1
00:00:01,501 --> 00:00:03,335
‫عـشـق ؟؟

2
00:00:03,369 --> 00:00:05,036
‫هـمبستـگی ؟؟

3
00:00:05,071 --> 00:00:07,172
‫تـجربـه ؟؟

4
00:00:07,206 --> 00:00:08,807
‫آره، مـورتی؟

5
00:00:08,841 --> 00:00:11,109
‫بیـاین باهـم باشیـن ؟؟

6
00:00:11,143 --> 00:00:14,346
‫با عـشق، همـبستگی و تجـربـه ؟؟

7
00:00:14,380 --> 00:00:16,414
‫- آهنگ مورد علاقه ام ـه.
‫- اوه، آره.

8
00:00:16,449 --> 00:00:19,851
‫ای جـان، ردیابِ اضطراب و مشقـت!
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>ردیابی که وقتی کسی مشکلی واسش پیش اومده و گرفتار]
‫[شده آلارم میده تا افراد گروه نجات پیداش کنن</font>

9
00:00:19,885 --> 00:00:21,186
‫ای جـان، همیـنـه!

10
00:00:21,220 --> 00:00:22,454
‫الآن هیجان زده شدی بخاطر همچین چیزی؟

11
00:00:22,488 --> 00:00:24,089
‫،اولین قانون سفرهـای فضایـی، بچـه ها

12
00:00:24,123 --> 00:00:25,690
‫اینـه که همیشـه یه سری به مکان هایی که
‫ردیاب مشقـت نشون میـده بزنین.

13
00:00:25,725 --> 00:00:28,026
‫،نـود درصد مواقـع
‫یـه سفینه ی فضایی، پُـر از آدم فضایی مُرده ـست

14
00:00:28,060 --> 00:00:29,694
‫و یـه مشت آت و آشغالِ مُفـت و مجـانی!

15
00:00:29,729 --> 00:00:30,304
‫اوه!

16
00:00:30,329 --> 00:00:32,030
‫،ده درصـد مواقع هـم
‫،یه تلـه ی مرگـبار ـه

17
00:00:32,064 --> 00:00:34,299
‫ولـی من حاضرم دل رو به دریـا بزنـم.

18
00:00:41,607 --> 00:00:44,009
‫انگار اتفاق خیلی بدی اینجا افتاده.

19
00:00:44,043 --> 00:00:45,243
‫آره. پول توشـه.

20
00:00:45,277 --> 00:00:48,913
‫،اوه، آره، اگه یه اتاقِ پُـر از تخـم پیدا کردین
‫ازشـون خجالت نکشین.

21
00:00:48,948 --> 00:00:50,382
‫یکی ـشون رو تـکون بـدین می فهمـین.

22
00:00:50,416 --> 00:00:52,383
‫اون فیس هاگرها ارزش ـشون از یه سفینه هم بیشترـه.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>فیس هاگر یه نوع انگل فضایی ـه]
‫[که میـپره روی صورت میزبان ـش</font>

23
00:00:52,418 --> 00:00:53,271
‫آه، اون چیـه؟

24
00:00:53,296 --> 00:00:55,687
‫این باعث میشه پلیـس ها غارتـی که می کنیم
‫رو کارِ کوربـلاک ها گزارش کنن.

25
00:00:55,721 --> 00:00:59,057
‫- خـیلی کار بدی ـه.
‫- می فهمم چی میگی، پسـر. پلیس ها آدم های نژادپرستیـن.

26
00:00:59,091 --> 00:01:02,060
‫اوه، سلام. شما زنده ایـن.
‫خدا رو شکر.

27
00:01:02,094 --> 00:01:03,395
‫می تونین کمک ـمون کنین؟

28
00:01:03,429 --> 00:01:06,364
‫سیاره مون توسط یه جور... وجودِ خاص احاطه شده.

29
00:01:06,399 --> 00:01:08,166
‫ذهن مردم مون رو تو خودش جذب کرده.

30
00:01:08,200 --> 00:01:10,035
‫وقتی فهمیدیم که دیگه کار از کار گذشته بود.

31
00:01:10,069 --> 00:01:12,637
‫،آدمایی رو که دَر بَر می گیره
‫،شبیه دوستـات هستن

32
00:01:12,672 --> 00:01:16,941
‫،خانـواده ات، رهبـر و راهنمـات
‫ولی دیگه خودشون نیستن.

33
00:01:16,976 --> 00:01:19,244
‫شدن جزئـی از... اون.

34
00:01:19,278 --> 00:01:21,413
‫پس از کجا می دونین
‫باهاتون نیومـده تو سفینه؟

35
00:01:21,447 --> 00:01:23,948
‫اون دوتا منگل ـه
‫انگار زیادی سَر به زیرن.

36
00:01:25,317 --> 00:01:27,385
‫هِی، نه! نه، صب کن! بس کن!

37
00:01:29,088 --> 00:01:30,055
‫دیدیـن گفـتم.

38
00:01:32,458 --> 00:01:33,792
‫سلام، ریک.

39
00:01:33,826 --> 00:01:35,260
‫چه عجب از این وَرا.

40
00:01:35,294 --> 00:01:36,127
‫یونیـتی؟
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[به معنی وحـدت و یگانگی]</font>

41
00:01:36,162 --> 00:01:37,128
‫- ریـک؟
‫- بابابـزرگ؟

42
00:01:37,163 --> 00:01:38,530
‫اوه، پسر. آه...

43
00:01:38,564 --> 00:01:40,532
‫،اینا نـوه هام هستن
‫سامـر و مـورتی.

44
00:01:40,566 --> 00:01:42,400
‫،سامـر، مـورتی، ایشون، آه
‫یونیـتی هستن.

45
00:01:42,435 --> 00:01:46,271
‫ما یه جورایی قبلاً باهـم، آه... قرار میذاشتیم.

46
00:01:46,305 --> 00:01:52,720
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[ TvWorld.info ]</font>

47
00:01:53,828 --> 00:02:00,350
‫:تـــــــرجـــــــمــــــــــــه از
‫<font color=Red>lastshepherd امیــــن</font>و<font color=Pink> Miss Harley ســــارا</font>

48
00:02:08,327 --> 00:02:10,595
‫عجب بَند و بساطـی واسه خودت اینجا راه انداختـی، یون.

49
00:02:10,764 --> 00:02:12,298
‫حالا دیگه واسه خودت یه سیاره ی کامل شدی، ها؟

50
00:02:12,333 --> 00:02:14,701
‫،بعد از اینـکه بهم زدیم
‫یه مدت تو فضـا سرگـردون بودم.

51
00:02:15,236 --> 00:02:17,670
‫- بعدش این عالَـم رو پیدا کردم...
‫- جایی که اونـجا بهتـر می تونستم

52
00:02:17,705 --> 00:02:19,806
‫روی عشق و علاقه ام واسه وحدت و یگانگی تمرکز کنم.

53
00:02:19,840 --> 00:02:22,909
‫- منظـورت دزدیدن بدن مردم ـه؟
‫- سامـر، بی ادبـی نکن.

54
00:02:22,943 --> 00:02:25,411
‫چرا شما دوتـا بچـه ها نمی رین با
‫یونیـتی بازی کنین

55
00:02:25,446 --> 00:02:27,147
‫تا من و یونیـتی هم یکم احـوال پـرسی کنیم.

56
00:02:27,181 --> 00:02:28,782
‫- اَه.
‫- ،نه، ریـک، صب کن

57
00:02:28,816 --> 00:02:31,017
‫اینا نمیان تو دهن ـمون استفارغ کنن
‫و ما رو توی خودشون جذب کنن؟

58
00:02:31,051 --> 00:02:34,087
‫شما اینـجا توی سیاره ی من، مهمونِ من هستین.
‫آزادیـن که خودتـون باشیـن.

59
00:02:34,121 --> 00:02:36,422
‫من هیچـوقت تو ناامیـد کردنِ ریـک کارم خوب نبوده.

60
00:02:36,457 --> 00:02:37,824
‫خُب حالا من می خـوام استفراغ کنم.

