‫﻿۱
00:00:12,446 --> 00:00:14,680
‫بدو سریع تر، مورتی.

2
00:00:14,682 --> 00:00:16,115
‫بابابزرگ می خواد زمان رو از توقف دربیاره.

3
00:00:16,117 --> 00:00:18,617
‫باید همه جا رو تمیز کنیا.

4
00:00:18,619 --> 00:00:20,486
‫خودم می دونم چجوری مامان و بابا رو جارو بکِشم، سامر.

5
00:00:20,488 --> 00:00:21,954
‫شش ماهه دارم همین کار رو انجام میدم.

6
00:00:21,956 --> 00:00:24,690
‫پس شش ماهه داری اشتبـاه انجامش میدی.

7
00:00:24,692 --> 00:00:26,291
‫وای خدا، اون کپک ـه؟

8
00:00:26,293 --> 00:00:28,627
‫تقصیر من نیست که تو یه روز شرجی
‫زمان رو متوقف کردیم.

9
00:00:28,629 --> 00:00:31,830
‫خیـلی دسته گل به آب دادی، پسر.

10
00:00:31,832 --> 00:00:33,832
‫یه وقت نمی ترسی بابابزرگ ریک

11
00:00:33,834 --> 00:00:35,467
‫شاید من رو دستیار جدیدش بکُنه؟

12
00:00:35,469 --> 00:00:38,704
‫- چی؟! تو دیگه چجور جونوری هستی؟
‫- یه جونورِ لایق و با کفایت.

13
00:00:38,706 --> 00:00:41,140
‫کی به چرت و پرت هایی که شما دارین
‫درموردش صحبت میکنین اهمیت میده؟

14
00:00:41,142 --> 00:00:43,809
‫کل هدف ـمون از متوقف کردن زمان این بود
‫که انقد همه چی به *#@#$@%ـمون نباشه.

15
00:00:43,811 --> 00:00:45,010
‫،یه لباس بکُن تَنِ بابای کودن ـت

16
00:00:45,012 --> 00:00:47,479
‫و بیاین این دنیای مسخره رو راه بندازیم.

17
00:00:47,481 --> 00:00:49,548
‫بیاین انجامـش بدیم.

18
00:00:52,386 --> 00:00:53,685
‫خیلی خب، گوش کنین، شما دوتا.

19
00:00:53,687 --> 00:00:55,521
‫،ما زمان رو به مدت خیلی زیادی متوقف کردیم

20
00:00:55,523 --> 00:00:56,755
‫،پس وقتی از توقف دَرش بیارم

21
00:00:56,757 --> 00:00:58,157
‫،زمان دنیا مشکلی پیدا نمی کنه

22
00:00:58,159 --> 00:01:00,192
‫ولی زمان ما یکم طول میکشه تا

23
00:01:00,194 --> 00:01:01,593
‫می دونین، به حالت پایدار برسه.

24
00:01:01,595 --> 00:01:02,728
‫زمان ما ناپـایـدار میـشه؟

25
00:01:02,730 --> 00:01:04,163
‫اصن یعنی چی؟

26
00:01:04,165 --> 00:01:06,498
‫یعنی آروم باش و انقد بزدل بازی درنیار، مورتی.

27
00:01:06,500 --> 00:01:08,500
‫آه، فک می کردم تا الآن دیگه یاد گرفته باشی.

28
00:01:08,502 --> 00:01:10,002
‫این معنی رو هم میده که
‫،مامان و باباتون رو لمس نکنین

29
00:01:10,004 --> 00:01:11,904
‫یا ممکنه به صورت تئـوری به بیشمار تیکه تبدیل بشیم.

30
00:01:11,906 --> 00:01:14,339
‫- صب کن ببینم، چی؟
‫- و میریم که داشته باشیم!

31
00:01:19,346 --> 00:01:21,947
‫آم... تشک ـه رو زیر آقای بنسون گذاشتیم؟

32
00:01:21,949 --> 00:01:23,248
‫- هیـــس.
‫- ساکت، مورتی.

33
00:01:23,250 --> 00:01:25,617
‫یه سری نکته که باید متذکر...
‫صب کن ببینم، چـی؟

34
00:01:25,619 --> 00:01:27,453
‫خونه اینجوری...
‫،وقتی رسیدیم

35
00:01:27,455 --> 00:01:30,556
‫قسم می خورم خونه آشغال دونی شده بود.

36
00:01:30,558 --> 00:01:31,924
‫تصورات منفـی، جری.

37
00:01:31,926 --> 00:01:33,725
‫وضعیت ـت رو کاملاً توجیه می کنه.

38
00:01:33,727 --> 00:01:35,694
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام، بابا.

39
00:01:35,696 --> 00:01:37,629
‫سامر، مورتی، حالتون خوبه؟

40
00:01:37,631 --> 00:01:39,565
‫ما... ما فقط خیـلی دلمون واستون تنگ شده.

41
00:01:39,567 --> 00:01:41,066
‫آره، خیلی خیلی دلمون تنگ شده.

42
00:01:41,068 --> 00:01:42,768
‫گرچه از بس زیادی دلمون تنگ شده
‫بغل تون نمی تونیم بکنیم.

43
00:01:42,770 --> 00:01:44,269
‫آره، جدی جدی
‫بغل کردن نابودشون می کنه.

44
00:01:44,271 --> 00:01:46,105
‫خُب، گوش کنین، چرا نـ...
‫چرا نـ... چـ چرا نـ...

45
00:01:46,107 --> 00:01:47,973
‫چرا نمیرین بستنی مجانی بگیرین بیاین؟

46
00:01:47,975 --> 00:01:49,541
‫برین بیرون و
‫یکم بستنی بخرین بیاین.

47
00:01:49,543 --> 00:01:51,910
‫اینم ۵۰۰ دلار پول حلال.

48
00:01:51,912 --> 00:01:53,812
‫میذارمش روی زمین

49
00:01:53,814 --> 00:01:55,247
‫و قِل ـش میدم بیاد سمت شما.

50
00:01:55,249 --> 00:01:57,382
‫- برین دلی از عزا در بیارین.
‫- بهتره رشوه نباشه.

51
00:01:57,384 --> 00:02:00,619
‫اگه حتی یه چیز توی این خونه پیدا کنم
‫،که سرِ جاش نباشه

52
00:02:00,621 --> 00:02:02,888
‫عشق و علاقه ام نسبت به بستنی نجات ـتون نمیده.

53
00:02:02,890 --> 00:02:04,456
‫من میرم کُت ـم رو بیارم.

54
00:02:04,458 --> 00:02:07,993
‫عزیزم، پیرهنت رو پشت و رو پوشیدی؟

55
00:02:09,597 --> 00:02:12,231
‫آره. این مُدلی باشه خوشم میاد.

56
00:02:12,233 --> 00:02:13,465
‫احمق که نیستم.

57
00:02:13,467 --> 00:02:14,733
‫- پوووف!
‫- اوه.

58
00:02:14,735 --> 00:02:16,602
‫پسر، یارو مثه "ردگرن گرامبولت" همش می خواد

59
00:02:16,604 --> 00:02:18,504
‫نشون بده مثلاً دوزاریش افتاده.

60
00:02:19,740 --> 00:02:21,006
‫- اوه، شمام موافقین، ها؟
‫- چه جالب.

61
00:02:21,008 --> 00:02:22,407
‫از تیکه ی "ردگرن گرامبولت" ـی که
‫انداختم خوش ـتون اومد؟

62
00:02:22,409 --> 00:02:24,276
‫آره. خب، حالا داشته باشین...
‫یارو رو از خودم درآوردم.

63
00:02:24,278 --> 00:02:26,078
‫حقا که بچه های پدرتونـین.

64
00:02:26,080 --> 00:02:29,281
‫افکار خودتون رو داشته باشین.
‫گوسفند [ساده و سست عنصر] نباشین.

65
00:02:29,283 --> 00:02:35,086
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[ TvWorld.info ]</font>

65
00:02:57,100 --> 00:03:01,313
‫:مــــــــــتـــــــــــرجــــــــــم
‫<font color="MediumSlateBlue">Miss Harley ســــارا</font>

66
00:03:05,653 --> 00:03:07,119
‫خدایا، حس خیلی بدی دارم.

67
00:03:07,121 --> 00:03:08,687
‫آره، واقعاً باعث میشه آدم

68
00:03:08,689 --> 00:03:10,122
‫گـذرا بودن دنیا رو درک کنـه.

69
00:03:10,124 --> 00:03:12,691
‫یه دقیقه نگاه می کنی می بینی شش ماه ـه
‫،داری از پشت بوم پرت میشی پایین

70
00:03:12,693 --> 00:03:14,059
‫بعدش که به خودت میای می بینی، بووووم!

71
00:03:14,061 --> 00:03:15,961
‫،آه، فقط جهت شفاف سازی میگم
‫وظیفه ی سامر بود

72
00:03:15,963 --> 00:03:17,196
‫که تشک رو بذاره...

73
00:03:17,198 --> 00:03:18,830
‫آه، چـی؟
‫وظیفه ی تو بود، مورتی.

74
00:03:18,832 --> 00:03:20,232
‫- نه خیرم!
‫- بله خیرم!

75
00:03:20,234 --> 00:03:21,300
‫اتفاقاً، میـبخشید سامر.

76
00:03:21,302 --> 00:03:22,901
‫این دفعه رو دیگه باید از مورتی طرفداری کنم.

77
00:03:22,903 --> 00:03:24,403
‫گفت و گویی که داشتیم رو یادمـه.

