1
00:00:02,296 --> 00:00:04,830
‫- از مدرسـه چـه خبـر؟
‫- هیـچی.

2
00:00:04,832 --> 00:00:07,500
‫هیچـی! اوه، آه، یـکی از
‫مسئـولایِ بخش ناهار مُرده.

3
00:00:07,502 --> 00:00:09,135
‫،تـوی ورزشـگاه جسدش رو پیدا کردن که
‫انـگار، دوتـا سوراخ تو گردنـش بوده

4
00:00:09,137 --> 00:00:11,203
‫و تمام خونِ بدنـش رو خالی کرده بودن.

5
00:00:11,205 --> 00:00:13,039
‫خدایـا! آخـه کـی همچین کاری می کنـه؟

6
00:00:13,041 --> 00:00:15,641
‫بدیهی ـه که یـه خون‌آشام می کنـه.
‫فـ فـ فلفل کـو؟

7
00:00:15,642 --> 00:00:17,310
‫صب کن ببینم، چـی؟!
‫خون‌آشام ها واقعیت دارن!

8
00:00:17,311 --> 00:00:20,246
‫بله، سامـِر، خون‌ آشام ها واقعیت دارن.
‫کـی فکرش رو مـی کرد؟

9
00:00:20,247 --> 00:00:23,215
‫،اوه، آها آره، تمام بشریـت
‫الآن دیـگه صدها سالـه که می دونن.

10
00:00:23,217 --> 00:00:24,383
‫،آره دیـگه، سامـِر
‫دنیـای بزرگـی ـه.

11
00:00:24,386 --> 00:00:26,918
‫باهاش کنـار بیـا.
‫د درست میگم، ریـک؟

12
00:00:26,921 --> 00:00:28,253
‫خُب، چیـکار کنیم حالا؟!

13
00:00:28,255 --> 00:00:29,988
‫زندگی‌مون رو می کنیم تا بیوفتیم بمیریم.

14
00:00:29,990 --> 00:00:32,357
‫احتمالاً توسطِ یه خون‌آشام.
‫به احتمال زیاد تصادف می کنیم

15
00:00:32,360 --> 00:00:34,560
‫یا با بیماری قلبـی، ولی خب احتمالـش هم هست
‫که توسط خون‌آشام بمیریم.

16
00:00:34,562 --> 00:00:37,496
‫،بابابزرگ ریـک، نمیـشه
‫مثلاً، از دانشِ خارق العاده‌تون استفاده کنین

17
00:00:37,499 --> 00:00:40,566
‫و خودتون رو به یـه نوجوون تبدیل کنین
‫و بیایـن مدرسـه ی ما

18
00:00:40,568 --> 00:00:43,402
‫و کمک‌مون کنین خون‌آشامـه رو گیر بندازیم؟

19
00:00:43,404 --> 00:00:44,504
‫آم...اووه.

20
00:00:44,505 --> 00:00:47,072
‫آره، چـه سخنرانیِ پرجزئیاتی، سامـِر.

21
00:00:47,075 --> 00:00:49,709
‫احتمالاً می تونم خودم رو نوجوون بکنم

22
00:00:49,710 --> 00:00:52,245
‫و تو یه دنیای کونیِ پُر شده از
‫جوش و هورمون های بی هدف

23
00:00:52,246 --> 00:00:54,547
‫،و بدون سود که دبیرستان همچین جایی ـه
‫وِل بچرخم.

24
00:00:54,548 --> 00:00:56,249
‫ولی خب درجواب سوالـت سوالـم اینـه...

25
00:00:56,251 --> 00:00:59,084
‫آخـه اصلاً به چه دلیلِ %^@)#‌‌ای باید همچین کاری بکنم؟

26
00:00:59,087 --> 00:01:01,920
‫و تو اصن چجوری جرئـت می کنی ازم بخوای همچین کاری بکنم؟

27
00:01:01,923 --> 00:01:03,389
‫و چرا یکم از خودت خجالت نمی کشی؟

28
00:01:03,390 --> 00:01:04,289
‫بابا!

29
00:01:04,292 --> 00:01:06,092
‫عزیزم، از خودت خجالت بکش.

30
00:01:06,093 --> 00:01:07,292
‫جِـری! حالیت ـه الآن چی به
‫دخترمون گفتـی؟

31
00:01:07,294 --> 00:01:09,628
‫میـبخشید!
‫حواسـم به ماجرا نبود.

32
00:01:09,631 --> 00:01:12,063
‫حواسـت به بحث درمورد خون‌آشام ها نبود؟!

33
00:01:12,065 --> 00:01:14,800
‫بدیهی ـه که، نمی دونستم درمورد
‫،خون‌آشام ها هست

34
00:01:14,803 --> 00:01:16,636
‫،چون توجـه نمی کردم

35
00:01:16,637 --> 00:01:18,538
‫،که تو باید می فهمیدی
‫اگـه به من

36
00:01:18,539 --> 00:01:19,871
‫توجـه می کردی!

37
00:01:19,874 --> 00:01:21,774
‫،اوه، بفرمـا
‫دوباره ادای بیگناه هارو درآورد.

38
00:01:21,776 --> 00:01:23,109
‫،من بیگناهـم، بِـث

39
00:01:23,110 --> 00:01:25,478
‫یـا با یـه هیولایِ بدجنسِ بی‌انصاف ازدواج کردم

40
00:01:25,479 --> 00:01:26,878
‫که همیـشه اذیتـم می کنه؟!

41
00:01:26,881 --> 00:01:28,413
‫یـا خـدا!

42
00:01:28,416 --> 00:01:30,455
‫میشـه یه فکری واسه زندگی زناشویی‌تون بکنین
‫یا طلاق بگیرین تموم شـه بِره؟

43
00:01:31,952 --> 00:01:35,721
‫خب، پیش مشاور ازدواج که رفتیم.

44
00:01:35,722 --> 00:01:37,222
‫اینا مشاورهای کره‌ی زمین هستن.

45
00:01:37,225 --> 00:01:39,125
‫مثـه اینه که از یه اسب بخوای
‫چرخ و فلک رو درست کنه.

46
00:01:39,127 --> 00:01:40,592
‫،منظورم اینه که، نهایت سعی‌اش رو می کنه

47
00:01:40,595 --> 00:01:42,127
‫ولی خب بیشتر، فقط وحشت می کنه.

48
00:01:42,130 --> 00:01:44,996
‫من یه جایِ برون‌سیاره‌ای می شناسم
‫با صد درصد میزان موفقیـت.

49
00:01:44,999 --> 00:01:47,733
‫،خب، ما که دوست داریم درستـش کنیم
‫اگه بتونیـم.

50
00:01:47,734 --> 00:01:48,967
‫- فقط مشکل اینجاست که...
‫- پس دیـگه حل ـه.

51
00:01:48,970 --> 00:01:50,303
‫نمی خواد بار و بندیل ببندین.
‫- اوه!

52
00:01:50,304 --> 00:01:52,071
‫بریـم، بریـم، بریـم، بریـم!

53
00:01:52,072 --> 00:01:55,307
‫،فک می کنی مامان و بابا
‫، می دونی

54
00:01:55,310 --> 00:01:56,341
‫می خوان طلاق بگیرن؟

55
00:01:56,343 --> 00:01:58,244
‫من فک می کنم، اشکال نداره آدم رویاپردازی کنه، مورتـی.

56
00:01:58,246 --> 00:01:59,995
‫من میـرم چنـتا تیـرچوبی درست کنم.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[واسه کشتن خون‌آشام ها]</font>

57
00:02:01,925 --> 00:02:08,557
‫تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـی کـنـد »
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[ TvWorld.info ]</font>

58
00:02:29,545 --> 00:02:33,782
‫:تـــــــرجـــــــمــــــــــــه از
‫<font color=#a> Milad eMJey میــلاد</font>و<font color=#edaeBe> Miss Harley ســــارا</font>

59
00:02:34,047 --> 00:02:36,615
‫من اسم‌تون رو واسه یه دوره‌ی فشرده‌ی دو روزه
‫،توی "نوپتیای چهار" نوشتم

60
00:02:36,618 --> 00:02:39,452
‫موفق‌آمیزترین موسسه‌ی مشاوره‌ی ازدواجِ کهکشان.

61
00:02:39,453 --> 00:02:40,987
‫می تونن زندگیِ زناشویی یه سگ

62
00:02:40,989 --> 00:02:42,655
‫و یه تیـکه شکلاتِ تلخ رو نجات بدن.

63
00:02:42,657 --> 00:02:45,056
‫می تونن زندگی زناشوییِ دوتا بازیگر پورن رو نجات بدن.