61
00:02:37,858 --> 00:02:39,692
‫بیـا مورتـی.

62
00:02:42,863 --> 00:02:45,398
‫جِـری، اینجا، ایـنجا چیکار می کنی؟

63
00:02:45,432 --> 00:02:48,268
‫،دنبال ماشین چمن زنی ـمون می گردم

64
00:02:48,302 --> 00:02:50,503
‫چون علف هامون دیگه به درد نمی خورن.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[اشاره به ماریجوانا]</font>

65
00:02:50,538 --> 00:02:52,964
‫ولی وقتی ریـک نیستـش نمی تونی بری تو گاراژ.

66
00:02:52,989 --> 00:02:54,791
‫- نـمی تـونـم؟
‫- خب، خوشش نمیاد همچین کاری کنی.

67
00:02:54,817 --> 00:02:58,011
‫چیـکار می خواد بکنه؟ بره مُفتـکی و بدون اجاره
‫تو خونه ی اون یکی خانواده اش تلپ بشه؟

68
00:02:58,045 --> 00:02:59,546
‫منظورت چیـه؟

69
00:02:59,580 --> 00:03:03,082
‫بابای شما اجازه داره هرجور دلش می خواد با ما رفتار کنه
‫بخاطر مشکلاتی که تو با ترک کردن ـش داری.

70
00:03:03,117 --> 00:03:05,018
‫داره بازیـت میده، خانوم خوشگلـه.

71
00:03:05,052 --> 00:03:07,387
‫اَه، انقد ادای لهجه ی مسخره ی این رپـرها رو دَر نیار.

72
00:03:07,421 --> 00:03:09,856
‫انقد بحث رو عوض نکن و
‫به گویشِ طعنه آمیزِ عامیانه ی من گیر نده

73
00:03:09,890 --> 00:03:12,458
‫فقط به این خاطر که رابطه ی تو و پدرت

74
00:03:12,493 --> 00:03:14,093
‫از بیـخ اوضاش بی ریخـت ـه.

75
00:03:16,263 --> 00:03:17,363
‫این دیگه چه کوفـتی بود؟

76
00:03:17,398 --> 00:03:18,865
‫چمیـدونم.
‫بیـا فقط از اینجا بریم.

77
00:03:21,702 --> 00:03:22,702
‫این یـه دریچـه ـست.

78
00:03:22,736 --> 00:03:25,104
‫بابات تو گاراژِ من یه دریچـه نصب کرده.

79
00:03:25,139 --> 00:03:26,573
‫از کجا می دونی کار اون بوده؟

80
00:03:26,607 --> 00:03:28,374
‫به هر حال، ما نباید
‫اینجـا باشیم.

81
00:03:28,409 --> 00:03:31,778
‫بدیهی ـه، چیزی که
‫اون زیر غرغر می کنه هم نباید اینجا باشه.

82
00:03:35,549 --> 00:03:37,951
‫".صلح جهانی برقرار شد"
‫ایـول.

83
00:03:37,985 --> 00:03:40,753
‫یکـم عجیبـه که درموردش
‫واسه خـودت روزنامه چاپ کنی، ولـی خب.

84
00:03:40,788 --> 00:03:41,921
‫خب پس، قدم بعدی چیـه؟

85
00:03:41,956 --> 00:03:43,857
‫،بعد از اینـکه به یه تـمدنِ نوع اول تبدیـل شدم
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>طبق مقیـاسِ کارداشِف برای درجه بندی تمدن های مختلف]
‫[براساس پیشرفتِ تکنولوژیکی ـشون</font>

86
00:03:43,891 --> 00:03:47,160
‫این دنیـا به یک فدراسیونِ کهکشانی
‫دعوت خواهد شد.

87
00:03:47,194 --> 00:03:48,294
‫اوه، ای جان.

88
00:03:48,329 --> 00:03:51,564
‫از اونـجا، می تونم به بی شمار سیاره و
‫گونه های مختلف موجودات دسترسی داشته باشم.

89
00:03:51,599 --> 00:03:54,701
‫،تَک تَک، همه شون رو باهم متحـد می کنم
‫،تبدیـل میشم به جهـانِ هستـی

90
00:03:54,735 --> 00:03:57,971
‫و من همون چیزی میشـم که تک ذهنی ها
‫یه زمانی بهش میگفتن خدا.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>اصطلاحاً به ،single-minded]
‫[.معنی فرد متعصب هم هست</font>

91
00:03:58,005 --> 00:03:59,372
‫خوشـم اومـد.

92
00:03:59,406 --> 00:04:00,874
‫اوه، چه سکسی.

93
00:04:00,908 --> 00:04:02,842
‫هِی، گوش کن، این اطراف از کجا می تونیم
‫مشروب گیر بیاریم؟

94
00:04:02,877 --> 00:04:05,078
‫،مـواد مورد استفاده برای سرگرمی و تفریح
‫اینجا دیگه تولید نمیشن.

95
00:04:05,112 --> 00:04:08,648
‫وقتی دنیای آدم یکـی باشه، دیگه نیازی نـداره
‫که از نفـسِ خودش فرار کنه.

96
00:04:08,682 --> 00:04:10,149
‫،یونیـتی، یونیـتی
‫آخـه این چـه حرفیـه که میـزنی؟

97
00:04:10,184 --> 00:04:12,352
‫من خودم شاهد بودم که یه اداره ی پلیس رو
‫کامل توی خودت جذب کردی

98
00:04:12,386 --> 00:04:14,587
‫فقط واسه این که بتونی
‫به قفسه ی شواهد و مدارک دسترسی پیدا کنی.

99
00:04:14,622 --> 00:04:17,056
‫،ریـک، وقتی من و تـو باهم آشنا شدیم
‫من یه چند ذهنیِ جوون بودم

100
00:04:17,091 --> 00:04:19,225
‫با جمعیتـی هم اندازه ی یـه شهر کوچیک.

101
00:04:19,260 --> 00:04:21,194
‫آدمـا عوض میـشن...

102
00:04:21,228 --> 00:04:22,528
‫مخصوصاً وقتی من تغییـرـشون میدم.

103
00:04:22,563 --> 00:04:25,531
‫،ببخشیـد که ناامیـدت می کنم
‫ولی من دیگـه بزرگ شدم.

104
00:04:25,566 --> 00:04:27,634
‫هِی، گوش کن، منـم بزرگ شدم.

105
00:04:27,668 --> 00:04:28,968
‫جـدی میگم!

106
00:04:29,003 --> 00:04:31,037
‫خب ببین، دوباره برگشتم پیش خونواده ام، درست میگم؟

107
00:04:31,071 --> 00:04:32,572
‫هووم. موندم چرا همچین کاری کردی؟

108
00:04:32,606 --> 00:04:34,307
‫شاید بخشـی از بزرگ شدن باشـه.

109
00:04:34,341 --> 00:04:38,211
‫شایـدم دلـم واسه توی یـه جمع بودن تنگ شده.

110
00:04:39,747 --> 00:04:41,247
‫همینـه، ریـک، همینـه.

111
00:04:41,282 --> 00:04:42,882
‫اووه، آره.
‫آره. آره.

112
00:04:42,917 --> 00:04:44,984
‫صب کن، صب کن، وایـسا.
‫دست نگه دار.

113
00:04:45,019 --> 00:04:46,085
‫اینجوری نـه.

114
00:04:46,120 --> 00:04:48,922
‫یه هواپیمای بدون موتور لازم داریم و
‫،و یه لباس "عمو سام" لختـی
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[نماد دولت فدرال آمریکا]</font>

115
00:04:48,956 --> 00:04:51,124
‫می خوام زمینِ بزرگترین استادیومی که داری رو

116
00:04:51,158 --> 00:04:53,059
‫دورتادور پُر از دخترهای لختِ موقرمز کنی.

117
00:04:53,093 --> 00:04:54,427
‫و می خوام صندلی هاش همه

118
00:04:54,461 --> 00:04:57,063
‫پُر از مردهایی باشه که
‫یه شباهتی هایی با بابام داشته باشن.