78
00:03:24,405 --> 00:03:26,805
‫به مورتی گفتیم جای پول های توی بانک
‫شیرینی بذاره.

79
00:03:26,807 --> 00:03:28,907
‫وظیفه ی تو این بود که تشک رو بذاری زیر آقای بنسون.

80
00:03:28,909 --> 00:03:30,809
‫بووووم! ضایع شدی، سامر!

81
00:03:30,811 --> 00:03:32,978
‫پسر، واقعاً دسته گل به آب دادیا.

82
00:03:32,980 --> 00:03:35,047
‫،خفه شو، مورتی
‫پشکلِ کینه یی!

83
00:03:35,049 --> 00:03:37,849
‫،تو خفه شو
‫ماده ی گنده بک عوضی!

84
00:03:37,851 --> 00:03:39,551
‫هِی، هُل ـم نده!

85
00:03:39,553 --> 00:03:40,819
‫- ندادم!
‫- چی ندادی؟

86
00:03:40,821 --> 00:03:42,487
‫- مشکل ـت چیه؟
‫- مشکل تو چیه؟

87
00:03:42,489 --> 00:03:43,589
‫- خفه شو!
‫- تو خفه شو!

88
00:03:43,591 --> 00:03:44,990
‫اوو اوووه، اووه!

89
00:03:44,992 --> 00:03:47,192
‫،چـ چی، چی، چی
‫چی، چی، چـی؟

90
00:03:47,194 --> 00:03:49,828
‫اوه، خدایا، وای نه.
‫چیکار کردین؟

91
00:03:49,830 --> 00:03:51,330
‫- کی چیکار کرد؟
‫- منظورتون چیه؟

92
00:03:51,332 --> 00:03:53,265
‫- صب کن ببینم، چی دارم واسه خودم میگم؟
‫- الآن یکی ـتون

93
00:03:53,267 --> 00:03:55,434
‫درمورد چیزی مردد بود؟

94
00:03:55,436 --> 00:03:56,668
‫اوه، پسر، حس خوبی ندارم.

95
00:03:56,670 --> 00:03:58,070
‫- من، من ام؟
‫- الآن دارم حرف می زنم؟

96
00:03:58,072 --> 00:03:59,705
‫- فک کنم.
‫- چی شد، کی این حرف رو زد؟

97
00:03:59,707 --> 00:04:01,273
‫،خیلی خب
‫هردوتون فقط حرکت نکنین.

98
00:04:01,275 --> 00:04:03,442
‫حرف نزنین، فکر نکنین.
‫باید یه چیزی رو چک کنم.

99
00:04:03,444 --> 00:04:05,577
‫- چیکار کردی، مورتی؟
‫- من میرم به بابابزرگ کمک کنم.

100
00:04:05,579 --> 00:04:08,013
‫- ببینم کمکی چیزی نمی خواد.
‫- الآن منظورت چیه از این که تـــو می خوای کمکش کنی؟

101
00:04:08,015 --> 00:04:09,548
‫منم می تونم کمک کنما.

102
00:04:09,550 --> 00:04:11,516
‫- چی شده، بابابزرگ؟
‫- چه خبره، ریک؟

103
00:04:11,518 --> 00:04:13,185
‫خـ خـ خفه شو.

104
00:04:13,187 --> 00:04:15,520
‫ای تو روحش، شوخی می کنی؟
‫دوتـا نقطـه؟

105
00:04:15,522 --> 00:04:17,222
‫این هیچوقت نباید بیشتر از یه دونه نقطه باشه.

106
00:04:17,224 --> 00:04:18,857
‫شما دوتـا ما رو مردد کردین!

107
00:04:18,859 --> 00:04:20,626
‫- چی میگین؟
‫- یعنی چی؟

108
00:04:20,628 --> 00:04:22,027
‫- انگلیسی بگو، لطفاً.
‫- انگلیسی؟

109
00:04:22,029 --> 00:04:23,562
‫زمان ـمون شکستگی پیدا کرده...
‫شما دوتا یه جورایی

110
00:04:23,564 --> 00:04:25,731
‫یه بازخورد از عدم قطعیت درست کردین که واقعیت ما رو

111
00:04:25,733 --> 00:04:28,200
‫به دو بخش ناممکنِ هر دو به یه اندازه ممکن، تقسیم کرده.

112
00:04:28,202 --> 00:04:30,535
‫مـ ما دقیقاً مثه یه مردی هستیم
‫که می تونه با همکار زنِ جذابش

113
00:04:30,537 --> 00:04:33,538
‫رابطه ی افلاطونی داشته باشه.

114
00:04:33,540 --> 00:04:34,973
‫کامــلاً فرضـی هستیم.

115
00:04:34,975 --> 00:04:37,643
‫ولی من فک کردم بی نهایت خطوط زمانی وجود داره.

116
00:04:37,645 --> 00:04:39,711
‫ما تو هیچ خط زمانی ای نیستیم، خنگول.

117
00:04:39,713 --> 00:04:41,813
‫ببین.

118
00:04:41,815 --> 00:04:43,081
‫وای یا خدا!

119
00:04:43,083 --> 00:04:44,283
‫اونا گربه اَن؟

120
00:04:44,285 --> 00:04:46,618
‫فک می کنم گربه ی شرودینگرن.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">گربه یی تو یه جعبه ی مرگبار، که احتمال مرگ یا]
‫زنده موندنش، ۵۰-۵۰ ـه و ما تا در جعبه رو باز نکردیم
‫[این گربه هم می تونه زنده باشه، هم مُرده</font>

121
00:04:46,620 --> 00:04:48,053
‫یا، خب در واقع، فک میکنم

122
00:04:48,055 --> 00:04:49,554
‫،هم گربه ی شرودینگر هستن، هم نیستن
‫دقیقاً مثـه ما.

123
00:04:49,556 --> 00:04:51,256
‫- دنیا دیگه از دست رفته؟
‫- دنیا دیگه از دست رفته؟

124
00:04:51,258 --> 00:04:52,924
‫- مامان و بابا کجان؟
‫- مامان و بابا چی؟

125
00:04:52,926 --> 00:04:55,260
‫مامان و بابا؟ انقد تو فازِ
‫خانواده ـتون نباشین.

126
00:04:55,262 --> 00:04:57,663
‫هر سه ـمون توی فراموشیِ بی انتها گم شدیم.

127
00:04:57,665 --> 00:04:59,131
‫مامان باباتون می تونن وجود داشته باشن.

128
00:04:59,133 --> 00:05:01,233
‫احتمالاً دارن تو یه ماجرای مسخره

129
00:05:01,235 --> 00:05:03,435
‫و محسوس درمورد ازدواج *%^$#@ ـشون
‫زندگی شون رو می کنن.

130
00:05:03,437 --> 00:05:05,404
‫بستنی فروشی کلدستون بهترینـه.

131
00:05:05,406 --> 00:05:08,407
‫با ۲۰ دلاری که مونده چیکار کنیم؟

132
00:05:08,409 --> 00:05:11,476
‫می دونی که هرچقد انعام بدی اونا
‫درهرصورت واست آواز می خونن؟

133
00:05:11,478 --> 00:05:13,345
‫- اوه!
‫- آآآه!

134
00:05:13,347 --> 00:05:14,346
‫@%۳۲&$ یـا

135
00:05:14,348 --> 00:05:16,248
‫- چی شد؟
‫- با یه گوزن تصادف کردم.

136
00:05:16,250 --> 00:05:18,317
‫با... باید به پلیسا بگیم تو پشت فرمون بودی.

137
00:05:18,319 --> 00:05:21,019
‫- چـی؟
‫- بستنیِ الکل و کشمش ـه!

138
00:05:23,090 --> 00:05:24,523
‫هنوز زنده ست.

139
00:05:24,525 --> 00:05:28,260
‫،خب، ما... من، آه
‫می خواد برم، آه، یه سنگ گنده بیارم، یا...؟

140
00:05:28,262 --> 00:05:29,961
‫آرمادیلو نیست که، بیشعور.

141
00:05:29,963 --> 00:05:31,830
‫فک کردم مردا باید همچین چیزی بگن.

142
00:05:31,832 --> 00:05:33,365
‫حالا من که نمی تونستم
‫واقعاً همچین کاری بکنم.

143
00:05:33,367 --> 00:05:35,334
‫،اگه نزدیک بیمارستان بودیم
‫،می تونستم درمانش کنم

144
00:05:35,336 --> 00:05:37,035
‫ولی من...
‫فک کنم باید فقط...

145
00:05:37,037 --> 00:05:39,471
‫اشکال نداره. اتفاقی ـه
‫که پیش میاد.

146
00:05:39,473 --> 00:05:42,274
‫،و حتی اگه تو بیمارستان بودیم
‫مگه چه کاری از دست ـمون بر میومد؟

147
00:05:42,276 --> 00:05:44,776
‫،تو جراح اسب ـی
‫نه گوزن.

148
00:05:44,778 --> 00:05:45,944
‫که چی...؟

149
00:05:45,946 --> 00:05:47,279
‫،خب
‫مگه حیوون های مختلف...

150
00:05:47,281 --> 00:05:49,014
‫مهارت های متفاوتی واسه
‫زنده نگه داشتن ـشون نیاز ندارن؟

151
00:05:49,016 --> 00:05:50,682
‫- اوه، خدایا.
‫- گوزن رو بِبَر بذار تو ماشین، جری.

152
00:05:50,684 --> 00:05:52,117
‫چشم، بث.

