﻿1
00:00:05,100 --> 00:00:09,593
‫Afshin
‫Telegram: @AfshinSubs

2
00:00:11,103 --> 00:00:12,597
‫دارم می‌رم سر کار.

3
00:00:12,598 --> 00:00:14,584
‫دارم می‌رم سر کار...

4
00:00:14,585 --> 00:00:15,232
‫اما همین‌جا.

5
00:00:15,233 --> 00:00:17,100
‫معمولا رفتن به سر کار یعنی...

6
00:00:17,101 --> 00:00:19,639
‫گرفتن پاسپورت، رفتن به فرودگاه...

7
00:00:19,640 --> 00:00:21,393
‫پرواز به یه جایی، 2 هفته دوری از خونه،

8
00:00:21,394 --> 00:00:23,027
‫اما الان دیگه از اون در بیرون می‌رم،

9
00:00:23,028 --> 00:00:25,021
‫و امروز عصر دوباره به خونه برمی‌گردم.

10
00:00:25,022 --> 00:00:27,295
‫مثلِ خیلی از مردم، مگه نه؟

11
00:00:27,296 --> 00:00:29,829
‫فقط یه کمی جدیده برام، خیلی عجیبه.

12
00:00:29,830 --> 00:00:32,999
‫یه کسب و کارِ بازسازیِ ماشین‌های کلاسیک واقعی راه انداخته‌ام.

13
00:00:33,000 --> 00:00:34,343
‫دیگه قرار نیست...

14
00:00:34,344 --> 00:00:36,278
‫در مورد ماشین‌ها گزارش کنم.

15
00:00:36,279 --> 00:00:40,118
‫اینا قراره ماشین‌های مشتری‌هایی باشه که
‫ما اونا رو براشون بازسازی می‌کنیم.

16
00:00:40,119 --> 00:00:44,085
‫پس این یه روشِ کاملا جدید برای کار
‫با چیزیه که بسیار آشناست برام.

17
00:00:45,633 --> 00:00:47,307
‫امروز عصر می‌بینمت.

18
00:00:51,593 --> 00:00:52,999
‫یه بوس بهم بده.

19
00:00:53,940 --> 00:00:55,013
‫آفرین پسر خوب.

20
00:00:55,459 --> 00:00:56,425
‫«میند»؟

21
00:00:56,426 --> 00:00:57,559
‫- بله؟
‫- سلام!

22
00:00:57,560 --> 00:00:59,233
‫- دارم می‌رم.
‫- واقعا داری می‌ری سر کار؟

23
00:00:59,234 --> 00:01:01,020
‫- دارم می‌رم سر کار.
‫- خیلی‌خب.

24
00:01:01,021 --> 00:01:03,692
‫<font color="#ffe017">
‫«میندی: همسر ریچارد»</font>
‫و همین امروز هم از سر کار برمی‌گردم.

25
00:01:03,693 --> 00:01:05,438
‫پس قراره یه «شوک فرهنگی» باشه، مگه نه؟<font color="#ff8c10">
‫(به افرادی اطلاق می‌شه که از یک آداب و رسوم
‫ناگهانی به آداب و رسوم دیگری وارد می‌شن)

26
00:01:05,439 --> 00:01:07,898
‫- آره، اما می‌خوام این کارو انجام بدم.
‫- مطمئنی که می‌دونی داری چی‌کار می‌کنی؟

27
00:01:07,899 --> 00:01:09,399
‫الان اصلا به حرف‌هات گوش نمی‌دم، خداحافظ.

28
00:01:09,400 --> 00:01:11,079
‫- خداحافظ.
‫- برام آرزوی موفقیت کن، لطفا.

29
00:01:11,080 --> 00:01:12,799
‫- موفق باشی.
‫- ممنون.

30
00:01:13,699 --> 00:01:15,372
‫ماشین‌ها زندگی من بوده‌اند.

31
00:01:15,373 --> 00:01:17,299
‫یه کمی بیشتر!

32
00:01:17,879 --> 00:01:19,086
‫صحبت‌کردن در موردشون.

33
00:01:19,087 --> 00:01:20,707
‫این یه نیرویِ طبیعیه.

34
00:01:20,708 --> 00:01:23,200
‫له‌ولورده کردن‌شون.
‫این چیزی نیست که می‌خواستم ببینم!

35
00:01:23,201 --> 00:01:26,961
‫{\an8}<font color="#ff8c10">
‫(حادثه‌ی معروفِ ریچارد در سال 2006 حینِ ضبط برنامه TopGear
‫در این حادثه ریچارد با سرعتِ 513km/h در خودرویِ Vampire
‫کنترل خودش رو از دست می‌ده و پس از اون به مدت چند ماه به
‫حالتِ Life Support می‌ره. حالتی که بیمار فقط با دستگاه زنده‌اس
‫و تقریبا مُرده و امیدی به برگشتنش نیست. اما نجات پیدا کرد.
‫برای دیدن ویدیوش سرچ کنید: Vampire crash)

36
00:01:24,126 --> 00:01:25,721
‫و تصادف کردن باهاشون.

37
00:01:27,428 --> 00:01:28,408
‫اما حالا...

38
00:01:29,761 --> 00:01:31,107
‫نترسید، من همین‌جام.

39
00:01:31,108 --> 00:01:33,321
‫دارم به رویایِ همیشگیِ خودم جامه عمل می‌پوشونم...

40
00:01:33,322 --> 00:01:36,401
‫و کارگاه ماشین‌های کلاسیک خودم رو راه اندازی می‌کنم.

41
00:01:36,919 --> 00:01:38,559
‫باید لباس‌کارم رو بپوشم؟

42
00:01:38,560 --> 00:01:42,200
‫بازسازی برخی از بهترین خودروهایِ کلاسیک در جهان...

43
00:01:42,353 --> 00:01:44,660
‫یا خدایِ آسمونی ماشین‌ها!

44
00:01:44,661 --> 00:01:47,799
‫همراه با تیمِ پدر و پسری، «نیل و آنتونی گرین هاوس».

45
00:01:47,800 --> 00:01:49,813
‫ما با اعتبارمون بهش اعتماد می‌کنیم.

46
00:01:49,814 --> 00:01:50,901
‫روتو برگردون.

47
00:01:50,902 --> 00:01:52,172
‫در حالِ انجامِ سرهم‌بندی.

48
00:01:52,287 --> 00:01:53,672
‫اوه، ای حرومــ...

49
00:01:53,673 --> 00:01:55,625
‫یاد می‌گیرم که چطور یه تاجر باشم...

50
00:01:55,626 --> 00:01:58,226
‫چیزی که شما نیاز دارید اینه... «کوچیک‌ترین چرخ‌دنده».<font color="#ff8c10">
‫ (The Smallest Cog نامِ کارگاه هموند)

51
00:01:58,831 --> 00:02:00,704
‫راستش، الان یه کمی توجه منو به خودت جلب کردی.

52
00:02:00,712 --> 00:02:02,239
‫و دست‌هام رو کمی کثیف می‌کنم...
‫(دست به کار می‌شم)

53
00:02:02,240 --> 00:02:04,733
‫الانه که این پیچ رو قورت بدم و بمیرم!

54
00:02:04,734 --> 00:02:05,552
‫می‌تونی بی‌سروصدا انجامش بدی؟

55
00:02:05,553 --> 00:02:07,479
‫موجودی حسابم رو آزمایش می‌کنه...

56
00:02:07,480 --> 00:02:09,506
‫می‌تونیم خیلی راحت گند بزنیم به این کسب و کار.

57
00:02:09,513 --> 00:02:10,919
‫و همچنین روابطم رو...

58
00:02:10,920 --> 00:02:12,400
‫- ازش لذت می‌بری!
‫- نه بابا؟

59
00:02:12,401 --> 00:02:15,533
‫همون‌طور که وسواسم رو به یک سطح جدید می‌رسونم.

60
00:02:15,534 --> 00:02:18,607
‫این بهترین بازی هست که تا به حال
‫بازی کردم و همچنین وحشتناک‌ترینش.

61
00:02:22,756 --> 00:02:25,961
‫«کارگاه ریچارد هموند»

62
00:02:26,707 --> 00:02:30,021
‫«هرفوردشر»<font color="#ff8c10">
‫(یکی از شهرستان‌های انگلستان در میدلند‌غربی،
‫در نزدیکی شهر بیرمنگام، زادگاهِ ریچارد هموند)

63
00:02:33,266 --> 00:02:34,546
‫51 سالمه،

64
00:02:34,547 --> 00:02:36,479
‫ناگهان به این فکر کردم که...

65
00:02:36,480 --> 00:02:38,300
‫وقتش رسیده که دیگه...

66
00:02:38,967 --> 00:02:41,306
‫دست از چمدون بستن بردارم؟
‫(پشت سر هم به مسافرت نرم)

67
00:02:42,306 --> 00:02:44,100
‫چیزی که فقط به عنوان یه ایده شروع شد،

68
00:02:44,101 --> 00:02:46,913
‫حالا یهو تبدیل به یه چیزِ خیلی واقعی تبدیل شده.

69
00:02:47,107 --> 00:02:49,560
‫و افرادِ تویِ دنیای ماشین‌ها می‌فهمن که...

70
00:02:49,561 --> 00:02:50,533
‫من دارم این کارو می‌کنم،

71
00:02:50,534 --> 00:02:52,814
‫و اونا منتظر می‌مونن که... ببخشیدا...

72
00:02:52,815 --> 00:02:55,052
‫منتظر می‌مونن که من شکست بخورم.

73
00:02:55,053 --> 00:02:57,693
‫من که اونا رو سرزنش نمی‌کنم
‫چون منتظر شکست خوردن‌شون بودم.

74
00:02:57,694 --> 00:02:59,412
‫اصلا راه و رسمش همینه.

75
00:03:00,600 --> 00:03:03,907
‫در واقع، همین الان یهو متوجه شدم که واقعا ترسناکه، مگه نه؟

76
00:03:04,825 --> 00:03:07,385
‫چی بهش میگن...
‫«شکارچی شده شکاربان؟»
‫(تا دیروز مخالفش بود حالا ازش دفاع می‌کنه؟)

77
00:03:13,450 --> 00:03:15,730
‫ریچارد اومد و این فرصت رو برامون فراهم کرد،

78
00:03:15,731 --> 00:03:18,032
‫که در اون بتونیم مقداری پول به دست بیاریم.

79
00:03:16,840 --> 00:03:20,684
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«نیل: شریکِ کاریِ ریچارد»</font>

80
00:03:18,033 --> 00:03:22,338
‫قراره که تموم تجهیزات و مواد و مهم‌تر از همه
‫تجربه‌مون رو وسط بذاریم،

81
00:03:22,339 --> 00:03:24,612
‫و امیدواریم که بتونیم عملیش کنیم.

82
00:03:24,745 --> 00:03:27,402
‫برای ما، امیدواریم که حرکت به سمت چیزای بزرگ‌تر باشه،

83
00:03:25,897 --> 00:03:29,316
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«آنتونی: پسرِ نیل»

84
00:03:27,403 --> 00:03:29,316
‫و ریچارد هم می‌تونه این رو برای ما به ارمغان بیاره.

85
00:03:30,796 --> 00:03:34,055
‫یه بار رفتم به این کارگاهِ کوچیکِ شلخته پلخته و نیل سر رسید.

86
00:03:34,056 --> 00:03:35,998
‫یکی از ماشین‌های منو تعمیر کردن.

87
00:03:35,999 --> 00:03:39,280
‫و با خودم گفتم که کارشون واقعا خوبه.

88
00:03:39,281 --> 00:03:40,639
‫و بعدش یه ماشین دیگه بردم پیش‌شون،

89
00:03:40,640 --> 00:03:43,520
‫و بعدش با خودم گفتم که:
‫«نه، واقعا کارشون خیلی خوبه!»

90
00:03:43,521 --> 00:03:46,160
‫و همیشه به این فکر می‌کنم که اونا دارن هدر می‌رن.

91
00:03:47,079 --> 00:03:48,799
‫هیچ اشکالی نداره که...

92
00:03:48,800 --> 00:03:51,352
‫مسیر حرفه‌ایت رو صرف تعمیرِ «واکسول کورسا»یی کنی...<font color="#ff8c10">
‫ (Vauxhall شرکت خودرو‌سازی بریتانیایی که جرمی، جیمز
‫و ریچارد شدیدا ازش متنفرن، به دلیل تولیدات آشغالش)

93
00:03:51,353 --> 00:03:54,560
‫که کوبیده شده به یه نرده توی پارکینگِ سوپرمارکت،

94
00:03:54,561 --> 00:03:56,685
‫اما اونا بیشتر از اینا از دست‌شون بر می‌آد.

95
00:03:56,686 --> 00:03:58,873
‫پس کاری که می‌خوام بکنم اینه که...

96
00:03:58,874 --> 00:04:01,206
‫سعی کنم اونا رو به سطح بعدی ببرم.
‫(سطحی بالاتر)

97
00:04:01,559 --> 00:04:04,499
‫بابام الان 26 ساله که همین‌جاست.

98
00:04:05,025 --> 00:04:07,025
‫مامانم تقریبا هر شب...

99
00:04:07,026 --> 00:04:09,225
‫بعد از مدرسه منو می‌آورد اینجا،

100
00:04:09,226 --> 00:04:12,239
‫پس عشق من به ماشین‌ها،
‫واقعا از پدرم بهم ارث رسیده.

101
00:04:12,240 --> 00:04:14,820
‫و این تموم کاریه که ما انجام دادیم،
‫ماشین، ماشین، ماشین.

102
00:04:14,821 --> 00:04:16,688
‫رویای من در این شغل همیشه این بوده که...

103
00:04:16,689 --> 00:04:18,847
‫روی ماشین‌های کلاسیک کار کنم.

104
00:04:18,848 --> 00:04:20,408
‫چیزایی که همیشه آرزو داشتم روشون کار کنم.

105
00:04:20,409 --> 00:04:23,821
‫ماشین‌های لامبورگینی، فراری، بنتلی، رولز رویس.

106
00:04:23,986 --> 00:04:26,959
‫صبر ندارم، تصور کن که چی می‌شه.
‫دوست دارم که یه ساختمونِ کامل و مناسب داشته باشم،

107
00:04:26,960 --> 00:04:28,439
‫- فقط درست شروعش کنیم.
‫- می‌تونه... خب این...

108
00:04:28,440 --> 00:04:30,753
‫این گاراژ واقعا کارآمد نیست، واقعا نیست...

109
00:04:30,754 --> 00:04:31,740
‫اصلا به اندازه کافی بزرگ نیست.

110
00:04:31,741 --> 00:04:33,841
‫هیچوقت نبوده، از همون لحظه‌ای که نقل مکان کردم بهش.

111
00:04:33,842 --> 00:04:36,715
‫آره، واقعا هیجان‌انگیزه، مگه نه؟ واقعا هیجان‌انگیزه!

112
00:04:38,366 --> 00:04:40,512
‫قراره برم یکی از رفقام رو ببینم، اسمش «هادریان»ـه.

113
00:04:40,519 --> 00:04:41,887
‫اون داره...

114
00:04:41,888 --> 00:04:43,640
‫یه واحد جدید که...

115
00:04:43,641 --> 00:04:45,805
‫قراره کسب و کارمون رو در اون پایه‌گذاری کنیم رو می‌سازه.

116
00:04:45,806 --> 00:04:47,406
‫اندازه‌اش خیلی بزرگه.

117
00:04:47,799 --> 00:04:48,799
‫محل ساختش رو دیدم.

118
00:04:48,800 --> 00:04:51,078
‫دیدم کجاست... محل ساختش رو می‌شناسم،
‫جایی که قراره بریم ببینیم.

119
00:04:51,079 --> 00:04:53,039
‫هنوز ندیدم که تا کجاش رو پیش رفته.

120
00:04:53,252 --> 00:04:56,825
‫می‌دونین، ساختش هنوز تموم نشده،
‫اما می‌خوام شروع کنم دوروبرش پرسه بزنم و فکر کنم که...

121
00:04:56,826 --> 00:04:58,299
‫تا کجا پیش می‌ره.

122
00:05:02,037 --> 00:05:02,923
‫عه...

123
00:05:04,680 --> 00:05:07,406
‫خب، من امیدوار بودم که ممکنه یه چیزی بیشتر از این باشه.

124
00:05:08,426 --> 00:05:09,760
‫«هـ»
‫(مخفف هادریان)

125
00:05:09,761 --> 00:05:13,021
‫می‌دونم که باید «کمی» از تخیل استفاده کنم اما...؟

126
00:05:13,360 --> 00:05:15,087
‫چرا هیچی اونجا نیست؟

127
00:05:15,160 --> 00:05:18,319
‫خب ما... یه ذره با شورا جروبحث داشتیم.

128
00:05:18,320 --> 00:05:20,200
‫اما به راحتی می‌شه تصورش کرد که
‫چه شکلی می‌شه دیگه، نه؟

129
00:05:20,201 --> 00:05:21,606
‫شگفت‌انگیز می‌شه.