119
00:05:02,836 --> 00:05:04,904
‫پسر، ببین چجوری زحمت میکشن.
‫چقـد همـاهنگ.

120
00:05:04,939 --> 00:05:06,673
‫آخه تو مشکلـت چیـه؟

121
00:05:06,707 --> 00:05:09,175
‫دارن نقش‌برجسته ی کوه راشمورِ تو رو می سازن.

122
00:05:09,209 --> 00:05:10,209
‫اونـا همبرگر درست کردن!

123
00:05:10,244 --> 00:05:12,879
‫مورتـی، چشات رو باز کن.
‫اونا"یی وجود نداره".

124
00:05:12,913 --> 00:05:15,381
‫داره از جسمِ این بدبختـا سوءاستفاده میـشه.

125
00:05:15,416 --> 00:05:16,482
‫اینا یـه سیاره ی عروسک خیمه شبازی ان.

126
00:05:16,517 --> 00:05:18,051
‫- منم صدات رو می شنومـا.
‫- اَه.

127
00:05:18,085 --> 00:05:20,286
‫خب، انگار اینجا هیچکی
‫با این قضیه مشکلی نداره.

128
00:05:20,321 --> 00:05:21,754
‫به جز اون موقرمز ها.

129
00:05:21,789 --> 00:05:24,824
‫انگار عجله دارن که برن یه جای دیگه.

130
00:05:24,858 --> 00:05:26,893
‫بادکنک بدم خدمت ـتون، سامـر؟
‫بادکنک بدم خدمت ـتون، مورتـی؟

131
00:05:26,927 --> 00:05:28,928
‫نه خیر، بادکنک های مسخره ات واسه خودت، خب؟

132
00:05:28,963 --> 00:05:30,530
‫ما حوصله ـمون سَر رفته.
‫بَرمون گردون پیش ریـک.

133
00:05:30,564 --> 00:05:32,031
‫الآن وقت خوبـی نیست.

134
00:05:33,344 --> 00:05:35,411
‫اوه، آررره!

135
00:05:35,446 --> 00:05:38,281
‫تــو رو مـــی خواااام!

136
00:05:38,315 --> 00:05:39,582
‫همینـه، پسرم، همینـه!

137
00:05:39,616 --> 00:05:42,652
‫همینـه، پسرم، همینـه!
‫همینـه، پسرم، همینـه!

138
00:05:42,686 --> 00:05:46,389
‫اوه، خیلی هم خوب.
‫خیـلی هـم خوب.

139
00:05:46,423 --> 00:05:48,424
‫آخه چجوری بدون این که من بفهمم
‫همچین کاری کرده؟

140
00:05:48,459 --> 00:05:50,793
‫،اوه، بابام رو که می شناسی
‫وقتی تصمیـم اش رو بگیـره پاش وایمیسه.

141
00:05:50,828 --> 00:05:52,495
‫داری ایـن رو به عنوان
‫یکی از خوبی هاش به حساب میاری؟

142
00:05:54,264 --> 00:05:55,665
‫من میرم اون پایین.

143
00:05:55,699 --> 00:05:57,600
‫- جِـری...
‫- ،بِـث، اینجا خونه ی من ـه

144
00:05:57,634 --> 00:05:59,769
‫،که پس یعنی این هم گاراژِ من ـه
‫،این هم دریچه ی مخفیِ من ـه

145
00:05:59,803 --> 00:06:02,738
‫،مخفیـگاهِ زیرزمینی هم مالِ من ـه
‫و این هم موجودِ غرغرکُنِ ناشناسِ من ـه.

146
00:06:02,773 --> 00:06:04,607
‫خب حالا هنوزم با ما راه نمیای

147
00:06:04,641 --> 00:06:06,275
‫یا اینـکه می خوای از من تقلیـد کنی؟

148
00:06:06,310 --> 00:06:08,311
‫خیلی خب، حالا دیگه داری
‫از خودت چرت و پرت بلغور می کنی.

149
00:06:08,345 --> 00:06:10,346
‫آه، وای خدا.

150
00:06:10,381 --> 00:06:11,647
‫وای خدایـا.

151
00:06:11,682 --> 00:06:13,383
‫آه!

152
00:06:13,417 --> 00:06:15,585
‫اوه، ریـک.
‫خیـلی بـَد بووود.

153
00:06:15,619 --> 00:06:17,420
‫بود" دیـگه چیـه؟"

154
00:06:17,454 --> 00:06:19,055
‫،فقط باید آب به بدنـم برسونم

155
00:06:19,089 --> 00:06:20,957
‫بعدش دوبـاره انجامـش میدیم.

156
00:06:20,991 --> 00:06:23,259
‫- اوه، تو روحش.
‫- ،گوش کن، اگه این یه تهاجم باشـه

157
00:06:23,293 --> 00:06:24,660
‫،من دیـگه این یکی رو نیستم

158
00:06:24,695 --> 00:06:26,662
‫ولی برمیگردم که
‫با اونایی که نجات پیدا کردن سکس کنم.

159
00:06:26,697 --> 00:06:29,232
‫یکی از گونه های چند ذهنیِ
‫همسایه ست، بِتای شماره ی هفت.

160
00:06:29,266 --> 00:06:31,300
‫سیاره ی ما باهاشون واسه تبادل منابع حیاتی

161
00:06:31,335 --> 00:06:35,338
‫،یـه اتحـاد کاربـردی داره
‫پس درست رفتـار کن.

162
00:06:35,372 --> 00:06:38,741
‫یونیـتی، بَد موقع مزاحـم شدم؟

163
00:06:38,776 --> 00:06:42,779
‫همه ی گونـه های موجوداتی که
‫الآن اینجا حاضرن رو جذب کردی؟

164
00:06:42,813 --> 00:06:46,916
‫بتای شماره ی هفت، این دوستِ تک ذهنیِ من
‫از سیاره ی زمین ـه، ریـک.

165
00:06:46,950 --> 00:06:49,419
‫ریـک سانـچـز.

166
00:06:49,453 --> 00:06:50,620
‫یونیـتی قبلاً تعریف ـتون رو کرده بود.

167
00:06:50,654 --> 00:06:52,422
‫امیدوارم ازم بَد گفته باشه.
‫هار هار!

168
00:06:53,857 --> 00:06:55,091
‫وای، یا خودِ خدا.

169
00:06:55,125 --> 00:06:57,794
‫بتای شماره ی هفت، اگه یارانِ من
‫،واسه تو مشکل به حساب میان

170
00:06:57,828 --> 00:06:59,695
‫،شاید اتحاد ما هم
‫مشکل داره.

171
00:06:59,730 --> 00:07:01,297
‫اتحـادِ ما سودمنـد ـه.

172
00:07:01,331 --> 00:07:05,201
‫،وقتی بتای شماره ی هفت ابراز دل نگرانی می کنه
‫فقط به ایـن خاطرـه که...

173
00:07:05,235 --> 00:07:07,770
‫اووووه، ای بابا!
‫پودرِ نوترونیـم؟

174
00:07:07,805 --> 00:07:09,105
‫آمفتاترون؟

175
00:07:09,139 --> 00:07:10,606
‫می دونی با اینـا چه چیزایی می تونم درست کنم؟

176
00:07:10,641 --> 00:07:12,842
‫اوه، ریک، من... من نمی تونم.

177
00:07:12,876 --> 00:07:14,777
‫بیخیال دیگه.
‫من که همیشه اینـجا نیستم.

178
00:07:14,812 --> 00:07:16,679
‫به یادِ اون قدیمـا.

179
00:07:16,713 --> 00:07:19,115
‫آه...
‫باشـه، بـه دَرَک.

180
00:07:19,149 --> 00:07:21,918
‫می تونیم ناخالصی های رزین رو جدا کنیم
‫و ذرات گرد و غبارِ فراکتالی درست کنیم.

181
00:07:21,952 --> 00:07:24,420
‫اوه، من داشتم فک می کردم سرعتــینی
‫درست کنیم، ولی خب...