153
00:05:52,119 --> 00:05:54,119
‫واسه همین چیزاست که آدم نباید
‫زمان رو متوقف کنه، بچه ها.

154
00:05:54,121 --> 00:05:55,554
‫کامــلاً سهل انگاری ـه.

155
00:05:55,556 --> 00:05:58,023
‫و شما این کار رو کردین تا ما بتونیم
‫خونه رو بعد یه مهمونی جمع و جور کنیم؟

156
00:05:58,025 --> 00:06:00,459
‫ببین، الآن وقت نداریم که من رو مقصر بدونی، مورتی.

157
00:06:00,461 --> 00:06:02,327
‫یعنی، به معنای واقعی زمان نداریم.
‫اطراف رو نگاه کن.

158
00:06:02,329 --> 00:06:04,863
‫عدم قطعیت ذاتاً یه مفهوم ناپایدارـه.

159
00:06:04,865 --> 00:06:07,132
‫بالاخره، همه چی هست یا نیست.

160
00:06:07,134 --> 00:06:09,634
‫و ما تقریباً ۴ ساعت وقت داریم تا "هست" باشیم.

161
00:06:09,636 --> 00:06:11,536
‫- وگرنه...؟
‫- نیست ـیم.

162
00:06:11,538 --> 00:06:14,339
‫خیلی خب، از اونجایی که این کریستال زمان
‫،توی هر دو مورد بالقوه ـمون وجود داره

163
00:06:14,341 --> 00:06:16,808
‫و از اونجایی که غیرممکن ـه که من
‫،شاهکار نکرده باشم

164
00:06:16,810 --> 00:06:18,510
‫احتمالاً درحال فشار دادن این دکمه

165
00:06:18,512 --> 00:06:20,879
‫همزمان توی هردو مورد بالقوه ـمون هستم.

166
00:06:20,881 --> 00:06:22,314
‫- از کجا می د...
‫- از کجا می دونی...

167
00:06:22,316 --> 00:06:24,316
‫،هر سوالی که دارین ازم می پرسین
‫جوابش اینه که من خیلی خفن ـم.

168
00:06:24,318 --> 00:06:26,318
‫و میریم که داشته باشیم.

169
00:06:29,223 --> 00:06:31,857
‫هاه، آدم چه می دونه.
‫داره کار می کنه.

170
00:06:31,859 --> 00:06:34,359
‫- اوخ، آخ، اوخ!
‫- @۵&^/# اوه

171
00:06:34,361 --> 00:06:36,728
‫شما دوتا مشکل ـتون چیه؟

172
00:06:36,730 --> 00:06:37,996
‫مـ مـ مـ منظورم شما چهارتا ـه!

173
00:06:37,998 --> 00:06:39,731
‫درد گرفت!
‫درد داشت.

174
00:06:39,733 --> 00:06:42,000
‫خوبه، خوشحالم که درد گرفت.
‫حق ـتون ـه.

175
00:06:42,002 --> 00:06:44,569
‫خودم دیدمتون. هـ هردوتون گیج و مردد ـین.

176
00:06:44,571 --> 00:06:46,738
‫فقط بیست دقیقه ست که دو تیکه شدیم
‫اونوخت به همین زودی

177
00:06:46,740 --> 00:06:49,274
‫زندگی هاتون بر بادِ $%@^&ِ کوانتومی رفته؟

178
00:06:49,276 --> 00:06:50,776
‫آخه درمورد چه کوفتی

179
00:06:50,778 --> 00:06:53,345
‫شما دوتا انقد مردد ـین؟
‫مارک کرم ضد جوش ـتون؟

180
00:06:53,347 --> 00:06:55,347
‫روی چه صندلی ای بشینین
‫وقتی من دارم همه ی کارا رو انجام میدم؟

181
00:06:55,349 --> 00:06:57,115
‫- بگین دیگه، بریزین بیرون!
‫- خب، ریک تو هم کار رو آسون نمی کنی.

182
00:06:57,117 --> 00:06:59,284
‫همش داری من رو مسخره می کنی...
‫همش اذیتم می کنی...

183
00:06:59,286 --> 00:07:01,620
‫و حالا سامر هم داره همین کار رو می کنه...
‫حالا دیگه سامر پاچه خواری ـت رو می کنه.

184
00:07:01,622 --> 00:07:04,022
‫من؟! تو چی پس؟ تو هم همین قدر
‫بدجنسی چون به من حسودیت میشه...

185
00:07:04,024 --> 00:07:06,291
‫یعنی شکست من تو رو انقد خوشحال می کنه؟
‫چون می خوای بابابزرگ فقط مالِ تو باشه!

186
00:07:06,293 --> 00:07:08,960
‫خیلی خب، خیلی خب، بسه.
‫فهمیدم قضیه چیه.

187
00:07:08,962 --> 00:07:10,695
‫،هردوتون جونین
‫هردوتون درمورد

188
00:07:10,697 --> 00:07:12,030
‫،موقعیت ـتون توی دنیا تردید دارین

189
00:07:12,032 --> 00:07:13,899
‫و هردوتون می خواین دُردونه ی بابابزرگ ـتون باشین.

190
00:07:13,901 --> 00:07:15,534
‫می تونم درستش کنم.
‫مورتی، بشین اینجا.

191
00:07:15,536 --> 00:07:17,302
‫سامر، تو بشین اینجا.
‫حالا، گوش کنین.

192
00:07:17,304 --> 00:07:18,970
‫می دونم دوتاتون از خیلی لحاظ ها

193
00:07:18,972 --> 00:07:20,238
‫،با هم فرق دارین

194
00:07:20,240 --> 00:07:21,540
‫ولی باید بفهمین که

195
00:07:21,542 --> 00:07:23,208
‫،تا اونجایی که به بابابزرگ مربوطه

196
00:07:23,210 --> 00:07:24,910
‫هردوتون ریـدیـن.
‫آره.

197
00:07:24,912 --> 00:07:26,244
‫می تونم از طریق ریاضیات اثبات ـش کنم.

198
00:07:26,246 --> 00:07:27,979
‫اتفاقاً، بـ بـ بذارین تخته ام رو بیارم.

199
00:07:27,981 --> 00:07:29,714
‫به هر حال خیلی وقت پیش باید همچین کاری می کردیم.

200
00:07:31,452 --> 00:07:33,385
‫مورد اورژانسی ـه!
‫گوزن زخمی داریم.

201
00:07:33,387 --> 00:07:35,053
‫سه.

202
00:07:35,055 --> 00:07:36,888
‫،میبخشید
‫شما نمی تونین اینجا باشین.

203
00:07:36,890 --> 00:07:38,390
‫،من یه جراح اسب دارای تاییده ام

204
00:07:38,392 --> 00:07:40,325
‫و این گوزن باید بهش رسیدگی بشه.

205
00:07:40,327 --> 00:07:42,661
‫- پرستار، لطفاً مار رو جا به جا کن.
‫- ایشون پرستار مـن هستن.

206
00:07:42,663 --> 00:07:44,629
‫،و به عنوان یه جراح اسب
‫مطمئنم که خودتون اطلاع دارین

207
00:07:44,631 --> 00:07:47,999
‫،که گوزن اندام های بسیار ظریف تر
‫و پیچیده تری داره.

208
00:07:48,001 --> 00:07:50,068
‫به عنوان یه دامپزشک، مطمئنم شما
‫اطلاع دارین که یه گوزن

209
00:07:50,070 --> 00:07:52,404
‫به یه اسب شباهت بیشتری داره تا
‫شما و یه دکتر.

210
00:07:52,406 --> 00:07:55,073
‫پس بذار اندازه گیری رو بذاریم واسه وقتی که
‫آلت های مردونه ـمون دراومد.

211
00:07:55,075 --> 00:07:56,775
‫- وقتش ـه که زندگی یکی رو نجات بدیم!
‫- خدایا.

212
00:07:58,245 --> 00:08:00,679
‫عجیب ـه.
‫گوزن ـه زخمی شده.

213
00:08:00,681 --> 00:08:03,081
‫آه، آره، خودم اونجا بودما.
‫حالا نمی خواد هِی به روم بیاری.

214
00:08:03,083 --> 00:08:05,450
‫منظورم اینه که با اسلحه تیر خورده.

215
00:08:05,452 --> 00:08:07,586
‫با تفنگ من.

216
00:08:07,588 --> 00:08:09,187
‫می تونم کمکی به شمــا بکنم قربان؟

217
00:08:09,189 --> 00:08:11,122
‫نه، ولی می تونین
‫به این گوزن کمک نکنین.

218
00:08:11,124 --> 00:08:13,358
‫من قبل از این که این دوتا
‫،باهاش تصادف کنن، بهش تیر زده بودم

219
00:08:13,360 --> 00:08:15,460
‫و وقتی آوردنش اینجا
‫دنبال ـشون کردم.

220
00:08:15,462 --> 00:08:17,095
‫این گوزن متعلق به من ـه.

221
00:08:17,097 --> 00:08:19,097
‫ما وقت این چیزا رو نداریم، باشه؟

222
00:08:19,099 --> 00:08:20,966
‫من بیهوشی می خوام و سِرُم  مخصوص گوزن.

223
00:08:20,968 --> 00:08:22,934
‫ببین، من نمی دونم قانون
‫،در این مورد چی میگه

224
00:08:22,936 --> 00:08:25,604
‫ولی من سوگند یاد کردم که نذارم
‫به هیچ حیوونی آسیب برسه.