130
00:05:28,923 --> 00:05:30,390
‫اتاق من کجاش قراره باشه؟

131
00:05:30,391 --> 00:05:32,999
‫- ساختمونش دقیقا شبیه اون یکیه.
‫- خب.

132
00:05:33,000 --> 00:05:34,567
‫- اینجا...
‫- خب.

133
00:05:34,568 --> 00:05:36,880
‫- یه درب کرکره‌ای خیلی بزرگ قرار می‌گیره، خب؟
‫- درب کرکره‌ای.

134
00:05:36,881 --> 00:05:39,128
‫و بعدش یه درب یا پنجره برای پرسنل،

135
00:05:37,628 --> 00:05:41,954
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«هادریان: زمین‌دارِ ریچارد»

136
00:05:39,129 --> 00:05:40,680
‫مثلا برای پذیرش،

137
00:05:40,681 --> 00:05:42,114
‫پس می‌تونه شیک و مجلل باشه.

138
00:05:42,246 --> 00:05:43,521
‫درب‌ها می‌شه اینجا.

139
00:05:45,120 --> 00:05:46,493
‫اینجا مثلا می‌شه...

140
00:05:46,679 --> 00:05:48,119
‫- ...پذیرش.
‫- آره.

141
00:05:48,292 --> 00:05:49,285
‫- مثلا یه...
‫- میز داشته باشه؟

142
00:05:49,286 --> 00:05:50,006
‫آره.

143
00:05:50,007 --> 00:05:52,707
‫و بعدش باید سطح‌های شیب‌دار بذاریم.

144
00:05:52,708 --> 00:05:54,292
‫قراره یه آسانسور داشته باشم.

145
00:05:54,293 --> 00:05:56,859
‫فکر کنم که اتاقِ رنگ‌کاری دقیقا همون‌جا قرار بگیره.

146
00:05:56,860 --> 00:05:57,359
‫آره.

147
00:05:57,360 --> 00:05:58,420
‫«بفرمایید داخل...»

148
00:05:58,773 --> 00:06:00,047
‫«لامبورگینی‌تون قربان.»

149
00:06:01,466 --> 00:06:02,553
‫همین‌طوری می‌مونه؟

150
00:06:02,554 --> 00:06:04,372
‫نه، همه اینا برداشته می‌شه.

151
00:06:04,373 --> 00:06:06,673
‫- و کفِ ساختمونت...
‫- خب.

152
00:06:06,674 --> 00:06:08,126
‫تقریبا می‌آد تا اینجا.

153
00:06:11,939 --> 00:06:13,310
‫اونم چاله‌ آبته.

154
00:06:13,639 --> 00:06:14,497
‫ممنون.

155
00:06:18,710 --> 00:06:20,350
‫جنبه مالی این کار،

156
00:06:20,351 --> 00:06:22,010
‫اداره کردنِ یه کسب و کار،

157
00:06:22,011 --> 00:06:23,416
‫خب واسه من جدیده.

158
00:06:23,599 --> 00:06:25,399
‫چیزی که به دست نیاوردی رو خرج نکن،

159
00:06:25,400 --> 00:06:26,965
‫این شعار اصلیشه.

160
00:06:26,966 --> 00:06:28,139
‫چون در غیر این صورت...

161
00:06:28,140 --> 00:06:30,778
‫به سرعت رو به ویرانی می‌ره.

162
00:06:30,779 --> 00:06:34,800
‫بزرگ‌ترین مشکل شما تو اینجا اینه که
‫چند ساعت باید برای یه کار وقت بذارید،

163
00:06:34,801 --> 00:06:36,478
‫تا اونو درست انجام بدین.

164
00:06:36,479 --> 00:06:38,345
‫این همون «ساعت مالی» هست.<font color="#ff8c10">
‫(چرخه‌ای که نشون می‌ده چه زمانی مناسب برای
‫خرید انواع خاصی از سرمایه است و چه زمانی نه)

165
00:06:38,346 --> 00:06:39,906
‫مسئله فقط دستمزدها نیست،

166
00:06:39,907 --> 00:06:43,185
‫اجاره، نرخ و قیمت‌ها، برق و سیستم گرمایشی هم هست.

167
00:06:43,186 --> 00:06:45,704
‫به خصوص اگه کسی به موقع پولت رو نده.

168
00:06:45,705 --> 00:06:47,358
‫ممکنه که تهش...

169
00:06:47,359 --> 00:06:49,170
‫سر از یه دردسر بزرگ در بیاری.

170
00:06:49,171 --> 00:06:51,783
‫- همه اینا خیلی بزرگ شده، نه؟
‫- بزرگ شده، آره.
‫(تبدیل به یک مسئله بزرگ شده)

171
00:06:51,784 --> 00:06:54,479
‫به همین دلیله که خیلی از مردم برای بقیه کار می‌کنن.

172
00:06:54,480 --> 00:06:57,006
‫این کاریه که توی کل عمرم انجام دادم.

173
00:06:59,086 --> 00:07:01,499
‫امیدوارم جواب بده، وگرنه میندی منو می‌کشه.

174
00:07:02,292 --> 00:07:04,005
‫فکر می‌کنم که مثل خیلی از زوج‌ها،

175
00:07:04,006 --> 00:07:06,884
‫اگر یکی‌تون خیلی زیاد کار می‌کنه،

176
00:07:06,885 --> 00:07:09,851
‫و یهو دیگه هیچ کاری نمی‌کنه،

177
00:07:09,852 --> 00:07:14,404
‫بعدش باید به طور کامل توی زندگی خونوادگی ادغام بشن،

178
00:07:14,405 --> 00:07:17,598
‫که جالب هم هست.
‫بذارید بهش بگیم «جالب».

179
00:07:18,900 --> 00:07:20,520
‫احتمالا فقط زیادی نگرانم.

180
00:07:22,679 --> 00:07:24,120
‫من همونی‌ام که همیشه نگرانه.

181
00:07:24,121 --> 00:07:25,499
‫به نوعی این کارِ منه.

182
00:07:25,500 --> 00:07:26,619
‫نگرانم!

183
00:07:27,385 --> 00:07:29,472
‫اما به همین دلیله که به نوعی مشتاقم...

184
00:07:29,473 --> 00:07:31,471
‫که یک طرحِ کسب و کارِ مناسب وجود داشته باشه،

185
00:07:31,472 --> 00:07:33,179
‫و قرار نیست که یه جورایی...

186
00:07:33,180 --> 00:07:35,885
‫بعدا خفه بشه و بمیره،
‫(از بین بره)

187
00:07:36,220 --> 00:07:38,200
‫چون که اینجوری بد می‌شه.

188
00:07:38,880 --> 00:07:40,120
‫خیلی خیلی بد.

189
00:07:41,526 --> 00:07:43,879
‫شما نمی‌تونی مردم رو ناامید کنی و...

190
00:07:43,880 --> 00:07:47,907
‫می‌دونین دیگه، وقتی مردم برای
‫امرار معاش به شما متکی هستند،

191
00:07:48,206 --> 00:07:51,506
‫اینه که مسئولیت زیادی به همراه داره.

192
00:07:52,093 --> 00:07:53,306
‫یه خرده نگرانم.

193
00:07:56,343 --> 00:07:59,085
‫امروز روز خوبی توی دنیایِ کاریِ من نیست.

194
00:07:59,086 --> 00:08:02,885
‫نقل مکان نکردن به اون کارگاه،
‫چیزی بیشتر از یه ناامیدی نیست.

195
00:08:02,886 --> 00:08:06,332
‫چون تموم برنامه‌ی کاریِ من بر اساس رفتن به...

196
00:08:06,333 --> 00:08:10,719
‫اون کارگاهِ بزرگ‌تر، روشن‌تر، بهتر،
‫جدیدتر، با تجهیزات بهتر در اون بود،

197
00:08:11,013 --> 00:08:13,240
‫ظاهرش خیلی بهتره، می‌تونستیم کار بیشتری تو اونجا بگیریم،

198
00:08:13,241 --> 00:08:15,720
‫و دستمزد بیشتری برای کاری که انجام می‌دیم، دریافت کنیم.

199
00:08:16,698 --> 00:08:19,065
‫هیچ‌کی ماشینِ چند میلیون پوندیش رو...

200
00:08:19,066 --> 00:08:21,811
‫برای بازسازی به کارگاهِ کوچیک و قدیمیِ نیل نمی‌آره.

201
00:08:25,166 --> 00:08:26,419
‫بدتر از اون...

202
00:08:26,420 --> 00:08:28,979
‫الان باید به نیل و آنتونی خبرش رو بدم.

203
00:08:30,120 --> 00:08:31,000
‫صبح بخیر.

204
00:08:37,770 --> 00:08:38,563
‫صبح‌تون بخیر.

205
00:08:38,564 --> 00:08:40,510
‫- صبحت بخیر.
‫- صبحت بخیر، وضع‌مون چطوره؟

206
00:08:40,673 --> 00:08:41,766
‫این چیزه هنوز اینجاست؟

207
00:08:41,767 --> 00:08:44,499
‫آره، داریم روش کار می‌کنیم رفیق،
‫داریم روش کار می‌کنیم.

208
00:08:46,012 --> 00:08:47,192
‫در مورد کارگاه...

209
00:08:47,193 --> 00:08:48,586
‫هنوز...

210
00:08:48,587 --> 00:08:49,918
‫ساختش تموم نشده.

211
00:08:49,919 --> 00:08:51,886
‫خیلی دور نیست دیگه، نه؟
‫(همین زودیا راه می‌افته؟)

212
00:08:53,400 --> 00:08:55,106
‫اصلا ساخته شده؟

213
00:08:56,739 --> 00:08:57,499
‫نه!

214
00:08:58,132 --> 00:08:58,760
‫اما...

215
00:08:58,761 --> 00:09:01,392
‫وقتی که شروع به کار کنه، قاب فولادی رو
‫می‌برن بالا، روکش‌کاری می‌کنن و تموم می‌شه.

216
00:09:01,393 --> 00:09:02,813
‫قبل از این‌که حتی بفهمیم، می‌ریم اونجا.

217
00:09:02,821 --> 00:09:04,120
‫در همین حال...

218
00:09:04,121 --> 00:09:05,439
‫می‌تونیم یه کمی بیشتر همین‌جا بمونیم؟

219
00:09:05,440 --> 00:09:09,078
‫ما که 26 ساله اینجا هستیم، یه کمی بیشتر که چیزی نیست، نه؟

220
00:09:09,079 --> 00:09:10,366
‫خیلی هم خوبه.

221
00:09:10,367 --> 00:09:11,632
‫این تنها جاییه که من تا حالا کار کردم.

222
00:09:11,633 --> 00:09:12,919
‫17 ساله...

223
00:09:12,920 --> 00:09:14,758
‫- اینجا «کار کردی»؟
‫- خب...

224
00:09:14,759 --> 00:09:16,266
‫نه فقط همین‌جا بوده... (کار نکرده)

225
00:09:16,267 --> 00:09:18,065
‫[نامفهوم]

226
00:09:18,066 --> 00:09:20,086
‫آره، قبل از این‌که متوجه بشیم، می‌ریم اونجا،

227
00:09:20,087 --> 00:09:22,198
‫و اندازه کل دنیا اونجا فضا خواهیم داشت، اینو قول می‌دم.

228
00:09:22,199 --> 00:09:23,986
‫حرف از جا و فضا شد، من نیاز دارم که...

229
00:09:23,987 --> 00:09:25,611
‫مثلا یه دفتر کوچیک داشته باشم.

230
00:09:25,612 --> 00:09:26,692
‫واقعا باید یه دونه داشته باشم.

231
00:09:26,693 --> 00:09:28,385
‫یه دفترِ مجلل یا یه دفتر کوچیک؟

232
00:09:28,386 --> 00:09:32,419
‫خب، شما به اینجا تعلق دارین دیگه،
‫که همه ماهر و صنعتگر هستین،

233
00:09:32,665 --> 00:09:34,080
‫من باید، می‌دونین دیگه...

234
00:09:34,411 --> 00:09:36,303
‫می‌تونی از اون دفتری که بیرونه استفاده کنی.

235
00:09:36,304 --> 00:09:37,679
‫می‌تونم از میز و صندلیت استفاده کنم؟

236
00:09:37,680 --> 00:09:39,227
‫آره، می‌تونی از صندلی استفاده کنی،

237
00:09:39,228 --> 00:09:41,059
‫و می‌تونی از کتری منم استفاده کنی.

238
00:09:41,060 --> 00:09:43,220
‫من که نمی‌خوام از کتری شما استفاده کنم.
‫گول این حرف‌تونو نمی‌خورم.

239
00:09:43,221 --> 00:09:46,247
‫- 2 تا شکر بریز تو چایی من لطفا.
‫- نه، نه، می‌خوام دفترم رو راه‌اندازی کنم.

240
00:09:46,248 --> 00:09:47,672
‫<font color="#ffe017">
‫(تابلو: هیچ مشتری از این نقطه جلوتر نرود!)

241
00:09:47,673 --> 00:09:48,801
‫عه سگ!

242
00:09:51,880 --> 00:09:53,760
‫خب کارگاه آماده نشده.

243
00:09:53,761 --> 00:09:55,281
‫هنوز نمی‌تونیم بهش نقل مکان کنیم،

244
00:09:55,282 --> 00:09:58,239
‫که یعنی کسب و کارمون نمی‌تونه
‫واقعا به درستی شروع بشه، اما...

245
00:09:58,240 --> 00:09:59,934
‫من متعهد هستم،

246
00:09:59,935 --> 00:10:04,313
‫پس فعلا باید از موقعیت‌مون بهترین
‫استفاده رو کنم در حالی که ما...

247
00:10:04,314 --> 00:10:05,640
‫نفس تو سینه‌مون حبس شده،

248
00:10:05,641 --> 00:10:09,186
‫و آماده‌‌ی ورود به اون کارگاه و گسترش کارمون
‫به اون اندازه‌ای که باید باشیم، هستیم،

249
00:10:09,187 --> 00:10:10,807
‫تا از اون کارهای بزرگ بگیریم.

250
00:10:16,636 --> 00:10:20,622
‫حداقل هنوز تعدادی از مشتری‌های همیشگیِ قدیمی نیل رو داریم...

251
00:10:21,136 --> 00:10:23,600
‫کسی که... خب، یکی از اینا داره دیگه.

252
00:10:24,042 --> 00:10:26,334
‫- سلام بچه‌ها.
‫- سلام، شما باید مک باشی؟

253
00:10:26,335 --> 00:10:28,654
‫این یه «باند باگ»ـه!<font color="#ff8c10">
‫ (Bond Bug خودرویی که جرمی، جیمز و ریچارد در قسمت 9 فصل 2
‫گرند تور به قایق تبدیلش کردن و رکورد ملی سرعت رو شکستن)

254
00:10:28,655 --> 00:10:30,193
‫اصلا چرا یکی از اینا رو گرفتی؟

255
00:10:30,194 --> 00:10:32,879
‫این که ماشینِ روزمره‌ات نیست که، نه؟

256
00:10:32,880 --> 00:10:34,587
‫من از اونایی که هر روز کار می‌کنن نیستم.

257
00:10:34,587 --> 00:10:36,478
‫وقتی بچه بودم یکی از اینا می‌خواستم.

258
00:10:36,486 --> 00:10:37,926
‫هیچوقت نتونستم بهش برسم، الانم که دارمش.

259
00:10:37,927 --> 00:10:39,194
‫همه یکی از اینا می‌خوان.

260
00:10:39,195 --> 00:10:42,072
‫اینا خیلی خفنن، یه چیزِ کوچولویِ شگفت‌انگیزیه.

261
00:10:42,073 --> 00:10:44,726
‫توسط کسی که طراحی شده که «رالی چاپر» رو طراحی کرده.<font color="#ff8c10">
‫ (Raleigh Chopper دوچرخه‌ای که از 1960 تا 2005 در
‫بریتانیا تولید می‌شد که چرخ جلوش از عقبش کوچیک‌تر بود)

262
00:10:44,727 --> 00:10:45,698
‫کارِ خودشه.

263
00:10:45,699 --> 00:10:47,406
‫- و الان دقیقا جلو چشماتونه، نه؟
‫- اوی آره.

264
00:10:47,407 --> 00:10:49,405
‫همه جاش داره جار می‌زنه که مال دهه 70ـه.

265
00:10:49,406 --> 00:10:52,638
‫- مردم «راس» در موردش چه نظری دارن؟
‫- آره، عاشقشن!<font color="#ff8c10">
‫ (Ross منطقه ای در شهرستان نورثمبرلند در شمال-شرقی انگلستان)

266
00:10:52,639 --> 00:10:54,405
‫به خصوص بچه‌ها خیلی دوستش دارن.

267
00:10:54,406 --> 00:10:56,165
‫تابستون قبلی باهاش رفتم به «سینزبوریز»،<font color="#ff8c10">
‫ (Sainsbury's سومین شرکت بزرگِ
‫خرده‌فروشی‌های زنجیزه‌ای در بریتانیا)

268
00:10:56,166 --> 00:10:57,959
‫و چند تا بجه کوچولو،
‫6 یا 7 سال سن‌شون بود،

269
00:10:57,960 --> 00:10:59,947
‫با مامانش اومد بیرون و اینطوری بود که...

