1
00:00:05,000 --> 00:00:07,400
‫- سینتیا...
‫- اوه خدای من! نه، نه...

2
00:00:07,405 --> 00:00:09,205
‫- بهت گفتم!
‫- صبر کن...

3
00:00:09,210 --> 00:00:10,799
‫میشه با من...

4
00:00:11,144 --> 00:00:13,187
‫ازدواج نکنی؟!
‫من ورونیکا رو انتخاب کردم.

5
00:00:13,188 --> 00:00:14,121
‫- چی؟
‫- آره!

6
00:00:14,122 --> 00:00:17,805
‫- گفتم که.               - چرا ورونیکا رو انتخاب کرد؟
‫- چون عاشقشه.

7
00:00:17,806 --> 00:00:19,344
‫،خوب اگه باعث دلگرمیت میشه سامر

8
00:00:19,345 --> 00:00:21,592
‫باید بگم هیچکدوم اینا اهمیت ندارن
‫و این سریال هم واقعاً احمقانه ـست

9
00:00:21,593 --> 00:00:23,055
‫اوکی، من یه فکری دارم ریک.

10
00:00:23,056 --> 00:00:26,889
‫تو برداشت خودت از یه تلویزیون خوب رو
‫بهمون نشون بده، و ما هم مثل تو میرینیم توش

11
00:00:26,890 --> 00:00:28,232
‫چرا زودتر نگفتی؟

12
00:00:29,233 --> 00:00:30,233
‫هی!

13
00:00:30,543 --> 00:00:34,531
‫ای جونم! زانتونایت بلوریه؟
‫این وسیله الکترون‌های همه‌ی ابعاد رو مدیریت میکنه.

14
00:00:34,532 --> 00:00:39,648
‫مثل همیشه بیست درصد قضیه رو درست گفتی مورتی.
‫مهمترین قسمتش اینه که همین تازگی

15
00:00:39,649 --> 00:00:42,248
‫پکیج شبکه‌های کابلی رو با برنامه‌هایی
‫از هر واقعیت که تصورش رو بکنی آپگرید کردم.

16
00:00:42,249 --> 00:00:43,912
‫صبر کن، پس یعنی شوتایم اگزتریم رو هم داریم؟
‫(شبکه‌ای که فیلمهای اکشن و گانگستری و... نشون میده)

17
00:00:43,913 --> 00:00:46,984
‫نظرت درباره شوتایم اگزتریمی که توش
‫مردها میتونن از ذرت به آدم تکامل پیدا کنن چیه؟

18
00:00:46,985 --> 00:00:48,975
‫ما زیاد با هم فرق نداریم.
‫هردو ذرت‌های کار درستیم.

19
00:00:48,976 --> 00:00:52,178
‫آره. ولی یکی از ما...
‫ذرت مُرده ـست!

20
00:00:52,179 --> 00:00:53,208
‫- چقدر چرت.
‫- سامر.

21
00:00:53,209 --> 00:00:56,426
‫تو سه ماه نشستی پای یه سریالی که توش
‫طرف یه زن الکی رو انتخاب میکنه.

22
00:00:56,427 --> 00:00:59,169
‫که چی؟ اگه آدم‌هاش ذرتی بودن بهتر بود؟

23
00:00:59,170 --> 00:01:01,596
‫جری، متوجه نیستی.
‫این یه تلویزیون بی پایان...

24
00:01:01,597 --> 00:01:03,669
‫از دنیاهای بی پایانه.
‫ببین.

25
00:01:03,670 --> 00:01:05,681
‫این عن خیلی خوشمزه ـست.

26
00:01:05,682 --> 00:01:07,169
‫یه فیلم درباره مردی که عن میخوره.

27
00:01:08,325 --> 00:01:10,199
‫یه برنامه خشن درباره عتیقه جات...

28
00:01:11,463 --> 00:01:13,778
‫- افتخار دادید.
‫- خواهش میکنم.

29
00:01:13,779 --> 00:01:16,204
‫برنامه لترمن از یه تایم‌لانی که توش
‫جری یه آدم مشهوره...

30
00:01:16,205 --> 00:01:17,803
‫- وایسا!
‫- این دیگه چیه؟

31
00:01:17,804 --> 00:01:19,187
‫موافقم.
‫آخرش که چی؟

32
00:01:19,188 --> 00:01:20,843
‫نه، اونیکی شبکه!
‫بزن عقب!

33
00:01:20,844 --> 00:01:22,358
‫جدی؟
‫خیلی خوب، باشه.

34
00:01:22,359 --> 00:01:25,626
‫گلن، این یه حکم قضاییه.
‫میگه دیگه نمیتونی گه بخوری.

35
00:01:26,601 --> 00:01:29,705
‫خیلی خوب جری، هرچی تو بگی.
‫خودمم بدم نمیاد.

36
00:01:30,461 --> 00:01:37,961
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[ TvWorld.info ]</font>

37
00:01:38,962 --> 00:01:44,462


38
00:01:52,463 --> 00:02:00,963
‫ترجمه از امـیـن و میـلاد
‫MHGH ویرایش توسط
‫<font color=#Aa>AminGeneral </font> & <font color=#ed>Milad eMJey</font>

39
00:02:01,962 --> 00:02:05,430
‫"در قسمت بعدی "شملویِ شملوس
‫شملونی یه کابوس میبینه.

40
00:02:05,431 --> 00:02:07,287
‫شملانتا، شملونا!

41
00:02:07,288 --> 00:02:10,749
‫شگت انگیزه. یه بُعد که توش همه اسم‌های خاص
‫با "شمل" شروع میشن.

42
00:02:10,750 --> 00:02:14,764
‫شملاو، شملنجولا، شملاناتان...

43
00:02:14,765 --> 00:02:16,951
‫خیلی خوب، دیگه حوصله ـم سر رفت.

44
00:02:17,526 --> 00:02:21,636
‫ریک، میشه برگردی همون کانالی که
‫من تو برنامه دیوید لترمن بودم؟

45
00:02:21,637 --> 00:02:24,469
‫،بی نهایت عدد بزرگیه جری
‫یادم نیست کدوم کانال بود.

46
00:02:24,470 --> 00:02:26,270
‫- برگرد، برگرد!
‫- یا خدا...

47
00:02:26,275 --> 00:02:27,849
‫داری حرف حق رو میزنی.

48
00:02:27,850 --> 00:02:30,631
‫اوه خدای من! بابا تو فیلم اطلس ابره!
‫(فیلمی با بازی تام هنکس)

49
00:02:30,632 --> 00:02:33,241
‫من تو اطلس ابر هستم!
‫اطلس ابر چیه؟

50
00:02:33,242 --> 00:02:37,442
‫بعضی وقتا حقیقت‌های کوچیک با حقیقت‌های
‫بزرگ فرق دارن.