225
00:08:25,606 --> 00:08:28,139
‫،به جز موارد استریل کردن
‫،سقط کردن، یا کُشتن از روی شفقت

226
00:08:28,141 --> 00:08:30,108
‫یا همچنین وقتی داریم
‫توی هر وعده ی غذایی می خوریم ـشون.

227
00:08:30,110 --> 00:08:31,943
‫زنگ می زنم به وکیلم.

228
00:08:31,945 --> 00:08:34,479
‫بخاطر همه مون هم که شده امیدوارم شما هم به
‫همون اندازه یی که من شکارچی بدیم، جراج بدی باشی.

229
00:08:34,481 --> 00:08:36,448
‫مگه تو خوابت ببینی، عنتر. چاقوی جراحی.

230
00:08:36,450 --> 00:08:39,851
‫،پس، در نتیجه
‫،هردوتون به یه اندازه دمدمی مزاج هستین

231
00:08:39,853 --> 00:08:41,620
‫،بیش از حد حساس، وابسته

232
00:08:41,622 --> 00:08:43,788
‫،هیستریک
‫کوتوله های نابالغ.

233
00:08:43,790 --> 00:08:46,892
‫و راستش رو بخواین من نیمی از مواقع
‫نمی تونم از هم تشخیص تون بدم

234
00:08:46,894 --> 00:08:48,460
‫،چون من معیارم قد و سن نیست

235
00:08:48,462 --> 00:08:50,061
‫،معیارم اینه که چقد رو اعصابم هستین

236
00:08:50,063 --> 00:08:51,329
‫که درمورد هردوتون یکسان ـه.

237
00:08:51,331 --> 00:08:52,964
‫خیلی خب، همه چی حل ـه؟

238
00:08:52,966 --> 00:08:55,233
‫همه درمورد موقعیت و مکان ـشون توی دنیای من یقین دارن؟

239
00:08:55,235 --> 00:08:56,535
‫آره. آره. آره. آره.

240
00:08:56,537 --> 00:08:58,136
‫خیلی خب، عالیه. سر جاتون بشینین.

241
00:08:58,138 --> 00:09:00,071
‫دستا کنار پهلو.
‫دوباره انجامش میدم.

242
00:09:00,073 --> 00:09:02,073
‫این دفعه مثه بابابزرگ ـتون باشین.

243
00:09:02,075 --> 00:09:03,241
‫منظورتون اینه که مست باشیم؟

244
00:09:03,243 --> 00:09:05,043
‫چی؟
‫چیزی گفتی؟

245
00:09:05,045 --> 00:09:06,144
‫- نه.
‫- و میریم که داشته باشیم!

246
00:09:06,146 --> 00:09:08,747
‫و میریم که داشته باشیم!

247
00:09:08,749 --> 00:09:11,650
‫- هاه، عجیب ـه.
‫- هاه، عجیب ـه.

248
00:09:12,920 --> 00:09:13,919
‫- وای خدایا.
‫- چیه؟

249
00:09:13,921 --> 00:09:15,420
‫- خدای من.
‫- چیه؟

250
00:09:15,422 --> 00:09:16,922
‫- کثافت می خواد من رو بکُشه!
‫- چی؟!

251
00:09:16,924 --> 00:09:18,890
‫- کثافت می خواد من رو بکُشه!
‫- چی؟!

252
00:09:18,892 --> 00:09:20,225
‫روانیِ بی عاطفه ی پلید.

253
00:09:20,227 --> 00:09:21,726
‫- نمی گیرین؟!
‫- نمی گیرین؟!

254
00:09:21,728 --> 00:09:23,929
‫اون یکی ریک ـه دیگه نمی خواد یکی ـمون کنه.

255
00:09:23,931 --> 00:09:25,363
‫فک می کنه می تونه خودش خرش رو نجات بده

256
00:09:25,365 --> 00:09:26,731
‫با کُشتن من به وسیله ی کریستال.

257
00:09:26,733 --> 00:09:28,667
‫احتمالاً فک می کنه آسون ترـه که

258
00:09:28,669 --> 00:09:31,102
‫یکی از دو مورد بالقوه رو از بین ببره
‫تا این که ادغام ـشون کنه.

259
00:09:31,104 --> 00:09:32,337
‫،باید اعتراف کنم

260
00:09:32,339 --> 00:09:34,172
‫منم همچین فکرایی کرده بودم.

261
00:09:34,174 --> 00:09:36,107
‫فرقش اینه که من هیچوقت حاضر نبودم
‫همچین کاری کنم، البته تا الآن.


262
00:09:36,109 --> 00:09:38,510
‫- ریک، چه غلطی داری می کنی؟
‫- جون ـمون رو نجات میدم!

263
00:09:38,512 --> 00:09:41,179
‫بعد از این که حساب من رو برسه، مـ...
‫میاد سراغ شماها.

264
00:09:41,181 --> 00:09:42,380
‫- کی؟
‫- من!

265
00:09:43,517 --> 00:09:45,216
‫- اوه!
‫می بینین؟ بخوابین رو زمین!

266
00:09:45,218 --> 00:09:47,285
‫بهتون گفتم که روانیـه.
‫زده به سرش حسابی!

267
00:09:47,287 --> 00:09:49,387
‫حـ حـ حـ حتماً شکستگی زمان دیوونه اش کرده!

268
00:09:49,389 --> 00:09:51,056
‫- نمی دونم چیکار کنم!
‫- اوه، لعنت!

269
00:09:51,058 --> 00:09:52,757
‫نمی دونم چیکار کنم!

270
00:09:54,227 --> 00:09:56,061
‫،یا خدا
‫حالا دیگه شدن سه تا.

271
00:09:56,063 --> 00:09:58,029
‫اونا تعدادشون از ما بیشترـه.
‫برین تو کابینت ها قایم شین.

272
00:09:58,031 --> 00:09:59,230
‫صب کنین، نـ... نرین.

273
00:09:59,232 --> 00:10:00,732
‫می فهمن. صب کنین، صب کنین.

274
00:10:00,734 --> 00:10:02,968
‫،به قایم شدن تو کابینت ها فک کنین
‫ولی واقعاً فک نکنین.

275
00:10:04,738 --> 00:10:07,038
‫،همین رو می خواستی
‫%@^۶*& مرتیکه ی مریضِ!

276
00:10:07,040 --> 00:10:08,607
‫می خوای مُردنِ بچه ها رو ببینی؟!

277
00:10:08,609 --> 00:10:09,708
‫ای بیشعورِ کثافت.

278
00:10:09,710 --> 00:10:12,210
‫تا مـن نگـفتم نمیوفتی بمیری!

279
00:10:12,212 --> 00:10:13,244
‫مایکل.

280
00:10:13,246 --> 00:10:14,713
‫- ایشون کی باشن؟
‫- وکیل بنده.

281
00:10:14,715 --> 00:10:17,215
‫،من اومدم که بهتون اطلاع بدم، خانوم
‫،که توی این شهرستان

282
00:10:17,217 --> 00:10:18,783
‫هرگونه گوزنی که توسط هرگونه شکارچی ای تیر خورده باشه

283
00:10:18,785 --> 00:10:21,119
‫دارایی اون شکارچی محسوب میشه
‫صرف نظر از این که تا کجا فرار کنه

284
00:10:21,121 --> 00:10:22,988
‫یا این که چه کسی جلوش رو بگیره
‫قبل از این که جان بده.

285
00:10:22,990 --> 00:10:24,255
‫بهش میگن قانون برَد.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[همچین قانونی درواقعیت درمورد گوزن ها وجود نداره]</font>

286
00:10:24,257 --> 00:10:25,724
‫،ما نمی تونیم جراحی تون رو متوقف کنیم

287
00:10:25,726 --> 00:10:28,126
‫،ولی درحال حاضر
‫دارین گوشت گوزن رو جراحی می کنین.

288
00:10:28,128 --> 00:10:30,462
‫،اتفاقاً
‫تصمیم گرفتم نخورمش.

289
00:10:30,464 --> 00:10:33,965
‫این همه ترس و درگیری...
‫مطمئناً زده گوشت ـش رو خرابش کرده.

290
00:10:33,967 --> 00:10:36,401
‫فقط از سرش واسه تزیینِ
‫دیوار اتاق سرگرمی ـم استفاده می کنم.

291
00:10:36,403 --> 00:10:37,902
‫معمولاً روی اسب ها جراحی انجام میده.

292
00:10:37,904 --> 00:10:40,972
‫،جری، اگه کمکی نمی کنی
‫ــت رو از اینجا گم کن$%^*#.

293
00:10:40,974 --> 00:10:42,340
‫تا بهشت هم که شده میرم

294
00:10:42,342 --> 00:10:44,909
‫و روح آزاردیده ی گوزنی ـت رو بر می گردونم!

295
00:10:44,911 --> 00:10:46,745
‫یـا خـدا.

296
00:10:48,015 --> 00:10:49,914
‫،می دونم کجا قایم شدی
‫ای هیولای عجوزِ چندش.

297
00:10:49,916 --> 00:10:51,249
‫می دونم طرز تفکرت چیه.

298
00:10:51,251 --> 00:10:53,251
‫اوه، فک می کنی دارم میرم اینور؟

299
00:10:53,253 --> 00:10:54,786
‫فک می کنی اینجا وایسادم؟

300
00:10:54,788 --> 00:10:56,021
‫خب، شاید درست بگی.