64
00:02:45,059 --> 00:02:47,493
‫خب، من که می دونم آماده‌ام
‫هر راهی که باشه رو امتحان کنم.

65
00:02:47,495 --> 00:02:49,362
‫که حرفـت به صورت واضح
‫این مفهموم رو میرسونه که، من نیستم.

66
00:02:49,364 --> 00:02:50,896
‫مسابقـه نیست که، بِـث.

67
00:02:50,899 --> 00:02:52,198
‫،اوه، اینجوری می خوای برنده بشی
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[دکمه‌ی پاک‌سازیِ مسافر]</font>

68
00:02:52,199 --> 00:02:53,900
‫با اشاره کردن به اینکه
‫من همش می خوام باهات رقابت کنم؟

69
00:02:53,901 --> 00:02:55,200
‫اگـه واقعاً همچیـن آدمـی باشـی.

70
00:02:55,203 --> 00:02:56,401
‫- همچین آدمـی بخوره تو سَـرت.
‫- آره از خداتـه!

71
00:02:56,404 --> 00:02:57,870
‫خیلی خب، خوش باشین.
‫پنج شنبه می بینمتون!

72
00:02:57,871 --> 00:02:59,371
‫اوه!

73
00:02:59,374 --> 00:03:00,539
‫عنتـر.

74
00:03:00,542 --> 00:03:02,140
‫به پدرم توهین نکن.

75
00:03:02,143 --> 00:03:04,143
‫بخاطرِ اون ـه که بچه‌هامون فقط
‫از یه نیـمه منگل شدن.

76
00:03:04,144 --> 00:03:05,977
‫هِرهِر! به خودت گفتـی...

77
00:03:05,979 --> 00:03:07,045
‫اوه.

78
00:03:07,048 --> 00:03:08,881
‫- بِـث و جِـری اسمیـت؟
‫- بلـه.

79
00:03:08,882 --> 00:03:10,149
‫من گَلِـکـسو اِسلیم‌اسلام هستم.

80
00:03:10,150 --> 00:03:12,150
‫به نوپتیای چهار خوش اومدین.

81
00:03:12,152 --> 00:03:16,055
‫خیال‌تون از بابت زندگیِ زناشویی‌تون
‫حال دیگه می تونه راحت باشه.

82
00:03:16,056 --> 00:03:19,225
‫جِـری، برو اونجا بشین و این رو
‫بذار روی سَرت.

83
00:03:19,227 --> 00:03:21,761
‫این دستگاه اون قسمتی از مغزِ شخص مورد نظر

84
00:03:21,763 --> 00:03:25,231
‫که حاوی تمام درکی که از شریک عشقی‌اش داره، هست
‫رو جداسازی می کنـه.

85
00:03:25,233 --> 00:03:28,434
‫و حالا مـا درکـی که جِـری از بِـث داره رو

86
00:03:28,436 --> 00:03:32,071
‫به صورت یه موجود بیولوژیـکیِ مصنوعی ارائـه میـدیم.

87
00:03:35,109 --> 00:03:36,441
‫جالبـه.

88
00:03:36,443 --> 00:03:38,109
‫این دیـگه چه کوفتـی ـه؟!
‫پسـش بگیـر!

89
00:03:38,112 --> 00:03:39,946
‫تـو عمراً همچیـن فکری درمورد من بـکنی!

90
00:03:39,948 --> 00:03:41,212
‫من که کاری نکردم!

91
00:03:41,215 --> 00:03:42,514
‫اونـا از مغز من اسکن‌ـش کردن.

92
00:03:42,517 --> 00:03:43,615
‫می تونم پسـش بگیرم؟

93
00:03:43,618 --> 00:03:45,417
‫جایـی واسه پشیمونـی نیست.
‫ما اینجا با افکارِ

94
00:03:45,419 --> 00:03:47,419
‫ناخودآگاه و ناسالم سَروکار داریم.

95
00:03:47,422 --> 00:03:48,687
‫بِـث.

96
00:03:48,690 --> 00:03:51,691
‫حالا، ما مغز بِـث رو برای درکـی
‫که از جِـری داره، بررسی می کنیم.

97
00:03:51,693 --> 00:03:53,059
‫خوب بررسی کنین.
‫دیـگه واسـه من مُرد ـه.

98
00:03:53,061 --> 00:03:54,259
‫همه‌چی واسه تو مُرد‌ ـه.

99
00:03:54,262 --> 00:03:55,627
‫- چـی گفتـی؟
‫- هیچـی.

100
00:04:01,102 --> 00:04:03,035
‫بفرمـا، داشتـه باش، عوضـی.

101
00:04:03,037 --> 00:04:04,704
‫همه‌تون می‌بینین من چی میگم؟

102
00:04:04,705 --> 00:04:07,440
‫فک می کنم همه‌مون می‌بینیم هردوتون چی میگین.

103
00:04:08,910 --> 00:04:10,810
‫سرنخی از خون‌آشامـه پیدا نکردی؟

104
00:04:10,811 --> 00:04:12,277
‫نه، سامِـر!
‫،منظورم اینه که، میدونی

105
00:04:12,280 --> 00:04:14,646
‫بنظرم وقتـش ـه که
‫بـ بیخیالـش بشیم.

106
00:04:14,649 --> 00:04:16,414
‫اوه، پس حالا دیـگه تو هم خودت رو دست بالا میگیری

107
00:04:16,417 --> 00:04:17,717
‫فقط به این خاطر که بابابزرگ هم خودش رو دست بالا میگیره؟

108
00:04:17,719 --> 00:04:19,551
‫به این خاطر نیست، بخاطرِ اینه که

109
00:04:19,554 --> 00:04:21,987
‫دنیـا یه کمی خیلی بزرگ ـه
‫که بخوای به همچین چیز کوچیکـی اهمیت بدی.

110
00:04:22,991 --> 00:04:24,624
‫چه خبـرا، هلسینگ های من؟
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[شکارچیِ خون‌آشامِ رمان دراکولا]</font>

111
00:04:24,626 --> 00:04:26,325
‫کی میخواد خون‌آشام شکار کنه؟ هار هار هار!

112
00:04:26,326 --> 00:04:28,059
‫ریـک؟
‫چـه... چه جوری...

113
00:04:28,061 --> 00:04:29,462
‫،آره، حوصلم سَر رفت، بعد یادم اومد که

114
00:04:29,463 --> 00:04:31,563
‫،امروز صبح چجوری حالِ سامِـر رو گرفتم
‫،و با خودم فک کردم

115
00:04:31,566 --> 00:04:33,299
‫هِی، تو چرا دیـگه همچین عنترِ بداخلاقی شدی، ریـک؟"

116
00:04:33,301 --> 00:04:34,833
‫،برو تو گاراژ
‫ذهنـت رو به یه کلونِ جوون‌تر از خودت

117
00:04:34,835 --> 00:04:37,003
‫منتقل کن، و خودت رو غرقِ

118
00:04:37,004 --> 00:04:39,138
‫،مسخره بازیِ جوونـا بکن
‫"حالا مگه چـی می خواد بشـه؟

119
00:04:39,140 --> 00:04:40,905
‫پس من اینـجام در خدمت‌تون.
‫من ریـکِ ریزه‌میزه هستـم!

120
00:04:40,907 --> 00:04:42,475
‫بـ بـ بـاشه.

121
00:04:42,477 --> 00:04:43,908
‫خب، خیلی خوب شد که اینجایی، ریـک.

122
00:04:43,910 --> 00:04:45,311
‫مطمئن شده بودم که توانایی‌اش رو نداریم

123
00:04:45,313 --> 00:04:46,946
‫که خودمون تنها با یه خون‌آشام مقابله کنیم.

124
00:04:46,948 --> 00:04:48,446
‫خودت‌تون رو دست کم نگیر، سامِـر.

125
00:04:48,448 --> 00:04:50,349
‫شما توانایی‌اش رو دارین.
‫ولی هنوزم حال میـده

126
00:04:50,350 --> 00:04:52,917
‫،که باهم تو یه تیمِ %$&#@ـی انجامش بدیم
‫*#%&^ریـکِ ریزه‌میزه‌ی مادر!

127
00:04:52,919 --> 00:04:56,087
‫،آره! وای خدا
‫توبـی متیـوز!

128
00:04:56,090 --> 00:04:58,023
‫سلام، توبـی، من ریکِ ریزه‌میزه ام.
‫جدید اومدم.

129
00:04:58,025 --> 00:05:00,426
‫هِـی اوه... بهم سخت نگیرین.
‫هار هار. شوخی کردم.