270
00:10:59,948 --> 00:11:01,600
‫«مامان! مامان!»

271
00:11:01,601 --> 00:11:03,001
‫«نگاش کن! ببین اونو!»

272
00:11:03,002 --> 00:11:05,159
‫و بهم گفت: «چقدر سریع می‌ره؟»

273
00:11:05,160 --> 00:11:07,329
‫و منم گفتم: «حدود 300 مایل بر ساعت!»<font color="#ff8c10">
‫(تقریبا 483 کیلومتر بر ساعت)

274
00:11:07,330 --> 00:11:11,830
‫و گفت: «بابا! بابا! این 300 تا سرعت می‌ره!»

275
00:11:13,286 --> 00:11:14,513
‫خب مشکلش چیه؟

276
00:11:14,514 --> 00:11:15,514
‫نشتِ «DEF» داره.<font color="#ff8c10">
‫ (Diesel Exhaust Fluid مایع اگزوز دیزل محلولی از اوره و
‫آب در اگزوز خودروهای دیزلی برای کاهش گازهای مضر)

277
00:11:15,515 --> 00:11:16,659
‫سقف کروکیش تق تق می‌کنه.<font color="#ff8c10">
‫(کروکی: خودروهایی که سقف‌شون باز می‌شه)

278
00:11:16,660 --> 00:11:19,065
‫- یه صدای تپ تپ از موتورش بیرون می‌آد.
‫- خب.

279
00:11:19,066 --> 00:11:21,092
‫- نمی‌دونم طبیعیه یا نه.
‫- خیلی‌خب.

280
00:11:21,093 --> 00:11:24,133
‫متوجه شدم که یه دکمه روی فرمان هست
‫که روش نوشته: «صلح جهانی».

281
00:11:24,134 --> 00:11:25,001
‫آره خراب شده رفیق.

282
00:11:25,002 --> 00:11:26,820
‫راستشو بخوای، فکر نکنم هیچوقت اصلا کار کنه.

283
00:11:26,821 --> 00:11:27,359
‫خیلی‌خب.

284
00:11:27,360 --> 00:11:29,294
‫خب، کارو شروع می‌کنیم و انجامش می‌دیم.

285
00:11:29,295 --> 00:11:30,246
‫- عالیه.
‫- آره.

286
00:11:30,247 --> 00:11:31,107
‫برو سراغش.

287
00:11:31,108 --> 00:11:33,222
‫و دکمه‌ی صلح جهانیم رو هم درست کن.

288
00:11:33,594 --> 00:11:34,982
‫- سوار شو.
‫- آره.

289
00:11:36,223 --> 00:11:37,316
‫کمربند ایمنی.

290
00:11:37,317 --> 00:11:38,560
‫آره، کمربند...

291
00:11:38,561 --> 00:11:40,809
‫این فقط یه خرده تنگه جاش.

292
00:11:41,229 --> 00:11:42,280
‫مال من بسته شد.

293
00:11:42,281 --> 00:11:43,961
‫معلومه که شده، نه؟
‫(اشاره به ریز جثه بودن هموند)

294
00:11:43,962 --> 00:11:46,389
‫این... این... این نه... این...

295
00:11:46,390 --> 00:11:47,907
‫اینطوری نمی‌شه، مگه نه؟

296
00:11:47,908 --> 00:11:50,108
‫مثل اینه که داری کراواتم رو برام می‌بندی.

297
00:11:53,513 --> 00:11:54,793
‫- عه.
‫- چی‌شد!

298
00:11:55,080 --> 00:11:56,079
‫اینم از این.

299
00:11:57,252 --> 00:11:58,213
‫کار می‌کنه.

300
00:12:05,200 --> 00:12:09,100
‫انگار که داری یه تیکه‌ی گنده
‫از پنیرِ «لستر قرمز» رو توی جاده می‌رونی.<font color="#ff8c10">
‫ (Red Leicester پنیری انگلیسی همرنگ همین ماشین)

301
00:12:10,920 --> 00:12:12,787
‫تو دهه‌ی 70، این همون چیزیه...

302
00:12:12,788 --> 00:12:15,699
‫این همون چیزی بود که فکر می‌کردن
‫«تهاجم» با اون رخ خواهد داد،<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به پدیده فرهنگی در دهه 60 و 70 میلادی که موسیقیِ
‫راک و پاپ از بریتانیا در آمریکا رایج شد که معروف شد به «هجوم»)

303
00:12:15,700 --> 00:12:18,520
‫و حالا سالِ 2021ـه و ما هنوز سوار این می‌شیم.

304
00:12:18,521 --> 00:12:20,406
‫آره، هنوزم سوار یکی از اینا می‌شیم.

305
00:12:21,120 --> 00:12:22,603
‫خب، حالا چی دست‌گیرمون شد؟

306
00:12:22,604 --> 00:12:24,439
‫یه کمی صدای تپ تپ داره.

307
00:12:24,446 --> 00:12:25,900
‫جعبه‌دنده‌اش خوب به نظر می‌رسه.

308
00:12:25,901 --> 00:12:27,519
‫سروصدایی نداره.

309
00:12:27,520 --> 00:12:29,747
‫- یه صدای تق تق از اونجاش می‌آد.
‫- آره.

310
00:12:29,748 --> 00:12:32,900
‫و یه کمی هم صدای تق تق از پایینش می‌آد.

311
00:12:33,760 --> 00:12:35,733
‫الان اون صدای تق تق‌ش رو می‌شنوی؟

312
00:12:36,680 --> 00:12:38,245
‫آره، آره، آره.

313
00:12:38,646 --> 00:12:39,691
‫و این...

314
00:12:39,692 --> 00:12:41,399
‫این... این می‌تونه از «یاتاقان متحرک»ـش باشه،<font color="#ff8c10">
‫ (Big end انتهای شاتونی که با میل‌لنگ درگیر می‌شه)

315
00:12:41,400 --> 00:12:42,713
‫یا می‌تونه...

316
00:12:44,720 --> 00:12:46,420
‫آره، می‌تونم بشنومش.

317
00:12:48,360 --> 00:12:50,320
‫فنربندیش رو حس می‌کنی یا نه؟
‫(سیستم تعلیق)

318
00:12:51,760 --> 00:12:52,833
‫کدوم فنربندی آخه؟

319
00:12:52,834 --> 00:12:53,906
‫آره دقیقا.

320
00:12:55,953 --> 00:12:57,599
‫خوشحالم که اولین مشتری‌مون رو به دست آوردیم،

321
00:12:57,600 --> 00:12:59,280
‫و خوشحالم که ماشینش باند‌باگه،

322
00:12:59,281 --> 00:13:01,212
‫چون... خب یه خرده عجیبن دیگه،

323
00:13:01,213 --> 00:13:02,073
‫و...

324
00:13:02,074 --> 00:13:05,026
‫و با این حال یه چیزای جزئی تک و توک داره،

325
00:13:05,027 --> 00:13:06,240
‫بعضی‌هاشون مشکلات سطحی‌ان،

326
00:13:06,241 --> 00:13:07,960
‫یه کمی تعمیرات و سروصدا داره.

327
00:13:07,961 --> 00:13:11,521
‫تنها نگرانی جزئی همون چیزیه که
‫نیل در مورد تق تقِ یاتاقانش گفته بود.

328
00:13:11,522 --> 00:13:13,320
‫که از زیر موتور صداش می‌اومد.

329
00:13:13,321 --> 00:13:15,514
‫و اگه از یاتاقانش باشه که...

330
00:13:15,739 --> 00:13:17,778
‫خبری بدی برای مک خواهد بود.

331
00:13:18,171 --> 00:13:19,759
‫باید موتورش بازسازی بشه.

332
00:13:22,696 --> 00:13:26,000
‫خب، این یه شروع هشیارکننده برای...

333
00:13:26,001 --> 00:13:29,401
‫کسب‌ و کارِ جدید بازسازی ماشین‌های کلاسیک من بود.

334
00:13:29,694 --> 00:13:31,881
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫(تابلو: وستون کراس - مِیخانه و رستوران)

335
00:13:30,401 --> 00:13:33,454
‫ما باید 100,000 پوند در سال پول در بیاریم.

336
00:13:33,455 --> 00:13:34,105
‫آره.

337
00:13:34,106 --> 00:13:36,679
‫و این فقط برای اینه که کار هنوز پا برجا بمونه،
‫این سودی برامون نمی‌آره.

338
00:13:36,680 --> 00:13:38,658
‫این فقط صرفا برای حضور توی کارگاهه.

339
00:13:38,659 --> 00:13:42,273
‫خب پس بیاید برای راحتیِ کار، مثلا بگیم 10,000 پوند در ماه.

340
00:13:42,274 --> 00:13:43,000
‫آره.

341
00:13:43,387 --> 00:13:44,840
‫بعد از روز اول...

342
00:13:44,841 --> 00:13:45,927
‫ناگهان...

343
00:13:45,928 --> 00:13:48,245
‫می‌شه 10,000 پوند، این‌که می‌شه
‫اندازه تعداد زیادی باندباگ.

344
00:13:48,246 --> 00:13:49,199
‫باید کلی باندباگ تعمیر کنیم.

345
00:13:49,200 --> 00:13:52,365
‫- باید شروع کنین دنبال ماشین‌های خفن‌تر بگردین.
‫- پول خیلی زیادیه.

346
00:13:52,366 --> 00:13:54,826
‫اما ما نمی‌خوایم که ماشین‌های ارزون قیمت رو کنار بذاریم.

347
00:13:54,827 --> 00:13:55,640
‫نه، نه.

348
00:13:55,641 --> 00:13:58,468
‫ما باید کارهای کوچیک رو انجام بدیم،

349
00:13:58,469 --> 00:13:59,880
‫تا جریانِ ورود پول رو حفظ کنیم،

350
00:13:59,881 --> 00:14:01,928
‫و کارهای بزرگ رو انجام می‌دیم و سعی می‌کنیم...

351
00:14:01,929 --> 00:14:04,613
‫پول بیشتری رو برای پیشرفت‌مون به دست بیاریم.

352
00:14:04,614 --> 00:14:05,954
‫کاری که من می‌تونم برای کسب و کارمون انجام بدم اینه که،

353
00:14:05,955 --> 00:14:08,454
‫می‌رم بیرون و سعی می‌کنم که اون ماشین‌ها رو بیارم پیش شما.

354
00:14:08,455 --> 00:14:09,106
‫این همون چیزیه که ما نیاز داریم.

355
00:14:09,107 --> 00:14:11,740
‫دلم می‌خواد که با یه کار به کارگاه برسم،

356
00:14:11,741 --> 00:14:13,099
‫شما بیاید بیرون و اینطوری باشید که:

357
00:14:13,100 --> 00:14:15,439
‫«خدایا، تا حالا یکی از اینا رو از نزدیک ندیده بودم!...

358
00:14:15,440 --> 00:14:16,933
‫...و همیشه دلم می‌خواست که رو یکی از اینا کار کنم.»

359
00:14:16,934 --> 00:14:17,958
‫و بعد می‌رید سراغش.

360
00:14:17,959 --> 00:14:19,179
‫این همون چیزیه که ما می‌خوایم.

361
00:14:19,180 --> 00:14:20,545
‫تموم تلاشم رو می‌کنم...

362
00:14:20,546 --> 00:14:21,778
‫تا اون ماشین‌ها رو برای شما بیارم.

363
00:14:21,779 --> 00:14:23,179
‫اگه بشه عالی می‌شه.

364
00:14:23,180 --> 00:14:24,620
‫مورد آخر...

365
00:14:25,239 --> 00:14:26,519
‫یه اسم برای کارگاه می‌خوایم.

366
00:14:26,520 --> 00:14:27,600
‫اسم؟

367
00:14:27,601 --> 00:14:31,318
‫- اسمی به ذهنت رسیده؟
‫- خب یه اسم برای کل این سازوکار می‌خوایم دیگه.

368
00:14:31,319 --> 00:14:32,879
‫کمی شبیه اون ضرب‌المثله‌اس که میگه:

369
00:14:32,880 --> 00:14:34,998
‫«آن‌هایی که می‌دانند نیازی به اثبات کردن ندارند.»

370
00:14:34,999 --> 00:14:37,078
‫اما باید اینو یه جوری توی اون اسم جاش بدی.

371
00:14:37,079 --> 00:14:38,712
‫- یه پیشنهاد دارم...
‫- خب.

372
00:14:38,713 --> 00:14:39,811
‫نظرتون...

373
00:14:39,812 --> 00:14:41,004
‫...در مورد این چیه؟

374
00:14:41,005 --> 00:14:42,610
‫«کوچیک‌ترین چرخ‌دنده»

375
00:14:42,611 --> 00:14:43,525
‫چی چی؟

376
00:14:43,526 --> 00:14:45,385
‫«کوچیک‌ترین چرخ‌دنده»

377
00:14:45,392 --> 00:14:47,872
‫- همین‌طوری خودت نظر می‌دی!
‫- مثل کوچیک‌ترین... مثل...

378
00:14:47,880 --> 00:14:51,600
‫درست تا آخرین جزئیاتِ ناچیزش هم پیش می‌ریم،

379
00:14:51,601 --> 00:14:53,613
‫تا کوچیک‌ترین چرخ‌دنده.

380
00:14:55,133 --> 00:14:57,679
‫این خیلی... یه جورایی گیراست، اما...

381
00:14:57,680 --> 00:14:58,560
‫این...

382
00:14:59,619 --> 00:15:01,798
‫مسئله اینه که من 150 تا از این چیزا رو ساختم.

383
00:15:01,799 --> 00:15:02,885
‫اوه... چند تا؟

384
00:15:02,886 --> 00:15:04,113
‫هر کدوم‌تون یکی برداره.

385
00:15:04,799 --> 00:15:05,612
‫خیلی ممنونم.

386
00:15:05,613 --> 00:15:07,305
‫- و منم یکی دارم، می‌بینین.
‫- ممنون.

387
00:15:08,419 --> 00:15:10,040
‫حس مکانیکی داره،

388
00:15:10,041 --> 00:15:12,278
‫سبکش قدیمیه، به جزئیاتش توجه شده،

389
00:15:12,279 --> 00:15:14,799
‫درست تا کوچیک‌ترین چرخ‌دنده.

390
00:15:15,720 --> 00:15:17,553
‫حس می‌کنم...

391
00:15:17,554 --> 00:15:19,313
‫کمی سکوت اینجا پابرجاست.

392
00:15:22,280 --> 00:15:23,680
‫فقط یه مدت کوتاه با این اسم پیش می‌ریم.

393
00:15:23,681 --> 00:15:24,960
‫اگر نظرمون عوض شد،

394
00:15:24,961 --> 00:15:26,240
‫نظرمون رو عوض می‌کنیم.

395
00:15:26,626 --> 00:15:29,399
‫- به سلامتیِ کوچیک‌ترین چرخ‌دنده!
‫- به سلامتی!

396
00:15:29,640 --> 00:15:31,240
‫قراره خیلی بزرگ بشه. حالا ببین.

397
00:15:31,241 --> 00:15:32,993
‫امیدواریم، دست به دعا می‌بریم.

398
00:15:37,776 --> 00:15:40,719
‫اگر بخوایم توی این کسب و کار موفق بشیم،

399
00:15:40,720 --> 00:15:43,941
‫باید شروع کنم چند ماشینِ رده بالا بیارم.
‫(ارزشمند و گرون قیمت)

400
00:15:43,942 --> 00:15:48,009
‫و یه ایده فکری در مورد این‌که چطور ممکنه
‫بتونم این کارو انجام بدم، داشتم.

401
00:15:48,279 --> 00:15:49,432
‫تو این ماشین چی‌کار می‌کنی؟

402
00:15:49,433 --> 00:15:50,778
‫یه دلیلی براش وجود داره.

403
00:15:50,779 --> 00:15:52,539
‫جدا از این‌که سواری باهاش خیلی خوبه.

404
00:15:52,919 --> 00:15:56,480
‫60مین سالگردِ گردهمایی ماشین‌های کلاسیکِ «ای-تایپ»...<font color="#ff8c10">
‫ (Jaguar E-Type خودروی اسپورت تولید جگوار در 1961 تا 1975)

405
00:15:56,481 --> 00:15:57,968
‫توی پیستِ «تپه‌نوردیِ پرسکوت» برگزار می‌شه،<font color="#ff8c10">
‫(پیستی که دارای جاده‌های شیب‌دار و گردنه و پیچ‌و‌خم است
‫پرسکوت: منطقه مسکونی در شمال-غربی انگلستان)

406
00:15:57,969 --> 00:15:59,486
‫پس منم اینو می‌برم.

407
00:15:59,487 --> 00:16:01,140
‫می‌خوام به اون نمایش برم،

408
00:16:01,141 --> 00:16:03,712
‫و به مردم بگم که چقدر ما فوق‌العاده هستیم. (توی کارمون)

409
00:16:03,713 --> 00:16:06,360
‫امروز آوردمش اینجا چون...

410
00:16:06,361 --> 00:16:08,371
‫چون از زمانی که شما روش کار انجام دادین،
‫من ازش استفاده کردم.