182
00:07:24,455 --> 00:07:27,523
‫آخی، ریـکِ پیرمرد نمی تونه
‫با یه سیاره ی کامل خوش گذرونی کنه؟

183
00:07:29,293 --> 00:07:32,728
‫من هرکاری تو می تونی انجام بدی رو می تونم انجام بدم.
‫تازه بیشتر هم می تونم، عزیزم.

184
00:07:34,198 --> 00:07:36,699
‫می دونی، فک کنم یارو بتای شماره ی هفت

185
00:07:36,733 --> 00:07:39,235
‫از خداشـه اتحادتون بیشتر از موارد کاربردی باشه.

186
00:07:39,269 --> 00:07:40,770
‫بس کن.

187
00:07:44,608 --> 00:07:48,878
‫خب، این دلیل آمدن قبض برق ۶ هزار دلاری
‫رو روشن می کنه.

188
00:07:50,347 --> 00:07:51,514
‫اوووه!

189
00:07:53,684 --> 00:07:56,886
‫خب، خیلی هم خوب.
‫خیـلی هـم خووب.

190
00:07:56,920 --> 00:07:58,488
‫زندانیِ فضایی تو زیرزمینِ خونه.

191
00:07:58,522 --> 00:08:00,289
‫خیـلی هـم خوب.

192
00:08:00,324 --> 00:08:02,959
‫خیلی هم خوب. خیــــــــــــــــــــــــــــــــــ

193
00:08:02,993 --> 00:08:04,293
‫ای بـابـا، بس کن دیگه.

194
00:08:04,328 --> 00:08:07,063
‫مردم، بیدار شین!
‫باید باهاش بجنگین!

195
00:08:07,097 --> 00:08:09,966
‫یه هیولای شریـر جادو جمبل ـتون کرده!

196
00:08:10,000 --> 00:08:12,902
‫- منم می شنوم چی میگیـا.
‫آره، همش همین رو میگی.

197
00:08:14,304 --> 00:08:15,872
‫- سامِـر!
‫- بیدار شین!

198
00:08:15,906 --> 00:08:18,207
‫باید هنوزم یه ذره شخصیتی اون تو مونده باشه!

199
00:08:18,242 --> 00:08:20,143
‫چرا از من بدت میاد، سامِـر؟

200
00:08:20,177 --> 00:08:21,577
‫با تـو نبودم.

201
00:08:21,612 --> 00:08:24,247
‫با...
‫ستیوِن فیلیپس بودم.

202
00:08:24,281 --> 00:08:26,682
‫استیوِن، خودت رو آزاد کن.

203
00:08:26,717 --> 00:08:29,152
‫سامِـر، قبل از این که من
‫،این سیاره رو جذب کنم

204
00:08:29,186 --> 00:08:31,587
‫این مرد یکی از مجرمین جنسـی بود.

205
00:08:31,622 --> 00:08:34,290
‫آره؟ خب که چـی؟
‫حداقل اون موقع خودش بود.

206
00:08:34,324 --> 00:08:37,493
‫این زن یه معتاد بود
‫که به مرز خودکشی رسیده بود.

207
00:08:37,528 --> 00:08:39,262
‫حالا یه زیست شناسِ دریایی ـه.

208
00:08:39,296 --> 00:08:41,330
‫گوش کن، یونیـتی، فک نمی کنم
‫خواهرم منظورش این باشه که

209
00:08:41,365 --> 00:08:42,798
‫زندگی بدونِ تو خوش و خرم میشه.

210
00:08:42,833 --> 00:08:45,835
‫فک کنم می خواد بگه که، زندگی
‫می دونی، خود زندگی میشه.

211
00:08:45,869 --> 00:08:48,704
‫من زندگی رو اینـجا به بهشت تبدیل کردم.

212
00:08:48,739 --> 00:08:50,706
‫فاحشه ها حالا دانشـمند شدن.

213
00:08:50,741 --> 00:08:52,942
‫افراد بی خانمان حالا "فیـرزوف" شدن.

214
00:08:52,976 --> 00:08:54,744
‫اوه. اوه. "فیـ فیـرزوف"؟
‫آفریـن.

215
00:08:54,778 --> 00:08:56,879
‫- فیـلپو... فیـلفـوف...
‫- وای خدایـا.

216
00:08:56,914 --> 00:08:59,048
‫،تو دیـگه از کجا حرف زدن یـاد گرفتـی
‫هرزه ی بابابزرگ‌دزد؟

217
00:08:59,082 --> 00:09:01,350
‫من حس می کنم...

218
00:09:04,454 --> 00:09:06,389
‫ای بابا، بذارین به همه‌تون کمک کنم بلند شین.

219
00:09:06,423 --> 00:09:08,391
‫نمی خواد، خوبـم.

220
00:09:12,095 --> 00:09:14,430
‫می دونی چیـت رو دوست دارم، ریـک؟

221
00:09:14,464 --> 00:09:16,432
‫تو تنها تک ذهنی‌ای هستی که من باهاش آشنا شدم

222
00:09:16,466 --> 00:09:18,301
‫که واقعاً همه ی جنبه ها رو درنظر می گیره.

223
00:09:18,335 --> 00:09:19,535
‫درست میگی.

224
00:09:19,570 --> 00:09:21,103
‫ولی، عزیزم، گوش کن

225
00:09:21,138 --> 00:09:23,606
‫تـ تو داری درمورد احاطه کردن همه ی سیاره ها و
‫کهکشان ها صحبت می کنی.

226
00:09:23,640 --> 00:09:26,609
‫بایـد یادت باشه بعضی وقتـا هم بیخیال شی، می دونی؟

227
00:09:26,643 --> 00:09:27,710
‫من می تونم بیخیال شم.
‫هِی، نگاه کن.

228
00:09:27,744 --> 00:09:29,345
‫اون شهرـه رو اونور رودخونه می بینی؟

229
00:09:29,379 --> 00:09:31,147
‫اینـو داشته باش.

230
00:09:31,181 --> 00:09:33,082
‫- اووه!
‫- ها ها! هووو!

231
00:09:33,116 --> 00:09:34,517
‫اووه!
‫منظورم این نبود!

232
00:09:34,551 --> 00:09:37,086
‫چیزی نیـست.
‫چیزی نیـست.

233
00:09:37,120 --> 00:09:40,056
‫تخلیه‌اش کردم.
‫شهر رو تخلیه کردم. ببین.

234
00:09:40,090 --> 00:09:43,025
‫هِی! ما اینجاییم.
‫حالـمون خوبه.

235
00:09:47,030 --> 00:09:50,199
‫اوه، خیلی خفن بود.

236
00:09:50,234 --> 00:09:52,835
‫نـ نوه های من که توی اون شهر نبودن، درستـه؟

237
00:09:52,869 --> 00:09:54,770
‫نـ نوه هام زنده ان؟

238
00:09:54,805 --> 00:09:56,973
‫لیوانـم خالی شده.

239
00:10:13,423 --> 00:10:16,359
‫- یونیـتی، چی شده؟
‫- یونیـتی کیه دیگه؟

240
00:10:16,393 --> 00:10:19,161
‫شما بچه های پاهای خوشگلی دارین.
‫میشه یه عکس ازشون بگیرم؟

241
00:10:19,196 --> 00:10:21,864
‫اَی چه حال بهم زن. نه خیـر.

242
00:10:21,898 --> 00:10:24,033
‫فک کنم داری به چیزی که می خواستی
‫میرسی، سامِـر.

243
00:10:24,067 --> 00:10:26,102
‫یه بلایی داره سَر یونیـتی میاد.

244
00:10:26,136 --> 00:10:29,038
‫همه‌تون یادتون میاد کی هستین؟

245
00:10:29,072 --> 00:10:31,240
‫آره، آه، اسم من
‫ران بنسون ـه.

246
00:10:31,275 --> 00:10:34,443
‫،من مهندسِ برق ـم
‫،دوتا بچه دارم

247
00:10:34,478 --> 00:10:38,180
‫و، همونجوری که می تونین
‫،حلقه های تختِ متحد‌‌‌‌‌‌ المرکزِ دور سینه ام رو ببینین

248
00:10:38,215 --> 00:10:40,816
‫من یکی از اعضای نژاد برترِ این سیاره ام!