130
00:05:00,427 --> 00:05:02,994
‫از رک و بی‌پرده بودنـت خوشم میاد

131
00:05:02,996 --> 00:05:04,864
‫و این روپوشِ آزمایشگاه‌ات هم خیلی باحالـه.

132
00:05:04,866 --> 00:05:06,198
‫سامِـر.

133
00:05:06,200 --> 00:05:08,133
‫اسمـم رو بلـده!

134
00:05:08,136 --> 00:05:09,501
‫چرا ندونـه؟
‫تو عالی هستی!

135
00:05:09,503 --> 00:05:11,003
‫ولی گوش کنین، مراقب باشین.

136
00:05:11,004 --> 00:05:12,672
‫،نمی‌تونیم کسی رو خون‌آشام حساب نکنیم

137
00:05:12,674 --> 00:05:14,773
‫حتی اونایی که دلـبرن.

138
00:05:14,775 --> 00:05:16,008
‫نکن اینکارو، ریـک ریزه‌میزه.

139
00:05:16,010 --> 00:05:18,044
‫شکارِ خون‌آشام با نوه‌هام!

140
00:05:18,046 --> 00:05:20,212
‫#@$^$%&!
‫ریـــکِ ریـــزه‌میـــزه!

141
00:05:20,213 --> 00:05:22,681
‫قدم بعدی اینـه که اسطوره‌هاتون رو تماشا کنین

142
00:05:22,684 --> 00:05:25,717
‫که باهم تعامل می کنن
‫و، آه... یـه سورپرایز گنده...

143
00:05:25,720 --> 00:05:27,018
‫هیچ‌وقت چیز جالبـی نیست.

144
00:05:28,455 --> 00:05:30,689
‫،اینـجا گـاار و زاربـدار گلومپـش رو داریم

145
00:05:30,691 --> 00:05:32,657
‫،یـا، بهتـره که بگم
‫اینـجا حس و درکـی که

146
00:05:32,660 --> 00:05:35,193
‫گـاار و زاربـدار از هم دارن، داریم.

147
00:05:37,364 --> 00:05:38,830
‫،همونجوری که همه‌مون می بینیم

148
00:05:38,833 --> 00:05:41,200
‫اصلاً نمیشه گفت اینـا
‫گـاار و زاربـدار واقعی هستن.

149
00:05:41,201 --> 00:05:42,902
‫،که چیزِ خوبـی ـه
‫چون رابطـه‌ای که تو ذهن‌شون

150
00:05:42,903 --> 00:05:45,470
‫،دارن نه تنها زشت نیست بلکه

151
00:05:45,472 --> 00:05:48,006
‫نـاپایـدارـه.

152
00:05:50,811 --> 00:05:53,746
‫شاید همین الآن هم نکته‌ی مهمی رو
‫یاد گرفته باشین...

153
00:05:53,748 --> 00:05:56,215
‫،همه‌ی این روابـط متفاوت هستن

154
00:05:56,217 --> 00:05:59,484
‫،هیچ کدومشون واقعی نیستن
‫و هیچ کدومشون سرانجامی ندارن.

155
00:05:59,487 --> 00:06:02,722
‫ما هیولاهایی که گاهی اوقات همه دیگه
‫،رو به اون شکل فرض می کنیم، نیستیم

156
00:06:02,724 --> 00:06:06,491
‫چون ما واقعیت داریم و
‫عمل می کنیم.

157
00:06:06,494 --> 00:06:09,862
‫این چیزیـه که ما رو نسبت به اونا برتری میده.

158
00:06:09,864 --> 00:06:12,698
‫ما می تونیم راه‌حل هارو پیدا کنیم.

159
00:06:12,700 --> 00:06:13,732
‫می تونیم سازگاری کنیم.

160
00:06:13,734 --> 00:06:15,568
‫می تونیم ارتباط برقرار کنیم.

161
00:06:16,436 --> 00:06:19,739
‫،و مهم‌تر از همه

162
00:06:19,741 --> 00:06:24,744
‫می تونیم باهم کار کنیم.

163
00:06:24,746 --> 00:06:27,580
‫،خب، ماجراجوییِ سختی بود
‫ولی خب نتیجه‌اش رو هم دیدم...

164
00:06:27,581 --> 00:06:29,248
‫مدرسه‌مون عاری از خون‌آشام ـه!

165
00:06:29,249 --> 00:06:31,883
‫پسر، کی فکرش رو میکرد مربی فراتـو باشه؟

166
00:06:31,886 --> 00:06:34,352
‫کارتون عالی بود، بچه ها.
‫بدون شما نمی شد.

167
00:06:34,354 --> 00:06:35,921
‫می دونین، ما... مـ ما باید
‫به خودمون افتخار کنیم.

168
00:06:35,922 --> 00:06:38,424
‫ما یه خون‌آشام و یه مربـیِ ورزش رو کُشتیم.

169
00:06:38,426 --> 00:06:40,525
‫هار هار هار. یکی رو گرفتیم
‫اون یکی‌اش اشانتیون روش بود، نـه؟!

170
00:06:40,527 --> 00:06:42,761
‫،خب پس، دقیقاً چجوری
‫بدنِ پیرتون توی اون

171
00:06:42,763 --> 00:06:43,862
‫زنده می مونه، بابابزرگ ریـک؟

172
00:06:43,864 --> 00:06:45,431
‫،اوه، می دونی
‫،یه نوع سیـالِ کوانتومیِ فشرده

173
00:06:45,432 --> 00:06:46,931
‫همچین چیزایی.

174
00:06:46,934 --> 00:06:48,868
‫از بافت زنده محافظت می کنه.
‫نه اینکه خیلی هم چیزی داشتم که

175
00:06:48,869 --> 00:06:51,936
‫محافظت کنه. مومیایی رو داشته باش! هار! هار هار!

176
00:06:51,938 --> 00:06:54,706
‫و فک کنم دیگه وقتشـه برگردم به همون بدن سالخورده.

177
00:06:54,708 --> 00:06:58,443
‫وای خدایا. توبـی متیـوز ازم پرسیده
‫مامان بابام هنوز مسافرتن

178
00:06:58,446 --> 00:06:59,945
‫و اینکه می تونیم مهمونی بگیریم یا نه!

179
00:06:59,946 --> 00:07:02,580
‫خیلی هم خوب، آفرین، سامِـر!
‫بهت نگفتم؟

180
00:07:02,583 --> 00:07:05,885
‫اووه!
‫پرسیده ریـکِ ریزه‌میزه هم هست یا نه.

181
00:07:05,886 --> 00:07:07,253
‫خب، اصن می دونی چیه، سامِـر؟

182
00:07:07,254 --> 00:07:09,087
‫بهش بگو ریـکِ ریزه‌میزه هستـش!

183
00:07:09,090 --> 00:07:10,455
‫و بهش بگو یکم آبجو هم بیـاره!

184
00:07:10,458 --> 00:07:13,659
‫جدی جدی؟ شـ شـ شـ شما
‫،ریـکِ ریزه‌میزه می مونین

185
00:07:13,660 --> 00:07:15,126
‫فقط به این خاطر که ما بتونیم مهمونی بگیریم؟

186
00:07:15,128 --> 00:07:16,761
‫آره معلوم ـه!
‫مگه یه شب دیگه چیزی میشه؟

187
00:07:16,763 --> 00:07:19,465
‫و کی بهش خوش میگذره وقتی این یارو پیرپاتال هستش، ها؟

188
00:07:19,467 --> 00:07:22,133
‫وابـی لابـی دووب دووب!

189
00:07:22,136 --> 00:07:23,969
‫- هوووو!
‫- ریـکِ ریزه‌میزه!

190
00:07:25,972 --> 00:07:29,008
‫،خب میگذریم. حالا
‫شاهدِ بِـث و جِـری اسمیـت هستیم

191
00:07:29,010 --> 00:07:30,809
‫از سیاره ی زیـمین.

192
00:07:30,811 --> 00:07:31,977
‫قلبـم داره میـزنـه.

193
00:07:31,979 --> 00:07:33,145
‫عالی میشـه.

194
00:07:33,147 --> 00:07:34,813
‫روابـطِ زیـمینی ساده‌تر هستن.

195
00:07:34,816 --> 00:07:37,482
‫،زمین یک سیاره‌ی بدوی هستـش
‫به همین علت اختلالات‌شون، اوه...

196
00:07:37,484 --> 00:07:39,318
‫صـ صب کن، چـی؟
‫چـه خبـرـه؟

197
00:07:39,320 --> 00:07:41,085
‫اسطوره های اسمیـت ها کجا هستن؟

198
00:07:46,092 --> 00:07:47,493
‫وای یـا خـدا.