411
00:16:08,372 --> 00:16:10,359
‫پس از زمانی که دوباره تحویلش گرفتی،
‫اصلا ازش مراقب نکردی.

412
00:16:10,360 --> 00:16:11,452
‫ازش مراقب کردم!

413
00:16:11,453 --> 00:16:12,400
‫شاعت‌ها زیر این ماشین گذروندم.

414
00:16:12,401 --> 00:16:14,532
‫من که قرار نیست... هر بار که باهاش رانندگی می‌کنم...

415
00:16:14,533 --> 00:16:15,699
‫گفتی نمایشِ چیه؟

416
00:16:15,700 --> 00:16:19,439
‫60مین سالگرد مالکانِ ماشین‌های ای-تایپ هست...

417
00:16:19,440 --> 00:16:20,433
‫می‌خوای کاری کنم که ظریف به نظر برسه؟

418
00:16:20,434 --> 00:16:22,678
‫خب می‌خوام بشه مثل زمانی که
‫اولین بار روش کار انجام دادین.

419
00:16:22,679 --> 00:16:24,186
‫ماشین خیلی خوشگلیه.

420
00:16:24,187 --> 00:16:24,692
‫آره.

421
00:16:24,693 --> 00:16:26,912
‫و این نتیجه کار توئه،
‫همچنین تو، پس آفرین.

422
00:16:26,913 --> 00:16:29,798
‫اینو به همون حالتی برگردونین که
‫برای اولین بار به من معرفیش کردین.

423
00:16:29,799 --> 00:16:32,079
‫- پس از این به عنوان یه تبلیغ استفاده می‌کنی.
‫- آره.

424
00:16:33,006 --> 00:16:34,480
‫یه آبکشیِ خیلی سریع بهش می‌دیم.

425
00:16:37,159 --> 00:16:38,254
‫- عه ببخشید رفیق.
‫- ممنون.

426
00:16:38,255 --> 00:16:39,760
‫ببخشید، ندیدمت.

427
00:16:39,761 --> 00:16:41,167
‫نه، مشکلی نیست.

428
00:16:41,168 --> 00:16:42,400
‫اتفاقی بود دیگه.

429
00:16:42,401 --> 00:16:44,161
‫من پیرم و اجازه دارم که اشتباه کنم.

430
00:16:44,162 --> 00:16:47,442
‫آره، معمولا شب‌ها دچار حوادث آبیت می‌شی.

431
00:16:49,206 --> 00:16:51,480
‫این دقیقا همون کاریه که باید انجام بدم.

432
00:16:51,481 --> 00:16:53,407
‫باید اسم‌مون رو در معرض عموم بذارم.

433
00:16:53,599 --> 00:16:57,112
‫خیلی مهمه که اون افراد کارِهای ما رو ببینن.

434
00:16:57,240 --> 00:16:59,386
‫نه فقط برای این‌که مردم به ما اعتماد کنن،

435
00:16:59,387 --> 00:17:01,087
‫بلکه نیاز دارم که از کنارم رد بشن و بگن:

436
00:17:01,088 --> 00:17:03,680
‫«یه لحظه صبر کن ببینم، این همون یارو کوچولواس
‫که توی برنامه ماشینیِ بود؟ می‌شناسمش!»

437
00:17:03,681 --> 00:17:06,407
‫منم بگم: «آره، می‌دونم، اما فعلا بیا اینو فراموشش کنیم.»

438
00:17:06,741 --> 00:17:10,826
‫کار ما حرفه‌ی ماست.
‫کوچیک‌ترین چرخ‌دنده درمورد کارِ با کیفیتی است...

439
00:17:10,827 --> 00:17:13,420
‫که نیل و آنتونی انجامش می‌دن، چون صنعتگرهای ماهری‌ان.

440
00:17:13,693 --> 00:17:16,300
‫خیلی خوبه که می‌تونی عقب وایستی و به این ماشین خیره بشی...

441
00:17:16,301 --> 00:17:17,900
‫و با خودت بگی: «خب...

442
00:17:19,280 --> 00:17:20,758
‫...واقعا ما این ماشینو رنگ‌آمیزی کردیم.»

443
00:17:20,759 --> 00:17:23,759
‫- کامل دوباره رنگ‌آمیزیش کردم، مگه نه؟
‫- هم داخل و هم بیرونش رو مجدد رنگ زدیم.

444
00:17:23,760 --> 00:17:26,399
‫بعد از این همه سال که روش کار انجام دادیم،
‫هنوزم خوب به نظر می‌رسه.

445
00:17:26,400 --> 00:17:28,727
‫اگه منم تو 60 سالگی اینقدر ظاهرم
‫خوب به نظر برسه، اصلا شکایتی نمی‌کنم.

446
00:17:28,728 --> 00:17:30,388
‫چیزی هم نمونده بهش دیگه، مگه نه؟

447
00:17:40,923 --> 00:17:44,262
‫این نمایشگاه جگوارها یه رویداد اجتماعی هم هست،<font color="#ff8c10">
‫(رویدادی که برای عموم آزاد است و معمولا در اون
‫برنامه‌هایی خاص توسط عموم اجرا می‌شه)

448
00:17:44,263 --> 00:17:47,581
‫پس همراهیِ خونواده می‌تونه قیچی‌کننده باشه.
‫(قاطعانه به نتیجه برسونه کار رو)

449
00:17:47,582 --> 00:17:48,849
‫اما مسئله اینه که...

450
00:17:48,850 --> 00:17:51,387
‫راضی کردن اونا به عوض کردن سُم با تایر...
‫(جای اسب سوار ماشین بشن)

451
00:17:51,388 --> 00:17:53,395
‫یه کمی کارِ سختیه.

452
00:17:55,000 --> 00:17:58,023
‫می‌دونین دیگه، اینطوریه که
‫با یکی از ماشین‌ها می‌ریم اونجا

453
00:17:58,024 --> 00:17:59,535
‫و بخشی از اون برنامه می‌شیم.

454
00:17:59,536 --> 00:18:01,189
‫قبلا گفتم که می‌آم...

455
00:17:59,856 --> 00:18:03,840
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«ویلو: دخترِ ریچارد»

456
00:18:01,456 --> 00:18:03,840
‫- باشه.
‫- اگر از قبل کار دیگه‌ای نداشته باشم.

457
00:18:04,229 --> 00:18:05,115
‫صحیح.

458
00:18:06,200 --> 00:18:07,506
‫خب، ممکنه واقعا ازش لذت ببرین.

459
00:18:07,513 --> 00:18:08,640
‫ممکنه با خودت بگی که:

460
00:18:08,641 --> 00:18:10,780
‫«هِی... واقعا باحاله! تا حالا ندیده بودمش.»

461
00:18:10,781 --> 00:18:11,787
‫اوهوم.

462
00:18:12,453 --> 00:18:14,732
‫حتی ممکنه چندتایی مغازه هم باشه.
‫می‌تونید چیز میز خرید کنین.

463
00:18:14,733 --> 00:18:17,113
‫3 تا 5 روزِ کاری دیگه باهات تماس می‌گیرم.

464
00:18:17,646 --> 00:18:19,813
‫قراره خوب پیش بره. اون...

465
00:18:19,814 --> 00:18:23,374
‫می تونم ببینم که باریکه نوری از یه چیزی توش وجود داره.

466
00:18:23,375 --> 00:18:24,892
‫علاقه‌اش رو برانگیخته.

467
00:18:24,893 --> 00:18:26,100
‫ فکر کنم که بیاد.

468
00:18:27,987 --> 00:18:30,416
‫فقط باید سعی کنم اون دو تای دیگه رو هم راضی کنم.

469
00:18:46,283 --> 00:18:49,410
‫ویلو، دختر کوچیکه‌ام، که از همون اولش پیچوند رفت،

470
00:18:50,093 --> 00:18:50,809
‫اما..

471
00:18:51,086 --> 00:18:52,120
‫«ایزی»...
‫(الیزابت: دختر ریچارد)

472
00:18:52,121 --> 00:18:54,893
‫خوشبختانه با دوست‌پسرش «کَم» می‌آد.

473
00:18:55,673 --> 00:18:57,798
‫خانم هموند هم بهمون ملحق می‌شه.

474
00:18:57,799 --> 00:18:59,906
‫امروز صبح خیلی خسته و کوفته بود.

475
00:19:00,606 --> 00:19:01,979
‫خیلی دیر خوابیدیم.

476
00:19:02,160 --> 00:19:04,112
‫اما عینِ یه گل تازه و سرحالیم.

477
00:19:04,973 --> 00:19:05,960
‫خب...

478
00:19:06,126 --> 00:19:08,000
‫ماشین آماده‌اس!

479
00:19:10,706 --> 00:19:12,559
‫خیلی‌خب، بریم خوراکی‌های پیک‌نیک رو آماده کنیم.

480
00:19:12,560 --> 00:19:13,960
‫از پسش بر می‌آم.

481
00:19:16,039 --> 00:19:18,112
‫- می‌خوای بهت بگم که چی توی ساندویچ‌ها بذاری؟
‫- نه.

482
00:19:18,113 --> 00:19:21,205
‫- باشه.
‫- فقط می‌خوام به روش خودم انجامش بدم.

483
00:19:21,639 --> 00:19:22,559
‫امروز روز منه.

484
00:19:22,560 --> 00:19:24,593
‫ازت می‌خوام که این کارو به عنوان یه لطف برام انجام بدی،

485
00:19:24,594 --> 00:19:27,345
‫- پس من غذای پیک‌نیک رو آماده می‌کنم.
‫- ساندویچ تخم‌مرغ که درست نمی‌کنی؟

486
00:19:27,346 --> 00:19:29,432
‫خواهش می‌کنم بهم بگو که درست نمی‌کنی!

487
00:19:29,433 --> 00:19:31,313
‫- لطفا بهم بگو که درست نمی‌کنی.
‫- نه.

488
00:19:31,572 --> 00:19:32,619
‫خیارشور داری؟

489
00:19:32,620 --> 00:19:34,952
‫اون بالاست، بالای بالا، گفتم بالاش...

490
00:19:34,953 --> 00:19:36,005
‫پشت اونا...

491
00:19:36,373 --> 00:19:38,559
‫این که خیلی از منطقه‌امنت دوره.

492
00:19:38,560 --> 00:19:41,119
‫نظرت در مورد پیاز ترشی چیه؟

493
00:19:42,800 --> 00:19:46,405
‫مردم نمی‌آن پیازترشی رو خلال کنن
‫و بریزن تو ساندویچ که، می‌شه فقط...

494
00:19:46,406 --> 00:19:48,999
‫الان من دارم غذای پیک‌نیک رو درست می‌کنم یا تو؟

495
00:19:54,326 --> 00:19:55,993
‫واقعا خوب از آب در می‌آد.

496
00:20:02,192 --> 00:20:04,239
‫اینو می‌برم می‌ذارمش توی ماشین،

497
00:20:04,240 --> 00:20:06,120
‫و بعدش آماده رفتن هستیم.

498
00:20:10,119 --> 00:20:11,880
‫ای لعنت بهش!

499
00:20:15,386 --> 00:20:18,358
‫یه روز بزرگ برای ماشین‌های کلاسیکه،
‫انواع ای-تایپ‌ها اونجا حضور دارن،

500
00:20:18,359 --> 00:20:20,359
‫و به طور کلی فقط طرفدارهای ماشین‌های کلاسیک اونجا هستن،

501
00:20:20,360 --> 00:20:22,692
‫و من باید اسم خودمون رو در اونجا مطرح کنم.
‫(به نمایش بذارم)

502
00:20:29,653 --> 00:20:32,020
‫افراد با ای-تایپ‌هاشون می‌آن، دور هم جمع می‌شن...

503
00:20:32,021 --> 00:20:33,605
‫تا به ماشین‌های همدیگه یه نگاهی بندازن،

504
00:20:33,606 --> 00:20:36,706
‫و 60مین سالگردِ بدون شک یکی از زیباترین ماشین‌هایی که...

505
00:20:36,707 --> 00:20:39,266
‫تا به حال ساخته شده رو جشن بگیرن.

506
00:20:39,267 --> 00:20:41,434
‫<font color="#ffe017">
‫(بالا: پیستِ سرعتِ تیپه‌نوردیِ پرسکوت
‫پایین: کلابِ گردهماییِ مالکان بوگاتی)

507
00:20:48,613 --> 00:20:50,720
‫ببخشید، مزاحم تفریح‌تون شدیم؟

508
00:20:51,879 --> 00:20:53,200
‫- سلام.
‫ سلام.

509
00:20:53,201 --> 00:20:56,319
‫من واقعا از اینطور کارها زیاد انجام ندادم تا حالا.

510
00:20:56,320 --> 00:20:57,400
‫- کجا بذارم‌شون؟
‫- وای خدایا!

511
00:20:57,401 --> 00:20:58,919
‫بذار ژاکتم رو در بیارم.

512
00:20:58,920 --> 00:21:00,360
‫شما بشینید و کمی تفریح کنید برا خودتون،

513
00:21:00,361 --> 00:21:02,459
‫و بعد مردم می‌آن و باهامون حرف می‌زنن.

514
00:21:02,460 --> 00:21:03,920
‫خب، جلسه تیمی!

515
00:21:03,921 --> 00:21:06,514
‫چون آدم‌های زیادی دوروبرمون هستن.
‫از همین الانش زُل زدن بهمون.

516
00:21:06,515 --> 00:21:07,227
‫خیلی‌خب.

517
00:21:07,228 --> 00:21:08,661
‫مردم می‌آن و صحبت می‌کنن.

518
00:21:08,662 --> 00:21:10,881
‫می‌بینین که مردم این‌ور اون‌ور می‌چرخن
‫و به ماشین‌های مختلف نگاه می‌کنن

519
00:21:10,882 --> 00:21:12,079
‫و در موردشون صحبت می‌کنن.

520
00:21:12,080 --> 00:21:15,907
‫ماشینِ ما یه «ای-تایپِ 1962» هست.

521
00:21:14,393 --> 00:21:17,754
‫{\an7}<font color="#ffe017">
‫«ایزی: دخترِ ریچارد»

522
00:21:14,393 --> 00:21:17,754
‫{\an9}<font color="#ffe017">
‫«کَم: دوست‌پسرِ ایزی»

523
00:21:15,908 --> 00:21:17,839
‫- از «سری 1» هست.
‫- «ای-تایپ»؟

524
00:21:17,840 --> 00:21:19,400
‫- سری 1 هست.
‫- سری 1.

525
00:21:19,401 --> 00:21:21,918
‫- یه سریِ 1 خیلی مناسب...
‫- ای-تایپِ 1962...

526
00:21:21,919 --> 00:21:23,359
‫سری 1... یاد رفت که!

527
00:21:23,360 --> 00:21:25,339
‫موتورش چه سایزیه؟<font color="#ff8c10">
‫(سایز موتور: میزان حجمِ سوخت و هوایی که می‌توان
‫از داخل سیلند ماشین عبور داد، واحد: سی‌سی cc)

528
00:21:25,340 --> 00:21:26,499
‫متوسط؟

529
00:21:28,033 --> 00:21:29,512
‫- 3.6 لیتر؟
‫- 8.

530
00:21:29,513 --> 00:21:31,713
‫- 3.8 لیتر!
‫- 3.8 لیتر.

531
00:21:31,839 --> 00:21:34,072
‫خب بیاین چند تا از اینا بدم بهتون.
‫می‌رین با افراد گپ می‌زنین و میگین: «آره ماشینِ ما...»

532
00:21:34,073 --> 00:21:36,538
‫- ...اون آبیه‌اس.»
‫- آره، همون آبیه. همین کارو راه می‌اندازه.

533
00:21:36,539 --> 00:21:38,018
‫بگیرش، اینا رو پخش کن.

534
00:21:38,019 --> 00:21:40,026
‫و بعد، اگه اونا خیلی آدم‌های خاصی بودن،

535
00:21:40,027 --> 00:21:42,106
‫اگه واقعا خوب پیش رفتین...

536
00:21:42,705 --> 00:21:45,045
‫تو که نمی‌خوای بهشون خودکار بدی؟

537
00:21:45,046 --> 00:21:46,365
‫فیلمِ «Crackerjack» که نیست.<font color="#ff8c10">
‫(فیلمی کمدی ساخته استرالیا در 2002 که خودکارهایی
‫با همین نام در اون وجود داشت، الانم هنوز توی بازار هست)

538
00:21:46,366 --> 00:21:48,086
‫«بازارپردازیِ» دیگه، مگه نه؟
‫کاریه که همه انجام می‌دن.<font color="#ff8c10">
‫ (Merchandising فروش محصولاتی که
‫بر آن تبلیغات یا نام برند خاصی ثبت شده)

539
00:21:48,087 --> 00:21:50,006
‫بازارپردازی! آره، باشه.

540
00:21:50,385 --> 00:21:51,065
‫خب.

541
00:21:51,073 --> 00:21:52,885
‫حالا می‌تونیم این ناهار جالبت رو بخوریم یا نه؟

542
00:21:52,886 --> 00:21:53,679
‫آره.