249
00:10:40,851 --> 00:10:42,451
‫اوکی، خیلی هم خوبـه.

250
00:10:42,486 --> 00:10:45,087
‫آه، زیاد روی قسمت آخر حرفـش تمرکز نکنین، ولی...

251
00:10:45,122 --> 00:10:47,490
‫من دریل جفرسون هستم.
‫و من طراح فضای‌سبزـم.

252
00:10:47,524 --> 00:10:48,891
‫و لعنت به من اگه

253
00:10:48,925 --> 00:10:51,294
‫اگه نژادِ اون نوک‌سینه حلقه‌ای
‫نژادِ برتر باشه!

254
00:10:51,328 --> 00:10:53,763
‫مردمِ نوک‌سینه مخروطی، این دنیا رو می گردونن!

255
00:10:53,797 --> 00:10:56,299
‫دهنت رو ببند، عوضیِ نوک‌سینه چاقویی.

256
00:10:56,333 --> 00:10:59,468
‫،چی بهم گفتـی
‫عنترِ سینه دارتـی!

257
00:10:59,503 --> 00:11:01,737
‫جنگ نژادی!

258
00:11:07,844 --> 00:11:09,312
‫آه!

259
00:11:12,082 --> 00:11:13,115
‫چرا دارین می جنگین؟!

260
00:11:13,150 --> 00:11:14,884
‫نمی بینین همه ـتون یه جورین؟

261
00:11:14,918 --> 00:11:16,952
‫اوه، سامِـر.

262
00:11:16,987 --> 00:11:18,988
‫اولین جنگ نژادی ـت ـه، ها؟

263
00:11:23,417 --> 00:11:26,085
‫آفریـن، سامِـر.
‫جنگ نژادی راه انداختی.

264
00:11:26,120 --> 00:11:28,621
‫من راه ننداختم!
‫اونـا نژادپرست ـن.

265
00:11:28,655 --> 00:11:32,191
‫من فقط بهشون این قدرت رو دادم که
‫برن دنبال رویاهای ظاهراً گمراه کننده ـشون.

266
00:11:32,226 --> 00:11:33,593
‫اوکی، ممنون که شفاف سازی کردین.

267
00:11:33,627 --> 00:11:35,595
‫حالا دیگه سنگ‌قبرم رو دقیق می سازن.

268
00:11:35,629 --> 00:11:37,030
‫‏هی، شماها از کدوم طایفه اید؟

269
00:11:37,064 --> 00:11:38,231
‫‏ما هیچ کدوم.
‫‏می بینی؟

270
00:11:38,265 --> 00:11:39,699
‫‏آره، حرفم رو باور کن.

271
00:11:39,733 --> 00:11:41,501
‫‏ما فقط نوک سینه معمولی داریم.

272
00:11:41,535 --> 00:11:44,137
‫‏هی، این دو تا چیز غجیب غریب
‫‏اهل هیچ طایفه ای نیستن!

273
00:11:50,177 --> 00:11:51,644
‫‏اوه، هیچ جا خونه ی آدم نمیشه.

274
00:11:51,678 --> 00:11:53,446
‫‏هیچ جا خونه ی آدم نمیشه.
‫‏یادتـه، سامر؟

275
00:11:53,480 --> 00:11:55,548
‫‏- از فیلم دورتی و آدم کوچولوها؟
‫‏- آره، آره.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[اشاره به فیلم جادوگر شهر از]</font</font>

276
00:11:55,582 --> 00:11:58,451
‫‏- همه آدم کوچولو ها.
‫‏- دورتی، ما رو ببر.

277
00:12:05,325 --> 00:12:07,326
‫‏سلام سامر.
‫‏سلام مورتی.

278
00:12:07,361 --> 00:12:09,829
‫‏- همه چی مرتبه، جاتون امنه.
‫‏- یونیتی؟

279
00:12:09,863 --> 00:12:12,265
‫‏- آره.
‫‏- اوه، یونیتی، من خیلی شرمنده ام.

280
00:12:12,299 --> 00:12:16,102
‫‏نمی دونستم معنی آزادی
‫‏این که آدما کارای داغون انجام بدن.

281
00:12:16,136 --> 00:12:17,370
‫‏من بیشتر داشتم به این که بتونی

282
00:12:17,404 --> 00:12:19,338
‫‏اپراتور تلفن همراهت رو انتخاب کنی
‫‏فکر می کردم.

283
00:12:19,373 --> 00:12:20,873
‫‏اوه، سامر، تو هیچ اشتباهی نکردی.

284
00:12:20,908 --> 00:12:22,575
‫‏من داشتم با بابابزرگت
‫خوش می گذروندم.

285
00:12:22,609 --> 00:12:23,843
‫‏یه خورده کنترل از دستم در رفت.

286
00:12:23,877 --> 00:12:26,145
‫‏احتمالا نباید خلبانی یه هاورکرافت
‫‏رو انجام بدم.

287
00:12:26,180 --> 00:12:29,048
‫‏همین طور هم گردوندن ۲۰۰.۰۰۰ نفر
‫‏تو بیمارستان کودکان

288
00:12:29,083 --> 00:12:30,483
‫،‏و ۱۲ میلیون سرخ کن رو

289
00:12:30,517 --> 00:12:33,352
‫‏اما هی، ‏اینجوری نیست که این سیاره
‫بتونه شرکت اپراتورش رو عوض کنه.

290
00:12:33,387 --> 00:12:36,789
‫‏شاید بهتر نباشه یه جا وایسیم
‫‏و برات یه قهوه بگیریم؟

291
00:12:36,824 --> 00:12:38,891
‫‏شاید بتونیم یه ذره آب رو
‫‏صورتت بپاشیم یا...

292
00:12:38,926 --> 00:12:42,628
‫‏نه، نه. ‏اگر می خواستم هشیار باشم
‫که مست نمی کردم.

293
00:12:47,701 --> 00:12:49,235
‫‏اوه، مرد.
‫‏نمی تونم صبر کنم

294
00:12:49,269 --> 00:12:52,472
‫‏نمی تونم صبر کنم توضیحات
‫‏ریک رو در موردش بشنوم.

295
00:12:52,506 --> 00:12:53,739
‫‏دخلش اومده.

296
00:12:53,774 --> 00:12:55,041
‫‏جری، وایسا. لطفا، باشه؟

297
00:12:55,075 --> 00:12:56,742
‫‏ما قرار نیست اصلا این پایین باشیم.

298
00:12:56,777 --> 00:12:58,144
‫‏اگر این رو به روش بیاریم...

299
00:12:58,178 --> 00:12:59,512
‫‏اوه خدا، عاشق اینم.

300
00:12:59,546 --> 00:13:02,014
‫‏عاشق اینم که می بینم
‫‏به خاطرش حاضری تا کجا بری.

301
00:13:02,049 --> 00:13:04,417
‫‏تو می خوای بری طبقه بالا
‫و هویج ‏تیکه تیکه کنی

302
00:13:04,451 --> 00:13:08,321
‫،‏و یه فیلم زندگی نامه ای نگاه کنی
‫‏اونم بالای یه سیاه چاله‌ی #$%@#*ـی
‫‏که توش یه آدم فضایی ـه!

303
00:13:08,355 --> 00:13:11,524
‫‏رابطه ات با پدرت بدجور مشکل داره.

304
00:13:11,558 --> 00:13:12,992
‫اوه خودت رو ببین که انقد به این ایده

305
00:13:13,026 --> 00:13:15,027
‫که پدر نابغه ی من آدم بدی ـه، رغبت نشون میدی.

306
00:13:15,062 --> 00:13:16,629
‫‏واسه یه لحظه هم که شده
‫‏خود بینی رو بذار کنار

307
00:13:16,663 --> 00:13:18,664
‫‏و به این چیز نگاه کن.
‫‏این یه هیولاس.

308
00:13:18,699 --> 00:13:21,434
‫‏شاید اونو بسته که
‫‏سیاره رو نخوره!