199
00:07:50,297 --> 00:07:53,431
‫- وای خدا.
‫- سلول رو محفوظ کنین!

200
00:07:55,335 --> 00:07:57,669
‫آه، هِـی! میدونین کجا خوش میگذره؟
‫مغازه ی کادوفروشی‌مون.

201
00:07:57,672 --> 00:07:59,804
‫چرا به صورت منظم باهم جلو نریم...

202
00:08:03,010 --> 00:08:04,176
‫اوه، خدای بزرگ، نـه.

203
00:08:04,177 --> 00:08:06,011
‫هم‌وابسته شدن!

204
00:08:06,013 --> 00:08:07,212
‫فرار کنین!

205
00:08:09,616 --> 00:08:10,448
‫اوه!

206
00:08:15,443 --> 00:08:17,109
‫،اوه، آره آره
‫واقعاً بلدی

207
00:08:17,112 --> 00:08:19,479
‫- چجوری رنگ آبـی بپوشـی.
‫- واقعاً؟

208
00:08:19,480 --> 00:08:21,480
‫- خیلی خوشگل شدی.
‫- وای خدایـا.

209
00:08:21,482 --> 00:08:23,616
‫- سلام، مورتـی.
‫- اوه، سلام... سلام، جسیـکا.

210
00:08:23,618 --> 00:08:27,552
‫خب پس، ریـکِ ریزه‌میزه داداشت ـه یا پسردایی، یا...؟

211
00:08:27,554 --> 00:08:28,921
‫نه، بابابزرگـم هوشیاری و آگاهیش رو

212
00:08:28,922 --> 00:08:30,655
‫به یه کلون از خودش منتقل کرد

213
00:08:30,657 --> 00:08:32,124
‫تا بتونـه توی مدرسه‌مون باشه.

214
00:08:32,126 --> 00:08:33,258
‫چه باحال.

215
00:08:33,261 --> 00:08:35,128
‫هِـی، ریکِ ریزه‌میزه داره گیتار میزنه.

216
00:08:35,129 --> 00:08:36,229
‫خیلی خب، همگی.

217
00:08:36,230 --> 00:08:37,930
‫این آهنگ بعدی مستقیماً حرف دل ـه.

218
00:08:37,931 --> 00:08:40,233
‫متن آهنگـه درحین خوندن، خودجوش میاد بیرون.

219
00:08:40,234 --> 00:08:41,734
‫بذارین بیام بیرون ؟؟

220
00:08:41,735 --> 00:08:44,903
‫چیزی که شما می بینین من نیستم ؟؟

221
00:08:44,906 --> 00:08:46,172
‫زندگیِ من یه دروغ ـه ؟؟

222
00:08:46,173 --> 00:08:47,773
‫من کسی که بهش نگاه می کنین نیستم ؟؟

223
00:08:47,774 --> 00:08:49,809
‫بذارین بیام بیرون، آزادم کنین ؟؟

224
00:08:49,811 --> 00:08:51,811
‫،من خیلی پیـرم؟
‫این من نیستم ؟

225
00:08:51,812 --> 00:08:57,249
‫بدنِ واقعیم داره آروم آروم تو یه بشکه از بین میره ؟؟

226
00:08:57,252 --> 00:08:58,984
‫کسی اصن گوش میده؟ ؟؟

227
00:08:58,986 --> 00:09:00,952
‫کسی می فهمه؟ ؟؟

228
00:09:00,955 --> 00:09:04,489
‫انقد اینجوری بهم نگاه نکنین؟
‫و واقعاً بیاین بهم کمک کنین ؟

229
00:09:04,492 --> 00:09:05,624
‫کمکم کنین ؟؟!

230
00:09:05,627 --> 00:09:07,426
‫کمکم کنین، دارم می میرم ؟؟!

231
00:09:07,427 --> 00:09:09,162
‫ریـکِ ریزه‌میزه!
‫ممنون از همگی!

232
00:09:09,163 --> 00:09:10,595
‫این یارو عالیـه!

233
00:09:10,598 --> 00:09:11,596
‫من عاشق ریـکِ ریزه‌میزه ام!
‫خـفـن.

234
00:09:11,599 --> 00:09:14,667
‫آره!

235
00:09:33,153 --> 00:09:34,619
‫هـا؟

236
00:09:34,622 --> 00:09:36,221
‫چـه #%@^*&؟

237
00:09:36,224 --> 00:09:38,124
‫آره، میدونم! این دیگه چه نوع بند و بساطیه راه انداختین؟

238
00:09:38,125 --> 00:09:41,060
‫مـا؟! این دیگه چه نوع رابطه‌ایـه که شما دوتا دارین؟!

239
00:09:41,061 --> 00:09:42,527
‫اوه، درستـه. بندازینـش گردنِ ما.

240
00:09:42,529 --> 00:09:45,531
‫اوکی، آه، می تونـم و دارم میندازم!

241
00:09:45,532 --> 00:09:49,368
‫اسطوره های اهریمنی‌ای که از همدیگه ساختین
‫دارن باهم همکاری می کنن.

242
00:09:49,369 --> 00:09:50,835
‫خب مگه چیزِ خوبی نیست؟

243
00:09:50,838 --> 00:09:52,904
‫نه. نـه! بَـد ـه!

244
00:09:52,907 --> 00:09:55,874
‫شما بدترین زندگی زناشویی‌ای رو دارین
‫که تا به حال تو عمرم شاهدش بودم.

245
00:09:55,877 --> 00:09:57,710
‫اصن نباید وجود داشتـه باشـه!

246
00:09:57,711 --> 00:09:59,845
‫شما، هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت
‫نباید باهم ازدواج می کردین

247
00:09:59,846 --> 00:10:02,547
‫،و نمی فهمم اصن چجوری، یا چرا

248
00:10:02,550 --> 00:10:04,584
‫باید بخواین باهم بمونین.

249
00:10:05,920 --> 00:10:07,485
‫خب، اینجام مشاوره واسه زوج های بَد ـه دیگه.

250
00:10:07,488 --> 00:10:08,821
‫دقیقـاً.

251
00:10:14,329 --> 00:10:15,661
‫واسه ماهم صب کنین!

252
00:10:15,662 --> 00:10:16,995
‫فقط جایِ یه نفر دیگه میشه.

253
00:10:16,998 --> 00:10:18,431
‫من روان‌شناسـم.
‫باهاشون صحبت می کنم.

254
00:10:18,432 --> 00:10:21,032
‫اونـا روان‌شناس نیستـن.
‫برین، برین، برین!

255
00:10:21,034 --> 00:10:23,369
‫باید یه راهی باشه که با بابام تماس بگیریم.

256
00:10:23,370 --> 00:10:25,571
‫بیا اتاق مرکزی‌ای، چیزی رو پیدا کنیم.

257
00:10:30,545 --> 00:10:33,079
‫بِـث!
‫باید اینـو ببینی.

258
00:10:33,080 --> 00:10:34,180
‫چیـه؟

259
00:10:34,181 --> 00:10:35,513
‫،این یه قطعه‌ی لولادارِ کوچیک ـه

260
00:10:35,515 --> 00:10:38,017
‫با یکم فضای خالی پشتـش.

261
00:10:38,018 --> 00:10:39,685
‫،اگه تو هم بتونی یکی پیدا کنی

262
00:10:39,686 --> 00:10:43,055
‫،احتمالاً تا ساعت‌ها جامون امن ـه
‫شایدم روزها!

263
00:10:43,056 --> 00:10:45,423
‫تو همونجا بمون، جِـری.

264
00:10:45,426 --> 00:10:47,593
‫من اگه نجات پیدا کردم واست کمک می فرستم.

265
00:10:47,595 --> 00:10:50,095
‫نمی خوای واسه خودت یه دریچه‌ی کوچیک پیدا کنی؟

266
00:10:50,098 --> 00:10:52,864
‫،جِـری، من معتقـدم
‫،اگه خودت تنهایی قایم شی

267
00:10:52,867 --> 00:10:54,867
‫ممکنه نجات پیدا کنی
‫،و معتقـدم، من، خودم تنهایی

268
00:10:54,869 --> 00:10:57,702
‫شاید شانسی واسه
‫،فرار کردن از اینجا داشته باشم

269
00:10:57,705 --> 00:11:00,138
‫ولی دوتامون باهم؟

270
00:11:00,140 --> 00:11:01,273
‫نمی دونم.

271
00:11:01,276 --> 00:11:03,308
‫ببین، شاید حق با روان‌شناسـه بود.

272
00:11:03,311 --> 00:11:06,878
‫موفق باشـی.

273
00:11:08,649 --> 00:11:09,915
‫،خیلی خب، حالا
‫گوشـت با من باشه.