543
00:21:53,680 --> 00:21:55,340
‫لبیک یا عمه‌ی گیجم!

544
00:21:55,341 --> 00:21:58,013
‫چرا این همه مایونز آوردی؟

545
00:21:58,539 --> 00:22:00,413
‫خب همه سس مایونز دوست دارن دیگه، نه؟

546
00:22:01,160 --> 00:22:03,320
‫چرا کلِ «پنیر‌ پارمیزان» رو برداشتی آوردی؟<font color="#ff8c10">
‫ (Parmesan پنیری ایتالیایی که از 22 تا 24 لیتر شیر گاو
‫تهیه می‌شود و تولید آن 8 ماه زمان می‌برد)

547
00:22:03,321 --> 00:22:05,279
‫همه پنیر دوست دارن دیگه.<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به علاقه‌ی بسیار هموند به پنیرها به خصوص
‫نحوه‌ی سرو پنیر به سبک آمریکایی با همه مدل غذا)

548
00:22:05,280 --> 00:22:07,680
‫- هیچ‌کی پارمیزان رو مثل بقیه پنیرها نمی‌خوره که.
‫- خب من می‌خورم.<font color="#ff8c10">
‫(سبک آمریکایی: تقریبا پنیر رو کامل، درسته
‫یا گرم شده با همه نوع غذایی می‌خورن)

549
00:22:07,681 --> 00:22:09,746
‫این کارت واقعا عجیب غریبه.

550
00:22:09,747 --> 00:22:11,894
‫ژامبون و پنیر، خوبه.<font color="#ff8c10">
‫(ژامبون اروپایی: گوشت رانِ خوک)

551
00:22:12,540 --> 00:22:14,238
‫ژامبون و سس خردل...

552
00:22:14,239 --> 00:22:16,871
‫یه سورپرایز توی ساندویچِ ژامبون و خردلت هست.

553
00:22:16,872 --> 00:22:18,506
‫- وای نه...
‫- این...

554
00:22:19,119 --> 00:22:20,480
‫پیاز ترشیه!

555
00:22:22,559 --> 00:22:24,439
‫ساندویچ قزل‌آلا هم درست کردی؟

556
00:22:24,440 --> 00:22:25,807
‫قزل‌آلا توی کنسرو بود؟

557
00:22:25,808 --> 00:22:29,093
‫نه، مشخصه قزل‌آلای دودیه که!

558
00:22:29,446 --> 00:22:30,713
‫پیداش نکردم.

559
00:22:30,913 --> 00:22:32,612
‫- اصلا نگاهم نکردی، آره؟
‫- ژامبون و پنیر می‌خوای؟

560
00:22:32,613 --> 00:22:34,826
‫من پنیر دوست ندارم.

561
00:22:35,206 --> 00:22:37,593
‫من پیاز ترشی هم دوست ندارم.

562
00:22:37,594 --> 00:22:40,007
‫«مارمیت»، مارمیت بردار.<font color="#ff8c10">
‫ (Marmite یک چاشنی انگلیسی تهیه شده از
‫عصاره مخمر، نمک، شکر و سبزیجات و حاوی ویتامین‌های B)

563
00:22:40,008 --> 00:22:41,500
‫همینه!

564
00:22:42,766 --> 00:22:43,960
‫ریچارد لطفا این کارو نکن.

565
00:22:43,961 --> 00:22:46,200
‫- این کارو نکن، نه.
‫- نه، نه، نه.

566
00:22:46,826 --> 00:22:49,005
‫- وای این اشتباهه!
‫- وای نه!<font color="#ff8c10">
‫(کاری که ریچارد کرد رو آمریکایی‌ها می‌کنن و پنیر رو
‫درسته و کامل می‌خورن، به دلیل علاقه زیاد ریچارد به آمریکا)

567
00:22:49,006 --> 00:22:50,932
‫- چیه خب؟
‫- چه مرگته تو؟

568
00:22:50,933 --> 00:22:52,893
‫می‌رم از بقیه مردم هم بپرسم ببینم همین‌طوره،
‫چون این کارت اشتباهه.

569
00:22:52,894 --> 00:22:53,466
‫نیست!

570
00:22:53,467 --> 00:22:54,927
‫چرا هست!

571
00:22:54,935 --> 00:22:56,614
‫هیچ‌کی پارمیزان رو اینطوری نمی‌خوره!

572
00:22:56,615 --> 00:22:57,467
‫- نه!
‫- می‌خورن!

573
00:22:57,468 --> 00:22:58,799
‫- نمی‌خورن!
‫- نه!

574
00:22:58,879 --> 00:23:00,406
‫اینو رنده‌اش می‌کنن روی پاستا.

575
00:23:00,407 --> 00:23:01,905
‫نه، می‌تونی همین‌طوری هم بخوریش.

576
00:23:01,906 --> 00:23:03,099
‫لطفا این کارو نکن!

577
00:23:03,800 --> 00:23:06,093
‫می‌خوام پنیرم رو میل کنم،

578
00:23:06,094 --> 00:23:09,872
‫و «پروسکو بدون الکلِ» ویژه‌ام رو بنوشم.<font color="#ff8c10">
‫ (Prosecco نوعی شرابِ سفید گازدار که از انگورِ گلرا
‫تهیه می‌شه و جایگزی ارزان‌تر برای شامپاین هست)

579
00:23:09,873 --> 00:23:13,113
‫به سلامتی، به سلامتی.
‫می خوام برم یه کم کسب و کار رو رو‌به‌راه کنم.

580
00:23:17,857 --> 00:23:18,680
‫سلام.

581
00:23:19,583 --> 00:23:22,628
‫این چیزیه که الان همه دنبالشن، مگه نه؟
‫یه ماشینِ «خاک خورده».<font color="#ff8c10">
‫ (barn-find به وسایل نقلیه‌ی با ارزش و قدیمی میگن که مدت زمانِ
‫زیادی رو در محل‌های متروکه رها شده و به شدت آسیب دیدن)

582
00:23:22,629 --> 00:23:24,319
‫شرمنده، امروز نمی‌تونه حرکت کنه، وگرنه...

583
00:23:24,320 --> 00:23:27,019
‫- پس قرار نیست از پیست تپه بالا بری.
‫- ترمزهاش کار نمی‌کنه.

584
00:23:27,020 --> 00:23:30,160
‫قصد داری کاری براش انجام بدی یا می‌خوای
‫همین‌طور زنگ‌زده و اصیل نگهش داری؟

585
00:23:30,161 --> 00:23:32,420
‫فکر می‌کنم که باید یه کاری براش کرد.

586
00:23:32,421 --> 00:23:34,159
‫چیزی که نگرانشم زنگ‌زدگیش هست.

587
00:23:34,160 --> 00:23:36,693
‫ما یه کسب‌و‌کار بازسازیِ خودروهای کلاسیک راه‌انداختیم.

588
00:23:36,694 --> 00:23:38,772
‫و این شماره‌مونه، باهامون تماس بگیرین.

589
00:23:38,773 --> 00:23:40,727
‫قطعا می‌تونیم در مورد هر چیزیش بهتون کمک کنیم.

590
00:23:40,728 --> 00:23:41,393
‫ممنون بابت این.

591
00:23:41,394 --> 00:23:42,473
‫خواهش می‌کنم!

592
00:23:42,474 --> 00:23:43,599
‫خب، به سلامت.

593
00:23:43,600 --> 00:23:44,920
‫خب، من همه کارای تیم رو انجام می‌دم که.

594
00:23:44,921 --> 00:23:46,173
‫باید ببینم که شما هم کار بیشتری می‌کنین.

595
00:23:46,181 --> 00:23:47,547
‫باید بری و با چند نفری صحبت کنی.

596
00:23:47,548 --> 00:23:49,578
‫من که از کارِ فروشندگیم اخراج شدم، پس...

597
00:23:49,579 --> 00:23:51,694
‫من که فقط یه لبخند می‌زنم.
‫شاید کار من همین باشه!

598
00:23:51,695 --> 00:23:52,601
‫آره.

599
00:23:54,640 --> 00:23:56,320
‫سلام، ماشینِ دوست‌داشتنیه.

600
00:23:56,321 --> 00:23:57,634
‫وای ببینین، یه راست رفت سر اصل مطلب،

601
00:23:57,635 --> 00:24:00,238
‫اصلا باهاش گپ نزد،
‫رفت که گند بزنه توش.

602
00:24:00,239 --> 00:24:01,400
‫خیلی وقته اینو داریش؟

603
00:24:01,401 --> 00:24:03,199
‫اغلب اوقات واسه تپه‌نوردی می‌آین؟

604
00:24:03,200 --> 00:24:04,833
‫میندی خیلی روحیه و رفتار سرسختی داری.

605
00:24:04,834 --> 00:24:07,152
‫دیدینش؟ صاف رفت تو اصل مطلب!

606
00:24:07,153 --> 00:24:08,606
‫اون ماشینه به نظر یه کمی رنگ‌کاری نیاز داره.

607
00:24:08,607 --> 00:24:09,740
‫- فکر نکنم بخواد.
‫- همین‌طوره.

608
00:24:09,741 --> 00:24:10,719
‫اوه، اوه.

609
00:24:10,720 --> 00:24:11,933
‫سلام، حال‌تون چطوره؟

610
00:24:11,934 --> 00:24:13,706
‫چیزی که شما نیاز دارین...

611
00:24:13,959 --> 00:24:15,220
‫«کوچیک‌ترین چرخ‌دنده‌»اس!

612
00:24:15,221 --> 00:24:16,560
‫ای وای...!

613
00:24:16,561 --> 00:24:19,759
‫اوه، کلی «منیفولدِ» سبز رنگ داره.<font color="#ff8c10">
‫ (Manifold محل خروج گازها از موتور و وارد شدن‌شون به اگزوز)

614
00:24:19,760 --> 00:24:22,040
‫ما خدمات بازسازی ماشین رو ارائه می‌دیم،

615
00:24:22,041 --> 00:24:24,360
‫پس اگه چیزیش خراب شد یا کنده شد با ما تماس بگیرین.

616
00:24:27,663 --> 00:24:30,800
‫آخرین تپه‌نوردی من تهش به آتش‌سوزی...<font color="#ff8c10">
‫(اشاره به قسمت 1 فصل 2 گرند تور که هموند با
‫ماشینِ Rimac یک میلیون دلاری تصادف می‌کنه)

617
00:24:30,801 --> 00:24:33,099
‫و سواری با آمبولانس هوایی ختم شد،

618
00:24:33,100 --> 00:24:35,480
‫پس میندی قراره امروز رانندگی کنه.

619
00:24:38,960 --> 00:24:40,360
‫تا حالا با این رانندگی نکرده بودم...

620
00:24:40,361 --> 00:24:42,533
‫یا خدا، ترمزهاش یه کمی نرمن.

621
00:24:42,534 --> 00:24:43,761
‫آره، واقعا نرمه ترمزاش.

622
00:24:43,762 --> 00:24:45,539
‫عه، خب دستت درد نکنه که حالا داری بهم میگی.

623
00:24:45,540 --> 00:24:46,653
‫واقعا ترمزهای مزخرفی داره!

624
00:24:46,654 --> 00:24:48,378
‫- وای خدایا!
‫- شرمنده باباتش!

625
00:24:48,379 --> 00:24:49,212
‫نمی‌دونم کجا باید بریم.

626
00:24:49,213 --> 00:24:50,865
‫- کجا باید بریم؟
‫- کجا بریم؟

627
00:24:50,866 --> 00:24:52,086
‫باید بریم چپ؟

628
00:24:53,126 --> 00:24:55,506
‫- کجا بریم؟
‫- شاید باید بریم اونجا، برو اوجا.

629
00:24:56,940 --> 00:24:58,752
‫ریچارد، ماشینت نشتی داره.

630
00:24:58,753 --> 00:24:59,992
‫چی شده؟

631
00:24:59,993 --> 00:25:00,593
‫نشتی سوخت.

632
00:25:00,594 --> 00:25:02,600
‫یه مایع داره ازش نشت می‌کنه.
‫فکر کنم سوخته، ریچارد.

633
00:25:07,573 --> 00:25:08,503
‫آره سوختشه.

634
00:25:08,504 --> 00:25:10,958
‫احتمالا مشکل از «شناور کاربراتور»ـش باشه.<font color="#ff8c10">
‫(جریان سوختی که به کاربراتور فرستاده می‌شود را کنتزل می‌کند)

635
00:25:10,959 --> 00:25:13,910
‫دچار «ازدیادِ سوخت» شده چون شناور گیر کرده بوده.<font color="#ff8c10">
‫ (over-fuelling به حالتی گفته می‌شود که موتور
‫بیش از اونچه که نیاز داره سوخت دریافت کنه)

636
00:25:14,880 --> 00:25:16,400
‫اونطور که...

637
00:25:17,553 --> 00:25:20,566
‫تصورش می‌کردم، خوره‌ی سوخت و هیجان‌انگیز نیست.

638
00:25:20,567 --> 00:25:24,279
‫خب البته خوره‌ی سوخت هست، اما
‫سوخت بیشتر از ماشین می‌ریزه بیرون.

639
00:25:24,280 --> 00:25:25,394
‫چی شده؟

640
00:25:25,560 --> 00:25:29,119
‫شناور چسبیده بوده داخل کاربراتور،
‫پس دچار ازدیاد سوخت شده.

641
00:25:29,120 --> 00:25:31,293
‫چیز خوبی نیست اگه همین‌طور سوخت ازش بپاشه بیرون.

642
00:25:31,294 --> 00:25:32,492
‫شدیدا قابل اشتعاله.

643
00:25:32,493 --> 00:25:33,806
‫آره، بنزین کاملا قابل اشتعاله.

644
00:25:33,807 --> 00:25:37,072
‫یکی از ویژگی‌هاش همینه، که اون رو
‫توی ماشین‌ها قابل استفاده می‌کنه.

645
00:25:37,160 --> 00:25:39,112
‫- مشکلش از اینه.
‫- عه شناورشه.

646
00:25:39,299 --> 00:25:40,879
‫اوی آره، به همین دلیل غرق شده بود.
‫(پر از بنزین شده بود)

647
00:25:40,880 --> 00:25:43,207
‫«اتیلن» موجود توی بنزین رفته به خورد این،

648
00:25:43,208 --> 00:25:44,919
‫و پر از بنزین شده و غرق شده،

649
00:25:44,920 --> 00:25:46,427
‫و دیگه کار نکرده،

650
00:25:46,428 --> 00:25:47,913
‫چون دیگه شناور نمی‌شده.

651
00:25:49,200 --> 00:25:51,300
‫عصرتون بخیر خانم‌ها و آقایون...

652
00:25:51,693 --> 00:25:53,940
‫ما به یک شناور نیاز داریم، ممنون.

653
00:25:53,941 --> 00:25:55,199
‫وای خدایا!

654
00:25:55,499 --> 00:25:57,126
‫اصلا هم خجالت‌آور نیست.

655
00:25:57,127 --> 00:25:58,712
‫نه، من که خجالت نمی‌کشم.

656
00:25:58,959 --> 00:26:01,719
‫کسی می‌تونه به داد ریچارد هموند برسه؟

657
00:26:01,720 --> 00:26:04,080
‫یکی از شناورهاش خراب شده.

658
00:26:11,520 --> 00:26:13,400
‫این بهترین تبلیغِ ممکن نیست.

659
00:26:13,401 --> 00:26:15,900
‫شاید لازم باشه کارت‌های تبلیغاتی‌مون رو قایم کنم.

660
00:26:15,953 --> 00:26:16,720
‫عه...

661
00:26:16,892 --> 00:26:18,892
‫میندی، کارت‌ها رو دیدیش یا نه؟

662
00:26:18,893 --> 00:26:20,880
‫- می‌شه فقط قایم‌شون کنیم؟
‫- آره.

663
00:26:23,733 --> 00:26:25,306
‫این کارتو راه می‌اندازه؟

664
00:26:25,307 --> 00:26:26,800
‫آره بدردش می‌خوره.

665
00:26:32,026 --> 00:26:34,720
‫خب، حالا دیگه هیچ سوختی ازش بیرون نمی‌ریزه.

666
00:26:36,910 --> 00:26:39,656
‫فکر کنم از مهلکه در رفتیم، هیچ‌کی متوجه نشد.

667
00:26:39,657 --> 00:26:40,683
‫عه...

668
00:26:42,103 --> 00:26:43,149
‫الان خاطرمون جمع باشه؟

669
00:26:43,150 --> 00:26:45,992
‫تقریبا تضمین می‌کنم که منفجر نمی‌شیم.

670
00:26:45,993 --> 00:26:47,080
‫تا حد زیادی.

671
00:26:47,081 --> 00:26:48,719
‫دلت می‌خواد دوباره با من بیای بیرون؟

672
00:26:48,720 --> 00:26:51,500
‫اگه این قرار اول‌مون بود،
‫واسه دومیش هم می‌اومدی؟

673
00:26:56,720 --> 00:26:57,760
‫نه!

674
00:27:02,000 --> 00:27:03,760
‫به نظرت راه‌شونو گم کردن؟

675
00:27:09,328 --> 00:27:10,720
‫صبر کن، صبر کن.

