33:37,150
‫زیادی خطرناکه.

749
00:33:37,190 --> 00:33:39,150
‫ولی تو فرمول رو دیدی.

750
00:33:39,190 --> 00:33:41,320
‫به نظرت می‌تونی دوباره بنویسیش؟

751
00:33:41,360 --> 00:33:43,440
‫بن، داناون یه نازیه.

752
00:33:43,490 --> 00:33:44,860
‫همه‌چی زیر سر اونه.

753
00:33:44,900 --> 00:33:46,360
‫تو باید از اینجا بری.

754
00:33:47,820 --> 00:33:50,910
‫حافظه‌ام مثل سابق نیست.

755
00:33:52,250 --> 00:33:56,250
‫خب، متاسفانه،

756
00:33:56,290 --> 00:33:58,380
‫حافظه‌ی خانوم کارسون فوق‌العاده‌ست.

757
00:34:00,670 --> 00:34:04,800
‫داناون، قضیه چیه؟

758
00:34:04,840 --> 00:34:06,680
‫یه قدم دیگه هم بردار.

759
00:34:06,720 --> 00:34:11,470
‫حالا هانا قراره فرمول رو دوباره بنویسه،

760
00:34:11,510 --> 00:34:14,060
‫وگرنه همینجا می‌کشمتون.

761
00:34:24,070 --> 00:34:25,610
‫متوجه نمیشم.

762
00:34:25,650 --> 00:34:27,950
‫وقتی از نتیجه‌ی فرمول خبر داری
‫چرا اونو می‌خوای؟

763
00:34:27,950 --> 00:34:30,830
‫اون یه نازیه که برای دولت آمریکا کار می‌کنه.

764
00:34:30,870 --> 00:34:33,580
‫واقعا کنایه‌آمیزه.

765
00:34:33,620 --> 00:34:36,870
‫تو و برادرهای آمریکایت
‫از مرز گذشتین...

766
00:34:36,910 --> 00:34:40,540
‫تا با آدم‌هایی مثل من بجنگین،
‫بعد هم دولت خودتون...

767
00:34:40,590 --> 00:34:42,750
‫ما رو دوباره کنار هم جمع کرد.

768
00:34:42,800 --> 00:34:46,760
‫ولی این دفعه، انتظار دارم نتیجه متفاوت باشه.

769
00:34:46,800 --> 00:34:48,510
‫می‌خواد دستگاه رو تسلیحاتی کنه.

770
00:34:48,550 --> 00:34:51,550
‫من به آمریکایی‌ها گفتم که
‫من یه آلمانی خوب بودم،

771
00:34:51,600 --> 00:34:53,810
‫صرفا داشتم از دستورات پیروی می‌کردم.

772
00:34:53,850 --> 00:34:57,020
‫ولی هرگز باورم رو نسبت به هدف‌مون از دست ندادم.

773
00:34:57,060 --> 00:34:58,900
‫و با این تکنولوژی،

774
00:34:58,940 --> 00:35:01,440
‫می‌تونم از داخل جواب حمله‌شون رو بدیم.

775
00:35:01,480 --> 00:35:03,320
‫ای مرتیکه‌ی کثافت.

776
00:35:03,360 --> 00:35:04,570
‫من کمکت نمی‌کنم بمب بسازی!

777
00:35:04,570 --> 00:35:06,490
‫بن، گوش کن چی میگم.
‫اون باید دو نفر رو نشونه بگیره.

778
00:35:06,530 --> 00:35:07,900
‫این مزیت تاکتیکی‌ای بهمون میده.

779
00:35:07,950 --> 00:35:09,570
‫منو امتحان نکن.

780
00:35:09,610 --> 00:35:12,450
‫اوضاع خیلی سریع می‌تونه
‫برای هر دوتون ناخوشایند بشه.

781
00:35:12,490 --> 00:35:14,200
‫باید زاویه‌ی اسلحه رو تغییر بدی.

782
00:35:14,240 --> 00:35:15,700
‫وقتی اسلحه رو جابه‌جا کرد
‫لوله‌اش رو بگیر.

783
00:35:15,750 --> 00:35:18,250
‫تا جایی که می‌تونی سریع بکِشش پایین
‫و بعد حمله کن.

784
00:35:18,290 --> 00:35:21,710
‫فرمول رو دوباره بنویس،
‫وگرنه...

785
00:35:24,000 --> 00:35:26,170
‫هانا، پناه بگیر!

786
00:35:44,190 --> 00:35:46,070
‫ای لعنت.

787
00:35:50,450 --> 00:35:52,160
‫آه!

788
00:36:05,380 --> 00:36:08,420
‫خدا نگهدار، مک‌کوی.

789
00:36:15,300 --> 00:36:17,680
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

790
00:36:17,720 --> 00:36:19,430
‫تا حالا یه نازی رو با مشت نزده بودم.

791
00:36:19,480 --> 00:36:21,560
‫حس خیلی خوبی داشت.