301
00:10:57,457 --> 00:10:58,957
‫یا @%$^*# حالا چی؟

302
00:10:58,959 --> 00:11:00,992
‫خب، اگه همه ی من
‫،همه ی ریک ها رو بیهوش کرده باشه

303
00:11:00,994 --> 00:11:02,360
‫،و تو هم شاشیده باشی تو همه ی شلوارهات

304
00:11:02,362 --> 00:11:04,262
‫مگه این معنی رو نمیده که همه مون همگام شدیم؟

305
00:11:04,264 --> 00:11:05,764
‫- درست ـه.
‫- اوکی.

306
00:11:05,766 --> 00:11:08,433
‫،پس، از این به بعد، هرکاری که می کنیم
‫باید مطمئن باشیم.

307
00:11:08,435 --> 00:11:09,668
‫درست.

308
00:11:09,670 --> 00:11:12,537
‫فک کنم در این مورد مطمئنم
‫که پدرمون در اومده.

309
00:11:16,209 --> 00:11:17,442
‫خدایا، سَرَم.

310
00:11:17,444 --> 00:11:18,977
‫شما دوتا چیکار کردین؟

311
00:11:18,979 --> 00:11:22,113
‫تو یه قفس سگ زندونی تون کردیم
‫چون داشتین دیوونه بازی در میاوردین

312
00:11:22,115 --> 00:11:24,182
‫و باعث شدین یه شکستگیِ دیگه توی زمان ایجاد شـه.

313
00:11:24,184 --> 00:11:25,384
‫سعی کردین خودتون رو بکُشین.

314
00:11:25,385 --> 00:11:26,618
‫خب به قصد دفـاع از خود بود.

315
00:11:26,620 --> 00:11:28,019
‫خـودم اول سعی کرد مـن رو بکُشه.

316
00:11:28,021 --> 00:11:30,288
‫،بچه ها، توقع ندارم بفهمـین چی به چیه

317
00:11:30,290 --> 00:11:32,123
‫ولی شکستگی زمان اون هم دوبار
‫یعنی مشکل مون دو برابر

318
00:11:32,125 --> 00:11:34,893
‫گنده تر شده و وقتی که واسه
‫حل کردن مشکل داریم، نصف شده.

319
00:11:34,895 --> 00:11:37,195
‫خب، در واقع، توقع دارم
‫بفهمـین چی به چیه.

320
00:11:37,197 --> 00:11:39,664
‫ریاضی پایه ست. مـ میشه یکی
‫من رو از این تو آزاد کنه؟

321
00:11:39,666 --> 00:11:41,299
‫،اگه توی قفس بمیرم
‫یکی از شرط هایی که بستم رو می بازم.

322
00:11:41,301 --> 00:11:42,834
‫خب، می تونین یه جوری ثابت کنین

323
00:11:42,836 --> 00:11:44,736
‫که دیگه واسه خودتون و دیگران خطری حساب نمیشین؟

324
00:11:44,738 --> 00:11:46,471
‫اِی خدا.
‫خیلی خب باشه، بفرما.

325
00:11:46,473 --> 00:11:48,540
‫- کریسـتال زمان رو بهم بده.
‫- چـ چیکار دارین می کنین؟

326
00:11:48,542 --> 00:11:50,709
‫به خودم زنگ می زنم. بیا، گوش کن.

327
00:11:50,711 --> 00:11:52,377
‫احتمالاً میره رو پیغام گیر

328
00:11:52,379 --> 00:11:54,045
‫،از اونجایی که، می دونی دیگه
‫دارم به خودم زنگ می زنم.

329
00:11:54,047 --> 00:11:55,814
‫الو، ریکم بفرمایید.

330
00:11:55,816 --> 00:11:57,482
‫گول نخورین. سَر کاری ـه.

331
00:11:57,484 --> 00:11:58,917
‫شوخی کردم! هار هار!

332
00:11:58,919 --> 00:12:00,251
‫ریک رید بهتون.

333
00:12:00,253 --> 00:12:01,720
‫با پیغام گیر ریک
‫تماس گرفتین.

334
00:12:01,722 --> 00:12:03,221
‫خودتون بقیه اش رو بلدین.

335
00:12:03,223 --> 00:12:04,689
‫هِی ریک، ریک ـم.

336
00:12:04,691 --> 00:12:06,391
‫گوش کن چی میگم، ببخشید بابت اتفاقاتی که پیش اومد.
‫به دل نگیر.

337
00:12:06,393 --> 00:12:08,393
‫می دونم که می دونی منم از صمیم قلبم میگم.
‫خوش باشی.

338
00:12:08,395 --> 00:12:09,828
‫اوه، ای بابا! نگاه کن.

339
00:12:09,830 --> 00:12:12,163
‫پوکوندم...
‫سه تا پیغام جدید.

340
00:12:12,165 --> 00:12:13,364
‫هِی، ریک، ریک ـم.

341
00:12:13,366 --> 00:12:14,666
‫،گوش کن چی میگم
‫ببخشید بابت اتفاقاتی که پیش اومد.

342
00:12:14,668 --> 00:12:16,267
‫آره، آره، آره.
‫این یکی رو شنیده بودم.

343
00:12:16,269 --> 00:12:17,602
‫هِی، ریک، ریک ـم.

344
00:12:17,604 --> 00:12:19,104
‫هِی ریک، ریـ...
‫گرفتین دیگه چی شد.

345
00:12:19,106 --> 00:12:20,739
‫حالا دیگه میونه ـمون خوب شده.

346
00:12:20,741 --> 00:12:22,574
‫اوکی، خب، هنوزم از این قفس
‫آزادتون نمی کنیم.

347
00:12:22,576 --> 00:12:24,008
‫باشه. خودم، می کنم.

348
00:12:24,010 --> 00:12:26,444
‫اگه تمام این مدت می تونستین خودتون رو
‫آزاد کنین، پس چرا نمی کردین؟

349
00:12:26,446 --> 00:12:28,246
‫چون صبر کردم تا مطمئن بشم

350
00:12:28,248 --> 00:12:29,748
‫همین کار رو می خوام بکنم، مورتی.

351
00:12:29,750 --> 00:12:31,683
‫فرق بین من و تو همین ـه.

352
00:12:31,685 --> 00:12:32,917
‫من آدم مطمئنی ـم، تو

353
00:12:32,919 --> 00:12:35,420
‫یه گونـیِ عـنِ متحـرکی.

354
00:12:35,422 --> 00:12:36,755
‫می دونی چیه، ای بابا، ریک!

355
00:12:36,757 --> 00:12:38,389
‫تـ تـ تو الآن واقعاً زدی داغونم کردی.

356
00:12:38,391 --> 00:12:39,958
‫می دونی، هر حرفی رو نباید بزنی آدم ناراحت میشه.

357
00:12:39,960 --> 00:12:41,259
‫- یـا خودِ خدا!
‫- یه هیولا!

358
00:12:41,261 --> 00:12:43,194
‫اوی، شما... هِـی، داد و فریاد نکنین.

359
00:12:43,196 --> 00:12:45,430
‫*%#داد و فریاد نکنین. چه گُـ

360
00:12:45,432 --> 00:12:47,265
‫زمان تون همه جوره به فنـا رفته!

361
00:12:47,267 --> 00:12:49,267
‫دوبار زمان تون رو شکوندین.

362
00:12:49,269 --> 00:12:51,269
‫چجوری اینجوری شد؟

363
00:12:52,773 --> 00:12:55,306
‫بیخیال. خـ*@& خون بگیرین.
‫اوه، ای تو روحش.

364
00:12:55,308 --> 00:12:57,075
‫من از بعد چهارم تشریف آوردم.

365
00:12:57,077 --> 00:12:58,443
‫می تونم صدای همه ی همه تون رو بشنوم.

366
00:12:58,445 --> 00:13:00,645
‫حالا یه ثانیه
‫بذارین ببـینیم ماجرا از چه قراره.

367
00:13:00,647 --> 00:13:02,448
‫- ای خدا
‫- هِی، تو روحش.

368
00:13:02,449 --> 00:13:04,482
‫نکنه داشتین ازش واسه...

369
00:13:04,484 --> 00:13:07,452
‫،اوه، پس بگو، زمان رو شکوندین
‫و فک کردین می تونین

370
00:13:07,454 --> 00:13:09,454
‫همینجوری با ایــن بچسبونین ـش سَرِ هم؟

371
00:13:09,456 --> 00:13:11,089
‫آخه به نظرتون چجوری می تونین زمان رو تکون بدین

372
00:13:11,091 --> 00:13:12,490
‫وقتی خودتون توش ایستادین؟

373
00:13:12,492 --> 00:13:14,292
‫ای نفهم های سه بعدیِ کودنِ ابـله.

374
00:13:14,294 --> 00:13:15,560
‫اوه، هزار مـشالا، ریک.

375
00:13:15,562 --> 00:13:16,928
‫آره، بابابزرگ، مشالا آفـرین.

376
00:13:16,930 --> 00:13:18,797
‫چیه، حالا دیگه به حرفای این یارو گوش میدین؟

377
00:13:18,799 --> 00:13:20,999
‫یارو به جای کله یه بیضه ی گنده داره.

378
00:13:21,001 --> 00:13:22,267
‫با حباب پا شده اومده اینجا.

379
00:13:22,269 --> 00:13:23,768
‫تا جایی که ما اطلاع داریم، یارو می تونه

380
00:13:23,770 --> 00:13:25,670
‫دیویـد برکوویتـز" ِ سرزمینِ کله خایه ای ها باشه".
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[قاتل زنجیره ای، ۶ نفر رو به قتل رسونده]</font>

381
00:13:25,672 --> 00:13:27,839
‫خفـه، بیا، اینـا رو بپوشین.