676
00:27:11,490 --> 00:27:12,839
‫خیلی آروم می‌ری.

677
00:27:13,363 --> 00:27:16,182
‫آره، خب من که نمی‌دونم دارم کجا می‌رم، ریچارد.

678
00:27:16,183 --> 00:27:17,830
‫ادامه بده میند!

679
00:27:18,880 --> 00:27:20,353
‫رکورد رو که نمی‌شکونن، مگه نه؟

680
00:27:20,354 --> 00:27:22,793
‫سریع‌ترین ماشینی که توی کل روز دیدم نیست.

681
00:27:24,800 --> 00:27:25,613
‫اوناهاش.

682
00:27:25,614 --> 00:27:26,960
‫حالا داره گازشو می‌گیره.

683
00:27:26,961 --> 00:27:28,480
‫ادامه بده میند!

684
00:27:30,074 --> 00:27:31,074
‫اوه...

685
00:27:42,430 --> 00:27:45,039
‫آره، یه صدای غرش عمیق رو از این موتور شنیدیم.

686
00:27:45,040 --> 00:27:46,810
‫مک شاکی بود ازش.

687
00:27:47,723 --> 00:27:50,283
‫وقتی که امتحانی سوارش شدیم،
‫به نظر می‌رسید که صدا از تهش باشه،

688
00:27:50,284 --> 00:27:52,295
‫مثل این‌که یاتاقانش خراب شده.
‫(فرسوده شده)

689
00:27:52,296 --> 00:27:53,120
‫خوب نیست.

690
00:27:53,121 --> 00:27:54,762
‫روغنش رو یه نگاه بندازم.

691
00:27:54,763 --> 00:27:57,116
‫- اوه روغنش رقیقه.
‫- رقیقه، آره.

692
00:27:57,609 --> 00:27:59,200
‫- بو کنیم.
‫- بوش کن.

693
00:28:00,009 --> 00:28:02,394
‫- بنزین قاطیشه.
‫- واقعا بنزینه.

694
00:28:02,395 --> 00:28:04,415
‫توش بیشتر بنزینه تا روغن.

695
00:28:04,954 --> 00:28:06,708
‫«مبدل کاربراتور» داشته،

696
00:28:06,709 --> 00:28:08,581
‫و به نظر نمی‌رسه که درست تنظیم شده باشه.

697
00:28:08,582 --> 00:28:11,599
‫و فکر می‌کنیم که کاربراتور دچار ازدیاد سوخت شده.

698
00:28:11,600 --> 00:28:14,065
‫موتور قادر به سوزوندن تمومِ اون سوخت نیست،

699
00:28:14,066 --> 00:28:16,513
‫پس بنزین رو رقیق می‌کنه،
‫بنزین از پیستون رد می‌شه،

700
00:28:16,514 --> 00:28:18,733
‫می‌ره توی روغن و روغن رو رقیق می‌کنه.

701
00:28:18,734 --> 00:28:21,008
‫روغنش کاملا عینِ آبه.

702
00:28:21,009 --> 00:28:22,865
‫خیلی رقیق بود.

703
00:28:22,866 --> 00:28:26,160
‫اگر بتونیم راهش بندازیم و به جایی برسونیمش که
‫مقدار مناسبی از سوخت رو بسوزونه،

704
00:28:26,161 --> 00:28:27,418
‫وس این باید مشکلش رو درمان کنه.
‫(درستش کنه)

705
00:28:27,419 --> 00:28:29,299
‫و این جلویِ یه فاجعه رو می‌گیره،

706
00:28:29,300 --> 00:28:31,212
‫چون اینجوری قطعا منفجر می‌شد.

707
00:28:31,965 --> 00:28:34,138
‫یه روزی می‌رسه که سوارش می‌شه و بعد بنگ!
‫(منفجر می‌شه)

708
00:28:34,139 --> 00:28:36,605
‫یه انفجارِ حسابی!
‫دیگه آخر خطشه، مگه نه؟

709
00:28:47,199 --> 00:28:49,319
‫شکست‌مون تویِ رویداد ای-تایپ‌ها،

710
00:28:49,320 --> 00:28:53,080
‫تبلیغات خیلی خوبی نبود که کسب‌وکارم انتظارش رو داشت.

711
00:28:53,559 --> 00:28:56,253
‫نلفن‌مون اصلا پشت سر هم زنگ نمی‌خورد.
‫(کسی نیومد سراغ‌مون)

712
00:28:56,640 --> 00:28:59,020
‫وقتِ انگیزه گرفتن بود.
‫(صحبت و نصیحت‌های انگیزشی)

713
00:28:59,766 --> 00:29:02,120
‫اون تیکه‌های سبزش کجا قرار می‌گیرن، هیچ ایده‌ای ندارم.

714
00:29:02,121 --> 00:29:04,801
‫مشکل اینه که همه‌شون نباید روی صفحه باشن که.

715
00:29:02,227 --> 00:29:04,474
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«آیلین: مادرِ ریچارد»

716
00:29:04,787 --> 00:29:07,905
‫اگه بذاری‌شون اینجا، جا برات باز می‌شه،

717
00:29:05,120 --> 00:29:07,560
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«آلن: پدرِ ریچارد»

718
00:29:07,913 --> 00:29:10,887
‫«بذار سگ خرگوش رو ببینه.»<font color="#ff8c10">
‫(ضرب‌المثل ولزی به معنای: حذف موانع و
‫جزئیاتِ ناچیز برای بهتر متوجه شدن موضوعات)

719
00:29:13,012 --> 00:29:14,790
‫- نه، نه، چون...
‫- عه، پسرمونه.

720
00:29:16,883 --> 00:29:18,639
‫قبلا اینو ندیده بودم، آره؟

721
00:29:18,640 --> 00:29:19,904
‫- آره دیدیش.
‫- واقعا؟

722
00:29:19,905 --> 00:29:21,665
‫این یکی از همون «ترایمف»هات نیست؟

723
00:29:21,666 --> 00:29:23,552
‫«ترایمف تروفیِ 1985»ـه.

724
00:29:23,553 --> 00:29:24,986
‫- 1958؟!
‫- آره!

725
00:29:24,987 --> 00:29:26,326
‫سنش تقریبا اندازه منه.

726
00:29:26,327 --> 00:29:27,921
‫خوبه مگه نه؟ قبلا دیدینش.

727
00:29:27,922 --> 00:29:31,002
‫- باید اعتراف کنم که من یادم نیست.
‫- تو که دقت نمی‌کنی.

728
00:29:31,003 --> 00:29:31,690
‫نه.

729
00:29:31,691 --> 00:29:33,616
‫- یه فنجون چای می‌خوای؟
‫- آره لطفا.

730
00:29:33,617 --> 00:29:34,616
‫رواله.

731
00:29:35,395 --> 00:29:38,191
‫خب، باید در مورد سرمایه‌گذاریِ پر ریسکِ جدیدم
‫روی یه کسب‌و‌کارِ هیجان‌انگیز باهاتون صحبت کنم.

732
00:29:38,192 --> 00:29:39,606
‫می‌تونین بهم کمک کنین...

733
00:29:39,607 --> 00:29:42,892
‫بهم کمک کنین تا اعتبارِ خودم رو توی این منطقه ایجاد کنم.

734
00:29:42,893 --> 00:29:43,925
‫- باشه.
‫- و...

735
00:29:43,926 --> 00:29:45,439
‫و این مهمه که...

736
00:29:45,440 --> 00:29:48,332
‫من به عنوانِ یه فرد مهندس‌طور...

737
00:29:48,333 --> 00:29:50,179
‫از مقداری اعتبار و اعتماد برخوردار باشم.

738
00:29:50,180 --> 00:29:52,153
‫- خب، باشه.
‫- موقع چای‌خوری در موردش بحث می‌کنیم.

739
00:29:52,154 --> 00:29:52,672
‫باشه.

740
00:29:52,673 --> 00:29:54,773
‫- یه تیکه «نونِ مالت» می‌خوای؟
‫- وااای آره!<font color="#ff8c10">
‫(نوعی نان شیرین که با عصاره مالت درست می‌شود
‫مالت: جوانه دانه‌های غلات که خشک شده‌اند)

741
00:29:54,774 --> 00:29:56,620
‫نونِ مالتِ افسانه‌ای!

742
00:29:59,279 --> 00:30:00,639
‫پدربزرگ، پدر تو رو میگم،

743
00:30:00,640 --> 00:30:01,678
‫تویِ صنعت خودرو کار می‌کرد.

744
00:30:01,679 --> 00:30:03,718
‫کارشو با صنعت خودرو شروع نکرد.

745
00:30:03,719 --> 00:30:06,478
‫کارشو به عنوان یه «کابینت‌ساز» ماهر شروع کرد.<font color="#ff8c10">
‫(منظور از کابینت‌ساز: نجار، منبت‌کار،
‫کمدساز و شغل‌های مشابه اینا)

746
00:30:06,479 --> 00:30:08,992
‫به همین دلیله که شما اسباب بازی‌های زیادی داشتین،

747
00:30:08,993 --> 00:30:10,584
‫که اون توی جوونیش می‌ساخت.

748
00:30:10,585 --> 00:30:12,325
‫اما بعدش جنگ جهانی دوم رخ داد،

749
00:30:12,326 --> 00:30:15,452
‫و ناگهان شغل کابینت‌سازیش به پایان رسید،

750
00:30:15,453 --> 00:30:19,025
‫و بعدش رفت برای «BSA» کار کرد،<font color="#ff8c10">
‫ (Birmingham Small Arms یا صنایع اسلحه‌سازی بیرمنگام،
‫شرکت بریتانیایی تولید کننده اسلحه از 1861 تا 1973)

751
00:30:19,026 --> 00:30:20,159
‫تانک می‌ساختن اونجا،

752
00:30:20,160 --> 00:30:24,158
‫و از اونجا پیشرفت کرد و رفت به «مولینرز.»<font color="#ff8c10">
‫ (Mulliners شرکتی در بیرمنگام،
‫تولید کننده خودرو و تسلیحات توپخانه‌ای)

753
00:30:24,159 --> 00:30:26,286
‫اما این مولینرزِ توی بیرمنگام بود، آره؟

754
00:30:26,287 --> 00:30:28,052
‫- آره، شرکت مولینرز توی بیرمنگام.
‫- چون دو تا مولینرز داشتیم.

755
00:30:28,053 --> 00:30:30,087
‫اولیش که خفن و مجلل بود توی لندن بود،

756
00:30:30,088 --> 00:30:31,839
‫ماشین‌های بنتلی و رولز رویس رو تولید می‌کرد،

757
00:30:31,846 --> 00:30:34,192
‫- و اونی که توی بیرمنگام بود...
‫- ماشین‌های سطح پایین رو تولید می‌کرد.

758
00:30:34,199 --> 00:30:36,152
‫...چیزای خفنی نمی‌ساخت.

759
00:30:36,153 --> 00:30:39,780
‫اما بعدش از اونجا رفت به «جنسن»،<font color="#ff8c10">
‫ (Jensen Motors شرکت خودروسازی
‫بریتانیایی تاسیس شده در 1922)

760
00:30:39,781 --> 00:30:42,746
‫و رویِ ماشینِ «جنسن اینترسپتور» کار می‌کرد.<font color="#ff8c10">
‫(ماشینِ محورعقب که از 1966 تا 1976 تولید می‌شد)

761
00:30:42,747 --> 00:30:46,113
‫و در نهایت بازرس ارشد شد،

762
00:30:46,633 --> 00:30:47,793
‫کارش این بود که...

763
00:30:47,794 --> 00:30:50,013
‫اون آخرین کسی بود که ماشین رو قبل از...

764
00:30:50,014 --> 00:30:52,412
‫تحویل به صاحب جدیدش، چک می‌کرد.

765
00:30:52,413 --> 00:30:54,880
‫و این کار رو تا زمان بازنشستگی‌ش انجام داد،

766
00:30:54,881 --> 00:30:56,141
‫که سالِ...

767
00:30:56,142 --> 00:30:58,241
‫72 بود،

768
00:30:58,242 --> 00:30:59,700
‫سال 1972 بود.

769
00:30:59,701 --> 00:31:03,094
‫آیا عکس به خصوصی از پدربزرگ دارین که...

770
00:31:03,095 --> 00:31:05,701
‫مرتبط باشه با صنعت موتور و خودروسازی؟

771
00:31:05,995 --> 00:31:08,028
‫یا فقط عکسی ازش با ماشین؟

772
00:31:09,220 --> 00:31:11,153
‫خب، این یکی عکسه توئه...

773
00:31:11,154 --> 00:31:13,447
‫نه این لازم نیست.
‫هیچ‌کی مجبور نیست اینا رو ببینه!

774
00:31:13,448 --> 00:31:14,326
‫ببینش!

775
00:31:14,127 --> 00:31:16,674
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫«اولین روزِ مدرسه‌ی ریچارد»
‫«3 سپتامبر»

776
00:31:14,327 --> 00:31:15,333
‫ایناهاش!

777
00:31:15,334 --> 00:31:16,560
‫مامان؟

778
00:31:16,561 --> 00:31:17,514
‫چیه؟

779
00:31:17,515 --> 00:31:18,400
‫مدرسه‌اس...

780
00:31:18,401 --> 00:31:20,052
‫- آره!
‫- عکس‌های مدرسه‌اس!

781
00:31:20,053 --> 00:31:21,774
‫آخه نگام کن!

782
00:31:21,775 --> 00:31:22,398
‫اون...

783
00:31:22,399 --> 00:31:23,984
‫آره، می‌دونم اسکل به نظر می‌آی.

784
00:31:23,692 --> 00:31:27,919
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«دو ماهگیِ نیکولاس»</font><font color="#ff8c10">
‫(نیکولاس: برادر ریچارد)

785
00:31:23,692 --> 00:31:27,919
‫{\an4}<font color="#ffe017">
‫«ریچارد در 4.5 سالگی»

786
00:31:23,692 --> 00:31:27,919
‫{\an5}<font color="#ffe017">
‫«سال 1974 مهدکودک»

787
00:31:23,692 --> 00:31:27,919
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫«3 ماهگیِ نیکولاس»

788
00:31:23,985 --> 00:31:25,933
‫چه بلایی سر موهام آورده بودی؟

789
00:31:25,933 --> 00:31:28,120
‫- مگه واسش پول نداده بودی؟ (برای آرایشش)
‫- پول دادم.

790
00:31:28,120 --> 00:31:29,207
‫می‌دونم.

791
00:31:32,210 --> 00:31:37,284
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫«ماهِ مارس 1974»

792
00:31:32,210 --> 00:31:37,284
‫{\an4}<font color="#ffe017">
‫«ریچارد و نیکولاس در لباس
‫آتش‌نشان و افسرِ پلیس»

793
00:31:32,610 --> 00:31:34,935
‫این همون ماشینیه که پدربزرگ برامون ساخت؟

794
00:31:34,936 --> 00:31:37,283
‫بازیافتش کرده بود،
‫این یکی رو بازسازیش کرده بود.

795
00:31:37,284 --> 00:31:40,397
‫یادم می‌آد یه لونه پرنده توی انباری درست کرد.

796
00:31:40,398 --> 00:31:42,038
‫من کوچیک‌تر از اینا بودم.

797
00:31:42,039 --> 00:31:44,692
‫و داشتیم چندتا مفصل برای پایه های اون می‌ساختیم،

798
00:31:44,693 --> 00:31:47,344
‫مثل دو تا چوب به شکل به‌علاوه،
‫و اون گفت: «ای بی‌عرضه.»

799
00:31:47,345 --> 00:31:48,550
‫- احتمالا گفته.
‫- اما...
‫[نامفهوم]

800
00:31:48,551 --> 00:31:51,277
‫- بی‌عرضه... تیکه کلامش بود.
‫- آره، همین بود.

801
00:31:51,278 --> 00:31:53,331
‫چون می‌تونست هرکاری رو انجام بده،

802
00:31:53,332 --> 00:31:54,918
‫با چوب، فلز، چرم...

803
00:31:54,919 --> 00:31:56,919
‫و می‌تونست ببینه که چطور باید انجام بشه،

804
00:31:56,920 --> 00:31:58,627
‫اما این اون رو کمی بی‌حوصله می‌کرد...

805
00:31:58,628 --> 00:32:00,359
‫- ...نسبت به منه 9 ساله.
‫- دقیقا.

806
00:32:00,360 --> 00:32:02,347
‫- «اینطوری انجامش بدم؟»
‫- «نه ای بی‌عرضه!»

807
00:32:02,348 --> 00:32:03,713
‫اووه، باشه!

808
00:32:04,727 --> 00:32:05,760
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«کت و آرتور - سال 1927»

809
00:32:04,927 --> 00:32:07,806
‫- خب، همیناس.
‫- اینا شگفت‌انگیزن!

810
00:32:09,372 --> 00:32:12,105
‫پس من با این کسب‌وکار بازسازی ماشین‌های کلاسیک،

811
00:32:12,106 --> 00:32:13,425
‫کاملا ادعا کنم که...

812
00:32:13,426 --> 00:32:14,413
‫این کار تویِ خون منه.