51
00:02:37,450 --> 00:02:38,723
‫چطور ممکنه؟

52
00:02:38,724 --> 00:02:43,108
‫،بینهایت بُعد زمانی، بینهایت امکان
‫شامل یه بُعد که توش جری یه سوپر استاره

53
00:02:43,109 --> 00:02:47,728
‫ببینید، شما دارید واسه جنبه‌ی اشتباه این
‫دستگاه هیجان زده میشید. نگاه کنید.

54
00:02:47,729 --> 00:02:50,469
‫و حالا، یک راز سریع دیگر.

55
00:02:50,470 --> 00:02:54,046
‫فقط میخوام بدونم کی میتونه همچین کاری بکنه.
‫خیلی مسخره ـست!

56
00:02:54,047 --> 00:02:57,190
‫من اینکارو کردم. این چاقو و خونی که روشه رو میبینی؟
‫این اثر انگشت منه.

57
00:02:57,191 --> 00:02:59,069
‫گناهکار! من تو رو محکوم به حبس ابد میکنم.

58
00:02:59,560 --> 00:03:01,962
‫- این هم یه راز سریع دیگه.
‫- مادرم مُرده!

59
00:03:01,963 --> 00:03:05,887
‫و من کشتمش. این اسلحه ـم.
‫بهم دستبند بزن، خیلی ممنونم ازت.

60
00:03:05,888 --> 00:03:07,551
‫گناهکار!
‫محکوم به مرگ.

61
00:03:08,834 --> 00:03:10,471
‫- اینم یکی دیگه.
‫- من قاتلم!

62
00:03:11,100 --> 00:03:13,639
‫واو، این یکی واقعاً سریع بود، نه؟

63
00:03:13,640 --> 00:03:17,491
‫حالا کی میخواد برنامه‌های رندوم خفن تلویزیونی
‫از بعدهای متفاوت ببینه...

64
00:03:18,065 --> 00:03:21,711
‫و بعد کی میخواد بطرز خود خواهانه‌ای
‫خودِ دیگرش رو ببینه؟

65
00:03:21,712 --> 00:03:23,293
‫- من میخوام خودِ دیگرم رو ببینم.
‫- نارسیس دوست دارم!

66
00:03:24,394 --> 00:03:27,924
‫بیا. این وسیله شبکیه چشمتون رو اسکن میکنه
‫و بهتون اجازه میده بُعد های موازی رو

67
00:03:27,925 --> 00:03:29,956
‫از طریق هماهنگ کردن نسخه‌های چشمتون ببینید.

68
00:03:29,957 --> 00:03:30,984
‫برید پی کارتون!

69
00:03:30,985 --> 00:03:32,341
‫- آره! خیلی حال میده!
‫- خانما مقدم هستن!

70
00:03:33,061 --> 00:03:34,230
‫بهت افتخار میکنم مورتی.

71
00:03:34,231 --> 00:03:37,721
‫هی مرد، من دوهزار واسه خودم چیزی نمیخوام ریک.
‫بزن چندتا برنامه مشتی ببینیم، یو!

72
00:03:37,974 --> 00:03:39,345
‫،من "جانسونِ مورچه تو چشم" هستم

73
00:03:39,346 --> 00:03:41,486
‫اینجا هم فروشگاه "جانسونِ مورچه تو چشم"ـه.

74
00:03:41,487 --> 00:03:43,585
‫منظورم اینه، تو چشمای من کُلی مورچه هستش!

75
00:03:43,586 --> 00:03:46,769
‫و تو مغازه هم کُلی تلویزیون، مایکروویو
‫و رادیو داریم...

76
00:03:46,770 --> 00:03:51,714
‫،البته فکر کنم. صددرصد مطمئن نیستم اینجا چی داریم
‫چون نمیتونم چیزی ببینم.

77
00:03:51,844 --> 00:03:54,459
‫قیمت‌هامون!
‫ناموساَ خیلی پایین هستن!

78
00:03:54,460 --> 00:03:57,074
‫این یخچال رو ببینید!
‫فقط دویست دلار!

79
00:03:57,075 --> 00:04:00,451
‫نظرتون درباره این مایکروویو چیه؟
‫فقط صد دلار! قیمت‌ها خیلی عادلانه هستن!

80
00:04:00,452 --> 00:04:04,581
‫من جانسونِ مورچه تو چشم هستم!
‫همه چی سیاهه، من نمیتونم چیزی ببینم!

81
00:04:04,582 --> 00:04:07,332
‫،و هیچی هم نمیتونم حس کنم
‫اینو گفته بودم؟

82
00:04:07,335 --> 00:04:10,285
‫ولی هیچی مثل مورچه تو چشم داشتن جالب نیست.

83
00:04:10,286 --> 00:04:12,955
‫،خوب همیشه همینطوریه
‫پس ازش بگذریم.

84
00:04:12,961 --> 00:04:15,144
‫من چیزی حس نمیکنم.
‫این مرض خیلی نادریه.

85
00:04:15,145 --> 00:04:19,598
‫عصب‌هام اصلاَ اجازه حس کردن چیزی رو بهم
‫بهم نمیدن.

86
00:04:19,599 --> 00:04:22,889
‫واسه همین اصلاَ نمیدونم اطرافم چه خبره.
‫من الان وایسادم؟ نشستم؟ نمیدونم.

87
00:04:22,890 --> 00:04:25,811
‫واقعآَ مطمئنیم که میخوایم اینکارو بکنیم؟
‫که به زندگیِ دیگه خودمون نگاه کنیم؟

88
00:04:25,812 --> 00:04:29,112
‫حق با توئه. شاید بهتره فقط یاتزی بازی کنیم. بدش من!
‫(یه نوع بازی با تاس)

89
00:04:30,063 --> 00:04:34,297
‫- چی میبینی؟
‫- سفیدی. سفیدیِ خالص.

90
00:04:36,240 --> 00:04:39,310
‫تو بهترین دوست منی جری اسمیت.
‫من عاشق اینم باهات کوکائین بزنم.

91
00:04:39,315 --> 00:04:42,953
‫،وهو... منم عاشق اینم باهات کوکائین بزنم
‫جانی دپ!

92
00:04:43,164 --> 00:04:44,993
‫فکر نمیکنی زیادی استفاده کردی؟

93
00:04:46,448 --> 00:04:48,282
‫دارم عمل میکنم...

94
00:04:48,283 --> 00:04:50,637
‫،ولی نه روی اسب
‫روی یه آدم!

95
00:04:50,638 --> 00:04:54,077
‫عالیه بث! تو همیشه میخواستی یه
‫جراح واقعی باشی!

96
00:04:54,244 --> 00:04:56,484
‫من یه جراح واقعی هستم.

97
00:04:56,956 --> 00:04:58,659
‫- اه... نوبتِ سامره!
‫- بالاخره!

98
00:05:00,356 --> 00:05:01,396
‫چیزی نمیبینم.