309
00:13:21,468 --> 00:13:23,736
‫‏باش، بخاطر این که بابات یه
‫‏آدم خیلی نوع دوسته؟

310
00:13:23,770 --> 00:13:27,206
‫‏من یه بار دیدم که یه لحظه کلمه
‫برای تعریف ‏"انسان" رو فراموش کرد.

311
00:13:27,241 --> 00:13:29,609
‫‏احتمالا داره اعضای این جونور رو
‫‏کشت می کنه.

312
00:13:29,643 --> 00:13:31,711
‫"‏شاید داره سخت تلاش می کنه "ایدز فضایی
‫‏رو درمان کنه.

313
00:13:31,745 --> 00:13:33,505
‫‏می خواد بخوردش!
‫‏می خواد ازش محافظت کنه!

314
00:13:34,114 --> 00:13:35,715
‫‏خفه شو!
‫‏خفه شو!

315
00:13:39,286 --> 00:13:40,920
‫‏یونیتی، ‏این جا خیلی داغونه.

316
00:13:40,954 --> 00:13:42,054
‫‏اوه، مشکلی نیست.

317
00:13:42,089 --> 00:13:44,457
‫‏اون قسمت من که خانمای نظافت چین
‫‏روز ‏جمعه میان.

318
00:13:44,491 --> 00:13:46,292
‫‏اوه، خدای من. ‏من تا یه ساعت دیگه
‫یه قرار ملاقات

319
00:13:46,326 --> 00:13:48,227
‫‏تو فدراسیون کهکشانی دارم.

320
00:13:48,262 --> 00:13:50,763
‫‏اوه، هیچ وقت بهش نمی رسم.
‫‏می اندازمش هفته دیگه.

321
00:13:50,797 --> 00:13:52,765
‫،‏یونیتی، میشه به ریک بیاد بیرون
‫‏لطفا؟

322
00:13:52,799 --> 00:13:54,400
‫‏در دسترس نیست.
‫‏اون...

323
00:13:54,434 --> 00:13:56,369
‫‏داره باهات سکس می کنه.
‫‏می دونیم. مایه خجالته.

324
00:13:56,403 --> 00:13:57,503
‫‏بیارش بیرون حالا.

325
00:13:57,538 --> 00:13:58,671
‫‏من فکر نکنم که اون بخواد...

326
00:13:58,705 --> 00:14:00,806
‫‏بابا بزرگ ریک!
‫‏ریک! ریک!

327
00:14:00,841 --> 00:14:02,575
‫‏من به مامان و بابا در مورد
‫‏اون گاگویی که

328
00:14:02,609 --> 00:14:04,076
‫‏تو گاراژ زندانی کردی میگم!

329
00:14:04,111 --> 00:14:06,612
‫چه مرگـتون ـه؟

330
00:14:06,647 --> 00:14:08,781
‫‏بابابزرگ، ما باید بریم خونه. الان.

331
00:14:08,815 --> 00:14:10,616
‫‏باشه، اههه.

332
00:14:13,353 --> 00:14:14,620
‫‏می بینمتون.

333
00:14:14,655 --> 00:14:16,322
‫‏ریک، فکر کنم باید همه مون بریم.

334
00:14:16,356 --> 00:14:18,658
‫،‏به کار خودتون برسید بچه ها
‫‏من اینجا یه جورایی کار دارم.

335
00:14:20,928 --> 00:14:22,862
‫‏بابابزرگ ریک، ما بدون تو نمیریم.

336
00:14:22,896 --> 00:14:24,830
‫‏اوه، خدای من، از دست شماها.
‫می فهمم.

337
00:14:24,865 --> 00:14:26,999
‫‏شما می ترسید که ذهن بزرگ شرور

338
00:14:27,034 --> 00:14:29,035
‫‏بابابزرگتون رو می دزده.

339
00:14:29,069 --> 00:14:29,683
‫‏راستش، نه.

340
00:14:29,708 --> 00:14:32,505
‫‏فکر می کنم یونیتی معرکه اس
‫‏و تو روش تاثیر بد میذاری.

341
00:14:32,539 --> 00:14:34,173
‫‏چی؟
‫‏این سالم نیست، ریک.

342
00:14:34,208 --> 00:14:36,842
‫‏می دونی، تو...
‫‏تو واقعا این اطراف

343
00:14:36,877 --> 00:14:38,978
‫،‏به هیچ کار مفیدی نمیای
‫‏می دونی...

344
00:14:39,012 --> 00:14:41,948
‫‏تو و یونیتی مثل...
‫‏ساپورت و چکمه بلند هستن.

345
00:14:41,982 --> 00:14:43,349
‫،‏فکر می کنید باهم معرکه اید

346
00:14:43,383 --> 00:14:45,985
‫‏اما فقط بدی هم رو معلوم می کنید.

347
00:14:46,019 --> 00:14:48,554
‫‏اوه، خدا.
‫‏پسر، سامر، خوب گفتی.

348
00:14:48,589 --> 00:14:50,523
‫‏چرا نبینیم که یونیتی چه فکری می کنه؟

349
00:14:50,557 --> 00:14:51,824
‫‏یونیتی؟

350
00:14:51,858 --> 00:14:53,626
‫‏من فقط یخورده دارم استراحت می کنم.

351
00:14:53,660 --> 00:14:55,595
‫‏می دونی؟
‫‏لازمه استراحت کنم.

352
00:14:55,629 --> 00:14:57,797
‫‏اوه، هی، تو اخبار چی میگن بچه ها؟

353
00:14:57,831 --> 00:14:59,131
‫‏بذار زیادش کنم.

354
00:14:59,166 --> 00:15:02,101
‫‏در اخبار امروز، این خیلی بدتر از
‫اون چیزی که به نظر میاد.

355
00:15:02,135 --> 00:15:03,769
‫‏ما فقط داریم خوش می گذرونیم.

356
00:15:03,804 --> 00:15:05,137
‫‏کارن؟
‫‏ممنون تاد.

357
00:15:05,172 --> 00:15:08,774
‫‏خبر بعد، آیا شما یک نوه نگران
‫هستید ‏یا یه ضد حال؟

358
00:15:08,809 --> 00:15:10,676
‫‏ما بهتون می گیم
‫که چطور مطمئن بشید.

359
00:15:10,711 --> 00:15:12,712
‫‏فکر کنم شما دو تا
‫یخورده تعدادتون از ما کمترـه.

360
00:15:12,746 --> 00:15:14,847
‫،‏خیلی خب، باشه
‫‏اگر به خاطر من انجامش بدی چی؟

361
00:15:14,881 --> 00:15:18,951
‫‏چی میشه اگر به خاطر ما
‫‏ باهامون بیای؟
‫‏به خاطر این که عاشق مایی؟

362
00:15:18,986 --> 00:15:20,620
‫‏چی؟ احمقانه اس، بای.

363
00:15:20,654 --> 00:15:22,021
‫‏اما ریک، سامر فقط...

364
00:15:22,055 --> 00:15:23,823
‫‏سامر فقط یه چیز خیلی احساساتیِ
‫‏کوچولویِ محتاج ـه...

365
00:15:23,857 --> 00:15:25,391
‫‏کلمه ای که دنبالش می گردم چیه؟

366
00:15:25,425 --> 00:15:26,826
‫‏انسان.

367
00:15:26,860 --> 00:15:27,927
‫کل خونواده همینجوریـن.

368
00:15:27,961 --> 00:15:30,496
‫،‏می تونم تحملش کنم
‫‏اما نمی تونم براش اهمیت قائل بشم.

369
00:15:30,530 --> 00:15:31,931
‫‏برید.

370
00:15:31,965 --> 00:15:35,201
‫‏مراقب خودت باش، یونیتی.

371
00:15:37,971 --> 00:15:40,439
‫،‏نمی خوام قضاوت کنی
‫‏بله و خیر جواب بده.

372
00:15:40,474 --> 00:15:42,375
‫‏می تونی با یه زرافه یکی بشی؟

373
00:15:42,409 --> 00:15:43,974
‫‏تو داغونی!
‫‏نه تو داغونی!