274
00:11:09,917 --> 00:11:11,383
‫اوه! یا می خوای نباشـه.

275
00:11:11,385 --> 00:11:13,119
‫هِی! نکن اینکارو! لطفاً!

276
00:11:15,956 --> 00:11:17,556
‫یا خدا، یا خدا، یـا خـدا!

277
00:11:17,557 --> 00:11:19,557
‫،خب حالا، می دونم قبلاً گفتم

278
00:11:19,560 --> 00:11:21,226
‫که ریاضی چیزِ مهمی ـه...
‫و خب هستـش...!

279
00:11:21,229 --> 00:11:24,062
‫،ولی بنظرم
‫یه روزی، همه‌تون برمیگردین به این دوران

280
00:11:24,065 --> 00:11:27,899
‫،توی دبیرستان با ریـکِ ریزه‌میزه و مورتـی

281
00:11:27,902 --> 00:11:30,603
‫که شنیدم دیـشب یه مهمونیِ خفن داشتن.

282
00:11:30,604 --> 00:11:32,805
‫پس، کلاس تعطیل ـه.

283
00:11:32,806 --> 00:11:34,072
‫امروز رو مرخصـین!

284
00:11:34,075 --> 00:11:36,242
‫،خیلی هم خوب! کارتون عالی بود
‫آقای گولدن‌فولد!

285
00:11:36,244 --> 00:11:38,411
‫آره، برین بیرون.
‫کتابی چیزی بخونین.

286
00:11:38,412 --> 00:11:39,845
‫یکم کرم ضدآفتاب بزن، دَنیـل!

287
00:11:39,846 --> 00:11:41,479
‫هِـی، چه خبـرا، سامِـر؟
‫اووه، چه پیرهن خوشگلی.

288
00:11:41,481 --> 00:11:43,648
‫،ممنون، ریکِ ریزه‌میزه
‫بنظرت امشب دیگه

289
00:11:43,651 --> 00:11:45,618
‫برمیگردی به بدنِ قدیمی‌ات؟

290
00:11:45,619 --> 00:11:47,253
‫نه بابا نمیشه. امشب مجلس رقص داریم

291
00:11:47,254 --> 00:11:49,788
‫و مورتـی میخواد جسیـکا رو بیاره.
‫کمک حالِ ریزه‌میزه‌اش رو نیاز داره.

292
00:11:49,791 --> 00:11:51,824
‫ریـکِ ریزه‌میزه!

293
00:11:51,825 --> 00:11:54,460
‫اوکی، پس اگه امشب نه، پس کی؟

294
00:11:54,461 --> 00:11:55,661
‫نمی دونم.
‫هروقت حس‌ش بود؟

295
00:11:55,662 --> 00:11:58,096
‫لعنت به تو دختر!
‫یذره آروم بگیر!

296
00:11:58,099 --> 00:12:00,032
‫،این قضیه از همون اول ایده خودت بود

297
00:12:00,033 --> 00:12:01,667
‫حالا میخوای سریع همه چیزو تموم کنی؟

298
00:12:01,668 --> 00:12:03,502
‫راست میگه، اصلاَ می دونی چیه؟
‫من از دبیرستان خوشم اومده.

299
00:12:03,503 --> 00:12:05,104
‫دوست دارم همینجا بمونم.
‫ریک ریزه میزه!

300
00:12:05,105 --> 00:12:08,206
‫،ولی اگه اونی که از دبیرستان خوشش میاد
‫خود اصلیت نباشه چی؟

301
00:12:09,777 --> 00:12:10,676
‫اوه!

302
00:12:10,677 --> 00:12:11,944
‫اوه سامر!

303
00:12:11,946 --> 00:12:13,546
‫این همون ریک خودمونه تو یه بدن جوان‌تر.

304
00:12:13,547 --> 00:12:14,779
‫چه... چه...
‫چه... چه...

305
00:12:14,782 --> 00:12:16,148
‫چه مشکلی داره مگه؟

306
00:12:16,149 --> 00:12:18,283
‫این نقاشی رو ببین، مورتی.

307
00:12:18,286 --> 00:12:19,384
‫من یه رگه‌های ایمویی دارم.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[نوجوانانی با شخصیت تقلبی  ،emo]</font>

308
00:12:19,387 --> 00:12:20,652
‫بخاطر همینه که اینقدر باحال هستم.

309
00:12:20,654 --> 00:12:23,321
‫پس چرا نوشته، "مورتی و سامر بهم کمک کنید"؟

310
00:12:23,324 --> 00:12:25,957
‫بیخیال سامر، این فقط یه نقاشی ساده‌ـست.

311
00:12:25,960 --> 00:12:27,393
‫چرا به "شوالیه سوار" می گفتن "شوالیه سوار"؟
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[با بازی دیوید هسلهاف  Knight Rider اشاره به سریال]</font>

312
00:12:27,394 --> 00:12:30,229
‫اسم ماشینه که کیت بود، کسی سوار مایکل نایت نمی شد!
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[اسم شخصیت هسلهاف، مایکل نایت بود]</font>

313
00:12:30,230 --> 00:12:32,630
‫داری فکرهای بیخود می کنی سامر.
‫من ریک ریزه میزه‌م!

314
00:12:32,633 --> 00:12:35,368
‫بابزرگ، بنظر من وقتی ذهنت رو تویِ

315
00:12:35,369 --> 00:12:36,534
‫،ذهن جوان این بدن قرار دادی

316
00:12:36,537 --> 00:12:38,204
‫کاری که ذهن‌های جوان می کنن رو انجام داد...

317
00:12:38,205 --> 00:12:40,239
‫یعنی افکار بد رو پس زد

318
00:12:40,240 --> 00:12:41,740
‫و  دورشون یه دیوار کشید.

319
00:12:41,743 --> 00:12:44,643
‫اما ریک واقعی همون افکار بده.

320
00:12:44,644 --> 00:12:46,144
‫این حقیقت که تو پیری و

321
00:12:46,147 --> 00:12:47,812
‫،همه‌ـمون یه روزی می میریم

322
00:12:47,815 --> 00:12:49,981
‫این حقیقت که دنیا خیلی بزرگه و
‫،هیچ چیزش مهم نیست

323
00:12:49,984 --> 00:12:52,017
‫این حقایق خودِ تو هستن.

324
00:12:52,018 --> 00:12:53,719
‫واسه همین داخل افکارت زندانی شدی و
‫فقط می تونی

325
00:12:53,720 --> 00:12:56,489
‫به شکل غم و نگرانی‌های نوجوانیِ ریک ریزه میزه
‫ازش خارج بشی!

326
00:12:56,490 --> 00:12:58,923
‫خوب سامر، بنظرم

327
00:12:58,926 --> 00:13:01,426
‫توبی متیوس چندان علاقه ای به داف‌های روانی نداره.

328
00:13:01,428 --> 00:13:02,861
‫کلاَ فکر نکنم کسی هم علاقه ای داشته باشه.

329
00:13:02,864 --> 00:13:05,531
‫#$%^ تو مراسم رقص می‌بینمت مادر!
‫ریک ریزه میزه!

330
00:13:05,532 --> 00:13:07,066
‫مورتی، باید بهم کمک کنی!

331
00:13:07,067 --> 00:13:09,601
‫سامر، اون شاده!
‫منم شادم!

332
00:13:09,604 --> 00:13:11,036
‫چون چشم دیدن شادی من و ریک رو نداری

333
00:13:11,037 --> 00:13:12,838
‫داری این مسخره بازی‌ها رو درمیاری؟

334
00:13:12,840 --> 00:13:13,839
‫نه.

335
00:13:13,840 --> 00:13:15,206
‫خوب پس افکار تخمی تخیلی‌ـت رو جمع و جور کن!

336
00:13:15,209 --> 00:13:17,909
‫جمع و جورشون کن و بندازشون تو یه کوله پشتی!

337
00:13:17,912 --> 00:13:20,311
‫یعنی همه افکار تخمی تخیلیت رو!

338
00:13:21,447 --> 00:13:22,681
‫،و اگه قرار شد جایی ببریشون

339
00:13:22,682 --> 00:13:23,916
‫می دونی ببرشون کجا؟

340
00:13:23,917 --> 00:13:25,450
‫،ببرشون مغازه تخمی تخیلی فروشی و بفروششون

341
00:13:25,452 --> 00:13:28,019
‫یا بذارشون تو موزه تخمی تخیلی ها!
‫واسم مهم نیست!

342
00:13:28,022 --> 00:13:29,922
‫فقط جمع و جورشون کن.