99
00:05:01,397 --> 00:05:03,409
‫خوب، باید یه بُعد دیگه رو انتخاب کنی.

100
00:05:03,410 --> 00:05:05,357
‫،اگه من و پدرت به آرزوهامون رسیدیم

101
00:05:05,358 --> 00:05:06,872
‫پس احتمالاً تو اصلاً بدنیا نیومده باشی!

102
00:05:06,873 --> 00:05:10,008
‫منظوری نداشتم.
‫جداً منظوری نداشتم.

103
00:05:10,009 --> 00:05:13,178
‫باشه، یه دنیا رو انتخاب میکنم که توش
‫شماها از داشتن من رنج میبرید.

104
00:05:16,555 --> 00:05:18,126
‫داریم یاتزی بازی میکنیم.

105
00:05:18,127 --> 00:05:21,643
‫- یاتزی باحاله. ما عاشق یاتزی هستیم.
‫- یه بازی باحال برای خانواده‌های باحال!

106
00:05:21,644 --> 00:05:23,800
‫هی، میشه این عینک رو یه دقیقه بدی من؟

107
00:05:23,801 --> 00:05:30,386
‫،ماشینی با ۴۵ اسب بخار و ترمزهای ضد قفل
‫و این ماشین رسمی آقای عطسه‌ایِ سه بعدیه...

108
00:05:30,387 --> 00:05:33,531
‫مدلی جدید.... عطسه‌ای اکس ال...

109
00:05:33,532 --> 00:05:36,614
‫،وقتی بوق رو به صدا درمیارید
‫صدای عطسه از خودش درمیاره.

110
00:05:37,054 --> 00:05:41,266
‫مودبانه، درست با ماشین عطسه‌ای...

111
00:05:41,292 --> 00:05:44,354
‫دیزی... مک... دولوکس.

112
00:05:44,355 --> 00:05:46,455
‫اوه، من آقای عطسه‌ای هستم!

113
00:05:46,600 --> 00:05:50,476
‫هاه، مثه اینکه تلویزیون‌های ابعاد دیگه
‫برنامه‌های جالب‌تری دارن.

114
00:05:50,477 --> 00:05:53,295
‫آره، تقریباَ یه حس بداهه‌گویی
‫توشون جریان داره.

115
00:05:53,296 --> 00:05:55,705
‫هم اکنون در سینماها!
‫:تابستان امسال

116
00:05:55,706 --> 00:05:59,854
‫دو برادر. در یک ون.
‫و بعد برخورد یک شهاب.

117
00:05:59,855 --> 00:06:04,166
‫و اونها سریعاَ تا جایی که راه داشت...
‫از دست هیولاهای عظیم گربه‌ای فرار کردن.

118
00:06:04,167 --> 00:06:10,767
‫و بعد یه طوفان عظیم شروع شد...
‫و اونموقع بود که همه چیز نابود شد.

119
00:06:11,550 --> 00:06:14,269
‫بعد سروکله‌ی یه ناوگان جنگی مکزیکی پیدا شد.

120
00:06:14,270 --> 00:06:19,828
‫با اسلحه‌هایی که از... گوجه ساخته شده بودن.
‫و میتونی مطمئن باشی که...

121
00:06:19,829 --> 00:06:23,078
‫این برادرها بلدن چطوری از پس اونها بربیان.

122
00:06:23,079 --> 00:06:29,291
‫در فیلم: "برادرانِ تهاجم بیگانه‌های ناوگان
‫،هیولای گوجه‌ای مکزیکی

123
00:06:29,292 --> 00:06:34,492
‫برادرهایی که عادی هستن، و در یک ون
‫از دست ستاره‌های دنباله دار...

124
00:06:34,500 --> 00:06:37,300
‫"!و این چیزها فرار میکنن

125
00:06:37,363 --> 00:06:39,050
‫،وایسید
‫هنوز مونده!

126
00:06:39,051 --> 00:06:43,038
‫،پیرزن‌ها تو راه هستن، و اونها هم تو فیلم حضور دارن
‫،و اونها میان

127
00:06:43,039 --> 00:06:46,411
‫و بشدت به این برادرها حمله میکنن.

128
00:06:46,670 --> 00:06:48,727
‫،ولی بیاید برگردیم سر همون برادرها
‫چون

129
00:06:48,753 --> 00:06:50,739
‫اونها یه پیوند خیلی قوی باهم دارن.

130
00:06:50,740 --> 00:06:54,435
‫،نباید اینجا چیزی بهتون بگم
‫ولی یه چیزی رو میگم: ماه...

131
00:06:54,436 --> 00:06:57,182
‫در حال برخورد با زمینه ....
‫و اونموقع چیکار میکنید؟

132
00:06:57,183 --> 00:07:01,076
‫و دو برادر و...
‫و اونها رو صدا میکنن...

133
00:07:01,077 --> 00:07:04,743
‫"دو برادر... "دو برادر!
‫اسم فیلم فقط "دو برادر" ـه

134
00:07:04,744 --> 00:07:07,341
‫،یا جد ننه بزرگ
‫دارم جایزه نوبل میبرم.

135
00:07:07,342 --> 00:07:09,025
‫یالا!
‫وقتت تمومه!

136
00:07:09,453 --> 00:07:11,098
‫دارم یه شیر رو رام میکنم!

137
00:07:11,099 --> 00:07:15,712
‫نه وایسا... دوربین فیلمبرداری هم هست.
‫باید یه رام کننده شیر تو یه فیلم باشم.

138
00:07:15,713 --> 00:07:17,583
‫دیگه بقیشو خودتون حدس بزنید.
‫دارم با شیرها کار میکنم.

139
00:07:19,700 --> 00:07:24,128
‫،اوه، یاتزی بازی نمیکنیم
‫بجاش مار و پله بازی میکنیم.

140
00:07:24,129 --> 00:07:28,685
‫بنظر میاد وقتی من باشم زندگی یذره، نمیدونم...
‫قابل پیش بینی میشه؟

141
00:07:28,686 --> 00:07:31,120
‫،وقتی دو نفر تشکیل یه زندگی میدن

142
00:07:31,121 --> 00:07:34,120
‫زندگی‌های قبلیشون رو بعنوان یه
‫چیزی شخصی میذارن کنار.

143
00:07:34,121 --> 00:07:38,121
‫بزن بغل! ما چون توی جشن پایان تحصیل
‫سکس غیر امن داشتیم قهرمان نیستیم.

144
00:07:38,125 --> 00:07:41,329
‫اوه، فهمیدم. حالا که فهمیدی ممکن بوده
‫،زندگی بهتری داشته باشی

145
00:07:41,330 --> 00:07:44,467
‫واسه اینکه جلوت رو نگرفتم ازم دلخوری.

146
00:07:44,468 --> 00:07:46,659
‫حالا که میدونیم داری فکر میکنی
‫،ورق‌ها دارن به سمتت برمیگردن

147
00:07:46,685 --> 00:07:48,875
‫میدونیم فکر کردی ورق‌هایی هم بودن
‫که به نفع خودت برشون نگردوندی!