374
00:15:43,999 --> 00:15:46,512
‫‏تو از این خانواده حمایت نکردی!
‫‏تنها چیزی که برات اهمیت داره، خودتی!

375
00:15:46,546 --> 00:15:48,514
‫- در مورد حمایت عاطفی توئه...
‫- ‏تو دو تا بچه داری...

376
00:15:48,548 --> 00:15:50,716
‫- ‏اما تو حمایت ناپذیری!
‫- ‏توی کیهان این طرف و اون طرف
‫‏کشیده میشن...

377
00:15:50,751 --> 00:15:52,918
‫- ‏چون هیچ وقت بس نیست، جری!
‫- ‏اونم با بابای بدجور مریضت!

378
00:15:52,953 --> 00:15:55,288
‫‏و تو منو مجبور می کنی که
‫‏اتفاق افتادنش رو تماشا کنم
‫‏چون ترجیح میدی اونا و من رو از دست بدی

379
00:15:55,322 --> 00:15:57,757
‫‏و تو اصلا نمی فهمی ‏معنی
‫از دست دادن چیزی ‏به جز اون چیه!

380
00:15:57,791 --> 00:16:00,359
‫‏- ‏چون هی نیاز پشتِ نیاز داری.
‫‏- چرا، چون تو یه بچه ای بث!

381
00:16:00,394 --> 00:16:03,562
‫‏تو، نه من، تو!

382
00:16:05,065 --> 00:16:06,599
‫‏اوه، خدا.

383
00:16:11,938 --> 00:16:14,173
‫‏اول سلام.

384
00:16:14,207 --> 00:16:16,409
‫‏اسم بلیم بلم ـه کوربلاکـه.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[اول داستان ریک دزدی رو انداخت گردنِ کوربلاک ها]</font>

385
00:16:16,443 --> 00:16:18,077
‫،‏دوما بذارید رو راست باشم

386
00:16:18,111 --> 00:16:19,945
‫،‏من یه قاتلم که بچه می خوره

387
00:16:19,980 --> 00:16:22,415
‫‏و اومدم به این سیاره که بچه بخورم.

388
00:16:22,449 --> 00:16:26,485
‫‏هرچند، من همین طور
‫‏حامل یک بیمار شدیدا مسریم

389
00:16:26,520 --> 00:16:30,856
‫‏که فکر کنم بتونید بهش بگید
‫‏"ایدز فضایی" همون طور که اشاره شد.

390
00:16:30,891 --> 00:16:34,160
‫‏و ریک هم من رو بست تا
‫‏بتونه تلاش کنه درمانش کنه.

391
00:16:34,194 --> 00:16:36,162
‫،‏و همین طور

392
00:16:36,196 --> 00:16:38,197
‫‏انگیزه ریک از درمان بیماریم

393
00:16:38,231 --> 00:16:40,299
‫‏این نبود که جون من
‫،‏یا هیچ کس دیگه ای رو نجات بده

394
00:16:40,334 --> 00:16:43,569
‫‏این بود که حق امتیازش رو بگیره و
‫‏اون رو میلیاردها بلمفلارک بفروشه.

395
00:16:43,603 --> 00:16:47,139
‫‏اما میدونید علت این که من
‫‏زنجیرم رو از دیوار کندم، چیه؟

396
00:16:47,174 --> 00:16:50,009
‫‏و می دونید چرا دیگه به این سیاره
‫‏بر نمی گردم؟

397
00:16:50,043 --> 00:16:54,013
‫‏به خاطر این که شما دو تا
‫%^@*بدجوری ریـ!

398
00:16:54,047 --> 00:16:56,582
‫‏شما دو تا از خودتون و همدیگه
‫‏منتفرید.

399
00:16:56,616 --> 00:17:00,586
‫‏و این که فکر می کنید این یه جوری
‫به ریک مربوط میشه خنده داره.

400
00:17:00,620 --> 00:17:02,855
‫،‏من می خندم
‫‏اما از نظر ژنتیکی از این کار عاجزم.

401
00:17:02,889 --> 00:17:04,490
‫من در این حد آدم فضایی ام.

402
00:17:04,524 --> 00:17:07,126
‫‏و حتی من وقتی که
‫می شنوم شما دو تا چی میگید

403
00:17:07,160 --> 00:17:10,029
‫:‏با خودم میگم
‫"!چه $^% خوری اضافه ای"

404
00:17:10,063 --> 00:17:12,198
‫‏خب، با این ازدواج مزخرفـتون
‫،‏خوش باشید

405
00:17:12,232 --> 00:17:15,568
‫‏و به ریک بگید که خیلی دلم
‫‏براش می سوزه که باید با هر کدوم
‫‏از شما سر و کله بزنه.

406
00:17:15,602 --> 00:17:18,003
‫‏بلیم بلم رفتنیه.

407
00:17:22,642 --> 00:17:24,310
‫‏می دونید چیه؟
‫‏اینو می برم.

408
00:17:28,825 --> 00:17:31,527
‫‏چجوری اینو...
‫‏این چیه؟

409
00:17:33,830 --> 00:17:36,632
‫‏تنظیمات دور آهسته داره؟

410
00:17:36,667 --> 00:17:39,869
‫‏بهترین در دنیا.

411
00:17:47,044 --> 00:17:50,213
‫،‏خیلی خب، خیلی خب
‫‏حالا مجبورشون کن گریه کنن، از خوشی.

412
00:17:50,247 --> 00:17:52,381
‫‏حالا مجبورشون کن که بلونده رو
‫‏مسخره کنن.

413
00:17:52,416 --> 00:17:53,916
‫‏حالا مجبورشون کن رو
‫‏میز انجامش بدن.

414
00:17:53,951 --> 00:17:56,352
‫‏باورم نمیشه یه سریال فقط برای
‫‏من درست کردی.

415
00:17:56,386 --> 00:17:57,820
‫‏حالا کنسلش کن.

416
00:17:57,854 --> 00:17:59,088
‫‏حالا دوباره تمدیدش کن.

417
00:18:00,257 --> 00:18:01,524
‫‏خیلی خب، حوصله ام سر رفته.

418
00:18:01,558 --> 00:18:04,560
‫‏ریک، راهی هست که ‏بتونی
‫به سامر و مورتی زنگ بزنی؟

419
00:18:04,595 --> 00:18:07,196
‫‏- ‏احساس بدی دارم که اونا...
‫‏- ‏نمودمشون بابا.

420
00:18:07,231 --> 00:18:09,498
‫‏بر می گردم.

421
00:18:09,533 --> 00:18:11,567
‫‏ذهنت رو صرف فکر کردن به اون
‫‏عجیب غریبا نکن، یونیتی.

422
00:18:11,602 --> 00:18:14,136
‫‏اونا هیچ فرقی با اون بلوک های بی هدفی
‫‏که اشغالشون می کنی، ندارن.

423
00:18:14,170 --> 00:18:16,872
‫‏اون فقط تو رو وسط زندگیشون میذارن
‫‏چون قدرتمندی.

424
00:18:16,907 --> 00:18:18,441
‫‏بعد به خاطر این که "اونا" اون جا
‫،‏گذاشتنت

425
00:18:18,475 --> 00:18:19,842
‫‏ازت می خوان که کمتر قدرتمند باشی.

426
00:18:19,876 --> 00:18:21,077
‫‏هیچ وقت قرار نیست این اتفاق
‫‏بیافته، درسته؟

427
00:18:21,111 --> 00:18:22,245
‫‏هیچ وقت.

428
00:18:22,279 --> 00:18:24,347
‫‏هیچ وقت.
‫‏زود بر می گردم.

429
00:18:29,353 --> 00:18:31,220
‫‏بهترین آخر هفته، ریک.

430
00:18:31,255 --> 00:18:34,690
‫‏موافقم ریک.
‫‏حالا ببینیم چقدر می تونیم پیش بریم.

431
00:18:34,725 --> 00:18:37,760
‫،‏هی، یون
‫‏تو بازم...

432
00:18:40,063 --> 00:18:42,298
‫‏ریک، ببخشید این کارو با نوشته
‫‏انجام دادم.