813
00:32:14,414 --> 00:32:15,853
‫- یعنی من از...
‫- این کار توی ژنته.

814
00:32:15,854 --> 00:32:17,271
‫- قطعا آره.
‫- آره.

815
00:32:17,272 --> 00:32:21,211
‫نظر شما در مورد راه‌انداختن این
‫کسب‌وکار بازسازی ماشین‌ها چیه؟

816
00:32:21,212 --> 00:32:23,164
‫به نظر من خیلی هیجان‌انگیزه.

817
00:32:23,165 --> 00:32:24,172
‫برای اره‌اندازی یه کسب‌وکار،

818
00:32:24,173 --> 00:32:26,578
‫کسب‌وکارت باید با چیزی سروکار
‫داشته باشه که درباره‌اش می‌دونی،

819
00:32:26,579 --> 00:32:28,606
‫و بهش اهمیت می‌دی و دوستش داری.

820
00:32:28,607 --> 00:32:30,998
‫و این دقیقا همون کاریه که تو داری انجامش می‌دی.

821
00:32:30,999 --> 00:32:33,459
‫کمی مثل این نیست که دارم برمی‌گردم سر جال اولم؟
‫(برگشتن به وضعیتِ سابق)

822
00:32:33,460 --> 00:32:35,598
‫آره، از نظر من خیلی.

823
00:32:35,599 --> 00:32:38,278
‫پدربزرگت اگه بود بی‌اندازه بهت افتخار می‌کرد.

824
00:32:38,279 --> 00:32:40,466
‫اما اگر بود کلی از دستت کلافه می‌شد،

825
00:32:40,467 --> 00:32:42,346
‫چون می‌اومد که بهت بگه چطوری کارها رو انجام بدی.

826
00:32:42,347 --> 00:32:44,040
‫«همین درسته، ای بی‌عرضه!»

827
00:32:45,333 --> 00:32:47,813
‫- شما که این‌ کارو نمی‌کنین.
‫- آره، درسته.

828
00:32:46,446 --> 00:32:50,119
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«تعطیلات در وستون»</font><font color="#ff8c10">
‫ (Weston شهری در جنوب-غربی انگستان)

829
00:32:46,446 --> 00:32:50,119
‫{\an6}<font color="#ffe017">
‫«ساحلِ آپ‌هیل»</font><font color="#ff8c10">
‫(ساحلی با شن‌های زردرنگ در وستون)

830
00:32:54,136 --> 00:32:57,400
‫من یه ارثیه‌ی اصیلِ موتوری دارم.
‫(مربوط به ماشین و وسایل نقلیه)

831
00:32:57,401 --> 00:33:00,454
‫فقط نمی‌تونم از این حس خلاص بشم که اگه پدربزرگم بود...

832
00:33:00,455 --> 00:33:04,355
‫خیلی از بخشی از صنعت موتوریِ
‫امروز من، تحت تاثیر قرار نمی‌گرفت.

833
00:33:05,001 --> 00:33:06,701
‫شیشه پاک‌کن داریم؟

834
00:33:06,747 --> 00:33:11,213
‫چیزی بیشتر از یه چکش و یه تیکه کهنه تویِ این کارمون داریم؟
‫(تویِ مهارتِ کاری‌مون)

835
00:33:11,540 --> 00:33:12,600
‫نیل؟

836
00:33:12,601 --> 00:33:14,159
‫داری از یه کهنه‌ی کثیف استفاده می‌کنی؟

837
00:33:14,160 --> 00:33:18,066
‫چون حس می‌کنم هِی دارم دنبالت دور ماشین
‫می‌چرخم و کثیفی‌های تو رو پاک می‌کنم.

838
00:33:18,067 --> 00:33:20,414
‫من اونجاهایی رو تمیز می‌کنم که تو جا انداختی.

839
00:33:21,040 --> 00:33:22,159
‫سلام، رفقا.

840
00:33:22,160 --> 00:33:23,207
‫- صبحت بخیر!
‫- حالت چطوره مک؟

841
00:33:23,208 --> 00:33:24,853
‫- چطوری مک؟
‫- بفرما!!!

842
00:33:24,854 --> 00:33:25,732
‫کار می‌کنه!

843
00:33:25,733 --> 00:33:27,580
‫- عمرا!
‫- آره، کار می‌کنه!

844
00:33:27,581 --> 00:33:28,808
‫یعنی وقتی آوردمش کار نمی‌کرد؟

845
00:33:28,809 --> 00:33:29,848
‫الان بهتر کار می‌کنه.

846
00:33:29,849 --> 00:33:31,439
‫نشتیش بزرگ‌ترین مشکلش بود.

847
00:33:31,440 --> 00:33:33,633
‫- کار خیلی خوبی کردی که آوردیش اینجا.
‫- اوه، شروع شد!

848
00:33:33,634 --> 00:33:36,932
‫این ماشین یه مبدل تویِ «کاربراتور SU»ـش داشته،<font color="#ff8c10">
‫ (SU carburettor کاربراتورهای
‫فشار ثابت، تولید بریتانیا در قرن بیستم )

849
00:33:36,933 --> 00:33:39,991
‫و روغن موتور رو پر از بنزین کرده بود.

850
00:33:39,992 --> 00:33:42,638
‫- خب.
‫- و به همین دلیل بود که لرزش و غرش داشت.

851
00:33:42,639 --> 00:33:45,438
‫- وقتی باهاش رانندگی می‌کردی تق تق می‌کرد.
‫- آره یه صدای تپ تپ ازش می‌اومد؟

852
00:33:45,439 --> 00:33:46,024
‫أره.

853
00:33:46,025 --> 00:33:48,325
‫اگه همین‌طور ادامه می‌دادی و می‌رفتی، منفجر می‌شد.

854
00:33:48,326 --> 00:33:50,386
‫پس حالا، نه تنها بهتر کار می‌کنه،

855
00:33:50,387 --> 00:33:52,871
‫و حالا می‌تونی پشت سرت رو توی
‫آینه‌ها ببینی و دیگه تق تق هم نمی‌کنه.

856
00:33:52,872 --> 00:33:55,320
‫و همچنین دیگه تله‌ی مرگ نیست!

857
00:33:56,153 --> 00:33:58,339
‫650 پوند هزینه‌‌اش شده.

858
00:33:58,340 --> 00:34:00,160
‫- من که واقعا به این قیمت راضی‌ام.
‫- واقعا؟

859
00:34:00,161 --> 00:34:00,785
‫خوبه، خوبه.

860
00:34:00,786 --> 00:34:03,199
‫- نه، روی همین 650 تا نگهش‌دار!
‫- باشه، باشه، چیزی نمیگم.

861
00:34:03,200 --> 00:34:05,726
‫پس ما فاکتورش رو براتون ارسال می‌کنیم، چون که...

862
00:34:05,734 --> 00:34:06,847
‫واقعا؟

863
00:34:07,027 --> 00:34:08,192
‫آره، شما انجامش می‌دین؟

864
00:34:08,193 --> 00:34:09,093
‫- آره.
‫- باشه.

865
00:34:09,094 --> 00:34:11,332
‫خیلی‌خب، پس ما یه فاکتور واسه این براتون می‌فرستیم،

866
00:34:11,333 --> 00:34:13,551
‫و اینم از این.
‫ما یه کار انجام دادیم!

867
00:34:13,552 --> 00:34:15,078
‫ممنون رفقا، متشکرم.

868
00:34:15,079 --> 00:34:15,845
‫- خب.
‫- عالیه.

869
00:34:15,846 --> 00:34:17,880
‫خوشحالم که قهمیدم هنوز می‌تونه بره توی جاده.

870
00:34:19,585 --> 00:34:20,712
‫اولین مشتریِ دست به نقدمون.

871
00:34:20,713 --> 00:34:24,099
‫از نظر مالی خبر خوبیه، اما نه خبر خیلی بزرگی.

872
00:34:24,672 --> 00:34:26,599
‫یعنی چی...
‫650 پوند فقط!

873
00:34:26,600 --> 00:34:29,140
‫اصلا یادم نیست تا حدی چقدر پولش بود...

874
00:34:29,141 --> 00:34:31,687
‫اما یه بخش عمده‌ای ازش از بین رفت دیگه.

875
00:34:32,260 --> 00:34:35,440
‫اما بدین معنیه که به طور خلاصه جریان پول رو معکوس کردیم،

876
00:34:35,441 --> 00:34:38,601
‫پس به جای این که پول خارج بشه، وارد می‌شه.

877
00:34:38,974 --> 00:34:39,841
‫اما به نظرم...

878
00:34:39,842 --> 00:34:42,906
‫کافی نیست که ما اینجا فقط عینِ یه عنکبوت توی تارش...

879
00:34:42,907 --> 00:34:44,487
‫بشینیم و امیدوار باشیم که...

880
00:34:44,488 --> 00:34:45,745
‫کار به سراغ‌مون بیاد.

881
00:34:45,746 --> 00:34:48,667
‫باید خارج از اینجا بیشتر تلاش کنم و چند تایی کار بیارم.

882
00:34:50,680 --> 00:34:51,647
‫خداحافظ!

883
00:34:52,693 --> 00:34:54,519
‫یه مشتریِ واقعیِ راضی!

884
00:34:54,520 --> 00:34:56,433
‫- عالیه!
‫- شبیه یه حقیقت محضه!

885
00:34:56,434 --> 00:34:57,599
‫- این اولیش.
‫- آره.

886
00:34:57,600 --> 00:34:59,600
‫- موارد بیشتری واسه رفتن مونده.
‫- آره.

887
00:35:06,783 --> 00:35:08,089
‫متاسفانه...

888
00:35:08,096 --> 00:35:09,223
‫بعد از مک...

889
00:35:09,224 --> 00:35:12,052
‫کار دیگه‌ای برای انجام دادن گیرمون نیومد،

890
00:35:12,053 --> 00:35:14,059
‫و حتی در آینده‌اش هم هیچی.

891
00:35:14,060 --> 00:35:16,079
‫تفلن یه بار زنگ خورد.

892
00:35:16,080 --> 00:35:18,367
‫«کاملا» حسابدار شرکت بود،

893
00:35:18,368 --> 00:35:20,994
‫که گفت باید بیاد و منو ملاقات کنه.

894
00:35:21,854 --> 00:35:24,280
‫خب ریچارد، 50,000 پوندی که به شرکت قرض دادی،

895
00:35:24,281 --> 00:35:25,998
‫تقریبا تموم شده.

896
00:35:25,999 --> 00:35:28,119
‫اما هنوز توی این کارگاه وجود داره.

897
00:35:28,120 --> 00:35:30,512
‫آره، قبل از این بود که جابه‌جا بشیم.

898
00:35:31,598 --> 00:35:34,816
‫اون 50,000 تایی که گذاشتم کجا رفته پس؟
‫چقد خرج کردیم؟

899
00:35:34,817 --> 00:35:37,558
‫خرجِ هزینه‌های جاری، دستمزد‌ها، اجاره، بیمه و غیره شده.<font color="#ff8c10">
‫(هزینه‌های جاری: آب، برق، بیمه و مالیات)

900
00:35:37,559 --> 00:35:40,825
‫ما هیچ سرمایه ورودی نداریم،
‫فقط وامی که شما دادین رو داریم که سودآور نیست،

901
00:35:40,826 --> 00:35:42,779
‫این فقط یه وام به شرکته همین،

902
00:35:42,780 --> 00:35:45,266
‫پس هیچ درآمدی نداریم.
‫در حال حاضر فقط داریم خرج می‌کنیم.

903
00:35:45,267 --> 00:35:45,931
‫صحیح.

904
00:35:45,932 --> 00:35:48,092
‫همچنین جابه‌جایی رو هم پیش‌رومون داریم.

905
00:35:48,093 --> 00:35:51,044
‫افزایش اجاره‌بها و افزایش هزینه بیمه رو داریم.

906
00:35:51,045 --> 00:35:52,338
‫یه پس‌انداز کوچیک واسش نیاز داریم.

907
00:35:52,339 --> 00:35:54,558
‫خب گفتم «کوچیک»، یه پس‌اندازه خیلی بزرگ می‌خوایم.

908
00:35:54,559 --> 00:35:55,591
‫هزینه‌های نقل مکان رو هم داریم.

909
00:35:55,592 --> 00:35:59,012
‫پس 10,500 پوند اجاره اینجاست.

910
00:35:59,332 --> 00:36:01,125
‫وقتی که نقل مکان کنم به کارگاه جدید...

911
00:36:01,126 --> 00:36:02,532
‫هزینه‌هات بیشتر می‌شه.

912
00:36:02,533 --> 00:36:04,680
‫- پس از اینا بیشتر می‌شه...
‫- قطعا، آره.

913
00:36:05,859 --> 00:36:08,119
‫خیلی زود جالب بودنش تموم شد.

914
00:36:08,313 --> 00:36:09,172
‫آره.

915
00:36:10,665 --> 00:36:13,412
‫خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو می‌کردم پول لازم داریم.

916
00:36:14,478 --> 00:36:17,211
‫نمی‌دونم الان این یه بررسی واقع‌بینانه بود یا یه مداخله،

917
00:36:17,218 --> 00:36:19,285
‫اما باید گفته می‌شد که...

918
00:36:19,286 --> 00:36:21,092
‫آره، حالا دیگه همه چی کمی جدی شده.

919
00:36:21,093 --> 00:36:23,526
‫حالا دیگه همه چیز شده عین یه کسب‌وکار واقعی.

920
00:36:23,753 --> 00:36:25,200
‫باید چند تا کار پیدا کنیم.

921
00:36:41,649 --> 00:36:45,755
‫در حال بازدید از یکی از معتبرترین نمایشگاه‌های
‫ماشین‌های کلاسیک سال هستم،

922
00:36:45,756 --> 00:36:47,622
‫«گردهماییِ لندن.»

923
00:36:47,866 --> 00:36:51,279
‫جایی که امیدوارم چند تایی از
‫مشتری‌های آینده‌ام رو ملاقات کنم.

924
00:36:51,592 --> 00:36:54,012
‫من یه سازوکارِ کوچیکِ بازسازی ماشین رو...

925
00:36:51,592 --> 00:36:54,013
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫(همون ماشینی که پدربزرگش روش کار می‌کرده)
‫Jensen Interceptor

926
00:36:54,013 --> 00:36:56,885
‫با کسایی که تمام تعمیراتِ روی
‫ماشین‌هام رو انجام دادن، راه‌انداختم.

927
00:36:56,985 --> 00:36:57,872
‫سلام.

928
00:36:57,873 --> 00:36:59,825
‫- پس این مال شماست؟
‫- این یکی مال منه، آره.

929
00:36:59,826 --> 00:37:02,600
‫«آلپینا B12» اتفاقا ماشینِ خیلی خوبیه،<font color="#ff8c10">
‫ (Alpina B12 تولید شرکت آلپینا آلمان، تیونینگ و
‫اصلاح ماشین‌های BMW و Mini رو انجام می‌ده)

930
00:37:02,601 --> 00:37:03,478
‫آفرین،

931
00:37:03,479 --> 00:37:07,624
‫اگه چیزش خراب شد،
‫این کارتِ ویزیت کارگاه بازسازیِ منه.

932
00:37:07,625 --> 00:37:10,190
‫چند تا تعمیرکارِ محشر دارم.
‫لذت بردم از حرف زدن با شما.

933
00:37:10,191 --> 00:37:12,478
‫آها، تو از اون عشقِ لامبورگینی‌ها هستی.

934
00:37:12,479 --> 00:37:14,084
‫جگوارهای منو دوست داری؟

935
00:37:15,197 --> 00:37:20,110
‫صنعت ماشین‌های کلاسیک
‫حدود 18 میلیارد پوند در سال ارزش داره.

936
00:37:20,111 --> 00:37:22,304
‫و این فقط تویِ بریتانیاست.

937
00:37:22,520 --> 00:37:23,660
‫این رویداد...

938
00:37:23,661 --> 00:37:25,893
‫یه آهن‌ربا برای تعمیرکارهای خودرو هست،

939
00:37:25,894 --> 00:37:28,280
‫که می‌خوان یه سودی ازش به جیب بزنن.

940
00:37:29,326 --> 00:37:34,325
‫چرا این نمونه کارِ شما توجه همه رو به خودش جلب کرده؟

941
00:37:30,186 --> 00:37:34,252
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫(تابلو: thornley kelham از قدیمی‌ترین و بهترین
‫شرکت‌های بازسازی ماشین‌های کلاسیک)

942
00:37:34,326 --> 00:37:35,526
‫گیرایی داره،
‫(جذابیت)

943
00:37:35,527 --> 00:37:37,264
‫پس این اولین چیزشه، «طراحی».

944
00:37:37,265 --> 00:37:38,772
‫و سپس جزئیاتش هست.