148
00:07:49,140 --> 00:07:51,604
‫- چی داری میگی؟
‫- ،تمام این مدت داشتی به این فکر میکردی

149
00:07:51,605 --> 00:07:54,475
‫اگه جریِ بازنده منو از سقط جنین"
‫"منصرف نکرده بود چی میشد؟

150
00:07:54,656 --> 00:07:56,807
‫خوب الان میدونی که دکتر میشدی.

151
00:07:57,638 --> 00:08:01,481
‫و همینطور تنها تو یه خونه پر از پرنده‌های
‫غیربومی مشروب میخوردی.

152
00:08:01,482 --> 00:08:05,155
‫و منم میشدم رفیق گارد دیکاپریو
‫که باکریستن استوارت سکس میکنم!

153
00:08:05,156 --> 00:08:06,615
‫به سقط جنین هم فکر کرده بودید؟

154
00:08:06,616 --> 00:08:10,429
‫همه دربارش فکر میکنن. واضحه که من نسخه‌ای از
‫خودمم که اینکارو نکردم.

155
00:08:10,430 --> 00:08:13,290
‫- پس... قابلی نداشت.
‫- آره، قابلی نداشت.

156
00:08:13,291 --> 00:08:16,914
‫آره، بسی ازتون ممنونم. واقعاَ باعث دلگرمیه که
‫توسط والدینی بزرگ بشی

157
00:08:16,915 --> 00:08:20,242
‫،که بجای شاد بودن
‫خودشون رو مجبور کردن باهم باشن.

158
00:08:20,243 --> 00:08:21,791
‫هی، ویفر داریم؟

159
00:08:23,956 --> 00:08:27,391
‫اوه پسر. مثل اینکه زندگی‌های دیگه ـتون رو چک
‫کردید و متوجه شدید

160
00:08:27,392 --> 00:08:31,095
‫وضع الانتون زیاد خوب نیست، آره؟ خیلی بد شد.
‫میدونید، من و مورتی داریم کِـیـف میکنیم.

161
00:08:31,096 --> 00:08:33,425
‫همین الان یه برنامه به اسم
‫نوازش کننده‌های توپی" پیدا کردیم".

162
00:08:33,426 --> 00:08:37,713
‫منظورم اینه، نمیخوام به رُختون بکشم
‫ولی واضحه که اون موقع تصمیمای بدی گرفتید.

163
00:08:42,718 --> 00:08:43,860
‫نوازش کننده‌های توپی

164
00:08:50,514 --> 00:08:53,114
‫- من الان تو بهشتم.
‫- این بهترین روز زندگی منه.

165
00:08:53,307 --> 00:08:54,566
‫حالا چیکار کنیم؟

166
00:08:54,829 --> 00:08:57,036
‫این برنامه "نوازش کننده‌های توپی" بنظر جالب میاد.

167
00:08:57,037 --> 00:08:58,306
‫- بابا!
‫- چیه؟

168
00:08:58,307 --> 00:09:00,940
‫اونا دارن خوش میگذرونن!
‫از جون من چی میخواید؟

169
00:09:00,941 --> 00:09:04,530
‫همه خانواده‌هایی که تو این محله زندگی میکنن
‫باید تو فکر این باشن که طبق انتخاب باهم هستن یا نه.

170
00:09:04,531 --> 00:09:08,831
‫حالا خانواده ما یه عینک میان‌بعدی داره
‫که بهمون نشون داده ما طبق انتخاب باهم نیستیم.

171
00:09:08,835 --> 00:09:11,515
‫- خوب من میرم!
‫- نمیتونی بری، تو هفده سالته!

172
00:09:11,516 --> 00:09:13,266
‫آره، و حامله هم نیستم.

173
00:09:13,270 --> 00:09:16,011
‫میخوام تصمیم بهتری نسبت به شما وقتی
‫همسن من بودین بگیرم.

174
00:09:16,012 --> 00:09:21,395
‫میخوام برم جنوب غربی و... نمیدونم، بزنم تو کار کریستال.
‫(شیشه  Breaking Bad یا جواهر بسازه یا مثل سریال)

175
00:09:22,076 --> 00:09:25,427
‫ساتردی نایت لایو!

176
00:09:25,428 --> 00:09:26,641
‫با شرکت...

177
00:09:26,642 --> 00:09:30,772
‫یه تیکه نون تست!
‫دو مرد با سبیل‌های دسته‌ای!

178
00:09:30,773 --> 00:09:33,587
‫یه مرد نقره‌ای که صدای روبات درمیاره!

179
00:09:33,588 --> 00:09:35,454
‫گار مانارنار!

180
00:09:35,455 --> 00:09:40,147
‫سه... اه...
‫بعداَ میگم چیه...

181
00:09:40,148 --> 00:09:44,048
‫یه سوراخ تو دیوار که مردم میتونن
‫همه چی رو ازش ببینن...

182
00:09:44,055 --> 00:09:52,110
‫و در آخر میریم سراغ کسی که ۲۵ سالِ
‫پیاپی برنامه اجرا کرده: بابی ماینی‌هان!

183
00:09:52,111 --> 00:09:55,926
‫یه چیز جالب بگم، ماینی‌هان و اون نون تست
‫از همدیگه متنفرن.

184
00:09:55,927 --> 00:09:58,484
‫مثل اینکه یه سری تفاوت جدی
‫سر تصمیم گیری‌ دارن.

185
00:09:58,719 --> 00:10:05,219
‫آیا از درهای واقعیِ خونه ـتون خسته شدید؟
‫اونایی که وقتی بازشون میکنید یطرف میرن و شما
‫میرید یه اتاق دیگه؟

186
00:10:05,225 --> 00:10:08,866
‫"یه سر برید مغازه "درهای قلابی واقعی!
‫جایی که پُره از درهای قلابی.

187
00:10:08,867 --> 00:10:12,611
‫میبینید؟ نگا، اینو داشته باشید! باز نمیشه.
‫باز نمیشه.

188
00:10:12,612 --> 00:10:14,935
‫،اینم باز نمیشه
‫اینم باز نمیشه.

189
00:10:14,936 --> 00:10:17,935
‫هیچکدوم باز نمیشن!
‫هست  FakeDoors.com آدرس وبسایت ما.

190
00:10:17,936 --> 00:10:23,655
‫پس اگه میخواید کُلی در قلابی بخرید
‫یه سر به ما بزنید!

191
00:10:31,068 --> 00:10:34,568
‫یه دیقه وایسا ریک. فکر کردم این تبلیغاته.
‫جریان چیه؟ منظورم اینه...

192
00:10:34,570 --> 00:10:37,770
‫آروم باش مورتی. بیخود خودتو درگیر نکن.
‫بیا ببینم آخرش چی میشه.