433
00:18:42,332 --> 00:18:44,567
‫‏به اندازه کافی قوی نیستم که
‫‏رو در رو این کارو بکنم.

434
00:18:44,601 --> 00:18:47,903
‫‏من الان فهمیدم که به خاطر
‫همون دلایلی که

435
00:18:47,938 --> 00:18:50,406
‫،‏جذبت شدم
‫‏نمی تونم باهات باشم.

436
00:18:50,440 --> 00:18:51,874
‫‏تو نمی تونی تغییر کنی.

437
00:18:51,908 --> 00:18:54,210
‫،‏و من باهاش هیچ مشکلی ندارم

438
00:18:54,244 --> 00:18:57,079
‫‏اما این به وضوح این معنی رو ‏میده
‫که من با خودم مشکل دارم.

439
00:18:57,114 --> 00:18:59,282
‫‏من مطمئنم ورژن بی نقصی از من وجود نداره.

440
00:18:59,316 --> 00:19:02,451
‫‏می دونم که فقط گونه ای رو بعد از گونه ای
‫‏یکی می کنم.

441
00:19:02,486 --> 00:19:04,153
‫‏و هیچ وقت واقعا کامل نمیشم.

442
00:19:04,187 --> 00:19:06,989
‫‏اما می دونم که سر ما چی میاد.

443
00:19:07,024 --> 00:19:09,392
‫‏من خودم رو گم می کنم
‫‏و قسمتی از تو میشم.

444
00:19:09,426 --> 00:19:10,993
‫،‏چون به طرز عجیبی

445
00:19:11,028 --> 00:19:13,529
‫‏تو تو کاری که من دارم انجام میدم
‫‏بدون این که حتی تلاشی کنی ‏از من بهتری.

446
00:19:13,563 --> 00:19:19,001
‫،‏عشق تو و نه هیچ کس دیگه
‫‏یونیتی.

447
00:19:19,036 --> 00:19:21,937
‫‏پ.ن: من نمی دونم
‫اون معدنچی های ‏زغال سنگ

448
00:19:21,972 --> 00:19:23,005
‫‏قبل از این که یکی بشن، کجا بودن.

449
00:19:23,040 --> 00:19:24,740
‫‏شاید بخوای چک کنی.

450
00:19:28,045 --> 00:19:30,179
‫‏هی.

451
00:19:30,213 --> 00:19:31,580
‫‏بابا.

452
00:19:32,649 --> 00:19:36,118
‫‏من... جری و من...

453
00:19:36,153 --> 00:19:38,721
‫‏داشتیم دنبال چمن زنمون می گشتیم

454
00:19:38,755 --> 00:19:41,490
‫‏و پناهگاه زیرزمینی

455
00:19:41,525 --> 00:19:45,861
‫،‏و زندانی بیگانه ات رو پیدا کردیم
‫و اون فرار کرد.

456
00:19:45,896 --> 00:19:47,363
‫‏و می دونم عین مامان
‫،‏به نظر میام

457
00:19:47,397 --> 00:19:49,198
‫‏اما نمی تونم امنیت تمام خانواده رو

458
00:19:49,232 --> 00:19:51,133
‫‏چون که فقط می ترسم تو
‫،‏دوباره ول کنی بری

459
00:19:51,168 --> 00:19:53,002
‫‏پس، دیگه خبری از زندانی بیگانه

460
00:19:53,036 --> 00:19:57,506
‫‏و دیگه خبری از حفاری زیرزمینی
‫بدون مشورت با ما نیست.

461
00:19:57,541 --> 00:19:59,442
‫- ‏خیلی خب.
‫- ‏خیلی خب؟

462
00:19:59,476 --> 00:20:02,545
‫‏خیلی خب از اون مدل که تو یهویی
‫‏یه جایی تلپورت می کنی

463
00:20:02,579 --> 00:20:04,980
‫‏و دیگه بر نمی گردی؟
‫‏نه، خونه خودته.

464
00:20:05,015 --> 00:20:08,317
‫،‏بابا بزرگ ریک
‫‏با یونیتی چه اتفاقی افتاد؟

465
00:20:08,352 --> 00:20:10,853
‫‏کی؟ اوه، یونیتی.
‫‏آره، خب...

466
00:20:10,887 --> 00:20:12,688
‫،‏منظورم اینکه، راستش
‫‏داریم در مورد یه وجود

467
00:20:12,723 --> 00:20:14,156
‫‏که با بردگی به کمال می رسه
‫‏صحبت می کنیم، می دونید؟

468
00:20:14,191 --> 00:20:16,425
‫،‏باحال نیست، تفریح تفریحه
‫‏اما کی بهش احتیاج داره؟

469
00:20:16,460 --> 00:20:17,727
‫‏میرم تو گاراژ.

470
00:21:33,110 --> 00:21:37,306
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[...بعد از تیتراژ ادامـه داره]</font>

471
00:22:04,000 --> 00:22:06,635
‫‏یونیتی! یونیتی!

472
00:22:06,670 --> 00:22:08,871
‫‏یونیتی!

473
00:22:08,905 --> 00:22:09,769
‫‏چطور می تونم بهتون کمک کنم؟

474
00:22:09,794 --> 00:22:11,907
‫‏می خوام با یونیتی صحبت کنم.
‫بتا هفت.

475
00:22:11,942 --> 00:22:13,108
‫‏می دونم که اونجاس.

476
00:22:13,143 --> 00:22:14,810
‫‏وجود شما به عنوان دشمن
‫،‏رده بندی شده

477
00:22:14,845 --> 00:22:16,545
‫‏و یونیتی نمی خواد
‫باهاتون صحبت کنه.

478
00:22:16,580 --> 00:22:17,913
‫،‏دستت رو می دونم
‫بتای شماره‌ی هفت.

479
00:22:17,948 --> 00:22:19,381
‫،‏من یه میلیاردتا مثه تو رو دیدم

480
00:22:19,416 --> 00:22:21,250
‫اِی سنگِ صبورِ حاضر و آماده‌ی حمالـیِ...

481
00:22:21,284 --> 00:22:24,320
‫‏وجود شما به عنوان دشمن
‫،‏رده بندی شده

482
00:22:24,354 --> 00:22:25,921
‫‏اوه، خوشت اومده مادر...

483
00:22:25,956 --> 00:22:27,796
‫‏قرار نیست اونجوری که فکر
‫‏می کنی تموم بشه، رفیق.

484
00:22:27,824 --> 00:22:29,191
‫‏یونیتی تو نخ بقیه
‫‏چند ذهنی ها نیست.

485
00:22:29,226 --> 00:22:30,860
‫‏تو رو می مکه و ازت استفاده می کنه.

486
00:22:30,894 --> 00:22:32,127
‫،‏و چند ماه دیگه

487
00:22:32,162 --> 00:22:34,263
‫‏من با همه شما وقتی کلاه گیس قرمز
‫‏سرتونه، رو هم می ریزم!

488
00:22:34,297 --> 00:22:36,632
‫‏یونیتی! یونیتی!

489
00:22:36,666 --> 00:22:39,001
‫‏یونیتی، میدونم که می تونی
‫‏صدام رو بشنوی، بیا بیرون.

490
00:22:39,035 --> 00:22:40,269
‫‏سیستم جنگ افزار فعال شد.

491
00:22:40,303 --> 00:22:41,971
‫‏تو خوابت سیستم جنگ افزار
‫‏داشته باشی.

492
00:22:42,005 --> 00:22:44,673
‫‏ریک، گفتی قرارـه بریم سینما.

493
00:22:44,708 --> 00:22:45,608
‫‏قرارـه، مورتی.

494
00:22:45,642 --> 00:22:47,243
‫‏خیلی خب، بتای شماره‌ی هفتِ گه.

495
00:22:47,277 --> 00:22:49,411
‫‏زنگ نجاتت داد، عوضـی!
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[‏[اشاره به زنگ در راندهای مبارزه بوکس</font>

496
00:22:50,881 --> 00:22:52,381
‫<font color=#ed>©</font> TvWorld.info