382
00:13:27,841 --> 00:13:29,674
‫موارد بالقوه تون رو همگام سازی میکنن

383
00:13:29,676 --> 00:13:31,743
‫که من بتونم برتون گردونم به زمان قطعی و معین.

384
00:13:31,745 --> 00:13:33,912
‫همه تون یه مشت...
‫یه مشت... آدم سبک سَر ـین.

385
00:13:33,914 --> 00:13:35,747
‫می بینی، ای بابا...
‫حواست اینجا باشه.

386
00:13:35,749 --> 00:13:37,649
‫،هِی، هِی، هِی، هر سه تون
‫گردنبند هاتون رو بپوشین.

387
00:13:37,651 --> 00:13:39,350
‫- پوشیدیم ـشون.
‫- چی میگی؟

388
00:13:39,352 --> 00:13:40,752
‫- آه، پوشیدیم.
‫- ما گردنبند نمی پوشیم.

389
00:13:40,754 --> 00:13:42,587
‫دقیقاً.
‫چون دارین کله شق بازی در میارین.

390
00:13:42,589 --> 00:13:43,988
‫چی چی؟

391
00:13:43,990 --> 00:13:45,957
‫گردنبند های لعنتی رو بپوشین اگه می خواین زنده بمونین.

392
00:13:45,959 --> 00:13:47,926
‫- پوشیدیم ـشون که.
‫- پوشیدیم. پوشیده شدن.

393
00:13:47,928 --> 00:13:50,094
‫خیلی خب، باشه.
‫سامِر، مورتی، بپوشین ـشون.

394
00:13:53,300 --> 00:13:54,632
‫- ایول، برگشتیم!
‫- دیگه گربه یی در کار نیست!

395
00:13:54,634 --> 00:13:56,501
‫- برگشتیم به زمان قطعی و معین.
‫- مشکل حل شد.

396
00:13:56,503 --> 00:13:57,769
‫دیگه گربه یی درکار نیست! اوه، تو تونستی!

397
00:13:57,771 --> 00:13:59,704
‫- درست ـش کردی.
‫- آره، کردم.

398
00:13:59,706 --> 00:14:01,306
‫حالا اون گردنبند ها رو نگه دارین

399
00:14:01,308 --> 00:14:02,841
‫که دوباره زمان ریغو ـتون رو نشکنین.

400
00:14:02,843 --> 00:14:04,876
‫دقیقاً، تا کِی، باید این چیزا رو بپوشیم؟

401
00:14:04,878 --> 00:14:06,344
‫خیلی ضایع ـن.

402
00:14:06,346 --> 00:14:08,613
‫،خُب، از اونجایی که قراره تو زندان زمان آب خنک بخورین

403
00:14:08,615 --> 00:14:10,715
‫میشه گفت می تونین همیشه بپوشینش.

404
00:14:10,717 --> 00:14:12,650
‫- زندانِ زمان؟
‫- بله.

405
00:14:12,652 --> 00:14:14,652
‫خُب، نمی دونم توقع دارین فک کنم اون کریستال

406
00:14:14,654 --> 00:14:16,020
‫،رو از کجا گیر آوردین

407
00:14:16,022 --> 00:14:19,958
‫ولی تنها راهی که ممکنه شما کله پوک هایِ، پوک کله ی کودن

408
00:14:19,960 --> 00:14:22,827
‫،یکی از این کریستال ها داشته باشین
‫از راهِ دزدی ـه.

409
00:14:22,829 --> 00:14:25,363
‫شما از هیولاهای بیضه ای یه
‫کریستال متوقف کننده ی زمان دزدیدین؟

410
00:14:25,365 --> 00:14:28,032
‫،خوشحال می شدم بابتـش پول بدم، سـ... سـامر

411
00:14:28,034 --> 00:14:30,068
‫ولی خب تو فروشگاه کاستکو ـشون نمی فروشن.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[کاستکو یه فروشگاه خرده فروشی و عمده فروشی ـه]</font>

412
00:14:30,070 --> 00:14:32,904
‫درضمن، موضوع بزرگـتری اینجا هست
‫که ازش درس بگیریم، بگیرینـش!

413
00:14:32,906 --> 00:14:34,539
‫نه، نه، نه، نه!
‫به نفع تون ـه عقب وایسین!

414
00:14:34,541 --> 00:14:36,007
‫بابا، این یارو می تونه از ۲۷ متری

415
00:14:36,009 --> 00:14:38,343
‫به یه جنین ۹ ماهـه تبدیل تون کنه.

416
00:14:42,249 --> 00:14:44,883
‫مگه بچه گربه یی که مانیکور بخواد تو خیابون نریخته؟

417
00:14:44,885 --> 00:14:47,385
‫همین ـه، خانوم اسمیت.
‫تسلیم خشم ـتون بشین.

418
00:14:47,387 --> 00:14:49,520
‫به اون گوزن توجه نکنین.

419
00:14:49,522 --> 00:14:51,422
‫عزیزم، همه چی درست میشه.

420
00:14:51,424 --> 00:14:53,391
‫این آقایون از موسسه ی گوزن داریِ نگه داری از

421
00:14:53,393 --> 00:14:54,893
‫،آهو، گوزن اوراسیایی، گوزن شمالی
‫و گوزن های استگ تشریف آوردن.

422
00:14:54,895 --> 00:14:56,895
‫می تونن این گوزن رو ببرن تو هلیکوپتر

423
00:14:56,897 --> 00:14:59,030
‫و ببرنش پیش بهترین جراح گوزن کشور

424
00:14:59,032 --> 00:15:01,399
‫توی یه منطقه ی حیات وحش اونور مرزِ ایالت.

425
00:15:01,401 --> 00:15:03,935
‫جایی که حوزه ی استحفاظی شما به پایان میرسه.

426
00:15:05,405 --> 00:15:07,338
‫فک کنم ختم ماجرا باشه دیگه.

427
00:15:07,340 --> 00:15:08,907
‫فقط یه چیز دیگه.

428
00:15:08,909 --> 00:15:11,542
‫،طبق اساسنامه ی دامپزشکی این ایالت

429
00:15:11,544 --> 00:15:13,411
‫این حیوون تا زمانی که

430
00:15:13,413 --> 00:15:15,513
‫پزشک حاضر بر سَر بیمار

431
00:15:15,515 --> 00:15:18,182
‫به صورت شفاهی ناتوانیش رو در
‫به عمل آوردن مراقبت کافی از بیمار

432
00:15:18,184 --> 00:15:19,884
‫اعلام نکنه، نمی تونه منتقل بشه.

433
00:15:19,886 --> 00:15:22,086
‫،شنیدی که چی گفت
‫دکترِ اسب.

434
00:15:22,088 --> 00:15:25,924
‫باید بگی نتونستی از پَسش بر بیای.

435
00:15:25,926 --> 00:15:28,593
‫ما تونستیم!

436
00:15:28,595 --> 00:15:30,528
‫آها. نه، مامان... نه.
‫زمیـن، قربون شکلت.

437
00:15:30,530 --> 00:15:32,864
‫نه، منظورم...
‫آره، همونی که دایناسور داره.

438
00:15:32,866 --> 00:15:35,533
‫نه، اگه بری سراغ آدمای دلفینی
‫دیگه زیاده روی ـه.

439
00:15:35,535 --> 00:15:37,702
‫،خیلی خب، قربون
‫بعداً باهات صحبت می کنم. اوکی.

440
00:15:37,704 --> 00:15:39,103
‫می دونین با موجوداتِ

441
00:15:39,105 --> 00:15:41,039
‫دارای سه بُعد، تو زندان زمان چیکار می کنن؟

442
00:15:41,041 --> 00:15:43,408
‫،کارایی که تو هر زندان دیگه یی هم می کنن
‫ولی فقط تا ابـد.

443
00:15:43,410 --> 00:15:44,776
‫چرا داری همچین کاری می کنی؟

444
00:15:44,778 --> 00:15:46,945
‫فک می کنی من دوست دارم یه موجودِ فنـاناپذیر
‫و علامّه ی دهـر باشم

445
00:15:46,947 --> 00:15:49,113
‫که تمام زندگیش رو باید از بُعد زمان و فضا خارج بشه؟

446
00:15:49,115 --> 00:15:50,148
‫داداش منم واسم خودم آرمان و آرزو دارم.

447
00:15:50,150 --> 00:15:52,050
‫دستگیر کردن شما، بلیت راهیابی ـم به مراحل بالاترـه.

448
00:15:52,052 --> 00:15:55,253
‫اگه بهت بگم یه بلیت گـنــــــده

449
00:15:55,255 --> 00:15:56,454
‫پشتِ سرت ـه چی؟

450
00:15:56,456 --> 00:15:57,655
‫واقعاً فک می کنی انقد احمقـم؟

451
00:15:57,657 --> 00:15:59,290
‫خیلی خب، این رو گوش کن چی میگم.

452
00:15:59,292 --> 00:16:01,159
‫تو فنـاناپذیری، درست، که یعنی
‫زندگیت لایتنهی ـه.

453
00:16:01,161 --> 00:16:03,161
‫خیلی خب، پس یعنی احتمالش ۱۰۰ درصد ـه

454
00:16:03,163 --> 00:16:04,796
‫،که تو بالاخره همه کاری رو انجام داده باشی

455
00:16:04,798 --> 00:16:07,298
‫که شامل برگشتن و پشتِ سَرت رو نگاه کردن هم میشه.

456
00:16:07,300 --> 00:16:08,466
‫خب بحثی درش نیست.

457
00:16:10,070 --> 00:16:12,570
‫اوه، خدایا، چندش و عجیب غریب!