343
00:13:31,224 --> 00:13:32,957
‫افکار تخمی تخیلیت رو جمع و جور کن!

344
00:13:38,699 --> 00:13:40,199
‫برو عقب!

345
00:13:41,201 --> 00:13:42,634
‫وایسا، واقعاَ؟!

346
00:13:44,372 --> 00:13:46,705
‫بث منو شکل تو می بینه؟

347
00:13:46,706 --> 00:13:48,206
‫اوه خدای من.

348
00:13:48,209 --> 00:13:49,374
‫بچرخ!

349
00:13:49,377 --> 00:13:50,743
‫گفتم بچرخ!

350
00:13:50,744 --> 00:13:53,045
‫آخه بث چطوری می تونه همچینن
‫افکاری درباره من داشته باشه؟

351
00:13:53,047 --> 00:13:56,047
‫هرزه هیولای قضاوت کننده!

352
00:13:56,050 --> 00:13:57,450
‫همینطوری دست رو دست نمی ذارم.

353
00:13:57,451 --> 00:13:58,883
‫می خوام بدون زنم کجاست.

354
00:13:58,886 --> 00:14:00,920
‫تو هم باید بهم کمک کنی.

355
00:14:00,922 --> 00:14:03,422
‫نه!
‫هیچکی همچین کاری نمی کنه!

356
00:14:06,226 --> 00:14:08,460
‫همینجا وایسا.

357
00:14:08,463 --> 00:14:09,662
‫چی می خوای؟

358
00:14:09,663 --> 00:14:11,430
‫جری‌ها رو.

359
00:14:11,431 --> 00:14:12,898
‫جری رو می خوای؟

360
00:14:12,899 --> 00:14:14,300
‫ولی من اصلآَ جری رو نمی خوام.

361
00:14:14,301 --> 00:14:17,335
‫من جری‌ها رو می خوام.

362
00:14:17,338 --> 00:14:18,403
‫وهو!

363
00:14:18,406 --> 00:14:20,104
‫یه لشکر.

364
00:14:21,242 --> 00:14:22,441
‫یه لشکر جری.

365
00:14:22,442 --> 00:14:26,077
‫ارزش نوکر صفتیِ جری به پای تو حروم شده.

366
00:14:26,080 --> 00:14:29,514
‫اما من ازش واسه غلبه بر دنیا استفاده می کنم.

367
00:14:29,517 --> 00:14:30,916
‫،اه مرد
‫حتماَ جری پیش خودش فکر می کنه

368
00:14:30,917 --> 00:14:32,618
‫من چقدر احمقم که بدلم اینقدر احمق تره.

369
00:14:32,619 --> 00:14:35,521
‫اینطوری بهتر نیست که شوهر ابله من رو

370
00:14:35,523 --> 00:14:36,754
‫بنشونی رو این صندلی تا بتونی

371
00:14:36,757 --> 00:14:38,523
‫یه لشکر از کله خرهایی مثه خودت درست کنی؟

372
00:14:40,027 --> 00:14:42,527
‫هرگز نسخه‌ی دیگه‌ای از من ساخته نمی شه.

373
00:14:42,529 --> 00:14:44,997
‫،من قوی ترین و باهوش ترین موجود زنده هستم

374
00:14:44,999 --> 00:14:48,466
‫چون جری فکر می کنه تو هم به همین اندازه قوی

375
00:14:48,469 --> 00:14:51,769
‫و باهوش هستی!

376
00:14:51,772 --> 00:14:54,005
‫اوکی، اوپس.

377
00:14:58,546 --> 00:15:01,379
‫هی!

378
00:15:01,382 --> 00:15:02,614
‫مورتی، جسیکا، چه خبرا؟

379
00:15:02,617 --> 00:15:03,883
‫رقص جدیدمو ببینید و حال کنید!

380
00:15:03,884 --> 00:15:05,950
‫"!اسمش رو گذاشتم، "اوه، بذار بیام بیرون

381
00:15:05,952 --> 00:15:07,353
‫بذار بیام بیرون

382
00:15:07,354 --> 00:15:08,620
‫بذار بیام بیرون

383
00:15:08,623 --> 00:15:10,321
‫این یه رقص نیست

384
00:15:10,324 --> 00:15:11,523
‫دارم التماس می کنم که کمک‌ـم کنید

385
00:15:11,526 --> 00:15:12,791
‫دارم داد می زنم که کمک‌ـم کنید

386
00:15:12,792 --> 00:15:14,292
‫لطفاَ بذار بیام بیرون

387
00:15:14,295 --> 00:15:15,393
‫بذار بیام بیرون

388
00:15:15,396 --> 00:15:16,461
‫بذار بیام بیرون

389
00:15:16,464 --> 00:15:18,364
‫این یه رقص نیست

390
00:15:18,365 --> 00:15:19,465
‫دارم التماس می کنم که کمک‌ـم کنید

391
00:15:19,466 --> 00:15:20,532
‫دارم داد می زنم که کمک‌ـم کنید

392
00:15:20,534 --> 00:15:21,867
‫لطفاَ بذار بیام بیرون

393
00:15:21,869 --> 00:15:23,067
‫دارم تو یه خُمره

394
00:15:23,070 --> 00:15:24,802
‫که تو گاراژه می میرم

395
00:15:24,805 --> 00:15:27,172
‫محشر بود!

396
00:15:27,173 --> 00:15:28,806
‫اوکی، قسمت آخرش واقعاَ عجیب غریب بود.

397
00:15:28,808 --> 00:15:30,508
‫شاید یجورایی حق با سامر بود.

398
00:15:30,511 --> 00:15:31,844
‫نمی دونم.
‫ولی بامزه بود.

399
00:15:31,845 --> 00:15:33,412
‫میای آروم برقصیم؟

400
00:15:38,018 --> 00:15:40,152
‫ریک ریزه میزه، مثه همیشه رقصت عالی بود.

401
00:15:40,153 --> 00:15:42,086
‫میشه یه لحظه وقتت رو بگیرم؟

402
00:15:42,089 --> 00:15:43,989
‫ریک ریزه میزه، این گفتگویی که می خوام باهات داشته باشم

403
00:15:43,990 --> 00:15:45,356
‫قلبم رو به درد میاره.

404
00:15:45,359 --> 00:15:46,992
‫تو یه دانش آموز عالی هستی و اینکه

405
00:15:46,994 --> 00:15:49,027
‫،یه پیرمرد هشتاد ساله تو یه بدن کلونی هستی

406
00:15:49,029 --> 00:15:50,262
‫اصلآَ من رو اذیت نمی کنه.

407
00:15:50,263 --> 00:15:51,830
‫اما یه موضوع دیگه ای رو باید بگم.

408
00:15:51,831 --> 00:15:53,765
‫این واست آشناست؟

409
00:15:53,768 --> 00:15:55,434
‫یکی بهمون گفت که این تو کمدِ توـئه.

410
00:15:55,436 --> 00:15:58,236
‫،آره، انجمن مدرسه بخاطر اینکه معلم ورزش یه خون آشام بود

411
00:15:58,239 --> 00:15:59,738
‫حسابی خجالت زده‌ست

412
00:15:59,739 --> 00:16:01,040
‫،و قرار نیست صداش رو دربیاره
‫،اما با این حال

413
00:16:01,042 --> 00:16:02,340
‫نمی تونن دانش آموزهایی رو قبول کنن
‫که معلم‌هاشون رو میکشن.

414
00:16:02,343 --> 00:16:04,710
‫مجبورم واسه اینکار تو رو اخراج کنم.

415
00:16:04,711 --> 00:16:06,077
‫متاسفم.

416
00:16:08,214 --> 00:16:10,048
‫همین الان اخراج شدم، سامر!

417
00:16:10,051 --> 00:16:12,850
‫اوه! پس دیگه لازم نیست جوون بمونی.

418
00:16:12,853 --> 00:16:13,885
‫لباسم!

419
00:16:13,888 --> 00:16:15,119
‫ریدم به لباست!

420
00:16:15,122 --> 00:16:16,589
‫حالا زیر آب منو می زنی؟
‫من ریک ریزه میزه‌م!

421
00:16:16,590 --> 00:16:18,957
‫باشه! آره!
‫واسه این اینکارو کردم چون دوستت دارم و

422
00:16:18,960 --> 00:16:20,692
‫و دارم سعی می کنم زندگیت رو نجات بدم!

423
00:16:20,695 --> 00:16:22,961
‫زندگی من همین دبیرستانه!

424
00:16:22,964 --> 00:16:25,063
‫سامر اسمیت یه اسکل روانیِ ^$%$ـه

425
00:16:25,066 --> 00:16:27,199
‫که باعث شد من از مدرسه اخراج بشم!