193
00:10:38,856 --> 00:10:41,437
‫راه برید دیگه، باید برم!

194
00:10:41,738 --> 00:10:43,099
‫حرومزاده!

195
00:10:45,175 --> 00:10:48,139
‫ببین، اینجا باید خونه ـش باشه... اوکی.

196
00:10:49,500 --> 00:10:51,930
‫هاه، داره واسه خودش ساندویچ درست میکنه

197
00:10:54,916 --> 00:10:57,243
‫ســلام همگی!
‫خب اینجام خونه‌ی منه

198
00:10:57,244 --> 00:10:59,522
‫،الان برای خودم ساندویچ درست کردم
‫کره بادوم زمینی با ژله

199
00:10:59,523 --> 00:11:01,923
‫هنوز اینجام، دارم درهای قلابی میفروشم!

200
00:11:01,924 --> 00:11:04,195
‫- چی!؟
‫- خدای من، هنوز آگهی بازرگانی ـه!

201
00:11:04,196 --> 00:11:06,318
‫درهای قلابی داریم که باورتون نمیشه!

202
00:11:06,319 --> 00:11:08,659
‫پس منتظر چی هستید!؟
‫بیاین درِ قلابی بخرید!

203
00:11:08,660 --> 00:11:10,986
‫زنگ بزنید و چند تا درِ قلابی سفارش بدید

204
00:11:10,987 --> 00:11:13,837
‫"درنگ نکنید، نگران چیزی نباشید و دو دل هم نباشید"

205
00:11:13,840 --> 00:11:15,955
‫- خب دیگه، حوصله ـم سر رفت، عوض میکنم
‫- وایسا ریک! عوض نکن

206
00:11:15,956 --> 00:11:17,722
‫دو دل هم نباشید، اینا شعار ماست

207
00:11:17,723 --> 00:11:19,950
‫پایین صفحه هم می‌بینین، زیرِ اسم ـمون

208
00:11:19,951 --> 00:11:22,550
‫اینم یه شعار دیگه، زیرِ اون یکی

209
00:11:22,551 --> 00:11:24,866
‫منتظر چی هستید!؟ بیاین درِ قلابی بخرید

210
00:11:24,867 --> 00:11:27,201
‫،سریع بیاین تو و سریع‌تر برین بیرون

211
00:11:27,202 --> 00:11:29,002
‫با یه بغل درِ قلابی توی بغل ـتون

212
00:11:29,005 --> 00:11:30,396
‫خیلی خب، میتونی عوضش کنی

213
00:11:30,397 --> 00:11:31,550
‫حتی نگران نباشید...

214
00:11:32,532 --> 00:11:36,658
‫،از زندگی "مامانمناندیز" بیزارم
‫الان یه‌کمی کیک ذرت می‌چسبه

215
00:11:37,802 --> 00:11:38,927
‫ریک، این خیلی باحاله!

216
00:11:38,928 --> 00:11:41,720
‫مثل گارفیلد می‌مونه، منتها
‫بجاش "گازورپازورپ‌فیلد" ـه

217
00:11:41,721 --> 00:11:45,655
‫هی، گازورپازورپ همون جایی نبود که
‫ربات سکس ـه ازش اومده بود؟ یادته؟

218
00:11:45,656 --> 00:11:49,856
‫- همون سیاره ـه؟
‫- آره، کاملاً، آره، درسته

219
00:11:49,860 --> 00:11:53,118
‫- خودشه
‫- آره، بیا "گازورپازورپ‌فیلد" ببینیم!

220
00:11:53,119 --> 00:11:55,091
‫سلام جان، من "گازورپازورپ‌فیلد" هستم

221
00:11:55,092 --> 00:11:59,398
‫کون لقت جان، خیلی کونی و
‫خنگ و احمق و کودن هستی!

222
00:11:59,399 --> 00:12:02,202
‫،"بس کن "گازورپازورپ‌فیلد
‫اینقدر حرف زشت نزن بهم، خب؟

223
00:12:02,203 --> 00:12:08,703
‫خنگ، احمق، ضعیف، رقت انگیز، سفید، سفید، آه...

224
00:12:09,536 --> 00:12:15,161
‫،گناه‌کار، سفید پوست گناه‌کار
‫یه تیکه آشغال که بویی از انسانیت نبرده

225
00:12:15,162 --> 00:12:17,121
‫،"خدایا، "گازورپازورپ‌فیلد
‫خیلی، میدونی...

226
00:12:17,122 --> 00:12:19,197
‫خیلی بدجنس هستی، از کیک خبری نیست

227
00:12:19,198 --> 00:12:23,111
‫تخمم نیست!
‫من "گازورپازورپ‌فیلد" هستم، جنده!

228
00:12:23,112 --> 00:12:25,405
‫حالا کیک ذرت تخمی ـم رو بده!

229
00:12:25,406 --> 00:12:29,346
‫هی ریک، اونا از صدای "بیل موری" استفاده کردن؟
‫صداش خیلی شبیهِ بیل موری ـه
‫[صداپیشه‌ی شخصیت گارفیلد در فیلم]

230
00:12:29,347 --> 00:12:32,886
‫،نه مورتی، صدای "لورنزو موزیک" ـه
‫توی این واقعیت هنوز زنده ـست
‫صداپیشه‌ی اولین شخصیت گارفیلد در سال ۱۹۸۲ که]
‫[در اون موقع یه سریال انیمیشنی بوده

231
00:12:32,887 --> 00:12:34,581
‫اوه، اوکی، اسمش واقعاً "لورنزو موزیک" بوده؟

232
00:12:34,582 --> 00:12:38,047
‫آره، مطمئنم، اون صداپیشه‌ی یکی از
‫شخصیت‌های "روح‌گیران" هم بود
‫[اسم فیلمی قدیمی و کمدی]

233
00:12:38,048 --> 00:12:41,703
‫"که خیلی عجیبه، آخه همون شخصیتیه که "بیل موری
‫توی فیلم نقشش رو بازی میکرد

234
00:12:41,704 --> 00:12:42,754
‫ولی وقتی فیلمـو ساختن...