458
00:16:12,572 --> 00:16:14,739
‫کریــس!

459
00:16:14,741 --> 00:16:16,107
‫شما اسلحه ی من رو به کُشتن دادین!

460
00:16:16,109 --> 00:16:17,742
‫،سامر، مورتی
‫گردنبند هاتون رو دَر بیارین.

461
00:16:17,744 --> 00:16:19,243
‫چی؟ چیکار دارین می کنین؟

462
00:16:19,245 --> 00:16:23,848
‫:سوال خوبی بود. فک کنم جوابش این باشه
‫مطـمئـن نیــستم.

463
00:16:23,850 --> 00:16:25,483
‫اوه، نه، داری چیکار می کنی؟

464
00:16:25,485 --> 00:16:27,251
‫- روحمـم خبر نداره.
‫- مطمئن نیستم.

465
00:16:27,253 --> 00:16:28,686
‫بـس کن!

466
00:16:28,688 --> 00:16:31,155
‫،شاید بکنم
‫شاید نکنم.

467
00:16:31,157 --> 00:16:33,458
‫،جدن درمورد همه چی مردد ـم

468
00:16:33,460 --> 00:16:34,759
‫حتی حقـت رو گذاشتن کف دستـت.

469
00:16:34,761 --> 00:16:36,127
‫گو... هِی! تـ... اوخ!

470
00:16:36,129 --> 00:16:38,162
‫ولی ایـ... این دست ها بازمانده های ژنتیکی هستن!
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">یعنی اندام هایی که در گونه های جدیدتر]
‫[کارایی کمتری داشتن یا به کلی حذف شدن</font>

471
00:16:38,164 --> 00:16:40,164
‫خب پس، تو جایی مشت زدی


472
00:16:40,166 --> 00:16:41,766
‫که ۶ میلیون سال پیش جاش چشم بوده.

473
00:16:41,768 --> 00:16:43,768
‫بدو، بیا به بابابزرگ کمک کنیم.

474
00:16:43,770 --> 00:16:46,204
‫آره! من صد در صد درمورد
‫هیچی مطمئن نیستم!

475
00:16:46,206 --> 00:16:47,939
‫آره، کاملاً مردد.

476
00:16:47,941 --> 00:16:49,774
‫حالـش رو جا بیار!
‫بگیرش! بزنـش!

477
00:16:49,776 --> 00:16:52,210
‫- پدرش رو در بیار، ریک!
‫- #$*%بیوفت بمیر، مادر

478
00:16:52,212 --> 00:16:53,611
‫اوخ! شکست خوردم.

479
00:16:53,613 --> 00:16:55,613
‫- چه اتفاقی داره میوفته؟
‫- زمان داره از هم میـپاشه.

480
00:16:55,615 --> 00:16:57,148
‫باید سریع برگردیم به قطـعـیت.

481
00:16:57,150 --> 00:16:58,483
‫گردنبند هاتون رو بدین به من.

482
00:16:58,485 --> 00:17:00,518
‫اوه، داداش. نمی خواد یه ۳۰ تایی از اینا رو تعمـیر کنین؟

483
00:17:00,520 --> 00:17:01,886
‫مورتی، باید ۳ تا رو تعمـیر کنم.

484
00:17:01,888 --> 00:17:03,454
‫و بعدش ۳۱ نسخه ی دیگه از من موجود ـه

485
00:17:03,456 --> 00:17:06,124
‫،که هرکدوم باید ۳تا تعمـیر کنن
‫که روهم بشه ۹۶ تا.

486
00:17:06,126 --> 00:17:08,526
‫احمق که نیستم.
‫می دونم چجوری با قاطعیت فک کنم.

487
00:17:08,528 --> 00:17:10,461
‫- حالا اون پیچ گوشتی دوسو رو بده بیاد.
‫- حالا اون پیچ گوشتی چهارسو رو بده بیاد.

488
00:17:10,463 --> 00:17:12,530
‫- خب نه، همون چهارسو رو بده.
‫- خب نه، همون دوسو رو بده.

489
00:17:12,532 --> 00:17:14,132
‫اوه، گندش بزنن.

490
00:17:14,134 --> 00:17:17,568
‫ببین، میدونم امروز یه جورایی
‫رو اعصاب بودم.

491
00:17:17,570 --> 00:17:19,203
‫می دونم تقصیر من ـه که با گوزنه تصادف کردیم.

492
00:17:19,205 --> 00:17:21,639
‫و می دونم که می خواستی
‫تـو اون گوزن رو نجات بدی.

493
00:17:21,641 --> 00:17:23,141
‫حالا هرچی.

494
00:17:23,143 --> 00:17:25,576
‫چه آدم کوته بینی میشم اگه

495
00:17:25,578 --> 00:17:27,745
‫غرورم از زندگی یه حیوون واسم مهم تر باشه، نه؟

496
00:17:27,747 --> 00:17:30,848
‫خب، خیلی کوته بین میشی.

497
00:17:30,850 --> 00:17:33,217
‫ولی هنوزم همون زنی می بودی که باهاش ازدواج کردم.

498
00:17:33,219 --> 00:17:35,420
‫کجا داریم میریم؟

499
00:17:35,422 --> 00:17:37,655
‫یه توقف دیگه.

500
00:17:40,226 --> 00:17:42,193
‫هلیکوپتر کو؟

501
00:17:42,195 --> 00:17:43,694
‫هلیکوپتری درکار نیست.

502
00:17:43,696 --> 00:17:46,064
‫موسسه ی گوزن داری ای هم درکار نیست.

503
00:17:46,066 --> 00:17:47,832
‫بهترین جراح گوزن چی پس...

504
00:17:47,834 --> 00:17:49,033
‫دارم بهش نگاه میکنم.

505
00:17:49,035 --> 00:17:50,568
‫ممنون که کارا رو واسم ردیف کردین.

506
00:17:50,570 --> 00:17:52,103
‫بهترـه شروع کنین.

507
00:17:52,105 --> 00:17:54,038
‫این چراغا واسه کار پایه ی بستنی سازی، طراحی شدن.

508
00:17:54,040 --> 00:17:55,440
‫همه ی شب رو روشن نمی مونن.

509
00:17:55,442 --> 00:17:57,208
‫من ۵ دقیقه لازم دارم.

510
00:18:27,140 --> 00:18:31,576
‫جری، این رمانتیک ترین آخرهفته یی بود که تاحالا داشتم.

511
00:18:31,578 --> 00:18:33,811
‫با تشکر از بستنی فروشی زنجیره ایِ کلدستون.

512
00:18:33,813 --> 00:18:35,713
‫قابلـتون رو نداره.

513
00:18:35,715 --> 00:18:37,248
‫خب، گردنبند ها اوکی شدن.
‫بپوشین ـشون.

514
00:18:37,250 --> 00:18:39,717
‫از زمان خارج شدیم. کنایه دارـه، نه؟
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[اصطلاحاً به معنی سروقت نبودن هم هست]</font>

515
00:18:41,387 --> 00:18:42,987
‫ها؟ صب کن یه دقیقه.

516
00:18:42,989 --> 00:18:44,489
‫- عالی شد.
‫- ریک!

517
00:18:44,491 --> 00:18:45,723
‫چی شده؟

518
00:18:45,725 --> 00:18:47,091
‫گردنبند.
‫اوه، گیره اش شکسته.

519
00:18:47,093 --> 00:18:48,459
‫دور گردنـم بسته نمیشه.

520
00:18:48,461 --> 00:18:50,595
‫- اوه، شوخی می کنی؟
‫- خدایا، چه خبره؟

521
00:18:50,597 --> 00:18:51,963
‫چرا گردنبد هامون چراغش سبز نشده؟

522
00:18:51,965 --> 00:18:53,598
‫معلومه چون یکی بلد نیست چجوری

523
00:18:53,600 --> 00:18:55,733
‫گردنبندش رو بپوشه، و یکی از نسخه های من
‫تو دستـش گیرافتاده که بهش کمک کنه.

524
00:18:55,735 --> 00:18:58,236
‫ننداز گردن من، تویی که بلد نیستی
‫یه گیره رو درست کنی.

525
00:18:58,238 --> 00:19:00,104
‫چی میگی؟
‫نشکسته، مورتی.

526
00:19:00,106 --> 00:19:01,139
‫من تعمـیرش کردم، بپوشـش.

527
00:19:01,141 --> 00:19:02,907
‫بسته نمیشه. شکسته.

528
00:19:02,909 --> 00:19:04,642
‫باشه بابا، بدش ببینم.

529
00:19:06,279 --> 00:19:07,745
‫- ریک!
‫- مورتی!

530
00:19:09,082 --> 00:19:10,648
‫اوه، جدن مورتی؟
‫خُب، من معذرت می خوام.

531
00:19:10,650 --> 00:19:13,251
‫من اونی نیستم که درمورد
‫هر %$#*$%@ـی مردد ـه.

532
00:19:13,253 --> 00:19:14,919
‫می دونی من در چه موردی اطمینان کامل دارم؟

533
00:19:14,921 --> 00:19:16,587
‫واقعاً در این مورد دیگه فکرام رو کردم.

534
00:19:16,589 --> 00:19:18,022
‫دیگه هیچوقت نمی خوام تو رو ببینم!

535
00:19:18,024 --> 00:19:20,491
‫تو دیگه هیچوقت هیچی رو نخواهی دید، احمق کوچولو!

536
00:19:20,493 --> 00:19:21,659
‫تو ما رو به کُشتن دادی!