426
00:16:32,205 --> 00:16:34,072
‫بو!

427
00:16:34,075 --> 00:16:35,707
‫سامر، فکر می کردم باحالتر از این حرفا باشی!

428
00:16:35,710 --> 00:16:37,142
‫معذرت می خوام، خوبه؟

429
00:16:37,143 --> 00:16:38,710
‫چطور می تونی اینقدر هرزه باشی؟

430
00:16:38,713 --> 00:16:40,878
‫اوه خدای من، مورتی.

431
00:16:40,880 --> 00:16:43,215
‫خواهرت زیرآب ریک ریزه میزه رو زد؟

432
00:16:43,216 --> 00:16:45,383
‫ترسوی بزدل.

433
00:16:45,386 --> 00:16:47,119
‫آره.

434
00:16:48,654 --> 00:16:50,388
‫هی، عشقِ جری!

435
00:16:50,390 --> 00:16:52,056
‫نظرت چیه مزه‌ی اصلِ جنس رو بچشی؟!

436
00:16:53,293 --> 00:16:55,226
‫جری!

437
00:16:55,229 --> 00:16:56,928
‫اه. اه. اه.

438
00:16:56,931 --> 00:16:59,364
‫اه اه  اه اه ااه

439
00:17:01,667 --> 00:17:04,335
‫تا من هستم، از این خبرا نیست.

440
00:17:04,338 --> 00:17:06,138
‫خودشه!

441
00:17:06,139 --> 00:17:09,475
‫بث، منم، شوهرت!

442
00:17:09,476 --> 00:17:11,142
‫اومدم نجاتت بدم.

443
00:17:11,145 --> 00:17:13,512
‫یا بهتره بگم من دیگه جری اسمیت نیست!

444
00:17:13,513 --> 00:17:15,347
‫- اه!
‫- آره!

445
00:17:15,349 --> 00:17:16,148
‫جری اسمیت!

446
00:17:16,149 --> 00:17:17,782
‫- آره، اینجا.
‫- اها!

447
00:17:17,784 --> 00:17:19,017
‫اوکی، عادلانه بود.

448
00:17:25,591 --> 00:17:28,292
‫شب بخیر بگو، پیرمرد.

449
00:17:29,597 --> 00:17:31,295
‫- چه غلطی می کنید؟
‫- بذارش زمین!

450
00:17:31,298 --> 00:17:33,098
‫سامر، ای هرزه!

451
00:17:33,100 --> 00:17:35,367
‫اینطوری باهاش حرف نزن!
‫ناسلامتی نوه‌ـته!

452
00:17:35,369 --> 00:17:38,003
‫من نوه نمی خوام!
‫من ریک ریزه میزه‌م!

453
00:17:38,004 --> 00:17:39,437
‫اون خواهرمه!
‫و اگه ریک ریزه میزه قراره

454
00:17:39,439 --> 00:17:42,006
‫،با خواهر من بدرفتاری کنه

455
00:17:42,009 --> 00:17:43,475
‫می دونی چی میشه، دوباره پیر میشی.

456
00:17:43,476 --> 00:17:45,276
‫مورتی، فکر می کنی خیلی گردن کلفتی؟

457
00:17:45,279 --> 00:17:46,945
‫می خوای چیکار کنی آخه؟
‫من ریک ریزه میزه‌م.

458
00:17:46,946 --> 00:17:48,480
‫باحالترین بچه‌ی مدرسه‌ـتونم.

459
00:17:48,482 --> 00:17:51,050
‫چطوری می خوای مجبورم کنی که به حرفت
‫گوش کنم، هان؟

460
00:17:51,051 --> 00:17:53,519
‫من کاری رو می کنم که اگه ریک واقعی
‫بود انجامش می داد...

461
00:17:53,521 --> 00:17:55,286
‫می زنم جر واجرت می کنم!

462
00:17:55,289 --> 00:17:56,487
‫اوه!

463
00:17:57,625 --> 00:17:59,792
‫ریک، می دونم اون تویی!

464
00:17:59,793 --> 00:18:01,159
‫می دونم داری زور می زنی که خارج بشی!

465
00:18:01,161 --> 00:18:02,961
‫خودشه مورتی!
‫نگرش دار!

466
00:18:04,799 --> 00:18:06,998
‫بنوش، عزیزم

467
00:18:07,001 --> 00:18:09,068
‫تمام شب را بیدار بمان
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[Between The Bars –  Elliott Smith]</font>

468
00:18:09,070 --> 00:18:11,136
‫گوش کن، ریک ریزه میزه.

469
00:18:11,138 --> 00:18:12,670
‫به صدای الیوت اسمیت گوش کن.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[خواننده آمریکایی که در ۳۴ سالگی جان سپرد]</font>

470
00:18:12,673 --> 00:18:13,671
‫اوه! نه!

471
00:18:13,674 --> 00:18:15,139
‫حس‌ـش رو بگیر!

472
00:18:15,141 --> 00:18:18,209
‫اوه! نــــه! خدا!

473
00:18:18,212 --> 00:18:19,811
‫هرگز نخواهی دید

474
00:18:19,813 --> 00:18:21,914
‫اوه خدا، این چه زندگی‌ایه؟

475
00:18:21,916 --> 00:18:25,384
‫چطور میشه آدمی به این با استعدادی اینقدر
‫زود بمیره؟

476
00:18:25,386 --> 00:18:26,651
‫جوان بودن یعنی چی؟

477
00:18:26,654 --> 00:18:27,919
‫من جوان نیستم.
‫من پیرم.

478
00:18:27,921 --> 00:18:28,986
‫من.. من یه‌روزی می میرم.

479
00:18:28,988 --> 00:18:30,656
‫بدن من واقعی نیست.

480
00:18:30,657 --> 00:18:31,857
‫مورتی! سامر!

481
00:18:31,859 --> 00:18:32,858
‫منم! ریک!

482
00:18:32,859 --> 00:18:34,259
‫ریک واقعی!

483
00:18:34,261 --> 00:18:36,494
‫ریک! چطوری برت گردونیم به بدن اصلیت؟

484
00:18:36,496 --> 00:18:38,330
‫،اوکی، با دقت گوش کنید چی می گم
‫یه دسته دیود رو پنل کنترل

485
00:18:38,331 --> 00:18:40,532
‫ظرف هست که یکیش آبی و یکیش قرمزه.

486
00:18:40,533 --> 00:18:42,234
‫اوه خدا، این چه دنیاییه؟

487
00:18:42,235 --> 00:18:44,168
‫من نمی خواستم به دنیا بیام.
‫باید اون آبی‌ـه رو به

488
00:18:44,170 --> 00:18:46,405
‫به شقیقه سمت چپ و قرمزه رو هم به...

489
00:18:46,407 --> 00:18:47,872
‫چرا کسی از من خوشش نمیاد؟

490
00:18:47,875 --> 00:18:49,241
‫- تمرکز کن، بابابزرگ!
‫- اون سیم های لعنتی رو

491
00:18:49,243 --> 00:18:51,909
‫بذارید رو سرم!
‫از نوجوان بودن متنفرم!

492
00:18:59,418 --> 00:19:01,453
‫اوه! اه!

493
00:19:04,690 --> 00:19:06,425
‫اه! اوه!

494
00:19:06,426 --> 00:19:09,194
‫جری، تو که نمی تونی آهن خم کنی.

495
00:19:09,196 --> 00:19:10,529
‫پس یه نمونه ازم که می تونه اینکارو بکنه درست کن.

496
00:19:10,531 --> 00:19:12,130
‫چطوری وقتی جلوی چشمم حتی نمی تونی
‫آهن رو تکون بدی

497
00:19:12,132 --> 00:19:14,433
‫همچنین کاری بکنم؟

498
00:19:14,435 --> 00:19:15,701
‫شدی همون بث قدیمی!

499
00:19:15,703 --> 00:19:17,936
‫ذهن یه روبات و قلب یه حشره!

500
00:19:17,937 --> 00:19:19,737
‫اینطوری باهاش صحبت نکن.

501
00:19:19,740 --> 00:19:21,607
‫چی؟

502
00:19:21,609 --> 00:19:23,442
‫اوه، درد میاد!

503
00:19:23,444 --> 00:19:25,276
‫اوه خدا.

504
00:19:27,880 --> 00:19:29,414
‫بس کنید.

505
00:19:29,416 --> 00:19:33,452
‫این تصویر مرا خوش نمی آید!

506
00:19:33,454 --> 00:19:35,119
‫اه!