235
00:12:42,755 --> 00:12:46,002
‫،بیل موری صداپیشه‌ی "گازورپازورپ" شد
‫همون گارفیلد منظورمه

236
00:12:46,003 --> 00:12:48,682
‫چه داستان باحالی ریک، حالا همه‌ی اینا
‫توی این واقعیت هم اتفاق افتاده؟

237
00:12:48,683 --> 00:12:51,439
‫چه‌میدونم، فقط داشتم باهات گَــپ می‌زدم، مورتی

238
00:12:51,440 --> 00:12:54,640
‫چه فکری در مورد من میکنی؟
‫اینکه از همه چیز خبر دارم؟

239
00:12:55,157 --> 00:12:57,522
‫واقعاً تو منو از سقط جنین منصرف کردی؟

240
00:12:57,523 --> 00:13:00,181
‫خب راستش تو راهِ مطب لاستیک ماشین پنچر شد

241
00:13:00,547 --> 00:13:04,029
‫به نظر خودم داشتم در حق بچه‌هام لطف می‌کردم

242
00:13:04,167 --> 00:13:08,174
‫و حالا اولین فرزندم میخواد بره تو کارِ کریستال

243
00:13:08,175 --> 00:13:11,050
‫که یا اسم رمزیِ همون شیشه ـست
‫یا شروع راهِ اعتیاده

244
00:13:11,051 --> 00:13:13,045
‫پس ما هیچ کمکی به بچه‌هامون نکردیم

245
00:13:13,046 --> 00:13:18,335
‫پس یا باید به خاطر خودمون پیش همدیگه بمونیم، یا...

246
00:13:18,336 --> 00:13:19,761
‫یـا؟

247
00:13:21,432 --> 00:13:24,283
‫مرد ، زن
‫و حالا مرد خرطومــی؟

248
00:13:24,284 --> 00:13:26,722
‫میدونیم که دانشمندان انسان‌هایی
‫ساختن که خرطوم دارن...

249
00:13:26,723 --> 00:13:29,604
‫و با هر دو جنس مذکر و مونث قادر به
‫برقراری رابطه‌ی جنسی هستن

250
00:13:29,605 --> 00:13:32,547
‫ولی با ازدواج این انسان‌ها موافق نیستیم

251
00:13:32,548 --> 00:13:37,213
‫برای خود خط قرمزی قائل باشید، مردم!
‫به ازدواج این اشخاص رای منفی بدید!

252
00:13:37,214 --> 00:13:38,932
‫این قانونی که میگه آدمای گِـی...

253
00:13:38,958 --> 00:13:40,864
‫ببخشید خرطومی، میتونن ازدواج کنن خیلی مزخرفه

254
00:13:40,870 --> 00:13:41,995
‫من که عمراً بذارم!

255
00:13:41,996 --> 00:13:44,762
‫اسپانسر از "مایکل دنی" و
‫"گروه خوانندگی دنی"

256
00:13:46,291 --> 00:13:51,115
‫سلام، من یه آدم خرطومی هستم، و فکر میکنم
‫عشق در وجود منم باشه، درست مثل شما

257
00:13:51,116 --> 00:13:54,563
‫من میخوام هم به مردان و هم به زنان
‫این عشق رو ابراز کنم

258
00:13:54,564 --> 00:13:56,129
‫و نمیتونم این کارو بکنم اگه...

259
00:13:56,130 --> 00:13:58,611
‫"مایکل دنی" و "گروه خوانندگی دنی"
‫در کارشون موفق بشن

260
00:13:58,612 --> 00:14:01,211
‫هی، بذارین خرطومی‌ها سکس
‫داشته باشن و ازدواج کنن

261
00:14:01,212 --> 00:14:03,219
‫"اسپانسر از "جماعت خرطومی

262
00:14:04,232 --> 00:14:06,250
‫اوه، من عاشق اسمارتیز توت فرنگی‌ام!

263
00:14:06,527 --> 00:14:11,519
‫امیدوارم هیچ کس دستش به من و
‫اسمارتیزهای توت فرنگی ـم نرسه

264
00:14:11,520 --> 00:14:15,002
‫میخوام همشون رو بخورم، چون
‫،اینطوری میرن داخل معده ـم

265
00:14:15,003 --> 00:14:17,416
‫،و دیگه هیچ کس نمیتونه اونا رو بخوره
‫،بجز خودم

266
00:14:17,442 --> 00:14:19,854
‫چون همشون توی معده‌ی خودم هستن

267
00:14:20,497 --> 00:14:24,099
‫اسم من آقای "جونزِ کلاه‌به‌سر" ـه

268
00:14:24,100 --> 00:14:26,449
‫و خدا لعنت کنه کسی رو که بخواد
‫اسمارتیزهای خوشگلم رو بخوره

269
00:14:26,450 --> 00:14:29,295
‫همشون مال خودم هستن

270
00:14:30,864 --> 00:14:32,279
‫آخرین قاشق

271
00:14:33,077 --> 00:14:36,750
‫،حالا دیگه همشون توی معده ـم آروم گرفتن
‫من چقدر خوشحالم!

272
00:14:36,751 --> 00:14:38,222
‫نـــه!
‫ازم دور شید!

273
00:14:38,223 --> 00:14:40,912
‫من و اسمارتیزهای توت فرنگی ـم رو تنها بذارید!
‫نـــه!

274
00:14:42,810 --> 00:14:45,313
‫یا نـبـیِ اکـرم!
‫یا پیغمبر اسلام!

275
00:14:45,314 --> 00:14:47,360
‫درد داره!
‫امعاء و احشاء ـم اومدن بیرون!

276
00:14:47,361 --> 00:14:49,186
‫چرا میخواین اینا رو بخورین؟

277
00:14:49,606 --> 00:14:54,139
‫اونجا پُره از اسید معده ـم!
‫یا پیغمبر اکرم! سَروَر و ناجیِ انسان‌ها!

278
00:14:54,140 --> 00:14:57,174
‫منو نجات بده!
‫منو به روشنایی راهنمایی کن!

279
00:14:57,175 --> 00:15:00,625
‫اوه خدای من، دارم شیاطین رو می‌بینم!
‫شیطان داره میاد!

280
00:15:00,629 --> 00:15:05,410
‫خدایا، ریک، چی بود این!
‫برای تبلیغ مواد خوراکی خیلی خـشـن بود!

281
00:15:05,411 --> 00:15:08,487
‫خب مورتی، اگه بخوای هله هوله بفروشی...

282
00:15:08,488 --> 00:15:11,620
‫باید هر چی در توان داری بذاری، مورتی

283
00:15:11,994 --> 00:15:16,726
‫در دنیایی که مردان عضله‌ای
‫،با قدرت فراوان ظهور کردند

284
00:15:16,727 --> 00:15:20,695
‫تنها سه آدم غیر عضلانی وجود دارد

285
00:15:20,696 --> 00:15:22,554
‫سرتو بیار پایین!
‫زود باشین! فرار کنین!