792
00:36:24,560 --> 00:36:27,530
‫هیچوقت تکراری نمیشه.

793
00:36:27,570 --> 00:36:29,610
‫حواست به سرت باشه، آدولف.

794
00:36:37,120 --> 00:36:40,870
‫پس معمولا اینجاست که...

795
00:36:40,910 --> 00:36:44,210
‫هولوگرام بهم میگه همه‌چی درست میشه.

796
00:36:44,250 --> 00:36:48,170
‫اوه، بذار ببینم.

797
00:36:48,210 --> 00:36:50,880
‫کمیسیون انرژی اتمی بالاخره...

798
00:36:50,920 --> 00:36:54,800
‫کار هانا رو به رسمیت می‌شناسه،
‫همه‌ی کارهاش رو به اسم خودش منتشر می‌کنن.

799
00:36:54,840 --> 00:36:57,760
‫دناوان و همه‌ رفقای نازیش می‌افتن زندان.

800
00:36:57,810 --> 00:37:02,350
‫و پروفسور مک‌کوی یه مدال دیگه می‌گیره.

801
00:37:02,390 --> 00:37:06,360
‫همه در نهایت...

802
00:37:06,400 --> 00:37:08,230
‫تام، حالت خوبه؟

803
00:37:10,860 --> 00:37:13,570
‫تام؟

804
00:37:13,610 --> 00:37:16,070
‫اون بچه‌هایی که اونجا دارن حروف اول اسم‌شون رو...

805
00:37:16,120 --> 00:37:19,490
‫روی درخت حکاکی می‌کنن.
‫من و کیت هم قبلا موقع ناهار...

806
00:37:19,540 --> 00:37:21,660
‫زیر همون درخت می‌نشستیم
‫و به همون حروف اسمی...

807
00:37:21,700 --> 00:37:24,420
‫که الان دارن می‌نویسن
‫نگاه می‌کردیم.

808
00:37:24,460 --> 00:37:26,880
‫عجیبه.

809
00:37:26,920 --> 00:37:28,920
‫فکر می‌کنی که تازه اول زندگیته،

810
00:37:28,960 --> 00:37:31,260
‫بعد 50 سال دیگه، یکی دیگه...

811
00:37:31,300 --> 00:37:35,050
‫زیر همون درخت نشسته
‫و داره به همین فکر می‌کنه.

812
00:37:36,840 --> 00:37:40,720
‫آینده‌ی ما صرفا گذشته‌ی یکی دیگه‌ست، مگه نه؟

813
00:37:42,060 --> 00:37:44,350
‫خیلی متاسفم.

814
00:37:44,390 --> 00:37:46,560
‫به خاطر همسرت.

815
00:37:46,600 --> 00:37:49,480
‫ممنون، ولی...

816
00:37:49,520 --> 00:37:51,690
‫منم به خاطر چیزی که از دست دادی متاسفم.

817
00:37:56,950 --> 00:37:59,280
‫- درسته.
‫- آره، آره.

818
00:38:09,290 --> 00:38:13,010
‫امروز دلم واسه همسرم تنگ شد.

819
00:38:13,050 --> 00:38:15,130
‫می‌دونم.

820
00:38:19,800 --> 00:38:24,680
‫کل این قضیه، من و کیت،
‫تو و بن...

821
00:38:24,730 --> 00:38:27,140
‫پیچیده‌ست.

822
00:38:27,190 --> 00:38:29,150
‫و بهم ‌ریخته‌ست.

823
00:38:31,610 --> 00:38:33,690
‫و اشکال نداره.

824
00:38:36,780 --> 00:38:41,740
‫ببین، اشکال نداره که هنوزم
‫اون احساسات رو داشته باشی، تام.

825
00:38:46,870 --> 00:38:49,460
‫بازم چیزی که ما داریم رو خراب نمی‌کنه.

826
00:39:05,720 --> 00:39:07,890
‫به به، خود ایان رایت اومده.

827
00:39:07,940 --> 00:39:09,690
‫جالبه، تو اصلا اسمت رو بهم نگفتی.

828
00:39:09,730 --> 00:39:11,190
‫هنوز به اونجا نرسیدیم.

829
00:39:11,230 --> 00:39:12,940
‫اول باید چیزی که می‌خوام رو بهم بدی.

830
00:39:12,980 --> 00:39:15,940
‫منظورت دارایی به شدت محرمانه‌ی دولت.

831
00:39:15,980 --> 00:39:18,110
‫آره، از این خبرا نیست.

832
00:39:18,150 --> 00:39:21,910
‫سیمون، با جن آشنا شو،
‫رئیس تیم امنیتی ما.

833
00:39:21,950 --> 00:39:23,410
‫پس اسمم رو می‌دونی.

834
00:39:23,450 --> 00:39:26,540
‫همچنین می‌دونیم که کجا کار می‌کنی،
‫کجا زندگی می‌کنی،

835
00:39:26,580 --> 00:39:28,160
‫و چیکار کردی.