507
00:19:39,091 --> 00:19:41,225
‫،خداجون
‫چطوری...؟

508
00:19:41,227 --> 00:19:43,262
‫،خوب، حس کردم که تو ذهن تو

509
00:19:43,263 --> 00:19:45,429
‫نسخه‌ی ایده‌الِ من اونقدری باهوش هست

510
00:19:45,432 --> 00:19:46,898
‫که تو رو بعنوان یه...

511
00:19:46,900 --> 00:19:48,167
‫الهه ببینه.

512
00:19:48,168 --> 00:19:51,136
‫حالا همچین هم گاگول نیستیا، نه؟

513
00:19:51,138 --> 00:19:53,504
‫،عزیزم، وقتی بحث ضمیرِ تو میاد وسط

514
00:19:53,506 --> 00:19:55,907
‫^$#@ من میشم استیفن هاوکینسونِ!
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[!استیفن هاوکینگ]</font>

515
00:19:55,909 --> 00:19:57,975
‫اوه، اسمش...
‫بیخیال.

516
00:19:57,977 --> 00:19:59,977
‫عاشقتم.

517
00:20:06,419 --> 00:20:07,753
‫اوه.

518
00:20:07,754 --> 00:20:08,853
‫- ریک!
‫- شلوار!

519
00:20:08,856 --> 00:20:10,121
‫لعنتی!

520
00:20:10,123 --> 00:20:12,090
‫ممنون بچه ها.
‫از پس‌ش براومدید.

521
00:20:12,091 --> 00:20:13,425
‫البته کار سامر بود.

522
00:20:13,426 --> 00:20:15,092
‫یه مقدار عجیبه که اینقدر طلبه بودی
‫واسه یه سری مسائل حاشیه ای

523
00:20:15,094 --> 00:20:16,762
‫وجودِ من رو به حراج بذاری، مورتی.

524
00:20:16,763 --> 00:20:18,263
‫- چی؟!
‫- شلوار!

525
00:20:18,264 --> 00:20:20,264
‫ولی گوش کنید... هردوتون رو می بخشم.
‫می دونید چرا؟

526
00:20:20,266 --> 00:20:22,167
‫امروز یه چیز خیلی مهم یاد گرفتم...

527
00:20:22,168 --> 00:20:23,836
‫اینکه بدترین دشمن یه نوجوان، ذهن خودشه.

528
00:20:23,838 --> 00:20:25,169
‫اینم یاد گرفتم که...

529
00:20:26,840 --> 00:20:30,442
‫عملیات ققنوس اون پس اندازی نیست که
‫فکرش رو می کردم.

530
00:20:30,444 --> 00:20:31,843
‫بنظرم باید از اول شروع کنم.

531
00:20:31,846 --> 00:20:33,611
‫اوه خدای من!

532
00:20:33,613 --> 00:20:34,612
‫اوه خداجون!

533
00:20:34,615 --> 00:20:37,648
‫اوه خدای من.
‫شلوارت رو بپوش!

534
00:20:37,650 --> 00:20:38,951
‫بردار شلوارت رو بپوش!

535
00:20:38,953 --> 00:20:40,852
‫بابابزرگ برگشته، بچه ها.

536
00:20:40,855 --> 00:20:42,119
‫بابابزرگ...

537
00:20:42,121 --> 00:20:44,289
‫اوه مرد، باید برم دنبال پدر مادرتون.

538
00:20:44,291 --> 00:20:45,957
‫گوشیم سوخت اونقدر زنگ زدن.

539
00:20:45,959 --> 00:20:47,125
‫آخرین سفر در دل جاده!

540
00:20:47,127 --> 00:20:48,793
‫اااااه!

541
00:20:48,795 --> 00:20:50,462
‫محض رضای خدا یه چیزی تنت کن!

542
00:20:52,532 --> 00:20:55,067
‫حالا نظرت چیه؟
‫می خوای

543
00:20:55,069 --> 00:20:57,002
‫یه مدت دیگه به زندگی متاهلی ادامه بدیم؟

544
00:20:57,003 --> 00:21:00,705
‫حداقل تاوقتی مورتی دیپلم‌ش رو بگیره!

545
00:21:00,707 --> 00:21:01,840
‫اوه. مم.

546
00:21:03,977 --> 00:21:06,378
‫اها، حالا دیدید؟
‫بهتون چی گفتم؟

547
00:21:06,379 --> 00:21:07,378
‫جواب داد.

548
00:21:07,380 --> 00:21:09,147
‫می دونی چیه ریک؟
‫فکر می کنم...

549
00:21:09,148 --> 00:21:11,350
‫حوصله‌م رو سر بردی.
‫سوار شید.

550
00:21:11,351 --> 00:21:12,684
‫،کل روز رو تو بدن یه بچه بودم و الان

551
00:21:12,686 --> 00:21:14,319
‫حس می کنم استخوان‌هام دارن همدیگه رو
‫تیکه پاره می کنن.

552
00:21:14,321 --> 00:21:17,089
‫،اوه، محض آمادگی‌تون می گم

553
00:21:17,090 --> 00:21:18,657
‫الان یه سری جسد تو گاراژه.

554
00:21:18,658 --> 00:21:22,761
‫هاه! بنظر میاد موضوع داستان هامون
‫به هم ارتباط داشتن!

555
00:21:22,763 --> 00:21:24,663
‫جدی می گم، جری.

556
00:21:24,665 --> 00:21:28,032
‫احتمالاَ یه ارتباط سطحی بوده و ذهنت
‫داره یه اشتباه موضوعی انجام می ده.

557
00:21:28,034 --> 00:21:29,234
‫اوه.

558
00:21:29,235 --> 00:21:31,669
‫ریک قدیمی!
‫همه چیز رو نابود می کنه!

559
00:21:32,187 --> 00:21:35,495
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[...بعد از تیتراژ ادامـه داره]</font>

560
00:22:06,773 --> 00:22:07,872
‫قربان.

561
00:22:07,875 --> 00:22:08,940
‫بگو.

562
00:22:08,943 --> 00:22:10,242
‫انسان ها متوجه حضورِ

563
00:22:10,244 --> 00:22:12,043
‫کوچ (مربی) فراتو شدن.
‫<font color=#f۲۶۵۲۲>[شوخی با اسم نوسفراتو، اولین فیلم خون آشامی سینما بود]</font>

564
00:22:12,045 --> 00:22:13,445
‫کشته شد.

565
00:22:13,446 --> 00:22:14,279
‫اشکالی نداره.

566
00:22:14,281 --> 00:22:15,580
‫فناپذیرها به زودی...

567
00:22:15,581 --> 00:22:16,982
‫ببخشید، گفتی اسمش چی بود؟

568
00:22:16,984 --> 00:22:18,716
‫- کوچ فراتو.
‫- کوچ فراتو.

569
00:22:18,718 --> 00:22:21,218
‫یعنی اسمِ خون آشامی‌ش همین بود؟

570
00:22:21,221 --> 00:22:23,388
‫نه نه نه نه.
‫اسم خون آشامی‌ش بالیک آلستین بود.

571
00:22:23,389 --> 00:22:24,889
‫خوب پس چرا اسم خودش رو

572
00:22:24,891 --> 00:22:26,925
‫از رو یه فیلم معروف خون آشامی برداشته؟
‫حالش خوش نبوده؟

573
00:22:26,926 --> 00:22:28,260
‫بنده اطلاعی ندارم، اهریمن بزرگوار.

574
00:22:28,262 --> 00:22:29,761
‫ای خدا!

575
00:22:29,763 --> 00:22:32,496
‫از این به بعد، دیگه کسی محض باهوش بازی
‫از این اسم های مذخرف انتخاب نمی کنه.

576
00:22:32,498 --> 00:22:34,166
‫وقتی یه خون آشام داره خودش را جای
‫،یه  آدم جا می زنه

577
00:22:34,167 --> 00:22:35,466
‫فقط می تونه اسم خودش رو

578
00:22:35,468 --> 00:22:37,301
‫الن جفرسون یا همچین چیزی بذاره.

579
00:22:37,303 --> 00:22:38,570
‫مسخره ست، نه؟

580
00:22:38,571 --> 00:22:40,071
‫یعنی می گم، من دارم زیادی گیر می دم؟

581
00:22:40,073 --> 00:22:41,572
‫اوکی، حس می کنم حاضرین تو اتاق دارن

582
00:22:41,574 --> 00:22:42,940
‫جوری بهم نگاه می کنن که انگار ریدم به فضا.

583
00:22:42,943 --> 00:22:44,009
‫درسته؟

584
00:22:44,011 --> 00:22:47,579
‫خوبه. اوکی. عالیه.

585
00:22:48,983 --> 00:22:50,415
‫<font color=#ed>©</font> TvWorld.info