286
00:15:24,497 --> 00:15:31,184
‫"و این موقع بود که عصاره‌ی "آشوبگر
‫سر رسید و ترتیب همه‌ی کارها رو داد

287
00:15:31,185 --> 00:15:34,201
‫با عصاره‌ی آشوبگر، میزهای آشوبگر هم دارید

288
00:15:34,202 --> 00:15:39,286
‫هیچ اتاقی از قدرت آشوبگریِ عصاره‌ی
‫آشوبگر در امان نیست

289
00:15:39,928 --> 00:15:42,408
‫- اینا چی بود!؟
‫- پول توی چیزای سکسی ـه، مورتی

290
00:15:42,409 --> 00:15:46,657
‫پولِ چی چی!؟
‫این فیلم بود یا مثلاً وسایل رو تمیز میکرد؟

291
00:15:47,126 --> 00:15:49,041
‫هی بابا، چی شده؟

292
00:15:49,042 --> 00:15:51,876
‫من و مادرت قراره یه مدتی رو
‫جدا از هم زندگی کنیم، مورتی

293
00:15:51,877 --> 00:15:54,700
‫و خواهرت هم فهمیده که یه بچه‌ی ناخواسته بوده

294
00:15:55,119 --> 00:15:55,572
‫چـ چـ چـــی!؟

295
00:15:55,598 --> 00:15:57,411
‫حالا که بحثِ "چـ چـ چـی" شد، مورتی...

296
00:15:58,222 --> 00:16:02,424
‫الان چـ چـ چـی ببینیم؟
‫این چطوره؟

297
00:16:02,425 --> 00:16:04,446
‫پـا کـودکـی"، تو کارآگاه خوبی هستی"...

298
00:16:04,447 --> 00:16:07,149
‫ولی نه خیلی خوب، اونم به خاطر پاهای کودکانه ـت

299
00:16:07,150 --> 00:16:09,763
‫پس "پـا مـعمـولـی" رو همکارت میکنم

300
00:16:09,764 --> 00:16:11,002
‫- سلام
‫- کارآگاه، من...

301
00:16:11,521 --> 00:16:13,901
‫این برام ناراحت کننده ـست، چون احساس میکنم...

302
00:16:13,902 --> 00:16:15,653
‫به یه همکار پـا معمولی دار نیاز ندارم

303
00:16:15,654 --> 00:16:17,488
‫پا کودکی، با من جروبحث نکن

304
00:16:17,489 --> 00:16:19,747
‫،شما دو تا موفق باشین
‫برید جنایت‌کارها رو بکشید

305
00:16:21,050 --> 00:16:22,948
‫واو، چه سریع اینو پیدا کردی!

306
00:16:22,949 --> 00:16:25,063
‫آره دیگه، آخه من کارآگاه خوبیـم

307
00:16:25,064 --> 00:16:26,741
‫ببین پا کودکی، همون مجرم ـست!

308
00:16:26,742 --> 00:16:29,306
‫،من همون قاتله هستم، الان فرار میکنم
‫خیلی سریع فرار میکنم

309
00:16:29,307 --> 00:16:32,079
‫پـا کـودکـی، بزن بریم!

310
00:16:33,474 --> 00:16:35,754
‫وقتی میخوام سریع بدوئم این صدا رو در میارم

311
00:16:37,889 --> 00:16:41,661
‫،خیلی خب، من نمیتونم بگیرمش
‫الان یه درس خیلی مهم یاد گرفتم

312
00:16:41,662 --> 00:16:45,064
‫الان میام پـا کودکی!
‫من پـا معمولی هستم!

313
00:16:46,236 --> 00:16:48,306
‫- گرفتیمش!
‫- کارِ تیمیِ خوبی بود

314
00:16:48,307 --> 00:16:50,270
‫،پـا کودکی و پا معمولی
‫من به شما افتخار میکنم

315
00:16:50,296 --> 00:16:52,139
‫به خاطر همکاریِ خوبتون

316
00:16:52,140 --> 00:16:56,543
‫و پـا کودکی، میدونم درکِ این نکته که
‫به همکار نیاز داری برات سخت بوده

317
00:16:56,544 --> 00:16:59,206
‫- ولی بهت افتخار میکنم که اینو فهمیدی
‫- ممنونم رئیس!

318
00:16:59,207 --> 00:17:00,716
‫حالا گورتون رو گُم کنید، کونی‌ها!

319
00:17:00,717 --> 00:17:02,817
‫خیلی خفن بود، مگه نه مورتی؟

320
00:17:02,820 --> 00:17:04,206
‫آه، به نظر منم خفن بود

321
00:17:04,207 --> 00:17:06,457
‫به تخمم هم نیست نظر تو چیه، جری!

322
00:17:11,050 --> 00:17:13,403
‫هی، حالت خوبه؟

323
00:17:14,904 --> 00:17:16,317
‫تقریباً میدونم چه حسی داری، سامر

324
00:17:16,318 --> 00:17:18,154
‫نه، نمیدونی، تو برادر کوچیکه هستی

325
00:17:18,155 --> 00:17:21,055
‫،دلیلِ بدبختی پدر مادرت که نیستی
‫تو فقط ادامه‌دهنده بدبختی ـشونی

326
00:17:22,558 --> 00:17:24,599
‫- میشه یه چیزی نشونت بدم؟
‫- مورتی، ناراحت نشی ها...

327
00:17:24,600 --> 00:17:26,467
‫ولی نقاشیِ من که وقتی ۸ سالت بوده کشیدی...

328
00:17:26,468 --> 00:17:28,282
‫حال منو بهتر از این نمیکنه

329
00:17:28,283 --> 00:17:31,243
‫اونی که بیرونه، قبر منه

330
00:17:31,888 --> 00:17:33,056
‫وایسا ببینم، چی؟

331
00:17:33,057 --> 00:17:37,072
‫توی یکی از ماجراجویی‌ها، من و ریک
‫کلِ جهان رو نابود کردیم

332
00:17:37,073 --> 00:17:42,335
‫،پس از اون بُعد زمانی خارج شدیم و به این یکی اومدیم
‫چون توی این بُعد، هنوز دنیا نابود نشده بود

333
00:17:42,336 --> 00:17:44,161
‫ولی تو این بُعد، ما مُرده بودیم...

334
00:17:44,162 --> 00:17:48,073
‫پس اومدیم اینجا و خودمون رو خاک کردیم
‫و جای اونا رو گرفتیم

335
00:17:48,074 --> 00:17:51,152
‫و هر روز صبح من به فاصله ۲۰ متر...

336
00:17:51,178 --> 00:17:54,094
‫از جسدِ پوسیده‌ی خودم صبحونه می‌خورم، سامر

337
00:17:54,095 --> 00:17:56,272
‫پس یعنی تو برادر من نیستی؟

338
00:17:56,273 --> 00:17:58,827
‫،من بهتر از برادر تو هستم
‫من نسخه‌ای از برادرتم...

339
00:17:58,828 --> 00:18:00,921
‫"که وقتی میگه "نذار برو
‫میتونی بهش اعتماد کنی

340
00:18:00,922 --> 00:18:04,387
‫،هیچکس از روی هدف به وجود نیومده
‫،هیچکس به جایی تعلق نداره

341
00:18:04,388 --> 00:18:07,688
‫،همه قراره بمیرن
‫حالا بیا تلویزیون ببین

342
00:18:10,387 --> 00:18:14,679
‫خانم سالیوان همیشه می‌خواسته
‫ثروتش رو برای گربه‌هاش جا بذاره

343
00:18:15,049 --> 00:18:18,164
‫اما حادثه خبر نمیکنه و گربه‌ها
‫باید یه فکر چاره‌ای بکنن

344
00:18:20,298 --> 00:18:24,470
‫تنها راهی که این پیشی‌های ملوس دارند
‫همکاری با همدیگه ـست

345
00:18:24,471 --> 00:18:27,383
‫،خانم سالیوان، ببخشید که خیلی رُک میگم

346
00:18:27,384 --> 00:18:29,442
‫اما چشماتون خیلی زیبان!