945
00:37:38,773 --> 00:37:40,443
‫ما کارهایی مثل...
‫هیچ «کروم»ـی توی این ماشین نیست.<font color="#ff8c10">
‫ (Chromium عنصر شیمیایی با نماد Cr،
‫افزودنیِ اصلی در تولید فولاد زنگ‌نزن است)

946
00:37:40,444 --> 00:37:42,524
‫تمام کرومش رو ازش جدا کردیم.
‫این تماما از «نیکل» درخشان ساخته شده،<font color="#ff8c10">
‫ (Nickel عنصری شیمیایی، در ساخت فولادِ
‫زنگ‌نزن، آبکاری، ساخت باتری و... کاربرد دار)

947
00:37:41,720 --> 00:37:45,517
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«سایمون: مهندسِ شرکتِ Thornley Kelham)

948
00:37:42,525 --> 00:37:43,883
‫پس یه احساس گرم‌تری داره.

949
00:37:43,884 --> 00:37:45,517
‫ماشین خیلی خوشگلیه!

950
00:37:45,518 --> 00:37:46,786
‫نیکل رو می‌پرستم!

951
00:37:46,787 --> 00:37:50,220
‫بعدش فقط باید مطمئن بشیم که
‫همه چیزش به درستی کار می‌کنه.

952
00:37:51,346 --> 00:37:53,199
‫- باید درست باشه.
‫- و باید درست باشه.

953
00:37:53,200 --> 00:37:55,120
‫و این‌که نمی‌تونی برای تمام ساعات کارت قیمتی تعیین کنی.

954
00:37:55,121 --> 00:37:56,813
‫هرگز نباید برای تموم وقتت قیمت بذاری.

955
00:37:56,814 --> 00:37:57,779
‫- واقعا؟
‫- آره.

956
00:37:57,780 --> 00:37:58,839
‫هعی خدایا!

957
00:37:59,253 --> 00:38:01,118
‫بیشتر امیدوار بودم که بتونم.

958
00:38:01,119 --> 00:38:04,785
‫کل برنامه من تقریبا بر این اساس بود
‫که بتونم این کارو انجام بدم.

959
00:38:04,786 --> 00:38:07,479
‫چند سال اول‌مون کلی پول از دست دادیم.

960
00:38:07,480 --> 00:38:09,418
‫آیا یکی دو تا چیز وجود داره که بتونم...

961
00:38:09,419 --> 00:38:11,338
‫روی اون تمرکز کنم که به ما فرصتی برای رشد بده؟

962
00:38:11,339 --> 00:38:14,744
‫پاسخش بیش از هر چیزی توی روابطی
‫هست که با مالکان ماشین‌ها ایجاد می‌کنی.

963
00:38:14,745 --> 00:38:19,217
‫می‌دونم که اگه می‌خواستم از کسی ماشینی تحویل بگیرم،

964
00:38:19,218 --> 00:38:20,831
‫و من یه تازه‌وارد باشم،

965
00:38:20,832 --> 00:38:22,832
‫احتمالا می‌رن و با افراد دیگه‌ای کار می‌کنن.

966
00:38:22,833 --> 00:38:24,433
‫چرا باید نظرشون رو عوض کنن و بیان پیش ما؟

967
00:38:24,434 --> 00:38:26,180
‫پاسخش توی...

968
00:38:26,660 --> 00:38:27,706
‫شفافیت...

969
00:38:27,707 --> 00:38:28,533
‫صداقت...

970
00:38:28,534 --> 00:38:29,806
‫و کارِ خوب هست.

971
00:38:30,098 --> 00:38:31,493
‫کارِ خوب انجام بده.

972
00:38:32,946 --> 00:38:33,993
‫که اینطور.

973
00:38:33,994 --> 00:38:36,887
‫پس من باید چی‌کار کنم تا یکی از این مالکان خودرو...

974
00:38:36,888 --> 00:38:39,412
‫در وهله اول ما رو انتخاب کنه؟

975
00:38:40,499 --> 00:38:40,972
‫«هری»...

976
00:38:40,973 --> 00:38:43,651
‫تو الان شروع کردی به جمع آوری
‫ماشین‌هایی که برنده جایزه شدن،<font color="#ff8c10">
‫(جایزه خودروی سال: جایزه‌ای که از سال 2005 به ماشینی
‫که حداقل در 5 کشور و 2 قاره فروش رفته باشه می‌دن)

977
00:38:43,652 --> 00:38:45,439
‫- و اینجور چیزا دیگه.
‫- آره.

978
00:38:45,440 --> 00:38:48,040
‫- خب من می‌خوام که شرکت کوچیکم رو...
‫- خب.

979
00:38:48,041 --> 00:38:49,899
‫چی‌کار کنم تا ملت منو جدی بگیرن؟

980
00:38:49,900 --> 00:38:52,153
‫پس ما باید به ماشین‌هایی که برنده جایزه شدن بپردازیم؟

981
00:38:52,154 --> 00:38:55,113
‫در حال حاضر 3 تا ماشین در حال بازسازی دارم.

982
00:38:52,374 --> 00:38:55,034
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«هری: کلکسیونر ماشین‌های کلاسیک»

983
00:38:55,114 --> 00:38:57,374
‫- و اون شخصی که این کار رو
‫انجام می‌ده چطور باید باشه؟
‫- خبره و باتخصص.

984
00:38:57,375 --> 00:38:58,880
‫این که آیا قبلا انجامش داده؟

985
00:38:58,881 --> 00:39:02,368
‫تنها راهی که می‌تونی به یه بازسازیِ باکیفیت پی ببری،

986
00:39:02,369 --> 00:39:04,041
‫کارهای قبلی‌شون هست.

987
00:39:04,042 --> 00:39:07,494
‫شرکت‌های بازسازی که من
‫برای هر 3 ماشینم استفاده کردم،

988
00:39:07,495 --> 00:39:10,639
‫کارهایی که انجام داده بودن رو دیدم
‫و از اونجا انتخاب‌شون کردم.

989
00:39:10,640 --> 00:39:12,799
‫همچین مشکلی هم وجود داره که من ازش رنج می‌برم،

990
00:39:12,800 --> 00:39:15,378
‫و اونم اینه که مردم نسبت به کسانی که
‫قبلا ازشون استفاده می‌کردن، وفادارن.

991
00:39:15,379 --> 00:39:17,559
‫تو به افرادی که بازسازی‌هات رو انجام می‌دن وفاداری.

992
00:39:17,560 --> 00:39:18,880
‫می‌خوام که کارهای قبلیت رو ببینم،

993
00:39:18,881 --> 00:39:20,380
‫پس بهم نشون بده که...

994
00:39:20,381 --> 00:39:23,311
‫تویِ این رقابتِ بازسازی واقعا کارت خوبه،

995
00:39:23,312 --> 00:39:25,079
‫من اون رو می‌بینم...

996
00:39:25,080 --> 00:39:28,480
‫و بعد می‌بینیم که می‌خوایم یکی از
‫کارهای من رو شما انجام بدین یا نه.

997
00:39:41,930 --> 00:39:45,917
‫امروز یاد گرفتم که، به مشتری‌های درستی نیاز داریم.

998
00:39:46,253 --> 00:39:48,059
‫برای انجامش به مکان مناسبی نیاز داری.

999
00:39:48,060 --> 00:39:50,150
‫برای رشد کسب‌وکارت به زمان نیاز داری،

1000
00:39:50,151 --> 00:39:51,591
‫تا اثبات کنی که می‌تونی انجامش بدی.

1001
00:39:51,592 --> 00:39:53,318
‫کارِ خیلی طولانیه.

1002
00:39:54,559 --> 00:39:57,424
‫من صبورترین آدمِ دنیا نیستم، اما باید...

1003
00:39:57,425 --> 00:39:58,412
‫صبور باشم،

1004
00:39:58,413 --> 00:39:59,719
‫و ادامه‌اش بدم،
‫(استمرار داشته باشم)

1005
00:39:59,720 --> 00:40:02,520
‫چون قرار نیست که یه شبه اتفاق بیوفته.

1006
00:40:03,640 --> 00:40:07,813
‫نیاز به زمان، تلاش، پول و عزم و اراده داره.

1007
00:40:08,613 --> 00:40:10,719
‫صحبت با مردم توی نمایشگاه...

1008
00:40:11,053 --> 00:40:14,512
‫می‌دونین، اون حسِ که انگار همه به
‫یکی دیگه تعلق دارن و تو نداری،

1009
00:40:14,513 --> 00:40:16,700
‫و با خودت میگی که من یه کمی اضافی‌ نیستم؟

1010
00:40:26,480 --> 00:40:29,198
‫آره، من به کارِ با کیفیت نیاز دارم.

1011
00:40:29,199 --> 00:40:31,111
‫و بهترین راه برای جذب اون...

1012
00:40:31,112 --> 00:40:34,120
‫اینه که بریم به کارگاه جدیدمون.

1013
00:40:34,121 --> 00:40:35,381
‫پس امروز...

1014
00:40:35,382 --> 00:40:39,359
‫امیدوارم که هادریان خبرهای خوبی
‫در مورد پیشرفتِ کار داشته باشه.

1015
00:40:39,781 --> 00:40:42,494
‫و هنوز تموم نشده، می‌دونستم اینو،

1016
00:40:42,847 --> 00:40:45,200
‫اما برای من کافیه تا برنامه‌ریزی کنم و...

1017
00:40:45,467 --> 00:40:47,878
‫...فکر کنم که چه چیزایی قراره کجا باشه.

1018
00:40:47,879 --> 00:40:50,019
‫و قراره که این طرفِ این یکی کارگاه ساخته بشه.

1019
00:40:50,539 --> 00:40:51,899
‫این... این...

1020
00:40:54,626 --> 00:40:55,480
‫عه...

1021
00:40:58,572 --> 00:41:00,103
‫هیچ تغییری نکرده!

1022
00:41:05,306 --> 00:41:08,426
‫و من واقعا فکر می‌کردم بالاخره یه چیزی می‌بینم.

1023
00:41:11,626 --> 00:41:12,613
‫هـ؟

1024
00:41:13,467 --> 00:41:14,960
‫هیچی اینجا نیست که.

1025
00:41:19,202 --> 00:41:19,697
‫عه...

1026
00:41:19,698 --> 00:41:21,936
‫پس متوجه شدی که هنوز ساخته نشده.

1027
00:41:21,937 --> 00:41:22,598
‫آره.

1028
00:41:22,599 --> 00:41:24,779
‫نه، واقعا یه خرده مشکل سر راه‌مون سبز شده.

1029
00:41:24,780 --> 00:41:25,612
‫چی؟

1030
00:41:25,793 --> 00:41:27,099
‫نقشه‌کشی.

1031
00:41:27,640 --> 00:41:30,399
‫- خب مشکلش چیه؟ فکر کردم که این...
‫- نقشه‌کش داریم.

1032
00:41:30,593 --> 00:41:34,406
‫تقریبا این هوا شرط و شروط واسه‌مون پیش اومده.
‫(شرایط و مشکلات)

1033
00:41:35,060 --> 00:41:36,400
‫چه شرایطی؟

1034
00:41:36,401 --> 00:41:38,600
‫عه... چه لامپ‌های حبابی باشه...

1035
00:41:40,260 --> 00:41:42,700
‫مقدار انرژی اتاق مدیریت.

1036
00:41:43,576 --> 00:41:45,759
‫ببین، همه این چیزای مسخره‌اس دیگه.

1037
00:41:45,760 --> 00:41:48,700
‫حالا اونا یه کسب‌وکار جدید توی منطقه می‌خوان یا نه؟

1038
00:41:48,946 --> 00:41:50,693
‫خب می‌خوان، اما...

1039
00:41:50,694 --> 00:41:54,139
‫به نظر می‌رسه که با کلی زلم زیمبو می‌خوانش.
‫(کلی چیزای اضافه)

1040
00:41:54,259 --> 00:41:56,819
‫اما رفیق، واقعا... یعنی...

1041
00:41:57,520 --> 00:41:58,713
‫نیازش داریم...

1042
00:41:59,433 --> 00:42:00,840
‫خب ما بهش نیاز داریم.

1043
00:42:00,841 --> 00:42:02,665
‫- به یه کارگاه نیاز داریم.
‫- خب آره.

1044
00:42:02,666 --> 00:42:04,639
‫یعنی منم که باید برپاش کنم، می‌دونی دیگه.

1045
00:42:04,640 --> 00:42:05,800
‫همه چی آماده‌اس.

1046
00:42:05,801 --> 00:42:09,106
‫می‌ترسم که از اون موقع‌هایِ رو پا وایسادن
‫و یهو فرو ریختن باشه.

1047
00:42:09,919 --> 00:42:11,120
‫شرمنده.

1048
00:42:12,960 --> 00:42:15,413
‫کم کم دیگه داره کمی سخت می‌شه...

1049
00:42:15,827 --> 00:42:18,319
‫اگه نتونم خیلی زود نقل مکان کنم به اینجا.

1050
00:42:18,866 --> 00:42:22,213
‫بعد از گرفتن مجوز، ساختش چقدر طول می‌کشه؟

1051
00:42:23,852 --> 00:42:25,400
‫وقتی مجوزش رو بگیریم،

1052
00:42:25,401 --> 00:42:27,805
‫باید ظرف چند ماه تموم بشه.

1053
00:42:32,478 --> 00:42:33,600
‫صحیح.

1054
00:42:34,809 --> 00:42:36,994
‫فکر می‌کردم اینطور ساختمون‌ها به سرعت ساخته می‌شن.

1055
00:42:36,995 --> 00:42:39,632
‫تویِ شرایط و ضوابط ساخت‌وساز
‫که این سریع حساب می‌شه.

1056
00:42:39,633 --> 00:42:41,906
‫واقعا نمی‌دونم چی بهت بگم رفیق.

1057
00:42:43,960 --> 00:42:45,813
‫خوشحال‌تر از اینم دیده بودمش.

1058
00:42:45,814 --> 00:42:48,412
‫داره یه کسب‌وکار جدید راه می‌اندازه دیگه، آره؟

1059
00:42:48,413 --> 00:42:50,120
‫و وقتی که پول خودتون باشه،

1060
00:42:50,121 --> 00:42:51,800
‫دردش کمی بیشتره.

1061
00:42:52,140 --> 00:42:54,613
‫پس می‌تونم بفهمم که چرا اون اینو می‌خواد،

1062
00:42:54,614 --> 00:42:56,592
‫و این که چرا الان می‌خوادش.

1063
00:42:57,106 --> 00:42:59,219
‫من به نیل و آنتونی قول دادم،

1064
00:42:59,220 --> 00:43:01,087
‫که قراره یه مکانِ بزرگ و مناسب داشته باشیم.

1065
00:43:01,088 --> 00:43:02,659
‫قراره عالی به نظر برسه.

1066
00:43:02,660 --> 00:43:04,093
‫و هیچی اینجا نیست.

1067
00:43:04,280 --> 00:43:05,506
‫و الان با خودشون میگن که:

1068
00:43:05,507 --> 00:43:07,747
‫«چرا ما داریم این کارو با این یارو می‌کنیم؟»

1069
00:43:07,748 --> 00:43:09,841
‫«چی کار کرده تا الان برامون؟»

1070
00:43:09,842 --> 00:43:11,481
‫قرار بود که این باشه.

1071
00:43:11,482 --> 00:43:13,175
‫من قولِ یه کارگاه جدید رو بهشون دادم،

1072
00:43:13,176 --> 00:43:16,102
‫و هنوز هیچ کارگاهی بهشون ندادم.

1073
00:43:16,103 --> 00:43:17,255
‫[نامفهوم]

1074
00:43:17,256 --> 00:43:19,196
‫چی می‌تونم بگم؟ نمی‌تونم...

1075
00:43:19,197 --> 00:43:21,466
‫در موردش برم پیش هادریان.

1076
00:43:21,662 --> 00:43:24,628
‫یک این که از نظر فنی تقصیر اون نیست،
‫و دو این که اون از من گنده‌تره.

1077
00:43:24,629 --> 00:43:27,322
‫اما لازمه که همین حالا راست و ریست بشه.

1078
00:43:28,455 --> 00:43:30,808
‫مثلا همین الانِ الان.

1079
00:43:32,081 --> 00:43:33,425
‫در قسمت بعدی...

1080
00:43:33,426 --> 00:43:34,493
‫«کوچیک‌ترین چرخ‌دنده»...

1081
00:43:34,494 --> 00:43:37,719
‫قراره تویِ نمایشگاه ماشین‌های کلاسیک لندن حضور پیدا کنه.

1082
00:43:38,185 --> 00:43:40,211
‫یه ساعت دیگه می‌آن.

1083
00:43:42,384 --> 00:43:44,240
‫این خیلی دلهره‌آوره!

1084
00:43:45,151 --> 00:43:46,211
‫روشن شو!

1085
00:43:46,893 --> 00:43:48,971
‫من روزهای خوبی رو توی دنیای تلویزیون سپری کردم.

1086
00:43:48,972 --> 00:43:50,992
‫توی دنیای واقعی دوستش ندارم.

1087
00:43:48,972 --> 00:43:49,799
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«نمایشگاه ماشین‌های کلاسیک لندن»

1088
00:43:51,320 --> 00:43:53,967
‫می‌تونیم خیلی راحت گند بزنیم به کسب‌وکارمون.

1089
00:43:53,968 --> 00:43:58,363
‫<font color="#8aff67">امیدوارم لذت برده باشین</font>