537
00:19:21,661 --> 00:19:24,428
‫خدا لعنتـش کنه.

538
00:19:29,202 --> 00:19:30,668
‫ریک! اوه!

539
00:19:30,670 --> 00:19:32,170
‫مورتی، گردنبندت کو؟
‫درستـش می کنم.

540
00:19:32,172 --> 00:19:34,338
‫از دستم افتاد.

541
00:19:35,608 --> 00:19:38,442
‫چــی؟چه بلایی سَرم آوردی، مورتی؟

542
00:19:39,846 --> 00:19:42,346
‫من با این قضیه مشکلی ندارم.
‫آدم خوبی باش مورتی.

543
00:19:42,348 --> 00:19:45,883
‫بهتر از من باش.

544
00:19:45,885 --> 00:19:47,552
‫اوه #*$%^ اون یکی گردنبند ـه!

545
00:19:47,554 --> 00:19:49,887
‫من خیلیم با این قضیه مشکل دارم.
‫من خیلیم با این قضیه مشکل دارم!

546
00:19:49,889 --> 00:19:51,355
‫،اوه، خدای رحمان و رحیم
‫توروخدا بذار زنده بمونم.

547
00:19:51,357 --> 00:19:53,691
‫اوه، خدایا، باید...
‫باید این رو تعمـیرش کنم.

548
00:19:53,693 --> 00:19:55,560
‫خواهش می کنم، خدای عالم بهشت.
‫لطفاً، خدایا.

549
00:19:55,562 --> 00:19:56,861
‫اوه، پروردگارا، دعا به درگاهـت.

550
00:19:56,863 --> 00:19:58,863
‫ایول!
‫دهـ*&۶ّ@\$*%^ خدا!

551
00:19:58,865 --> 00:20:00,464
‫امروز نه، عنتر!

552
00:20:00,466 --> 00:20:03,668
‫،خدایا، خواهش می کنم، اگه جهنمی هست
‫خواهش می کنم به من رحم کن.

553
00:20:05,305 --> 00:20:07,805
‫ایول، تونستم! خدایی وجود نداره!

554
00:20:07,807 --> 00:20:09,373
‫بســــوز!

555
00:20:09,375 --> 00:20:10,841
‫%^)*&$*یه نقطه شد، مادر

556
00:20:10,843 --> 00:20:13,177
‫ایـول! اوه، آره!

557
00:20:13,179 --> 00:20:14,879
‫خیلی خب، می دونین
‫منظورم چیـه.

558
00:20:14,881 --> 00:20:16,314
‫- اوه، نزدیـک بودا.
‫- اوه، آررره!

559
00:20:16,316 --> 00:20:17,882
‫می خوام قرش بدم، مورتی.

560
00:20:17,884 --> 00:20:19,150
‫- اوه، آره، قر بده.
‫- داشته باش.

561
00:20:19,152 --> 00:20:20,384
‫دارم قرش میدم.

562
00:20:20,386 --> 00:20:21,986
‫- درست حسابی قر بده.
‫- منم دارم، قر میدم.

563
00:20:21,988 --> 00:20:23,387
‫- قرش بـده.
‫- یه جور قرِ کلاسیک ـه.

564
00:20:23,389 --> 00:20:25,223
‫- بده، قـر بده.
‫- اوه *%#$@# داشته باش.

565
00:20:25,225 --> 00:20:27,358
‫هِی، صب کن ببینم، چرا بیشتر طول کشید تا شما برسین؟

566
00:20:27,360 --> 00:20:30,661
‫نمی دونم. فک کنم، یه، ۱/۶۴ـی از
‫گردنبند های من کار نکرد.

567
00:20:30,663 --> 00:20:32,096
‫سختـه که دقیقاً بتونم بگم

568
00:20:32,098 --> 00:20:34,599
‫حالا که از همه چی ۶۳ تا خاطره ی دیگه هم دارم.

569
00:20:34,601 --> 00:20:35,833
‫آره.

570
00:20:35,835 --> 00:20:37,602
‫،ولی حس می کنم یکی از ۶۴ تا ریک

571
00:20:37,604 --> 00:20:39,103
‫واسه من فداکاری کرد و اینا؟

572
00:20:39,105 --> 00:20:41,606
‫- شاید؟ فک کنم؟
‫- خفـه، مورتی.

573
00:20:41,608 --> 00:20:44,408
‫،آخرین باری که یه حسی بهت دست داد
‫هممون رو به کُشتن دادی.

574
00:20:44,410 --> 00:20:45,676
‫ای بچه عنِ نفـهم.

575
00:20:45,678 --> 00:20:47,044
‫سلام بچه ها، ما اومدیم.

576
00:20:47,046 --> 00:20:48,412
‫مامان! بابا!

577
00:20:48,414 --> 00:20:49,947
‫آه، صب کن بیـنم.

578
00:20:49,949 --> 00:20:52,383
‫این گردنبند ها رو از کجا آوردین؟

579
00:20:52,385 --> 00:20:54,919
‫آه، میز سه نفره ی لیدی گاگا.
‫درست میگم؟

580
00:20:54,921 --> 00:20:57,121
‫شماها عضو گروه پاور رنجرزیـن؟
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[سریال آمریکایی]</font>

581
00:20:57,123 --> 00:20:58,856
‫ولی فقط یه تیکه ی کوچولو از گردن ـتون به اونا رفته؟

582
00:20:58,858 --> 00:21:00,291
‫هِی، باتری هم می خورن؟

583
00:21:00,293 --> 00:21:02,126
‫باتری روش بوده یا نه؟
‫رفتین تو میوه فروشی خراب کاری کردین.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[میوه به عنوان تحقیر، به مرد همجنس باز گفته میشه]</font>

584
00:21:02,128 --> 00:21:04,128
‫گرچه، هوموفوبیکی برداشت نکنین.
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[هوموفوبیا به معنای ترس و نفرت از افراد همجنس بازـه]</font>

585
00:21:04,130 --> 00:21:06,430
‫فقط داشتم می گفتم گردنبندها میوه ای هستن.
‫دارم می شاشم به خودم!

586
00:21:06,432 --> 00:21:08,933
‫- یکی لطفاً زنگ بزنه سیاره ی "ترون" ها!
‫- حس خوبی نداره، مگه نه؟

587
00:21:08,935 --> 00:21:11,769
‫- ما سه تا آدم ترونـی اینجا داریم.
‫- نه، نداره. آدم بهش برمیخوره.

588
00:21:11,771 --> 00:21:13,871
‫جدن، لباس های هالووین ـتون هستن؟

589
00:21:13,873 --> 00:21:15,273
‫می خواین به عنوان موتور تو جشن شرکت کنین

590
00:21:15,275 --> 00:21:17,742
‫با چراغ جلوی سبز به جای چراغ جلوی عادی؟

591
00:21:17,744 --> 00:21:19,644
‫سگ شدین؟
‫سگ های رباتی؟

592
00:21:19,646 --> 00:21:21,279
‫وای خدا، خیلی مسخره ـیین.

593
00:21:21,281 --> 00:21:23,414
‫گردنبند های مُد دهه ی ۹۰ ان؟

594
00:21:23,416 --> 00:21:25,783
‫ماجرا چیه، نوستالژی دهه ی ۹۰؟

595
00:21:25,785 --> 00:21:30,054
‫شدین شخصیت های فیلم "کرافت" با بازی فیروزه بالک؟

596
00:21:30,056 --> 00:21:34,158
‫<font color="#f۲۶۵۲۲">[...بعد از تیتراژ ادامـه داره]</font>

597
00:22:06,092 --> 00:22:08,192
‫هِی، داداش، کدوم زمانـی بودی؟

598
00:22:08,194 --> 00:22:09,794
‫دنبال تو بودم، آشغال.

599
00:22:09,796 --> 00:22:11,329
‫بهت که گفتم بعد دایناسورها.

600
00:22:11,331 --> 00:22:13,798
‫می دونی از کِـی به بعد، بعد دایناسورها حساب میشه؟

601
00:22:13,800 --> 00:22:14,999
‫نصف کل زمان های تاریخ!

602
00:22:15,001 --> 00:22:16,133
‫بیا، داداش، از اینورـه.

603
00:22:16,135 --> 00:22:17,335
‫بیا، بدش به من ببینم.

604
00:22:17,337 --> 00:22:18,969
‫تنـدتر.
‫یعنی انقد عقب ـه.

605
00:22:18,971 --> 00:22:20,772
‫نه، نه، اوناهاش.
‫اوناهاش، اوناهاش.

606
00:22:20,773 --> 00:22:22,106
‫اونجاست. وایسا، وایسا.

607
00:22:22,108 --> 00:22:23,541
‫- پس، یارو اینـه، ها؟
‫- آره، خودشه.

608
00:22:23,543 --> 00:22:25,276
‫هِی، داداش، من رو یادت میاد؟

609
00:22:25,278 --> 00:22:27,011
‫یه چیزی واسه اونجات آوردم.

610
00:22:27,013 --> 00:22:28,946
‫با... زمان... شوخـی نداریم!

611
00:22:28,948 --> 00:22:31,015
‫کسی نمی تونه سَر به سَرِ زمان بذاره!

612
00:22:31,017 --> 00:22:33,551
‫*/%^$%مادر

613
00:22:37,190 --> 00:22:39,824
‫من سَر به سَر زمان می ذارم.

614
00:22:39,826 --> 00:22:42,727
‫سَر به سَر زمان می ذارم.

615
00:22:44,163 --> 00:22:45,529
‫<font color="red">©</font> TvWorld.info