347
00:18:30,527 --> 00:18:32,423
‫الان این یه فیلم واقعیه؟

348
00:18:32,424 --> 00:18:35,247
‫"پاییز امسال با "شراره‌ی عشق!

349
00:18:36,983 --> 00:18:39,068
‫خانم... اوه... سالیوان

350
00:18:39,545 --> 00:18:41,718
‫عشقِ بین مردی که بی‌اندازه احساساتی ـه...

351
00:18:41,719 --> 00:18:44,065
‫یه چیزی در وجود شما هست خانم سالیوان...

352
00:18:44,066 --> 00:18:47,109
‫و ۹ گربه که همه‌ی قوانین رو میشکنن

353
00:18:48,171 --> 00:18:52,352
‫:"آخرین وصیت و گروه میو میو"
‫"آخر هفته در خانه‌ی پیرزنِ گربه‌باز مُرده ۲"

354
00:18:52,353 --> 00:18:54,507
‫الان یکی توی هالیوود شغلش رو از دست میده

355
00:18:54,508 --> 00:18:57,076
‫نویسنده و کارگردان، جری اسمیت

356
00:18:57,077 --> 00:18:59,423
‫من اینو هم نوشتم هم کارگردانی کردم؟
‫مگه خُلـم آخه!؟

357
00:18:59,424 --> 00:19:02,966
‫"هی مورتی، تبلیغ فیلم "سیتیزن کِین
‫پدرت رو از دست دادی

358
00:19:02,967 --> 00:19:03,979
‫مهم نیست

359
00:19:04,250 --> 00:19:06,856
‫هی، اگه من و مادرت بخوایم حضانت جدا بگیریم...

360
00:19:06,857 --> 00:19:09,148
‫- تو کدوم رو انتخاب میکنی؟
‫- مهم نیست

361
00:19:09,149 --> 00:19:14,786
‫اخبار فوری: برنده جایزه‌ی اسکار جری اسمیت بعد از
‫یک شکست احساسیِ شدید در تعقیب و گریز آهسته‌ای...

362
00:19:14,787 --> 00:19:17,256
‫توسط پلیس دنبال میشه

363
00:19:17,257 --> 00:19:19,195
‫- جرئت داری عوض کن
‫- بی خیال جر...

364
00:19:19,196 --> 00:19:22,413
‫شوخی میکنی جری؟ اینا فقط
‫یه مُشت چرت و پرت بیخوده

365
00:19:22,414 --> 00:19:24,819
‫این زندگی خودمه،  ما هم می‌بینیمش

366
00:19:26,396 --> 00:19:29,941
‫موفق شدی بث، زدی به هدف

367
00:19:30,267 --> 00:19:36,556
‫،جراح شدی، یه جراح انسان
‫برنده شدی

368
00:19:37,291 --> 00:19:38,955
‫دارم کجا میرم من!؟

369
00:19:39,448 --> 00:19:43,284
‫چرا از من می‌پرسی جری؟
‫من اینجا نشستم و به این فکر میکنم...

370
00:19:43,285 --> 00:19:47,063
‫،چرا پلیس‌ها با تیر لت‌وپار ـت نمیکنن
‫کله ـت قشنگ توی تیررس ـشونه

371
00:19:47,064 --> 00:19:49,128
‫باورم نمیشه پول مالیات ـمون رو
‫خرج این پلیس‌ها میکنن

372
00:19:57,638 --> 00:20:00,374
‫جری؟
‫جری اسمیت؟

373
00:20:01,435 --> 00:20:04,364
‫بث سانچز، از دوران دبیرستان من عاشق تو بودم

374
00:20:04,365 --> 00:20:07,670
‫،از بازیگری متنفرم، از کوکائین متنفرم
‫از کریستین استوارت هم متنفرم

375
00:20:07,671 --> 00:20:11,892
‫،ای‌کاش اون سقط جنین رو نمیکردی
‫و من همه ـش افسوس اون زندگی رو می‌خورم

376
00:20:39,350 --> 00:20:42,202
‫هی، "نوازش کننده‌های توپی"؟
‫ها؟ "نوازش کننده‌های توپی"؟

377
00:20:42,203 --> 00:20:44,269
‫- آره، نوازش کننده‌های توپی الان می‌چسبه
‫- آره، نوازش کننده‌های توپی

378
00:21:19,750 --> 00:21:23,719
‫برنامه‌ی هواشناسی "همستر توی کون" تموم شد
‫و الان نوبت برنامه‌ی ورزشیه

379
00:21:23,720 --> 00:21:25,602
‫- اوه، سلام
‫- روز خوبی داشته باشین خانم

380
00:21:25,603 --> 00:21:28,733
‫یعنی این همسترها توی
‫مقعد اون آدما زندگی میکنن؟

381
00:21:28,734 --> 00:21:32,268
‫- آره عزیزم، اونجا زندگی میکنن
‫- چطور میشه آخه؟

382
00:21:32,269 --> 00:21:34,427
‫یعنی داخلِ کون مثل یه آپارتمان کوچیکه؟

383
00:21:34,992 --> 00:21:37,308
‫آره! اونا میتونن کون رو ترک کنن و
‫به تنهایی زندگی کنن؟

384
00:21:37,309 --> 00:21:39,965
‫ببینید، نمیدونـم! منم همون چیزی رو
‫می‌بینم که شما می‌بینید

385
00:21:39,966 --> 00:21:43,345
‫،بابابزرگ ریک، اگه کون رو ترک کنن
‫و از اون شخص دور بشن...

386
00:21:43,346 --> 00:21:45,396
‫چطوری دوباره کون خودشون رو پیدا میکنن؟

387
00:21:45,397 --> 00:21:47,675
‫نمیدونم سامر! حتی نمیذارید بشنویم چی میگه!

388
00:21:47,676 --> 00:21:49,360
‫خب دیگه، بسه، ما میریم اونجا...

389
00:21:49,361 --> 00:21:51,776
‫تا شما احمق‌ها بتونید سوالای
‫احمقانه ـتون رو بپرسید

390
00:21:51,950 --> 00:21:53,982
‫اوه! تعطیلات خانوادگی!

391
00:22:05,983 --> 00:22:11,983
‫ترجمه از امـیـن و میـلاد
‫<font color=#Aa>AminGeneral </font> & <font color=#ed>Milad eMJey</font>