836
00:39:28,210 --> 00:39:30,920
‫تو امروز صبح از یه کارمند فدرال اخاذی کردی.

837
00:39:30,960 --> 00:39:33,040
‫اصلا حرکت خوبی نبود.

838
00:39:33,090 --> 00:39:37,380
‫راستی کل این گفتگو هم داره ضبط میشه.

839
00:39:37,420 --> 00:39:42,890
‫خب، خودتون دوتا رو ببینین
‫که چقدر به همدیگه افتخار می‌کنین.

840
00:39:42,930 --> 00:39:45,560
‫در عین حال، اون تراشه‌ کوانتومی...

841
00:39:45,600 --> 00:39:49,940
‫خب، تا ابد آفلاین می‌مونه.

842
00:39:51,730 --> 00:39:53,650
‫ریسکش رو به جون می‌خریم.

843
00:40:03,620 --> 00:40:06,330
‫پس این موقع‌ست که جهش می‌کنی؟

844
00:40:06,370 --> 00:40:09,040
‫انگار همینطوره.

845
00:40:09,080 --> 00:40:12,750
‫اوه و وقتی مک‌کوی برگشت،
‫هیچی یادش نمیاد.

846
00:40:12,790 --> 00:40:14,330
‫- پس...
‫- نگران نباش.

847
00:40:14,380 --> 00:40:16,300
‫بهش میگم سرش ضربه خورده.

848
00:40:18,460 --> 00:40:21,050
‫ولی اون زندگیم رو عوض نکرد.

849
00:40:21,090 --> 00:40:24,390
‫تو عوضش کردی.

850
00:40:24,430 --> 00:40:27,260
‫واقعا کاش زمان بیشتری داشتیم.

851
00:40:27,310 --> 00:40:29,640
‫منم.

852
00:40:29,680 --> 00:40:31,940
‫آخه خیلی چیزها رو می‌خوام...

853
00:40:31,980 --> 00:40:35,060
‫درمورد سفر در زمان
‫و آینده بدونم،

854
00:40:35,110 --> 00:40:40,190
‫ولی بیشتر می‌خوام راجع‌به تو و زندگیت بدونم.

855
00:40:40,240 --> 00:40:43,160
‫این زندگی منه.

856
00:40:43,200 --> 00:40:45,320
‫نمی‌تونم برم خونه.

857
00:40:45,370 --> 00:40:47,530
‫همش درحال جهش کردنم.

858
00:40:47,580 --> 00:40:51,410
‫و در زمان با آدم‌های فوق‌العاده‌ای آشنا می‌شم.

859
00:40:51,460 --> 00:40:56,170
‫ولی دیگه هرگز نمی‌بینمشون.

860
00:40:56,210 --> 00:40:58,300
‫به جزء من.

861
00:40:58,340 --> 00:40:59,960
‫تو که فکر نمی‌کنی این آخرین باریه...

862
00:40:59,960 --> 00:41:01,720
‫که منو می‌بینی، آره؟

863
00:41:03,630 --> 00:41:08,310
‫باشه، من می‌خوام یه چیز رو بدونم، پسر آینده،
‫فقط یه چیز.

864
00:41:08,350 --> 00:41:09,890
‫اوه، بیخیال دیگه.

865
00:41:09,930 --> 00:41:12,180
‫خیلی‌خب، باشه.

866
00:41:12,230 --> 00:41:13,730
‫یه سوال.

867
00:41:13,770 --> 00:41:15,810
‫بگو.

868
00:41:15,850 --> 00:41:17,730
‫اسمت چیه؟

869
00:41:20,030 --> 00:41:24,110
‫تو می‌تونی هر سوالی درمورد آینده‌ی...

870
00:41:24,150 --> 00:41:29,450
‫تاریخ بشریت ازم بپرسی،
‫اونوقت می‌خوای اسمم رو بدونی؟

871
00:41:30,580 --> 00:41:32,450
‫درسته.

872
00:41:33,910 --> 00:41:37,080
‫اسمم بن‌ـه.

873
00:41:37,130 --> 00:41:38,750
‫بن سانگ.

874
00:41:38,790 --> 00:41:43,880
‫خب بن سانگ، بعداً می‌بینمت.

875
00:41:43,920 --> 00:41:45,550
‫از اعتماد به نفست خوشم میاد.

876
00:41:45,590 --> 00:41:48,050
‫نظریه‌ام همینه، الکترومغناطیس...

877
00:41:48,100 --> 00:41:50,060
‫بین دو قطب.

878
00:41:50,100 --> 00:41:53,270
‫من دارم در زمان به جلو حرکت می‌کنم،
‫و تو داری به عقب حرکت می‌کنی،

879
00:41:53,310 --> 00:41:56,230
‫و میدان مغناطیسی‌ای رو بوجود میاره
‫که ما رو...

